بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

گزارش سفر به پكن
حجتى سيد محمد باقر

به منظور شركت در شصت ودومين كنفرانس ايفلا
براى شركت در شصت ودومين كنفرانس ايفلا: (فدراسيون جهانى انجمن كتابدارى و اطلاع رسانى), روز يكشنبه چهارم شهريور 1375هـ.ش (25 اگوست 1996م) با هواپيماى شركت (ايران اير) ساعت9 بعد از ظهر عازم پكن شده, و پس از طى مسافتى بس طولانى و ساعاتى دور و دراز هواپيما در فرودگاه اين شهر بر زمين نشست.
در فرودگاه پس از پشت سر نهادن آيينهاى ورود كه به سرعت و سهولت انجام گرفت,تنى چند از اعضاء محترم سفارت جمهورى اسلامى ايران به استقبال ما آمده و با اتومبيل سفارت, ما را به هتل كنتينانتال ـ كه در مجاورت محل انعقادِ كنفرانس قرار داشت و قبلاً اتاقهايى را كه براى چند تن از شركت كنندگان ايرانى ذخيره كرده بودند ـ رساندند. و براى اينجانب اتاق شماره 1171 را در طبقه يازدهم براى اقامت اعلام نمودند.
قبل از ورود به گزارش اجمالى اين سفر, چند مطلب سزاى تذكر است:
1. به علّت تأخيرى كه در انجام اين سفر ناگزير پديد آمد, و شايد تهيه بليط هواپيما ميسور نشده بود نتوانستم در روز افتتاح كنفرانس (26 اگوست= 5شهريور) حضور به هم رسانم و شاهد و ناظر جلسه افتتاحيه باشم; لذا روز دوم توانستم به سوى محل كنفرانس راهى گردم.
2. چون در ايران از اينجانب براى شركت در كنفرانس ثبت نام به عمل نيامده بود ـ و علّت آن نيز قطعى نشدنِ اين سفر بوده است ـ ناگزير با استفاده از كارتِ ورودى يكى از دوستان به سالن ثبت نام راه يافتم; و با به كارگيرى كامپيوتر نام اينجانب بر صفحه مانيتور ظاهر شد مبنى بر اينكه نام اينجانب به عنوان يكى از شركت كنندگان در كنفرانس از سوى جمهورى اسلامى ايران گزارش شده بود; لكن وجهى كه براى ثبت نام بايد پرداخته مى شد ارسال نگشته بود. از اينجانب پرسيدند چنانچه بخواهيد به عنوان عضو اصلى ثبت نام كنيد بايد چهارصد دلار بپردازيد. و اگر به عنوان عضو همراه به اين كار مبادرت نماييد بايد مبلغ دويست و پنجاه دلار پرداخت كنيد. ترجيح دادم به عنوان همراه ثبت نام نمايم تا مبلغ كمترى از بيت المال را در ديار بيگانه بپردازم; چرا كه تحقيق كردم تفاوت عضو اصلى و همراه فقط به ميهمانيها و بازديد پاره اى از مراكز ديدنى و دريافت پى پرها محدود بود. و چون اين ميهمانيها فاقد مزاياى علمى بود و بازديدها با مبلغ كمترى امكان پذير مى نمود, و پى پرها نيز از طريق تكثير آنها توسط دوستان تأمين مى شد به عنوان همراه ثبت نام كردم.
3. و چون مى بايد اين ثبت نام قبل از افتتاح كنفرانس انجام مى گرفت قهراً نيمه اول روزِ دومِ كنفرانس براى ثبت نام و دريافت مجموعه سخنرانيها, گزارشها, شمارى كتاب درباره كتابدارى و اطلاع رسانى در چين و برنامه سخنرانيها و كارگاههاى آموزشى و چهار جلد كتاب مربوط به رسم الخط نگاره چينى و تحول آن و نيز حاوى نقاشيها ـ كه بسيار مرغوب به چاپ رسيده و در ميان جعبه و كشو جاسازى كرده بودند ـ و يك عدد نرم افزار (سيدى) و فيلم ويدئويى مربوط به كتابدارى و اطلاع رسانى و جز آنها مصروف گرديد كه همه اين اقلام و ساير اطلاعات مكتوبى را كه از محل كنفرانس و غرفه هاى نمايشگاهها دريافت كرده بودم پس از بازگشت از سفر به سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى ايران تحويل دادم.
* كشور چين با جمعيت حدود يك ميليارد و دويست و پنجاه و يك ميليون نفوس, و مساحتى نزديك به ده ميليون كيلومتر مربع (9600000) گروهى عظيم را در جماعت بشرى تشكيل مى دهند كه پيرو اديان مختلفى (از قبيل: اسلام, مسيحيت (كاتوليك و پروتستان, تاتوييسم و بودايسم) مى باشند. و شمارى فراوان لائيك بوده و از هيچ دين و آيينى پيروى نمى كنند. دين تاتوئيسم و بودايسم در هند از اكثريت برخوردارند.
* طبق آمار دولتى, رقم مسلمين در سراسر چين, سى ميليون اعلام شده است; لكن طى ملاقاتى كه با دو دانشجوى مسلمانِ چينى در غرفه جمهورى اسلامى ايران داشتم به من خاطر نشان شدند در سراسر كشور چين صد ميليون مسلمان زندگانى مى كنند كه دويست هزار تن از آنها در پكن به سر مى برند. اين دو دانشجو در دانشگاه پكن تحصيل مى كردند, يكى از آنها در فلسفه و ديگرى در تاريخ تمدن كه در غرفه جمهورى اسلامى درنگى طولانى داشتند و مى گفتند ارسال كتب اسلامى از بيرون چين ـ جز به كتابخانه ها و مؤسسات دولتى ـ براى هر مؤسسه و يا افراد ممنوع مى باشد.
* كشور چين مجموعاً داراى 2550 كتابخانه, و بر روى هم حدود سيصد و بيست و سه ميليون كتاب مى باشد كه ششهزار و چهارصد و نود ميليون تن, پرسنل خدماتى آنها را تشكيل مى دهند. و مهمترين كتابخانه هاى چين عبارتند از: كتابخانه ملى, كتابخانه دانشگاه پكن, و كتابخانه حزب كمونيست.
كنفرانس ايفلاى پكن و برنامه هاى آن
اين كنفرانس يا (فدراسيون جهانى انجمنهاى كتابدارى و اطلاع رسانى) ـ چنانكه در گزارش ايفلاى دهلى مبسوطاً راجع به آن ياد كرديم ـ عظيم ترين و پرشكوه ترين گردهم آيى كتابداران و اصحاب اطلاع رسانى گيتى است; و داراى پيشينه اى بس ديرينه است كه از سال 1927م (چند سال قبل از جنگ جهانى دوم) انعقاد آن آغاز شده و هر سال در يكى از كشورها اين كنفرانس دائر مى گشته و تاكنون ادامه دارد كه امسال شصت و دومين كنفرانس آن در پكن منعقد شده است; و بنا است در 1997م در دانمارك و در 1998م در هلند, و در 1999م در بانكوك (تايلند) منعقد گردد. و تا امسال از محل برگزارى كنفرانس ايفلا در سال 2000م سخنى به ميان نيامده بود; لكن طى كنفرانس پكن اعلام شد محل برگزارى كنفرانس ايفلا در سال 2000م, سرزمين غصبى فلسطين يعنى اسرائيل مى باشد; لذا تنى چند از اعضاء جمهورى اسلامى ايران در مقام تماس با اعضاى كشورهاى اسلامى برآمده و به آنان خاطرنشان شدند به مسؤولين كشور خود اين جريان خزنده را يادآور شده تا اعلام نمايند از شركت در كنفرانس ايفلاى سال 2000م ـ اگر در سرزمين غصبى فلسطين دائر گردد ـ خوددارى مى نمايند.
شمار زيادى از اعضاء كشورهاى اسلامى از اين پيشنهاد استقبال كرده و وعده دادند به مسؤولين دولتهايشان اين جريان مرموز را يادآور گشته تا اين دولتها به اولياء كنفرانس ايفلا امتناع از شركتِ در كنفرانس ايفلاى سال 2000م را ـ اگر در سرزمين غصبى فلسطين برگزار شود ـ اعلام نمايند.
بارى, در كنفرانس ايفلاى پكن از نود و يك كشور, حدود 2378 تن شركت كردند كه تعداد 800 نفر از شركت كنندگان آن از كتابداران وسرپرستان كتابدارى شهرهاى مختلف چين بوده اند.
در اين كنفرانس ـ كه هدف آن مبادله اطلاعات علمى و فنى كتابدارى و اطلاع رسانى و بررسى مسائل صنفى كتابداران و متصديان اطلاع رسانى بود ـ بر روى هم دويست و چهارده سخنرانى, كارگاه آموزشى و بازديد, طراحى شده بود. و موضوع بحثهاى كنفرانس غالباً عبارت بود از:
الف. رده بندى و سازماندهيِ منابعِ كتابخانه ها, و منابع اطلاعات و مداركِ علمى
ب. كتابخانه هاى تخصصى و تحقيقاتى در مورد همه علوم
ج. كتابخانه هاى الكترونيك
د. سهم شبكه هاى اطلاع رسانى در كتابخانه ها و راه و رسم بهره بردارى از آنها
هـ. كتابخانه هاى عمومى, كودكان, روستايى, معلولين
و. كتابخانه هاى دانشگاهى
ز. آموزش كتابدارى
ح. امانتِ ميان كتابخانه ها و شيوه هاى در بافتِ مدرك.
شركت كنندگان ايرانى در كنفرانس ايفلاى پكن
مجموعاً بيست ونه نفر از جمهورى اسلامى ايران از سيزده دوائر و مؤسسات دولتى در اين كنفرانس شركت جستند بدين شرح:
هيئت امناى كتابخانه هاى عمومى كشور, 6تن. كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران, 5تن. كتابخانه بانك مركزى, 4تن. آرشيو مركز اسناد ملى, 4تن. كتابخانه علوم پزشكى ايران, 2تن. و از مؤسسات ديگر كه ياد مى كنيم از هريك از آنها فقط يك نفر در اين كنفرانس شركت داشتند.
كتابخانه دانشكده علوم پزشكى شهيد بهشتى, حسينيه ارشاد, صدا و سيما, سازمان برنامه و بودجه, دفتر تبليغات اسلامى قم (مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى), وزارت امور خارجه, مركز اطلاع رسانى و خدمات علمى جهاد سازندگى و سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى كه اينجانب از سوى اين سازمان در كنفرانس مذكور شركت نمودم.
گزارشهايى اجمالى ايام برگزارى كنفرانس
* با استفاده از گزارش جناب آقاى حافظيان رضوى (سلمه الله تعالى) در روز يكشنبه 4/7/1375= 25 اگوست 1996م, روز آغازِ سخنرانيها و كارگاههاى آموزشى بود. اين كارگاه آموزشى به كتابخانه هاى ديجيتالى مربوط مى شد كه توسط يك تن كانادايى و يك نفر چينى ـ كه مسؤول اجراى پروژه كتابخانه ديجيتاليِ كتابخانه ملى چين بود. او درباره ويژگيهاى طرح كتابخانه ديجيتالى كشور چين گفتگو مى كرد.
در مراسم افتتاحيه كنفرانس, نخست وزير, وزير فرهنگ, و شهردار پكن حضور به هم رساندند. در اين مراسم افتتاحيه مديران ايفلا, (فيد) نماينده ناشران بين المللى بر مسأله هماهنگى ميان ناشران و كتابداران تأكيد داشته, چنانكه در كارگاههاى آموزشى نيز بر روى همين مسأله پافشارى مى شد.
* در روز دوشنبه 5/7/75= 26 اگوست 96م درباره تكنولوژى اطلاعات و ويژگيها و نيازها ابزارى و ساختارى مراكز اطلاع رسانى به ايراد سخنرانى پرداختند, و بازديد تخصصى از روشهاى امنيتى و پيشگيرى از آسيبها و خسارت كتابخانه اى توسط جناب آقاى حافظيان صورت گرفت, و ظهر همين روز را جناب آقاى ميرفتاح سفير محترم جمهورى اسلامى ايران شش تن از شركت كنندگان ايرانى در كنفرانس را به صرف ناهار در سفارتخانه دعوت كردند: آقايان دكتر حرّى, معاون كتابخانه ملى ايران. دكتر مرادى, رئيس آرشيوهاى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران. شهرستانى, رئيس مركز اسناد ملى ايران. پازوكى, رئيس مركز مدارك اقتصادى اجتماعى سازمان برنامه. سيد كاظم حافظيان رضوى, قائم مقام مركز اطلاع رسانى و خدمات علمى جهادسازندگى. و اينجانب در اين دعوت حضور بهم رسانديم. طى اين نشست جناب آقاى ميرفتاح اطلاعات مفيدى را راجع به اوضاع فرهنگى, اقتصادى, سياسى و اجتماعى كشور چين در اختيار ما قرار دادند كه بايد در اينجا از پذيرايى گرم و صميمانه ايشان و نيز همه كاركنان سفارت مراتب تشكر خود را تقديم دارم. علاوه بر اين از سوى سفارت جمهورى اسلامى ايران در پكن مقدمات ديدار دانشگاه پكن و مذاكره با اساتيد بخش فارسى اين دانشگاه فراهم آمد كه در اين مقال, گزارشى را راجع به آن در پيش داريم. مركز (ايستيك) و كتابخانه ملى چين و كتابخانه فرق
بخش اطلاعات علمى ـ فنى, يكى از مهمترين قسمت مربوط به مركز (ايستيك) كشور چين به شمار است; و ساير فعاليتها با بهره گيرى از امكانات شبكه اى انجام مى گيرد. اين بخش ـ كه در واقع (مركز اسناد انحصارى چين است ـ پنجاه و دو كتابخانه كشور چين را زير پوشش دارد, و به صورت متمركز, همه اطلاعات را گردآورى و پردازش و سهل التناول مى سازد. اين مركز كه دولتى است و اداره آن توسط متخصصان اطلاع رسانى انجام مى گيرد از آخرين ره آوردهاى تكنولوژى مستفيض است. و در واقع در معمارى و نقشه پردازى اطلاع رسانى چين مقام نخست را به عهده دارد و از بخش خصوصى و بين المللى نيز كمك مى گيرد.
* در برنامه روز 7/6/75= 28 اگوست 96م درباره ساختمان و تجهيزات كتابخانه و كتابخانه هاى علوم و تكنولوژى و انتشارات رسمى در چين سخنرانيهايى ايراد شد كه در بعد از ظهر همين روز, برهه اى از زمان به كارگاههاى آموزشى, تسليم مدرك و امانت ميان كتابخانه ها اختصاص يافته بود كه بايد گفت يكى از اساسى ترين قسمتهاى كنگره ايفلا در پكن, مربوط به همين امر بوده است, و سعى كتابخانه هاى جهان در اين جهت مصروف مى گردد كه اين گونه خدمات را انتفاعى سازند.
بازديد از كتابخانه ملى چين در همين روز تعيين شده بود, كتابخانه اى كه داراى هزار كارمند و بيست و دو ميليون مجلد كتاب مى باشد. در اين كتابخانه تاريخ اختراع كاغذ و پيدايش چاپ و تمام نوشت افزارها را در چهره يك موزه در معرض تماشاى بازديدكنندگان قرار دادند. درباره كارها و وظايف اين كتابخانه مى توان مطالب زير را ياد كرد:
ـ سازماندهى آثار چين و تدوين Chima Marc.
ـ سياست گذارى در امور كتابخانه هاى سراسر كشور چين.
ـ حفظ و نگاهدارى و صانت آثار مكتوب.
بايد يادآور شد نوعاً در كنار مراكز اطلاع رسانى و كتابخانه هاى مهم چين, كتابفروشيهاى شايان توجه و مهمى را بر سر پا كرده اند كه دسترسى كتابخوانان و محققان را براى خريدارى كتب موردنظر, تسهيل و تسريع مى نمايد, و كتاب و يا كتابهاى مورد نظر خود را به سهولت و آسانى فراهم مى كند.
* يكى از روزها كتابخانه فِرَق كه سرشار از آلات و ابزار كهن و اسناد و وثائق و كتب بود ديدار كرديم و جز آلات و ابزار حرب و آلات موسيقى و ظروف و البسه و ساير ديدنيها, از كتب و اسناد آنها چون به زبان چينى بود طرفى نبستيم.
در دانشگاه پكن
روز 8 شهريور75= 29 اگوست96 به اهتمام سفارت جمهورى اسلامى ايران, دعوت از چند نفر شركت كنندگان ايرانى كنفرانس ايفلا در بخش زبان فارسى تمهيد شد; و در معيت جناب آقاى دكتر حسن زند كرمانى استاد زبان فارسى دانشگاه پكن همراه چند تن از شركت كنندگان كنفرانس ايفلا به سوى اين دانشگاه راه سپرديم. همراهان ما عبارت بودند از: اينجانب, و آقايان دكتر حرى, شهرستانى, سيد معلمى, حافظيان رضوى و زند كرمانى.
دانشگاه پكن, عرصه بسيار وسيعى از پايتخت چين را در اختيار خود دارد كه از زبان رئيس بخش فارسى, گزارشى را در پيش داريم. فضاى سبز و جنگل مانند و آبگاههايى كه به صورت درياچه اى مى نمود فضاى اين دانشگاه را چشم نواز ساخته و دانشجويان و اساتيد قهراً در چنين فضايى در لحظات استراحت و ساعات تفريح, نشاطى از نو در خود احساس كرده و خستگى و فرسايش اعصاب از آنان رخت برمى بندد.
بارى, وارد ساختمان بخش فارسى اين دانشگاه شده و با استقبال و پذيرايى گرمى از سوى اساتيدى كه در آنروز حضور داشتند مواجه شديم, و در اتاق پذيرايى به گفتگو نشستيم.
جناب آقاى زند كرمانى در اين نشست يادآور شدند كه استادى به نام (جان بوئين) استاد زبان و ادبيات زبان فارسى در سراسر كشور چين مى باشند, و مشغول ترجمه شاهنامه هستند, و گلستان و رباعيات خيام را ترجمه كرده اند, ولى چون وابسته به حزب كمونيست نيستند به ايشان اطلاع نمى دهند و لذا امروز ايشان را به اين جلسه دعوت نكرده اند. همسر ايشان نيز استاد دانشگاه است و در اين خانواده علاقه شديدى به زبان و ادبيات فارسى دارند. آقاى زند كرمانى اضافه كردند كه پسر ايشان از شاگردان من در زبان و ادبيات فارسى است.
آنگاه آقاى شهرستانى مدعوين ايران را معرفى كرد.
ساختمان بخش فارسى دانشگاه پكن حدود صد سال پيش به سبك معمارى چين بنا شده است. آقاى زند كرمانى استادان اين دانشگاه را معرفى كردند و يادآور شد آقاى (گين) استاد زبان و ادبيات فارسى مى باشد و تخصص نامبرده عمدتاً درباره فرهنگ ايرانى است و دست اندر كار راه اندازى سمينار ايرانشناسى داخلى در چين مى باشد. و نيز رياست دانشكده زبان و ادبيات فارسى را به عهده دارند و با كاردانى, اوضاع ادارى اين دانشكده را رو به راه مى سازند; آنهم عليرغم آنكه محيط كار اين دانشكده گرفتار كمبود از نظر مكان و ظرفيت و گنجايش بوده چند گونه وظيفه را به تنهايى عهده دار مى باشند. قبلاً فرهنگ فارسى به چينى را تأليف كرده اند و هم اكنون در صدد تدوين فرهنگ چينى به فارسى هستند كه تحت طبع مى باشد و امسال (1375) يا سال ديگر در چين به چاپ مى رسد. فرهنگ فارسى به چينى در چاپ اول و دوم هريك با تيراژ يكهزار و پانصد مجلد و چاپ سوم در سه هزار و دويست و اندى منتشر شده است.
ضمناً در معرفى يكى از دانشجويان حاضر در جلسه يادآور شد كه علاوه بر تحصيل زبان و ادبيات فارسى, ورزشكار نيز مى باشند. اين دانشگاه همانگونه كه آقاى زند كرمانى يادآور شد از كمكها و همكارى دوستان ايرانى برخوردار است. لذا در افتتاح اين مركز نمايندگانى را از ايران گسيل داشتند و در اين مورد از جناب آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى ياد كردند كه دوره لغتنامه دهخدا را به كتابخانه اين مركز اهدا كردند. آقاى دكتر شهيدى و سفير. ج.ا. ايران و نمايندگان ديپلماتيك ايرانى نيز در آن شركت كردند و ايرانشناسان و فارسى دانان و نيز وزارت خارجه چين و راديوى بين المللى اين كشور در سمينارهاى اين مركز حضور خود را اعلام مى كردند.
امسال دومين سمينار ايرانشناسى در پكن دائر خواهد شد.
علاوه بر دانشمندان ايرانشناس چينى شمار ديگرى از دانشمندان كه درست به زبان فارسى آشنا نيستند به خاطر وجود اسناد مربوط به روابط چين و ايران و تحقيق درباره آنها در اين سمينارها شركت مى كنند. و اين روابط به تاريخ و ادبيات و رسوم و آداب و جاده ابريشم مى پيوندد كه در اين زمينه ها دست اندر كار مطالعات و پژوهشهاى مفيدى مى باشند. و بناست راجع به موضوعات ياد شده تعدادى كتب به چاپ برسد. و يكى از دانشمندان چينى راجع به طب سنتى چين و ورود آن به ايران و طب سنتى ايران و ورود آن به چين تحقيقاتى به عمل آورده است.
رئيس مركز و بخش فارسى دانشگاه پكن يادآور شد كه ليستى از كتابهاى منتشر شده و در حال انتشار را در اختيار داريم, و خواهان آن هستيم كه روابط و رفت و آمد ميان ايران و چين گسترش يابد. و حتى الامكان از اصطلاحات بيگانه در چين استفاده نمى شود, فى المثل واژه تلفن را به كار نمى برند بلكه اصطلاحى معادل (بى سيم) را در مورد آن استعمال مى كنند. و به جاى تلويزيون, تعبير صفحه برقى و يا صفحه با برق و يا صفحه ديدن برق را استعمال مى كنند.
پس از اين نشست به سوى كتابخانه رفتيم و رئيس بخش زبانِ فارسى گفتند مجموعه كتابهاى فارسى كتابخانه به دو هزار و دويست مجلد بالغ مى گردد. براى تحصيل زبان و ادبيّات فارسى يكصد و پنجاه واحد طى چهار سال برنامه ريزى شده است و دوره كارشناسى ارشد متشكل از سى و هفت واحد مى باشد. ضمناً خاطرنشان شد كه دانشگاه پكن معتبرترين دانشگاه كشور چين مى باشد و دقتهاى لازم براى ورود دانشجو در كنكور سراسرى معمول مى گردد. و احياناً ممكن است در ميان جمع هفت تا هشت نفرى يك نفر براى تحصيل انتخاب گردد.
از رئيس دانشكده زبان و ادبيات فارسى سؤال كردم شما به زبان فارسى مسلط هستيد, آنرا در كجا فراگرفته ايد؟ گفت در افغانستان زبان فارسى را فراگرفته ام. و پيدا بود كه فارسى را به لهجه افغانى تكلم مى نمود.
در اين دانشكده واحدها به سه بخش تقسيم شده است: اجبارى, انتخابى, و نيمه اختيارى. پنجاه درصد واحدهاى اجبارى مى باشد و بقيه انتخابى و نيمه انتخابى است. دانشجويان خارجى پكن در دوره كارشناسى ارشد و دكترى حدود يكهزار تن از كشورهاى ژاپن و كره جنوبى مى باشند. يكى از مشكلات اين دانشگاه اين است كه بايد براى شمار زيادى از دانشجويان, خوابگاه تهيه كنيم. مساحت اين دانشگاه حدود دو كيلومتر مربع است و استادان معمولاً در همين محدوده زندگانى مى كنند. در داخل دانشگاه يك بيمارستان كامل و مجهز براى اساتيد و دانشجويان وجود دارد كه ظرفيت بسترى شدن دويست نفر را دارا است, و عمل جراحى عمومى نيز در همين بيمارستان انجام مى گيرد, بانك و حمام و آرايشگاه و كتابفروشى و خواربارفروشى و هفت سالن ناهارخورى و جز آنها در داخل محوطه دانشگاه وجود دارد. درسهاى تخصصى همه به زبان فارسى است و از زبانهاى ديگر, زبان انگليسى مورد استفاده قرار مى گيرد.
پس از بازديد كتابخانه, اعضاء ايرانى نويد دادند كتابهايى به زبان فارسى از سوى مؤسسات مختلف به كتابخانه بخش فارسى دانشگاه پكن قريباً اهداء و ارسال خواهد شد.
تا پاسى پس از نيمروز در دانشگاه پكن به سر برديم; آنگاه توسط رئيس اين بخش براى صرف ناهار به يكى از رستوان (رستوران اسلامى) پاكستانيها دعوت شديم كه غذاهاى رنگارنگ و متنوع آن عجيب مى نمود و بيش از ده پانزده نوع غذا از روى ميز جابه جا شد و هر غذايى پس از صرف اندكى از آن جاى خود را به غذايى مى سپرد. و همراهان ايرانى سعى مى كردند, با چينى ها در خوردن غذا با چوب (به جاى قاشق) هماهنگ و همرنگ گردند كه تا حدّى تكلف آميز به نظر مى رسيد.
در حين صرف غذا آدرس داروخانه اى را گرفتند كه داروهاى گياهى در آن عرضه مى شد. و سرانجام پس از توزيع با اساتيد چينى راهى اين داروخانه شدند. بازديد غرفه ها (نمايشگاه ها)
در ايامى كه كنفرانس داير بود طى فرصتهايى فارغ كه پيش مى آمد, به بازديدِ غرفه ها روى مى آوردم, غرفه هايى كه در چند طبقه و عرصه هاى وسيعى براى كشورهاى مختلف تمهيد شده بود. تقريباً از هر غرفه اى اطلاعات مكتوب را دريافت كرده و آن مقدارى كه سودمند به نظر مى رسيد به سازمان مدارك انقلاب اسلامى تحويل دادم.
در اين غرفه ها كه از سه بخش تشكيل مى شد قسمتى به ناشران كتب مربوط مى شد, و بخشى از آن به توليد كنندگان نرم افزارهاى تخصصى كتابدارى و اطلاع رسانى اختصاص داشت, و قسمتى از آن نمايشگاه وسائل و ابزار كتابخانه و مراكز اطلاع رسانى بود. چينيها در اين نمايشگاه جايگاه هاى فراوان و چشمگيرى را در اختيار داشتند.
در جايگاهها و غرفه هايى كه مناسب مى ديديم كارت ويزيت سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامى و نيز بروشور اين سازمان را به مسؤولين غرفه تسليم مى كردم تا ارتباط و مبادلاتى با سازمان مذكور برقرار سازند.
امسال علاوه بر غرفه حكومت غاصب فلسطين, اولين بار مى ديدم كه غرفه اى از (بهائيها) در ميان غرفه هاى ديگر جلب نظر مى كرد. و اين جريان براى اينجانب ـ كه فترتى سه ساله از لحاظ شركت در كنفرانس ايفلا را پشت سر نهاده بودم و در كنفرانسهاى كوبا و تركيه و مسكو شركت نكردم ـ بى سابقه مى نمود. دوبار به اين غرفه روى آوردم كه چه ره آوردى را در معرض ديد قرار داده اند. كتابهايى چند راجع به تاريخ اين مذهب پوشالى و معدودى از كتابهاى كودكان كه با تكلف, آنها را در قفسه ها نهادند تا پر شوند و تُنُكى آثارشان را بدينوسيله جبران كنند. از بيرون غرفه مدتها ناظر اين غرفه بودم مى ديدم آنچنان كساد و بى رونق است كه از هر چندى يك يا دو نفر از عابران درون غرفه را به سرعت بازديد نموده و احساس مى كردند غرفه بهائيها را بهائى نيست. و حتى فرصت كوتاهى را بى جهت هدر داده اند. در اين غرفه علاوه بر مسؤولى چينى از طائفه نسوان, مرد فربه و بلند قدى كه انگليسى مى نمود عابران را احياناً به درون غرفه مى كشاند و با آنها سرگرم گفتگو مى شد.
* رونق بى سابقه و بسيار جالب غرفه جمهورى اسلامى ايران
غرفه ج. ا. ايران در جايگاهى بسيار مناسب و داراى دو نبش با حُسن انتخاب سفارت و رايزنى ج. ا. ايران, به ويژه با كوشش جناب آقاى امينيان (سلمه الله تعالى) يكى از كاركنان رايزنى فرهنگى گزين شده بود. در اين غرفه كه با شركت كتابخانه ملى و هيئت امناء كتاب در سالن شماره(2) نمايشگاه دائر شده بود علاوه بر كتب و دفاترى كه ذوق و قريحه ايرانى و هنر آنها را در معمارى و نقاشى و جز آنها ارائه مى كرد, صرفاً براى بازديد (و نه فروش) آنها را در معرض ديد قرار داده بودند پوسترها و نوشتارهاى سودمندى به زبانهاى چينى و انگليسى درباره ج. ا. ايران و انقلاب اسلامى ـ كه همگى مصور بودند ـ رايگان در اختيار بازديدكنندگان قرار مى گرفت.
در ميان اين نوشته شايد بيش از همه, وصيت نامه حضرت امام راحل (قدس سره الشريف) كه به زبان چينى چاپ شده بود مورد توجه قرار گرفته و براى دريافت آن گويا سر و دست مى شكستند.
دفاتر و نوشته هايى كه از سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامى ايران به اين نمايشگاه و غرفه مذكور آورده بودم در همان روزهاى نخست با مراجعه هجمه آسايى كه از فرط اشتياق به غرفه ج. ا. ايران داشتند تمام شد, و به خود گفتم چرا چمدان را از اين بروشور و نوشته ها نينباشتم.
هيچ غرفه اى در اين نمايشگاه به اندازه اى كه غرفه ج. ا. ايران مراجعات داشت نمى توانست با آن رقابت كند. پاره اى از مراجعه كنندگان لحظات و دقايقى طولانى درنگ مى كردند, و شمارى از آنها با ما به گفتگو مى نشستند, و عده اى از آنها با شگفتى و تحسين نظاره گرهاى با درنگ به اين غرفه جاذب و جالب بودند, و انبوهى از آنان به صورت قشرهايى دوش به دوش يكديگر نوشته ها و پوسترها و دفاتر عرضه شده را دريافت مى كردند, و با اينكه جناب آقاى بابايى مسؤول محترم غرفه با سرعتى سرسام آور و فرساينده اين مجموعه ها را به مراجعه كنندگان اهداء مى كردند, و نيز جناب آقاى امينيان نستوهانه در اين كار و نيز آوردن اين مجموعه ها سهيم بودند و ما نيز احياناً با اين عزيزان و برادرى ديگر كه با اينان هميارى مى كرديم نمى توانستند از حجم اين قشرهاى متقاضى غرفه ج. ا. ايران بكاهند. ناگزير دو تن از كاركنان چينى را براى كمك فراخواندند, و دو دروازه باز و بدون در و پيكر غرفه گاهى آنچنان از قشر مراجعه كنندگان مسدود مى شد كه ورود و خروج به اين غرفه اى كه از دو سو باز بوده ناهموار مى گشت. در اينجا بايد به كوششهاى بى دريغ آقايان بابايى و امينيان (يكى از مسؤولان رايزنى) ارج نهاد; به ويژه جناب آقاى امينيان ـ كه بايد گفت با وجود كارهاى طاقت فرسايى كه در تمشيت امور مختلف به عهده گرفته بودند ـ مورد تأييد الهى بوده و به هيچوجه در هيچ كارى دريغ روا نمى داشتند, و شكوه و گله اى از تراكم كارها اظهار نمى كردند. در اين كار بى ترديد ـ به خاطر خدمات خداپسندانه شان در جهت نشر و ترويج آرمان مقدس انقلاب اسلامى ايران و فعاليتهاى دشوار و در عين حال سنجيده و حساب شده شان ـ عندالله و عند رسوله مأجور و مثاب هستند.
آواى خوش قرآن كريم و صحيفه نورانى كتاب آسمانى مسلمين با استفاده از كامپيوتر, دلهاى مردم بيگانه از اسلام را در اين غرفه مى نواخت, و ديدگانشان را روشنى مى بخشيد. و در سوى ديگر بر روى صفحه تلويزيون نوارهايى ويدئويى از ج. ا. ايران همراه با تصاوير در معرض تماشاى مراجعه كننده قرار مى گرفت.
با توضيحاتى كه آقاى مظلومى درباره ديسكتهاى قرآن و سيدى مربوط به كتابهاى احاديث براى پاره اى از مراجعه كنندگان بيان مى كردند براى برخى از آنها اعجاب آور بود و رئيس كتابخانه ملك فهد در رياض كه در اين كنفرانس شركت نمود يادآور شد: برنامه هايى كه از مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى فراهم آمد مى تواند از لحاظ فنى با برنامه هايى كه متخصصان كارآمد كامپيوتر در غرب فراهم مى آورند رقابت كرده و يا برتر از آن تلقى گردد.
آنچه همه غرفه ها را تحت الشعاع قرار داده بود انتشارات و ره آوردهاى اطلاع رسانى به زبان چينى بود كه مى بايد از اين غرفه ها به آن غرفه در جستجوى اينگونه اقلام به زبانهاى ديگر كاوش مى كرديم. هرچند گاهى به دو زبان چينى و انگليسى كتب و مقالاتى در غرفه هاى چينى جلب نظر مى كرد. مسجد رتين
در پكن براى مسلمانانِ مقيم در آن سه مسجد به نامهاى (ريتن), (دون سه) و (نيوجيه) وجود دارد كه مسجد (ريتن) از دو مسجد ديگر كوچكتر مى باشد.
به اهتمام جناب آقاى امينيان پس از انقضاء كنفرانس و ا قامت در سفارتخانه در يكى از روزهاى آخر اقامت, قبل از غروب براى شركت در نماز جماعتِ مسجد (ريتن) با شتاب و سرعت به سوى اين مسجد روانه شديم; اما به علت تأخير و نيز ترافيك, وقتى به مسجد ياد شده درآمديم كه نماز مغرب به پايان رسيده, و عده اى از نمازگزاران, پيرامون امام مسجد گرد هم آمده و به گفت و شنود سرگرم بودند. پس از آنكه اين نشست خاتمه يافت امام مسجد يا نائب امام مسجد را كه بسيار جوان بود شناسايى كرده و در حالى كه عازم خروج از مسجد بود به درون آن فراخوانديم.
ـ به زبان عربى نام او را پرسيديم پاسخ داد: اسم من عبدالخالق است.
ـ پرسيدم در كجا تحصيل كرده ايد؟ گفت: در شهر (العين) امارات متحده عربى.
ـ پس از پرسشهاى ما معلوم شد مسلمين چين اكثر قريب به تمام آنها حنفى مى باشند. هرچند شيعيان زيادى در اين كشور به سر مى برند.
ـ درباره شمار نفوس مسلمين در چين, همان آمار دولتى را ـ كه رقم مسلمين را تا سى ميليون معرفى مى كرد ـ يادآور شد. گويا از اين كه شمار مسلمانان چين را بيش از اين رقم معرفى كند, مجاز و تأذون به نظر نمى رسيد.
ـ اين امام جماعت بسيار آرام و خونسرد بوده و كمتر حرف مى زد. لذا از گفتگو و پرسشهايى كه در نظر داشتيم چشم پوشيده و كامپيوتر كم حجم و قابل حمل را كه همراه جناب آقاى مظلومى بود در معرض ديد او قرار داده و صداى عبدالباسط همراه با ارائه صحيفه هاى قرآنى بر روى مانيتور, نظر او را به خود جلب كرده و به زبان حال چنين پديده اى را تحسين مى كرد. و از چهره اش مى خوانديم كه اساساً با كامپيوتر و يا وسايلى شبيه آن آشنايى و انسى ندارد. مقدارى از قرائت قرآن را به گوش سپرده و صحيفه هاى قرآنى را كه بر صفحه كامپيوتر, همراه با قرائت قرآن صفحات آن جابه جا شده و پيش مى رفت از نظر گذرانده, و سرانجام با طمأنينه و آرامشى كه از نظر ما به خونسردى بيشتر شباهت داشت با ما توديع به عمل آورده و راهى بيرون مسجد شد.
نماز مغرب و عشاء را در اين مسجد اقامه نموده و ما نيز به دنبال خروج او از مسجد, يكى از معابد كوچك مسلمين پكن, را ـ پس از اقامه نماز در آن به سوى سفارتخانه ترك گفتيم.
بسيار علاقه مند بودم از دو مسجد ديگر پكن و امام جماعت آنها ديدارى داشته باشم, لكن فرصتى باقى نماند و بايد عن قريب عازم بازگشت از سفر مى شديم. مراكز ديدنى
چون به عنوان همراه در كنفرانس شركت كرده بودم ناگزير با هزينه شخصى جايگاه ها و مراكزى را ديدار كردم كه بسيار عجيب و جالب توجه بوده است و اگر به عنوان عضو اصلى ـ كه هزينه زيادترى را از بيت المال درخواست مى كرد ـ ثبت نام مى كردم به رايگان, همراه ساير ميهمانان مى توانستم از اين جايگاهها و مراكز, ديدارى داشته باشم.
بارى مراكز و جايگاههايى كه به ديدار آنها توفيق يافتم عبارت بودند از:
1. ميدان تيان آنمن كه بسيار وسيع و گسترده بود, و در روزى بارانى بخشى از اين ميدان را ديدار كرده و رهسپار شهر ممنوعه شديم كه كاخهاى پياپى را در طول مسافتهايى بس دور و دراز در پهنه گسترده اى تمهيد كرده بودند كه در زمانهاى پيشين, مردم عادى را بدانها راهى نبود.
2. ديوار چين كه مى گفتند طول آن به شش هزار و اندى كيلومتر مى رسد و پهناى بالاى ديوار از پنج تا هفت يا هشت متر مى رسيد. با پرداخت شصت (يوآن) ـ كه هر (يوآن) تقريباً معادل پنجاه تومان بود ـ بر فرازِ اين ديوار درآمده و با طى حدود دويست سيصد متر, به خاطر آن كه پرنشيب و فراز بود, راه رفته را پس گرفته و پس از فرود از آن, راه بازارِ مجاور ديوار را در پيش گرفتيم. فردى كه اين جانب و آقاى سيد معلمى را به سان گدايان سامرا تعقيب مى كرد و دست بردار نبود اصرار مى ورزيد فيلم ويدئويى مربوط به ديوار چين را به ما بفروشد. سرانجام ديديم ما را رها نمى كند ناگزير دو عدد فيلم ربع ساعتى را هر كدام به پانزده يوآن خريدارى كرديم و با آزمايش آن, معلوم شد فيلم مذكور خالى است و هيچ تصويرى در آن وجود ندارد! آشفته بازار مجاور ديوار چين مانند اكثر بازارهاى پكن قيمتها را تا پنج يا ده و يا بيست برابر عرضه مى كردند كه غالباً اينجانب پس از آن متفطن اين قضيه شدم در خريدارى پاره اى از چيزها يكدهم قيمت فروشنده را پيشنهاد مى كردم و فروشنده تا اين درجه احياناً در نرخ كالا تنزل كرده و راضى مى شد!
3. معبد بودا كه شامل عمارت و پرستشگاههايى متعاقب يكديگر بوده و در هريك از آنها مجسمه بودا قرار داشت كه از مجسمه كوچكتر تا بزرگتر ادامه يافته و سرانجام به مجسمه اى هيجده مترى منتهى مى شد. مراسم دعاء كميل
شب جمعه 9/6/75 در محل سفارت مراسم دعاء كميل برپا شد كه كاركنان سفارت و رايزنى ج. ا. ايران در آن شركت داشتند و پس از اقامه نماز مغرب و عشاء مراسم دعا آغاز شده, و عزيزان شركت كننده چند نفر به نوبت دعاء شريف كميل را خوانده و يكى از برادر ارجمندى كه در معيت هيئت بازرسى كل كشور به پكن آمده بودند سخنرانى جالبى پس از دعا كميل ايراد كرد كه بسيار مفيد و سودمند بود. و بايد برپايى اين گونه مراسم دينى در سرزمينهاى بيگانه از اسلام را از بركات انقلاب مقدس اسلامى دانست.
اين بود گزارش اجمالى شركت در كنفرانس ايفلا و سفر به پكن كه اگر توفيق الهى يارى كند گزارش مذكور, با بسط بيشترى نگارش خواهد شد.
بايد از همه عزيزانى كه با سماحت و بزرگوارى با همه شركت كنندگان ايرانى اين كنفرانس هميارى كرده و از بذل محبت و عنايت به هيچ وجه دريغ نكردند سپاسگزارى كرد. عزيزانى كه نام همگى آنها را به خاطر ندارم.
در پايان اين مقال بر ذمت خويش مى دانم كه از حضرت امام راحل (قدس سره الشريف) ياد كنم كه فضاى همه سفارتخانه هاى جمهورى اسلامى ايران از بركات انفاس قدسيه آن حضرت و پايمردى آن جناب آن چنان داراى چهره دينى و عطرآگين است كه گويا انسان در آغوش مام وطن به سر مى برد.
از پيشگاه حضرت لايزال مى خواهم آن جناب را با انبياء عظام و اولياء كرام محشور فرمايد.
و رهبر بزرگوار و فقيه آل محمد حضرت آيت الله العظمى خامنه اى (متع الله المسلمين بطول بقائه الشريف) را در حمايت خود قرار داده و وجود پربركت ايشان را از هر گونه آفات و عاهات مصون داشته و عمرى طولانى به ايشان مرحمت فرموده و از توفيق و كاميابى در پيشبرد اهداف مقدس انقلاب اسلامى بهره مند باشند.


صفحه 13

كتابشناسى ناسخ و منسوخ
غلامى فرج الله


نگاشته هاى مسلمانان در آستانه قرآن و در تبيين و توضيح دانشهاى مرتبط با آن و آنچه مرتبط با قرآن است يكى از فصول درخشان آثار مكتوب فرهنگ اسلامى است بخش عظيمى از اين نگاشته ها را كتابهايى شكل مى دهد كه درباره ناسخ و منسوخ و مسائل مرتبط با آن به قلم آمده است. اينكه آيا در آيات قرآن كريم آيه اى و يا آيات منسوخ وجود دارد يا نه؟ از كهنترين دلمشغوليهاى مفسران بوده است, كسانى از پيشينيان و پسينيان چون ابومسلم اصفهانى و شيخ عبدالمتعال جبرى يكسر منسوخ را در آيات قرآنى انكار كرده اند و كسانى چون نحاس و… دامنه ان را بس گسترده اند برخى مانند آيت الله العظمى خويى به حداقل رسانده اند و برخى واقع نگرانه تعداد معدود منسوخ گزارش كرده اند. آنچه در اين گشت و گذار فراهم آمده است كتابها و مقاله ها درباره (ناسخ و منسوخ) است.
در شكل گيرى و تدوين اين مقاله چهار مجموعه كتابشناختى را در پيش رو داشتم كه كتابشناسى آنها به قرار ذيل است:
1. البرهان فى علوم القرآن, بدرالدين محمد بن عبداللّه الزركشى, تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلى و جمال حمدى الذهبى و ابراهيم عبدالله الكردى, بيروت, دارالمعرفة, 1410هـ, 1990م.
2. معجم مصنفات القرآن الكريم, على شواخ اسحاق, رياض, دارالرفاعى, 1403هـ, 1983م.
3. معجم الدراسات القرآنيه قسم المقالات, عبدالجبار الرفاعى, قم, مركز فرهنگ و معارف قرآن, 1413هـ, 1993م.
4. الفهرس الشامل, للتراث العربى الاسلامى المخطوط علوم القرآن مخطوطاة التفسير وعلومه عمان, المجمع العلمى لبحوث الحضارة الاسلاميه, 1989م, المخطوطاة كه اختصاراً در پانوشت كتابها با عنوان الفهرس از آنها ياد كرده ام.
داده هاى اين مجموعه ها را با آنچه كه خارج از اين منابع بدانها دست يافته ام به هم آميخته و آنگاه براى تدقيق و استوارسازى به منابع شرح حالنگارى چون معجم المؤلفين و كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون با دو ذيلش (ايضاح المكنون و هدية العارفين اسماء المؤلفين و آثار المصنفين) و الذريعة الى تصانيف الشيعه و معجم المفسرين و الاعلام و ديگر منابعى كه در ذيل كتابهاى معرفى شده از آنها ياد نمودم مراجعه نموده و كاستيها را تكميل و ناسره ها را افكندم و در تاريخ وفيات دقت لازم را مبذول داشته و در موارد شك و ترديد معجم المؤلفين را ملاك قرار دادم و در آثار مدوّن علوم قرآنى تكاپو كرده و هر اثرى كه به تفصيل و توجه به اين موضوع پرداخته است از يادكرد آنها دريغ نورزيدم. و مقاله را در چهار بخش عرضه كرده و تنظيم الفبايى هر بخش را جداگانه بوسيله رايانه شكل داده ام. كه اين چهار بخش بدين شرح مى باشد:
الف: كتابهاى چاپى ب: مقالات ج: كتابهاى خطى با نام مؤلف د: كتابهاى خطى بدون نام مؤلف. به هرحال آنچه در پيش رو داريد صرفاً تلاشى است كه از منابع در دسترس انجام يافته است. و ادعاى استقصاء تام را نداشته و فرزانگان اين طريق را جهت تكميل و تتميم و تنقيح اين وجيزه فرامى خوانم. در فرجام سخن ياد مى كنم كه اگر راهنماييهاى سودمند و كارآمد استاد ارجمندم جناب حجةالاسلام والمسلمين محمد على مهدوى راد نبود و كتابخانه پرارج و كم نظير وى در اختيارم نبود توان سامان بخشيدن به اين مجموعه را نمى يافتم, خداوند را بر لطف عميم و فضل جسيمش سپاسگزارم و براى همه جستجوگران معارف قرآن مجيد آرزوى توفيق دارم. الف
كتب چاپى
احكام النسخ فى الشريعة الاسلامية,محمّد وفا,قاهره, المكتبة الازهرية للتراث, دارالطباعة المحمدية, 1984م, 179ص.
افادة الشيوخ بمقدار الناسخ والمنسوخ,ابوالطيّب محمد صديق خان بن حسن على بن لطف اللّه الحسينى الجناري(م1248ق),قاينپور, 9ـ 1288هـ ق و 1297هـ ق, لاهور, 1900م.
الاتقان فى علوم القرآن,جلال الدين عبدالرحمن السيوطى(م911ق),بيروت, دار ابن كثير, 1414هـ, 1993,مبحث چهل و هفتم از مجلد دوم اثر ياد شده ناسخ و منسوخ در قرآن را آورده است.
الاِحكام فى اصول الاحكام,ابن حزم ظاهرى,تحقيق: احمد محمّد شاكر,قاهره, مطبعة الخانجى, 1345هـ.
الإحكام فى اصول الأحكام,ابى محمد على بن حزم الاندلسى الظاهرى,تحقيق: جنة من العلماء,بيروت, دارالجيل, 1407هـ, 1987م.باب بيستم اثر ياد شده با عنوان (الكلام فى النسخ) از ناسخ و منسوخ بتفصيل ياد كرده است.
الادلة المطمئنة على ثبوت النسخ فى الكتاب والسّنة,عبدالله مصطفى العريس,لبنان, مكتبة الحياة, 1407هـ, 1987م.
الادلة المطمئنه على ثبوت النسخ فى الكتاب والسّنه,عبدالله مصطفى العزّه,بيروت, دار مكتبة الحياة, و نيز المكتب العالمى.
الآيات التى فيها الناسخ والمنسوخ,ابواسحاق ابراهيم بن الامير ناصرالدين محمد بن ابى بكر بن على بن ايوب المقدسى برهان الدين ـ ابن ابى شريف ـ(م833ق),بيت المقدس, 923هـ, 1517م
الايضاح لناسخ القرآن ومنسوخه ومعرفة اصوله واختلاف الناس,ابومحمد مكى بن ابى طالب حموش بن محمد بن مختار القيسى(م437ق),تحقيق: احمد حسن فرحات,جدّه, دارالمنارة (دارالقلم), 1986هـ, 469ص,رياض, جامعة الامام, 1976م,دمشق, مجمع اللغة العربية, 1394هـ,با تحقيق: محيى الدين رمضان. از اين اثر با عنوان (الايجاز فى الناسخ القران ومنسوخه) هم ياد شده است.
البرهان فى علوم القرآن,بدرالدين محمّد بن عبداللّه الزركشى(م794ق),تحقيق: يوسف عبدالرحمن المرعشلى والشيخ جمال حمدى الذهبى والشيخ ابراهيم عبداللّه الكردي.
بيروت, دارالمعرفة, 1410هـ, 1990م,بحث سى و چهارم از مجلد دوم كتاب ياد شده با بحث (معرفة ناسخه ومنسوخه) آمده است.
البيان فى تفسير القرآن,ابوالقاسم الموسوى الخوئى,قم, انوار الهدى, 1401هـ, 1981م,عنوان (النسخ فى القرآن) از صفحه 275 اثر ياد شده آمده است.
التمهيد فى علوم القرآن 6ج,محمد هادى معرفت,قم, انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين, 1411هـ,مجلد دوم از اثر فوق بحثى مفصل با عنوان (الناسخ والمنسوخ فى القرآن) آورده است.
الرّأى الصواب فى منسوخ الكتاب,جواد موسى محمّد عفانه,عمان, دارالبشير, 1412هـ, 1992م, 184ص.
القول السّديد فى تفسير آيات النسخ والطلاق والربا فى القرآن المجيد,محمد الحسينى الظواهرى,قاهره, مطبعه مصر, 1359هـ, 1940م.
المصفى باكف اهل الرسوخ من علم الناسخ والمنسوخ,عبدالرّحمن بن على بن محمد ـ ابن جوزى ـ (م597ق),تحقيق: حاتم صالح ضامن,اين كتاب در بغداد چاپ شده است,و نيز, مجلة المورد, ج3, ش اول,و نيز, لبنان, مؤسسه الرسالة, 1405هـ, 1984م,اثر مذكور برگرفته و اختصارى است از كتاب (عمدة الراسخ فى معرفة المنسوخ والناسخ) كه هم اصل كتاب و هم اختصار كتاب به خامه مؤلّف ياد شده است.
الموجز فى الناسخ والمنسوخ,ابن خزيمة الفارسى المظفر بن الحسين,قاهره, مطبعة السعادة, 1323هـ, 1905م,قاهره, مطبعة مصر, 1357هـ, 1938م,اين اثر همراه الناسخ والمنسوخ, به قلم نحاس, چاپ شده است.
الناسخ والمنسوخ بين الاثبات… والنفى,عبدالمتعال محمد الجبري,قاهره, دارالعلوم, 1368هـ, 1949م,و نيز, دارالجهاد, 1380هـ, 1960م,و نيز, دارالعروبه, 1961م, 368ص,و نيز, مكتبة وهبة, 1407هـ, 1987م
الناسخ والمنسوخ فى القرآن الكريم 2ج,قاضى ابى بكر بن العربى المعافرى,تحقيق: عبدالكبير العلوى المدغري,قاهره, مكتبة الثقافة الدينية, 1413هـ, 1992م.
الناسخ والمنسوخ فى القرآن الكريم,ابى عبدالله محمد بن حزم اندلسى,تحقيق عبدالعفار سليمان البنداري,بيروت, دارالكتب العلمية, 1406هـ, 1986م.
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,محمد بن مسلم بن عبداللّه بن عبداللّه ـ ابن شهاب الزهرى ـ(م124ق),تحقيق: حاتم صالح الضامن,اين كتاب در مجله معهد الدراسات الشرقيه والافريقية بجامعة لندن و نيز در مجله المجمع العلمى العراقى نشر شده است.
الناسخ والمنسوخ فى كتاب اللّه تعالى,قتادة بن دعامة بن قتادة بن عزيز السدوسى البصرى(م118ق),تحقيق: حاتم صالح ضامن,بيروت: مؤسسة الرسالة, 1406هـ, 1985م.
الناسخ والمنسوخ فى كتاب اللّه عزوجلّ واختلاف العلماء فى ذلك,ابى جعفر احمد بن محمد بن اسماعيل ـ نحاس ـ(م338ق),اين اثر با سه تحقيق و چاپ عرضه شده است:,الف) تحقيق: شعبان محمّد اسماعيل,قاهره, مكتبة عالم الفكر, چاپ اول, 1407ق, 1986م, در يك جلد چاپ شده است.,ب) تحقيق: سليمان بن ابراهيم بن عبداللّه اللاحم بيروت, مؤسسة الرسالة, چاپ اول, 1412هـ, 1991م, در سه جلد چاپ شده است. ج) با تصحيح و تعليقى كه توسط ناشر انجام شده و با مقدمه عبدالحفيظ فرغلى على القرنى به چاپ رسيده است. قاهره, مطبعة الانوار المحمدّية, 1987م.
الناسخ والمنسوخ من القرآن,ابوالقاسم هبةاللّه بن سلامة بن نصر بن على الضرير(م410ق),قاهره, مكتبة المتنبى,مصر, 1315هـ,اين كتاب در حاشيه اسباب نزول القرآن, اثر واحدى, نيز چاپ شده است. در برخى از فهرستها با عنوان (الآيات الناسخة والمنسوخه) از آن ياد شده است.,فهرست ميكروفيلمهاى كتابخانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران:70/3 .
الناسخ والمنسوخ,ابوحفص, عمر بن احمد بن عثمان(م385ق),تحقيق: سمير بن امين الزهيرى,عمان, مكتبة المنار, 1408هـ, 538ص,از اين مؤلف كتاب ديگرى با عنوان (ناسخ الحديث ومنسوخه) نيز ياد شده است.,معجم المصنفات الوارده فى فتح البارى: 425.
الناسخ والمنسوخ,ابوعبيد القاسم بن سلاّم الهروى (م224ق),تحقيق: محمد بن صالح المديفر,رياض, مكتبة الرشد, 1411هـ, 1990م, 412ص.
الناسخ والمنسوخ,ابى عبدالله محمّد بن احمد بن حزم(م320ق),قاهره, مطبعه مصر, در حاشيه تفسير الجلالين, 1321هـ, 1903م, و 1297هـ, 1879م,و نيز, مطبعة الازهرية, در حاشيه تنوير المقباس, 1216هـ, 1891م,از اين كتاب با عنوان (معرفة الناسخ والمنسوخ) نيز ياد شده است.,البرهان فى علوم القرآن: 152/2 .
الناسخ والمنسوخ,ابى عبداللّه محمد بن عبداللّه بن على ـ اسفراينى ـ,تحقيق: صالح بن عبدالله المحيمد,آستانه, 1290هـ, 1873م,اين كتاب با لباب النقول سيوطى در يك مجلد چاپ شده است.
الناسخ والمنسوخ,عبدالرحمن بن محمّد العتائقى الحلّى(م781ق),تحقيق: عبدالهادى الفضلى,نجف, مكتبة الصادق, 1390هـ, 1970م, 86ص.
الناسخ والمنسوخ,على بن احمد ـ واحدى ـ, (م468ق),قاهره, 1315هـ, 1897م,اين كتاب با عنوان طيبات النزول نشر يافته است.
الناسخ والمنسوخ,محمد شريف الموسوى الونكى الاصفهانى,اين كتاب با اثر ديگرى از همين مؤلف با عنوان نسيم السحر, در سال 1323ش چاپ شده است.,الذريعة: 11/24 .
النسخ بحث و تحليل,عثمان احمد مريزق,قاهره, دارالعلوم, 1362هـ, 1943م.
النسخ بين الاثبات والنفى,محمد محمود فرغلى,قاهره, دار الكتاب الجامعى, 1396هـ, 1976م.
النسخ فى القرآن الكريم 2ج,مصطفى زيد, بيروت, دارالفكر, 1383هـ, 1963م,و نيز; دارالوفاء, 1408هـ, 1987م.
النسخ فى القرآن الكريم,محمد صالح على مصطفى,دمشق, دارالقلم, 1409هـ, 1988م, 72ص.
ايضاح الناسخ والمنسوخ فى القرآن,ابوالحسن على بن احمد بن على بن متويه و احدى نيشابورى ساوجى,(م400ق),نيشابور, 468 يا 469هـ ق,كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 674/2 .
بيّنات الفريد, شرح تفسير نعمانى,حسن الفريد گلپايگانى,اين اثر در سال 1339هـ چاپ شده است و مباحث نسخ را در يك فصل آورده است.
تحقيق درباره نسخ در قرآن,سيد مهدى حسينى نژاد نورى,تهران, دانشگاه آزاد اسلامى, 1370ش, 130ص.
ترجمه و تحقيق (البرهان فى علوم القرآن باب سى وچهارم ـ مبحث نسخ)نادعلى عاشورى,تهران, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, 1369ش, 156ص.
اثبات الآيات يا نسخ النسخ عن كرامة القرآن,ولى الله بن هاشم السرابى(م1330ق),سراب, كتابخانه اميد يزدانى, 1373هـ, 222ص.
دراسات الاحكام والنسخ فى القرآن الكريم,محمّد حمزة,دمشق, دار قتيبة, 223ص.
درآمدى بر علوم قرآنى,محمدرضا صالحى كرمانى,تهران, انتشارات جهاد دانشگاهى 1369ش,فصل دوازده اثر فوق به موضوع نسخ پرداخته است.
رسالة فى مباحث النسخ,محمد السيد يوسف اباظة,قاهره, دارالعلوم, 1359هـ, 1941م.
صفوة الراسخ فى علم المنسوخ والناسخ,محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن الحسين الموصلى ـ شعله ـ (م656ق),تحقيق: محمد ابراهيم عبدالرّحمن فارس,مكتبة الثقافيه الدينيه, 1415هـ, 1995م.
علوم القرآن الكريم,غانم قدورى حمد,بغداد, وزارة التعليم, 1983م,فصل چهارم اثر ياد شده حاوى (معرفة الناسخ والمنسوخ) مى باشد.
علوم القرآن دراسات ومحاضرات,محمد عبدالسلام كفافى وعبدالله الشريف,بيروت, دارالنهضة العربية, 1972م,اثر مذكور به موضوع ناسخ و منسوخ در صفحه 115 پرداخته است.
علوم القرآن مدخل الى تفسير القرآن وبيان اعجازه,عدنان محمّد زرزور,بيروت, المكتب الاسلامى, 1401هـ, 1981م,فصل ششم اثر ياد شده (الناسخ والمنسوخ) را آورده است.
علوم القرآن,سيد محمّد باقر الحكيم,قم, مجمع الفكر الاسلامى, 1417هـ,در صفحه 191 كتاب مذكور (النسخ فى القرآن) آمده است.
علوم القرآن,عبداللّه شحّاته,قاهره, دارالاعتصام, 1985م,فصل دوازده كتاب مذكور با عنوان (النسخ فى القرآن الكريم) آمده است.
علوم قرآن و فهرست منابع,سيّد عبدالوهاب طالقانى,قم, دار القرآن الكريم, 1361ش,بخش هشتم اثر مذكور ناسخ و منسوخ را عنوان كرده است.
فتح المنان فى نسخ القرآن,على حسن العريض,قاهره, مكتبة الخانجي, 1393هـ, 1973م, 350ص.
فى رحاب القرآن الكريم,محمّد سالم محيسن,قاهره, مكتبة الكليّات الازهرية, 1400هـ, 1980م,فصل پنجم از جزء دوم كتاب ياد شده مبحث (النسخ فى القرآن) را دارد.
قبضة البيان فى ناسخ و منسوخ القرآن,ابى القاسم جمال الدين بن عبدالرحمن البذورى,تحقيق: محمد كنعان و زهير الشاويش,بيروت, المكتب الاسلامى, 1404هـ, 1984م, 39ص.,اثر ياد شده با اثر ديگرى از همين مؤلف به نام (اخبار اهل الرسوخ فى الفقه والحديث بمقدار المنسوخ من الحديث) در يك جلد منتشر شده است.
لا… نسخ فى القرآن لماذا…؟,عبدالمتعال محمّد الجبرى,قاهره, مكتبة وهبة, 1400هـ, 1980م, 160ص.
لا نسخ فى القرآن,احمد حجازى السقّا,قاهره, دارالفكر العربى.
مباحث فى علوم القرآن,صبحى صالح,بيروت, دارالعلم للملايين,فصل شش اثر مذكور از ناسخ و منسوخ ياد كرده است.
مباحث فى علوم القرآن,منّاع القطّان,رياض, مكتبة المعارف, 1413هـ, 1992م,مبحث چهارده اين اثر با عنوان (الناسخ والمنسوخ) آمده است.
مرآة الآيات در ناسخ و منسوخ,محمد شريف بن كريم موسوى حسينى,شيراز, 1323ش.
مناهل العرفان فى علوم القرآن,محمد عبدالعظيم الزرقانى,قاهره, دار احياء الكتب العربية,مبحث چهارده از مجلد دوم اثر ياد شده بحث ناسخ و منسوخ را آورده است.
ناسخ القرآن العزيز ومنسوخه,هبةاللّه بن ابراهيم بن البارزى, (م738ق),تحقيق: حاتم صالح الضامن, بيروت, مؤسسة الرسالة, 1403هـ, 1983م, و 1405هـ, 1985م, 67ص,اين اثر در مجله المجمع العلمى العراقى نيز منتشر شده است.
ناسخ القرآن و منسوخه,عبدالرحمن بن على بن عبداللّه ـ ابن جوزى(م597ق),تحقيق حسين سليم اسد الدارانى,دمشق, دارالثقافة العربية, چاپ اوّل, 1411هـ, 1990م, 635ص.
ناسخ القرآن ومنسوخه,ابى بكر محمّد بن عبدالله العربى المعافرى الاشبيلى(م543ق),اين اثر در يمن چاپ شده است.
ناسخ و منسوخ در قرآن و ديدگاه علامه طباطبايى,سيد محسن موسوى شمس آباد,تهران, دانشكده الهيات و معارف اسلامى, 1374ش, 285ص.
ناسخ و منسوخ در قرآن,سيد حسين سجادى,تهران, دانشگاه امام صادق(ع), 1371ش, 213ص.
نظرية النسخ فى الشرائع السماوية,شعبان محمد اسماعيل,قاهره, مطابع الدجوى, 1397هـ, 1977م,و نيز, دارالسّلام, 1408هـ, 1988م.
نواسخ القرآن,جمال الدين ابوالفرج عبدالرحمن بن الجوزى(م597ق),بيروت, دارالكتب العلميه, 256ص. ب
مقالات
اثبات النسخ على منكريه,عبدالحميد شهاب,مجلة الرسالة الاسلاميه, سال18, ش174 و175
احدى دعاوى النسخ فى سورة البقرة,عبدالحميد المنيف,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات:2و637/1 .
الآية المنسوخه,محمد فؤاد عبدالباقى,مجلة الازهر, ج27, ش9, 1375هـ, 1956م.
الآية والنسخ فى القرآن,محمد البهى,مجلة الفكر الاسلامى, سال دوم, ش5, 1391هـ, 1971م.
الفلسفة التربوية للناسخ والمنسوخ,عدنان زرزور,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقـالات:2و637/1 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن الكريم,بهاءالدين الزهورى,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات:2و638/1 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن فى كتاب جديد,رضوان السيد,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و638/1 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,بى نام,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
الناسخ والمنسوخ,محمد محمد الشرقاوي,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
النسخ بين القرآن والسنّة,حسن عبدالغنى ابوعزة,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
النسخ توقيت للأحكام,محمد محمد الشرقاوى,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
النسخ فى الشريعة الاسلامية,محمّد محمّد عبداللطيف جمال الدين,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
النسخ فى القرآن الكريم,راشد عبداللّه الفرحان,الرفاعى معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 639/1 .
النسخ فى القرآن الكريم,محمد باقر الحكيم,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 639/1,اين اثر توسط آقاى آرش مردانى پور ترجمه شده است و در مجله صحيفه مبين, شماره 6و7 منتشر شده است.
النسخ فى القرآن الكريم,محمد سعاد جلال,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 639/1 .
النسخ فى القرآن,رشدى عليان,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 639/1 .
النسخ فى القرآن,محمد حسن شمس,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 638/1 .
النسخ والتعارض والترجيح,محمد سلام مدكور,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 639/1 .
پژوهشى پيرامون نسخ در قرآن مجيد,على حجتى كرمانى,روزنامه جمهورى اسلامى, 1372/6/18,و نيز, 1372/7/8 .
تحقيقى پيرامون وجود نسخ در قرآن,محمد ابراهيم جنّاتى,اين تحقيق ذيل عنوان (كتاب, منبع متقن اجتهاد) آمده است.كيهان انديشه, ش16, 1366, ص19 .
ديدگاه امام غزالى در مورد تعريف نسخ و شرايط آن,ابوالقاسم گرجى,معارف, سال اول, ش3, 1363ش در اين مقاله با عنوان (آراء غزالى در علم اصول فقه) بحث نسخ نيز از ديدگاه امام غزالى در پى آن آمده است.
سورة المزمل وقصة الناسخ والمنسوخ,حسن حسين,مجلة الازهر, ج15, ش9, 1363هـ, 1944م
شأن نزول آيات و ناسخ و منسوخ در قرآن مجيد,محمد حيدر خزاعي,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 637/1 .
ظاهرة النسخ فى القرآن, الشروط, الاهداف, الدروس,سلام زين العابدين,رسالة القرآن, ش11/12 .
كلمة فى النسخ,عبداللّه صديق الغمارى,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 637/1 .
مدى امكان القول بالنسخ فى القرآن الكريم,نظام الدين عبدالحميد,الرفاعى, معجم الدراسات القرآنية, قسم المقالات: 2و 637/1 .
نسخ از ديدگاه علامه طباطبايى,نادعلى عاشورى,صحيفه مبين, ش4, ص19 .
نسخ در قرآن از ديدگاه شيخ مفيد,صائب عبدالمجيد,رسالة القرآن, ش72/12 . ت
كتب خطى با نام مؤلف
ابطال التناسخ اَو بطلان المسخ والنسخ,ابوالقاسم بن حسين بن نقى رضوي(م1324ق),بكائى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 1027/3 .
ارشاد الرّحمن لاسباب النزول والنسخ والمتشابه وتجويد القرآن,عطية اللّه بن عطية البرهانى الشافعى ـ اُجهُورى ـ (م1190ق),الاعلام: 238/4,الصفّار, معجم الدراسات القرآنيه: 56,الفهرس: 778/2 .
الانوار الهية فى الحكمة الشرعية 5جلد,ابوالقاسم بهاءالدين على بن غياث الدين عبدالكريم بن عبدالحميد العلوى الحسينى النيلى النجفى ـ نسّابه ـ,جلد دوم اثر ياد شده مباحث ناسخ و منسوخ, عام و خاص, مطلق و مقيد, و… را دارد,الذريعه: 415/2 و 417 .
الآيات الناسخة والمنسوخة,ابوالقاسم الشريف المرتضى على بن الحسين بن موسى الكاظم الحسينى الموسوى(م436ق),بكايى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 69/1,الفهرس: 94/1 .
الآيات الناسخة والمنسوخة,احمد بن عبدالله بن متوج بحرانى ـ ابن متوّج ـ(م810ق),بكايى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 70/1,از اين مؤلف اثر ديگرى به نام (الناسخ والمنسوخ من القرآن) نيز ياد شده است.,معجم المؤلفين: 187/1, معجم المفسرين: 46/1 .
الايجاز فى ناسخ القرآن ومنسوخه,ابى عبدالله محمد بن بركات بن هلال, السعدى المصرى, (م520ق),الاعلام: 51/6,ايضاح المكنون: 615/2 .
الايجاز فى ناسخ القرآن,مكى بن ابيطالب حموش قيسى(م437ق),معجم المؤلفين: 908/3 .
البيان فى الناسخ والمنسوخ من القرآن,عبداللّه بن محمد بن ابى النجم ـ صعدى ـ(م646ق) بكايى,كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 1084/3 .
التبيان فى الناسخ والمنسوخ من القرآن,عبدالرحمن بن محمد ـ القرداغى ـ(م1335ق),الاعلام: 334/3 .
الطود الراسخ فى المنسوخ والناسخ,علم الدين على بن محمد بن عبدالصمد ـ سخاوى ـ(م643ق),كشف الظنون: 1118/2 .
الفسخ على من اجاز النسخ,ابوعلى محمد بن احمد ابن الجنيد(م381ق), الطوسى, الفهرست: 269 .
الموجز فى الناسخ والمنسوخ,ابوالقاسم محمود بن ابى الحسن النيسابورى الغزنوى,محمد صالح على مصطفى, النسخ فى القرآن الكريم: 26 .
الناسخ والمنسوخ 30ج,عبدالرحمن بن محمد بن عيسى بن فطيس بن اصبغّ(م402ق),معجم المؤلفين: 118/2,الاعلام: 325/3,الداوودى, طبقات المفسرين: 291/1 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,ابى بكر محمد بن عبدالله ـ بردعى ـ(م350ق),ابن النديم, الفهرست:295,الاعلام: 224/6,الداوودى, طبقات المفسرين: 178/2 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,شمس الدين ابوعبدالله محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن حسين موصلى حنبلى ـ شعله ـ(م656ق),فهرست موضوعى نسخه هاى خطى عربى كتابخانه هاى جمهورى اسلامى و تاريخ علوم و تراجم دانشمندان اسلامى علوم قرآنى:401 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,محمد بن احمد الزهروى (م370ق),معجم المؤلفين: 64/3,الفهرس: 54/1 .
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,محمّد بن عثمان ابى بكر الشيبانى ـ جعد ـ(م320ق),ابن النديم, الفهرست:41,الاعلام: 260/6 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,ابى محمّد حسن بن على بن فضال الكوفى(م224ق),ايضاح المكنون: 615/2, الداوودى, طبقات المفسرين: 141/1,معجم المؤلفين: 570/1,الذريعة: 11/24,الفهرس: 26/1 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,تقى الدين عبداللّه بن محمد بن حمزة بن ابى النجيم(م560ق),الفهرس: 205/1,به اين مؤلف اثر ديگرى در اين موضوع با عنوان (البيان فى الناسخ والمنسوخ) نسبت داده شده است.,الصفار, معجم الدراسات القرآنيه: 627 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,عبداللّه بن عبدالرّحمن الاصم المسمعى البصرى,الذريعة: 12/24,ايضاح المكنون: 615/2 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,كمال الدين بن محمد البغدادى الناصرى,ايضاح المكنون: 615/2 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,محمد بن على, ابن بابويه قمى(م381ق),ايضاح المكنون: 341/2,معجم المفسرين: 577/2 .
الناسخ والمنسوخ,ابراهيم الشافعي,الفهرس: 833/2 .
الناسخ والمنسوخ,ابن الشواش ابى عبداللّه محمد بن احمد(م619ق),الصفّار, معجم الدراسات القرآنيه: 629 .
الناسخ والمنسوخ,ابوالحجاج مجاهد بن جبر ـ مجاهد ـ(م103ق),محمد صالح على مصطفى, النسخ فى القرآن الكريم:26 .
الناسخ والمنسوخ,ابوالقاسم الزاهد ـ حلاج ـ,البرهان فى علوم القرآن: 155/2,پانوشت .
الناسخ والمنسوخ,ابوالنضر سعيد بن ابى عروبة (م133ق),محمد صالح على مصطفى, النسخ فى القران الكريم:26 .
الناسخ والمنسوخ,ابوعبدالله البربريّ ـ عكرمة ـ(م105ق),محمد صالح على مصطفى, النسخ فى القرآن الكريم:26 .
الناسخ والمنسوخ,ابومحمّد المكى,الفهرس: 888/2 .
الناسخ والمنسوخ,ابومسلم احمد بن بحر الاصفهانى(م322ق),الذريعه: 13/24,معجم المؤلفين: 158/3,معجم الادباء: 36/18,الاعلام: 50/6 .
الناسخ والمنسوخ,ابى الحارث سريج بن يونس المروزى العابد البغدادى(م235ق),ابن النديم, الفهرست: 287,معجم المؤلفين: 755/1 .
الناسخ والمنسوخ,ابى الوليد الباجى سليمان بن خلف التجيبى القرطبى(م474هـ),معجم المؤلفين: 788/1, الداوودى, طبقات المفسرين: 210/1 .
الناسخ والمنسوخ,ابى جعفر احمد بن محمد بن عيسى الاشعرى القمى,الذريعه: 10/24 .
الناسخ والمنسوخ,ابى على الحسين بن واقد المروزى(م157ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 164/1 .
الناسخ والمنسوخ,ابى محمد القاسم بن ابراهيم الرسي,مؤلفات الزيدية: 89/3 .
الناسخ والمنسوخ,ابى مسلم ابراهيم بن عبدالله بن مسلم بن ماعز البصرى الكجى(م292ق),شواخ, معجم مصنفات القرآن الكريم: 238/4,معجم المفسرين: 15/1 .
الناسخ والمنسوخ,ابى نصر عبدالوهاب بن عطاء العجلى الخفاف البصرى(م206ق),ابن النديم, الفهرست: 284,الداوودى, طبقات المفسرين: 370/1 .
الناسخ والمنسوخ,ابى بكر بن ابى داود, عبداللّه بن سليمان بن الاشعث السجستانى(م316ق),ابن النديم, الفهرست:40,كشف الظنون: 1921/2,معجم المؤلفين: 245/2,تاريخ بغداد: 464/9 .
الناسخ والمنسوخ,ابى منصور عبدالقاهر بن طاهر بن محمد بن عبداللّه البغدادى(م429ق),الاعلام: 48/4,كشف الظنون: 1921/2,معجم المفسرين: 295/1,الفهرس: 92/1 .
الناسخ والمنسوخ,احمد بن حنبل(م241ق),ابن النديم, الفهرست: 40 و 285 .
الناسخ والمنسوخ,احمد بن على ـ ابن حجر العسقلانى ـ,(م852ق),شوّاخ, معجم مصنفات القران الكريم: 246/4 .
الناسخ والمنسوخ,احمد بن عمر بن محمد بن ابى الرضى الحموى(م791ق),معجم المؤلفين: 218/1,معجم المفسرين: 54/1 .
الناسخ والمنسوخ,اسماعيل بن عبدالرحمن ـ سدى ـ (م127ق),ابن جوزى, نواسخ القرآن: 75 .
الناسخ والمنسوخ,الحسين بن المنصور ـ حلاّج ـ (م309ق),ابن النديم, الفهرست:40 .
الناسخ والمنسوخ,الحسين بن على ـ جعل ـ (م369ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 159/1,معجم المفسرين: 155/1 .
الناسخ والمنسوخ,المقرىء ـ ابونصر ـ,الفهرس: 892/2 .
الناسخ والمنسوخ,حافظ ابومنصور,فهرس مخطوطات دارالكتب الظاهرية علوم القرآن الكريم: 328/2,الفهرس: 806/2,و نيز بنگريد به الفهرس: 894/2 .گويا مؤلف اثر ياد شده و دو اثر ديگر با عناوين:رسالة الناسخ والمنسوخ و كتاب فى الايات الناسخ والمنسوخه يكى باشد.
الناسخ والمنسوخ,حسين بن محمد السلمى (م318ق),الناسخ والمنسوخ بين الاثبات والنفى: 122 .
الناسخ والمنسوخ,دارم بن قبيصة بن نهشل بن مجمع التميمى ـ ابوالحسن الدارمى ـ,الذريعة: 11/24 .
الناسخ والمنسوخ,زبيدى ابى اسماعيل,ابن النديم, الفهرست: 40 .
الناسخ والمنسوخ,سليمان بن الاشعث بن شداد بن عمرو بن عامر(م275ق),الناسخ والمنسوخ بين الاثبات والنفى: 122 .
الناسخ والمنسوخ,شمس الدين احمد بن سليمان الرومى ـ ابن كمال باشا ـ(م940ق),الفهرس: 568/1 .
الناسخ والمنسوخ,شهاب الدين احمد بن فهد الاحسائى,شرح: عبدالجليل الحسينى القارى,الذريعه: 10/24 .
الناسخ والمنسوخ,طاهر بن نبى ـ رهاوى ـ,الفهرس: 858/2 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالرحمن بن ابى بكر,جلال الدين السيوطى(م911ق),كشف الظنون: 1921/2 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالرحمن بن زيد بن اسلم العدوى(م182ق),ابن النديم, الفهرست: 40 و 281,معجم المفسرين: 265/1 .
ناسخ القرآن على منهج ابن سلامة,عبدالرحمن بن ابى الحسين على بن محمد بن على ـ جمال الدين ـ (م597ق),الناسخ والمنسوخ بين الاثبات والنفى: 125 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالعزيز بن يحيى الجلودى (م332ق),الذريعة:11/24,معجم المفسرين:290/1 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالله ابوالحسين بن القاسم بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم,الفهرس: 870/2 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالله بن الحسين بن القاسم الزيدى الحسنى (صاحب الزعفران)(م284ق),مؤلفات الزيدية: 89/3,معجم المفسرين: 306/1,الفهرس:31/1 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالله بن عبدالخالق,الفهرس: 870/2 .
الناسخ والمنسوخ,عبدالملك بن حبيب بن سليمان(م238ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 356/1, معجم المفسرين: 332/1 .
الناسخ والمنسوخ,عطاء بن مسلم بن ميسرة الخراسانى (م135ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 385/1, الاعلام: 235/4,الفهرس: 18/1 .
الناسخ والمنسوخ,على الحزين,الذريعة:12/24 .
الناسخ والمنسوخ,على بن ابراهيم بن هاشم القمى (م329ق),الذريعة:12/24,معجم المؤلفين:389/2 .
الناسخ والمنسوخ,على بن شهاب الدين الحسينى العلوى الهمدانى(م786ق),الذريعه: 12/24 .
الناسخ والمنسوخ,عيسى الجلودى,الصفار, معجم الدراسات القرآنيه: 632 .
الناسخ والمنسوخ,قاسم بن اصبغ بن محمد بن يوسف بن ناصح بن عطاء(م340ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 35/2, الاعلام: 173/5 .
الناسخ والمنسوخ,قاضى ابى جعفر التنوخى, احمد بن اسحاق بن بهلول بن حسان(م318ق),معجم المؤلفين: 101/1, الاعلام: 95/1 .
الناسخ والمنسوخ,قاضى ابى سعيد السيرافى, الحسن بن عبدالله المرزبانى(م368ق),ابن النديم, الفهرست:40 .
الناسخ والمنسوخ,مجاهد بن اصبغ بن حسان (م382ق),معجم المؤلفين: 14/3,الاعلام: 277/5, معجم المفسرين: 462/2 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن السائب الكلبى (م146ق),ابن النديم, الفهرست:40 .
الناسخ والمنسوخ,محمّد بن العباس بن على بن مروان البزّاز ـ ابن حجام ـ,معجم المؤلفين: 381/3,الذريعة: 13/24 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن القاسم بن بشار (م328ق),الناسخ والمنسوخ بين الاثبات والنفى: 123,معجم المفسرين: 604/2 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن خرّم ـ ابوعبدالله ـ,الفهرس: 885/2 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن طاهر بن على بن احمد, المقدس الشيبانى(م507ق),معجم المفسرين: 540/2 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن محمد بن محمد زنكى الاسفرائينى العراقى ـ صدر شعيبى ـ(م747ق),الاعلام: 35/7, شواخ, معجم مصنفات القرآن الكريم:244/4 .
الناسخ والمنسوخ,محمد بن موسى بن عثمان الحازمي(م584ق),المنتخب من المخطوطاة العربية فى حلب: 151 .
الناسخ والمنسوخ,محمد مهدى بن جعفر الكاشانى الموسوى,الذريعة:13/24 .
الناسخ والمنسوخ,مصلح الدين محمد بن صلاح بن جلال ـ اللارى ـ(م979ق),الفهرس: 617/1 .
الناسخ والمنسوخ,مقاتل بن سليمان بن بشر ـ ابوالحسن بلخى ـ(م150ق),ابن النديم, الفهرست: 40,الداوودى, طبقات المفسرين:330/2,معجم المفسرين:683/2 .
الناسخ والمنسوخ,منذر بن سعيد بن عبدالله بن عبدالرحمن(م355ق),بغيه الوعاة: 301/2,معجم المؤلفين: 911/3,معجم المفسرين: 686/2 .
الناسخ والمنسوخ,نصر بن على البغدادى,الذريعة: 13/24 .
الناسخ والمنسوخ,هبة الله بن محمد بن عبدالواحد الحموى ـ ابن رواحه ـ(م622ق),الفهرس: 243/1 .
بيان الآيات الناسخة,على اصغر بن سنجر بن عباس ميرزا بن فتحعلى شاه قاجار ـ پيروز ـ(م1377ق),بكايى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 1056/3 .
بيان الناسخ والمنسوخ,كاظم رشتى(م1259ق),بكايى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم: 1095/3 .
جامع المنسوخات,شير محمد, شيرجان بن ابراهيم بن سليمان غزنوى حنفى قادرى,اين كتاب مباحث ناسخ و منسوخهاى قرآن كريم را در سال 1237ق به نظم كشيده است.,فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه گنج بخش: 423/1 .
جامع سور القرآن كلها وبيان مانزل بمكة والمدينة وعدد آى السور والناسخ والمنسوخ,محمد بن احمد اليعقوبى,الصفار, معجم الدراسات القرآنيه: 372 .
جواب الناجى عن الناسخ والمنسوخ,ابراهيم بن محمد بن محمود بن بدر برهان الدين ـ ناجى ـ(م900ق),الاعلام: 65/1 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,عمر بن محمد بن يوسف ـ فقيهى ـ,الصفار, معجم الدراسات القرانيه: 627,الفهرس: 876/2 .
رسالة فى بيان الناسخ والمنسوخ من القرآن,فيض اللّه بن عبداللّه(م1170ق),الفهرس: 767/2 .
رفع الحجاب عن الناسخ والمنسوخ من آى الكتاب,محمد بن سليمان المدنى ـ الكردى ـ,الفهرس: 781/2 .
عقود العقيان فى الناسخ والمنسوخ فى القرآن,محمد بن المطهر بن يحيى بن المرتضى المهدى الزيدى (م728ق),ايضاح المكنون:114/2,معجم المؤلفين:725/3, الاعلام: 103/7 و104 .
عمدة البيان فى زبدة نواسخ القرآن,محمد بن سلامة بن عبدالخالق بن حسن الجمل ـ رشيدى ـ,معجم المؤلفين: 328/3, الاعلام: 146/6 .
عمدة البيان فى زبدة نواسخ القرآن,محمّد رشيد بن مصطفى,الفهرس:817/2 .
عمدة الراسخ فى معرفة المنسوخ والناسخ,مولى احمد بن على بن عبدالرشيد الشريف,الذريعة: 336/15 .
قلائد المرجان فى الناسخ والمنسوخ من القرآن,مرعى بن يوسف بن ابى بكر المقدسى الحنبلى ـ كرمى ـ (م1033ق),الاعلام:203/7, معجم المفسرين:669/2, از اين مؤلف كتاب ديگرى با عنوان: فرائد فوائد قلائد المرجان و موارد منسوخ القرآن ياد شده است.,البرهان فى علوم القرآن: 157/2 .
كتاب الايات التى فيها الناسخ والمنسوخ,محمد بن محمد بن ابى بكر بن على, كمال الدين الشافعى ـ ابن ابى شريف ـ(م923ق),شواخ, معجم مصنفات القرآن الكريم: 233/4 .
كتاب الناسخ والمنسوخ,ابوطاهر محمد بن احمد الاصبهانى(م482ق),الفهرس: 116/1 .
كتاب الناسخ والمنسوخ,ابومنصور عبدالملك بن محمد ابن اسماعيل النيسابورى ـ الثعالبى ـ(م429ق),الفهرس: 93/1 .
كتاب الناسخ والمنسوخ,بركات بن احمد ـ المرتيني,الفهرس: 812/2 .
كتاب الناسخ والمنسوخ,محمد بن ابى بكر بن يوسف ـ ابوعبدالله ـ,الفهرس:885 .
ناسخ القرآن و منسوخه و محكمه و متشابهه,سعد بن عبدالله بن ابى خلف الاشعرى القمى(م301ق),الذريعة: 8/24,معجم المؤلفين:756/1,ايضاح المكنون:615/2 .
ناسخ القرآن و منسوخه,ابراهيم بن اسحاق ـ حربى ـ(م285ق),ابن النديم, الفهرست:40,معجم المفسرين: 10/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,ابن الحصّار على بن محمد بن ابراهيم الانصارى الخزرجى ـ فقيه اشبيلى الاصل ـ (م611ق),الاعلام:330/4,معجم المفسرين:377/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,ابى الحسين احمد بن جعفر بن محمد ـ ابن المنادى ـ(م336ق),كشف الظنون: 1921/2,معجم المؤلفين:115/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,ابى العباس احمد بن خلف الاشبيلى(م531ق),الداوودى, طبقات المفسرين: 140,معجم المفسرين:35/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,اسماعيل بن ابى زياد (سكونى),ابن النديم, الفهرست: 40,الداوودى, طبقات المفسرين:108/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,حارث بن عبدالرحمن,ابن النديم, الفهرست:40,الداوودى, طبقات المفسرين: 131/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,حجاج بن محمد المصّيصى الاعور(م205ق),الداوودى, طبقات المفسرين,132/1, معجم المفسرين:134/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,سليمان بن عبدالناصر بن ابراهيم بن محمد ـ الابشيطى ـ(م811ق),معجم المفسرين: 217/1 .
ناسخ القرآن و منسوخه,شهاب الدين احمد بن اسماعيل بن ابى بكر الشافعى(م883ق),الاعلام: 97/1,ايضاح المكنون:615/2,معجم المفسرين: 30/1 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,ابى عبدالله الزبير بن احمد بن سليمان الزبيري(م317ق),ابن النديم, الفهرست: 40, الداوودى, طبقات المفسرين: 182/1 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,ابى الحسين محمد بن محمد المقرىء النيسابورى ـ حجّاجى ـ(م368ق),كشف الظنون: 1921/2,معجم المؤلفين:698/3 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,جعفر بن مبشر الثقفى (م234ق),ابن النديم, الفهرست: 40 و208, الداوودى, طبقات المفسرين:128/1 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,محمد بن اسماعيل بن يوسف السلمى ـ ابو اسماعيل الترمذى ـ(م280ق),الداوودى, طبقات المفسرين:109/2,معجم المفسرين:494/2 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,هشام بن على بن هشام,ابن النديم, الفهرست: 40,الداوودى, طبقات المفسرين: 353/2 .
ناسخ القرآن ومنسوخه,يحيى بن عبدالله بن عبدالملك الشافعى (واسطى)(م738ق),معجم المؤلفين: 103/4, الاعلام:154/8,ايضاح المكنون: 615/2 .
ناسخ و منسوخ,عبدالوهاب,الفهرس: 870/2 . ج
كتب خطى بى نام مؤلف
اعلام اهل العلم بتحقيق ناسخ القرآن و منسوخه,البرهان فى علوم القرآن: 158/2, پانوشت.
الرسوخ فى علم الناسخ والمنسوخ,البرهان فى علوم القرآن:155/2,پانوشت.
الناسخ والمنسوخ فى القرآن,اين اثر منسوب به يكى از شاگردان ابى اسحاق الاسفرائينى (م418هـ) مى باشد.الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ من القرآن,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,الذريعة: 11/24 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
الناسخ والمنسوخ,مخطوطات المكتبة العباسيّه فى البصرة:30,الفهرس: 1013/2 .
بيان سور القرآن التى فيها الناسخ والمنسوخ والسور التى ليس فيها لا ناسخ ولا منسوخ,الفهرس: 1013/2 .
تفسير الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
حاشية على الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ فى القرآن العظيم شواخ, معجم مصنّفات القرآن الكريم: 229/4,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ فى القرآن,الفهرس: 1011/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ من القرآن الكريم,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الصفار, معجم الدراسات القرآنية: 627 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الصفار, معجم الدراسات القرآنية: 628 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
رسالة فى بيان الناسخ والمنسوخ,الصفّار, معجم الدراسات القرآنيه: 627,الفهرس: 1011/2 .
رسالة فى بيان السورة التى فيها الناسخ,الصفّار, معجم الدراسات القرآنية: 627,الفهرس: 1012/2 .
رسالة فى بيان الناسخ والمنسوخ من القرآن,الفهرس: 1013/2 .
رسالة فى سجدات الكتاب العزيز وبيان الناسخ والمنسوخ شواخ, معجم مصنّفات القرآن الكريم: 229/4,الفهرس: 1000/2 .
عمدة الراسخ فى علم المنسوخ والناسخ,الفهرس: 1011/2 .
فائدة فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
فائدة فى نسخ فى القرآن الكريم,الفهرس: 1013/2 .
فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
كتاب الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
كتاب فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
كتاب فى الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
مبحث الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
مجموعة الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1013/2 .
مختصر الناسخ والمنسوخ لابن العربى المعافرى,الفهرس: 1013/2 و193 .
معرفة احوال امر الناسخ والمنسوخ,الفهرس: 1012/2 .
ناسخ و منسوخ,الفهرس: 1013/2 .
ناسخ و منسوخ,فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه گنج بخش: 130/1 .


صفحه 14

دشواريهاى مرجع نگارى در ايران
مسرت حسين


درباره اهميّت كتابهاى مرجع بويژه كتابشناسيها سخن بسيار گفته شده كه شايد رساترين و پرمايه ترين آن را بتوان گفتار (اهميّت كتابشناسى) (كتابدارى, دفتر چهارم (1353): 39ـ 35) نوشته دكتر محسن صبا دانست, مقدمه هر كدام از كتابشناسيها و كتابهاى مرجع شناسى و روش تحقيق بخشى در اهميّت كتابشناسى دارند. (در اين باره رجوع شود: (كتابشناسى نخستين گام اطلاع رسانى) آينه پژوهش, س5, ش5و6 (بهمن و اسفند 1373): 14ـ4).
در گفتار جامع صبا, نقل قولى گويا از ساموئل جانسُن در زمينه كتابشناسى درج شده كه چنين است: (دانش بر دو قسم است: يا موضوعى را مى دانيم و يا مى دانيم در كجا مى توانيم اطلاعاتى درباره آن بيابيم, وقتى ما راجع به هر موضوعى مى خواهيم تحقيق كنيم, نخستين كارى كه بايد انجام دهيم, آن است كه بدانيم چه كتابهايى در آن موضوع بحث مى كنند.)
اما كار مرجع نگارى و تدوين كتابشناسى در ايران با دشواريهاى چندگانه اى روبروست كه هم پژوهندگان و هم ناشرين چندان تمايلى به روى آوردن به آن را ندارند. در زير اهمّ اين دشواريها برشمرده مى شود:
1. با توجّه به پايين بودن درصد محقّقان در ايران و به طور مضاعف كسانى كه علاقه به كارهاى مرجع نويسى دارند, و جا نيفتادن اهميّت كتابهاى مرجع تيراژ اين گونه كتابها هميشه كم است, (بين 500 تا 1000 جلد) از اينرو كتابخانه ها و مراكز پژوهشى در ايران و بويژه در شهرستانها با كمبود اين سلسله كتابها روبرو هستند.
2. چه پيش و چه پس از انقلاب اسلامى و در شرايط گوناگونِ كاغذ, اعم از زمانى كه ارزان بود و اكنون كه در گرانترين بهاى خود است, ناشرين با توجه به فروش نرفتن و يا كم فروش بودن كتابهاى مرجع, كمتر سراغ اين گونه كتابها رفته و سرمايه گذارى مى كنند.
3. مرجع نويسى كارى است وقت گير, پرحوصله و در عين حال بى درآمد, بدين دليل به غير از اندكى كه عشق فراوانى بدين كار دارند, اكثريّت پژوهندگان و نويسندگان دنبال كارهايى مى روند كه حداقل مى دانند فروش دارد و با پول آن مى توانند به كار ديگرى بپردازند.
4. در گذشته چندين مركز دولتى و نيمه دولتى اين بخش از پژوهشگران را زير چتر حمايت قرار داده و كارهايشان را چاپ مى كرد, همچون: مركز اسناد فرهنگى آسيا, مركز مدارك علمى, دانشگاه تهران, كتابخانه ملى, مركز خدمات كتابدارى, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, فرهنگستان ايران, انجمن كتاب, مؤسسه فرهنگى منطقه اى, انجمن آثار ملّى, بنياد فرهنگ ايران و غيره, امّا اكنون به غير از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و مؤسسات وابسته بدان و مركز اسناد و مدارك علمى كه سعى مى كنند بيشتر كارهاى تدوينى خودشان را چاپ كنند, فعلاً مؤسسه اى كارآمد نيست كه كليه فعاليتهاى مرجع نگارى پراكنده را زير پوشش خود داشته باشد و با گذاشتن امكانات مادّى و معنوى, دشواريهاى تدوين كتابهاى مرجع را از سر راه بردارد, مركزى كه بتواند دانه هاى درشت و پراكنده تحقيق را به يك تسبيح زند.
5. با توجّه به موارد گفته شده, كارهايى كه تاكنون به عنوان كتابشناسى بيرون آمده, (چه دولتى و چه خصوصى) هركدام تا اندازه اى و بنا به دلايل زير ناقص است:
الف. بيشتر كارها خودجوش و تنها از روى علاقه انجام گرفته است. ب. از موازين علمى و استاندارد بدور بوده است. پ. گروهى نبوده و در هر صورت بوسيله يك نفر انجام گرفته است, حتّى كار پرزحمت و درخور تقدير خانبابا مشار (فهرست كتابهاى چاپى فارسى) در پنج جلد كه بنا بر مشخصاتِ آن, كتابهاى تا سال 1353 را در بردارد. هم چنين است فهرست مقالات فارسى در مطبوعات جمهورى اسلامى (تاكنون با چند نام چاپ شده است) كه از سوى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى چاپ مى شود, با اينكه دوازده سال است هفته نامه نداى يزد چاپ مى شود, گويا حضرات نمايه ساز هر از چندگاهى آن را مى بينند. و بر اين سان است ديگر نشريات شهرستانها.
اميد مى رود در اين برهه از زمان كه بيش از پيش ضرورت و اهميّت كارهاى علمى و سامان يافته و پرهيز از دوباره كاريها و اتلاف وقت درصدر برنامه هاى پژوهشى قرار گرفته است, مسئولان مراكز ذيربط, تسهيلاتى براى راه اندازى مراكزى همچون خانه كتاب براى حمايت از پژوهشگران و محققان كارهاى مرجع و پايه فراهم كنند.


صفحه 15

اخبار


درگذشتگاندرگذشت حضرت آيت الله العظمى غروى عليارى
عالم ربانى و فقيه صمدانى, بقيةالسلف الصالح, شيخ العلماء والمجتهدين آيت الله العظمى حاج ميرزا على غروى عليارى تبريزى ـ قدّس سره الشريف ـ يكى از ستاره هاى درخشان آسمان فقاهت به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در صبحگاه روز جمعه 12 ماه مبارك رمضان 1319ق. در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد و چهار ساله بود كه پدرش را از دست داد و تحت تربيت و سرپرستى نياى بزرگوارش قرار گرفت.
پدرش, نابغه فقه و اصول مرحوم آيت الله ميرزا محسن (م1323ق.) از شاگردان آخوند خراسانى و صاحب رساله هاى متعدد اصولى و فقهى, فرزند آيت الله العظمى علامه مرحوم شيخ محمد حسن عليارى (1266ـ 1358ق.ژ) از شاگردان آيات عظام: فاضل شرابيانى و شيخ محمد حسن مامقانى, ملا محمد كاظم خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و نويسنده كتابهاى فراوان در: تفسير, فقه, اصول, كلام, حديث, تاريخ, مواعظ (از جمله: بدايع الاسلام فى شرح شرايع الاسلام, نظم البرهان فى تفسير القرآن, صراط النجاة و مشكوة الانوار فى اصول الدين), فرزند علامه فقيه رجالى حضرت آيت الله العظمى حاج ملا على عليارى (1236ـ1327ق) از شاگردان آيات عظام: شيخ انصارى, ميرزاى شيرازى, سيد حسين كوهكمرى, شيخ راضى نجفى و شيخ مهدى كاشف الغطاء و صاحب تأليفات بسيار در فقه, اصول, رجال, هيئت, فلسفه, درايه, كلام, طبّ, علوم غريبه, شعر و ادبيات (از جمله: بهجةالآمال فى شرح زبدة المقال (7ج), دلائل الاحكام فى شرح شرايع الاسلام, مناهج الاحكام فى اصول الفقه, ايضاح الغوامض فى تقسيم الفرائض و شرح باب حاديعشر, چغمينى, انوار الملكوت, معالم الاصول, مطول, مطالع, اشارات, زبدةالاصول, مبادى الوصول) بوده است. رك: رساله (غايةالآمال فى ترجمة صاحب بهجةالآمال) نوشته مرحوم آيت الله العظمى نجفى مرعشى .
معظّم له پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و فراگيرى خواندن و نوشتن, به اقتضاى شوق فطرى و پيروى سيره خانوادگى به تحصيل علوم دينى روى آورد و نزد جدّ بزرگوارش آيت الله شيخ محمد حسن به فراگيرى مقدمات و ادبيات و سطوح فقه و اصول و عقايد و كلام پرداخت. فقيد سعيد پس از تكميل سطوح عاليه, در 22 سالگى (1341ق.) عازم حوزه علميه نجف اشرف شد و در مدرسه بخارائى سكونت ورزيد و ساليان بسيار در محضر حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, آقاى ضياءالدين عراقى, ميرزاى نائينى, شيخ اسدالله زنجانى, آقا سيد ابراهيم اصطهباناتى, سيد محمد حجت, سيد ابوتراب خوانسارى, حاج ميرزا على ايروانى, شيخ ابوالحسن مشكينى و ميرزا احمد آشتيانى و جمال السالكين آقا سيد على قاضى, زانوى ادب به زمين زد و مبانى علمى خويش را در فنون, اخلاق, فقه, اصول, كلام, رجال, عرفان, حكمت و فلسفه استوار ساخت و اين همه تا سال 1350ق. به طول انجاميد. وى در جوانى به دريافت اجازات متعدد روايى و اجتهادى از اساتيد معظمش نايل آمد و استقامت رأى و خوش فكرى و مبانى اجتهادى اش مورد تحسين آيات عظام: ميرزاى نائينى, آقا ضياء عراقى (كه سخت به شاگرد فرهيخته اش علاقه مند بود و جديّت او را مى ستود) و سيد ابوالحسن اصفهانى قرار گرفت. معظم له در سال 1350ق. به درخواست جدّ عالى قدرش آيت الله شيخ محمد حسن عليارى به تبريز بازگشت و به تحقيق, تدريس, تأليف, اقامه ٌجماعت و پرورش شاگردان اشتغال ورزيد و اين همه 65 سال سيره ٌمستمرّ او بود.
فقيد سعيد از فضايل اخلاقى بسيار برخوردار بود: تقوا و تواضع و فروتنى و زهد و سادگى زندگى اش مشهود همگان بود (به گونه اى كه اقامت 67ساله در تبريز را برگزيد و از همه مناصب و عناوينى كه در حوزه هاى علميه بزرگ در انتظارش بود, چشم پوشيد). خوش برخورد و خوش سخن و خوش سيما بود و در همه حال در انديشه دستگيرى درماندگان و نيازمندان. به كوچك و بزرگ احترام مى گذاشت و از تمام وقت خود در جهت مطالعه و نوشتن بهره مى برد (و حتى در بستر بيمارى و روزهاى واپسين زندگى اش هم به تحشيه (غايةالقصوى) ـ ترجمه عروةالوثقى ـ اشتغال داشت). حافظه اش شگفت آور بود و بر تمام مسائل و دقايق فقه آگاهى داشت. از دنيا پرهيز مى كرد و در خانه اى كوچك و به دور از وسايل مادّى به سر مى برد و به حداقل زندگى اكتفا مى كرد.
وى به گروه بسيارى اجازه ٌروايت داد, كه از آن جمله است: مرحوم آيت الله العظمى نجفى مرعشى.
از آن مرد بزرگ و فقيه سترگ نوشتارهاى فراوانى به جاى مانده است كه عبارتند از: الف. فقه:
14ـ1: تقريرات درس فقه آيت الله العظمى آقا ضياءالدين عراقى در: منجزات مريض (چاپ شده), رهن, وصيت, وقف, رضاع, نكاح, صلح, خيارات, اجاره, قضاء, شروط, مسقطات خيار, غصب, زكات
17ـ15: تقريرات درس فقه آيت الله العظمى ميرزاى نائينى در: صلات, بيع, خيارات
19ـ 18: تقريرات درس فقه آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى در: طهارت و صلات
21ـ20: تقريرات درس آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى در: صلات و بيع
22: تقريرات درس فقه آيت الله ميرزا على ايروانى
24ـ23: تقريرات درس فقه آيت الله شيخ اسدالله زنجانى در: خلل صلاة و منجزات مريض
25: توضيح المسائل
26: شرح عروةالوثقى (از طهارت تا وصيت) در 15ج
27: شرح استدلالى ملحقات عروةالوثقى
38ـ 28: رساله هاى فقهى در: صلح, عدم شرطيت رجوع در مسافر, محاذاة الرجل و المرأة فى الصلاة, جواز نقل الميت بعد الدفن, ربا, نماز جمعه, منجسية المتنجس, لباس مشكوك, حرمان زوجه از عقار, الفروع السنية, فروع تقليد
39: شرح وسيلة النجاة (3ج)
40: كتاب الطهارة
41: كتاب الصوم
42: كتاب الحج
43: مناسك حج (2كتاب)
44: شرح تبصرة المتعلمين
45: شرح مبسوط مكاسب
46: علل الشرايع والاحكام ب. اصول:
47: شرح فرائد الاصول
48: شرح كفاية الاصول
49: رساله در ترتب
50: رساله در وضع
51: رساله در ملازمه حكم عقل و شرع
52: قاعده من ملك (و قواعد ديگر)
53ـ 60: تقريرات درس اصول آيات عظام: ميرزاى نائينى (مباحث الفاظ), آقا ضياءالدين عراقى (دوره كامل و قاعده لاضرر), سيد ابوالحسن اصفهانى, سيد محمد حجت كوهكمرى (مباحث عقليه و تعادل و تراجيح), شيخ اسدالله زنجانى و ميرزا على ايروانى (اجتماع امر و نهى) ج. كلام:
61: اصول عقايد
62: رسالة فى الرجعة
د. علوم قرآن و تفسير:
63: تفسير قرآن (12جلد)
64: مفردات قرآن هـ. دعا:
70ـ 65: شرح دعاهاى: صباح, كميل, سمات, افتتاح, ابوحمزه ثمالى و زيارت جامعه كبيره و. حديث:
71: حل مشكلات الاخبار
72: شرح اربعين حديث
73: شرح احاديث پيامبر اكرم
74: شرح احاديث اميرالمؤمنين در نهج البلاغه ز. اخلاق:
75: منهاج الرشاد
76: المواعظ ح. تاريخ:
77: المهجة فى احوال الحجة(ع)
78: الكواكب الحسينية ط. رجال:
79: تقريرات درس آيت الله سيد ابوتراب خوانسارى
80: حاشيه بر رجال وحيد بهبهانى.
سرانجام آن فقيه بزرگ پس از عمرى پرخير و بركت در تاريخ دوشنبه 1/2/1376ش.(13 ذيحجةالحرام 1417ق.) در 98 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع در تبريز, به قم انتقال داده شد و پس از تشييع مجدد و نماز حضرت آيت الله بهجت بر آن, در صحن مطهر حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها (بقعه مرحوم آيت الله داماد) به خاك سپرده شد و عالَم علم و تقوا در سوگش, عزادار شد. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت حضرت آيت الله پايانى
فقيد معظم و استاد پرآوازه حوزه علميه قم حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ احمد پايانى اردبيلى يكى از مشهورترين اساتيد سطوح عاليه و از چهره هاى مشهور علم و فضل و تقوا بود كه در واپسين روزهاى سال 1375 رخ در نقاب خاك كشيد و عالَم علم و تقوا را در سوگ خويش عزادار ساخت.
فقيد سعيد در پنجم ماه مبارك رمضان 1346هـ.ق. (1306ش.) در خانواده اى پرفضيلت و باتقوا در شهر اردبيل چشم به جهان گشود. در حدود پنج سالگى به مكتبخانه رفت و خواندن قرآن مجيد و فنون تجويد و قرائت و متون فارسى چون: گلستان و نصاب الصبيان را فراگرفت و پس از آن در مدارس دولتى تحصيلات ابتدايى را آموخت. چهارده ساله بود كه به اقتضاى شوق فطرى و تشويق نزديكان خود به مدرسه ٌعلميه ملا ابراهيم شتافت و به خواندن ادبيات عرب پرداخت. وى مقدمات را با وجود كمى استاد و زحمت زياد و مطالعات فراوان به پايان رسانيد و در اوج قدرت و حكومت حزب ضد دينى توده ـ كه در آن زمان بر آذربايجان حكومت مى راند ـ بود كه به لباس مقدس روحانيّت ملبّس شد و از خطرهاى ناشى از آن نهراسيد. در اوايل سال 1366ق. به قصد ادامه تحصيل به حوزه ٌعلميه قم آمد و به تحصيل سطوح فقه و اصول پرداخت و مكاسب را نزد مرحوم آيت الله مجاهدى و رسائل را در محضر آيت الله سلطانى طباطبايى و كفاية الاصول را هم در درس آيت الله العظمى نجفى مرعشى فراگرفت.
فقيد سعيد همزمان با تحصيل, به تدريس كتابهاى حاشيه ٌملا عبدالله و معالم الاصول پرداخت و با مشقّت فراوان شب را به روز مى آورد و لحظه اى از تحصيل و تدريس باز نماند. وى در سال 1370ق. به درس فقه آيت الله حاج سيد محمد حجت كوهكمرى (م 1372ق) حاضر شد و پس از آن در درس خارج فقه مرحوم آيت الله العظمى بروجردى و سپس در درسهاى فقه و اصول آيت الله سيد محمد محقق داماد شركت جُست و مبانى علمى خويش را استوار ساخت.
استاد فقيد ما از دير باز به تدريس سطوح فقه و اصول دست يازيد و حدود پنجاه سال به تدريس كتابهاى مهم فقه و اصول مانند: معالم, قوانين, شرح لمعه, رسائل, مكاسب و كفايه پرداخت و هزاران نفر از فرزانگان و فاضلان حوزه علميه قم را از سرچشمه زلال دانش سرشار خويش سيراب ساخت و جلسات آموزشى ايشان در ده سال اخير از پررونق ترين و باشكوهترين جلسات درس مكاسب و كفايه در حوزه علميه ٌقم به شمار مى رفت و هم اكنون بيش از هزار نوار از افاضات او در بانكهاى نوار موجود است.
استاد بزرگوار از بدو شروعِ مبارزاتِ مرجعيت و روحانيت به رهبرى امام راحل ـ قدّس سره ـ عليه رژيم ستمشاهى, به پيكار با نظام منحوس پهلوى پرداخت و همگام با ديگر مدرسين حوزه, جامعه مدرسين حوزه علميه ٌقم را پى افكند و نامش در ذيل اعلاميه هاى جامعه مدرسين هماره ديده مى شد (كه اين اعلاميه ها در جلد سوم اسناد انقلاب اسلامى و جلد نخست كتاب بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى گرد آمده است) و پس از انقلاب نيز از تأييد و پشتيبانى مواضع حضرت امام دريغ نكرد. از اشتغالات ديگر ايشان شركت مستمر در جلسه ديرين تفسير قرآن كريم بود كه با حضور جمعى از بزرگان و دانشمندان تشكيل مى شدند و هم اكنون نيز ادامه دارد.
فقيد سعيد مرحوم آيت الله پايانى به غير از تدريس متوالى, در ايام تعطيلى حوزه علميه قم رخت سفر برمى بست و براى تبليغ شعاير دين به نقاط ديگر هجرت مى كرد و به راهنمايى مردم و اقامه ٌجماعت مى پرداخت و اين تا ساليان پايان عمرش ادامه داشت. او داراى اجازه نقل حديث و امور حسبيه از استادش مرحوم آيت الله حجت بود. از خصوصيات آن مرد بزرگ بهره ورى از اوقات خود بود كه همه مصروف تأليف, تدريس, مطالعه و مباحثه مى شد. پايبندى به مستحبات و دورى از مكروهات, وظيفه شناسى و پرهيز از شهرت از ويژگى هايش بود. با اينكه بارها از او تقاضاى تدريس درس خارج را مى كردند اما ايشان مى گفت: وظيفه ام تدريس مكاسب است و گفتن درس خارج را ديگران بر عهده گرفته اند. در رفتارش وقار و آرامش و فروتنى خاصى ديده مى شد. اخلاق خوش او به همگان ـ و به ويژه طلاّب جوان ـ اين اجازه را مى داد كه هر وقت از شبانه روز, مشكلات علمى خود را با او در ميان گذارند و پاسخ بطلبند. زهد و تقوا و بى اعتنايى به ماديات از ديگر صفات او بود. خانه اش بسيار ساده و محقر و به دور از امكانات رفاهى بود. در رعايت وقت بى اندازه دقت مى كرد و درسش هماره سر ساعت آغاز و در ساعتى معيّن پايان مى يافت. از تعطيلى درس و ضايع شدن وقت طلاب متأثر مى شد و از همين رو با وجود بيمارى اش, به درس ادامه داد و به منع پزشكان ـ تا زمانى كه توانايى داشت ـ وقعى ننهاد. در روزهاى چهارشنبه مقيّد بود تا حديثى را بخواند و در شرح آن مدّتى را مى گذراند و خود با كردارش, نخستين كسى بود كه بدان عمل مى كرد. خطّش بسيار خوش بود (و به همين دليل مرحوم آيت الله بروجردى استنساخ كتاب (جامع الرواة) را بدو واگذار كرد) و بر سيماى مليحش هماره تبسّمى شيرين نقش بسته و با رويى خوش و كلامى دلنشين با ديگران برخورد مى كرد. در تدريس احاطه داشت و هيچ مطلبى را ناگفته و حل نشده باقى نمى گذاشت و از دشوارگويى پرهيز مى كرد و تا مدّتى پس از درس, به رفع اشكالات شاگردانش مى پرداخت و از اين كار لذّت مى برد.
تأليفات آن فقيه فرزانه عبارت است از:
1. تقريرات درس فقه آيت الله العظمى حجت كوهكمرى (بحث بيع)
2. تقريرات درس فقه آيت الله العظمى بروجردى ـ قدس سرّه ـ
3. فهرست جامع الشتات مرحوم ميرزاى قمى (ره)
4. شرح مكاسب به نام (ارشاد الطالب الى حقايق المكاسب) از اول مكاسب محرمه تا اواسط خيارات
5. حاشيه كفايةالاصول
6. حاشيه ٌمكاسب (كه حاشيه بر مكاسب محرمه (در يك جلد) و حاشيه بر بيع در دو جلد به چاپ رسيده است).
7. رسالة فى احكام الاراضى و اقسامها ـ كه در مجموعه مقالات كنگره ٌشيخ انصارى به چاپ رسيد.
8. رسالة فى بيع الفضولى ـ كه در مجموعه مقالات كنگره محقق اردبيلى به چاپ رسيد.
و آنچه از تقريرات درس ايشان به چاپ رسيده است, عبارتند از:
1. در كلاس درس مكاسب, شرح قسمتى از مكاسب محرمه در 3جلد. نوشته آقاى رضا محمودى
2. در محضر شيخ انصارى. نوشته آقاى: جواد فخار طوسى. در اين كتاب مكاسب محرمه در 9جلد, و نيمى از بيع در 8جلد و اكثر خيارات در 9 مجلّد شرح گشته و همه آنها نيز به چاپ رسيده است.
سرانجام در تاريخ يك شنبه 26 اسفندماه 1375 (6 ذيقعدةالحرام 1417ق.) بود كه تندباد اجل آن گوهر يگانه و استاد گرانمايه را از كف ما ربود و در 70 سالگى قرين قبر شد. پيكر پاكش پس از يك تشييع باشكوه و نماز آيت الله شبيرى زنجانى بر آن, در جوار مرقد استادش آيت الله سيد محمد محقق داماد ـ در صحن مطهر حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها ـ خوش آراميد و جهانى از علم و تقوا را با خود به خاك برد. طاب الله ثراه وجعل الجنة مثواه. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت آيت الله احمديان نجف آبادى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ محمدعلى احمديان ـ طاب ثراه ـ در سال 1300ش. (1340هـ.ق.) در نجف آباد چشم به جهان گشود, و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى به فراگيرى قرآن مجيد, ادبيات فارسى و حساب و هندسه پرداخت. در 15 سالگى (1315ش.) به اصفهان رفت و در محضر اساتيد وقت به آموختن ادبيات (سيوطى, مغنى, مطوّل) و حاشيه و معالم همّت برگماشت.
سپس در سال 1316 ش به حوزه علميه قم مشرّف شد و سطوح را در محضر حضرات آيات: شيخ عبدالرزاق قاينى (قوانين), آيت الله نجفى مرعشى, ميرزا محمد على اديب تهرانى و حاج سيد مرتضى علوى (شرح لمعه), آيت الله گلپايگانى و آقاى حاج سيد محمد باقر قزوينى (مكاسب و تفسير) را فراگرفت و اين همه چهار سال (تا سال 1320ش.) به طول انجاميد. آنگاه در سال 1320ش. (1360ق.) پس از سقوط رضاخان, عازم حج بيت الله الحرام و زيارت عتبات گرديد و در بازگشت, در حوزه علميه نجف اشرف رحل اقامت افكند و باقيمانده سطوح مكاسب و رسائل و كفاية الاصول را نزد مرحوم آيت الله شيخ عبدالحسين رشتى به پايان رساند و اين تا سال 1322ش. ادامه يافت. پس از آن به درس خارج حضرات آيات عظام: سيد عبدالهادى شيرازى (فقه و اصول), سيد جمال الدين گلپايگانى (در فقه), ميرزا باقر زنجانى و سيد ابوالقاسم خويى (اصول) و اخيراً به درس آقاى حكيم حاضر شد و از محضر پرفيض آنان توشه برگرفت و در كنار آن به تدريس سطوح و تآليف و تحقيق دست يازيد.
معظم له در سال 1393ق. به ايران آمد و اقامت در قم و تدريس و تاليف را برگزيد و اين كار تا پايان زندگى اش ادامه يافت.
از آثار وى مى توان اينها را نام برد:
1ـ رسالة فى المكاسب المحرمة; 2ـ رسالة فى الاستصحاب ـ هر دو از تقريرات درس آيت الله سيد عبدالهادى شيرازى; 3ـ قاعده لاضرر; 4ـ الصحابة الكرام (3ج); 5ـ رسالة فى الخمس; 6ـ رسالة فى القضاء; 7ـ رسالة فى الديات; 8ـ المعمّرون (حدود 550 نفر); 9ـ الاربعون حديثاً; 10ـ شرح كتاب (نقد الرجال) مير مصطفى تفرشى; 11ـ طبقات مفسّرين شيعه (از صدر اسلام تاكنون); 12ـ كشكول (اين كتاب بسيار مفصّل بوده و شامل مطالب: تفسير, منتخب اشعار فارسى و عربى, حل مشكلات بعضى از احاديث, تاريخ, جغرافيا, شرح حال بزرگان و علما و شعراى عرب و عجم و در 1500 صفحه مى باشد). 13ـ حاشيه بر كتاب مجمع البحرين (و تعيين احاديث مندرج در آن); 14ـ تحقيق و پاورقى بر كتاب (مسالك الافهام) شهيد ثانى; 15ـ تحقيق و حاشيه بر زبدة التفاسير ملافتح الله كاشانى; 16ـ تعليقه بر كتابهاى شيخ صدوق; 17ـ فهرست امالى شيخ, فهرست حاشيه مكاسب كمپانى و فهرست اصول ستة عشر.
فقيد سعيد عالمى بود كه از وقت خود استفاده شايان مى برد و بسيار خوش برخورد و خوش سخن بود, خطّش نيكو و حافظه اى قوى داشت و از دنيا جز اندكى برنداشت.
وى سرانجام در تاريخ دوشنبه 18/1/1376 (28 ذيقعدةالحرام 1417ق) در 77سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييع, در قبرستان شيخان در خاك آرميد. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت دكتر احمد تفضلى
دكتر تفضلى ليسانس زبان و ادبيات فارسى را از دانشگاه تهران, فوق ليسانس فرهنگ و زبانهاى باستانى را از دانشگاه لندن و دكتراى همين رشته را از دانشگاه تهران دريافت كرد. شادروان تفضلى, در حوزه زبانهاى باستانى داراى شهرت جهانى بود. مقاله هاى وزين وى در زمينه زبان و ادبيات فارسى ميانه, موجب اهداى جايزه گريشمن از سوى فرهنگستان كشور فراسنه به دكتر تفضلى شد. وى, به پاس ترجمه كتاب نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانه اى ايران, اثر كريستين سن به دريافت جايزه ٌكتاب سال 1369 جمهورى اسلامى نايل شد. دكتر تفضلى, همچنين به پاس تصحيح انتقادى گزيده هاى زادسپرم و ترجمه آن به فرانسه, به اخذ جايزه بين المللى كتاب در سال 1374 نايل آمد و نيز به پاس خدمات به ادبيات فارسى به عنوان زبان علمى جهانى, به عنوان نخستين استاد از قاره آسيا, موفق به دريافت دكتراى افتخارى از شوراى علمى دانشگاه دولتى سن پترزبورگ فدراسيون روسيه شد.فرهنگىانتشار نشريه علوم الحديث
شماره ٌاول مجله ٌ(علوم الحديث) به زبان عربى منتشر شد. اين مجله هر شش ماه يك بار به عنوان نشريه عربى دانشكده علوم حديث نشر خواهد يافت. مدير مسؤول آن را حضرت حجت الاسلام والمسلمين محمدى رى شهرى است, و رياست هيئت تحريريه به عهده آقاى سيد على قاضى عسگرى.
مقالات اين شماره اندك است اما پربرگ وبار. (الثقلان و دعمها لحجية السنّة, صيغ الأداء والتحمّل تاريخها, ضرورتها, فوائدها, اختصاراتها; مع الكلينى وكتابه الكافى, حديث الذراع المسموم الذى أودى بحياة الرسول(ص)) از جمله مقالات اين شماره است. در اين شماره دو رساله حديثى و رجالى كوتاه نيز با تصحيح و تحقيق نشر يافته است با عناوين (مختصر رسالة فى أحوال الأخبار) و( الدرة الفاخرة: منظومة فى علم الدراية. اوّلين شماره ماهنامه كوثر منتشر شد
كوثر با صاحب امتيازى, آستانه مقدسه حضرت معصومه(س), و مدير مسئولى آقاى عبدالرضا ايزدپناه, و سردبيرى آقاى محمود مهدى پور با روش فرهنگى تاريخى, اجتماعى و عقيدتى, هر ماه نشر خواهد يافت.
با زائران عارف (گفتگويى كوتاه با آيت الله العظمى اراكى) دعا در قرآن, فلسفه زيارت, سيماى زكريا بن آدم, جلوه هاى هنر در صحن و سراى حضرت معصومه(س), امامزادگان قم و… از جمله مقالات اين شماره است.
حضور (كوثر) را در خانواده ٌمطبوعات تبريك مى گوييم و براى هماره جارى بودن آن چونان سرچشمه اى براى (خير كثير) براى دست اندركارانش از خداوند متعال توفيق طلب مى كنيم. دسترسى آسانتر به كتاب
مؤسسه نمايشگاههاى فرهنگى ايران ـ كه از اواخر سال گذشته فعاليت خود را آغاز كرده ـ تسهيلات زير را براى افزايش تعداد افراد كتابخوان و تداوم مطالعات دانش آموختگان جامعه اسلامى و با انگيزه حمايت از شبكه توزيع كتاب, در اختيار علاقه مندان قرار داده است:
1. ارائه روزانه اطلاعات مربوط به كتابهاى تازه ناشران كشور در اختيار درخواست كنندگان
2. فعاليت اطلاع رسانى مكتوب در خصوص كتابشناسى, براى دسترسى محققان, كتابخانه ها, وزارتخانه ها, نهادها, سازمانها, كتابدوستان و عموم هموطنان عزيز.
3. برپايى نمايشگاههاى كتاب بطور دايمى و موقت در مناسبتهاى مختلف در مراكز استانها و نمايشگاه بين المللى كتاب.
4. تفكيك موضوعى جديدترين كتابهاى دينى, ادبى, هنرى, درسى, دانشگاهى, علمى, تخصصى و لاتين, با 15000 هزار عنوان غير تكرارى و عرضه آنها در مجتمع فروشگاههاى خانه كتاب واقع در طبقه همكف اين مؤسسه.
5. عرضه و تحويل تازه ترين كتابهاى منتشره در اسرع وقت به طور مستمر ـ قبل از پخش در بازار ـ در اختيار مشتركين اشخاص حقيقى و حقوقى مى توانند با مؤسسه قرارداد اشتراك ببندند.
6. تجهيز مؤسسه به بزرگترين خزانه كتاب با 20000 هزار عنوان و حمايت از شبكه توزيع كتاب در سراسر كشور.
7. ارائه اطلاعات لازم درباره كتابهاى مورد علاقه با تجهيز كتابخانه ها, سازمانها, نهادها و تمامى هموطنان عزيز از طريق مديريت اطلاع رسانى ـ كه به سيستم رايانه مجهز شده است.
نشانى مؤسسه نمايشگاههاى فرهنگى ايران: تهران, خيابان انقلاب, بين صباى جنوبى و فلسطين, ساختمان شماره1178, تلفن: 2ـ6415271 و 64154499
*
گزارشى از دهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران
دهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران مورد استقبال هزاران نفر از علاقه مندان به كتاب و كتابخوانى قرار گرفت و 1400 مؤسسه انتشاراتى اعم از داخلى و خارجى, 75 هزار عنوان كتاب را در معرض ديد و خريد متقاضيان قرار دادند.
دهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران در 55 سالن و در فضايى به وسعت 65هزار متر مربع به شهر كتاب تبديل شده است كه علاقه مندان به كتاب و كتابخوانى را از سراسر كشور به سوى خود فرا مى خواند.
در بخش ناشران داخلى 35هزار عنوان كتاب در زمينه هايى مختلف ادبى, علمى, تاريخى و… در بيش از هزار غرفه به نمايش گذاشته شده است.
در بخش ناشران خارجى حجم كتابها نسبت به سال گذشته افزايش داشته است:
360 ناشر خارجى شامل 260 ناشر لاتين و 100 ناشر عرب در نمايشگاه حضور داشتند.
در بخش ناشران خارجى دهمين نمايشگاه كتاب تهران, چهار هزار عنوان كتاب شامل 2700 عنوان لاتين و 1300 عنوان عربى از چهل كشور براى علاقه مندان عرضه شده است.
حضور فعال و همه جانبه ناشران در نمايشگاه بين المللى كتاب, گام مؤثرى در جهت مقابله با تهاجم فرهنگى است.
عرضه هزاران عنوان كتاب چاپ جديد, علاوه بر دلگرمى و تشويق مؤلفان و مترجمان, فرصت مناسبى را براى تبادل فرهنگى ميان كشورهاى اسلامى پديد مى آورد و مراكز علمى و مؤسسات فرهنگى, تحقيقى از پيشرفت علوم و فنون آگاهى مى يابند.
از مهمترين ويژگيهاى نمايشگاه, از آگاهى مستقيم مردم از تازه هاى كتاب, اطلاع ناشران از ذايقه مردم, ارتباط ناشران با يكديگر, حضور اهل قلم و برخورد با خواسته هاى مخاطبان از اين قشر و آشنايى دست اندركاران به مشكلات ناشران بود.
در نمايشگاه بين المللى كتاب, مؤسسه نمايشگاههاى فرهنگى ايران, بيست هزار عنوان كتاب به صورت موضوعى با كد و مشخصات كامل معرفى و عرضه كرده بود.
اين عناوين آخرين كتابهاى منتشره توسط ناشران در سالهاى 74 و 75 بوده است.
در بخش ناشران داخلى, 35هزار عنوان كتاب در بيش از هزار غرفه با حضور ناشران شهرستانى و تهرانى ارائه شد.
در بخش ناشران كودك و نوجوان 23 ناشر با 910 عنوان كتاب در نمايشگاه شركت داشتند.
*
مراسم پايانى دهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران و چهارمين جشنواره مطبوعات
در اين مراسم برگزيدگان رشته هاى مختلف معرفى شدند: مقاله فرهنگى (جليلى), مقاله هنرى (هادى عارفى), مقاله علوم انسانى (غلامعلى حداد عادل), مقاله معارف اسلامى (مهدى مهريزى) مندرج در آينه پژوهش, شماره36 با عنوان نگاهى تاريخى به مسأله فقه و زمان, نقد فرهنگى (حسن بنيانيان), نقد اجتماعى (خداداد شوراب), و نقد ادبى (محمد محمدى). به هريك از برگزيدگان يادمان لوح افتخار جشنواره و تشرف به عمره تعلق گرفت.
در بخش جوايز ويژه, محمّد مهدى فقيهى[مدير مسؤول]سردبير نشريه نقد و نظر,عبداله حسن زاده سردبير نشريه سلام بچه ها از دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم و… لوح افتخار جشنواره را دريافت كردند.
در بخش ناشر داخلى در مرحله پايانى از بين 792 ناشر شركت كننده, شش ناشر برگزيده شدند. در بخش ناشران بزرگسال خصوصى نشر نى از تهران و انتشارات نويد شيراز و در بخش ناشران بزرگسالان دولتى مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خمينى(ره) و ستاد اقامه نماز به عنوان ناشر برگزيده معرفى شدند.
در بخش ناشران كودك و نوجوان انتشار زلال به عنوان ناشر نمونه دولتى كودك و نوجوان و انتشارات قديانى به عنوان ناشر نمونه خصوصى كودك و نوجوان معرفى شدند. مراسم تجليل استادان نمونه كشور
شنبه 13 ارديبهشت در مراسمى با حضور رئيس جمهور محترم از استادان نمونه كشور تجليل شد, در اين مراسم 15 نفر از استادان و اعضاى هيات علمى نمونه دانشگاهها برگزيده امسال: نه نفر استاد, پنج نفر دانشيار و يك نفر مربى به دليل مراتب علمى بالا, سابقه خدمت دانشگاهى, انجام طرحهاى پژوهشى و شركت فعال در كنفرانسهاى بين المللى و نوشتن مقالات و تأليف آثار گوناگون علمى مورد تشويق قرار گرفته اند.
آقاى هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى به هنگام تجليل از استادان نمونه كشور تأكيد كرد: نظام جمهورى اسلامى ايران امروز با ارج نهادن به مقام دانشمندان و سرمايه هاى علمى خود و اسلامى و معنوى كردن محيط دانشگاهها تلاش مى كند جامعه اى متكى به ارزشهاى دينى و علمى در حد مطلوب بسازد.
با توجه به ارزشهاى بدست آمده در دوران سازندگى پايه هاى نيرومندى در بخش دانشگاه و مراكز آموزش عالى به وجود آمده كه براى مراحل بعدى توسعه و يافتن جايگاه درست به كشور در جهان راهگشاست.
دانشمندان و عالمان كشور بايد با حراست از مواقعيت ممتاز كنونى و جلوگيرى از افراط و تفريط در محيط دانشگاهى, زمينه را براى تبادل انديشه ها و تعالى افكار و نظرها فراهم كند.
در اين مراسم, همچنين از مقام مرحوم دكتر احمد تفضلى به عنوان استاد نمونه و پژوهشگر برجسته كشور تجليل و به ياد وى فاتحه اى قرائت شد.
در اين ديدار, وزير فرهنگ و آموزش عالى با اهداى يك جلد ديوان حافظ, مراتب قدردانى جامعه دانشگاهى كشور را از خدمات رئيس جمهورى به علم و فرهنگ كشور ابراز داشت.
استادان نمونه عبارتند از:
مرحوم دكتر احمد تفضلى استاد دانشگاه تهران در رشته فرهنگ و زبانهاى باستانى
دكتر رضا داورى اردكانى استاد دانشگاه تهران در رشته فلسفه
دكتر سيد ضيا موحد محمدى دانشيار پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى در رشته فلسفه
آقاى حسن منتصب مجابى مربى دانشگاه رازى در رشته كتابدارى تقدير معلمان نمونه سراسر كشور از خدمات فرهنگى رئيس جمهور با اهداى لوح سپاس به ايشان
معلمان نمونه سراسر كشور با اهداى لوح سپاس به آقاى هاشمى رفسنجانى از خدمات شايسته و توجه ويژه رئيس جمهورى به توسعه آموزشى و فرهنگى كشور در دوران سازندگى قدردانى كردند.
رئيس جمهورى در اين ديدار كه به مناسبت گراميداشت هفته معلم انجام شد گفت: عشق و ايثار و صبر معلمان همواره تقويت كننده پايه هاى معنوى جامعه و اقتدار فرهنگ نظام اسلامى و آرامش روحى مردم بوده است. بهبود و رشد شاخصهاى آموزش و پرورش با گستردگى و عمق از افتخارات برجسته نظام اسلامى و بهترين زيربناى توسعه و كمال است.
بخش آموزش و پرورش در پهنه گسترده اى حركتى آرام ولى عميق را آغاز كرد و امروز به موفقيتهاى بزرگى رسيده است.
رئيس جمهورى موفقيت نظام جمهورى اسلامى ايران در كاهش بيسوادى, اجراى عدالت در آموزش و انتقال آن به سراسر كشور حتى روستاهاى محروم و كوچك, افزايش كيفيت و ميزان قبولى در سطوح مختلف و موفقيت و درخشش در رقابتهاى علمى و جهانى را از شاخصهاى مهم و قابل ارايه از پيشرفتهاى آموزش و پرورش برشمرد وى گفت: توجه به آموزشهاى فنى و حرفه اى, حضور بانوان در صحنه آموزش و پرورش در بخش مديريت و آموزش و گستردش فضاهاى آموزشى خدمت بزرگى است كه در تاريخ آموزش و پرورش كشور تاكنون سابقه نداشته است.
آقاى هاشمى رفسنجانى ضمن ستايش استاد شهيد مطهرى, گفت: واقع بينى, تفكر انقلابى, تعهد قلم و بيان رسا و آثار ارزشمند شهيد مطهرى ـ كه امام بر آن تاييد كردند و امروز به عنوان اسناد معتبر علمى و فرهنگى جامعه را سيراب مى كند ـ از جمله ويژگيهايى است كه از اين شخصيت عالى مقام, نمونه و الگويى براى تمام معلمان و آموزگاران و فرهنگيان كشور ساخته است.
در اين ديدار, آقاى نجفى, وزير آموزش و پرورش اعلام داشت: در حال حاضر 97 درصد كودكان واجب التعليم كشور زير پوشش آموزش و پرورش هستند و ميزان بييسوادى از رقم 5/15 ميليون نفر در پيش از انقلاب به 5/9 ميليون نفر در سال گذشته كاهش يافته است. در دوران هشت ساله سازندگى 21 هزار مدرسه شامل 135 هزار كلاس درس برابر استاندارد ساخته شده و به ازاى هر كلاس 137 مترمربع فضاى آموزشى در نظر گرفته شده است. راه اندازى شبكه اطلاع رسانى (نور) در قم
مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى قم, شبكه اطلاعات رسانى نور را همزمان با برگزارى نمايشگاه بين المللى كتاب و اطلاع رسانى راه اندازى كرد.
به گفته حجت الاسلام والمسلمين شهريارى, مدير مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى, شبكه اطلاع رسانى نور به منظور نشر مبانى اسلام و آثار اهل بيت و ارائه خدمات به محققان و پژوهشگران علوم اسلامى ايجاد شده و در آينده نزديك به شبكه جهانى (بى.بى.سى) متصل خواهد شد.
وى برخوردارى از نرم افزارهاى نور, اعم از قرآن, تفسر, فقه, اصول, فلسفه, منطق, رجال, حديث, كلام, اخبار روز حوزه هاى علميه, مجله هاى علمى و دينى, پست الكترونيكى, سؤوالات و بانك نرم افزار را از جمله امكانات و برنامه هاى اين شبكه ذكر كرد. برگزارى اولين سمينار تخصصى اطلاع رسانى
در اولين روز برگزارى دهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران, همزمان با چهارمين جشنواره مطبوعات سمينار (اهميت و ضرورت نطام ملى اطلاع رسانى) در محل سالن كنفرانس نمايشگاه با حضور جمعى از اساتيد فن و علاقه مندان نظام اطلاع رسانى برگزار شد.
دكتر حرى, مدير گروه كتابدارى دانشگاه تهران در اين كنفرانس گفت: براى دستيابى به طرحى جامع در سيستم اطلاع رسانى بايستى به بررسى وضعيت اين نظام در زمينه اطلاع رسانى در سطح كشور, و مشخص شدن وضعيت و آينده توجه نمود و با انجام برخى جرح و تعديلها مى توان به سيستم صحيحى دست يافت و يا از يك سيستم جايگزين استفاده كرد.
وى گفت: در يك نظام اطلاع رسانى حد استاندارد نيروى انسانى متخصص, مقياسى بين 40 تا 60 درصد مى باشد كه متاسفانه اين درصد در نظام فعلى ما 35 درصد است.
{