بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

معرفيهاى گزارشى


كليات
ـ فهرست موضوعى نسخه هاى خطى عربى كتابخانه هاى جمهورى اسلامى ايران
سيد محمد باقر حجتى, چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1375, 704ص, وزيرى.
كتاب حاضر مجلد سوّم از مجموعه عظيم (فهرست موضوعي…) است كه به همت والاى استاد سيد محمد باقر حجتى و همكارى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى تدوين مى يابد. آنچه در اين جلد آمده است فهرست تفسيرهاست كه تا حرف (ع) پيش رفته و آخرين كتاب معرفى شده (العروة الوثقى) شيخ بهايى است.
نمايه كتابها در اين فهرست به دقت معرفى مى شوند و نسخه هاى آنها با دقت ضبط مى گردند و اجمالى از شرح حال مؤلف كه براى اوّلين بار ياد مى شود, مى آيد با اشاره به منابع شرح حال وى و در موارد بعد ارجاع داده مى شود. بواقع اين مجموعه از يك سوى كتابشناسى كارآمدى است و از سوى ديگر تراجم مؤلفان و پديدآورندگان آثار. مجلد دوم اين مجموعه به گونه مقدمه مجلدات تفسير نگاهى خواهد بود به سير تطور نگارشهاى تفسيرى.
ـ فرهنگ اصطلاحات معاصر (عربى فارسى)
نجفعلى ميرزايى, چاپ اول: قم, دارالأعتصام, 1376, 1188ص, وزيرى.
فرهنگى است, دوزبانه و روزآمد. مؤلف كوشيده است اصل را در تبيين واژه ها بر برابريابى بگذارد, از اين رو جز در مقام ضرورت واژه ها تعريف نشده اند. واژه هاى برگزيده شده با توجه به كاربرد امروزين آنها مورد توجه قرار گرفته است, از اين رو فرهنگى است امروزى و كاملاً روزآمد و حدود هجده هزار واژه اين فرهنگ غالباً در قالب جمله ها و عبارتها آمده است, تا چگونگى كاربرد آن نمايانده شود.
براى سهل الوصول ساختن واژه يابى مؤلف (راهنماى جامع واژگان فارسى) را در پايان كتاب نهاده است, كه در آن واژه هاى فارسى با ذكر صفحات آمده است.
ـ فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى/25
على صدرايى, چاپ اول: قم, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 1376, 525ص, وزيرى.
پس از سالها كه تدوين و نشر فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, متوقف شده بود, اكنون جاى خرسندى است كه بخشى از آن مجموعه عظيم فهرست شده نشر مى يابد. فهرست كتابهاى اين مجموعه را جناب صدرايى خويى, با نظارت كتابشناس بزرگ جناب آقاى حائرى تدوين و نشر داده اند. اين مجلد مشتمل است بر معرفى پانصد نسخه از 7001 تا 7500. در اين فهرست فقط كتابها نسخه شناسى شده است و نه كتابشناسى و مؤلف شناسى, كتابها پيش از آنكه نسخه شناسى شوند براى اطلاع خواننده مراجع و مصادر پژوهش آنها نشان داده شده است.
ـ الوجيز المترجم (عربى فارسى)
محمّد الحيدرى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر مطالعات اسلامى, 1418, 189ص, وزيرى.
فرهنگى است عربى به فارسى, كه تك واژه ها و اصطلاحات مستَعمل در زبان روز را تبيين كرده است. مؤلف واژه ها و اصطلاحات را براساس موضوع سامان داده است; مثلاً: الفاظ مرتبط با خانواده, لفظهاى بازارى, بانكى و اقتصادى, رستوران و هتل, پزشكى و درمانى, حكومت و دولت, روزنامه و مجلّه و….
ـ شيوه هاى تحصيل و تدريس در حوزه هاى علميه
محمد على رضايى اصفهانى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 215ص, وزيرى.
اين كتاب نگاهى است به شيوه هاى فراگيرى و فرادهى در حوزه هاى علوم اسلامى. مؤلف در فصل اوّل علم و اجتهاد در حوزه علوم اسلامى را به بحث نهاده است و آنگاه در فصلهاى بعدى چگونگى فراگيرى درسهاى مقدماتى, سطح, درس خارج را تبيين كرده است. شيوه هاى تدريس دوره هاى عالى اجتهاد در حوزه هاى علوم اسلامى در فصل پنجم بررسى شده و در ضمن آن به شيوه مكتب سامرا و نجف پرداخته شده است. در بحث بعدى چگونگى محتواى بحثها در اين دو مدرسه گزارش شده است و آنگاه شيوه هاى تحصيل در دوره عالى اجتهاد, شيوه هاى مباحثه, و در نهايت پيشنهادها و تذكرها, آمده است. قرآن و حديث
ـ الأصفى فى تفسير القرآن ج1
مولى محمد محسن فيض كاشانى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 713ص, وزيرى.
فقيه, محدث, مفسر و متكلم بزرگ شيعى در قرن يازدهم هجرى, ملا محسن فيض كاشانى را دو تفسير است, يك (الصافى) و دو ديگر (الأصفى). اصفى گزينشى است از صافى كه در آن به توضيحى كوتاه درباره آيات و غالباً با استناد به روايات بسنده شده است. محققان ارجمند مركز مطالعات و تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى اين اثر ارجمند را تحقيق كرده اند و در پانوشتها, تمام اشارات فيض(ره) به روايات را رديابى كرده منابع احاديث را ارجاع داده اند و در ضمن مقدمه اى سودمند از شرح حال و آثار مؤلف سخن گفته اند.
ـ غريب القرآن
زيد بن على, چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 736ص, وزيرى.
اين كتاب از متون بسيار كهن و مهم قرآنى است. تأثير اين كتاب در آثار قرآنيِ پس از آن, بسى مهم بوده است. به هنگام نشر چاپ اوّل اين كتاب از اهميت آن سخن گفتيم و يادآورى كرديم كه بخشهايى از كتاب در نسخه محقق افتاده بوده است و وى به سياق كتاب آن بخش را از تفاسير تكميل كرده است. اكنون اين چاپ بدون آن كاستى نشر مى يابد و محقق محترم, آن بخش را براساس چاپ ديگر كتاب كه براساس نسخه كامل و تحقيق آقاى حسن حكيم نشر يافته است, براى اين چاپ بازنويسى كرده است. كتاب (الصفوه) و بخشهايى از (القلّة و الكثره) نيز در اين چاپ آمده است.
ــ تفسير راهنما ج1
اكبر هاشمى رفسنجانى, چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 718ص, وزيرى.
تفسير راهنما, روشى است نو در عرضه مفاهيم و آموزه هاى قرآن. پيشتر و بهنگام نشر چاپ اوّل جلد اوّل كه اكنون بازنگرى و بازنگارى شده آن را پيش رو داريم, درباره چگونگى اين تفسير و اهميت و كارآمدى آن سخن گفته ايم. (آينه پژوهش, شماره 19, ص81 ـ84)

ـ الأقبال
سيد رضى الدين على بن موسى بن طاووس, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 545ص, وزيرى.
سرور سالكان سيد بن طاووس ـ رضوان الله عليه ـ در وظايف اعمال روزانه, دو كتاب پرداخته است: 1) المضمار السباق… 2) الأقبال…. در اوّلى از دعاها و چگونگى عمل مؤمنان در ماه رمضان سخن گفته است و در دوّمى از ديگر ماهها. اين مجلد بخش اوّل از مجموعه ياد شده است. محقق محترم براساس سه نسخه اين كتاب را مقابله و تصحيح كرده و اختلاف نسخه ها را در پانوشتها آورده است و متون نقل شده را با بحارالأنوار سنجيده و يا به برخى منابع كهن دعايى ارجاع داده است.
وى در ضمن مقدمه اى از شرح حال آثار و چگونگى اين كتاب و تصحيح و تعليقش سخن گفته است.
ـ مدخل التفسير
محمد فاضل لنكرانى, چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 296ص, وزيرى.
اين كتاب بحثهايى از مجموعه بحثهاى علوم قرآنى است كه مؤلف بزرگوار آن حضرت آيت الله فاضل لنكرانى, به عنوان مقدمه تفسير رقم زده است. اعجاز قرآن تحريف ناپذيرى قرآن كريم, قرائت و چگونگيهاى آن, اصول تفسير, از جمله بحثهاى اين كتاب است. فقه و حقوق
ـ آموزش فقه
محمد حسين فلاح زاده, چاپ اوّل: قم, دفتر نشر الهادى, 1376, 448ص, وزيرى.
اين كتاب براى تدريس در سطح عالى در حوزه هاى علوم اسلامى تدوين شده است. تا طالبان علم را براى ورود به بحثهاى تخصصى فقهى آماده تر سازد. كتاب پس از سالها تدريس و زدودن كاستيهاى آن بدين صورت نشر يافته است.
محتواى كتاب براساس فتاوى حضرت امام خمينى ـ رضوان الله عليه ـ است. مواردى كه اختلاف فتوا در حدّى است كه مقلدان مراجع ديگر نمى توانند بدان عمل كنند, با علامت مشخص شده است.
پايان همه درسها سؤالهايى دارد كه آموزندگان با پاسخ بدانها در فهم درس يارى مى شوند.

ـ ديه يا مجازات مالى
فاضل صالحى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 248ص, وزيرى.
اين كتاب پژوهشى است درباره ديه و مجازاتهاى مالى از نگاه فقه اسلامى, ابتدا از ديه بحث شده است با نگاهى به پيشينه آن, آنگاه بخش اوّل كتاب است با بحث از اقسام قتل و مقادير ديات. موجبات ضمان, جنايتى بر اطراف ديه, جنايت بر ميّت و غير آن, از بحثهاى ديگر اين كتاب است.
ـ نظريه پردازى در روابط بين الملل
سيد حسين سيف زاده, چاپ اول: تهران, سمت, 1376, 372ص, وزيرى.
اين كتاب براى دانشجويان رشته علوم سياسى و روابط بين الملل در مقطع كارشناسى و كارشناسى ارشد نگاشته شده است. قالبهاى فكرى, مبانى و معيارهاى ارزيابى نظريه. نظريه هاى مختلف در روابط بين الملل و از جمله: نظريه هاى جهان گرا, ملى گرا, سنت گرا, نظريه هاى رفتارگرايان ديدگاه خرده نظامى از نظريه هاى روابط بين الملل و… از جمله بحثهاى اين كتاب است. فلسفه و كلام
ـ هذه هى الشيعه
باقر شريف القرشى, چاپ اوّل: قم, 1418, 303ص, وزيرى.
علاّمه شيخ باقر شريف قرشى از عالمان و مؤلفان بزرگ شيعى حوزه كهنسال نجف اشرف است. آثار ارجمند او در سيره امامان(ع) و ديگر موضوعات اسلامى از نگاشته هاى سودمند فرهنگ اسلامى است.
وى در اين كتاب از خاستگاه تشيّع, خلافت در نگاه شيعه جايگاه اهل بيت در قرآن و سنت, ديگرسانيهاى سياسى پس از رسول الله(ص) موضع برخى از صحابيان در جريانهاى پس از پيامبر صحابه از ديدگاه شيعه, ستمها و ظلمهاى روا شده بر شيعه در طول تاريخ و اجتهاد از نگاه شيعه سخن گفته و در پايان به برخى از اتهامات بى اساس پاسخ داده است.
ـ تحوّل فهم دين
احمد واعظى, چاپ اوّل: موسسه فرهنگى انديشه معاصر, 1376, 95ص, رقعى.
اين كتاب نقدى است فشرده بر نظريه (قبض و بسط تئوريك شريعت) كه در چهار بخش فراهم آمده است. در فصل اوّل تئورى قبض و بسط شريعت تبيين شده است. در فصل دوم ركن توصيفى قبض و بسط و در فصل سوم ركن تبيين نظريه و مسأله (ترابط عام معارف) به نقد گزارده شده است. فصل چهارم ويژه بررسى و نقد ركن چهارم است كه در ضمن آن به لوازم نظريه قبض و بسط نيز رسيدگى شده است.
ـ مدخلى بر كاوش در تاريخ اديان
محمد عبدالله درّاز, سيد محمد باقر حجتى, چاپ اوّل: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1376, 336ص, وزيرى.
محمد عبدالله درّاز از قرآن پژوهان و متفكران بزرگ مصرى است. اين نگاشته را وى ابتدا براى تدريس نگاشته, آنگاه با بازنگرى بدين گونه سامان داده است.
در مقدمه كتاب پيشينه اديان در روزگاران كهن مطرح شده و آنگاه در مبحث اوّل دين را تعريف كرده و در پرتو تعريفى استوار, تعريفهاى گونه گون را نقد كرده است.
در مبحث دوم رابطه دين با فرهنگ اخلاق باز گفته شده است. مبحث سوم ويژه بحث و بررسى از پايه هاى تدين و انديشه هاى دينى است و جايگاه فطرت در اين ميان.
پيدايش عقيده الهى, چگونگى و زمينه ها در فصل چهارم مطرح و ديدگاههاى مختلف در اين باره نقد شده است. در فرجام سخن موضع اسلام در برابر اديان بازگو شده است. اخلاق و عرفان
ـ عين الحيات (ج1و2)
علامه مجلسى, تحقيق: سيد مهدى رجالى, چاپ اوّل: قم, دارالأعتصام, 1376, 516 «610ص, وزيرى.
علامه عالى قدر مولى محمد باقر مجلسى كه در عمومى سازى فرهنگ دين و معارف اهل بيت نقش عظيمى دارد, در اين كتاب كوشيده است تا محاسن اخلاقى و فضايل رفتارى را براساس وصيت نامه بالنده و ارجمند رسول الله(ص) به ابوذر غفارى گزارش كند. نام زيباى (عين الحيات (=سرچشمه زندگى) نشانگر آن است كه علامه بر اين باور است كه سرچشمه زندگى الهى و انسانى و حيات طيبه, كلام الله و مفسّران وحى است.
در اين دو جلد كتاب, بسيارى از فضايل اخلاقى و نيز عواملى كه سياهى دل را باعث مى شود, شرح شده است. آقاى رجائى كتاب را براساس نسخه هاى كهن و معتبر آن و از جمله بخشى را براساس نسخه اى به خط مؤلف مقابله كرده و منابع روايات را نيز در حد امكان استخراج كرده است.
ـ حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت(ع)
محمد جواد طبسى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 332ص, وزيرى.
اين كتاب پژوهشى است درباره حقوق فرزندان از نگاه روايات معصومان(ع), جايگاه فرزند و مسؤوليت والدين در روايات در فصل اوّل گزارش شده است و در فصل دوم از دوران تولّد و رعايت سنتهاى نيكو سخن رفته است; مانند گفتن اذان در گوش فرزند, عقيقه, انتخاب نام, شير و تأثير آن… فصل سوم عهده دار تبيين رابطه پدر است با فرزند و در فصل چهارم از ادب آموزى و تربيت فرزندان بحث شده است, در فصل پنجم بحث از دوران بازسازى شخصيت فرزند است; عناوينى چون برچيدن زمينه فساد و انحراف در فرزندان, كنترل دوستان و… پرورش ايمان و مذهب, فرزند و جامعه دوران بلوغ و جوانى از بحثهاى ديگر اين كتاب است.
ـ ورزش در اسلام
حسين صبورى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 276ص, وزيرى.
مؤلف كتاب را در چهار بخش سامان داده است, در بخش اوّل بحثهاى عمومى را آورده است, مانند اهميت ورزش, تاريخچه ورزش, ورزش در قرآن و… در بخش دوم انواع ورزش در اسلام گزاش شده است, اخلاق ورزشى در بخش سوم بحث شده است و آنگاه بخش پايانى است با عنوان (رسيدگى به جسم) با عناوينى چون آداب تغذيه, خوراكيها و خواص آنها و…. تاريخ و شرح حال
ـ حيات فكرى و سياسى امامان شيعه
رسول جعفريان, چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1376, 631ص, وزيرى.
اين كتاب ابتدا به صورت سلسله مقالاتى در مجله نور علم نشر يافت و آنگاه در دو مجلد به چاپ رسيد و اكنون بازنگرى و بازنگارى شده آن در يك مجلّد عرضه شده است. مؤلف براساس اسناد كهن و پژوهشهاى نو به جريانهاى سياسى و فرهنگى روزگار امامان(ع) نگريسته و مواضع امامان(ع) را در برابر آنان و روشنگرى آن بزرگواران را براى امت و چگونگى هدايت شيعيان در فضاى حاكم نشان داده است. توجه به جريانى مانند غاليان و موضع امامان(ع) و ديگر نحله نشانى است از نگرش تحليلى نويسنده و توجه دقيق وى به جريانها.
ـ منابع تاريخ اسلام
رسول جعفريان, چاپ اول: قم, انتشارات انصاريان, 1376, 332ص, وزيرى.
نگاهى است گذرا به سير تاريخ نگارى در فرهنگ اسلامى و توضيح و تبيين منابع تاريخ اسلام. عناوين بخشهاى مختلف آن چنين است: مسلمانان و تاريخنگارى گونه هاى مختلف تاريخنگارى مسلمانان, سيره نويسى و سيره نگاران, تاريخ نويسى و تاريخ نويسان, منابع تاريخ صدر اسلام, آثار شيعيان امامى در تاريخ زندگى امامان.
كتاب آكنده است از اطلاعات كتابشناسانه و براى شناخت برخى از جريانهاى فكرى تاريخى و نيز مواضع فكرى مورّخان بسى مفيد است.
ـ ميراث اسلامى ايران
به كوشش: رسول جعفريان, چاپ اوّل: قم, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى, 1376, 749ص, وزيرى.
اين كتاب چهارمين مجموعه از مجموعه ميراث اسلامى ايران است كه پيش از اين از آن مجموعه سخن گفته ايم. اين شماره 28 رساله است كه تنى چند از فاضلان به تصحيح آنها همت گماشته اند. عناوين رساله ها چنين است: جنگنامه كشم, سنگ قبرهاى علويان در موزه مصر, ثناء المعصومين, نامه وكيل الرعايا, مكاتيب ميرداماد, ذخائر الأسفار, توحيدنامه, دو اجازه و چند فائده از نسخ خطى رساله مرآة صوفيه, رساله عرفانيه, رساله نوروزيه, شرح قصيده مير فندرسكى, ترجمه رساله نوروزيه ابن سينا. زندگى دوازده معصوم, المفيد فى التصريف, گزيده منية الممارسين (ماهيت مباحث اخبارى ـ اصولى), رساله قبله, تاريخ اصفهان, زاد المسافر و مهنة المقيم و المسافر, الفتوحات المنطقيه, رساله زروانى, اساس مزيّنه, وفيات علما, الأحكام الدينيّه, وصيت نامه.
ـ كردان گوران و مسأله كرد در تركيه
گ. ب آكوپف… سيروس ايزدى, چاپ اوّل: تهران, انتشارات هيرمند, 1376, 165ص, وزيرى.
نگاهى است گذا به چگونگى شكل گيرى و ريشه هاى كردان گوران (على اللهيان) و نيز مسأله كرد در تركيه از آغاز جنبش كماليان تا كنفرانس لوزان.
مترجم در بحثى ذيل عنوان (سر سخن) جانمايه كتاب را نمايانده است و پس از آن, مقاله اى ارجمند از پژوهشگر نامى سيد محمد باقر نجفى درباره تبار كردان آورده است و سپس متن كتاب است درباره آنچه ياد شد.
ـ مبانى عرفان و احوال عارفان
على اصغر حلبى, چاپ اوّل: تهران, انتشارات سايه, 1376, 926ص, وزيرى.
مؤلف كتاب را در چهار بخش سامان داده است. در بخش اوّل به مبانى عرفان پرداخته و در بخش دوم به تفصيل از انديشه و سوانح زندگانى 66 عارف (از حسن بصرى تا عبدالرحمن جامى) سخن گفته است.
بخش سوم شرحى است گويا و كوتاه از اصطلاحات عرفانى و در بخش چهارم به اجمال طريقه هاى عرفانى معرفى شده اند. فهرست اعلام پايان بخش كتاب است.
مؤلف در مقدمه اى خواندنى از چرايى نگارش كتاب و چگونگى و چندى و چونى مطالب آن سخن گفته است.
ـ تكاپوگر انديشه ها
عبدالله نصرى, چاپ اول: تهران, پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى, 1376, تصوير«434ص, وزيرى.
اين كتاب عهده دار گزارش تحليلى زندگى, آثار و انديشه هاى استاد محمد تقى جعفرى است.
كتاب نوزده بخش دارد, بخش اوّل زندگانى است و در بخش دوم از آثار استاد سخن رفته است. در بخش سوم ابعاد شخصيت وى نمايانده شده است و آنگاه بخشهاى ديگر است با بحث و پژوهش درباره ابعاد فكر و انديشه استاد و با عناوينى چون: شناخت, خداشناسى, مبانى انسانشناسى, جبر و اختيار, فلسفه حيات, اصول اساسى حيات انسان, حيات معقول, اصول معرفت و گرديدن, تعليم و تربيت, انسان و آزادى, شخصيت زن, عرفان اسلامى, ارزشها و رابطه بايدها و هست ها, هنر و زيبايى, فلسفه تاريخ, اصول فلسفى تمدّن شناسى, مسائل اجتماعى و اسلام و حقوق بشر.
ـ تاريخ ولايت در نيم قرن اوّل
حسين ذاكر خطير, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 235ص, وزيرى.
نگاهى است گذرا و تحليلى به تاريخ نيم قرن اوّل اسلامى و چگونگى مسأله ولايت در آن. در فصل اوّل از جايگاه اهل در قرآن سخن رفته است. در فصل دوم و با عنوان ولايت در آغاز راه مسأله جانشينى در متون اسلامى طرح شده است و از غدير سخن رفته است. جريان سقيفه و پى آمدهاى آن, عثمان و عوامل سقوط وى, حكومت على(ع) و جنگهاى آن حضرت, نقش حزب اموى در زوال انديشه ولايت و بالاخره پيدايش خوارج, از جمله بحثهاى اين كتاب است.
ـ مجمل رشوند
محمد على خان رشوند, چاپ اول: تهران, دفتر نشر ميراث مكتوب, 1376, 416ص, وزيرى.
نويسنده كتاب به روزگار قاجاريان, رئيس ايل بزرگ رشوند و ساكن رودبار اَلموت بوده است و اين اثر كه خاطرات زندگانى و سوانح روزگار اوست, مشتمل است بر شرح وقايع و گزارشهاى تاريخى منطقه رودبار و الموت و نواحى اطراف آن و قزوين در سالهاى 1271ـ1276. وضع و شيوه زندگى ايل رشوند, وضع جغرافياى محلى, نوع محصولات و ماليات آن, تجهيز سپاهيان, رفتار حاكمان و شاهزادگان با رعايا, رسوم آنان در شاديها و جشنها و… از جمله مطالبى است كه در صفحات كتاب آمده است. تحقيق كتاب را آقايان منوچهر ستوده و عنايت الله مجيدى به عهده داشته اند, كه افزون بر تصحيح متن در ضمن مقدمه اى درازدامن از ايل و خاندان رشوند سخن گفته اند و در تعليقات مفصل كتاب اعلام جغرافيايى را معرفى كرده, بسيارى از مطالب مبهم و مجمل متن را توضيح داده اند.
ـ مقالات تاريخى (دفتر دوم)
رسول جعفريان, چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1376, 408ص, وزيرى.
مجموعه اى است از مقالات تاريخى كه برخى از آنها پيشتر در همين مجله نشر يافته است. عناوين مقالات بدين گونه است: فضل بن روزبهان و گرايش مذهبى او, على قلى جديد الأسلام و نقد تورات, منازعات حنفيان و شافعيان در دوره مبانى تاريخ ويران, شيعه و چهار اثر در تاريخ محلّى, نوروز در فرهنگ شيعه, اهل حديث و كتاب صريح السّنه طبرى جايگاه موفقيات در منابع تاريخ اسلام, سوگوارى محرّم در سفرنامه هاى خارجى, خانه رمله دختر حارث در دولت نبوى, پيشينه تشيع در كاشان و اصفهان, دكتر شريعتى و روحانيت. ادبيّات
ـ شرح مثنوى (جزء دوم از دفتر دوم)
دكتر سيد جعفر شهيدى, چاپ اوّل: تهران, شركت انتشارات علمى فرهنگى, 1376, 374ص, وزيرى.
شرحى است كوتاه, گويا و سودمند بر مثنوى مولوى. پيشتر و به هنگام نشر دو مجلد پيشين از چگونگى اين شرح سخن گفته ايم, اين مجلد مشتمل است بر شرح بخشى از دفتر دوم مثنوى.
ـ گزيده مقالات مجمع بزرگداشت حكيم محمد فضولى
على اصغر شعردوست, چاپ اول: تهران, دبيرخانه كنگره فضولى, 1376, 335ص, وزيرى.
گزينشى است از مجموعه مقاله هاى تقديم شده به مجمع بزرگداشت شاعر بلند آوازه شيعى ملا محمد فضولى. عناوين برخى از مقالات چنين است: اثرپذيرى فضولى از سعدى و شعراى ديگر, فضولى و جمهورى آذربايجان, امثال و حكم در آثار فضولى, موسيقى در شعر فضولى, انسان كامل از ديدگاه فضولى, زلالى از چشمه خورشيد, داستان پيامبران در ديوان اشعار و….
ـ المعتبر فى شرح المختصر ج5
عباس ظهيرى, چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376, 368ص, وزيرى.
(المعتبر) شرحى است درازدامن بر كتاب ارجمند (مختصر المعانى) تفتازانى, اين مجلد عهده دار شرح و بسط بخش (بيان) آن است, تعريف علم بيان, اقسام دلالت, تشبيه و چگونگى آن, از جمله بحثهاى اين كتاب است در بحث تشبيه از اقسام مشبه و مشبه به, اقسام وجه شبه حقيقى و تقسيمات مختلف تشبيه سخن رفته است.
ـ ديوان ابى بكر خوارزمى
حامد صدقى, چاپ اول: تهران, دفتر نشر ميراث مكتوب, 1376, 498ص, وزيرى.
ابوبكر محمد بن عباس معروف به خوارزمى از شاعران, نويسندگان و دانشمندان سده چهارم هجرى است و اين كتاب پژوهشى است در جايگاه والاى او در ادب عربى و جمع و تدوينى است از پراكنده هاى شعر او. مؤلف ابتدا به تفصيل درباره وضع سياسى عصر خوارزمى سخن گفته و آنگاه از شرايط اجتماعى دوران خوارزمى بحث كرده است و در قسمت سوم از وضع فرهنگى روزگار وى, در بخشهاى بعد از زندگانى, خاندان, و شعر خوارزمى بتفصيل سخن رفته و آنگاه 251 قطعه شعرى كه فراچنگ آمده تدوين و گزارش شده است.
ـ آسمان و خاك
تاجماه آصفى, چاپ اوّل: تهران, مركز نشر دانشگاهى, 1376, 305ص, رقعى.
در اين كتاب مباحث كلامى در شعر فارسى از قرن چهارم تا قرن هفتم (از رودكى تا عطّار) گزارش شده است.
در بخش اوّل دانش كلام تعريف شده و روش و فايده آن بازگو شده است. آنگاه در فصل دوم جلوه هاى مباحث الهيات امت در شعر رودكى تا قطران تبريزى, برنموده شده است.
فصل سوم يكسر ويژه ناصر خسرو است و فصل سوم از سنايى تا عطار.
در فصلهاى مختلف كتاب, اشعار در ذيل عناوين كلامى مى آيد و آنگاه توضيحى و تحليل درباره محتواى آنها.
ـ بيان, با تجديد نظر و اضافات
سيروس شميسا, چاپ ششم: تهران, فردوس, 1376, 328ص, وزيرى.
نويسنده كتاب در طى سالها تدريس علم بيان در دانشگاه به اسلوبى دست يافته كه آن را در اين كتاب گرد آورده است. كتاب بيشتر صورت درسى و آموزشى دارد و بر مبناى اصول شناخته شده علم بيان به طرح نظريات تازه و ارائه مثالهاى نو پرداخته است. در خلال اين مباحث به طرح عناوينى جديد از قبيل سمبل و اسطوره و آركى تايپ نيز توجه شده و به مناسبت در اقوال قدما چون و چرايى به ميان آمده است. همچنين در كنار اشعار كلاسيك از اشعار شاعران معاصر نيز استفاده شده است. كتاب كه با دو پيشگفتار از نويسنده آغاز شده, متضمن هشت فصل است و در پايان هر فصل پانوشتها و تمرينات آورده شده. عناوين فصول كتاب به ترتيب عبارتند از: (تعاريف و كليات), (مجاز), (تشبيه), (استعاره), (بعد از استعاره), (كنايه), (خاتمه در علم بيان) و (توضيحات). بخش پايانى كتاب به واژه نامه, فهرست ماخذ و نامنامه اختصاص دارد.
ـ عشق و عرفان: فرهنگ قياسى
مهشيد مشيرى, چاپ اول: تهران, البرز, 1376, 240ص, رقعى.
در اين كتاب عشق در معناى عام آن به كار رفته و از ساده ترين تا متعالى ترين عشقها را شامل است: از عشق خاكى تا عشق افلاكى. كتاب پس از پيشگفتارى كوتاه در چهار فصل و يك كتابشناسى تدوين شده است. فصل اول مقايسه اى است بين واژگان عشق و عرفان كه نويسنده از ديدگاه قياسى رابطه عشق را با عاشق, معشوق, معاشقه و چون آن مشخص كرده است و آن گاه از عرفان و شعرا شاهد مثالهايى آورده و عشق را به ايمان, يقين, شهادت, ارادت و جنون نسبت داده است. در بخش دوم با عنوان (مدخل عشق) با نظم الفبايى به املاى عشق, آواى عشق تا تاريخ عشق و چون آن پرداخته شده و بخش سوم تحت عنوان (تفرّجى در گلستان عشق) هر واژه اى را كه در تصوف و عرفان گرد محور عشق مى گردد, با نظم الفبايى معنا كرده و شاهد مثالهايى از شعرا و عرفا آورده است. در بخش چهارم فهرست الفبايى ارجاعى واژگان عشق و عرفان آمده است.
ـ انديشه هاى نظامى گنجوى
بهروز ثروتيان, چاپ اول: تبريز, آيدين, 1376, 444ص, وزيرى.
در اين كتاب به بررسى تحليلى آثار حكيم نظامى گنجوى پرداخته شده است. نويسنده با نگرشى دقيق و كاوشى عميق در يك يك آثار نظامى به استخراج انديشه هاى نهفته شده در اين آثار پرداخته است. در اين تحليل به ترتيب مثنوى هاى مخزن الاسرار, ليلى و مجنون, هفت پيكر, شرفنامه و در پايان اقبال نامه مورد بررسى قرار گرفته اند. شيوه تحليل گر آن است كه ابتدا مختصرى به اثر و ويژگى هاى آن بپردازد و سپس بيتهاى كليدى را ذكر كند و انديشه هاى نظامى را به استناد آن ابيات برساند.
ـ طيف الخيال (گستره خيال)
شريف مرتضى, مترجم: نصرت الله فروهر, چاپ اول: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1376, 38ص, وزيرى.
كتاب ترجمه اى است از اثر شريف مرتضى (علم الهدى) رهبر و پيشواى علويان در بغداد و يگانه روزگار خويش از لحاظ دانش و كلام و حديث و شعر, و نمونه كامل فرهنگ و تمدن و بينش در قرن چهارم و پنجم, يعنى عصر زرين ادبيات عرب. شريف مرتضى, اين كتاب را پس از بررسى و مطالعه اثر آمِدى (موازنه) درباره شعر ابى تمام و بحترى, پرداخته و شعرهاى خود و برادرش را در مورد (گستره خيال) بر شعرهاى آن دو افزوده و آن را (طيف الخيال) ناميده است. سيد مرتضى و سيد رضى در زمان حكومت آل بويه در بغداد مى زيستند. شريف مرتضى در اين اثر به زواياى باريك انديشه چهار شاعر, كشف گوشه ها و ابهامات ناشناخته آن پرداخته و سيرى را كه خيال در انديشه شاعر داشته به شكل آشكار و بارزى روشن كرده و اثر آمِدى را در بعضى موارد به نقد گرفته و آمِدى را به جهت بى توجهى به ژرفاى گستره خيال و سير آن به تعريض سرزنش كرده است.
ـ شكوه شمس: سيرى در آثار و افكار مولانا جلال الدين رومى
آن مارى شيمل, مترجم: حسن لاهوتى, مقدمه: سيد جلال الدين آشتيانى, چاپ سوم: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1376, 988ص, وزيرى.
اين كتاب نتيجه چهل سال گفت و شنود نويسنده آن با مولاناست. گفت و شنودى بسيار خصوصى. در اين كتاب مولانا بيش تر به صورت انسانى ظاهر مى گردد بسيار حساس. انسانى به عالى ترين مفهوم كلمه كه انديشه هايش سخت بر قرآن و عرفان كلاسيك اسلامى استوار است و فروغ خورشيد حقيقت الهى با جلال و جمال خود در وجود شخص شمس الدين تبريزى بر او متجلى شده. مولانا كه بر اثر اين نور, انقلاب حال يافته در اين آتش مى سوزد و در پرتو اين نور نو به دنيا مى نگرد: او نشانه هاى عظمت خداوند و فيض و لطف حق را در همه جا آشكار مى يابد و تسبيح همه مخلوقات را مى شنود و با اشعارى فراموش نشدنى به ياد پيروان خود مى آورد كه حيات حقيقى تنها از راه تسليم شدن به عشق ميسر است. كتاب پس از سخن مترجم و اختصارات و ماخذ مترجم, ديباچه اى به قلم استاد سيد جلال الدين آشتيانى دارد و در پى آن پيشگفتار مؤلف و مطالب كتاب تحت عنوان زمينه, خيالبندى مولوى, الهيات مولوى و نفوذ جلال الدين مولوى در شرق و غرب آمده است. يادداشتهاى مولف, يادداشتهاى مترجم, فهرست آيات قرآنى, فهرست احاديث, فهرست افراد و جايها و كتابنامه در بخش پايانى كتاب ارائه شده است.
ـعرفان مولوى با تعليقات و اضافات
خليفه عبدالحكيم, مترجم: احمد محمدى, احمد ميرعلايى, چاپ چهارم: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1376, 274ص, رقعى.
اين كتاب ترجمه اى است از كتاب پر ارزش دكتر خليفه عبدالحكيم به نام (مابعدالطبيعه رومى) كه به مناسبت عقيده و مسلك مولوى بر آن نام (عرفان مولوى) نهاده شده. كتاب داراى ده فصل است كه نخستين آن به عنوان درآمد كتاب آمده و نُه فصل ديگر به مسائلى اختصاص يافته كه اساس فكر مولوى است. مؤلف در درآمدى كه بر كتاب نوشته از مولوى و معلومات او و دوره اى كه در آن مى زيسته و علوم و اطلاعاتى كه زمينه فكرى او را ساخته, سخن مى گويد و به طور خلاصه سير تصوف را از نخستين زاهدى كه در جهان اسلام لقب صوفى گرفت تا زمان مولوى تعين و تحول فكر عرفانى را در خلال اين مدت روشن مى كند. سپس نحوه پرداخت مولوى را به بيان عقايد و نظريات خويش روشن مى كند. پس از آن به فصول كتاب مى پردازد, تحت عناوين: گوهر جان, مسأله خلقت, تطور, عشق ـ اختيار, انسان كامل, بقاى شخصيت (فنا و بقا), خدا, وحدت وجود صوفى. پايان بخش كتاب يادداشتها, واژگان فلسفى و عرفانى, مآخذ, و فهرست كتابها و رساله ها و نام كسان است.
ـ گزيده اشعار حافظ
مقدمه: بهاءالدين خرمشاهى, چاپ اول: تهران, مرواريد, 1376, 456ص, رقعى.
اين كتاب مشتمل بر گزينه اى از دويست غزل بر مبناى نسخه خلخالى (تصحيح خرمشاهى, نيلوفر, 1375) است. معيار انتخاب غزلها, توجه به ارزش ذاتى و جايگاه هنرى و سپس شهرت و مردم پسندى و رواج و روايى هر غزل بوده است. كتاب با مقدمه اى از آقاى خرمشاهى آغاز شده كه در آن از سرِّ رواج و روايى شعر حافظ سخن گفته و به بيان بعضى از وجوه شعر حافظ پرداخته است. حافظ اسطوره ساز و آفرينشگر است; حافظ مقام علمى و فرهنگى شامخى دارد; عرفان و اخلاق; حافظ انديشه مند است و در شعرش حكمت مى ورزد; حافظ مصلح اجتماعى است; سخنورى و صنعتگرى حافظ; وجوه امتياز شعر حافظ, عناوين ديگر مباحث ارائه شده در مقدمه است.
ـ نگاهى به سپهرى
سيروس شميسا, چاپ هفتم: تهران, مرواريد, 1376, 344ص, رقعى.
اين كتاب صورت نهايى يادداشتهايى است كه نويسنده تا چند سال پيش در كلاس ادبيات معاصر, درباره سهراب سپهرى ارائه داده. نويسنده در واقع نگاهى دارد به برخى از جنبه هاى شعر سهراب. او از معدود شاعرانى است كه دستگاه منسجم فكرى خاص خود را دارد و براى فهميدن شعر او بايد با فكر ايشان آشنا بود. هدف اصلى نويسنده در اين كتاب فهم متن شعر است. همچنين در اين كتاب انواع اضافه هاى تشبيهى و استعارى مورد دقت قرار گرفته است. در صفحات پايانى كتاب فهرست راهنما, فهرست آيات قرآنى و احاديث و اقوال مشايخ و كتابنامه ارائه گرديده است.
ـ مكالمات: گفته ها و شنيده هاى جلال آل احمد (1348ـ1341هـ.ش)
ويراستار: مصطفى زمانى نيا; زيرنظر: شمس آل احمد, چاپ اول: تهران, فردوس, 1376, 248ص, رقعى.
به معناى رايج و مصطلح, جلال آل احمد مصاحبه و گفت وگو با پرسش گران نشريات و مجلات رسمى نداشته و يا به ندرت داشته است. در ميان آثار بازمانده از آل احمد, ردپايى از مطبوعات ادبى, فرهنگى, اجتماعى و سياسى معاصر او به سختى يافت مى شود. اين كتاب شامل نه بخش است كه به ترتيب عبارتند از: (گزارش ميزگرد نقاشان) كه همان طور كه از يادداشت خانم دانشور برمى آيد, به دعوت (كتاب ماه) [كه مدير اصلى آن جلال آل احمد بود], گروهى از نقاشان در تالار روزنامه كيهان حضور يافتند تا تبادل نظرى درباره جست وجوى راه و رسم معقولى براى آينده نقاشى ايران كنند. بخش دوم كتاب با عنوان (زلزله بويين زهرا) درباره روستاييان ايرانى زلزله زده است. بخش سوم (يك گفت وگوى دراز) است كه نخستين مصاحبه حرفه اى, اصولى و جدى آل احمد به شمار مى رود. عناوين ديگر بخشهاى كتاب عبارتند از: مصاحبه اى كوتاه, گفت وگوى با يك فرنگى از فرنگ برگشته, گفت وگوى دراز با دانشجويان تبريز, درباره (نفرين زمين) و راه مردم.
ـ انواع ادبى
سيروس شميسا, چاپ پنجم: تهران, فردوس, 1376, 344ص, وزيرى.
انواع ادبى در رديف نظامهايى از قبيل سبك شناسى و نقد ادبى است كه يكى از اقسام جديد علوم ادبى به شمار مى رود. موضوع اصلى آن طبقه بندى آثار ادبى از نظر ماده و صورت در گروه هاى محدود و مشخص است. اين كتاب در اساس به كلياتى در باب انواع مختلف معروف آن پرداخته و در آن عناوين متعددى مورد بحث قرار گرفته است. هر فصل كتاب بالقوه مى تواند كتابى باشد, اما هدف نويسنده فقط ارائه معلوماتى در حد ضرورت براى دانشجويان بوده است. كتاب پس از پيشگفتار نويسنده و فصلى تحت عنوان كليات به چهار بخش و يازده فصل تقسيم شده. عناوين بخشها عبارتند از: انواع ديگر و انواع جديد, انواع ديگر و قوالب شعرى. يادداشتها, فهرستها, راهنما و فهرست ماخذ در صفحات پايانى كتاب ارائه شده است.
ـ سندس, دخترى در جستجوى حقيقت
بنت الهدى صدر; مترجم: محسن عابدى, چاپ اول: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, معاونت پژوهشى, 1376, 108ص, رقعى.
شهيد بنت الهدى خواهر شهيد محمد باقر صدر از نويسندگان مسلمان معاصر است كه براى هدايت نسل جوان به خصوص قشر دختران و بانوان تلاش بى وقفه اى نمود. او در طول حيات پر بركت خود علاوه بر فعاليتهاى فرهنگى و اجتماعى و سياسى مختلف, تعدادى داستان نيز نوشت كه در طى آنها به مشكلات اجتماعى و خطرهايى كه بر سر راه دختران كمين كرده است, پرداخت. اين داستانها مربوط به حوادثى است كه در زندگى قشر زنان رخ داده و مى دهد. كتاب پس از مقدمه اى از ناشر و زندگى نامه شهيد بنت الهدى, به متن داستان (سندس, دخترى در جستجوى حقيقت), مى رسد.


صفحه 13

مجله هاى پـژوهشى



ـ انديشه حوزه
سال سوم, شماره اول (پياپى9), تابستان76
بايستگيهاى حوزه از نگاه رهبرى; فقه جواهرى و ويژگيهاى آن; حكومت و كارآمدى; آرمانهاى فلسفه و علم; حقوق و قلمرو آزاديهاى بخش خصوصى در اسلام; درآمدى بر ارتباط و وسايل ارتباطى و….
ـ با معارف اسلامى آشنا شويم
سال شانزدهم, شماره 38, پاييز و زمستان76
چرا بايد آيين و مذهبى را اختيار كنيم؟; احساس حقارت يا خود كم بينى; حقوق اجتماعى از ديدگاه اسلام; كليد دانش; گوشه هايى از زندگى بزرگان; نگرشى بر احكام; خواندنيها و….
ـ بيّنات
سال چهارم, شماره 3, پاييز76
شرح حال شهيد حاج آقا مصطفى خمينى(ره); برخى مباحث فقهى در تفسير آقا مصطفى(ره); گرايشهاى عقلانى در تفسير آقا مصطفى(ره); مفهوم هدايت در ديدگاه حاج آقا مصطفى(ره); مزاياى ادبى (تفسير القرآن الكريم); جايگاه تفسير حاج آقا مصطفى(ره); استعانت, جز از خدا; بحثى پيرامون رسم الخط قرآن كريم; طرح جامع تفسيرى حاج آقا مصطفى(ره); نگاهى گذرا به دو چاپ از تفسير حاج آقا مصطفى(ره) و….
ـ پاسدار اسلام
شماره190, مهر76
فَىء در نظام اسلامى; آرمان انقلاب اسلامى از ديدگاه امام خمينى(ره); ويژگى هاى شخصيت صهيونيستى; سيره امام على(ع); مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا(س); گامى به سوى عدالت اجتماعى و….
ـ پاسدار اسلام
شماره191, آبان76
نيايش شكايت كنندگان; ثروت اندوزى; تمدن غرب از ديدى منتقدانه; سيره سياسى امام على(ع) در عهد رسول الله(ص); علامه طباطبايى سرور اهل صفا و….
ـ پيام زن
سال ششم, شماره هفتم (پياپى67), مهر76
وراثت, نوجوانى, بلوغ; گفتگو با همسر سردار شهيد سيد ابراهيم تارا; ايتاليا و كابوسى به نام ازدواج; گفتگو با دكتر مرضيه دستجردى; گفتگو با دكتر سيما فردوسى; زن و خانواده در پاكستان; اخلاق معاشرت, مردم دارى و….
ـ پيام زن
سال ششم, شماره هشتم (پياپى68), آبان76
زندگى و شخصيت حضرت فاطمه(س); برداشتى تازه از فقه حقوقى (زن); تابش زهرا(س) در آينه شعر; كوثر, محبوبه امت (شخصيت فاطمه(س) از منظر قرآن); انديشه نور; زنان در آستانه ورود به بيستمين سال انقلاب اسلامى; فاطمه(س), درياى بيكران; درآمدى بر شناخت مسائل زنان; زن, خانواده و اشتغال; زن و امنيت اجتماعى; زن و مديريت; زنان, ديدگاههاى رييس جمهور و انتظارات; من فاطرم و اين فاطمه است, فدك, سايه سار حاكميت اهل بيت(ع); دفاع از حقوق زن, نگاهى از اين سو; نگاهى كوتاه به شخصيت زهرا(س) در منابع اهل سنت; زنان, بيعت, هجرت و جهاد; زن در عرصه سينماى ايران; حقوق خانواده و زن در قانون اساسى جمهورى اسلامى; پيشوايان(ع) و رفتار با همسر; بانوى نمونه اسلام; برنامه عمل ملى براى زنان, در مراحل نهايى و….
ـ پيام يونسكو
سال بيست وهشتم, شماره318, تيرماه76
بازار در گذشته و حال; كليساهاى باروك فيليپين; ژان پياژه, انديشه گرى پيشگام و كم نظير; آواى پنهانى فردريك موپو و….
ـ پيام يونسكو
سال بيست وهشتم, شماره319, مرداد76
هنر ميرا: پيكره سازى در برف و يخ; رقص يا صورتك; تئاتر و هنر اجرايى; پارك ملى تايى و….
ـ تاريخ و فرهنگ معاصر
سال ششم, شماره1و2 (پياپى 21ـ22), بهار و تابستان76
نخستين گامها در راه گسترش اسلام از بصره تا مرو; سيطره طلبى روسيه در ايران (در زمان پتر بزرگ); پيامدهاى واقعه گوهرشاد در آيينه اسناد نويافته; اسنادى از قيام آيت الله حاج آقا نورالله نجفى اصفهانى; مبارزات مردم كرمان عليه استبداد تا هنگام مشروطيت; توسعه و آزادى; پس از پيروزى انقلاب; در زندان با كمونيستها چه گذشت؟; درباره انتخابات رياست جمهورى ايران; يادى از فلاطورى و….
ـ التوحيد
السنة السادسة عشرة, رجب 1418هـ/ تشرين الثانى 1997م
معالم مرحلة ما بعد الاحياء.. قراءة فى مشروع الامام; المنهج العلمى فى القرآن.. الجذور فى الاسس; مناهج دراسة الاديان; الامام الخمينى و احياء الخطاب الدينى; الادخار و الاستثمار فى المنهج الاسلامي; التفكير بين النقد و الابداع; فلسفة المشروع الحضارى بين الاحياء الاسلامى و التحديث الغربي; سدنة التغريب يستأنفون حملاتهم المشبوهة (منتدى); حوار مع الشيخ محمد الغزالى و….
ـ حكومت اسلامى
سال دوم, شماره دوم (پياپى4), تابستان76
ضرورت حكومت يا ولايت فقها در عصر غيبت; ولايت فقيه و نقش خبرگان در آن; شايستگى زنان براى قضاوت و مناصب رسمى; شريعت الهى واحد و حاكميتهاى متعدد انسانى; انقلاب دينى, پژوهشى تاريخى; ابعاد جهانى نظريه سياسى اسلام(2); سازمان حكومتى در صدر اسلام; آرا و نظريات اخوان الصفا; زن و سياست, گرايشها و نگارشها; اسلام, دولت قديم و جديد و….
ـ حوزه
شماره 80 ـ79, فروردين, ارديبهشت, خرداد و تير76
مصاحبه با حضرت آيت الله سيد كاظم حائرى; اصلاح حوزه در نگاه شهيد صدر; ديدگاههاى فقهى شهيد آيت الله صدر; دستورالعمل اخلاقى از عالم نامور آيت العظمى شهيد سيد محمد باقر صدر; نگاهى به تلاشهاى احياگرانه شهيد صدر; شهيد صدر منادى وحدت; روش بررسى مسائل اقتصادى; تاريخ در نگاه شهيد صدر; مبانى منطق استقراء از ديدگاه شهيد سيد محمد باقر صدر; مصاحبه با حجةالاسلام و المسلمين شيخ محمدرضا نعمانى و الفتاوى الواضحه.
ـ حوزه
شماره 82 ـ81, مرداد, شهريور ـ مهر و آبان76
سپيده گشاى انقلاب; مصاحبه با استاد محقق و فيلسوف عاليقدر, سيد جلال آشتيانى; نگاهى به ديدگاههاى فقهى شهيد مصطفى خمينى; آيات الاحكام در آثار شهيد مصطفى خمينى(ره); رويكردهاى نوين استاد در دانش اصول; نقد مكتبهاى اصولى از ديدگاه شهيد مصطفى خمينى; دستورالعمل از عالم ربّانى و مفسّر ژرف انديش سيد مصطفى خمينى; سيرى در تفسير القرآن الكريم; سيرى در انديشه هاى كلامى; ديدگاهى شهيد مصطفى خمينى درباره ولايت و حكومت اسلامى; تلاشهاى سياسى و اجتماعى شهيد آقا مصطفى خمينى; نگاهى به زندگى علمى و آثار شهيد آقا مصطفى خمينى و….
ـ رسالت التقريب
العدد السادس عشر, الدورة الرابعة, ربيع الثانى ـ جمادى الاول 1418هـ/ 1997م
الوحدة الاسلامية عناصرها و موانعها; القصص القرآنى ـ القسم الرابع; الاكراه; الصداق; الحكومة الاسلامية من منظور الشاعر الكميت بن زيد; دراسة مقارنة فى المصطلحات; رسالتان بين واعظ زاده و بن باز; توجيهات الامام القائد; اسباب اختلاف الفقهاء للدكتور عبدالله التركي; الموسوعة الميسرة فى الاديان و المذاهب المعاصرة; دعوة الاسلام الى الوحدة و الاعداد من 1ـ16 من مجلة (رسالة التقريب) و….
ـ سروش
سال نوزدهم, شماره 861, آبان76
ويژه نامه هفته كتاب.
گزارش كامل مصاحبه مطبوعاتى آقاى مسجد جامعى; فروغ صبح دانايى كتاب است; تولد نثر جديد; طنز كتاب; گفتگو با رئيس هيئت امناى كتابخانه هاى عمومى; اين نويسنده ها, اين كتابها; كتابهاى زنده و كتابخانه هاى الكترونيكى پويا; هفته كتاب از نگاه ناشران; با ناشران كتابهاى سينمايى; دريچه اى به تازه هاى نشر; نكته هايى از نويسندگان; نقش كتابخانه ها در گسترش فرهنگ كتاب خوانى; حضور كتاب فروشيهاى زنجيره اى در اينترنت; از سنگ نبشته ها تا اينترنت; سروش در ديدار با اهل قلم و….
ـ فرهنگ همدان
سال سوم, شماره 10, تابستان76
ويژه نامه حضرت آيت الله العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى(ره); بررسى سنگ محراب و سنگ نبشته مسجد جامع اسدآباد; نقش تاريخى محله ها در زندگى شهرى مردم همدان; سيرى در آثار مير سيد على همدانى; نگاهى اجمالى به درآمدهاى مالياتى و….
ـ كيهان انديشه
شماره73, مرداد و شهريور76
مسيحيت معاصر, جريانها و هدفها; معرفت شناسى حضورى; احياى فكر دينى; شناخت اجتماعى; مختصات و تقسيمات علم; جنبش ذاتى طبيعت; درآمدى بر فلسفه دين; تأملى در جاودانگى عذاب كفار; فراانديشه ها; بوداق منشى قزوينى; تأثير عارفان بر گلستان و بوستان و….
ـ كيهان فرهنگى
سال چهاردهم, شماره پياپى136, مهر76
جايگاه و كاركرد فرهنگ در جامعه مدنى; عبارتهاى وصفى در شعر خاقانى; ارزشهاى اجتماعى در داستانهاى نذير احمد; رهيافت دين شناسى امام خمينى(ره); اجتهاد, كليد درهاى بسته(2); ايمان و اسلام(2); اخلاق و عرفان; تأثير فرهنگ اسلامى در شكوفايى تمدن مغرب زمين; زبان فارسى پيش دانشگاهى; جهانى بودن امثال و حكم; حسرت روح صوفى دجال; آفرنش هنرى از ديدگاه افلاطون; استاد محمد تقى جعفرى, مرد كتاب و قلم جهان و….
ـ مجلس و پژوهش
سال چهارم, شماره 22, فروردين ـ ارديبهشت76
امروز, عصر مديران كارآمد است; توسعه و انگاره هاى دنياگرا; بودجه76, يك گام به جلو, ساختار پيشين; اينترنت و پنجره خانه ملت; لايحه فقرزدايى و نابرابرى هاى درآمدى; اخبار مجلس شوراى اسلامى; اخبار مجالس دنيا و….
ـ مديريت دولتى
شماره 36, بهار76
معيارهاى عمومى شايستگى و برترى نيروى انسانى در مديريت اسلامى; استراتژيها و سياستهاى مديريت منابع انسانى; الگوى تصميم گيرى بر مبناى اخلاقيات, عوامل مؤثر در هدايت رفتار كاركنان; استفاده نابجا از اختيارات و….
ـ مرآة الكتب
العدد 43, السنة الرابعة, جمادى الاولى 1418هـ
(الجمعة سوق الكتاب) و (مقهى الكتاب); المكتبة الرسالية محمد هادى الغريفى; شخصية العدد الشيخ محمد هادى معرفت; المكتبة الوطنية فى الجمهورية الاسلامية; تقرير عن المؤتمر العالمى العاشر للوحدة الاسلامية; دور الدكتور عبد الجبار شرارة فى رعاية الكتاب الناشئين شهاب الدين الحسيني; المقالات التاريخيه.
ـ معرفت
سال ششم, شماره دوم (پياپى22), پاييز76
پلوراليسم (گفتگو); پلوراليسم, بررسى اصول اخلاقى و سياسى; مبانى فكرى سكولاريسم; علم سكولار و علم دينى; نظام بين المللى و توسعه يافتگى دنياى اسلام; همگرايى در خاورميانه; اسلام ثروة, اسلام شحنه, اسلام ثورة; فلسفه سياسى افلاطون; تفسيرگرايى تأويلى; پايان فضيلت و….
ـ مسجد
سال ششم, شماره 33, مرداد و شهريور76
عقل و وحى در بستر زمان; پژوهشى درباره كتاب من لايحضره الفقيه; مسجد و هنر; سير تحول در هنر و معمارى گنبد; اذان و مأذن; مساجد آفريقاى شرقى و….
ـ موعود
شماره چهارم, مهر و آبان76
جامعه موعود الگويى براى ساختن جامعه مطلوب; رجعت(4); شرح دعاى ندبه; گفتگو درباره مهدى(ع) و….
ـ ندا
سال هفتم, شماره 22, پاييز76
دولت نو و چشم اندازهاى تازه; گزارشى تكان دهنده از وضعيت زنان در پاكستان; جامعه مدنى, تعريف و ويژگيها; ارزيابى مواضع ايران در سياست خارجى; نگاهى به تأليفات مرحوم حاج آقا مصطفى; خاطرات حجةالاسلام والمسلمين محتشمى از زندگى و شهادت مرحوم حاج آقا مصطفى(ره) و….
ـ نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد
شماره 32و34, پاييز76
شيوه هاى اسلامى كردن دانشگاهها; مطالعه تطبيقى در اصول و عقايد اديان وحيانى; تاريخچه علم تاريخ فقه; استحسان در نگاه ابن تيميه; مقدمه اى بر تعارض ادله; قاعده لاضرر و بهداشت محيط زيست; قواعد فقهى در مذاهب پنج گانه; مرآة التوحيد و نجاة من التقليد و….
ـ نمايه
سال هفتم, شماره 6 (پياپى67), مهر76
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز.
ـ وقف ميراث جاويدان
سال پنجم, شماره 18, تابستان76
(ما ادريك) در قرآن مجيد; حقيقت وقف; گفتگو با استاد سيد احمد حسينى اشكورى; وقف در حقوق فرانسه; مرورى بر نظريه ولايت در عرفان ابن عربى; وقف نامه مصلاى امام خمينى(ره) تبريز; كاربرد حروف در قرآن كريم و….
l


صفحه 14

كتابشناسى توصيفى حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى
کديور محسن


آقا على مدرس طهرانى (1234ـ1307ق)1 فرزند ملا عبدالله زنوزى يكى از بزرگترين فلاسفه قرون اخير جهان اسلام است. صدرالمتألهين شيرازى, ملا على نورى, ملا هادى سبزوارى, آقا محمّدرضا قمشه اى و آقا على مدرس طهرانى پنج شاخص مهم حكمت متعاليه به شمار مى روند. امتيازات انديشه فلسفى آقا على مدرس را به اختصار مى توان اين گونه برشمرد:
1. آقا على از چيره دست ترين شارحان آراى صدرالمتألهين و مبانى حكمت متعاليه است. شرح حكمت متعاليه آقا على در قالب تعليقات موجز و متين او بر شش كتاب اصلى ملاصدرا بويژه اسفار حاوى ژرفترين تحقيقات در زواياى انديشه فلسفى صدرالمتألهين است.
2. اگرچه همّت غالب پيروان حكمت متعاليه مصروف شرح و تأييد مبانى و آراى صدرالمتألهين بوده است; بارزترين ويژگى آقا على مدرس طهرانى, كه وى را در زمان حياتش شايسته عنوان برازنده (حكيم مؤسّس) كرد, تصرّف وى در مبانى و ارائه تقريرهاى تازه از اصول صدرايى, نقد حكيمانه آراى فيلسوف پرآوازه شيراز, و ارائه نظرياتى جديد در چندين مسأله فلسفى است. ديدگاههاى بديع وى در مباحث معاد جسمانى, اعتبارات ماهيت, حمل, وجود رابط, علم و تقريرهاى تازه اى از مسائل اصالت وجود, وحدت وجود, بساطت وجود, حركت جوهرى و… شاهدى بر اين مدعاست.
3. بدايع الحكم مهمترين تأليف حكيم مؤسّس, پس از اسفار معتبرترين كتاب حكمت متعاليه است. تقريرهاى استادانه آقا على از مباحث مختلف الهيات بالمعنى الاخص در بدايع, نمايى با عظمت از انديشه فلسفى اسلامى ارائه مى كند. بدايع از حيث ديگر, يكى از مهمترين كتابهاى فلسفى به زبان فارسى به شمار مى آيد. بدايع را مى بايد در كنار دانشنامه علايى, رسايل فارسى سهروردى, مصنفات بابا افضل كاشانى و درة التاج قطب الدين شيرازى, استمرار سنّت حسنه نگارش متون فلسفى به زبان فارسى دانست. بدايع الحكم معتبرترين نماينده حكمت متعاليه در زبان فارسى است.
4. با آقا على, فلسفه تطبيقى در جهان اسلام ـ به يك معنى ـ آغاز مى شود. صفحات پايانى بدايع الحكم نخستين جلوه آشنايى فلاسفه مسلمان با آراى فلاسفه پس از رنسانس غرب را به نمايش مى گذارد. هرچند اين اشاره بسيار گذرا, اجمالى و غير كافى است, اما اين مهم را خاطرنشان مى سازد كه حكيمان مسلمان نبايد از انديشه فلسفى معاصرِ خارج از جهان اسلام بى اعتنا بگذرند.
به رغم اهميت فراوان آثار اين فيلسوف عالى قدر نه تنها اكثر آثار وى تاكنون منتشر نشده, بلكه حتى همه كتب و رسايل وى هنوز شناسايى نشده است. در رساله سرگذشت و الذريعة تنها يك چهارم آثار وى ذكر شده است.2 هرچند متأسفانه آثار بسيارى از اعاظم حكماى متعاليه به همين بليّه مبتلا هستند.3
با توجه به ارزش انديشه فلسفى حكيم مؤسّس, معرّفى و تشريح آثار وى طى سه مرحله پيش بينى شد: مرحله اوّل: شناسايى و گردآورى آثار آقا على ; مرحله دوم: تنظيم, تصحيح, تحقيق و انتشار مجموعه آثار آقا على ; مرحله سوم: تحليل انتقادى آراى ابتكارى حكيم مؤسّس. در اين مجال تنها حاصل مرحله اوّل تقديم دوستداران فلسفه اسلامى مى شود. مرحله دوم در شرف اتمام است و مرحله سوم در دست انجام.
اين كتابشناسى توصيفى شامل شش بخش است. در بخش اوّل هجده كتاب و رساله به جا مانده از آقا على معرفى مى شود. در بخش دوم از دو تقرير از دروس و ابحاث آقا على ياد كرده ايم. در بخش سوم سه كتاب مفقود حكيم مؤسس شناسايى شده است. در بخش چهارم از آثارى كه انتسابشان به آقا على محرز نشده پرده برداشته شده است. بخش پنجم به معرفى كتب, رسايل و مقالاتى كه به شرح, حاشيه و نقد آثار آقا على پرداخته اند, اختصاص يافته است. بخش ششم عهده دار معرفى, منابع عمومى و خصوصى پيرامون احوال آقا على مدرس طهرانى است.
سه بخش اوّل اين كتابشناسى با تفحص در كليه فهرستهاى منتشر شده نسخ خطى موجود در ايران, مراجعه مستقيم به گنجينه نسخ خطى, مطالعه تك تك آثار منسوب به آقا على و نيز مشورت با اساتيد فلسفه و مطّلعان از نسخ خطى تنظيم شده است.4
محدوديتهاى اين كتابشناسى به قرار ذيل است: اولاً, متأسفانه همه نسخ خطى در كتابخانه هاى عمومى و خصوصى ايران فهرست نشده است. ثانياً بعضى از فهرستهاى موجود دقيق نيستند و به رغم زحمت فراوان نويسندگان, اشكالاتى در آنها راه يافته است. ثالثاً: با رجوع به بسيارى از فهرستهاى منتشر شده نسخ خطى كتابخانه هاى خارج از ايران, به واسطه فراهم نبودن همه فهارس, تحقيق در حوزه خارج از ايران ادامه دارد. نگارنده اميدوار است آثار مفقود آقا على را در يكى از سه مورد ياد شده بيابد. انتشار اين فهرست از باب (الميسور لايسقط بالمعسور) درخواستى از همه ارباب فضل و حكمت است كه با تذكر كاستى ها و نواقص, اين مجموعه را تكميل كرده, دين خود رابه حكيم مؤسّس ادا نمايند. * بخش اوّل: آثار به جا مانده از آقا على مدرس طهرانى
در اين بخش هجده اثر و رساله كه به خامه آقا على نگارش يافته و به زمان ما رسيده است, به ترتيب الفبايى معرفى مى شوند. اين معرفى با اشاره به نكات ذيل صورت مى گيرد: عنوان اصلى و عناوين ديگر اثر, مشخصات كامل نسخ خطى, چاپ سنگى و چاپ مصحّح اثر, جملات آغاز و انجام اثر, تحليل مختصر محتوا و اشاره به فصول اصلى, مراجعى كه ذكرى از اين اثر در آنها رفته است; حاشيه, شرح و نقد اثر در صورت نگارش, تاريخ نگارش, زبان نگارش و بالاخره ارتباط هر اثر با ديگر آثار آقا على.
1. بدايع الحكم
اين كتاب مشهورترين اثر آقا على مدرس است, تا آنجا كه گاه از وى بنام (صاحب بدايع) ياد مى شود. نگارش اين كتاب هفت ماه قبل از وفات ايشان به پايان رسيده است. بديع الملك ميرزا عمادالدوله (متولد حوالى 1260 و متوفى بعد از 1313ق) از شاهزادگان فاضل قاجار ـ شاگرد ميرزا على اكبر حكمى يزدى در فلسفه اسلامى و داراى اطلاع اجمالى از فلسفه معاصر غرب ـ سؤالاتى از حكماى عصر خود از جمله ميرزا على اكبر حكمى,5 آقا محمدرضا قمشه اى6 و آقا على مدرس طهرانى مطرح مى كند. بدايع الحكم متن پاسخ تفصيلى آقا على به هفت سؤال7 بديع الملك است و نام كتاب از نام پرسشگر به وديعه گرفته شده است. بيش از سه چهارم كتاب پاسخ به سؤالات اوّل و دوم درباره علم واجب و نسبت وجود واجب به وجود ماسوى اختصاص دارد. پاسخ سؤالات سوم و پنجم بسيار مختصر است و در پاسخ سؤال هفتم رقيقه اى از فلسفه تطبيقى همراه با ذكر نام برخى فلاسفه غرب ديده مى شود. پاسخ هر سؤال به چند بديعه تقسيم شده است. عنوان هر بديعه ـ كه مجموعاً به سى و دو مورد مى رسند ـ با عناوين فصوص محيى الدين قابل مقايسه است, مثلاً بديعة جبروتية فى كلمة قدسية, بديعة تقدسية فى كلمة تنزيهية, بديعة عرفانيه فى كلمة قرآنية…, در ذيل هر بديعه عناوين فرعى ديگرى از قبيل كشف و انارة, مناقشة انتقادية, تحقيق عرشى, دراية و هداية و… به چشم مى خورد. بدايع مشحون از آراء بديع فلسفى است. آقا على تنها به حدود سؤال اكتفا نكرده, و به مناسبت, بسيارى از مطالب لازم فلسفى را متذكر شده است. در چندين مسأله از جمله اصالت وجود, بساطت وجود, علم و حركت جوهرى تقريرهاى تازه و آراى جديدى ارائه نموده است. نثر فارسى و سبك خاص نگارش آقا على در بدايع قابل اعتناست. حكيم مؤسس ضمن نقل آثار بسيارى از حكما بويژه صدرالمتألهين و والد خويش, ملا عبدالله زنوزى به تحليل و نقد و نكته سنجى آراى آنان پرداخته است. در رساله خودنوشت سرگذشت, الذريعه و كشف الاستار از بدايع ياد شده است. به اعتبار اينكه بدايع در زمره آخرين آثار آقا على است. بسيارى از مطالبى كه حكيم مؤسس در ديگر آثار خود بويژه در تعليقات و رسائل اسفارى مطرح كرده, عينا در بدايع به چشم مى خورد. وى در بدايع از سه اثر ديگر خود يعنى سبيل الرشاد فى اثبات المعاد, رسالة فى العلة و المعلول و تعليقات اسفار مطلب نقل كرده است.
آغاز: خدايى را ستايش كنيم و پرستش كه هستى و بودش را آلايشى نيستى و نابودى نيست. پس يكتا و بى همتا و زنده و دانا و توانا و بينا و شنوا و گويا است.
انجام: كتاب بدايع الحكم در شب پنجم جمادى الاولى از هزار و سيصد و هفت هجرى به تحرير نگارنده كه در لسان خلق به آقا على مدرس معروف است و اميد دارد كه از خدّام اهل علم و معرفت محسوب شود اتمام يافت. نسخ خطى:
1. نسخه اصل دستنويس آقا على.8
2. نسخه كتابخانه ملك, شماره 1723, تاريخ كتابت 1307.
3. نسخه كتابخانه ملك, شماره 942, تاريخ كتابت 1308.
4. نسخه كتابخانه ملك, شماره 2582, تاريخ كتابت 1311.
چاپ سنگى:
در سال 1314ق با مقدمه حيدرقلى خان قاجار به خط احمد هزار جريبى و توسط حاج شيخ احمد شيرازى در 287 صفحه در تهران منتشر شده است.
چاپ مصحح اين كتاب در شرف انتشار است.9
براى آشنايى با نقد بدايع, ر.ك: رساله ودايع الحكم فى كشف خدايع بدايع الحكم, محمد صالح حائرى مازندرانى (علامه سمنانى), 1377هـ.ق. منتشر شده در جلد سوم حكمت بوعلى سينا.
2. تعليقات الاسفار (حواشى الاسفار)
الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة مهمترين اثر صدرالمتألهين شيرازى (م1050) و يكى از بزرگترين آثار فلسفى جهان اسلام است. بزرگترين حكيمان مسلمان چهار قرن اخير بر اسفار حاشيه و تعليقه نگاشته اند. يكى از عالمانه ترين حواشى اسفار تعليقات آقا على مدرس است. تعليقات اسفار بعد از بدايع الحكم مهمترين اثر آقا على به حساب مى آيد. در رساله خودنوشت سرگذشت و الذريعه از آن ياد شده است. پنج تعليقه مفصل اسفار در زمان حيات آقا على به صورت رسايل مستقلى درآمده اند. اين رساله هاى برآمده از تعليقات اسفار عبارتند از:
رسالة فى الوجود الرابط, رسالة فى العلّة و المعلول, رسالة فى طريقة الصديقين, رسالة فى التوحيد و رسالة سبيل الرشاد فى اثبات المعاد.
گفته مى شود (آقا على تمامى حواشى خود را كه در طول زمان و قبل از چاپ سنگى اسفار در حواشى اسفار خطى نوشته بود, به كنار صفحات اسفار چاپ طهران به خط خود منتقل كرده است. اين نسخه در كتابخانه مرحوم ميرزا فضل الله خان آشتيانى ديده شده است.) قول ديگر حاكى است كه (آقا على به يكى از تلاميذ خود به نام شيخ محمد رشتى دستور داد كه اين حواشى را به صورت كتاب مستقلى درآورد, ميرزا احمد آشتيانى صفحات و سطور اسفار را كه اين تعليقات ناظر به آن موارد است مشخص كرده اند, متأسفانه بسيارى از اوراق اين مجموعه مفقود گرديده است.)10
آنچه تاكنون از اين تعليقات به دست آمده, نظر شيخ آقا بزرگ را تأييد مى كند (هى قليلة على بعض مواضع الاسفار)11
از 257 تعليقه به دست آمده, 8 تعليقه مختصر بر سفر اوّل, 188 تعليقه بر سفر سوم و 61 تعليقه بر سفر چهار است و از سفر دوم تعليقه اى به دست نيامد. مفصل ترين اين تعليقات به سفر سوم اختصاص دارد نه سفر نفس. در مجموع مباحث ربوبيات بيشترين دغدغه خاطر حكيم مؤسس در تعليقات اسفار است. نگارش اين تعليقات همزمان با تدريس اسفار توسط آقا على بوده و با توجه به اينكه آقا على چندين دوره اسفار تدريس كرده است. اين حواشى در طى حدود سى سال از 1289ق تا اواخر عمر حكيم مؤسس به رشته تحرير درآمده است.
آغاز: قوله (فان الفصل كالعلة المفيدة للجنس باعتبار بعض الملاحظات) هو اعتبار, بشرط لا, فان الفصل يؤخذ من الصورة, و الصورة شريكة العلة للمادّة التى هى مأخذ الجنس, فالفصل كالعلّة المفيدة للجنس.
انجام: قوله (وهى تحوى على حرور و زمهرير…)
الحرور ينشأ من الافراط فى القوة الشهوية و الغضبية بعدم الانزجار من المعاصى بالنواهى الالهية. و الزمهرير من التفريط فيهما بعدم فعل الواجبات بامتثال الاوامر, فمزاج جهنم مايل الى الافراط و التفريط بخلاف الجنّة فانّ مزاجها على الاعتدال, تدبّر تفهم.
نسخ خطى:
1. نسخه خطى شماره 1789 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, به خط آقا على, تعليقات على حواشى السبزوارى على السفر الثالث من الاسفار. تاريخ كتابت تعليقه هاى اوليه 1289هـ.ق. بعضى تعليقه ها ناظر به متن اسفار و بعضى ناظر به حواشى سبزوارى بر اسفار است. اين نسخه مطمئن ترين نسخ موجود است.
2. حواشى خطى بر نسخه چاپ سنگى اسفار شماره 3821 كتابخانه مدرسه مروى تهران. به خط شيخ على مدرس نورى شاگرد آقا على بر سفر سوم و چهارم اسفار. شيخ على اين نسخه را نزد آقا على تلمذ كرده است. زمان پايان تدريس آقا على محرم 1306 است. شيخ على خود نيز بعداً بر اين نسخه اسفار با امضاى 110 يا ش110 حاشيه زده است, كه نبايد با حواشى آقا على كه با امضاى الاستاد المؤسس آقا على المدرس يا من الاستاد است, اشتباه كرد. اين نسخه به لحاظ تعداد حواشى بيشترين تعليقات را در بر دارد و با نسخه قبلى نيز حواشى مشترك فراوانى دارد. ولى متأسفانه در زمان صحافى تعدادى از تعليقات كنار صفحات ساقط شده است.
3. حواشى خطى بر نسخه چاپ سنگى اسفار كتابخانه شخصى استاد سيد جلال الدين آشتيانى در مشهد. به خط يكى از فضلاى تهران از شاگردان آقا على, آقا محمدرضا و آقا غلامعلى. داراى تعليقات معدودى بر سفر اوّل و سوم اسفار.
4. اسفار نسخه خطى شماره 49 كتابخانه چهلستون مسجد جامع تهران, تعليقات معدودى بر سفر سوم و چهارم اسفار نام كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست. غالب اين تعليقات با نسخه دوم مشترك و خط آن با خط نسخه اوّل قابل مقايسه است.
5. اسفار نسخه خطى شماره 1707 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى به خط ملا عبدالله زنوزى, داراى چند حاشيه مختصر به خط آقا على بر سفر اوّل و چهارم اسفار.
6. نسخه خطى كتابخانه شخصى استاد حسن حسن زاده آملى در قم (به نقل از خود ايشان).
7. تعليقه واحده (ان النفس كل القوى) كتابخانه امام جمعه زنجان (ر.ك: اشكورى, دليل المخطوطات, ج1, ص154)12
اين تعليقه واحده در حاشيه شرح الهداية الاثيريه ملاصدرا (چاپ تهران, 1313ق, صفحه 380 تا 382) درج شده است.
ضمناً آقاعلى در بدايع الحكم (صفحه 196 و 260 و 270 چاپ سنگى) ده تعليقه خود بر اسفار را به طور كامل نقل مى كند. هفت مورد از اين تعليقات در هيچيك از نسخ ياد شده يافت نشد. چاپ مصحّح:
1. در اسفار 9جلدى (چاپ اوّل: قم, 1378ق, افست مكرر در قم و بيروت) در جلد هشتم (اوائل سفر نفس) 33 تعليقه (امضاى م: مدرس طهرانى) منتشر شده است. اين حواشى در هيچ يك از نسخ خطى فوق ديده نمى شود و مشخصات نسخه خطى اين حواشى نيز در مقدمه ذكر نشده است.
2. بخش اوّل اين تعليقات (تا پايان موقف ثالث از سفر ثالث) شامل 125 تعليقه به تنظيم, تصحيح و تحقيق نگارنده در فصلنامه نامه مفيد, قم, (تابستان, 1376, شماره 10) منتشر شده است. بخش دوم اين تعليقات (تا پايان سفر سوم) در شماره 11 نامه مفيد در دست انتشار است. بخشهاى ديگر اين تعليقات در شماره هاى بعدى همين مجله منتشر خواهد شد. ان شاءالله.
3. التعليقات الاصولية
آقا على مدرس, فقه و اصول را در سه حوزه اصفهان (از جمله نزد والدش ملا عبدالله زنوزى), عتبات عاليات و در طهران (نزد شاگردان شيخ انصارى) تحصيل كرده است. مهمترين استاد منقول آقا على, ميرزا حسن آشتيانى (1248ـ1319ق) شاگرد طراز اوّل شيخ انصارى است. آقا على رسائل شيخ را خدمت ميرزا حسن (بعد از 1285) تلمّذ كرده است. گفته مى شود (ميرزاى آشتيانى نيز نزد وى به فراگيرى شرح هدايه ملاصدرا اشتغال داشته است).13 آقا على در تعليقات الشواهد الربوبية در دو مورد به آراى اصولى خود اشاره كرده است. يكى در تعليقه شماره 10: (و من هنا ظهر ما اخترناه من جواز اجتماع الامر و النهى) و ديگر در حاشيه تعليقه شماره 20: (ومن هنا يظهر بطلان مذهب صاحب المعالم قدّس سرّه فى المشترك اذ اخذ قيد الوحدة و جعله بشرط شئ…)
به هر حال تنها اثر به جا مانده از آقا على در منقول تعليقه وى است بر رساله اى از ميرزا حسن آشتيانى. اين رساله كه حاوى فوائد اصولى است در زمان حيات شيخ انصارى يعنى قبل از 1281 به رشته تحرير درآمده است. (هنگام نقل قول از شيخ, از او به الاستاد دام ظله يا شيخنا الانصارى دام ظله ياد مى كند.) اگرچه در آغاز و انجام اين رساله نام مرحوم آشتيانى ذكر نشده, اما عباراتى از قبيل (و زيادة التحقيق و الفروع تطلب من تعليقاتنا على نسخة شيخنا دام ظله) و سازگارى مطالب آن با بحر الفوائد, انتساب آن را به ميرزاى آشتيانى قطعى مى سازد.
آغاز رساله: اصل فى اشتراك التكليف, لايخفى على مذهب العدليه ان كل فعل مطلق او مع قيد او ازيد عنوان و موضوع لحكم تقتضيه…)
اصولى كه در اين رساله مورد بحث قرار گرفته عبارتند از: 1. اصل فى اشتراك التكليف 2. اصل فى حكم المكلف الخارج عن العادة و المشتبه بكله او بعضه يكون فيه عضو زائد او ناقص و الخنثى و ذوى الحقوين, 3. اصل فى تأخر الحادث 4. اصل فى العدول و الانقلاب و الكشف و النقل, 5. اصل فى ادّلة خاصة واردة على الاستصحاب, 6. فى تحقيق قولهم الاحكام تتبع الاسماء 7. فى تحقيق الاعتياد و العادة و الامر العادى, 8. فى اصالة عدم التداخل و التقدم.
متاسفانه نسخه به جا مانده از اين رساله ناتمام است و آخرين جمله آن اين است:
(الثالث, قد حقّقنا فى تعليقاتنا على رسائل شيخنا الانصارى دام مجده انه ما لم يكن فى الفعل مصلحة ملزمة حتى فى العبادات لايأمر به الشارع و ما لم يكن فيه مفسدة ملزمة لاينهى عنه و هذه المصلحة و المفسدة غير الثواب.)
اين رساله ناتمام ميرزاى آشتيانى 27 صفحه دارد, ادامه آن بخشى از بحر الفوائد فى شرح الفرائد است و در بين آثار آشتيانى معرفى شده در نقباء البشر شيخ آقا بزرگ و ريحانةالادب چنين رساله اى ثبت نشده است.
آقا على مضامين اين رساله را در خدمت ميرزاى آشتيانى تلمّذ كرده است. در نخستين تعليقه (هكذا سمعت منه دام ظله) به چشم مى خورد. اين تعليقات 77 مورد و اكثر آنها مختصرند.
آغاز تعليقات: قوله (كمّا) اى حد و مثل من له يد زائده, و المراد من الكيف هو الصِغَر و الكبر كمن له يد طويلة او عريضة خارجة عن المتعارف, هكذا سمعت منه دام عزّه.
انجام تعليقات: قوله (وصلوة اخرى وجوباً…) والوجوب و الاستحباب مختلفان لنا شدّة وضعفاً.
نسخه خطى: كتابخانه خصوصى دكتر شهيدزاده از ورثه آقا على مدرس, به خط آقا على با امضاى مألوف 110 فاقد تاريخ كتابت.
اين تعليقات تاكنون منتشر نشده است.
4. تعليقات حواشى صدرالمتألهين على الهيات الشفا
كتاب شفا بزرگترين و معتبرترين دايرةالمعارف فلسفه مشاء در جهان اسلام به حساب مى آيد. الهيات شفا يكى از دو اثر بزرگ ابن سينا و در زمره پنج اثر طراز اوّل فلسفه اسلامى شمرده مى شود. الهيات شفا حاوى ده مقاله در امور عامّه و الهيات بالمعنى الاخص است. صدرالمتألهين تا اواسط مقاله ششم در علت و معلول بر الهيات شفا تعليقه نگاشته, كه حاوى آخرين تحقيقات و عميق ترين تأملات حكمت متعاليه مى باشد. آقا على مدرس بر حواشى ملاصدرا 17 تعليقه به رشته تحرير درآورده است (16 تعليقه بر حواشى مقاله اول در كليات مباحث وجود و يك تعليقه بر مقاله دوم در ماده و صورت).
آغاز: قوله (النظر فيه فى علم من العلوم الجزئية) اذ عند ذلك لايخلو من ان يكون عرضاً من اعراض موضوع العلم الجزئى او نوعاً من انواع تلك الاعراض, او لا يكون عرضاً من اعراضه و لا نوعاً لعرض من اعراضه…)
انجام: (ويحصل من ذلك ان تبدّل الصورة الى صورة اخرى انّما هو متجدّدات جوهرية و تحوّلات ذاتية و الاّ لزم انعدام الجسم بالمرّة, فافهم ذلك كلّه.
نسخه خطى: حواشى ملاصدرا بر الهيات شفا, شماره 1779 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, تعليقات به خط آقا على و امضا مألوف 110, بدون تاريخ كتابت.
اين تعليقات تاكنون منتشر نشده است.
5. تعليقات حواشى صدرالمتألهين على شرح حكمة الاشراق
كتاب حكمة الاشراق مهمترين اثر شهاب الدين سهروردى (م.587) و يكى از پنج اثر بزرگ فلسفه اسلامى است. مهمترين شرحهاى حكمة الاشراق, شرح قطب الدين شيرازى (م710) است كه از ديرباز كتاب درسى فلسفه اشراق در حوزه هاى علميه بوده است. صدرالمتألهين بر اين شرح حواشى قيّمه اى نوشته است كه حاوى نقاديهاى ظريف نسبت به آراى شيخ اشراق است. آقا على مدرس نيز بر حواشى ملاصدرا 30 تعليقه نگاشته است. تمامى اين تعليقات متعلق به قسم اوّل فى ضوابط الفكر حكمة الاشراق است. تعليقه مختصر اوّل مربوط به مقاله ثانيه آن و ديگر تعليقات مربوط به فصل سوم از مقاله سوم آن (يعنى صفحه 171 تا 254 شرح حكمة الاشراق چاپ سنگى) است. در اين تعليقات سه مسأله هيولى و صورت, اعتبارات عقليه و مُثُل افلاطونية مورد بحث قرار گرفته است.
آغاز: (فى الصحاح و الحجلان مشية المقيد يقال حجل الطائر يحجل و كذلك اذا نزا فى مشيته…)
انجام: (فالسائل على هذا توهّم انّ الجهات الفاعلية منحصرة فى الجهات الطولية و ان كل ما يحصل فى النشأة العقلية فهو حاصل فى سلسلة طولية, فتدبّر فى ما لوّحناه اليك, فانّ فيه فوائد كثيرة.
نسخه خطى: حواشى صدرالمتألهين بر شرح حكمة الاشراق, شماره 1767, كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, تعليقات به خط آقا على, با امضاى مألوف 110 عفى عنه. فاقد تاريخ كتابت.
اين تعليقات تاكنون منتشر نشده است.
6. تعليقات شرح الهداية الاثيرية
هداية الحكمة كه از آثار اثيرالدين ابهرى است, از زمان تأليف مورد عنايت متكلمان و حكيمان مسلمان واقع شد و بر آن شروح متعددى نگاشته شده كه مهمترين آنها شرح ميبدى و شرح ملاصدرا است. شرح ملاصدرا بر طبيعيات و الهيات هدايه اثيريه در زمره نخستين آثار حكيم شيراز به حساب مى آيد. آقا على مدرس بر فن اوّل طبيعيات شرح هدايه اثيريه يعنى سماع طبيعى, 94 تعليقه نگاشته است. اين تعليقات متعلق به فصل دوم در اثبات هيولى است و تنها تعليقه آخر مربوط به فصل سوم در عدم تجرّد صورت جسميه از هيولى مى باشد. در اين تعليقات آقا على از شفا, تلويحات و اسفار مطلب نقل كرده. به علاوه در دو موضع از شرح خود بر اثولوجيا بنام اصول الحكم, سطرهايى را نقل كرده است.
آغاز: قوله (انّما النزاع فى ان ذلك الامر اجزاء لايتجزّي…) اى اشياء ذوات اوضاع جوهرية لاينقسم بوجه من وجوه الانقسام التى هى الوهمى و الفرضى و القطعى و الكسرى.
انجام: مجموع الزيادات الغير المتناهية ايضاً مجموع زيادات يجب وجودها فى بعد, فافهم ذلك.
نسخه خطى: شرح الهداية الاثيرية, شماره 1877 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, به خط ملا عبدالله زنوزى, تعليقات به خط آقا على با امضاى مألوف 110 عفى عنه, فاقد تاريخ كتابت.
چاپ سنگى: شرح الهداية الاثيرية, تهران 1313ق, صفحه 24ـ 55. لازم به ذكر است كه در چاپ سنگى حدود 10% تعليقات از قلم افتاده است.
چاپ مصحح اين تعليقات هنوز منتشر نشده است.
7. تعليقات شوارق الالهام
تجريد الكلام يا تجريد الاعتقاد خواجه نصيرالدين طوسى از مهمترين كتب كلام اسلامى و نقطه عطفى در اين علم به حساب مى آيد. بر هيچ كتابى در فلسفه و كلام به اندازه تجريد شرح و حاشيه نگاشته نشده است. يكى از مهمترين شروح تجريد, شرح ملا عبدالرزاق فيّاض لاهيجى (م.1072) داماد و شاگرد صدرالمتألهين است. شوارق حاوى تأملات دقيق فلسفى و كلامى و مدتها كتاب درسى حوزه هاى معقول بوده است. بر شوارق فياض حواشى متعددى نگاشته شده كه يكى از مهمترين آنها تعليقات آقا على مدرس است.
تعداد اين تعليقات 378 و از آغاز تا مسأله ششم در احوال علت غائى از فصل دوم (احوال ماهيت) (يعنى نيمه اوّل شوارق) را شامل مى شود. تعليقات شوارق پس از بدايع و تعليقات و رسائل اسفارى مهمترين اثر آقا على به حساب مى رود. اين تعليقات حاوى مهمترين مباحث امور عامه است. مباحثى كه آقا على در اين تعليقات مطرح كرده, در ديگر آثار وى كمتر مطرح شده است. نكته اى كه بر ارزش اين تعليقات مى افزايد نقدهاى لطيف آقا على بر ديگر حواشى شوارق يعنى حواشى ملا اسماعيل, ملا محمد جعفر لاهيجى, ملا عبدالله زنوزى و ملا محمد على نورى است.
آغاز: قوله (متعلقا للمباحث الجارية…) فيكون الموضوع متميزاً بالمباحث و المسائل, و المسائل بالبراهين و الدلائل فلا يكون الكلام بذلك القيد متميزاً عن الفلسفة بالموضوع, تدبّر.
انجام: … فاذن يجب و ان يكون دون المفارق نفوس مدبّرة للطبايع بحسب نوعها و شخصها و لها تعلّق باجسام الطف من تلك الطبايع فهى بعينها الملائكة الموكّله عليها باموراتها, فافهم ذلك.
از نسخه خطى تعليقات الشوارق تاكنون نشانى به دست نيامده است.
چاپ سنگى: تهران 1311هـ.ق. طبع حاج شيخ رضا كتابفروش. 239 صفحه, خط متن از محمدتقى 1307, خط حواشى از احمد بن الحسين التفرشى الطاوى الرازى, ربيع المولود 1307. در آخر كتاب آمده است: (وفى حواشيه تحقيقات مولى المعظم و استادنا المفخّم العالم الربانى و الحكيم الصمدانى الاريب الكامل و اللبيب الفاضل قطب فلك الحكمة و الكلام آقا على اسكنه الله فراديس جنانه, مع تعليقات العالم الفاضل الكامل المحقق المدقق آقا شيخ على نورى زيد توفيقاته و تحقيقاته, مع افادات بعض المتكلمين من المتقدمين و المتأخرين اسكنهم الله فى عليّين [منهم: ملا محمد اسماعيل, ملا احمد يزدى, ملا على نورى, ملا عبدالله زنوزى, ملا محمد على نورى, عبدالحكيم, ملا اولياء, 12, 132 و…] مؤلف در زمان كتابت تعليقات صفحه 54 از دنيا رفته است. در اين نسخه امضاى 110 متعلق به شيخ على نورى شاگرد آقا على (مشهور به شيخ الشوارق) ديده مى شود.14
8. تعليقات الشواهد الربوبية [اشارات الى بعض مقاصد الشواهد الربوبية]
(الشواهد الربوبية فى المناهج السلوكية) ملخّص آراى صدرالمتألهين در حكمت متعاليه و پس از اسفار مهمترين كتاب فلسفى حكيم پرآوازه شيراز است. كتاب شواهد از زمان تأليف مورد عنايت حكيمان متعاليه بوده است. بزرگانى همچون ملا على نورى, ملا هادى سبزوارى, آقا محمدرضا قمشه اى بر شواهد تعليقه نگاشته اند: (تعليقات آقا على بر شواهد در استوارى و دقت و جمع بين تحقيق و تدقيق و از حيث جذابى و سلاست نظير الشواهد الربوبية است و بر حواشى سبزوارى ترجيح دارد.)15
آنچه از اين تعليقات به دست آمده شامل دو بخش است: بخش اوّل بيست و پنج تعليقه از شاهد اوّل از مشهد اوّل يعنى مباحث عام وجود, بخش دوم بحث مستقل و ناتمامى است درباره علم واجب به ذات خود.
آقا على در اين تعليقات آراى جمعى از فلاسفه متقدم و متأخر را از قبيل افلاطون, فرفوريوس, ابن سينا, سهروردى, ابن كمونه, سيد صدرالدين دشتكى, ملا نعيما طالقانى, ملا على نورى, استادش ملا جعفر لاهيجى علاوه بر صدرالمتألهين, مورد تحليل, استناد و احياناً نقد قرار داده است. در اين تعليقات آقا على در دو موضع بين مباحث الفاظ اصول فقه و مباحث فلسفى اشاره اى تطبيقى دارد. به علاوه در اين تعليقات رأى ابتكارى حكيم مؤسس در بحث معاد جسمانى توسط خود وى تلخيص شده است.
آغاز: (هذه اشارات الى بعض مقاصد الشواهد الربوبية والله اعلم, قوله (الوجود احق الاشياء بالتحقّق لانّ غيره يكون به متحقّقا) اقول لاريب ان كلّ ما بالعرض و بالغير وجهة تقييدية لابدّ ان ينتهى الى ما بالذات و بلا واسطة و الى جهة تعليلية….
انجام: فالصور المجرّدة القائمة بالنفس و الاعراض الحالّة فى الموضوعات و القوى المتعلّقة بالابدان و الصور المرتبطة بالموادّ ليس لها علم بذواتها و لا بما هو حالّ فى ذواتها اذ ليس لها حصول فى انفسها ليصدق عليها انّها حاصلة لانفسها.
نسخه خطى: مجموعه خطى شماره 5588, كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, قم. اين مجموعه شامل هفت رساله آقا على است: 1. تعليقات الشواهد الربوبية 2. فوائد مختصره 3. تقريرات المبدء و المعاد 4. رسالة فى احكام الوجود و الماهية 5. رسالة فى التوحيد 6. رسالة فى اقسام الحمل (4/1 اوّل آن) 7. رساله مختصر وحدت وجود صوفيه. رساله اوّل 14 برگه دارد و دو برگه بعدى سفيد است. زمان كتابت و نام كاتب مشخص نيست و برگه اوّل رساله آسيب ديده است.
چاپ مصحّح: فصلنامه نامه مفيد, قم, بهار 1376, شماره نهم, صفحه 121ـ 158. تصحيح و تحقيق محسن كديور.
9. تعليقات لمعات الهيه
لمعات الهيه يكى از كتب ملا عبدالله زنوزى (م.1275) والد حكيم مؤسس است. اين كتاب به زبان فارسى و درباره الهيات بالمعنى الاخص در اثبات ذات و صفات واجب تعالى به روش حكمت متعاليه است. مطالب كتاب در بيست فصل به رشته تحرير درآمده است. آقا على بر كتاب پدرش 28 تعليقه مختصر فارسى (تا فصل 12) نگاشته كه موضوع اين تعليقات اثبات وجود واجب تعالى, اثبات عينيت وجود در واجب, امتناع علم به كنه ذات واجب, توحيد واجب و علم واجب است.
آغاز: يكى از انفصال وجوب از امكان و امتناع و يكى انفصال امتناع از امكان و وجوب….
انجام: … بوجهى ديگر از برهان اشاره باشد كه مسلكش دقيق تر است از آنچه ذكر شده است و مستفاد مى شود از آخر كريمه فاحسن التفطن.
نسخه خطى: نسخه شماره 1947 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, متن لمعات الهيه به خط ملا عبدالله زنوزى, حواشى به خط آقا على, با امضاى على الطهرانى المدرس, على عفى عنه, على الطهرانى عفى عنه, 110 الطهرانى عفى عنه, 110 عفى عنه. تاريخ كتابت حواشى مشخص نيست.
چاپ مصحّح: لمعات الهيه, تصحيح سيد جلال الدين آشتيانى, چاپ اوّل, مشهد 1354ش, چاپ دوم: تهران 1361ش.
10. رسالة فى احكام الوجود و الماهية
رساله اى ناقص الاوّل و الآخر, ثلث اوّل آن عربى و بقيه فارسى است. در آن بيست و سه عنوان در حكم فصل به چشم مى خورد, از قبيل تمثيل و تنظير, نقد و حلّ, دفع و ازاحه, شك و تحقيق و…. عنوان چهاردهم (تعميم و تتميم) نزديك نيمى از رساله را شامل مى شود. عنوان رساله مشخص نيست. با توجه به محتواى آن, عنوان ياد شده را برگزيديم. در اين رساله آراى صدرالمتألهين در درجه اوّل, و سپس ابن سينا, سهروردى و ملا على نورى مورد تحليل بررسى و نقد قرار گرفته است. مضامين مورد بحثِ رساله و نحوه تبويب آن با رساله حمليه و رساله وجود رابط قابل مقايسه است. سطح مطالب رساله, سبك و سياق آن و نيز آراى اختيار شده در آن با ديگر آثار آقا على كاملاً سازگار است.
آغاز: و تحليل فليست هى بموجودة, فاذا حلّل العقل ما له الماهية الى ماهية و وجود وجرّد ماهيته عن وجوده بحيث يقصر النظر على ماهيته….
انجام: اعضال و انحلال, فلاسفه مشائين از انتفاض مسطور جوابى محكم به اين نهج فرمايند كه آنچه به تشكيك افتد مفهومى عرضى چون اسود باشد.
نسخه خطى: مجموعه شماره 5588, كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى در قم, ورق شماره 100 تا 123. اين رساله چهارمين رساله اين مجموعه, بعد از تقريرات المبدء و المعاد و قبل از رسالة فى التوحيد است. نام كاتب و تاريخ كتابت مشخص نيست.
اين رساله تاكنون منتشر نشده است.
11. رساله حقيقة محمديّه
رساله اى است عرفانى, فلسفى كه بيشتر آن به زبان فارسى, و اواخر آن به زبان عربى است. موضوع رساله بيان معنى مرشد و هادى و اثبات وجود اوست و در آن حقيقة محمدية به شيوه حكمت متعاليه تبيين مى شود. اركان اربعه عرش, تفسير حديث عقل و حديث كنت كنزاً مخفيا از ديگر مباحث اين رساله است. نيمه دوم رساله تلخيص بخشى از مطالبى است كه در پاسخ سؤال اوّل بدايع الحكم و تعليقات اسفار نيز تكرار شده است. رساله فاقد نام است و گزينش عنوان از ماست.
آغاز: چون حصول مراتب سلوك و درجات مسالكين و منازل سايرين و مناهل واصلين متوقّف به ارشاد مرشدين و هدايت هادين است, لهذا ادلك در بيان معنى مرشد و هادى و اثبات وجود او….
انجام: فان اسمائه سبحانه تعبيرات له تعالى, قال سيدنا و امامنا الرضا عليه آلاف التهيّة و الثناء فى الخطبة المشهورة (اسمائه تعبير و الشى يعرف عند تعبيره).
نسخ خطى:
1. مجموعه خطى شماره 6459 مدرسه سپهسالار (شهيد مطهرى) صفحه 348ـ364. تاريخ كتابت 1297هـ.ق. متأسفانه پس از نگارش فهرست نسخ خطى كتابخانه مدرسه, برگه آخر اين رساله مفقود شده است. در آغاز آن تصريح شده كه اين رساله از رسائل آقا على مدرس دام ظلّه است.
2. مجموعه خطى شماره 918 كتابخانه مدرسه مروى تهران. تاريخ كتابت و نام كاتب رساله مشخص نيست. اگرچه در آغاز و انجام آن اشاره اى به اينكه رساله متعلق به آقا على است, ديده نمى شود. اما در همين مجموعه رسالة فى العلة و المعلول از آقا على با تاريخ كتابت 1298ق درج شده است.
اين رساله تاكنون منتشر نشده است.
12. رسالة سبيل الرشاد فى اثبات المعاد
اين رساله از جمله تعليقات مفصّل آقا على بر اسفار صدرالمتألهين (ذيل قوله (والتحقيق فى التوفيق بينها) الفصل الحادى عشر من الباب العاشر من السفر الرابع, ج9, ص183) است كه توسط خود وى به صورت رساله مستقلى درآمده. رساله سبيل الرشاد پس از بدايع مشهورترين رساله حكيم مؤسس و حاوى رأى ابتكارى وى در باب معاد جسمانى است. وى با نقد رأى صدرالمتألهين در اين زمينه براساس مبانى حكمت متعاليه نظرى تازه ابراز مى دارد. به نظر وى در معاد, اين نفس نيست كه بسوى بدن دنيوى تنزل يا عود مى كند, بلكه اين بدن است كه بسوى نفس مجرد صعود مى كند. تاريخ نگارش اين رساله قبل از 1302 است. آقا على در رساله خودنوشت سرگذشت آن را اين گونه معرفى كرده است: (رساله اى در اثبات معاد جسمانى مسمّى به سبيل الرشاد فى اثبات المعاد تخميناً هزار و پانصد بيت). در الذريعه نيز از اين رساله ياد شده است. در بدايع نيز در چند مورد به ابتكارات اين رساله اشاره شده است.
آغاز: يا معيد ما افناه اذا برز الخلائق لدعوته من مخافته, فصّل على افضل خليفتك و اكمل بريّتك محمد(ص) و عترته … و بعد يقول العبد الفقير الحقير المعترف بالقصور و التقصير على الطهرانى المشتهر بالمدرس ابن عبدالله الزنوزى التبريزى قدّس سره افرزتها منها و جعلتها رسالة مختصرة مخصوصة باثبات المعاد الجسمانى بالبرهان العقلى حسب القواعد التى حقّقها الحكماء الالهيون المحقّقون قدّست اسرارهم اجابة لالتماس بعض اخوان الدين و سميتها سبيل الرشاد فى اثبات المعاد.
انجام: …لعدم الاطمينان ببقاء العمر و مزيد التوفيق و اسئل الله ان يبقى عمرى و وفقنى لذلك وهو حسبى و نعم الوكيل.
نسخ خطى:
1. نسخه خطى شماره11679 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد, تاريخ كتابت 12 جمادى الاول 1302. كاتب نام خود را ذكر نكرده است, تنها متذكر شده كه رساله را براى فرزندش ميرزا ابراهيم استنساخ كرده است. اين نسخه از جمله وقفيات مرحوم سيد محمد كاظم عصار است. نسخه, فاقد ديباچه موجود در ديگر نسخ است و در آن افتادگى و غلطهاى فراوانى راه يافته است.
2. مجموعه خطى 7535 كتابخانه مدرسه عالى سپهسالار (شهيد مطهرى). تاريخ كتابت ظاهراً 1304 (براساس رساله قبل و بعد اين مجموعه) كاتب: محمدعلى كرمانشاهى. ظاهراً ديباچه بعداً به متن اضافه شده است. اين نسخه حاوى حواشى توضيحى كاتب است. در انتهاى بعضى از اين حواشى چنين تصريح شده: (هكذا سمعت من الاستاد)
3. نسخه خطى شماره4662 كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, قم, تاريخ كتابت 1307. كاتب خود را با اسم رمز الخامس من الخمس مأمور كتابت و تصحيح رساله از جانب مصنف معرفى كرده است.
4. نسخه خطى شماره19774 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد. فاقد تاريخ كتابت. كاتب مرحوم سيد احمد صفايى صاحب كشف الاستار (متوفى 1359ق).
چاپ سنگى: تاريخ كتابت و انتشار رجب 1310, تهران. كاتب ابوالقاسم جيلانى, به اهتمام شيخ محمد حسن شميرانى طهرانى. اين كتاب نخستين اثر منتشر شده آقا على است.
چاپ مصحّح: فصلنامه نامه مفيد, قم, زمستان 1375ش, شماره هشتم, صفحه 97ـ152. مقدمه, تصحيح و تحقيق محسن كديور.
رسايل و كتبى كه در شرح سبيل الرشاد يا ناظر به آن نوشته است:
1. رسالة فى اثبات المعاد الجسمانى,16 مرحوم آيت الله شيخ محمد حسين غروى اصفهانى (م.1361ق) شاگرد حكيم شهيد ميرزا محمد باقر اصطهباناتى (م1286ش) از شاگردان طراز اوّل آقا على. در اين رساله معاد جسمانى كاملاً بر مبانى آقا على اثبات شده است, بى آنكه به نام آقا على يا رساله سبيل الرشاد اشاره شود.
2. مرحوم آيت الله ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى (م.1395ق) رأى آقا على را در معاد جسمانى را پذيرفته و بر مشكلات رساله سبيل الرشاد حواشى نوشته است.17
3. استاد سيد جلال الدين آشتيانى در شرح بر زاد المسافر ملاصدرا (معاد جسمانى)18 و نيز مقدمه تحليلى المبدء و المعاد صدرالمتألهين پس از توضيح مفصل رأى آقا على, به نقد آراى حكيم مؤسس دست يازيده, از مبناى صدرالمتألهين در مسأله معاد جسمانى جانبدارى كرده است.19
4. آقاى دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى در نخستين اثر مستقل در زمينه تشريح آراء حكيم مؤسس به نام (معاد از ديدگاه حكيم مدرس زنوزى) به تحليل آراى آقا على درباره معاد جسمانى پرداخته است.20 وى كوشيده است آراى آقا على در اين رساله را در قالب ده مسأله فلسفى به شيوه صدرالمتألهين به سامان درآورد.
13. رسالة فى مباحث الحمل (رساله حمليه, رسالة فى اقسام الحمل)
مشهور است كه اين رساله يكى از تعليقات بلند اسفار مى باشد كه به صورت رساله مستقلى درآمده است. هرچند از سوى مصنف نه عنوانى بر آن نهاده شده, نه مقدمه و مؤخره اى بر آن نگاشته شده و نه دليلى بر انتساب آن به اسفار در دست است. در الذريعه از اين رساله ياد شده است.21
ابتكارات حكيم مؤسس در مسأله حمل از زمان نگارش مورد عنايت و توجه فلاسفه واقع شده است. رساله حمليه حاوى سى ودو قسمت است كه با عناوينى از قبيل مشاجرة و محاكمة, تحديد, و هم و تحصيل بيان شده است. در رساله حمليه علاوه بر آراى صدرالمتألهين, آراى ارسطو, ابن سينا, سهروردى, دوانى, سيد سند, ميرداماد, مصطفى الحكماء, ملاّ محمد جعفر لاهيجى, ملا احمد يزدى و بعض سادات المعاصرين مورد استناد, تحليل و انتقاد واقع شده است.
آغاز: تمهيدات و تأصيلات نسبة كل مفهوم الى مفهوم آخر هو موضوع له اما بوجود فى مثل ان يقال البياض فى الجسم و اما بتوسيط كلمه ذو او كلمة له بين هوهو…
انجام: … و ان لم يلاحظ معها الوجود و العدم, فالمختار منها هو الاوّل, و لزوم الدور او التسلسل ممنوع, حيث ان العروض عند ذلك تحليلى.
نسخه خطى: مجموعه خطى شماره5588 كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, قم, رساله پنجم, ورق 136 تا 142 (ربع اوّل رساله فقط يعنى تا قوله (بان يكون احدهما عرضيا للآخر هذا كلامه بعين عبارته) صفحه 26, سطر3, متن چاپى)
چاپ سنگى: 1. رساله فى مباحث الحمل, تهران 1313ق, 94 صفحه, به خط احمد طهرانى, در آغاز آن فضل الله الهى نوشته است اين نسخه شريفه مباحث الحمل… از نسخه اصل به خط شريف مصنف كه هنوز از مسودّه به مبيضّه نياورده بودند, نقل نموده شد.
2. در سال 1320ش نسخه قبلى تحت عنوان رسالة فى بيان اقسام الحمل در چاپخانه و كتابخانه مركزى تهران افست شده است.
چاپ مصحّح: رساله حمليه, تهران, 1363ش. شركت انتشارات علم و فرهنگى, 83 صفحه. نام مصحّح و محقق و مشخصات نسخه اى كه مورد تصحيح قرار گرفته ذكر نشده است, ظاهراً مستند آن همان نسخه چاپ سنگى است.
14. رسالة فى التوحيد (الرسالة التوحيدية, رسالة فى مسئلة التوحيد, رسالة توحيديه)
در اوايل اين رساله كه قبل از 1294ق تدوين شده, در سه مورد از (تلك التعليقات), (اوائل الكتاب) و (الذى ذكره قدّس سرّه) سخن به ميان آمده است, به رغم تصريح كاتبين ظاهراً ناظر به اوايل سفر ثالث اسفار است و مى بايد آن را در زمره تعليقات مفصّل حكيم مؤسس بر اسفار صدرالمتألهين دانست كه در زمان حيات وى به صورت رساله مستقلى درآمده است. مقدمه رساله توسط يكى از شاگردان آقا على نوشته شده است. رساله توحيديه شامل سيزده فصل است كه مطابق روش رايج آقا على از عناوين متنوّع از قبيل اصل ضرورى, اصل فلسفى, كشف و انارة و… استفاده شده است. وى در هر فصل به يكى از مقدمات مسأله توحيد پرداخته است. به شيوه مألوف حكمت متعاليه رساله با بحثى عقلى برهانى آغاز مى شود و با ذوق عرفانى خاتمه مى پذيرد. حكيم مؤسس بر آن است كه تصويرى عميق و صحيح و مورد تأئيد قرآن كريم از مسأله اساسى توحيد ارائه كند و انديشه دينى را از باورهاى معتزلى, اشعرى, ثنوى, مانوى, دهرى و طبيعى و بالاخره يهودى پالايش نمايد.
آغاز: الحمدلله الذى جعل العقل و المعقولات شراباً لروح من خلع سرابيل الشهوات… الى ان وقعت اليّ فى هذه الاوان رسالة فى مسئلة التوحيد من شيخنا الاعظم و استادنا الافخم… الآقا على الملقب بالمدرس… فاستنسختها… قال ادام الله تعالى اظلاله على رؤس المستفدين: اقول اعلم يا اخا الحقيقة ان مسئلة التوحيد هذه من غوامض المسائل الالهية و المقاصد الربوبية قلّ من وصل اليها حقّ الوصول, و بلغ اليها كمال البلوغ, فلنفصّل القول فيما حسب ما يناسب تلك التعليقات.
انجام: افلاك عناصر و مواليد اعضا
توحيد همين است دگرها همه فنّ و ناهيك فى ذلك تضاعيف ما بينّاه, فاحسن تدبّرها كلّها, و السلام.
نسخ خطى:
1. مجموعه خطى شماره 5588 كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, قم, رساله چهارم, تاريخ كتابت جمادى الاخرى 1294 نام كاتب ذكر نشده است.
2. مجموعه خطى شماره110 كتابخانه مدرسه علميه ولى عصر(ع) خوانسار, كاتب محمد على شريف خوانسارى, تاريخ كتابت براساس رساله قبلى و بعدى بين 1291 تا 1295.
3. مجموعه خطى شماره9646 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد, تاريخ كتابت 1296, كاتب محمد على كرمانشاهى.
4. مجموعه خطى شماره19745 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد, كاتب سيد احمد صفاى (م1359ق) تاريخ كتابت مشخص نيست.
اين رساله توسط نگارنده تصحح و تحقيق شده است و در كتاب خرد جاودان در دست انتشار است. ان شاءالله.
15. رسالة فى طريقة الصديقين
اين رساله از تعليقات تفصيلى حكيم مؤسس بر فصل اوّل از موقف اول از سفر ثالث اسفار در بحث از اثبات وجود و وصول به معرفت ذات واجب تعالى است كه به صورت رساله مستقلى درآمده است. نام رساله از سوى كاتب نسخه اقدم بر آن نهاده شده است. مطالب اين رساله با رسالة فى العلة و المعلول كه آن هم از تعليقات مفصل وى بر اسفار محسوب مى شود, در مواضع متعدّدى مشترك و مشابه است. آقا على در اين رساله آن چنان كه روش حكيمان متعاليه است با تكيه بر آيات و روايات اهل بيت(ع) و براهين عقلى در اثبات واجب كوشيده است. در اين رساله علاوه بر صدرالمتألهين آراى ابن سينا, انباذ قلس و قاضى سعيد قمى نيز مورد استناد, بررسى و احياناً نقد واقع شده است. اين رساله فاقد مقدمه است.
آغاز: قوله قدس سرّه (وتقريره) اعلم يا اخا الحقيقة ايّدك الله بنور منه انّ الماهيات بحسب انفسها مع عزل النظر عن وجوداتها لايمكن اعتبار الصدق و الحمل فيها….
انجام: … وقوله عليه السلام فى دعاء الصباح (يا من دلّ على ذاته بذاته) اشارة الى القسمين, فافهم ذلك كلّه, وفقك الله للوصول الى سبيل معارفه.
نسخ خطى:
1. نسخه خطى شماره388 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد, 14 برگ.
در آغاز آن آمده است: (هذه تعليقة علّقها الحكيم البارع المتألّه الآقا على على طريقة الصديقين من الاسفار فرغ من استنساخها الفقير الى الله الغنى عباس بن على الموسوى فى يوم السبت السادس و العشرين من شهر جمادى الاولى 1307.
2. نسخه خطى شماره391 كتابخانه آستان قدس رضوى, مشهد, تحت عنوان تعليقة الاسفار, 12 ورق, فاقد نام كاتب و تاريخ كتابت.
رساله طريقة الصديقين تاكنون منتشر نشده است.
16. رسالة فى العلّة و المعلول
اين رساله از تعليقات مفصل آقا على بر فصل 26 از مباحث علت و معلول اسفار (ج2, ص299) است كه در زمان حياتش به صورت رساله مستقلى درآمده و بسيارى از مضامين آن با رساله طريقة الصديقين مشابهت فراوانى دارد, اگرچه مضامين مختص نيز در هر دو به چشم مى خورد. رساله مشحون از آيات و روايات و نكات عرفانى و براهين عقلى در الهيات بالمعنى الاخص است و از طريق عليت به عالى ترين مراتب توحيد نقب مى زند. آقاعلى در بدايع الحكم (صفحه 196 چاپ سنگى) از اين رساله اينگونه ياد كرده است: (نگارنده حروف در زمان گذشته در مباحث عرفانيه علت و معلول اسفار اربعه صدرالمتألهين در آنجا كه مى فرمايد (فصل فى الكشف عما هو البغية القصوى) حاشيه در بيان اين بغيه قصوى و مطلب اعلى نوشته ام) در اين رساله علاوه بر صدرالمتألهين عباراتى از انباذ قلس و قاضى سعيد قمى مورد بحث قرار گرفته است.
آغاز: قال صدرالمتألهين قدس سره فى كتاب الكبير فى مبحث العلة و المعلول فصل فى الكشف عما هو البغية القصوي… اعلم يا اخا الحقيقه ايدك الله تعالى ان الماهيات بحسب نفسها مع عزل النظر عن وجوداتها لايمكن اعتبار الصدق و الحمل فيها…
انجام: وقال المتأله العظيم و المحدث العليم قاضى سعيد القمى قدّس سرّه: (اعلم انه لاتنافى بين القول بانّه لاشئ معه وهو معكم اينما كنتم و ذلك من غوامض العلم الالهي… و ذلك من المستحيلات) انتهى.
نسخ خطى:
1. مجموعه خطى شماره918 كتابخانه مدرسه مروى تهران, كاتب محمد بن محمد باقر الخراسانى, تاريخ كتابت 1298.
2. ميكرو فيلم شماره 1/2986 كتابخانه مركزى دانشگاه تهران خط عبدالعلى زنجانى, ورق 209 تا 214, رساله 27 مجموعه.22 تاريخ كتابت مشخص نيست.
انجام اين نسخه: (و الى ما ذكرنا اشار بقوله ايها السالك الى قوله بهائه) يعنى فاقد صفحه آخر نسخه اوّل است. اين رساله تاكنون منتشر نشده است.
17. رسالة فى الوجود الرابط (رسالة فى الوجود الرابطى, رسالة فى تحقيق الوجود الرابطى)
اين رساله شرح آراى صدرالمتألهين در اسفار درباره وجود رابط است, هرچند فاقد مقدّمه يا مؤخره اى در تصريح به ارتباط آن با اسفاپاورقي : 1. موافق با 1197ـ 1268ش و 1818ـ1889م, متولّد اصفهان, مدفون در جوار حضرت عبدالعظيم ره. 2. فهرست آثار به روايت رساله سرگذ


صفحه 15

معرفى مركز خراسان شناسى
سلطانى محمدعلى


(خراسان) بخش مهمى از تاريخ ايران و اسلام را در خود جمع كرده است و همواره يكى از مناطق پرنفوذ و با نقش در بروز حوادث تاريخى و تحولات علمى, فرهنگى, سياسى بوده است. شناخت خراسان يعنى شناخت بخشى از تاريخ اسلام; شناخت هويّتت تاريخى خويشتن; شناخت حريّت و آزادى خواهى. بى شناخت خراسان تاريخ مقاومت ايرانيان در برابر نژادپرستى اموى و نيرنگ بازى عباسى ناشناخته مى ماند و بر بخش بزرگى از تاريخ تشيّع غبار فراموشى مى نشيند. از ديرباز تيزهوشانى چند بر اين مهم واقف بودند و تك نگارى هايى درباره خراسان و يا بخش ها و يا جنبه هايى از آن ارائه داده اند, اما اين تلاش هاى ارجمند ما را از مطالعه اى فراگير و گسترده در اين زمينه بى نياز نمى سازد و خلأئى را كه در تاريخ خراسان و تحقيق جامع تاريخى وجود دارد, پر نمى كند.
اخيراً مركزى در آستان قدس رضوى به همّت و پيگيرى آقاى دكتر محمد جعفر ياحقى و با همراهى و مساعدت توليت آستانه مباركه, شكل گرفته است كه در پى برآوردن نياز مزبور است. آستان قدس رضوى با توجه به امكانات مادى و معنوى و به ويژه كتاخانه و موزه اى ارزشمند و نيز عشق و علاقه اى كه بسيارى از محققان و پژوهشگران بر آن بارگاه قدسى دارند, بهترين و مناسب ترين مكان براى چنين كارى است به ويژه آنكه حضرت امام رضا(ع) و آستان مباركه آن حضرت, پديد آوران بسيارى از حوادث تاريخى و آفرينش هاى فرهنگى, علمى, هنرى و غيره در خراسان بوده اند.
بنا به روايت دكتر باحقى ضرورت خراسان پژوهى در سال هاى اخير چندين بار و (از طريق مختلف از جمله از طريق دانشگاه فردوسى, استاندارى و ميراث فرهنگى خراسان مطرح شده و هر بار به دلايل و معاذيرى مسكوت مانده است) و حتّى دكتر ياحقّى و دوستانش كتاب پاژ را به همين نيت به وجود آورده اند و در يكى از سرمقاله (تابستان 13969) بر آن تأكيد ورزيده و در شماره دهم ضرورت چنين كارى را تبيين كرده اند.
پيشنهاد مزبور اكنون دلايل و معاذير مزبور را پشت سر گذاشته و رسماً به حوزه اجرا گام نهاده است و خبرنامه مركز خراسان شناسى, خبر آن را اعلام كرده است و نخستين گردهم آيى علمى آن روز يكشنبه 18 خرداد 1367 تشكيل شد.
خبرنامه خراسان شناسى شيوه, حدود و ثغور كار, اصل تشكيلات چگونگى همكارى پژوهشگران و محقان با مراكز مزبور, شيوه ارائه دست آوردهاى تحقيقى و مسائل مختلف ديگر را تبيين كرده است.
از آنجايى كه خراسان در طول تاريخ قبض و بسط فراوان داشته است, كار تحقيقى درباره آن نياز به تعريف و تبيين حوزه كار دارد. (خراسان) در اصطلاح اين مركز به (فرهنگ و تاريخ خراسان) اطلاق مى شود و (به عبارت روشنتر هر آنچه كه در خراسان تاريخى اتفاق افتاده است از حوادث تاريخى و جهانگشايى ها و نهضت ها گرفته تا جريان هاى فكرى, دينى, ادبى, اجتماعى, فرهنگى, اماكن تاريخى, امامزاده ها, بقاع متبركه, تأليفات, كتاب خانه ها و در كنار آن رجال و مفاخر دينى, تاريخ, ادبى و علمى كه از خراسان برخاسته, در آنجا زيسته يا در آن سرزمين ها مدفون گشته اند همه قلمرو كار خراسان شناسى است).
با توجه به اين محدوده, مركز مزبور سياست هاى تحقيقاتى خود را در هفده بند تنظيم كرده است و از آن جمله اند: مطالعه درباره مفاخر خراسان, پژوهش درباره مردم, اماكن مقدسه, حمايت از تلاش هاى باستان شناسى در جهت شناخت پيشينه فرهنگى خراسان, شناختن و شناسايى آثار باستانى و مناظر سياحتى خراسان, نشر كتب, اطلس, فيلم و مقاله درباره ويژگى هاى مختلف خراسان, شناسايى و معرفى آثار علمى و فرهنگى مفاخر خراسان, تشويق و آشنا كردن نسل جوان با خراسان و خراسان شناسى, ايجاد منابع اطلاعاتى و تحقيقات, تهيه شهرنامه ها, جلب همكارى ديگر سازمان ها و افراد, گردآورى اسناد, تهيه دايرةالمعارف درباره خراسان, برقرارى روابط با مراكز تحقيقى داخلى و خارجى در زمينه خراسان شناسى, ايجاد واحدهاى تحقيقاتى در مناطق هم فرهنگ خراسان بزرگ و بهره گيرى از محققان در راستاى هدف مركز مزبور.
مركز خراسان شناسى در راستاى اهداف و سياست هاى تحقيقى خود به پايه ريزى هشت گروه تحقيقت همت گماشته است: نخستين گروه كه عنوان گروه (حضرت امام رضا(ع) و آستان قدس رضوى) را دارد در انديشه تدوين دايرةالمعارف آستان قدس و گردآورى و تدوين كتاب شناسى توصيفى حضرت امام(ع) است. گروه دوم با نام گروه (رجال و مفاخر فرهنگى خراسان) مى خواهد رجال و بزرگان خراسان را شناسايى و تأثير كار آنان را در تحول و تطور معارف اسلامى تبيين كند و در ضمن براى جوانان كتاب هايى ساده درباره بزرگان خراسان تدارك ببيند. گروه (مردم شناسى, فرهنگ عامه و گويش ها) از طريق اجراى برنامه ريزى هاى آموزشى و پژوهشى, تأسيس موزه هاى مردم شناسى و گردآورى اطلاعاتى درباره آداب و رسوم محلّى و فرهنگ عامه و نشر آن, به مطالعه زبان شناسى و مردم شناسى بپردازد. گروه چهارم با عنوان (تاريخ و جغرافياى تاريخى) به تدوين اطلس جغرافياى تاريخى خراسان, فرهنگ توصيفى جايها, گردآورى منابع و مأخذ جغرافيايى, نشر كتب و مقالات جغرافيايى و تاريخى خواهد پرداخت.
گروه (متون و ادبيات خراسان) زندگى نامه ها, فهرست هاى ادبى و فرهنگ هاى توصيفى خراسان پژوهان و نيز تصحيح متون كهن خراسانى و يا تأليف خراسانيان, بررسى وضعيت ادبى در دوره هاى مختلف, جوانان و زبان و ادبيات را وجهه همّت خود قرار خواهد داد. گروه (هنرهاى سنّتى) با تنظيم كتاب شناسى توصيفى هنرهاى سنتى خراسان, تنظيم مجموعه هاى تصويرى از اماكن مقدسه, طبيعت آثار كهن, مردمشناسى, انتشار كتاب هايى درباره هنرهاى سنّتى به شناختن و شناساندن هنرهاى سنّتى خراسان و هنرمندان در طول تاريخ خواهد پرداخت.
گروه (تاريخ تمدّن و باستان شناسى) فرهنگ تاريخى صنايع, پيشه ها را تدوين خواهد كرد و با تهيه گنجينه اسناد, شناخت مشتركات فرهنگى و هنرى اقوام ساكن خراسان بزرگ به معرفى فرهنگ و تمدن خراسان دست خواهد يافت. آخرين گروه به پژوهش هاى اجتماعى خواهد پرداخت.
آنچه كه در اين فصل بندى ها و تشكيل گروه ها جاى آن را خالى مى توان يافت تحقيقات و مطالعات سياسى ـ تاريخى است. تنها گروهى كه مباحث آن به اين مقوله نزديك است گروه تاريخ و جغرافياى تاريخى است كه با توجه به اهداف و برنامه هاى گروه مزبور به نظر مى رسد كه رنگ جغرافيايى آن بسيار غالب است و مطالعه خراسان شناسى بدون پژوهش تاريخ سياسى آن به نظر مطالعه اى جامع به نظر نمى رسد.
مركز خراسان شناسى شيوه پژوهشى خود را هم كتاب خانه اى و هم ميدانى در نظر گرفته است و بيشتر به مطالعه بنيادى مى انديشد; گرچه تحقيقات كاربردى را هم خارج از حوزه كار خود نمى شناسد و از آنجايى كه مى خواهد (همه مطالعات پراكنده مربوط به نواحى مختلف خراسان در داخل و خارج استان را ساماندهى كند) و (بسيارى از دانشمندان آسياى ميانه قلمرو و تحقيقاتشان به فرهنگ ديرين خراسان باز مى گردد.) روابط بين الملل مركز بر اين فكر است كه همه كسانى را كه اختصاصاً در مورد خراسان و مسائل مربوط به آن كار مى كنند, شناسايى و همكارى آنان را جلب كند و در داخل كشور نيز به فكر جلب همكارى محققان و پژوهشگران درباره خراسان است. مدير محترم مركز در اين خصوص گفته است: (از همه پژوهشگران اعم از مشهدى, شهرستانى و يا خراسانيان ساير نقاط كشور و همه آنها كه دلشان براى پيشينه فرهنگى و تاريخى انى سرزمين بزرگ و مقدس مى تپد, تقاضا مى كنيم ما را راهنمايى كنند و براى تأليف كتاب يا تحقيق در زمينه هاى ناشناخته اين ديار با ما وارد مذاكره و مكاتبه شوند, آماده ايم كه پيشنهاد هاى خوب آنان را بپذيريم و به مورد اجرا بگذاريم. آثار خوب و ماندگارشان كه بر اصول تحقيق علمى مبتنى باشد به چاپ برسانيم و با آنها براى انجام طرح هاى تحقيقاتى قرارداد ببنديم.)
مركز خراسان شناسى به علّت گستره كار خويش مجبور است افزون بر بهره گيرى از گروه هاى تحقيقاتى ويژه خود, از ديگران نيز بهره بگيرد و به همين خاطر فعاليت هاى پژوهشى را دو گونه قرار داده است:
(1. گروه هاى اعزامى از طرف مركز به مناطق مختلف, متشكّل از متخصصان, دستياران, پژوهشگران و بخش هاى مختلف خدماتى كه گردآورى اطلاعات, بازشناسى و طبقه بندى اوليه در شمار وظايف آنهاست.
2. مؤسسه ها, گروه ها و افراد طرف قرارداد و پيمانكار كه از نظر تركيب و تشكيل گروه آزادند, اما از جهات علمى و پژوهشى تابع ضوابط و مقررات مركز خراسان شناسى خواهد بود).
مركز خراسان شناسى حاصل كار خود را (عموماً به صورت كتاب و در موارى در قالب كار هاى علمى) از قبيل موزه ارائه خواهد كرد. گرچه فصلنامه تحقيقى و تخصصى و نيز خبرنامه اى هم پيش بينى كرده اند كه نخستين شماره خبرنامه نشر يافته است.
مركز براى سهولت ارتباط محققان و بهره گيرى از امكانات مركز خراسان شناسى نيز تمهيدى به كار گرفته است. (امكانات مركز, مانند كتابخانه, اسناد, مركز اطلاع رسانى و لوازم كمك پژوهشى البته تحت شرايط خاص خود مى تواند در اختيار محققان, به ويژه آنها كه با مركز در ارتباط باشند قرار گيرد. ارتباط با مركز هم دشوارى نخواهد داشت اين كار هم حضورى ممكن است هم از طريق خط تلفن و مكاتبه).
توفيق روزافزون آستان قدس رضوى به ويژه مركز خراسان شناسى وابسته به آن را از خداى بزرگ خواهانيم.

پاورقى*نقل قول هاى مستقيم و اطلاعات ارائه شده بر گرفته از خبرنامه خراسان شناسى , سال اول, شماره اول, تيرماه 1376 است كه جهت اطلاع محققان و پژوهشگران تلخيص و تنظيم شد.




صفحه 16

نامه ها



سلام و درود و ارادت غايبانه مرا بپذيريد. هيچ چيز به اندازه اهداى يك دوره از مجله آينه پژوهش نمى توانست مرا اين اندازه شاد كند. روزى كه آنها به دستم رسيد, مشتاقانه از اولين شماره آن به ورق زدن و سياحت پرداختم و گاهى نيز مقاله اى چنان مرا جذب مى كرد كه ورق زدن را فراموش مى كردم و به خواندن مى پرداختم. هرچه پيشتر مى رفتم, اعجابم بيشتر مى شد. من خود كتابدارى و علوم اطلاع رسانى خوانده ام و حتى روزگارى در يكى از دانشكده هاى اين ديار كتابدارى و مرجع شناسى درس داده ام. بنابراين, وقتى مى گويم اعجابم بيشتر مى شد گزافه نمى گويم و از روى بى اطلاعى و براى خوشامد سخن بر زبان نمى آورم. براستى آفرين خداى بر شما و ياران دانشمندتان باد كه در زمينه فرهنگ اسلامى چراغى بلكه چراغهايى فرا راه تحقيق جويندگان قرار داده ايد, و با انبوه منابع و مآخذى كه در هر زمينه و در هر رشته از اين فرهنگ غنى و پربار به آنها ارائه مى كنيد آنها را در مسير درست پژوهش مى افكنيد. در قديم كتابداران مى گفتند شناخت منابع و مآخذ خود نيمى از تحقيق است, شما با انتشار مجله وزين آينه پژوهش اين نيمه تحقيق را در اختيار پژوهنده مى گذاريد. من گرچه خسى در ميقات هم نيستم به شما و دوستان دانشمند, بصير, پراطلاع و جستجوگر تبريك مى گويم و برايتان از خداى بزرگ توفيق خدمت آرزو مى كنم.
متاسفانه اكنون در سر سفر هستم و فرصتى نيست كه چيزى كه درخور چنين مجله گرانبهايى باشد, تقديم كنم. ولى از هم اكنون در برنامه كار خويش قرار داده ام مقاله اى به سياق مقالات وزين آينه پژوهش, كه هم تحقيقى و تحليلى باشد و هم جنبه مرجع شناسى و نقد منابع داشته باشد, فراهم آورم و تقديم حضورتان كنم. ان شاءالله.
بار ديگر از شما كه واسطه خير شديد و مرا با دنياى تحقيقى جديدى آشنا ساختيد, سپاسگزارم.
با اخلاص و عرض ارادت فريدون بدره اى
10/6/1376


صفحه 17

اخبار


درگذشتگاندرگذشت استاد فضائلى
مرحوم حجةالاسلام والمسلمين استاد حبيب اللّه فضائلى ـ طاب ثراه ـ يكى از اساتيد مسلّم هنر خطّ اسلامى به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1301 هجرى شمسى (1341ق) در شهرستان سميرم ـ از توابع اصفهان ـ زاده شد و در نوجوانى براى ادامه تحصيلات به اصفهان آمد و به فراگيرى علوم دينى همّت گماشت و تا سطوح عاليه را در نزد اساتيد وقت آموخت. سپس به تحصيل ادبيات فارسى در دانشكده ادبيات و علوم انسانى روى آورد و پس از اخذ ليسانس, به آموختن انواع خطوط اسلامى پرداخت تا زمانى كه در اين فنّ, در شمار يكى از اساتيد معروف درآمد.
فقيد سعيد به سبب خطّ ممتازش مورد توجه بسيارى از محافل هنرى قرار گرفت و كتابت كتيبه هاى بسيار بر ضريح و درهاى حرم مطهر اهلبيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ در اعتاب مقدسه ايران, عراق و سوريه بدو واگذار شد و در طول عمر با بركتش موفق شد صدها يادگار از اين هنر اصيل اسلامى از خود به جاى گذارد. كتابت قرآن مجيد, اطلس خط, بوستان خط و تعليم خط از آثار ماندگار آن استاد فرزانه در هنر خوشنويسى به شمار مى رود. آثار ديگر وى عبارتند از:
1. مرد آفرين روزگار (شرح زندگانى حضرت زينب كبرى ـ سلام اللّه عليها ـ)
2. تفسير آيه نور
3. اصحاب الرّسّ
ايشان از اعضاى هيئت تشخيص و شوراى عالى انجمن خوشنويسان ايران بود و گروه بسيارى از هنرجويان را در مكتب تربيتى خويش, پرورش داد. در سال 1374 از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان يكى از خادمان قرآن كريم معرفى و در نمايشگاه بزرگ قرآن (رمضان المبارك 1416ق) از وى تجليل به عمل آمد.
وى سرانجام پس از يك بيمارى, در تاريخ 13آبان 1376 (2رجب 1418ق) در 75 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با تشييع گروهى بسيار از مردم متدين اصفهان, به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت آيت اللّه كلباسى
عالم بزرگوار حضرت مستطاب آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمد حسين كلباسى اصفهانى در هفتم شعبان المعظم 1323ق در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد.
پدرش مرحوم حجةالاسلام حاج شيخ محمدرضا فرزند حاج شيخ محمدعلى فرزند آيت اللّه حاج شيخ محمد جعفر (1219ـ1292ق) صاحب (كتاب الحدود) و (كتاب الديات), فرزند آيت اللّه العظمى شيخ محمد ابراهيم كلباسى (1180ـ1261ق) صاحب (اشارات الاصول) و (شوارع الهداية) الى شرح الكفاية ـ محقق سبزوارى ـ و نخبه و مناسك حج و منهاج الهداية, (و خاندان جليل وى مانند: حاج ميرزا ابوالهدى و حاج ميرزا ابوالمعالى) همه از علماى بزرگ اصفهان و مروّجين شرع مقدس بوده اند.
معظم له پس از پشت سر نهادن دوران كودكى به آموختن علوم دينى روى آورد و مقدمات فقه و اصول و كلام را بياموخت. سپس در هفده سالگى (1340ق) به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح فقه و اصول را نزد حضرات آيات: سيد ميرزا آغا اصطهباناتى و شيخ عبدالحسين رشتى, سيد ابوتراب خوانسارى (رجال), شيخ محمد جواد بلاغى (كلام), سيد حسين بادكوبه اى و شيخ مرتضى طالقانى (حكمت و فلسفه) فراگرفت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, آقا ضياءالدين عراقى, ميرزا على آقا شيرازى و شيخ محمد كاظم شيرازى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد.
فقيد سعيد پس از ساليان فراوان اقامت در نجف, به اصفهان بازگشت و نزد حضرات آيات: سيد محمد نجف آبادى و سيد محمد صادق خاتون آبادى به فراگيرى فقه اشتغال جُست و پس از مدّتى به نجف بازگشت و در محضر حضرات آيات: سيد عبدالهادى شيرازى, شيخ حسين حلّى, سيد جمال الدين گلپايگانى و شيخ عبدالرسول جواهرى به تكميل آموخته هايش در فقه و اصول و تأليف كتابهايى چند پرداخت و سپس در سال 1377ق به حوزه علميه قم آمد و تدريس فقه و اصول را آغاز نمود و اين تا زمان تندرستى وى ادامه داشت. آن عالم فرزانه داراى كتابخانه اى نفيس و حاوى نسخه هاى فراوان مخطوط و محضرى خوش و اخلاقى نيك بود. همچنين مقيّد به آداب و اوراد و ادعيه و دائم الذكر و حافظ بسيارى از اجزاء قرآن و دعا بود.
برخى از تأليفات آن عالم ربانى عبارتند از:
1. فضائل اهل البيت ـ عليهم السلام ـ
2. شرح باب حادى عشر
3. غرائب و قصار الكلم
4. تقريرات درس اصول آيت اللّه آقا ضياءالدين عراقى (دوره كامل)
5. تقريرات اصول آيت اللّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى (دوره كامل)
6و7. تقريرات درس فقه آيت اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى (كتاب الطهارة و كتاب الصلاة)
فقيد سعيد پس از عمرى تلاش و كوشش در روز دوشنبه نهم رجب 1418ق (19 آبان 1376ش) در 95 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با تشييعى باشكوه و پس از نماز حضرت آيت اللّه بهجت بر آن, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام اللّه عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمىفرهنگىگزارشى از كنگره نكوداشت منزلت علمى استاد علامه محمد تقى جعفرى
روز دهم مرداد سال جارى به همت پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى طى مراسم باشكوهى كنگره نكوداشت منزلت علمى استاد علامه محمدتقى جعفرى در تالار علامه امينى دانشگاه تهران برگزار شد و استاد علامه جعفرى مورد تجليل و تكريم فرهيختگان كشور قرار گرفت.
حضرت آيت اللّه خامنه اى رهبر معظم انقلاب ـ دام ظله ـ طى مرقومه اى در خصوص برپايى اين كنگره فرمودند: (…بزرگداشت جناب آقاى جعفرى بزرگداشت علم و تحقيق است. اينجانب بيش از چهل سال است كه اين بزرگوار را در نشاط و تلاش دائمى در ميدانهاى پژوهش و تبيين و تربيت جوانان مستعد و ارائه نظرات و انديشه هاى فلسفى و معارف دينى مى شناسم و از خداوند متعال مسألت مى كنم كه بركات وجود ايشان را سالهاى سال برقرار دارد.)
در اين كنگره آقايان حسن حبيبى, عطاءاللّه مهاجرانى, مصطفى معين, رضا استادى, على اكبر رشاد, شريعتمدارى, ولقاريس, احمدى و در پايان استاد جعفرى به ايراد سخنرانى پرداختند.
در اين كنگره دكتر حبيبى در سخنانى با اشاره به اينكه مسلمانان در اين عصر نيازمند يك بررسى جامع فرهنگى, تمدنى, جامعه شناختى, سياسى و فلسفى درباره طرز تلقى اسلام از جهان و طبيعت و علم و انسان و ماوراء طبيعت هستند كه اين طرز تلقى با دريافتهاى امروزى جهان غرب كه كوشش در عالم گير شدنش است, برخوردهايى دارد.
وى افزود: بايد تعريفى جديد از طبيعت و علم و قدرت به دست داد و نيز راه اجرايى كردن نظرهاى جديد را در دنيايى فراهم آورد كه پيچيدگى اش به يارى رسانه ها و ماهواره ها چندين مرتبه افزايش يافته است.
دكتر حبيبى به بررسى رابطه هاى انسان با طبيعت, انسان با انسان و انسان با ماوراء طبيعت پرداخت و گفت: از آن هنگام كه جامعه بشرى و در واقع گروهى از اين جامعه, جهان را تنها در ساخت واقعيت خارجى خلاصه كردند و به طبيعت بسان امرى نگريستند كه مى توان آن را به ميل خود در اختيار گرفت و هيچ گونه معناى ژرف و شايسته احترامى در آن مشاهده نكرد, وضع دگرگون شد. در موقعيت تازه بنا را بر دخل و تصرف در نظم طبيعى قرار دادند و از خصوصيات و مقتضيات طبيعت غفلت كردند و بدين ترتيب حاصل كارشان در جهات مختلف بحرانزا شد.
وى با اشاره به پيشرفتهاى خارق العاده بيولوژى و ژنتيك, گفت: دنياى آينده بى شك شاهد تغييرهاى عميقى خواهد بود كه برخى از آنها مى تواند براى بشريت پرمخاطره باشد و اگر دانشمندان معنويت و اخلاق و تعهد را در برابر طبيعت و انسان نگسترانند, حيات انسان بر روى كره زمين در معرض خطر جدى قرار مى گيرد.
وى افزود: ما در تمدن و فرهنگ اسلامى خود ميراث گرانقدرى از تعهد, اخلاق و معنويت داريم. براى ما در طرز تفكر اسلامى علم نافع, علم محترم و مورد توجه است. علم بى عمل و بى هدف و غير متعهد در برابر مردم جهان جهل تلقى مى شود, بنابراين براى ما و دانشگاههاى ما راه براى تجديد حيات علمى و استقرار مجدد تمدن و فرهنگ افتخارآميز اسلاميمان, راهى مستقيم و روشن است.
وى همچنين به شخصيت استاد علامه جعفرى اشاره كرد و گفت: مقام و موقع حضرت آيت اللّه استاد محمد تقى جعفرى در بازنگرى بايدها و نبايدهاى فرهنگى و جهت گيريهاى علمى و راهنمايى دانش پژوهان مقامى منيع است و خواهد بود.
در ادامه كنگره, دكتر عطاءاللّه مهاجرانى, در سخنانى با اشاره به آشنايى سى ساله خود با آثار استاد علامه جعفرى گفت: ميان دانش و دانايى تفاوت وجود دارد, دانشمند دانا كه در لابلاى دانش او جريان مستحكمى از حكمت و خلاقيت وجود داشته باشد, كمتر داريم, اما استاد جعفرى از جمله دانشمندان داناى جامعه اسلامى هستند.
وى با اشاره به اينكه جوهر دانايى به توانايى بيشتر كمك مى كند, گفت: دانشمند حكيم و پژوهشگر همان گونه كه در كار دشوار و طاقت فرساى پژوهش است, متناسب با آن در معمارى روح خود هم مى كوشد, كار بزرگ را روح بزرگ انجام مى دهد. اگر مى بينيم در روزگار ما كارهاى بزرگ كم شده است اين متناسب, كم شدن روحهاى بزرگ است.
دكتر مهاجرانى در پايان از مقام شامخ استاد جعفرى در عرصه هاى مختلف تجليل كرد.
دكتر معين نيز در اين كنگره با تاكيد بر ضرورت بزرگداشت علم و عالم در اسلام, در خصوص نكوداشت منزلت علمى استاد جعفرى گفت: شايد بتوان گفت بزرگترين اثر او زندگى اوست و روش و منش استوار و پايدارى كه در تحقيق و پژوهش در پيش گرفته است.
آيت اللّه استادى نيز در سخنانى استاد جعفرى را يك عالم ربانى توصيف كرد و گفت: زهد, تواضع و پاسدارى از مرزهاى دين از ويژگيهاى يك عالم ربانى است كه در شخصيت استاد متجلى شده است.
حجةالاسلام و المسلمين على اكبر رشاد, نيز طى سخنانى گفت: متفكران, انديشمندان و فرهيختگان از بارزترين مصاديق نعمتهاى الهى اند و شكران در برابر اين نعمتها مايه افزايش اين نعمتها خواهد بود, تكريم متفكران از مصاديق برجسته شكران نعمت است. در جامعه اى كه متفكران ناشناخته, و مهجور باشند كفران بزرگترين نعمتهاى الهى صورت گرفته است.
وى افزود: استعداد سرشار, جودت فهم, قوت درك, ذهن وقاد, فكر نقاد, روح پرنشاط, حافظه اى نيرومند, استقلال انديشه, اعتماد به نفس نظرى, حق مدارى و حقيقت جويى حريصانه, مواجهه شجاعانه با مكاتب و آراء, رعب ناشناسى در مشهورات شكنى, تقليدناپذيرى و اعتدال در گزينش راى و برخوردارى از دانشى فرا رشته اى و اطلاع گسترده بر منابع معرفت دين, زمان آگاهى, روزآمدى, پرانگيزگى و حس مسؤوليت در قبال دين و فرهنگ اسلامى, گشاده رويى, ساده زيستى, لطافت روح, فروتنى و صفاى باطن, ذره پرورى و وفادارى, همه و همه خصلتهايى هستند كه يك جا شخصيت استاد را سامان داده اند.
پروفسور ولقاريس رئيس دانشكده الهيات آتن و انجمن دوستى ايران و يونان از ديگر سخنرانان اين كنگره بود, وى طى سخنانى گفت: در شهر باستانى آتن به جاى اينكه براى خيابانها نامگذارى كنند, در هر گوشه اى ستونى را قرار مى دادند و بر روى آن سرِ هِرمس خداى ارتباطات را نصب مى كردند و اين ستونها مسير افراد را مشخص مى كرد, نام اين ستونها هرمه بود و هريك نقش يك عقربه بزرگ در جهت راهنمايى مردم را ايفا مى كردند تا مردم به راحتى و سلامت به مقصد خويش برسند. از همان زمان به بعد اين هرمه ها با نام و نقش افراد برجسته انتخاب مى شدند, اشخاصى كه داراى عقل و دانش و جزء مردان خدا بودند, كسانى كه عقل را نه به خاطر عقل, بلكه براى خدمت به انسانيت و معنويات به كار مى گرفتند و راه سعادت نوع بشر را به آنها نشان مى دادند و مردم را از راههاى دشوار به سوى يك زندگى معنوى و در جوار حق بودن هدايت مى كردند. از ميان چنين اشخاصى كه تعداد آنها نيز نادر است, مى توانم به پروفسور محمد تقى جعفرى به عنوان يك رهبر و راهنما اشاره كنم كه نه تنها مايه افتخار ايران, بلكه مايه فخر و مباهات جهان نيز هستند.
وى افزود: انسان هنگام مواجهه با پروفسور جعفرى احساس مى كند در مقابل يك مرد خدا قرار گرفته است; مردى كه از طريق عقل و منش زندگى اش به خداوند بيشتر نزديك گرديده است.
آنگاه استاد علامه محمد تقى جعفرى به ايراد سخن پرداخت. علامه جعفرى در بخشى از سخنان خويش گفت: با وجود آنكه سالها در قلمرو دانش كار كرده ام, به هيچ رو احساس نمى كنم كه چيز زيادى دارم و هم اكنون كه در حضور شما هستم, كمتر از آن به خود توجه ندارم كه در هنگام شروع علم اندوزى خود داشته ام.
وى با تاكيد بر ضرورت توجه و مراقبت از خويش افزود: اميدوارم دوستان روى خويش خم نشوند, اين منظرگاه كه به انسان داده شده است براى ديدن بيرون است, اگر آنرا به درون برگردانيم خطرناك است.
علامه جعفرى با تاكيد بر پيوستگى دين و علم, گفت: تلاش معركه آرايان تضاد ميان علم و دين به هيچ نتيجه اى نرسيده است و همواره دين و علم ياريگر هم بوده اند.
در ادامه كنگره دكتر على شريعتمدارى و دكتر احمدى طى سخنانى از مقام شامخ استاد علامه جعفرى تجليل كردند.
در پايان كنگره نكوداشت منزلت علمى استاد علامه محمد تقى جعفرى, نشان درجه يك دانش و لوح يادبود كنگره توسط رياست محترم جمهورى تقديم استاد شد.
كتابهاى شريعه خرد (يادنگار كنگره به قلم انديشمندان برجسته حوزه و دانشگاه) و تكاپو گر انديشه ها (شرح افكار, آراء و آثار استاد به اهتمام دكتر عبداللّه نصرى) از جمله منشورات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى به مناسبت برپايى اين كنگره بود. اخبار هفته كتاب
رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و دست اندركاران برگزارى هفته كتاب با ايشان, ضمن تأكيد بر ضرورت گسترش فرهنگ كتابخوانى در كشور و تسهيل زمينه پديدآورى و عرضه كتاب, سالم سازى امر نشر كتاب را وظيفه مهم مسئولان دانستند.
رهبر معظم انقلاب در اين ديدار كه به مناسبت (هفته كتاب) صورت گرفت, با سپاسگزارى از اهتمام عملى به مسأله كتاب فرمودند: كتاب, موضوع بسيار مهمى است, ليكن وضع كنونى كتاب در كشور, متناسب با شأن, سابقه و داعيه فرهنگى ايران و هدفهاى ترسيم شده براى جمهورى اسلامى نيست.
ايشان لزوم افزايش كميت مطلق كتاب را در جامعه, خاطرنشان كردند و اظهار داشتند: اگر روزى در همه زمينه هاى مورد نياز, كتاب كافى به لحاظ عنوان و تعداد, در دسترس باشد و مردم بتوانند جواب سؤالهاى خود را در كتابها بيابند, شرايط متفاوت با وضع امروز در كشور خواهيم داشت, چراكه هرجا با كتاب سر و كارى هست, از لحاظ كيفيت روحى و وضع فكرى, تفاوت محسوسى وجود دارد.
وى همچنين كمبود علاقه به كتاب را در جامعه خاطرنشان كردند و با تأكيد بر اهتمام به گسترش فرهنگ كتابخوانى در ميان قشرهاى مختلف مردم, مسؤولان را به اتخاذ تدابير مناسب در اين زمينه, توصيه فرمودند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى تسهيل زمينه پديدآورى و عرضه كتاب را يكى ديگر از وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى دانستند و گفتند: در زمينه هايى كه كمبود كتاب وجود دارد بايد با تشويق كسانى كه آمادگى تأليف و نشر را دارند, زمينه لازم براى رفع اين كمبود فراهم شود, تا كتاب وزين و متقن به ميزان كافى در دسترس قرار گيرد و قدرت انتخاب براى مردم به وجود آيد.
حضرت آيت الله خامنه اى با اشاره به مسؤوليت صيانت از حريم ذهنها, موضوع نظارت بر كتاب را امرى جدى و مهم خواندند و فرمودند: نظارت بر كتاب, به مفهوم ايجاد محدوديت براى دانشمندان, اصحاب فكر و آدمهاى كارآمد نيست, واقعيت موجود در بازار كتاب, نشانگر اين حقيقت است, ليكن بحث, جلوگيرى از رهزنى انديشه و اخلاق است.
هرچند بهترين راه در ايفاى اين مسؤوليت عرضه فكر درست و هدايتگر در برابر فكر غلط و رهزن است, ليكن در صورت نبود امكان كافى در اين زمينه, بايد به فكر علاج بود, و اهميت امر نظارت از همين جا روشن مى شود, هرچند كه در اين زمينه ضرورت پرهيز از تنگ نظرى و اعمال سليقه نيز, امرى بديهى است.
رهبر معظم انقلاب اسلامى خاطرنشان كردند: البته در مورد كتابهايى كه با هدف ايجاد انحراف اخلاقى در جامعه, به ويژه در قشر جوان, نوشته مى شود, علاج كار تنها حساسيت و جديت بخش نظارت بر كتاب است, و امكان جبران پس از نشر آن وجود ندارد. اگر ما به گسترش كتاب مى انديشيم, بايد به فكر سالم سازى هم باشيم.
پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى, آقاى مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى, گزارشى را از وضع كنونى نشر كتاب در كشور و برگزارى هفته كتاب به استحضار رساند و مشاركت نهادهاى فرهنگى مختلف را در برگزارى (جشن كتاب) زمينه مساعدى براى گسترش نشر كتاب ذكر كرد. تجليل از خادمان نمونه نشر
پنجمين دوره تجليل از خادمان نشر با حضور معاون اول رئيس جمهورى و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد.
در اين مراسم دكتر سيد جعفر سجادى محقق و مؤلف نمونه كشور طى سخنانى گفت: بيش از 250 بار كلمه كتاب و 800بار كلمه علم و معانى متفاوت آن در قرآن كريم بكار رفته است كه اين نشان دهنده اهميت دهى دين اسلام به علم اندوزى و انديشه پرورى است. در اين مراسم همچنين حسين حموى رئيس اتحاديه نويسندگان عرب از كشور سوريه, از فرهنگ ديرپاى ايرانيان و ارزشهاى اصيل اسلامى تقدير كرد.
وى گفت: نويسندگان و شعرا بيرق داران رسالت مقابله با تهاجم فرهنگى غرب هستند و به عنوان سربازان فرهنگى بايد از رواج فرهنگ بيگانه در كشورهاى مسلمان جلوگيرى كنند.
در پايان هجده نفر از منتخبين پنجمين دوره تجليل از خادمان نشر در هفته كتاب معرفى شدند.
در اين مراسم به ترتيب از دكتر جعفر سجادى محقق و مؤلف نمونه, دكتر صالح حسينى منتقد و مترجم نمونه, محمّد اسفنديارى ويراستار و مؤلف نمونه, سيد عبدالله انوار فهرستنگار و كتابدار نمونه, پورى سلطانى كتابدار نمونه, داود رمضان شيرازى ناشر نمونه, بيوك چيت چيان ناشر و كتابفروش نمونه, على اكبر نورى زاده ناشر و كتابفروش نمونه از شيراز و محمّد رستگار مقدم مولوى به عنوان ناشر و كتابفروش نمونه از مشهد تقدير شد.
همچنين از سيد محمود محمودزاده مدير خدمات نشر از قم, على طارمى راد مديريت توسعه چاپ, كريم غفورى زاده نوبر مدير چاپ از تبريز, تقى جدار حسينى ليتوگراف, ناصر احدى صحاف, عبدالعلى شريفى پيشكسوت تعميركار چاپ, بيژن درويش كجورى محقق و مربى آموزش چاپ و زنده ياد استاد ابوالفضل عالى طراح و گرافيست نمونه تقدير شد. پيام رئيس جمهور به نوقلمان كشور
نويسنده ارجمند
تولد نخستين كتاب شما در سال 1376 موجب مباهات و شايسته تبريك است.
از اينكه قلمه اى كوچك در قلمستان فرهنگ اين سرزمين نشانده ايد, پروردگار را سپاس مى گوييم.
نيك مى دانيد و مى دانيم كه پس از پيروزى نهضت شكوهمند اسلامى, زمينه بروز بسيارى از خلاقيتها در عرصه نويسندگى فراهم آمده است. اين عرصه در حين اينكه نردبان صعود است مى تواند خداى ناخواسته چاه سقوط نيز باشد.
به ديگر سخن, اگر چاپ نخستين اثر موجب برانگيختگى روح و انديشه و نيز ترغيب براى كار بيشتر و بهتر گردد, نردبان صعود است و چنانچه ما را به اين توهم گرفتار آورد كه راه دشوارمان را به پايان برده ايم آنگاه از جاده فروتنى به چاه غرور فرو لغزيده ايم. بى ترديد, حفظ و پاسداشت اين قلمه جوان دشوارتر از كاشتن آن است.
اميد كه تلاش مباركتان در اين وادى, ذخيره آخرت و پشتوانه دنيايتان گردد.
همتتان بلند سيد محمّد خاتمى
رئيس جمهورى اسلامى ايران تقويت بنيه صادرات كتاب و تشويق و حمايت از ناشران
تقويت بنيه صادرات كتاب و تشويق و حمايت از ناشران كشور در امر صدور كتاب و حضور پربار در مجامع بين المللى فرهنگى, اهداف شركت در نمايشگاههاى بين المللى كتاب خارج از كشور را تشكيل مى دهند.
معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان متولى و هدايت كننده اين حركت مهم و ارزنده, تاكنون موفق شده است كه علاوه بر شركت در نمايشگاههاى بين المللى كتاب در خارج از كشور, تسهيلات لازم را براى ناشران بخش خصوصى و دولتى فراهم آورد و يا به صورت مشاركتى در نمايشگاههاى كتاب خارج از كشور با آنان همكارى داشته باشد.
ناشران ايران از اين طريق, تاكنون در نمايشگاههاى بين المللى كتاب بيست كشور جهان شركت كرده اند.
ضمن اين كه پس از پايان يافتن اين نمايشگاهها, بخشى از كتابها را نيز به مراكز علمى و فرهنگى كشورهاى ميزبان هديه كرده اند.
در نمايشگاههاى بين المللى كتاب خارج از كشور, تاكنون دهها هزار جلد كتاب از سوى ناشران ايران عرضه شده است. اين كتابها عمدتاً در زمينه هاى فرهنگ و معارف اسلامى, فلسفه, تاريخ, ادبيات, هنر و ساير علوم بوده است.
براساس آمارهاى موجود, نزديك به هجده هزار عنوان كتاب در تيراژى بيش از 48 هزار جلد, با توجه به تفاهمات فرهنگى با ساير ملل جهان براى تجهيز مراكز علمى و فرهنگى و ايرانشناسى, به خارج از كشور ارسال شده است.
همچنين كتاب آسمانى قرآن مجيد در تيراژ قابل ملاحظه اى به مسلمانان ساير كشورهاى جهان هديه شده است. كتابخانه هاى عمومى و استانداردهاى جهانى!
براساس استاندارد جامعه بين المللى كتابداران (ايفلا), به ازاى هر فرد بايد دو جلد كتاب در كتابخانه هاى عمومى وجود داشته باشد, و اين در حالى است كه در ايران به طور تقريبى به ازاى هر چهارده نفر دو جلد كتاب در كتابخانه هاى عمومى وجود دارد.
براساس استاندارد مزبور, هر مراجعه كننده به كتابخانه هاى عمومى به 5/2 متر مربع فضا نيازمند است, و در كتابخانه هاى ياد شده, براى هر دو هزار شهروند بايد سه صندلى موجود باشد.
هرچند در سالهاى اخير شاهد افزايش تعداد كتابخانه هاى عمومى در سطح كشور بوده ايم ـ به طورى كه تعداد كتابخانه هاى عمومى كشور از 250 باب در سال 1368 به بيش از 1000 باب در سال 1375 افزايش يافته است ـ اما علاقه مندان كتاب معتقدند بايد علاوه بر كيفيت, به كميت كتابخانه هاى عمومى نيز توجه شود و در جهت افزايش تعداد كتابخوان ها, طرحهاى كارساز ديگرى به مرحله اجرا درآيد.
گفتنى است كه براى كتابخانه هاى عمومى كشور در سال جارى حدود سه ميليارد ريال اعتبار در نظر گرفته شده است, و در حال حاضر به طور متوسط در هر ماه 25 جلد كتاب پس از انتخاب, خريدارى و به هريك از كتابخانه هاى عمومى فرستاده مى شود.
در سه ماهه اول امسال بيش از شش ميليون نفر به كتابخانه هاى عمومى مراجعه كرده اند كه سه ميليون و 390 نفر آنان, مراجعان به كتابخانه هاى عمومى تهران بوده اند. كتابداران نمونه شهرى و روستايى معرفى شدند
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در مراسم معرفى كتابداران نمونه شهرى و روستايى در جمع ناشران و اساتيد رشته كتابدارى گفت: در عرصه كتاب و كتابخوانى بايد به گونه اى عمل شود كه علاوه بر افزايش حوزه دانش, به تعميق دانايى افراد نيز كمك شود.
وى در پايان بر انتشار كتابهايى كه علاوه بر افزايش سطح دانش به توسعه و تعمق دانايى در سطح ملى كمك مى كنند, تأكيد كرد.
در اين مراسم همچنين مهدى معين فر, دبير كل هيأت امناى كتابخانه هاى عمومى كشور از چگونگى فعاليت اين كتابخانه ها گزارشى ارائه كرد.
به گفته وى, هم اكنون يك هزار و نود كتابخانه عمومى در سطح كشور و بيش از دو هزار و هشتصد كتابخانه روستايى براى ارائه خدمات اطلاع رسانى به چهار هزار روستا فعال هستند.
دبير كل هيات امناى كتابخانه هاى عمومى كشور, وضعيت كتابخانه سازى در ايران را مطلوب توصيف كرد و گفت: تعداد كتابخانه هاى عمومى از نظر كمى نسبت به چهار سال گذشته دو برابر شده اند و در حال حاضر, وجود كتابخانه عمومى جز شؤونات فرهنگى هر شهر است.
در اين مراسم, پنج كتابدار نمونه به اسامى غلامعلى ولاشجدى فراهانى از استان مركزى, شمسى وديعتى زاده از استان كرمان, محمد پرويزى خسروشاهى از استان آذربايجان شرقى, مهرافروز شاهولى, از استان خوزستان و محمود خيرى از استان خراسان معرفى شدند.
همچنين از شاه ميرزا پدرى از قزوين, ابراهيم خرمى از كاشان, داود كربلايى امينى از قم و سعيد صوفى از اراك به عنوان كتابداران نمونه روستايى تقدير شد.
علاوه بر اين, پنج عضو برگزيده انجمنهاى كتابخانه هاى عمومى, پنج نفر از معاونين امور كتابخانه هاى عمومى و مديران ترويج و مشاركت مردمى جهاد سازندگى در استانهاى مختلف به همراه پنج آموزشيار نمونه نهضت سوادآموزى و كتابخوانهاى موفق نهضت سوادآموزى معرفى و لوح تقدير دريافت كردند. برگزارى كنگره (قرآن و ولايت)
دومين كنگره سراسرى امام على(ع) با عنوان (قرآن و ولايت) با سخنان آيت الله مشكينى رئيس مجلس خبرگان و آيت الله جوادى آملى در مدرسه عالى دارالشفاء قم برگزار شد.
در اين كنگره كه با حضور علما, دانشمندان حوزه علميّه و شخصيتهاى سياسى برگزار شد, حجت الاسلام غرويان به ايراد سخن پرداختند. معرفى برگزيدگان چهارمين دوره كتاب سال دانشجويى
چهارمين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويى در سومين روز از هفته كتاب كه روز (كتاب و دانشجو) نامگذارى شده است, در تالار علامه امينى دانشگاه تهران برگزار شد.
اين مراسم با حضور حجت الاسلام والمسلمين ناطق نورى رئيس مجلس شوراى اسلامى, دكتر سيد عطاءالله مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و جمعى از انديشمندان, صاحبنظران, استادان و دانشجويان برگزار شد, پديدآورندگان كتاب سال دانشجويى در چهار گروه پزشكى, فنى و مهندسى, علوم پايه و علوم انسانى معرفى شدند.
براساس رأى كميته انتخاب كتاب سال دانشجويى از گروه علوم انسانى در بخش تأليف آقاى اميرعباس على زمانى براى كتاب (زبان دين), آقاى احمد عابدى براى كتاب (الحاشيه على الهيات الشرح الجديد على التجريد), آقاى سعيد رحيميان براى كتاب (تجلى و ظهور در عرفان نظرى) و در بخش ترجمه آقايان سيد محمود موسوى و محمّد محمّد رضايى براى ترجمه كتاب (مبانى فلسفه مسيحيت) تأليف آتين ژيلسون به عنوان برندگان كتاب سال معرفى شدند.
در گروه علوم پايه و بخش تأليف آقايان على اكبر صبورى و على اكبر موسوى موحدى براى كتاب (سينتيك آنزيمى) و در بخش ترجمه آقاى عباس آسيابانها براى ترجمه كتاب (بررسى ميكروسكوپى سنگهاى آذرين و دگرگونى) تأليف ديويد شلى برگزيده شدند.
در گروه فنى و مهندسى و در بخش تأليف آقاى سيد محمود طاهرى براى كتاب (آشنايى با نظريه مجموعه هاى فازى) و آقايان منوچهر روشن ضمير و رضا خزانه براى كتاب (سوخت هسته اى با تكيه بر استفاده از آن در راكتورهاى آب تحت فشار) و در بخش ترجمه آقايان سعيد بخشعلى بختيارى و عبدالصمد زرين قلم براى ترجمه كتاب (اصول ايمنى حريق در ساختمانها) تأليف پاول استولارد و جان آبرانر, همچنين آقاى رحمت الله فيروزى براى ترجمه كتاب (آموزش ساده كامپيوتر) تأليف باربارافدين و خانم منصوره قطبى براى ترجمه (بيسيك براى نوجوانان) تأليف گيل آرتور, معرفى شدند.
همچنين در گروه علوم پزشكى و بخش تأليف آقاى اميرحسن محبوبى و خانم مريم دانش پژوه براى كتاب (مبانى بيماريهاى پوست), آقاى رامين كردى براى كتاب (ورزش و بيماريهاى داخلى و قلب) و آقاى پژمان آذرمينا براى كتاب (واژه هاى زبانزد پزشكى) و همچنين در بخش ترجمه آقاى نويدعلى يارى زنوز براى ترجمه كتاب (چكيده ايمونولوژى) تأليف بنجامينى و همكاران و خانم لادن مقدم و آقاى حميد نام آور براى ترجمه كتاب (باردارى و مامايى ويليامز) تأليف كانينگهام و همكاران و خانم ماندانا اعرابى و آقاى فريد رئيس زاده براى ترجمه (جنين شناسى پزشكى لانگمن) تأليف سدلر و آقاى احمدرضا نياورانى براى ترجمه كتاب (فيزيولوژى پزشكى گايتون) تأليف گايتون و هال به عنوان مؤلفان و مترجمان برگزيده معرفى شدند و جوايز خود را از رئيس مجلس شوراى اسلامى دريافت كردند. گزارشى از برگزارى نمايشگاه كتاب استان قم
نمايشگاه كتاب استان قم همزمان با اولين روز از هفته كتاب و كتابخوانى در مجتمع فرهنگى امام خمينى(ره) برگزار شد.
در جلسه افتتاحيه اين نمايشگاه جمع كثيرى از آيات عظام و حجج اسلام و مسؤولان فرهنگى و سياسى استان و گروه كثيريى از ناشران و مؤلفان حضور داشتند. در اين مراسم مدير شركت تعاونى ناشران قم و مسؤول اولين نمايشگاه كتاب استان قم, و آقاى مسجد جامعى قائم مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى با تبريك فرا رسيدن سالروز ميلاد با سعادت حضرت على(ع) از برگزارى اولين نمايشگاه كتاب استان قم اظهار خرسندى و خشنودى كردند.
قائم مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در اين مراسم گفت: شهر قم به عنوان مركز نشر آثار شيعه بايد بيش از اين به اين مسأله توجه شود. جاى آن دارد كه با همت استاندار و نمايندگان محترم مجلس اين حركت استمرار پيدا كند و ما شاهد نمايشگاه بزرگ تمام ناشران ايران و ديگر كشورهاى جهان در قم باشيم. شايد اين كمترين قدمى است كه حوزه گسترش فرهنگ و معارف شيعى در ارتباط با جهان اسلام و ارتباط با تشيع برداشته باشد. اميدوارم اين حركت آغازى باشد بر حركتى فراگير, وسيع و ماندگار كه اين انتظار از تمام دوستان در قم دور نيست.
وى همچنين گفت: براساس آمارهاى موجود جمع كل كتابهاى ناشرين كتاب در شرايط فعلى 1422 كتاب مذهبى است كه در مجموع آثار منشر شده كشور 1/7 كل كتابها است.
آنچه در اين مسأله وجود دارد تفاوتى است كه در كتابهاى چاپ اول و تجديد چاپ به چشم مى خورد. در سال 75 شاهد چاپ 550 اثر اوّل, 860 اثر تجديد چاپ بوديم كه در سال 76 اثر چاپ اوّل 452 و تجديد چاپ ما محدود بوده است.
تيراژ متوسط حوزه دين 5000 عنوان و تيراژ متوسط كتاب 56000 عنوان است. مجموع صفحه كتابهاى منتشر شده, دو ميليون صفحه كتاب مذهبى در شش ماهه اوّل منتشر شده است.
در شش ماهه دوم فعاليت نشر بيشتر مى شود و تا چهار ميليون صفحه مى رسد. قم دومين مركز انتشار كتاب در كشور است و از شهرهاى مهم به شمار مى رود, يعنى شهرهاى مشهد, تبريز, اصفهان در مراحل بعدى قرار دارند.
آنگاه مسؤول نمايشگاه و مدير شركت تعاونى ناشران قم به ويژگيهاى اين نمايشگاه پرداخت و گفت: نمايشگاه بزرگ كتاب قم در فضايى به مساحت 2500 متر مربع ايجاد شده است كه در آن چهل ناشر از تهران و هفتاد نمايندگى با 10050 عنوان كتاب, 35 ناشر و چهل نمايندگى از قم با 2500 عنوان كتاب, همچنين ناشرانى از تبريز, مشهد, شيراز با نماندگى بيست انتشاراتى با 1500 عنوان كتاب حضور داشتند.
در اين نمايشگاه 1400 عنوان كتاب كودك و نوجوان از 107 ناشر توسط انجمن اسلامى كتاب كودك و نوجوان در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفت.
وى خاطر نشان كرد بخش كتابهاى ويژه شامل هفتصد عنوان كتاب براى بازديد محققان و مؤلفان در نظر گرفته شده بود.