مجله هاى پـژوهشى
با معارف اسلامى آشنا شويم
سال پانزدهم, شماره36, پاييز و تابستان75
حقوق والدين; قرآن و تاريخ; شر و معتقدات دينى; گوشه هايى از زندگى بزرگان; علم تربيت و….
برنامه و بودجه
سال اول, شماره7, آبان75
مديرت زمان: گامى مؤثر در افزايش بهره ورى طرحهاى عمرانى; تحليلى بر روند توسعه اقتصادى در چين 1449ـ1996; ارزيابى عملكرد سياست خصوصى سازى; كنترل تعهدات خارجى در جريان رشد اقتصادى; نابرابرى درآمد, فقر و رشد اقتصادى; معرفى كتاب و….
برنامه و بودجه
سال اول, شماره8, آذر75
انتخاب مدل بهينه مصرف در ايران; اتكا به روشهاى اقتصادسنجى; معيارهاى تكنولوژى مناسب در واحدهاى توليدى خلاصه گزارش نظارتى پروژه هاى عمرانى ملى سال75 .
بصائر
سال سوم, شماره22, آذرـ دى75
نظام ارزشى اسلام; ترجمه قرآن از نظر مفسرين و فقهاى مذاهب اسلامى; جدال احسن در قرآن; مرورى بر مناسبتهاى ماه رمضان; آسيب پذيرى ليبرال ـ دمكراسى; اثرات و پيامدهاى فقر و فقرزدايى و….
بصائر
سال سوم, ويژه رحلت علامه طباطبائى
گفتگو با حضرات آيات: مسلم ملكوتى, محمدعلى گرامى, ابوطالب تجليل و عباس محفوظى; نقش علامه طباطبايى در حوزه هاى علميه; تفاوتهاى فردى در تعليم و تربيت از ديدگاه علامه; اهل بيت(ع) در الميزان; خلق و خوى علامه طباطبايى; كتابشناسى علامه طباطبايى و….
بيّنات
سال سوم, شماره2 (پياپى11) پاييز75
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); خلافت در قرآن, آيت الله حائرى(ره); فن اختزال در قرآن كريم; جايگاه رفيع قرآن در پژوهشهاى طب; اعجاز قرآن از ديدگاه نورسى; استخدام در ترجمه قرآن كريم; گفت وگو با حضرت آيت الله خزعلى; گفت وگو با استاد بهاءالدين خرمشاهى; نگاهى به درسنامه تفسيرى دانشگاه پيام نور; سير تحول قرآن استاد فولادوند; بازبينى يك حقيقت باشكوه; تازه هاى نگارش و نشر و….
پاسدار اسلام
شماره180, آذر75
رئيس جمهور آينده; غربت مسلمانان در سرزمينهاى غربى; بعثت, يا طلوع خورشيد; نگهبان مرزهاى فضيلت; گزيده اى از دعاى عرفه امام حسين(ع) و….
پاسدار اسلام
شماره181, دى75
مفهوم انتظار و اهميت آن; رسالتها و مسؤوليتهاى رئيس جمهور; گرايش به ازدواج در قرآن; جايگاه صحابه از ديدگاه قرآن و عترت; انتفاضه جديد فلسطين و….
پانزده خرداد
سال پنجم, شماره22, تابستان75
گلايه; خاطرات آقايان: هاشمى رفسنجانى(2), شهيد محلاتى(7), شهيد قاسم دهقان; يادمان شهيد باهنر; رهبران نهضت اسلامى داغستان, علل تشكيل حزب رستاخيز; زمينه هاى اصلاحات ارضى; فراماسونرى و تشكيلات آن در ايران(3); دادشاه در آينه اسناد; ساواك و قتل تيمور بختيار; گوشه اى از وحشيگرى ساواك; نقد و بررسى كتاب.
پيام حوزه
سال سوم, شماره چهارم (پياپى12) زمستان75
مقررات اعطاى مدارك علمى حوزه علميه; تلاشهاى اجلاسيه بررسى مسايل حوزه; منشور روحانيت, سرآغاز فعاليتهاى منسجم در حوزه; شيوه هاى تحصيل و تدريس در حوزه هاى علميه, شوراى تدوين نظام آموزشى حوزه; گفتگو با حضرات آيات و حجج اسلام آقايان: مكارم شيرازى, موسوى اردبيلى, مهدوى كنى, آذرى قمى, سيد كاظم حائرى, استادى, مصباح يزدى, احمدى فقيه, حسينى بوشهرى, ربانى گلپايگانى, خاتمى, هادوى, امامى شيرازى; ويژگيهاى نظام آموزشى حوزه و دانشگاه; ضرورت بازنگرى در نظام آموزشى; بايسته هاى نظام آموزشى حوزه; سمينار بررسى مسايل حوزه و تحول در نظام تشكيلاتى و….
پيام زن
سال پنجم, شماره نهم (پياپى57) آذر75
زندگى همچنان سبز است; پدر سالار; اجازه پدر در ازدواج دختر; بيماران سالم نما; اعتدال در رفتار; برگزارى اولين كنگره جهانى زن و ورزش; كودكان, يونيسف, مشكلات ديروز و امروز; فاطمه بنت اسد, ميهمان كعبه; تازه هاى پژوهش و….
پيام زن
سال پنجم, شماره دهم (پياپى58) دى75
مسائل زن و خانواده در گفتگو با حضرت آيت الله امينى(3); بهره ورى و خانواده; محقق اردبيلى و قضاوت زن; فاطمه دختر حسين(ع) ستاره اى كه…; موانع و مشكلات مشاركت زنان در اجتماع; تازه هاى پژوهش و….
پيك زندان
تك شماره, دى75
عقده هاى دوران كودكى; مرورى بر مسأله خالكوبى; از كلاس درس تا; بر سر فرزندانم چه خواهد آمد؟ داستان, شعر; آشنايى با هنر ملل و….
پيام يونسكو
سال بيست ويكم, شماره242, مهر75
يك ميليارد بى سواد, بازى بر دوش همه ما; از حرف تا عمل; موقعيت جهانى سواد; گزارشهايى از گوشه و كنار جهان; دگرگونى ذهن; جنسيت و باسوادى; زبان ملى و زبان مادرى; كامپيوترهاى شخصى و سواد; راه كتابخوان بارآوردن كودكان; كوتاه خوانى; نوبى سوادان; گداخت سرد ـ توفانى در لوله آزمايش; علم براى تصميم گيرنده ها; يونسكو و سال بين المللى سوادآموزى و….
پيام يونسكو
شماره305, مهر75
1995ـ 1945 سازمان ملل متحد, كارنامه پنجاه ساله; دلايلى براى اميدوارى; پنجاه سال بعد; تاريخهاى مهم درگيريهاى مهم; راههاى صلح; مبحث توسعه; مبارزه براى حقوق بشر; عمليات پاسدارى از صلح سازمان ملل, نمودار سازمانى نظام سازمان ملل متحد, آشنايى با نهادهاى سازمان ملل; برنامه ها و سازمانها; نهادهاى تخصصى; آينده نهادهاى تخصصى و….
تراثنا
العددان الاول والثانى [45و46], السنة الثانية عشر/ محرّم ـ جمادى الاخرة 1417هـ
تشييد المراجعات و تفنيد المكابرات(6); تاريخ السنة النبوية… ثلاثون عاماً بعد الرسول(ص); الارائج المسكية فى تفضيل البضعة الزكية(ع); مصطلحات نحوية(5); الولاء الحسينى فى اشعار ابن نما الحلي; من انباء التراث و….
جهان كتاب
سال دوم, شماره 3ـ4, دى75
(كتاب امروز) واژه نامه سغدى و روايت ورارود; دولت عقل; كارنامه شاه اسماعيل اول; حزب توده, از درونى پرآشوب, پديده اى نوظهور در فرهنگ نويسى; سيمرغ و قاف; مناظره و جدلى نو در فلسفه; انديشه آزادى; سرگذشت آهنگسازان بزرگ; شوريدگى بر ساحل غريب; من درباره آدمهايى مى نويسم كه زندگى را به مبارزه مى طلبند; فرانسوا تروفو, كودك سركش; تازه هاى بازار كتاب و….
حكومت اسلامى
سال اول, شماره اول, پاييز75
نظام سياسى اسلام; سيرى در مبانى ولايت فقيه; اختيارات ولى فقيه در خارج از مرزها; منشأ مشروعيت ولايت معصومين(ع); نصيحت ائمه مسلمين; حكومت و ولايت از ديدگاه علامه شعرانى; مرورى بر انديشه سياسى آيت الله نائينى; جايگاه مباحث سياسى در طبقه بندى علوم اسلامى و….
دانشگاه انقلاب
شماره107ـ106, بهار و تابستان75
تحليل وضعيت رشته هاى درسى دانشگاهى, ضرورت آموزش هنر در روند توسعه فرهنگى; نظرخواهى درباره سينماى ايران; درآمدى به شناخت هنرهاى سنتى ايران; هنروران و افقهاى روحانى و معنوى; سخنى در هنر اسلامى و هنر انقلاب اسلامى; نگرشى نو به عقلانيت علمى; بررسى وضعيت چاپ و نشر نشريات هنرى در ايران; كتابشناسى گزيده (هنر ايران) و….
درسهايى از مكتب اسلام
سال36, شماره8, آبان75
رب العرش (تفسير); ارزش صدق در روز رستاخيز; جايگاه تفكر و تدبر در عرفان اسلامى; پيروزى روزنامه نگاران مصرى در برابر پارلمان و دولت; طبع گويا عاجز از وصف صفاى مادر است; نقاط مشترك ميان دو مذهب; گوناگون; صهيونيسم, تهديدى عليه جهان; چگونه عمر طبيعى داشته باشيم و….
رسالة التقريب
العدد الثانى عشر, الدورة الثالثة, ربيع الثانى/ جمادى الاخرة 1417هـ/1996م
السيد البروجردى والتقريب; مقدمة ترجمة الامام الخامنئى للكتاب (المستقبل لهذا الدين); التفسير الموضوعي; مذاهب التفسير واتجاهات فى القرن السادس الهجرى فى خراسان(2); الاحاديث المشتركة فى الطلاق والظهار واللعان; دور القبض فى عقد الرهن; مقدمة فكرية لحركة المشروطة; قضية الوحدة الاسلامية فى عالم متغير و….
فرهنگ جهاد
سال دوم, شماره اول (پياپى5) پاييز75
آيين سلوك; گلگشتى در (المراقبات); پيش درآمدى بر ذبح اسلامى; حكم ماهيان خاويارى; مسايل حقوقى زنبور عسل; نگاهى به دنياى حيوانات; اسلام و بهداشت تن, روان و محيط; فطرت و تربيت در نگاه قرآن; موانع خودشناسى و….
كلام اسلامى
سال پنجم, شماره19, پاييز75
برهان نظم و حساب احتمالات; گوهر و صدف دين; معنى شناسى گزاره هاى دينى; رساله اى در بداء (از علامه بلاغى); نظر كلى به باورهاى اسماعيليان; كيسانيّه, افسانه يا حقيقت; (منّان); گوناگون كلامى; ستاره درخشان نيشابور; سيماى حقيقت در هفته نامه (اللواء); رشد و بالندگى فقه شيعه در عصر فقيهان متكلم; مفهوم آزادى از منظر درون و برون دينى و معرفى كتاب و….
كيهان انديشه
شماره68, مهر و آبان75
مُثل از افلاطون تا علامه; تاريخچه اجمالى تجربه گرايى و…; جنبش ذاتى طبيعت; هوسرل و تأسيس پديدارشناسى; خدا و وابستگى ذاتى جهان; حسن و قبح افعال از ديدگاه علامه طباطبايى; پاسخ به شبهات فخر رازى در مسأله امامت; كاوشى در تجسم اعمال; هنر و زيبايى از نگاه مبانى فقه اجتهادى; بلوغ از نگاهى ديگر, بررسى يك ديدگاه; تفسير رمزى كعب الاحبار نگاهى نو به روايت خشك شدن درياچه ساوه و….
كيهان فرهنگى
سال سيزدهم, شماره129, مهر و آبان75
مسلمانان انگليس, تجربه ها و خاطره ها; جوان مسلمان و چالشهاى روز; شعر يعنى معجزه; واژه هاى مشترك در زبان فارسى, عربى واردو; نظام ارزشها در غرب; نقش تعليم و تربيت در جهان امروز; ناگفتنى ها در انديشه مولانا; نظم و بى نظمى در جوامع سنتى و دانشگاهى, تصرف روزبهانى; بررسى امكان وجود بحران در جامعه شناسى ايران; عقل, خدا و ايمان; انسجام و كشاكش اجتماعى; چشم انداز فرهنگ و تكنولوژى; معمارى و صور جلالى; شخصيتهاى تصويرى و تمثيلى پيامبران در ادب فارسى; دنياى سوفى; مرگ رويا; شعرهاى عربى سعدى شيرازى; در آسمان معرفت و….
مترجم
سال پنجم, شماره بيستم, زمستان74
فعل شبه مجهول در فارسى و انگليسى; استراتژيهاى ترجمه; استعاره از ديدگاه نيومارك; ملاحظاتى درباره نقد ترجمه آثار ادبى; استعاره از ديدگاه نيومارك; چرا ترجمه مى كنيم; برگردان سرگردان; نگاهى به ترجمه برخيز اى موسى در اخلاق كتاب نويسى; كارگاه ترجمه(6); براى انبساط خاطر; زبان عاميانه و ترجمه آن; ماهيت و شيوه ارائه پانوشت در ترجمه; دو ترجمه فارسى از (پل ميرابو) آپولينر; آثار ارزشمند فارسى در ترجمه(3) سووشون و…
مديريت دولتى
شماره31, زمستان74
شيوه هاى توسعه مديريت و سرپرستى; آزمون توصيفى سازگارى و اثربخشى رهبر; بهره ورى و فرهنگ ملى; تازه هاى انتشار و….
مسجد
سال پنجم, شماره28, مهر و آبان75
مشى دينى الهى روحانيت; نظريه انديشه مدون اسلام; ثابت و متغير در فقه اسلامى; فضائل مسجد; مسجد گوهرشاد نگين خراسان; معمارى مساجد در جمهورى آذربايجان و….
مشكوة
شماره 51, تابستان75
ميلاد رسول اكرم(ص) هفته وحدت و نهمين كنفرانس وحدت اسلامى; نيرنگهاى ابليس و طرق راندن وى; بررسى اجمالى ولايت و سرپرستى در نظام اسلامى; پيشرفت اسلام در ايران; هرار, پايگاه جهاد و مركز نشر اسلام در افريقا; نگاهى به انديشه هاى اجتماعى و سجاياى اخلاقى سعدى; شهرستان مشهد و ولايت طوس; نسخه هاى خطى شرقى به زبان عربى, تركى و فارسى در آلبانى و….
مصباح
شماره18, تابستان75
بررسى تطبيقى حقوق جنگ و حقوق بشردوستانه در اسلام و حقوق بين الملل (مصاحبه); مديريت و رهبرى از ديدگاه شهيد مظلوم آيت الله بهشتى; روشهاى ايجاد اعتماد در سازمان; بررسى ريشه ها و خاستگاه انديشه اومانيسم و پيامدهاى آن; ماهيت فلسفه اخلاق; علم تاريخ و جايگاه آن در ميان علوم; جايگاه تعليم و تربيت در انديشه و عملكرد شيخ محمد عبده و….
معرفت
سال پنجم, شماره سوم (پياپى19) زمستان75
اخلاق در قرآن; ميزگرد زبان دين; ارزيابى معرفت انسان نسبت به خداى متعال از ديدگاه اسلام; عقلانيت دين; گفتار دينى; معنى و توجيه نمادهاى دينى; دين و زبان تمثيلى; مجازهاى تحويل ناپذير در الهيات; كاركردگرايى و زبان الهيات; انالوژى; اثبات گرايى منطقى و زبان دين; مكاشفه و تجربه دينى, ناكامى زبان در توصيف كاميابى عارف و….
موعود
پيش شماره دوم, آذر75
انتظار; اتفاق مذاهب در موضوع موعود آخرالزمان; نقش انتظار در پويايى جامعه اسلامى; عدالت و قاطعيت در وقت ظهور; ندبه هاى دلتنگى, تولد و حيات مهدى(عج) در منابع اهل سنت; عروس سامرا; وارثان زمين; شرح دعاى عهد; كمال الدين و تمام النعمة و….
ميقات الحج
السنة الثالثة, 6, 1417هـ
أضواء حول الحجّ; المنسك الصغير; تأملات جمالية; الجحفة; نشأة الحياة العلمية فى الحجاز; الطواف و مسائله; أرض عرفات; الحج قبل مائة سنة; رجال من الحرمين الشريفين; ترنيمة عرفانية; المساجد والأماكن الأثرية…; لقاء مع المؤرخ الحجازى عاتق بن غيث البلادي.
ميقات حج
شماره16, تابستان75
ساختار شهرى مدينه و محلات قبايل در دوره نبوى; در جستجوى اهداف و حكمتهاى مراسم حج; انگيزه سفر عقيل به شام و پذيرفتن هديه از معاويه; حج در ادب فارسى; الرحلة الحجارية; ابوايوب انصارى; نامه روحانيان زائر اهل سنت به خطيب مسجد النبى(ص); تحقيقى در علائم حرم الهى و….
ميقات حج
سال پنجم, شماره17, پاييز75
(ويژه سفرنامه ها); مكه از ديدگاه جهانگردان اروپايى; به سوى شهر پيامبر(ص); برائت در عرفات; سفرنامه مكه دختر فرهاد ميرزا; همراه با سپيد جامگان; تو در برون چه كردى كه درون خانه آيى؟!; در حريم عشق; همگام با راهيان كوى دوست; نگاهى از درون و….
نامه مفيد
سال دوم, شماره هفتم, پاييز75
جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الهى و بشرى(2); بررسى تطبيقى منابع حديثى شيعه و اهل سنت; رساله وجود رابطى (حكيم مؤسس آقا على مدرس); كاوشى در كيفرهاى اخروى; نگرشى بر ضمان درك مبيع در حقوق مدنى ايران; شناخت بزهكارى و سياست جنايى; توجيهات معاصر پيرامون مسأله ربا; نگرشى كلى بر مديريت اقتصادى كشور در دوران جنگ تحميلى; سلطان محمد خدابنده, علامه حلى و رواج تشيع در ايران; مصاحبه با سليمان كتانى و….
نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد
شماره31,32, بهار و تابستان75
تحليل و بررسى انديشه هاى سكولاريسم و نيهليسم; آيات الاحكام; نقش زمان و مكان در روند اجتهاد, كليات تاريخ فقه(2); حكم شرعى تعارض ادّله; تأثير دين و فرهنگ ايران بر حكمرانان مغول; واژه تقوى; مرآة التوحيد و نجاة من التقليد; نگاهى به قاعده فقهى (الخراج بالضمان); شيفتگى سنايى غزنوى نسبت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع); شرح ابن عقيل دراسة و تحليل; فهرست مقالات از شماره 18 تا 30 و….
نقد و نظر
سال دوم, شماره سوم و چهارم (پاپى 8 ـ7), تابستان و پاييز75
اقتراح درباره فرهنگ سياسى; تكامل مفهوم امامت در بعد سياسى و اجتماعى; فرد و دولت در فرهنگ سياسى اسلام; ايدئولوژى و فرهنگ سياسى گروههاى حاكم در دوره پهلوى, مبانى دينى و فرهنگ سياسى مشاركتى; نقش فرهنگ در ساختار سياسى ايران معاصر; ويژگيهاى فرهنگى جامعه دينى; خرده فرهنگها و وفاق اجتماعى; درآمدى بر فرهنگ سياسى در ايران; مؤلفه هاى فرهنگ سياسى ما; زمينه هاى اجتماعى ناپايدارى احزاب سياسى در ايران (از مشروطيت تا انقلاب اسلامى); ذهنيت دوگانه انديش برهان غليون; انتظار بشر از دين, درنگى در صورت مسأله; بررسى نظريه حقانيت دين و تأثير زمان و مكان در معرفت دينى; پلوراليزم (كثرت گرايى) فرهنگ سياسى; ميراث انديشه سياسى مسلمانان; جامعه شناسى سياسى و….
كتابشناسى تاريخ پژوهى
مهرابى ميرزا محمد
مقدّمه
اگر عمر و وقت آدمى با ارزش است, به طور قطع در ميان آدميان, وقت عالمان و دانشمندان و محققان, گرانقدتر و با ارزشتر است; زيرا با بهره گيرى از اوقات محدود زندگى, نه فقط به خود بلكه به ديگران نيز ثمره و حيات مى بخشند.
پس ضرورت دارد كه ديگران در عدم تضييع وقت آنها بكوشند و بهترين فايده گردآورى منابع و مآخذ در راستاى يك عنوان, بهره دهى بيشتر به وقت محدود دانشوران و پژوهشگران است.
بناى اصلى اين مقاله, معرفى گزيده اى از آثار مكتوب است كه در زمينه تاريخ پژوهى نگاشته شده است.
تاريخ پژوهى, نگرشى از بيرون به تاريخ است. گاهى كل تاريخ (ماهيت تاريخ) مورد توجّه و تحليل قرار مى گيرد. چنين پژوهشى ـ در اصطلاح ـ فلسفه تاريخ ناميده مى شود.
اين دانش در قرون جديد در چهره يك علم مستقل ظهور يافت; هر چند ريشه مسائل آن از گذشته هاى دور در فرهنگ عقلى بشر وجود داشته است. گاهى نه خود تاريخ به عنوان مجموعه اى از حوادث, بلكه (دانش تاريخ) مورد بررسى مجدد قرار مى گيرد; برخى عنوان فلسفه علم تاريخ را بر اندام اين دانش مى پسندند; بنابراين, تاريخ پژوهى حداقل شامل دو شعبه مهم فلسفه تاريخ و پژوهش درباره علم تاريخ است. فلسفه تاريخ
فلسفه تاريخ دانشى است كه از علل و عوامل حوادث تاريخ ـ و نه از حوادث و وقايع جزئى ـ بحث مى كند. فيلسوف تاريخى با به كار گيرى استدلال و تعقّل به مسائلى همچون: علل به وجود آمدن رخدادها, محرك تاريخ, جبر تاريخ, سير تاريخ, هدف و غايت تاريخ, و ادوار تاريخ مى پردازد.
قلمرو تاريخى مانند هر قلمرو ديگرى مشحون از پديده هاى گوناگون است. همان گونه كه قلمرو ستاره شناسى يا گياهى يا فيزيكى از پديده هاى مختلف تشكيل شده است, در هر يك ازين زمينه ها براى پديده هاى گوناگون قواعد و قوانينى است.1 فلسفه تاريخ, انديشيدن درباره تاريخ است.2 تاريخ در باطن انديشه و تحقيق درباره حوادث و مبادى آنها و جستجوى دقيق براى يافتن علل آنهاست; علمى است درباره كيفيات وقايع و موجبات و علل حقيقى آنها و به همين سبب تاريخ از حكمت سرچشمه مى گيرد و سزاست كه از دانشهاى آن شمرده شود.3
فرق ميان شكل صورى و ظاهرى تاريخ كه عبارت است از اطلاعات گردآورى شده درباره وقايعى كه در زمان و مكان بخصوص روى داده است و معناى باطنى تاريخ كه تحقيق عقلى و نظرى درباره منشأها و علتهاست و اين كار را اجتهاد علمى مى نامند.4
در صدر و ذيل كلام ابن خلدون دو مطلب وجود دارد: يكى شكل صورى و ظاهرى تاريخ, يعنى اطلاعات گرد آورى شده درباره وقايعى كه در زمان و مكان بخصوصى روى داده است (شرح ماوقع) كه آن را علم تاريخ نامند; ديگرى معناى باطنى تاريخ كه تحقيق عقلى و نظرى درباره منشأها و علّتهاست و مى توان از آن به نام فلسفه تاريخ نام برد. پژوهش درباره علم تاريخ
هرگاه دانش تاريخ زير ذره بين تحليل و بررسى قرار مى گيرد, اين پرسشها رخ مى نماياند: متد و روش مورخ در ضبط و ثبت رخدادها چگونه است و چه ضعفهايى دارد؟ مورّخ از چه منابعى براى نگارش تاريخ استفاده مى كند؟ ترتيب و توثيق آن منابع چگونه است؟ چگونه به تفسير و تحليل حوادث تاريخى مى پردازد؟ تحليل مقايسه اى مورخان …؟
دقت و كنكاش در پاسخگويى به اين پرسشها, بتدريج تولد دانشى جديد را به ارمغان آورد. منابع و مآخذ مربوط به اين دانش در بخش دوّم اين كتابنامه و ذيل عنوان (پژوهش درباره علم تاريخ) آمده است.
يگانه اثرى كه در زمينه كتابشناسى فلسفه تاريخ به چاپ رسيده, مقاله (كتابشناسى توصيفى فلسفه تاريخ) به قلم جناب آقاى فرّخ امير فريار است كه در كتاب نامواره دكتر محمود افشار (جلد ششم: تهران, موقوفات دكتر محمود افشار, 1370) منتشر شده است.
البته پژوهش آقاى امير فريار, شايسته تقدير است. امّا كتابشناسى حاضر, تكميل و جبران كاستيهاى كتابشناسى ايشان است. كاستيهايى همچون: عدم ارائه تعريف و مفهومى خاص از فلسفه تاريخ, عدم تعيين چارچوبهاى مفهومى و زمينه هاى مورد جستجو در مقدمه, در برنداشتن منابع عربى و مغفول ماندن برخى از مآخذ فارسى.
قلمرو و سرفصلهاى اين كتابنامه عبارتنداز:
ـ منابعى كه در فرهنگ اسلامى در زمينه تاريخ نوشته شده است;
ـ منابع ماترياليسم تاريخى;
ـ مآخذ ديگر مكاتب و ديدگاههاى فلسفه تاريخ;
ـ منابعى كه به بررسى تاريخ نگاريهاى اسلامى پرداخته اند;
ـ منابعى درباره مورخان مسلمان;
ـ آثارى كه به بررسى ساير تاريخ نگاريها و ديگر مورخان پرداخته اند;
ـ مآخذى كه به تطبيق و مقايسه تاريخ نگاريها پرداخته اند;
نكات قابل توجه در اين كتابنامه
ـ حوزه زبانى اين كتابنامه, عربى و فارسى است.
ـ در هر مدخل اين شناسه ها آورده شده است: نام نويسنده, عنوان اثر, نام مترجم, نوبت چاپ, محل نشر, ناشر, تاريخ نشر.
ـ آثارى كه دو موضوع (فلسفه تاريخ) و (پژوهشهايى درباره تاريخ ) را بررسى كرده اند, در هر دو بخش ارائه شده اند.
ـ شيوه اين مقاله جستجوى مستقيم و مشاهده خود منابع بوده, لذا به طور اجمال رؤوس مطالب و مندرجات آنها آورده شده است.
ـ قلاب [ ] در هر مورد به معناى شك و ابهام در آن است.
* * *
آريان پور, امير حسين. در آستانه رستاخيز. چاپ دوم: تهران, ناوك,1349,175ص.
اهم مباحث: شامل بحثهايى در زمينه فلسفه تاريخ است. مباحثى چون: از نقطه تحول تاريخ, متفكران در فلسفه تاريخ, مفهوم تاريخ, توجيه تحولات تاريخ, منشأ ديناميسم تاريخ.
ابن خلدون, عبد الرحمن. مقدمه ابن خلدون. دوجلد. ترجمه محمد پروين گنابادى. چاپ هفتم: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1369.
بهترين كتاب در مورد فلسفه تاريخ و جامعه شناسى تا پيش از زمان ابن خلدون است و شايد اوّلين كتابى بوده كه درباره فلسفه تاريخ بحث كرده است.
البته تحت عنوان فلسفه تاريخ نيست بلكه مباحث آن مربوط به فلسفه تاريخ است از جمله: در فضيلت دانش تاريخ و سيكل تاريخى.
اخترى, عباسعلى. نقش انتظار در سير تاريخ. تهران, بنياد بعثت, 1360, 9 ـ 57ص.
اهم مباحث: دور نماى تاريخ, رابطه تاريخ و انتظار, … .
استالين. ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى. ترجمه امير نيك آئين. انتشارات حزب توده ايران,
اهم مباحث: ماترياليسم تاريخى و اينكه آيا محيط و عوامل جغرافيايى در تبديل رژيمى به رژيم ديگر تأثير دارد يا خير, و اينكه آيا محيط جغرافيايى علت اصلى حركت است يا خير؟.
اسماعيلى, حميد رضا. فلسفه تاريخ از متن آثار دكتر على شريعتى. تهران, بى نا, 1359,171ص.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ, معنى تاريخ, ارزش تاريخ در اسلام, توحيد به عنوان فلسفه تاريخ, نظر مكاتب مهم درباره فلسفه تاريخ, جبر تاريخ, عامل محرك تاريخ در اعتقادهاى مختلف, نقش ذكر و آگاهى در حركت تاريخ, رسالت روشنفكران.
افتخار زاده, محمود. فلسفه تاريخ. چاپ اوّل: قم, آزادى, 1360,96ص.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ, سير تاريخى, امام على و تاريخ, تاريخ به گونه تاريخ, تاريخ چيست؟, هويت و اصالت تاريخ, عناصر و اجزا و شكل تاريخ, قدمت تاريخ انسان, اخلاق و تاريخ و سرنوشت تاريخ. همچنين كتابى ديگر با عنوان (فلسفه تاريخ) به نام مؤلّف مذكور به چاپ رسيده كه مباحث آن متفاوت است و عبارتنداز: اسلام و انسان, اگزيستانسياليزم, ماركسيزم, اسلام و تاريخ.
الياده, ميرچا. مقدمه بر فلسفه اى از تاريخ. ترجمه بهمن سركاراتى. چاپ اوّل: تبريز, انتشارات نيما, 1365,245ص.
اهم مباحث: اساطير و تاريخ, بدبختى و تاريخ, تاريخ بعنوان تجلّى الهى, ادوار كيهانى و تاريخ, سرنوشت تاريخ, آزادى و تاريخ, وحشت تاريخ, مشكلات تاريخ گرايى, يأس يا ايمان.
…انسان در برابر تاريخ آينده. بى جا, ب.رحيمى, بى تا.114ص.
اهم مباحث: تعريف تاريخ, مسائل كلى درباره تاريخ, ادوار تاريخ, چگونگى حركت تاريخ, انگيزه ها و محركات تاريخ, غايت و هدف تاريخ, هدف و جهت تاريخ, آينده نگرى در تاريخ, نظريه بعضى دانشمندان, قانون عليّت در حوادث تاريخ, انتقاد از ماترياليسم تاريخى, نظريه علماى الهى در حوادث و حركت تاريخ, نقش رهبر روحانى در هدايت تاريخ.
انگلس, فريدريش. نقش قهر در تاريخ.تهران, نشر روزبه, 1354.
اهم مباحث: قهر در تاريخ, شكل بنديهاى مناسبات سياسى اساس تاريخ در تاريخ, مالكيت خصوصى به هيچ وجه به عنوان نتيجه غارت و قهر پديدار نشده است, نظر دورينگ در مورد قهر, قهر در تاريخ چه نقشى در مقابل تكامل اقتصادى دارد, … .
برلين, آيزيا, آزادى. نظريه تصادفى تاريخ از ديدگاه برنسن: و نقد آن از جانب برلين. ترجمه محمّد على موّحد. چاپ اوّل, تهران, انتشارات خوارزمى, 1368,4 « 133ص.
بوگو سلافسكى, ب.م.و كار پوشين, و.ا.و ديگران. ماترياليسم تاريخى: ماترياليسم تاريخى چيست؟.ترجمه س, رزم آزما. تهران, انتشارات گوتنبرگ, بى تا.
اهم مباحث: علم ماترياليسم تاريخى, مفهوم ماترياليسم تاريخى, توليد مادى به مثابه اساس موجوديت و رشد جامعه, طبقات, مناسبات طبقاتى, نقش توده ها و افراد در تاريخ, انقلاب اجتماعى, شعور اجتماعى و وجود اجتماعى.
بهمنش, احمد.سيرتاريخ.تهران, انتشارات دانشگاه تهران, 1342,239«8ص.
اهم مباحث: شامل بحثهايى چون مراحل تاريخ و سير تاريخ مى باشد.
پايدار, حبيب اللّه (حبيب اللّه پيمان). برداشتهايى درباره فلسفه تاريخ از ديدگاه قرآن. تهران, دفتر نشر و فرهنگ اسلامى, 1356,315ص.
اهم مباحث مقدمه كتاب: ضرورتهاى ختم رسالت, موانع تاريخى و ايدئولوژيك, كاربرد ايدئولژى در عمل ظاهر مى شود.
اهم مباحث كتاب: سيماى تاريخ و قوانين تحول جامعه انسانى در قرآن, تحول جوامع در ظهور تضادهاى اجتماعى, عوامل محركه رفتار و علل بروز تضادهاى اجتماعى و طبقه اى, شرايط عينى و ذهنى و بروز دگرگونيهاى بنيادى در جامعه و تاريخ.
پلخانف, گ.و., تاريخ از نظر فلسفه مادى. ترجمه: كيانورى. بى جا, بى نا, بى تا. 62ص.
اهم مباحث: تاريخ از نظر فلسفه مادى, عوامل اجتماعى تاريخى يعنى چه, تاريخ بشرى نتيجه فعاليّت و كوشش افراد بشر در راه تأمين احتياجاتشان, نظريات لابريولا در خصوص تبعيت تظاهرات اجتماعى از بناى اقتصادى اجتماعى, … .
نقدى است بر كتاب (آزمايشى چند درباره مفهوم مادى تاريخ) نوشته آنتونيو لابريولا.
پلخانف, گ.(ن بلتف). تكامل نظر مونيستى تاريخ. ترجمه جلال علوى نيا و سعدا ـ عليزاده. چاپ دوّم: تهران, نشر بين الملل, 1358,371ص.
اهم مباحث: كلياتى در مورد تاريخ و نظرياتى درباره تاريخ, ماده گرايى فرانسه در قرن هيجدهم, ماده گرايى جديد, روبنا بودن يا زيربنا بودن تاريخ.
پلخانف: گ.و. نقش شخصيّت در تاريخ. ترجمه خليل ملكى. چاپ سوم: تهران, 1356,74ص.
اهم مباحث: نيروى محركه تاريخ و نقش شخصيت در آن, نقش شخصيت در تاريخ, جبرى يا قدرى بودن منافى با فعاليت اجتماعى نيست, تركيب آزادى و ضرورت, انسان خود عاملى در جريان ضرورت, مكتب ضرورت تاريخى مطلق, آيا سجاياى شخصى در جريان تاريخ مؤثر است. حدود امكان تأثير شخصيّت در تاريخ, اوضاع و احوال اجتماعى كه مستلزم بروز استعدادهاى خاصى هستند, امكان و شرايط تأثير شخصيّت در تاريخ.
پوپو, كارل.ر.فقر تاريخيگرى. ترجمه احمد آرام. چاپ دوم: نشر شركت سهامى انتشارات خوارزمى, 1358, 190ص.
اهم مباحث: اعتقاد به سرنوشت تاريخى خرافه محض است, پيشگويى جريان تاريخ بشرى با روش علمى يا هر روش استدلالى ديگر غير ممكن است.
پوليستر, ژرژ. اصول مقدماتى فلسفه. ترجمه جهانگير افكارى. چاپ دوّم: تهران, شركت سهامى كتابهاى جيبى, 1358.212ص.
فصل پنجم كتاب شامل اين است: ماترياليسم تاريخى, تاريخ چگونه توجيه مى شود؟, تاريخ محصول انسان است, وجود اجتماعى و شرايط زندگى, مبارزات طبقاتى, محرك تاريخ.
پيمان, حبيب اللّه(پايدار).حيات و مرگ تمدّنها. تهران, انتشارات قلم, 1356, 151ص.
آيا بر طبق يك سنت (قانون) الهى كه ازلى و تغيير ناپذير است همه جوامع انسانى در همه طول تاريخ محكوم اند كه روزى منهدم شوند و به دردناكترين شكلى دچار رنج و عذاب گردند؟.
اهم مباحث: قرآن و دگرگونيهاى اجتماعى, ستمگرى عامل اوّل نابودى, تمدنها و نظامهاى اجتماعى, قيام منذرين براى دادن آگاهى و بسيج ناس به عنوان عامل دوم نابودى تمدنها ونظامهاى ستمگر اجتماعى, لحظه مرگ و هلاكت ستمگران چه موقع فرا مى رسد, بنيان نظام و جامعه ستمگر فرو مى ريزد, نابودى ستمگران و حاكميت صالحان و مستضعفان, تكامل عمومى جامعه در سايه استقرار نظام توحيدى مبتنى بر عدل و برابرى و تكوين مجدد نظام شرك و طبقاتى.
توسلى, غلام عباس. نظريه هاى جامعه شناسى. چاپ اوّل: تهران, سمت, 1369, 481ص.
فصل سوّم شامل مباحثى درباره فلسفه تاريخ و علم تاريخ است كه رابطه ميان فلسفه تاريخ و جامعه شناسى را بيان مى كند.
توسلّى, محمّد. فلسفه تاريخ از ديدگاه جامعه شناسى. تهران, نشر دانشكده فنى.1357,44ص.
جزوه كه در اصل سخنرانى دكتر محمد توسلى در دانشگاه فنى تهران بوده, شامل اين مباحث است: فلسفه تاريخ از ديدگاه جامعه شناسى, تعريف تاريخ و جامعه, تعريف فلسفه تاريخ, عقايد افلاطون و ارسطو و ابن خلدون, عقايد متفكران قرون 17 و 18, تكيه گاه جامعه شناسى, تعريف جريان تاريخى, جامعه شناسى توسط فونكيوناليسم.
توين بى, آرنولد. تحقيقى در باب تاريخ. ترجمه وحيد مازندرانى. چاپ دوّم: تهران, انتشارات توس, 1355,131ص.
اهم مباحث: جامعه, تمدن, فرهنگ, تحقيق تاريخ, در تكوين تمدّنها, قانون و آزادى در تاريخ, برخورد ميان تمدّنها در فراخناى جهان, برخورد تمدّنها در حول زمان, قانون و آزادى, و … .
توين بى, آرنولد. فلسفه نوين تاريخ. ترجمه د ـ بهاء الدين پازارگاد. چاپ دوم: نشر فروغى, 1356,126ص.
اهم مباحث: كتاب حاوى اصول و نظريات و فرضيه هاى تاين بى در تحليل و توجيه كل تاريخ بشر است كه شمه اى از آن در مورد فلسفه تاريخ و تاريخ تمدنهاست.
در ضمن كتاب مذكور تلخيص يك دوره ده جلدى به نام تاريخ جهان از آغاز تمدن بشر تا زمان معاصر تحت عنوان (تحقيقى در تاريخ) است.
چند فقره تقريظ كه از طرف مطبوعات ايران درباره اين رساله به چاپ رسيده است, در كتاب آورده شده است.
جعفرى تبريزى, محمد تقى. نقش شخصيتها در تاريخ يا عامل محرك تاريخ و نقش شخصيتها. بى جا, بى نا, بى تا. 32ص.
جعفرى, يعقوب. بينش تاريخى قرآن. چاپ دوم: تهران, نشر دفتر فرهنگ اسلامى, 1368,164ص.
اهم مباحث: تاريخ و زندگى, رابطه تاريخ و جامعه, كشف قوائد جامعه شناسى از تاريخ يا تاريخ در تداوم اعصار, تاريخ و اساطير, تاريخ نگارى در زمانهاى دور, تاريخ تحليلى و وقايع نگارى, مورخان اسلامى و تحليل تاريخ, عامل محرك تاريخ, حركت دوره اى تاريخ, قانونمندارى حركت تاريخ, قرآن و تاريخ, تاريخ و قرآن.
جعفرى, يعقوب. بينش تاريخى نهج البلاغه. چاپ اوّل: تهران, دفتر فرهنگ اسلامى, 1372,163ص.
اهم مباحث: بخش اوّل ـ كلياتى از تاريخ, نهج البلاغه و طرح مسائل تاريخى, اهتمام به تاريخ, عبرت آموزى از گذشتگان, ارائه نمونه هاى عينى, … پيشگويى درباره مهدى, تكرار تاريخ.
بخش دوّم ـ عوامل زمينه ساز در ساختارهاى تاريخى, … آزادى انسان در ساختن تاريخ, پيكار دائمى حق و باطل.
بخش سوّم ـ كارهاى خدا در تاريخ, جبر در بودن و آزادى در شدن, انسان در بوته آزمايش.
بخش چهارم ـ انگيزه هاى تحولات تاريخى, نظريه هاى گوناگون در تبيين حركت تاريخ, عامل هجوم و دفاع, عامل عصبيت, سنتهاى الهى در تاريخ, شكست و پيروزى, … .
الجندى,انور. اسلام و حركت تاريخ: رويا جديده فى فلسفة تاريخ الاسلام. چاپ هشتم: بيروت و قاهره, دارالكتاب لبنان ودارالكتاب المصرى, 1986م,
اهم مباحث: در باب اوّل از اسلام و تاريخ و در باب هشتم در مورد فلسفه تاريخ اسلامى و بروز حوادث تاريخ اسلام بحث كرده است.
چايلد, گوردن. تاريخ بررسى نظريه هايى درباره تاريخ گرائى. ترجمه محمد تقى فرامرزى. تهران, نشر مازيار, 1354, 105ص.
اهم مباحث: جامعه و علم و تاريخ, نمونه اى از يك نظم تاريخى, پيدايش سنت تاريخ نگارى, مفاهيم لاهوتى و جادويى نظم تاريخى, نظريه هاى طبيعى در باره نظم تاريخى, تاريخ به مثابه يك علم تطبيقى, تاريخ به مفهوم يك روند خلاق.
چايلد, گوردن. تطور اجتماعى. ترجمه احمد صبورى. تهران, نشر نيل, 1352,203ص.
اهم مباحث: قسمتى از كتاب درباره (عوامل عينى منفرد در مسير تاريخ) است.
حجتى كرمانى, على. ازبردگى روم قديم تا ماركسيسم. تهران, نشر مشعل دانشجو, 1369.
اهم مباحث: ماترياليسم تاريخى استالين, تطورات را در خط و سير تاريخ جبرى دانستن, بحث واقعيت تاريخى كه ماركس را محكوم مى كند, اساس قوانين تحول جامعه كه ماركس مى گويد, نقدى بر ماركس بالاخص ماترياليسم تاريخى, قانونمندى تاريخ از نظر ماركس و نقد بر آن, فرضيه يك بعدى انسان, از بردگى تا ماركسيسم, دوره گذرا و انتقالى.
حجتى كرمانى, على. متد ديالكتيك ماركسيستى. تهران, كانون نشر و پژوهشهاى اسلامى, بى تا, ص311.
اهم مباحث: روش ديالكتيكى ماركسيسم, ماترياليسم تاريخى, جهش تكاملى در اجتماع و تكامل نيروهاى توليد, يگانه عامل تغييرات تكاملى جامعه, و … .
حريرى, محمد يوسف. ملاحظاتى درباره ماركسيسم. قم, نشر ارشاد, 1359,135ص.
بخش چهارم كتاب: ماترياليسم تاريخى (نقدى است بر نظريه جبرى بودن تاريخ).
حزب جمهورى اسلامى. قرآن وتاريخ(جزوه شماره 5). تهران, نشر حزب جمهورى اسلامى, بى تا, 75ص.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ, بينش ديالكتيكى يا ابزارى, بينش انسانى يا فطرى, دو تلقى از انسان تاريخ و قرآن, نظر به مجموع تاريخ, نظر به اجزاى تاريخ.
حق شناس, على محمد. بازگشت و ديالكتيك در تاريخ. تهران, نشر آگاه, 1358,53ص.
اهم مباحث: ديالكتيك در تاريخ بازگشت يك روند تكاملى در تاريخ, شرايط بروز بازگشت در تحولات تاريخى, بازگشت و ديالكتيك در تاريخ, آينده نگرى و پيامدهاى نا خواسته در تاريخ.
حميد, حميد. علم تحولات جامعه(پژوهشى در فلسفه تاريخ و تاريخگرايى علمى). تهران, نشر امير كبير, 1352.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ, جوهر تاريخ, تاريخ و قانون تحول كلان سرمايه دارى معاصر و فلسفه تاريخ, انگلستان در برخورد با فلسفه تاريخ. جامعه شناسى تاريخى.
خيل, پيتر. استفاده و سوء استفاده از تاريخ. ترجمه حسن كامشاد. چاپ اوّل: نشر آموزش انقلاب اسلامى(شركت سهامى), 1372,141ص.
اهم مباحث: پيدايش تاريخ يعنى تغيير, حركت شرط ضرورى پيدايش تاريخ است, نظر بعضى دانشمندان در مورد تاريخ, پيامدهاى فلسفى اصالت تاريخ, سوء استفاده از تاريخ.
دورانت, ويل. درسهاى تاريخ. ترجمه احمد بطحائى. چاپ اوّل: تهران, شركت سهامى كتابهاى جيبى با همكارى مؤسسه انتشارات فرانكلين. 1350,184ص.
اهم مباحث: تاريخ و خلق و خوى انسان با تاريخ, دين و تاريخ, سوسياليسم و تاريخ, تاريخ و جنگ, نژاد و تاريخ, معنى كلى تاريخ, تاريخ و كره زمين, زيست شناسى و تاريخ, اخلاق و تاريخ, اقتصاد و تاريخ, حكومت و تاريخ رشد و زوال, آيا پيشرفت واقعيت دارد؟.
دورانت, ويل. لذات فلسفه(پژوهشى در سرگذشت و سرنوشت بشر). ترجمه عباس زرياب. چاپ هفتم: تهران, نشر آموزش انقلاب اسلامى(شركت سهامى), 1371,519ص..
بخش ششم از فصل چهاردهم در زمينه فلسفه تاريخ بحث مى كند با اين عناوين: معنى تاريخ, بيان تاريخ بر پايه دين بيان جغرافياى تاريخى, بيان نژادى تاريخ, بيان اقتصادى تاريخ, بيان معنوى و روانشناختى تاريخ, تاريخ مركب.
رادمنش, عزت اللّه. تاريخ در قرآن. چاپ دوّم: مشهد, مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى, 1371. 167ص.
اهم مباحث: تاريخ و فلسفه تاريخ از نظر قرآن, سيكل مستمر و متكامل, تاريخ و هدف و تاريخ با هدف, تاريخ و افسانه و اساطير و مشيت الهى, مدينه فاضله, انسان واقعى و مدينه واقعه در تاريخ قرآن, قهرمان پرستى (اروئيسم) مكتب اصالت ناس, طرح تاريخ در قرآن و فن و نگارش آن در قرآن, روش تبليغ غير مستقيم, قوانين هميشگى و مستمر در تاريخ, تكرار در تاريخ, جهان بينى تاريخى در قرآن, فضاى جهان بينى تاريخ اسلام, روشهاى ديگر تاريخنگارى در قرآن اصالت اسوه ها, و … .
رادمنش, عزت اللّه. كليات عقايد ابن خلدون درباره فلسفه, تاريخ و تمدن. تهران, نشر قلم, 1357. 303ص.
اهم مباحث: كليات عقايد ابن خلدون درباره فلسفه تاريخ و تمدن, عصبية, منشأ عصبيّة, انواع عصبية, نقش عصبية و دين, آيا بشر طبعاً اجتماعى است, ابن خلدون و محيط جغرافيايى, اثر آب و هوا در اخلاق و سرشت انسان, حكمران و حكومت, اخلاق و دين, ثروت و قدرت اقتصادى, صنايع, جمعيت, رواج لوكس, سقوط دين و اخلاق, انحطاط دولت و تمدن و علل آن, تقليد مغلوب از سلطه گر و بالعكس, فهرست اعلام و اصطلاحات.
راسل, برتراند. درك تاريخ. ترجمه يد اللّه طوسى. چاپ اوّل: نشر كتابخانه سينا, 1341, 80ص.
اهم مباحث: درك تاريخ, تقسيم تاريخ, پيدايش تمدن, مراحل ابتدايى تاريخ, فرضيه هگل درباره تاريخ.
رفيعى, على. تاريخ مندى سوسياليسم. چاپ اوّل: انتشارات فلسطين, بى تا, 79ص.
اهم مباحث: تغيير كمونيسم نوين از تاريخ, نظريه مادى درباره تاريخ, مبارزه طبقاتى, و … .
رقابى, حيدر. چشمه هاى فلسفى تاريخ. تهران, نهضت زنان مسلمان, بى تا.
اهم مباحث: دامنه گسترده فلسفه تاريخ, آينه گرايى تاريخ, ماهيت تاريخ, تاريخ در تنزيل, سنتهاى تاريخ در قرآن, فلسفه تاريخ و جهان سوم, تاريخ در راه بى نهايت, پژوهشى در فلسفه تاريخ, و ….
رهجو, حسين. تحليلى تاريخى از دو مفهوم قرآنى. تهران, انتشارات قلم, 1356. 59ص.
اهم مباحث: 1.آيات و ترجمه, مفهوم نعمتها, مفهوم ارض مقدس از زاويه ربوبى و ديدگاه بنى اسرائيل, عمل و ايمان, شخصيّت در تاريخ, خلاصه و نتايج. 2. آيات و ترجمه, مفهوم قريه, اقتصاد روز دوشنبه اى, نقش انگيزه ها.
رهنورد, زهراء. موضع گيرى طبقات اجتماعى يا فرايند انحطاط يك جامعه در قرآن. تهران, انتشارات قلم, 1357. 183ص.
اهم مباحث: قوانين حاكم بر تاريخ,(ص 11 ـ 22), نذيران يا ادامه دهندگان رسالت تاريخى انبيا(ص 23 ـ 34).
زرافشان, ناصر. سيرى در فلسفه و فلسفه تاريخ. تهران, نشر زنده رود, 1358.
اهم مباحث: نظريه تكاملى, جامعه, مقدمات تاريخ, برخورد مادى با تاريخ, ايده آليسم و تكامل تاريخ, فلسفه تاريخ.
زمانى, محمد رضا. فرايند تاريخى و روابط اجتماعى ـ توليدى. بى جا, انتشارات بيژن جزئى, 1356.
اهم مباحث: خصلتهاى اجتماعى طبقات و ادوار تاريخى, حركت انتقالى, نقش ابزار در دگرگونى فرهنگ اجتماعى, انسان تاريخى, رابطه متقابل فردى.
سارتر, ژان پل. اگزيستانسياليسم و اصالت بشر. ترجمه دكتر مصطفى رحيمى. چاپ پنجم: تهران, نشر مرواريد.109ص.
قسمتى از كتاب در مورد اگزيستانسياليسم و واقعيت تاريخ بحث مى كند.ص 91.
سبحانى, جعفر. تحليلى از فلسفه ماركس. چاپ دوم: قم, نشر هادى, 1360. ص288.
كتاب نقد و يا رد نظريات ماركسيسم است و در درس نخست آن, بحث از ماديگرى تاريخى و درس ششم بحث از تحولات تاريخى و متد ديالكتيك, و آيا در صحنه تحولات تماشاگريم يا بازيگر, جبرى گرى در سير تاريخ همان قضا و قدر تحريف شده است. و در درس هشتم بحث از اينكه تأثير عوامل خارجى در تحولات اجتماعى مى باشد.
سبحانى, جعفر. ماركسيسم و مذهب. قم, نشر پيام آزادى, 1358.
اهم مباحث: فرضيه هاى ماركسيستى كه فرضيه سوّم آن راجع به مادى گرايان حوادث و وقايع تاريخى جهان كه با علل مادى توجيه و تفسير مى كنند و براى هر پديده اى يك علت مادى چه ذهنى و چه عينى تعيين مى كنند, ماركسيسم و نيروى محرك تاريخ, زير بنايى و رو بنايى تاريخ.
سبحانى, جعفر. ماركسيسم و نيروى محرك تاريخ. قم, نشر پيام آزادى, 1358. 160ص.
اهم مباحث: كتاب در مورد فلسفه تاريخ و نيروى محرك تاريخ بحث مى كند و در حقيقت نقدى است بر نظريه ماركس و هگل در مورد تاريخ يا ردّ نظريه تاريخى آنها, تعريف علم تاريخ و فلسفه تاريخ و مقصود از تاريخ چيست را توضيح مى دهد.
ستوده, ح. فلسفه نظرى تاريخ: فلسفه علم تاريخ. چاپ اوّل: تهران, نشر دفتر كتابهاى اسلامى, 1357. 56ص.
اهم مباحث: در فلسفه نظرى تاريخ: معرفتى كه در آن از حركت, محرك, مسير, هدف موجودى به نام تاريخ بحث مى شود. و سه سؤال كه فلسفه نظرى به پاسخ آنها مى پردازد عبارتنداز: تاريخ به كجا مى رود, چگونه مى رود, از چه راهى مى رود؟.
سروش, عبد الكريم. فلسفه تاريخ. چاپ اوّل: تهران, 1357.
اهم مباحث: فلسفه نظرى تاريخ و فلسفه علم تاريخ و مباحثى در مكتب ما يعنى: مكتب ما چگونه به تاريخ مى نگرد و از آن چگونه بهره جسته است كه دو گونه مى باشد نظر بر مجموع تاريخ و نظر به اجزاء تاريخ.
سگال, م. ايلين اى. انسان در گذرگاه تاريخ. ترجمه م, زمانى. تهران, نشر كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان, 1351.
اهم مباحث: سير انسان و حركت او در طول تاريخ, ديد انسان نسبت به گذشته و رسيدن انسان به علم, فاتحان و مغلوبان(تاريخ هم مدعى است و هم مدافع).
سيد نى, هوك. قهرمان در تاريخ. ترجمه ا.آزاده. تهران, نشر بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1350. 242ص.
اهم مباحث: قهرمان به عنوان حادثه و مسأله, قهرمان فكر و جبر اجتماعى ماركسيسم ارتدوكسى, (اگر) در تاريخ درباره قوانين حركت جريان تاريخى.
شريعتى, على. اسلام دين تاريخ. تهران, بى نا, 1390. 38ص.
اهم مباحث: بينش تاريخى و عدل, جبر تاريخ و عدم خاتميّت براى تاريخ, سرنوشت تاريخى, دين رفته از تاريخ را برگرداندن توسط حسين(ع), قابيل در تاريخ سه چهره دارد.
شريعتى, على. اسلام شناسى(فلسفه تقدير علمى تاريخ). تهران, نشر حسينيه ارشاد, 1352.
بخشهاى آخر كتاب: فلسفه تاريخ, توحيد يك فلسفه تاريخ, عامل محرك تاريخ, حركت تاريخ بر اساس تهاجم, تدافع و … انقلاب دائمى, ماركس و نظر به شخصيّت. فلسفه تقدير علمى تاريخ, كشف قوانين علمى حركت تاريخ نه ايدئولوژى, و ….
شريعتى, على. اگر پاپ و ماركس نبودند. تهران, نشر حسينيه ارشاد, بى تا. 48ص.
اهم مباحث: مكتوب از چندين قسمت تشكيل يافته: اگر پاپ و ماركس نبودند, با قرآن و كامپيوتر, نماز شدن انسان, نگاهى به تاريخ فردا.
شريعتى, على. انسان و تاريخ. تصحيح و مقدمه سيّد محمد مهدى جعفرى. تهران, نشر قلم, 1358.
اهم مباحث: تاريخ علمى شدن انسان, شخصيّت تاريخى انسان, ريشه بينش امروزى تاريخ بر مبناى ايده آليسم مطلق هگل, سير تاريخ در مكتب ماترياليسم, آدمى را جبر محيط مى سازد, اصالت انسان يا اصالت تاريخ, علم تاريخ و موضوع تاريخ, مكتب تاريخى جامعه شناسان.
شريعتى, على. بررسى تاريخ. تهران, نشر شركت سهامى خاص, بى تا.
اهم مباحث: نقش شخصيتها, عناصر سازنده و نگاه دارنده مكتب.
شريعتى, على. بينش تاريخى شيعه (سخنرانى). چاپ اوّل: تهران, نشر جواد, 1357.
اهم مباحث: بينش تاريخى شيعه, بينشهاى تاريخى اديان و مقايسه آن با شيعه, اسلام دين تاريخ است, و….
شريعتى, على. تاريخ و ارزش آن در اسلام (جزوه). بى جا, بى نا, بى تا.24ص.
مكتوب كه به صورت جزوه است از محتواى تاريخ به معناى قديمى, انسان آينده را نيازمند است كه بشناسدش, تاريخ به معناى علم شدن انسان, تاريخ رودخانه اى است, تاريخ يك سير جبرى است, تاريخ عبارتست از مطالعه كيفيّت تبديل اين حيوان به نوع برتر يعنى انسان, ببينيم تاريخ معنى كاملاً انقلابى غير قابل مقايسه با ارتجاع است بحث مى كند.
شريعتى, على. زن مسلمان بضميمه جبر تاريخ. تهران, بى نا, 1354.
در بخش دوم كتاب از جبر تاريخ كه پياده شده از نوار است و مبحث عمده آن جبر تاريخ از نظر ماركسيسم, نظر الهيون, فلسفه تاريخ و كلمات در قرآن.
شريعتى, على. فلسفه تاريخ. تهران, نشر حسينيه ارشاد, 1352. 36ص.
اهم مباحث: عامل محرك تاريخ, موتور تاريخ, حركت تاريخ بر اساس تهاجم و تدافع, لزوم نو كردن مذهب, و ….
شريعتى, على. فلسفه تاريخ در اسلام. تهيه و تنظيم حميد رضا اسماعيلى با مقدّمه احسان شريعتى. تهران, 1359. 171ص.
اهم مباحث: معنى تاريخ و ارزش آن در اسلام, فلسفه تاريخ, توحيد به عنوان فلسفه تاريخ, نظر مكاتب مهم درباره فلسفه تاريخ, جبر تاريخ, عامل محرك تاريخ, نقش ذكر و آگاهى در حركت تاريخ, رسالت روشنفكران.
شكورى, ابوالفضل. آشنايى مقدماتى با فلسفه تاريخ (تحليلى از مفهوم زيربنا و روبنا در جامعه و تاريخ). نشر احقاف. 1358.
اهم مباحث: جامعه و تاريخ, حركت تاريخ, تحليل حركت آن و انعكاس حزبى(تقسيم طولى جامعه).
شيرازى, سيد محمّد. ماركسيسم در آستانه سقوط. ترجمه ذكر اللّه احمدى. بى جا. نشر كانون نشر انديشه هاى اسلامى, 69ص.
در قسمتى از كتاب: اشكالاتى بر اصول چهارگانه (تمام اجزاء ماده و فكر همواره بر اساس تز و آنتى تز و سنتز در حال حركت است, تمام اجزاء ماده در اين عالم بر روى تأثير يكديگر متقابل دارد, هر چيز تبديل به چيز بهتر از خود مى شود, اجتماع نيز محكوم به سرنوشت ماده و ذهن است) و ادوار پنجگانه ماركس ( كمون اوليه, برده دارى, فئوداليسم, سرمايه دارى, سوسياليسم) را مطرح كرده و نظريه ماركس را نسبت به جبر تاريخى و محرك تاريخ در چند صفحه (63 ـ 69) رد نموده است.
صدر, محمد باقر. انسان مسؤول و تاريخ ساز از ديدگاه قرآن. ترجمه محمد مهدى فولادوند. تهران, نشر ميزان, 1359. 138ص.
اهم مباحث: انديشه قرآنى درباره قوانين تاريخى با اشكال مختلف, قانون تاريخ كوركورانه نيست, قوانين تاريخ جنبه خدايى دارد, اراده و اختيار انسان و رفع اين توهم نادرست كه ميان سنن تاريخى و اراده و اختيار آدمى تناقضى نيست و غلط است اينكه گويند: اگر جبر تاريخ و قوانين هستى بر ما حاكم است ديگر براى انسان اختيار معنا ندارد, قلمرو علوم طبيعى و ساير پديده هاى هستى از قلمرو قوانين تاريخى جدا است, شناسايى قوانين تاريخى در قرآن به اشكال مختلف.
صديقى, عبدالحميد. تفسير تاريخ. ترجمه جواد صالحى. چاپ دوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1362. 204ص.
اهم مباحث: تفسير تاريخ, ديدگاه زيست شناسانه تاريخ, فلسفه تاريخ از ديدگاه هگل, تاريخ از نظر ماده گرايى, تفسير اسلامى تاريخ.
طاهائى, سيد على اكبر. بررسى انتقادى ماركسيسم. بى جا, نشر زنان مسلمان, 1359. ص164.
اهم مباحث: ماترياليسم تاريخى, قوانين كلى تكامل اجتماعى, تفسير تاريخ از مناسبات اقتصادى, تفسير اقتصادى از تاريخ ماركسيسم و جامعه شناسى, انتقاد از تحليل تاريخى ماركس.
طاهرى, حبيب اللّه. تاريخ از ديدگاه ماركس و اسلام. چاپ اوّل: قم, نشر مؤسسه در راه حق, 128ص.
اهم مباحث: اهميت تاريخ, فرق سه گانه بين تاريخ نقلى و علمى, … , دو ايراد بر تاريخ و جواب آن, اثبات ماديت تاريخ از محرك تاريخ و نظرات در مورد آن, منزلگاه تاريخ, تاريخ و ماهيت آن, محرك و هدف تاريخ از نظر اسلام.
فارسى, جلال الدين. درسهايى درباره ماركسيسم. تهران, نشر روزبه, 1354. 328ص.
اهم مباحث: نظريه مادى درباره تاريخ, ماترياليسم تاريخى, قوانين تحولات اجتماعى, نيروى محركه جامعه, قوانين حاكم بر تاريخ جامعه, و….
فروتن, غلامحسين. مبانى ماترياليسم تاريخى. تهران, نشر مؤسسه انتشارات فرهنگى صداى خلق, 1356. 130ص.
اهم مباحث: ماترياليسم تاريخى علم, قانونمندى تكامل جامعه, ساخت اقتصادى اجتماعى, ماترياليسم تاريخى به مثابه فلسفه, پيدايش ماترياليسم تاريخى, حزّبيت ماترياليسم تاريخى, پيدايش طبقات و تركيب طبقاتى جامعه.
….فلسفه تاريخ و جامعه شناسى تاريخى. بى جا, بى نا, بى تا.
اهم مباحث: جوهر تاريخ, گوناگونى فلسفه هاى تاريخى, تاريخ و قانون تحوّل, كلان سرمايه دارى معاصر و فلسفه تاريخ, انگلس در برخورد با فلسفه تاريخ, جامعه شناسى تاريخى, مفاهيم اساسى جامعه شناسى تاريخى, جامعه شناسى تاريخى علوم اجتماعى.
كار, ادواردهالت. اى. اچ. كار. تاريخ چيست؟ ترجمه دكتر حسين كامشاد. چاپ سوم: تهران, نشر خوارزمى, 1356.
كتاب كه پياده شده سخنرانى است حاوى مطالبى چون: عليت در تاريخ, تاريخ به منزله پيشرفت, افق رو به گسترش … مى باشد.
كاسمينسكى. نقد فلسفه تاريخ آرنولد توين بى. ترجمه على كشتگر. و. ع. نوريان.
اهم مباحث: مباحث آرنولد توين بى را مى آورد و بر آن نقد و تحليل مى كند.
كريمى, حسين. فلسفه تاريخ. تهران, نشر جهاد دانشگاهى دانشگاه صنعتى شريف, 1361. 93ص.
اين اثر به برخى از مقوله هاى فلسفه تاريخ (محرك و بستر) كه با اتكاء بر ديدگاههاى اسلامى به نقد ماترياليسم تاريخى و ديگر مكاتب فلسفه تاريخ مى پردازد.
كونفورت, موريس. ماترياليسم تاريخى. تهران, نشر ايران, 1358. 184ص.
اهم مباحث: قوانين بنيادى تكامل اجتماعى, رو بناى اجتماع, ماترياليسم و علم جامعه, شيوه انسانى زندگى, درك ماترياليسم تاريخ, افكار طبقاتى و سلطه طبقاتى.
گروه تحقيقات. نيروى سازنده تاريخ. بى جا, بى نا, بى تا.
اهم مباحث: مكتوب كه به صورت جزوه است در مورد نيروى سازنده تاريخ و تاريخ را چه كسى مى سازد (قواى سازنده تاريخ) بحث مى نمايد.
گورويچ. ديالكتيك يا سير جدالى و جامعه شناسى. ترجمه حسن حبيبى. تهران, نشر شركت سهامى انتشار, 1351. 362ص.
اهم مباحث: ديالكتيك ميان جامعه شناسى و تاريخ, واقعيت تاريخى.
ماركس ـ انگلس ـ لنين. ديناميسم تحول جامعه. ترجمه مهدى سپهر.
اهم مباحث: بنيانهاى ماترياليسم تاريخى, تفسير ماترياليسم تاريخى, مفهوم نوينى از تاريخ, ….
ماركس و ديگران. ماترياليسم تاريخى و ماترياليسم ديالكتيك. 48ص.
اهم مباحث: درك مادى تاريخ, نظريات بعضى از دانشمدان و فيلسوفان, ماترياليسم در مقابل ايده آليسم.
ماركس ـ انگلس ـ لنين. مبانى ماترياليزم تاريخى. ترجمه ز ـ پ ـ آمين. چاپ اوّل: تهران, نشر چكيده, 1359.
اهم مباحث: ماترياليسم تاريخى, قانون تكامل در تاريخ بشر, تئورى ماركسيستى تاريخى, پيشرفتهاى مدرن تاريخ (علم تاريخ), تاريخ و فرد يعنى نيروهاى محرك تاريخ, انسانها خود تاريخ خويش را مى سازند, ماترياليزم تاريخى نه به مثابه فرمولى مجرد در علم تاريخ, ….
ماركوزه, هربرت. خرد و انقلاب. ترجمه محسن ثلاثى. چاپ اوّل: تهران, نشر سازمان انتشارات جاويدان, 1357. 522ص.
اهم مباحث: زمينه تاريخى اجتماعى, فلسفه تاريخ, از فلسفه تا نظريه اجتماعى, ديالكتيك ماركس, … .
مدرسى, مرتضى. فلسفه تاريخ و اجتماع. بى جا, نشر متين, 1352. 212ص.
اهم مباحث: سير تاريخنگارى در اروپا, ابن خلدون و فلسفه تاريخى او, ابن خلدون وويكو, ابن خلدون و مالتون انگليسى, ابن خلدون و دوركيم, فلسفه تاريخ و جامعه شناسى, ابن خلدون و اسپنسر, ابن خلدون از نظر مستشرق روسى.
مرتضوى, جمشيد. ضرورت و فلسفه تاريخ. تهران, نشر مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران, 1356.
فصل چهارم: رسالت انسان و ضرورتهاى تاريخ; فصل پنچم: نقش شخصيت در تاريخ با توجّه به جبر اجتماعى و ضرورتهاى تاريخى و عليت اجتماع و ديناميسم تاريخ.
مصباح يزدى, محمد تقى. جامعه و تاريخ در قرآن. چاپ دوّم: قم, نشر سازمان تبليغات اسلامى, 1372.
مباحث بخش سوم: قانونمندى تاريخ و نظريه هگل و نظريه ماركس, قوانين اجتماعى و تاريخى و آزادى انسان, تكامل در جامعه و تاريخ, بخش چهارم: جامعه و فرد. بخش پنجم: تأثير فرد در جامعه. بخش ششم: ماديت تاريخ, و ….
مصباحى, غلامرضا. ماترياليسم تاريخى. قم, نشر محمّد, بى تا.
اهم مباحث: نظرات تكاملى, ماترياليسم تاريخى, ماترياليسم تاريخى و واقعيت, بر اساس ماترياليسم تاريخى, بررسى ماترياليسم تاريخى بطور كلى, ماركسيسم و تكامل نيروى توليد.
مطهرى, مرتضى. اسلام و مقتضيات زمان. تهران, صدرا, 1370. 258ص.
اهم مباحث: جبر تاريخ از ديدگاهها, نيروى محرك تاريخ چيست؟, نظريه جبر اقتصادى تاريخ و بررسى آن, نظريه جبر اقتصادى تاريخ و بررسى آن, جامعه و تاريخ از نظر قرآن.
مطهرى, مرتضى. انسان و سرنوشت. تهران, نشر صدرا, 141ص.
بخشى از كتاب در زمينه (زمان از نظر فلسفه تاريخ) است.
مطهرى, مرتضى. تكامل اجتماعى انسان. چاپ نهم: قم, نشر صدرا, 1374. 211ص.
اهم مباحث: تكامل انسان در تاريخ, نقش انبيا و دين در تكامل تاريخ, بدبينى و يأس نسبت به سرشت بشر و آينده بشريت.
مطهرى, مرتضى. تكامل اجتماعى انسان. قم, نشر اسلامى, 61ص.
بخشى از كتاب: معنى تكامل تاريخى چيست؟
مطهرى, مرتضى. تكامل اجتماعى انسان در تاريخ. چاپ سوم: تهران, نشر دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى, 1341. 69ص.
اهم مباحث: تكامل انسان در تاريخ, تكامل طبيعى و اجتماعى, آيا تاريخ انسان را ساخته يا انسان تاريخ را به وجود آورده؟, نقش انبياو دين در تكامل تاريخ.
مطهرى, مرتضى. جامعه و تاريخ. قم, نشر اسلامى, 309 ـ 482ص.
اهم مباحث: تاريخ چيست؟ تاريخ علمى و عليت در تاريخ, ماديت تاريخ, نقش شخصيت در تاريخ, تطور تاريخ, ….
مطهرى, مرتضى. فلسفه تاريخ. چاپ سوم: قم, نشر صدرا, 1371. 314ص.
اهم مباحث: كتاب حاضر درسهاى استاد در سالهاى 1355 ـ 1357 بر مبناى كتابهاى (لذات فلسفه) ويل دورانت و (تاريخ چيست؟) اى. اچ. كارو (ماركس و ماركسيسم) آندره پى تير است, با اين مباحث: عوامل محرك تاريخ, ارزش تاريخ, جامعه و فرد, تاريخ و علم, تاريخ و مذهب, تاريخ و اخلاق, عليّت در تاريخ, تكامل تاريخ, پيش بينى آينده.
مطهرى, مرتضى. قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ. چاپ پنجم: قم, نشر صدرا, 1398ق. 134ص.
اهم مباحث: قرآن و تاريخ, توجيه و تفسير تكامل تاريخ, دو شيوه مختلف در تفسير تاريخ, ديالكتيك تاريخ, مناسبات اقتصادى در تفسير تكامل تاريخ, بينش انسانى يا فطرى تاريخ, نبرد پيشبرنده تاريخ, مراحل و حلقات ماركسيستى تاريخ, تلقى قرآن از انسان و تاريخ.
مطهرى, مرتضى. ماركس و ماركسيسم (دفتر سوم). قم, نشر صدرا
اهم مباحث نقدى بر ماركس و ماركسيسم, ماترياليسم تاريخى و از خود بيگانگى فوير باخ, ماترياليسم تاريخى ماركس, فلسفه تاريخ ماركس و قوانين حاكم بر تاريخ قابل كشف نيست, قهرمانان در تاريخ, نظريه ابن خلدون كه عصبيت را محرك تاريخ مى داند.
مطهرى, مرتضى. نقدى بر ماركسيسم. چاپ اوّل: قم, نشر صدرا, 1363. 349ص.
اهم مباحث: مادى گرايى تاريخى, نگرش تاريخى اقتصاد, نظريات ديگر در مورد فلسفه تاريخ, ماترياليسم ديالكتيك تاريخى و مبارزه طبقاتى.
موحد, س.ا.ا. انتظار= فلسفه تاريخ(از سرى آموزشهاى ايدئولوئيك فلسفه تاريخ) جزوه. تهران, نشر انقلاب, 1359. ص24.
اهم مباحث: حركت جامعه و مردم در بستر زمان مفهوم تاريخ است: پديد آورنده تاريخ چيست؟ اصول سه گانه انتظار (سه مرحله تكامل), رابطه منتظر آگاه و منتظر ناآگاه, وظيفه منتظر ايده آل (مؤمن, روشنفكر).
مهدى, محسن. فلسفه تاريخى ابن خلدون. ترجمه مجيد مسعودى. تهران, نشر بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1358. 360ص.
اهم مباحث: خصوصيات تاريخى زمان ابن خلدون, خصوصيات تاريخى, از تاريخ تا علم عمران, بحث جدلى يا ديالكتيك ابن خلدون درباره تاريخ, تاريخ و حكمت.
نزنانوف, ويكتور. منطق تاريخ. ترجمه هـ ـ ن, تهرانى. چاپ اوّل: تهران, نشر روزبه, 1359. 121ص.
اهم مباحث: آيا پيشرفت جامعه انسانى بر اساس يك روند قانونمند انجام مى گيرد؟, چه نوع شيوه هاى توليدى در تاريخ جامعه انسانى شناخته شده؟ دوران گذار از سرمايه دارى به سوسياليسم, قوانين عام و ويژگيهاى خاص دوران گذار, و… .
نف, امرى. فلسفه تاريخ. ترجمه دكتر عبد اللّه فريار. تهران, نشر فرانكلين, 1340. 268ص.
اهم مباحث: كلياتى درباره فلسفه تاريخ شامل: حركت و محرك و مبدأ تاريخ.
نهضت زنان مسلمان. فلسفه تاريخ(دفتر 85). تهران, 29ص.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ به دو نوع معرفت اطلاق مى شود: فلسفه نظرى تاريخ و فلسفه علم تاريخ, نظريات بعضى از دانشمندان در مورد فلسفه تاريخ و ماترياليسم تاريخى.
نيك آئين, امير. ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى (كتاب دوّم ـ ماترياليسم تاريخى). چاپ سوم: نشر حزب توده ايران, 1358. ص376.
اهم مباحث: موضوع علم ماترياليسم تاريخى, تعريف علم ماترياليسم تاريخى و اهميت آن, جاى ماترياليسم تاريخى در سلسله عقايد و آراى اجتماعى, در فصل دوم طبيعت, جامعه و فرد, محيط جغرافيايى و سرنوشت انسان, عامل قاطع در تكامل اجتماعى, قانونمندى در روندهاى اجتماعى (تكرار در تاريخ) مفرد و عام, قانونمندى در روندهاى اجتماعى (جبر تاريخ ـ عينى و ذهنى) شخصيت در تكامل تاريخ, اشكال تاريخى تجمع مردم, … .
والش, دبليو.اچ. مقدمه اى بر فلسفه تاريخ. ترجمه بهاء الدين علائى طباطبايى. تهران, نشر امير كبير, 1363. 233ص.
اهم مباحث: فلسفه تاريخ و علوم, تبيين تاريخ, حقيقت و واقعيت در تاريخ, فلسفه نظرى تاريخ (كانت و هردر و هگل).
هارنكو, مارتا. مفاهيم بنيادى تئورى علمى تاريخ. ترجمه ت. مهتاب. چاپ اوّل: تهران, نشر شباهنگ, 1360. 243ص.
اهم مباحث: فصل يازدهم: تئورى هگلى تاريخ, تئورى ماركسيستى تاريخ, ماترياليسم تاريخ, تئوريهاى حوزه اى, سطح تحقيق يابى ماترياليسم تاريخى, علم شكل بنديهاى اجتماعى, علم شرايط موجود سياسى, ماترياليسم تاريخى دو انحراف از تئورى ماركسيستى تاريخ.
هگل, گ. و. ف. خدايگان و بنده. ترجمه حميد عنايت. چاپ چهارم: تهران, نشر خوارزمى, 1368.
پيشگفتار: مراحل تاريخ در ديدگاه هگل, مرحله سير تاريخى انديشه, ذهن بشر با تحول اين انديشه بسوى خود آگاهى پيش مى رود تا به عقل برسد, ارسطو بندگى را براى پيشرفت ضرورى مى دانسته, نظر فيخته راجع به هدف تاريخ, شروع تاريخ بنظر هگل از مرحله خدا يگان و بنده آغاز مى شود و فهم فلسفه تاريخ بدون فهم اين مرحله ممكن نيست.
هگل, گ.و. عقل در تاريخ. ترجمه حميد عنايت. تهران, نشر علمى دانشگاه صنعتى شريف, 1336. 315ص.
اهم مباحث: تحليلى در امر تاريخ, سير تاريخ جهانى, آغاز تاريخ, جريان تكامل تاريخ, گونه هاى تاريخ نويسى, بخش بندى تاريخ جهانى, … .
ياسپرس, كارل. آغاز و انجام تاريخ (مبدأ و غايت تاريخ. ترجمه محمد حسن لطفى. چاپ دوّم: تهران, نشر خوارزمى, 1373. 367ص.
اهم مباحث: معنى و فايده تاريخ, مرزهاى تاريخ, ساختهاى بنيادى تاريخ, وحدت تاريخ, آگاهى تاريخى تازه ما, چيرگى بر تاريخ.
يروفه يف, ن. آ. تاريخ چيست؟. ترجمه محمد تقى زاده, 1360. 206ص.
اهم مباحث: شامل سخنرانيهاى مؤلّف در دانشگاه دولتى مسكو در دانشكده تاريخ, با اين مباحث: پيدايش علم تاريخ, ماركسيسم و علم تاريخ, گردآورى اطلاعات تاريخى مورخ در هنگام عمل (قانون … درك و تعميم تاريخ) نقش علم تاريخ.
فلسفه تاريخ به زبان عربى
ابن الازرق, ابو عبد الله.( ـ 896ق). بدائع السلك فى طبايع الملل (الملك) دو جلد. تحقيق وتعليق الدكتور على تسامى النشار. چاپ جديد: بغداد, منشورات وزارة الثقافه والفنون(دارالحريه للطباعة). 557« 535ص.
ابن الازرق از پيروان ابن خلدون و نظريات او را تحليل و بررسى كرده است.
اسماعيل, محى الدين. توينبى منهج التاريخ وفلسفه التاريخ. چاپ دوّم: بغداد, دار الشؤون الثقافيّة العامه, 1986م.86ص.
اهم مباحث: جدوى التاريخ, الوحده فى الكثره والتاريخ, محاولات فى الفكر التاريخى, المنهج … الحركة والمجتمع, نشوء الحضارات انهيار الحضارات.
بدوى, عبدالرحمن. احداث النظريات فى فلسفه التاريخ: مدخل جديد الى الفلسفه. الكويت, وكالة المطبوعات, 1979م. 320ص.
جديدترين نظريات انديشمندان غرب در زمينه بررسيهاى عقلى تاريخ بررسى شده است كه اهم مباحث آن عبارت است از: نسبيّت معرفت تاريخ, قوانين تاريخ, عنايت تاريخ, تاريخ گرايى مطلق, در پايان ديدگاه ياسپرس را در مورد فلسفه تاريخ تحليل نموده است.
بلتيه: انطوان غوبلو: جان جاك. المادية التاريخيه وتاريخ الحضارات. ترجمه الياس مرقص. بيروت, دارالحقيقه, 1980م.
كتابنامه به صورت زير نويس است و درباره ماديت تاريخ و ماهيت تاريخ بحث كرده است.
البهّى, محمد. الدين والدوله: من توجيح القرآن الكريم. بيروت, دارالفكر, 1391.
در تمهيد كتاب, بحثهاى درباره: حركت تاريخ (افقى يا دورانى), حركت تاريخ از نظرهاى مختلف, تمدّن و تطور, و… ارائه شده است.
توينبى, آرنولد. الفكرة التاريخى عند الاغربق. ترجمه لمعى المطبعى, مراجعه دكتر محمد صقر حقاچه. مصر, مكتبة الانجلو المصريه, 1966م. 258ص.
اهم مباحث: نظرى در مورد مورخان, فلسفه تاريخ, تطور و دورات الحضاره, تتابع التاريخ, شمول التاريخ, وحدة تاريخ, تعليل جوهر تاريخ, تأثير قوة البحر على التاريخ, مكان جغرافيايى در تاريخ و حديث و روايت در تاريخ.
الجابرى, حسين(دكتر). فلسفة التاريخ فى الفكر العربى المعاصر(القسم الاوّل) ع. بغداد: دارالشؤون الثقافيه العامه(جامعة البغداد) 1993م.
اهم مباحث: عنايت تاريخ, تفسير تاريخ, حركت تاريخ, ساخت تاريخ, قواى محركه تاريخ, عرب و تفسير الرسال للتاريخ, صناعة التاريخ و قوة الماديّة, القوة الطبيعه, القوة السياسيه الروح القومى و وعى التاريخ, الكندى و فلسفته فى التاريخ.
دغيم, محمود السيد. المادية التاريخيّه بين الوهم والواقع.چاپ اوّل: بيروت, دارالحداثه, 1986م. 385ص.
اهم مباحث: موضوع المادية التاريخيّه, المادية الديالكتيكيه و المادية التاريخيّه, مفاهيم المادپاورقي: 1. سيد محمد باقر صدر, انسان مسؤول و تاريخ ساز, ترجمه محمد مهدى فولادوند(تهران: نشر ميزان, 1359),ص18. 2. كارل, پاسپرس. آغاز و انجام تاريخ, ترجمه محمد حسن لطفى (تهران: انتشارات خوارزمى, 1373). 3. ابن خلدون, ترجمه محمد پروين گنابادى (تهران: انتشارات علمى فرهنگى, 1336), ص 2. 4. ابن خلدون, فلسفه تاريخ, به كوشش محسن مهدى, ترجمه مجيد مسعودى (تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1358).
اخبار
درگذشتگاندرگذشت آيت الله قاضى زاهدى
حضرت مستطاب آيت الله حاج شيخ على قاضى زاهدى (قدس سره) از مفاخر علماى گلپايگان به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1346ق (1306ش) در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. خاندانش پيشينه چند صد ساله روحانيت و مرجعيت را برعهده داشتند (و اينك مسجد و پل و مقبره معروف قاضى زاهد يادگار آنان در گلپايگان است). پدرش مرحوم آيت الله آقا رضا قاضى زاهدى (م1384ق) و نياى بزرگوارش مرحوم آيت الله حاج ميرزا ابوالقاسم (1347ق) ـ داماد آيت الله العظمى آخوند ملا زين العابدين گلپايگانى ـ (1218ـ1289ق), همه از علماى بزرگ و خدمتگزاران شرع مقدس بوده اند. آن مرحوم پس از دوران كودكى و نوجوانى و اتمام آموزش متوسطه, به علوم دينى روى آورد و مقدمات و بخشى از ادبيات و سطوح را نزد پدر بزرگوارش و ديگر علماى گلپايگان فراگرفت. سپس به حوزه علميه قم آمد و باقيمانده سطوح را نزد آيات عظام: گلپايگانى, نجفى مرعشى و سيد احمد خوانسارى آموخت و پس از آن به درس خارج آيات ثلاثه حوزه علميه قم آقايان: سيد محمد تقى خوانسارى, سيد محمد حجت كوهكمرى و سيد صدرالدين صدر و به جز آنان, در درس آيت الله حاج شيخ عباسعلى شاهرودى هم حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. سپس در درس مرحوم آيت الله العظمى بروجردى شركت جست و از محضر آن بزرگمرد فخرآفرين, بحثهاى متعدد فقهى و اصولى را استفاده كرد. سال 1378ق بود كه به اصرار گروهى از مردم شهرش, به گلپايگان بازگشت و تا پايان عمرش به تأليف, تدريس, اقامه جماعت و راهنمايى مؤمنان پرداخت. يكى از ويژگيهاى آن مرحوم, تبليغ دين از راه وعظ و منبر و تفسير قرآن پس از نمازهاى جماعت خويش بود كه از اين رهگذر موفق شد سه بار تمام قرآن را تفسير نمايد. فقيد سعيد داراى مجلسى خوش, حافظه اى قوى, احاطه اى تام بر قرآن و روايات و تاريخ و ادبيات عرب و عجم بود به ديگران احترام مى نهاد و تواضع و ساده زيستى از زندگى اش نمودار و در استخاره و ادعيه و اذكار مورد مراجعه گروهى بسيار بود. تأليفات وى عبارتند از: 1ـ زبدة التفاسير (ج1) 2ـ تفسير سوره لقمان و سجده 3ـ قصص قرآن مجيد 4ـ زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام(2ج) 5 ـ چهل حديث 6 ـ راهنماى متوسلين و مستشفعين 7ـ رياض يا مجموعه دلفريب 8 ـ شرح لغات بديعى 9ـ ديوان اشعار فارسى بنام (بدر و هلال) كه همه اينها به چاپ رسيده است.
كتابهايى كه به چاپ نرسيده است عبارتند از:
10ـ تقريرات درس فقه و اصول آيت الله العظمى بروجردى 11ـ جلد دوم زبدةالتفاسير 12ـ تلخيص الكلام فى تفسير سورة الانعام 13ـ تفسير سورة المائدة 14ـ تفسير سورة الاعراف 15ـ الهداية الى تواريخ الهداة السادة ـ زندگى چهارده معصوم عليهم السلام به نظم عربى ـ 16ـ ارجوزه يا جنگ زاهد 17ـ هزار مسأله در علوم رياضى 18ـ صيغ العقود 19ـ رساله در علوم غريبه 20و21ـ جلد دوم و سوم (بدر و هلال).
سرانجام آن عالم بزرگوار پس از پشت سر نهادن يك دوره بيمارى, در روز پنج شنبه 16 رجب 1417ق (19 آذر 1375ش) در 70 سالگى بدرود حيات گفت. با اعلام خبر وفاتش, در گلپايگان سه روز عزاى عمومى اعلام شد و شهر در ماتمى سخت فرورفت و صداى قرآن از مأذنه هاى تكايا و مساجد پخش گرديد.
و صبح روز جمعه پيكر شريفش بر روى دست هزاران نفر از مردم سوگوار تشييع و به قم انتقال داده شد و پس از تشييع مجدّد و نماز ميّت به امامت حضرت آيت الله صافى گلپايگانى در قبرستان شيخان به خاك آرميد. درگذشت آيت الله سيد على بهشتى وَرَسى
حضرت مستطاب آيت الله حاج سيد على بهشتى ورس افغانى (قدس سره) فقيهى مجاهد و عالمى تلاشگر و خدمتگزار و يكى از چهره هاى درخشان روحانيت افغانستان به شمار مى رفت. وى در سال 1308ش (1350ق) در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجةالاسلام آقا سيد نبى و جدّش مرحوم حجةالاسلام آقا سيد طاهر از جمله علماى معروف و محل اعتماد مردم مناطق مركزى افغانستان بوده اند. فقيد سعيد پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى نزد والد ارجمندش و برخى از اساتيد ديگر ـ مانند علامه شيخ موسى كلانى ـ روى آورد و در اندك مدّتى ادبيات, منطق, سطح فقه و اصول را فراگرفت و همزمان به تدريس حاشيه و مطول و شرح لمعه روى آورد. سپس در سال 1334ش راهى حوزه علميه نجف شد و در محضر آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم خويى به فراگيرى خارج فقه و اصول و تفسير اشتغال ورزيد و در خلال آن به تدريس رسائل و مكاسب پرداخت و اين همه هشت سال به طول انجاميد. آنگاه در سال 1341ش, با اخذ اجازات متعدد اجتهادى به وطن خويش بازگشت و به تدريس سطوح عاليه, تربيت شاگردان, اقامه جماعت, ترويج شعائر مذهبى و خدمات اجتماعى پرداخت. او در همان زمان به تأسيس مدرسه علميه تخت ورس و مدرسه علميه باقريه دست يازيد و جوانان شيعه از گوشه و كنار در اطراف او گرد آمدند و يك حوزه علميه منظم پديد آمد و در كنار تربيت طلاب, براى محصلان و دانش آموزان نيز برنامه هايى ترتيب داد و كار رسيدگى به خصومات و دعاوى و پاسخگويى به مسائل شرعى مردم را نيز بر عهده گرفت و بدين سان نام او در صفحات مركزى و شيعه نشين افغان بر سر زبانها افتاد.
با تجاوز ارتش سرخ شوروى سابق در ديماه 1357ش به افغانستان, او با الهام از انقلاب اسلامى ايران و حضرت امام خمينى, پرچم جهاد و مبارزه بر عليه رژيم كفر را برافراشت و با تلاش پيگير خود توانست رهبران قبايل و متنفذين مناطق هزاره جات را متحد ساخته و قيامهاى پراكنده آنان را سامان بخشد و در 17 ارديبهشت 1358ش بود كه با دعوت عمومى مردم به سوى پنجاب حركت نمود و علما و مجاهدين شيعه از اطراف (ورس, پنجاب, دايكندى) گرد او حلقه زدند و شوراى انقلابى اتفاق اسلامى افغانستان را پى افكندند و رسماً در مرداد 1358 اين سازمان جهادى شيعى تاسيس گرديد و مرحوم آيت الله بهشتى به اتفاق آرا به رياست آن برگزيده شد و اداره مناطق مركزى و هزاره جات را بر عهده گرفت و در حقيقت دولتى اسلامى و مردمى را به وجود آورد و با يارى ديگر مجاهدان اين مناطق را از كنترل دولت ماركسيستى كابل خارج نمود و مدتهاى بسيار پرچم اسلام را در آنجا برافراشت. در سال 1368ش با تشكيل حزب وحدت اسلامى افغانستان, به عضويت شوراى رهبرى آن برگزيده شد و تا پايان عمر بر اين سمت باقى بود معظم له نسبت به معتقدات مذهبى تعصبى شديد داشت و در مقابل انحرافها و بدعتها سخت مى ايستاد, از اختلاف و تفرقه بين شيعيان رنج مى برد و از هر فرصتى براى زدودن اختلافات و پاشيدن بذر وحدت در دلها بهره مى برد. از ديگر ويژگيهاى او بردبارى, تواضع و فروتنى, غيرت و حميت دينى, مناعت طبع, عفو و گذشت و اخلاق خوش او بود.
برخى از تاليفات وى عبارت است از: 1ـ ارجوزة فى اصول الفقه 2ـ شرح حاشيه ملا عبدالله 3ـ اصول عقايد 4ـ شرح حكمت منظومه حاج ملا هادى سبزوارى 5 ـ شرحى ناتمام بر رسائل و قوانين الاصول 6 ـ تقريرات درس فقه آيت الله حكيم 7ـ تقريرات درس اصول آيت الله خويى 8 ـ تقريرات درس فقه آيت الله شاهرودى 9ـ اخلاق و تربيت خانواده (چاپ شده) 10ـ تجربه و مبارزه (چاپ شده).
فقيد سعيد پس از عمرى پربار و سرشار از خدمات دينى و علمى, سرانجام در 67 سالگى در تاريخ 15 مهرماه 1375ش (23 جمادى الاول 1417) بدرود حات گفت و درگذشت وى اثرى عميق بر دلهاى مردم افغانستان برجاى گذاشت. ناصرالدين انصارى درگذشت حجةالاسلام والمسلمين شيخ محمد واصف
عالم ربانى محمد بن ابى القاسم الجيلانى معروف به شيخ محمد واصف لاهيجى ـ عالمى عامل و عارفى سالك الى الله بود كه در دوم آبان ماه 1375 به لقاء حق پيوست. واصف لاهيجى اسطوره تقوا و معرفت بود, وى از مدافعين حقيقى اسلام و مذهب شيعه جعفرى و روحانيت معظم شيعه بود كه در خطيرترين ايام هجوم دشمنان اسلام, او سينه را سپر مى كرد و با قلم و بيان از اسلام ناب محمدى(ص) دفاع مى نمود كتاب احراق لانه هاى فساد طبع سال 1331 نمودارى از دفاع ايشان است. او در اكثر علوم اسلامى تبحر و درايت كافى داشت. در فقه, اصول, فلسفه, منطق, كلام, درايه, رياضى و فيزيك استاد بود لذا اكثر علوم را بنظم كشيد. وقتى كه مى نوشت چرك نويسش براى چاپ فرستاده مى شد در نوشتارش كمتر قلم خوردگى ديده مى شد وى هيچگاه شك و ترديد نداشت و در عقيده اش محكم و استوار بود. بيش از هفتصد اثر از خود به جاى گذاشت كه بالغ بر 200 اثر از آنها به طبع رسيده از جمله:
ديوان اشعار; حضرت رقيه(س) (در حالات حضرت); بيت الاحزان عاشقان (در موضوع حسن و عشق و غصه…); راهنماى ميراث; رسالة الانسان (بهداشت صورت); ارجوزة القيامة (بحث معاد); دروس العقائد; دليل البقاء (خواص بقاء از نظر روحى و جسمانى); علم و عالم از نظر اسلام; طب النبى(ص);اسرار الشهادة; باب الولايه; المناجات نامه; چهارده معصوم(ص); تاريخ الائمه(ع); زكاة در اسلام و….
و باقى آنها به صورت خطى مضبوط است. واصف لاهيجى مسائل رياضى ارث را در كتاب ميراث خود حل نمود و مبتكر ميراث شجرى است وى كتابى در رضاع دارد و رضاع و حج شجرى را مطابق با مذاهب پنجگانه تدوين نمود. او علم و هنر را درهم آميخت. (ال؟ المبتدع) نمونه اى از ابتكارات اوست كه پنج علم را در يك كتاب به نظم آورد. علامه واصف لاهيجى در سرودن اشعار علمى به زبان عربى بى نظير بود برخى از علما او را عرب زبان مى پنداشتند زيرا در نظم كشيدن ارجوزات علمى به زبان عربى مهارت فوق العاده داشت; كتابهاى شواهد العقائد, دليل البكا, الحب, شواهد الولايه و… نمودارى از گفتار فوق است. كتاب الفية على هامش علم الامام(ع) را در اثبات علم حضورى امام به زبان عربى به رشته تحرير درآورد. در خدمت به مردم هميشه پيشقدم بود در عين دلسوزى و عطوفت و مهربانى عملاً در امورات خيريه قدم اول را برمى داشت در زمان مرحوم آيت الله بروجردى به اذن آن بزرگوار با همكارى روحانيت محترم منطقه, بيمارستان ولى عصر(ع) فوشازده را بنا نمود و كار را به اتمام رسانيد. در كار بناهاى مساجد همت و شدت به خرج مى داد در كارگشايى مردم هرگز كوتاهى نمى كرد طلاب را تشويق مى نمود و از راهنمايى و مساعدت دريغ نمى نمود. در مصاحبت علما سرشار از شوق و شعف مى شد و در بحثهاى علمى نيرويى تازه مى گرفت. اغلب دو ساعت به اذان صبح بيدار بود و پس از تهجّد به تحقيق و تدوين و تاليف مى پرداخت. او دلباخته اباعبدالله الحسين عليه السلام بود وقتى كه نام مباركش را مى شنيد بلند ضجه مى زد و بى تابى مى كرد لحظاتى قبل از وفات كاغذ و قلم طلب نمود در عين ناتوانى كه نفسهاى آخر را مى كشيد چنين نگاشت (يوسف گل پيرهن خوش ميرود) روحش شاد و يادش گرامى باد. حميد قلندرى درگذشت استاد دكتر فلاطورى
دانشمند بزرگ و محقق نام آور, استاد معظم دكتر عبدالجواد فلاطورى از نوادگان حكيم بزرگ علامه ملا اسماعيل اصفهانى يكى از چهره هاى مشهور اسلامى در اروپا به شمار مى رفت. وى در سال 1304ش (1345ق) در اصفهان زاده شد, و پس از پشت سر نهادن تحصيلات متوسطه در سال 1319ش (1360ق) به فراگيرى علوم دينى روى آورد و مقدمات و ادبيات عرب را در اصفهان فراگرفت. سپس به مشهد مقدس كوچيد و در محضر اساتيد نامدار آن حوزه مانند حضرات آيات: ميرزا هاشم قزوينى, ميرزا محمد تقى اديب نيشابورى, حاج شيخ هادى كدكنى نيشابورى, شيخ محمدرضا ترابى خراسانى, ميرزا احمد مدرس يزدى زانوى ادب بر زمين زد و ادبيات و سطوح را به خوبى نزد ايشان فراگرفت. سپس به تهران آمد و به ادامه تحصيل علوم دينى و همزمان با آن در دانشگاه به فراگيرى رشته معقول و منقول پرداخت. فقيد سعيد شرح منظومه را نزد آيت الله حاج شيخ محمد تقى آملى, اسفار را نزد علامه ميرزا مهدى آشتيانى, عرفان و كلام را در محضر آيت الله حاج شيخ محمد على شاه آبادى و خارج فقه و اصول را در محضر آيت الله آملى و آيت الله العظمى حاج سيد احمد خوانسارى بياموخت و در همان زمان در رشته فلسفه اسلامى از دانشگاه فارغ التحصيل شد و از مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدرضا كلباسى به اخذ اجازه اجتهاد نائل آمد. وى در سال 1333ش براى آگاهى از علوم انسانى و فلسفه غرب به آلمان رفت و در آنجا علاوه بر آموختن زبانهاى لاتين و يونانى, به تحصيل در رشته هاى فلسفه, روانشناسى, علوم تربيتى, علوم اجتماعى و تطبيق اديان پرداخت و در سال 1341ش به اخذ دكترا نايل آمد و در دانشگاه كُلن, تدريس در كرسيهاى فلسفه تطبيقى, حقوق, تاريخ ايران, اسلام معاصر, كلام و علوم اسلامى را بر عهده گرفت و دمى از تدريس, تحقيق, تاليف بازنايستاد. او در طول بيش از چهل سال اقامت خويش در آلمان, دهها سخنرانى ايراد كرد و مقالات متعدد در نشريات معتبر آلمانى در جهت دفاع از اسلام نگاشت و به عنوان يكى از متفكران سرشناس شيعه در آلمان معرفى شد.
فقيد سعيد در سال 1356ش, با همكارى گروهى از اساتيد مسلمان آكادمى علمى اسلامى را در شهر كلن با هدف ترويج اسلام در اروپا تاسيس كرد ـ كه بعدها به هامبورگ انتقال يافت ـ و موفق شد مطالب كتابهاى درسى آلمان پيرامون اسلام را تصحيح نمايد و بر پژوهشهاى اسلامى دانشجويان در آلمان نظارت دقيق داشته باشد. و شكل درست اسلام را به مردم آن كشور بنماياند. او يكى از اعضاى شوراى عالى امور عالم اسلامى دانشگاه الازهر نيز به شمار مى رفت. كتابهاى وى بسيار است, امّا از نام آنها اطلاع دقيقى در دست نيست. برخى از آنها عبارتند از: اخلاق عملى كانت و دگرگون بنيادى فلسفه يونانى در اثر طرز انديشه اسلامى. سرانجام آن استاد فرزانه پس از عمرى پربار و سرشار از خدمت به اسلام, در روز يكشنبه 9 دى ماه 1375ش (18 شعبان المعظم 1417ق) در 71 سالگى به هنگام تدريس در كلاس درس بدرود حيات گفت و به جهان باقى شتافت. ناصرالدين انصارىفرهنگىبرگزارى دومين سمينار ديدگاههاى پزشكى در اسلام و سئوالهاى فقهى و حقوقى آن1
در اوّلين شماره از سال اوّل آينه پژوهش و در آستانه برگزارى (سمنار ديدگاههاى اسلام در پزشكى) مجموعه سؤالهاى مرتبط با مسائل فقهى آن سمينار را براى اطلاع عالمان, فقيهان و حقوقدانان, نشر داد. اين موضوعات مورد توجه قرار گرفت و عالمان و فقيهان در حوزه اجتهادى دروس خود سؤالها را محور بحث قرار دادند و برخى از فاضلان و پژوهشيان حوزه درباره موضوعاتى از آن مجموعه مقاله هايى نگاشتند. اكنون نيز در آستانه برگزارى دومين (سمينار ديدگاههاى اسلام در پزشكى) مجموعه سؤالهايى را كه متخصصان مسلمان و متعهّد دست اندركار سمينار تدوين كرده اند و با مسائل فقهى و حقوقى مرتبط است نشر مى كنيم به اميد آنكه فقيهان و عالمان بديده عنايت بنگرند و تنقيح و تبيين اين مسائل بپردازند. آينه پژوهش
ان الدين عندالله الاسلام (سوره آل عمران آيه19)
شكر بى پايان خداوند متعال را كه به ما توفيق عطا فرمود تا بار ديگر به يكى از اساسى ترين مسائل جامعه, يعنى تحقق احكام شرع مقدس و اهداف عاليه اسلام در امور پزشكى و برطرف نمودن موانع و معضلات كار پرداخته و با نگرش و روشن بينى كه اسلام ناب محمدى(ص) به عنوان دين متعالى و مترقى به جهان خلقت و از همه مهمتر به اشرف مخلوقات يعنى انسان دارد, مسائل و موضوعات مستحدثه و مطرح شده از سوى صاحبنظران و متخصصان و اساتيد دانشگاههاى علوم پزشكى بويژه دانشگاه علوم پزشكى مشهد را به نظر علما و فقها و بزرگان حوزه هاى علميه و در رأس آنها حوزه هاى علميه قم و مشهد رسانده تا پس از بحث و بررسى مورد نياز, پاسخهاى جامع فقهى و شرعى را جهت روشن شدن وظائف و تكاليف جامعه مسلمان پزشكى كشور و (انشاءالله جهان) عرضه نمايند. و از طرفى با بيان موضوعات و سؤوالاتى كه مورد بحث در حوزه هاى علميه بوده و نياز به كارشناسى پزشكى دارد را نيز مطرح تا جامعه پزشكى متخصص و مورد وثوق مساعدت علمى لازم را ارائه نمايند.
مجموعه حاضر كه حاصل تلاش كميسيونهاى تخصصى دومين سمينار, گردآورى شده از موضوعات و سؤوالات متعددى است كه طى سالهاى اخير طرح شده (كه بعضاً پاسخ فقهى آنان نيز از سوى مراجع عظام, امام بزرگوار راحلمان رحمة الله عليه و مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى بيان گرديده) تقديم مى گردد تا بار ديگر موضوعات مستحدثه پزشكى با بهره گيرى از وسائل سمعى و بصرى بروشى جديد در اين سمينار مطرح شده و مورد بررسى و دقت نظر فقهى قرار گيرد, تا انشاءالله با اعلام نظر فقهاى بزرگ ميهن اسلامى احكام تقليدى و احكام حكومتى مشخص شده و در راه خدمت به بيماران و نيازمندان به خدمات پزشكى بيش از پيش احكام نورانى اسلام ملاك عمل قرار گيرد, تا ضمن حفظ حدود شرعى و حقوق بيماران, جامعه مسلمان پزشكى كشور اجر و ثواب خدمات خود را دريافت نموده و در پيشگاه ايزد منان روسفيد باشد ان شاءالله.
از محضر علما و فقهاى بزرگوار و اساتيد و دانشمندان و اسلام شناسان تقاضا دارد پيرامون موضوعات مطرح شده غور و بررسى لازم معمول داشته و با قبول زحمت حضور در دومين سمينار كه در روزهاى 14 و 15 و 16 اسفندماه 75 در دانشگاه علوم پزشكى مشهد برگزار خواهد شد, نظرات فقهى و ديدگاههاى اسلام در امور پزشكى را ارائه نمايند. ارسال مقالات و يا خلاصه مباحث مورد علاقه شما به دبيرخانه سمينار موجب امتنان خواهد بود. دبير سمينار
دكتر سيد حسين فتاحى معصوم موضوع وصيت براى تشريح و پيوند اعضاء
كميسيون تشريح و پيوند اعضاء سؤالات:
1. آيا انسان مالك بدن خود مى باشد يا نه؟ و مى تواند وصيت نمايد پس از فوت, بدن يا اجزايى از بدن خود را براى تشريح يا پيوند عضو در اختيار پزشكى يا دانشكده هاى پزشكى قرار دهد؟
2. عمل به وصيت افراد پس از فوت در مورد برداشتن عضوى از ميت (بميزان وصيت) براى پيوند به فرد زنده مورد نظر چه حكمى دارد؟ آيا اذن اولياء ميت هم لازم است يا شرعاً آنها نمى توانند خلاف وصيت نظر دهند؟
3. بفرض پذيرش اين مسأله كه انسان مالك بدن خود مى باشد و مى تواند وصيت نمايد كه در قبال برداشتن عضوى از بدن معادل آن پول گرفته شود؟ آيا اين پول دريافتى به وارث مى رسد يا نه؟ و يا صرفاً بايستى در امورات خيرى كه ثوابش به فرد فوت شده كه وصيت نموده, خرج و مصرف شود؟
4. در موارد فوق اگر قائل شديم كه افراد مى توانند وصيت نمايند كه جسدشان يا قطعاتى از اعضاء بدن براى نجات جان بيماران نيازمند و يا بالا بردن دانش پزشكى دانشجويان و اساتيد در اختيار قرار گيرد و در قبال آن پولى را تعيين نمايد كه دريافت كنند و به مصرفى كه در وصيت آمده مصرف نمايند, حكم شرعى مسأله را بيان بفرماييد.
5. بطور كلى در مورد وصيت, شرايط آن, حوزه و ميزان وصيت از نظر شرع مقدس در امورات پزشكى, تشريح بدن براى آموزش, پيوند اعضاء به افراد نيازمند چه حكمى دارد؟ چگونه مى توان از نظر حقوقى و قانونى (اگر به وصيت عمل بشود) جلوى تعرض به پزشكان يا جامعه پزشكى را گرفت تا امنيت شغلى در خطر نيفتد؟
6. در تمامى موارد مذكور و نيز تشريح جسد و برداشتن عضو براى پيوند بويژه در كسانى كه دچار مرگ مغزى شده اند با وصيت شخص, چه حكم دارد؟ كميسيون بررسى احكام پيوند اعضاء
احكام مربوط به طرق ارائه شده ذيل براى بدست آوردن عضو جهت پيوند چيست؟
1. اهداء عضو براى پيوند توسط افراد خيّر (يا فروش عضو) به بيماران مبتلا و نيازمند به پيوند (مشابه پيوند كليه كه رايج است) ـ اهداء عضو از فرد زنده به فرد زنده مورد نياز به پيوند.
2. برداشتن عضو از شخصى كه فوت شده براى پيوند به فرد مورد نياز (برداشتن چشم از ميت براى پيوند به احياء) كه دو حالت دارد:
الف. با اجازه قبلى يعنى وصيت متوفى ـ آيا در مورد بالغين اجازه اولياء ميت مى تواند شرط عمل براى برداشتن عضو باشد (بدون وصيت).
ب. بدون اجازه متوفى و بدون وصيت, چه حكمى دارد؟
كلاً عمل به وصيت ميت در اين موارد جايز است؟ و اگر در وصيت قيد دريافت وجه شده باشد و يا گيرنده پيوند استحباباً وجهى را هديه نمايد, اين وجوه به ارث مى رسد يا صرفاً بايستى خرج خود ميت نمود (خيرات و صرف بدهيها و…).
3. تهيه عضو براى پيوند از محكوميت در دادگاهها و محاكم كه دو حالت متصور است:
الف. در مورد محكومين به اعدام يا حبسهاى طويل المدت, آيا قاضى يا حاكم شرع مى توانند به لحاظ مصلحت, تخفيف كيفر محكوم را موكول به اهداء عضوى براى نجات مسلمانى از بيمارى يا مرگ نمايند يا خير؟
ب. در مورد افرادى كه به هر دليل و جرم بايستى قصاص شوند, آيا حاكم شرع يا قاضى مى توانند در مورد گذشت اولياء دم و رضايت آنان اگر منوط به اهداء عضوى براى پيوند باشد را بپذيرند و از اعدام متهم در صورت موافقت براى هديه عضو (با درخواست و رضايت اولياء دم) صرفنظر نمايند؟
4. تهيه عضو براى پيوند در مورد كسانى كه به دلايلى غير از قصاص محكوم به اعدام مى شوند (با اجازه و رضايت خود متهم) در بيمارستان و اطاق عمل براى پيوند به افراد مسلمان نيازمند و نجات جان آنان چه حكمى دارد؟ يعنى در مواردى كه شرع مقدس و قانون نوع اعدام را مشخص ننموده با اين كار كه برداشتن عضو (مثل قلب, ريه, كبد و…) پس از بيهوشى متهم فوت خواهد كرد كه نوعى اعدام تلقى خواهد شد, چه حكمى دارد؟
5. در سؤال فوق گرچه ممكن است از نظر عرف جهانى ايراداتى وارد باشد ولى اگر متهم توجيه شده باشد و رضايت بدهد كه جان چندين انسان نجات پيدا نمايد, انشاءالله مشمول رحمت الهى قرار خواهد گرفت و اگر افراد گيرنده پيوند و يا مؤسسات خيريه و يا سازمانهاى بيمه گر تقبل وجهى را بنمايند, اين وجوه مى تواند به وارثين و يا خانواده متهم برسد يا نه؟
6. تهيه عضو از كسانى كه دچار مرگ مغزى شده اند (به علت تصادف يا بيماريهاى مختلف), يعنى هيچ اميدى به برگشت فعاليت مغز نيست, فقط از طريق دستگاه مصنوعى قلب و ريه فعاليت دارند كه اين موضوع طبق ضوابط محكمى توسط متخصصين ذيربط و مورد وثوق قابل تأييد است و در واقع مرده تلقى مى گردند در صور زير چه حكمى بر آن مترتب است:
الف. با وصيت قبلى فرد
ب. بدون وصيت فرد
ج. تكليف اولياء فرد چيست؟ اجازه آنان يك جواز شرعى محسوب مى گردد يا نه؟ كميسيون مربوط به ازدواج در بيماريهاى مختلف
برداشتن خالهاى صورت و بدن كه در طى دوران كودكى و جوانى ظاهر و عارى از خطر مى باشند تنها براى زيبايى و رفع عيب ظاهرى از نظر شرعى اشكال دارد.
در مورد بيمارى برص كه در رساله هاى احكام موجب فسخ عقد مى گردد به علت شباهت ظاهرى با بيماريهاى مسرى و عفونى و غيره مى باشد يا صرفاً اين احكام در مورد خود بيمارى برص (لك و پيس) مى باشد. تكليف پزشك در قبال بيماران به لحاظ قانونى چيست؟
در مورد بيمارى سيفليس كه يك بيمارى مسرى است و در اثر مقاربت منتقل مى شود و از ماه پنجم جنينى از مادر به جنين منتقل مى گردد و سيفليس مادرزادى ايجاد مى كند و در افراد مبتلا بويژه در جوامع مذهبى به دليل ترس از اطرافيان و خجالت و ساير عوامل مبتلايان از مراجعه به طبيب خوددارى مى نمايند كه در نتيجه مخفى ماندن تشخيص موجبات سرايت بيشتر به افراد سالم و انتشار بيمارى در جامعه مى گردند, حكم سؤالات زير چگونه است؟
1. اگر پسر يا دخترى قبل از ازدواج دچار سيفليس باشند آيا عقد ازدواج آنها را مى توان انجام داد يا خير؟ وظيفه پزشك مطلع چيست؟ با توجه به اينكه افشاء سر بيماران خود جرم محسوب مى گردد.
2. اگر پس از ازدواج يكى از دو زوج مخصوصاً مرد دچار سيفليس شود چه وضعى پيش مى آيد؟ آيا زن مى توان فسخ عقد نمايد؟
3. اگر مادرى دچار سيفليس باشد و در اثر نزديكى با شوهرش آبستن گردد و به علت ترس و يا مسائل ديگر از معالجه خوددارى و به پزشك مراجعه ننمايد و جنين او مبتلا شود در اين مورد حكم فقهى مسأله چيست؟ و مسؤوليت ابتلاء جنين با كيست؟ و شوهر چه مى تواند انجام دهد؟
در زمينه بيمارى مهلك و طاعون قرن اخير (ايدز) اگر فرد مبتلا از طريق ارتباط نامشروع مبتلا شده باشد وظيفه پزشك معالج در قبال خانواده و يا همسر فعلى (اگر ازدواج كرده باشد) و يا همسر آينده (اگر ازدواج نكرده باشد) چيست؟ با توجه به قانون مجازات اسلامى ماده 648 (فصل بيستم) ـ كه اگر اسرار مردم را فاش كنند مشمول جرائم مقرر در قانون خواهند بود, آيا سكوت نمايد؟ با ديده ترحم به بيمار مبتلا نگاه كند و او را مساعدت نمايد؟ يا خانواده و وابستگانشان را در جريان امر قرار دهد؟ تكليف شرعى چيست؟
بيماريهاى وجود دارد كه در آنها نوعى اختلال تكاملى اعضاء بوجود آورنده اندامهاى تناسلى دچار اختلال و اشكال است كه از ميان آنها موردى كه نياز به بررسى به لحاظ شرعى دارد مطرح مى گردد.
سندرم سوئير يا Swyer ـ در اين بيمارى به علت عدم وجود گوناد (كه بيضه ها يا تخمدانها يا مى سازد) بيمار داراى دستگاه تناسلى خارجى زنانه و رحم و لوله هاى رحمى است ولى از نظر ژنتيك و ماهيت وجودى, مرد تلقى مى گردد و داراى وضعيت كروموزوم 46XY است و در اينها بدليل داشتن رحم, مى توان از طريق IVF نطفه بارور شده غير از خودش (از فرد ديگر) را در رحم منتقل نمود تا بارور شود. سؤال مطرح شده اين است:
الف. اين افراد كه ماهيتاً مرد هستند (46XY)ولى اندام تناسلى زنانه و رحم دارند, مى توانند به عنوان زن به همسرى مرد ديگرى درآيند؟
ب. با فرض مثبت بودن جواب سؤال اول, مى توان از طريق IVF نطفه بارور شده غير يا اجنبيه را به رحم اين فرد منتقل نمود تا بارور شود؟ حكم شرعى مسأله چيست؟
كلاً مسأله ازدواج و حاملكى اين افراد چگونه خواهد بود. دو جنسى ها
دو جنسيها دو دسته اند: دو جنسى هاى كاذب و دوجنسيهاى حقيقى.
الف. دوجنسى كاذب, دو نوع هستند: 1ـ دوجنسى كاذب مؤنث, 2ـ دوجنسى كاذب مذكر.
سؤال اول. در دوجنسى كاذب مؤنث با وضعيت كروموزومى 46XY (يعنى كروموزوم مؤنث) ولى ظاهرى كاملاً مردانه دارد. اقدام پزشكى و جراحى براى حفظ ظاهر مردانه در صورت تمايل فرد عليرغم ماهيت زنانه چه حكمى دارد؟ مسائل محرميت چه حكمى دارد؟
در صورت ازدواج با زن سالم تكليف چيست؟ وظيفه پزشك متخصص در قبال اين ازدواجها و يا كسانى كه تاكنون ازدواج نموده اند, چه خواهد بود؟ با علم به اينكه دو زن را شرعاً به ازدواج هم درآورده اند.
سؤال دوم. در دوجنسى كاذب مذكر با وضعيت كروموزومى 46XY (يعنى كروموزوم مردانه) كه داراى ظاهرى كاملاً زنانه است, آيا مى توان براساس خواسته بيمار (عليرغم ماهيت مردانه) در جهت حفظ ظاهر زنانه اقدام پزشكى و يا جراحى نمود؟ مسائل محرميت چه حكمى دارد؟ ازدواج اين افراد با مرد سالم بويژه در ازدواجهاى انجام شده چه حكمى دارد؟ و پزشك متخصص كه اين وضعيت را تشخيص مى دهد چه وظيفه شرعى دارد: سكوت, كشف اسرار بيمار و يا….
ب. دوجنسى حقيقى: در اين افراد كه داراى هر دو گناد بيضه و تخمدان بوده كه ممكنست هر دو فعال باشند, طرح قرار گرفتن گونادها به صور مختلف گزارش شده است. يعنى ممكن است تخمدانها در يك طرف و بيضه ها در طرف ديگر باشند و يا مخلوطى از بافت بيضه و تخمدان در يك طرف يا هر دو طرف مشاهده شود (و اندام تناسلى خارجى به اشكال گوناگون است).
سؤال. در دوجنسى حقيقى كه فرد از نظر كروموزومى هر دو گوناد را دارا مى باشد (تخمدان و بيضه) تبديل وضعيت فرد چه حكمى دارد؟ آيا شرعاً پزشك يا جامعه پزشكى مسؤول مشخص نمودن ماهيت جنسى بيمار مى باشند؟ آيا خواست بيماران صرفاً مى تواند ملاك تبديل وضعيت توسط پزشك معالج باشد؟ يا مى بايستى از مراجع قانونى كسب اجازه نمايد؟ اگر پزشك به خواست بيمار عمل نمايد, به لحاظ شرعى و يا قانونى چه حكمى دارد؟ كلاً مسائل مترتب به لحاظ شرعى در اين موارد چيست؟ كميسيون بررسى مسائل شرعى كه نياز به كارشناسى پزشكى دارد
محور سوم موضوعات سمينار
1. برائت چيست؟ چگونه حاصل مى شود؟
2. ضمان چيست؟ به چه عواملى بستگى دارد؟
3. مباشرت و تسبيب در امور پزشكى به چه ترتيبى است؟
4. عاقله چيست و در موارد پزشكى چگونه قابل تعميم و تطبيق است (بويژه در مراكز آموزشى).
5. ارش چيست؟ ميزان آن چگونه تعيين مى گردد؟
6. ولوج روح چيست؟ و چه زمانى به لحاظ فقهى اتفاق مى افتد؟
7. تعريف مرگ از نظر فقهى و شرعى چيست؟
8. بلوغ شرعى چه زمانى است ـ تعريف بلوغ از نظر شرع مقدس.
طبق فتاوى موجود عيوبى كه باعث برهم خوردن عقد ازدواج مى گردد كه بعضى مختص به زن و بعضى مختص به مرد و بعضى مشترك هستند كه ذيلاً بيان مى شود. بايستى تعاريف فقهى اين عيوب و نظر شارع مشخصاً بيان گردد تا با ارائه نظرات كارشناسى پزشكى رفع شبهه يا ابهام گردد.
9. تعريف ديوانگى و جنون چيست؟
10. تعريف برص چيست؟
11. تعريف خوره, جذام, آكله چيست؟
12. تعريف كورى (عمى) چيست؟
13. تعريف العرج ـ زمين گير بودن ـ شَل بودن چيست؟
14. تعريف افضاء چيست؟
15. تعريف القرن چيست؟
آنچه مختص به مرد است:
16. تعريف الخصاء چيست؟
17. تعريف الجب چيست؟
18. تعريف العنن ـ عنيّن چيست؟
19. تعريف يائسگى و سن يائسگى از نظر شرعى.
20. تعريف بين زن سيده با زن غير سيده از نظر يائسگى چه منشأ فقهى دارد؟
در مبحث ديات تعاريف زير به لحاظ شرعى مورد نياز است كه با تعاريف پزشكى تطبيق داده شود تا هم موضوع براى پزشكان مشخصتر گردد و هم از بين رفتن حقوق مردم جلوگيرى شود.
21.تعريف ديوانه و نابالغ كه در بحث قصاص مطرح شده و در صورت ثبوت موجب عدم قصاص جانى مى گردد, چيست؟ و آيا با ديوانگى و جنون مطرح شده در شرايط فسخ عقد متفاوت است؟
22. تعريف سفاهت چيست؟ تشخيص سفيه چگونه است؟ آيا سفيه و سفاهت در بحث قصاص با ديوانه چه تفاوتى دارد؟
23. تعاريف موارد زير مشخص گردد تا مشابه پزشكى آنان ارائه گردد:
تعريف حارصه چيست؟
تعريف داميه چيست؟
تعريف متلاحمه چيست؟
تعريف سمحاق چيست؟
تعريف هاشمه چيست؟
تعريف موضحه چيست؟
تعريف مُنَقّله چيست؟
تعريف مأمومه چيست؟
تعريف دامغه چيست؟
تعريف جائفه چيست؟ كميسيون احكام تشريح جسد سؤالات:
1. با وجود امكان تهيه جسد كافر از خارج كه مستلزم تعيين بودجه و خريد آن است, آيا واجب است كه مسؤلين ذيربط به آن اقدام نمايند تا از تشريح ميت مسلمان جلوگيرى شود يا خير؟
2. تشريح جسد مسلمانى را كه وصيت كرده بعد از وفاتش وى را تشريح نمايند چيست؟ و اگر وصيت نكرده باشد حكم چيست؟ با علم به اينكه جسد مدتها در دانشكده پزشكى خواهد ماند و دفن ميت تأخير مى افتد و نهايتاً اجزاء بدن دفن خواهد شد.
3. آيا مى توان از اجساد افرادى كه بظاهر مسلمان ـ مسلمان شناسنامه اى ـ هستند و به جرمهاى مختلف مثل ارتداد, فساد اخلاقى و مالى, قاچاق مواد مخدر, مسائل سياسى و… اعدام شده اند و در اختيار دانشكده هاى پزشكى قرار مى گيرد, براى تشريح استفاده نمود؟
4. آيا براى تشخيص علت مرگ كه ناشناخته است جهت پيشرفت علم پزشكى و كمك به نجات و يا درمان بيماران مشابه در آينده اقدام به كالبدگشايى (يا اوتوپسى) نمود؟ (توضيح اينكه اين كالبدگشايى صرفاً براى برداشتن نمونه هايى از امعاء و احشاء مثل كبد, كليه, ريه ها و قلب و غيره بوده و سپس محل شكاف بسته شده و جسد دفن خواهد شد) حكم چيست؟
5. كالبدگشايى براى كشف جرم و شناسايى احتمالى قاتل يا قاتلين چه حكمى دارد؟ مثلاً فردى را ممكن است ابتدا مسموم نموده و سپس در چاه يا رودخانه و… بيندازند و تشخيص مرگ و علت قتل موكول به كالبدشكافى است.
6. كالبدگشايى براى نجات متهم بى گناهى از مرگ در مورد افراد دشمن يا جاسوس و خائن براى كشف اسرار نظامى و مملكتى چه حكمى دارد؟ كميسيون احكام مربوط به آزمايشات مختلف و آزمايشگاهها و راديولوژيها
سؤالات:
1. انجام آزمايشات ضرورى (بويژه خونگيرى) توسط افراد ناهمگن چه حكمى دارد؟
2. نمونه گيرى از افراد ذكورى كه مشكوك به بيماريهاى مقاربتى هستند و بايستى حتماً با نگاه به اعضاء تناسلى و لمس نمونه گيرى كرد, حكم شرعى چيست؟
3. در مواردى كه بدلايل مختلف پزشكى, حقوقى و قضائى, نياز به آزمايش نطفه مرد (اسپرم) مى باشد كه در مورد افراد متأهل تا حدى قابل حل بوده و مى توان با راهنمايى زوج نطفه بطريقه حلال بدست آورده و به آزمايشگاه تحويل نمايد, ولى در مورد افراد مجرد كه ضرورت بررسى نطفه محرز است بايستى از طريق استمناء نطفه (اسپرم) را به آزمايشگاه تحويل دهد راهى غير از انجام اين عمل نيست, تكليف چيست؟ آيا آزمايشگاه و مسؤلين آن در صورت انجام, در معصيت فرد دخيل هستند يا نه؟
4. آيا انجام آزمايشات تشخيصى (گرفتن خون, ادرار, مدفوع و…) نياز به اخذ برائت ذمه از طرف آزمايشگاه دارد؟ يا رضايت ظاهرى بيمار كه مراجعه نموده كفايت مى نمايد؟
5. انجام راديوگرافى (پرتونگارى) تشخيصى در مواردى كه نياز به تزريق ماده حاجب و يا سوزن زدن و نمونه نسج از داخل بدن گرفتن دارد نياز به اخذ برائت كتبى دارد تا در صورت بروز عوارض, پزشك ضامن نباشد؟ يا رضايت ظاهرى و شفاهى كفايت مى نمايد؟ كميسيون احكام مربوط به معاينات پزشكى
سؤالات:
1. معاينات دانشجويان گروه پزشكى براى فراگيرى علم پزشكى چه حكمى دارد؟ با توجه به اينكه مى بايستى حد ضرورت را رعايت نمود, در موارد زير نظر فقها چيست؟
الف. بيمار رضايت به معاينه دانشجويان ندارد و يا اكراه دارد و از طرفى دانشجو موظف است بيمار را دقيقاً معاينه و شرح حال كامل گرفته و در پرونده درج نمايد.
ب. در مورد معايناتى كه استاد مجبور است جهت آموزش انجام دهد و تعدادى دانشجو غيرهمگن بدن بيمار را نگاه و لمس نمايند.
2. معاينات افرادى كه بيمار نيستند و يا بيمارى آشكارى ندارند و براى امورات مختلف (استخدام, سربازى و كارهاى پژوهشى و…) به پزشك معرفى مى گردند, چه حكمى دارد؟ اين مسأله تسرى به افراد همگن و غيرهمگن چگونه است؟
3. بيمارانى كه از طرف محاكم و دادگاه جهت معاينات معرفى مى گردند در موارد زير حكم شرعى چيست؟
الف. زنى را جهت معاينه و تشخيص جنينى كه در رحم دارد به پزشك يا پزشك قانونى معرفى مى نمايند و پزشك قطعاً مى تواند تشخيص دهد كه از نطفه مرد اجنبى حمل برداشته است. تكليف پزشك براى گزارش به محاكم چيست؟ اگر كتمان ننموده و گزارش نمايد, امكان مفسده خانوادگى و حتى خطر جانى براى زن داشته باشد و اگر كتمان نمايد تكليف بچه و شوهر چيست؟
ب. در معايناتى كه پزشك در روى بيماران انجام مى دهد بعضاً متوجه سرى از اسرار بيمار مى شود كه در صورت كتمان نمودن نفع بيمار و اطرافيانش خواهد بود و بيمار اصرار به كتمان دارد كه با مكتوم ماندن آن احتمال مفسده مى رود و اگر به اطلاع مراجع صالحه و ذيربط برساند, نفع و مصلحت عمومى و مملكتى در آن وجود دارد. تكليف پزشك چيست؟ آيا پزشك مى تواند به خاطر حفظ جان و آبرو… كتمان سر نمايد؟
4. مشابه مورد فوق اگر پزشك در معاينات بيماران خود متوجه معتاد بودن جوانى كه درصدد ازدواج است و براى آزمايش صحت مزاج به او مراجعه نموده است, مى گردد. تكليفش چيست؟ به مراجع صالحه اطلاع دهد؟ به خانواده دختر اطلاع دهد؟ موضوع را ناديده انگارد؟ كميسيون احكام مربوط به ديات, حدود و قصاص در حرفه پزشكى
سؤالات مربوط به ديات:
1. ديه چيست؟آيا شرعاً ديه جريمه محسوب مى گردد؟
2. آيا مقدار ديه قابل تغيير است يا نه؟ اگر جواب مثبت است چگونه و از طرف چه كسى؟
3. شش نوع ديه رايج در كتب فقهى و در قانون قابل تغيير است يا نه؟ اگر بلى, چگونه و توسط چه كسى؟
4. آيا درصدهاى ديه (مثلاً ديه كامل,ديه كامل,ديه عضو و…) قابل تغيير است يا نه؟ اگر بلى, چگونه مى توان تغيير داد و چه كسى حق اين كار را دارد؟
5. در مواردى كه به جاى ديه ارش تعلق مى گيرد, تعيين ميزان ارش به چه طريقى است؟ چون ارش قابل تغيير است و ميزان آن با حاكم شرع و يا قاضى است, مى توان ميزان ديه را نيز تغيير داد؟
6. در بعضى از موارد ديه اعضاء در متون فقهى و همچنين در قانون ديات, اصلاح و رفع عيب عضو صدمه ديده را قيد نموده و سپس ميزان ديه را تعيين كرده است. مثال: در مورد شكستن مجموع دو استخوان ترقوه كه ديه كامل دارد و شكستن هر كدام از آنها كه درمان نشود يا با عيب درمان شود نصف ديه كامل است و اگر بخوبى درمان شود چهل دينار (يعنى از 1000 دينار يا 500 دينار پس از درمان به 40 دينار تخفيف يافته است) همچنين در مورد ديه استخوانها اگر درمان و بدون عيب شوند ديه آنها كمتر تعيين شده است؟ سؤالات زير مطرح است:
الف. آيا در منابع فقهى مداركى وجود دارد كه با استفاده آنها بتوان مقدار ديه را پس از اصلاح و رفع عيب از عضو يا اعضاء صدمه ديده تعيين نمود يعنى اصلاح و درمان اعضاء را كه در شرايط كنونى با پيشرفتهاى پزشكى امكان پذير است صرفاً محدود به يك يا چند عضو ننموده بتوان تعميم داد.
ب. در مواردى كه مقدار ديه كمتر از ميزان هزينه درمان است و همچنين در مواردى كه پرداخت ديه موكول به اصلاح و رفع عيب شده (مثال بالا) هزينه درمان انجام شده به عهده چه كسى است؟ جانى يا ضارب؟ يا خود مجنى عليه؟
7. به طور كلى غير از ميزان ديه, خسارت وارده در طول طبابت عضو يا اعضاء صدمه ديده (عوارض ناشى از صدمات كه فى نفسه اتفاق مى افتد و طول درمان و هزينه هاى درمان بالا مى رود) قابل وصول است يا نه؟ فقط طبق موازين شرع و قانون ديه كه پرداخت شد از جانى خسارت مطالبه نمى گردد؟ بويژه در مورد خسارت وارده به اعضاء كه بهره مندى از مواهب عضو سالم را كم نموده يا از بين برده است به عهده كيست؟
8. در شرائط كنونى كه افراد بيمه شده اند و به تدريج بيمه, همگانى مى شود, در مورد صدمات وارده به افراد, هزينه هاى درمان مصدوم توسط بيمه پرداخت مى گردد و ضمناً فرد مصدوم ديه عضو يا اعضاء را هم دريافت مى نمايد. آيا اين كار شرعاً صحيح است؟ آيا هزينه هاى درمان كه توسط مؤسسات بيمه گر پرداخت شده است نبايستى از مبلغ ديه كسر گردد؟ بويژه وقتى كه هر دو طرف دعوى (ضارب و مضروب) بيمه باشند؟ در واقع از صندوق بيمه هزينه مى شود كه متعلق به همه بيمه شونده ها مى باشد آيا مى توان مبلغ مخارج درمان را از مبلغ ديه كسر كرد؟
9. كلاً در مواردى كه در بحث ديات و در قانون نسبت به صدمات اعضاء بحث كافى شده و ضايعات محدودى مطرح و ديه آنان مشخص شده است تعيين ديه ضايعات اتفاقيه به عهده كيست؟
مثلاً در مورد ديه گردن صرفاً شكستگى گردن مطرح شده (كه خود جاى بحث مفصل به لحاظ پزشكى دارد) ولى صدمات وارده به ناى (تراشه), حنجره و اشكالات تنفسى ناشى از آن (غير از اشكالات صوتى), صدمات وارده به عروق بزرگ گردنى كه حتى ممكن است جان مصدوم را به خطر بيندازد و غيره مشخص نشده است. تعيين ديه به اين اعضاء چگونه و به عهده كيست؟
10. در عرف پزشكى و همچنين از نظر مؤسسات بيمه گر وقتى در يك جلسه چندين عمل جراحى روى بدن يك بيمار انجام مى شود هزينه عمل اصلى كامل پرداخت شده ولى هزينه اعمال دوم و سوم و… نصف و ثلث شده و يا پرداخت نمى گردد. يا در مورد ديه خسارت وارده به اعضاء به علت سهل انگارى و يا قصور جراح و يا به علت حوادث غير پزشكى نيز همين طورى محاسبه مى گردد؟ يا نه ديه هر عضو بطور كامل محاسبه و دريافت مى گردد؟ اين تناقض عرف و قوانين رايج بيمه با شرع و قانون ديات چگونه قابل توجيه است؟ سؤالات مربوط به حدود و قصاص:
1. پيوند عضوى كه به علت جارى نمودن حد قطع شده به خود فرد, جايز است يا نه؟
2. پيوند عضو قطع شده به حد به فرد ديگر چگونه است؟
3. پيوند عضو كه به علت قصاص نمودن قطع شده به خود فرد چه حكمى دارد؟ آيا رضايت قصاص كننده بايد جلب شود يا لزومى ندارد (با توجه به ماده 287 قانون كه پيوند قطعه گوش جدا شده به قصاص را جايز مى داند).
4. عضو قطع شده به قصاص متعلق كيست؟ قصاص كننده؟ قصاص شونده يا بيت المال يا حاكم شرع؟ فروش آن چه حكمى دارد؟ پول دريافتى متعلق به كيست؟
5. در قانون, ماده 281 آمده است: اگر گرمى يا سردى هوا موجب سرايت زخم بشود بايد قصاص در هواى معتدل انجام گيرد. آيا مى توان از اين قبيل مسائل فقهى و قانون استفاده نموده, عنوان كرد:
الف. آيا براى جلوگيرى از عفونت زخم و يا سرايت آن مى توان از وسائل پزشكى در شرايط تميز (استريل) استفاده نمود؟
ب. در مورد قصاص مى توان از بى حسى موضعى يا بيهوشى براى كاهش درد استفاده كرد يا صرفاً بايست قصاص مشابه شرايط جانى باشد.
ج. در مورد انجام قصاص آيا مى توان از وسايل تشخيصى و يا درمانى پزشكى كمك گرفت تا حد قصاص بهتر مشخص گرديده و قصاص از حد تجاوز ننمايد؟ كميسيون احكام مربوط به سقط جنين و تنظيم خانواده و تحديد نسل در بيماريهاى مختلف
سؤالات:
سقط جنين از نظر شرع مقدس در بيماريهاى مختلف زير چه حكمى دارد؟
1. در بيماريهايى كه مادر ناچار از معالجه است و معالجه مستلزم اسقاط جنين مى باشد؟ قبل از ولوج روح و بعد از ولوج چه حكمى دارد؟
2. در بيماريهايى كه ادامه حاملگى خطر احتمالى براى مادر دارد, آيا احتمال خطر جانى مى تواند مجوز سقط جنين باشد يا قطعيت خطر جانى و خوف فوت مادر يا خسارت غير قابل درمان به مادر بايستى ملاك باشد.
3. در بيماريهايى كه مادر اگر ادامه حاملگى داشته باشد جنين مرده يا ناقص الخلقه و معلول بدنيا مى آيد و يا مبتلا به بيماريهايى از قبيل تالاسمى و… مى شود, سقط درمانى جايز است يا نه؟ امكان تشخيص اين بيماريهاى قبل از ولوج روح با وسايل تشخيصى وجود دارد.
4. در منابع و عرف پزشكى خطر جانى و مرگ مادر و احتمال عوارض در حاملگى ها و بيماريهاى مختلف با درصد تعيين مى شود (10 درصد, 50درصد و كمتر يا بيشتر). براى سقط درمانى در مواردى كه شرعاً مجوز دارد آيا درصدهاى بالا بايستى ملاك باشد يا موردى و حتى درصد پايين نيز مى تواند مجوز باشد.
5. در تمامى مواردى كه شرعاً مجوز سقط درمانى وجود دارد, ديه حاصل از سقط به عهده كيست؟ و در صورت وصول, ديه به چه كسى مى رسد؟ پدر يا مادر و يا وارث غير مباشر سقط؟
6. بستن لوله هاى رحمى كه متعاقب آن عقيمى دائم مى دهد براى كنترل جمعيت چه حكمى دارد؟
7. بستن لوله هاى منى بر در مردان كه عقيمى دائم مى دهد براى كنترل جمعيت چه حكمى دارد؟
8. بستن لوله هاى رحمى در مادرانى كه اگر حامله شوند جنين حاصله داراى نقص عضو, كرى مادرزادى يا بيماريهاى ژنتيكى مى گردد, چه حكمى دارد؟ آيا اجبار كردن اين قبل خانواده ها كه بچه هاى قبلى آنان دچار نقص عضو يا بيماريهايى مثل تالاسمى و غيره مى باشند براى بستن لوله ها و حامله نشدن چه حكمى دارد؟
9. آيا داشتن بچه زياد (بيش از پنج بچه) با توجه به حاملگى در سنين بالاتر از 35 سال كه خطرات جسمى براى مادر دارند و همچنين براى تنظيم خانواده, مى توان اقدام به بستن لوله ها نمود؟
10. در تمامى موارد كه لوله هاى رحمى يا لوله منى در مردان كه بسته مى شود عقيمى دائم ايجاد مى كند و عمل جراحى باز نمودن لوله ها با درصد موفقيتى نسبتاً كم همراه است (عرف پزشكى تخصصى آمارهاى متفاوتى مى دهند) آيا اين درصد موفقيت مى تواند مجوز شرعى بستن لوله ها باشد؟
*
تلقيح صناعى و بچه آزمايشگاهى (L.V.F)
تلقيح مصنوعى و كمك به زوجهاى نابارور مسأله اى است كه امروزه در جهان گسترش زيادى پيدا نموده است. روشهاى مختلفى براى انجام اين كار معمول است كه ذيلاً بيان مى گردد تا حكم شرعى هر كدام مشخص گردد.
سؤالات:
1. به علت كمى نطفه مرد يا ضعيف بودن آن نياز به تقويت نطفه مرد در خارج از رحم داشته و سپس به رحم همسرش تلقيح مى نمايند (البته با رعايت روشهاى حلال) و بوسيله پزشك همگن در هر مورد, چه حكمى دارد؟
2. به علت نداشتن نطفه مرد, استفاده از نطفه فرد ثالث كه شناخته شده است و يا نطفه مردى كه از محارم مى باشد و يا استفاده از نطفه ناشناخته كه در بانك اسپرم نگهدارى مى شود براى بارورى همسر مرد با روش تلقيح مصنوعى, چه حكمى دارد؟
3. مرد نطفه سالم و قابل بارورى دارد ولى همسرش داراى رحم نيست يا رحم قدرت نگهدارى بچه را ندارد با لقاح نطفه مرد و تخمك زن در خارج از رحم كه به طريقه حلال انجام مى شود آيا اگر اين نطفه بارور شده را در رحم فرد ثالث محرم يا رحم كرايه اى قرار داده شود (بطريقه I.V.F) حكم شرعى موارد زير بيان گردد:
الف. در صورت رشد نطفه بارور شده در رحم زنى كه از محارم است, بچه ملحق به كيست؟ آيا اين بچه با زنى كه حمل برداشته حكم بچه رضاع پيدا مى كند قبل از شير خوردن (با توجه به اينكه 9ماه در رحم او بوده و رشد كرده) پس از شير خوردن از زنى كه وضع حمل كرده چه حكمى دارد؟
ب. در صورت رشد نطفه در رحم كرايه حكم شرعى بچه متولد شده از نظر وراثت, محرميت چيست؟ و به كدام فرد ملحق مى شود به صاحب نطفه يا به زنى كه حمل برداشته است؟ و از نظر وراثت و محرميت و… چگونه است و پس از شير خوردن حكمش چيست؟
4. به دليل نداشتن تخمك در همسر و استفاده از تخمك زن اجنبيه و بارور نمودن آن با اسپرم شوهر در خارج بوسيله دستگاه و گذاشتن نطفه بارور شده در رحم همسر چه حكمى دارد؟
استفاده از اسپرم مرد اجنبى و بارور نمودن آن با تخمك همسر و گذاشتن آن در رحم همسر صاحب نطفه چه حكمى دارد؟
در موارد فوق هم صاحب نطفه مرد اجنبى و هم صاحب تخمك زن ا
مرآة التحقيق
نظرة فى كتابة التاريخ لدى التراث الشيعي
رسول جعفريان
اختصت المقالة التالة بالتحقيق حول تدوين الكتب التاريخية فى الأوساط الشيعية, فقد تناول الكاتب أولاً مصنّفات الشيعة فى السيرة النبوية فى صدر الاسلام, ثم أشار الى كتب قصص الانبياء وماألّف حول الائمة(ع).
بعد ذلك تعرّض للكتب الكلامية, التاريخية والحديثية, التاريخية والرجالية, التاريخية, ثم بحث انتشار التشيع وبداية الكتابة التاريخية لدى الشيعة فى الفترة الصفوية, ويمكن أن تعتبر هذه المقالة ببلوغرافيا المؤلّفات التاريخية لدى الشيعة.
السفينة المتحطِّمة
عبدالله الإبراهيمي
المقالة التى أمامك عبارة عن نقد لتصحيح كتاب سفينة البحار, وكان الكلام فى البداية عن طبيعة هذا الكتاب وأهميته ثم اشير الى طبعاته. بعدها تعرّض لنقد التصحيح الجديد لهذا الكتاب, وبُيّنت بعض نماذج من التصحيف النواقص والإسقاطات, الاشتباه فى أسماء الكتب, والاشتباه فى الإرجاعات.
الشرح المختصر لمنطق الطير
رضا انزابى نژاد
كتاب منطق الطير من جملة الآثار المهمة للعطّار النيسابوري. فإنّه لحدّ الآن قد تم عدّة خلاصات له.
وقد كان البحث فى هذه المقالة حول تحقيق الشرح المختصر لمنطق الطير, من قبل الدكتور رضا أشرف زاده.
وبالرغم من بيان تلك الإشكالات, فقد اعتبر هذا الأثر عملاً قيّماً.
مرور بمعجم المصطلحات العصرية
محمد حسن الشيباني
فى هذه المقالة تم نقد الطبعة السابعة لكتاب معجم المصطلحات العصرية, تأليف الدكتور محمد الغفرانى والدكتور مرتضى آيةالله زاده الشيرازي.
وقد تناول النقد الأغلاط اللغوية والأدبية فى الكتاب, موارد الغموض فيه, الاشتباه فى الاعراب.
ونلفت الأنظار الى أن كتاب معجم المصطلحات العصرية, هو معجم الاصطلاحات الفارسية ـ العربية الجديدة.
تأملات فى هداية المتعلّمين
على محمد هنر
إن كتاب هداية المتعلّمين فى الطب من آثار أبى بكر الأخوينى البخاري, وهو أحد مصادر الطب فى العالم الاسلامي.
وفى المقالة التالية ـ مضافاً الى بيان جانب من تأريخ الطب فى إيران الاسلامية وتعريف المصنفات فى هذا الصعيد ـ تناول الكاتب تعريف الكتاب المزبور.
ومما يجدر ذكره أن الطبعة الثانية لهذا الكتاب فى عام 1371 كانت فى مشهد.
سياحة فى سماء المعرفة
على المختاري
يحتوى هذا الأثر على تراجم عدّة من المشاهير فى سماء المعرفة, من جملتهم: العلاّمة الطباطبائي, الميرزا جواد آقا الملكى التبريزي, العلاّمة الشعراني, العلاّمة الآملي, الحكيم السبزواري, و…. وترجمة حياة آيةالله حسن زاده الآملى بقلمه من جملة مباحث هذا الكتاب.
وقد تم إعداده بجهود السيد محمد البديعي, مع مقدمة رائعة وعرفانية دُبّج بها من قبل آية الله حسن زادة.
نظرة حول المعاجم
محمد فرح زاد
المعجم ـ والذى يسمى بالانگليزية Thesaurus ـ
يطلق على الكتاب الذى يشتمل على الألفاظ والتعبيرات لعلمٍ ما, وفى هذه المقالة ـ وضمن التعريف بهذا النوع من الكتب وكيفية ظهورها ـ بُحث مدى الإفادة منها فى نشر وإيصال المعارف.
جولة فى الأنساب للسمعاني
مرتضى الذكائى الساوي
لقد تم فى المقالة التالية بيان شخصية وآثار السمعانى (م = 562ق), تم بحث منهجه فى كتاب الأنساب وتوضيح مصادره وأهم مايمتاز به.
وفى الختام ذكرت أسماء الكتب التى وردت فى كتاب الأنساب والتى لم تصل إلينا.
وفى نهاية المطاف اُشير الى جملة من الإيرادات والنواقص فى تصحيح هذا الكتاب.
ببلوغرافيا كتب التاريخ التحليلية
ميرزا محمد المهرابي
لقد عرّف فى هذه المجموعة أكثر من 250 أثراً حول فلسفة التاريخ والتأريخ التحليلى بصورة استعراضية.
ومن خصائص هذه الببلوغرافيا هو التفكيك بين فلسفة التاريخ والتاريخ التحليلي.
PAYENEH-E-PAZHOOHESH
بسم الله الرحمن الرحيم
lace of Masoodi in the history of religions ad belief
Mohammad Taghi Sobhany
This article is the brief description of the book "Manhaj -ul- Masoodi Fi Kitabat -et- tariqh", the historic book of sulaiman Bin Abdullah AlAdid As-suwaikat. In this article the place of Masoodi has been reflected after deliberation in his historic monuments. Some of the topics of this article are as under.
1 Monuments of Masoodi in religions and belief
2 Sources of Masoodi for the identification of religions.
3 Method of Masoodi for the research of different religions and belief.
Criticism on "Kitabshanasi -e- Attar Neshaboori
Hosien Masarrat
The above mentioned article is the Criticism of the book with following particulars:
1. Name: Kitab shanasi -e- Sheikh Fariduddin Attar Neshaboori with the efforts of Ali Mir Ansari.
2. Published by Aniuman -e- Aasar wa mafaqhir -e- farhangi, Tehran, in 1374.
In this article after the expression of the strength and ability of this expert in the field of identification of books, a few defects have been pointed out. Suggestions are also given for the improvements.
Criticism and consideration of "Farsi Rahnumai"
Gholam Reza Zarrinchian
This article is the criticism of the text book of farsi (persian), 2nd year of Rahnumai, written by Ahmed Samiee and Ghulam Ali Haddad Adil. This book has been published by ministry of education, Tehran in 1374. In this article after the introduction of the above mentioned book, defects and little drawbacks of the book have been pointed out. It is also suggested to remove the defects, as it is the text book.
Criticism on (correction of lumah) Tashih -ul- lumatud-Damishqia
Sayyed Sadegh Sobhany
In this article the different defects of ane of the edition of the book Al-lumatud-Damishqia, written by Shahid -e- Awwal has been Criticized - The writer of this article Pointed out atleast 100 Prominent mistakes in the Correction of the book and even he indicated that there are four mistakes by the publisher on the binding of book.
Glance to the book "Almarato Fi Asr -ir- Risalat (Wome in the age of Prophet s.a)
Mehdey Mehrisy
This article is an introductio of the book of Abdul Halim Muhammad Abu Shakka. This book has been published in Quwait by the efforts of "Dar-ul- Qalam", in 6 volumes. It is knowledge (daeratul Ma-arif) about the personality of women in Islam. This article is an introductio of the above mentioned book and a report about the contents of this book.
A repert about visit to see the books of handwriting in libraries of Italy
Sayyed Mohammad Bagher Hojatey
This article is a report of writer's visit in foreign countries for research. This report, which has been written in the year 1368, is the explanation of his visit in the library of vitoria Amanoel, National Academy of Lenchi, library of Marchana, library of Waitvom etcة The writer in the end of his report, expressed that considering informations and lnowledge, it was the best foreign visit till 1368.
Farasnamaha -i- Faras (About horse and horse-race/horsemanship.)
Rezvan Massah
The above mentioned article is about the knowledge of books, regarding horse in Islamic world. The specifications of the books in this relation has been described in this article.
There are total 76 books on this topic. Some of the books are in the form of poetry and others are in the form of prose. The writer of this article Compared this book with many otherbooks of this topic and got the conclusion that it is better and perfect.
Judgement about Shaubia
Ali Reza Zakavaty Gharagezlo
This article is for the explanation of the purpose of another article, previously published in the magazine "The mirror of research" about Shaubigary. The writer of this article described the Circumstances of the existence of Shaubigiri and briefly explained their views. He pointed out that discussion about shaubigiri is still present.
A Brief Introduction (of books)
Newly published books has bee introducted under the topic of "Brief Introduction". Some of the books, introduced in this article are as under.
1. Aasar -e- Ahmadi
2. Sirr -ul- Isra Fi sharh -e- Hadisil Merag.
(explanation of hadiths about Merag)
3. Harmenotic
4. Kitab -wa- sunnat
5. Akhbar wa Aasar -e- Sakhtegi
(Hadiths and effects of false news)
6. Khastgah -e- Ikhtelaf Dar Fiqh
Remark on "Correction of Diwan -e- Hafiz"
Reza Rohany
It is the introduction and criticism of the book, "Correction of Diwan -e- Hafiz" by syed Muhammad Rastgoo. The first edition of this book has been published by Khurram Publishers Qum, in 1375.
This correction is not on the basis of pointing the mistakes in differet editions, but it is based on personal taste and on the basis of principles of literature. In this article, after introducing the book the method of Correction in the book has been indicated and objections are also presented.