بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 15

گزينه اى از نامه هاى دانشوران




دانشمند گرامى جناب آقاى درايتى مدير مسئول محترم مجله آينه پژوهش حفظه الله تعالى
ضمن عرض سلام و تشكر از حضرت بارى تعالى توفيق روز افزون سركار و همه عزيزانى كه در تهيه اين مجله مى كوشند به ويژه محقق مفضال جناب آقاى مهدوى راد را از خداوند متعال درخواست مى دارد. تاكنون پاره اى از مقالات اين مجله را خواندم. ميان مجله هايى كه از دير باز تاكنون به دستم مى رسد جاى چنين منشور ارزشمندى خالى مى نمود ; لكن در ظل مراحم الهى و كوششهاى بى دريغ بزرگوارانى- كه شمارى از آنانرا به پركارى و دقت و اخلاص در تحقيقات مى شناسم -اين خلأ پر شده و طرح سنجيده و حساب شده مقالات آن, هر فرد علاقمند به تحقيق و پژوهش را به خود جذب كرده و بر آن وامى دارد سراپاى آنرا با عشق و علاقه مورد مطالعه قرار دهد, و اين سخن بدون هيچگونه اغراق و مجامله معروض مى گردد. اميدوارم خداوند متعال به همه ما توفيق عنايت كند تا در جهت بالا بردن سطح فرهنگ و آگاهى مردم كامياب باشيم و اين نشريه گرانقدر در زير مساعى حضرتعالى و عزيزانى ديگر روز به روز به روز تر و پر بارتر گردد. بااحترام, سيد محمد باقر حجتى
***
با سلام و احترام و آرزوى سلامت و سعادت براى شما و همه همكاران و همقلمان آينه پژوهش به دستم رسيده است. مطالب آن را با علاقه خواندم و از اينكه شاهد رشد و اعتلاى آن در مسيرى علمى, فرهنگى و اطلاعاتى هستم بسيار خوشحالم. اميدوارم اين مجله در آينده نيز هويت ويژه و مستقل خودرا حفظ كند و با تأكيد بيشتر بر روشهايى كه اطلاعات را در حوزه مورد نظر به محققان و علاقه مندان بهتر منتقل كند به هدفهاى اصلى خود نزديكتر شود. باارادت واحترام, عبدالحسين آذرنگ
***
…بحمد الله متضمن مطالب نافع و لازم و بالاخص موضوع: ضرورت تحقيق در تزهاى اصلاحى جهان اسلام [در شماره 2], داراى اهميت فوق العاده است. اين جانب ساليان ممتدى است به اين نكته و قوف يافته ام و از قرآن كريم هم بضميمه مقدمه كوتاه نفوذ انحراف در همه شئون مسلمين اعم از فردى و اجتماعى, آنرا استفاده نموده ام و آن اين است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده اند:(لتركبنّ سنن بنى إسرائيل حذوا القذة بالقذة والله لو اَنّهم دخلوا جحر ضبّ لدخلتموه) بمفاد حديث شريف نبوى همه ما جراهاى بنى اسرائيل در اين امت تكرار خواهد شد و يكى از سنن آنها بنص كريمه مباركه (يحرفون الكلم عن مواضعه) مى باشد. جمع مُحلّى بالف ولام كه مفيد عموم [است] پس تحريف تمام شئون در اين امت جريان خواهد داشت. بنابر مطلب فوق عنوان كردن مطالب راجع به تحريفات واقعه بسيار لازم و ضرورى بنظر مى رسد و با اتكاء به كريمه مباركه (ومن يقنط من رحمة ربّه إلاّ الضالّون) جاى دلگرمى و اميدوارى موجود است. والله معكم ولن يتركم اعمالكم عزالدين زنجانــــــــــــى
***

ديروز شماره اول و دوم (آينه پژوهش ) تان رسيد. ديشب چهار مطلبش را خواندم.بقيه را به تدريج خواهم ديد.
تولدتان را تبريك مى گويم. همتى كرده ايد, كه اميدوارم مؤيد باشيد. اما بايد همت مضاعفى هم - در طول زمان - داشته باشيد. شروع كاريك نشريه منظم كار مشكلى بوده است و شما موفق شده ايد. اما ادامه منظم آن بسيار مشكل تراست.يقين دارم پيروز خواهيد شد.
(ضرورت نقد) (عنوان كتاب) (سر مقاله شماره دوم) (گفتگو با عزيزم حائرى) را خواندم. معلوم است مى دانيد مى خواهيد چه كنيد. از باب تأكيد نيست اگر فضولى مى كنم, از باب تأييد است:
1- در صورت ظاهر كتاب, با آرايش صفحات, شماره دوم بهتر شده است. خيال مى كنم با عكس هاى يك اندازه نويسندگان يا با كليشه هاى يك اندازه پشت جلد كتابها صورت ظاهر مجله طراوت خواهد گرفت.
2- مصاحبه را كه از شماره دوم شروع كرديد, ادامه بدهيد. بحث هاى كتابى و نظرى را با گفتگوها جاندارتر خواهيد كرد.
3- اميدوارم عمدى نداشته ايد كه مجله تان را بدون شعر بيرون داده ايد.
4- پيشنهاد مى كنم افزون بر معرفى كتابخانه هاى قم, مدارس معتبر و قديمى را هم معرفى كنيد. همينطور امامزاده هاى قم را. اين كار نمى گذارد پژوهش شما يك بعدى بماند و متكى به كتاب. يك وقت برادرم جلال, از غلامرضا امامى خواسته بود اين كار را بكند. و امامى مى گفت يك كار فردى نيست. گروهى را مى خواهد.
5- راستش از اينكه از مراتب و مدارج و امهات كتبى كه در دوره هاى سطح و خارج حوزه ها معمول است اطلاعات دقيقى ندارم خوشحال نيستم. فكر مى كنم شما مى توانيد عصاى دست افرادى چون من باشيد. برايتان آرزوى توفيق دارم
شمس آل احمــــــــد
***

پس از عرض سلام و اظهار مراتب ارادت از اينكه اين بنده ناتوان را مورد محبت قرارداده و در سلك اساتيد دانش و علم قلمداد كرده ايد سپاسگزارى نموده و متشكرم. شماره دوم راكه ارسال فرموده بوديد بيشتر آنرا مطالعه كردم و از زحمت و رنج فراوانى كه دست اندركاران تنظيم مقالات و مصاحبه ها و اطلاعات دقيقى كه در مورد كتابها و مقالات تهيه كرده و به تحرير در آورده اند صميمانه قدردانى نموده و براى موفقيت بيشتر آنان دعا كردم. مهم اين است كه اين تلاشها ادامه يابد و در بر خورد با مشكلات و كمبودها واحياناً انتقادها و نا سپاسيها دلسرد نشويد و با توكل بخداى متعال واستعانت از درگاه او دلگرم و استوار به كار بزرگى كه اقدام كرده ايد ادامه دهيد كه بزرگان گفته اند علت مبقيه مهمتر از علت محدثه است. والسلام عليكم سيد هاشم رسولى محلاتى
***

ضمن عرض سلام و احترام مجله بسيار سودمند آينه پژوهش دريافت شد. از مطالعه مقالات ارزنده مخصوصاً مقاله غناى دانش و روش … اثر دانشمند ارجمند, محقق گرامى آقاى رضا مختارى سود فراوان بردم, ضمن عرض سپاس توفيق هر چه بيشتر ايشان را از خداوند متعال خواستار م. حوزه شريفه علميه پيوسته منشأ خير و بركت بوده امّا پس از انقلاب اسلامى ألحق از لحاظ تحقيق و تأليف پيشرفت چشمگير داشته است.
موفقيت اهل فضل و دانش را در راه اشاعه علم و پژوهش از خداوند مسألت دارد. با تجديد احترام, ابوالقاسم گرجـى
***
با سلام و درود و با تشكر بسيار وبا اميد استمرار اين تلاش مبارك. اگر انشاء الله تلاش ادامه يابد شما عزيزان ياران فراوانى براى كمك و حمـــــــــايت خواهيد يافت و ازآن فراوان تر خوانندگان دعا گوى. مهندس مير حسين موسوى
***

با سلام و تحيّت,تاكنون دو شماره مجله وزين (آينه پژوهش ) به اين جانب و كتابخانه جامع گوهر شاد مشهد رسيده است.
جاى چنين مجله اى - با سبك و شيوه نوين در مسأله (اطلاع رسانى تحقيقات اسلامى) تاكنون خالى بوده است. البته مجلات ديگر مانند: نشر دانش, مجله حوزه و نشريات دانشگاهى چنين كارى تاكنون انجام داده اند و انجام مى دهند. امّا بطور يك جا و به اصطلاح (يك كاسه) و (تخصّصى) خير.
اجازه فرمائيد, بر چند نكته كه در شماره دوم (مرداد و شهريور 69) آمده است تأكيد بيشترى كنم و بقيه بحث را به آينده بگذارم.
بحث (ضروت باز سازى متون درسى حوزه) كه در سر مقاله, تحت عنوان (از اينجا و آنجا) آمده است, مطلبى است بسيار حساس و شايسته توجه. البته انجام دادن اين كار بسيار سنگين است و (قشر مقاوم) هميشه در كمين ! شايد عدّه اى اصلاً آن را تجويز نكنند و دلايلى هم داشته باشند ولى در اين كه نوشته ايد:(متون ناكار آمد حوزه بايد بازسازى شود, امّا با استوارى هرچه بيشتر وبا ابعادى هر چه ژرفتر و نثرى استوارتر) اين موضوع با اين قيد و شرطى كه آورده ايد مسلماً دير يا زود انجام خواهد پذيرفت.
و امّا مشكل بزرگ ; كتابهاى كمك درسى و شروح ناپسنديده اى است كه اخيراً هم در حوزه هاى قديم و هم در مدارس جديد معمول شده است و به نظر مى رسد ; انگيزه آنها - در جنب انگيزه هاى ديگر - جذب ريال باشد ! براى دانش آموزان و حتى دانشجويان هم كتابهاى ناقص, بد چاپ و مغلوطى, به بازار عرضه مى شود به اعلى القيم كه به قول معروف (بازار سياه) را هم بدنبال دارد ! بگذريم.
عناوين و مطالبى كه در (آينه پژوهش ) آمده است همه مستقيم و گاه غير مستقيم به (پژوهش و تحقيق اسلامى ) و علمى و ادبى ارتباط دارد و از هر جهت مفيد است و راهگشا.
(نقدى بر دائرة المعارف بزرگ اسلامى ) در صفحه 17 بسيار لازم است. به شرط اينكه (نقد) - بر خلاف آنچه در بيشتر مجلات ما معمول است - جنبه (حبّ و بغض) شخصى نداشته باشد. در كشور اسلامى ما هنوز (نقد) بيمارگونه است و بايد آن را از بيمارى نجات داد و علاجش (عدالت و انصاف) است.
مباحث ديگر از قبيل كتابشناسيها, فهرست انتشارات جديد, تجليل و تقديس كتابهايى كه طى ساليان با خون دل فراهم آمده است مانند كتاب مستطاب (الحياة) و ترجمه هاى (استاد احمد آرام) و شناساندن آنها به طلاب جوان و دانشجويان و حتى دانش آموزان از كارهاى بسيار ضرورى است.
استاد محمد رضا حكيمى و برادران دانشمند خود اين كار خطير را از سر درد دين و علاقه به بهبود وضع اجتماعى اسلامى - خاصه ايران - فراهم كرده اند. معرفى پژوهشهاى ديگران - براى اطلاع رسانى به ديگر محققان - كه از دوباره كارى پرهيز شود - ضروت بسيار دارد. اميداست در مقاله يا نامه ديگرى بتوانم گفتنى هارا بگويم و نوشتنى هارا - اگر قابل باشد - بنويسم. با آروزى توفيق بيشتر احمــد احمدى بيرجندى
***

سلام عليكم, با آرزوى سلامت و موفقيّت روز افزون براى شما سروران انديشمند و پژوهشگران پيروان راستين و صادق خطّ درخشان و رهگشاى حضرت امام راحل رهبر كبير انقلاب مقدّس (قدس الله نفسه الزكيّة). ضمن تشكر و قدردانى از اين حركت با بركت و ارزنده فرهنگى شما رجاء واثق دارم كه محققان و كاوشگران صاحبان ايده تحقيق و ارزيابى در مبانى و مآخذ اسلامى جداً از رهنمودهاى اين مجله (كه حقّاً آينه بس شفّاف در اين راستا است ) بهره وافى بگيرند و نيز اميد است خداوند متعال بر توفيقات دست اندركاران دلسوز اين مجموعه ميمونه بيفزايد. محمد تقى نحوى
امام جمعه رامسر
اجر زحمات فراوان و طاقت فرساى هيئت تحريريه با خداوند عزيز و خاندان رسالت (عليهم السلام).انشاء الله موانع كار بر طرف و مشكلات كمتر و نيروى زبده متمركزتر گردد و منشأ خدمات فراوانى در راه خدمت به اسلام عزيز باشيد.
براى توجه به خدمات خودتان ياد آورى ميشود: كتاب (الشيعة و الحاكمون)(شيعه و زمامداران خودسر) را كه ترجمه و چاپ كردم جمعا يك ماه به طول انجاميد: بتدريج ترجمه و چاپ ميشد پس از نشر حدود 15 نفر گفتند: ما مشغول ترجمه آن بوده ايم از يك سال تا يك ماه و هرگاه بانك اطلاعاتى بود, وقت اين نيروى محدود باطل نمى شد و به كارهاى ديگرى كه نياز انقلاب بود توجه ميشد.
پيشنهاد موضوعى:براى توسعه و رشد مجله پيشنهاد ميشود:
1 - مطالب علمى كه در نشريات داخلى و خارجى چاپ ميشود و در روايات و آيات قبلا كشف و به آن اشاره شده است منعكس گردد.
2- براى پرهيز از سنگين شدن مطلب, مطالب متنوع تر و بخصوص داستانهاى زبده از قهرمانان گمنام صدر اسلام از لابلاى تاريخ انتخاب و هر چند صفحه يك داستان نيم صفحه اى آورده شود كه خستگى علمى را بزدايد و براى عموم هم مفيد باشد كه بر اثر رشد تيراژ مخارج آن تأمين گردد.
3- براى پرهيز از خطر غرق شدن در مسائل تحقيقى وبى خبر ماندن از مفاسد ريشه اى (كه متأسفانه در حوزه علميه قم در حال رشداست و گروههاى متعددى روى مسائل علمى تحقيق ميكنند, قبلا مطلب از كتابى به كتاب ديگر نقل مكان ميكرد و حالا از كتاب به كامپيوترها جا عوض ميكند, اما پرونده هاى دادگسترى روبه افزايش است ).
پيشنهاد ميشود يك موضوع و يا چند موضوع هم در باره علل مفاسد و درمان آن كه موضوعى تحقيقى اسلامى است و علت غائى بعثت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) است (انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق) در نظر گرفته شود كه خداى ناكرده بتدريج تاريخ تكرار نگردد:
آنگاه كه مسلمانان اندلس (اسپانيا) را فتح ميكردند, كشيش ها بر سر پسر و يا دختر بودن ملائكه بحث ميكردند.
چند تذكر:
1- براى مجله آرمى كه مناسب تحقيق و پژوهش باشد در نظر گرفته شود.
2- رنك پشت مجله متناسب با مطالب مطرح شده: عكس مصاحبه شونده, كتابخانه, كتابهاى معرفى شده كه در مجله عكس بردارى شده باشد جالبتر ميشود.آرم ثابت و شماره رنگ عوض شود.
3- مطالب علمى سنگين و طولانى است.براى گرفتن سنگينى آن به تيترها اضافه شود: در شماره اول صفحه 25 تا 31 فقط يك تيتر فرعى دارد, صفحه 50 تا 60 فقط سه عدد تيتر دارد, از صفحه 61 تا 73 تيتر ندارد در عوض صفحه 74 تا 78 بيست و يك عدد تيتر كوچك و بزرگ دارد كه به لحاظ تنوع مطلب مفيد ولازم است.
4- براى تنوع بيشتر, مقاله ها نصف شود و بجاى 20 صفحه در يك شماره در هر شماره 10 صفحه باشد.
5 - ستاره هشت ضلعى صفحه 87 شماره اول ستاره سليمان است و در مكارم الاخلاق (صفحه 464 چاپ دار الكتب الاسلاميه تصحيح آقاى علوى طالقانى ) چاپ شده است. همانطور كه يهوديان راجع به بناى هيكل سليمان (ع) بجاى مسجد الاقصى حساسيت دارند و داستان اخير بيت المقدس پيش آمده است در مورد ستاره سليمان (ع) (هشت ضلعى) و ستاره داود (ع) (شش ضلعى) هم حساسيت دارند و چاپ اين علائم اگر مرسوم بوده و در كاشى كاريهاى مساجد هم هست فعلا كه جنبه سياسى پيدا كرده است پرهيز شود مناسبتراست. باتقديم احترام, مصطفى زمانى
***

چند روز قبل شماره دوم سال اول آينه پژوهش رسيد و با وجود گرفتاريها بارها به خاطر جاذبيت و جامعيت آن به مطالعه اش مفتخر و موفق شدم و تا اين لحظه در برابرم قرار دارد. من كوچكتر و ناچيزتراز تأييد آنم. چون به رسم ذره پرورى به آن نائلم فرموديد از اينرو اين كلمات نا قابل درج مى شود: اين مجله درست سر موعد (الامور مرهونة بأوقاتها) به آغوش جان ها آمد. سعه صدر از اساتيد نويسنده و پر بارى مطالب و تنوع و ريزبينى و ريزكارى و تحقيق رشيق آن و صراحت توأم با حسن نظر و استقامت سليقه و پرداختن به امر معرفى, نقد و تحقيق در شئون جامع (كتاب) و… كه واقعا مزايا زياد است, اينجانب را بيشتر متوجه خود ساخت و به راستى اسم طابق المسمى است و لى برخى اغلاط چاپى و احيانا حاشيه اى و امثاله نيز داشت كه ذيلا به برخى اشاره مى شود. مثلا در تاريخ:
1 - ص62, ولادت و وفات مرحوم محمد جواد بلاغى چنين تصحيح مى شود (1280 - 1352 هـ)
2 - وفات حضرت امام قدس سره (ذى قعده 1409 هـ) بود.
3 - ولادت و وفات مرحوم خيابانى چنين تصححيح شود (1297 - 1338 هـ)
4 - ولادت ميرزا محمد تقى (شيرازى دوم) (1260ه) است.
5 - كمال, مصطفى (1881 - 1938 ).
6 - در ص43 ولادت مرحوم ملا احمد نراقى سال 1185 هـ يا 1186 هـ است نه سال 1158 هـ. على علمى اردبيلــــى
مدرس دانشگاه علوم اسلامى رضوى
***

تعليقاتى برمقاله(ابومخنف و سرگذشت مقتل وى)
در سال 1367 هـ ش مؤسسة النشر الاسلامى ; بخش عربى دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم, كتابى را در 280 صفحه منتشركرده به نام وقعة الطف لأبى مخنف.
اخيراً جناب آقاى سيد على مير شريفى طى مقاله اى باتيتر: ابومخنف و سرگذشت مقتل وى, منتشر در بخش (نگرش در نگارشها) از دوّمين شماره مجله وزين (آئينه پژوهش ) به نقد اين كتاب مقتل پرداخته اند.
در اين نقد آقاى مير شريفى اشكالاتى بنظر ميرسد كه اينك به مواردى از آن اشاره مى شود:
1- عنوان ياد شده براى اين كتاب (وقعة الطف لأبى مخنف) را صحيح ندانسته چه اينكه اوّلاً نام كتاب ابومخنف (مقتل الحسين) است, ونه (وقعة الطف). ثانياً آنچه در طبرى آمده و در اين تحقيق يكجا نشر يافته است, همه كتاب ابومخنف نيست, بلكه قسمتى از آن است ) (آينه پژوهش, سال اول, شماره 2, ص38).
شگفت اينكه در پاورقى متعلق به تيتر نقد اين مقتل به شماره 47 نوشته شده: (ابومخنف نام كتابش را مقتل الحسين نهاده ; بنابر اين اينكه آقاى يوسفى نام وقعة الطف بر آن گذارده است, صحيح بنظر نمى رسد. گر چه عنوان مقتل الحسين مطلق هم (مانند كارى كه آقاى غفارى كرده است ) صحيح نيست ; زيرا اين كتاب, قسمتى از كتاب أبو مخنف است ) (ص40).
ناقد محترم مطلب را چنان عنوان كرده اند كه گويا كل كتاب أبو مخنف نسبت به اين كتاب بسيار بيشتر بوده و اين جزء, قسمت كمتر آن است و اين سخن بى مستند و بى أساس است ; زيرا كه:
روش كار طبرى در تاريخ خود نشان مى دهد كه وى بطور كلّى سعى در جامعيت وفراگيرى داشته است, و در خصوص حوادث كربلا نيز با اينكه از طريق مقتل هشام كلبى به مقتل أبى مخنف راه يافته بوده و ميتوانست كه به آن بسنده كند, نه تنها به آن بسنده نكرده و ساير اخبار هشام كلبى از كسان ديگر جز أبى مخنف را آورده, بلكه أخبار ديگرى باز بر آن افزوده است كه غالباً يا از نظر محتوى و مضمون تكرارى است و يا نقل قول ديگرى در اعتبار كمتر از نقل أبى مخنف. و در أخبار كربلا پس از نقل دو خبر از أبى مخنف خبرى را از عمّار دُهنى از امام باقر عليه السلام در 4 صفحه نقل كرده سپس گفته است:(أما ابومخنف از داستان مسلم بن عقيل و سفراو به كوفه و شهادت او داستانى كامل تر و اشباع شده اى نقل كرده است (طبرى, ج5, ص351) پس طبرى همچنان بدنبال اخبار كامل تر و اشباع شده است. طبرى مجموع خبر عمار دهنى را به سه قطعه تقطيع كرده (همان, ص347, 349 و389) و خبرى از عيسى بن يزيد كنانى در دو قطعه (همان, ص359, 361 و381) و 7 خبر از حصين بن عبدالرحمن در 3 صفحه (همان, 391 - 393) و 4 خبر از ابن سعد صاحب طبقات (همان, 393 و 394) و هفده خبر از هشام كلبى آورده كه شش خبر از آنها از عوانة بن الحكم كلبى و بقيه از ديگران و از جمله پدرش محمد بن السائب كلبى است. و بنابر اين به همان مقدارى كه هشام كلبى اخبارى را اضافه بر مقتل ابى مخنف نقل كرده, طبرى نيز به همان مقدار أخبارى را اضافه كرده است, و مجموعاً بيش از 30 خبر اضافه بر حدود 55خبرمقتل ابى مخنف, يعنى مجموعاً بيش از مقدار نصف مقتل أبى مخنف. آنهم أخبارى - چنانچه گذشت - غالباً يا از نظر محتوى و مضمون تكرارى و يا نقل قول ديگرى در اعتبار كمتر از نقل أبى مخنف. و بنابر اين كلبى چه داعى داشته باشد كه اخبارى را از ابى مخنف رها كند تا أخبار ديگرى را از ديگران اضافه كند ؟! - بويژه با توجه به قطعيت تشيّع كلبى - يا طبرى چه داعى داشته باشد كه اخبار اضافى كلبى را نقل كند و به همان مقدار بر آن از ديگران اضافه كند اما اخبار ابى مخنف را رها كند ؟! مى بينيد كه اين دو احتمال بسيار بعيد بنظر مى رسد.
بر فرض كه طبرى در نقل از مقتل كلبى مقدارى از اخبار ابى مخنف را رها كرده باشد, كلبى شيعى چرا رها كند ؟! و اگر كلبى رها نكرده باشد و طبرى رها كرده باشد, چرا در نقل شيخ مفيد كه در (ارشاد) بدون توسط طبرى بلكه مستقيماً از مقتل كلبى نقل كرده است موارد اضافى بنقل از ابى مخنف نيامده است. و همچنين در مقاتل الطالبين يا أنساب الأشراف بلا ذرى يا تذكره سبط بن الجوزى. آيا اين موجب استبعاد وجود زوائدى در مقتل ابى مخنف محذوف در نقل طبرى, نيست ؟! (لو كان لبان).
بنابر اين, مطمئن مى شويم كه منقول طبرى از ابى مخنف همان منقول هشام كلبى است با اضافاتى, و منقول كلبى همان منقولات ابى مخنف بوده است با اضافاتى, همه با حذف واسقاط.
2- به گفته شيخ آقا بزرگ تهرانى اولين تاريخ كربلا را أصبغ بن نُباته نوشته است در صورتى كه در (وقعة الطف ) مقتل ابى مخنف اولين تاريخ كربلا تلقى شده است.
اصبغ بن نباته اولين مورخ كربلا نيست, بلكه نويسنده ٌ اولين مقتل امام حسين عليه السلام در كربلاست, كه در طبرى ضمن اخبار هشام كلبى يك خبر توسط پدرش محمد بن السائب از قاسم بن اصبغ بن نباته نقل كرده است (همان, ص449 و450) و لوكان لبان, و اين مقتل أبى مخنف اولين تاريخ باقى است.
3- راجع به اولين چاپ مقتل نا صحيح منسوب به ابى مخنف, ارشاد نموده اند كه گويا اولين چاپ آن به سال 1275 بوده است كه سپاسگزارم.
4- در شيوه استخراج اشكال شده كه (گاهى در متن منقول مطلبى جابه جا شده و برخى از آنها در پاورقى آمده كه روشن نيست بر چه مبنائى چنين است [زيرا] در اثر حاضر هيچ اشاره اى به شيوه استخراج آن نشده است ).
مبناى اين كار اين بوده است كه گاهى شيوه نگارش قديم قابل قبول و فهم است و گاهى موجب ابهام و تعقيد و پيچيدگى متن ميشده كه در برخى از موارد بدينجهت مطلبى جابجا شده يا در پاورقى آمده تا رفع ابهام و تعقيد شود. يعنى آنچه در پاورقى آمده قاعدتاً بايد در پاورقى مى آمده امّا چون شيوه پاورقى در قديم معمول نبوده لذا در متن آمده كه بدينجهت جدا شده است. اما ضرورتى براى اشاره به اين كار نديدم چرا كه هيچگونه تصرفى در الفاظ متن انجام نگرفته است. و چنين تصرفاتى نيز موجب شده كه كتاب بنام ديگرى جز نام اصلى نامگذارى شده است.
5- (استخراج ايشان سه اشكال اساسى دارد كه در ذيل بدان پرداخته مى شود:
الف ): مطالب كتاب از صورت مستند بودن به ارسال تبديل شده است … اسناد يكسره حذف شده ).
بلكه اسناد حذف نشده, تنها از اوائل اخبار به پاورقى منتقل شده است. بنابر اين مطالب كتاب از صورت مستند در نيامده و به ارسال تبديل نشده است.
ب ): در چند مورد مطالبى كه هشام كلبى از غير ابومخنف نقل كرده به ابومخنف نسبت داده شده است, مانند صفحه 166 سطر 2: (فأخرج للناس كتاباً...) اين اشكال ذيل شماره 12 تكرار شده است.
اين مطلب را هشام كلبى از غير ابومخنف نقل نكرده, بلكه مطلب پيش از اين چنين است و تمام ميشود و مجدداً مى گويد:(قال فأتى ذلك الخبر حسيناً و هر بزبالة) كه قطعاً مربوط به خبر قبلى از ابى مخنف است, و خبر كلبى از غير ابومخنف بصورت جمله معترضه و مربوط به كوفه است نه زبالة. و اصولاً چنين مواردى است كه موجب جابجائى مطالبى شده است. و چنين تصرفاتى موجب نامگذارى كتاب, بنام ديگرى جز نام اصلى آن شده است.
(وصفحه 169 - 171 كه سه صفحه مطلب از آن هشام است و نه ابومخنف). اين مطلب را اينجانب در پاورقى كتاب تصريح كرده ام كه: اخبار ابى مخنف در اينجا دچار گسيختگى مى شود, لذا چاره اى جز تكميل با خبر هشام كلبى نبوده, كه در ارشاد شيخ مفيد و تذكره سبط بن جوزى نيز هست, و در متن كتاب با علامت كروشه يا قلاب مشخص شده است.
ج) (افتادگى و اسقاط و حذف مطالب ) را به حدى دانسته اند كه (توان گفت كتاب را از درجه اعتبار انداخته است. اينك به مواردى از آن اشاره ميكنيم ). سپس به بيست مورد اشاره نموده اند كه:
1- مورد اول سقوط يك بيت شعر از اشعار يزيد در رثاء معاويه است, كه كتاب را از درجه اعتبار نمى اندازد, تنها سهوى عارض شده است.
2- نظر مشورتى مروان با وليد در باره عبدالله بن عمراست, كه نه ضرورتى به ذكر آن ديدم و نه ضررى در حذف آن.
3- در خبر ملاقات عبدالله بن مطيع عدوى با امام حسين عليه السلام دو جمله حذف شده:(واحتمله فانزله) و (كان من موت معاويه ما قد بلغك ) كه هيچگونه نقشى در مطلب ندارد جز آنكه سياق عبارت را نسبت به شنونده برهم مى زند, لذا حذف شدن اين مطلب را كسى درك مى كند كه با مجالس عربى عزادارى امام حسين عليه السلام آشنا باشد كه متن عربى در آنها خوانده مى شود. و اينجانب اين كتاب را با توجه به اين جوّ و محيط شيعى عربى ترتيب داده ام, و اين باعث اصلى اينگونه تصرفات محدود و جزئى و غير مُضر به معنى بوده است.
4- در نخستين خبرمربوط به خروج امام حسين عليه السلام از مدينه, مطالبى مربوط به امام حسين (ع) بوده و مطالبى مربوط به ديگران: عبدالله بن الزبير و عبدالله بن عمر. آنچه مربوط به امام حسين (ع) بوده در متن آورده ام و آنچه مربوط به ديگران جدا كرده در پاورقى تنظيم نموده ام. ناقد محترم سه سطر از پاورقى صفحه 82 را بر كتاب استدراك كرده اند كه در متن آمده است, وتوجه نفرموده اند.
5 - در خبر خروج امام عليه السلام از مكه و كوشش فرستادگان اشرق والى مكه دربر گرداندن امام عليه السلام عبارت چنين است:(فابى عليهم و مضى وتدافع الفريقان فاضطربوا بالسياط, ثم ان الحسين و اصحابه امتنعوا امتناعاً قوياً, و مضى الحسين على وجهه) كه اول (مضى) آمده, بعد (تدافع الفريقان) بعد (امتنعوا امتناعاً قوياً) وبعد مجدداً مكرراً (مضى الحسين ) در صورتى كه سياق مستقيم مقتضى چنين ترتيبى است:[فابى عليهم وامتنع هو و اصحابه امتناعاً قوياً فتدافع الفريقان واضطربوا بالسياط ثم مضى الحسين على وجهه] براى اكتفاى به كمترين مقدار كافى از تصرف تنها جمله (ثم ان الحسين و اصحابه امتنعوا امتناعاً قوياً ) اسقاط شده و سياق تقريباً مستقيم گرديده است.
7- در خبر پيوستن زهير بن القين به امام حسين عليه السلام پس از بازگشت او از نزد امام عليه السلام چنين آمده: اول دستور داد كه كاروان او را به كاروان امام منتقل كنند, سپس همسر خود را اطلاق داد, سپس با ياران خود سخن گفت وتصميم خود و علت آن را براى آنان بازگو نمود. و اين سياق طبيعى نيست و نا مرتب است, ترتيب طبيعى آن است كه نخست تصميم خود و علت آن را براى ياران و همراهان خود بگويد وسپس با همسرش سخن بگويد. و چنين شده است. و همچنين در آخر سخنان زهير با ياران خود آمده است:(قال: ثم و الله ما زال فى اول القوم حتى قتل) در صورتى كه خبررا ابومخنف از دَلهَم, همسر زهير نقل كرده كه بايد (قالت) باشد و معلوم نيست چرا (قال) آمده. و جمله از نظر سياق معنى مربوط به مقتل زهيراست نه اين موضع, و لذا حذف شده است.
8 - هشت سطر ضمن خبر منزل زباله مربوط به مقتل عبدالله بن بُقطُر آمده كه چون فرستادن او به كوفه پيش از اين بوده و در زباله خبر مقتل او به امام عليه السلام رسيده, لذا هشت سطر مربوط به مقتل اورا پيش از اين نقل كرده و اينجا -كه بگونه جمله معترضه آمده - تكرار نكرده ام. و ناقد محترم توهم كرده كه افتاده است. و در اينجا مجدداً اشكال اول را تكرار كرده كه پاسخ آن گذشت.
9- در خبر منزل بطن العقبة در متن طبرى آمده:(قال ابومخنف: فحدثنى لوذان احد بنى عكرمه ان احد عمومته سأل الحسين عليه السلام ) اينجانب در ترتيب كتاب جهت رعايت اتصال وسياق عبارت, جمله هاى تكرارى (قال ابومخنف ) كه ظاهراً از راوى و شاگردش هشام كلبى است و همچنين جمله هاى (حدثنى …) را از متن به پاورقى منتقل كرده ام. در اينجا اختصاراً در كروشه نوشته ام [فسأله احد بنى عكرمة] و عبارت متن فوق در پاورقى به طور كامل نقل شده است. مى بينيد كه چيزى كم نشده است.
10.ابومخنف پس از آنكه از عقبة بن ابى العيزار خبر خطبه امام حسين عليه السلام در منزل بيضة را نقل كرده, گويد:(وقال عقبة بن ابى العيزار قام حسين عليه السلام بذى حُسَم..) و خطبه اى را از امام و پاسخى را از زهير نقل ميكند در ده سطر. در صورتى كه مسلماً منزل ذو حُسَم پيش از بيضه و بيضه بعد از ذى حُسَم بوده, و عجيب است كه ابومخنف با اينكه كوفى بوده و اين منازل نزديك كوفه بوده, بر عكس كرده, و كلبى با اينكه او نيز كوفى بود ه همچنان نقل كرده, و طبرى نيز همچنين.و اينجانب چنين نكردم و ناقد محترم بدون توجه بدينجهت نوشته است: دو سطر افتاده است. محمد هادى يوسفى غروى
***

احتراماً, مجله پر بار آينه تحقيق بدستم رسيد. از حسن تنسيق و ترتيب و موضوعات آن لذت بردم. آنچه را سالها انتظار ميكشيدم بگمانم جامه تحقق پوشيد وبا تلاش در جهت پر بار تر نمودن آن راه كمال را خواهد پيمود.
برادران محترم همانطور كه خود بدان اشعار و اشراف دارند ما در زمينه تحقيقات بويژه بايد در دو بُعد كار كنيم. ديگران هم كه از ما جلو افتاده اند در اين دو زمينه تلاش نموده اند.
اول: تعميق در درك, تفهيم و تحقيق مطالب و استفاده از منابع اصيل دست اول.
دوم: روش مندى و عنايت خاص به متدولوژى در كار.
در مسائل تحقيقى گاه ما از كمبود منابع تحقيقاتى رنج ميبريم كه بايد توسط محققان راستين اين خلأ پر شود و گاه از تراكم مطالب و در نتيجه نداشتن قدرت و يا فرصت كافى جهت تصميم گيرى در انتخاب آنچه برايمان مفيد است.
رجاء واثق دارم كه اين نشريه محترم در ارشاد و راهنمايى محققان سهم بسزايى خواهد داشت و مطمئناً جلوى دوباره و يا چندباره كاريها را در اين عصر كمبودها - بويژه محقق و ابزار تحقيق - خواهد گرفت و در نتيجه به اقتصاد در تحقيقات كمك خواهد نمود.
پيشنهاد ميشود كه اين نشريه, همانند آينه واقعيات را بنماياند و بى ريا و دور از هرگونه گرايشهاى سليقگى و سياسى همه را به خود جذب كند و همچون ناصحانى مشفق همه محققان را كه كم هم نيستند اما بعضاً به دوباره كارى و پراكنده كارى مشغولند ارشاد كند. با تشكر- غلامرضا فدائى عراقى
نماينده مردم اراك در مجلس شوراى اسلامى
***


صفحه 16

اخبار



ترميم اسناد و دستنوشته هاى قديمى كتابخانه آستان قدس رضوى
كار تعمير و ترميم كتاب, آثار, اسناد و دستنوشته هاى قديمى موجود در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى با همكارى مركز ترميم كتاب فرانسه كه يكى از مراكز مهم جهان در اين زمينه به شمار مى آيد, انجام مى شود .
هدف از اجراى اين همكارى فنى - فرهنگى, حفظ و نگهدارى هر چه بهتر اين مجموعه ارزشمند و نفايس گرانبها و كم نظير جهانى است .
زمينه اين همكارى فنى و فرهنگى بين آستان قدس و مركز ترميم كتاب فرانسه به دنبال ديدار تابستان سال گذشته سفير فرانسه از كتابخانه مركزى آستان قدس و ابراز تمايل دو طرف فراهم آمد .
لازم به ذكراست كه در حال حاضر مركز ترميم كتاب فرانسه با انستيتوى بين المللى حفاظت كتاب در ايتاليا, صومعه تمپوز در يونان و كتابخانه هاى معتبر و معروف نيويورك و واشنگتن, چين و كتابخانه هاى ملى فرانسه همكارى دارد و اين مراكز را در ترميم نفايس و دستنوشته هاى قديمى يارى مى دهد . تبديل خانه نيما يوشيج به موزه شعر
به منظور تجليل از نيما يوشيج شاعر نوسراى شعر فارسى, كار بازسازى و مرمت خانه نيما در روستاى يوش از سوى سازمان ميراث فرهنگى مازندران با اعتبارى بالغ بر پنج ميليون ريال در شرف انجام است .
عمليات اجرايى بازسازى و مرمت خانه نيما كه در روستاى يوش قرار دارد, از اواخر سال گذشته آغاز شده و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى در مرحله مقدماتى براى حفاظت از بناء, اقدام به نصب سقف موقت كرده اند .
اضافه مى شود كه آرامگاه نيما يوشيج در جنب حرم شاه عبدالعظيم -ع- در شهر رى قرار دارد و طرحى براى انتقال آن به محل تولد نيما در روستاى يوش در دست مطالعه است . برگزارى سمينار آشنايى با كاربرد كامپيوتر در تحقيقات و انتشارات
سمينار آشنايى با كاربرد كامپيوتر در تحقيقات و انتشارات از سوى مركزمطالعات و تحقيقات دفترتبليغات اسلامى حوزه علميه قم و با حضورمحققين و مسولان هفتاد مركز تحقيقاتى علوم اسلامى در قم برگزار شد
در اين سمينار يك روزه تعدادى از كارشناسان كامپيوترطى سخنانى آخرين و پيشرفته ترين روشهاى كاربرد كامپيوتر در امور تحقيقات و انتشارات را تشريح كردند . در اين سمينار همچنين متخصصين و كارشناسان مراكز مختلف, روشها و چگونگى ارتباط بين واحدهاى مختلف تحقيقاتى و نيز شيوه جلوگيرى از تحقيقات مشابه را مورد بحث و بررسى قرار دادند .
قابل ذكراست كه واحد بانك اطلاعات علوم اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم به منظور طبقه بندى و استفاده سريعتر از اطلاعات علوم اسلامى از اين پس از كامپيوتر استفاده مى نمايد . اخبار كوتاه
*پس از هفتاد و سه سال, قرآن كريم در آذربايجان شوروى با ترجمه شرق شناس مشهور شوروى استاد كراچكوفسكى در باكو ( مركز آذربايجان شوروى ) به زير چاپ رفت .
رستم على اف, نويسنده و شرق شناس شوروى در گفتگو با خبرنگار واحد مركزى خبر به آذربايجان شوروى ضمن اعلام اين خبر گفت: علاوه بر ترجمه قرآن به زبان آذربايجانى توسط ضياء بنياديف و اصل محمد على اف كه به زودى به زير چاپ مى رود, براى آن دسته از كسانى كه قادر به خواندن متن عربى نيستند تمام سوره هاى قرآن كريم از عربى به خط كريل برگردانده شده است .
* نمايشگاه بين المللى كتاب كودكان در هند, با شركت تعدادى از ناشران هندى و خارجى در دهلى نو افتتاح شد .
خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ايران در دهلى نو نيز با ارائه 470 نمونه كتاب كودكان به زبانهاى فارسى, انگليسى و هندى از سوى كشورمان در اين نمايشگاه شركت كرده است .
در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه وزير صنايع هند بر ضرورت افزايش فعاليتهاى فرهنگى جهت كودكان در سطح كشورهاى در حال توسعه تاكيد كرد . غرفه ايران در اين نمايشگاه مورد بازديد وزير صنايع هند قرار گرفت .
*به همت كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان, نمايشگاه و فروشگاه كتابهاى منتخب, با شركت مراكز انتشاراتى وزارت ارشاد اسلامى, مؤسسه اطلاعات, امير كبير, سازمان تبليغات اسلامى, سروش, مؤسسه كيهان و چند انتشاراتى ديگر, در سى نقطه تهران و شهرهاى قم, قزوين و ساوه, گشايش يافت .
در مراكز و شعبه هاى نمايشگاه, كتابهاى انتخاب شده توسط كميته كتاب كانون, با تخفيفى ويژه در اختيار علاقمندان گذاشته شد . كتابهاى انتخاب شده براى گروههاى سنى زير دبستان تا دوره دبيرستان بود و توجه به گروههاى سنى بالاتر (نوجوانان و جوانان) از ويژگيهاى قابل اعتناى اين نمايشگاه بود .
در اين نمايشگاه, 210 عنوان كتاب منتخب, براى گروههاى سنى قبل از دبستان, كودكان, نوجوانان, جوانان و نيز كتابهايى مخصوص مربيان و بزرگسالان, به علاقمندان ارائه گرديد .

*بانك اطلاعات علوم اسلامى وابسته به مركز مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى به تازگى اعلاميه اى منتشر كرده كه نظر به اهميت آن در ذيل آورده مى شود .
ضرورت تحقيق در ابعاد مختلف دين مقدس اسلام و عرضه آن در جهت برآوردن نيازهاى فرهنگى و اقبال گسترده مردم به تعاليم اسلامى پس از پيروى انقلاب اسلامى ايران, موجب پيدايش مراكز تحقيقاتى و فرهنگى در ايران, خصوصا در شهر قم گرديد . طبيعتاً وجود مراكز متعدد تحقيقاتى و عدم اطلاع از كار همديگر, عواقب و زيانهاى فراوانى به دنبال دارد . از آن جمله است تكرار كارها, تضييع وقت و اتلاف اموال. بنابراين ضرورت و اهميت شناسايى و معرفى اين مراكز به منظور همكارى و استفاده از تجربيات يكديگر بر كسى مخفى نيست .
از اين جهت بانك اطلاعات مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى قم اقدام به تأسيس گروه شناسايى مراكز وشخصيتهاى اسلامى كرده است تا اينكه - به حول و قوه الهى - بتواند گامهاى بلندى در اين راه بردارد .
ابتدا, كار شناسايى شخصيتها و مراكز تحقيقاتى - فرهنگى از قم شروع شده كه - بحمد الله - با كوشش كم سابقه در مدتى نسبتاً كوتاه, موفق به تشكيل پنجاه پرونده از مراكز تحقيقاتى - فرهنگى قم گرديده است و بيش از صدوپنجاه نفر از شخصيتهاى علمى - فرهنگى شناسايى شده اند .
اين گروه فعاليتهاى خود را منحصر به قم نكرده است ; بلكه مى كوشد مراكز تحقيقاتى را كه در اقصى نقاط ايران و جهان وجود دارد, شناسايى كرده و با آنها ارتباط برقرارنمايد .
لذا از كليه مراكز تحقيقاتى و محققين علوم اسلامى درخواست مى گردد تا تجربه ها, آثار منتشر شده, طرحها و برنامه هاى در دست تحقيق يا پيشنهادى خود را به طور مستمر به اين مركز ارسال نمايند تا در اختيار مراكز ديگر قرار گرفته و كليه ٌاطلاعات فرهنگى مبادله گرديده و از دو باره كاريها جلوگيرى شود.
نشانى : قم - ميدان شهداء - خيابان بيمارستان فاطمى - مركز مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى - بانك اطلاعات علوم اسلامى .

*دبيرخانه دائمى سمينار ديدگاههاى اسلام از پزشكى اخيراً اعلاميه اى منتشر كرده كه نظر به اهميت آن در ذيل آورده مى شود.
منت خداوندى را كه به ما توان بخشيد تا در مقطعى ديگر از انقلاب شكوهمند اسلامى ايران شاهد برپائى اولين سمينار ديدگاههاى اسلام در پزشكى باشيم . اولين سمينار با مساعدتهاى بيدريغ دلسوختگان و شيفتگان اسلام و دوستداران علم و دانش, به ويژه علم پزشكى برگزار گرديد .
اقبال كم نظير اساتيد معظم حوزه ها, على الخصوص حوزه علميه قم و مشهد و عنايت و توجه مقام محترم رياست جمهورى و نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى و دانش پژوهان دانشگاهى قوت قلب و اعتماد و توكل ما را بر ادامه راه و بهره بردارى از دستاوردهاى گرانقدر سمينار بيشتر نمود. اكنون - بحول و قوه الهى - مقدمات برپايى دومين سمينار در اوائل سال آتى فراهم شده است .
موضوعات پيشنهادى ذيل سر فصل مباحثى است كه در دومين سمينار مطرح خواهد شد . از كليه صاحبنظران درخواست مى شود ضمن بررسى موضوعات مطرح شده با ارائه نظريات و راهنماييهاى لازم ما را ارشاد نمايند تا ان شاء الله بر غناى هر چه بيشتر سمينار افزوده گردد .
سر فصل موضوعات سمينار
1- بازسازى فرهنگ پزشكى به منظور حاكميت بخشيدن بينش الهى
2- طرح و بررسى مسائل مبتلا به فقهى از ديدگاه علوم پزشكى
3- تداوم بحث بررسى احكام فقهى در امور پزشكى (ادامه كار اولين سمينار)
4- بحث هاى جنبى در باره اخلاق پزشكى و منابع و مشاهير پزشكى در تمدن اسلامى.

در گذشتگاندكتر غلامحسين يوسفى
دكتر غلامحسين يوسفى استاد نادر المثال زبان و ادب فارسى در روز چهاردهم آذر ماه سال جارى در تهران پس از گذراندن يك دوره بيمارى و خانه نشينى, بدرود حيات گفت .
غلامحسين يوسفى در سال 1306 شمسى در مشهد متولد شد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر, و تحصيلات دانشگاهى را در رشته ادبيات فارسى در دانشگاه تهران به فرجام رسانيد . آنگاه به زادگاه خود برگشت و به تدريس در دانشگاه پرداخت و شاگردانى فاضل و ادب پژوه پرورد. وى پس از انقلاب به تهران آمد و در اين اواخر به عضويت (فرهنگستان زبان و ادب فارسى ) انتخاب شد . پيكر آن مرحوم به مشهد مقدس انتقال يافت و در جوار حرم امام رضا -ع - با تشييع شكوهمندى به خاك سپرده شد .
برخى تأليفات به جامانده از دكتر يوسفى عبارت است از : فرخى سيستانى, ابو مسلم, نامه اهل خرسان, كاغذ زر, برگهايى در آغوش باد, ديدارى با اهل قلم, روانهاى روشن, چشمه روشن: ديدارى با شاعران, كه آخرين تأليف وى بوده است .
مهمترين نمونه هاى ترجمه دكتر يوسفى عبارت است از : شيوه هاى نقد ادبى از ديويد ديچز, تحقيق در باره سعدى از هانرى ماسه, انسان دوستى در اسلام از مارسل بوازار .
تصحيح گلستان و بوستان سعدى در دو مجلّد از كارهاى گرانسنگ و جاودانه استاد يوسفى است كه به لحاظ دامنه كار و توضيحات و گره گشايى از عبارات اين دو كتاب, بى نظير است و ماندنى .
نشريه كلك اندكى پيش از درگذشت استاد علامحسين يوسفى شماره اى از آن را يكسره به معرفى و بزرگداشت آن استاد اختصاص داده بود . دكتر محمد حسين مشايخ فريدنى
دكتر محمد حسين مشايخ فريدنى پژوهشگر سختكوش فرهنگ و ادب اسلام و ايران در روز سيزدهم آذر ماه سال جارى به هنگام سفرى پژوهشى درباره جاده ابريشم در نزديكى بمبئى در گذشت .
مشايخ فريدنى در سال 1333 هجرى قرى در تهران متولد شد . تحصيلات حوزه اى و دانشگاهى را در همان شهر گذرانيد و سالها در مقام رايزن فرهنگى و سفير ايران در چند كشور به گسترش زبان فارسى پرداخت . از آثار وى مى توان به نواى شاعر فردا, نظرات سياسى در نهج البلاغه, ترجمه و گزيده اغانى اشاره كرد .
آينه پژوهش گفتگوى خود را در اين شماره به استاد مشايخ فريدنى اختصاص داده است كه اندكى پيش از در گذشت ايشان توفيق اين گفتگو به دست آمده بود .

***


صفحه 17

EDITORIAL



IN THE NAME OF ALLAH
The editorial of this issue deals with the question of categorization of sciences in seminaries (Huwzehi Elmia).The first steps to this aim has been taken in Qum Seminary.The editorial also mentions the viewpoints of some Islamic experts on sciences classification, and provides some guidances. BOOK TITLES AND THEIR SELECTION
The first two parts of this article were presented in previous issues.The third part first surveys the titles of ten books which have been selected with a special purpose, and shows their merits; then it compares the titles of books with those of manufactured products, With names of children, with heros' names, etc ... , and emphasizes the significance of the selection of appropriate titles for books . EVOLUTION OF SHI'ITE JURISPRUDENCE AND THE PLACE OF "SARAER"
The present article aims at the introduction of the book "Saraer" Written by Ibn-e Idris-e Helli. Prior to the Review of "Saraer", this article presents a brief survey of the evolution of shi' ite jurisprudence (Fiqh), from the beginning to Ibn-e Idris`s era.
At the end, the article discusses the edition of this book which has recently been published and enumerates some of its shortcomings.
A PLEASURE - GROUND IN GLASS CUP
The objective of this article is to critisize tow books: 1-"Pleasure - ground " by prof. Mohammad Amin Riahi, 2-"Glass cup"by Prof. Abbas zaryab Khoui.
These two books, Published recently, both describe Poetic Works of Hafez (Divan-e Hafez) and have been praised by scholars who study
works of Hafez (the famous Irania poet).While emphasizing the importance and usefulness of these books, the author of the article also mentions some of their defects . CRITICIZING THE BOOK "GOZIDEHEE AZ TARIKH-E TAHLILIE ISLAM" (A SELECTION OF ANALYTIC HISTORY OF ISLAM)
In this article the book "GOZIDEHEE AZ TARIKH-E TAHLILIE ISLAM", The work of Husein Mirza Khani is criticized, studied and samples of its important Wrongs are shown. Also, There is reference to disorders in the method of research and writing. RESEARCH WORKS, READY TO BE PUBLISHED
Research works, ready to be published are introduced in this article.These works are as follows:FAHARESA'YAN-E SHI'E, ALMUHIT-ULA'ZAM,ALMUSTARSHEDFILEMAMAHMEFTAHULWASAEL,DALILUMAJMAULBAYAN,ALEQTESADULESLAMI:MU'JAMBBLOGRAPHYTAHLILI,TARJUMAT-UL GHARAT, and a few other books. WHAT MUST BE DONE IN RESEARCH
This article emphasizes the necessity of critical correction of five important and useful books, and presents some guidances in this respect.The books to be corrected are:
1-'EDDAT-UL DAI by IBN-E FAHD.
2-KHARIDAT-ULQASRvbyEMAD-UL KATEB ISFAHANI.
3-NEHAYAT-ULMARAMFIELM-E KALAM by ALLAMEH HELLI.
4-MASABIHbyALLAMEHBAHR-ULULOOM.
5-SHARH-ULQAWAEDby SHEIKH JA'FAR KASHEF-UL GHATA. EXPERIENCES
The Interview of this issue of mirror of research is with prof. Mohammad Husain Mashayekh Faridani. Mashayekh Faridani is one of the cultural figures in IRAN and has spent along time on compilation and research about Islamic works and IRAN. In this interview, the prof. speaks about his cultural experiences and presents fruitful guidances to Scholars. A REPORT FROM THE FOUNDATION OF GREAT ISLAMIC ENCYCLOPEDIA
This article introducesTHE ORGANIZATION OF GREAT ISLAMIC ENCYCLOPEDIA, it's sections, and the methods of compiling THE GREATENCYCLOPEDIAOF IRAN, GREAT ISLAMIC ENCYCLOPEDIA and specialized encyclopedias. The article also discusses the compilation of the encyclopedia's articles and their circulation in the above mentioned organization. THE LATEST BOOKS AND PUBLICATIONS:
1-BRIEF INTRODUCTIONS
In this section, some important books, which have recently been published are introduced and in some cases criticized.
The books introduced are as follows:
TASNIFUGHORARULHEKAMWADORAR-UL KALEM,ISLAMWAJAHAN-EEMROOZ,TAHGHEEGHHOWL-AIBN-EABBAS,AL-ARBAOON HADITHAN FI FAZAEL-EAMIR-ELMUMENIN WASEYYEDATULNESAULALAMIN, DERASATFIWALAYAT-ULFAGHTH WA FIGHH-ULDAWLAT-UL ISLAMIYYA, etc.

2- RECENT PUBLICATIONS
Books published in recent months are introduced in this section. Bibliographical characteristics of every book are given and all books are classified on the basis of subject. The main categories are the interpretation and Quranic sciences, Hadith, Philosophy and theology, Islamic jurisprudence, Sociology, Psychology, etc. SELECTION OF ARTICLES FROM MAGAZINES
Readable and important articles are selected from creditable magazines of the country, and a number of headings in the order of the subject are presented hereunder. BIBLIOGRAPHY OF HAZRAT-E FATEMEH (peace be upon Her)
About eight Arabic printed books and asimilar number of persian printed books about HAZRAT-E FATEMEHIZAHRA (peace be upon her) are introduced in this article.