بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

معرفى هاى گزارشى


كليات
ـ فهرس أحاديث كتب الصدوق
بنياد پژوهشهاى آستان قدس, چاپ اوّل, مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 994ص, وزيرى.
فهرست مجموعه آثار حديثى شيخ صدوق ـ رضوان اللّه عليه ـ است براساس آغاز احاديث. در اين فهرست پانزده عنوان كتاب صدوق كه اكنون موجود هستند, فهرست شده است.
اساس كار جملات آغاز احاديث است. اما گاهى جملاتى از متن احاديث نيز برگرفته شده و در فهرست آمده است; به احتمال اينكه آن بخش چونان حديث مستقلى در منابع ديگر آمده باشد. اين موارد با ستاره مشخص گرديده اند.
اگر پاسخ امام(ع) كوتاه بوده و نيازمند ضميمه سؤال بوده است, سؤال آورده شده و در آغاز نهاده شده است.
اگر امام(ع) از معصوم ديگرى نقل كرده است, ملاك در آغاز سخن معصوم دوم است. پس از جمله حديث, راوى, معصوم(ع) و جلد و صفحه و سطر كتاب ثبت شده است.
ـ مجموعه سازى
ترجمه: اسداللّه آزاد, چاپ اوّل, مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1376, 460ص, وزيرى.
كتاب براى راهنمايى و كمك به كتابداران, توليدكنندگان, فروشندگان كتاب و مسؤولان و دست اندركاران كتابخانه نگاشته شده است و در آن بطور علمى مواد كتابخانه اى تبيين شده است.
شيوه توليد كتاب و عرضه به بازار, توزيع آن در بازار, انواع ناشران, آگاهى از مواد كتابخانه اى از قبيل كتابشناسى تجارى, منابع نقد و بررسى و نقد آثار, ساختن مجموعه, سانسور و مباحثى از اين دست به بحث و بررسى گذارده شده است.

فقه و اصول
ـ الولاية العامه للمرأة فى الفقه الأسلامى
محمّد طعمه سليمان القضاة, دارالنفائس, عمان, 1418, 215ص, وزيرى.
در اين كتاب ولايت عام به معنى حاكميت, سرپرستى و اداره نظام در ابعاد مختلف قضايى, سياسى و ادارى در مقابل ولايت خاص به معناى, تدبير امور فردى كسى به وسيله كسى ديگر, نهاده شده, و مؤلف كوشيده است تا چگونگى تصدّى زنان بر ولايت عام را از منظر فقيهان و حقوقدانان مسلمان و نيز با توجه به دلايل آنان به بحث نهد.
ابتدا از تعريف ولايت در لغت و اصطلاح سخن رفته است و آنگاه از تقسيم ولايت. نصوص قرآنى و روايى درباره ولايت عام در بحث هاى سوّم و چهارم كتاب گزارش شده, آنگاه مسؤليت هاى زنان و مردان در زندگى و چگونگى توزيع آن از حيات اجتماعى آن دو بحث شده است. تساوى حقوقى زن و مرد فرقهاى تكليفى آن دو بحث هاى ديگر كتاب است.
آنگاه مؤلف به بحث اصلى كتاب يعنى زن و ولايت عام وارد شده است. زن و حكومت, زن و وزارت, زن و داورى, زن و امور حسبه, زن و نمايندگى مجلس, زن و پزشكى و… از جمله بحث هاى كتاب است.
مؤلف بيشتر اقوال و ديدگاه ها را گزارش كرده است و كمتر در پى تحليل و اجتهاد بوده است. با اين همه وى جز در مواردى اندك, تصدّى زنان را در امور اجتماعى و ادارى و سرپرستى نمى پذيرد. كتاب از جهت آشنايى با آرايى متفكران اسلامى در اين زمينه مناسب است.
ـ منهج التوفيق و الترجيح بين مختلف الحديث
عبدالمجيد محمّد اسماعيل السوسوه, چاپ اوّل, عمان, دارالنفائس, 1418, 615ص, وزيرى.
پژوهشى است دقيق درباره چگونگى اختلاف احاديث, و شيوه هاى جمع در احاديث ناهمگون. مؤلف در آغاز به تاريخچه بحث پرداخته است و آنگاه تعارض را دقيقاً توضيح داده و تعارض حديث ها و مفهوم دقيق آن را بازگفته است, و آنگاه شيوه هاى رفع تعارض و جمع بيان احاديث متعارض و مختلف را بتفصيل از ديدگاه مذاهب اهل سنت و زيديه گزارش كرده است. مؤلف نتايج اين بحث را به صورت عينى در فقه و استنباط احكام و ابعاد گوناگون نشان داده است. بحث از نسخ در احاديث و چگونگى آن يكى ديگر از مباحث سودمند كتاب است.
ـ نظريه هاى دولت در فقه شيعه
محسن كديور, چاپ اوّل, تهران, نشر نى, 1376, 224ص, رقعى.
در اين كتاب ديدگاه هاى مختلف در فقه شيعه درباره دولت و چگونگى شكل گيرى آن گزارش شده است. مؤلف ابتدا از تطوّر فقه سياسى در تشيع سخن گفته و آن را در چهار مرحله گزارش كرده است آنگاه حوزه بحث را روشن ساخته و سپس, نظريّه هاى دولت را براساس مبناى مشروعيت سياسى گزارش كرده است. آنگاه نظريه هاى دولت در فقه شيعه را به اجمال به بحث نهاده است. مؤلف بر اين باور است كه فقيهان شيعه را در اين باره نُه گونه ديدگاه بوده است.
1. سلطنت مشروعه 2. ولايت انتصابى عامه فقيهان 3. ولايت انتصابى عامه شوراى مراجع تقليد 4. ولايت انتصابى مطلقه فقيهان 5. دولت مشروطه 6. خلافت مردم با نظارت مرجعيت 7. ولايت انتخابى مقيدة فقيه 8. دولت انتخابى اسلامى 9. وكالت مالكان شخصى مشاع.
اين مجموعه اوّلين مجلد از سلسله نگاشته هايى است كه مؤلف به آهنگ تبيين انديشه سياسى در اسلام تدوين مى كند.
ـ الموجز فى أصول الفقه
جعفر سبحانى, چاپ اوّل, قم, مديريت حوزه علميه قم, 1418, 282«260ص, وزيرى.
مؤلف كه از محققان, فقيهان و اصوليان سختكوش اين روزگارند, اين كتاب را به گونه اى فشرده, دقيق, روان و سهل الوصول براى تدريس در حوزه هاى علوم اسلامى تدوين كرده است. مؤلف در اين مجلد مباحث اصول را در بخش الفاظ و ادلّه عقليه عرضه كرده است. در مقدمه اوّلين جزء به تعريف علم اصول و موضوع و مسائل آن, تقسيم مباحث, اقسام وضع, حقيقت و مجاز, اصول لفظيه, اشتراك و ترادف و حقيقت شرعيه, صحيح و اعم و مشتق پرداخته و در مقاصد ديگر آن, از اوامر, نواهى, مفاهيم, عموم و خصوص, مطلق و مقيّد و در دومين جزء از قطع و احكام آن, ظنّ معتبر (كتاب, شهرت فتوائيه, خبر واحد, اجماع, قول لغوى, عرف و سيره, عقل) و ظنون غير معتبره (قياس, استحسان, مصالح مرسله, سدّ ذرايع, حيل شرعيه, قول صحابى و اجماع اهل مدينه), اصالة البرائة, اصالة التخيير, اصالة الاحتياط, استصحاب, تعارض ادله شرعيه (تعادل و تراجيح), اجتهاد و تقليد (و مسأله دخالت عنصر زمان و مكان در اجتهاد) با قلمى شيوا و بيانى زيبا با اشاره به ادلّه اقوال و منابع شيعى و سنّى و تطبيقات با فروع فقهى و قول مشهور بين متأخرين بحث شده است.
ـ العناوين ج2
مير عبدالفتاح حسينى مراغى, چاپ اوّل, قم, مؤسسه انتشارات اسلامى, 1418, 796ص, وزيرى.
عناوين از كتاب هاى مهم فقهى است كه به تصحيح و تبيين قواعد فقهى پرداخته است, در اين مجلد 67 هفت قاعده فقهى به بحث و بررسى نهاده شده است, كه عناوين برخى از آنها چنين است (اصالة الصحه فى العقود), (اصالة الصحه فى الأيقاعات) (العقود تابعة للقصود), (اصالة اللزوم فى العقد و الأيقاعات) (قاعده المعاملة السفيه) و…
مؤسسه انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم كتاب را براساس دو نسخه خطى و دو نسخه چاپى سنگى آن مقابله و تصحيح, منابع و مصادر احاديث و اقوال را تخريج كرده, در پانوشت ها ياد كرده اند.
ـ تعليقة النابغة البحرانى
سيد عدنان الغريفى البحرانى, چاپ اوّل, مشهد, دار حفظ التراث البحرانى, 1418, 247ص, رقعى.
كتاب تعليقه مرحوم سيد عدنان غريفى بحرانى معروف به نابغه بر كتاب عروةالوثقى سيد كاظم يزدى است. در آغاز كتاب شرح حال كوتاه مؤلف توسط مصحّح آورده شده است و آنگاه از آغاز كتاب اجتهاد تا پايان خمس طبق شماره مسأله در دو ستون رأى سيد كاظم يزدى و تعليقه مرحوم غريفى آورده شده است.
ـ مدخل الى فلسفة الفقه
مهدى مهريزى, چاپ اوّل, قم, الأعراف للنشر, 112ص, رقعى.
كتاب داراى دو بخش است كه در بخش نخست با عنوان آشنايى با فلسفه فقه, به تفسير اين عنوان, رابطه آن با ديگر علوم شيوه و مسائل آن بررسى شده است و در بخش دوم با عنوان فقه و زمان مباحث زمان و فقه و نظريه هايى را كه در اين باره ارائه شده است, مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.
ـ مناهج التجديد
عبدالجبار رفاعى, چاپ اوّل, قم, الأعراف للنشر, 1418, 127ص, رقعى.
كتاب در بر گيرنده چهار مصاحبه با محمد مهدى شمس الدين, جابر العلوانى, عبدالحميد ابوسليمان و جمال الدين عطيّه درباره اجتهاد و راه هاى تجديد شيوه استنباط است و بحث هايى چون شناخت اسلامى, اصلاح روش تفكر اسلامى و نوسازى اصول فقه از جمله مباحث مورد گفتگو در اين مصاحبه هاست.
ـ انگليسى براى دانش جويان حقوق بين الملل
فرهاد مشفقى, چاپ اوّل, تهران, سمت, 1376, 208ص, وزيرى.
كتاب براى دانشجويان رشته حقوق بين الملل در مقطع كارشناسى ارشد به عنوان منبع اصلى درس زبان تخصّصى به ارزش دو واحد تدوين شده است و در آن طى بيست فصل مباحث كلى حقوق بين المللى مطرح شده است.
وجود تمرين هاى مختلف در پايان هر فصل دانشجو را در دست يابى به مقدار توانايى خود كمك مى كند.
ـ ميراث فقهى(1) غنا, موسيقى
به كوشش رضا مختارى ـ محسن صادقى, چاپ اوّل, قم, مرصاد, 1376, 884ص, وزيرى.
طرح احياء ميراث فقهى پيشتر در شماره سوم همين مجلّه به اجمال و اختصار چاپ شد (آينه پژوهش, شماره3, مهر و آبان 1369, ص54 ـ 55).
اينك اوّلين شماره ميراث فقهى كه اختصاص به مبحث غنا و موسيقى دارد به بازار عرضه شده است. اوّلين شماره ميراث فقهى يعنى غنا, موسيقى شامل 2500 صفحه و در سه جلد عرضه خواهد شد كه اينك جلد اول و دوم آن منتشر شده و جلد سوم هم إن شاءالله بزودى منتشر خواهد شد. نقد و بررسى اين مجموعه جهت تدوين شماره هاى بعدى, براى دست اندركاران آن بسيار مغتنم خواهد بود. فلسفه و كلام
ـ معراج
ملا محسن فيض كاشانى, ترجمه مهدى آيت اللّه زاده نائينى, چاپ اوّل, قم, ام ابيها, 1376, 52ص, رقعى.
در اين اثر كه ترجمه يكى از آثار ارزشمند فقيه و دانشور نامى ملا محسن فيض كاشانى(ره) است, به نحو موجز مسأله معراج نبى مكرم از نقطه آغاز حركت و سير تا پايان آن يعنى خانه (ام هانى), به صورت گويا و بدون غبار نمايانده شده است. برخى عناوين عبارتند از: ريشه قرآنى معراج; تاريخ سير آسمانى; معراج سير جسمانى; محل عروج و…. مطالعه اين اثر براى كسانى كه بخواهند بطور اجمالى با موضوع معراج آشنا شوند, مفيد است و كارامد.
ـ شرح نهاية الحكمه
محمّد تقى مصباح, چاپ اوّل, قم, انتشارات مؤسسه آموزش و پژوهش امام خمينى, 1368, 360«351ص.
حضرت آيت اللّه مصباح يزدى بارهاى بار نهاية الحكمه را تدريس كرده اند. آنچه اكنون نشر يافته است بازنگرى و بازنگارى شده دو دوره اخير درس هاى ايشان است, كه آقاى عبدالرسول عبوديت آنها را درهم آميخته و با تبويب و تنظيم, و افزودن توضيحات لازم و درآوردن آن از حالت گفتارى, تدوين كرده است. شيوه استاد تقرير و تحرير محتوى كتاب و در موارد لازم بررسى و نقد محتواى آن است. آقاى عبوديت در ضمن مقدمه اى چگونگى تنظيم و تدوين كتاب را گزارش كرده اند.
ـ تاريخ علم الكلام فى الأسلام
شيخ الأسلام فضل اللّه زنجانى, چاپ اوّل, مشهد, بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى, 1417, 454ص, وزيرى.
اين كتاب نگاهى است گذرا به دانش كلام و چگونگى شكل گيرى جريان هاى كلامى. در فصل اوّل از فرهنگ و عقايد جاهلى در دوره ظهور سخن رفته است و در فصل دوم از شكل گيرى تدريجى دانش كلام. فصل سوّم ويژه بحث از فرقه هاى اسلامى است مانند, شيعه, معتزله, اشاعره و…. و در فصل چهارم از امامت به عنوان كهن ترين بحث كلامى بحث شده است. مباحث كلامى مرتبط با قرآن در فصل پنجم آمده است و در فصل ششم برخى از مناظرات كلامى گزارش شده است. جريان هاى مؤثر در وضع و جعل حديث و چگونگى انتقال علوم فلسفى به جهان اسلام فصل هاى پايانى كتاب را تشكيل مى دهند. (بنياد) ياد شده افزون بر مقدمه درباره مؤلف, متن كتاب را تحقيق كرده و منابع نقل ها و آراى متن كتاب را نشان داده اند.
ـ بحوث فى الملل و النحل
جعفر سبحانى, چاپ اوّل, قم, مؤسسه الأمام الصادق(ع), 1376, 452ص, وزيرى.
اين كتاب در ادامه پژوهش هاى مؤلف درباره فرق و مذاهب به بحث از اسماعيليه و فرقه هاى ديگر كه به نوعى مرتبط با اسماعيليه هستند, پرداخته است. كتاب در هجده فصل سامان يافته است. خطوط كلى عقايد اسماعيليان, اسماعيليان از نگاه فرهنگ هاى فرقه شناسى, حركت هاى باطنى در عصر امام صادق(ع), عبداللّه بن ميمون قداح اسماعيلى يا اثنى عشرى؟! پيشوايان ناپيدا, پيشوايان آشكار, پيشوايان اسماعيلى, نزاريه و آغاخانيه, خاندان آغاخان, اصول پنجگانه اسماعيليان, تبار اسماعيليان, ديدگاه تأويلى اسماعيليان, چهره هاى اسماعيليان, قرامطه, دروز فطحيه, واقفيه و نصيريه عناوين فصل هاى اين كتاب است. مطالب كتاب درباره فرقه هاى ياد شده بر پايه منابع و مصادر فكرى كهن و دست اوّل اين فرق ـ بدون تأثيرپذيرى از آنچه در كتاب هاى ملل و نحل آمده است ـ عرضه شده است.
ـ مدخل الى علم الكلام الجديد
محمّد مجتهد شبسترى, چاپ اوّل, قم, الأعراف للنشر, 1318, 112ص, وزيرى.
كتاب شامل يك سخنرانى و يك گفتگو درباره كلام جديد با محمّد مجتهد شبسترى است. مؤلف كوشيده است در پاسخ سؤال گزارشگر ضمن تبيين مفهوم كلام جديد مباحث مطرح در اين باره را تبيين كند.
ـ عقل و عشق
على بن محمّد تركه ـ مصحح جودى اكرمى, چاپ اوّل, تهران, اهل قلم, 1375, 218ص, وزيرى.
كتاب عقل و عشق و يا مناظرات, در پى بيان جايگاه عقل و عشق است كه به طريق داستان و مناظره بين آن دو تقرير شده است. مصحح آن را بر پايه ده نسخه تصحيح كرده است.قالب روايى و سبك رمزى كتاب از جمله ويژگى هاى اين كتاب در حوزه عرفان اسلامى است.
ـ پايه شناسى دين
محمّد على كوشا, چاپ اوّل, قم, پارسايان, 1376, 248ص, وزيرى.
كتاب يك دوره اصول عقائد سنتى با روش جديد است و به عنوان كتاب درسى براى طلاب مبتدى تنظيم شده است و مؤلف خود, آن را بارها تدريس كرده است. كتاب داراى پنج محور اصلى اصول دين است. و در آن از شيوه استدلال منطقى ارسطويى و نيز استدلال به روايات و آيات, بهره گرفته شده است. قرآن و حديث
ـ زبان قرآن
مقصود فراستخواه, چاپ اوّل, تهران, انتشارات علمى فرهنگى, 1376, 320ص, رقعى.
در اين كتاب و در ضمن چهارده فصل, ويژگى هاى زبانى و اعجاز بيانى قرآن كريم به بحث نهاده شده است. فلسفه هاى زبانى و زبان دين اعجاز بيانى در گزارش تاريخى, عنصر آهنگ و زيبايى در زبان اين آواشناسى زبان قرآن, هماهنگى آيات و پايان بندها, برخى كتاب هاى زيبايى ديگر در بافت زبان قرآن مانند: قياس, طباق, تناسب. هنر تصوير در زبان قرآن, مانند حس آميزى, خيال انگيزى, صحنه نمايى و… زبان بى نهايت خرد, سخته و سنجيده قرآن, جانشينى ناپذيرى و بى بديلى واژگان قرآن, مجاز, كنايه, استعاره بان قرآن… از جمله عناوين كتاب است.
ـ العلم والحكمه فى الكتاب والسنه
محمّد محمّدى رى شهرى, چاپ اوّل, قم, مؤسسه فرهنگى دارالحديث, 1376, 526ص, وزيرى.
مجموعه اى است ارجمند درباره (علم) و (حكمت) در قرآن و سنت.
كتاب در هفت بخش تدوين يافته است: بخش اوّل داراى چهار فصل است, حقيقت علم, فضيلت دانش, آثار علم, اقسام علوم. و بخش دوم مشتمل بر هفت فصل است, معناى حكمت فضل حكمت, آثار حكمت و ويژگى هاى حكما. بخش سوّم كه عهده دار تبيين مبادى علم و حكمت است, در چهار فصل سامان يافته است. در بخش چهارم از موانع دانش حكمت سخن رفته است, و در بخش پنجم از فراگيرى و تعلّم با فصل هايى چون لزوم و وجوب تعلّم, فضيلت تعلم, آداب تعلّم, آداب سؤال و احكام تعلّم, بخش ششم ويژه فرادهى و تعليم است و در بخش هفت آيات و روايات مرتبط با عالمان ويژگى هاى آنان و حقوق عالم, معلم و متعلّم گزارش شده است. تمام آنچه آمد براساس آيات و روايات است با استناد به منابع كهن فريقين.
ـ البيان فى تفسير القرآن
سيّد ابوالقاسم خويى, چاپ سوّم, قم, دارالثقلين, 1418, 578ص, وزيرى.
(البيان فى تفسير القران) به خامه فقيه بزرگ و مرجع عاليقدر تشيع حضرت آيت اللّه العظمى خويى ـ رضوان اللّه عليه ـ عملاً كتابى است در علوم قرآن. آن بزرگوار كه آهنگ نگارش تفسيرى داشته است; اين مجلد را چونان مقدمه اى بر تفسير در برخى موضوعات علوم قرآنى پرداخته است و از آيات قرآن فقط به تفسير سوره حمد توفيق يافت و متأسفانه اين اثرى عظيم متوقف شد.
اين چاپ حروف چينى تازه اى است, با تطبيق ارجاعات با مصادر و گاهى افزودن مرجع و يا روزآمدسازى آن.
ـ ابن عدى و منهجه فى كتاب الكامل
زهير عثمان على نور, چاپ اوّل, مكتبة الرشد, 1418, 392«398ص, وزيرى.
(الكامل فى ضعفاء الرجال) عبداللّه بن عدى جرجانى, بزرگ ترين و پرمايه ترين اثر رجالى اهل سنت در شناخت راويان ضعيف است. اين كتاب در دو مجلد گزارشى است تفصيلى و تحقيقى از روزگار ابن عدى, وضع سياسى, فرهنگى و عقيدتى آن روزگاران. زندگانى و آثار ابن عدى و روش شناسى ابن عدى از گزارش ضعفاء. مؤلف در بخش مرتبط با كتاب بتفصيل كتاب را شناسانده است. از چگونگى نسخه هاى كتاب سخن گفته, و جايگاه آن را در منظر عالمان اين فن و در ميان كتاب هاى ديگر برنموده است. تأثير (الكامل) را بر ديگر آثار و مؤلفات درباره موضوعات برنموده, و منابع و مصادر ابن عدى را در اين كتاب نشان داده است.
ـ كتاب الموضوعات من الأحاديث المرفوعات
ابن جوزى تحقيق: نورالدين بوياجيلار, چاپ اوّل, رياض, مكتبة اضواء السلف, 1418, وزيرى.
بحث و بررسى از احاديث موضوعه در ميان محدثان اهل سنت پيشينه كهنى دارد. در ميان آثار مختلف مرتبط با اين موضوع اثر ابن جوزى از برجستگى ويژه اى برخوردار است. كار ابن جوزى مورد نقد عالمان پس از وى قرار گرفته و به نگاهى دقيق تر و از منظر حديث شناسى شيعى نيز داراى اشكال هاى فراوانى است. با اين همه اثرى است سودمند و كارآمد, كه تاكنون بارها و به گونه هاى مختلف چاپ و نشر شده بود.
آنچه اكنون پيش رو داريم, چاپى است منقح, تحقيقى كه براساس چهار نسخه مقابله و تصحيح شده است و افزون بر منبع يابى احاديث, داورى هاى ابن جوزى با بسيارى ديگر از محدثان كه در اين باره قلم زده اند سنجيده شده است. محقق مقدمه اى دارد درازدامن درباره موضوع كتاب, كتاب و آثار پيشين و كتاب هايى كه از وى تأثير پذيرفته اند.
جلد چهارم كتاب ويژه فهرست هاست.
ـ اعجاز بيانى قرآنى
عايشه بنت الشاطى ـ حسين صابرى, چاپ اوّل, تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1376, 633ص, وزيرى.
اين كتاب, يكى از نيكوترين آثار قرآن شناسانه است, بنت الشاطى از پيروان و بلكه پيشروان مكتب ادبى در تفسير قرآن در مصر است كه آثار ارجمند و هوشمندانه اى در اين زمينه دارد. او در اين كتاب از معجزه, وجوه اعجاز, حروف مقطعه, واژه گزينى هاى مانند ناپذير در قرآن و شيوه بديع منحصر بفرد آن سخن گفته است و در بخش دوم مسائل نافع بن ازرق را با تحقيق و تصحيح گزارش كرده. ترجمه آقاى صابرى از كتاب خانم بنت الشاطى ترجمه اى است روان و خواندنى.
ـ اثر القراآت فى الفقه الأسلامى
صبرى عبد الرّئوف محمّد عبدالقوى, رياض, اضواء السلف, 1418, 427ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است چگونگى شكل گيرى قرائت هاى مختلف را بازگويد و آنگاه تأثير قرائت هاى مختلف را در برخى از آيات مرتبط با احكام نشان دهد. در باب اوّل از چگونگى نقل قرائت ها سخن گفته است و در ادامه آن از توقيفى بودن قرائت ها بحث كرده است, چگونگى تكوين و تدوين قرائت هاى هفتگانه يكى ديگر از بحث هاى اين باب است. آنگاه مؤلف از شرح حال قاريان سخن گفته است و در نهايت تأثير نمونه هاى عينى قرائت هاى مختلفى را كه وى آنها را متواتر مى پندارد, گزارش كرده است. در باب دوم از تأثير قرائت هاى شاذ در استنباط احكام بحث كرده است, و در همين باب موضع فقيهان چهارگانه را در استدلال به قرائت هاى شاذ برنموده است, و آنگاه اين نكته را به ميان نهاده است كه آيا مى توان قرائت هاى شاذ را در نماز به كار گرفت يا نه؟!
گو اينكه تواتر قرائت پايه استوارى ندارد, و بحث قرائت هاى مختلف و چگونگى آنها به گونه اى تحليلى ـ و نه گزارشى ـ هنوز برجاى مانده است, امّا اين بحث بدان جهت كه حالت ميدانى دارد و به گونه مورد عناوين بحث شده است, سودمند است.
ـ اختلاف المفسّرين أسبابه و آثاره
مسعود بن عبداللّه الفنسيان, چاپ اوّل, رياض, دار شبيليا, 1418, 399ص, وزيرى.
مفسّران غالباً آيات قرآن را گونه گون تفسير كرده اند. اين تفسيرها گاه هيچ گونه تعارضى با هم ندارند, امّا گاه يكسر با يكديگر در تضاد هستند. اين گونه گونى آرا از كجا سرچشمه مى گيرد؟ مؤلف كوشيده است در حدّ توان به اين سؤال پاسخ گويد. او ابتدا به اجمال از چگونگى شكل گيرى تفسير ياد كرده است, و آنگاه اسباب و زمينه هاى اختلاف در تفسير را برشمرده و به گونه موردى موارد آن را تحليل كرده است و اثر اين اختلاف را در مباحث عقيدتى, و فقهى نشان داده است.
ـ احاديث ام المؤمنين عائشه
سيد مرتضى عسكرى, چاپ اوّل, المجمع العلمى الأسلامى, 1418, 462ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب به تجزيه و تحليل روايات ام المؤمنين عايشه پرداخته است. نخست چند بحث مقدماتى از قبيل سرگذشت حديث, نظريه عدالت همه صحابه, و فراوانى روايت عايشه را بحث مى كند. آنگاه روايت هايى را كه از طريق او نقل شده است, به بحث مى كشد, سپس به رواياتى كه وى و ديگران از پيامبر(ص) نقل كرده اند, مى پردازد. در ادامه رواياتى كه به دروغ به عايشه نسبت داده شده مى آورد. اقدام عايشه به تصفيه روايات منقول از پيامبر, و برخورد مستشرقان و بهره گيرى آنان از روايات عايشه بحث پايانى كتاب است.
ـ شرح حكم نهج البلاغه
شيخ عباس قمى, چاپ اوّل, تهران, بنياد نهج البلاغه, 1417, 311ص, رقعى.
مؤلف محترم ضمن ترتيب حكمت هاى نهج البلاغه براساس حروف الفباء بر هر كدام از آن ها را شرحى كوتاه نگاشته است. تبيين لغات مشكل, توضيح مراد از حكمت و آوردن نمونه هايى از اشعار براى تبيين مفهوم حكمت از جمله كارهايى است كه مؤلف محترم در اين كتاب انجام داده است.
ـ كتابنامه بزرگ قرآن كريم
محمّد حسن بكايى, چاپ اوّل, تهران, قبله, دانشگاه امام صادق(ع), 1376, 481«786, وزيرى.
مجلدات ششم و هفتم از طرح عظيم (كتابنامه بزرگ قرآن كريم) است كه با ادامه گزارش حرف (ت) است تا پايان آن, كه با تفسيرهاى مرتبط با سوره (ق) آغاز مى شود. و در پايان فهرست موضوعى مجلدات چهارگانه 4ـ7 قرار گرفته است; يعنى فهرست موضوعى كتاب هاى حرف (ت) از اين فهرست و چگونگى آن پيشتر سخن گفته ايم. تاريخ و شرح حال
ـ تاريخ كربلا
عبدالجواد كليددار, چاپ اوّل, قم, منشورات الشريف الرضى, 300ص, وزيرى.
گزارشى است تاريخى از كربلا و حائر اباعبداللّه الحسين(ع) . حائر در لغت و تاريخ, در فقه و حديث, حائر و وجه تسميه آن و سير تاريخى آن. كتاب در دو باب تدوين شده است: در باب اوّل از حائر و مفهوم دقيق آن در تاريخ و لغت بحث شده و در باب دوم از جايگاه آن در ميان مردم, و سير تاريخى آن سخن به ميان آمده است.
ـ فاطمه زهرا(ع)
علامه امينى, چاپ اوّل, تهران, انتشارات استقلال, 1376, 712ص, وزيرى.
علامه امينى در يكى از سفرهاى خود در تهران در پنج جلسه درباره مناقب فاطمه اطهر(ع) سخن مى گويند. كه آن سخنرانى ها به سال 1362 نشر يافته است. اكنون فرزند محقق, علامه امينى آقاى محمّد امينى نجفى متن تقريرات علامه را با دست نوشت ها مقابله كرده, و اقوال و روايات را منبع يابى كرده و با مقدمه اى در شرح حال علامه منتشر كرده است. تعليقات پايانى كتاب در تنقيح, تكميل و تكثير منابع بحث هاى علامه حجم عظيمى از كتاب را در بر گرفته است. در اين تعليقات بتفصيل روايات آيه تطهير گزارش شده اند و برخى از مطالب مرتبط با متن توضيح داده شده است. كتاب (فاطمه زهرا(س)) اثرى است ارجمند و تحقيقات و تعليقات محقق بر سودمندى آن افزوده است.
ـ فى رحاب اهل البيت(ع)
سيّد محمّدحسين فضل اللّه, قم, مؤسسه بهمن, 1418, 408ص, وزيرى.
مجموعه اى است از سخنرانى هاى علامه سيّد محمّد حسين فضل اللّه درباره پيامبر(ص) على(ع) فاطمه زهرا(س), امام حسين(ع) و حادثه كربلا. فضل اللّه به مسائل اسلامى و حوادث تاريخى نگاهى تحليل گرانه و هوشمندانه دارد. او مى كوشد با بازنگرى و تحليل استوار از حوادث از گذشته ها براى تجهيز در برابر حوادث آينده و يافتن موضع استوار در مقابل حوادث جارى بهره گيرد. مؤلف در اين مجموعه از روش اسلامى در بررسى تاريخ, نقد گزارش هاى مورخان در حادثه بعثت, چگونگى بررسى سيره امامان(ع), درس هاى آموزنده, از سيره رسول اللّه(ص) در مدينه, على(ع) و موضع او درباره خلافت, تحليلى از وصيت امام(ع) در آستانه شهادت, زندگانى حضرت زهرا(س), ستم ها, رنج هايى كه بر فاطمه اطهر(س) روا شده است و… كربلا و چگونگى بهره گيرى از حادثه كربلا و… سخن گفته است. فى رحاب اهل البيت(ع) كتابى است آموزنده و خواندنى.
ـ هكذا عرفتهم ج7
جعفر خليلى, چاپ اوّل, قم, منشورات الرضى, 1418, 224ص, وزيرى.
(هكذا عرفتهم) شيوه اى است نو, گيرا در شرح حالنگارى. از اين كتاب و چگونگى آن پيشتر سخن گفته ايم (آينه پژوهش, 13 و14, ص124) اكنون جلد هفتم آن مجموعه مشتمل بر هفت شرح حال به سبك و سياق مجلدات پيشين نشر مى يابد.
ـ مقتل الحسين
موفق بن احمد مكى خوارزمى, چاپ اوّل, قم, دار انوار الهدى, 1418, 670ص, وزيرى.
مقتل الحسين, از جمله مقاتل مشهور, سودمند, مستند و مورد توجه مورخان مسلمان است. مؤلف در فصل هايى از فضايل رسول اللّه(ص), حضرت خديجه, فاطمه بنت اسد(س), على(ع), فاطمه زهرا(س), حسين(ع) سخن گفته است و آنگاه احاديث رسول اللّه(ص) را درباره امام حسين(ع) گزارش كرده و سپس جريان قيام اباعبداللّه الحسين(ع) را از آغاز تا فرجام بيان كرده است. فصل پايانى كتاب ويژه قيام مختار است. اين چاپ براساس تحقيق علامه شيخ محمّد سماوى تصحيح و حروفچينى مجدد شده است; كه چاپى است منقح و خوب.
ـ بلوغ الامانى فى حياة الفقيه الكبير الايروانى
سيّد محمّد تقى حشمت الواعظين طباطبائى قمى, چاپ دوم, قم, مدرسه علميّه ايروانى, 1418ق,530ص, وزيرى.
مرحوم آيت اللّه ميرزا على آقا ايروانى ـ قدس سره الشريف ـ يكى از مفاخر فقهاى شيعه و استاد بسيارى از مراجع تقليد متأخر است, كه شرح زندگى ايشان تاكنون در كتابى مستقل نيامده بود. مؤلف محترم در اين كتاب, ابتدا به شرح تاريخ و جغرافى ايروان و ارمنستان پرداخته, و پس از آن به توضيح زندگى, تاليفات, شاگردان و بازماندگان آن فقيد پرداخته است.
گسترده ترين بخش كتاب, فصل شاگردان معظم له است كه در ميان آنان به نام كسانى مانند آيات عظام: خويى, ميلانى, نجفى مرعشى, علامه امينى, علامه طباطبائى, سيّد مرتضى فيروزآبادى, سيّد نصراللّه مستنبط, سيّد محمّد جواد تبريزى, ميرزا على غروى عليارى, سيّد احمد مستنبط و شيخ محمّد طاهر آل راضى برمى خوريم, كه مؤلف به شرح اجمالى زندگى آنان پرداخته است.
در فصلى ديگر به شرح زندگى فاضل ايروانى و شاگردان او (چون: شيخ هادى تهرانى, شيخ محمّد حرزالدين, سيّد ابوالحسن انگجى, سيّد عبدالحسين لارى, ميرزا ابوالقاسم اردوبادى) و در ادامه از رجال علمى و مردان نامى ايروان سخن به ميان آمده است.
خاندان ايشان در كتابى ديگر به نام (خاندان ايروانى), پيش از اين نوشتار به چاپ رسيده بود.
ـ المساجد الأثريه فى المدينه المنوره
محمّد الياس عبدالمغنى, مطابع الرشيد, مدينه منوره, 1418, 279ص, وزيرى.
در اين كتاب سى و شش مسجد از مساجد مدينه منوره كه پيشينه اى كهن دارند شناسايى و چگونگى سير تاريخى بناى آنها گزارش شده است. مؤلف در ضمن بحث از مساجد موقعيت جغرافيايى, جايگاه آن در نصوص راويان سير تاريخى تطوّر بناى آنها, نام ها و اوصاف آن و نيز وضع كنونى آنها را گزارش كرده است. مسجد النبى, مسجد قبا, مسجد الأجابه, مسجد بنى أنيف, مسجد بنى حرام, مساجد سبعه, فضيخ, مشربه اُم ابراهيم و… از جمله مساجدى هستند كه در اين كتاب معرفى شده اند.
ـ سيره و سخن پيشوايان
محمد على كوشا, چاپ اوّل, قم, پارسايان, 1376, 382ص, وزيرى.
كتاب در بر دارنده شرح زندگى چهارده معصوم(ع) است و از هر كدام از معصومان چهل حديث اخلاقى ـ اجتماعى نقل و ترجمه شده است. در بعضى موارد معصوم(ع) تنها راوى حديث بوده است; از جمله در مورد حضرت فاطمه(س) و در مواردى معصوم(ع) خود گوينده حديث بوده است.
مؤلف و ناشر گويا كتاب را براى بهره گيرى در مراكز آموزشى نهادها و ارگانهاى دولتى تدوين كرده اند, ولى به نظر مى رسد كتاب در اين حدّ نباشد.
ـ زندگى امام جواد(ع)
احمد صادقى اردستانى, چاپ اوّل, قم, مؤسسه فرهنگى انتشاراتى نقش, 1376, 255ص, رقعى.
نويسنده در چهارده فصل زندگى امام جواد(ع) را بحث و بررسى كرده است. عناوينى از قبيل: سقوط بنى اميّه و ظهور بنى عباس, ولادت پربركت, امامت در كودكى, دوران امامت, تربيت شاگردان, شهادت و كتاب نامه امام جواد(ع) از جمله مطالب كتاب است.
كتاب براى مطالعه در سطح همگانى مناسب است. ادبيات
ـ از جامِ شيخ جام
على فاضل, چاپ اوّل, تهران, انتشارات سخن, 1376, 323ص, رقعى.
اين كتاب گزيده اى است از آثار عارف بلند آوازه خراسانى احمد جام نامقى. مؤلف كه از اديبان و محققان ارجمند و باريك بين خراسانى است, ساليانى دراز با انديشه و آثار و نگاشته هاى شيخ جام دمساز بوده و هست. تصحيح هاى دقيق و عالمانه وى از آثار شيخ جام و نگاشته پژوهشگرانه وى از احوال و آثار شيخ جام نشان تأمل ها و باريك بينى هاى آن بزرگوار در آثار شيخ جام است.
از اين رو مى توان گفت اين گزيده حاوى برترين تراوش هاى فكرى در آثار شيخ احمد جام است كه با بصيرت و دقت گرد آمده, و براساس آگاهى هاى گسترده اى از فرهنگ اسلامى توضيح و تبيين شده است.
مؤلف ابتدا از شيخ احمد جام و آثار وى و ويژگى هاى زبانى آثار او سخن گفته است, آنگاه گزيده هايى از آثار وى را در بيست فصل گزارش كرده و در پايان قسمت هاى مجمل و لازم التوضيح متن ها را با دقت تمام توضيح داده است.
(از جام شيخ جام) چونان جرعه اى است گوارا دوستان ادب پارسى را.
ـ ماه در محاق (مجموعه شعر)
محمّد عابد, چاپ اوّل, تهران, سروش, 1377, 222ص, وزيرى.
استاد محمّد عابد از آن دست شاعران معاصر است كه به زبان فارسى و آذرى شعر و بويژه مديحه و مرثيه سروده است. در آثار عابد, مرزى كه در نقد و نظريه ادبى معاصر ميان شعر و (مرثيه و نوحه) فاصله انداخته بود, فرو مى ريزد. شعر عابد افزون بر اينكه برخاسته از حميّتى دينى و ارادتى قلبى به ائمه معصومين(ع) است, از معارف الهى و اندوخته هاى تاريخى خالى نيست و با اين همه جوهره شعرى را از دست نداده و زيبا و جاودانه است. ماه در محاق نخستين دفتر از اشعار اين شاعر مرثيه پرداز است كه بخش اعظم آن با واقعه كربلا و آن حماسه سرخ پيوند دارد. خواننده اين دفتر شعر بى شك لحظاتى به طبع اشك خيز شاعر آفرين خواهد گفت.
ـ لطايف الأمثال و طرايف الأقوال
رشيدالدين وطواط, چاپ اوّل, تهران, اهل قلم, 1376, 288ص, وزيرى.
كتاب مَثَل هاى عربى رايج در زبان فارسى را براساس حروف الفبا در بيست و هشت باب تنظيم كرده است. مؤلف آن را براى خوارزمشاه تدوين كرده است. نويسنده ضمن ترجمه, ريشه پيدايش آن را تبيين و مورد كاربرد آن را نشان داده است. مصحّح محترم با نگارش مقدمه اى در باب مَثَل, ارزش كتاب, شرح حال كوتاه مؤلف و معرفى منابع تحقيق درباره وى به كتاب غنا بخشيده است. فهرست هاى راهگشا و تعليقات علمى خانم دانش آموز كتاب را سودمند ساخته است.
ـ جلوه هاى بلاغت در نهج البلاغه
دكتر محمّد خاقانى, چاپ اوّل, تهران, بنياد نهج البلاغه, 1376, 391ص, وزيرى.
نويسنده در دو بخش كوشيده است تا مباحث مربوط به علم بيان و علم بديع را در كلام على(ع) در نهج البلاغه نشان دهد. مؤلف نخست بحثى بلاغى را طرح كرده و توضيح مى دهد و آنگاه كاربرد آن را در كلام آن حضرت برمى نمايد. كتاب براى پژوهشگران ادبيات مفيد و آموزنده است.
ـ آئينه روزگار
به اهتمام مريم مارشال پيرغيبى, چاپ اوّل, نشر ديدار, 1375, 263ص, رقعى.
كتاب برگزيده اشعار خانم پروين مارشال پيرغيبى است كه از شعرا و فرهنگ دوستان شيراز و صاحب امتياز روزنامه ستاره جنوب بود.
اشعار پروين مضامين فرهنگى, تربيتى و اجتماعى دارد و توسط دخترش كه وى نيز شاعر است گزينش و نشر يافته است. مجموعه ها
ـ ياد بهار
على محمّد حق شناس, چاپ اوّل, تهران, آگه, 1376, 702ص, وزيرى.
مجموعه اى است از مقالات علمى و پژوهشى براى بزرگداشتِ مهرداد بهار, در پنج بخش. در بخش اوّل مقاله هايى آمده است در شرح حال افكار و شخصيت بهار. عناوين بخش هاى ديگر بدين قرار است: فرهنگ و زبان هاى باستانى, تاريخ, ادبيات, زبان شناسى همگانى و گويش ها, بزرگمردى چون بهار, فتوت نامه سپاهگران, رياضت صوفيانه و آيين قربانى, درباره زبان خوارزمى, خدا, مرگ و رستاخيز در شاهنامه فردوسى, ملاحظاتى در (لغت فرس).
ـ سخنواره
ايرج افشار, چاپ اوّل, تهران, انتشارات توس, 1376, 945ص, وزيرى.
مجموعه اى است از پنجاه وشش گفتار به ياد دكتر پرويز ناتل خانلرى. كتاب در چهار بخش سامان يافته است, سه بخش ويژه مقالات فارسى و بخش چهارم مقالات به زبان هاى ديگر.
عناوين بخش هاى سه گانه فارسى از اين قرار است 1. زبان فارسى و زبانشناسى با نُه مقاله 2. ادبيات فارسى با چهارده مقاله 3. تاريخ و فرهنگ با بيست مقاله. عناوين برخى از مقالات چنين است:
زبانشناسى نوين در زبان فارسى, پاسداران زبان فارسى, يكى از ويژگى هاى گويش شيرازى, خواجوى كرمانى و نفوذ وى در اشعار حافظ, مأخذ بعضى قصص مولوى, روانشناسى اجتماعى شعر فارسى, پيشينه پزشكى در ايران, خاكجاى سعدى و حافظ, چند مأخذ در تاريخ كتابدارى ايران, مسكويه و تجارت الأمم و….
سخنواره مجموعه اى است پژوهشى, سودمند و خواندنى.

سياسى
ـ آمريكا پيشتاز انحطاط
روژه گاردى; مترجم: قاسم صنعوى, چاپ اوّل, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1376, 312ص, رقعى.
كتاب سياست آمريكا را بررسى و تحليل مى كند و مباحثى از قبيل بى نظمى نوين جهانى, تك خدايى بازار, امريكا پيشتاز انحطاط, كوشش هاى به ثمر نرسيده سوسياليسم, رؤياها و دروغ هاى غرب و نظاير آن را مطرح مى كند. كتاب داراى يازده فصل و چهار ضميمه است.نويسنده كوشش مى كند تلاش هاى امريكا را تفسير سودجويانه از حقوق و قوانين بين المللى معرفى كند و ناديده گرفته شدن منافع جهانيان در برابر نفع امريكا را بنماياند.
ـ.ـ.ـ
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى
در آينه آثار1
ـگزارشى از آثار منتشره مركز در سال 1376
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, در دهه شصت كار خود را با معجم نگارى و احياى ميراث كهن شيعه آغاز كرد و برخى منشورات آن عنوان (كتاب سال) به خود گرفت و اينك با ورود به عرصه هاى جديدتر و نشر آثارى در حوزه هاى گوناگون, از موفق ترين مراكز تحقيقى به شمار مى رود و هر از چندى اثرى تازه منتشر مى كند و افقى نو در برابر دانش پژوهان مى گشايد.
اين مركز در سال گذشته نوزده عنوان كتاب اعم از تحقيق, تأليف و ترجمه منتشر كرده است كه مورد استقبال طالبان علم قرار گرفته و پاره اى از آنها در نشريات گوناگون معرفى شده است. در اينجا گزارشى كوتاه از آن چه در سال گذشته از اين مركز منتشر گشته است, به ترتيب الفباى عنوان ارائه مى شود:
1. ادراك حسى از ديدگاه ابن سينا. محمّدتقى فعالى, واحد كلام مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 333ص.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است, ديدگاه ابن سينا, در مورد ادراك حسى را تبيين كند. كتاب از يك مقدمه و پنج بخش تشكيل شده است. در مقدمه به زندگى ابن سينا و ضرورت اين بحث اشارت رفته است. در بخش نخست جايگاه نفس و جوهريت آن بررسى مى شود و در بخش دوم قواى نفس و ترتيب تكوين آنها آمده است. سومين بخش درباره حقيقت ادراك از ديدگاه فلاسفه اسلامى به ويژه بوعلى سيناست. چهارمين بخش درباره احساس و پنجمين بخش درباره حواس است.

2. اسلام و دفاع اجتماعى. سيّد محمّد على احمدى ابهرى, واحد فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 431ص.
توجه به نقش تربيتى مجازات و تأكيد بر تناسب ميان جرم و مجازات و اصل فردى بودن مجازات, كه نتيجه تأملات متفكران اروپايى در چند سده اخير به شمار مى آورد و تبلور نهايى آن در مكتب دفاع اجتماعى جلوه گر مى شود, در فقه اسلامى ريشه هاى كهنى دارد. اسلام با اصل (ولا تزر وازرة وزر اخرى) و (ما كنا معذبين حتى نبعث رسولاً) و ديگر اصول و قواعد جزايى, سيستمى را پى افكند كه گرچه حافظ منافع جامعه در برابر جرم و مجرمان است, ليكن در عين حال به مجرم چونان بيمارى كه نيازمند درمان است مى نگرد و مى كوشد از طريق قوانين و اقدامات بازدارنده او را هدايت كند. اثر حاضر متولى بحث در اين زمينه و بيان جايگاه دفاع اجتماعى در اسلام است.
3. اصطلاح نامه علوم قرآنى. تدوين شوراى علمى اصطلاح نامه, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 486ص.
اساس اصطلاح نامه بر گردآورى, رده بندى و تعيين مراتب ميان اصطلاحات و واژگان يك رشته علمى است. اين كار زمينه فهم و دريافت دقيق تر مفاهيم اساسى هر رشته علمى است. اصطلاح نامه, يا گنج واژه به اين معنا معادل (تزاروس) است.
اصطلاح نامه حاضر نخستين كوشش براى استخراج و طبقه بندى اصطلاحات رايج در علوم قرآنى است و ماحصل ساليان مطالعه و تحقيق و استخراج اصطلاحات گوناگون حوزه علوم قرآنى به شمار مى رود.
4. اصطلاح نامه فلسفه اسلامى. تدوين شوراى علمى اصطلاح نامه, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 2ج.
شيوه كار در اين اصطلاح نامه و اصطلاح نامه علوم قرآنى ـ كه تفصيل آن در مقدمه هر دو كتاب آمده است ـ به اين صورت بوده كه نخست متون اساسى اين دو حوزه معين و آن گاه اصطلاحات پُربسامد و اصلى آنها استخراج و طبقه بندى و سپس مراتب آنها و ارتباطشان با يكديگر تعيين شده است.
بدين ترتيب اين دو اصطلاح نامه, آيينه گويايى از مباحث علوم قرآنى و فلسفه اسلامى است.
5. الاصفى فى تفسير القرآن. ملا محمّد محسن فيض كاشانى, گروه احياء تراث اسلامى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, ج1, 713ص.
ملا محسن فيض, فقيه, مفسر و فيلسوف قرن يازدهم و داماد ملاصدرا و متأثر از مشرب فلسفى او, تأملات خود را درباره قرآن كريم منظم ساخت و تفسير بزرگ (الصافى) را از خود به جا گذاشت. ليكن بعدها خود اين تفسير بزرگ را تلخيص كرد و چكيده آن را در دو جلد به نام (الاصفى) عرضه كرد. اثر حاضر تحقيق و تصحيح اين تفسير فشرده و ارزنده است كه پس از ساليان تحقيق مستمر, منتشر مى گردد. اين جلد شامل تفسير سوره حمد تا پايان سوره بنى اسرائيل است.
6. اضبط المقال فى ضبط اسماء الرجال. آيت اللّه حسن زاده آملى, تحقيق واحد تاريخ و سيره اهل بيت: مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى,200ص.
علم رجال كه متولى شناختن و شناساندن راويان و ارزش روايت آنهاست, يكى از علوم مقدّمى براى دريافت صحيح سنت است و پا به پاى علم درايه در ميان شيعه ريشه هاى مستحكمى دارد.
اثر حاضر كه حاصل تدقيقات محققانه عالم ذوفنون حضرت آيت اللّه حسن زاده آملى است, كوششى است براى ضبط و بيان دقيق اسامى و اعلام و تفاوت ميان پاره اى از آنها. تحقيق و تحرير نهايى اين اثر حاصل كار مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى است.
7. الكل و فرآورده هاى آن در فقه اسلامى. سيّد حسن وحدتى شبيرى, واحد فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 144ص.
حرمت خمر از مسلّمات فقه اسلامى است و دليل آن نيز آشكار است كه مايه تباهى خرد و تفرقه ميان مردم و كينه توزى است. الكل كه مايه اصلى خمر به شمار مى رود, در گذشته مصرفى جز اِسكار نداشت, ليكن امروزه الكل در صنايع گوناگون چنان مصارف متنوع و مفيدى دارد, كه نمى توان نقش آن را ناديده گرفت.
اثر حاضر كوششى است در جهت بيان جنبه هاى فقهى مصارف گوناگون الكل, در عرصه هاى مختلفى چون پزشكى و داروسازى.
8. اهداف دين از ديدگاه شاطبى. احمد ريسونى, ترجمه سيّد حسن اسلامى و سيّد محمّد على ابهرى, 472ص.
هدفدارى احكام شرع و حكيمانه بودن قوانين اسلام از قطعيات به شمار مى رود و جزجريانى كم رنگ, در تاريخ اسلام كه در اين اصل چون و چرا داشتند, همواره اين اصل راهنماى بحث و تدقيق در فقه و كشف و استنباط بوده است. يكى از مهم ترين متفكران اين عرصه در ميان اهل سنت ابواسحاق شاطبى, فقيه و اصولى قرن هشتم اندلس است كه كتاب پرآوازه اش (الموافقات) هم چنان محل بحث و نظر است.
كتاب حاضر گزارش دقيق و مفصلى است از آراى شاطبى در مورد مقاصد پنجگانه اساسى شريعت و پيشينه و پيامدهاى آن.
9. بررسى تطبيقى مفهوم و آثار اضطرار در حقوق مدنى. ابراهيم عبدى پور, واحد فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 152ص.
اثر حاضر نخستين كوشش مستقل در نوع خود به شمار مى رود و مؤلف طى آن كوشيده است با تتبع در منابع فقهى و حقوقى, كارى تطبيقى و درخور تأمل عرضه كند.
اين اثر بر آن است تا نسبت اضطرار با اراده و تأثير اضطرار بر اراده را در حقوق مدنى مشخص سازد. مؤلف به دقت پس از ايضاح دقيق مفاهيم مورد نظر خود, بحث را به گونه اى مقايسه اى پيش برده و از منابع فارسى و لاتين نيك بهره جسته است.
10. بلوغ دختران: رساله هاى فقهى(1). به كوشش مهدى مهريزى, 431ص.
گرچه در نگاه اول بلوغ از مفاهيم آشكار و روشن به شمار مى رود, اما پس از اندكى تأمل اين آشكارى جاى خود را به ابهام مى دهد و نياز به بحث جدى در اين باب پيش مى آيد, به ويژه آن كه هدف بحث نتيجه گيرى فقهى باشد.
كتاب حاضر كه شامل يك مقدمه, هيجده مقاله و يك مأخذشناسى بلوغ است, مباحثى را كه در زمينه بلوغ از منظر فقهى صورت گرفته است, به ترتيب تاريخى يك جا گرد آورده است و زمينه را براى ادامه بحث فراهم ساخته است. پاره اى از اين مقالات مانند (رسالة فى البلوغ و حدّه) نوشته محقق كركى, براى نخستين بار است كه به وسيله گردآورنده محترم تحقيق و منتشر شده است.
11. تحولات حقوقى جهان اسلام. تأليف نورمن اندرسون, ترجمه فخرالدين اصغرى, جليل قنواتى و مصطفى فضائلى, 304ص.
دو سده اخير, كشورهاى اسلامى شاهد تحولات فراوانى در همه عرصه هاى زندگى اجتماعى بوده است. يكى از اين تحولات روى آوردن دولت ها به قوانين موضوعه و جايگزينى محاكم دولتى به جاى محكمه هاى شرعى است. پاره اى از اين تحولات نتيجه اجتناب ناپذير ارتباط با غرب و پاره اى زاده تأملات حقوقدانان مسلمان بوده است. كتاب حاضر گزارشى است از اين تحولات و فراز و فرود آن و ضعف ها و قوت هايش.
12. دين و چشم اندازهاى نو. پيير آلستون, ميلتون يينگر و محمّد لگنهاوزن, ترجمه غلام حسين توكلى, واحد كلام و فلسفه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 119ص.
برخلاف پندار رايج در مورد ضعف دين در جوامع غرب و پيروزى ماده بر روح در آن خطه, هرچه مى گذرد, حقانيت دين آشكارتر و مقبوليت آن بيشتر مى گردد. كتاب حاضر كه ترجمه مقالاتى از عالمان دين است, گواهى است بر اين ادعا. نويسندگان اين مقالات كه هريك در حوزه تخصصى خود از مطرح ترين افراد به شمار مى روند, كوشيده اند از زاويه هاى گوناگون به دين بنگرند و جنبه هاى مختلف آن را بنمايانند. اين كتاب شامل هشت مقاله است كه تبيين هاى روان شناختى, جامعه شناختى و رويكردهاى طبيعت گرايانه به دين را معرفى كرده اند.
13. شيعه در هند. سيّد عباس اطهر رضوى, ترجمه شده به وسيله گروه ترجمه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, ج1, 680ص.
كتاب حاضر كه نخستين جلد از مجموعه دو جلدى خود به شمار مى رود, گزارش مفصل و دقيقى است از ورود تشيع به هند و رشد و بالندگى آن از آغاز تاكنون.
نويسنده كتاب كه خود هندى ايرانى تبار است, كوشيده است با دقت و وسواس علمى ـ در برابر داورى مغرضانه مستشرقان درباره نقش شيعه ـ سهم علمى شيعه را در همه جنبه هاى فرهنگ آن مرز و بوم نشان دهد و بخشى از تلاش علمى و فرهنگى آنان را بازگويد.
14. صرف روان با حديث و قرآن. احمد امين شيرازى, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 2ج.
از آنجا كه زبان عربى, كليد فهم علوم اسلامى به شمار مى رود, آموختن قواعد آن براى طالبان علوم دينى از نخستين گامهاست. از اين رو كتاب هاى بزرگى در اين زمينه پديد آمده است كه با همه مزايايى كه دارند به دلايلى چون قدمت متن, دشوارى زبان, ابهام مطلب و تعليمى نبودن, آموختنشان دشوار است.
كتاب حاضر كوششى است براى گذر از اين موانع و فراهم آوردن متنى متقن, دقيق و در عين حال آسان فهم.
15. فهرست نسخه هاى خطى كتاب خانه مجلس شوراى اسلامى. به كوشش على صدرايى خويى, با نظارت عبدالحسين حائرى, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى با همكارى كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى, جلدهاى 25, 26 و35.
در اين سه جلد, يك هزار و دويست و پنجاه نسخه خطى از مخطوطات موجود در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, معرفى شده است. گفتنى است كه از ساليان پيش تهيه فهرست نسخ خطى مجلس مورد توجه قرار گرفت و با همت استاد حائرى اين كار آغاز شد, ليكن به فرجام نرسيد و سه جلد حاضر محصول نخستين كار مشترك مركز مطالعات و خانه ملت است كه اطلاعات دقيق و تفصيلى نسخه هاى ارزشمند اين مجموعه را معرفى مى كند.
16. گفت وگوهاى فلسفه فقه. مصطفى ملكيان, محمّد مجتهد شبسترى, ناصر كاتوزيان, على عابدى شاهرودى و صادق لاريجانى, واحد فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 232ص.
نگاه بيرونى به فقه و تأمل در كاركرد و اهداف و شرايط بارورى آن, زاينده فلسفه فقه است. كتاب حاضر كه شامل پنج گفت وگو با صاحب ن


صفحه 11

مجله هاى پـژوهشى



ـ آينه ميراث
سال اول, شماره دوم, بهمن و اسفند76
آشنايى با دفتر نشر ميراث مكتوب; بنيادهاى حكمت يمانى در تقويم الايمان; معرفى شرح دعاى صباح; معرفى تذكره مطربى سمرقندى; معرفى النظامية فى مذهب الامامية و….
ـ اصلاح و تربيت
سال سوم, شماره38, اسفند 76
حضرت على(ع) و كارمندان دولت; مواد مخدر و تأثير آن; سياست جنايى سازمان ملل متحد, برخورد جدى با جرايم جوانان و….
ـ انديشه و رفتار
سال سوم, شماره 3 (پياپى11), زمستان76
ارزشيابى كشورى بهداشت روانى; بررسى فشارهاى روانى يك محيط كار صنعتى; اختلال وسواس ـ اجبار تلفيق ابعاد نظرى و عملى; سندرم توره و….
ـ انديشه حوزه
سال سوم, شماره2ـ3, پاييز و زمستان76
چشم اندازى به هشتمين اجلاس كنفرانس اسلامى; زبان قرآن; هنر و زيبايى از ديدگاه فقهى; مبانى كلامى ـ فلسفى حكومت دينى; ماهواره, اينترنت و رسالت حوزه ها; مدنيت و شهروندى; انديشه تجددگرايى; جايگاه عدالت در فرآيند توسعه اقتصادى; آرمانهاى علم و فلسفه و….
ـ ايران شناخت
شماره ششم, پاييز76
ميزگرد: زبان فارسى, هويت ملى, همبستگى فرهنگى; نقش صفات فعلى در غناى گنجينه لغات زبان فارسى; كتيبه هاى لغوى سند عليا; سنگ نبشته هاى مسير راه ابريشم; تاريخ شكل گيرى تمدن تاجيكان و….
ـ ايران شناخت
شماره ششم, پاييز76
نقش صفات فعلى در غناى گنجينه لغات زبان فارسى; كتيبه هاى شعرى سند عليا; سنگ نبشته هاى مسير راه ابريشم; گنجينه نسخ خطى آكادمى علوم جمهورى تاجيكستان; معمارى و هنر در آسياى مركزى در دوره ازبكان; سازمان فتيان و نقش خليفه عباسى در احياى آن; علل اوج گيرى و سقوط سامانيان; پويه طريقتى از آسياى مركزى; ميرطاهر صدر مشهدى و اولادش در سمرقند; تاريخ شكل گيرى تمدن تاجيكان; چشم انداز شعر امروز تاجيكستان و….
ـ با معارف اسلامى آشنا شويم
سال هفدهم, شماره 39, فروردين, ارديبهشت, خرداد و تير77
مشخصات مذهب راستين; قرآن و تربيت شخصيت اجتماعى انسان; حقوق اجتماعى از ديدگاه اسلام(2); كليد دانش(2); گوشه هايى از زندگى بزرگان; نگرشى بر احكام; خواندنى ها و….
ـ برنامه و بودجه
سال دوم, شماره9 (پياپى21), دى76
تحليل سازگارى سرمايه گذارى در برنامه دوم توسعه اقتصادى, اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران (1373ـ 1378); آينده هاى فرهنگها; ايران و توسعه انسانى; جهان نما و….
ـ بشارت
سال اول, شماره سوم, بهمن و اسفند76
مسابقه; با پرستوها; تلاوت فجرى; قرآن و تفكر; هميشه زلال; لطايف قرآنى; موسيقاى قرآنى; شب بود و ديگران و….
ـ بيّنات
سال چهارم, شماره4 (پياپى16), زمستان76
شرح حال و معرفى تفسير آيت اللّه طيّب; نكات قرآن(8); اعجاز از ديدگاه جاحظ(1); سير نگارشهاى علوم قرآنى(9); گفت وگو با پروفسور يان يرپه; امثال در آيات الاحكام; قرآن و پلوراليزم; قدس در قرآن; نقد و برسى كتاب البدور الزاهرة; هنر تلاوت قرآن مجيد; نرم افزارهاى جديد قرآنى, تزكيه مقدم است يا تعليم؟; نيم نگاهى به تفسير شهيدى قزوينى و….
ـ پاسدار اسلام
شماره6 ـ 195, اسفند76 و فروردين77
روش دوست يابى; اطاعت از اوامر و نواهى پيامبر(ص)…; عاقبت انديشى; امام على(ع) و 25سال سكوت; انقلاب فرهنگى و سياسى در سيره امام صادق(ع); اعياد بزرگ اسلامى; عدالت و كرامت انسانى; همسايگان خانه خدا و….
ـ پيام حوزه
سال چهارم, شماره چهارم (پياپى16), زمستان76
مهاجر الى اللّه: سيرى در زندگى عالم مجاهد سيد عبدالحسين لارى; انديشه هاى كلامى آيت اللّه لارى; گامى در شناخت محكم و متشابه; نيم نگاهى به دو اثر فقهى آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى; دستورالعملى از آيت اللّه لارى; آيت اللّه لارى و نهضت عاشورا; مرورى بر زندگى ممتازترين شاگردان آيت اللّه لارى و….
ـ پيام زن
سال هفتم, شماره اول (پياپى73), فروردين77
كودكان, حضانت و ولايت; دنياى جوان; روشهاى تربيت; از خطه كردستان تا دشت نخلهاى بى سر (گفتگو); مشاور شما; گفتگو با خانم رسمى جابر (لبنان); اخلاق معاشرت; قصه هاى بى بى; بوى خاك (داستان) و….
ـ پيام يونسكو
سال بيست وهشتم, شماره324, دى76
در ژرفاى چشم اندازها; آستانه هاى الوهيت; پله هاى سيسيل, به زبان گلها; در پس نامها; پرونده: شبكه جهانى ذخيره گاههاى زيستكره; ديدگاه فدريكومايور; گفتگو, اِمه سِزِر و….
ـ تراثنا
السنة الثالثة عشرة, العددان الثانى والثالث (50 و51), ربيع الآخر ـ رمضان1418هـ
الحديث المرسل بين الرّد والقبول; النصال الخارقة لنحور المارقة; معجم شواهد التفسير(1); فهرست مخطوطات مكتبة القائيني(2); وصية الامام الكاظم(ع) لهشام بن الحكم و….
ـ ترجمان وحى
سال اول, شماره دوم, اسفند76
بحثى درباره ترجمه قرآن مجيد و امكان آن; چه را ترجمه نكنيم؟ و چرا؟; نقدى بر ترجمه بلاشر; دشوارى ترجمه كلمات مترادف در قرآن; فهم يا تفهيم؟ فارسى نويسى در ترجمه كلام وحى; نقد و بررسى ترجمه هاى آذرى قرآن كريم; مقدمه بر ترجمه قرآن; مصاحبه با علامه سيد ذيشان حيدر جوادى; آمار ترجمه هاى انگليسى موجود در مركز ترجمه قرآن مجيد; ترجمه اى ديگر از قرآن مجيد به زبان انگليسى; ترجمه اى نوين از قرآن به زبان فرانسه و….
ـ تعاون
شماره77 (پياپى166), بهمن76
تعاونيها جلوه اى از حضور مردم در صحنه هاى اقتصادى; ترويج تعاون, اركان مشاركت مردمى; بررسى وضعيت جوانان در كشور; چشم انداز اقتصاد هند و….
ـ التوحيد
السنة السادسة عشرة, ذوالقعدة1418هـ
الدولة الاسلامية والمسؤولية; موقف التبار العلمانى من الدولة الاسلامية; الدولة والمشروعية… قراءة نقدية; طبيعة الحكم الاسلامي… نظرة مقارنة; العلاقات الخارجية فى النظام الاسلامي; الفرد والحكومة فى الثقافة السياسية الاسلامية; الوعى الحضارى الاسلامى المبكر; الفلسفة السياسية فى فكر الامام الخميني; الشهيد مدرس والحركة الدستورية; الملف: المشروعية والدولة الاسلامية و….
ـ جهان كتاب
سال سوم, شماره 5و6 (پياپى53 ـ 54), اسفند76
كتابهاى برگزيده سال 1997; كتاب تبريك; بامداد نشابور و شامگاه تاريخ; دانشنامه ادب فارسى; داستان تهيه مجموعه آثار على حاتمى; بهار ميهن; تصويرهايى از رجال و شبه رجال; اسنادى درباره احزاب سياسى ايران; خاطرات آقابزرگ; خدا نود و نه اسم دارد; تاريخ نويسان و كمونيسم; قاضى از نگاه قاضى; بازاريابى, توزيع و تبليغ كتاب; الگوى عام قانون كتاب; پرونده يك كتاب; تازه هاى كتاب و….
ـ حكومت اسلامى
سال دوم, شماره4 (پياپى6), زمستان76
حكومت اسلامى براساس دين; ولايت فقيه و جايگاه آن در علم كلام; دين و دنيا(2); آموزه سكولاريزم: آزادسازى خرد; حكومت از مقوله وكالت نيست; انتصاب و انتخاب (بررسى دلايل دو نظريه); اعتبار رأى اكثريت; شايستگى زنان براى قضاوت; بايستنى هايى در آيين زمامدارى; خليفه سلطان (سلطان العلماء); شرح حديثى درباره امام عادل; مقاله هاى انديشه و فقه سياسى در پاييز 76 و….
ـ حرم
سال هفتم, شماره47, دى76
كرامات رضويه;رهنمودهاى آيت اللّه واعظ طبسى; در آيينه حرم; سفرنامه حاجى داوود; شكوفه هاى انقلاب; تاريخ اجمالى مشهد از آغاز تاكنون; در جويبار توسل و….
ـ حضور
شماره 12, زمستان76
مظهر يگانگى و وفاق; پيام جاويدان; اتحاد اسلام و مسيحيت براى رهايى قدس; تمدن اسلامى در انديشه سياسى امام خمينى; سيماى امام خمينى در شعر معاصر عرب; مصاحبه با آقايان ژوكف و لياپين و بخش ضميمه ويژه گراميداشت ياد شهيد آيت اللّه حاج سيد مصطفى خمينى و مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خمينى و….
ـ حقوق و اجتماع
سال اول, شماره ششم, بهمن و اسفند76
يكى به نفع زنان; مجوز قانون فروشى; دادگاه هاى حقوقى سرشار از پرونده; ما به قصد سرقت رفته بوديم; پزشكى قانونى فقط جاى مرده ها نيست; قوانين تازه و….

ـ دانشگاه اسلامى
سال اول, شماره سوم, زمستان76
جغرافياى سياسى جهان اسلام و تهاجم فرهنگى; تهاجم فرهنگى و سنتهاى اجتماعى; ابعاد و زمينه هاى تهاجم فرهنگى در انديشه امام خمينى(ره); تهاجم فراگير فرهنگى; روانشناسى عوامل ارتباطى مداخله گر; ابعاد اقتصادى, اجتماعى تهاجم فرهنگى; تهاجم فرهنگى و رسانه هاى گروهى; از دانشگاه تا دانشگاه اسلامى و….
ـ درسهايى از مكتب اسلام
سال 37, شماره12, اسفند76
محاكمه آزادى قلم و انديشه; الوكيل, الولى, الهاب, الهادى (تفسير موضوعى قرآن مجيد); فلسفه ازدواج و مسؤوليتهاى متقابل; وحشت از اسلام, در اروپا; بيماريهاى انديشه در قرن بيستم; قواعد حقوقى و اخلاقى در روابط افراد خانواده; بررسى تاريخ يعقوبى و شرح حال او; زندگانى حضرت امام محمد باقر(ع) و….
ـ رسانه
سال هشتم, شماره3 (پياپى31), پاييز76
تلويزيون, كاركردهاى منفى و ديدگاههاى انتقادى; مهندسى خبر در تلويزيون; اهداف و سياست هاى شوراى عالى سمعى ـ بصرى در پاريس; مديريت رسانه ها; وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى با مديران نشريات براى بررسى مشكلات اقتصادى مطبوعات; پژوهشگران برگزيده فرهنگى در سال76 و….
ـ سروش
سال نوزدهم, شماره 876, اسفند76
جايگاه كودكان و نوجوانان در برنامه سازى صدا و سيما; طنز; هنر براى خنده; زن و رسانه; رسانه ها و نوين گرى و….
ـ سروش
سال نوزدهم, شماره 878, اسفند76
زبان شناسى و برنامه هاى صدا و سيما; مردم و صدا و سيما; رسانه ها و نوين گرى; مارسل پروست در يك نگاه; شكسپير در پرتو تئاتر جديد و….
ـ شهاب
سال سوم, شماره چهارم, زمستان76
ده نسخه خطى نفيس; شيفتگان كتاب; مثل تيشه در بيستون; اخلاق روزنامه نگارى; يك شاخه گل; تأثير ليگنين بر تخريب كاغذ; نگاهى به كتابخانه هاى عمومى; كتابخانه آمبروزيانا; نگاهى به مرآة الكتب; طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه و….
ـ صنعت چاپ
سال شانزدهم, شماره 182, بهمن76
بسته بندى و چاپ; انتخاب بسته بندى, حل معادله چند مجهولى; صنعت نوپاى بسته بندى را حمايت كنيد; اولين نرم افزار ويژه بسته بندى در ايران; روزنامه هاى (طرفدار مظلومان و كارگران); اولين نشست وزير ارشاد با دست اندركاران چاپ و نشر و….
ـ صنعت چاپ
سال شانزدهم, شماره 183, اسفند76
دستاوردهاى چهارمين نمايشگاه بين المللى چاپ و بسته بندى; بسته بندى صادراتى و چالش هاى كيفيت; طراحان گرافيك در شهر چاپ و بسته بندى; تاريخ چاپ و چاپخانه در ايران; نهادهاى صنفى قم در تلاش براى ايجاد شهرك چاپ و….
ـ فرهنگ جهاد
سال سوم, شماره اول (پياپى9), پاييز76
خوشه هايى از خرمن عرفان; معرفت فطرى و قلبى خدا; نگاهى به دنياى حيوانات; خدمات مسلمانان به علم جغرافيا; ملاك حليت و حرمت پرندگان; كار و تلاش جهادى ديگر و….
ـ فرهنگ همدان
سال سوم, شماره 11و12, زمستان76
مقاومت مردانه همدان در مقابل تهاجم سپاه عثمانى در سال 1136هـ; زن در اسلام و ايران تا حمله مغول; بررسى اجمالى جنبه اقتصاد صنعت گردشگرى در استان همدان; سفال لالجين; نگاهى گذرا به نوشته هاى داستانى در دومين جشنواره ادبى استان همدان و….
ـ فصلنامه كتاب
دوره هشتم, شماره1و2, بهار و تابستان76
اهرم هاى مهار و ايمنى نظام هاى اطلاع رسانى; شاهنامه امير بهادرى يا شاهنامه مظفرى; فاصله خالى ميان واژه ها در ذخيره رايانه اى اطلاعات; جنبه هاى مديريت استراتژيك در كاربرد خدمات اطلاع رسانى; استفاده از منابع چند رسانه اى در خدمات مرجع; مبادله اطلاعات و منابع ميان كتابخانه هاى دانشگاهى شهر تهران; آموزش ضمن خدمت كتابدارى در تهران و….
ـ فصلنامه مصباح
شماره 23, پاييز76
قيام عاشورا در نگاه خواص; بررسى نقش خواص در تحولات جامعه اسلامى; درآمدى بر مبانى نقش خواص در تحولات اجتماعى; روى آورد روش شناختى بر آسيب پذيرى خواص; مطالعه تطبيقى مكتب نخبه گرايى و بحث خواص, راه پيشگيرى از انحراف خواص در تعاليم دينى; جامعه شناسى سياسى; مرورى بر تغييرات اجتماعى و نقش نخبگان در آن; بررسى و تحليل نقش و عملكرد خواص در عصر پيامبر اكرم(ص); نقش خواص از ديدگاه جامعه شناسى پارتو; نقشهاى مثبت و منفى خواص جامعه در بيان قرآن و….
ـ فقه
شماره سيزدهم, پاييز76
نكته هايى در فقه حج; حج و قربانى در منى; استفاده از سايه و سايبان در حال احرام; نگاهى دوباره به فقه و هنرهاى تجسمى; نقش تاريخ در دانش رجال(1); مرورى بر رساله هاى عمليه; زبان به ديگرى در هنگام بهره بردارى از ملك خود; مسافر از ديدگاه اسلام و….
ـ فقه
شماره چهاردهم, زمستان76
(ويژه همايش جهانگردى); فقه و صنعت جهانگردى; گردش گرى در قرآن; اصل نخستين در برخورد با جهانگرد غير مسلمان; بازديد جهانگردى غير مسلمان از مكانهاى مقدس; زنان و محدوديتهاى جهانگردى; آمد و شد با جهانگرد غير مسلمان; نگاهى به حقوق جهانگردى غير مسلمان و….
ـ الفكر الاسلامي
السنة الخامسة, العددان الثامن عشر والتاسع عشر, ربيع الثانى ـ رمضان1418
الحوزة العلمية وطموحات السيد القائد; الأسس العامة للتجربة التفسيريه; اطالة على فلسفة الفقة; المعالم العامة لمدرسة الشهيد الصدر الأصولية; التدوين التاريخى عند المسلمين; على هامش بشارات الاديان بالمهدى و….
ـ كوثر
سال اول, شماره دوازدهم, اسفند76
آداب سفر; مصاحبه با توليت آستانه قدس; اَلقاب آفتاب خراسان; حافظان غيرت دينى در عصر پهلوى, امام صادق(ع) و نهضت عظيم علوى; كتابنامه حضرت معصومه(س); گزارشى از پژوهشكده (سيره و تاريخ اهل بيت(ع)); نمايشگاه فقها در آينه تصوير; نمايه مقالات ماهنامه كوثر و….
ـ كوثر
سال دوم, شماره سيزدهم, فروردين77
مجاهد بافقى; نوروز از نگاه شريعت; شرايط كارگزاران; زائران خانه دوست; چراغ غدير بر بام تاريخ; هنوز به او فكر مى كنم, حافظان غيرت دينى در عصر پهلوى, مولوى عشق; ادبيات انقلاب; مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامى; راز ناشناختگى امام جواد(ع); بر مسلمين چه مى گذرد؟ و….
ـ كيهان انديشه
شماره 76, بهمن و اسفند76
ايران و جهان در بامداد صفويان; عقلانيت تاريخ از ديدگاه هگل; بلوغ دختران از منظر فقه اجتهادى; تعريف و پيشينه جامعه مدنى; جلوه اى از عرفان نجم آبادى; نسبت دهى و عليت اجتماعى; تعداد اديان; آفرينش كافر در قلمرو دين و خرد; جلوه عرفان در ديوان سلمان ساوجى; تعبيرات فلسفى در شعر انورى; رساله جنگ و….
ـ كيهان فرهنگى
سال چهاردهم, شماره 140, اسفند76
تمدنها, گفت وگو و نزديكى يا رويارويى و كشاكش; تملق و چاپلوسى در شعر فارسى; قصه داستان; تقليدگرايى در ادبيات فارسى و تقليدسرايى به شيوه نظامى; ويژگيهاى انديشه عرفان امام خمينى(ره); اگزيستانسياليسم و الهيات(1); ويژگيهاى تفكر خلاق; استوارى رحمان بر عرش, از منظر صوفيه; اسلام, دين پويا; تجلى احساس, در خانه آفتاب و….
ـ مجلس و پژوهش
سال پنجم, شماره23, دى و بهمن76
سياستمدار ديندار نمى توان خريد; سياست خارجى را سامان دهيم; جستارى در ثروت هاى بادآورده, لايحه بودجه77; چند نماى تازه بر ساختارى سنتى; 88سال بودجه ريزى دولتى, نگاهى به پشت سر; لايحه بودجه77, يك نگاه از روبرو; لايحه و برنامه, گام هايى واگرا و….
ـ مشكوة
شماره 54 ـ 55, بهار و تابستان76
كنگره ابن بطوطه در كشور مغرب; سهم مسلمانان چين در تمدن; مسيحيّت و اسلام در قرن هفدهم; خلافت امويان و بررسى مبانى مشروعيت آن; حلاج از ديدگاه شيخ مفيد; آيينه در مثنوى; شهرستان نيشابور و مهمترين وقايع تاريخى آن; خراسان از آغاز تا اسلام; نگاهى ديگر به توضيحات و ترجمه قرآن كريم از بهاءالدين خرمشاهى; نگاهى به ويژگيهاى ساختارى داستانهاى قرآن; المسند الجامع و….
ـ ميقات الحج
السنة الرابعة, العدد الثامن, 1718هـ
حكم الأضحيه فى عصرنا; لمحة عن الحجّ; البيت الحرام; مهمّات مشبوهة فى الديار المقدّسة(1); الحرم المكى فى مرآة الفقه(2); رجال من الحرمين الشريفين; الحج فى الأدب العربى; أمن الحرم; المساجد والاماكن الاثرية المجهولة…; بحثاً عن النور; الفهرس العام لمجلة ميقات الحج 5 ـ 8 و….
ـ ميقات حج
شماره 22, زمستان76
محل دفن عبداللّه پدر رسول خدا(ص); وظايف هسته هاى امر به معروف در حج; عرفان حج; موقعيت يهود در مدينه; حج و برائت از مشركان; نگاهى به وجوب عمره همراه با حج افراد و قران و…; تاريخ تشيع در مكه, مدينه, حلب و…; مقدمه اسباب ظهور امراض در مكه; حج در آيينه هنر و ادبيات; مستانه ترين شب من و پدرم; كتابشناسى (شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام); نگاهى به مطبوعات عربستان و….
ـ نامه مفيد
سال سوم, شماره چهارم (پياپى12), زمستان76
قرآن و حديث منبع و الهام بخش فلسفه اسلامى; شريعت و مصلحت; روش تفسير در قوانين كيفرى, تأثير كلام اسلامى بر فلسفه اسلامى از ديدگاه استاد شهيد مرتضى مطهرى; انحصارگرايى اديان; تعليقات الاسفار الاربعه للحكيم المؤسس آقا على مدرس(3); پاراداكسها; حيث التفاتى ادراك در نظر ارسطو و نتايج عملى آن; مسيحيت و روح اروپايى; مأخذشناسى فلسفى و….
ـ نمايه
سال هفتم, شماره 10 (پياپى71), بهمن76
سال هفتم, شماره 11 (پياپى72), اسفند76
نمايه نشريات علمى, فرهنگى, اجتماعى و كتابهاى روز.
ـ وارش
سال اول, شماره 2, بهمن و اسفند76
قصه رهايى; آشنايى با تفكر فلسفى غرب; احياى مفاهيم دينى; معجزه مديريت; بازنمائى و رئاليسم; بر آسمان نيايش داستان تناسخ; آموزش انگليسى و….
ـ وقف ميراث جاويدان
سال پنجم, شماره سوم و چهارم (پياپى19ـ20), پاييز و زمستان76
اصفهان پيش از اسلام; اختلاف نظر دو فقيه هم عصر در يك مسأله فقهى; مسجد ساروتقى و مدرسه ثقةالاسلام; شهشهانى, مجتهدى واقف; جمال اصفهانى, وزير نيكوكار عصر سلجوقى; وقف نامه مدرسه اماميه اصفهان; اشياء وقفى گنجينه چهل ستون; برج قوس; وقف نامه بانوان در دوره صفوى; وقف كليشه; پيشينه تشيع در اصفهان; وقف در نزد ارامنه; كليميان و وقف; منارجنبان و پديده تشديد و….
ـ ياد
سال دوازدهم, شماره 45 ـ 46, بهار و تابستان76
سيره پيامبر خاتم(ص) در قرآن كريم, خاطرات حجةالاسلام دعائى از ديدار آيت اللّه هاشمى رفسنجانى با حضرت امام(ره) در شرايط بحران; جغرافياى سياسى ـ فرهنگى انقلاب اسلامى ايران; مسجد جامع بازار; فهرست مقالات روزنامه تايمز در مورد ايران; تازه هاى كتاب و….
l


صفحه 12

بنياد ميراث اسلامى الفرقان
شريفى هادى

## ترجمه حسن شكوهيان## مقدّمه:
بى شك و بدون هيچ مبالغه اى تاريخ تمدّن اسلامى يكى از درخشان ترين دوره هاى تاريخ بشر است. فرهنگ اسلامى با الهام از منبع وحى, با حرمت نهادن به حريم علم و ارج نهادن به مقام عالمان, توانست يكى از غنى ترين و عظيم ترين تمدن هاى حيات بخش را پايه گذارى كند و به جامعه جهانى تقديم دارد.
در حال حاضر مسلمين سراسر جهان ميراث دار گنجينه هاى سرشار و عظيم معارف الهى و دانش بشرى هستند كه پس از افول تمدن اسلامى در پرده هايى از غفلت و فراموشى سپرده شده اند. مسلمين وارث دانشى هستند كه توانست جغرافياى انسانى و طبيعى معاصر خود را عوض كند و بيش از هفت قرن بر تارك جهان به عنوان فرهنگى بلا معارض بدرخشد. گنجينه اى كه از سرچشمه هاى زلال وحى و نبوت روان شد و به دست عالمان فرهيخته و فرزانه در اقصا نقاط دنياى اسلام آن روز, در قالب علوم گوناگون و متنوع از فقه و حديث گرفته تا قرائت و تفسير و ادبيات, و نجوم و رياضيات, ريخته شدند و سيماى نوينى از فرهنگ, انسان و جهان را عرضه كردند. گرچه با گذشت زمان و غفلت حاكمان خودى, نسيان عالمان و خموشى امت اسلامى و بيدارى بيگانگان و تلاش هاى استعمارگرشان, آن آثار عظيم و آن ثروت هاى غنى در گرد و غبار زمان مدفون شد و نسل امروز ما را با آن بيگانه كرد; امّا طلوع و درخشش مجدد آفتاب حياتبخش اسلامى در شرق و غرب جهان اسلام شروع شده است. امروز امت اسلامى با بازگشت به هويت دينى خود مى كوشد تا زمينه هاى بازسازى تمدن بزرگ اسلامى را دوباره پايه ريزى كند و بناى جديد بسازد. يقيناً مصالح و سازه هاى اين بناى جديد چيزى جز معارف حقّه الهى و بينش متفكرانه نسبت به اسلام نيست. از اين رو بايد با كشف دوباره آن ميراث گسترده و گنجينه هاى سرشار, راه را براى رسيدن به چنين هدف مهمى هموار ساخت.
يكى از راه هايى كه در نيل به اين مقصد متعالى كارساز است, احياى دانشى است كه در نسخه هاى خطى اسلامى قرار دارد و در همه عالم اسلامى پراكنده است. كار شناسايى و فهرست بردارى اين آثار به منظور شناخت محتوا و بررسى و تجزيه و تحليل آنها و انطباق آن با شرايط حاضر, اوّلين گام در اين جهت است; زيرا احياى نسخه هاى خطى اسلامى به منزله نشان دادن انديشه هاى مدوّن تاريخ تمدن بزرگ اسلامى است.
از سر درد و با شناخت عميق اين مسأله, بنياد ميراث اسلامى الفرقان با همّتى مردانه و عزمى راسخ كوشيده است تا با شناسايى نسخه هاى خطى اسلامى موجود در سراسر جهان اسلام, آنان را به زبور فهرست و طبقه بندى بيارايد تا زمينه را براى تلاش محققان و پژوهشگران اسلامى در شناخت اين ميراث بزرگ فراهم سازد.
مطلب زير شرح كوتاهى است از اهداف, دامنه كار و فعاليت هاى اين بنياد به آن اميد كه آشنايى با چنين كارهاى سترگ و موفق ما را نيز به سوى طراحى و اجراى كارهاى مشابه سوق دهد.
اهداف و دامنه كار بنياد
بنياد ميراث اسلامى الفرقان در اوايل سال 1989م. تأسيس شد. اهدافى كه براى آن بيان شده است عبارتند از:
پيشبرد تحقيق و مطالعه جهانى در زمينه نسخ خطى اسلامى در سراسر جهان, حفظ نسخ خطى اسلامى و جلوگيرى از قرار گرفتن اين نسخ در معرض خطرات احتمالى.
اوّلين وظيفه اين بنياد شناسايى محل مجموعه هاى نسخ خطى اسلامى, برآورد تقريبى تعداد آن و شرايط نگهدارى اين نسخ بود. در اصل اين مطالعه مقدماتى براساس يك كار مرجع استوار است كه قبلاً انجام شده بود. در اين كار تعداد كشورهايى را كه داراى نسخ خطى هستند, هفتاد و دو كشور تخمين زده برآورد شده بود. رقم واقعى, همان طور كه بعداً در اين گزارش خواهيم ديد به بيش از اين تعداد بالغ مى شود. حتى اگر به همين هفتاد و دو كشور هم محدود مى شد, برنامه ريزى و انجام بررسى درباره نسخ خطى اسلامى مستلزم يك پروژه تحقيقاتى بسيار بزرگ بود. اين موضوع نياز به بودجه قابل ملاحظه و اعتماد به همكارى و شركت محققان و مؤسسات كشورهاى مورد بررسى داشت. پاسخ هاى اوليه اى كه از دانشكده هاى اين كشورها دريافت شد مأيوس كننده بود! آنها غالباً نظر داده بودند كه اين پروژه بسيار جاه طلبانه است و فقط در رويا مى تواند به حقيقت بپيوندد. براستى و در واقع هم اين كار يك آرزو و رويا بود, ولى با تلاش فراوان به واقعيت پيوست.
نيروى حركت از رويا به سوى واقعيت, از سوى رئيس اين بنياد شيخ احمد زكى يمانى ايجاد شد. او در سالروز تاسيس بنياد در سال 1991 گفت: (من همواره براى از بين رفتن و خرابى ميراث مكتوب خودمان احساس تاسف و ناراحتى مى كنم. ناراحتى من فقط زمانى كاهش مى يابد كه مؤسسات خيريه معين با تلاش دليرانه و گسترده خود متعهد شوند تا براى حفظ و نگهدارى و جلوگيرى از خرابى نسخ خطى اسلامى اقدام نمايند. من اين آرزو را داشتم كه بتوانم در اين وظيفه مهم شركت كنم… ولى ساده نبود. احساس كردم حالا شايد بتوانم به اين آرزو كه چندين دهه است آن را در نظر دارم جامه عمل بپوشانم.)
اساساً هدف بنياد الفرقان براى پيشبرد تحقيق و مطالعه در زمينه نسخ خطى شامل موارد زير است:
ـ هدايت و رهبرى يك بررسى جامع در مورد نسخ خطى اسلامى در سراسر جهان.
ـ كمك به تهيه ليست دستى و فهرست نويسى مجموعه هاى فهرست نشده نسخ خطى اسلامى در سراسر جهان.
ـ حفظ مجموعه هاى در معرض خطر و مورد غفلت قرار گرفته نسخ خطى اسلامى با استفاده از تكنولوژى هاى مناسب.
ـ ويرايش و چاپ نسخ خطى اسلامى مهم كه تاكنون بطور جدى ويرايش نشده اند.
ـ تشكيل سمينارها و كنفرانس هايى درباره حفظ و احياى نسخ خطى اسلامى.
همكارى با ساير مؤسسات كه در اهداف فوق سهيمند بخش ضرورى تلاش هاى بنياد براى رسيدن به اهداف جهانى آن است. تأسيس يك كتابخانه در مقياس متوسط در بنياد نيز به عنوان وسيله اى براى اهداف تحقيق ضرورى به نظر رسيد.
فعاليت هاى بنياد و همچنين عملكرد, ماهيت و گستره پروژه هايى كه توسط اين بنياد, پشتيبانى و انجام شده, بشرح ذيل است: بررسى جهانى نسخ خطى اسلامى
هدف اين پروژه هدايت يك بررسى جامع و روزآمد از مجموعه هاى نسخ خطى اسلامى در سراسر جهان بود. جامعيت و گستردگى اين بررسى را مى توان با در نظر گرفتن تعداد كشورهاى تحت پوشش يعنى يكصد و پنج كشور جهان نشان داد. ضمناً محدوديتى روى زبان نسخ خطى نبود, هر نسخ خطى كه با حروف عربى نوشته شده بود شامل اين بررسى بود. بيشترين سهم نسخ خطى مربوط به زبان عربى بود و به دنبال آن فارسى, تركى, اردو, سپس سواحلى, فولانى, مالى, هوسا, فولبه, پنجابى, هندى, پشتو, بلوچى, كردى, ايقور, يوروبا و غيره.
اين بررسى افزون بر مجموعه هاى عمومى, شامل مجموعه هاى خصوصى نسخ خطى نيز بود و اين نكته بسيار مشكل آفرين بود, بويژه در صحراى افريقا, جايى كه تقريباً تمام نسخ خطى در دست مالكين خصوصى بود.
اين بررسى اطلاعات مربوط به محتواى مجموعه را نيز به دست مى داد; براى نمونه موضوع, زبان, تاريخ تقريبى نسخ خطى, اهميت مجموعه, جايى كه داراى نسخ خطى كمياب و منحصر بفرد, يا نسخه خطى با كيفيت هنرى فوق العاده بود و شرايطى كه اين نوع نسخه ها در آن نگهدارى مى شدند. نكته اخير البته از اهميت ويژه اى برخوردار بود. كارهاى قبلى همچون تاريخ ادبيات عرب, از فؤاد سزگين; فهارس المخطوطات العربى فى العالم, از كوركيس عوّاد; كه در مورد نسخه هاى خطى عربى در سراسر جهان انجام شده بود يا كارهايى كه E. Brinbaum در مورد يك كشور ويژه انجام داده بود, در اصل نشانگر روند نوعى كتابشناسى بود, به دليل اين كه تمام آنها متكى به مواد چاپ شده بودند و مجموعه هايى را كه هرگز قبلاً رسيدگى و جستجو نشده بودند نمى پوشاند, ولى اين بنياد سخت كوشيد تا اين كمبود را به دو طريق پر كند:
1. با هدايت و رهبرى و انجام يك پژوهش به هر وسيله ممكن براى اولين بار در كشورهايى كه قبلا مورد رسيدگى قرار نگرفته بودند.
2. با مراجعه به فهرست هاى موجود و چاپ نشده, فهرست دستى, دفتر ثبت و… كه داراى اطلاعاتى درباره مجموعه هاى مناسب بودند.
ضمناً اين بررسى, تمام جزئيات كتابشناسى هاى روزآمد و كاتالوگ هاى نسخ خطى اسلامى را در هر شكلى (در قالب گزارش يا كتاب) و به هر زبانى مورد توجه قرار داد. وقتى كه در سال 1989 بررسى شروع شد, مناطق دور از دسترسى وجود داشتند كه برقرارى ارتباط با دانشمندان محلى آنها يا غير ممكن بود و يا بسيار دشوار. اين مناطق شامل كشورهاى شوروى سابق, اروپاى شرقى, كشورهاى منطقه جنگى مثل سومالى, اتيوپى و آخرى هم عراق. البته تغييرات سياسى عظيم اخير در جمهورى هاى تازه استقلال يافته شورى سابق, ارتباط با دانشمندان محل را براى انجام بررسى ها ممكن ساخت.
در مورد چين فقط يك مقاله دست نويس بود كه به مجموعه هايى چند در پكن اشاره مى كرد, بقيه اين كشور بزرگ كه صدها و هزاران نسخ خطى اسلامى در آنجا وجود دارد, بدون دست يابى باقى ماند. به هر حال قوانين سخت, مانع امضاى قرارداد با يك دانشمند و يا يك مؤسسه خارجى قبل از پذيرش مقامات كشور بود و اين مانع بزرگى محسوب مى شد. بعداً به نظر رسيد كه مسؤولين نسبت به چنين تحقيقاتى تمايل ندارند, چون ارزش چندانى براى آنها قائل نبودند. مقدار مطالعات اندك اسلامى در چين اين مسأله را بسيار مشكل مى ساخت تا يك نفر استاد صاحب صلاحيت براى انجام پژوهش پيدا شود. بنابراين جاى خوشوقتى بود كه بنياد يك دانشمند خارجى را كه قبلاً در پكن كار مى كرد و با مجموعه نسخ خطى اسلامى آشنايى داشت پيدا كرد.
اگرچه حتى در نتيجه اين بررسى كشورهاى اتيوپى, سومالى و بعضى از قسمت هاى سودان هنوز كامل نشده بود, بنياد قادر به تهيه برخى اطلاعات درباره مجموعه هاى نسخ اسلامى در آنجاها شد. اين موضوع به كمك اساتيدى انجام گرفت كه قبلاً در اين كشورها بودند و به اين تحقيق و مطالعه علاقه نشان دادند.
همان طور كه گفته شده اين بررسى 105 كشور را پوشش مى داد. از اين تعداد, كشورهاى زير براى نخستين بار مورد جستجو قرار گرفت: آلبانى, بنگلادش, بنين, بوركينافاسو, چين, جزاير كامرو, قبرس, استونى, گامبيا, يونان, گينه, گينه بيسائو, سيرالئون, سومالى, افريقاى جنوبى, سريلانكا, تايلند و توگو. در حدود 30 كشور ديگر شامل كشورهايى است كه بررسى هاى قبلى به بيش از يك يا دو مجموعه اشاره نمى كند.
اگرچه بررسى انجام شده توسط بنياد, تازه ترين و با اهميت ترين بررسى درباره نسخ خطى اسلامى است, نمى توان ادعا كرد كار بطور جامع و كامل انجام شده است; زيرا هنوز تعدادى از كشورها وجود دارند, كه بايستى داراى مجموعه هايى از نسخ خطى اسلامى باشند, بويژه دلايلى در دست است كه هنوز تعدادى مجموعه شناسايى نشده در مناطق صحراى افريقا و بعضى كشورهاى آسيايى وجود دارد.
بررسى جهانى بنياد در زمينه نسخ خطى اسلامى در سطح جهان در پايان سال 1992 كامل شد و نتايج آن در آثار زير به چاپ رسيد:
* World survey of Islamic Manuscripts, Volume I, edited by Goffrey Roper, London, 1992, 569pp., ISBN 1873992 01 7, covering 32 countries.
* World survey of Islamic Manuscripts, Volume II, edited by ceoffreyRoper, London, 1993, 724pp., ISBN 1873992 02 5, covering 33 countries.
* World survey of Islamic Manuscripts, Volume III, edited by Goffrey Roper, R, in Press, due to be published summer 1994. The last volume which comprises approximately 1,000 pages covers the remaining 40 countries.
اين آثار توسط مؤسسه هلندى زير توزيع شد.
E. J. Brill, poB 9000, Leiden, Nether Lands. فهرست بردارى نسخ خطى اسلامى
اين بررسى جهانى نشان داد كه در بسيارى از كشورها كوششى براى تهيه فهرست دستى از نسخ خطى اسلامى صورت نگرفته است; بويژه در مجموعه هايى كه صاحبان خصوصى دارند. اين مورد بويژه در كشورهاى صحراى افريقا آشكارتر بود.
همانطور كه در بالا اشاره شد, بنياد علاقه مند است كه تا حد ممكن به حفظ تعداد بيشترى از نسخ اسلامى بپردازند. جمع كل تعداد نسخ خطى اسلامى در جهان متجاوز از سه ميليون است (شامل نسخ تكرارى, نسخ خطى معمولى و نسخ با اهميت). بنابراين از نظر گستردگى پروژه, لازم است كه قبل از شروع فرايند پر هزينه و وقت گير نگهدارى نسخه ها, به شناسايى محتوى نسخه هاى خطى پرداخته شود.
آرزوى رئيس بنياد اين بود كه بودجه موجود در كشورهايى صرف شود كه نسخ خطى اسلامى به دلايل اقتصادى, اجتماعى, ايدئولوژى و ساير دلايل مورد غفلت قرار گرفته اند. به اين دليل حق تقدم به كشورهاى صحراى آفريقا داده شده, جائى كه حتى منابع مالى اصلى براى شروع هر نوع تهيه فهرست دستى از نسخ خطى اسلامى وجود نداشت.
پروژه در سال 1993 براى تهيه فهرست دستى از نسخ خطى موجود در 22 كشور افريقايى شامل كشورهاى زير شروع شد: بنين, بوركينافاسو, كامرون, چاد, جزاير كومورو, گامبيا, غنا, گينه بيسائو, ساحل عاج, كنيا, ماداگاسكار, ملاوى, مالى, موريتانى, نيجر, نيجريه, سنگال, سيرالئون, افريقاى جنوبى, تانزانيا, و توگو.
براى انجام اين پروژه بنياد با دو مشكل روبرو بود:
1. اكثريت مجموعه ها در دست صاحبان خصوصى و دسترسى به آنها بسيار مشكل بود.
2. فهرست نويسى شايسته و كاردان در اكثر كشورهاى فوق وجود نداشت.
(اين مسأله بنياد را به برداشتن قدم مهم بعدى وادار ساخت. يعنى تشكيل دوره هاى آموزشى براى فهرست نويسى ها).
به هر حال بنياد ترتيبى داد كه پروژه در مسير خود قرار گيرد و با تشكيل دوره هاى بيشترى براى فهرست بردارى دستى نسخ خطى اسلامى كار ادامه يافت. اين دوره ها در كشورهاى زير تشكيل شد:
مالى: در مركز مدارك و تحقيقات احمد بابا
center de Decumentation et de Recherche Ahmad Baba (CEDRAB)
در تيمبوكتو Timbuktu با كمك يونسكو و كارشناسان نسخ خطى اسلامى غربى در كشورهاى غرب افريقا, مركزى تاسيس شد براى مطالعه و جمع آورى نسخ خطى اسلامى غربى در كشورهاى غرب افريقا. همچنين براى مطالعه و جمع آورى نسخ خطى از تمام قسمت هاى كشور مالى با موافقت و حمايت مسؤولين كشور ايجاد شد. بنياد با مسؤولين مراكز احمدبابا قراردادى براى فهرست بردارى دستى حدود 9000 نسخ خطى اسلامى كه يا در مركز نگهدارى مى شدند و يا آنهايى كه مركز به آنها دسترسى داشت منعقد كرد. طرحى براى فهرست بردارى دستى اين نسخ خطى در دو سال معين شد و سپس به قسمت هاى ديگر كشور گسترش يافت. پيش بينى شد كه فهرست توصيفى 9000 نسخ خطى شامل شش جلد شود. جلد اول آن زودتر آماده شد و بعد از ويرايش در اكتبر سال 1994 زير چاپ رفت. بنياد انتظار دارد كه جلد دوم, سوم و چهارم را در اواخر امسال دريافت نمايد. اين مجلدات پس از ويرايش بزودى چاپ خواهد شد. (اكنون چاپ شده است)
موريتانى: موريتانى داراى تعدادى از مهم ترين و با ارزش ترين نسخ خطى اسلامى در آفريقاى غربى است. تلاش هايى براى ثبت آنها انجام گرفته است, ولى هنوز بايد كار زيادترى انجام بگيرد. بنياد, با همكارى مؤسسه تحقيقات علمى موريتانى.
Instiute Mouritanien de Recherche scient ifique (IMRS)
قرار است فهرست دستى نسخ خطى اسلامى موريتانى را انجام دهد. در مرحله اول مناطق ouadane Chinguetti زير پوشش قرار مى گيرد, سپس oualaceta و بعد آن Tichit مجموع تعداد نسخ خطى در مناطق ياد شده فوق حدود 6000 نسخه است كه اولين فهرست دستى شامل 1500 نسخ خطى اسلامى مى شود. برنامه ريزى شده كه در اواخر بهار 1994 به پايان برسد. فهرست بردارى دستى دو منطقه ديگر در سپتامبر 1994 آماده شد, بنابراين بخش اصلى نسخ خطى اسلامى موريتانى در آن سال فهرست بردارى شد.
نيجر: بنياد با فهرست نويس هاى صاحب صلاحيت در نيجر تماس گرفته است. سرپرست مؤسسه تحقيقات علوم انسانى:
Institute de Recherche en sciences Humaines (IRSH)
دانشگاه نيامى universite de Niamey (جايى كه اخيراً دوره آموزشى براى فهرست نويس ها را به پايان رساند), مسؤول مجموعه مؤسسه است كه شامل 3107 نسخه خطى است. اين مجموعه بزرگ ترين و مهم ترين مجموعه در نيجر است. فهرست بردارى تمام اين مجموعه ترتيب داده شده است.
نيجريه: نيجريه داراى مجموعه هاى نسخ خطى گوناگون است و تعدادى مجموعه كوچك تر بطور خصوصى در اختيار اشخاص است. با توجه به وسعت كشور و مجموعه هايى كه در آن موجود است, بنياد يك كار معين را براى فهرست بردارى آنها به عهده گرفته است. در ايالت كارونا, كه تعداد پنجاه مجموعه خصوصى و عمومى وجود دارد, براى مرحله اولِ پروژه, سه مجموعه براى فهرست بردارى دستى انتخاب شد.
اين پروژه شامل آرشيو ملى در كادونا Mss) Kaduna 2300 نسخ خطى), مجموعه طرح تحقيقات تاريخى شمال (Northern History Research scheme) در زئير (2040 نسخه خطى)
و مجموعه Malam shehu TasiRufa's (در زئير با 607 نسخه خطى). فهرست بردارى دستى كه اين سه مجموعه را مى پوشاند در اواخر ماه مارس 1994 كامل شد.
بنياد همان كار را براى ادامه فهرست بردارى دستى تمام نسخه خطى موجود كشور انجام خواهد داد.
كنيا: در سال 1992 تدوين كننده كنيا مجبور شد كه به خارج از منطقه كنيا مسافرت كند تا محل مجموعه نسخه هاى خطى اسلامى را شناسايى كند. اين امر هزينه زيادى در بر داشت, به هر حال بسيارى از مجموعه هاى كنيا مثل ساير كشورهاى افريقايى در اختيار صاحبان مجموعه هاى خصوصى است كه دسترسى به اين مجموعه ها را بسيار دشوار مى سازد. بنابراين تصميم گرفته شد كه ضمن ثبت نسخ خطى براى بررسى, فهرست دستى آنها نيز تهيه شود. اين فهرست دستى در حال حاضر در بنياد آماده چاپ است.
جزاير كامور: سياست بالا كه در كنيا انجام شد, براى تهيه فهرست دستى تعداد كم نسخ خطى موجود در اين جزاير كه در شرق موازمبيك قرار دارند, به كار گرفته شد. اين فهرست دستى نيز كامل است و همراه با فهرست دستى و هم چنين فهرست تانزانيا به چاپ خواهد رسيد.
تانزانيا: بنياد مجموعه اى مهم از نسخ خطى اسلامى را در آرشيو ملى زنگبار پيدا كرد. بقيه مجموعه ها با يك استثنا در مناطق ديگر پراكنده بودند و تماماً در دست صاحبان خصوصى.
بنياد اخيراً با فهرست نويسان تانزانيا گفتگو كرده است تا مناطقى را براى پروژه تهيه فهرست نويس مشخص نمايند. تهيه فهرست دستى در اوايل 1994 شروع شد.
سنگال: اخيراً بنياد با تهيه كننده سنگالى گفتگو كرده است تا مشخص كند كدام مجموعه هاى نسخ خطى اسلامى ابتدا فهرست خواهد شد.
در غنا, ساحل عاج, بنين, تونحو, ارتباط هاى اوليه با برخى دانشمندان Curators از طريق ارتباط, در نيجريه انجام گرفته است. افراد با صلاحيت و كارشناس به آنها كمك خواهند كرد.
بنياد, در دوره جديد, برنامه فهرست بردارى دستى را در كشورهاى ديگر صحراى افريقا كه تاكنون تحت پوشش قرار نگرفته, اجرا خواهد كرد. فهرست نويسى
مسلم است كه فهرست نويسى كامل نسخ خطى اسلامى خيلى بيش تر از تهيه فهرست دستى وقت مى گيرد. تهيه يك فهرست با تمام جزئيات وظيفه بسيار پيچيده اى است. امّا بنياد اين فعاليت را شروع كرده است و برخى از مجموعه هاى مهم را كه به دلايلى فهرست نشده و يا به دست فراموشى سپرده است, فهرست نويسى مى كند. ساختارى از فهرست نويسى با راهنما كه شامل تمام مسائل فهرست نويسى است, تهيه شده كه بعد از موافقت هاى مقدماتى براى فهرست نويس ها فرستاده مى شد.
كارهاى بنياد از شروع پروژه فهرست نويسى در سال 1993 به شرح زير بوده است:
روسيه: مجموعه نسخ خطى اسلامى در مؤسسه زبان, ادبيات و تاريخ در آكادمى علوم در كازان, تاتارستان:
Institute of language, Literature and History. Academy of science in Kazan, Tatarstan
كه شامل حدود 5000 نسخه است ـ كلاً 3500 نسخه به زبان عربى, 300 نسخه به زبان فارسى و بقيه به زبان تركى/ تاتار است. بنياد با اين آكادمى قرارداد بسته است كه فهرست نويسى تمام مجموعه در مدت چهار سال انجام پذيرد. اولين جلد اين فهرست در پايان سال 1994 به بنياد تحويل خواهد شد. پيش بينى مى شود فهرست كامل آن حدود نه جلد شود.
در ليتوانى, لتونى, بيلاروسى, دو ايالت بالتيك و بيلوروس جزو مناطقى است كه داراى نسخ خطى منحصر بفرد هستند. براى مثال نسخ خطى اسلامى به زبان تاتار و بلاروسى ـ بويژه ترجمه هاى كامل قرآن به تركى و بلاروسى. نسخ خطى گوناگون از قرآن و ساير نسخ خطى اسلامى كه توسط مفتى لهستان در سال 1835 مهر شده است در موزه تاريخ و شناخت اقوام ويلينوس vilnius توسط نويسنده مقاله كه در سال 1992 ديدارى از ليتوانى داشت, مشاهده شده است. در زمان رژيم كمونيستى سابق, نسخ خطى اسلامى و مسيحيت بعنوان اجزاى مرده موزه تاريخى قلمداد مى شد و در نتيجه مورد غفلت و فراموشى قرار گرفته بود. بعد از دگرگونى هاى سياسى, وضعيت اقتصادى كشور فاقد بودجه براى كارهايى از جمله نسخ خطى اسلامى بود. اكثر نسخ خطى از سال 1992 به بعد در وضعيت نامناسبى قرار دارند و نيازمند به اصلاح فورى اند. در سال 1993 بنياد تصميم گرفت تمام نسخ خطى موجد در ليتوانى, لتونى و بلاروسى را فهرست نويسى كند. كار شروع شد و در پاييز 1993 در ليتوانى و لتونى به اتمام رسيد و مجموعه بلاروسى نيز در بهار 1994 پايان يافت.
هند: اين كشور شامل سومين مجموعه بزرگ نسخ خطى اسلامى در جهان است. برخى از مجموعه هاى بزرگ كه به طور كامل شناسايى نشده بودند, به تنهايى فهرست شدند. وسعت كشور و تعداد مجموعه هاى نسخ خطى اسلامى, اين مشكل را كه كار بايد از كجا شروع شود, پيچيده تر مى سازد. در بعضى موارد, دسترسى به مجموعه ها كه بايستى براى فهرست نويسى توسط بنياد انتخاب شوند, به علت برترى گروههاى قومى و ملاحظات تعصبى در آن مناطق, مشكل است. به هر حال, غنا و اهميت مجموعه هاى نسخ خطى اسلامى در هند, ما را ترغيب مى كند تا به تعدادى از اين مشكلات فايق آييم.
بنياد از پيشنهاد همكارى مركز ايندرا گاندى و دهلى استقبال كرد. شش مجموعه عمومى مهم براى فهرست نويسى در مرحله اول انتخاب شد:
Khuda Bakhsh Oriental public library, Panta; Jamia Hamdard, Delhi: Jamia Islamia, Delhi; Hadratpir Muhammad shah Dargah library, Ahmedabad: Jamimasid library, Bombay. Government oriental Manuscripts library, madras.
كار فهرست نويسى پس از تهيه گزارش هاى مقدماتى توسط مركز ايندرا گاندى, شروع شد.
آلبانى: در زمان رژيم سابق كشور آلبانى, نسخ خطى اسلامى كاملاً مورد غفلت و فراموشى قرار گرفته بود و بلافاصله پس از دگرگونى سياسى, اولين قدم جدى بررسى در مورد وجود نسخ خطى بود كه بنياد در اين كشور انجام داد. اين بررسى تنها مجموعه هاى عمومى را شامل مى شد, زيرا صاحبان مجموعه هاى خصوصى هنوز براى دادان اطلاعات به بيگانگان اعتماد نداشتند.
آرشيو ايالت و كتابخانه ملى تيرانا داراى دو مجموعه نسخ خطى اسلامى (مجموعاً 1609 جلد) است كه بزرگ ترين مجموعه قابل دسترسى در كشور است. بنياد قبلاً با مسؤولين مربوطه براى فهرست نويسى آنها تماس گرفته است. مشكل اصلى فقدان فهرست نويسى كاردان و آشنا به نسخ خطى عربى بود كه قسمت اصلى مجموعه را شامل مى شد. از اين رو قرار شد اگر بنياد نتوانست دانشمند محلى مناسب براى اين كار پيدا كند, متخصص فهرست نويسى از خارج فرستاده شود.
سودان: تعدادى از مجموعه هاى نسخ خطى سودان فهرست نويسى نشده اند و مجموعه هاى موجود, چه عمومى و چه خصوصى, مجموعه هاى قابلى نيستند. اين به دليل بى توجهى نيست, بلكه به علت فقدان بودجه و كارمند است. شرايط نامناسب نسخ خطى, فهرست نويسى فورى و حفظ آنها را ضرورت مى بخشد. هم اكنون يك پروژه براى فهرست نويسى دانشگاه خارطوم در دست تهيه است. اين مجموعه, بزرگ ترين مجموعه در كشور است, كه شامل مجموعه تيجانى Tijani نيز مى شود كه به دانشگاه خارطوم اهدا شده و از نظر تعداد نسخ خطى طب اسلامى مهم است.
بنياد برنامه ريزى كرده در صورتى كه شرايط عمومى كشور اين اجازه را بدهد, مجموعه هاى بيشترى از نسخ خطى اسلامى را در سودان فهرست نويسى كند. پروژه فهرست نويسى بنياد با فعاليت هاى ياد شده فوق پايان نمى پذيرد. بنياد همچنين به فهرست نويسى مجموعه هاى نسخ خطى در ساير كشورها كه اين نسخه ها در آنجا مورد غفلت قرار گرفته و منابع محلى كمك جدى براى فهرست نويسى آنها انجام نمى دهند, يارى خواهد كرد. يكى از اين كشورها يمن است, جايى كه بنياد قصد همكارى با سازمان يونسكو و بعضى ديگر از كشورهايى را دارد كه در روند برنامه ريزى پروژه نگهدارى در كشور فعال هستند. بنياد, يك پروژه فهرست نويسى را در آنجا شروع كرده و در حفظ و نگهدارى نسخ خطى اسلامى تلاش خواهد نمود.
دوره هاى آموزشى براى فهرست نويس ها
پروژه هاى فهرست بردارى و فهرست نويسى بنياد يك مشكل اساسى را روشن ساخت: كمبود فهرست نويس كارآزموده نسخ خطى, بويژه در كشورهاى مورد نظر. بنابراين بنياد در سال 1993 تصميم گرفت دوره هاى آموزشى براى فهرست نويس ها برگزار كند. برنامه اى جامع ريخته شد و اولين دوره آموزشى به مدت شش هفته از ژانويه ـ فوريه 1994 در قاهره برگزار شد. بيست دانشجو از پانزده كشور در اين دوره شركت كردند. دومين دوره آموزشى در سپتامبر ـ اكتبر 1994 در استانبول, تركيه و سومين آن در اوايل 1995 در لندن برگزار شد. حفظ نسخ خطى اسلامى كه در شرايط نامناسب هستند, يكى از اهداف بنياد است. در ضمن, بنياد همراه با اين فعاليت, مجموعه ويژه نسخ اسلامى خود را به صورت ميكروفرم تدوين مى كند. بررسى هاى جهانى روشن كرده است كه برخى از نسخ اسلامى در شرايطى هستند كه به سرعت رو به انهدامند و خطر اين وجود دارد كه به كلى از بين بروند. اين مسأله در كشورهاى فقيرتر به علت فقدان منابع مالى براى مراقبت از آنهاست و هم چنين به علت صدمات جنگ كه بسيارى از مجموعه ها را در جاهايى نظير بوسنى ـ هرزگوين و سومالى نابود كرده است.
كار حفظ و مرمت اين آثار بسيار وقت گير و هزينه بردار است و دسترسى به آنها بستگى زياد به دولت ها و مسؤولين كتابخانه ها دارد. مسأله دسترسى به اكثر مجموعه هاى خصوصى, مثل صحراى افريقا خيلى پيچيده تر است. بنابراين استفاده از تكنولوژى هاى گوناگون براى استفاده جهت حفظ و نگهدارى آنها مورد ملاحظه قرار گرفته است.
براى انجام احتياط هاى لازم در استفاده از منابع مالى بنياد, به انجام يك پروژه نمونه در قسمتى از نيجريه پرداخته ايم. اين پروژه تهيه ميكروفيلم از 4000 نسخ خطى در ايالت كادونا در تاندم, همزمان با پروژه تهيه فهرست دستى است.
خط مشى بنياد براى تهيه مجموعه نسخ خطى به وسيله تهيه نسخه ميكروفرم از نسخ خطى مهم و بااهميت از مجموعه هاى سراسر دنياست. هيئت مديره بنياد نسخ خطى را از روى فهرست هايى كه قبلاً چاپ شده اند انتخاب مى كند و برنامه هاى دريافت نسخ انتخاب شده با تهيه كپى يا مبادله انجام خواهد شد. كتابخانه
يك كتابخانه مرجع از مدارك چاپى جهت حمايت و تقويت پروژه هاى تحقيقاتى گوناگون, بويژه مطالعه يا ويرايش متون اسلامى مهم موجود در نسخ خطى در بنياد تاسيس شده است.
كتابخانه شامل 15000 جلد كتاب در دو طبقه و هم چنين مواد غير كتابى مانند (ميكروفرم ها) خواهد بود. در حال حاضر, كتابخانه بيش از 8500 جلد كتاب در زمينه هاى اصلى مطالعات اسلامى, به زبان هاى مهم اسلامى شامل عربى, فارسى, تركى, اردو, سواحلى, گجراتى, هم چنين روسى و زبان هاى اروپايى, گردآورى كرده است.
كتابخانه داراى فهرست هاى چاپى بااهميت نسخ خطى اسلامى است كه به ترتيب نام كشور رده بندى شده است (حدد 700 عنوان). اين كتابخانه قصد دارد مجموعه جامعى در اين زمينه تهيه كند و مدارك را در تمام شكل موجود از قبيل: فتوكپى, ميكروفيلم, ميكروفيش و در آينده ديسك هاى سى ـ دى CD جمع آورى كند. كتابخانه مجموعه خود را به دو زبان به صورت ماشينى ثبت كرده است كه داده هاى كتابشناختى را به خط عربى و همين طور به خط لاتين شامل آوانويسى تمام زبان هاى اسلامى ارائه مى دهد. اين بانك اطلاعات براى بنياد فراهم آمده است و داراى جنبه هاى مهم و چند منظوره است. تمام حوزه هاى ثبت شده كتابشناسى ها قابل جستجو به دو زبان هستند و گزارش هاى كلى گوناگون از بانك اطلاعاتى مى تواند به هر دو زبان چاپ شود.
تمام مجموعه براى راحتى مراجعين به صورت قفسه باز در دسترس است, و كتابخانه براى مراجعه دانشمندان و محققين نسخ اسلامى با ارائه تقاضاى كتبى, باز است.
با توجه به آنچه گذشت مى توان تلاش هاى بنياد را به طور خلاصه در دو هدف متمركز شده زير ديد:
1. تهيه فهرست دستى و فهرست نويسى نسخه هاى اسلامى در نقاط مختلف جهان.
2. حفظ و نگهدارى و كپى نسخ خطى اسلامى.
در ضمن, بنياد سعى دارد يك بانك اطلاعاتى تأسيس كند كه شامل تمام تحقيقات انجام گرفته در دنيا در زمينه هاى نسخ اسلامى باشد. قابل ذكر است كه محل بنياد در اروپا دسترسى به مدارك بنياد را آسان تر مى كند. بنابراين بنياد براى رسيدن به هدف نهايى خود كه تبديل شدن به يك مركز اصلى براى تحقيق و مطالعه نسخ خطى اسلامى است, از تمام پژوهشگران و دانشمندان در اين زمينه يارى مى طلبد و در اين راستا نهايت تلاش خود را به كار خواهد برد.پاورقي: * مدير بنياد ميراث اسلامى الفرقان.


صفحه 13

كتابشناسى شيخ محمّد غزالى
پورعقيل محمدعلى

1. الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه
چاپ هفتم: 1987م, انتشارات دارالصحوة قاهره, 214ص. (چاپ اوّل: 1947م)
شيخ محمد غزالى در مقدمه چاپ هفتم اين كتاب كه اولين اثر اوست, مى نويسد: (اين كتاب حاوى ديدگاه هايى است كه نيازمند به تجديد نظر دارد و بسيارى از موضع گيرى ها نيز نيازمند توضيح است. پاره اى از آرا و استنباط ها با توجّه به پيدايش حقايق تازه ممكن است نياز به بازنگرى داشته باشد; زيرا آراى نويسنده مربوط به تجربه دهه هاى گذشته است.) از جمله عناوين كتاب مباحث زير است:
دارا و ندار; درگيرى نيكى و پليدى; آيا پليدى تنها انگيزه هاى اقتصادى دارد؟; آيا نيكى دليل اقتصادى دارد؟; استعمار داخلى زمينه ساز استعمار خارجى; كاربرد ناصحيح دين در حل گرفتارى هاى همگانى; ضوابط مالكيّت خصوصى; آيا ماليات زمين به جاى زكات كافى است؟; ناشكوفايى دين در جامعه هاى منحط; ارزش خرد و دين. 2. الأسلام و المناهج الأشتراكيه
چاپ اوّل: 1960م, انتشارات دارالكتب الحديثه, قاهره, 270ص.
اين كتاب فريادى بود بيدارگر بر زورگويى دشمنان اسلام كه حيثيّت مبلغان مسلمان را تهديد مى كردند و فراخوانى بود سرشار از خوش بينى براى برگشت به منابع اصيل اسلامى و تعيين جايگاه آن در ارتباط با علم, نظام سياسى, نظام اقتصادى, نظام اجتماعى و مكاتب جديد.
عناوين عمده كتاب عبارت است از: اسلام در سرزمين خود; حيثيت مبلغان در معرض تهديد; امنيت اجتماعى; جامعه نمونه; كاركرد دولت; فلسفه دارا و ندار; گريز از دنيا يعنى انهدام دين; فساد سياسى زشت ترين بيمارى مسلمانان; توزيع مالكيّت; جايگاه فرد در زندگى اجتماعى; سيستم مالكيّت زمين در اسلام; دين و ربا; احتكار, درگيرى اسلام و كمونيسم. 3. الأسلام المفترى عليه بين الشيوعين و الرأسماليين.
چاپ اوّل: 1950م, دارالكتب العربى قاهره, 178ص.
نويسنده در مقدمه كتاب مى نويسد: (در زمان اشغال مصر و حاكميّت اقليّت هاى سياسى در سال هاى 1944ـ1949 ميلادى كه نژادپرستى انديشه و قلم را نابود و حقوق و آزادى ها را از بين برده بود, اين اوراق در معرض نابودى قرار گرفت و به رغم آنكه آثار فراوانى در زمان وحشت طراحى شده براى تخريب خانه ها و گشودن در زندان ها, از بين رفت; اين اوراق از كام نابودى بيرون كشيده شد. در دو كتاب پيشين, بحث هاى فراوانى درباره حقيقت سيستم مالى در اسلام و يا آنچه كه بطور كنايى از آن (سوسياليسم اسلامى) ياد مى شود, انجام داده ام و مى توانم بگويم با شيوه اى كه برگزيده ام سرمايه دارى و كمونيسم را به خشم آورده ام.)
اكثر بخش هاى كتاب پيش از اين, به طور پراكنده طى حدود سى شماره در يكى از نشريّه هاى دينى نشر يافت. مؤلف در مقدمه چاپ سوّم مى گويد: (اين كتاب و دو كتاب پيش از اين (الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه و الأسلام و المناهج الأشتراكيه) جزو اولين كتاب هايى است كه به زبان عربى درباره اين موضوعات نوشته شده است; البته در زمانى كه اين قبيل مباحث در حوزه دين, ادب و سياست عربى ناآشنا بود اين كتاب ها آغازكننده اين بحث بود و بعدها ديگران آن را پيش برده و توسعه داده اند.
كتاب در واقع پرده بردارى دليرانه از ستم هاى اقتصادى دردناكى است كه بر مردم تحت حاكميت استعمار سفيد و سرخ به طور مساوى اعمال مى شود. گفتارهاى كتاب كوتاه است, امّا زير عناوين كلى ترى جا گرفته است; اين عناوين عبارتند از: تمدّن در كشاكش دين و الحاد; پايه هاى برادرى همگانى, نمونه هايى از عدالت اسلامى; فقه اسلامى همگام با پيشرفت اقتصادى, سخنگوى رسمى اسلام و درس هايى آسمانى. 4. الأسلام و الأستبداد السياسى
چاپ سوم, 1984, دارالكتب الأسلامية, 227ص.
كتاب سخنرانى هايى است كه غزالى در سال 1951 در زندان انجام داده است و بعدها قسمت هايى از آنها در بعضى نشريّه ها چاپ شد, امّا صورت كامل آن ده سال و اندى مجال نشر نيافت. كتاب تأثير گسترده اى در تهديد ستم پيشه گان داشت و استقبال از آن سريع تر از آن بود كه تصور مى شد. نويسنده با اين كتاب از توطئه هاى طراحى شده پرده برداشت. و توده مردم را از نتايجى كه تسليم در برابر آن, بر جامعه و دولت به بار مى آورد برحذر داشت.
شيخ در كتاب تأكيد مى كند كه اسلام حاكميت فردى و استبدادى را قبول ندارد و آموزه ها و اصول آن جامعه را به شورا و رأى همگانى فرا مى خواند و امّت اسلامى نيز در زمان پيامبر(ص) و خلفاى راشدين, چنين بود. اسلام همچنين مردم را به مبارزه فرا مى خواند و آن را بر هر كس كه توان مبارزه دارد, واجب گردانيده است. غزالى در اين كتاب پاره اى از مسائل اسلاميِ روز را مطرح كرده و نظر خود را در آن باره ارائه داده است. كتاب شامل مباحث شورا, جهاد, برده دارى در جاهليّت, مسائل روز و مسائل اسلامى است. 5. من هنا نعلم
چاپ ششم, 1965, دارالكتب الحديثه, قاهره, 243ص.
اين كتاب نقدى بر زياده روى و خلط مفاهيم در كتاب (من هنا نبدأ) از استاد خالد محمد خالد است. به عقيده غزالى آزادى بيان به مفهوم جانبدارى از اشتباه و سكوت در برابر آن نيست. غزالى در اين كتاب جدايى ناپذيرى رابطه دين و دولت را تبيين كرده است و يادآور شده كه هر گونه تلاش براى جدايى بين آن دو به تخريب اسلام و دشمنى با آن منجر مى شود; زيرا ركن اصلى اسلام, عقيده و شريعت است. كتاب تنها رد شبهه هايى نيست كه شيخ خالد به وجود آورده, بلكه در واقع دفاع از تعاليم اسلام و بيان ارزش آن است. با آن كه شيخ غزالى در انتقادهايش تند بود, ولى با شيخ خالد رابطه دوستى داشت و اين دوستى را همچنان حفظ كرد و فتواى الأزهر مبنى بر ابطال گواهى نامه شيخ خالد را رد كرد. كتاب در بر گيرنده نقد ديدگاه شيخ خالد درباره حدود و ضرورت اجراى آن; بدعت جدايى دين از دولت; نقش اجتماعى زن; كهانت و اسلام; تحديد نسل; ملى گرايى عربى و اسلام است. 6. تأملات فى الدين و الحياة
چاپ دوم, 1992, دارالدعوة اسكندريه, 257ص.
اين كتاب مجموعه مقاله, خاطره, پژوهش و ديدگاه هاى غزالى است. او در اين كتاب به موضوعاتى پرداخته است كه همچنان نيازمند پژوهش و نقد و بررسى است. ارائه دين به مردم به عنوان محرّك زندگى و معرّفى ايمان و تقوى به عنوان ضابطه زندگى از نيكوترين مباحث كتاب است. غزالى بسيارى از اين مطالب را در زمانى كه سردبير مجله اخوان المسلمين بود, نگاشته است كه پاره اى از آن مقاله ها بعدها به شكل كتابى نشر يافت. غزالى در مقدمه كتابش از بعضى رفتارهاى شخصى اش سخن مى گويد كه در نظر مردم با ذهنيّت هايى كه درباره مبلغان و رجال دين دارند, هماهنگ نيست. وى نمى توانست وقارى موهوم ارائه دهد و اگر هم چنين مى كرد موفق نمى شد; به شوخ طبعى تمايل داشت و در هر چيزى جنبه هاى شاد آن را مى جست; رفتارش مردمى بود…. او مردم را دوست داشت و به پاكى و راستى توده مردم مسلمان مطمئن بود…. غزالى يادآور مى شود كه پاره اى از مبلغان در سلوك خود از پيامبر پيروى مى كنند و در راه خدا صادقانه تلاش مى ورزند و برخى ديگر زاهدنما و مبلّغانى كاسب كارند.
بعضى از عناوين كتاب چنين است: سياست آزادى و مقاومت, خاطراتى از صحرا, از صميم دل, نقد و بررسى, تصاويرى از گذشته. 7. عقيدة المسلم
چاپ سوم 1990, دارالدعوه اسكندريه و در سال 1987م, دارالقلم دمشق, 262ص.
اين كتاب شامل بحث هايى ساده درباره اعتقادات اسلامى است كه در سايه نصوص قرآنى و روايى و بر طبق اصول علمى بررسى شده است. فرق اين كتاب با كتاب هاى فيلسوفان و متكلمان در اين است كه اين كتاب عقل و دل را مورد خطاب قرار داده و احساس و انديشه را به حركت فرا مى خواند. واكنش هاى روانى را همگام با توانايى هاى عقلى بيدار كرده است و نتيجه آن كارى جدّى در زمينه تربيت روانى, اجتماعى و سياسى است. نويسنده تلاش كرده است صعوبت تفكّر عقلى را با پرتوى از احساس زنده كم كند. او در اين راه چندان خود را به رنج نيفكنده است و تنها با روى كرد به نصوص قرآنى و روايى آن را سامان داده است و برخلاف كتاب هاى كلامى متداول كه گاه به ندرت مى توان آيه اى يا حديثى در آن ها يافت, اين كتاب سرشار از استدلال به نصوص دينى است. پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: حقيقت نخستين, يگانگى مطلق, كمال برتر, قضا و قدر, عمل زيربناى ايمان, گناه و توبه, اخبار غيبى و جاودانگى. 8. خُلق المسلم
چاپ ششم, 1987, دارالقلم دمشق, 248ص.
كتاب برگزيده اى از آيات قرآنى و سنت نبوى است كه در آن مسلمان را به ارزش هايى كه دين, دنيا و آخرت آنان را تأمين مى كند; فرا مى خواند. در پايان هر بحث تفسيرى كوتاه براى مداواى انحراف و سقوطى كه مسلمانان اين عصر در پى گرفتارى و مشكلات اخلاقى بدان مبتلا شده اند, ارائه مى دهد. اين كتاب در راستاى ارائه شيوه اى براى تربيت مسلمان بر پايه عقيده صحيح و رفتارى استوار, همچون جلد دومى براى كتاب عقيدة المسلم به شمار مى آيد.
پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: اركان و مبادى اخلاقى اسلام, به سوى دنيايى بهتر, انسان بين خوبى ها و بدى ها, مجازات جرايم اخلاقى, حوزه اخلاق فراگير همه, راستى, امانت, ميانه روى و عفاف, پاكيزگى, آرايش و سلامتى, دوست گيرى, دانش و خرد, بهره گيرى از وقت و درس آموزى از گرفتارى ها. 9. التعصب و التسامح بين المسيحيّه والأسلام
چاپ دوم 1993, دارالتوزيع والنشر الأسلاميّه قاهره, 362ص.
انگيزه نگارش اين كتاب, پاسخى به ادّعاهاى ضد اسلامى يك مسيحى بود. شيخ تعهد كرده بود تا دم مرگ نام مسيحى مزبور را افشا نكند.
زيرا كينه هاى قبيله اى و جنگ هاى دينى در جهان اسلام جايگاه ندارد و اسلام از آغاز پيدايش بر اين مرام بود كه با ديگران با لطف و آسان گيرى زندگى كند و در جعل قانون و خلق رفتار و منش حسن هم جوارى را مراعات كند. بناى اسلام از بين بردن مخالفان و تضييع حقوق آنان و يا تغيير اجبارى دين آنان و دست درازى ستمكارانه بر مال, جان و آبرويشان نيست.
مهم ترين موضوع هاى اين كتاب عبارتند از: مسلمانان و اهل ذمّه, ورود مسيحيّت به مصر, اسلام تعصب و تسامح, اتّهام هاى مستشرقان بر اسلام, تسامح اسلام با اديان ديگر. 10. فقه السيرة
چاپ دوم, 1987, دارالريان للتراث قاهره, در سال 1976 دارالكتب الحديثه, 498ص.
اين كتاب را شيخ با چشمى گريان و دلى ناآرام نگاشت. قسمت هاى زيادى از آن را در مسجد نبوى و بخش هاى ديگر را در حرم شريف نوشت. در نگارش آن بر قرآن و سنت صحيح و تفكّر بالنده تكيه كرده است. غزالى به شيخ ناصرالدين أبانى اجازه داد كه درباره احاديث موجود در آن تحقيق كند. وى پس از تحقيق پاره اى از آن ها را ضعيف شمرد. شيخ به عنوان تشكر از تلاش أبانى و تبيين ديدگاه وى درباره احاديث در تأييد نظر وى ترديدى به خود راه نداد. غزالى در اين كتاب بين شيوه مورّخان جديد كه به تحليل و بررسى و پيوند حوادث در يك شبكه به هم پيوسته مى پردازند و روش پيشينيان كه به جمع آثار, بررسى اسانيد و يادكرد وقايع ريز و درشت مى پرداختند, جمع كرده است و با اين شيوه, اجزاى سيره نبوى را همچون موضوعى مرتبط كه همه اجزاى آن يك روح كلّى را تأييد مى كنند, ارائه داد. وى آنگاه نصوص و روايات ديگر را به گونه اى كه هماهنگى با يگانگى موضوع دارند, مطرح مى كند و در نتيجه, سيره از نظر وى ايمان را مى پروراند, اخلاق را مى پيرايد و مقاومت از آن شعله مى كشد.
او سيره را چنان مى نويسد كه گويى سربازى از فرمانده اش و يا شاگردى از استادش مى آموزد. كتاب در عناوين زير تنظيم شده است: رسالت و امام, از ميلاد تا بعثت, تلاش براى دعوت, هجرت همگانى, پايه هاى بنيان جامعه نو, مقاومتى خونين, تحوّل جديد, زنان پيامبر, رفيق اعلى. 11. فى موكب الدعوة
چاپ دوم 1957, دارالكتب العربى قاهره, 262ص.
غزالى در اين كتاب شور و احساس مبلغان را برمى انگيزد و همّت آنان را به حركت درمى آورد و با سستى و تنبلى در نهاد ايشان به مبارزه برمى خيزد. شيخ اين كتاب را نه براى بيان ديدگاه خود, كه براى بيان نظر اسلام درباره شؤون اسلامى نگاشته است.
شيخ در اين كتاب اندوه خود را از عقب ماندگى بعضى از رهبران مسلمان در زمينه تبليغ و نااستوارى آنان در انجام تكليف كه موجب ضعف و ناتوانى قدرت اسلام شده است, ابراز مى دارد. كتاب در واقع نقد سياست داخلى جبهه اسلامى است كه سستى و انحراف آن زمينه حاكميت منافقان و دجّالان شده است. مهم ترين عناوين آن عبارت است از: مرگ قهرمانان در نيمه راه, گونه هاى قدرت از نظر قرآن, وطن تنگ و وطن گسترده, درس هايى از سيره پيامبر(ص), آيا حكم شرعى آخرين سخن است؟ آرى, دين دولت اسلامى, اسلام دانشگاهِ جهاد و تربيت; بردگى, فتنه گرى است نه آموزشى, تحريف كلام از جايگاه خود. 12. ظلام من الغرب
چاپ دوم, 1965, دارالكتب الحديثه قاهره, تجديد چاپ در 1979, دارالأعتصام قاهره, 343ص.
كتاب ردّ بر مستشرقان مصرى است كه در مصر به دنيا آمده, امّا افكارشان در غرب پرورش يافته است. به نظر غزالى, آنها در واقع كافران به اسلام و عربيّت و سفيران غرب هستند. هدف كتاب معرّفى اين قبيل مستشرقان و طرد آنان از صحنه زندگى مردم است.
نويسنده حركت هاى بيمارگونه, اهداف وارداتى و تلاش هاى مستمر و برخاسته از انحراف عقلى و يا روحى آنان در راه دست يابى به دين و تاريك ساختن آينده آن را توسط اين قبيل افراد پى گيرى مى كند تا راه جاهليّت مدرن را براى نابودى دين و امّت اسلامى ببندد.
مهم ترين عناوين كتاب عبارتند از:
در كشاكش عقل و عاطفه; اسلام و ملّى گرايى عربى, جزر و مدهاى گذرا, در حوزه تشريع, جاهليّت مدرن, چگونگى پاس داشت اخلاق, جامعه ها در دوراهى پيشرفت و نابودى, به سوى وحدت اسلامى با عزّت, اسلام و تمدّن جديد. 13. جدّد حياتك
چاپ اوّل, 1989م/ 1410هـ.ق, دارالدعوة قاهره, 232ص.
كتاب راهنماى كسانى است كه مى خواهند صفحه جديدى در زندگى خود بگشايند. همچنين پژوهشى تطبيقى است ميان تعاليم اسلام و راست ترين و پاك ترين دستاوردهاى تمدّن غرب در زمينه تربيت و رفتار; به عبارت ديگر انطباق كتاب ديل كارنگى با عنوان (اضطراب را كنار نهيم و زندگى را آغاز كنيم) با اصل اسلامى. مؤلف وظيفه فطرت سالم بشرى را در شناختن و شناساندن حق توضيح مى دهد و بى بهرگى شخص و جامعه اش از وحى الهى را آنجا كه نهادى آلوده و طبعى بيمارگونه دارد, نشان مى دهد; همچون نابينايى كه از منظره زيباى صبحگاهى و يا غروب آفتاب لذّتى نمى برد. فطرت سالم تجربه ها و آزمايش هايى را در كتاب ديل كارنگى به نمايش گذاشته است كه نمايى از حكمت وحيانى پيامبرى است. به تعبيرى ديگر الهام تجربى و وحى آسمانى با هم يكى شده اند.
كتاب داراى اين عناوين است: براى امروز زندگى كن; چگونه اسباب اضطراب و آفات تنهايى را از خود دور كنيم; بر از دست رفته گريه مكن; از هيچ كس انتظار تقدير نداشته باش; معنويت پيامبر(ص), به مقدار ارزشت ارج گذاشته خواهى شد; خود را بسنج! 14. ليس من الأسلام
چاپ ششم, 1991, انتشارات مكتبه وهبه قاهره, 262ص.
مؤلف در اين كتاب بر سرِ آن است تا مسلمان را با اصول و فروع اسلام در حدى كه لازم است آشنا سازد. مؤلف براى توضيح و تفهيم مطلب كوشش مى كند از زبان و اصطلاحات فنّى پرهيز كند. همچنين در تلاش است پيرايه هايى كه مسلمانان به دين خود بسته اند از آن بزدايد و معارف دينى را در چهارچوب درست آن بدون كاستى يا افزودنى و بدون كم گذارى و يا زياده روى ارائه كند و آثار بدعت و خرافات را شناسايى و تبيين كند. آفاق فرهنگ اسلامى را توسعه دهد و براى جويندگان قابل دسترس سازد و موانع را از پيش پاى بردارد; نيز زاويه هايى از دانش را كه توده مسلمانان از آن محروم بودند معرّفى و بين آنان متداول سازد. زيرا آموزش فراگير و معيّن در خدمت به اسلام و بزرگداشت ملّت مسلمان از آموزش فنّى كه در انحصار متخصّصان مى ماند بهتر است. اين كتاب موجب خشم پاره اى متحجران كم دانش شد, چرا كه آن را در راستاى مقاومت پيشوايان درگير در بيدارى عقل اسلامى جامعه مى ديدند.
برترين عناوين كتاب عبارت است از: شريعت اسلام; اهداف و روش هاى آن; نوآورى در دين; نوآورى در انديشه اسلامى; بدعت هاى دينى از قبيل وحدت وجود [!]; قوم گرايى; بدعت هاى عبادى و بدعت هاى رفتارى. 15. الثقافة الأسلاميه
چاپ اوّل: 1980, انتشارات دانشگاه ملك عبدالعزيز, جدّه.
اين كتاب كه با همكارى استاد عبدالرحمان حنبكه نوشته شده است و جزو كتب دانشگاهى و از كتاب هاى درسى براى واحد فرهنگ اسلامى به شمار مى آيد, در بر گيرنده بحث هاى زير است:
عقيده, عبادت, اخلاق, قرآن, سنت, حديث, اجماع و اجتهاد. 16. من معالم الحق فى كفاحنا الأسلامى الحديث
چاپ دوم, 1984, دارالأعتصام, قاهره, 200ص.
به نظر مؤلف مسؤوليت مسلمانان در قبال ضربه هايى كه در عصر كنونى به اسلام وارد شده است, بيش تر از دشمنان اسلام است. چون با سستى, كوتاهى, فزون خواهى و استعمارزدگى نمى توان به پيروزى دست يافت, به خصوص زمانى كه اين رزايل در جبهه خودى همه گير شود و جبهه مقابل با نشاط و آماده كارزار باشد. غزالى در اين باره تنها جامعه اش را سرزنش نمى كند, بلكه به كوتاهى خود نيز معترف است. با اين حال تأكيد مى كند كه در افشاى اشتباهاتى كه ميان مسلمانان گسترش يافته, هيچ گاه از موضع خود عقب نشينى نكرده است. به همين دليل نيز به تجديد چاپ اين كتاب و كتاب ديگرى در همين موضوع كه قبلاً كنار نهاده بود, اقدام كرد. زيرا پرده پوشى در اين باره را بيهوده مى دانست و آن را جزيى از تاريخى تلقى مى كرد كه لازم است درباره جزئيات حوادث آن انديشيد و از آن بهره برد.
موضوعات اين كتاب عبارت است از: مقررات اجبارى (واقعيت هاى ارتباط با اسرائيل), مبارزه با اسلام (قلم هايى با عنوان مبارزه با تعصب با اسلام مى جنگند), درس ها (اسلام معيار قضاوت و ارزش گذارى), اسلام مصلح, علم به ايمان فرا مى خواند, فرق غيبت و نقد, طبيعت اسلام. 17. كيف نفهم الأسلام
چاپ دوم, 1991, دارالدعوة قاهره, چاپ اوّل دارالكتب الأسلاميه, قاهره, 1983, 218ص.
كتاب در بر دارنده توضيحى درست پيرامون معارفى است كه جامعه اسلامى از آن بى اطلاع يا كم اطلاع است. همچنين حاوى تلاشى براى تغيير و ردّ خرافات علمى, اخلاقى و اعتقادى كه در همه جا پراكنده و راه يافته و چيزهاى ديگرى كه بايد بيان مى شد و نشده است. همچنين احياى سنّت هاى اسلامى ريشه دارى كه امروزه وقتى به گوش مردم مى خورد, از شگفتى انگشت به دهان مى مانند, سنّت هاى ناآشنايى كه جاى آن را سنّت هاى غير شرعى گرفته است و اگر كسى در فكر تغيير آنها باشد, چنان جنجالى راه مى افتد كه گويى دستورات دينى مورد تغيير قرار گرفته است نه آثار جاهليت. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: درباره معرفى اسلام; آفت هايى در زمينه آموزش دينى; نشاط علوم روز; ناآگاهى به دنيا و سقوط در آن; جدايى تاريخى بين علم و حاكميّت; اعتقاد; رابطه الهى و شيوه انسانى; نوگرايى در حوزه سنت; چرا مسلمان هستم؟ 18. الأستعمار احقاد و اطماع
چاپ سوّم, 1993, دارالكتب الأسلاميه, قاهره, 268ص.
كتاب از بزرگ ترين و سرسخت ترين دشمن اسلام بحث مى كند و آفت هاى آن را بيان مى كند و رفتارهاى شرمگينانه اى از استعمار را يادآور مى شود. از اسلام و صلح جويى آن حرف مى زند تا مردم از اين نكته آگاه گردند كه چه عدالت سرشارى در بين ما بود و چه ظلم فراوانى بر ما رفته است. آنگاه به پسگرايى اخلاقى فرهنگى و قانونى كه تهاجم فرهنگى در كشورهاى ما ايجاد كرده, اشاره مى كند… تهاجم فرهنگى كه جنگ هاى صليبى به بار آورد… استعمار در واقع كينه دينى و زياده طلبى دنيايى است… دنيا مردمى چون بازرگانان استعمارگر جديد را كه پست ترين نقشه ها را زير عناوين و كلمات شيرين پنهان كنند نديده است.
غزالى تأكيد مى ورزد كه جامعه اسلامى جز با نجات از كينه كينه توزان و آزِ آزمندان, نمى تواند گام در روشنايى بگذارد. از جمله عناوين كتاب بحث هاى زير است: چگونه بر ما هجوم كردند؟ يهودى سازى و مسيحى سازى, كشتار يا بردگى, صلح مسلّح, نيرنگ. 19. نظرات فى القرآن
چاپ ششم, 1986, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 254ص.
از نظر ترتيب اين كتاب كه هجدهمين اثر شيخ غزالى به شمار مى آيد و اطلاعات خوبى از قرآن را در بر دارد, ثمره تلاش پيشوايان گذشته و محدثان دانشور را در اسلوبى ارائه مى كند كه با روش پيشنهادى فرهيختگان امروزى در زمينه ادب دانش هماهنگ است.
غزالى در اين كتاب به مسائل دينى و اجتماعى كه فكر جهانيان و بخصوص مسلمانان را به خود مشغول ساخته, مى پردازد. در مكتب و فكر غزالى علم بريده از واقعيت هاى اجتماعى مفهوم ندارد و قرآن را هيچ گاه نمى توان از زندگى جدا كرد. قرآن جز براى تبيين درستى و نادرستى ايده هاى زندگى و نفى و اثبات مقتضيات آن نازل نشده است.
عناوين كتاب عبارت است از: قرآن چگونه نازل شد و چرا جاودان گشت و چسان گردآورى شد؟ نمونه ها و طرح ها در قرآن; انسان, زندگى, ثروت, الوهيّت, نبوّت و داستان ها; اعجاز قرآن: معنوى, علمى و بيانى; قرآن و اهل كتاب, بحثى درباره نسخ. 20. مع اللّه: دراسات فى الدعوة والدعاة
ج2, 1993, اخبار اليوم; چاپ اوّل 1989 دارالقلم دمشق.
غزالى اين كتاب را نه براى عموم, بلكه براى مبلّغان نوشته است و به دستور شيوخ الأزهر قسمت هايى از آن را براى طلبه هاى بخش تبليغ و ارشاد تدريس كرده است.
كتاب داراى چندين فصل و هر فصل شامل چند بحث است. از جمله عناوين كتاب است: آشنايى با تبليغ, قوانين كلّى در دعوت پيامبران به دين, كاروان تبليغى, ابزار تبليغ, مقابله با مخرّبان, نمونه هاى زنده از قرآن و سنت در شيوه تبليغ, سخن خلفاى راشدين و دانشوران اسلام. 21. معركة المصحف فى العالم الأسلامى
چاپ دوم, 1971, دارالكتب الحديثه, قاهره, 357ص.
اين كتاب گامى است در ادامه تلاش هايى كه براى دفاع از قرآن و امت اسلامى مورد تهاجم, انجام گرفته است. نويسنده به كشور اسلامى خاصى نظر ندارد, بلكه به امروز و فرداى امّتى مى نگرد كه استعمار سياسى و فرهنگى همه بخش هاى آن را به فساد آلوده است. مؤلف تأكيد مى كند كه مسلمانان معتقدند آنچه در قرآن است, خواست خدا از بندگانش است. و قرآن قواعد و قوانينى را در بر دارد كه همه پيامبران براى آن مبعوث شده اند. كتاب مرسلى است كه تا آخر عمر, انسانيّت را همراهى خواهد كرد, و الگوى كامل حق در زمينه عقيده, عبادت, مردم و ارتباطات آنان است. اين دين همچنين متكفّل معاش انسان ها در اين دنيا و معادشان در آخرت است. مقاله هاى كتاب, مبارزه با سلطه خارجى از راه انقلاب مردمى, ايجاد اميد به پيروزى و بنيانگذارى زندگى اجتماعى ـ سياسى بر طبق اصول اسلامى را هدف قرار داده است.
مهم ترين عناوين آن عبارت است از:
قرآن براى روح; جامعه و دولت; عبادت و حاكميت; اسلام در طول تاريخ زندگى توده ها را جهت داده است; پاسدارى حق با معيار ايمان; نوگرايى سياسى اسلامى; استعمار فرهنگى; جايگاه زن در جامعه. 22. كفاح دين
چاپ پنجم, 1991, مكتبة وهبة, قاهره, 312ص.
نويسنده در اين كتاب رنج و دردى را تبيين مى كند كه اسلام و مسلمانان در پى پيروزى سياست استعمار در ايجاد حكومت هاى وابسته متحمل شده اند. وى پس از پيگيرى جاى پاى استعمار در كشورهاى آزاد شده, نمونه هاى فراوان و گوناگونى را از چگونگى برافراشته ماندن بناى استعمار در پاره اى از دل ها ـ به رغم درهم پيچيده شدن بساط استعمار ـ نشان مى دهد.
مؤلف در مقدمه از احساس خود درباره دستيابى امّت مسلمان به مرحله مهمّى از آزادى از بند استعمار سخن مى گويد و از اين كه بيدارى عربى, آرزوها و حقوق امّت عرب تبديل به حركتى موفق بدل شده, بحث مى كند. جنبه هاى اسلامى و جهت گيرى هاى مثبت قوم گرايى عربى را كه جمال عبدالناصر از آن سخن مى گفت, ياد كرده و خشنودى خود را نسبت به اين شعارها و آثار آن بيان مى كند, امّا نسبت به انگيزه نيروهاى دست اندر كار كه تهى از دين بودند, از اين كه شعاهاى ياد شده را پوششى براى حفظ آثار فكرى استعمارگران بسازند, هشدار مى دهد و تأكيد مى كند كه نبايد اجازه داد بر اين شعارها رنگ خارجى بخورد, روح دينى آن سست شود; به ضعف ادبيّات عربى گرفتار گردد تاريخ اسلام را زشت بنمايد يا به سقوط اخلاقى منجر شود. چون همه اينها خروج از قانون اساسى و عقب انداختن انقلاب در ديگر كشورهاست.
به نظر مى رسد نيروهاى تجاوزگرى كه شعارهاى انقلاب را از مفهوم اسلامى خالى كردند, مصر را در دوران جمال عبدالناصر رهبرى مى كردند و در نتيجه مصر آلوده به فساد به قهقرى كشيده شد. غزالى در مقدمه كتاب قذائف الحق مى نويسد: جمال عبدالناصر چون ابزارى برنده در دست قدرت هاى كينه توز جهانى عليه خدا, پيامبر(ص) بود و چندين برابر از كرومر براى مصر زيانبارتر بود. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: همكارى بين مسلمانان و مسيحيان; رويكرد جديد صهيونيسم; فرهنگ فراموش شده; دنياى عيش و نوش. 23. الأسلام و الطاقات المعطّله
چاپ چهارم, 1983, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 214ص.
اين كتاب مقارنه اى است ميان طبيعت دين و زندگى جارى جامعه اسلامى. مؤلف معارف شناخته شده اسلامى را با زندگى روزمره مسلمانان مى سنجد و عمق فاصله و علل آن را تبيين مى كند.
غزالى تأكيد مى كند مسلمانان بر سرزمينى تسلط دارند كه نقاط استراتژيك و معبر تمدن و آبادانى جهان در آن قرار دارد و كليد زندگى عالم در دست آنان است. اگر مسلمانان از آنچه كه در اختيارشان است خوب بهره بردارى كنند, به هيچ كس نيازمند نخواهند گشت و دنيا را به خود محتاج خواهند ساخت. چون شريان زندگى قاره هاى جهان از آنجا آغاز و بدانجا پايان مى يابد.
همه اين توانمندى ها در كنار غناى فرهنگى است كه جامعه اسلامى با داشتن رسالت از آن برخوردار است.
غزالى در اين كتاب چرايى ركود موجود در جهان اسلام, راه هاى رهايى از آن و ارزش ميراث فكرى و روحى مسلمانان را نيز بررسى مى كند.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: انفجار نيروى انسانى; از بين رفتن احساس دينى; بى ايمانى به انسان; استبداد, آفت توانمندى; بازتاب فرهنگ هاى پست; زن در جامعه اسلامى; اسلام اساس زندگى و رمز توانمندى ما; دين آينده; پيام جهانى اسلام; بحران تمدّن كنونى; همكارى اسلامى, چهارچوب نظام اسلامى, آزادى سرزمين هاى اسلامى. 24. حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام و اعلان الأمم المتحده
چاپ اوّل: 1993, دارالدعوة, اسكندريه, 266ص.
كتاب شامل نگارش هاى غزالى است در دهه هاى شصت درباره مبادى حقوق انسان از قبيل: آزادى, مساوات, عدالت و عزّت.
نويسنده در كتاب توضيح مى دهد كه اسلام همه انسان ها را بدون در نظر گرفتن نژاد, رنگ, دارايى يا مقام, به زندگيِ با عزت و كرامت فرا مى خواند. اسلام به عرب و غير عرب; حاكم يا شهروند, به يك چشم مى نگرد. غزالى روشن مى كند كه قدرت هاى بزرگ به حقوق بشر به عنوان يك معيارِ ثابت پايبند نيستند, امّا اسلام در زمانى كه حاكميت جهانى داشت به عدالت پايبند بود. بهترين قواعد و قوانينى كه بشر امروز براى حفظ كرامت انسان وضع كرده است, از مسائل اوليه اسلام به شمار مى آيد. اعلاميه حقوق بشر در واقع رويكردى طبيعى به وصاياى ارزشمندى است كه پيامبر انسانيّت, حضرت محمد(ص), به ما تعليم داده است.
عناوين مهمّ كتاب عبارت است از: مساوات عادلانه; حقوق قضايى; آزادى ها; مرد و زن در جامعه; خانواده; مهاجرت و پناهندگى; كرامت اقتصادى; سطح رفييع فرهنگى, اعلاميه جهانى حقوق بشر, حقوق انسان در اسلام. 25. خطب الشيخ محمد الغزالى
چاپ اوّل: 1980, دارالاعتصام, قاهره.
خطبه هاى شيخ با اين عنوان در چندين مجله گردآورى و نشر شده است. خطبه ها قوى, متنوّع و ژرفند. 26. نظرة على واقعنا الأسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر الهجرى
چاپ اوّل: 1983, دار ثابت, قاهره.
كتاب به اسلام و زندگى مسلمانان در آغاز قرن پانزدهم و گرفتارى هاى آنان در بعضى از كشورهاى اسلامى مى پردازد. 27. هذا ديننا
چاپ اوّل: 1975, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 213ص.
اين كتاب تعاليم اسلامى را در شكل مختصر, روشن و فراگير بيان كرده است. نويسنده گزيده هايى از حقايق اسلامى را كه قبلاً بدان پرداخته بود, با افزودن دلايل تازه ارائه كرده است. وى بررسى و تحقيق هاى ديگرى نيز بر كتاب افزوده است كه بيانگر علاقه هميشگى مؤلف به ارائه چهره زيباتر از دين اسلام است. برجسته ترين عناوين كتاب چنين است:
عقيده توحيد; قضا و قدر; آزادى خرد نه آزادى شهوت; آزادى عقيده. انواع عبادات و شكل آن ها; خانواده; برادرى; اجتهاد; اجماع; مسائل فقهى عبادى; قوانين و مقررات داد و ستد. 28. الحذيقه: حقيقة القوميّه و اسطورة البعث العربى
چاپ دوم 1993, دارالروضة للنشر و التوزيع, قاهره, چاپ نخست 1977, دارالكتب الحديثه, قاهره, 283ص.
(حق هر مسلمان پاكدل است كه از نيرنگ دورى جويد و ملى گرايى عربى با تفسير جديد را, حركتى پيچيده, نيرنگبار و بدنهادى بداند كه نابودى شخصيت و تاريخ اسلام را در نظر دارد. اين حركت تلاشى است قوى براى از بين بردن اسلام از راه رنگ عقيده دادن به ارتداد از اسلام و يا جايگزين كردن قوميّت گرايى پس از قطع ارتباط با دين; تا قوميّت عربى مفهومى توخالى و مرده شود و بيدارگرايى عربى منفصل گردد. تفسير قوميّت عربى به اين معنى, پاسخ مثبت به تهاجم استعمارى با همه كينه و آزمندى آن است.)
دليل هجوم غزالى به عرب گرايى با اين شدت, آن است كه عرب گرايى كه ما از قديم مى شناختيم و در روز پيدايش اين نهضت به آن كمك كرديم و جامعيت آن را وعده داديم, غير از عرب گرايى است كه امروزه از پاره اى سياستمداران و نويسندگان مى شنويم. طنين اين عرب گرايى چون پژواك سكّه تقلبى است.
غزالى وقتى نگرانى خود را از اين انحراف بيان مى دارد, در واقع متوجّه خطر اغتشاش فكرى و اجتماعى است كه بعثى ها و چنين ملّى گرايانى, به وجود آوردند; ملى گرايانى كه همچون پل استعمار براى ايجاد تباهى در همه زواياى زندگى هستند.
كتاب مباحث زير را در بر دارد: ويژگى هاى عرب گرايى; پايه هاى اجتماع; روزگار درخشان; دوران انحطاط, داستان بعث عربى, قصه توده گرايى در عصر جديد.
29. الجانب العاطفى من الأسلام. پژوهشى در اخلاق, سلوك و عرفان
چاپ اوّل: 1990, دارالدعوة, قاهره, 299ص.
اين اثر در واقع بازآفرينى بخش مهمّى از ميراث علمى ارزشمندى است كه زندگى امروزى بدان نيازمند است; ميراث عاطفى, روانى و اخلاقى اسلام و پيشبرد آن در كنار جنبه هاى علمى و فكرى.
كتاب تلاشى براى بيرون كشيدن تصوّف از خانقاه و تبديل آن به نيرويى محرّك است. غزالى به بخش ارزشمند و در عين حال فراموش شده اى كه به مقدار جنبه هاى ديگر اسلام مورد توجّه قرار نگرفته, توجه كرده است. بخشى كه امروزه تربيت اسلامى به پژوهش در آن سخت نيازمند است. چرا كه آموزش هاى اجتماعى از هر سو هجوم آورده و از راه هاى گوناگون راه خود را به دل ها مى گشايد و اگر ساختار درونيِ افراد, قوى نگردد و ايمان بر پايه هاى فكرى و روحى صحيح خود بنيان نشود, نسلى كه در فضاى كنونى رشد مى كند از آثار اين تهاجم محفوظ نخواهد ماند. بعضى از عناوين كتاب عبارت است از:
ايمان و نيكويى; الحاد خرافه علمى; قانون احسان و ارزش آن; علايم راه; توبه; ورع; رجاء و حبّ. 30. عالميّة الرسالة بين النظريّة و التطبيق
چاپ اوّل: 1980, دانشگاه اسلامى مدينه منوره.
مبحث اين كتاب از جمله مباحث كنگره جهانى تبليغ و تربيت مبلغ است. شيخ در اين كتاب لازمه جهانى بودن اسلام را ضرورت ارائه نمونه هاى جديد از بزرگوارى در رفتارهاى فردى و جمعى مسلمانان مى داند. 31. دفاع عن العقيدة والشريعة ضد مطاعن المستشرقين
چاپ پنجم, 1988, دارالكتب الاسلاميه, 259ص.
كتاب نقدى است آزاد از كتاب (عقيده و دين) اثرِ گلدزهير, مستشرق معروف كه انباشته از كينه توزى و بدخواهى عليه اسلام است. اين مستشرق پس از ده سال و اندى توقف در جهان اسلام و مطالعه, تعمّق و احاطه به مفاهيم اسلامى, كتاب خود را به نام (عقيده و قانون در اسلام) نشر داد و به عنوان تحقيقى تاريخى تهمت هاى فراوانى به اسلام زد و ده ها شبهه را به نام تحوّل اعتقادى قانون گذارى رديف كرد.
كارهاى مستشرقان به خاطر آن كه همچون تانك هاى پيشاپيش پياده نظام, جاده صافكن استعمار هستند, نمى تواند از اين دست نقص ها بدور باشد.
غزالى روشن مى كند كه كتاب مستشرق مزبور از بدترين كتب عليه اسلام و در بر گيرنده زشت ترين طعنه هاست. نقد غزالى در راستاى تبيين حقايق علمى و تاريخى است كه ميراث امّت اسلامى از آن سرشار است.
عناوين اصلى كتاب عبارت است از: تسليم در برابر خدا جوهره همه اديان است; در هجوم به سنت هاى جاهلى فرق بين اسلام در مكه و مدينه نيست; شمول و جاودانگى رسالت پيامبر(ص), قوانين شرع و قوانين روم; تحول عقيده; معناى متشابه در قرآن; زهد و تصوف; اسلام به جسم و روح مى پردازد; طبيعت اختلاف مسلمانان; موروثى ساختن اختلاف ها نادانى است; درباره وحدت اسلامى; مسلمانانِ درگير با استعمار و صهيونيسم.
32. ركائز الايمان بين العقل و القلب
چاپ اوّل: 1979, دارالاعتصام, قاهره, 288ص.
غزالى اين كتاب را براى خدمت به فرهنگ اسلامى با دو هدف ويژه نگاشته است; نخست: برانگيختن خرد و ضمير با نور وحى و تعاليم نبوى. شيخ براى تحقق اين هدف شايسته ترين تلاش ها براى دست يابى به حق و فراچنگ آوردن حكمت را انجام داده و به مقدار توانايى در راه زدودن شبهه ها فعاليّت كرده است.
هدف دوم: كنار زدن ابرهاى متراكمى كه در سال هاى انحطاط, تاريخ ما را پر كرده اند و آشنا ساختن خوانندگان با نكات كور آن تا در مواجهه با آن مضطرب نگردند.
اين كتاب در واقع تكميل كتاب ديگر غزالى به نام (الجانب العاطفى فى الأسلام) است. عناوين كتاب چنين است:
فرق پيشرفت روحى و پيشرفت عقلى; دانش پشتيبان ايمان; ايمان به غيب ايمان به تخيّل يا اغتشاش نيست; معرفت درست و وحدت وجود; وحدت وجود خرافه است; فرهنگ تقليد نيازمند به بازنگرى; هنر كناره گيرى در عين درگير بودن, نبوت, كتاب و وجامعه اى كه آن را به ارث برده است. 33. حصاد الغرور
چاپ دوم 1988, دارالقلم, دمشق. 207ص. چاپ اوّل: المختار الاسلامى, قاهره, 1979.
كتاب به بررسى اوضاع مسلمانان قبل و بعد از شكست آنان در برابر يهود در سال 1967 مى پردازد. همچنين حدود وابستگى اين شكست با دين مسلمانان, ارتباط آن با فشار قدرت هاى خارجى و ر ّد توجيه هاى سست و تفسيرهاى انحرافى را تبيين مى كند.
مؤلف تأكيد مى كند كه جنگ بين مسلمانان و يهود چندين سال ادامه خواهد داشت و اگر ما علاقه مند به چشيدن طعم پيروزى هستيم, راه پيروزى روشن است; ولى اگر همان روحيه گذشته و شيوه قديم را به كار بگيريم, نتيجه اى جز غرور و خود بزرگ بينى نخواهيم گرفت و اين يعنى شكستى تلخ و سخت!
نويسنده دل نگرانى و ترس خود را از نتيجه موضع گيرى عرب ها در برابر دين بيان مى دارد; چون آنان بدون دين به جنگى مذهبى وارد مى شوند. بانگ شكستى كه با آن گريبانگير شدند, دليل كافى براى دريده شدن پرده توهّم پيروزى بدون ديندارى است. امّا مزدوران شيطان در مبارزه با بيدارى و جدا ساختن كامل عرب ها از اسلام, خود را به آب و آتش مى زنند. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: درگيرى بين دو هدف; يهودى گرى و صهيونيسم; طوفان تحوّل از كدام سو مى وزد؟ آيا مى توان از اسلام بى نياز بود؟ كينه ها كى پايان خواهد يافت؟ بقاى ريشه هاى درگيرى; (بنيه معنوى) سخنى مبهم و سخت; نسل پيروز و نسل شكست خورده; انگيزه هاى دشمنى با زبان عربى; شكست حرمت حق, آغاز روى گردانى از آن; دستكارى تاريخ; آينده رابطه دين و دينداران; اسلام به رغم اختلاف فقيهان دينِ واحد است.
34. الأسلام فى وجه الزحف الاحمر
چاپ دوم 1976, المختار الاسلامى, قاهره, 206ص. مكتبة الأمل قاهره, بدون تاريخ.
غزالى اين كتاب را در شرايط بسيار سختى نوشت كه تعدادى از دولت هاى عربى بر پايه ماركسيسم بنا شده و هم پيمان اتحاد شوروى شده بودند. در مقدمه آن مى نويسد:
(اين كتاب را براساس حقايق علمى و تاريخى نوشته ام. برگ هاى آن نمايانگر فرياد قلبى غيرتمند بر دين و دلسوز بر مردم است. من خوب مى دانم كه با نوشتن آن خود را با دشمنى هاى كشنده مواجه ساخته ام, ولى نفرين بر حياتى كه با نابودى اسلام توأم باشد.)
وى همچنين در گفتگويى حضورى گفت: (بسياى از دوستان و رفيقان توصيه مى كردند از نوشتن كتاب الأسلام و الزحف الأحمر دست بردارم…, ولى بدا به زندگى كه در آن زندانى تن باشم و ستم كاران ترك تازى كنند. در اين شرايط مرگ شرافتمندانه تر و ارزشمندتر از زندگى است.) پاره اى از عناوين كتاب عبارت است: آغاز درگيرى; كمونيسم و دين; كمونيسم و آزادى ها; اوضاع اقتصادى در سايه كمونيسم; مسلمانان در اتحاد جماهير شوروى; اسلام بين مرگ و زندگى; فلسطين, كمونيسم و تكليف همگانى. 35. قذائف الحق
چاپ دوم 1980, ذات السلاسل, كويت و قبلاً بدون تاريخ, مكتبة العصريّه, صيدا, لبنان, 242ص.
مؤلف مقدمه اين كتاب را در رباط پايتخت مغرب در حالى كه اخبار جنگ اعراب و يهود را در سال 1967 پى مى گرفت, نگاشته است.
در آن روزگار توطئه عليه اسلام و امتِ مسلمان غفلت زده ابعاد جديد و وحشتناكى به خود گرفته بود. در آن شرايط براى جلوگيرى از خطر و پيش گيرى از اوج بدبختى سودمندترين كار اعتراض بود. غزالى بر اين باور بود كه قدرت اسلام رو به ضعف گذاشته است; بى دينى, هوشيارى و ديندارى, نابخردى به شمار مى آيد…; گرچه كهانت گرايى بودايى و مسيحى همچنان دست نخورده در جايگاه خود باقى مانده است و يارى رسانى ديرين استعمار جهانى به كليساهاى غربى براى ناتوان ساختن اسلام ادامه دارد. با توسعه كار, كليساهاى شرقى را هم در اين امر شريك ساخته اند.
مؤلف در اين كتاب از موضع دفاع به موضوع پرداخته است و آمادگى خود را براى توقف درگيرى در صورتى كه تجاوزكاران از آن دست بكشند, اعلام مى دارد.
موضوعات مهم كتاب عبارت است از:
نخست عقل و آنگاه گفته ها; عهد عتيق و تهمت هاى آن بر پيامبران; قيام عليه ايمان به توحيد; قبطيان چه مى خواهند؟; اسلام و جماعت اخوان مسلمين; برگ هايى از خاطرات زندانى; حقايق سخن مى گويند; ما حفظ تماميّت ارضى مصر را مى خواهيم; معناى قوم گرايى عربى; قصه دفاع; تبليغ اسلام و سياست پاره اى از حاكمان; ناصرى گرى; سياست و ثروت در اسلام; عرب ها بدون اسلام هيچند; وقتى آزادى نيست دين نيست; درد ديندارى. 36. الدعوة الأسلامية تستقبل قرنها الخامس عشر
چاپ سوّم, 1990, مكتبه وهبه, قاهره, 210ص.
غزالى اين كتاب را به درخواست دانشگاه محمد بن مسعود در رياض و به مناسبت پايان قرن چهاردهم هجرى نوشته است و در آن به نقص هايى مى پردازد كه تبليغ و مبلغان در اعصار و كشورهاى مختلف با آن مواجه بوده اند. غزالى در اين كتاب با نگاه به روند تبليغ اسلام در طول سال هاى گذشته به استقبال قرن پانزدهم مى رود, تا براساس اصول ثابتى خود را بسنجيم و با دقت سود و زيانمان را بشناسيم. مؤلف همچنين توصيفى از شيوه هاى هجوم بر اسلام در عصر كنونى و نمونه راه هاى مقابله با آن را در صحنه هاى مختلف ارائه مى دهد.
برخى عناوين كتاب: شبهه مردود; تبليغ و اوضاع داخلى حكومت; تركان و عرب ها و تبليغ اسلام; علل افول تمدن اسلامى; ركود ادبيّات عربى; فساد سياسى; ابعاد شكست مسلمانان; چگونه مبلغان با اين تهاجم مقابله كنند و به چه كسى پناه ببريم؟ زاويه اى تازه; شكست ما در پى پيروزى آنان. 37. زّمة الشورى فى المجتمعات العربيّه و الأسلاميّه
1990, دارالشروق, قاهره.
كتاب از نيازمندى جهان اسلام و عرب به شورا بحث مى كند; موضوعى كه از مهم ترين پايه هاى قوام جامعه اسلام و قانون اساسى اسلامى است. 38. فنّ الذكر و الدعاء عند خاتم الأنبياء
چاپ دوم 1980, مكتبه العصريه, بيروت, 179ص. و نيز دارالأعتصام, قاهره, 1980.
كتاب گل چرخى گذرا در ارزشمندترين بخش سيره, يعنى ذكر و دعاست. انسان وقتى بر ادعيه پيامبر اكرم(ص) مى نگرد, احساس مى كند ناظر نوعى خاص از ادعيه است كه از هيچ كدام از برگزيدگان نقل نشده است. مؤلف در پى اثبات همين حقيقت علمى است. عناوين كتاب عبارت است از:
پيامبر چگونه خدا را به ما معرّفى مى كند؟; عشق و شوق اصلى ترين شيوه شناخت مزبور است (در اين فصل قدرت احساس و جوشش آن در مناجات هاى پيامبر(ص) را نشان مى دهد); بيست و چهار ساعت از زندگى (در اين فصل يك شبانه روز زندگى پيامبر(ص) را بيان مى كند); لطيف ترين دعاهاى بعد از خوردن و آشاميدن; مجالس پيامبر(ص); شبى نورانى (در اين فصل عبادت هاى شبانه را توصيف مى كند); دشت سبز زندگى (دعاهايى در موقعيت هاى گوناگون زندگى); ساختمان زندگى مسلمان; جنگ نان (نقش ذكر در وقت تنگ دستى); دعا در سفر و برگشت; سختى دنيا; آيا دعا ابزار عادى است؟; اركان اصلى (اركان اسلام و دعاهاى پيامبر(ص) در آن); ياد و يادآورى; پيامبر رحمت و پيامبر در گرفتارى ها. 39. دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين
چاپ دوم, 1992,دارالوفاء, المنصوره, ص239, چاپ اوّل: 1987, دارالقلم.
موضوع اين كتاب و الهام بخش آن حسن البناء است, شخصى كه غزالى وى را مجدّد قرن چهارده هجرى و پايه گذارى مبادى و اصولى مى دانست كه با هدفى روشن, پراكندگى امت را جمع مى كرد. اين نوشته تحكيم و شرح همان مبادى, در پرتو تجربه هاى نويسنده در طول چهل سال تبليغ است. اوضاعى كه حسن البنا در آن فعاليت هاى خود را شروع كرد, با كم و زياد همچنان باقى است. اصول بيست گانه حسن البنا همان مبادى است كه در زمان خود اجتماعات دينى را براى همگامى و تقريب به آن فرا مى خواند. اين اصول مى تواند چهارچوبى قابل اجرا, بى افراط و تفريط و حكيمانه باشد.
غزالى در اين كتاب ده اصل به اصول ياد شده افزوده است. اين اصول به جنبه هاى گوناگون زندگى جامعه مسلمان در درون خود و در ارتباط با جوامع ديگر, نظر دارد. موضوعاتى از قبيل موقعيّت زن; طبيعت خانواده; حقوق انسان; وظيفه حاكم; مبانى حكومت; طبيعت سلطنت; وظيفه بخش تبليغ; رابطه بين مسلمانان; پيمان هاى دولتى; همكارى هاى بين الملل و نقش مسلمانان در آن.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: سيطره اسلام به همه بخش هاى زندگى; كتاب و سنت در كنار يكديگر; نصّ و مصلحت; اخبار آحاد و اعتبار علمى آن ها; اجتهاد فقهى نشان درستى; تعصب مذهبى; سلفيگرى آگاهانه; اختلاف هاى موروثى; ارزش و نقش آن ها; توسل جايز و غير جايز; انحرافات روحى و جسمى; دوستى و دشمنى در راه خدا. 40. واقع العالم الأسلامى فى مطالع القرن الخامس عشر
چاپ اوّل: 1983, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره., 8ص.
كتاب به بررسى توطئه هايى مى پردازد كه عليه اسلام و مسلمان طرح ريزى شده است; تلاش هايى كه براى دور كردن مسلمانان از دين, عقيده و ميراثشان به كار گرفته مى شود تا آنان را متلاشى كنند و از بين ببرند. از اوضاع جهان اسلام و شكست آنان در برابر اين قدرت ها و توطئه ها سخن مى گويد و به طور خاص به مسأله استبداد سياسى; فساد ادارى; تحقير آزادى رأى و از بين رفتن حقوق بشر در زندگى مسلمانان, مى پردازد و فاصله ژرف بين تعاليم اسلام و اوضاع مسلمانان را مى نمايد.
41. مشكلات فى طريق الحياة
چاپ دوم, 1996, دارالنهضة مصر للطباعة والنشر, قاهره, 143ص. چاپ اوّل: دارالبشير, قاهره.
كتاب فعاليت هاى اسلامى معاصر را پى گيرى و علل عقب ماندگى مدنى و نظامى مسلمانان را بررسى مى كند و از عناصر حياتى سخن مى گويد كه مسلمانان با فقدان آن به چنين روزى گرفتار شدند. در كتاب براى نمونه مسائلى ارائه مى شود كه مبلغان اسلامى با آن دست بگريبان هستند و يا در آينده بدان مبتلا خواهند شد. عناوين اصلى كتاب عبارت است از: شيوه و شكل نو و متعدد كارهاى شايسته در زمينه فرهنگ, پرورش, اخلاق; كلام اسلامى; گرفتارى زبان عربى و خطرهايى كه آن را احاطه كرده است; ميانه روى و تندروى; تجارت خلاف خيانتى بزرگ; شناخت تبليغ و مشكل مبلغان. 42. هموم داعية
چاپ دوم, 1985, دارالبشير, قاهره, ص173.
غزالى در اين كتاب چندين نمونه از ريشه و سرچشمه اندوه ها و دردهاى دينى را بيان مى دارد و از نيازمندى فرهنگ اسلامى متداول به پاك سازى گسترده سخن مى گويد. غزالى مبلغان رسمى و تلاشگران در راه تبليغ را به نقد و بررسى فرا مى خواند تا اشتباهات و خطاها كنار گذاشته شود. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: سلفيّه اى كه مى شناسيم و دوست داريم; سنتى بدون فقه وجود ندارد; اگر آنان [يهوديان] فرزند اسرائيل هستند پس ما فرزند كيستيم؟ اوضاع عمومى مسلمانان قبل از شكست هاى بزرگ تاريخى; دشمنى انسان ها يا جغد تقدير؟ موانع تخيّلى پيش پاى مسلمانان; اسلام و برف انبارى هاى موجود؟!; آينده در گرو وفا به دين; حقايق پنهانى پشت جنگ ويرانگر; در راه تبليغ. 43. مأة سؤال عن الأسلام
چاپ اوّل: 1984, 2ج, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره.
كتاب در بر دارنده صد پرسش و پاسخ از بخش هاى مختلف اسلام است. موضوعاتى مهمّى كه در ذهن اكثر مسلمانان سؤال برانگيز است.
پرسش ها از قبيل موارد زير است: اجماع در اسلام; نشانه هاى اوليه حكومت اسلامى چيست و حدود شرعى كى اجرا مى شود؟ آيا اجرا حدود شرعى براى هر عصرى مناسب است؟ آيا در عصر اتم و جنگِ ستارپي نوشت : * اسلامية المعرفة, سال دوم, شماره هفتم, رمضان 1417هـ.


صفحه 14

نامه ها



بسمه تعالى
سردبير محترم مجله آينه پژوهش دامت بركاته
با ابلاغ سلام در ارتباط با مكتوب فاضل ارجمند جناب آقاى بهرام حق پرست كه در شماره 47, ص125 آن مجله به چاپ رسيده و ضمن آن دو نكته را درباره مقاله حسام الدين خوئى منتشره در شماره 45 ص84 ـ87 تذكر داده بودند, لازم است به عرض برسانم كه:
در ارتباط با تذكر اول ايشان مبنى بر تعلق امراى بنى چوپان به قبيله (قايى) حق همان است كه آقاى حق پرست مرقوم داشته اند. و حقير در نوشته خود اشتباهاً آن را (قابى) درج نموده بودم كه بدينوسيله تصحيح مى گردد.
در رابطه با تذكر دوم ايشان مبنى بر اينكه: اظهار (آثار باقى مانده از حسام خوئى به نظم و نثر فارسى است) وجهى نداشته, بدليل آنكه فقط يك اثر منظوم از وى در اين مقاله معرفى شده, بايد عرض شود كه در مقاله مذكور چند اثر منظوم حسام معرفى شده بدين ترتيب:
1. نزهة الكتاب و تحفة الاحباب كه قسم چهارم آن به نظم است.
2. نصيب الفتيان و تشبيب البيان كه فرهنگ منظوم عربى به فارسى است.
3. تحفه حسام كه فرهنگ منظوم تركى به فارسى است.
4. قصيده مصنوع كه شعر فارسى است.
5. ملتمسات كه صد قطعه منظوم و رباعى است.
بنابراين ذكر اينكه آثار حسام خوئى به نظم و نثر است خالى از وجه نخواهد بود و در اين مورد حق با غير حق پرست است.
از آن سرور در انتشار اين مجله وزين و همچنين از توجه و عنايت جناب آقاى حق پرست كمال سپاس و امتنال را دارم. على صدرائى خوئى
بسمه تعالى
خدمت سردبير محترم مجله آينه پژوهش
با سلام و اكرام
در شماره پيشين مجله بزرگوار آينه پژوهش (سال هشتم, شماره چهارم, مهر ـ آبان 1376) مقاله اى با عنوان (نگاهى به شرح فصوص الحكم) به قلم آقاى عليرضا ذكاوتى قراگزلو نشر يافته بود. نويسنده محترم در مقاله خود كه به مناسبت چاپ جديد شرح فصوص الحكم, به تصحيح و تحقيق و اهتمام جناب استاد آشتيانى, درباره ابن عربى و عرفان او نوشته اند, به فهارس اين چاپ اشاره كرده اند و از جمله به فهرست اصطلاحات, كه به حق (مهمترين فهرست) اين كتاب خوانده بودند. اما ايشان بر اين فهرست ايراد كرده اند كه برخى از اصطلاحات به جاى آنكه هريك در جاى جداگانه و به صورت مواد مستقل آورده شود, همه با يكديگر و پى در پى, البته با نشانه هاى فصل, آورده شده و به قول ايشان تنظيم كننده (همه را يك كاسه) ساخته است. به عقيده ايشان اگر اين اصطلاحات تفكيك مى شد بهتر و درست تر بود. دليلى كه ذكر كرده اند اين است كه (زيرا به هر حال اين اصطلاحات به ظاهر مرادف تفاوت هاى ريزى با هم دارند.) (ص11) به نظر اينجانب, كه ويراستار كتاب و تهيه كننده فهارس آن بوده است, در اين دليل سه نكته هست كه توضيح آن را بى فايده نمى بيند. نخست اينكه اگر ايشان بر اين عقيده اند كه (اين اصطلاحات تفاوت هاى ريزى با هم دارند) پس در اين صورت آنها را نمى توان (به ظاهر مرادف) خواند; چه از صفتِ (به ظاهر مرادف) مستفاد مى شود كه اين اصطلاحات در حقيقت مرادف نيست و به ظاهر مرادف مى نمايد, پس نبايد آنها را در رديف يكديگر آورد. حال آنكه (تفاوت هاى ريز) دلالت دارد بر آنكه تفاوتشان چندان مورد توجه نيست و از اين رو مرادف دانستنشان بى اشكال است ـ و حق نيز همين است. چه, تفاوت هاى ريز قابل اغماض است و مى توان ـ دست كم براى آسان تر كردن راهنمايى ـ از آنها صرف نظر كرد. در واقع به همين دليلى كه ايشان آورده اند, يعنى وجود تفاوت هاى اندكِ اين اصطلاحات با يكديگر, ويراستار آنها را تفكيك نكرده است و مجوز وى همان ريز بودن تفاوت ها بوده است. زيرا وقتى تفاوت ها ريز باشند, مرادف آوردن متفاوت ها رواست. به عبارت ديگر ترادف و تفاوت ريز مانعةالجمع نيست. البته ويراستار به آن تفاوت ها ــ كه حكم آن كليت ندارد ـ توجه داشته, اما به مقتضاى مصلحتى مهم تر و ضرورى تر فهرست را به آن صورت تنظيم كرده است. اين فهرست براى راهنمايى دانشجويان و علاقه مندان به حكمت و عرفان كه با اصطلاحات اين فن آشناى
يى ندارند, فراهم آمده تا با اصطلاحاتِ متعددِ مدلولاً واحد يا مصطلحات هم معنا ـ و احياناً به طور كلى هم معنا ـ در اين فن آشنا شوند و به تنوع اطلاقات از دريافتن معناى مشترك باز نمانند. خواننده اى كه فى المثل از اطلاق (ائمه اسماء) بر صفات ثبوتى خداوند بى اطلاع است از اين فهرست درمى يابد كه اين دو در اصطلاح عارفان به يك معناست. نكته دوم آنكه براى خواننده ناآشنا با اين اصطلاحات دانستن تفاوت هاى اندك يا باريك و دقيق ميان آنها بى فايده است. اگر كسى مثلاً معناى (احديت) را در اصطلاح عرفان نظرى نداند براى او دانستن اينكه اين اصطلاح تفاوت ريزى با اصطلاح (عماء) دارد فايده چندانى نخواهد داشت. اما اصطلاح آشناتر يا مفهومتر (مرتبه واجبيت) يا (موجود مطلق به شرط محوضت) معناى احديث را براى او روشن خواهد كرد.
سوم اينكه توجه دادن يا يافتن به تفاوت ريز پس از آگاهى به ترادف و نزديكى بارز است, نه پيش از آن. اگر خواننده علاقه مند و كنجكاو باشد با تفحص در متن كتاب, و با راهنمايى همان فهرست, خود پى به تفاوت دقيق اصطلاحات ـ به فرض موجود ـ خواهد بود.
اينجانب گمان ندارد فهرستى با اين ويژگى براى كتابى عرفانى ـ آن هم كتابى به اين دشوارى ـ تاكنون سابقه داشته است. به كار بستن روشى كه نويسنده مقاله گفته اند كار تهيه اين فهرست را آسان تر و زحمت ويراستار را كم تر مى كرد; اما مدوِّن به اميد حصول همان فايده از اين فهرست, كه گفته شد, كار شاق ترتيب اين نوع فهرست اصطلاحات را بر عهده گرفت و رنج آن را بر خود نهاد; و اميدوار است سعى وى بى نتيجه نبوده باشد. هرمز بوشهرى پور


صفحه 15

اخبار


درگذشتگاندرگذشت استاد احمد آرام
فاضل دانشمند, محقق و مترجم ارجمند مرحوم استاد احمد آرام يكى از مفاخر عالمان و دانشمندان, و يكى از مترجمان نامدار عصر حاضر به شمار مى رفت. فقيد سعيد در نخستين روز از فروردين 1283ش (عيد سعيد غدير خم 1321ق) در خانواده اى متدين و مذهبى, در تهران زاده شد. پس از پشت سر نهادن دوران كودكى, دوره ابتدايى و متوسطه را در مدارس دانش, ترقّى, علميه و دارالفنون به پايان رسانيد و در سال 1302ش فارغ التحصيل شد. سپس به مدرسه طبّ رفت, ولى آن را ناتمام گذاشته و به كار معلّمى پرداخت, او در اين مدت در مدارس علميه, فلاحت, شرف و دارالفنون به تدريس شيمى, فيزيك, رسم فنّى و هيئت پرداخت و در همين زمان به تأليف كتاب هاى درسى (دوره فيزيك و شيمى) ـ در ده جلد ـ با همكارى آقايان: فصيحى و نصيرى دست زد و شهرت بسزايى كسب كرد و در كنار اينها به تحصيل منطق, فقه و معانى بيان نزد مرحوم اعتماد الاسلام همّت گماشت. او با همّت و پشتكار عالى خويش موفق شد زبان هاى عربى, انگليسى و فرانسه را به خوبى بياموزد و بر آنها ـ همانند زبان مادرى اش ـ چيره شود و در سايه همين تسلط بود كه در طول عمر با بركت خويش توانست ده ها اثر از بزرگان جاويد علم و فلسفه را به پارسى درآورد. وى همچنين از ديرباز عضو برجسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى بوده است. استاد به دين و اخلاق سخت پايبند بود و با قرآن مأنوس, و غيبت و دروغ و مال حرام نزد او بسيار منفور بود. او خود مى گفت:
(سعى مى كنم كه موحّد باشم, توحيد اصل دين اسلام است, توحيد يعنى آدم غير از خدا هيچ چيزى را مؤثر نداند. اين هاست كه مرا تاكنون اين طور نگهداشته, ان شاءاللّه كه درست بوده…).
او درباره آموختن زبان عربى مى گويد:
(عربى دانستن من روى روح دينى من است. چون پدرم خيلى متدين بود و ماه رمضان كه مى شد شايد ده پانزده قرآن, ختم مى كرد. هميشه سحر برمى خاست و به نماز و دعا مشغول مى شد و من همان طور بار آمده بودم و به قرآن اُنس شديدى داشتم و در مدرسه قرآن و دعا مى خواندم. بعد خيلى به قرآن سرمى كشيدم, اين است كه به زبان عربى انس گرفتم…).
ترجمه هاى ايشان در نثر شيوا, قلم جذّاب و زيبا, شيرينى تعبير و استوارى بيان مشهور است.
برخى از آثار آن مترجم فقيد, عبارتند از:
* ترجمه كتاب (الحياة) ـ 3ج ـ (نوشته: محمدرضا حكيمى و ديگران)
1. اثبات وجود خدا (از: جان كلوور مولسما)
2. ارتباط غير زبانى ميان خدا و انسان (توشيهوكو ايزوتسو)
3. خدا و انسان در قرآن (از: ايزوتسو)
4. اثبات وجود خدا براى بى دينان (از: موريتمر آدلر)
5. تصحيح كيمياى سعادت (امام محمد غزالى)
6. مقدمه اى بر فلسفه (اوزوالد كولپه)
7. لغات قرآن
8. در سايه قرآن ـ 12جزء ـ (ترجمه (فى ظلال القرآن) سيد قطب)
9. ترجمه بخش هايى از (الاتقان فى علوم القرآن) (جلال الدين سيوطى)
10.احياء فكر دينى در اسلام (از: محمد اقبال لاهورى)
11. سه حكيم مسلمان (از: سيد حسين نصر)
12. تاريخ مصور علوم اسلامى (از: سيد حسين نصر)
13. متفكران اسلام (از: بارون دوكارادووو) ـ 3ج ـ
14. وعده راست (از: طه حسين, ترجمه (الوعد الحق))
15. على و دو فرزندش (از: طه حسين, ترجمه (على وبنوه))
16. تاريخ نجوم اسلامى (از: كرلو الفرونسو نلّينو)
17. علم و تمدن در اسلام (از: سيد حسين نصر)
18. مكه مكرمه و مدينه منوره (از: امل اسين)
19. انتقال علوم يونانى به عالم اسلام (از: دليسى اوليرى)
20. گفتار رمضان (از: شيخ على الطنطاوى)
21. مشرق زمين گاهواره تمدن (از: ويل دورانت)
22. نظريات كلامى شيخ مفيد (از: مارتين مكدرموت)
23. نامه كندى به معتصم در فلسفه اولى (از: احمد فؤاد الاهوانى)
24. تاريخ اسلام كمبريج ـ 2ج ـ (تأليف: دانشگاه كمبريج)
25. كشاف اصطلاحات الفنون (از تهانوى, با همكارى: عبداللّه نورانى)
26. منطق اكتشاف علمى (از: كارل پوپر) ـ 3ج ـ
27. تاريخ علم (از: جورج سارتون)
28. هگل و مبادى انديشه معاصر (از: امير مهدى بديع)
29. يونانيان و بربرها (از: اميرمهدى بديع) ـ 2ج ـ
30. تحقيقى درباره انسان (از: ارنست كاسپر)
31. پندار گسترش پذيرى بى پايان حقيقت (از: امير مهدى بديع)
32. تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن (از: ابوريحان بيرونى)
33. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
34. علم و مردم (از: جيمز كونانت)
35. كتاب هيئت (از: آيه مورو)
36. فلسفه تربيت (از: هرمن هارل هورمن)
37. پرورش ذهن (از: هـ, دوموسيه)
38. فنّ ديرزيستن (از: دودوويل گاستون)
39. روح ملّتها (از: آندره زيگفريد)
40. تنظيم بيست مقاله (از: سيد حسن تقى زاده)
41. مرزهاى دانش (از: لين هوايت)
42. شش بال (از: جورج سارتون)
43. كليدهاى خوشبختى (ترجمه از عربى)
44. نقدى بر نوينيگرى (از: پيترل, برگر)
45. علم به كجا مى رود (از: ماكس پلانك)
46. علم, نظريه و انسان (اروين شرودينگر)
47. نام دانشها و فنها و هنرها (از: جوزف تيكوساينر)
48. آموزش و پرورش زنده (از: تى پى شترد)
49. معماهاى منطقى و رياضى (از: جورج سمرز)
50. جهان در سال دو هزار (از: پيرماسه) ـ با همكارى ديگران ـ
51. بحثى در قضيه فيثاغورس و سى راه مختلف اثبات آن (از: اميل فورى)
52. نسبيت براى همه (از: جيمز كولمن)
53. فرهنگ اصطلاحات جغرافيايى (اشتراك در تأليف)
54. كتابهايى كه دنيا را تغيير دادند (از: روبرت دوتر)
55. ماه مصنوعى (از: جان لولين)
56. پيدايش و مرگ خورشيد (از: ژرژ گاموف)
57. تلفن شما چگونه كار مى كند؟ (از: هرمن و نينا اشنايدر)
58. ماشينهاى خانگى چگونه كار مى كند؟ (از: همو)
59. زبان آموز فارسى (لغات فارسى با معادل عربى و انگليسى)
60. جغرافياى صنعتى جهان (از: پير ژرژ)
61. الكتريسيته و مغناطيس (از: مارسل بول)
62. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
63. حساب ديفرانسيل و انتگرال براى همه (سيلوانوس تامسن)
64. تكامل علم فيزيك (از: آلبرت انيشتين ولئوپولد اينفلد)
65. كليات جغرافيا
66. اصول حفظ الصحة
67. صدوبيست مسأله حساب
68. حل المسائل فيزيك (5ج)
69. نقشه آسمان
70. نقشه هندسى
71. هديه سال نو. (نخستين تأليف وى در سال 1302ش)
سرانجام آن مترجم و محقق بزرگوار, به تاريخ 15 فروردين 1377ش (6ذيحجه 1418ق) در 94 سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه در (قطعه فرهيختگان) بهشت زهرا آرام گرفت. آينه پژوهش به سهم خود اين ضايعه اسف بار را به جامعه علمى و ادبى تسليت گفته و يادآور مى شود كه مرحوم استاد آرام در نشستى كه چند سال پيش در دفتر اين مجله, داشت به نكات و تجربيات سودمندى اشاره كردند كه خلاصه اى از آن در شماره ششم (سال اول, فروردين و ارديبهشت 1370) به چاپ رسيد.
در غم فقدان اين پير ترجمه پيام هاى تسليت از سوى رياست جمهورى و وزراى فرهنگ و ارشاد اسلامى و فرهنگ و آموزش عالى صادر شد. روانش شاد و ياد و يادگارش پايدار باد. درگذشت دكتر ابوالحسن شيخ
استاد معظّم, دانشمند گرانقدر مرحوم دكتر ابوالحسن شيخ ـ قدّس سرّه ـ بنيانگذار و پدر علم شيمى نوين ايران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1286ش (1324ق) در تهران, در بيت علم و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم دكتر محمد شيخ ـ احياءالملك ـ از نوادگان علامه بزرگوار شيخ حرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه (م1104ق) و يكى از پزشكان و جراحان متدين تهران و از اصحاب آيت اللّه العظمى شيخ عبدالنبى نورى بود.
وى دوره ابتدايى و دوره اول متوسطه را در مدارس مسعوديه, ثروت و دارالفنون گذراند و پس از آن به مدرسه صنعتى ايران ـ آلمان رفت و در رشته شيمى و داروسازى به تحصيل ادامه داد. سپس در سال 1306ش, جزو نخستين گروه دانش آموزان ايرانى بود كه براى ادامه تحصيل به اروپا اعزام شد و پس از هشت سال اقامت در آلمان موفق به دريافت دكتراى شيمى در بخش مواد ضد عفونى گرديد. او اوّلين ايرانى بود كه دكتراى شيمى دريافت كرد و در مدّت 32سال تدريس پى درپى و مداوم, صدها نفر از دانشجويان را در اين رشته تربيت نمود و در سال 1322ش در تاسيس دانشكده علوم نقش اساسى داشت. دانشسراى عالى, دانشكده علوم, آزمايشگاه شيمى اداره دخانيات و آزمايشگاه اداره غلّه كشور مكان هايى بودند كه شاهد ده ها سال تدريس و خدمت وى بودند. او از سال 1335 تا 1337 سرپرست دانشجويان ايرانى در آلمان بود و در تربيت دينى و سلامت روحى آنان نقش چشمگيرى را ايفا نمود و پس از دو سال به دليل روحيه مذهبى اش, از كار بركنار گرديد. در آذرماه 1332ش به نمايندگى از سوى آيت اللّه كاشانى, در مؤتمر اسلامى بيت المقدس شركت جُست و در سال 1365ش بازنشسته گرديد و به مطالعه كتاب هاى دينى و عرفانى به خصوص تفسير شريف الميزان و كتاب هاى مرحوم آيت اللّه شاه آبادى و استاد شهيد مرتضى مطهرى اشتغال داشت, وى هماره در تربيت دينى خويش مى كوشيد و ساليان بسيار از محضر عرفان و اخلاق مرحوم آقا شيخ رجبعلى خياط بهره مند شد.
تأليفات آن فقيد عبارتند از:
1. تئوريهاى شيمى آلى (2ج)
2. عمليات شيمى آلى (2ج)
3. تمرينات و تجربيات شيمى آلى ارگانيك
آن مرد بزرگ, در روز نخست فروردين 1377ش در نودسالگى چشم از جهان فرو بست و به مواليان طاهرينش پيوست. درگذشت حجةالاسلام والمسلمين هنرور خويى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ جليل (بن مرتضى بن جليل) هنرور خويى ـ طاب ثراه ـ يكى از مفاخر علماى خوى به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال 1305ش در خوى به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, در سال 1323ش به مدرسه علميه نمازى خوى رفت و به فراگيرى علوم دينى اشتغال ورزيد. وى در مدت چهارده سال ادبيات و سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت. مقدمات را از مرحوم شيخ على مجتهدى و مرحوم حاج ميرعلى محدث و شيخ جابر فاضلى خويى و سطوح فقه و اصول و كلام و هيئت را از آقايان: شيخ عبدالحسين اعلمى, سيد ابراهيم علوى و شيخ صادق فراهى آموخت و در سال 1337ش, مديريت مدرسه مزبور را بر عهده گرفت و اين وظيفه تا سال 1357ش به طول انجاميد. وى در اين مدت ـ و تا پايان عمر مباركش ـ به تدريس علوم دينى (رسائل و مكاسب, معالم و قوانين و شرح لمعه) پرداخت و ده ها نفر از فضلا و طلاب را تربيت نمود و همزمان در سه مسجد, اقامه نماز جماعت در سه وقت مى نمود و خانه اش ملجأ و مأواى مستمندان و محل رفع دعاوى و اصلاح بين الناس بود. وى از بام تا شام را يكسره به تدريس معارف اهل بيت, گره گشايى از كار مردمان, پاسخگويى به مشكلات دينى مردم و اداره مساجد و مدارس مى گذراند و اوقات بيكارى اش ـ حتى تا پاسى از شب ـ را مصروف مطالعه كتاب هاى مختلف مى نمود و از اين رهگذر بر تفسير و تاريخ و حديث و ادبيات عرب و عجم تسلّطى فراوان داشت و همه مطالب را به حافظه خود سپرده بود. خطش بسيار زيبا و مجلسش شيرين بود و از برخى علماى قم و نجف اجازات متعدد داشت. وى به تجديد بناى مساجدى چند (از جمله مسجد سيد يعقوب) و مقبره آخوند نوايى موفق شد و در صدد احداث بيمارستان خيريه 500 تختخوابى آيت اللّه خويى برآمد كه تاكنون به موفقيت چشمگيرى نائل شده است. از آثارش كتاب (توضيح الاسماء) در بيان وجه تسميه پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنّى, و شرح حال آخوند ملا زين العابدين نوائى بوده است.
وفاتش در 71سالگى, در 7 شوال المكرم 1418ق (بهمن 1376ش) روى داد و پيكرش پس از تشييع بسيار باشكوه در مقبره آخوند مدفون گرديد. درگذشت استاد سيد عبدالرزاق الحسنى
دانشمند معظم و نويسنده شهير, شيخ المورخين العراقيين استاد سيد عبدالرزاق حسنى آل حلو يكى از برترين نويسندگان و محققان عراقى به شمار مى رفت. آن فقيد در سال 1903م (1322ق) در بغداد زاده شد و آموزش ابتدايى را در جامع خفافين, و دروس عالى را در (مكتب الترقى الجعفرى العثمانى) فراگرفت و در آنجا زبانهاى تركى و فرانسه را نيز بياموخت. سپس در سال 1920م (1340ق) در اثر حوادث انقلاب عراق ـ ثورة العشرين ـ به نجف رفت و به عنوان معلّم در مدرسه اميريه به كار تعليم و تربيت پرداخت و پس از آرامش اوضاع بغداد, بدانجا بازگشت و در دارالمعلّمين به تحصيل مشغول شد و در آنجا بود كه به نگارش مقالات و روزنامه نگارى پرداخت و نخستين كتابش در سال 1922م با نام (المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية) به چاپ رسيد.
وى در طول زندگى اش وظايف فرهنگى مختلفى را عهده دار بود (مانند: رياست كنگره بيست و پنجم مستشرقين در مسكو, 1960م, و ديوان محاسبات نخست وزيرى عراق) و در كنار اين وظايف, ده ها كتاب و مقاله دينى, تاريخى, جغرافى و شناخت ملل و نحل در مجلاّت عربى منتشر نمود.
نوشته هاى وى همواره مصدرى مهم براى عموم پژوهشگران فرهنگ و تاريخ عربى به شمار مى رفت. خود وى مى گفت:
(برايم در زندگى هيچ لذّتى بالاتر از مطالعه كتاب نيست, من هر روز بيش از ده ساعت مطالعه مى كنم و بيشتر افرادى كه در خانه ام به ديدارم مى آيند, دانشجويانى هستند كه در مراحل عالى به تحقيق و بررسى اشتغال دارند و اين برترين نعمتى است كه نصيب اين جانب شده كه مردى در آستانه نودسالگى داراى هوش و حافظه اى قوى باشد, خدا را در هر حال شكر مى كنم…).
برخى از آثار ماندگار آن فقيد عبارت است از:
1ـ اسرار الانقلاب; 2ـ الاسرار الخفية فى حوادث السنة1941 التحريرية; 3ـ تاريخ الثورة العراقية; 4ـ تاريخ العراق السياسى الحديث ـ 3ج ـ; 5ـ العراقى فى دورى الاحتلال و الانتداب ـ 2ج ـ; 6ـ الخلاف العراقى البريطانى سنة 1941م; 7ـ الثورة العراقية الكبرى; 8ـ تاربخ الوزارات العراقية ـ 10ج ـ; 9ـ العراق فى ظل المعاهدات; 10ـ العراق قديماً و حديثا; 11ـ موجز تاريخ البلدان العراقية; 12ـ المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية; 13ـ رحلة فى العراق; 14ـ تحت ظلال المشانق; 15ـ الاصول الرسمية لتاريخ الوزارات العراقية; 16ـ الاغانى الشعبية فى شعوب الاغنية; 17ـ تاريخ الصحافة العراقية; 18ـ البابيون فى التاريخ; 19ـ البابيون والبهائيون فى حاضرهم وماضيهم; 20ـ تعريف الشيعة; 21ـ الخوارج فى الاسلام; 22ـ الصابئه قديماً و حديثا;23ـ الصابئون فى حاضرهم وماضيهم; 24ـ اليزيديون فى حاضرهم وماضيهم; 25ـ اليزيدية او عبدة الشيطان; 26ـ عبدة الشيطان فى العراق.
سرانجام آن دانشمند فقيد, پس از 95 سال زندگى در اثر بيمارى, در شوّال المكرم 1418ق در بغداد بدرود حيات گفت. روانش شاد باد. درگذشت حجت الاسلام والمسلمين آل على شاهرودى
حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد جواد حسينى آل على شاهرودى ـ قدس سره ـ داماد آيت اللّه العظمى شاهرودى و يكى از افاضل دانشمندان به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در 27 جمادى الاول 1348ق (1308ق), در نجف اشرف در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيت اللّه حاج سيد حسين آل على (م1373ق) از علماى شاهرود و از شاگردان آيات عظام حاج شيخ عبدالكريم حايرى, ميرزاى نائينى, آقا ضياء عراقى و سيد ابوالحسن اصفهانى بود.
معظم له مقدمات علوم دينى و سطوح را نزد پدر بزرگوارش و آيت اللّه سيد جعفر موسوى مروج ـ مؤلف منتهى الدراية ـ آموخت و پس از آن در درسهاى فقه و اصول حضرات آيات عظام: آقاى شاهرودى و آقاى خويى حاضر شد و بهره فراوان برد و همزمان با آن به تدريس سطوح و اقامه جماعت در (مسجد الامام المهدى) و ارشاد و راهنمايى مؤمنان پرداخت. ايشان همچنين يكى از اعضاى هيئت استفتاء آيت اللّه شاهرودى و مسؤول دفتر و بعثه حج آن مرجع فقيد بود كه از اين رهگذر توانست خدمات فراوانى را به طلاب حوزه علميه بنمايد و….
وى مقيد بود زيارت عاشورا را هر روز قرائت كند و بارها, پياده از نجف به كربلا مشرّف مى شد, كه برخى از اين سفرها به همراهى مرحوم آيت اللّه شاهرودى بود. در سال 1395ق بود كه به دليل فشار بسيار حكومت بعث به ايرانيان مقيم عراق, وى به كويت مهاجرت كرد و در آنجا به بزرگداشت شعائر دينى و تبليغ و تدريس و تاسيس مساجد و مدارس پرداخت كه مدرسه علميه آيت اللّه خويى از آن جمله است.
در سال 1370ش (1412ق) به تهران آمد و به تأسيس بيمارستان سيصد تختخوابى چشم پزشكى پيامبران ـ كه در ايران بى نظير است و فاز اول آن در خرداد 1377 افتتاح خواهد شد ـ موفق گرديد.
از آن عالم بزرگوار تاليفاتى به چاپ رسيده است, كه عبارتند از:
1. المحاضرات فى التاريخ والحديث ـ 2ج ـ (مجموعه 101 سخنرانى وى در موضوعات قرآنى, حديثى, تاريخى, اخلاقى); 2. الانسان فى مراحل السّت (اين كتاب به فارسى وارد و ترجمه شده است); 3. الامام المهدى و ظهوره; 4. آداب الحرمين ـ فارسى و عربى ـ; 5. صحيفة المتهجد ـ فارسى و عربى ـ; 6. المراقبات فى اعمال الجمعة; 7. كتاب الارث (الارث فى جداول); 8. شخصية المسلم; 9. من معالم الاسلام و آدابه; و آثار مخطوط وى عبارتند از:
10. تقريرات درس فقه آيت اللّه شاهرودى; 11. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى; 12. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى.
سرانجام آن عالم بزرگوار, پس از تحمل سال ها بيمارى و اسارت بستگانش (فرزند و داماد و نوادگانش همچنان در چنگال رژيم بعثى عراق گرفتارتند) در هشتم فروردين 1377 (اول ذيحجة الحرام 1418ق) در 70 سالگى چشم از جهان فرو بست و پس از تشييع و نماز آيت اللّه حاج سيد محمد شاهرودى بر پيكر پاكش, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون گرديد. درگذشت آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى
حضرت مستطاب آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى زنجانى يكى از برترين شخصيتهاى علمى زنجان به شمار مى رفت. فقيد سعيد در تاريخ 19 ربيع الثانى 1342ق, در زنجان در بيت علم و فضيلت چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت اللّه شيخ احمد دو اسبى (1296ـ1352ق), از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و از علماى محترم شهر بود. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات را نزد ميرزا اصغر فقاهتى و ميرزا يحيى مدرس فرا گرفت. در نوزده سالگى (1361ق) به قم آمد و سطوح را نزد حضرات آيات: سيد جمال مزلقانى (قوانين), حاج آقا روح الله كمالوند و شيخ موسى عباسى زنجانى (مكاسب), شيخ عبدالكريم خوئينى و ميرزا محمد مجاهدى تبريزى (و رسائل و كفايه) آموخت و پس از آن به درس خارج فقه و اصول آيت اللّه حجت و خارج اصول آيت اللّه العظمى بروجردى حاضر شد و همزمان حكمت را از محضر شيخ اسحق آستارايى و آقا سيد حسين قاضى تبريزى و هيئت را از مرحوم علامه طباطبايى فراگرفت.
معظم له در سال 1369ق, پس از اخذ اجازات متعدد علمى از اساتيد خويش و برخى علماى نجف چون: آيت اللّه حكيم و آيت اللّه خويى, به زادگاهش بازگشت و به تدريس علوم دينى و اقامه جماعت در مسجد ميرزا احمد پرداخت و رفته رفته در آن شهر موقعيتى بس والا كسب كرد و مورد توجه فضلا و حوزه علميه قرار گرفت.
وى علاوه بر ساير كمالات علمى و اخلاقى خويش, خطّى بسيار زيبا داشت و انواع خطوط را نيكو مى نوشت و يكى از خوشنويسان زنجان به شمار مى رفت. همچنين در تأليف و گردآورى دقائق علمى و تاريخى كوشا بود و از هر فرصتى براى مطالعه و كتابت بهره مى برد.
آثارى چند, به خط نكويش بر جاى مانده كه عبارت است از:
1. جامع الروايات المروية عن الائمة الهداة (در عقايد و اخلاق); 2. تاريخ اسلام (از ابتدا تا پايان); 3. المختار من ابحاث المعالم; 4. سفره درويش (در علوم غريبه و كشكول).
وفات آن عالم بزرگوار در چهاردهم رمضان 1418ق (23 دى 1376ش) در 76 سالگى در زنجان روى داد و پيكر پاكش پس از تشييعى باشكوه, در كنار مرقد مرحوم آيت اللّه شيخ فياض زنجانى ـ مدفون شد. ناصرالدين انصارى*.*.*فرهنگىمعرفى برگزيدگان پنجمين جشنواره مطبوعات
جشنواره مطبوعات امسال با حدود پانصد نشريّه در محل دائمى نمايشگاه هاى بين الملى تهران به مدت ده روز (از 17 تا 27 ارديبهشت) تشكيل شد و محلى براى عرضه و نمايش توان مطبوعاتى كشور بود.
در روز نهم جشنواره, كه با حضور مسؤولان فرهنگى و ارباب مطبوعات كشور و سخنرانى وزير محترم ارشاد و معاونت مطبوعاتى وى در تالار وحدت برگزار شد, برگزيدگان اين جشنواره معرفى شدند كه نام برخى از آنها به اين شرح است:
در رشته مقاله: مسعود بوجارى از نشريه حقوق و اجتماع, مصطفى شريف النبى از روزنامه اطلاعات, فرهاد محمدى از نشريه نامه اتاق بازرگانى, مسعود جواديان از نشريه رشد آموزش ابتدايى, على ملك پور از روزنامه همشهرى, محمد حسن مقنى زاده از روزنامه جمهورى اسلامى, بهزاد عشقى از نشريه فيلم, مريم بصيرى از نشريه پيام زن, سيد احمد محيط طباطبايى از نشريه تماشاگران, احمد بيانى از نشريه ادبيات معاصر, ايرج شاكى نيا از نشريه تدبير, سيد ضياءالدين جوادى از روزنامه اطلاعات, سيد مهدى سيد بن اردبيلى و سيد هادى پيغمبردوست از نشريه استاندارد و كالاها. حميد انصارى از نشريه جنگل و مراتع, يحيى پاسدار خشكناب از نشريه علمى پژوهشى بهبود, عليرضا كاهانى از نشريه پزشكى قانونى. احمد عابدينى از نشريه فقه, على سليمى از نشريه حوزه و دانشگاه.
در رشته نقد: شهريار مندنى پور از نشريه دنياى تصوير, جهانبخش نورايى از نشريه فيلم, جواد اسحاقيان از نشريه ادبيات معاصر, هدايت اللّه بهبودى از نشريه كمان.
در رشته ترجمه: كامران احمدگلى از نشريه كانون زبان ايران, محمدرضا اللّه وردى از روزنامه ايران نيوز, مهرداد آزاد از روزنامه كيهان, حسين على نوذرى از فصلنامه تاريخ معاصر.
در رشته ادبيات, شعر, داستان, گزارش, مصاحبه و طرح و گرافيك كودكان و نوجوانان.
سعيد هنرمند از نشريه نگاه نو, عرفان نظرآهارى از نشريه سروش نوجوان, فريبا كلهر از نشريه سروش كودكان, آتوسا صالحى از نشريه سروش نوجوان, داود غفارزادگان از نشريه سروش نوجوان, جواد كاظمى, شراگيم امينى و نسترن ظفراردلان از نشريه خانه, سيد محمد سادات اخوى از نشريه ياران, محمد على سپهر افغان از نشريه سروش كودكان و محمد مهدى نورى از نشريه پوپك. برگزارى كنگره بزرگداشت آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى
كنگره بزرگداشت (علامه مجاهد آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى) در روزهاى سوم تا پنجم ارديبهشت در لار و جهرم برگزار شد.
در روز پنجشنبه سوم ارديبهشت با حضور جمعى از محققين حوزه و دانشگاه پيام رهبر معظم انقلاب توسط حجت الاسلام محمدى گلپايگانى قرائت شد:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
برپاسازى بزرگداشت براى عالم عظيم الشان و مجتهد ممتاز, مجاهد مرحوم آيت اللّه العظمى حاج سيد عبدالحسين لارى كه اكنون بحمداللّه به تحقق پيوسته است از جمله كارهاى شايسته و وظايف مهم مسؤولان امور فرهنگى در جمهورى اسلامى است.
آشنايى نسل كنونى انقلاب با چهره نورانى علمى و سياسى و جهادى و اخلاقى اين شخصيت بزرگ مى تواند برگ زرين تازه اى از كتاب قطور افتخارات ملى ايرانيان را در برابر چشم آنان بگشايد و آنان را با تجربه هاى پيشين خود كه براى امروز و آينده درس و سرمشق است, هرچه بيشتر آشنا سازد.
مرحوم آيت اللّه العظمى آقا سيد عبدالحسين لارى در ميان علماى معاصر خود از امتيازات ويژه اى برخوردار بوده است و به گمان زياد همين ويژگيها موجب آن شده است كه ميرزاى بزرگ (مجدد شيرازى) او را از سامرا و از حلقه گرم تعليم و تعلم آن حوزه بزرگ و از ميان شاگردان خود برگزيده و به منطقه فارس و بوشهر كه خود از وضعيت حساس آن بخوبى مطلع بوده است, گسيل دارد.
آن روز منطقه فارس و بوشهر اسير سلطه جبار نظاميان انگليسى بود و اين قطعه خونين از ميهن و ملت ما از اشغال خشن و ظالمانه نظاميان و سياستمداران انگليسى در رنج و مصيبت مى زيست, مرحوم سيد عبدالحسين لارى پرچم جهاد و مبارزه با اشغالگران را برافراشت و اولين نمونه كوچك, ولى پرمعنا از حكومت اسلامى را در اين خطه تشكيل داد.
بديهى است كه عده و عده اشغالگران انگليسى و رجال سياسى و دربارى دست نشانده آنان توانستند بر مجموعه كوچك و مومن ولى تهيدست پيرامون سيد بزرگوار فائق آيند و آن بزرگوار و خانواده اش را به محنتى سخت دچار كنند, ولى نداى حق طلبانه و ظلم ستيز آن عالم دينى راستين را نتوانستند خاموش سازند و آن روحانى جليل القدر يك بار ديگر در جريان مشروطيت ايران, حضور, روحيه قوى, ذهن روشن و درك عميق خود از قضاياى كشور را به نمايش گذاشت و علم عدالتخواهى و مبارزه با استبداد قاجارى را در منطقه فارس برافراشت.
بى شك مرحوم آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى يكى از فقهاى بزرگ و كم نظيرى است كه بطور يكسان عرصه علم, دين و صحنه جهاد و سياست را با مشعل فروزان وجود خويش روشن ساخته است. او يكى از مفاخر حوزه هاى علميه و يكى از شخصيت هاى برجسته تاريخ ايران است.
سزاست كه درباره ابعاد علمى و اخلاقى و جهادى و سياسى اين شخصيت بزرگ تحقيق و تفحص شايسته صورت گيرد و اندكى از حق عظيم او و خاندان با فضيلتش ادا شود.
توفيقات همه حضار محترم بخصوص دست اندركاران اين گردهمايى را از خداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمةاللّه
سيد على خامنه اى
2/2/77
پس از قرائت پيام رهبر انقلاب امام جمعه و استاندار لار به ايراد سخن پرداختند.
آقاى عطاءاللّه مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در پايان اجلاس افتتاحيه اين كنگره با برشمردن فضائل و ويژگيهاى زندگانى آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى در سالهاى پر حادثه 1330 تا 1332 قمرى اين سالها را سالهاى قابل توجه اى در زندگى ايشان دانست و به پژوهشگران و محققين جوان توصيه نمود چنانچه فرصت كافى جهت تامل در تمام زندگانى مرحوم آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى را ندارند حداقل وقايع زندگى ايشان را در فاصله اين سالها مورد مطالعه قرار دهند چرا كه آنچه سبب شكست نهضت مرحوم سيد لارى گرديد وقايع اختلاف انگيزى است كه در اين سالها اتفاق افتاده است.
مهاجرانى اختلاف در صفوف يك پارچه حاميان نهضت مرحوم سيد عبدالحسين لارى و درگيرى بين مجاهدان و سرداران سپاه ايشان را دسيسه دشمن جهت براندازى حكومت ولايت فقيه سيد لارى دانست و تاكيد كرد, دشمن هميشه در مقابل حكومتهاى دينى از حربه اختلاف و دودستگى بيشترين بهره را مى برد و ما از برگزارى اين كنگره اگر همين يك درس را بگيريم, كافى است.
در اجلاس عصر پنج شنبه سوم ارديبهشت حجت الاسلام احمدى فقيه يزدى در خصوص نظريات فقهى آيت اللّه لارى, دكتر مهدى محقق پيرامون برخورد دانشمندان اسلامى با مسائل علمى و همچنين دكتر خيرانديش پيرامون لار, جغرافياى زمينى و تاريخ دريا و حجت الاسلام نبوى رئيس مركز بوشهرشناسى سخنرانى كردند. سپس حجت الاسلام على دوانى طى سخنانى به دورنمايى از شخصيت علمى, دينى و سياسى آيت اللّه لارى پرداخت.
در حاشيه اين همايش نمايشگاهى از اسناد قيام جنوب نيز كه به سيره و روند مبارزاتى سيد لارى مى پردازد تشكيل شد كه مورد استقبال شركت كنندگان قرار گرفت.
آيت اللّه سيد عبدالعلى لارى امام جمعه لار نيز در اين كنگره گفت: آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از پيشگامان ايجاد حكومت اسلامى در كشور بود و اين از بركات اسلام و جمهورى اسلامى است كه به زنده كردن نام بزرگانى چون علامه مجاهد همت گمارده مى شود.
آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از مراجع شيعه و از سياستمداران پرهيزگار اسلام در قرن اخير است. وى در سوم ماه صفر سال (1264هـ.ق) در خانواده اى روحانى در نجف اشرف ديده به جهان گشود و طى 78 سال حيات خود خدمات ارزنده و شايسته اى به جامعه اسلامى كرد. سيد عبدالحسين لارى از سياستمداران دين گرا و ظلم ستيز مطرح بود و پس از ورود به منطقه لارستان رهبرى مردم ستمديده جنوب ايران را بر عهده داشته است.
آيت اللّه لارى و مجاهدين همراهش در سالهاى 1323 تا 1333 بيشترين ضربات را بر پيكر استعمار انگليس وارد ساخت و صحنه هايى زيبا و فراموش نشدنى در اين جهاد از خود برجاى گذاشت. اعلام جهاد بر عليه محمد على شاه, چاپ تمبر و ضرب سكه حكومت اسلامى از جمله اقدامات ايشان در دوران حكومت اسلامى لارستان بوده است.
سيد مجاهد در 15 ارديبهشت 1303 در شهر جهرم فارس بدرود حيات گفت و در همين شهر نيز به خاك سپرده شد.
پاره اى از شركت كنندگان در كنگره ابراز مى كردند بهتر بود حداقل يك روز هم كنگره در قم برپا مى شد چون چهره فقهى و علمى سيد لازم بود در حوزه قم معرفى شود و در لار فقيهان بلندپايه يا شركت نداشتند و يا سخنرانى نكردند و نتيجتاً چهره علمى سيد بخوبى در كشور منعكس نشد.
ديگر اينكه اگر برگزارى كنگره تأخير مى افتاد تا اينكه آثار علمى سيد در اختيار محققان قرار مى گرفت و براساس آنها مقاله مى نوشتند تا حد زيادى در معرفى سيد لارى مؤثرتر بود.
همچنين بهتر بود پس از چاپ همه آثار سيد, كنگره برگزار مى شد. در اين خصوص, متوليان كنگره ابراز مى داشتند كه تعداد بسيار اندكى از رساله ها كه چاپ نشده بدين علت است كه قرار بود يكى از فضلا كه تصحيح آنها را به عهده داشت آنها را پيش از برگزارى كنگره در اختيار متوليان كنگره قرار دهد ولى هنگامى كه موعد فرا رسيد و مدت كمى تا برگزارى كنگره بود ايشان به وعده خود وفا نكرد و تلاش بسيار و طاقت فرساى متوليان كنگره براى جلب موافقت ايشان به جايى نرسيد. مجمع جهانى بزرگداشت نودمين سال روز ولادت شهريار شاعر زنده ياد
به مناسبت نودمين سال تولّد زنده ياد شاعر توانا و سخنور نامى استاد سيّد محمد حسين شهريار تبريزى كنگره اى چهار روزه از 25 تا 28 فروردين سال جارى در تهران و زادگاه او تبريز برگزار گرديد كه نزديك به پانصد نفر از نخبگان ادبى داخلى و خارجى در آن شركت داشتند.
بيشترين مهمانان شركت كننده از كشورهاى تازه استقلال يافته آسياى ميانه: جمهورى آذربايجان, تركمنستان, تاجيكستان و كشور همسايه تركيه بودند. در اين همايش جهانى تعداد هشتاد مقاله مبسوط به كنگره ارائه شده بود كه از برخى از آنها استفاده شد و در پايان مجموعه اى به نام (شهريارشناسى) در مورد استاد شهريار انتشار يافت.
در نشست هاى تبريز شور و شوق مردم آذربايجان شرقى به حدّى بود كه سالن هاى متعدد باشگاه شركت نفت از جمعيت پر شد و مردم به وسيله بلندگوها در محوطه حياط و خيابان ها مستمع بيانات گويندگان و سخنرانان محفل بودند. اين استقبال پرشور جوانان و نسل حاضر جهت دريافت پيام انسانى و ادبى شهريار از اين رو بود كه:
اوّلاً: شهريار شاعر دل ها و بيانگر احساسات, عواطف و علايق درونى مردم است. وقتى سخن از شهريار مى رود در واقع سخن از احساسات و خواسته هاى عموم مردم مى رود كه مى خواهد به نوعى احساسات درونى خود را به صورت زيبا در قالب شعر نشان دهد.
ثانياً: شهريار با سرودن اشعارِ ولائى و در مورد اهل بيتِ عصمت و طهار(ع) بويژه شعر معروف (على اى هماى رحمت/ تو چه آيتى خدا را…), خود را جزء شاعران درجه اول مادح اهل بيت(ع) رقم زده است و مردم ما نيز عاشق اهل بيت(ع) و عاشق خدمتگزاران و مادحين حقيقى اهل بيت(ع) هستند و جاودانگى اشعار او به صورت عمده به اين نكته اساسى و ظريف برمى گردد.
ثالثاً: شهريار با سرودن اشعار (حيدربابايه سلام) و (سهند), خود را به صورت يك شاعر بزرگ آذرى درآورده است, و ارادت بخش وسيعى از مردم به او, هم از اين روست.
وزير فرهنگ و آموزش عالى جمهورى آذربايجان در اين همايش مى گفت: (امروز اشعار شهريار در اين جمعيّت بالغ بر هشتصد ميليون نفر از ايران, تركيه, كشورهاى آسياى ميانه, اروپا خواننده دارد و در كوچه و بازار باكو بچه هاى پنج ـ شش ساله هم اشعار حيدربابا را ترنّم و از حفظ مى خوانند و اين نفوذ ادبى روز به روز در حال گسترش است به حدّى كه حيدرباباى او به بيش از ده زبان زنده دنيا ترجمه شده است.) اين مقبوليت ادبى و نفوذ گسترده و وسيع او به ادبا و شاعران جوان ما اين فرصت را مى دهد تا در راز موفقيّت او تأمّل و انديشه كنند و او را الگوى كار خود قرار دهند. همايش اسلام و نسل جوان
به مناسبت شهادت استاد شهيد مرتضى مطهرى, روز دوم تا سوم ارديبهشت ماه همايش علمى ـ فرهنگى تحت عنوان, كنگره اسلام و نسل جوان در دانشگاه نفت محمودآباد مازندران برگزار شده كه از سوى نمايندگان نهاد رهبرى در دانشگاه صنعت نفت اداره مى شد. در اين همايش اساتيد بزرگوار حوزه و دانشگاه حضور داشتند. برخى از شخصيت هاى ارزشمندى كه در اين همايش حضور داشتند, و مقاله ارائه دادند عبارتند از: دكتر احمد احمدى, دكتر رجبى (اعضاى شوورايعالى انقلاب فرهنگى), دكتر احمد بهشتى و دكتر شيخ الاسلام (از اساتيد دانشگاه), آقاى قرائتى, مهندس چمران, محمد دشتى, خانم دباغ (نماينده مجلس شوراى اسلامى), و جمعى ديگر از حوزه و دانشگاه كه با مقالات ارزشمند خود اين همايش علمى را در يك محيط صميمى و باصفا با حضور دانشجويان و مردم مشتاق محمودآباد غناى بيشترى بخشيديد. طبق وعده مسؤولان برگزاركننده, مقالات ارائه شده به زودى چاپ و در اختيار مسؤولان و مردم علاقه مند قرار خواهد گرفت. عقيقى بخشايشى