كتابشناسى شيخ محمّد غزالى
پورعقيل محمدعلى
1. الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه
چاپ هفتم: 1987م, انتشارات دارالصحوة قاهره, 214ص. (چاپ اوّل: 1947م)
شيخ محمد غزالى در مقدمه چاپ هفتم اين كتاب كه اولين اثر اوست, مى نويسد: (اين كتاب حاوى ديدگاه هايى است كه نيازمند به تجديد نظر دارد و بسيارى از موضع گيرى ها نيز نيازمند توضيح است. پاره اى از آرا و استنباط ها با توجّه به پيدايش حقايق تازه ممكن است نياز به بازنگرى داشته باشد; زيرا آراى نويسنده مربوط به تجربه دهه هاى گذشته است.) از جمله عناوين كتاب مباحث زير است:
دارا و ندار; درگيرى نيكى و پليدى; آيا پليدى تنها انگيزه هاى اقتصادى دارد؟; آيا نيكى دليل اقتصادى دارد؟; استعمار داخلى زمينه ساز استعمار خارجى; كاربرد ناصحيح دين در حل گرفتارى هاى همگانى; ضوابط مالكيّت خصوصى; آيا ماليات زمين به جاى زكات كافى است؟; ناشكوفايى دين در جامعه هاى منحط; ارزش خرد و دين. 2. الأسلام و المناهج الأشتراكيه
چاپ اوّل: 1960م, انتشارات دارالكتب الحديثه, قاهره, 270ص.
اين كتاب فريادى بود بيدارگر بر زورگويى دشمنان اسلام كه حيثيّت مبلغان مسلمان را تهديد مى كردند و فراخوانى بود سرشار از خوش بينى براى برگشت به منابع اصيل اسلامى و تعيين جايگاه آن در ارتباط با علم, نظام سياسى, نظام اقتصادى, نظام اجتماعى و مكاتب جديد.
عناوين عمده كتاب عبارت است از: اسلام در سرزمين خود; حيثيت مبلغان در معرض تهديد; امنيت اجتماعى; جامعه نمونه; كاركرد دولت; فلسفه دارا و ندار; گريز از دنيا يعنى انهدام دين; فساد سياسى زشت ترين بيمارى مسلمانان; توزيع مالكيّت; جايگاه فرد در زندگى اجتماعى; سيستم مالكيّت زمين در اسلام; دين و ربا; احتكار, درگيرى اسلام و كمونيسم. 3. الأسلام المفترى عليه بين الشيوعين و الرأسماليين.
چاپ اوّل: 1950م, دارالكتب العربى قاهره, 178ص.
نويسنده در مقدمه كتاب مى نويسد: (در زمان اشغال مصر و حاكميّت اقليّت هاى سياسى در سال هاى 1944ـ1949 ميلادى كه نژادپرستى انديشه و قلم را نابود و حقوق و آزادى ها را از بين برده بود, اين اوراق در معرض نابودى قرار گرفت و به رغم آنكه آثار فراوانى در زمان وحشت طراحى شده براى تخريب خانه ها و گشودن در زندان ها, از بين رفت; اين اوراق از كام نابودى بيرون كشيده شد. در دو كتاب پيشين, بحث هاى فراوانى درباره حقيقت سيستم مالى در اسلام و يا آنچه كه بطور كنايى از آن (سوسياليسم اسلامى) ياد مى شود, انجام داده ام و مى توانم بگويم با شيوه اى كه برگزيده ام سرمايه دارى و كمونيسم را به خشم آورده ام.)
اكثر بخش هاى كتاب پيش از اين, به طور پراكنده طى حدود سى شماره در يكى از نشريّه هاى دينى نشر يافت. مؤلف در مقدمه چاپ سوّم مى گويد: (اين كتاب و دو كتاب پيش از اين (الأسلام و الأوضاع الأقتصاديه و الأسلام و المناهج الأشتراكيه) جزو اولين كتاب هايى است كه به زبان عربى درباره اين موضوعات نوشته شده است; البته در زمانى كه اين قبيل مباحث در حوزه دين, ادب و سياست عربى ناآشنا بود اين كتاب ها آغازكننده اين بحث بود و بعدها ديگران آن را پيش برده و توسعه داده اند.
كتاب در واقع پرده بردارى دليرانه از ستم هاى اقتصادى دردناكى است كه بر مردم تحت حاكميت استعمار سفيد و سرخ به طور مساوى اعمال مى شود. گفتارهاى كتاب كوتاه است, امّا زير عناوين كلى ترى جا گرفته است; اين عناوين عبارتند از: تمدّن در كشاكش دين و الحاد; پايه هاى برادرى همگانى, نمونه هايى از عدالت اسلامى; فقه اسلامى همگام با پيشرفت اقتصادى, سخنگوى رسمى اسلام و درس هايى آسمانى. 4. الأسلام و الأستبداد السياسى
چاپ سوم, 1984, دارالكتب الأسلامية, 227ص.
كتاب سخنرانى هايى است كه غزالى در سال 1951 در زندان انجام داده است و بعدها قسمت هايى از آنها در بعضى نشريّه ها چاپ شد, امّا صورت كامل آن ده سال و اندى مجال نشر نيافت. كتاب تأثير گسترده اى در تهديد ستم پيشه گان داشت و استقبال از آن سريع تر از آن بود كه تصور مى شد. نويسنده با اين كتاب از توطئه هاى طراحى شده پرده برداشت. و توده مردم را از نتايجى كه تسليم در برابر آن, بر جامعه و دولت به بار مى آورد برحذر داشت.
شيخ در كتاب تأكيد مى كند كه اسلام حاكميت فردى و استبدادى را قبول ندارد و آموزه ها و اصول آن جامعه را به شورا و رأى همگانى فرا مى خواند و امّت اسلامى نيز در زمان پيامبر(ص) و خلفاى راشدين, چنين بود. اسلام همچنين مردم را به مبارزه فرا مى خواند و آن را بر هر كس كه توان مبارزه دارد, واجب گردانيده است. غزالى در اين كتاب پاره اى از مسائل اسلاميِ روز را مطرح كرده و نظر خود را در آن باره ارائه داده است. كتاب شامل مباحث شورا, جهاد, برده دارى در جاهليّت, مسائل روز و مسائل اسلامى است. 5. من هنا نعلم
چاپ ششم, 1965, دارالكتب الحديثه, قاهره, 243ص.
اين كتاب نقدى بر زياده روى و خلط مفاهيم در كتاب (من هنا نبدأ) از استاد خالد محمد خالد است. به عقيده غزالى آزادى بيان به مفهوم جانبدارى از اشتباه و سكوت در برابر آن نيست. غزالى در اين كتاب جدايى ناپذيرى رابطه دين و دولت را تبيين كرده است و يادآور شده كه هر گونه تلاش براى جدايى بين آن دو به تخريب اسلام و دشمنى با آن منجر مى شود; زيرا ركن اصلى اسلام, عقيده و شريعت است. كتاب تنها رد شبهه هايى نيست كه شيخ خالد به وجود آورده, بلكه در واقع دفاع از تعاليم اسلام و بيان ارزش آن است. با آن كه شيخ غزالى در انتقادهايش تند بود, ولى با شيخ خالد رابطه دوستى داشت و اين دوستى را همچنان حفظ كرد و فتواى الأزهر مبنى بر ابطال گواهى نامه شيخ خالد را رد كرد. كتاب در بر گيرنده نقد ديدگاه شيخ خالد درباره حدود و ضرورت اجراى آن; بدعت جدايى دين از دولت; نقش اجتماعى زن; كهانت و اسلام; تحديد نسل; ملى گرايى عربى و اسلام است. 6. تأملات فى الدين و الحياة
چاپ دوم, 1992, دارالدعوة اسكندريه, 257ص.
اين كتاب مجموعه مقاله, خاطره, پژوهش و ديدگاه هاى غزالى است. او در اين كتاب به موضوعاتى پرداخته است كه همچنان نيازمند پژوهش و نقد و بررسى است. ارائه دين به مردم به عنوان محرّك زندگى و معرّفى ايمان و تقوى به عنوان ضابطه زندگى از نيكوترين مباحث كتاب است. غزالى بسيارى از اين مطالب را در زمانى كه سردبير مجله اخوان المسلمين بود, نگاشته است كه پاره اى از آن مقاله ها بعدها به شكل كتابى نشر يافت. غزالى در مقدمه كتابش از بعضى رفتارهاى شخصى اش سخن مى گويد كه در نظر مردم با ذهنيّت هايى كه درباره مبلغان و رجال دين دارند, هماهنگ نيست. وى نمى توانست وقارى موهوم ارائه دهد و اگر هم چنين مى كرد موفق نمى شد; به شوخ طبعى تمايل داشت و در هر چيزى جنبه هاى شاد آن را مى جست; رفتارش مردمى بود…. او مردم را دوست داشت و به پاكى و راستى توده مردم مسلمان مطمئن بود…. غزالى يادآور مى شود كه پاره اى از مبلغان در سلوك خود از پيامبر پيروى مى كنند و در راه خدا صادقانه تلاش مى ورزند و برخى ديگر زاهدنما و مبلّغانى كاسب كارند.
بعضى از عناوين كتاب چنين است: سياست آزادى و مقاومت, خاطراتى از صحرا, از صميم دل, نقد و بررسى, تصاويرى از گذشته. 7. عقيدة المسلم
چاپ سوم 1990, دارالدعوه اسكندريه و در سال 1987م, دارالقلم دمشق, 262ص.
اين كتاب شامل بحث هايى ساده درباره اعتقادات اسلامى است كه در سايه نصوص قرآنى و روايى و بر طبق اصول علمى بررسى شده است. فرق اين كتاب با كتاب هاى فيلسوفان و متكلمان در اين است كه اين كتاب عقل و دل را مورد خطاب قرار داده و احساس و انديشه را به حركت فرا مى خواند. واكنش هاى روانى را همگام با توانايى هاى عقلى بيدار كرده است و نتيجه آن كارى جدّى در زمينه تربيت روانى, اجتماعى و سياسى است. نويسنده تلاش كرده است صعوبت تفكّر عقلى را با پرتوى از احساس زنده كم كند. او در اين راه چندان خود را به رنج نيفكنده است و تنها با روى كرد به نصوص قرآنى و روايى آن را سامان داده است و برخلاف كتاب هاى كلامى متداول كه گاه به ندرت مى توان آيه اى يا حديثى در آن ها يافت, اين كتاب سرشار از استدلال به نصوص دينى است. پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: حقيقت نخستين, يگانگى مطلق, كمال برتر, قضا و قدر, عمل زيربناى ايمان, گناه و توبه, اخبار غيبى و جاودانگى. 8. خُلق المسلم
چاپ ششم, 1987, دارالقلم دمشق, 248ص.
كتاب برگزيده اى از آيات قرآنى و سنت نبوى است كه در آن مسلمان را به ارزش هايى كه دين, دنيا و آخرت آنان را تأمين مى كند; فرا مى خواند. در پايان هر بحث تفسيرى كوتاه براى مداواى انحراف و سقوطى كه مسلمانان اين عصر در پى گرفتارى و مشكلات اخلاقى بدان مبتلا شده اند, ارائه مى دهد. اين كتاب در راستاى ارائه شيوه اى براى تربيت مسلمان بر پايه عقيده صحيح و رفتارى استوار, همچون جلد دومى براى كتاب عقيدة المسلم به شمار مى آيد.
پاره اى از عناوين كتاب عبارتند از: اركان و مبادى اخلاقى اسلام, به سوى دنيايى بهتر, انسان بين خوبى ها و بدى ها, مجازات جرايم اخلاقى, حوزه اخلاق فراگير همه, راستى, امانت, ميانه روى و عفاف, پاكيزگى, آرايش و سلامتى, دوست گيرى, دانش و خرد, بهره گيرى از وقت و درس آموزى از گرفتارى ها. 9. التعصب و التسامح بين المسيحيّه والأسلام
چاپ دوم 1993, دارالتوزيع والنشر الأسلاميّه قاهره, 362ص.
انگيزه نگارش اين كتاب, پاسخى به ادّعاهاى ضد اسلامى يك مسيحى بود. شيخ تعهد كرده بود تا دم مرگ نام مسيحى مزبور را افشا نكند.
زيرا كينه هاى قبيله اى و جنگ هاى دينى در جهان اسلام جايگاه ندارد و اسلام از آغاز پيدايش بر اين مرام بود كه با ديگران با لطف و آسان گيرى زندگى كند و در جعل قانون و خلق رفتار و منش حسن هم جوارى را مراعات كند. بناى اسلام از بين بردن مخالفان و تضييع حقوق آنان و يا تغيير اجبارى دين آنان و دست درازى ستمكارانه بر مال, جان و آبرويشان نيست.
مهم ترين موضوع هاى اين كتاب عبارتند از: مسلمانان و اهل ذمّه, ورود مسيحيّت به مصر, اسلام تعصب و تسامح, اتّهام هاى مستشرقان بر اسلام, تسامح اسلام با اديان ديگر. 10. فقه السيرة
چاپ دوم, 1987, دارالريان للتراث قاهره, در سال 1976 دارالكتب الحديثه, 498ص.
اين كتاب را شيخ با چشمى گريان و دلى ناآرام نگاشت. قسمت هاى زيادى از آن را در مسجد نبوى و بخش هاى ديگر را در حرم شريف نوشت. در نگارش آن بر قرآن و سنت صحيح و تفكّر بالنده تكيه كرده است. غزالى به شيخ ناصرالدين أبانى اجازه داد كه درباره احاديث موجود در آن تحقيق كند. وى پس از تحقيق پاره اى از آن ها را ضعيف شمرد. شيخ به عنوان تشكر از تلاش أبانى و تبيين ديدگاه وى درباره احاديث در تأييد نظر وى ترديدى به خود راه نداد. غزالى در اين كتاب بين شيوه مورّخان جديد كه به تحليل و بررسى و پيوند حوادث در يك شبكه به هم پيوسته مى پردازند و روش پيشينيان كه به جمع آثار, بررسى اسانيد و يادكرد وقايع ريز و درشت مى پرداختند, جمع كرده است و با اين شيوه, اجزاى سيره نبوى را همچون موضوعى مرتبط كه همه اجزاى آن يك روح كلّى را تأييد مى كنند, ارائه داد. وى آنگاه نصوص و روايات ديگر را به گونه اى كه هماهنگى با يگانگى موضوع دارند, مطرح مى كند و در نتيجه, سيره از نظر وى ايمان را مى پروراند, اخلاق را مى پيرايد و مقاومت از آن شعله مى كشد.
او سيره را چنان مى نويسد كه گويى سربازى از فرمانده اش و يا شاگردى از استادش مى آموزد. كتاب در عناوين زير تنظيم شده است: رسالت و امام, از ميلاد تا بعثت, تلاش براى دعوت, هجرت همگانى, پايه هاى بنيان جامعه نو, مقاومتى خونين, تحوّل جديد, زنان پيامبر, رفيق اعلى. 11. فى موكب الدعوة
چاپ دوم 1957, دارالكتب العربى قاهره, 262ص.
غزالى در اين كتاب شور و احساس مبلغان را برمى انگيزد و همّت آنان را به حركت درمى آورد و با سستى و تنبلى در نهاد ايشان به مبارزه برمى خيزد. شيخ اين كتاب را نه براى بيان ديدگاه خود, كه براى بيان نظر اسلام درباره شؤون اسلامى نگاشته است.
شيخ در اين كتاب اندوه خود را از عقب ماندگى بعضى از رهبران مسلمان در زمينه تبليغ و نااستوارى آنان در انجام تكليف كه موجب ضعف و ناتوانى قدرت اسلام شده است, ابراز مى دارد. كتاب در واقع نقد سياست داخلى جبهه اسلامى است كه سستى و انحراف آن زمينه حاكميت منافقان و دجّالان شده است. مهم ترين عناوين آن عبارت است از: مرگ قهرمانان در نيمه راه, گونه هاى قدرت از نظر قرآن, وطن تنگ و وطن گسترده, درس هايى از سيره پيامبر(ص), آيا حكم شرعى آخرين سخن است؟ آرى, دين دولت اسلامى, اسلام دانشگاهِ جهاد و تربيت; بردگى, فتنه گرى است نه آموزشى, تحريف كلام از جايگاه خود. 12. ظلام من الغرب
چاپ دوم, 1965, دارالكتب الحديثه قاهره, تجديد چاپ در 1979, دارالأعتصام قاهره, 343ص.
كتاب ردّ بر مستشرقان مصرى است كه در مصر به دنيا آمده, امّا افكارشان در غرب پرورش يافته است. به نظر غزالى, آنها در واقع كافران به اسلام و عربيّت و سفيران غرب هستند. هدف كتاب معرّفى اين قبيل مستشرقان و طرد آنان از صحنه زندگى مردم است.
نويسنده حركت هاى بيمارگونه, اهداف وارداتى و تلاش هاى مستمر و برخاسته از انحراف عقلى و يا روحى آنان در راه دست يابى به دين و تاريك ساختن آينده آن را توسط اين قبيل افراد پى گيرى مى كند تا راه جاهليّت مدرن را براى نابودى دين و امّت اسلامى ببندد.
مهم ترين عناوين كتاب عبارتند از:
در كشاكش عقل و عاطفه; اسلام و ملّى گرايى عربى, جزر و مدهاى گذرا, در حوزه تشريع, جاهليّت مدرن, چگونگى پاس داشت اخلاق, جامعه ها در دوراهى پيشرفت و نابودى, به سوى وحدت اسلامى با عزّت, اسلام و تمدّن جديد. 13. جدّد حياتك
چاپ اوّل, 1989م/ 1410هـ.ق, دارالدعوة قاهره, 232ص.
كتاب راهنماى كسانى است كه مى خواهند صفحه جديدى در زندگى خود بگشايند. همچنين پژوهشى تطبيقى است ميان تعاليم اسلام و راست ترين و پاك ترين دستاوردهاى تمدّن غرب در زمينه تربيت و رفتار; به عبارت ديگر انطباق كتاب ديل كارنگى با عنوان (اضطراب را كنار نهيم و زندگى را آغاز كنيم) با اصل اسلامى. مؤلف وظيفه فطرت سالم بشرى را در شناختن و شناساندن حق توضيح مى دهد و بى بهرگى شخص و جامعه اش از وحى الهى را آنجا كه نهادى آلوده و طبعى بيمارگونه دارد, نشان مى دهد; همچون نابينايى كه از منظره زيباى صبحگاهى و يا غروب آفتاب لذّتى نمى برد. فطرت سالم تجربه ها و آزمايش هايى را در كتاب ديل كارنگى به نمايش گذاشته است كه نمايى از حكمت وحيانى پيامبرى است. به تعبيرى ديگر الهام تجربى و وحى آسمانى با هم يكى شده اند.
كتاب داراى اين عناوين است: براى امروز زندگى كن; چگونه اسباب اضطراب و آفات تنهايى را از خود دور كنيم; بر از دست رفته گريه مكن; از هيچ كس انتظار تقدير نداشته باش; معنويت پيامبر(ص), به مقدار ارزشت ارج گذاشته خواهى شد; خود را بسنج! 14. ليس من الأسلام
چاپ ششم, 1991, انتشارات مكتبه وهبه قاهره, 262ص.
مؤلف در اين كتاب بر سرِ آن است تا مسلمان را با اصول و فروع اسلام در حدى كه لازم است آشنا سازد. مؤلف براى توضيح و تفهيم مطلب كوشش مى كند از زبان و اصطلاحات فنّى پرهيز كند. همچنين در تلاش است پيرايه هايى كه مسلمانان به دين خود بسته اند از آن بزدايد و معارف دينى را در چهارچوب درست آن بدون كاستى يا افزودنى و بدون كم گذارى و يا زياده روى ارائه كند و آثار بدعت و خرافات را شناسايى و تبيين كند. آفاق فرهنگ اسلامى را توسعه دهد و براى جويندگان قابل دسترس سازد و موانع را از پيش پاى بردارد; نيز زاويه هايى از دانش را كه توده مسلمانان از آن محروم بودند معرّفى و بين آنان متداول سازد. زيرا آموزش فراگير و معيّن در خدمت به اسلام و بزرگداشت ملّت مسلمان از آموزش فنّى كه در انحصار متخصّصان مى ماند بهتر است. اين كتاب موجب خشم پاره اى متحجران كم دانش شد, چرا كه آن را در راستاى مقاومت پيشوايان درگير در بيدارى عقل اسلامى جامعه مى ديدند.
برترين عناوين كتاب عبارت است از: شريعت اسلام; اهداف و روش هاى آن; نوآورى در دين; نوآورى در انديشه اسلامى; بدعت هاى دينى از قبيل وحدت وجود [!]; قوم گرايى; بدعت هاى عبادى و بدعت هاى رفتارى. 15. الثقافة الأسلاميه
چاپ اوّل: 1980, انتشارات دانشگاه ملك عبدالعزيز, جدّه.
اين كتاب كه با همكارى استاد عبدالرحمان حنبكه نوشته شده است و جزو كتب دانشگاهى و از كتاب هاى درسى براى واحد فرهنگ اسلامى به شمار مى آيد, در بر گيرنده بحث هاى زير است:
عقيده, عبادت, اخلاق, قرآن, سنت, حديث, اجماع و اجتهاد. 16. من معالم الحق فى كفاحنا الأسلامى الحديث
چاپ دوم, 1984, دارالأعتصام, قاهره, 200ص.
به نظر مؤلف مسؤوليت مسلمانان در قبال ضربه هايى كه در عصر كنونى به اسلام وارد شده است, بيش تر از دشمنان اسلام است. چون با سستى, كوتاهى, فزون خواهى و استعمارزدگى نمى توان به پيروزى دست يافت, به خصوص زمانى كه اين رزايل در جبهه خودى همه گير شود و جبهه مقابل با نشاط و آماده كارزار باشد. غزالى در اين باره تنها جامعه اش را سرزنش نمى كند, بلكه به كوتاهى خود نيز معترف است. با اين حال تأكيد مى كند كه در افشاى اشتباهاتى كه ميان مسلمانان گسترش يافته, هيچ گاه از موضع خود عقب نشينى نكرده است. به همين دليل نيز به تجديد چاپ اين كتاب و كتاب ديگرى در همين موضوع كه قبلاً كنار نهاده بود, اقدام كرد. زيرا پرده پوشى در اين باره را بيهوده مى دانست و آن را جزيى از تاريخى تلقى مى كرد كه لازم است درباره جزئيات حوادث آن انديشيد و از آن بهره برد.
موضوعات اين كتاب عبارت است از: مقررات اجبارى (واقعيت هاى ارتباط با اسرائيل), مبارزه با اسلام (قلم هايى با عنوان مبارزه با تعصب با اسلام مى جنگند), درس ها (اسلام معيار قضاوت و ارزش گذارى), اسلام مصلح, علم به ايمان فرا مى خواند, فرق غيبت و نقد, طبيعت اسلام. 17. كيف نفهم الأسلام
چاپ دوم, 1991, دارالدعوة قاهره, چاپ اوّل دارالكتب الأسلاميه, قاهره, 1983, 218ص.
كتاب در بر دارنده توضيحى درست پيرامون معارفى است كه جامعه اسلامى از آن بى اطلاع يا كم اطلاع است. همچنين حاوى تلاشى براى تغيير و ردّ خرافات علمى, اخلاقى و اعتقادى كه در همه جا پراكنده و راه يافته و چيزهاى ديگرى كه بايد بيان مى شد و نشده است. همچنين احياى سنّت هاى اسلامى ريشه دارى كه امروزه وقتى به گوش مردم مى خورد, از شگفتى انگشت به دهان مى مانند, سنّت هاى ناآشنايى كه جاى آن را سنّت هاى غير شرعى گرفته است و اگر كسى در فكر تغيير آنها باشد, چنان جنجالى راه مى افتد كه گويى دستورات دينى مورد تغيير قرار گرفته است نه آثار جاهليت. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: درباره معرفى اسلام; آفت هايى در زمينه آموزش دينى; نشاط علوم روز; ناآگاهى به دنيا و سقوط در آن; جدايى تاريخى بين علم و حاكميّت; اعتقاد; رابطه الهى و شيوه انسانى; نوگرايى در حوزه سنت; چرا مسلمان هستم؟ 18. الأستعمار احقاد و اطماع
چاپ سوّم, 1993, دارالكتب الأسلاميه, قاهره, 268ص.
كتاب از بزرگ ترين و سرسخت ترين دشمن اسلام بحث مى كند و آفت هاى آن را بيان مى كند و رفتارهاى شرمگينانه اى از استعمار را يادآور مى شود. از اسلام و صلح جويى آن حرف مى زند تا مردم از اين نكته آگاه گردند كه چه عدالت سرشارى در بين ما بود و چه ظلم فراوانى بر ما رفته است. آنگاه به پسگرايى اخلاقى فرهنگى و قانونى كه تهاجم فرهنگى در كشورهاى ما ايجاد كرده, اشاره مى كند… تهاجم فرهنگى كه جنگ هاى صليبى به بار آورد… استعمار در واقع كينه دينى و زياده طلبى دنيايى است… دنيا مردمى چون بازرگانان استعمارگر جديد را كه پست ترين نقشه ها را زير عناوين و كلمات شيرين پنهان كنند نديده است.
غزالى تأكيد مى ورزد كه جامعه اسلامى جز با نجات از كينه كينه توزان و آزِ آزمندان, نمى تواند گام در روشنايى بگذارد. از جمله عناوين كتاب بحث هاى زير است: چگونه بر ما هجوم كردند؟ يهودى سازى و مسيحى سازى, كشتار يا بردگى, صلح مسلّح, نيرنگ. 19. نظرات فى القرآن
چاپ ششم, 1986, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 254ص.
از نظر ترتيب اين كتاب كه هجدهمين اثر شيخ غزالى به شمار مى آيد و اطلاعات خوبى از قرآن را در بر دارد, ثمره تلاش پيشوايان گذشته و محدثان دانشور را در اسلوبى ارائه مى كند كه با روش پيشنهادى فرهيختگان امروزى در زمينه ادب دانش هماهنگ است.
غزالى در اين كتاب به مسائل دينى و اجتماعى كه فكر جهانيان و بخصوص مسلمانان را به خود مشغول ساخته, مى پردازد. در مكتب و فكر غزالى علم بريده از واقعيت هاى اجتماعى مفهوم ندارد و قرآن را هيچ گاه نمى توان از زندگى جدا كرد. قرآن جز براى تبيين درستى و نادرستى ايده هاى زندگى و نفى و اثبات مقتضيات آن نازل نشده است.
عناوين كتاب عبارت است از: قرآن چگونه نازل شد و چرا جاودان گشت و چسان گردآورى شد؟ نمونه ها و طرح ها در قرآن; انسان, زندگى, ثروت, الوهيّت, نبوّت و داستان ها; اعجاز قرآن: معنوى, علمى و بيانى; قرآن و اهل كتاب, بحثى درباره نسخ. 20. مع اللّه: دراسات فى الدعوة والدعاة
ج2, 1993, اخبار اليوم; چاپ اوّل 1989 دارالقلم دمشق.
غزالى اين كتاب را نه براى عموم, بلكه براى مبلّغان نوشته است و به دستور شيوخ الأزهر قسمت هايى از آن را براى طلبه هاى بخش تبليغ و ارشاد تدريس كرده است.
كتاب داراى چندين فصل و هر فصل شامل چند بحث است. از جمله عناوين كتاب است: آشنايى با تبليغ, قوانين كلّى در دعوت پيامبران به دين, كاروان تبليغى, ابزار تبليغ, مقابله با مخرّبان, نمونه هاى زنده از قرآن و سنت در شيوه تبليغ, سخن خلفاى راشدين و دانشوران اسلام. 21. معركة المصحف فى العالم الأسلامى
چاپ دوم, 1971, دارالكتب الحديثه, قاهره, 357ص.
اين كتاب گامى است در ادامه تلاش هايى كه براى دفاع از قرآن و امت اسلامى مورد تهاجم, انجام گرفته است. نويسنده به كشور اسلامى خاصى نظر ندارد, بلكه به امروز و فرداى امّتى مى نگرد كه استعمار سياسى و فرهنگى همه بخش هاى آن را به فساد آلوده است. مؤلف تأكيد مى كند كه مسلمانان معتقدند آنچه در قرآن است, خواست خدا از بندگانش است. و قرآن قواعد و قوانينى را در بر دارد كه همه پيامبران براى آن مبعوث شده اند. كتاب مرسلى است كه تا آخر عمر, انسانيّت را همراهى خواهد كرد, و الگوى كامل حق در زمينه عقيده, عبادت, مردم و ارتباطات آنان است. اين دين همچنين متكفّل معاش انسان ها در اين دنيا و معادشان در آخرت است. مقاله هاى كتاب, مبارزه با سلطه خارجى از راه انقلاب مردمى, ايجاد اميد به پيروزى و بنيانگذارى زندگى اجتماعى ـ سياسى بر طبق اصول اسلامى را هدف قرار داده است.
مهم ترين عناوين آن عبارت است از:
قرآن براى روح; جامعه و دولت; عبادت و حاكميت; اسلام در طول تاريخ زندگى توده ها را جهت داده است; پاسدارى حق با معيار ايمان; نوگرايى سياسى اسلامى; استعمار فرهنگى; جايگاه زن در جامعه. 22. كفاح دين
چاپ پنجم, 1991, مكتبة وهبة, قاهره, 312ص.
نويسنده در اين كتاب رنج و دردى را تبيين مى كند كه اسلام و مسلمانان در پى پيروزى سياست استعمار در ايجاد حكومت هاى وابسته متحمل شده اند. وى پس از پيگيرى جاى پاى استعمار در كشورهاى آزاد شده, نمونه هاى فراوان و گوناگونى را از چگونگى برافراشته ماندن بناى استعمار در پاره اى از دل ها ـ به رغم درهم پيچيده شدن بساط استعمار ـ نشان مى دهد.
مؤلف در مقدمه از احساس خود درباره دستيابى امّت مسلمان به مرحله مهمّى از آزادى از بند استعمار سخن مى گويد و از اين كه بيدارى عربى, آرزوها و حقوق امّت عرب تبديل به حركتى موفق بدل شده, بحث مى كند. جنبه هاى اسلامى و جهت گيرى هاى مثبت قوم گرايى عربى را كه جمال عبدالناصر از آن سخن مى گفت, ياد كرده و خشنودى خود را نسبت به اين شعارها و آثار آن بيان مى كند, امّا نسبت به انگيزه نيروهاى دست اندر كار كه تهى از دين بودند, از اين كه شعاهاى ياد شده را پوششى براى حفظ آثار فكرى استعمارگران بسازند, هشدار مى دهد و تأكيد مى كند كه نبايد اجازه داد بر اين شعارها رنگ خارجى بخورد, روح دينى آن سست شود; به ضعف ادبيّات عربى گرفتار گردد تاريخ اسلام را زشت بنمايد يا به سقوط اخلاقى منجر شود. چون همه اينها خروج از قانون اساسى و عقب انداختن انقلاب در ديگر كشورهاست.
به نظر مى رسد نيروهاى تجاوزگرى كه شعارهاى انقلاب را از مفهوم اسلامى خالى كردند, مصر را در دوران جمال عبدالناصر رهبرى مى كردند و در نتيجه مصر آلوده به فساد به قهقرى كشيده شد. غزالى در مقدمه كتاب قذائف الحق مى نويسد: جمال عبدالناصر چون ابزارى برنده در دست قدرت هاى كينه توز جهانى عليه خدا, پيامبر(ص) بود و چندين برابر از كرومر براى مصر زيانبارتر بود. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: همكارى بين مسلمانان و مسيحيان; رويكرد جديد صهيونيسم; فرهنگ فراموش شده; دنياى عيش و نوش. 23. الأسلام و الطاقات المعطّله
چاپ چهارم, 1983, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 214ص.
اين كتاب مقارنه اى است ميان طبيعت دين و زندگى جارى جامعه اسلامى. مؤلف معارف شناخته شده اسلامى را با زندگى روزمره مسلمانان مى سنجد و عمق فاصله و علل آن را تبيين مى كند.
غزالى تأكيد مى كند مسلمانان بر سرزمينى تسلط دارند كه نقاط استراتژيك و معبر تمدن و آبادانى جهان در آن قرار دارد و كليد زندگى عالم در دست آنان است. اگر مسلمانان از آنچه كه در اختيارشان است خوب بهره بردارى كنند, به هيچ كس نيازمند نخواهند گشت و دنيا را به خود محتاج خواهند ساخت. چون شريان زندگى قاره هاى جهان از آنجا آغاز و بدانجا پايان مى يابد.
همه اين توانمندى ها در كنار غناى فرهنگى است كه جامعه اسلامى با داشتن رسالت از آن برخوردار است.
غزالى در اين كتاب چرايى ركود موجود در جهان اسلام, راه هاى رهايى از آن و ارزش ميراث فكرى و روحى مسلمانان را نيز بررسى مى كند.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: انفجار نيروى انسانى; از بين رفتن احساس دينى; بى ايمانى به انسان; استبداد, آفت توانمندى; بازتاب فرهنگ هاى پست; زن در جامعه اسلامى; اسلام اساس زندگى و رمز توانمندى ما; دين آينده; پيام جهانى اسلام; بحران تمدّن كنونى; همكارى اسلامى, چهارچوب نظام اسلامى, آزادى سرزمين هاى اسلامى. 24. حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام و اعلان الأمم المتحده
چاپ اوّل: 1993, دارالدعوة, اسكندريه, 266ص.
كتاب شامل نگارش هاى غزالى است در دهه هاى شصت درباره مبادى حقوق انسان از قبيل: آزادى, مساوات, عدالت و عزّت.
نويسنده در كتاب توضيح مى دهد كه اسلام همه انسان ها را بدون در نظر گرفتن نژاد, رنگ, دارايى يا مقام, به زندگيِ با عزت و كرامت فرا مى خواند. اسلام به عرب و غير عرب; حاكم يا شهروند, به يك چشم مى نگرد. غزالى روشن مى كند كه قدرت هاى بزرگ به حقوق بشر به عنوان يك معيارِ ثابت پايبند نيستند, امّا اسلام در زمانى كه حاكميت جهانى داشت به عدالت پايبند بود. بهترين قواعد و قوانينى كه بشر امروز براى حفظ كرامت انسان وضع كرده است, از مسائل اوليه اسلام به شمار مى آيد. اعلاميه حقوق بشر در واقع رويكردى طبيعى به وصاياى ارزشمندى است كه پيامبر انسانيّت, حضرت محمد(ص), به ما تعليم داده است.
عناوين مهمّ كتاب عبارت است از: مساوات عادلانه; حقوق قضايى; آزادى ها; مرد و زن در جامعه; خانواده; مهاجرت و پناهندگى; كرامت اقتصادى; سطح رفييع فرهنگى, اعلاميه جهانى حقوق بشر, حقوق انسان در اسلام. 25. خطب الشيخ محمد الغزالى
چاپ اوّل: 1980, دارالاعتصام, قاهره.
خطبه هاى شيخ با اين عنوان در چندين مجله گردآورى و نشر شده است. خطبه ها قوى, متنوّع و ژرفند. 26. نظرة على واقعنا الأسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر الهجرى
چاپ اوّل: 1983, دار ثابت, قاهره.
كتاب به اسلام و زندگى مسلمانان در آغاز قرن پانزدهم و گرفتارى هاى آنان در بعضى از كشورهاى اسلامى مى پردازد. 27. هذا ديننا
چاپ اوّل: 1975, دارالكتب الاسلاميه, قاهره, 213ص.
اين كتاب تعاليم اسلامى را در شكل مختصر, روشن و فراگير بيان كرده است. نويسنده گزيده هايى از حقايق اسلامى را كه قبلاً بدان پرداخته بود, با افزودن دلايل تازه ارائه كرده است. وى بررسى و تحقيق هاى ديگرى نيز بر كتاب افزوده است كه بيانگر علاقه هميشگى مؤلف به ارائه چهره زيباتر از دين اسلام است. برجسته ترين عناوين كتاب چنين است:
عقيده توحيد; قضا و قدر; آزادى خرد نه آزادى شهوت; آزادى عقيده. انواع عبادات و شكل آن ها; خانواده; برادرى; اجتهاد; اجماع; مسائل فقهى عبادى; قوانين و مقررات داد و ستد. 28. الحذيقه: حقيقة القوميّه و اسطورة البعث العربى
چاپ دوم 1993, دارالروضة للنشر و التوزيع, قاهره, چاپ نخست 1977, دارالكتب الحديثه, قاهره, 283ص.
(حق هر مسلمان پاكدل است كه از نيرنگ دورى جويد و ملى گرايى عربى با تفسير جديد را, حركتى پيچيده, نيرنگبار و بدنهادى بداند كه نابودى شخصيت و تاريخ اسلام را در نظر دارد. اين حركت تلاشى است قوى براى از بين بردن اسلام از راه رنگ عقيده دادن به ارتداد از اسلام و يا جايگزين كردن قوميّت گرايى پس از قطع ارتباط با دين; تا قوميّت عربى مفهومى توخالى و مرده شود و بيدارگرايى عربى منفصل گردد. تفسير قوميّت عربى به اين معنى, پاسخ مثبت به تهاجم استعمارى با همه كينه و آزمندى آن است.)
دليل هجوم غزالى به عرب گرايى با اين شدت, آن است كه عرب گرايى كه ما از قديم مى شناختيم و در روز پيدايش اين نهضت به آن كمك كرديم و جامعيت آن را وعده داديم, غير از عرب گرايى است كه امروزه از پاره اى سياستمداران و نويسندگان مى شنويم. طنين اين عرب گرايى چون پژواك سكّه تقلبى است.
غزالى وقتى نگرانى خود را از اين انحراف بيان مى دارد, در واقع متوجّه خطر اغتشاش فكرى و اجتماعى است كه بعثى ها و چنين ملّى گرايانى, به وجود آوردند; ملى گرايانى كه همچون پل استعمار براى ايجاد تباهى در همه زواياى زندگى هستند.
كتاب مباحث زير را در بر دارد: ويژگى هاى عرب گرايى; پايه هاى اجتماع; روزگار درخشان; دوران انحطاط, داستان بعث عربى, قصه توده گرايى در عصر جديد.
29. الجانب العاطفى من الأسلام. پژوهشى در اخلاق, سلوك و عرفان
چاپ اوّل: 1990, دارالدعوة, قاهره, 299ص.
اين اثر در واقع بازآفرينى بخش مهمّى از ميراث علمى ارزشمندى است كه زندگى امروزى بدان نيازمند است; ميراث عاطفى, روانى و اخلاقى اسلام و پيشبرد آن در كنار جنبه هاى علمى و فكرى.
كتاب تلاشى براى بيرون كشيدن تصوّف از خانقاه و تبديل آن به نيرويى محرّك است. غزالى به بخش ارزشمند و در عين حال فراموش شده اى كه به مقدار جنبه هاى ديگر اسلام مورد توجّه قرار نگرفته, توجه كرده است. بخشى كه امروزه تربيت اسلامى به پژوهش در آن سخت نيازمند است. چرا كه آموزش هاى اجتماعى از هر سو هجوم آورده و از راه هاى گوناگون راه خود را به دل ها مى گشايد و اگر ساختار درونيِ افراد, قوى نگردد و ايمان بر پايه هاى فكرى و روحى صحيح خود بنيان نشود, نسلى كه در فضاى كنونى رشد مى كند از آثار اين تهاجم محفوظ نخواهد ماند. بعضى از عناوين كتاب عبارت است از:
ايمان و نيكويى; الحاد خرافه علمى; قانون احسان و ارزش آن; علايم راه; توبه; ورع; رجاء و حبّ. 30. عالميّة الرسالة بين النظريّة و التطبيق
چاپ اوّل: 1980, دانشگاه اسلامى مدينه منوره.
مبحث اين كتاب از جمله مباحث كنگره جهانى تبليغ و تربيت مبلغ است. شيخ در اين كتاب لازمه جهانى بودن اسلام را ضرورت ارائه نمونه هاى جديد از بزرگوارى در رفتارهاى فردى و جمعى مسلمانان مى داند. 31. دفاع عن العقيدة والشريعة ضد مطاعن المستشرقين
چاپ پنجم, 1988, دارالكتب الاسلاميه, 259ص.
كتاب نقدى است آزاد از كتاب (عقيده و دين) اثرِ گلدزهير, مستشرق معروف كه انباشته از كينه توزى و بدخواهى عليه اسلام است. اين مستشرق پس از ده سال و اندى توقف در جهان اسلام و مطالعه, تعمّق و احاطه به مفاهيم اسلامى, كتاب خود را به نام (عقيده و قانون در اسلام) نشر داد و به عنوان تحقيقى تاريخى تهمت هاى فراوانى به اسلام زد و ده ها شبهه را به نام تحوّل اعتقادى قانون گذارى رديف كرد.
كارهاى مستشرقان به خاطر آن كه همچون تانك هاى پيشاپيش پياده نظام, جاده صافكن استعمار هستند, نمى تواند از اين دست نقص ها بدور باشد.
غزالى روشن مى كند كه كتاب مستشرق مزبور از بدترين كتب عليه اسلام و در بر گيرنده زشت ترين طعنه هاست. نقد غزالى در راستاى تبيين حقايق علمى و تاريخى است كه ميراث امّت اسلامى از آن سرشار است.
عناوين اصلى كتاب عبارت است از: تسليم در برابر خدا جوهره همه اديان است; در هجوم به سنت هاى جاهلى فرق بين اسلام در مكه و مدينه نيست; شمول و جاودانگى رسالت پيامبر(ص), قوانين شرع و قوانين روم; تحول عقيده; معناى متشابه در قرآن; زهد و تصوف; اسلام به جسم و روح مى پردازد; طبيعت اختلاف مسلمانان; موروثى ساختن اختلاف ها نادانى است; درباره وحدت اسلامى; مسلمانانِ درگير با استعمار و صهيونيسم.
32. ركائز الايمان بين العقل و القلب
چاپ اوّل: 1979, دارالاعتصام, قاهره, 288ص.
غزالى اين كتاب را براى خدمت به فرهنگ اسلامى با دو هدف ويژه نگاشته است; نخست: برانگيختن خرد و ضمير با نور وحى و تعاليم نبوى. شيخ براى تحقق اين هدف شايسته ترين تلاش ها براى دست يابى به حق و فراچنگ آوردن حكمت را انجام داده و به مقدار توانايى در راه زدودن شبهه ها فعاليّت كرده است.
هدف دوم: كنار زدن ابرهاى متراكمى كه در سال هاى انحطاط, تاريخ ما را پر كرده اند و آشنا ساختن خوانندگان با نكات كور آن تا در مواجهه با آن مضطرب نگردند.
اين كتاب در واقع تكميل كتاب ديگر غزالى به نام (الجانب العاطفى فى الأسلام) است. عناوين كتاب چنين است:
فرق پيشرفت روحى و پيشرفت عقلى; دانش پشتيبان ايمان; ايمان به غيب ايمان به تخيّل يا اغتشاش نيست; معرفت درست و وحدت وجود; وحدت وجود خرافه است; فرهنگ تقليد نيازمند به بازنگرى; هنر كناره گيرى در عين درگير بودن, نبوت, كتاب و وجامعه اى كه آن را به ارث برده است. 33. حصاد الغرور
چاپ دوم 1988, دارالقلم, دمشق. 207ص. چاپ اوّل: المختار الاسلامى, قاهره, 1979.
كتاب به بررسى اوضاع مسلمانان قبل و بعد از شكست آنان در برابر يهود در سال 1967 مى پردازد. همچنين حدود وابستگى اين شكست با دين مسلمانان, ارتباط آن با فشار قدرت هاى خارجى و ر ّد توجيه هاى سست و تفسيرهاى انحرافى را تبيين مى كند.
مؤلف تأكيد مى كند كه جنگ بين مسلمانان و يهود چندين سال ادامه خواهد داشت و اگر ما علاقه مند به چشيدن طعم پيروزى هستيم, راه پيروزى روشن است; ولى اگر همان روحيه گذشته و شيوه قديم را به كار بگيريم, نتيجه اى جز غرور و خود بزرگ بينى نخواهيم گرفت و اين يعنى شكستى تلخ و سخت!
نويسنده دل نگرانى و ترس خود را از نتيجه موضع گيرى عرب ها در برابر دين بيان مى دارد; چون آنان بدون دين به جنگى مذهبى وارد مى شوند. بانگ شكستى كه با آن گريبانگير شدند, دليل كافى براى دريده شدن پرده توهّم پيروزى بدون ديندارى است. امّا مزدوران شيطان در مبارزه با بيدارى و جدا ساختن كامل عرب ها از اسلام, خود را به آب و آتش مى زنند. مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: درگيرى بين دو هدف; يهودى گرى و صهيونيسم; طوفان تحوّل از كدام سو مى وزد؟ آيا مى توان از اسلام بى نياز بود؟ كينه ها كى پايان خواهد يافت؟ بقاى ريشه هاى درگيرى; (بنيه معنوى) سخنى مبهم و سخت; نسل پيروز و نسل شكست خورده; انگيزه هاى دشمنى با زبان عربى; شكست حرمت حق, آغاز روى گردانى از آن; دستكارى تاريخ; آينده رابطه دين و دينداران; اسلام به رغم اختلاف فقيهان دينِ واحد است.
34. الأسلام فى وجه الزحف الاحمر
چاپ دوم 1976, المختار الاسلامى, قاهره, 206ص. مكتبة الأمل قاهره, بدون تاريخ.
غزالى اين كتاب را در شرايط بسيار سختى نوشت كه تعدادى از دولت هاى عربى بر پايه ماركسيسم بنا شده و هم پيمان اتحاد شوروى شده بودند. در مقدمه آن مى نويسد:
(اين كتاب را براساس حقايق علمى و تاريخى نوشته ام. برگ هاى آن نمايانگر فرياد قلبى غيرتمند بر دين و دلسوز بر مردم است. من خوب مى دانم كه با نوشتن آن خود را با دشمنى هاى كشنده مواجه ساخته ام, ولى نفرين بر حياتى كه با نابودى اسلام توأم باشد.)
وى همچنين در گفتگويى حضورى گفت: (بسياى از دوستان و رفيقان توصيه مى كردند از نوشتن كتاب الأسلام و الزحف الأحمر دست بردارم…, ولى بدا به زندگى كه در آن زندانى تن باشم و ستم كاران ترك تازى كنند. در اين شرايط مرگ شرافتمندانه تر و ارزشمندتر از زندگى است.) پاره اى از عناوين كتاب عبارت است: آغاز درگيرى; كمونيسم و دين; كمونيسم و آزادى ها; اوضاع اقتصادى در سايه كمونيسم; مسلمانان در اتحاد جماهير شوروى; اسلام بين مرگ و زندگى; فلسطين, كمونيسم و تكليف همگانى. 35. قذائف الحق
چاپ دوم 1980, ذات السلاسل, كويت و قبلاً بدون تاريخ, مكتبة العصريّه, صيدا, لبنان, 242ص.
مؤلف مقدمه اين كتاب را در رباط پايتخت مغرب در حالى كه اخبار جنگ اعراب و يهود را در سال 1967 پى مى گرفت, نگاشته است.
در آن روزگار توطئه عليه اسلام و امتِ مسلمان غفلت زده ابعاد جديد و وحشتناكى به خود گرفته بود. در آن شرايط براى جلوگيرى از خطر و پيش گيرى از اوج بدبختى سودمندترين كار اعتراض بود. غزالى بر اين باور بود كه قدرت اسلام رو به ضعف گذاشته است; بى دينى, هوشيارى و ديندارى, نابخردى به شمار مى آيد…; گرچه كهانت گرايى بودايى و مسيحى همچنان دست نخورده در جايگاه خود باقى مانده است و يارى رسانى ديرين استعمار جهانى به كليساهاى غربى براى ناتوان ساختن اسلام ادامه دارد. با توسعه كار, كليساهاى شرقى را هم در اين امر شريك ساخته اند.
مؤلف در اين كتاب از موضع دفاع به موضوع پرداخته است و آمادگى خود را براى توقف درگيرى در صورتى كه تجاوزكاران از آن دست بكشند, اعلام مى دارد.
موضوعات مهم كتاب عبارت است از:
نخست عقل و آنگاه گفته ها; عهد عتيق و تهمت هاى آن بر پيامبران; قيام عليه ايمان به توحيد; قبطيان چه مى خواهند؟; اسلام و جماعت اخوان مسلمين; برگ هايى از خاطرات زندانى; حقايق سخن مى گويند; ما حفظ تماميّت ارضى مصر را مى خواهيم; معناى قوم گرايى عربى; قصه دفاع; تبليغ اسلام و سياست پاره اى از حاكمان; ناصرى گرى; سياست و ثروت در اسلام; عرب ها بدون اسلام هيچند; وقتى آزادى نيست دين نيست; درد ديندارى. 36. الدعوة الأسلامية تستقبل قرنها الخامس عشر
چاپ سوّم, 1990, مكتبه وهبه, قاهره, 210ص.
غزالى اين كتاب را به درخواست دانشگاه محمد بن مسعود در رياض و به مناسبت پايان قرن چهاردهم هجرى نوشته است و در آن به نقص هايى مى پردازد كه تبليغ و مبلغان در اعصار و كشورهاى مختلف با آن مواجه بوده اند. غزالى در اين كتاب با نگاه به روند تبليغ اسلام در طول سال هاى گذشته به استقبال قرن پانزدهم مى رود, تا براساس اصول ثابتى خود را بسنجيم و با دقت سود و زيانمان را بشناسيم. مؤلف همچنين توصيفى از شيوه هاى هجوم بر اسلام در عصر كنونى و نمونه راه هاى مقابله با آن را در صحنه هاى مختلف ارائه مى دهد.
برخى عناوين كتاب: شبهه مردود; تبليغ و اوضاع داخلى حكومت; تركان و عرب ها و تبليغ اسلام; علل افول تمدن اسلامى; ركود ادبيّات عربى; فساد سياسى; ابعاد شكست مسلمانان; چگونه مبلغان با اين تهاجم مقابله كنند و به چه كسى پناه ببريم؟ زاويه اى تازه; شكست ما در پى پيروزى آنان. 37. زّمة الشورى فى المجتمعات العربيّه و الأسلاميّه
1990, دارالشروق, قاهره.
كتاب از نيازمندى جهان اسلام و عرب به شورا بحث مى كند; موضوعى كه از مهم ترين پايه هاى قوام جامعه اسلام و قانون اساسى اسلامى است. 38. فنّ الذكر و الدعاء عند خاتم الأنبياء
چاپ دوم 1980, مكتبه العصريه, بيروت, 179ص. و نيز دارالأعتصام, قاهره, 1980.
كتاب گل چرخى گذرا در ارزشمندترين بخش سيره, يعنى ذكر و دعاست. انسان وقتى بر ادعيه پيامبر اكرم(ص) مى نگرد, احساس مى كند ناظر نوعى خاص از ادعيه است كه از هيچ كدام از برگزيدگان نقل نشده است. مؤلف در پى اثبات همين حقيقت علمى است. عناوين كتاب عبارت است از:
پيامبر چگونه خدا را به ما معرّفى مى كند؟; عشق و شوق اصلى ترين شيوه شناخت مزبور است (در اين فصل قدرت احساس و جوشش آن در مناجات هاى پيامبر(ص) را نشان مى دهد); بيست و چهار ساعت از زندگى (در اين فصل يك شبانه روز زندگى پيامبر(ص) را بيان مى كند); لطيف ترين دعاهاى بعد از خوردن و آشاميدن; مجالس پيامبر(ص); شبى نورانى (در اين فصل عبادت هاى شبانه را توصيف مى كند); دشت سبز زندگى (دعاهايى در موقعيت هاى گوناگون زندگى); ساختمان زندگى مسلمان; جنگ نان (نقش ذكر در وقت تنگ دستى); دعا در سفر و برگشت; سختى دنيا; آيا دعا ابزار عادى است؟; اركان اصلى (اركان اسلام و دعاهاى پيامبر(ص) در آن); ياد و يادآورى; پيامبر رحمت و پيامبر در گرفتارى ها. 39. دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين
چاپ دوم, 1992,دارالوفاء, المنصوره, ص239, چاپ اوّل: 1987, دارالقلم.
موضوع اين كتاب و الهام بخش آن حسن البناء است, شخصى كه غزالى وى را مجدّد قرن چهارده هجرى و پايه گذارى مبادى و اصولى مى دانست كه با هدفى روشن, پراكندگى امت را جمع مى كرد. اين نوشته تحكيم و شرح همان مبادى, در پرتو تجربه هاى نويسنده در طول چهل سال تبليغ است. اوضاعى كه حسن البنا در آن فعاليت هاى خود را شروع كرد, با كم و زياد همچنان باقى است. اصول بيست گانه حسن البنا همان مبادى است كه در زمان خود اجتماعات دينى را براى همگامى و تقريب به آن فرا مى خواند. اين اصول مى تواند چهارچوبى قابل اجرا, بى افراط و تفريط و حكيمانه باشد.
غزالى در اين كتاب ده اصل به اصول ياد شده افزوده است. اين اصول به جنبه هاى گوناگون زندگى جامعه مسلمان در درون خود و در ارتباط با جوامع ديگر, نظر دارد. موضوعاتى از قبيل موقعيّت زن; طبيعت خانواده; حقوق انسان; وظيفه حاكم; مبانى حكومت; طبيعت سلطنت; وظيفه بخش تبليغ; رابطه بين مسلمانان; پيمان هاى دولتى; همكارى هاى بين الملل و نقش مسلمانان در آن.
مهم ترين عناوين كتاب عبارت است از: سيطره اسلام به همه بخش هاى زندگى; كتاب و سنت در كنار يكديگر; نصّ و مصلحت; اخبار آحاد و اعتبار علمى آن ها; اجتهاد فقهى نشان درستى; تعصب مذهبى; سلفيگرى آگاهانه; اختلاف هاى موروثى; ارزش و نقش آن ها; توسل جايز و غير جايز; انحرافات روحى و جسمى; دوستى و دشمنى در راه خدا. 40. واقع العالم الأسلامى فى مطالع القرن الخامس عشر
چاپ اوّل: 1983, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره., 8ص.
كتاب به بررسى توطئه هايى مى پردازد كه عليه اسلام و مسلمان طرح ريزى شده است; تلاش هايى كه براى دور كردن مسلمانان از دين, عقيده و ميراثشان به كار گرفته مى شود تا آنان را متلاشى كنند و از بين ببرند. از اوضاع جهان اسلام و شكست آنان در برابر اين قدرت ها و توطئه ها سخن مى گويد و به طور خاص به مسأله استبداد سياسى; فساد ادارى; تحقير آزادى رأى و از بين رفتن حقوق بشر در زندگى مسلمانان, مى پردازد و فاصله ژرف بين تعاليم اسلام و اوضاع مسلمانان را مى نمايد.
41. مشكلات فى طريق الحياة
چاپ دوم, 1996, دارالنهضة مصر للطباعة والنشر, قاهره, 143ص. چاپ اوّل: دارالبشير, قاهره.
كتاب فعاليت هاى اسلامى معاصر را پى گيرى و علل عقب ماندگى مدنى و نظامى مسلمانان را بررسى مى كند و از عناصر حياتى سخن مى گويد كه مسلمانان با فقدان آن به چنين روزى گرفتار شدند. در كتاب براى نمونه مسائلى ارائه مى شود كه مبلغان اسلامى با آن دست بگريبان هستند و يا در آينده بدان مبتلا خواهند شد. عناوين اصلى كتاب عبارت است از: شيوه و شكل نو و متعدد كارهاى شايسته در زمينه فرهنگ, پرورش, اخلاق; كلام اسلامى; گرفتارى زبان عربى و خطرهايى كه آن را احاطه كرده است; ميانه روى و تندروى; تجارت خلاف خيانتى بزرگ; شناخت تبليغ و مشكل مبلغان. 42. هموم داعية
چاپ دوم, 1985, دارالبشير, قاهره, ص173.
غزالى در اين كتاب چندين نمونه از ريشه و سرچشمه اندوه ها و دردهاى دينى را بيان مى دارد و از نيازمندى فرهنگ اسلامى متداول به پاك سازى گسترده سخن مى گويد. غزالى مبلغان رسمى و تلاشگران در راه تبليغ را به نقد و بررسى فرا مى خواند تا اشتباهات و خطاها كنار گذاشته شود. مهم ترين عناوين كتاب چنين است: سلفيّه اى كه مى شناسيم و دوست داريم; سنتى بدون فقه وجود ندارد; اگر آنان [يهوديان] فرزند اسرائيل هستند پس ما فرزند كيستيم؟ اوضاع عمومى مسلمانان قبل از شكست هاى بزرگ تاريخى; دشمنى انسان ها يا جغد تقدير؟ موانع تخيّلى پيش پاى مسلمانان; اسلام و برف انبارى هاى موجود؟!; آينده در گرو وفا به دين; حقايق پنهانى پشت جنگ ويرانگر; در راه تبليغ. 43. مأة سؤال عن الأسلام
چاپ اوّل: 1984, 2ج, دار ثابت للنشر والتوزيع, قاهره.
كتاب در بر دارنده صد پرسش و پاسخ از بخش هاى مختلف اسلام است. موضوعاتى مهمّى كه در ذهن اكثر مسلمانان سؤال برانگيز است.
پرسش ها از قبيل موارد زير است: اجماع در اسلام; نشانه هاى اوليه حكومت اسلامى چيست و حدود شرعى كى اجرا مى شود؟ آيا اجرا حدود شرعى براى هر عصرى مناسب است؟ آيا در عصر اتم و جنگِ ستارپي نوشت : * اسلامية المعرفة, سال دوم, شماره هفتم, رمضان 1417هـ.
نامه ها
بسمه تعالى
سردبير محترم مجله آينه پژوهش دامت بركاته
با ابلاغ سلام در ارتباط با مكتوب فاضل ارجمند جناب آقاى بهرام حق پرست كه در شماره 47, ص125 آن مجله به چاپ رسيده و ضمن آن دو نكته را درباره مقاله حسام الدين خوئى منتشره در شماره 45 ص84 ـ87 تذكر داده بودند, لازم است به عرض برسانم كه:
در ارتباط با تذكر اول ايشان مبنى بر تعلق امراى بنى چوپان به قبيله (قايى) حق همان است كه آقاى حق پرست مرقوم داشته اند. و حقير در نوشته خود اشتباهاً آن را (قابى) درج نموده بودم كه بدينوسيله تصحيح مى گردد.
در رابطه با تذكر دوم ايشان مبنى بر اينكه: اظهار (آثار باقى مانده از حسام خوئى به نظم و نثر فارسى است) وجهى نداشته, بدليل آنكه فقط يك اثر منظوم از وى در اين مقاله معرفى شده, بايد عرض شود كه در مقاله مذكور چند اثر منظوم حسام معرفى شده بدين ترتيب:
1. نزهة الكتاب و تحفة الاحباب كه قسم چهارم آن به نظم است.
2. نصيب الفتيان و تشبيب البيان كه فرهنگ منظوم عربى به فارسى است.
3. تحفه حسام كه فرهنگ منظوم تركى به فارسى است.
4. قصيده مصنوع كه شعر فارسى است.
5. ملتمسات كه صد قطعه منظوم و رباعى است.
بنابراين ذكر اينكه آثار حسام خوئى به نظم و نثر است خالى از وجه نخواهد بود و در اين مورد حق با غير حق پرست است.
از آن سرور در انتشار اين مجله وزين و همچنين از توجه و عنايت جناب آقاى حق پرست كمال سپاس و امتنال را دارم. على صدرائى خوئى
بسمه تعالى
خدمت سردبير محترم مجله آينه پژوهش
با سلام و اكرام
در شماره پيشين مجله بزرگوار آينه پژوهش (سال هشتم, شماره چهارم, مهر ـ آبان 1376) مقاله اى با عنوان (نگاهى به شرح فصوص الحكم) به قلم آقاى عليرضا ذكاوتى قراگزلو نشر يافته بود. نويسنده محترم در مقاله خود كه به مناسبت چاپ جديد شرح فصوص الحكم, به تصحيح و تحقيق و اهتمام جناب استاد آشتيانى, درباره ابن عربى و عرفان او نوشته اند, به فهارس اين چاپ اشاره كرده اند و از جمله به فهرست اصطلاحات, كه به حق (مهمترين فهرست) اين كتاب خوانده بودند. اما ايشان بر اين فهرست ايراد كرده اند كه برخى از اصطلاحات به جاى آنكه هريك در جاى جداگانه و به صورت مواد مستقل آورده شود, همه با يكديگر و پى در پى, البته با نشانه هاى فصل, آورده شده و به قول ايشان تنظيم كننده (همه را يك كاسه) ساخته است. به عقيده ايشان اگر اين اصطلاحات تفكيك مى شد بهتر و درست تر بود. دليلى كه ذكر كرده اند اين است كه (زيرا به هر حال اين اصطلاحات به ظاهر مرادف تفاوت هاى ريزى با هم دارند.) (ص11) به نظر اينجانب, كه ويراستار كتاب و تهيه كننده فهارس آن بوده است, در اين دليل سه نكته هست كه توضيح آن را بى فايده نمى بيند. نخست اينكه اگر ايشان بر اين عقيده اند كه (اين اصطلاحات تفاوت هاى ريزى با هم دارند) پس در اين صورت آنها را نمى توان (به ظاهر مرادف) خواند; چه از صفتِ (به ظاهر مرادف) مستفاد مى شود كه اين اصطلاحات در حقيقت مرادف نيست و به ظاهر مرادف مى نمايد, پس نبايد آنها را در رديف يكديگر آورد. حال آنكه (تفاوت هاى ريز) دلالت دارد بر آنكه تفاوتشان چندان مورد توجه نيست و از اين رو مرادف دانستنشان بى اشكال است ـ و حق نيز همين است. چه, تفاوت هاى ريز قابل اغماض است و مى توان ـ دست كم براى آسان تر كردن راهنمايى ـ از آنها صرف نظر كرد. در واقع به همين دليلى كه ايشان آورده اند, يعنى وجود تفاوت هاى اندكِ اين اصطلاحات با يكديگر, ويراستار آنها را تفكيك نكرده است و مجوز وى همان ريز بودن تفاوت ها بوده است. زيرا وقتى تفاوت ها ريز باشند, مرادف آوردن متفاوت ها رواست. به عبارت ديگر ترادف و تفاوت ريز مانعةالجمع نيست. البته ويراستار به آن تفاوت ها ــ كه حكم آن كليت ندارد ـ توجه داشته, اما به مقتضاى مصلحتى مهم تر و ضرورى تر فهرست را به آن صورت تنظيم كرده است. اين فهرست براى راهنمايى دانشجويان و علاقه مندان به حكمت و عرفان كه با اصطلاحات اين فن آشناى
يى ندارند, فراهم آمده تا با اصطلاحاتِ متعددِ مدلولاً واحد يا مصطلحات هم معنا ـ و احياناً به طور كلى هم معنا ـ در اين فن آشنا شوند و به تنوع اطلاقات از دريافتن معناى مشترك باز نمانند. خواننده اى كه فى المثل از اطلاق (ائمه اسماء) بر صفات ثبوتى خداوند بى اطلاع است از اين فهرست درمى يابد كه اين دو در اصطلاح عارفان به يك معناست. نكته دوم آنكه براى خواننده ناآشنا با اين اصطلاحات دانستن تفاوت هاى اندك يا باريك و دقيق ميان آنها بى فايده است. اگر كسى مثلاً معناى (احديت) را در اصطلاح عرفان نظرى نداند براى او دانستن اينكه اين اصطلاح تفاوت ريزى با اصطلاح (عماء) دارد فايده چندانى نخواهد داشت. اما اصطلاح آشناتر يا مفهومتر (مرتبه واجبيت) يا (موجود مطلق به شرط محوضت) معناى احديث را براى او روشن خواهد كرد.
سوم اينكه توجه دادن يا يافتن به تفاوت ريز پس از آگاهى به ترادف و نزديكى بارز است, نه پيش از آن. اگر خواننده علاقه مند و كنجكاو باشد با تفحص در متن كتاب, و با راهنمايى همان فهرست, خود پى به تفاوت دقيق اصطلاحات ـ به فرض موجود ـ خواهد بود.
اينجانب گمان ندارد فهرستى با اين ويژگى براى كتابى عرفانى ـ آن هم كتابى به اين دشوارى ـ تاكنون سابقه داشته است. به كار بستن روشى كه نويسنده مقاله گفته اند كار تهيه اين فهرست را آسان تر و زحمت ويراستار را كم تر مى كرد; اما مدوِّن به اميد حصول همان فايده از اين فهرست, كه گفته شد, كار شاق ترتيب اين نوع فهرست اصطلاحات را بر عهده گرفت و رنج آن را بر خود نهاد; و اميدوار است سعى وى بى نتيجه نبوده باشد. هرمز بوشهرى پور
اخبار
درگذشتگاندرگذشت استاد احمد آرام
فاضل دانشمند, محقق و مترجم ارجمند مرحوم استاد احمد آرام يكى از مفاخر عالمان و دانشمندان, و يكى از مترجمان نامدار عصر حاضر به شمار مى رفت. فقيد سعيد در نخستين روز از فروردين 1283ش (عيد سعيد غدير خم 1321ق) در خانواده اى متدين و مذهبى, در تهران زاده شد. پس از پشت سر نهادن دوران كودكى, دوره ابتدايى و متوسطه را در مدارس دانش, ترقّى, علميه و دارالفنون به پايان رسانيد و در سال 1302ش فارغ التحصيل شد. سپس به مدرسه طبّ رفت, ولى آن را ناتمام گذاشته و به كار معلّمى پرداخت, او در اين مدت در مدارس علميه, فلاحت, شرف و دارالفنون به تدريس شيمى, فيزيك, رسم فنّى و هيئت پرداخت و در همين زمان به تأليف كتاب هاى درسى (دوره فيزيك و شيمى) ـ در ده جلد ـ با همكارى آقايان: فصيحى و نصيرى دست زد و شهرت بسزايى كسب كرد و در كنار اينها به تحصيل منطق, فقه و معانى بيان نزد مرحوم اعتماد الاسلام همّت گماشت. او با همّت و پشتكار عالى خويش موفق شد زبان هاى عربى, انگليسى و فرانسه را به خوبى بياموزد و بر آنها ـ همانند زبان مادرى اش ـ چيره شود و در سايه همين تسلط بود كه در طول عمر با بركت خويش توانست ده ها اثر از بزرگان جاويد علم و فلسفه را به پارسى درآورد. وى همچنين از ديرباز عضو برجسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى بوده است. استاد به دين و اخلاق سخت پايبند بود و با قرآن مأنوس, و غيبت و دروغ و مال حرام نزد او بسيار منفور بود. او خود مى گفت:
(سعى مى كنم كه موحّد باشم, توحيد اصل دين اسلام است, توحيد يعنى آدم غير از خدا هيچ چيزى را مؤثر نداند. اين هاست كه مرا تاكنون اين طور نگهداشته, ان شاءاللّه كه درست بوده…).
او درباره آموختن زبان عربى مى گويد:
(عربى دانستن من روى روح دينى من است. چون پدرم خيلى متدين بود و ماه رمضان كه مى شد شايد ده پانزده قرآن, ختم مى كرد. هميشه سحر برمى خاست و به نماز و دعا مشغول مى شد و من همان طور بار آمده بودم و به قرآن اُنس شديدى داشتم و در مدرسه قرآن و دعا مى خواندم. بعد خيلى به قرآن سرمى كشيدم, اين است كه به زبان عربى انس گرفتم…).
ترجمه هاى ايشان در نثر شيوا, قلم جذّاب و زيبا, شيرينى تعبير و استوارى بيان مشهور است.
برخى از آثار آن مترجم فقيد, عبارتند از:
* ترجمه كتاب (الحياة) ـ 3ج ـ (نوشته: محمدرضا حكيمى و ديگران)
1. اثبات وجود خدا (از: جان كلوور مولسما)
2. ارتباط غير زبانى ميان خدا و انسان (توشيهوكو ايزوتسو)
3. خدا و انسان در قرآن (از: ايزوتسو)
4. اثبات وجود خدا براى بى دينان (از: موريتمر آدلر)
5. تصحيح كيمياى سعادت (امام محمد غزالى)
6. مقدمه اى بر فلسفه (اوزوالد كولپه)
7. لغات قرآن
8. در سايه قرآن ـ 12جزء ـ (ترجمه (فى ظلال القرآن) سيد قطب)
9. ترجمه بخش هايى از (الاتقان فى علوم القرآن) (جلال الدين سيوطى)
10.احياء فكر دينى در اسلام (از: محمد اقبال لاهورى)
11. سه حكيم مسلمان (از: سيد حسين نصر)
12. تاريخ مصور علوم اسلامى (از: سيد حسين نصر)
13. متفكران اسلام (از: بارون دوكارادووو) ـ 3ج ـ
14. وعده راست (از: طه حسين, ترجمه (الوعد الحق))
15. على و دو فرزندش (از: طه حسين, ترجمه (على وبنوه))
16. تاريخ نجوم اسلامى (از: كرلو الفرونسو نلّينو)
17. علم و تمدن در اسلام (از: سيد حسين نصر)
18. مكه مكرمه و مدينه منوره (از: امل اسين)
19. انتقال علوم يونانى به عالم اسلام (از: دليسى اوليرى)
20. گفتار رمضان (از: شيخ على الطنطاوى)
21. مشرق زمين گاهواره تمدن (از: ويل دورانت)
22. نظريات كلامى شيخ مفيد (از: مارتين مكدرموت)
23. نامه كندى به معتصم در فلسفه اولى (از: احمد فؤاد الاهوانى)
24. تاريخ اسلام كمبريج ـ 2ج ـ (تأليف: دانشگاه كمبريج)
25. كشاف اصطلاحات الفنون (از تهانوى, با همكارى: عبداللّه نورانى)
26. منطق اكتشاف علمى (از: كارل پوپر) ـ 3ج ـ
27. تاريخ علم (از: جورج سارتون)
28. هگل و مبادى انديشه معاصر (از: امير مهدى بديع)
29. يونانيان و بربرها (از: اميرمهدى بديع) ـ 2ج ـ
30. تحقيقى درباره انسان (از: ارنست كاسپر)
31. پندار گسترش پذيرى بى پايان حقيقت (از: امير مهدى بديع)
32. تحديد نهايات الاماكن لتصحيح مسافات المساكن (از: ابوريحان بيرونى)
33. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
34. علم و مردم (از: جيمز كونانت)
35. كتاب هيئت (از: آيه مورو)
36. فلسفه تربيت (از: هرمن هارل هورمن)
37. پرورش ذهن (از: هـ, دوموسيه)
38. فنّ ديرزيستن (از: دودوويل گاستون)
39. روح ملّتها (از: آندره زيگفريد)
40. تنظيم بيست مقاله (از: سيد حسن تقى زاده)
41. مرزهاى دانش (از: لين هوايت)
42. شش بال (از: جورج سارتون)
43. كليدهاى خوشبختى (ترجمه از عربى)
44. نقدى بر نوينيگرى (از: پيترل, برگر)
45. علم به كجا مى رود (از: ماكس پلانك)
46. علم, نظريه و انسان (اروين شرودينگر)
47. نام دانشها و فنها و هنرها (از: جوزف تيكوساينر)
48. آموزش و پرورش زنده (از: تى پى شترد)
49. معماهاى منطقى و رياضى (از: جورج سمرز)
50. جهان در سال دو هزار (از: پيرماسه) ـ با همكارى ديگران ـ
51. بحثى در قضيه فيثاغورس و سى راه مختلف اثبات آن (از: اميل فورى)
52. نسبيت براى همه (از: جيمز كولمن)
53. فرهنگ اصطلاحات جغرافيايى (اشتراك در تأليف)
54. كتابهايى كه دنيا را تغيير دادند (از: روبرت دوتر)
55. ماه مصنوعى (از: جان لولين)
56. پيدايش و مرگ خورشيد (از: ژرژ گاموف)
57. تلفن شما چگونه كار مى كند؟ (از: هرمن و نينا اشنايدر)
58. ماشينهاى خانگى چگونه كار مى كند؟ (از: همو)
59. زبان آموز فارسى (لغات فارسى با معادل عربى و انگليسى)
60. جغرافياى صنعتى جهان (از: پير ژرژ)
61. الكتريسيته و مغناطيس (از: مارسل بول)
62. فلسفه هاى بزرگ (از: پيردوكاسه)
63. حساب ديفرانسيل و انتگرال براى همه (سيلوانوس تامسن)
64. تكامل علم فيزيك (از: آلبرت انيشتين ولئوپولد اينفلد)
65. كليات جغرافيا
66. اصول حفظ الصحة
67. صدوبيست مسأله حساب
68. حل المسائل فيزيك (5ج)
69. نقشه آسمان
70. نقشه هندسى
71. هديه سال نو. (نخستين تأليف وى در سال 1302ش)
سرانجام آن مترجم و محقق بزرگوار, به تاريخ 15 فروردين 1377ش (6ذيحجه 1418ق) در 94 سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه در (قطعه فرهيختگان) بهشت زهرا آرام گرفت. آينه پژوهش به سهم خود اين ضايعه اسف بار را به جامعه علمى و ادبى تسليت گفته و يادآور مى شود كه مرحوم استاد آرام در نشستى كه چند سال پيش در دفتر اين مجله, داشت به نكات و تجربيات سودمندى اشاره كردند كه خلاصه اى از آن در شماره ششم (سال اول, فروردين و ارديبهشت 1370) به چاپ رسيد.
در غم فقدان اين پير ترجمه پيام هاى تسليت از سوى رياست جمهورى و وزراى فرهنگ و ارشاد اسلامى و فرهنگ و آموزش عالى صادر شد. روانش شاد و ياد و يادگارش پايدار باد. درگذشت دكتر ابوالحسن شيخ
استاد معظّم, دانشمند گرانقدر مرحوم دكتر ابوالحسن شيخ ـ قدّس سرّه ـ بنيانگذار و پدر علم شيمى نوين ايران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1286ش (1324ق) در تهران, در بيت علم و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم دكتر محمد شيخ ـ احياءالملك ـ از نوادگان علامه بزرگوار شيخ حرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه (م1104ق) و يكى از پزشكان و جراحان متدين تهران و از اصحاب آيت اللّه العظمى شيخ عبدالنبى نورى بود.
وى دوره ابتدايى و دوره اول متوسطه را در مدارس مسعوديه, ثروت و دارالفنون گذراند و پس از آن به مدرسه صنعتى ايران ـ آلمان رفت و در رشته شيمى و داروسازى به تحصيل ادامه داد. سپس در سال 1306ش, جزو نخستين گروه دانش آموزان ايرانى بود كه براى ادامه تحصيل به اروپا اعزام شد و پس از هشت سال اقامت در آلمان موفق به دريافت دكتراى شيمى در بخش مواد ضد عفونى گرديد. او اوّلين ايرانى بود كه دكتراى شيمى دريافت كرد و در مدّت 32سال تدريس پى درپى و مداوم, صدها نفر از دانشجويان را در اين رشته تربيت نمود و در سال 1322ش در تاسيس دانشكده علوم نقش اساسى داشت. دانشسراى عالى, دانشكده علوم, آزمايشگاه شيمى اداره دخانيات و آزمايشگاه اداره غلّه كشور مكان هايى بودند كه شاهد ده ها سال تدريس و خدمت وى بودند. او از سال 1335 تا 1337 سرپرست دانشجويان ايرانى در آلمان بود و در تربيت دينى و سلامت روحى آنان نقش چشمگيرى را ايفا نمود و پس از دو سال به دليل روحيه مذهبى اش, از كار بركنار گرديد. در آذرماه 1332ش به نمايندگى از سوى آيت اللّه كاشانى, در مؤتمر اسلامى بيت المقدس شركت جُست و در سال 1365ش بازنشسته گرديد و به مطالعه كتاب هاى دينى و عرفانى به خصوص تفسير شريف الميزان و كتاب هاى مرحوم آيت اللّه شاه آبادى و استاد شهيد مرتضى مطهرى اشتغال داشت, وى هماره در تربيت دينى خويش مى كوشيد و ساليان بسيار از محضر عرفان و اخلاق مرحوم آقا شيخ رجبعلى خياط بهره مند شد.
تأليفات آن فقيد عبارتند از:
1. تئوريهاى شيمى آلى (2ج)
2. عمليات شيمى آلى (2ج)
3. تمرينات و تجربيات شيمى آلى ارگانيك
آن مرد بزرگ, در روز نخست فروردين 1377ش در نودسالگى چشم از جهان فرو بست و به مواليان طاهرينش پيوست. درگذشت حجةالاسلام والمسلمين هنرور خويى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ جليل (بن مرتضى بن جليل) هنرور خويى ـ طاب ثراه ـ يكى از مفاخر علماى خوى به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال 1305ش در خوى به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, در سال 1323ش به مدرسه علميه نمازى خوى رفت و به فراگيرى علوم دينى اشتغال ورزيد. وى در مدت چهارده سال ادبيات و سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت. مقدمات را از مرحوم شيخ على مجتهدى و مرحوم حاج ميرعلى محدث و شيخ جابر فاضلى خويى و سطوح فقه و اصول و كلام و هيئت را از آقايان: شيخ عبدالحسين اعلمى, سيد ابراهيم علوى و شيخ صادق فراهى آموخت و در سال 1337ش, مديريت مدرسه مزبور را بر عهده گرفت و اين وظيفه تا سال 1357ش به طول انجاميد. وى در اين مدت ـ و تا پايان عمر مباركش ـ به تدريس علوم دينى (رسائل و مكاسب, معالم و قوانين و شرح لمعه) پرداخت و ده ها نفر از فضلا و طلاب را تربيت نمود و همزمان در سه مسجد, اقامه نماز جماعت در سه وقت مى نمود و خانه اش ملجأ و مأواى مستمندان و محل رفع دعاوى و اصلاح بين الناس بود. وى از بام تا شام را يكسره به تدريس معارف اهل بيت, گره گشايى از كار مردمان, پاسخگويى به مشكلات دينى مردم و اداره مساجد و مدارس مى گذراند و اوقات بيكارى اش ـ حتى تا پاسى از شب ـ را مصروف مطالعه كتاب هاى مختلف مى نمود و از اين رهگذر بر تفسير و تاريخ و حديث و ادبيات عرب و عجم تسلّطى فراوان داشت و همه مطالب را به حافظه خود سپرده بود. خطش بسيار زيبا و مجلسش شيرين بود و از برخى علماى قم و نجف اجازات متعدد داشت. وى به تجديد بناى مساجدى چند (از جمله مسجد سيد يعقوب) و مقبره آخوند نوايى موفق شد و در صدد احداث بيمارستان خيريه 500 تختخوابى آيت اللّه خويى برآمد كه تاكنون به موفقيت چشمگيرى نائل شده است. از آثارش كتاب (توضيح الاسماء) در بيان وجه تسميه پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنّى, و شرح حال آخوند ملا زين العابدين نوائى بوده است.
وفاتش در 71سالگى, در 7 شوال المكرم 1418ق (بهمن 1376ش) روى داد و پيكرش پس از تشييع بسيار باشكوه در مقبره آخوند مدفون گرديد. درگذشت استاد سيد عبدالرزاق الحسنى
دانشمند معظم و نويسنده شهير, شيخ المورخين العراقيين استاد سيد عبدالرزاق حسنى آل حلو يكى از برترين نويسندگان و محققان عراقى به شمار مى رفت. آن فقيد در سال 1903م (1322ق) در بغداد زاده شد و آموزش ابتدايى را در جامع خفافين, و دروس عالى را در (مكتب الترقى الجعفرى العثمانى) فراگرفت و در آنجا زبانهاى تركى و فرانسه را نيز بياموخت. سپس در سال 1920م (1340ق) در اثر حوادث انقلاب عراق ـ ثورة العشرين ـ به نجف رفت و به عنوان معلّم در مدرسه اميريه به كار تعليم و تربيت پرداخت و پس از آرامش اوضاع بغداد, بدانجا بازگشت و در دارالمعلّمين به تحصيل مشغول شد و در آنجا بود كه به نگارش مقالات و روزنامه نگارى پرداخت و نخستين كتابش در سال 1922م با نام (المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية) به چاپ رسيد.
وى در طول زندگى اش وظايف فرهنگى مختلفى را عهده دار بود (مانند: رياست كنگره بيست و پنجم مستشرقين در مسكو, 1960م, و ديوان محاسبات نخست وزيرى عراق) و در كنار اين وظايف, ده ها كتاب و مقاله دينى, تاريخى, جغرافى و شناخت ملل و نحل در مجلاّت عربى منتشر نمود.
نوشته هاى وى همواره مصدرى مهم براى عموم پژوهشگران فرهنگ و تاريخ عربى به شمار مى رفت. خود وى مى گفت:
(برايم در زندگى هيچ لذّتى بالاتر از مطالعه كتاب نيست, من هر روز بيش از ده ساعت مطالعه مى كنم و بيشتر افرادى كه در خانه ام به ديدارم مى آيند, دانشجويانى هستند كه در مراحل عالى به تحقيق و بررسى اشتغال دارند و اين برترين نعمتى است كه نصيب اين جانب شده كه مردى در آستانه نودسالگى داراى هوش و حافظه اى قوى باشد, خدا را در هر حال شكر مى كنم…).
برخى از آثار ماندگار آن فقيد عبارت است از:
1ـ اسرار الانقلاب; 2ـ الاسرار الخفية فى حوادث السنة1941 التحريرية; 3ـ تاريخ الثورة العراقية; 4ـ تاريخ العراق السياسى الحديث ـ 3ج ـ; 5ـ العراقى فى دورى الاحتلال و الانتداب ـ 2ج ـ; 6ـ الخلاف العراقى البريطانى سنة 1941م; 7ـ الثورة العراقية الكبرى; 8ـ تاربخ الوزارات العراقية ـ 10ج ـ; 9ـ العراق فى ظل المعاهدات; 10ـ العراق قديماً و حديثا; 11ـ موجز تاريخ البلدان العراقية; 12ـ المعلومات المدنية لطلاب المدارس العراقية; 13ـ رحلة فى العراق; 14ـ تحت ظلال المشانق; 15ـ الاصول الرسمية لتاريخ الوزارات العراقية; 16ـ الاغانى الشعبية فى شعوب الاغنية; 17ـ تاريخ الصحافة العراقية; 18ـ البابيون فى التاريخ; 19ـ البابيون والبهائيون فى حاضرهم وماضيهم; 20ـ تعريف الشيعة; 21ـ الخوارج فى الاسلام; 22ـ الصابئه قديماً و حديثا;23ـ الصابئون فى حاضرهم وماضيهم; 24ـ اليزيديون فى حاضرهم وماضيهم; 25ـ اليزيدية او عبدة الشيطان; 26ـ عبدة الشيطان فى العراق.
سرانجام آن دانشمند فقيد, پس از 95 سال زندگى در اثر بيمارى, در شوّال المكرم 1418ق در بغداد بدرود حيات گفت. روانش شاد باد. درگذشت حجت الاسلام والمسلمين آل على شاهرودى
حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيد جواد حسينى آل على شاهرودى ـ قدس سره ـ داماد آيت اللّه العظمى شاهرودى و يكى از افاضل دانشمندان به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در 27 جمادى الاول 1348ق (1308ق), در نجف اشرف در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم آيت اللّه حاج سيد حسين آل على (م1373ق) از علماى شاهرود و از شاگردان آيات عظام حاج شيخ عبدالكريم حايرى, ميرزاى نائينى, آقا ضياء عراقى و سيد ابوالحسن اصفهانى بود.
معظم له مقدمات علوم دينى و سطوح را نزد پدر بزرگوارش و آيت اللّه سيد جعفر موسوى مروج ـ مؤلف منتهى الدراية ـ آموخت و پس از آن در درسهاى فقه و اصول حضرات آيات عظام: آقاى شاهرودى و آقاى خويى حاضر شد و بهره فراوان برد و همزمان با آن به تدريس سطوح و اقامه جماعت در (مسجد الامام المهدى) و ارشاد و راهنمايى مؤمنان پرداخت. ايشان همچنين يكى از اعضاى هيئت استفتاء آيت اللّه شاهرودى و مسؤول دفتر و بعثه حج آن مرجع فقيد بود كه از اين رهگذر توانست خدمات فراوانى را به طلاب حوزه علميه بنمايد و….
وى مقيد بود زيارت عاشورا را هر روز قرائت كند و بارها, پياده از نجف به كربلا مشرّف مى شد, كه برخى از اين سفرها به همراهى مرحوم آيت اللّه شاهرودى بود. در سال 1395ق بود كه به دليل فشار بسيار حكومت بعث به ايرانيان مقيم عراق, وى به كويت مهاجرت كرد و در آنجا به بزرگداشت شعائر دينى و تبليغ و تدريس و تاسيس مساجد و مدارس پرداخت كه مدرسه علميه آيت اللّه خويى از آن جمله است.
در سال 1370ش (1412ق) به تهران آمد و به تأسيس بيمارستان سيصد تختخوابى چشم پزشكى پيامبران ـ كه در ايران بى نظير است و فاز اول آن در خرداد 1377 افتتاح خواهد شد ـ موفق گرديد.
از آن عالم بزرگوار تاليفاتى به چاپ رسيده است, كه عبارتند از:
1. المحاضرات فى التاريخ والحديث ـ 2ج ـ (مجموعه 101 سخنرانى وى در موضوعات قرآنى, حديثى, تاريخى, اخلاقى); 2. الانسان فى مراحل السّت (اين كتاب به فارسى وارد و ترجمه شده است); 3. الامام المهدى و ظهوره; 4. آداب الحرمين ـ فارسى و عربى ـ; 5. صحيفة المتهجد ـ فارسى و عربى ـ; 6. المراقبات فى اعمال الجمعة; 7. كتاب الارث (الارث فى جداول); 8. شخصية المسلم; 9. من معالم الاسلام و آدابه; و آثار مخطوط وى عبارتند از:
10. تقريرات درس فقه آيت اللّه شاهرودى; 11. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى; 12. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى.
سرانجام آن عالم بزرگوار, پس از تحمل سال ها بيمارى و اسارت بستگانش (فرزند و داماد و نوادگانش همچنان در چنگال رژيم بعثى عراق گرفتارتند) در هشتم فروردين 1377 (اول ذيحجة الحرام 1418ق) در 70 سالگى چشم از جهان فرو بست و پس از تشييع و نماز آيت اللّه حاج سيد محمد شاهرودى بر پيكر پاكش, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون گرديد. درگذشت آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى
حضرت مستطاب آيت اللّه ميرزا محمّد آيت اللهى زنجانى يكى از برترين شخصيتهاى علمى زنجان به شمار مى رفت. فقيد سعيد در تاريخ 19 ربيع الثانى 1342ق, در زنجان در بيت علم و فضيلت چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت اللّه شيخ احمد دو اسبى (1296ـ1352ق), از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى و از علماى محترم شهر بود. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات را نزد ميرزا اصغر فقاهتى و ميرزا يحيى مدرس فرا گرفت. در نوزده سالگى (1361ق) به قم آمد و سطوح را نزد حضرات آيات: سيد جمال مزلقانى (قوانين), حاج آقا روح الله كمالوند و شيخ موسى عباسى زنجانى (مكاسب), شيخ عبدالكريم خوئينى و ميرزا محمد مجاهدى تبريزى (و رسائل و كفايه) آموخت و پس از آن به درس خارج فقه و اصول آيت اللّه حجت و خارج اصول آيت اللّه العظمى بروجردى حاضر شد و همزمان حكمت را از محضر شيخ اسحق آستارايى و آقا سيد حسين قاضى تبريزى و هيئت را از مرحوم علامه طباطبايى فراگرفت.
معظم له در سال 1369ق, پس از اخذ اجازات متعدد علمى از اساتيد خويش و برخى علماى نجف چون: آيت اللّه حكيم و آيت اللّه خويى, به زادگاهش بازگشت و به تدريس علوم دينى و اقامه جماعت در مسجد ميرزا احمد پرداخت و رفته رفته در آن شهر موقعيتى بس والا كسب كرد و مورد توجه فضلا و حوزه علميه قرار گرفت.
وى علاوه بر ساير كمالات علمى و اخلاقى خويش, خطّى بسيار زيبا داشت و انواع خطوط را نيكو مى نوشت و يكى از خوشنويسان زنجان به شمار مى رفت. همچنين در تأليف و گردآورى دقائق علمى و تاريخى كوشا بود و از هر فرصتى براى مطالعه و كتابت بهره مى برد.
آثارى چند, به خط نكويش بر جاى مانده كه عبارت است از:
1. جامع الروايات المروية عن الائمة الهداة (در عقايد و اخلاق); 2. تاريخ اسلام (از ابتدا تا پايان); 3. المختار من ابحاث المعالم; 4. سفره درويش (در علوم غريبه و كشكول).
وفات آن عالم بزرگوار در چهاردهم رمضان 1418ق (23 دى 1376ش) در 76 سالگى در زنجان روى داد و پيكر پاكش پس از تشييعى باشكوه, در كنار مرقد مرحوم آيت اللّه شيخ فياض زنجانى ـ مدفون شد. ناصرالدين انصارى*.*.*فرهنگىمعرفى برگزيدگان پنجمين جشنواره مطبوعات
جشنواره مطبوعات امسال با حدود پانصد نشريّه در محل دائمى نمايشگاه هاى بين الملى تهران به مدت ده روز (از 17 تا 27 ارديبهشت) تشكيل شد و محلى براى عرضه و نمايش توان مطبوعاتى كشور بود.
در روز نهم جشنواره, كه با حضور مسؤولان فرهنگى و ارباب مطبوعات كشور و سخنرانى وزير محترم ارشاد و معاونت مطبوعاتى وى در تالار وحدت برگزار شد, برگزيدگان اين جشنواره معرفى شدند كه نام برخى از آنها به اين شرح است:
در رشته مقاله: مسعود بوجارى از نشريه حقوق و اجتماع, مصطفى شريف النبى از روزنامه اطلاعات, فرهاد محمدى از نشريه نامه اتاق بازرگانى, مسعود جواديان از نشريه رشد آموزش ابتدايى, على ملك پور از روزنامه همشهرى, محمد حسن مقنى زاده از روزنامه جمهورى اسلامى, بهزاد عشقى از نشريه فيلم, مريم بصيرى از نشريه پيام زن, سيد احمد محيط طباطبايى از نشريه تماشاگران, احمد بيانى از نشريه ادبيات معاصر, ايرج شاكى نيا از نشريه تدبير, سيد ضياءالدين جوادى از روزنامه اطلاعات, سيد مهدى سيد بن اردبيلى و سيد هادى پيغمبردوست از نشريه استاندارد و كالاها. حميد انصارى از نشريه جنگل و مراتع, يحيى پاسدار خشكناب از نشريه علمى پژوهشى بهبود, عليرضا كاهانى از نشريه پزشكى قانونى. احمد عابدينى از نشريه فقه, على سليمى از نشريه حوزه و دانشگاه.
در رشته نقد: شهريار مندنى پور از نشريه دنياى تصوير, جهانبخش نورايى از نشريه فيلم, جواد اسحاقيان از نشريه ادبيات معاصر, هدايت اللّه بهبودى از نشريه كمان.
در رشته ترجمه: كامران احمدگلى از نشريه كانون زبان ايران, محمدرضا اللّه وردى از روزنامه ايران نيوز, مهرداد آزاد از روزنامه كيهان, حسين على نوذرى از فصلنامه تاريخ معاصر.
در رشته ادبيات, شعر, داستان, گزارش, مصاحبه و طرح و گرافيك كودكان و نوجوانان.
سعيد هنرمند از نشريه نگاه نو, عرفان نظرآهارى از نشريه سروش نوجوان, فريبا كلهر از نشريه سروش كودكان, آتوسا صالحى از نشريه سروش نوجوان, داود غفارزادگان از نشريه سروش نوجوان, جواد كاظمى, شراگيم امينى و نسترن ظفراردلان از نشريه خانه, سيد محمد سادات اخوى از نشريه ياران, محمد على سپهر افغان از نشريه سروش كودكان و محمد مهدى نورى از نشريه پوپك. برگزارى كنگره بزرگداشت آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى
كنگره بزرگداشت (علامه مجاهد آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى) در روزهاى سوم تا پنجم ارديبهشت در لار و جهرم برگزار شد.
در روز پنجشنبه سوم ارديبهشت با حضور جمعى از محققين حوزه و دانشگاه پيام رهبر معظم انقلاب توسط حجت الاسلام محمدى گلپايگانى قرائت شد:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
برپاسازى بزرگداشت براى عالم عظيم الشان و مجتهد ممتاز, مجاهد مرحوم آيت اللّه العظمى حاج سيد عبدالحسين لارى كه اكنون بحمداللّه به تحقق پيوسته است از جمله كارهاى شايسته و وظايف مهم مسؤولان امور فرهنگى در جمهورى اسلامى است.
آشنايى نسل كنونى انقلاب با چهره نورانى علمى و سياسى و جهادى و اخلاقى اين شخصيت بزرگ مى تواند برگ زرين تازه اى از كتاب قطور افتخارات ملى ايرانيان را در برابر چشم آنان بگشايد و آنان را با تجربه هاى پيشين خود كه براى امروز و آينده درس و سرمشق است, هرچه بيشتر آشنا سازد.
مرحوم آيت اللّه العظمى آقا سيد عبدالحسين لارى در ميان علماى معاصر خود از امتيازات ويژه اى برخوردار بوده است و به گمان زياد همين ويژگيها موجب آن شده است كه ميرزاى بزرگ (مجدد شيرازى) او را از سامرا و از حلقه گرم تعليم و تعلم آن حوزه بزرگ و از ميان شاگردان خود برگزيده و به منطقه فارس و بوشهر كه خود از وضعيت حساس آن بخوبى مطلع بوده است, گسيل دارد.
آن روز منطقه فارس و بوشهر اسير سلطه جبار نظاميان انگليسى بود و اين قطعه خونين از ميهن و ملت ما از اشغال خشن و ظالمانه نظاميان و سياستمداران انگليسى در رنج و مصيبت مى زيست, مرحوم سيد عبدالحسين لارى پرچم جهاد و مبارزه با اشغالگران را برافراشت و اولين نمونه كوچك, ولى پرمعنا از حكومت اسلامى را در اين خطه تشكيل داد.
بديهى است كه عده و عده اشغالگران انگليسى و رجال سياسى و دربارى دست نشانده آنان توانستند بر مجموعه كوچك و مومن ولى تهيدست پيرامون سيد بزرگوار فائق آيند و آن بزرگوار و خانواده اش را به محنتى سخت دچار كنند, ولى نداى حق طلبانه و ظلم ستيز آن عالم دينى راستين را نتوانستند خاموش سازند و آن روحانى جليل القدر يك بار ديگر در جريان مشروطيت ايران, حضور, روحيه قوى, ذهن روشن و درك عميق خود از قضاياى كشور را به نمايش گذاشت و علم عدالتخواهى و مبارزه با استبداد قاجارى را در منطقه فارس برافراشت.
بى شك مرحوم آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى يكى از فقهاى بزرگ و كم نظيرى است كه بطور يكسان عرصه علم, دين و صحنه جهاد و سياست را با مشعل فروزان وجود خويش روشن ساخته است. او يكى از مفاخر حوزه هاى علميه و يكى از شخصيت هاى برجسته تاريخ ايران است.
سزاست كه درباره ابعاد علمى و اخلاقى و جهادى و سياسى اين شخصيت بزرگ تحقيق و تفحص شايسته صورت گيرد و اندكى از حق عظيم او و خاندان با فضيلتش ادا شود.
توفيقات همه حضار محترم بخصوص دست اندركاران اين گردهمايى را از خداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمةاللّه
سيد على خامنه اى
2/2/77
پس از قرائت پيام رهبر انقلاب امام جمعه و استاندار لار به ايراد سخن پرداختند.
آقاى عطاءاللّه مهاجرانى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در پايان اجلاس افتتاحيه اين كنگره با برشمردن فضائل و ويژگيهاى زندگانى آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى در سالهاى پر حادثه 1330 تا 1332 قمرى اين سالها را سالهاى قابل توجه اى در زندگى ايشان دانست و به پژوهشگران و محققين جوان توصيه نمود چنانچه فرصت كافى جهت تامل در تمام زندگانى مرحوم آيت اللّه سيد عبدالحسين لارى را ندارند حداقل وقايع زندگى ايشان را در فاصله اين سالها مورد مطالعه قرار دهند چرا كه آنچه سبب شكست نهضت مرحوم سيد لارى گرديد وقايع اختلاف انگيزى است كه در اين سالها اتفاق افتاده است.
مهاجرانى اختلاف در صفوف يك پارچه حاميان نهضت مرحوم سيد عبدالحسين لارى و درگيرى بين مجاهدان و سرداران سپاه ايشان را دسيسه دشمن جهت براندازى حكومت ولايت فقيه سيد لارى دانست و تاكيد كرد, دشمن هميشه در مقابل حكومتهاى دينى از حربه اختلاف و دودستگى بيشترين بهره را مى برد و ما از برگزارى اين كنگره اگر همين يك درس را بگيريم, كافى است.
در اجلاس عصر پنج شنبه سوم ارديبهشت حجت الاسلام احمدى فقيه يزدى در خصوص نظريات فقهى آيت اللّه لارى, دكتر مهدى محقق پيرامون برخورد دانشمندان اسلامى با مسائل علمى و همچنين دكتر خيرانديش پيرامون لار, جغرافياى زمينى و تاريخ دريا و حجت الاسلام نبوى رئيس مركز بوشهرشناسى سخنرانى كردند. سپس حجت الاسلام على دوانى طى سخنانى به دورنمايى از شخصيت علمى, دينى و سياسى آيت اللّه لارى پرداخت.
در حاشيه اين همايش نمايشگاهى از اسناد قيام جنوب نيز كه به سيره و روند مبارزاتى سيد لارى مى پردازد تشكيل شد كه مورد استقبال شركت كنندگان قرار گرفت.
آيت اللّه سيد عبدالعلى لارى امام جمعه لار نيز در اين كنگره گفت: آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از پيشگامان ايجاد حكومت اسلامى در كشور بود و اين از بركات اسلام و جمهورى اسلامى است كه به زنده كردن نام بزرگانى چون علامه مجاهد همت گمارده مى شود.
آيت اللّه العظمى سيد عبدالحسين لارى از مراجع شيعه و از سياستمداران پرهيزگار اسلام در قرن اخير است. وى در سوم ماه صفر سال (1264هـ.ق) در خانواده اى روحانى در نجف اشرف ديده به جهان گشود و طى 78 سال حيات خود خدمات ارزنده و شايسته اى به جامعه اسلامى كرد. سيد عبدالحسين لارى از سياستمداران دين گرا و ظلم ستيز مطرح بود و پس از ورود به منطقه لارستان رهبرى مردم ستمديده جنوب ايران را بر عهده داشته است.
آيت اللّه لارى و مجاهدين همراهش در سالهاى 1323 تا 1333 بيشترين ضربات را بر پيكر استعمار انگليس وارد ساخت و صحنه هايى زيبا و فراموش نشدنى در اين جهاد از خود برجاى گذاشت. اعلام جهاد بر عليه محمد على شاه, چاپ تمبر و ضرب سكه حكومت اسلامى از جمله اقدامات ايشان در دوران حكومت اسلامى لارستان بوده است.
سيد مجاهد در 15 ارديبهشت 1303 در شهر جهرم فارس بدرود حيات گفت و در همين شهر نيز به خاك سپرده شد.
پاره اى از شركت كنندگان در كنگره ابراز مى كردند بهتر بود حداقل يك روز هم كنگره در قم برپا مى شد چون چهره فقهى و علمى سيد لازم بود در حوزه قم معرفى شود و در لار فقيهان بلندپايه يا شركت نداشتند و يا سخنرانى نكردند و نتيجتاً چهره علمى سيد بخوبى در كشور منعكس نشد.
ديگر اينكه اگر برگزارى كنگره تأخير مى افتاد تا اينكه آثار علمى سيد در اختيار محققان قرار مى گرفت و براساس آنها مقاله مى نوشتند تا حد زيادى در معرفى سيد لارى مؤثرتر بود.
همچنين بهتر بود پس از چاپ همه آثار سيد, كنگره برگزار مى شد. در اين خصوص, متوليان كنگره ابراز مى داشتند كه تعداد بسيار اندكى از رساله ها كه چاپ نشده بدين علت است كه قرار بود يكى از فضلا كه تصحيح آنها را به عهده داشت آنها را پيش از برگزارى كنگره در اختيار متوليان كنگره قرار دهد ولى هنگامى كه موعد فرا رسيد و مدت كمى تا برگزارى كنگره بود ايشان به وعده خود وفا نكرد و تلاش بسيار و طاقت فرساى متوليان كنگره براى جلب موافقت ايشان به جايى نرسيد. مجمع جهانى بزرگداشت نودمين سال روز ولادت شهريار شاعر زنده ياد
به مناسبت نودمين سال تولّد زنده ياد شاعر توانا و سخنور نامى استاد سيّد محمد حسين شهريار تبريزى كنگره اى چهار روزه از 25 تا 28 فروردين سال جارى در تهران و زادگاه او تبريز برگزار گرديد كه نزديك به پانصد نفر از نخبگان ادبى داخلى و خارجى در آن شركت داشتند.
بيشترين مهمانان شركت كننده از كشورهاى تازه استقلال يافته آسياى ميانه: جمهورى آذربايجان, تركمنستان, تاجيكستان و كشور همسايه تركيه بودند. در اين همايش جهانى تعداد هشتاد مقاله مبسوط به كنگره ارائه شده بود كه از برخى از آنها استفاده شد و در پايان مجموعه اى به نام (شهريارشناسى) در مورد استاد شهريار انتشار يافت.
در نشست هاى تبريز شور و شوق مردم آذربايجان شرقى به حدّى بود كه سالن هاى متعدد باشگاه شركت نفت از جمعيت پر شد و مردم به وسيله بلندگوها در محوطه حياط و خيابان ها مستمع بيانات گويندگان و سخنرانان محفل بودند. اين استقبال پرشور جوانان و نسل حاضر جهت دريافت پيام انسانى و ادبى شهريار از اين رو بود كه:
اوّلاً: شهريار شاعر دل ها و بيانگر احساسات, عواطف و علايق درونى مردم است. وقتى سخن از شهريار مى رود در واقع سخن از احساسات و خواسته هاى عموم مردم مى رود كه مى خواهد به نوعى احساسات درونى خود را به صورت زيبا در قالب شعر نشان دهد.
ثانياً: شهريار با سرودن اشعارِ ولائى و در مورد اهل بيتِ عصمت و طهار(ع) بويژه شعر معروف (على اى هماى رحمت/ تو چه آيتى خدا را…), خود را جزء شاعران درجه اول مادح اهل بيت(ع) رقم زده است و مردم ما نيز عاشق اهل بيت(ع) و عاشق خدمتگزاران و مادحين حقيقى اهل بيت(ع) هستند و جاودانگى اشعار او به صورت عمده به اين نكته اساسى و ظريف برمى گردد.
ثالثاً: شهريار با سرودن اشعار (حيدربابايه سلام) و (سهند), خود را به صورت يك شاعر بزرگ آذرى درآورده است, و ارادت بخش وسيعى از مردم به او, هم از اين روست.
وزير فرهنگ و آموزش عالى جمهورى آذربايجان در اين همايش مى گفت: (امروز اشعار شهريار در اين جمعيّت بالغ بر هشتصد ميليون نفر از ايران, تركيه, كشورهاى آسياى ميانه, اروپا خواننده دارد و در كوچه و بازار باكو بچه هاى پنج ـ شش ساله هم اشعار حيدربابا را ترنّم و از حفظ مى خوانند و اين نفوذ ادبى روز به روز در حال گسترش است به حدّى كه حيدرباباى او به بيش از ده زبان زنده دنيا ترجمه شده است.) اين مقبوليت ادبى و نفوذ گسترده و وسيع او به ادبا و شاعران جوان ما اين فرصت را مى دهد تا در راز موفقيّت او تأمّل و انديشه كنند و او را الگوى كار خود قرار دهند. همايش اسلام و نسل جوان
به مناسبت شهادت استاد شهيد مرتضى مطهرى, روز دوم تا سوم ارديبهشت ماه همايش علمى ـ فرهنگى تحت عنوان, كنگره اسلام و نسل جوان در دانشگاه نفت محمودآباد مازندران برگزار شده كه از سوى نمايندگان نهاد رهبرى در دانشگاه صنعت نفت اداره مى شد. در اين همايش اساتيد بزرگوار حوزه و دانشگاه حضور داشتند. برخى از شخصيت هاى ارزشمندى كه در اين همايش حضور داشتند, و مقاله ارائه دادند عبارتند از: دكتر احمد احمدى, دكتر رجبى (اعضاى شوورايعالى انقلاب فرهنگى), دكتر احمد بهشتى و دكتر شيخ الاسلام (از اساتيد دانشگاه), آقاى قرائتى, مهندس چمران, محمد دشتى, خانم دباغ (نماينده مجلس شوراى اسلامى), و جمعى ديگر از حوزه و دانشگاه كه با مقالات ارزشمند خود اين همايش علمى را در يك محيط صميمى و باصفا با حضور دانشجويان و مردم مشتاق محمودآباد غناى بيشترى بخشيديد. طبق وعده مسؤولان برگزاركننده, مقالات ارائه شده به زودى چاپ و در اختيار مسؤولان و مردم علاقه مند قرار خواهد گرفت. عقيقى بخشايشى