مرورى بر آثار آيت اللّه سيدعبدالحسين لارى
در آستانه برگزارى كنگره بزرگداشت آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى آينه پژوهش
فقيه, اصولى, سياست مدار, مبارز و مجتهد سرشناس جنوب مرحوم آيت اللّه حاج سيّد عبدالحسين نجفى لارى از سادات محترم شاه ركن الدين دزفولى و از شخصيت هاى نامور اين خاندان است. پدرش سيد عبداللّه دزفولى نجفى و مادرش فاطم بيگم دختر آقا سيد محمّد دزفولى بود و برادران وى, مرحوم سيّد عبدالحسن و سيّد عبدالرسول از علماى نجف اشرف و از اصحاب مرحوم ميرزاى بزرگ به شمار مى آمدند.
سيّد عبدالحسين نجفى لارى به سبب نقش محورى در مبارزات مردم جنوب ايران عليه انگليسيان و نيز حوادث مشروطه و ديگر حوادث سياسى آن روزگار از شهرت و آوازه بيشترى نسبت به ديگر برادرانش برخوردار شد. تقوى و خدا محورى در كنار درايت سياسى و شجاعت و دليرى تحسين برانگيز سيّد سبب احترام و عشق فراوان مردم جنوب و بويژه لاريان نسبت به وى شد و كم كم مجتهد و مرجع تقليد بلامنازع مردم آن خطه گشت. وجود هرج و مرج سياسى و بيدادگرى ديوانيان و نمايندگان دولت مركزى در كنار محبوبيّت و پذيرش عمومى به سيّد فرصت داد تا باورهاى فقهى در خصوص موقعيّت فقيه در جامعه اسلامى را به آزمايش بگذارد و انديشه حكومت اسلامى را در حوزه اى كوچك و محدود مطرح سازد. گرچه اين انديشه توفيق چندانى در عمل پيدا نكرد, امّا افكار و عملكرد سيّد را به موضوعى قابل مطالعه و بررسى تبديل كرد. شايد همين موقعيّت موجب شد برگزاريِ همايش بزرگداشت وى توصيه رهبرى قرار گيرد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى آن را در دستور كار قرار دهد.
سيّد عبدالحسين لارى در خاندان علم و دانش به دنيا آمد و از اين رو, تحصيلات اوليّه دينى را در نجف اشرف و احتمالاً در نزد پدرش گذراند. از استادان دوره سطح وى در كتب تراجم نامى به ميان نيامده است و تنها به يادكرد چند تن از اساتيد دوره خارج وى همچون: شيخ محمد حسين كاظمينى, شيخ لطف اللّه مازندرانى, شيخ محمد ايروانى معروف به فاضل ايروانى, آخوند ملا حسينقلى همدانى و ميرزا محمد حسن شيرازى, بسنده كرده اند. سيّد عبدالحسين در رفتار و منش زندگى بسيار تحت تأثير آموزش و تربيت استادش ملاحسينقلى همدانى بود و زندگى سرتاسر مبارزه و جهادش تحقق دستورالعمل و راهنمايى هاى استادش در سر درس بود. سيد عبدالحسين لارى روش و منش استادش را چنين نقل مى كند:
(او از كليّه مجلوبات از بلاد كفره اجتناب مى فرمود و قند و چاى و دخانيات را استعمال نمى كرد. حتى از اطعمه و اشربه بازار, احتراز مى كرد…) و يادآور مى شود كه: (آن عارف سالك مكرّر مى فرموده كه من راضى نيستم كسى به حوزه درس من حاضر شود مگر آن كه متّقى باشد يا مجاهد و بر اثر اين اعلام تهديدآميز بعضى از آقايان حضور در مجلس درس وى را ترك كردند.)
آثار چنين توصيه هايى نمود روشنى در مبارزات سيد عبدالحسين لارى در جنگ جهانى اوّل و صدور فتواى جهاد عليه روس و انگليس و نيز در فتواى تحريم كالاهاى وارداتى از دُول كفر داشت. تقواى فقهى سيّد كه خود نشانى از تعاليم استادش ملا حسينقلى همدانى است, در رساله (پرسش و پاسخ فقهى) كاملاً نمودار است. سيّد در اين رساله نفرت و انزجار خود را از ديوانيان و اهل ظلم و ستم همپاى انزجار از پاره اى روحانى نمايان و دين فروشان نشان مى دهد و حِيَل شرعى و توجيه هاى بى پايه براى سودجويى دنيوى از دين را نفى مى كند.
سيّد در سال 1309 هجرى قمرى در پى درخواست تعدادى از مردم لار و به دستور ميرزاى شيرازى به منطقه مزبور مى آيد. در اين منطقه, حوزه علمى تأسيس مى كند و پس از آن عده اى از علماى مناطق مجاور به آنجا منتقل مى شوند. بيش از بيست سال در اين شهر سكونت مى كند و مدام مردم را عليه ستم حاكمان برمى انگيزاند. زمزمه مشروطه خواهى و قيام عليه دربار فرصت لازم را در اختيار وى مى گذارد و سيّد ديدگاه خود را در زمينه قانونمند كردن سلطنت و به تعبير درست تر ايجاد حاكميّت براساس قانون دين, بيان مى دارد. سپس بعضى از قوانين دين از قبيل تعزيرات را كه در حوزه اختيار فقيه مى دانست, به اجرا درمى آورد. نوشتن كتاب هايى در زمينه اداره اجتماع در كنار اجراى تعزيرات و چاپ و نشر تمبر به نام تمبر اسلام و مخالفت مدام با نمايندگان دولت مركزى, انديشه ايجاد حكومت دينى از سوى سيّد را به واقعيّت نزديك كرد و دلهره اى در دل نمايندگان حكومت مركزى انداخت.
درگيرى با قوام الملك و ظل السلطان, پشتيبانى از قيام بوشهريان به سردمدارى رئيس على, صدور فتواى جهاد عليه انگليسيان, تحريم خريد و فروش و مصرف اجناس خارجى, آوارگى و مهاجرت هاى متعدّد, به غارت رفتن خانه و كاشانه سيّد و ده ها موضوع ديگر از حوادث قابل مطالعه و بررسى در زندگى سيّد عبدالحسين لارى است. اين همه حادثه در زندگى يك شخصيّت دينى, وى را در موقعيّتى قرار مى دهد كه برگزارى بزرگداشت براى بررسى زندگى و حوادث زمان او توجيه پذير باشد. از اين رو, وزارت ارشاد اسلامى با همكارى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى, بنياد فارسى شناسى, استاندارى فارس و فرماندارى لار از يك سال پيش به فكر برگزارى كنگره بزرگداشت سيّد عبدالحسين لارى افتادند و با تشكيل ستادى به تنظيم برنامه هاى اجرايى كنگره پرداختند. ستاد مزبور دفترى در قم تشكيل داد و به احياى كتاب ها و رساله هاى آن مرحوم جهت ارائه در كنگره پرداخت. ستاد, كارهاى تحقيقى خود را به عهده بنياد معارف اسلامى قم واگذاشت و اين بنياد نخست به تهيه نسخ اصلى كتاب ها و رساله هاى سيّد مبادرت ورزيد. نسخه هايى از كتاب هاى سيّد كه در دست وارثان وى پراكنده بود, گردآورى شد و بسيارى از آنها كه همچنان خطى باقى مانده بود, استنساخ شد كه بيش از 3500 صفحه مى شود. محققان بنياد ياد شده, اقدام به استخراج آيات, روايات و اقوال فقها كردند. از آنجا كه سيّد در مواردى به سبب اشتغالات سياسى و تحرّك, به كتب روايى دسترسى نداشت, روايات را نقل به معنى كرده است و در نتيجه كار تحقيق به دشوارى گراييد. اين مشكل در كنار سرعت كار و عجله در ارائه كتب تا زمان برگزارى كنگره موجب پايين آمدن نسبيِ كيفيت كار گرديد.
در كتب اصولى و فقهى در مواردى به رغم تصريح سيّد به نام صاحب نظريّه اى, محققان نام كتاب و نشانى دقيق آن را نمى دهند; براى نمونه مى توان به موارد زير از جلد نخست (تقريرات فى اصول الفقه) اشاره كرد: ص20,س11; ص26, س12; ص34, س5; ص35, س11; ص95, س15.
همچنين در غالب موارد كه سيّد قولى را با عنوان كلّى از قبيل, بعض المحققين (ص30 و94); مازعمه بعض (ص292), عن بعضهم (ص255) و… ياد مى كند محققان به جستجو براى يافتن نام گوينده و محل ذكر آن نپرداخته اند; در حالى كه اين قبيل كارها حداقلِ كار در تحقيق و تصحيح متون است. بگذريم از آن كه در مواردى سرعت عمل موجب بروز اشتباه هايى در تقويم نصّ و تنظيم عبارت شده است.
كنگره با فراخوان مقاله درباره سيّد و نيز مسايل و موضوعات مرتبط با زندگى, محيط و عصر سيّد توفيق دست يابى به تعداد مقاله قابل توجّه داشته است كه در كنگره ارائه خواهد شد.
مجلّه آينه پژوهش به پاس احترامى كه براى سيّد عبدالحسين لارى به عنوان نويسنده و مجتهدى مبارز و تيزبين و فقيهى عامل و متّقى, قايل است, نخست در فكر ارائه ويژه نامه اى درخور در نقد و معرّفى آثار سيد عبدالحسين لارى بود, امّا به سبب تأخير در آماده سازى آثار وى و به خاطر تعجيلى كه در برگزارى كنگره پيش آمد, بهتر آن ديد با معرّفى اجمالى پاره اى از آثار سيّد عبدالحسين لارى در اين مهمّ, سهيم گردد.
*
آثار سيّد عبدالحسين لارى را مى توان در پنج بخش فقهى, اصولى, اعتقادى, حديثى قرآنى و سياسى دسته بندى كرد: المعارف السلمانيه
از بحث هاى مهم و جدّى در كلام و بويژه كلام شيعه, مبحث چگونگى علم رهبران برگزيده الهى است. اين بحث در بين اهل سنت نيز درباره علم پيامبر اكرم(ص) و انبياء گذشته مطرح است. ديدگاه غالب آنان پذيرش مراتبى از اشتباه و خطا از پيامبران و بويژه پيامبران گذشته است و در نتيجه علم آنان را محدود مى دانند. در برابر آنان متكلمان شيعه, چنين باورى را ندارند و جز اندكى از دانشوران گذشته شيعه, چنين پديده اى را شايسته و بايسته رهبرى برگزيده خدايى نمى دانند و آن را با فلسفه و حكمت ارسال راهنما از سوى حكيم هم نوا نمى شمارند. بحث ياد شده در بين متكلمان شيعه اختصاص به پيامبران ندارد; علم امام(ع) نيز از بحث هاى مطرح در اين حوزه است. سيد عبدالحسين لارى كتاب ياد شده را در همين باره نگاشته است. وى بطور جدّ طرفدار باور به علم حضورى گسترده امامان معصوم است و در اين كتاب بر اين مطلب استدلال مى كند. وى نخست چهارچوب بحث را روشن مى كند و به تعبير ديگر تحرير محل نزاع مى كند و بحث را درباره چگونگى و حدود علم امام به مفهوم كسى كه رياست الهى بر همگان (در شكل برگزيده مستقيم و يا باواسطه پيامبرـ ص ـ دارد, از زاويه علم غير اكتسابى مى داند و آن را از علم الهى كه علم حضورى بر معلومات در شكل علم بر عليّت و معلوليّت است, جدا مى كند. آنگاه آراى موافقان و مخالفان ديدگاه منتخب را بيان و دلايل و چگونگى استدلال هر گروه را بررسى و نقد مى كند و با توجيه و تفسير ديدگاه مخالفان, در جهت هم آهنگ سازى و يا تقريب آن با نظريه خود تلاش مى كند. سيّد در ضمن بحث, آثار و نتايج مترتب بر هر ديدگاه را يادآور مى گردد و انتقادهاى احتمالى بر ديدگاه منتخب را بررسى و به پاره اى از آنها پاسخ تشريحى مى دهد و پاره اى ديگر را كه ناشى از روايات موجود در بحث است, با ترديد در سند روايات, وجود تقيه و محكم و متشابه در سخنان معصومان(ع) كم ارزش مى سازد.
اين كتاب قبلاً با تحقيق شيخ محمد جميل از سوى مركز جواد در بيروت نشر يافته است و كنگره بر آن است با تحقيقِ دوباره, آن را در مجموعه انتشارات خود قرار دهد. عرفان السلمانى بحقايق الأيمانى
دوست داشتن يا ناخوش شمردن دنيا همواره يكى از بحث هاى جدّى در اخلاق اسلامى است. وجود آيات و رواياتى در نيك داشتن دنيا از سويى, و بد شمردن و پرهيز از آن از سوى ديگر, دانشوران را بر آن داشته تا راهى براى حل تنافى و آشتى بين آن دو بجويند. سيّد عبدالحسين لارى نيز كه دغدغه چنين تنافى در آموزش هاى دين درباره دنيا را داشت, رساله اى كوتاه در حل اين معضل پرداخت. وى طبق شيوه نگارشى خود, نخست به تحرير محل نزاع مى پردازد و وجوهى را كه در تبيين و تعيين محل خلاف ذكر شده, مى آورد و آن گاه با دلايل نقضى و تشريحى آنها را رد مى كند و نظر خود را مبنى بر حرمت (نفس حبّ دنيا) و تابع بودن حكم آن به حكم اهدافى كه مقدمه دست يابى براى آن اهداف قرار گرفته است; بيان مى كند. سيّد بحثى نيز در آثار مثبت يا منفى دنيادوستى مى آورد و نمونه هاى تاريخى عواقب زشت دنيا دوستى را فرا روى خواننده مى نهد.
از نكات جالب و خواندنى كتاب, نقد ديدگاه شايع و زيانمند درباره آثار افراطى حب اهل بيت(ع) كه آن را براى زدودن هر نوع گناه كارساز و از انجام هر نوع كار نيك بسنده مى داند. وى تأثير حب اهل بيت(ع) را تنها در صورت هم آهنگى با كردار و رفتار شايسته مى داند.
اين رساله در سال 1313 هجرى قمرى به خط شخصى به نام على اكبر طالقانى در تهران استنساخ و چاپ سنگى شده بود و اكنون با تصحيح و حروف چينى مناسب, براى كنگره مرحوم لارى آماده شده است. اكسير السعادة فى اسرار الشهادة
سيّد عبدالحسين لارى در اين كتاب به پاسخ ايرادها و شبه هايى كه درباره شهادت امام حسين(ع) مطرح شده, پاسخ مى دهد. شبهه بيرون بودن قيام امام حسين(ع) از انواع جهاد مشروع; شبهه القاى نفس در هلاكت; شبهه توجيه ناپذير بودن ثواب هاى منقول براى عزادارى امام حسين(ع); شبهه چگونگى تقدّم عزادارى امام حسين(ع) بر هر نوع عبادت; شبهه ترديد در كفر قاتلان امام حسين(ع) و ده ها شبهه ديگر در اين كتاب پاسخ داده شده است. سيد ضمن اينكه تصريح مى كند شفاعت تنها شامل توبه كنندگان است, مى نويسد:
(…هذا التعليل دليل صريح فى تخصيص غفران الشيعه وشفاعة اهل الكبائر منهم بالتائبين منها فوراً من غير اصرار ولا مهلّه وانّ غير النادم المصرّ ولو على الصّغيرة دون الكبيرة بل ولو بمجرّد العزم على المعصية بل ولو بمجرّد عدم النّوم فوراً و تسويف التّوبه فعلاً مأمون من الوعيد و غير مؤمن بالمعاد وهو كفر و ارتداد وهذا من جملة مايعصم الظهور ولم يبق فى تلك العمومات غرور ولا سرور). اين كتاب تحقيق شده, آماده نشر است. هداية الطالبين فى اصول الدين
اين كتاب به زبان فارسى و براى توده مردم در اصول اعتقادى شيعه نوشته شده است.
مرحوم سيّد در تعبيرى در آغاز مبحث خداشناسى, به اين هدف اشاره مى كند و مى نويسد:
(مطلب اوّل در اثبات وجود واجب الوجود است و ادلّه بر اين مطلب بسيار است ولكن اكتفا مى شود به چند دليل كه به فهم عوام نزديك تر است…)
زبان به كار رفته به رغم آن كه براى عوام در نظر گرفته شده, براى مردم امروز چندان روان و آشنا نيست و سبك نگارش دوران ناصرى را دارد.
در اين كتاب اصول پنج گانه به طور فشرده و بدون شرح و تفصيل بررسى و اثبات شده است. روند بحث مشابه كتاب هاى كلامى متداول آن روزگار است و ابتكار و نوآورى ويژه اى در آن ديده نمى شود.
كتاب با پاورقى ها و توضيح هاى فراوانى كه محققان كنگره بر آن افزوده اند, به نوشته اى سودمند در عقايد تبديل شده است. از جمله كتب اعتقادى سيّد حواشى بر كشف المراد مرحوم علامه حلّى و محاكمات در قطع مناظرات است.
رسالة فى المحكم والمتشابه
رساله اى كوتاه درباره محكم و متشابه در قرآن است. وى نخست تعريف مشهور از محكم و متشابه را يادآور مى شود. آنگاه آن را نقد مى كند و تعريف خود را با اين عبارت بيان مى دارد:
(…انّ المستفاد من هذا الحكم كون المحكم هو المرجع والمتبع والمتشابه خلافه, فيكون الحكم من الآيات والروايات هو المستحكم بموافقة العقل والنقل المتبّع والمتشابه ضدّه وعكسه وهو الموهون والمعارض ظاهره بمخالفة العقل او النقل القطعى المتّبع…)
وى همچنين به چرايى وجود محكم و متشابه در قرآن مى پردازد و آثار مثبت آن را ذكر مى كند. علت بيان نشدن همه موارد متشابه از سوى امامان معصوم, را بيان مى كند و مواردى از آيات متشابه را يادآور مى شود; از قبيل: آيات تخصيص علم غيب به خداوند; نفى علم غيب از انبياء; انتساب ذنب و يا نسيان به پيامبران; انتساب خوف به آنان; گزارش بى تابى هاى آنان در برابر سختى هاى دنيايى; طلب هدايت توسط آنان; انتساب نقص جسمى به پاره اى از پيامبران همچون لكنت زبان به موسى(ع). اين رساله جهت نشر آماده شده است. نصائح و فضائح (آيات الظالمين)
كتاب درباره زشتى ظلم و ستم نگارش شده است و در آن به ترتيب سور, آياتى كه بر زشتى ظلم دلالت مى كند گردآورى شده است. آياتى كه سيد گردآورى كرده, بيش از چهارصد آيه است. او پس ذكر آيات, به بيان رواياتى كه درباره موضوع ياد شده از پيامبر اكرم و امامان شيعه نقل شده است, مى پردازد. سيد در آغاز كتاب انگيزه اقدام خود را چنين بيان مى كند (چون در اين زمن فتن و محن به واسطه طول غيبت كبرى و اندثارِ آثار و احكام انبياء و خلفا, و نوّاب حقيقى ختم الاوصيا و مهجور شدن امر به معروف و نهى از منكر و شدّت انهماك خلق در محبت دنيا و كثرت ركون و آزمايش به اهل كفره و فجره و ظلمه… موجب شيوع و ذيوع ظلم و جور بى پايه و جور و ستم و احجاف بى اندازه باشد, ما لايطاق در جميع آفاق و اصعاق وقاع و بقاع و قرى و امصار و بلدان و بحارى و صحارى و قفار و بطون اوديه و قلل جبال به حدى كه لايحدّه قلم و لايبقى به بيانه رقم… لذا لازم و واجب آمد به جهت حسم ماديّه اين شبه و اشتباه و غرور و اغراء و كفر و ارتداد رجوع نمودن به مستقلات عقل و محكمات كتاب و سنت چنان كه مضمون خبر ثقلين است…) اين كتاب براى نشر آماده است. حواشى بر كتب روايى
آثار ديگر سيد عبدالحسين لارى حواشى و توضيح هايى كه بر كتاب كافى مرحوم كلينى و شرح الزيارة مرحوم شيخ احمد احسايى و نيز كتاب بحارالأنوار مجلسى نوشته است. گويا سيد اكثر مجلدات بحارالأنوار را حاشيه زده اند. مرحوم سيد على اكبر آيت الله, فرزند سيّد لارى در پايان جزء هشتم از جلد نهم بحارالانوار مى نويسد:
(مخفى نباشد كه اين كتاب مستطاب كتابى است كه حضرت مستطاب آيت اللّه فى الأنام حجةالأسلام مرحوم آقاى والد ماجد ـ قدس اللّه نفسه و نوراللّه ضريحه ـ از ابتدا تا انتها مطالعه فرموده و به خط مبارك خود حاشيه بر آن نوشته…)
اميد است كه ستاد برگزارى كنگره كه تاكنون موفّق به آماده سازى حواشى سيّد بر كتب روايى نشده است, پس از برگزارى كنگره با پى گيرى كار, اين دست از آثار سيد را با تحقيق شايسته فرادست پژوهشگران قرار دهد. تعليقه بر صوم مدارك الأحكام
اين رساله تعليقه كوتاهى بر كتاب صوم مدارك الأحكام است. براساس گفته سيد در آغاز اين رساله, گويا كتاب مدارك الاحكام, مدّتى محور و مبناى بحث خارج يكى از اساتيد سيد بوده و او پس از مشاركت و بهره گيرى از درس ياد شده, به نگارش اين تعليقه مى پردازد. سيد از اين استاد به نام ياد نمى كند و تنها با عنوان (علامة مشائخنا الأعلام) وى را ذكر مى كند. كلام سيد به قرار زير است:
هذه تعليقات رشيقة وتحقيقات انيقة علّقتها على كتاب الصيام من مدارك الأحكام بعد ما استفدتها من علاّمة مشائخنا الأعلام فى نبذة من الليالى والأيام…)
چنان كه از عبارت بالا مفهوم است, سيد در اين درس مدّت زيادى حاضر نشده و گويا همين امر سبب نقص تعليقه و اختصاص آن به تعداد انگشت شمارى از مباحث صوم از قبيل تعريف صوم, نيّت, قصد قربت, تداوم نيّت, وقت نيت و مُفطرات روزه است. اين تعليقه با تحقيق نشر خواهد يافت. رسالة الصاع و المُدّ
رساله كوچكى است كه در آن به تعيين ملاك و مقدار صاع و مُدّ مى پردازد و اندازه گيرى صاع به كيل و وزن را مشخص مى كند. وى نخست نظر فقها را در مقدار هر كدام از مد و صاع ذكر مى كند و آن گاه ديدگاه مشهور و ديدگاه سلطان العلما را كه درهم را نصف مثقال صيرفى مى دانست, نقد و بررسى كرده و با ملاك قرار دادن آن, دو ديدگاه به تعيين مقدار صاع براساس وزن هاى متداول از قبيل وزن استانبولى, عطارى, مَنِ تبريز, مَنِ شاهى و وزن نجفى مى پردازد. وى همچنين آب كر را براساس رطل عراقى, تعيين و آن گاه بر پايه اوزان ياد شده, رطل عراقى را تفسير و تبيين مى كند. اين رساله در مجموعه رساله هاى تحقيق شده سيّد نشر خواهد يافت. پرسش و پاسخ
نوشته اى است بسيار كوتاه كه در شكل فتوا ارائه شده و در پاسخ سؤال زير است:
(استعمال مطعومات و مشروبات و ملبوسات و مصنوعات مجلوبه از بلاد كفرة كه جميع يا اغلب اهالى آنها كفّارند و منتشره در بلاد اسلاميّه شده, چه صورت دارد؟ بيّنوا توجروا) سيد عبدالحسين لارى در پاسخ به اين استفتاء حكم به حرمت بهره گيرى از اين نوع كالا مى كند و دلايل حكم را نيز بيان مى دارد. در ضمن به توجيه هايى كه ممكن است براى جواز بهره گيرى از كالاهاى ياد شده ارائه گردد, پاسخ مى گويد. آنگاه براى تأييد فتواى خويش, پاسخ مرحوم ميرزاى بزرگ را به همين پرسش, مى افزايد. اين فتوا به همراه رساله دفاعيه سيّد كه در شرح و توضيح حكم جهاد نوشته است, نشر خواهد يافت.
اين فتوا با توجّه به پايين بودن سطح زندگى مردم و امكان توليد در حد نياز, اگر مورد توجّه مسلمانان قرار مى گرفت, استقلال اقتصادى و خودكفايى در كشور دست يافتنى تر از امروز بود. التعليقة على رياض المسايل
سيّد بر كتاب رياض سيّد على طباطبايى تعليقه زده است. اين تعليقه در بخش طهارت و صلوات بسيار مفصل است و به عنوان نمونه كتاب طهارت وى بيش از 379 صفحه خطى است. بخش هاى ديگر از قبيل كتاب تجارت, نكاح, ارث, قضا, شهادات, حدود و تعزيرات, قصاص و ديات بسيار به اختصار برگزار شده است. در اين كتاب پاره اى از آراى نو سيّد عبدالحسين را مى توان يافت.
اين كتاب از سوى بنياد معارف اسلامى, تحقيق و جزو مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. تشريع الخيرة والتكلان
اين كتاب درباره مشروع يا نامشروع بودن استخاره و چگونگى انجام آن است. سيد پس از نقل اقوال گوناگون درباره موضوع ياد شده, به مشروعيت آن استدلال مى كند و آن را طريق و موصِل به واقع مى داند. آنگاه مسايلى كه درباره استخاره از قبيل نيابت در استخاره, تكرار آن براى يك موضوع, ترك انجام مفاد استخاره و امثال آن را مطرح است, بررسى مى كند و در نهايت بحثى در باب مباهله مى افزايد.
از مقدمه كتاب پيداست كه سيد آن را در شرايط سخت آوارگى و درگيرى هاى سياسى نوشته است. در آغاز مى فرمايد: (فيقول العبد المتحيّر فى البلدان والمتبعّد عن الأهل والأوطان المبتلى بنوائب الزمان وطوارق الحدثان وافترق الأحبّة والأخوان عبدالحسين الموسوى التستري…)
كتاب تحقيق شده و در مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. سؤال و جواب فقهى
كتاب به زبان فارسى است و پاسخ مسايل فقهى شخصى به نام محمد اشكنانى انصارى است كه گويا مسأله دان و مورد اعتماد اهالى روستاى خود بود و مسايل مورد ابتلاى مردم را از سيّد مى پرسيد. اين كتاب يكى از آثار ارزشمند و راه گشا در تحليل و بررسى زندگى, طرز فكر مردم, روابط شان با حاكمان وقت, نقش ملاّيان روستاها, شرايط اقتصادى و ده ها موضوع ريز مردم شناسى است. كتاب همچنين تيزبينى و آزادمنشى سيد را در زندگى بخوبى نشان مى دهد. كتاب به سبب شكل پرسش و پاسخى آن, واقع گرايانه و بدور از برداشت هاى انتزاعى فقهى است. پاره اى از مسايل كه مى توان در اين كتاب يافت به شرح زير است:
1. چگونگى سلطه ديوانيان و شگردهايى كه براى توجيه دينى رفتار خود داشتند, نوع هدايا و پيش كشى هاى متداول, تصرف اموال رعايا, مشروع جلوه دادن رفتارهاى ناشايست از راه معاشرت با افراد به ظاهر دينى. براى نمونه در سؤال پنجاهم مى خوانيم:
(گماشتگان و نوكران و ناظران و پيش خدمتان و چاكران اهل ظلمه و ديوانيان مى روند در كربلا و نجف موافق پنج تومان به مجتهدين مى دهند آنچه از حرام و پيش كشى كه به ايشان داده اند, از هر ولايت كه مى روند و چه ديوانى مى گيرند و هر تصرفاتى و هر ظلمى كه كرده اند كه موافق صد تومان زيادتر است به همان پنج تومان همراه ايشان صلح مى كنند و به ايشان مى بخشند مجتهدين, اين صحيح است يا الاّ فلا؟
پاسخ: صحيح نيست بلكه به قدرى كه داده است هم محسوب از مظالم نمى شود; زيرا كه اين از اموال معلوم المالك است نه مجهول, ولى از باب از خرس مويى, از ايشان مى گيرند.)
2. شيوع خرافات و سركيسه كردن مردم از طريق دعانويسى, رمل و جادو, براى نمونه در سؤال صد و پانزده و پاسخ آن بخوبى هويداست:
(سؤال: بعضى كتاب هاى دعوات مثل جامع الدعوات كه چاپ كرده اند, بعضى ملاّها دارند, بيمارنامه دارد و اسم مادر بيمار به حساب جمل بيرون مى آورند و مى گويند كه بيمار فلان روز و فلان شب نظر به او زده اند, يا پريان به او آزار رسانيده اند, فلان دوا و فلان آيه مى نويسند و فلان مرغ و فلان گوسفند بكشند كه بيمار شفا مى يابد. اين كار كردن مكر و عوام فريبى مى باشد يا عيبى ندارد؟
جواب: بلى كتاب بيمارنامه و حساب نامه و فال نامه و آنچه در آن ها نوشته شده از مجعولات اكاذيب دراويش و صوفيه است. در مجالس صدوق روايت است كه (ما آمن بى من صدّق كائناً او معرفاً); يعنى هركسى كه تصديق آنها نمايد, ايمان به پيغمبر نياورده و نيّت آنها هم دروغ و افتراست. انّما يقتدى الكذب الذين لايؤمنون.)
3. درباره آداب برخورد مردم با مجتهدان, در سؤال شصت و ششم آمده است:
(اين ذرّه عوام كالأنعام بلكه از انعام پست فطرت وليكن اسمش به انسان است نه حيوان…)
و در سؤال صد و نوزده مى خوانيم:
(فداى تراب نعال مباركت گردد, اين ذره بى مقدار عامى تبه روزگار…)
و از اين نوع تعابير فراوان ديده مى شود. و نيز عباراتى كه موقعيّت زنان, كنيزكان را نشان مى دهد. اين رساله توسط كنگره در حال آماه سازى است. تعليقه بر مكاسب شيخ انصارى
سيّد بر بخش هاى زيادى از اصل مكاسب شيخ انصارى و ملحقات آن تعليقه زده است. كتاب نكاح, كتاب وصيّت, رضاع, رساله تقيه, مواسعه, مضايقه و قضاى از ميّت, از جمله مباحث ملحق بر مكاسب شيخ است كه سيد بر آن ها تعليقه زده است. تعليقه سيد بر اصل مكاسب در سه جزء و دو جلد است: جزء اوّل مكاسب محرمه; جزء دوم بيع و جزء سوّم خيارات است. سيد اين تعليقه ها را در نجف نوشته است. اين تعليقه جهت نشر آماده شده است. تعليقه بر قضاء جواهر الكلام
از آثار ديگر سيد تعليقه وى بر كتاب قضاى جواهر شيخ محمد حسن نجفى است كه چون ديگر تعليقه هاى سيد همچنان خطى است. حاشيه جامع عباسى
جامع عباسى اولين رساله عمليّه به زبان فارسى است. عده اى از فقها, در گذشته تنها با حاشيه زدن بر جامع عباسى آراى فقهى خود را براى مقلّدان خويش بيان مى داشتند و جايگاه عروةالوثقى سيد محمد كاظم يزدى را در دوره هاى بعد داشت. سيد لارى نيز بر اين كتاب حاشيه زده است. رساله مشروطه مشروعه
به رغم آنكه سيد لارى را از پشتيبانان مشروطه مى شمارند, وى مشروطه مطلق را باور نداشت و پيش از آن كه درگيرى مشروطه خواهان و مشروطه مشروعه طلبان به وجود آيد, به مشروطه مشروعه تأكيد مى ورزيد و بر بطلان مشروطه مطلق استدلال مى كرد. وى (قدرت و اقتدار مشروع را ناشى از افاضه و عنايت حضرت معبود مى دانست… [بنابراين] هيچ نظر و شورايى و هيچ تدبير و آرايى از هيچ عقل و عقلايى و هيچ ذى شعور و دانايى محل اعتبار و اعتنايى نبوده و نخواهد بود, مگر راجع به نظر صوابديد آراء و شوراى انبياى عظام و علماى اعلام و نوّاب حضرت خيرالأنام…) سيد عبدالحسين لارى براى اثبات نظريّه خود, افزون بر ارائه دلايل علمى به سرنوشت مردمى چون تركان و فرانسويان كه به مشروطه گردن نهاده اند و نيز مردمى چون افغانان كه مشروطه را نپذيرفتند, استدلال مى كند و بقاى استقلال افغانستان را ناشى از ردّ مشروطه و از بين رفتن آن در تركيه را معلول پذيرش مشروطه مى داند. وى در اين كتاب توصيه هايى براى چگونگى تنظيم قانون ملّى ارائه مى كند. بنياد معارف اسلامى اين جزوه را تحقيق كرده و نشر خواهد كرد. رساله قانون در اتحاد دولت و ملّت
از نوشته هاى سياسى مرحوم سيّد لارى به زبان فارسى است. در اين رساله مؤلف براى اثبات درستى مشروطه استدلال مى كند. مشروطه اى كه سيد از آن دفاع مى كند, همان مشروطه مشروعه اى است كه پس از اختلاف بين مشروطه خواهان و طرفداران شيخ فضل اللّه نورى در صحنه سياسى آن روز نمود پيدا كرد. در واقع سيد به فكر مهار استبداد حاكمان قاجار بود و حاكميّت قوانين شرعى به دست آمده از مشاوره اهل علم را مى طلبيد. در اين رساله سيد انتظارات خود از مشروطه را بيان مى كند و تفاوت دو نظام مشروطه مشروعه با دولت استبدادى را توضيح مى دهد. اين رساله براى نشر در مجموعه انتشارات كنگره, آماده شده است.
از جمله آثار سياسى به جاى مانده از سيد, كتاب قانون اداره بلديّه است كه از سوى كنگره تحقيق و نشر مى يابد. تقريرات فى اصول الفقه
تقريرات اصول سيد عبدالحسين شامل مباحث الفاظ است و تا پايان مبحث مطلق و مقيّد ادامه دارد. سيّد به طور صريح از استادى كه تقريرات درس وى را نوشته ياد نمى كند. دو تعبير در آغاز جلد اوّل وجود دارد كه هر كدام مى تواند به يكى از استادان سيد اشاره باشد. در جايى مى نويسد: (ووفّقنا… باقتباس ما استفدنا من استاذنا العلاّمه علم الأساطين والفحول… سمّى رسول اللّه عليه وعلى آله المطهّرين افضل السلام…) با توجّه به اين كه تنها مرحوم شيخ محمد فاضل ايروانى از بين اساتيد سيد, سمّيِ رسول اللّه است, احتمالاً اين كتاب تقرير درس اوست. در جاى ديگر مى نويسد: (… لمّا ساعدنى سواعد التوفيقات الألهى على الحضور فى محفل استاذنا الربّانى وابينا الروحانى جعلنى اللّه فداه…) و سيّد از استادش مرحوم ملاّ حسينقلى همدانى معمولاً با تعبير ابينا الروحانى ياد مى كند به احتمال ضعيف مى رود كه كتاب تقرير درس وى باشد.
كتاب با تحقيق محققان بنياد معارف اسلامى آماده نشر شده و جزو مجموعه انتشارات كنگره نشر خواهد يافت. التعليقه على فرائد الأصول
اين تعليقه بر مباحث قطع و ظن, خبر واحد, شهرت, اجماع, برائت, اشتغالِ فرائد الأصول شيخ انصارى نوشته شده است و سيد با نگارش اين تعليقه تقريباً مباحث اصولى را كه در تقريرات خود مبحث الفاظ آن را بحث كرده بود, تكميل كرده است. تنها بحث استصحاب, در اين مجموعه مطرح نشده است كه آن هم در يك رساله مستقل مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است. اين تعليقه با تحقيق بنياد معارف اسلامى براى كنگره سيد لارى آماده شده است.
سيد عبدالحسين لارى افزون بر اين چند كتاب تعليقاتى نيز بر قوانين الأصول ميرزاى قمى دارد كه اميد است تحقيق و نشر يابد.
در پايان تلاش محققان بنياد معارف اسلامى و تمامى دست اندركاران برگزارى كنگره بزرگداشت را ارج نهاده, توفيق آنان را خواستاريم.
ابن العتايقى و شرح نهج البلاغه
صدرائى خوئى على
كمال الدين عبدالرحمن بن محمد بن ابراهيم عتايقى حلى مشهور به ابن عتايقى, از دانشمندان بنام شيعى در قرن هشتم هجرى است.
تولد وى در روستايى به نام (عتيقه) در شرق شهر حله صورت گرفت و او به همين جهت به ابن عتايقى مشهور شد. از تاريخ ولادت وى اطلاعى در دست نيست.
تحصيلات ابن عتايقى در همان ديار نزد جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر حلى معروف به علامه حلى (متوفاى 726ق) و نصيرالدين على بن محمد كاشى بوده و او با فقيه مشهور شيعه شهيد اول محمد بن جمال الدين مكى (متوفاى 786ق) معاصر بوده است.
او مانند استادش علامه حلى در تمام رشته هاى علمى عصر خود داراى اطلاع وسيع و تتبعى درخور توجه داشته و در اغلب آنها آثارى از خود برجاى گذاشته است.
از شاگردان ابن عتايقى سه تن را مى شناسيم بدين اسامى:
1. محمد بن جعفر نباطى.
2. سيد بهاءالدين عبدالحميد نجفى صاحب كتب (السلطان المفرج)
3. شيخ على بن محمد بن محمد بن على بن رشيدالدين.
كفعمى در (جنةالامان الواقية و جنةالايمان الباقية) مشهور به مصباح كفعمى از ابن عتايقى به بزرگى ياد مى كند و كرامتى را از وى نقل مى نمايد.
در اين مقال ابتدا فهرستى از آثار شناخته شده ابن عتايقى ارائه مى گردد; پس از آن توضيحاتى پيرامون اثر شهير وى (شرح نهج البلاغه) ذكر مى شود.
بخش اوّل آثار
چنانچه ذكر شد آثار ابن عتايقى از تنوع مطلبى در علوم رايج عصر وى برخوردار است. او اغلب آنها را در سالهاى 732 تا 788ق نگاشته و در تفسير, حديث, فقه, كلام, ادبيات, فلسفه و منطق, رياضيات آثارى از خود برجاى نهاده است. از تأليفات وى تا به حال كتاب (الناسخ والمنسوخ) وى به چاپ رسيده و باقى همه به صورت خطى در گوشه كتابخانه ها بايگانى شده اند.
آثار شناخته شده وى به ترتيب حروف تهجى عبارتند از:
1. اختيار حقايق الخلل فى دقايق الحيل (پزشكى)
افندى در رياض العلما 1/104 درباره اين كتاب گويد:
(… وقد ذكره الكفعمى فى كتاب مجموعة الغرائب, ثم نسبه اليه كتاب (اختيار حقايق الخلل فى دقايق الحيل), وكان اصل هذا الكتاب من غير هذا الشيخ وهو قد اختاره).
تمام آگاهى هاى ما از اين كتاب همين اندازه است و تاكنون نسخه اى از آن شناسايى نشده است. [الذريعه 1/365, ايضاح المكنون 1/49].
2. الإرشاد فى معرفة مقادير الابعاد (ستاره شناسى)
شرحى است از باب چهارم كتاب (التذكرة فى الهيئة) تأليف خواجه نصيرالدين طوسى (672). و مؤلف آن را در روز چهارشنبه 20 محرم 788 در نجف اشرف به پايان برده است. عبارت متن را با عنوان (قال) و شرح را با عنوان (اقول) مى آورد.
نسخه اى از آن به شماره 702 در كتابخانه آستانه مقدسه نجف اشرف موجود است. و در صفحه 59 (فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدريه فى النجف الاشرف) معرفى شده است. [الذريعه 1/510]
3. الأضداد (ادبيات)
افندى در مورد آن گفته:
(ومن مؤلفاته ايضا كتاب الاعمار, نسبه اليه الكفعمى فى حواشى البلد الامين وينقل عنه. وله ايضا كتاب الاضداد فى اللغة, والظاهر انه عين سابقه).
اين كتاب درباره علم لغت است.
[رياض العلما, 3/105; الذريعه 2/214 رقم 835].
4. الأعمار (ادبيات)
اين كتاب را افندى ذكر نموده و احتمال داده كه با كتاب الأضداد يكسان باشد. همچنان كه سابقاً نقل گرديد.
[رياض العلماء 3/105; الذريعه 2/243 قم963].
5. الإيماقى فى شرح الإيلاقى (پزشكى)
كتاب (الايلاقى) مشهور به الفصول الايلاقيه تأليف سيد شرف الدين ابى عبدالله محمد فرزند يوسف ايلاقى است. او آن را از كتاب اول قانون ابن سينا كه در كليات طلب است تلخيص نموده است.
ابن عتايقى در كتاب حاضر كتاب ايلاقى را شرح نموده است. متن را با علامت (مى) و شرح را با علامت (ش) مى آورد.
آغاز كتاب: (الحمد لله حمداً يليق بنعمه…).
نسخه اى از اين شرح به خط يكى از شاگردان شارح به نام حسين بن محمد موجود است. او در آخر نسخه مى نويسد:
(ان المولى العالم الفاضل الكامل مفخر الفضل فى الزمان مسيح الدوران ظهير الملة والدين عبدالرحمن بن العتايقى قد شرع فى الشرح فى حاديعشر ذى الحجه سنة 754 و فرغ منه فى الثامن عشر من المحرم سنة 755, كتبه العبد محبه ومعتقده حسين بن محمد).
و بر اين نسخه تقريظى از محمد بن جعفر بناطى به چشم مى خورد.
[الذريعه 2/502 و 13/382; فهرست مخطوطات خزانة الروضه الحيدريه ص38 شماره (632); اعيان الشيعه 7/465; مقدمه كتاب ناسخ و منسوخ ابن العتايقى; اعيان الشيعه 7/465 و طبقات اعلام الشيعه 8/110].
6. الايضاح والتبيين فى شرح المنهاج اليقين (يا المناهج اليقين) (اعتقادات)
شرحى است بر كتاب (مناهج اليقين)1 استادش علامه حلى (726ق), شارح به شرح آن در 22 رمضان شروع و بعد از پنجاه روز در 12 ذى قعده سال 787 به پايان رسانيده است. و بعد از اتمام شرح رساله (زبده رساله علم) را كه ابن ميثم بحرانى از خواجه نصير طوسى سؤال نموده, به آن ضميمه نموده و آن را الرسالة المكملة لشرح المناهج ناميده است.
آغاز شرح: (الحمد لله المتعالى بجلال احديته عن وصمة الكثرة والتقدير…).
نسخه اى از اين كتاب در كتابخانه آستانه مقدسه نجف اشرف به شماره 630 موجود است كه در سال 879 كتابت شده است.
[الذريعه 2/503; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص37].
7. البسط والبيان فى شرح تجريد الميزان (منطق)
شرحى مزجى است بر كتاب تجريد الميزان, نسخه دستخط مؤلف در كتابخانه آستانه مقدسه نجف اشرف به شماره 712 موجود است كه در سال 788 در نجف آن را به پايان رسانيده است.
[فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص63].
8. تجريد النية من الرساله الفخريه (فقه)
از (رساله فخريه) استادش علامه حلى بخش نيت عبادات را تلخيص و تحرير نموده است.
انتخاب آن در سال 753 صورت گرفته و نسخه دستخط مؤلف در كتابخانه آستانه نجف به شماره 710 موجود است.
[الذريعه 3/356; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص62].
9. التشريح (پزشكى)
نسخه از اين كتاب را كه به خط مولف بوده, مرحوم شيخ آغا بزرگ تهرانى در كتابخانه آستانه نجف ديده است. [الذريعه 4/184]
10. التصريح فى شرح التلويح الى اسرار التنقيح (پزشكى)
يكى از دانشمندان كتاب (قانون) ابن سينا را تلخيص نموده و به (المكنون) نامگذارى نمود. پس از آن فخرالدين خجندى (المكنون) را در كتابى به نام (تنقيح علق المكنون) خلاصه نمود. سپس خجندى دوباره آن را تلخيص نموده و نامش را (التلويح الى اسرار التنقيح) نهاد.
ابن عتايقى در كتاب حاضر, كتاب (التلويح) را شرح و تفسير نموده است.
در كشف الظنون شرح ديگرى بر اين كتاب با نام (التصريح فى شرح التلويح) نام مى برد كه شارح آن لطف الله مصرى است.
از شرح ابن العتايقى كه در چند جلد است, چند نسخه در كتابخانه آستانه نجف با اين مشخصات وجود دارد:
ش637: جلد دوم كتاب, به خط مؤلف كه در سال 774 در نجف نوشته است.
ش662: از اول و آخر نسخه اوراقى افتاده است.
ش663: جلد اول كتاب, به خط مؤلف كه در اول شعبان 774 از تحرير آن فارغ شده است.
ش667: قسمتى از كتاب.
[الذريعه 4/196; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص39 و 46 و47; كشف الظنون 1/500].
11. الحدود النحويه (ادبيات)
نسخه دستخط مؤلف در كتابخانه آستانه نجف اشرف به شماره (708) موجود است و مؤلف از تأليف آن در سال 787 فارغ شده است. [فهرست مخطوطات…ص61].
12. الدر المنتخب فى لباب الادب (ادبيات)
موضوع آن علم بلاغت است. مؤلف آن را ظرف بيست روز در ماه رمضان سال 776 تأليف نموده است. [الذريعه 8/74].
13. درر النقاد فى شرح الارشاد (فقه)
شرحى است مفصل و مهم بر كتاب (ارشاد الاذهان) علامه حلى (726ق), اين شرح با (قال ـ اقول) برگزار شده و در آن نقل قول هاى زيادى از شيخ طوسى و ديگران ذكر شده است. دو نسخه از اين كتاب در دست است:
1. مرعشى ش8609, اين نسخه جلد اول و دوم كتاب است و تا احكام نكاح را شامل است. متاسفانه از آغاز و انجام اين نسخه اوراقى ساقط شده است. (فهرست مرعشى 22/184).
2. دانشگاه تهران (فهرست 7/2711).
14.الرسالة الغارقة والملحة الفائقة
پيرامون ملل و نحل و فرقه هاى اسلامى, تأليف آن در سال 778 صورت گرفته است. نسخه ناتمام دستخط مؤلف در ضمن مجموعه اى در كتابخانه آستانه مقدس نجف به شماره 741 موجود است.
[الذريعه 11/220; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص72; مقدمه ناسخ و منسوخ ابن العتايقى].
15. الرسالة المفرده فى الادوية المفردة (پزشكى)
نام داروهاى گياهى را به ترتيب الفبايى مرتب و خاصيت هر كدام را شرح نموده است. نسخه خط مؤلف به شماره 743 در كتابخانه آستانه نجف اشرف موجود است.
[الذريعه 11/225; فهرست مخطوطات… ص73].
16. الرسالة المفيدة لكل طالب فى معرفة مقدار ابعاد الافلاك والكواكب (ستاره شناسى)
شرحى است بر بخش (مقادير الابعاد والاجرام) كتاب (التذكرة فى الهيئة) تأليف خواجه نصير طوسى. تأليف آن در نيمه ذيحجه سال 787 پايان يافته است.
آغاز: (الحمد لله كما يليق بكبريائه وجلاله…).
احتمالاً اين كتاب همان (الارشاد فى معرفة مقادير الابعاد) باشد كه قبلاً ذكرش گذشت.
[الذريعه 11/225].
17. زبدة رسالة العلم = الرسالة المكملة لشرح المنهاج (فلسفه)
كمال الدين ابن ميثم بحرانى سؤالاتى پيرامون علم و ماهيت آن از ديدگاه فلاسفه, از خواجه نصير طوسى مى نمايد. خواجه نصير نيز به آنها پاسخ مى دهد. ابن العتايقى از آن رساله قسمتى را, آنجا كه خواجه گفته (مسألة: العلمُ على الضربين) شرح و توضيح داده است. و آنرا مكملى براى كتاب ديگر خود (الايضاح والتبيين) قرار داده و به همين جهت نام آن را (الرساله المكملة لشرح المنهاج) نيز نهاده است. تأليف اين كتاب در 12 ذى قعده سال 787 صورت گرفته است. نسخه آن به خط مؤلف به ش 630 در كتابخانه آستانه نجف موجود است.
[الذريعه 2/502 و 12/28; فهرست مخطوطات… ص37].
شرح ارشاد الاذهان = درر النقاد فى شرح الارشاد
شرح اسئلة ابن ميثم من نصيرالدين طوسى = زبدة رسالة العلم
شرح تجريد الميزان = البسط والبيان فى شرح تجريد الميزان
18. شرح چغمينى = شرح ملخص الهيئة (ستاره شناسى)
شرحى است بر كتاب (ملخص الهيئة) تأليف محمود بن محمد چغمينى, مؤلف اين شرح را در 12 ذى حجه 787 به پايان رسانيده, سپس در تكميل آن (الرسالة المفيدة لكل طالب) را تأليف نموده است كه قبلاً ذكر شد.
[الذريعه 13/176].
19. شرح ديوان متنبى (ادبيات)
شرحى است بر ديوان ابوالطيب احمد بن حسين كوفى مشهور به متنبى (متوفاى 354), شرح آن در سال 781 پايان يافته و نسخه اى از جلد دوم آن به خط مؤلف, به شماره 681 در كتابخانه آستاه نجف اشرف موجود است.
[الذريعه 13/256; فهرست مخطوطات… ص52].
20. شرح رسالة فى الدلالة (منطق)
شرح رساله اى است در دلالت بنابر اصطلاح اهل منطق كه ابى الحسن على بن محمد بندهى معروف به ابن بديع نگاشته است.
21. شرح المنتخب القصائد العشر (ادبيات)
مؤلف از قصائد عشر معروف, ابياتى را انتخاب و شرح نموده است.
آغاز: الحمدلله الذى جعلنا من اهل…
سلسلة فهارس المكتبات الخطية النادرة, فهرست المخطوطات العربية بالمكتبة الملكية فى برلين ـ آلمان مجموعه 8ش 9144 برگ 16ـ13 ج8/106.
شرح الفصول الايلاقيه = الايماقى فى شرح الايلاقى
22. شرح قصيدة أبى دلف (ادبيات)
شرحى است بر قصيده اى كه مسعر بن مهلهل خزرجى ينبوعى معروف به أبى دلف سروده است. مطلع قصيده چنين است:
جفون دمعها يجرى
لطول الصد والهجر
ابن عتايقى در اين شرح بعضى لغات و مشكلات اين قصيده را شرح و تفسير نموده و در سال 763 تأليف آن را به انجام رسانيده است. نسخه دستخط مؤلف در ضمن مجموعه شماره (710) در كتابخانه آستانه نجف اشرف موجود است.
[فهرست مخطوطات… ص62].
23. شرح نهج البلاغه (ادبيات)
پيرامون اين شرح جداگانه در ادامه همين مقاله بحث خواهيم كرد.
24. الشهدة فى شرح تعريب الزبدة (ستاره شناسى)
خواجه نصيرالدين طوسى كتاب (زبدة الادراك فى علم الافلاك) را به فارسى تأليف نمود. سپس نصيرالدين على بن محمد كاشى (متوفاى 755) آن را به عربى ترجمه نمود كه به (تعريب الزبدة) مشهور است. ابن العتايقى در اين كتاب, (تعريب الزبدة) را شرح و تفسير نموده است و بنا به گفته صاحب ذريعه, اين شرح را در 22 ذى حجه787 شروع كرده و بعد از يك سال در روز پنج شنبه 14 محرم 788 به پايان رسانيده است. اما در فهرست مخطوطات… كه نسخه اى از اين كتاب به خط مؤلف به شماره 688 در آن معرفى شده, تاريخ اتمام را نيمه ذى الحجه 787 ذكر نموده است.
[الذريعه 14/259; فهرست مخطوطات… ص55].
25. صفوة الصفوة للعارف فى شرح صفوة المعارف (ستاره شناسى)
(صفوة المعارف) منظومه اى است در علم ستاره شناسى, كه سعد بن على حضرمى آن را سروده است. ابن العتايقى در كتاب حاضر آن را در سال 787 شرح نموده و نسخه دستخط مؤلف در ضمن مجموعه (ش708) كتابخانه آستانه نجف اشرف موجود است.
[الذريعه 15/51; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص61].
26. غرر الغرر و درر الدرر = مختصر غرر الفوائد = مختصر امالى سيد مرتضى (ادبيات)
سيد مرتضى علم الهدى كتابى دارد در محاضرات و ادبيات و تفسير برخى آيات كه در مجالس خود آنها را املا نموده و به نام (غرر الفوائد و درر القلائد) يا (امالى سيد مرتضى) مشهور است. [الذريعه 16/42].
ابن العتايقى آن كتاب را تلخيص و تنقيح نموده و كتاب حاضر را فراهم آورده است.
آغاز كتاب: (الحمد لله الذى اكرمنا بكتابه الكريم وشرفنا بالسبع المثانى والقرآن الحكيم…).
نسخه هاى شناخته شده اين كتاب عبارتند از:
1. كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى نجفى نسخه شماره 282, از برگ (111پ) تا (168/), به خط مؤلف هر صفحه 21 سطر به قطع 26ھ18 سانتى متر. [فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مرعشى 1/310]
2. كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, ش292, تحرير شده به خط نسخ, در 34 برگ, هر صفحه 26 سطر به اندازه 20ھ16 سانتى متر (فهرست مجلس 2/168).
27. القسطاس المستقيم والنهج القويم (منطق)
مباحث علم منطق را به صورت مختصر و كوتاه در يك مقدمه و سه باب شرح و توضيح داده است.
بدين ترتيب:
المقدمة: فى ذكر الرؤس الثمانية
الباب الاول: فى المعارف والتعريف
الباب الثانى: فى الححج ومباديها
الباب الثالث: فى كيفية حل المغالطات
نسخه اى از آن در كتابخانه آستانه نجف اشرف به شماره 645 موجود است.
[الذريعه 17/79ـ80; فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص42].
28. مجموع الغرايب (دعا)
خوانسارى در روضات الجنات ج4, ص194 آن را از تأليفات ابن عتايقى برشمرده است و به احتمال قوى مدرك وى رياض العلماء بوده است. عبارت رياض العلماء در اين مورد چنين است:
(ويروى عن جماعه منهم الزهدرى او ابن الزهدرى و قد ذكره الكفعمى فى كتاب مجموعة الغرائب ثم نسب اليه كتاب اختيار حقائق الخلل فى دقائق الحيل) [رياض العلماء 3/110]
پس بنا به نقل صاحب رياض اين كتاب از تأليفات كفعمى است نه ابن عتايقى.
29. المآخذ على الحاجبيه (ادبيات)
نقدى است كه مؤلف در كتاب (الكافية) ابن حاجب نوشته است. تأليف آن در سال 787 صورت گرفته, و نسخه دستخط مؤلف ضمن مجموعه شماره 116 در كتابخانه آستانه نجف اشرف موجود است.
[فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية ص61].
30. مختصر الاوائل = الأوليات (متفرقه)
مختصرى است از جزء دوم كتاب (الاوائل) ابى هلال عسكرى, كه در سال 753 آن را انجام داده است. نسخه اى از اين كتاب در نزد افندى بوده و از آن چنين تعريف نموده:
(عندنا منه نسخة, وهى رسالة مختصرة فى ذكر اول وقوع اكثر الامور ومبدئها, لطيفة حسنة, وكان تاريخ اتمامه لها سنة ثلاث وخمسين وسبعمأئه)
[رياض العلماء 3/105; الذريعه 2/481 و 20/181].
31. مختصر تفسير على بن ابراهيم قمى (تفسير)
تلخيص و گزيده اى است از تفسير على بن ابراهيم قمى كه در آن سند احاديث را حذف نموده و نيز مطالبى را كه مربوط به عدم عصمت پيغمبران بوده انداخته است: اين گزيده در اول ماه ذى حجه سال 768 به پايان رسيده است.
نسخه اى از آن در كتابخانه مرعشى به شماره 282 به خط مؤلف موجود است.2
[الذريعه 20/190; روضات الجنات 4/195; طبقات مفسرين شيعه 2/274, فهرست نسخ خطى كتابخانه حضرت آيت الله نجفى مرعشى 1/309].
32. مختصر شرح حكمة الاشراق (فلسفه)
تلخيصى است از (شرح حكمة الاشراق) قطب الدين شيرازى (متوفاى 710) كه در ششم جمادى الثانى سال 756 به پايان رسيده است. شيخ آغا بزرگ نسخه دستخط مؤلف را در كتابخانه آستانه نجف اشرف رؤيت نموده, لكن اين نسخه در فهرست نسخ خطى آن كتابخانه معرفى نشده است.
[الذريعه 13/211 و 20/198]
33. المعيار فى المنطق (منطق)
اين كتاب را محمد بن يونس شهويهى در كتاب خود (براهين العقول) به ابن العتايقى نسبت داده, ولى از نسخ آن اطلاعى در دست نيست.
[الذريعه 21/288]
34. الناسخ والمنسوخ (علوم قرآن)
مختصرى است در بيان آيات ناسخ و منسوخ, اين كتاب با تصحيح و تحقيق عبدالهادى فضلى در سال 1390 در نجف اشرف با عنوان (الناسخ والمنسوخ) در 85 صفحه به قطع وزيرى به چاپ رسيده است.
نسخ خطى آن عبارتند از:
ـ كتابخانه حضرت آيت الله نجفى مرعشى, ش2255 و شماره 9485 (فهرست 24/187).
ـ نسخه ديگرى در دانشگاه تهران ضمن مجموعه اى به خط عمادالدين بن عبدالمسيح تحرير شده در سال 917ق, موجود است.
[الذريعه 24/11ـ12; فهرست نسخ خطى كتابخانه حضرت آيت الله نجفى مرعشى 1/240; طبقات مفسران شيعه 2/274]
35. الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز (تفسير)
مؤلف در شرح نهج البلاغه در پايان شرح خطبه 201 به اين كتاب ارجاع داده است با اين عبارت:
(وقد ذكرنا قصة ثمود فى كتاب المسمى بالوجيز فى تفسير الكتاب العزيز) همچنين در كتاب (مختصر تفسير على بن ابراهيم قمى) به اين كتاب ارجاع داده است با اين عبارت:
(وقد ذكرت فى الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز ماينبغى ان يطالع)3 بنابراين, سخن مرحوم ابى يوسف در فهرست سپهسالار مبنى بر اتحاد اين تفسير با كتاب مختصر تفسير على بن ابراهيم, وجهى ندارد. بخش دوم: شرح نهج البلاغه ابن عتايقى
ييكى از مهم ترين آثار ابن عتايقى شرح نهج البلاغه اوست. او اين شرح را به عربى و در چهار جلد تأليف نموده و نسخ خطى موجود از آن بغايت كمياب و نادر است.
ما بحث در اين مورد را در چهار محور پى مى گيريم:
اول: نسخه هاى موجود از اين شرح
1. نسخه هاى شناخته شده
از اين شرح تا به حال سه نسخه شناسايى شده و متاسفانه سرنوشت دو نسخه از اين سه نسخه, هم اكنون روشن نيست. اين سه نسخه عبارتند از:
الف. نسخه مدرسه نمازى خوى
اين نسخه جلد سوم شرح است و به شماره 381 در كتابخانه خطى مدرسه نمازى خوى نگهدارى مى شود. چون اين نسخه به دست چند تن از كتابشناسان و تراجم نگاران شيعه رسيده و هركدام از اين نسخه در آثارشان مطالبى نقل نموده اند, ما ابتدا خصوصيات نسخه را ذكر نموده پس از آن به گفتار بزرگان درباره اين نسخه مى پردازيم.
اين نسخه جلد سوم شرح و از شرح خطبه134 (ومن كلام له عليه السلام وقد شاوره عمر فى الخروج الى غزوة الروم) تا كتاب 27 (ومن وصيته الى محمد بن ابى بكر حين قلده مصر) را شامل است.
تحرير نسخه در عصر مؤلف صورت گرفته و مؤلف اجازه اى به خط خود در پايان نسخه نوشته است. در پشت برگ اول نسخه چنين نوشته شده:
(الجزء الثالث من شرح نهج البلاغه, مختار من شروح اربعة شرح ميثم الكبير وشرح ابن ابى الحديد و شرح قطب الدين كيدرى و شرح القاضى عبدالجبار, تصنيف العالم العلامة عبدالرحمن بن محمد العتايقى رحمه الله عليه وعلى كافة المومنين والمومنات).
و در پايان نسخه چنين نوشته شده:
(تم المجلد الثالث بعون الله وحسن توفيقه على يد مؤلفه الفقير الى رحمة ربه الراجى غفرانه ورضوانه عبدالرحمن بن…4 العتايقى فى مرار شعبان لسنة ثمانين وسبعمائة وصلواته… محمد المصطفى وعترته الطيبين الطاهرين… الانبياء والمرسلين وعبادالله الصالحين… السموات والارضين ويتلوه فى الجزء… كتاب له عليه السلام جواباً لمعاوية وهو… شيخنا ومخدومنا ومفيدنا… على بن محمد بن محمد بن محمد بن على بن رشيدالدين… جمادى الاول من سنة ست وثمانين… المقدس الغروى سلام الله… على محمد وآله وسلم كثيراً كثيراً الحمد لله رب العالمين).
و در حاشيه صفحه آخر نسخه مؤلف به خط خود چنين نوشته است:
(بلغ قرائة وانهاه… وفقه الله لمراضيه وذلك فى مجالس متعددة آخرها يوم عشرين رمضان المبارك لسنة ست وثمانين وسبع مائة وكتب جامع الكتاب الفقير الى الله تعالى عبدالرحمن بن محمد بن ابراهيم العتايقى حامداً لله ومعظماً وعلى رسوله وآله مسلماً).
اين نسخه به خط نسخ نوشته شده و داراى 364 صفحه, هر صفحه شامل 28 سطر است و اندازه آن 23ھ14 سانتى متر است و از موقوفات رمضانيه سال 1230ق مرحوم شيخ الاسلام ابراهيم بن فتح لله شريف حسينى خوئى5 است و در آغاز آن وقفنامه به خط ايشان موجود است.6
اما نوشته صفحه اول اين نسخه كه تماماً نقل گردد, مبنى بر اينكه اين شرح از چهار شرح اخذ شده, اساسى ندارد. زيرا در اين شرح اصلاً نامى از قاضى عبدالجبار و شرح نهج البلاغه وى حتى در يك مورد, به چشم نمى خورد.
همچنين صاحب الذريعه در توضيح شرح نهج البلاغه ابن العتايقى گويد كه افندى دو نسخه از جلد سوم شرح را روئت نموده و گويا يكى از آنها همان نسخه اى است كه در نزد ابن يوسف بوده است.7
در توضيح اين كلام بايد گفت كه مرحوم افندى تنها يك نسخه از جلد سوم اين شرح را رؤيت نموده ـ كه همان نسخه مدرسه نمازى خوى است ـ و تمام خصوصياتى را كه از اين نسخه نقل نموده در نسخه مدرسه نمازى موجود است. اين نسخه غير از نسخه ابن يوسف شيرازى است, چون نسخه وى از آغاز و انجام افتادگى داشته, ولى نسخه خوى كامل است.
حضرت آيت الله العظمى نجفى مرعشى نيز اين نسخه را ملاحظه نموده و در آغاز آن تقريظى نوشته اند.
از مطالب فوق واضح مى شود كه مدرك علما در نسبت دادن شرح نهج البلاغه به قاضى عبدالجبار تنها نوشته صفحه اول نسخه مدرسه نمازى است و گفتيم كه آن نوشته اساسى ندارد, زيرا در اين جلد از شرح, حتى يك بار نيز نام قاضى عبدالجبار يا شرح نهج البلاغه وى وجود ندارد.
2. نسخه ابن يوسف شيرازى
اين نسخه نيز جلد سوم شرح بوده و از آغاز و انجام افتادگى داشته است و از شرح خطبه 143 (الاوان الارض التى تحملكم) تا شرح كتاب25 (ومن وصية له عليه السلام كان يكتبها لمن يستعمله على الصدقات) را شامل است.
مرحوم ابن يوسف از اين نسخه در فهرست نسخ خطى كتابخانه مدرسه سپهسالار (مدرسه عالى شهيد مطهرى), ج2, ص126ـ 128 و كتاب (نهج البلاغه چيست) ياد نموده, ولى از سرنوشت نسخه بعد از فوت مرحوم ابن يوسف خبرى در دست نيست.
3. نسخه كتابخانه آستانه نجف اشرف
اين نسخه را شيخ آغا بزرگ تهرانى در كتابخانه مرقد منور اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ در نجف اشرف رؤيت نموده و از آن چنين ياد مى كند:
(و اما شرحه للنهج فما وجدت منه فى الخزانة الغروية الا مجلداً واحداً وقد كتب على ظهره تلميذه على بن محمد بن محمد بن على بن رشيدالدين فى جمادى الاولى سنه 786 انه شيخنا ومخدومنا ومقتدانا, ولم يتيسر لى مطالعته مفصلاً).8
متاسفانه معلوم نيست كه اين نسخه كدامين جلد از شرح مى باشد, اما آنچه مسلم است اينكه عبارت شاگرد ابن عتايقى در پايان نسخه مدرسه نمازى نيز موجود است. پس اين جلد غير از آن جلد خواهد بود.
همچنين از سرنوشت اين نسخه فعلاً خبرى در دست نيست, چون در فهرستى كه بعد از ملاحظه شيخ آغا بزرگ, براى اين نسخه ها توسط استاد سيد احمد حسينى اشكورى تهيه گرديده, نسخه اى از اين شرح به چشم نمى خورد.پاورقي : 1. در فهرست كتب خطى كتابخانه هاى اصفهان ج1, ص95 نسخه اى از مناهج اليقين معرفى شده كه حواشى به خط ابن العتايقى دارد و او اين حواشى را قبل از نگاشتن شرح حاضر نگاشته است. 2. نسخه ديگرى از اين كتاب به خط حسام بن ناصرالدين بن محمد علوى الدَّغفلى تحرير سه شنبه 2صفر 984 در فهرست كتب خطى كتابخانه هاى اصفهان ج1, ص115ـ123 معرفى شده است. 3. فهرست كتب خطى كتابخانه هاى اصفهان, سيد محمد على روضاتى ج1, ص121. 4. محل نقطه چين ها در نسخه آسيب ديده و از بين رفته است. 5. آقا ابراهيم بن فتح الله شريف حسينى خوئى (متوفاى 1233) مشهور به شيخ الاسلام خوئى, از علماى سرشناس عصر قاجاريه در دوره سلطنت فتحعلى شاه قاجار بود. در سال 1223 از طرف همين پادشاه براى رفع اختلاف بين ايران و عثمانى راهى اسلامبول گرديد. او را كتابخانه مفصل و غنى بوده كه از اجدادش به وى به ارث رسيده بود و خود نيز آن را گسترش داده بود. او تمامى كتاب هايش را در ماه رمضان سال 1230 وقف دو پسرش و پسرخواهرش نموده كه به موقوفات رمضانيه مشهورند. قسمتى از اين كتابخانه بعدها بر اثر حوادث گوناگون از بين رفته است, امّا تعداد صد و بيست و پنج نسخه از كتاب هاى آن به كتابخانه مدرسه نمازى خوى منتقل شده كه همه نفيس و منحصرند و در فهرست نسخ خطى آن مدرسه كه در دست انتشار است به تفصيل معرفى شده اند. اين شرح نهج البلاغه يكى از نسخه هاى مذكور است. براى اطلاع از شرح حال شيخ الاسلام خوئى و خاندانش به كتاب سيماى خوى ص148ـ152 مراجعه شود. 6. رياض العلماء, ج3, ص106. 7. الذريعه, ج6, ص132ـ133. 8. همان, ج14, ص132 .
پاسخى به يك نقد
در مجله آينه پژوهش, مرداد ـ شهريور سال هشتم شماره سوم 1376, تحت عنوان (نقدى بر مسند زرارة بن اعين) توسط جناب آقاى صادق طهورى (نوروزى) مطرح شده است, لازم است توضيحاتى در جهت رفع ابهام و اشكال ارائه شود. (معرفى زراره)
نقاد: ترتيب فنى و علمى اقتضا مى كند نقل مطالب از تراجم و رجال متقدم مانند كتاب هاى كشى, نجاشى و شيخ طوسى شروع شود.
مؤلف: اگر چنانچه بحث از طبقات رجالى و تاريخ درايه باشد براى طبقه بندى رجال و رده بندى آنان زمينه اى وجود خواهد داشت, ولى اگر روش فقط گردآورى روايات يك تن از اعاظم رواة باشد, نيازى به طبقه بندى رجالى نيست, چنانچه محدث بزرگ مرحوم شيخ حر عاملى صاحب كتاب وسائل الشيعه گاهى كلام متأخرين را بر متقدمين مقدم دارد; مثلاً وقتى روايتى را با سند نقل مى كند مى گويد: (نقله الكشى و العلاّمة) و گاهى مى گويد (نقله العلامه والكشى) يا مى گويد (نقله الكشى و الشيخ) و گاهى مى گويد (نقله الشيخ و العلامه) و گاهى مى گويد (نقله العلامه والشيخ) (به صفحه هاى 325, 326, 328 و به شماره هاى 1029, 1031, 1043 وسائل الشيعة ج20 مراجعه كنيد)
نقاد: به نقل از (قاموس الرجال) چنين آمده است (زرارة بن اعين) قال عدّه الشيخ فى رجاله فى اصحاب الباقر(ع): مسند زراره ص23, ش13) از آنجا كه (قاموس الرجال) تعليقه بر (تنقيح المقال) است مرجع ضمير در (قال) صاحب (تنقيح المقال) است نه محقق شوشترى.
مؤلف: متن فوق از كتاب (قاموس الرجال) تا به آنجا كه مورد نياز مسند بود ـ عيناً نقل شده است. از ضمير قال بحث به عمل نيامده است تا اشكال به مرجع ضمير مطرح شود.
نقاد: جا داشت دو روايت زير را كه در بخش هاى ديگر كتاب آمده در اين بخش ذكر مى گرديد:
1. ذيل روايت 1852 آمده است: (فلمّا كثر (الكلام) بينى و بينه (الامام الباقر ـ عليه السلام) قال(ع):
لى: يا زرارة حقاً على الله ان يدخلك الجنّه) مسند زراره صفحه 689).
2. روايت 171 بيان كننده نحوه اولين ملاقات زراره با امام باقر(ع) است كه از زبان زراره به صورتى زيبا بيان شده.
قال (زرارة) قدمت المدينة وانا شابّ امرد, فدخلت سرادتاً لابى جعفر بمنى فرأيت قوماً فى القسطاط… فقال(ع) امن بنى اعين انت: فقلت: نعم. انا زرارة بن اعين فقال(ع) انّما عرفتك بالشبه… (مسند زراره ص95)
مؤلف: در ذيل دو روايت مورد انتقاد هر چند اشاره به فضيلت راوى به عمل آمده است كه اشاره امام را مى توان اين چنين تلقى كرد, ولى محتواى اصلى آن روايت ها مطالبى ديگر مى باشد كه طبق روال طبيعى بايد محتواى اصلى را مورد توجه قرار داد. هر روايت را در باب متناسب به آن بايد ثبت كرد.
ابداع نادرست عنوان (المتفرقات)
نقاد: نويسنده در آخر مسند بخشى را (المتفرقات) نام نهاد, كه در جوامع روايى سابقه ندارد در اين بخش, رواياتى كه به نظر نويسنده در قسمت هاى ديگر نمى گنجيده آورده است… خلاصه اين كه احاديثى كه به خاطر قلّتشان از يك باب و يا يك عنوان نمى گنجند, تحت عنوان (نوادر) ذكر مى شوند و عنوان (زيادت) در تهذيب به معناى نوادر است.
مؤلف: در اثر قلّت روايات چنانچه رواياتى از باب هاى مختلف گردآورى شود كه در حقيقت يك دسته از احاديث پراكنده مى باشد, با عنوان المتفرقات دقيقاً تطبيق خواهد كرد و از اين باب است كه مسائل متنوع و گوناگون را در آخر كتب مختلفه تحت عنوان مسائل متفرقه مى آورند و اگر چنانچه عنوان با محتوى همخوانى داشته باشد, ابداع عنوان مانعى نداشته و توقيفى نيست.
عدم ذكر روايات در جايگاه اصلى
نقاد: در ابتدا سه مورد را به تفصيل مورد بررسى قرار مى دهيم و بقيه موارد فهرست وار ياد خواهيم كرد.
مؤلف: درباره ترتيب جدول نسبت به جابه جايى روايات يادآور مى شود كه روايات از منابع رجالى با همان ويژگى ثبت شده در باب خاص نقل شده است و تا آنجا كه تتبع به عمل آمده, روايت ها در باب متناسب تدوين يافته است و اگر چنانچه نقاد محترم طبق بيان فوق ـ نسبت به تبويب وسائل الشيعه انتقاد دارند به مؤلف مسند ارتباطى نخواهد داشت.
در پايان از نگرش به عمل آمده از سوى جناب آقاى طهورى كمال تشكر را داشته توجه آن جناب را به نكات ذيل جلب مى نمايم
معناى نقد: انتقدت كذلك اذا نظرتها ليتعرف جيّدها و زيفها (المصباح المنير, ج2)
1. نقد كردن يعنى نگرش در جهت شناسايى خوبى ها و بدى ها.
و روش نقادان بزرگ تاريخ معاصر هم به همين مبنا ـ معناى لغوى ـ استوار است و اگر فقط نكات منفى مورد توجه قرار گيرد و نكات مثبت كاملاً ناديده گرفته شود, اشكال تراشى و منفى بافى خواهد بود نه نقد منصفانه.
2. هر اشكالى كه ايراد مى شود بايد مستند و با ارائه مدرك معتبر باشد.
3. از آنجا كه هر كتابى درباره هر علمى سبك و سياق ويژه اى دارد لذا بايد كتاب جامع روائى و جامع فقهى و كتاب قواعد الحديث را از كتاب مسند جدا كرد تا موارد و اشكالات را تشخيص داده اشكال وارد بر سبك كتاب خاصى ـ قواعد الحديث ـ را به كتاب ديگرى ـ مسند رجالى ـ نبايد ارائه كرد. محمّدى مازندرانى
اخبار
فرهنگىبرگزارى همايش(نقش دين در بهداشت روان
اولين همايش نقش دين در بهداشت روان توسط نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى و دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى ايران, انستيتو روانپزشكى تهران و معاونت پژوهشى دانشگاه در تاريخ 24/9/76 الى 27/9/76 همزمان با ايام وحدت حوزه و دانشگاه با شركت كثيرى از انديشمندان حوزه و اساتيد دانشگاه برگزار گرديد.
در اين همايش كه با هدف:
بررسى مسائل بهداشت روانى در معارف دينى و ارائه راهكارهاى عملى مناسب جهت بهداشت عمومى جامعه; ايجاد زمينه هاى عملى و پژوهشى براى برگزارى همايش جهانى نقش دين در بهداشت روان; تقويت همكارى و وحدت حوزه و دانشگاه در مقولات پژوهشى فرهنگى و… برگزار شده بود, شركت كنندگان در هفت محور اصلى, به ارائه سخنرانى و مقالات خود پرداختند.
1) بررسى سلامت روان از ديدگاه قرآن
با مقالات ذيل:
ـ سلامت روان از ديدگاه اديان توحيدى.
ـ مفهوم بهداشت و سلامت روان از ديدگاه اسلام و دانشمندان اسلامى.
2) جايگاه دين در پيشگيرى از اختلالات روانى
در اين بخش, اين مقالات ارائه شد:
ـ تأمين بهداشت روانى از طريق اصلاح شناخت, عواطف و رفتار با كاربرد آموزش هاى اسلامى.
ـ نقش دين در بهداشت روانى اطفال و نوجوانان.
ـ محاسبه نفس, روشى در بهداشت روانى از ديدگاه اسلامى.
ـ ديندارى و پذيرش مكانيزم هاى دفاعى در انسان سالم.
3) نقش عبادات اسلامى در بهداشت و سلامت روان
با اين مقالات:
ـ تأثير عبادات عام و خاص در تأمين بهداشت روانى.
ـ تأثير ابعاد مختلف نماز در تأمين و تقويت بهداشت روانى.
ـ جايگاه ماهيت و مراتب عبادات اسلامى در سلامت روانى.
ـ مطالعه رابطه نماز و اضطراب.
ـ نماز در دانشگاه, تعيين ميزان نمازخوانى در دانشجويان پزشكى.
ـ شباهتهاى نماز و شناخت روانى ـ رفتارى
4) نقش دين در سبك زندگى
مقالات ارائه شده در اين بخش عبارت بودند از:
1. بررسى نظرات دانشجويان در مورد تأثير انجام فرائض دينى در سلامت بهداشت روان.
2. توكل به خداوند متعال به عنوان راهبرد حل مشكلات زندگى.
3. طول عمر و مراعات آداب و مفاهيم اسلامى.
4. نقش صله رحم در بهداشت روان.
5. سلامت روان زن و زن الگو در نگرش دينى.
6. مفهوم سلامت و بيمارى روانى از ديدگاه قرآن.
5) نقش دين در مقابله با دشواريهاى زندگى با مقالات:
2. رويدادهاى استرسزاى زندگى و نقش اعتقادات مذهبى در پيشگيرى يا درمان عوارض ناشى از آنها.
3. رابطه دين و معنا درمانى.
4. بررسى رابطه بين به كارگيرى مقابله هاى مذهبى و سلامت روانى.
5. بررسى مقدماتى اثر فشار اجتماعى بر گزارش افراد از نگرش مذهبى.
6. نقش اعتقاد به مذهب در مقابله با حوادث و داغديدگى.
6) نقش مذهب در مقابله با اختلالات روانى ـ جسمى
با مقالات:
1. گزارش طرح ثبت تصويرى و نوشتارى شفايافتگان.
2. بررسى ارتباط اميد مؤثر بودن مقابله بيماران مبتلا به سرطان.
3. تعريف و تحمل استرس در بين جمعيت هاى مذهبى.
4. بررسى نقطه نظرات دين اسلام در حدود پيشگيرى از بيمارى هاى جسمى با تأكيد بر نقش خانواده.
5. پسيكو سومانيك در ارتوپدى و نقش مذهب در مبارزه با آن.
6. كرونوبيولوژى خواب و آموزشهاى اسلامى.
7) رابطه اعتقادات مذهبى در درمان بيماريهاى افسردگى
با مقالات:
1. تأثير تلاوت قرآن بر كاهش اضطراب و افسردگى.
2. نقش گرايشهاى مذهبى در اتخاذ شيوه هاى مقابله با استرس در سالمندان تهران.
3. رابطه نحو بپادارى نماز با اختلال افسردگى اساسى.
4. همبستگى بين آرامش روانى و نگرش مذهبى دانشجويان.
5. بررسى رابطه اعتقادات مذهبى و برخى از رفتارهاى بيماران وسواسى.
ضمناً در طول برگزارى همايش سخنرانى هايى با عناوين ذيل ايراد گرديد:
1. تأمين بهداشت روان از طريق تعاليم دينى (قرآن, كتب آسمانى).
2. بررسى نقادانه موضعگيرى روانى.
3. عرفان اسلامى و نقش آن در الگوپذيرى جامعه.
4. ديدگاه هاى اسلامى در مشاوره و روان درمانى. برگزارى مراسم كتاب سال
مراسم پانزدهمين دوره معرفى كتاب سال و پنجمين دوره اهداى جايزه جهانى كتاب سال, روز شنبه هجدهم بهمن 76 با حضور حجت الاسلام والمسلمين سيد محمّد خاتمى رئيس جمهور در تالار وحدت برگزار شد.
رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى در اين مراسم كه در آن وزير فرهنگ كلمبيا, وزير فرهنگ و آموزش عالى, سفيران كشورهاى خارجى مقيم تهران و صدها تن از استادان دانشگاه ها و انديشمندان نيز حضور داشتند, اظهار داشت: ميراث مكتوب بشر, حافظ جمعى او در تاريخ است و در سايه كتاب است كه مى توان در محضر استادان خرد و انديشه بشرى حضور داشت.
رئيس جمهورى با اشاره به اينكه برگزارى مراسم كتاب سال در دهه فجر بيانگر پيوند انقلاب اسلامى با انديشه و دانش است, گفت: براى رسيدن به نقطه مطلوب, ما فاصله بسيار بسيار زيادى داريم و در خور شأن اين ملت فهيم بيش از آن است كه به آن رسيده اند.
آنگاه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى با اشاره به توجه بيشتر به شعر و رمان در اين دوره گفت: در مراسم برگزارى كتاب سال در سال آينده با توجه به تجربه 20ساله عمر انقلاب و تجربه 16ساله برگزارى مراسم كتاب سال, اميدواريم كه اين مراسم با رونق بيشترى برگزار شود.
در ادامه, استاد احمد بيرشك به نمايندگى از سوى برگزيدگان كتاب سال جمهورى اسلامى ايران در سخنان كوتاهى گفت: اهل قلم در رسالت خود مسؤوليتى بزرگ دارند, زيرا اگر قلم موجد همه پيشرفت ها در دين, اخلاق, علم و ادب باشد و اگر لجام گسيخته و عارى از مهار باشد, موجب ويرانى خواهد شد.
آنگاه اسامى برگزيدگان كتاب سال اعلام شد كه برخى از آنان, به قرار زيرند:
در بخش كليات كتاب زندگينامه علمى دانشوران نوشته (گيليسپى) ترجمه دكتر احمد بيرشك از انتشارات بنياد دانشنامه بزرگ فارسى برگزيده شد و در بخش فلسفه كتاب متادولوژى ترجمه دكتر يحيى مهدوى از انتشارات خوارزمى انتخاب شد.
در بخش دين, كتاب سفينة البحار تصحيح حجت الاسلام على اكبر الهى خراسانى از بنياد پژهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى, كتاب تفسير نور تاليف حجت الاسلام محسن قرائتى از انتشارات مؤسسه در راه حق و الحاشيه على الهيات شرح التجريد تصحيح حجت الاسلام احمد عابدى از انتشارات كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى برگزيده شدند.
همچنين تاريخ نقد جديد ترجمه دكتر سعيد ارباب شيرانى از انتشارات نيلوفر, نمايشنامه هاى چخوف ترجمه سروژ اسپتانيان از انتشارات توس ديگر عناوين آثار برگزيده پانزدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران بود.
دين و دولت در ايران عهد مغول عنوان كتاب برگزيده ديگرى است كه خانم شيرين بيانى آن را تاليف كرده و در انتشارات مركز نشر دانشگاهى به چاپ رسيده است.
خانم بيانى هنگام دريافت جايزه خود از رئيس جمهورى, تعداد 50 سكه بهار آزادى جايزه خود را به كتابخانه هاى عمومى تهران اهداء كرد.
تاريخ عقايد اسماعيليه ترجمه دكتر فريدون بدره اى, از انتشارات نشر پژوهش فرزان روز, اطلس تاريخ اسلام ترجمه دكتر آذرتاش آذرنوش از انتشارات جغرافيايى نيروهاى مسلح و جغرافياى تركيب نو ترجمه دكتر شاپور گودرزى نژاد از انتشارات از ديگر عنوان هاى برگزيده كتاب سال جمهورى اسلامى ايران است.
در بخش پنجمين جايزه جهانى كتاب سال نيز كه گزينشى از كتاب هاى حوزه ايران شناسى و اسلام شناسى در جهان است, دو كتاب دانشنامه علوم عربى اسلامى تاليف دكتر رشدى راشد از انتشارات راتليج و تاريخ امپراطورى هخامنشى نوشته دكتر پى ير بريان از كشور فرانسه برگزيده شدند.
هيأت داوران بخش اسلام شناسى در اين بخش همچنين كتاب از بغداد تا بارسلون را اثرى درخور تقدير دانست.
در بخش جايزه جهانى كتاب سال هيأت داوران اين بخش براى انتخاب آثار برگزيده, كليه آثار منتشر شده در سال 1375 (1996 ميلادى) را بررسى كرده است.
در بخش كتاب سال جمهوى اسلامى ايران نيز حدود 600 داور, كليه آثار چاپ اول در سال 1375 را بررسى كردند.
در پايان اين مراسم آقاى خاتمى با حضور در نمايشگاه تالار وحدت, پذيراى اهل فرهنگ و انديشه شد و با آنها ديدار و گفتگو كرد. گزارشى از نشست سالانه و مراسم انتخاب محقق نمونه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه)
نشستِ سالانه مركز در روز پنج شنبه 7/12/76, در ساختمان اصلى اين مركز برگزار شد. در اين نشست, اعضاى هيئت مديره و رياست دفتر, اعضاى شوراى عالى پژوهشى مركز و همه پژوهشگرانِ مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى شركت داشتند.
ابتدا آيه هايى از قرآن مجيد تلاوت شد. سپس حجت الاسلام والمسلمين مهدوى راد, سردبير مجله آينه پژوهش و عضو شوراى عالى پژوهش, به نمايندگى از مركز به حاضران خوش آمد گفت.
آن گاه حجت الاسلام والمسلمين محمدى عراقى, عضو هيئت مديره دفتر تبليغات اسلامى و عضو هيئت امناى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه), به ايراد سخن پرداخت. ايشان ضرورت انديشه و تأليفِ ابتكارى را مطرح كرد و محققان را از خلقِ آثار و انديشه هاى انفعالى پرهيز داد. وى در همين خصوص به سير برخوردِ انفعالى حوزه با شبهه ها و مكتب ها پرداخت و گفت: از آغاز طرح مكتب ها و انديشه هاى جديد در ايران, حوزه ها هميشه انفعالى برخورد كرده اند. وى در بخش ديگرى از سخنان خود به ضرورتِ تحقيقاتِ كاربردى و ميدانى پرداخت و گفت: حوزه هاى علميه معمولاً به پژوهش هاى بنيادى توجه كرده اند و از آنچه كه به كارِ امروز جامعه به طور سريع و عاجل مى آيد, غفلت ورزيده اند.
سخنرانِ بعدى اين نشست, استاد مصطفى ملكيان بود. موضوع بحث ايشان (بايسته هاى پژوهش در حوزه دينى) بود. وى اين موضوع را در چهار محور بسط و توسعه داد:
1. احياى تراث;
2. ساده سازى تراث;
3. نقادى تراث;
4. چگونگى انتقال تراث.
وى گفت: ميراث غنى اسلامى ما بايد احيا, ساده سازى, نقادى و سپس منتقل شوند. اگر ميراث فرهنگى به شكل امروزين احيا و تحقيق نشود, قابل استفاده نيست. هم چنين زبان بسيارى از آثار فرهنگى ما مغلق و پيچيده است و نسل امروز نمى تواند با آنها ارتباط برقرار كند; از اين رو بايد ساده سازى شود. مسلم است كه همه اين ميراث احيا شده مورد قبول اسلام نيست, لذا بايد با محكِ كتاب, سنت و عقل سنجيده شود و به درستى پالايش شود. تمام اشكال هايى كه دشمنان شيعه به ما مى گيرند مواد خام آن در منابع خود ماست; پس بايد بهانه ها را از دشمن بگيريم و آب را از سرچشمه ببنديم. مرحله آخر چگونگى انتقال است, آنچه كه كارِ انتقال معارف الهى را آسان مى سازد عملِ مبلغان آن است. اگر نسل جوان ادعاهاى ما را در عمل ما تجلى يافته ديد, سريع جذب مى شود. اكنون مشكل عمده ما آن است كه تبليغ زبانى فراوان است اما عمل, كم تر به چشم مى خورد.
سخنرانِ پايانيِ اين نشست, حجت الاسلام والمسلمين مهريزى, مسؤول مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, بود. ايشان گذشته, حال و آينده مركز را به طور فشرده و گويا در چهار دوره مطرح كرد:
1) دوره تأسيس و شكل گيرى (1362ـ 1368): در اين دوره مركز در طول شش سال در كار تأسيس, شكل گيرى, طرح ريزى و انجام كارهاى خدمات تحقيقاتى بوده است.
2) دوره گسترش خدمات تحقيقاتى (1368ـ1373): در اين دوره مركز به ضرورت تأسيس واحدهاى نو و كارآمدِ خدمات پژوهشى پى برده و واحدهايى همچون ترجمه, ويرايش و اطلاع رسانى را پى ريزى مى كند.
3) دوره توليد انديشه (1373ـ 1375): مركز در اين دوره به اين نتيجه رسيد كه اكنون با در اختيار داشتن خدمات پژوهشى كارآمد, آنچه كه ضرورت جامعه است, توليد انديشه است, لذا بايد در داده ها تعمّق كند و ديدگاه هاى اسلام را در زمينه هاى مختلف تبيين نمايد. در اين مرحله واحدهاى تدوين انديشه سياسى, كلام جديد و فقه و حقوق شكل گرفت.
4) دوره هماهنگى واحدهاى پژوهشى با ايده بسط توليد انديشه (1376): در اين دوره كه تازه آغاز شده همه واحدهاى پژوهشى مركز به صورت هم آهنگ در كارِ بسط انديشه اند.
وى در پايان از معاونت ها و مديريت هاى مختلف دفتر و مركز كه امر پشتيبانى تحقيق را بر عهده دارند, تشكر كرد.
برنامه پايانيِ نشستِ سالانه به معرفيِ پژوهشگرانِ نمونه اختصاص داشت. در اين جلسه آقايان: غلامحسين توكلى از واحد كلام, محمد نورى از واحد فقه و حقوق و نجف لك زايى از واحد انديشه سياسى به ترتيب به عنوان محقق رتبه يك تا سه معرفى شدند و به آنان سپاسنامه و جوايزى تعلق گرفت.
گفتنى است كه مراسم انتخاب محقق نمونه امسال براى اولين بار در مركز برگزار شد و محققان با توجه به معيارهايى چون سابقه و كيفيت كار تأليف, ترجمه و تحقيق انتخاب شدند.
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى بر آن است تا ان شاءاللّه از سال آينده, اين برنامه را در سطح حوزه علميه قم اجرا كند و محققان برگزيده رشته هاى گوناگون علمى را مورد تشويق قرار دهد و به آنان جوايزى اعطا كند.
l
فهرست موضوعى سال هشتم
نمايه حاضر شامل نام نويسندگان, عنوان مقاله ها, شماره مجله و شماره صفحه است. اين نمايه براساس ترتيب سرفصلهاى مجله تنظيم شده است. نخستين شماره در برابر هر مدخل, شماره مجله و شماره دوم, شماره صفحه است. مقاله
جعفريان, رسول. ميراث فرهنگى شيعه در تاريخ محلى و جغرافيا. 43:2
جعفريان, رسول. كتابخانه شخصى فاضل هندى. 45:2
جعفريان, رسول. بازيافته هاى تاريخ الشيعه ابن ابى طيّ. 46:2
حسينى سيّد محمّد/ محمّدى, حسن. رهيافت هاى معاصر در پژوهش سيره نبوى. 47:2
فاطمى, سيّد حسن. شاهكارهاى ادبى(2). 44:7
كريمى, حسين. در جستجوى (مدينةالعلم). 48:9
مسرت, حسين. ارزش و اهميت تذكره نصرآبادى. 48:2
موريس,جان/ محلاتى, مظفرالدين. حفاظت كتابخانه از خطرات آتش سوزى. 44:2 نقد و معرفى كتاب
اخوان, محمّد. تأملاتى در كتاب (درآمدى بر فلسفه دين و كلام جديد). 48:27
اذكائى, پرويز. گزرشى از سه كتاب (اَسناد جنگ تحميلى). 46:12
ارشاد سرابى, اصغر. گذرى بر كتاب زبان فارسى 1و2. 43:42
انزابى نژاد, رضا. نقدى بر كتاب شرح مشكلات تاريخ جهانگشا. 44:34
جعفريان, رسول. اصفهان قرن يازدهم از نگاه تذكره نصرآبادى. 44:55
جوادى, محسن. يك كتاب در يك مقاله. 46:36
حيدرى كاشميرى, اكبر/ رادفر, ابوالقاسم. دكتر اسپرنگر و فهرست اَوَده. 46:27
خرّمشاهى, بهاءالدين. ور به حق گفت جدل با سخن حق نكنيم (پاسخ به انتقاد). 46:45
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. نگاهى به شرح فصوص الحكم. 46:7
راستگو, سيّد محمّد. شاعرى در هجوم منتقدان. 43:30
رضايى كرمانى, محمّد على. سيرى در (اصطلاح نامه علوم قرآنى). 47:29
سجادى خوراسگانى, محمّد باقر . آثار تاريخى و گرايشهاى شيعى. 45:39
سجادى خوراسگانى, محمّد . طبرسى و كتاب إعلام الورى. 46:32
سردارى نيا, صمد. نقد يك نكته از كتاب (ارّان ولايتى است از آذربايجان). 45:36
سلطانى, محمّد على. گذرى بر التعريف بطبقات الامم. 47:38
سلطانى, محمّد على. افغانان از چشم پژوهشگران. 48:33
سيّد علوى, سيّد ابراهيم. نگاهى به مجموعه رسائل استاد علامه طباطبايى. 46:18
شبيرى, سيّد محمّد جواد. نوادر احمد بن محمّد بن عيسى يا كتاب حسين بن سعيد؟. 46:23
شبيرى, سيّد محمّد جواد. در حاشيه دو مقاله. 48:48
شهرى, محمّد. نقدى بر رسم الخط كتابهاى درسى. 48:36
طالقانى, محمّد على. گزارش چند كتاب درباره اديان. 43:27
طهورى(نوروزى), صادق. نقدى بر مسند زرارةبن اعين. 45:27
طيار مراغى, محمود. نقدى بر كتاب مفاخر آذربايجان. 48:42
فرهنگ, محمّد جواد. نقدى دوباره بر (فاطمه سلام اللّه عليها در آئينه كتاب). 44:28
لاهوتى, حسن. اى اوج پيشگويى! نقد ترجمه كتاب ابعاد عرفانى اسلام. 45:17
مؤذن جامى. محمّد هادى. مقايسه دو فرهنگ قرآنى. 43:35
مؤذن جامى. محمّد هادى. بررسى و معرفى معجم اعراب الفاظ القرآن الكريم. 44:61
محيطى, على. نقد چاپ جديد شرح فصوص الحكم قيصرى. 43:22
مختارى, على. گلگشتى در شرح احوال آيت اللّه اراكى. 47:47
معتمدى, منصور. آيا ابوحامد غزالى حكومتى تشكيل داد؟! (مرورى بر كتاب (شيعه در هند)). 47:22
ملكيان, مصطفى. به كجا چنين شتابان؟ نظرى به ترجمه بخشى از دائرةالمعارف دين ميرچا الياده. 44:43
ملكيان, مصطفى. چون بحق گفت جدل با سخن وى مكنيد. 47:54
موحّدى, محمّدرضا. برآيندگاه خورشيد (گذرى بر (خراسان است اينجا)). 47:43
مهريزى, مهدى. نقش زنان در نشر حديث. 43:54
مهريزى, مهدى. نگاهى به كتاب (الجهود العلمية للمراة). 45:45
مهرآئين, مسيحا. گام نخست در راه پديدآيى روابط ميان ايران و جهان عرب. 45:9
واحد اصطلاح نامه علوم قرآن/ مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى. پاسخ نقد. 48:53
هنر, على محمّد. گشت و گذار در كشف الاسرار. 44:16
هنر, على محمّد. ابيات و امثال تازى در سند يادنامه. 48:13 در آستانه پژوهش و نشر
انزابى نژاد, رضا. ثعالبى و كتاب ثمارالقلوب فى المضاف والمنسوب. 48:58
جهانبخش, جويا. دست نوشتى عتيق از مناقب ابن شهرآشوب. 47:64
مبلغى, احمد. طرح تدوين اجماعهاى شيعه. 43:57
مجيدى, غلامحسين. فلاح السائل و نجاح المسائل فى عمل اليوم والليل.46:53
نورى, محمّد . گزارش مأخذشناسى نظام تعليم و تربيت روحانيت. 45:48 معرفيهاى اجمالى
آينه پژوهش. نكته. 43:69
اذكائى, پرويز. روزنامه خاطرات عين السلطنه. 46:56
انصارى قمى, ناصرالدّين. معجم اعلام الشيعة (ج1). 43:66
انصارى قمى, ناصرالدّين. المحقق الطباطبايى فى ذكراه السنوية الاولى. 43:67
انصارى قمى, ناصرالدّين. العمدّة فى اصول الفقه. 45:68
پور مرادى, حسن. ادراك حسى از ديدگاه ابن سينا(ره). 48:73
جعفرى, حسن. فلسفه دين; خدا, اختيار و شر. 48:69
جهانبخش, جويا. النّظاميّة فى مذهب الإماميّة. 46:58
جهانبخش, جويا. تفسير الشهرستانى المسمّى بمفاتيح الأسرار و مصابيح الأبرار. 46:60
جهانبخش, جويا. مجموعه رسائل فلسفى صدرالمتألهين. 47:82
جنّتى,يداللّه.الاصفى فى تفسير القرآن. 47:92
حقدار, على اصغر. هستى از نظر فلسفه و عرفان. 45:62
حقدار, على اصغر. اصول المعارف. 44:73
حقدار, على اصغر. شرح القبسات. 48:67
حقدار, على اصغر. الالهيات من كتاب الشفاء. 48:72
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. احياى فرهنگى در عهد آل بويه (انسانگرائى در عصر رنسانس اسلامى). 43:72
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. ديوان محسن تأثير تبريزى. 43:74
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. ديوان نجيب كاشانى. 43:75
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. مجالس العشاق. 43:74
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. ماجراى فكر فلسفى در جهان اسلام. 44:70
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. قواعد العرفاء و آداب الشعراء. 44:75
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. زندگى و اشعار عمادالدين نسيمى. 47:84
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. رسائل ابوالحسن عامرى. 47:85
ذكاوتى قراگزلو, عليرضا. رسائل فارسى. 48:71
زهرائى, محمّد. المعلقات على العروة الوثقى. 44:75
سرولايتى, على. خطبه هاى جمعه سال60. 45:60
سرولايتى, محمّد على. شريعه خرد (يادنگار نكوداشت منزلت علمى استاد علامه محمّد تقى جعفرى). 46:64
سيفى, مرتضى. مرآت الأكوان (تحرير شرح هدايه ملاصدرا شيرازى). 45:58
سيفى, سيّد مرتضى. بدايع الحكم. 47:86
شمس, سيّد محمّد كاظم. فيض القدير فيما يتعلق بحديث الغدير. 46:61
عابدى, احمد. تهذيب المقال فى تنقيح كتاب الرجال. 43:64
عابدى, احمد. الامالى شيخ صدوق. 43:65
عابدى, احمد. غنائم الأيام فى مسائل الحلال والحرام. 45:56
عابدى, احمد. عوائد الأيام. 44:79
عابدى, احمد. الحكم من كلام الإمام اميرالمؤمنين على(ع). 47:80
عابدى, احمد. مصابيح القلوب. 47:90
عطائى, على. تعليقة على شرح المنظومة السبزوارى(قسم المنطق). 45:57
علوى, على محمّد. تاريخ تشيع در ايران. 44:72
علوى, على محمّد. ترجمه, شرح و نقد سفر پيدايش تورات. 44:81
علوى, على محمّد. وركبت السفينه. 45:66
علوى, على محمّد. بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه. 46:66
علوى, على محمّد. يادنامه خاتمى (مجموعه مقالات). 48:65
غلامرضايى, محمّد. نگاهى به فرهنگ اصطلاحات ادبى. 44:77
غلامى, محمّدعلى. علوم القرآن عند المفسّرين. 45:64
غلامى, محمّدعلى. مناهج البيان فى تفسير القرآن . 44:82
غلامى, محمّدعلى. فهارس تاريخ اليعقوبى. 46:65
غلامى, محمّدعلى. موسوعة التاريخ الاسلامى. 48:70
فاطمى, ابن الرضا. طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه. 47:81
فقيهى, محمّد. كتابشناخت. 44:68
موحّدى, محمّدرضا. درخت معرفت. 46:62
موحّدى, محمّدرضا. حكايت همچنان باقى. 47:78
موحّدى, محمّدرضا. پژوهشى در قصه اصحاب كهف. 48:75
مهدوى راد, محمّدعلى. بلوغ دختران. 44:66
مهدوى راد, محمّدعلى. نابغه فقه و حديث. 45:54
مهدوى راد, محمّدعلى. على از زبان على يا زندگانى امير مؤمنان على(ع). 46:55
مهدوى راد, محمّدعلى. فايده و لزوم دين. 47:76
مهدوى راد, محمّدعلى. الفصول المهمه فى اصول الأئمة. 48:64
ناجى نصرآبادى, محسن.تفسير شريف البلابل و القلاقل. 47:88
نبوى, عبدالمحمّد. ترجمه الحياة. 43:71 كتابشناسى موضوعى
آينه پژوهش. مرورى بر آثار آيت اللّه سيّد عبدالحسين لارى. 48:91
باقرى بيد هندى, ناصر. كتابشناسى قم. 44:99
غلامى, فرج اللّه. كتابشناسى ناسخ و منسوخ. 43:97
فاطمى, سيّد حسن.شاهكارهاى ادبى(3) بديعيّات. 47:115
صدرائى خوئى, على. كتابشناسى حسام الدين خوئى. 45:84
صدرائى خوئى, على. ابن العتايقى و شرح نهج البلاغه. 48:98
كديور, محسن. كتابشناسى توصيفى حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى. 46:80 بايسته هاى پژوهشى
فاطمى, سيّد حسن. نسخه اى نادر از الحدائق البديعية فى الانواع الادبية. 47:73
فكرت, محمّد آصف. نگاهى به كتاب نتيجة الدولة. 45:50 مراكز علمى و فرهنگى
آينه پژوهش. مركز نشر دانشگاهى در يك نگاه.45:79
آينه پژوهش. آشنايى با مركز ترجمه قرآن مجيد به زبان هاى خارجى.47:103
آينه پژوهش. مركز نشر معارف اسلام در جهان. 48:88
سلطانى, محمّد على. معرفى (مركز خراسان شناسى). 46:78
l