بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

معرّفيهاى گزارشى‌


كليات‌
1. آشنايى با تعاريف و اصطلاحات بازرگانى - اقتصادى. كميته اصطلاحات و تعاريف. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1369). ج 4، سه + 232 ص، رحلى.
2. شبه اطلاع رسانى در كشورهاى اسلامى. اكمل الدين احسان اغلو و ديگران. ترجمه عبدالحسين آذرنگ و ديگران. 0چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1369). ده + 140 ص، رقعى.
اثرى است بسيار كارآمد و سودمند كه با توجه به كمبود منابع فارسى درباره اطلاع رسانى در كشورهاى اسلامى، پژوهندگان را كارگشا خواهد بود. برنامه اطلاعاتى جهان اسلام، شبكه بين المللى اطلاع رسانى در حوزه فرهنگ در ميان كشورهاى اسلامى، نقش كتابخانه‌هاى ملى در شبكه بين المللى، اطلاع رسانى، و... از مقالات اين مجموعه است.
3. حفظ و نگهدارى اسناد و كتب. گارمن گرسپو و وينسنت ويناس. ترجمه نشريه يونسكو. (چاپ اول: تهران، سازمان اسناد ملى ايران، 1369). هفت + 128 ص، وزيرى.
4. راهنما و فرهنگ لغات. گلى رحمانى. (چاپ اول: تهران، انتشارات شباهنگ، 1369). 89 + 67 ص، وزيرى. 750 ريال.
5. روزشمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامى. باقر عاقلى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات گفتار، 1369). 482 ص، رحلى. 6400 رسال.
6. روش‌شناسى: روش مطالعه و تلخيص. عبد الرحيم موگهى. (چاپ اول: قم، نمايشگاه و نشر كتاب، 1369). 108 ص، خشتى.
روش مطالعه و تلخيص كتاب در ضمن دو بخش و چند فصل در كتاب حاضر تبيين شده است.
7. فرهنگ تاريخ. احمد تدين، شهين احمدى. (چاپ اول: تهران، انتشارات آگاه، 1369). ج 1و2، 1454 ص، وزيرى. 10000 ريال.
8. فرهنگ جمع مكسر. صدرالدين زمانيان. (چاپ اول: انتشارات علوى، 1369). 170 ص، وزيرى. 800 ريال.
9. فرهنگ نامهاى شاهنامه على جهانگيرى. (چاپ اول: تهران، انتشارات برگ، 1369). 335 ص، رقعى. 1300 ريال.
10. فهرست راهنماى اسناد آماده بهره بردارى. دفتر پژوهش و تحقيقات. (چاپ اول: تهران، سازمان اسناد ملى ايران). 110 ص، وزيرى.
فهرست اسناد صوفيه، افشاريه، زنديه، خاندان بختيارى و اعتلاءالملك، وزارت آموزش و پرورش، وزارت كشور و شهردارى تهران كه قابل بهره بردارى است، در كتاب حاضر آورده شده است.
11. كتابنامه 70، فهرست كتب منتشره. مركز تحقيقات و مطالعات فرهنگى وزارت ارشاد اسلامى. (چاپ اول: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 173 ص، وزيرى. 200 ريال.
12. معارف و معاريف. سيد مصطفى حسينى دشتى. (چاپ اول: قم، انتشارات اسماعيليان، 1369). ج 1 - 5، 2443 ص، وزيرى. 1200 ريال.
13. المعجم الموضوعى لنهج البلاغه. أويس كريم محمد. (مشهد، مجمع البحوث اسلاميه، 1408).500 ص، وزيرى. 1250 ريال. تفسير و علوم قرآن‌
1. پژوهش در شيوه‌هاى اعجاز قرآن. حسن عرفان. (چاپ اول: قم، دارالقرآن الكريم، 1369). 134 ص، وزيرى. 415 ريال.
بحثى است مختصر در شيوه‌هاى اعجازى قرآن كه با مباحث كلى اعجاز و تحدّى مى‌آغاز و با تبيين اعجاز محتوايى قرآن ادامه مى‌يابد و در ضمن بحث از اعجاز علمى قرآن و پيشگوييهاى غيبى سخن مى‌رود.
2. چهره شيطان در قرآن. (بانضمام شيطان و شيطان *86* پرستان). محمد ناصرى. (چاپ اول: قم، دارالقرآن الكريم، 1369). 128 ص، وزيرى. 380 ريال.
بحثى است موضوعى درباره شيطان و مسائل مربوط به آن از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه. برخى از عناوين آن چنين است: شيطان چيست؟ آيا شيطان همان ابليس است؟ چهره شيطان در قرآن، چهره شيطان در نهج البلاغه، ابليس و تعريف آن در قرآن، چهره ابليس در نهج البلاغه و... و آنگاه گزارشى از چگونگى افكار و اعمال شيطان پرستها.
3. سيماى عبادالرحمن در قرآن. على كريمى جهرمى. (چاپ اول: قم، دارالقرآن الكريم؛ 1369). 212 ص، رقعى. 630 ريال.
تفسيرى است از آيات 63 تا 74 سوره مباركه فرقان كه چهره نگارى دقيق و زيبايى است از بندگان شايسته خداوند. مؤلف در آغاز به تبيين مفهوم عبادالرحمن پرداخته و آنگاه در ذيل عناوينى مانند تواضع و فروتنى، حلم و بردبارى، شب زنده دارى، اعتدال در انفاق، توحيد خالصانه، احترام به نفوس، تدبر در آيات الهى و... به تفسير دقيق آيات همت گماشته است.
4. درآمدى بر علوم قرآنى. محمد رضا صالحى كرمانى. (چاپ اول: تهران، انتشارات جهاد دانشگاهى دانشگاه تهران، 1369). 282 ص، رقعى. 1100 ريال.
5. مجموعه سخنرانيها و مقالات دومين كنفرانس تحقيقاتى علوم و مفاهيم قرآن كريم. (قم، دارالقرآن الكريم، 1411). 332ص، وزيرى. 1350 ريال.
كتاب با پيام حضرت آيةاللَّه العظمى گلپايگانى مى‌آغازد و با عرضه سخنرانيها درباره وجود اعجاز قرآن و اقسام وحى ادامه مى‌يابد. پس از آنچه ياد شد مقالاتى است با عناوين: تحقيقى پيرامون وحى، وجوه اعجاز قرآن، اعجاز قرآن و اخبار غيبى، تفسير سوره حمد، و آنگاه گزارش تفصيلى بحثهاى مطرح شده در كميسيونهاى پنجگانه وحى و اعجاز.
6. آيةالتطهير، محمد مهدى الآصفى. (چاپ اول: قم، دارالقرآن الكريم، 1411). 104 ص، وزيرى. 320 ريال.
مؤلف در پى آن است كه يكى از «مصادر تشريع» را بازشناسى كند. از اين روى به جايگاه بلند«سنت» در شناخت اسلام اشاره مى‌كند و آنگاه موضع مسلمانان را در مسير دست يافتن به سنت ارزيابى كرده، سؤالى را مطرح مى‌كند كه آيا اسلام راهى براى شناخت سنت و جايگاه آن در شناخت معارف اسلام گشوده است؟ براى پاسخگويى به اين سؤال از «حديث ثقلين»، «حديث سفنيه»، «حديث مدينةالعلم» و ديگر احاديث مربوط به بحث به اجمال سخن مى‌گويد و آنگاه آيه تطهير را در پرتو آگاهيهاى قرآنى به بحث مى‌گذارد و با نقد و بررسى روايات معارض با يكديگر به نتجه‌گيرى از بحث مى‌پردازد، كه بحثى است گزيده گويانه و دقيق.
7. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم. حسن المصطفوى، (چاپ اول: اداره كل مراكز و روابط فرهنگى - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1368). ج 9، 355 ص، وزيرى. 2000 ريال.
8. معارف القرآن. محمد تقى المصباح. المترجم محمد عبدالمنعم الخاقانى. (چاپ سوم: قم، المركز العالمى للدراسات الاسلاميه، 1411). ج 1 و 2، 302 + 130 ص، وزيرى. 1000 ريال.
9. وعى القرآن. محمد مهدى الآصفى. (چاپ اول: قم، دارالقرآن الكريم، 1411). 216 ص، وزيرى. 680 ريال.
مؤلف در پى آن است كه ويژگيهاى قرآن را بازشناسد و جايگاه قرآن را در زندگانى انسان مسلمان بشناساند. بدين سان با تكيه بر آيات و روايات و تعاليم قرآن به عنوان« صراط مستقيم»، «نور و برهان» چگونگى بهره ورى از آن و... سخن مى‌گويد و در ضمن فصول ديگر به نقش سازنده آن در تربيت نفوس و تصفيه دلها از رذايل و شيوه‌هاى مبارزه قرآن با پليديها و زشتيها بحث مى‌كند. كتاب بر روى هم اثرى است خواندنى و سودمند.
10. الميثاق. محمد مهدى الآصفى. (چاپ اول: قم، دارالقرآن اللكريم، 1411). 132 ص، وزيرى. 390 ريال.
آيه ميثاق از بحث انگيزترين و انديشه خيزترين آيات قرآن كريم بوده و هست. مفسّران از ديرباز براى دست يافتن به تفسير دقيق از آن، مبحث متنوع و گسترده‌اى را سامان داده‌اند. مؤلف در اين كتاب مى‌كوشد با تكيه بر آيات و روايات تفسير روشنى از اين آيه ارائه دهد. ابتدا «اقسام ميثاق» آمده و آنگاه به ابعاد گونه گون آن از ديدگاه قرآنى، كلامى و اجتماعى توجه شده است. حديث‌
1. اصول زمامدارى از ديدگاه على (ع) (فرمان مبارك امام به مالك اشتر). (چاپ اول: تهران، نشر شاهد، 1369). 41 ص، *87* جيبى. 120 ريال.
2. استفاده از مناجات خمس عشر از حضرت سجاد (ع). حيدر تهرانى. (مؤلف، 1369). 42 ص، رقعى. 200 ريال.
3. تلخيص مقباس الهداية. تلخيص و تحقيق على اكبر غفارى. (چاپ اول: نشر صدوق، 1369). 280ص، وزيرى. 2500 ريال.
مقباس الهداية نوشته مرحوم مامقانى است كه در آخر رجال وى چاپ شده است. استاد على اكبر غفارى به منظور تدوين متنى درسى در علم درايه آن را تلخيص كرده‌اند و شايسته است در حوزه‌ها به عنوان كتابى درسى، تدريس شود.
4. چهل حديث روزه و رمضان. محمد حسين فلاح زاده. (چاپ اول: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 61 ص، جيبى. 150 ريال.
5. چهل حديث حقوق. سيد رضا تقوى دامغانى. (چاپ اول: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 85 ص، جيبى. 185 ريال.
6. چهل حديث سپاس. محمود شريفى. (چاپ اول: تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 65 ص، جيبى. 150 ريال.
7. چهل حديث كشاورزى. سيد على شاهچراغى. (چاپ اول: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 93 ص، جيبى. 250 ريال.
8. چهارصد گوهر حكمت (در احاديث پيامبر خدا رسول اكرم). عبدالهادى افخم زاده. (بانه، ناجى احمدى). 359 ص، وزيرى. 1700 ريال.
9. دريچه‌اى گشوده بر آفتاب. حسين رزمجو. (چاپ اول: قم، دارالفكر، 1369). 216 ص، رقعى. 800 ريال.
نهج البلاغه كتاب جاويدان، با معارف ناپيداكرانه‌اش همچنان همتهاى بلند و انديشه‌هاى جويا را به خود معطوف مى‌دارد و قلمهاى روان و استوار را به استخدام مى‌گيرد. جناب رزمجو با نثرى روان و بيانى زيبا در ضمن مقالاتى از نهج البلاغه، مبانى حكومت و اخلاق و تربيت از ديدگاه آن را به بحث گذاشته است. مقاله اول از جايگاه نهج البلاغه و صحت انتسباب آن بر على (ع) سخن رفته و در مقاله دوم رابطه مردم و حكومت تببين گشته است. مقاله سوم عهده‌دار بحث از سيماى اخلاقى رهبر است و مقاله چهارم درباره مبانى تربيت و اخلاق سخن گفته است. كتاب در مجموع خواندى است.
10. منتخب المسائل من الوسائل. شيخ حسين الجلالى الشاهرودى. (چاپ اول: 1411). 104 ص، وزيرى. 600 ريال.
11. وسايل الشيعه. الشيخ محمد بن الحسن الحر العاملى. تحقيق مؤسسة آل البيت لإحياء التراث. (چاپ اول: قم، 1411). ج 8 و 9، 556 + 567 ص، وزيرى. 4000 ريال.
ج 8 ادامه كتاب الصلاة، از ابواب «صلاة الاستسقاء» تا پايان كتاب الصلوة و ج 9 شامل كتاب الزكاة و كتاب الخمس است. فلسفه و كلام‌
1. آينده در قلمرو اسلام. سيد قطب. ترجمه سيد على حسينى خامنه‌اى. (چاپ دوم: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1369). 141 ص، رقعى، 400 ريال.
2. اسلام و تمدن جديد. مصطفى زمانى. (چاپ هجدهم: قم، انتشارات پيام اسلام، 1368). 288 ص، رقعى.
چاپ اول اين اثر در سال 1348 بوده و چاپ هجدهم آن در سال 1368 منتشر شده است. (تقريباً هر سال، يك چاپ.) نويسنده در اين اثر به سنجش تمدن جديد و مظاهر آن پرداخته و موضع اسلام را در برابر آن تشريح كرده است.
3. امام‌شناسى. سيد محمد حسين حسينى طهرانى. (چاپ اول: تهران، انتشارات حكمت، 1410). ج دهم. 447 ص، وزيرى. 1800 ريال.
4. انسان و دين. ترجمه رضا ناظميان. (چاپ اول: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 128 ص، جيبى. 220 ريال.
5. برزخ. سيد عبدالحسين دستغيب. (قم، مؤسسه مطبوعاتى دارالكتاب). 144 ص، جيبى. 270 ريال.
6. پيشينه سياسى فكرى وهابيت. محمد ابراهيم انصارى لارى. (چاپ اول: قم، بنياد معارف اسلامى، 1369). 71 ص، رقعى. 300 ريال.
7. جستجوى ناتمام. كارل پوپر. ترجمه ايرج على آبادى. (چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، *88* 1369). 277 وزيرى. 2500 ريال.
8. سجده بر تربت يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا. سيدرضا حسينى نسب. (چاپ اول: انتشارات مؤسسه سيد الشهدا، 1369). 76 ص، رقعى. 500 ريال.
9. علم امام. علامه محمد حسين مظفر. ترجمه على شيروانى هرندى. (تهران، انتشارات الزهرا، 1369). 127 ص، رقعى. 800 ريال.
10. فلسفه علوم طبيعى. كارل همپل. ترجمه حسين معصومى همدانى. (چاپ اول: تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1369). 147 ص، وزيرى. 900 ريال.
11. معاد يا آخرين سير بشر. مجتهده امين. (اصفهان، انتشارات بهار، 1369). 212 ص، وزيرى. 1400 ريال.
12. يك مناظره علمى در پاسخ علامه قاضى خضرى. محمد صادق نجمى. (چاپ اول: اروميه، پارسا، 1369). 153 ص، رقعى. 620 ريال.
يكى از دانشمندان اهل سنت - به شيوه پسنديده سلف صالح - در ضمن نامه‌اى چندين سؤال را مطرح كرده و مؤلف كتاب با تكيه به منابع حديثى وتاريخى و ديگر منابع با بيانى رسا و منشى برادرانه پاسخ گفته‌اند. در ضمن كتاب از اهميت حديث، دراية الحديث و چگونگى راويان در متون حديث سخن رفته است.
13. بحوث فى الملل و النحل. جعفر السبحانى. (چاپ دوم: قم، لجنةادارةالحوزة العلميه، 1411). 390 ص، وزيرى. 1300 ريال.
14. تبصرة الولى فيمن رأى القائم المهدى(ع). السيد هاشم البحران. تحقيق مؤسسةالمعارف الاسلاميه. (قم، 1411). 336 ص، وزيرى. 2000 ريال.
كتاب اثرى است ارزشمند شامل پنجاه و پنج مورد از ديدارهاى اشخاص مختلف كه برخى به صورت دسته جمعى و بعضى انفرادى با امام زمان ملاقات كردند. كتاب گزارش اين ديدارها را از آغاز تولد ولى عصر (عج) مى‌آغازد و تا غيبت صغرى و غيبت كبرى ادامه مى‌دهد. محققان كتاب را بر اساس دو نسخه خطى و مقابله با نسخه چاپى آن تصحيح كرده‌اند. در راه تحقيق كتاب افزون بر ضبط اختلاف نسخه‌ها منابع و مصادر گزارشى و روايات را نشان داده و الفاظ غريب را شرح كرده‌اند. و در مقدمه از شرح حال مؤلف و آثار وى و چگونگى تصحيح سخن گفته‌اند. شرح حال كوتاهى از رجال متن با تكيه بر متون رجالى و ارائه منابع شرح حال آنها نيز از جمله تلاش محققان است. تصحيح كتاب در مجموع شايسته و حروفچينى و چاپ آن زيباست.
يادآورى مى‌كنيم كه اين كتاب با عنوان «روزنه‌اى به خورشيد» ترجمه و منتشر گشته است.
15. شرح المنظومه. حاج ملا هادى سبزوارى. (چاپ اول: تهران، نشر ناب، 1369). ج 1، 432 ص، وزيرى. 3100 ريال.
16. الفطرة. الشهيد مرتضى المطهرى. ترجمه جعفر صادق الخليلى. (چاپ اول: تهران، بنياد بعثت، 1410). 228 ص، رقعى. فقه‌
1. مبانى فقهى حكومت اسلامى (امامت و رهبرى). حسينعلى منتظرى. ترجمه محمود صلواتى. (قم، نشر تفكر، 1369). 422 ص، وزيرى. 2500 ريال.
ترجمه و تقرير قسمت دوم از جلد اول كتاب عديم النظير «دراسات فى ولايةالفقيه و فقه الدولة الاسلامية» است. (براى آشنايى با متن كتاب ر.ك: مجله حوزه شماره 25، ص 174؛ شماره 26، ص 174؛ آينه پژوهش، شماره 4، ص 84.)
در اين جلد شرايط حاكم اسلامى، از ديدگاه عقل، كتاب و سنت كه مفصل‌ترين بحث كتاب است، و چگونگى انعقاد امامت و تعيين رهبرى كه آن را بايد دقيقترين و انديشه انگيزترين بحث كتاب دانست، با نگرشى به مسأله بيعت آمده است.
2. ترجمه تحرير الوسيله. سيد محمد باقر موسوى همدانى. (چاپ اول: قم، مؤسسه انتشارات العلم، 1369). ج 3، 528 ص، وزيرى. 2750 ريال.
3. روزه. على محمد اسدى. (چاپ سوم، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1364). 144 ص، وزيرى. 100 ريال.
4. مقام رهبرى در فقه اسلامى. ترجمه و توضيح عبدالكريم بى آزار شيرازى. (چاپ اول: مؤسسه انتشارات بعثت، 1369). 122ص، وزيرى. 550 ريال.
5. تبصرةالمتعلمين فى احكام الدين. الحسن بن يوسف بن المطهر العلامه الحلى. تحقيق محمد هادى يوسفى غروى «الجوهرة *89* فى نظم التبصره»، الحسن بن على بن داود الحلى. تحقيق حسين الدرگاهى. (تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامى، 1369). 207 + 238 ص، وزيرى. 2400 ريال.
تبصرةالمتعلمين از آثار مختصر و استوار فقهى فقيه بلند پايه علاّمه حلى است. اين كتاب از جمله متون درسى حوزه‌ها بوده و مورد توجه فقيهان. از اين رو بسيارى بر آن شرح نوشته و يا در توضيح مطالبش تعاليقى نگاشته‌اند. (الذريعة، ج 13، ص 133 به بعد).
تبصره پيشتر با تحقيق آقاى غروى چاپ و منتشر شده بود. اينك اين چاپ با تصحيح اغلاط و دقت در استوارى متن مجدداً نشر مى‌يابد. محقق محترم در پانوشتها اختلاف نسخه‌ها را ضبط كرده و توضيحاتى درباره متن با استفاده از شرحها و تعالى كتاب آورده است. اين چاپ همراه است با «الجوهرة...» كه نظم يافته متن تبصره است به وسيله رجالى و محقق بزرگ ابن داود حلى. محقق كتاب را بر اساس دو نسخه تصحيح و تحقيق كرده و در پانوشتها اختلاف نسخه‌ها را ضبط كرده است. متأسفانه كتاب دوم فهرست موضوعات ندارد و هر دو فهرستهاى فنى را به همراه ندارند كه از كاستيهاى كتاب است.
6. الرسالة الوقتية فى التعليق على عبارة شرح اللمعة الدمشقيه. شيخ احمد بن ابراهيم آل عصفور البحرانى. (چاپ اول: قم، المطبعةالعلميه، 1411). 24 ص، وزيرى. 200 ريال.
7. الروضة البهية فى شرح اللمعة. الشهيد الثانى. (قم، انتشارات علاّمه، 1369). ج 1 و 2، رحلى. 5000 ريال.
8. صيغ العقود و الايقاعات. حاج ملاعلى قزوينى. به اهتمام محمدجواد فيض. (چاپ اول: انتشارات دفتر مركزى جهاد دانشگاهى، 1369). 150 ص، رقعى. 700 ريال.
9. كشف الرموز فى شرح المختصر النافع. الشيخ حسن بن ابى طالب اليوسفى. (چاپ اول: قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1410). 741 ص، وزيرى. 2500 ريال.
10. اللمعة الدمشقية. الشهيد الاول. (چاپ اول: قم، انتشارات دارالفكر، 1411). 301 ص، رقعى. 1500 ريال.
تحقيقى است دقيق از اللمعة الدمشقيه بر اساس كهنترين نسخه آن. كتاب مقدمه‌اى دارد كه در ضمن آن از اهميت كتاب و عظمت فقه شيعه سخن رفته است. و در پايان اصطلاحنامه فقهى است؛ دقيق و سودمند.
11. مستند تحريرالوسيلة. احمد المطهرى. (چاپ اول: قم، مكتبة دارالنشر، 1369). ج 3، 490 ص، وزيرى. 2800 ريال.
12. مسألة الحجاب. الاستاذ مرتضى مطهرى. المترجم حيدر آل حيدر. (قم، المركز العالمى للدراسات الاسلاميه، 1411). 173 ص، جيبى. 240 ريال.
13. مدارك الأحكام فى شرح شرائع الأسلام. السيد محمد بن على الموسوى العاملى. تحقيق مؤسسة آل البيت (ع) لإحياء التراث. (قم، 1410). ج 6 و 7، 363 + 460 ص، 4000 ريال.
شامل شرح بخشهاى «صوم» و «حج» شرايع.
14. المكاسب. شيخ مرتضى الانصارى. (چاپ اول: قم، منشورات دارالذخائر، 1411). ج 1، 696 ص، وزيرى. 2500 ريال. اخلاق و عرفان‌
1. اسرار نماز. شهيد ثانى. ترجمه على اكبر مهدى پور. (چاپ اول: تهران، انتشارات كعبه، 1410). 280 ص، رقعى، 650 ريال.
ترجمه اسرار الصلاة شهيد ثانى است. البته اسرار الصلاة، پيش از اين نيز به فارسى ترجمه و چاپ شده است.
2. تقوى و متقين در نهج البلاغه. ابراهيم سيد علوى. (چاپ اول: تهران، مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر، 1369). 117 ص، رقعى. 360 ريال.
3. راز نماز براى جوانان. محسن قرائتى. (چاپ اول: تهران. مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 108 ص، رقعى. 180 ريال.
4. سيماى فرزانگان. رضا مختارى. (چاپ سوم: قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1369). ج 3، 532 ص.
يادآورى مى‌شود كه ساير مجلدات اين كتاب هنوز منتشر نشده است.
5. صله رحم و اخلاق در خانواده. سيد كاظم صدرالسادات دزفولى. (چاپ اول: تهران، كتابخانه صدر، 1369). 500 ص، رقعى. 1500 ريال.
6. گلشن راز. شيخ محمود شبسترى. (چاپ اول: تهران انتشارات سيرنگ، 1369). 116 ص، وزيرى. 5000 ريال.
7. مرز فضايل و رذايل اخلاقى (تحليلى از واژه‌هاى اخلاقى متقارن). احمد حبيبيان. (چاپ اول: همدان، دانشگاه بوعلى سينا، 1369). 266 ص، وزيرى.
8. وسواس: پيدايش - رشد و علاج. مصطفى زمانى. (چاپ اول: قم، انتشارات پيام اسلام، 1369). 264 ص، رقعى.
منشأ وسواس، رشد وسواس و درمان وسواس، در ضمن سه بخش مورد بررسى قرار گرفته است. نويسنده اين اثر را به عربى نيز برگردانده است.
9. انس التائبين. شيخ احمدجام. (چاپ اول: تهران، انتشارات توس، 1368). 704 ص، وزيرى. 6500 ريال. تاريخ
1. زندگانى حضرت عبدالعظيم (ع). احمد صادقى اردستانى. (تهران، انتشارات حافظ، 1368). 160 ص، رقعى.
كتاب با مقدمه‌اى در چرايى نگارش كتاب مى‌آغازد و با فصل اول كه تاريخچه زندگانى آن بزرگوار است ادامه مى‌يابد. در فصل دوم از عظمت و شخصيت وى سخن رفته و در فصل سوم از ايمان و مقام علمى او بحث شده است. در فصلهاى ديگر از هجرت عبدالعظيم از مدينه و احاديث وى از امامان(ع) و فضيلت زيارت وى و... سخن رفته است.
2. اطلس تاريخى جمعيت جهان. كالين ملك ايودى، ريچارد جونز. ترجمه فريدون فاطمى. (چاپ اول: تهران، انتشارات مركز، 1369. 476 ص، وزيرى. 3300 ريال.
3. تاريخ بزرگ جهان. كارل گريمبرگ. ترجمه سيد ضياءالدين دهشيرى. (چاپ اول: انتشارات يزدان، 1369). ج 3، 521 ص، وزيرى. 3700 ريال.
4. تاريخ تاريخ نگارى در اسلام. فرانتس روزنتال. ترجمه اسداللَّه آزاد. (مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1365). ج 1 و 2، 260 + 448ص، وزيرى. 600 + 1800 ريال.
5. تاريخ تحولات سياسى و روابط خارجى ايران. جلال الدين مدنى. (چاپ اول: قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1369). ج 1 و 2، 476 + 430 ص، وزيرى. 1800 + 1700 ريال.
6. تاريخ ثعالبى (مشهور به غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم). ترجمه محمد فضائلى. (چاپ اول: تهران، نشر نقره، 1368). 520 ص، وزيرى. 4000 ريال.
7. تاريخ جنگهاى ايران و روس. مرحوم آذر. (چاپ اول: 1369). 407 ص، وزيرى. 2100 ريال.
8. تاريخ جنگهاى صليبى. احمد بن على الحريرى. ترجمه عبداللَّه ناصرى طاهرى. (چاپ اول: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 132 ص، رقعى. 450ريال.
9. تاريخ خانقاه در ايران. محسن كيانى. (چاپ اول: تهران، كتابخانه طهورى، 1369)، 620 ص، وزيرى. 5200 ريال.
10. تاريخ دولت اسلامى در اندلس. محمد عبداللَّه عنان. ترجمه عبدالمحمد آيتى. (چاپ اول: تهران، نشر كيهان، 1369). 543 ص، وزيرى. 3000 ريال.
11. تاريخ معاصر ايران (مجموعه مقالات). (تهران، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى، 1369). كتاب دوم، 306 ص، وزيرى. 1500 ريال.
12. جنگهاى صليبى (از ديدگاه شرقيان). امين معلوف. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى. (چاپ اول: تهران، انتشارات البرز، 1369)، 389 ص، رقعى. 2700 ريال.
13. چهارده معصوم عليهم السلام. حسين مظاهرى. (چاپ چهارم: تهران، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، 1368)، 176ص، رقعى.
14. حوزه‌هاى دينى اهل سنت. سيد ضياء مير ديلمى. (چاپ اول: گرگان مركز بزرگ اسلامى شمال كشور، 1369). 156 ص، رقعى. 800 ريال.
15. درباره قيام ژاندارمرى خراسان به رهبرى كلنل محمدتقى خان پسيان. به كوشش مهرداد بهار. (چاپ اول: تهران، معين، 1369). 72 ص، وزيرى. 900 ريال.
16. مبانى تاريخ اجتماعى ايران. رضا شعبانى. (ترهان، نشر قومس، 1369). 239 ص، وزيرى. 1400 ريال.
17. مذاكرات مصدق و هريمن. ورنون والترز. ترجمه شمس الدين امير علابى. (تهران، انتشارات ميترا، 1369). 47 ص، رقعى. 350 ريال.
*91* 18. نادرشاه. محمود احمد پناهى. (چاپ دوم: تهران، كتاب نمونه، 1369). 319 ص، رقعى. 750 ريال.
19. نخستين سكه‌هاى امپراتورى اسلام. عبدالرزاق شمس اشراقى. (اصفهان، دفتر خدمات فرهنگى استاك). 230 ص، رحلى. مصور. 4900 ريال.
20. 88 داستان كوتاه انگليسى از زندگى رسول اكرم(ص). مصطفى رجائى. (چاپ اول: تهران، انتشارات باستان، 1369). 140 ص، رقعى. 450 ريال.
21. الإيقاد. السيد محمد على شاه عبدالعظيمى. تحقيق محمدجواد الرضوى. (قم، منشورات الفيروز آبادى، 1410). 352 ص، وزيرى. 2000 ريال.
مؤلف از فقيهان و عالمان قرن چهاردهم است. و كتاب وى گزارشى است از وفيات معصومان(ع). مؤلف در ذيل شهادت امام حسين(ع) به تفصيل از واقعه كربلا سخن رانده و چگونگى شهادت آن بزرگوار و اصحابش را گزارش كرده است. محقق محترم متن كتاب را با مقابله دو چاپ پيشين تصحيح كرده و به هنگام اختلاف نسخه مطبوع با متن مصادر اصلى، نقل مصدر را ترجيح داده است. در پايان كتاب فهرستهاى دقيق و كارآمدى را افزوده و در ضمن مقدمه‌اى از شرح حال و آثار مؤلف سخن گفته است.
22. تاريخ العراق السياسى المعاصر. حسن شبّر. (چاپ اول: بيروت، دارالمنتدى للنشر، 1990)، جزء دوم، 440 ص، وزيرى.
23. ذلك رسول اللَّه (ص). السيد محمد الموسوى القزوينى. (چاپ اول: قم، مؤسسه دارالفكر الاسلامى، 1411). 288 ص، وزيرى. 1500 ريال.
24. فاطمةالزهراء المرأة النموذجية فى الإسلام. الشيخ ابراهيم الأمينى. ترجمه على جمال الحسينى. (چاپ دوم: بنياد بعثت، 1411). 215 ص، رقعى.
25. كتاب مقتل الامام اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب. ابى بكر عبداللَّه بن محمد بن عبيد. (تهران، مؤسسه انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1411). 123 ص، وزيرى. 800 ريال.
26. الملحمة الحسينيه. الاستاذ مرتضى المطهرى. (چاپ اول: قم، المركز العالمى للدراسات الاسلامية، 1411). ج 1 - 3، 281 + 256 + 382 ص، وزيرى. 2000 ريال. حقوق
1. آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران. محمدجواد صفار. (چاپ اول: تهران، مركز آموزش مديريت دولتى، 1369). 211 ص، وزيرى. 720 ريال.
2. آئين دادرسى كيفرى. محمود آخوندى. (چاپ اول: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). ج 3، 171 ص، وزيرى. 600 ريال.
3. احوال شخصيّه از ديدگاه قوانين. يوسف بهنود. (چاپ اول: اروميه، انتشارات انزلى، 1369). 271 ص، وزيرى. 1050 ريال.
4. حقوق بين الملل خصوصى. سيد جلال الدين مدنى. (چاپ اول: 1369). 369 ص، وزيرى. 1500 ريال.
5. حقوق حرفه و فن: حقوق ادبى و هنرى. شيرين عبادى. (چاپ اول: تهران، انتشارات روشنگران، 1369). 228 ص، وزيرى.
حقوق مطبوعات، توزيع و فروش نشريات، آگهى و تبليغات، مالكيت ادبى، شرايط مترجم رسمى، آثار ملى و مسائل مربوط به آن، و... در ضمن شانزده فصل كتاب مورد بحث قرار گرفته است.
6. حقوق خانواده (فسخ و طلاق). سيد حسين صفائى و اسداللَّه امامى. (چاپ اول: تهران، دانشگاه تهران، 1369). ج 1، 361 ص، وزيرى. 1800 ريال.
7. مجموعه كامل قوانين و مقررات تجارى و بازرگانى. فرج اللَّه قربانى. (چاپ اول: تهران، دانشور، 1369). 1299 ص، وزيرى. 5500 ريال. جامعه شناسى‌
1. مبانى جمعيت‌شناسى. نعمت اللَّه تقوى. (چاپ اول: تبريز، انتشارات نيما، 1369). 205 ص، رقعى. روانشناسى‌
1. مكتبهاى روانشناسى و نقد آن. دفتر همكارى حوزه و دانشگاه. (چاپ اول: انتشارات سمت، 1369). 429 ص، وزيرى. 1200 ريال.
*92* اقتصاد
1. الگوئى براى توسعه اقتصادى ايران. ابراهيم رزاقى. (چاپ اول: تهران، نشر توسعه، 1369). 222 ص، رقعى. 1200 ريال.
2. بررسى مسائل و مشكلات صادرات غير نفتى. ابوالقاسم نادرى و ديگران. (چاپ اول: مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1369). 669ص، وزيرى. جدول.
3. سوئد: نظرى اجمالى به كشورها. اسفنديار اميدبخش. (چاپ اول: مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1369). 453 ص، رقعى. جدول.
كتاب حاضر شماره 28 از سرى انتشارات نظرى اجمالى به كشورهاست كه در آن وضعيت عمومى، سياسى، نظامى و اقتصادى كشور سوئد تبيين شده است. روابط سياسى و فرهنگى و اقتصادى جمهورى اسلامى ايران با سوئد در فصل پنجم و ششم كتاب بررسى شده است.
4. كار و نظرگاه سرمايه دارى - سوسياليسم و اسلام. مرتضى سيف امير حسينى. (چاپ اول: تهران، انتشارات زرين، 1369). 573 ص، وزيرى. 5000 ريال.
5. مبانى ارزش كالا در گمرك. (چاپ اول: تهران، گمرك ايران، 1369). ج 2، 282 ص، وزيرى.
6. نگرشى بر تئورى ارزش. حسن سبحانى. (چاپ اول: تهران، مؤسسه انتشارات اميركبير، 1369). 191 ص، رقعى. 850 ريال. جغرافيا
1. جغرافياى عالم اسلام. محمد عارف. تصحيح صديقه سلطانى فر. (چاپ اول: تهران، انتشارات بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى، 1369). 273 ص، رقعى. 1400 ريال. خاطرات‌
1. دو برگ سبز. سيد محمد اصغرى. (چاپ اول: تهران، كيهان، 1369). 201 ص، رقعى. 850 ريال.
2. سفر روس. جلال آل احمد. (چاپ اول: تهران، انتشارات برگ، 1369). 336 ص، رقعى. 1300 ريال. تعليم و تربيت‌
1. اندازه‌گيرى و ارزشيابى در تعليم و تربيت. لوول ا. شوئر. ترجمه و تأليف حمزه گنجى. (چاپ اول: انتشارات بعثت، 1369). 237 ص، وزيرى. 900 ريال.
2. تعليم و تربيت و اقتصاد. هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق. (چاپ اول: قم، مؤسسه در راه حق، 1369). 20 ص، جيبى.
3. تعليم و تربيت و محيط اجتماعى. هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق. (چاپ اول: قم، مؤسسه در راه حق، 1369). 23 ص، جيبى.
4. خانواده و مسائل عاطفى كودكان. على قائمى. (چاپ اول: تهران، انتشارات اميرى، 1369). 376 ص، وزيرى. 1800 ريال.
5. خانواده و كودكان گرفتار. على قائمى. (چاپ اول: تهران، انتشارات اميرى، 1369). 312 ص، وزيرى. 1500 ريال.
6. راه تربيت. مجيد رشيد پور. (چاپ اول: تهران، انجمن اولياء و مربيان جمهورى اسلامى ايران، 1369). 254 ص، رقعى. 550 ريال. زبان و ادبيات‌
1. آينه در آينه: برگزيده شعر ه.ا.سايه. انتخاب محمدرضا شفيعى كدكنى. (چاپ اول: تهران، نشر چشمه، 1369). 217 ص، رقعى.
2. آيينه مهر. اكبر بهداروند. (چاپ اول: تهران، انتشارات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 228 ص، رقعى. 680 ريال.
3. ادبيات عاشورا (2). محمد على مردانى. (چاپ اول: تهران، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 112 ص، رقعى. 350 ريال.
4. الفباى قصه نويسى. رضا رهگذر. (چاپ اول: تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 127 ص، رقعى. 315 ريال.
5. بازخوانى كليله و دمنه. اسماعيل شفيعى سروستانى. (چاپ اول: تهران، مؤسسه تحقيقات و انتشارات هلال، 1369). 240 ص، وزيرى. 1200 ريال.
6. تاريخ ادبيات. على سلطانپور. (چاپ اول: مؤلف، *93* 1369). 180 ص، وزيرى. 750 ريال.
7. تئوريهاى ترجمه و تفاوت ترجمه مكتوب و همزمان. سيد على ميرعمادى. (چاپ اول: انتشارات بهارستان، 1369). 254 ص، وزيرى. 1100 ريال.
8. تفسير مثنوى مولوى. جواد سلماسى زاده. (چاپ اول: مؤلف، 1369). ج 1، 440 + 58 ص، وزيرى. 1000 ريال.
9. حافظشناسى. بكوشش سعيد نيازكرمانى. (چاپ اول: تهران، انتشارات پاژنگ، 1369). 240 ص، وزيرى. 1100 ريال.
10. دستور زبان فارسى پنج استاد. عبدالعظيم قريب و ديگران. (چاپ اول: تهران، انتشارات اشراقى، 1369). 331 ص، وزيرى. 1000 ريال.
11. دفتر شعر درى. محمود منشى. با تصحيح و توضيح غلامحسين رضانژاد. (چاپ اول: تهران، مركز نشر تالار كتاب، 1369). 293 ص، وزيرى. مصور. 2500 ريال.
12. دفترهاى ادبى جوانان. به كوشش اسداللَّه شعبانى. (چاپ اول: تهران، مركز آفرينشهاى ادبى پرورش فكرى كودكان و نوجوانان). 1 و 2و 33 + 34 ص، جيبى. 60 ريال.
13. دوبيتى‌هاى باباطاهر عريان. (چاپ اول: تهران، انتشارات اسماعيليان، 1369). 216 ص، وزيرى. 2500 ريال.
14. ديدار (مجموعه شعر). جواهرى «وجدى». (چاپ اول: تهران، انتشارات پاژنگ، 1369). 167 ص، وزيرى. 1200 ريال.
15. ديوان حافظ، نسخه 805 هجرى. ركن الدين همايونفرخ. (چاپ اول: انتشارات باورداران، 1367). رقعى. 3100 ريال.
16. ديوان شكيبا. مرتضى باقريان. (چاپ اول: انتشارات بوعلى، 1369). 400 ص، وزيرى، 2500 ريال.
17. ديوان عطّار شيرازى. احمد كرمى. (چاپ اول: احمد كرمى، 1369). 138 ص، وزيرى. 1250 ريال.
18. رابعه (رمان تاريخى). حسينقلى مستعان. (نشر نقره، 1369). ج 1 و 3، 1681 ص، رقعى. 13500 ريال.
19. رباعيات حكيم عمر خيام. با مقدمه محمد على فروغى. (چاپ اول: تهران، انتشارات اسماعيليان، 1369). 196 ص، وزيرى. 2250 ريال.
20. ريزش زردها. (سوره / گاهنامه). داريوش عابدى. (چاپ اول: تهران، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 112 ص، رقعى. 350 ريال.
21. سياست نامه. خواجه نظام الملك ابوعلى حسين بن على بن اسحاق طوسى. (چاپ اول: انتشارات اساطير، 1369). 299 ص، وزيرى. 900 ريال.
22. فرهنگ زبان فارسى. مهشيد مشيرى. (چاپ اول: تهران، سروش، 1369). 1190 ص، وزيرى. 6500 ريال.
23. فنون شعر فارسى. اسعاد عبدالهادى قنديل. ترجمه فاطمه سوهان فكر. (چاپ اول: تهران، مؤسسه علمى انديشه جوان، 1369). 301 ص، وزيرى. 1100 ريال.
24. قلمرو ادبيات كودكان. (چاپ اول: حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 130 ص، وزيرى. 600 ريال.
25. گزند باد. سيد عطاء اللَّه مهاجرانى. (چاپ اول: تهران، اطلاعات، 1369). 115 ص، رقعى. 500 ريال.
26. گزيده غزليّات سعدى. (چاپ اول: تهران، شركت چاپ و انتشارات علمى، 1369). 258 ص، وزيرى. 1200 ريال.
27. گزيده مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى. (چاپ اول: تهران، شركت چاپ و انتشارات علمى، 1369). 259 ص، وزيرى. 1200 ريال.
28. گزيده‌اى از شعر عربى معاصر. به انتخاب مصطفى بدوى. ترجمه غلامحسين يوسفى و يوسف بكار. (چاپ اول: تهران، انتشارات اسپرك، 1369). 526 ص، رقعى.
دستچينى است از شعر عربى معاصر همراه با مقدمه‌اى مفصل و سودمند از فراهم آورنده. اشعار شاعران عرب تا سال 1969 در ين اثر ياد شده است.
29. نحو روان. احمد امين شيرازى. (چاپ اول: قم، دفتر تبليغات اسلامى). 196 ص، وزيرى.
در اين اثر كليات مباحث نحو در ضمن چهارده درس همراه با تمرين و به زبان ساده براى مبتديان بازگو شده است.
30. نگاهى به تاريخ ادبيات آذربايجان. جواد هيئت. (چاپ اول: مؤلف، 1369). ج 2، 534 ص، وزيرى. 2500 ريال.
31. برگزيده شاهنامه فردوسى. احمد على رجائى بخارائى. كوشش كتايون فرداپور. (چاپ اول: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالى، *94* 1369). 150 ص، وزيرى. 600 ريال.
32. پژوهشى در انديشه‌هاى فردوسى. فضل اللَّه رضا. (چاپ اول: تهران، علمى و فرهنگى، 1369). ج 2، 351 ص، وزيرى. 1600 ريال.
33. جهان بينى و حكمت فردوسى (شعر). محمود حكيمى، كريم حسنى تبار. (چاپ اول: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1369). 136 ص، وزيرى. 550 ريال.
34. سيماى رستم در شاهنامه. به كوشش غلامرضا ستوده. (چاپ اول: تهران، دانشگاه تهران، 1369). 138 ص، وزيرى. 5000 ريال.
35. شاهنامه. ابوالقاسم فردوسى. به كوشش جلال خلاقى مطلق. با مقدمه احسان يار شاطر. (چاپ اول: تهران، انتشارات روزبهان، 1368. دفتر يكم و ضميمه، 374 + 92 ص، رحلى. 14500 ريال.
36. شاهنامه. حكيم ابوالقاسم فردوسى. تصحيح ژول مول. (چاپ سوم: تهران، انتشارات آموزش و انقلاب اسلامى، 1369). ج 1 - 4، 2274 ص، رقعى.
37. شاهنامه فردوسى. تصحيح ژول مول. با مقدمه محمد امين رياحى. (چاپ اول: تهران، انتشارات سخن، 1369). 3 مجلّد، 2310 ص، وزيرى. 13000 ريال.
38. شاهنامه فردوسى و ترادژى آتنى. خجسته كيا. (چاپ اول: تهران، شركت انتشاراتى علمى و فرهنگى، 1369). 111 ص، وزيرى. 700 ريال.
39. فردوسى و شاهنامه. منوچهر مرتضوى. (چاپ اول: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1369). 178 ص، وزيرى. 600 ريال.
40. وصف طبيعت در شعر فردوسى. نعمت اللَّه ناظرى. (چاپ اول: تهران، انتشارات شعله انديشه، 1369). و 160 ص، رقعى. 680 ريال.
41. الأدب السياسى فى الإسلام. صادق آئينه وند. (چاپ اول: انتشارات سمت، 1369). 98 ص، وزيرى. 250 ريال.
42. الايضاح. الخطيب القزوينى. (چاپ اول: قم، دارالكتاب الاسلامى، 1411). 448 ص، وزيرى. 1600 ريال.
43. قطاع فى تيّار التفاعل بين الادبين الفارسى و العربى. (بين الفردوسى و البديع الهمدانى). صلاح الصاوى. (مؤسسةالهدى للنشر و التوزيع، 1411 / 1990). 170 ص، رقعى. 1800 ريال. هنر
1. آلواتان. على محمد ابراهيمى و ديگران. (چاپ اول: تهران، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 69ص، رقعى. 290 ريال.
2. پيمبران و خمسه طيبه. فخرالدين نصيرى امينى. (1369). ج 1 و 2 و 1506 ص، وزيرى. 13000 ريال.
3. نافله باران. به كوشش حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى مشهد. (چاپ اول: تهران، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 187 ص، رقعى. 650 ريال. سياسى
1. تحولات روابط بين الملل. احمد نقيب زاده. (چاپ اول: تهران، انتشارات قومس، 1369). 253 ص، وزيرى. 1100 ريال.
2. چگونه فولاد ذوب شد (تحولات شوروى و اروپاى شرقى). (چاپ اول: تهران، انتشارات روشنگران، 1369). ج 1، 204 ص، رقعى. 900 ريال.
3. رازهاى جنگ جهانى دوم. گ. دبورين. ترجمه كيخسرو كشاورى. (چاپ اول: تهران، انتشارات گوتنبرگ، 1369). 368 + 33 ص، وزيرى. مصور. 2700 ريال.
4. ريشه‌هاى اجتماعى ديكتاتورى و دموكراسى. برينگتن مور. ترجمه حسين بشيريه. (چاپ اول: تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1369). 396 ص، وزيرى. 2200 ريال.
5. ظهور و سقوط قدرتهاى بزرگ. پال كندى. ترجمه محمد قائد شرفى. (چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1369). 238 ص، رقعى. 1600 ريال.
6. كاتاسترويكا. الكساندر زينوويف. ترجمه عبدالرحمن صدريه. (چاپ اول: شركت سهامى خاص نشر آبى، 1369). 198 ص، رقعى. 850 ريال.
7. كتاب آبى. به كوشش احمد بشيرى. (چاپ اول: نو، 1369). ج 8. وزيرى. 2800 ريال.
*95* مؤلف كتاب گزارشهاى محرمانه وزارت امور خارجه انگليس درباره انقلاب مشروطه ايران از تاريخ نوزدهم اسفند 1290 تا بيست و ششم بهمن 1291 را گرد آورده است. همو در اين باره مى‌نويسد:
در اين كتاب گزارش رودادهاى گوناگون يكى از پرآشوب‌ترين و آموزنده‌ترين دوران‌هاى تاريخى ميهن ما يعنى چگونگى پاگرفتن و پيروز شدن جنبش مشروطه خواهى در ايران را مى‌خوانيد.
8. مأموريت به تاشكند. ف.م. بيلى. ترجمه پرويز محبّت. (چاپ اول: تهران، اطلاعات، 1369). 456 ص، رقعى. 1500 ريال.
9. مستشارى نظامى آمريكا در ايران (1). ترجمه و تنظيم دانشجويان مسلمان پيرو خط امام. (تهران، مركز نشر اسناد لانه جاسوسى امريكا، 1369). ج 70. 171 + 165 ص، رقعى. 800 ريال. مجموعه‌ها
1. در مكتب جمعه، مجموعه خطبه‌هاى نماز جمعه تهران. مركز مدارك فرهنگ انقلاب اسلامى. (چاپ اول: تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). ج 6، 494 ص، وزيرى. 2300 ريال.
شامل خطبه‌هاى ايراد شده در نماز جمعه تهران از تاريخ 17/10/61 تا 7/5/62. اين مجموعه كه به گونه‌اى شكيل با فهرست راهنمايى فنّى و كارآمد تنظيم شده، در شناخت تاريخ انقلاب و ديدگاهها و انديشه‌هاى جريانهاى گوناگون در مسير انقلاب اسلامى بسيار سودمند است. اين جلد بخشهاى مهمى از مباحث عدالت اجتماعى مقام محترم رياست جمهورى را در بردارد كه بسيار قابل توجه است.
2. ستيز با خويشتن و جهان (مجموعه مقالات). يوسفعلى ميرشكاك. (چاپ اول: انتشارات برگ، 1369). 172 ص، رقعى. 520 ريال.
3. سخنرانيهاى اجلاسيه كنگره بزرگداشت روحانى مجاهد ميرزا كوچك خان جنگلى. (كَيلان، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى رشت، 1369). 172 ص، رقعى. مصور.
4. سلسله مقالات تحقيقى يونسكو درباره كودكان جهان. دبيرخانه سال جهانى كودك (يونسكو). ترجمه الهه ضرغام و پرى موسوى. (خانه فرهنگى فردا). 150 ص، رقعى. 800 ريال.
5. فردوسى و شاهنامه (مجموعه مقالات). محيط طباطبايى. (چاپ اول: تهران، انتشارات اميركبير، 1369). 392 ص، وزيرى. 2000 ريال.
6. فرهنگ. زير نظر محمود بروجردى. به كوشش مهدى مداينى. (چاپ اول: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى 1369). كتاب هفتم، 502 ص، وزيرى. 1500 ريال.
7. كتاب سخن (مجموعه مقالات). به كوشش صفدر تقى زاده. (چاپ اول: مؤلف، 1369). 403 ص، وزيرى. 1400 ريال.
8. مجموعه مقالات صاحبنظران درباره اخلاق پزشكى. گردآورى دبيرخانه شوراى آموزش پزشكى و تخصصى. (چاپ اول: تهران، گردآورنده، 1369). 187 ص، رحلى.
9. مقالات ادبى. جلال الدين همايى. (چاپ اول: تهران، انتشارات هما، 1369). 496 ص، وزيرى. 3500 ريال.
10. مقالات و سخنرانيهاى اولين كنگره بزرگ نهادهاى انقلاب اسلامى. دبيرخانه كنگره. (چاپ اول: دبيرخانه كنگره، 1369). 418 ص، رقعى. 900 ريال.
11. هفتاد مقاله. يحيى مهدوى و ايرج افشار. (چاپ اول: تهران، انتشارات اساطير، 1369). ج 1، 426 ص، وزيرى. 3800 ريال. سخنى از سيد مرتضى علم الهدى
سيد مرتضى علمل الهدى (متوفاى 436 قمرى) در كتاب بسيار سودمندش به نام «امالى» درباره حسن بصرى مى‌گويد:
«و جميع كلامه من الوعظ و ذمّ الدنيا أو جلّه مأخوذ لغظاً و معنىً أو معنىً دون لفظٍ من كلام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب - عليه السلام - فهو فى ذلك القدوة و الغاية».
(امالى، تصحيح سيد محمد بدرالدين نعسانى حلبى، چاپ اول، مصر، 1325 ق، ج 1، ص 107، مجلس 10)


صفحه 13

فهرست گزينه مقالات علمى و تحقيقى
مير آقائى جعفرى سيد جلال


* اطلاعات سياسى اقتصادى: نشريه مؤسسه اطلاعات. (تهران، خيابان خيام، مؤسسه اطلاعات).
سال پنجم، شماره دوم، آذرماه 1369، شماره مسلسل 39.
* اطلاعات علمى: نشريه مؤسسه اطلاعات. (تهران، خيابان خيام، مؤسسه اطلاعات). سال پنجم، شماره 21، 15 دى ماه 1369، شماره مسلسل 118.
* بررسيهاى بازرگانى: نشريه مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى. (تهران، صندوق پستى 365 - 15745).
سال 4، شماره 9، بهمن 1369.
* حوزه: ويژه حوزه‌هاى علوم دينى، نشريه مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى. (قم، صندوق پستى 599 - 37185).
سال هفتم، شماره چهارم، مهر و آبان 1369، شماره مسلسل 40.
* سروش: نشريه سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران. (تهران، صندوق پستى 1163 - 15875).
سال دوازدهم، شماره 540، شنبه 1 دى ماه 1369.
* سوره: ماهنامه هنرى حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى. (تهران، خيابان سميه، تقاطع استاد نجات اللهى، شماره 213).
دوره دوّم، شماره 10، دى ماه 1369.
* فصلنامه كتاب: نشريه كتابخانه ملى ايران. (تهران، نياوران، خيابان شهيد دكتر باهنر، كتابخانه ملى ايران).
دوره اوّل، شماره اوّل، بهار 1369.
* فصلنامه تعليم و تربيت، نشريه مركز تحقيقات آموزشى سازمان پژوهش و برنامه ريزى آموزشى و وزارت آموزش و پرورش. (خيابان ايرانشهر، ساختمان شماره 4، وزارت آموزش و پرورش).
سال ششم، شماره 1، بهار 1369، شماره مسلسل 21.
* كيهان انديشه: نشريه كيهان در قم. (قم، خيابان حجت).
شماره 33، آذر و دى 1369.
* گردون: ادبى، فرهنگى، هنرى. (تهران، اوّل خيابان دماوند، خيابان كمال اسماعيل، نبش كوچه خطيبى، شماره 4).
سال اوّل، شماره 4، پانزدهم دى ماه 1369.
* مجله كانون وكلا: نشريه كانون وكلاى دادگسترى ايران. (تهران، سعدى شمالى، ساختمان 250، طبقه هشتم).
شماره 151 - 150، بهار و تابستان 1369.
* مجله علوم اجتماعى و انسانى: نشريه دانشگاه شيراز. (شيراز، صندوق پستى 1119).
دوره دوم، شماره 10، بهار 1369.
* مديريت دولتى: نشريه سازمان امور ادارى و استخدامى كشور. (خيابان استاد نجات اللهى، بالاتر از كريم خان زند، شماره 268، ساختمان شماره 1 مركز آموزش مديريت دولتى).
دوره جديد، شماره 9، تابستان 1369.
* مشكوة: علمى، دينى، فرهنگى، نشريه بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى. (مشهد، صندوق پستى 366 - 91735).
شماره 27، تابستان 1369.
* مكتب اسلام: مجله ماهانه دينى و علمى. (قم، صندوق پستى شماره 2).
شماره 9 و 10، سال سى ام، دى - بهمن ماه 1369، جمادى الثانى - رجب 1411.
* نامه فرهنگ: فصلنامه تحقيقاتى در مسائل اجتماعى و فرهنگى. معاونت امور بين الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى (خيابان وليعصر، تقاطع خيابان فاطمى، ساختمان شماره 1 وزارت فرهنگ و ارشات اسلامى، طبقه ششم، دفتر نامه فرهنگ).
شماره اول، سال اوّل، پاييز 1369.
* ندا: فصلنامه جمعيت زنان جمهورى اسلامى ايران. (تهران، صندوق پستى 4748 - 15875).
سال 11، شماره 1.
* نشر دانش: نشريه مركز نشر دانشگاهى. (تهران، صندوق پستى 4748 - 15875).
* البلاد: تصدر عن دارالوحدة الاسلامية للصحافة والنشر والاعلام. (بيروت، لبنان، ص. ب. 5362 / 13).
السنة الاولى، جمادى الثانى - رجب 1411 ه. كانون الاوّل - كانون الثانى 1990 م، العدد 21 - 23.
* تراثنا: نشرة فصلية تصدرها مؤسسة آل البيت لاحياءالتراث. (ص.ب 996 / 37185. قم، الجمهورية الاسلامية فى ايران).
السنة السادسة، العدد الاوّل، محرم الحرام 1411، الرقم المسلسل 22.
* التربية: تصدر عن اللجنة الوطنية القطرية للتربية و الثقافة و العلوم. (الدوحه، قطر، ص. ب. 9865).
السنة العشرون، العدد 93، يونيو 1990.
* التوحيد: مجلة اسلامية تصدرها منظمة الاعلام الاسلامى. (الجمهورية الاسلامية فى ايران، طهران، ص. ب 1313 - 14155).
السنة التاسعة، العدد 50. جمادى الاولى - جمادى الثانى 1411 ه، كانون الاوّل 1990، كانون الثانى 1991 م.
* رسالةالقرآن: نشرة فصلية تعنى بالشؤون القرآنية، تصدرها دارالقرآن الكريم. (قم، ص. ب 151 / 37185).
العدد الثانى، ربيع الثانى - جمادى الاولى - جمادى الثانية 1411 ه.
* العروة الوثقى، مجلة الوحدة الاسلامية. (ص. ب 82، جنيف 1218، سويسرا).
التشاء 1411 ه. العدد 39، الرقم المسلسل 157.
* الغدير: تصدر عن المجلس الاسلامى الشيعى الاعلى. بيروت، لبنان، المجلس الاسلامى الشيعى الاعلى، مجلة الغدير).
العدد 8 و 9، ربيع الاول 1411 هجرى، تشرين الاول 1990 م.
العدد 10 و 11، جمادى الاول، جمادى الثانى 1411 هجرى كانون الاول 1990 م.
* مجلة مجمع اللغة العربية بدمشق. (سوريه، دمشق، ص.ب 327).
المجلد الخامس و الستون، الجزء الاول - الجزء الثانى، جمادى الاخرى - رمضان المبارك 1410 ه، كانون الثانى (يناير) - نيسان (ابريل) 1990 م.
* المستقبل العربى، يصدرها مركز دراسات الوحدة العربية. (بيروت، لبنان، ص. ب 6001 - 113، المستقبل العربى).
السنة الثالثة العشره، العدد 141، تشرين الثانى (نوفمبر) 1990.
* منبر الاسلام، تصدرها وزارةالاوقاف فى مصر. (9 شارع النباتات، جاردين سيتى، منبر الاسلام، القاهره).
السنة 49، العدد 6، جمادى الاخر 1411 ه. ديسمبر 1990 م.
* المنطلق: فكرية، اسلامية، شهريا، تصدر عن الاتحاد اللبنانى للطلبة المسلمين. (بيروت، لبنان، ص.ب. 25105).
العدد 68 و 69، ذوالحجة - محرم 1411 ه، تموز - آب 1990 م. كليات‌
* آشنايى با مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خمينى (رض)، معصومه باقرى. (فصلنامه كتاب).
* يك كتاب با چهار عنوان، رضا استادى. (كيهان انديشه).
* نظرى به تاريخ هزار ساله دانشگاه الازهر، سيد كاظم روحانى. (همان).
* نفايس نسخه‌هاى خطى كتابخانه گنج بخش، محمد فاضل «يزدى مطلق». (مشكوة).
* ديدارى با مؤسسه لغتنامه دهخدا. (نامه فرهنگ).
* فرهنگستانهاى اتحاد شوروى، عنايت اللَّه رضا. (نشر دانش)
* فهرس مخطوطات المدرسة الباقرية مشهد المقدسة، محمد فاضل. (تراثنا).
* الامامة، تحريف مصادر الامامة فى التراث الشيعى - 5، عبدالجبار الرفاعى. (همان).
* اعجاز القرآن، قائمة ببلوغرافية، الشيخ فرقانى. (رسالةالقرآن).
* الطوسى و التبيان، اكبر الايرانى، تعريب على جمال الحسينى. (همان).
*98* تفسير و علوم قرآن‌
* ويژگى‌هاى الميزان، محمد هادى معرفت. (كيهان انديشه).
* بررسى نظريه كيفيت نزول قرآن، محمدهادى مؤذن جامى. (همان).
* النظر القرآنى حول اللغة و علم اللغة العام فى ضوء نظرية وحدة المعرفة، الحسينى. (التوحيد).
* من صور الجبال فى القرآن، السيد على الشرف. (رسالةالقرآن).
* هيمنة القرآن على الكتب السماوية، جعفر الهادى. (همان).
* المدخل الى شخصية رسول اللَّه و سيرتة فى القرآن، جعفر السبحانى. (همان).
* المذهب التاريخى فى القرآن، محمد مهدى الاصفى. (همان).
* وقفة على شاطى‌ء الذكر، هاشم الموسوى. (همان).
* الناس فى الخطاب القرآنى، عبدالوهاب الطالقانى، تعريب على جمال الحسينى. (همان).
* الانسان فى القرآن، السيد محمود الهاشمى. (همان).
* نقاط ضعف فى التفاسير و الكتب القرآنية، محمدباقر الناصرى. (همان).
* اقتراحات فى المنهج التفسيرى، محمد جعفر الصدرى، تعريب على جمال الحسينى. (همان).
* القرآن الكريم، اهمية دوره و كيفية التفاعل معه، الشيخ محسن الاراكى. (همان). حديث‌
* السنّة النبوية الشريفة و موقف الحكام منها فى القرن الاوّل الهجرى تدويناً و كتابة و نقلاً و تداولاً، السيد محمد رضا الحسينى (تراثنا).
* الغدير فى متاهات ارباب السير، مرتضى آيةاللَّه زاده الشيرازى (الغدير، 8 - 9).
* من طرائف التصحيف، حديث «اذا كان احدكم يصلى..»، شاكر الفحام. (مجلة ممع اللغة العربية بدمشق، 65، الجزء 2). فلسفه و كلام‌
* اسلام و فلسفه تاريخ، عبدالحليم الرهيمى، ترجمه داود نقاش. (سروش).
* نگاهى كوتاه به مبانى تئوريك و پيامدهاى فرهنگى نظريه «قبض و بسط تئوريك شريعت، ش. راشد. (سوره).
* جهان، يك سياله روان، رحيم نژاد سليم. (كيهان انديشه).
* حسن و قبح عقلى، بحثى از كاوشهاى عقل عملى، غلامحسين عمادزاده. (همان).
* رابطه دو مفهوم دين و فقه، سيد عباس حسينى قائم مقامى. (همان).
* اعراف و اعرافيان. (مكتب اسلام، 9).
* آيا خدا آفريننده كارهاى بندگان است. جعفر سبحانى. (همان).
* قيامت و ميزان. (مكتب اسلام، 10).
* پى آمدى بنام جبر و گريز گاهى به نام كسب، جعفر سبحانى. (همان).
* بالاى بهشت، نصراللَّه پورجوادى. (نشر دانش).
* المرجعية العلمية لاهل البيت، ابراهيم الامينى. (التوحيد).
* سارتر بين الوجود و الماهية، على التميمى. (همان).
* المذهب الكلامى، محمد هادى المعرفة. (رسالةالقرآن).
* نصب الامام و ملابسات الرسالة، جعفر السبحانى. (الغدير 8 - 9)
* تقريب فى التشكيل الفلسفى لمقومات التنمية بين التشتيت و الاهلاك الغربيين و التوحيد القرآنى، محمد صادق فضل اللَّه. (المنطلق، 68 - 69).
* الدين و عوامل الجمود و التطور، السيد محمد حسين فضل اللَّه. (همان). فقه و اصول
* جايگاه شريعت سلف و عرف در منابع اجتهاد، محمد ابراهيم جناتى. (كيهان انديشه).
* نقد مقدماتى طريقه اخبارى، على عابدى شاهرودى (همان).
* الاصطنبولية فى الواجبات العينية او ما لا يسع المكلف جهله، للشهيد الثانى، حققه و علق عليه احمد العابدى و رضا المختارى. (تراثنا).
*99* * بين الإجتهاد و التقليد، عبدالرحمان العدوى. (منبرالإسلام). تاريخ
* سوريه و عراق، ديروز و امروز، محمد على امامى. (اطلاعات سياسى اقتصادى).
* روياروئى فقيهان و صوفيان در عصر صفويان، رسول جعفريان. (كيهان انديشه).
* دروزيها در تاريخ، طيب گوكبيگين، ترجمه عبداللَّه عظيمائى. (همان).
* بازشناسى جنبش بابك، عباس زارعى مهرورز. (همان).
* روابط ايران و چين در عهد باستان، سيد حسن موسوى. (مجله علوم اجتماعى و انسانى).
* چگونگى پذيرش اسلام در هند، سيد اطهر عباس رضوى، ترجمه سيد حسين رئيس السادات. (مشكوة).
* علل و انگيزه‌هاى نهضت سربداران، سيد حسين رئيس السادات. (همان).
* موضع على عليه السلام در برابر فتنه‌ها، اويس الشهابى، ترجمه حميدرضا شيخى. (همان).
* تاريخنگارى بعد از انقلاب اسلامى، حسين آبادانيان. (نامه فرهنگ).
* الانتفاضة فى التاريخ و الذاكرة الفلسطينية، السيد محمدصادق الحسينى. (البلاد، 21 - 23).
* مكتبات المسلمين، زوار حسين زيدى. (الغدير، 8 - 9). حقوق
* بررسى حقوقى تعهدات فروشنده و خريدار در قراردادهاى فروش بين المللى كالا بر اساس اينكوترمز 1990. (بررسيهاى بازرگانى).
* مقدمه‌اى بر حقوق بين الملل از ديدگاه فقه اسلامى، عباسعلى عميد زنجانى. (حوزه).
* تجديد نظر در حكم دادگاه و موعد آن از نظر فقه اماميه و حقوق موضوعه ايران، حسين مهرپور. (كانون وكلا).
* سؤال از شاهد طرف مقابل، على اكبر رياضى. (همان).
* تفسيرى پيرامون ماده 533 قانون تجارت، مهدى شهيدى. (همان).
* دفاع مشروع و اعمال در حكم دفاع مشروع، ايرج گلدوزيان. (همان).
* سرقفلى در حقوق ايران، غعلامعلى سيفى زيناب. (همان).
* ماهيت و آثار قولنامه، توجيه و نقد رويه قضايى، ناصر كاتوزيان. (همان).
* قاضى انگلسى چگونه حكم مى‌كند، كابيل ژمزه سپينوزى، ترجمه مرتضى كلانتريان. (همان).
* لايحه تشكيل دادگاه‌هاى عام. (همان).
* اعاده دادرسى در امور مدنى، جواد واحد. (همان).
* مبادله اسيران جنگى در اسلام، على اكبر حسنى. (مكتب اسلام، 10).
* ديباچه‌اى بر اصل مساوات در زير بناى حقوق بشر از ديدگاه اسلام، محمدتقى جعفرى. (ندا).
* خواستگارى طبيعتى مردانه و عاملى براى حفظ حيثيت و احترام زن، عباس منتهايى. (همان).
* استئناف الحكم و موعده فى فقه الامامية و فى القوانين الايرانية، حسين مهرپور. (التوحيد). اقتصاد
* تحليل اقتصادى رشد سريع جمعيت. عزيز كياوند. (اطلاعات سياسى اقتصادى).
* الگوى مصرف در قانون برنامه پنجساله اوّل توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران. (بررسيهاى بازرگانى).
* واجبات الدولة الاسلامية و اهدافها الاقتصادية. محمد على التسخيرى. (التوحيد).
* الزكوة والانظمة الحديثة للتأمين الاجتماعى. عثمان حسين عبداللَّه. (العروة الوثقى).
* التنمية والارادة السياسية. حسن جابر. (المنطلق، 68 - 69).
* نظرة فى المقومات العامة للتنمية. زينب ابراهيم. (همان).
*100* * الاطار الحاكم للفكر الغربى فى موضوعة التخلف و التنمية. محمد فقيه. (همان).
* الديون الخارجية وسيلة لابتراز الدول المتنامية و نهب ثرواتها. على وهب. (همان).
* مفهوم التنمية و مرتكزاتها فى ضوء مشكلة التبعية، مقاربة تحليلية. مصطفى الحاج على. (همان). زندگينامه و خاطرات‌
* با دكتر محمود حسابى، پدر فيزيك نوين ايران، بيژه آبى. (اطلاعات علمى).
* فردوسى، شيعه مظلوم، غلامرضا ستوده. (سوره).
* شيخ بهاءالدين محمد عاملى، مهدى اخوان ثالث. (همان).
* يادى از سلطان ولد، على صفايى. (كيهان انديشه).
* زندگى، دوران و آثار ابن رشد، محمد نورنبى، ترجمه حسين واله. (مشكوة).
* حكيم سخن آفرين، على رضا ذكاوتى قراگزلو. (نشر دانش).
* استاد الجليل الشيخ احمد عباس الازهرى، فاروق الجمال. (البلاد).
* لمحات عن حياة السيدة فاطمة الزهراء. (التوحيد).
* احمد بن ادريس الفاسى - 1760 - 1837 م - منهجه فى الدعوة و فكره السياسى، حسن مكى محمد احمد. (همان).
* مدرسة الامام الصادق الفكرية، محمد عبدالمنعم خفاجى. (الغدير، 10 - 11)
* القيادة كلمة فى قاموس على وفق تلاهم اللغات، اسعد على. (هما).
* مقابلة صحفية مع اميرالمؤمنين(ع)، ثلاثة و ثلاثون نداء باسلوب استفهام عصرى، رياض نجيب الريس. (همان).
* موقع الامام علي فى دولةالاسلام، احمد لواسانى. (همان).
* الدور التربوى للامام على، سعيد اسماعيل على. (همان).
* الامام على و حقوق الانسان، الجيب الجنحانى. (همان).
* ذكرى اميرالبيان و شيخ المجاهدين الامير شكيب ارسلان. (همان).
* حميد بن ثور الهلالى، نظرة فى نسبه و شعره، حمدالجاسر. (مجلة مجمع اللغة العربية بدمشق 65، الجزء 2).
* قصة تميم الدارى و أسرةالمحاسنى الدمشقية، عدنان الخطيب. (مجلة مجمع اللغة العربية بدمشق 65، الجزء 1).
* ترجمة ابى الفتح البستى، شاكر فحام. (همان). زبان و ادبيات‌
* وقايع نگار اقاليم هفتگانه، جابر عناصرى، (سروش).
* شعر و زبان فارسى در نشستى با استاد مهرداد اوستا. (سوره).
* بابا فغانى و مكتب وقوع، حسن ذوالفقارى. (كيهان انديشه).
* جوهر شعر و شگردهاى رو شده، على بابا چاهى. (گردون).
* شاهنامه، شاهراه تاريخ و زبان، ت. گوردياناگى. (همان).
* حقيقت در قضاوت دوستداران حقيقت، سيد محمد خاتمى. (همان).
* كرسى زبان و فرهنگ ايران در دانشگاههاى انگلستان، احمد جلالى. (نامه فرهنگ).
* ادبيات شوروى در دوره گورباچف، مرى سينين - واتسون، ترجمه حسن نروايى بيدخت. (همان).
* تحول معنايى در برخى واژه‌هاى اعتقادى، هومن پناهنده. (همان)
* كبريائى نهبندانى، شاعرى ناشناخته از ديارى ناشناخته، نقيب نقوى. (مشكوة).
* دستورِ باش، تفسير ساختى ويژه در روض الجنان و روح الجنان، سيد جليل ساغروانيان. (همان).
* نوادر فى اللغة و الادب، محمد فريد عبداللَّه. (الغدير - 9).
* منهج طه حسين فى الدراسات الادبية، شوقى ضيف. (مجمع اللغة العربية بدمشق 65، الجزء 2).
* الشطرنج و النرد فى الادب العربى القديم، محمد فائز سنكرى طرابيشى. (همان).
* الواو العاطفة التى بمعنى «مع»، محمد احمد الدالى. (مجمع اللغة العربية بدمشق 65، الجزء 1).
* اعتراضات ابن يعيش على الزمخشرى فى شرح المفصل، *101* عبداللَّه نبهان. (همان). فرهنگ و هنر
* رستاخيز فرهنگى، پشتوانه هويت ملى، غلامعلى سيار. (اطلاعات سياسى اقتصادى).
* مصاحبه با آيةاللَّه يوسف صانعى. (حوزه).
* برنامه ويژه اسلامى براى سواد آموزى و آموزش و پرورش پايه براى همه در كشورها و جوامع اسلامى. (فصلنامه تعليم و تربيت).
* امام و تعليم و تربيت، غلامعلى حداد عادل. (همان).
* نقش كتاب در توسعه فرهنگى، نوراللَّه مرادى. (فصلنامه كتاب).
* كتاب و كتابت در اسلام (1)، در قرآن مجيد، محمد رجبى. (همان).
* كتابخانه‌هاى بزرگ جهان، كشتيهاى نوح در طوفان، شيفته سلطانى. (همان).
* رساله ميرعلى تبريزى در فنون خط نستعليق، محمدجعفر ياحقى. (مشكوة).
* شمه‌اى از رابطه تمدن و هنر ايران و شبه قاره هند (هند و پاكستان، ذبيح اللَّه خلوصى راد. (همان).
* خليج فارسى در برابر سالاميس، مهدى سجاده چى. (همان).
* نشر الكترونيكى و پيامدهاى آن براى كتابخانه‌ها و كتابداران پزشكى، اسداللَّه آزاد. (همان).
* انقلاب ارتباطات آينده فرهنگى جهان، على اسدى، باقر ساروخانى و نسرين حكمى. (نامه فرهنگ).
* ره توشه‌اى از انقلاب الجزاير، مصطفى اشرف. (همان).
* عوامل مؤثر در انتقال فرهنگ ايران، دوره اسلامى، يعقوب آژند. (همان).
* دوگرايى و كل‌گرايى به عنوان پديدهاى فرهنگى، حميد غفارى. (همان).
* تأثير انقلاب فرانسه بر جنبشهاى جوامع اسلامى، برتراند بادى، ترجمه رضا ذوقدار مقدم. (همان).
* ناسيوناليسم ترك، اكبر گنجى. (همان).
* مراسم توبه در ايتاليا، ابو حسين مقدم. (همان).
* كاريكاتور در ايران 57 - 69، قربانيان. (همان).
* انتقادات موجهة لمناهج التربية الاسلامية فى الدول العربية، محمد عبدالقادر احمد. (التربية).
* فلسفة الفن الاسلامى، محمد على الشهرستانى. (الغدير، 10 - 11).
* مستقبل و حدود الحوار القومى الدينى، حيدرابراهيم على. (المستقبل العربى). سياست
* دموكراسى، جنگ و صلح، ولكرريت برگر، ترجمه سيروس سعيدى. (اطلاعات سياسى اقتصادى، 39).
* پروسترويكا و نظريه مبارزه طبقانى، اُلگ شاخنازاروف، ترجمه بهرام مستقيمى. (همان).
* نقش سياست جغرافيائى (ژئوپوليتيك) در مديريت استراتژيك، حسام الدين بيان. (مديريت دولتى).
* مفاهيم دولت، حكومت و سياست، هوشنگ مقتدر. (همان).
* الاسلام و الغرب، العلاقة بين امة الاسلام و الغرب، راشد الغنوشى. (الغدير، 10 - 11)
* مساهمة فى تشخيص آلية الصراع بين العالم الاسلامى و منظومة التسلط الغربية، حسن الضيقه. (همان).
* تنبيه الامة و تنزيه الملة، الامام النائينى. (همان).
* شعب الدولة ام دولة الشعب، راشد الغنوشى. (الغدير، 8 - 9).
* حرب لبنان صيف 1982، دراسة عسكرية صهيونية، عصام عيس. (همان).


صفحه 14

گزارش سفر به شوروى‌
مرعشى‌ سيد محمود


دو سال پيش هيئتى به سرپرستى صدر اداره روحانيون مسلمان ماوراى قفقاز جناب آقاى شيخ الاسلام پاشازاده و مسؤولين آكادمى علوم شوروى ديدارى از كتابخانه مرحوم آيت اللَّه مرعشى - قدس سره الشريف - داشتند. در پى اين ديدار از من دعوت شد كه به مدت پانزده روز سفرى به اتحاد جماهير شوروى داشته باشم و از كتابخانه‌هاى آذربايجان شوروى ديدار كنم. در سال جارى همراه يك نفر كارشناس مسائل سياسى و يك مترجم روانه مسكو شديم. در اولين فرصت به ديدار كتابخانه لنين در مسكو پرداختيم؛ كتابخانه‌اى كه قبل از اين سفر وصف آن را فراوان شنيده بودم. مسؤول كتابخانه استقبال گرمى كرد و اطلاعات خوبى در اختيار ما قرار داد. اين كتابخانه حدود سى ميليون جلد كتاب دارد كه در ميان آنها كتابهاى اسلامى زيادى به زبان عربى، فارسى و تركى وجود دارد. اساساً مى‌توان گفت كه به تمام زبانهاى زنده دنيا در اين كتابخانه كتاب وجود دارد.
ساختمان اين كتابخانه عظيم و بسيار مجلل است. دوازده طبقه ساختمان اختصاص به مخزن دارد و در آن كتابها نگهدارى مى‌شود. سالنهاى بزرگ مطالعه و سالنهاى ويژه محققين در جنب اين مخزنها بنا شده است. حدود سه هزار كارمند، خدمات و سرويس دهى را در اين كتابخانه برعهده دارند.
از مسؤول كتابخانه سراغ كتابهاى خطى اسلامى را گرفتيم. ايشان گفت بر اساس تصميم مسؤولين اجرايى، اين كتابها به كتابخانه لنينگراد منتقل شده است و در آنجا نگهدارى مى‌شود. در كتابخانه لنين قرآن نفيس بسيار كوچكى ديديم كه ابعاد آن حدود 3*2 سانتيمتر بود و با دست نوشته شده بود. همچنين متن يك قسمنامه المپيك به صورت كتابى بسيار كوچك با طول و عرض 6 ميليمتر بود. مسؤول كتابخانه مى‌گفت اين كوچكترين كتاب چاپى دنياست كه در آلمان چاپ شده است.
در مسكو از كتابخانه عمومى آثار ادبيات خارجى هم ديدار كرديم. اين كتابخانه داراى بخشهاى مختلفى است و كليه آثار ادبى مربوط به زبانهاى مختلف دنيا در آن جمع شده است. در ميان بيش از پنج ميليون جلد كتابهاى ادبى اين كتابخانه، كتابهاى ادبى فارسى و عربى تعداد قابل توجهى را تشكيل مى‌داد. در بخش ادبيات شرق اين كتابخانه بيش از سى هزار جلد كتاب چاپى عربى و حدود شش هزار جلد فارسى و شش هزار جلد فارسى درى وجود دارد. كتابهاى خطى اين كتابخانه نيز به كتابخانه لنينگراد انتقال يافته بود.
ديدارى هم از دانشگاه مسكو داشتيم. اين دانشگاه مانند يك شهر عظيم بود و ساختمان مجللى با بيش از سى هزار اتاق و سالن داشت. اين دانشگاه يكى از هفت بناى مهمى است كه مهندسين آلمانى در زمان اسارت خود در مسكو بنا كردند. امّا بيشترين شور و اشتياق من بازديد از كتابهاى خطى بود. بعد از چهار روز اقامت در مسكو روانه باكو شديم. در باكو جناب آقاى پاشازاده و مسؤولين آكادمى علوم آذربايجان شوروى از ما استقبال كردند. در باكو نيز تمام *103* كتابهاى خطى كتابخانه‌ها به كتابخانه انستيتو نسخ خطى فرهنگستان علوم آذربايجان منتقل شده بود. در اين انستيتو بيش از دوازده هزار نسخه خطى فارسى و عربى و مقدارى هم نسخ خطى به زبان تركى موجود است و بيش از چهل هزار نسخ چاپى مختلف است.
نسخ خطى بسيار نفيس را براى بازديد، داخل ويترينهاى شيشه‌اى قرار داده بودند. اكثر اين نسخ كتب ادبى و ديوانهاى شعرا، ازجمله شاهنامه فردوسى بود. البته كتب حديث هم به چشم مى‌خورد. در مجموع، نسخه‌ها بسيار ممتاز بود. دو جلد از فهرست اين مجموعه نفيس در سال 1963 چاپ شده و به كتابخانه حضرت آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى هديه شده است. بقيه مجلدات آن كه حدود پانزده جلد است متأسفانه چاپ نشده و به صورت تايپ شده باقى مانده است. قرار شد مسؤولين آنجا زيراكس مجلدات تايپى را نيز براى ما بفرستند. در اين كتابخانه نسخه‌هاى بسيار ارزشمندى وجود دارد؛ از جمله قانون بوعلى نوشته شده به سال 537 قمرى. مقاله سى ام از كتاب پزشكى زهراوى طبيب قرن چهارم هجرى كه قديميترين نسخه موجود آن است، و خمسه نظامى با چندين مجلس مينياتور بسيار ارزشمند. تفاهم نامه‌اى بين كتابخانه حضرت آيت اللَّه مرعشى و اين انستيتو امضا شد كه بر اساس آن ارتباطى ميان اين كتابخانه و آنجا برقرار گشت. فهرست كتابخانه را به آنها داديم و قرار شد در مقابل ميكروفيلمى كه ما از كتب خطى آنها مى‌خواهيم، آنان نيز ميكروفيلم كتابهايى را كه ندارند از ما بخواهند.
در ملاقاتى كه با آقاى حسن اوف نخست وزير جمهورى آذربايجان داشتيم، ايشان هدف ما را در بازديد از كتابخانه‌ها پرسيد و بعد از اظهار تمايل كرد به ما در اين هدف كمك كند. ايشان گفت ممكن است شما در بازديد از كتابخانه لنينگراد موفق نشويد موافقت مسؤولين را در تهيّه عكس و ميكروفيلم از نسخ خطى آنجا به دست بياوريد. من به فرهنگستان آذربايجان دستور مى‌دهم تا اين كار را براى شما انجام دهد. طبق قرار، ليست ميكروفيلمهاى درخواستى را در اختيار فرهنگستان قرار دادم.
كتابخانه لنينگراد كه به نام بنياد خاورشناسى فرهنگستان علوم نام گذارى شده، مجموعه عظيم و نفيسى از كتب خطى را داراست و مجموع كتابهاى آن بيش از ده ميليون جلد است. ما صورتى از نسخ خطى مورد نظر را تهيه كرديم تا ميكروفيلمهاى آن را تهيه و براى ما ارسال كنند. در شهر لنينگراد كتابخانه بزرگ ديگرى است به نام كتابخانه شدرين كه بسيار مفصل و مجهز و داراى نسخه‌هاى بسيار نفيسى است. بسيارى از كتب نفيس كتابخانه اردبيل كه بر مزار شيخ صفى الدين اردبيلى بوده است و در دوران جنگ ايران و روس به سرقت رفته، اكنون در اين كتابخانه موجود است. خوشبختانه فهرست اين نسخ چاپ شده و كتابخانه آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى همه آنها را دارد.
در باكو اعضاى هيئت رئيسه آكادمى علوم آذربايجان به محل اقامت ما آمده و با آنان ملاقاتى داشتيم. اين آكادمى كه در تمام علوم كار مى‌كند، غير دولتى است و بودجه آن را دولت تأمين نمى‌كند. تعدادى از مخترعين و مكتشفين معروف در اين آكادمى عضو هستند كه امتياز اختراعات و اكتشافات خود را در اختيار آن مى‌گذارند. اعضاى هيئت رئيسه آن چندين پروفسور هستند. يكى - دو نفر از ايشان از متخصصين ادبيات فارسى هستند و در آن ديدار از من خواستند تا در مراسمى كه به مناسبت اعطاى دكتراى افتخارى به اينجانب و عضويت من در اين آكادمى برگزار مى‌شود، شركت كنم. در اين مراسم كه دوازده تن از پروفسورها و مسؤولين آكادمى حضور داشتند و از تلويزيون آذربايجان شوروى پخش مى‌شد؛ بنده موفق به دريافت دكتراى افتخارى و عضويت در آكادمى شدم. اين آكادمى در بخشهاى مختلفى در زمينه علوم اهل سنت و علوم شيعى كار مى‌كند. من به عضويت بخش تحقيقاتى علوم شيعى *104* انتخاب شدم. در اين بخش به سؤالات مطرح شده در زمينه تاريخ، سياست، اقتصاد، و... طى مقالاتى پاسخ داده مى‌شود. سپس اين مقالات در بولتن آكادمى چاپ خواهد شد و در اختيار خوانندگان قرار خواهد گرفت. عضويت در اين آكادمى براى من از دو جهت قابل اهميت است: يكى اينكه بنده بتوانم ارتباطى ميان اعضاى آن با جوامع و مراكز علمى خودمان ايجاد كنم و از اين طريق شيعه را بهتر بتوانيم معرفى كنيم. دوم اينكه قادر به دريافت اطلاعات بيشتر از مجامع علمى و كتابخانه‌هاى بزرگ دنيا مى‌شويم. به لحاظ اعتبار و رابطه‌اى كه اين آكادمى با اين گونه مراكز دارد؛ مى‌تواند ما را در رديابى نسخه‌هاى نفيس و كمياب و تهيه زيراكس يا ميكروفيلم از آن به خوبى يارى كند.
اين مسافرت پانزده روز براى ما بسيار مفيد بود. امّا فرصتى بيش از اين لازم بود تا بتوانيم حداقل، كتابخانه‌هاى معروف و مراكز علمى و فرهنگى را بازديد كنيم. به اين لحاظ ديدار از كتابخانه‌هاى تاجيكستان، ازبكستان و شهرهاى شمال خراسان را كه خيلى هم زياد است به سفر بعد موكول كرديم. تنها در كتابخانه تاشكند، مجموعه عظيمى از كتابهاى خطى اسلامى به زبان عربى و فارسى وجود دارد كه تاكنون يازده جلد از فهرست آن چاپ شده است؛ يازده جلد قطور و در حدود 700 - 800 صفحه. در اين سفر موفق شديم 260 جلد از فهرستهاى آثار خطى كتابخانه‌هاى شوروى را به دست بياوريم.
در طول هفتاد سال كه از انقلاب ماركسيستى در شوروى مى‌گذرد، تلاش بسيارى شده است كه رابطه مسلمانان با فرهنگ و معارف اسلامى قطع شود. على رغم اين تلاش، هنوز شيفتگان اين فرهنگ و معارف بسيارند؛ كسانى كه در طول اين سالها، قرآن و كتب اسلامى را به شدت پنهان مى‌كردند و فرائض خود را مخفيانه انجام مى‌دادند. پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نورى تازه براى آنان درخشيد كه با اصلاحات اخير و آزادى مذهب در شوروى، چهره مسلمانان برافروخته‌تر و شعله‌هاى اميد در دل آنها زنده‌تر شد. على رغم گرفتاريهاى اقتصادى با شورى وصف‌ناپذير به تعمير و بازگشايى مساجد پرداختند. قرآنها و كتب اسلامى از مخفيگاههاى منازل بيرون مى‌آيد و كتب اسلامى خطى و چاپى كه تنها به عنوان ذخيره در كتابخانه‌ها نگهدارى مى‌شد، امروز مورد مطالعه قرار مى‌گيرد. مسؤول يكى از كتابخانه‌هاى مسكو مى‌گفت قبل از آزادى مذهب، شايد در طول سال يكى - دو بار مراجعه كنندگان به كتابخانه از ما تقاضاى دريافت قرآن مى‌كردند؛ اما اخيراً در طول يك هفته ما 23 نفر مراجعه كننده داشتيم كه قرآن را خواستند و از آن استفاده كردند. اكنون توجه مسلمانان شوروى بيش از هر جاى ديگر متوجه جمهورى اسلامى ايران است. من چندين مسجد را ديدم كه با آرم جمهورى اسلامى و تمثال مبارك امام خمينى - قدس سره الشريف - با بيانات ايشان تزيين شده بود. ما بايد از اين موقعيت استفاده كنيم و در فراهم آوردن زمينه آشنايى بيشتر آنان با فرهنگ و معارف غنى اسلامى بكوشيم. مبلغين خوب و آشناى كامل به مسائل سياسى و منطقه‌اى بايد به آنجا روانه گردند، تا خداى نخواسته جنبه‌هاى منفى نداشته باشد. منابع اصيل اسلامى به ويژه تفسير قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه بايد هر چه زودتر با يك ترجمه و چاپ خوب به زبان آذرى آماده شود و به آنجا ارسال گردد.
متأسفانه دستهاى مرموزى در كار است كه آنجا بين مسلمانان فراگيرى الفباى لاتين را تشويق مى‌كند. تا از اين طريق مانعى براى آنها در دستيابى به منابع اصيل فرهنگ اسلامى كه به زبان عربى و فارسى تشويق كرد. من در سخنرانيها و گفتگوهايم بر اهميت اين مطالب تكيه داشتم. دولت جمهورى اسلامى بايد اين امور را با اهتمامى بيشتر پى‌گيرى كند. ان‌شاءاللَّه.


صفحه 15

گزارش سفر به يونان‌
مجتهد شبسترى محمد

با تلاش رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى در آتن و مشاركت انجمن فرهنگى ايران و يونان، اولين سمپوزيوم بين المللى اسلام و مسيحيت ارتدكس در روزهاى بيست و چهارم تا بيست و ششم آذرماه در آتن برگزار شد. انسان، محيط زيست و فرهنگ از نظر اسلام و مسيحيت ارتدكس، موضوعات رسمى و اعلام شده اين سمپوزيوم بود. اين موضوعات اكنون براى همه اديان الهى حساس است و پرداختن به آن ضرورت دارد. تعدادى از اساتيد و دانشمندان مسلمان از ايران و تعدادى ديگر از مسيحيت ارتدكس از ايران، كانادا، يوگسلاوى و شوروى در اين سمپوزيوم شركت داشتند.
گزارش چگونگى اين سمپوزيوم در مجلات و روزنامه‌ها به تفصيل آمده است آنچه در اين گزارش به درخواست ما آمده است بيشتر توجه دادن به اهميت اين گردهماييها، فوايد آن و نيز تحليل محتواى اين سمپوزيوم است. آينه پژوهش‌

در اين سه چهار سال اخير ما شاهد شكل‌يابى حركت فرهنگى بسيار خوبى بوديم كه حاصل و نتايج بسيار خوبى داشته است.
نشست اساتيد و علماى مسلمان با اساتيد و علماى مسيحيت، دو جلسه در آلمان غربى تشكيل شد كه چند نفر از اساتيد و علماى ايران در آن شركت داشتند. همچنين دو جلسه در ايران برگزار گرديد كه چند نفر از تئوريسينهاى مسيحى در آن حضور داشتند. جلسه‌اى نيز با شركت علما و اساتيد مسلمان و مسيحى در لهستان برگزار شد.
موضوعاتى از قبيل رابطه عقل و وحى در اسلام و مسيحيت، معناى سعادت از ديدگاه اسلام و مسيحيت، و وظايف مشترك مسلمانان و مسيحيان در جهان امروز، عناوين بحثهاى مطرح شده در اين نشستها بود. من به عنوان كسى كه در اكثر اين نشستها شركت داشته‌ام نتايج آن را بسيار خوب ارزيابى مى‌كنم و ادامه و توسعه آن را ضرورى مى‌دانم.
سمپوزيوم اسلام و مسيحيت كه در آتن پايتخت يونان برگزار شد نيز نشستى بود در راستاى نشستهاى قبلى بين اساتيد و علماى مسلمان با اساتيد و علماى مسيحيت. البته مسيحيت ارتدكس، يعنى شاخه شرقى مسيحيت كه خود را وارث اصلى آيين مسيحيت و كليسا مى‌داند. نشستهاى قبلى با اساتيد و علماى شاخه غربى مسيحيت، يعنى كاتوليكها و پروتستانها بود.
در عصر ظهور اسلام و گسترش آن، ارتباط و رويارويى مسلمانان بيشتر با همين شاخه از مسيحيت، يعنى ارتدكسها بود و اطلاعات مسلمانان از مسيحيت بر گرد آن مى‌چرخيد. آنچه در كتب ملل و نحل ما نيز آمده، بر اين اساس است. شاخه غربى آن (كاتوليك) از سرزمينهاى اسلامى، دور و چندان در دسترس نبود. پروتستان نيز آن زمان وجود نداشت.
نشست ما با ارتدكسها، زمينه نگاهى به تاريخ را فراهم ساخت. امّا على رغم اين ارتباط تاريخى و آشنايى ديرينه با مسيحيت ارتدكس، دير زمانى است كه مسلمانان با اين شاخه از مسيحيت چندان ارتباطى ندارند. آشنايى مسلمانان با اروپاى غربى، ارتباط آنها را بيشتر به مسيحيت غربى، يعنى *106* كاتوليك و پروتستان اختصاص داده است.
مسيحيت ارتدكس كه نفوذ خوب و پيروان زيادى در شرق اروپا و برخى از كشورهاى آسيايى دارد، توانسته است عقايد و رسوم قديمى را بيشتر حفظ كند و آيين خود را از حوادث توفنده به كنار دارد.
مذاكره بين الاديان امروز اهميت و ضرورت ويژه‌اى يافته است كه بايد به آن توجه خاصى داشت و زمينه آن را فراهم ساخت. آنچه من درباره اين جلسات عرض مى‌كنم، دورنمايى از ضرورت اين گونه نشستهاست و فوايدى كه بر آن مترتب است و آن را طى لحظات آن جلسه‌ها احساس كردم. البته گزارش نماى ظاهرى اين نشستها و مسائل جارى آن و بحث از چگونگى مقالات ارائه شده درباره موضوعات آن نيز مفيد و لازم است و كم و بيش توسط بعضى از اساتيدى كه در آن حضور داشتند، انجام يافته است. نگاه من در اين جا بيشتر متمركز در فوائدى است كه از آن عايد مى‌گردد و ادامه آن را ضرورى مى‌نماياند. در يك نگاه گذرا اين ضرورت را در چهار محور مطرح مى‌كنيم.
يكم: اسلام، مسيحيت و يهوديت اديان ابراهيمى هستند و به لحاظ تاريخى و جغرافياى در پيوندى نزديك و خويشاوند يكديگرند. اسلام به عنوان آخرين اديان ابراهيمى به سير تاريخى دو دين قبل از خود توجه كامل دارد و نسبت به مفاهيم و مقولات آن بى نظير نيست. قرآن مجيد خود را مكمل و مصدق مسيحيت و يهوديت مى‌داند و آيات زيادى در آن ناظر به اين نگرش است. ما براى فهم صحيح و درست اين آيات احتياج به اصلاعات دقيق و صحيحى از سير تاريخى و فكرى اين دو مكتب داريم. آنگاه كه مى‌خواهيم به تفسير و تبيين آيات قران در اين موارد بپردازيم، تنها تكيه بر روش ادبى و مراجعه به لغت و استنباط از ظواهر كافى نسيت، چرا كه اين آيات ناظر به عقايد آداب و رسوم دو قوم در عصر معينى از تاريخ است كه ما بايد واقعيات تاريخى آن عصر را بشناسيم. بايد به خوبى مسيحيت و يهوديت هم عصر نزول قرآن را بشناسيم و بدانيم كدام فرقه و گروه از اين اديان در زمان نزول وحى با مسلمين در ارتباط بودند و چه مفاهيم و مقولاتى در ميان آنها رايج بوده است. اگر اين مسائل را خوب نشناسيم، فهم ما از آياتى كه ناظر به مسائل اين دو دين است، فهم كاملى نخواهد بود. ما نمى‌توانيم آگاهى درست و فهم صحيحى از فرهنگ و مفاهيم مسيحيت و يهوديت آن زمان بيابيم مگر از راه شناخت تحقيقاتى كه خود ايشان در اين زمينه دارند. گفتگوى با آنها و مراجعه به منابع تحقيقاتى و كتابهاى ايشان، زمينه چنين شناختى را فراهم مى‌آورد. البته تنها مراجعه به كتابها و منابع تحقيقاتى نمى‌تواند كافى باشد؛ چرا كه در گفتگوهاى مستقيم زوايايى از تاريخ و نگرشهاى عميق روشن مى‌شود كه در غير آن به دست نمى‌آيد. اين نشستها و گفت و شنودها مى‌تواند زمينه فهم بهتر و درك صحيحتر آياتى از قرآن را كه ناظر به اين دو دين ابراهيمى است، فراهم آورد.
دوّم: ضرورت دوم از متن طبيعت اسلام ناشى مى‌شود. اسلام دين عرضه و دعوت است. از پيروان خود مى‌خواهد كه عقيده توحيد و عقيده ضرورت برقرارى عدالت در ميان انسانها را عرضه و تبليغ كنند.
اين دعوت چگونه مى‌تواند تحقق يابد؟ و ما چگونه مى‌توانيم پيروان ديگر اديان و مرامها رادعوت كنيم؟ طبيعى است كه ما بايد اطلاعات دقيق و كافى از ديگر فرهنگها و آيين و مرام مخاطبان خود داشته باشيم و تحولات تاريخى و فكرى آنان را به خوبى بشناسيم؛ چرا كه دعوت، يك نوع خواستن است و خواستن بايد روشن و واضح باشد. ما بايد بدانيم كه مخاطب ما چگونه مى‌انديشد و به چه ارزشهايى معتقد است و چه ارزشهايى را فاقد است تا بفهميم چه چيز را *107* به او بدهيم و چه را بايد از او گرفته و يا تصحيح بكنيم. دعوت كننده بايد مخاطب خود را بشناسد. به خلاف تصور عمومى، اطلاعات ما از مسيحيت و يهوديت كافى نيست و آنچه ما از آيات قرآنى در اين زمينه برداشت مى‌كنيم و يا اطلاعاتى كه از كتب ملل و نحل به دست مى‌آوريم، كارآيى چندانى ندارد. چرا كه مسيحيت امروز نسبت به آنچه در عصر نزول قرآن مجيد بود، تحولات بسيار شگرفى يافته است. ما بايد اعتقادات و ارزشهاى مسيحيت امروز را بشناسيم. اين اعتقادات و ارزشها براى مسلمان ديروز چندان شناخته شده نبود. بنابراين آنچه آنها مى‌شناختند و در كتابهاى خود آوردند، براى ما كافى نيست. بسيارى از آنچه در كتابهاى ملل و نحل نوشته شده است، به كتابها و سلسله اسنادى تاريخى مستند است كه براى مسيحيت امروز بى اعتبارى آن ثابت شده و چندان مورد توجه نيست. تحولات عظيمى كه در سده‌هاى اخير دنياى مسيحيت را دگرگون كرده است، بايد شناخته شود تا اعتقادات آنان را خوب بشناسيم.
يهوديان و مسيحيان از مخاطبهاى اصلى اسلامند؛ ما تا اين مخاطبها را نشناسيم نمى‌توانيم وظيفه عرضه را به درستى انجام دهيم.
مسيحيت كاتوليك در عصر نزول قرآن براى مسلمانان چندان شناخته شده نبود. آنها بيشتر با شاخه شرقى مسيحيت كه ارتدكس بود، آشنا بودند. مسيحيت پروتستان كه از چهار - پنج قرن قبل شكل گرفت و به وجود آمد، در عصر نزول وحى و سده‌هاى اوليه اسلام، اساساً وجود نداشت. اين شاخه از مسيحيت نيز براى خود عقايد و فرهنگ و ارزشهاى خاصى دارد. بنابراين مسيحيت امروز براى گذشتگان ما شناخته شده نبود و ما نمى‌توانيم از آثار آنها به شناخت آن بپردازيم. اين گونه نشستها و گفت و شنودها مى‌تواند زمينه بسيار مناسبى براى فراهم آمدن شناخت لازم باشد و اينجاست كه ما از زبان خود آنها به تحولات و تطوّرات تاريخى ايشان پى مى‌بريم.
امروز تحولات توحيدگرايانه در عالم مسيحيت شديد است و با گذشته قابل مقايسه نيست. فرقه‌هاى متعددى در داخل مسيحيت پيدا شده كه هر كدام باعث تحولات گوناگونى شده است. بيفزاييم كه در فهم و برداشت كتاب مقدس عهد قديم و عهد جديد نيز شاهد دگرگونيهايى هستيم. نهضتهاى عرفانى و اصلاح طلبانه زيادى كه پيدا شده است، الهيات مسيحيت را دچار تحولات بنيادى كرده و رفته رفته خداى مسيحيت از حالت خداى تثليثى محصور و يا متجسد شده در يك عصر و زمان به صورت خداى منزّهى درمى‌آيد كه از تمام اين پيرايه‌ها پالايش يافته و منزّه شده است. گرچه اين پالايش براى علم مسيحيت بحرانى شديد است؛ اما از ديدگاه ما تصحيح و پيشرفت و گرايش به توحيد است.
اين گونه اطلاعات را ما بايد داشته باشيم و برايمان ضرورى است و بهترين راه كسب آن برخورد مستقيم و تماس حضورى است.
سوّم: ضرورت سوم از حالت جديد دنياى ما ناشى مى‌شود. دنياى امروز ما دنياى ساده و بسيطى نيست. ما در دنياى پيچيده‌اى زندگى مى‌كنيم كه برخورد مكاتب و انديشه‌هاى گوناگون در آن حالت بين‌المللى دارد. امروز براى ما جامعه بسته معنى ندارد. يك جوان دانشگاهى ما اگر اهل مطالعه و تحقيق باشد، وصل است به كل محافل علمى و دانشگاهى دنيا. فهم بهتر مفاهيم و مقولات اسلام و ارائه مناسب آن در اين دنيا، با شناخت مفاهيم و مقولات ديگر اديان و مكاتب ميسّر است. جدا از اينكه اصولاً عقايد بايد به صورت تطبيقى و در مقايسه صحيح ارائه شوند؛ فهم درست آنها نيز با يكديگر ارتباط دارد. امروزه نمى‌توان بدون مراجعه به مفاهيم ديگر به شناخت مفاهيم خود قناعت كرد؛ چرا كه *108* بايد نسبت و موقعيت معارف خود را در ميان ديگر معارف باز شناسيم و از اين شناخت است كه درك بهتر و بيان مناسبتر براى آن را مى‌يابيم. مضافاً اينكه در اين شناخت، فرم صحيح بيان نيز به دست مى‌آيد. فرمى كه براى انسان امروز قابل فهم و درك باشد و در زندگى او كارآيى داشته باشد؛ صحبت از انسان، سرنوشت، آينده، عدالت، اخلاق و... صحبت مشترك ميان ما و ديگران است. در صورتى كه حرف ديگران را خوب بفهميم، به بازفهمى سريع و دقيق از مفاهيم خودمان نيز كمك كرده‌ايم. و اين فهم به ما بيانى صحيح و قابل فهم براى انسان امروز مى‌دهد.
اينكه امروزه فاضلان و عالمان ما در حوزه‌هاى علميه بيانى ويژه خود داشته باشند، كافى نيست؛ چرا كه بايد بيانى داشت كه در محافل علمى ديگر نيز به كار آيد. محافلى كه با مكاتب گوناگون و مقولات جديد سروكار دارد.
الهيات مسيحى در اين دويست سال اخير به لحاظ برخورد مستقيم با مكاتب گوناگون غير دينى در جهان غرب، تجربه‌هاى بسيارى اندوخته و براى بيان مفاهيم دينى الهى خود بيانهاى جديدى را يافته است. اطلاع از اين برخوردها و شناخت اين بيانهاى جديد براى ما كاملاً مغتنم است. ما مسلمانان هيچگاه مانند آنها رودرروى مكاتب الحادى نبوده‌ايم. ماركسيسم از بطن جوامع غربى بيرون آمده و با مسيحيت سخت روبرو شده است. اگزستانسياليسم به عنوان يك مكتب فلسفى از آنجا برخاست و با الهيات مسيحى روبرو شد و سپس مورد استفاده آن قرار گرفت. نظرياتى كه اصالت را به علم مى‌دهند و هر سخن دينى را به عنوان سخنان غير علمى بى اعتبار مى‌دانند، در بطن جوامع غربى به وجود آمد. از اينجاست كه الهيات مسيحى در برخورد با اينها تجربه‌هاى فراوانى دارد: سخنهاى خوب و بيانهاى مناسب كه شناخت آنها مى‌تواند براى ما مفيد باشد.
بنابراين براى متناسب كردن بيان دينى خود با اين عصر و بارور كردن هر چه بيشتر مفاهيم آن، از اين جلسات و گفتگوها نيز مى‌توانيم بهره گيريم.
چهارم: امروزه انسانها از عوامل گوناگونى رنج مى‌برند. از جمله اين عوامل، خصومتهاى مذهبى و دينى است. متأسفانه دين را در طول تاريخ، بر خلاف دستور خداوند، به عامل صف بنديهاى گوناگون و خصومتهاى مختلف مبدّل كردند و عامل اتحاد را به عامل تفرقه تبديل ساختند.
از جمله وظايف متدينان امروز، رفع خصومت ميان انسانهاست. اين گفتگوها مى‌تواند به رفع سوء تفاهمات و پيش داوريها بپردازد و اختلافات و خصومتها را از ميان بردارد. اگر ما بتوانيم اين روحيه را ايجاد كنيم كه هر كسى بتواند حرف خودش را درست و در يك جو سالم بيان كند و حرف ديگرى را نيز به همين گونه بشنود، زمينه زيادى از اختلافات و خصومتها را از ميان برداشته‌ايم. گرچه اين گفتگوهاى تفاهم‌انگيز براى اين نيست كه يكى از دو طرف از معتقدات خود دست بردارد؛ اما با درك صحيح يكديگر، اساس خصومتها فرو مى‌ريزد.
در دنياى امروز كه سعادت انسان تهديد مى‌شود و مكتبهاى گوناگون الحادى بحرانهاى اخلاقى فراهم كردند و زندگى و محيط زيست انسان نيز از طريق افزون‌طلبى صنعتى و مطامع قدرتهاى بزرگ تهديد مى‌گردد، اديان الهى بايد در يك جبهه مشترك در مقابل اين تهديدها بايستند. در اين اديان، مشتركات زيادى هست كه مى‌توان از آنها نيروى قوى و سدّى محكم در مقابل عوامل مخرّب پديد آورد. اين مشتركات كه ميان اديان الهى وجود دارد، در اين جلسات بهتر شناخته مى‌شود.
اين چهار محور مى‌تواند دورنمايى از ضرورت وجود و توسعه اين گونه جلسات و مذاكرات بين‌الاديان را بنماياند.
*109* البته از اين نكته نيز نبايد غافل بود كه در دنياى ما كمتر حركتى است كه بتواند از گزند بهره برداريهاى سياسى مصون بماند. سازمانهاى سياسى و نيروهاى سياسى به گونه دقيق مترصّد آن هستند كه از هر حركتى به نفع خود سود برگيرند و طبيعى است كه گفتگوى ميان اديان نيز از اين قاعده مستثنى نباشد، و قدرت يا ابرقدرتى بخواهد از آن سوء استفاده بكند. اما لازمه اين وضع اين نيست كه اين قبيل گفتگوها انجام نگيرد و از فوايد زياد آن صرفنظر شود. بلكه برگزار كنندگان، گردانندگان و شركت كنندگان در اين گفتگوها بايد با هوشيارى كامل خود را از اين گزند دور نگه دارند و آلت دست نيروهاى سياسى و قدرتهاى سودجو نشوند. اين گزند و خطر تنها اختصاص به اين جلسات و گفتگوها ندارد؛ بلكه ديگر حركتهاى فرهنگى نيز در تيررس آن است. در صحنه مسائل بين المللى، امروزه شما حركتى را نمى‌يابيد كه كاملاً از اين خطر دور باشد. واين نبايد سبب شود كه ما دست به هيچ كارى نزنيم و هيچ گامى برنداريم.
مبادلات فرهنگى، رفت و آمدهاى لازم و نشستهاى مفيد بايد انجام بگيرد؛ اما بايد كمال مراقبت را نيز داشت تا آنچه عايد مى‌شود، برتر باشد و ارزش قبول زيانهاى محتمل را داشته باشد. و اين در گرو هوشيارى كامل برگزار كنندگان و شركت كنندگان است. شركت كنندگان در اين گونه نشستها بايد شناخت كافى در مسائل مربوط و اطلاعات لازم از اوضاع كشور ميزبان داشته باشند و مخاطبان خود را بشناسند.
به هر حال برگزارى اين گونه جلسات نيز سياستى مخصوص به خود دارد كه با توجه به آن بايد برگزار گردد تا حداكثر بازدهى و حداقل آفات را داشته باشد. البته اصل تشكيل و شركت در آن براى مسلمانان ضرورتى حياتى دارد.
امروزه مذاكره بين الاديان به يك جريان بين المللى تبديل شده و از گونه‌هاى تبادل افكار و فرهنگها - كه امروزه در سطح جهان انجام مى‌پذيرد - مذاكرة بين الاديان است. اين حركت جديد تقريباً از صد سال پيش آغاز گشته و مرتب انجام مى‌گيرد. اين گونه نيست كه مسلمانان تصور كنند اگر پا به اين ميدان نگذارند، به نفع آنان خواهد بود. چرا كه مسائل فكرى و فرهنگى در جهان امروز به مسائل بين المللى تبديل شده است و اگر انديشه‌هاى اسلامى در سطح اين مسائل حضور نداشته باشد، به نفع فرهنگ اسلامى نخواهد بود. سياست فرهنگى مسلمانان بايد مبتنى بر حضور حساب شده و دقيق در مجامع علمى و فرهنگى باشد.
طبيعى است كه طرفين مذاكره بايد از الفباى فكرى و فرهنگى يكديگر اطلاعات جامع و كافى داشته باشند و معتقدات و آداب و رسوم يكديگر را خوب بشناسند. اينجاست كه حرمتى در مخاطبان به وجود مى‌آيد كه زمينه ظهور نتايج را بهتر فراهم مى‌سازد و گفتگوهاى جدّى را پديد مى‌آورد. در ميان متفكرين اسلامى بايد كسانى در زمينه اديان بزرگ، شناخت و تخصّص دقيق داشته باشند تا در اين گونه محافل و جلسات شركت كنند. البته در اين جلسات، تنها اطلاعات اسلامى - ولو زياد و دقيق - كافى نيست؛ بلكه اين مذاكرات نيز مانند مذاكرات سياسى است و تنها كسانى مى‌توانند گرد يك ميز در مذاكرات سياسى حضور رسانند كه چند و چون سياست و افكار سياسى طرف مقابل خود را بشناسند. تنها با تكيه بر اطلاعات عمومى و معلومات شايع در اين زمينه توفيق چندانى حاصل نمى‌آيد.


صفحه 16

اخبار


برگزارى مسينار تبيين حكم امام خمينى درباره سلمان رشدى‌
سمينار تبيين حكم حضرت امام خمينى - عليه الرحمة - در مورد مؤلف كتاب آيات شيطانى، با دعوت از اساتيد و طلاب حوزه، ائمه جمعه و ميهمانان خارجى در يازدهم اسفند ماه سال جارى در تهران تشكيل شد و سه روز ادامه يافت.
سخنرانان، ذيل عنوانهاى «فتاوى فقهاى سلف فريقين درباره موضوع حكم امام». «حكم امام خمينى از ديدگاه قضاء اسلامى و ابعاد حقوقى آن»، «مبانى قرآنى و روايى حكم حضرت امام خمينى» سخنرانى كردند و طى سه ميزگرد از مسائل مختلف اين موضوع بحث شد. اعلام برگزارى سمينار زبان فارسى و زبان علم‌
مركز نشر دانشگاهى اعلام كرد كه سمينارى تحت عنوان «زبان فارسى و زبان علم» در تاريخ 28 تا 30 ارديبهشت 1370 در تهران برگزار خواهد كرد.
اين مركز، ريز فهرست مباحث اين سمينار را در اختيار استادان زبان و ادبيات فارسى و محققان گذاشت. فهرست برخى از مباحث اين سمينار عبارت است از: الف) زبان علم: ويژگيهاى زبان علم، واژگان، ويژگيهاى صورى، تأثير مسائل اجتماعى بر علمى شدن زبان، تأثير متقابل پيشرفت علم و زبان بر يكديگر. ب) زبان فارسى: تاريخچه زبان فارسى به عنوان زبان علم، تجربه زبان فارسى به عنوان زبان علم، برخورد زبان فارسى با علم جديد، فرهنگستانهاى اول و دوّم، ويژگيهاى زبان فارسى، رسم الخط زبان فارسى به عنوان زبان علم. ج) زبان فارسى و زبان علم: بررسى ضرورت و امكان علمى كردن زبان فارسى، بررسى زبانى، بررسى ضرورت پذيرش زبان بيگانه علمى. د) چگونگى دستيابى به زبان علمى فارسى: غنى ساختن زبان فارسى، استفاده از شيوه‌ها جديد واژه سازى، استاندارد كردن واژه‌هاى علمى، استفاده از تجارب زبانهاى ديگر در راه افزايش امكانات زبان فارسى براى بيان علمى.
يادآورى مى‌شود كه مركز نشر دانشگاهى پيشتر دو سمينار ديگر درباره مسائل زبان و نثر فارسى برگزار كرد و مباحث سودمندى در آن ارائه گرديد كه سپس مقالات آن سمينار، در دو كتاب توسط آن مركز منتشر گرديد. گزارش چگونگى سمينار حاضر سپس در مجله آينه پژوهش درج خواهد شد. برگزارى سمينار كاربردى اطلاع رسانى‌
تولين سمينار كاربردى مراكز و سازمانهاى پژوهش فرهنگى و اطلاع رسانى به همّت سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى در تاريخ اوّل تا سوم بهمن ماه سال جارى برگزار شد.
عناوين مقالات ارائه شده در اين سمينار عبارت بود از:
1- كاربرد اطلاعات در پژوهش. در اين مقاله ضمن بررسى ضرورت استفاده از اطلاعات در پژوهش، به مشكلات پژوهشگران نگريسته و پيشنهادهايى در رفع آن شده بود.
2- خدمات زيربنايى در نظام اطلاع رسانى كشور. چگونگى سازمان دهى اطلاعات و تشكيلات و اهميت آن در بهره برداريهاى پژوهشى، در اين مقاله بحث شده بود.
3- ضرورت اطلاع رسانى در حوزه‌هاى علميه. مقاله‌اى بود كه به ضرورت ايجاد سيستم اطلاع‌رسانى در حوزه‌هاى علميه اشاره داشت.
*111* 4- بى پشتوانگى تحقيقات در زمينه فرهنگ عمومى. مقاله‌اى بود در زمينه مفهوم تحقيقات و مفهوم فرهنگ عمومى و بازشناسى آن از فرهنگ خصوصى و چگونگى وضع قانون در فرهنگ عمومى.
5 - نقش ارتباط متقابل كتابخانه‌ها و مراكز اسناد در گسترش اطلاعات. روابط متقابل كتابخانه‌ها و عرضه اسناد در صنعت اطلاعات مورد توجه اين مقاله بود.
6- نقش گردش اطلاعات در مديريت كشور. اين مقاله به مقايسه بين منبع اطلاعات و ساير منابع مهم حياتى در زندگى انسان پرداخته بود.
7- بازيابى كامپيوترى اطلاعات. نگاه اين مقاله معطوف به بايگانيهاى اطلاعاتى و تجسس كامپيوترى و همچنين گذشته پايگاههاى اطلاعاتى بود.
8 - مبادله اطلاعات به مدد رايزنيهاى فرهنگى. مقاله‌اى بود كه ضمن توضيحاتى در چگونگى ارتباط بين جوامع فرهنگى، به علل ضعف مبادله اطلاعات نگريسته بود.
9- نقش وسائل ارتباط سمعى و بصرى. عنوان مقاله‌اى بود كه به نقش سازمان صدا و سيما و فعاليتهاى آن در اين مورد پرداخته بود.
10- نقش مجلات علمى در اطلاع رسانى. در اين مقاله به كميت و كيفيت مجلات علمى منتشره در كشور اشاره داشت و ضمن بررسى نقش و درصد افزايش آن، جايگاه اين گونه مجلات را در اطلاع‌رسانى برمى‌شمرد.
11- كتابخانه‌هاى كودكان و نوجوانان را جدى بگيريم. در اين مقاله ضمن ارائه گزارش اجمالى از وضعيت اين كتابخانه‌ها، به ضرورت توجه بيشتر به آن پرداخته شده بود.
12- گزارشى از فعاليتهاى بانك اطلاعات مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى. در اين مقاله ضمن بررسى ضرورت و هدف تشكيل اين بانك، به بخشهاى متعدد و عملكرد هر يك از آنها اشاره شده بود.
13- آشنايى با مركز پژوهش و مطالعات فرهنگى بنياد مستضعفان و جانبازان. اين مقاله نگاهى به تاريخچه تشكيل اين مركز فرهنگى و طرحهاى كوتاه مدت و دراز مدت آن داشت.
در پايان جلسات سه روزه اين سمينار، حاصل بحث و بررسى كميسيونهاى پنجگانه آن با توجه به پيشنهادهاى ارائه شده به عنوان پيشنهادهاى نهايى سمينار، در جلسه اختتاميه چهارشنبه 3/11/69 در يازده بند قرائت شد.
مجموع پيشنهادها ارائه طريقى بود در جهت توجه هرچه بيشتر به اطلاع رسانى و هماهنگيهاى لازم براى كيفيت بهتر و كميت برتر آن در زمينه ذخيره سازى اطلاعات و ارائه خدمات به فرهنگ جامعه. برگزارى كنفرانس علوم قرآن‌
سومين كنفرانس تحقيقاتى علوم و مفاهيم قرآن همزمان با بعثت پيامبر گرامى اسلام - ص - و سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى، تحت عنوان نقش قرآن در تمدن بشرى با پيام حضرت آيت اللَّه العظمى گلپايگانى در بهمن ماه سال جارى در قم برگزار گرديد.
در اين كنفرانس سخنرانان درباره حوزه‌هاى شيعه و قرآن، معيارهاى تمدن از ديدگاه قرآن، تأثير قرآن در رشد و توسعه علوم، قرآن و اهل بيت به ايراد خطابه پرداختند.
برگزار كننده اين كنفرانس دارالقرآن الكريم بود و در پايان، شركت كنندگان قطعنامه‌اى در هفت ماده صادر كردند. انتخاب كتابهاى ممتاز سال‌
هشتمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران در بهمن ماه سال جارى برگزار شد. در اين دوره منحصراً كتابهايى مورد بررسى قرار گرفت كه براى اولين بار در سال 1368 منتشر شد. در همين سال مجموع كتابهاى منتشر شده 7964 عنوان بوده و از اين تعداد 2466 عنوان چاپ اول محسوب مى‌شوند كه از سوى هيأت داوران مورد بررسى قرار گرفته‌اند.
*112* با مقايسه آمار كتابهاى منتشر شده در سالهاى پيش و كتابهاى برگزيده در اين دوره روشن مى‌شود كه در سال 1368 كتاب هم از نظر كيفى و كمّى رشد و جهش قابل توجهى داشته است.
مجموع كتب مورد بررسى در دوره هشتم به تفكيك موضوع در جدول زير مندرج است: 1- كليات‌
تأليف ترجمه تصحيح جمع‌
كليات روش تحقيق 2 - - 2
كتابشناسى و فهرست 22 1 - 23
علوم كتابدارى 1 3 - 4
دائرة المعارفها و فرهنگها 29 10 - 39
روزنامه نگارى - 1 - 1
2- فلسفه‌
كليات 4 1 - 5
فلسفه غرب و شرق 1 4 - 5
فلسفه اسلامى 3 2 - 5
فلسفه اخلاق 1 2 - 3
منطق 3 1 - 4
روانشناسى 19 62 - 81
3- دين‌
- كليات‌
- دين اسلام‌
كليات‌
علوم قرآنى و تفسير 30 14 - 44
سيره معصومين 21 3 1 25
حديث و رجال 24 8 8 40
فقه و اصول 42 6 4 52
كلام و فرق 39 5 3 47
اخلاق 26 4 4 34
عرفان 8 1 4 13
ساير اديان 3 4 - 7
4- علوم اجتماعى‌
كليات 2 3 - 5
جامعه شناسى 18 7 - 25
مردم‌شناسى، قوم شناسى 6 2 - 8
جمعيت شناسى 3 - - 3
آمار 4 6 - 10
علوم سياسى 40 61 - 101
اقتصاد 14 20 - 34
حقوق 15 2 - 17
مديريت 12 7 - 19
آموزش و پرورش 10 14 - 24
بازرگانى و حسابدارى 8 4 - 12
فرهنگ عامه 4 1 - 5
5- زبان‌
زبان‌شناسى عمومى 3 2 - 5
زبان فارسى 7 - - 7
زبانهاى باستانى ايران - 1 - 1
بررسيهاى لهجه‌اى 1 - - 1
زبان عربى 15 - - 15
زبانهاى ديگر 22 4 - 26
6- علوم خالص‌
كليات - 4 - 4
رياضيات 17 47 - 64
*113* نجوم 1 4 - 5
فيزيك 12 13 - 25
شيمى 9 10 - 19
زمين شناسى 1 9 - 10
زيست شناسى 3 9 - 12
7- علوم عملى‌
- كليات‌
- علوم پزشكى‌
پزشكى 75 85 - 160
دامپزشكى 1 1 - 2
دندانپزشكى 4 3 - 7
داروسازى 4 4 - 8
بهداشت 6 10 - 16
- فنى و مهندسى‌
مواد 4 3 - 7
برق 10 34 - 44
مكانيك 7 13 - 20
عمران 27 10 - 37
صنايع 6 3 - 9
- كشاورزى و دامپرورى 14 20 - 34
8 - هنر
كليات 6 3 - 9
معمارى 4 2 - 6
نقاشى 7 12 - 19
خوشنويسى و هنرهاى تزيينى 9 3 - 12
هنرهاى نمايشى 18 13 - 31
موسيقى 5 3 - 8
ورزش 18 19 - 37
9- ادبيات‌
- كليات 10 4 - 14
- ادبيات فارسى‌
تاريخ و نقد 34 4 6 44
متون قديم 1 - 16 17
نثر معاصر (رمانهاى تأليفى) 45 10 2 57
شعر معاصر 73 2 - 75
- ادبيات عربى‌
-ادبيات زبانهاى ديگر (رمانهاى ترجمه) - 82 - 82
- ادبيات كودكان و نوجوانان 209 91 - 300
10- تاريخ و جغرافيا
- تاريخ‌
كليات 2 1 - 3
تاريخ اسلام و ملل اسلامى 9 3 - 12
تاريخ ايران 65 10 - 75
تاريخ جهان 2 16 - 18
باستانشناسى 1 1 - 2
سفرنامه 6 4 - 10
زندگينامه 28 5 - 33
- جغرافيا
كليات 4 - - 4
جغرافياى طبيعى و انسانى 2 - - 2
*114* جغرافياى ناحيه‌اى 6 2 - 8
***
جمع كتاب بررسى شده 2113
جمع كتاب محذوف 353
2466
ارزيابى كتب را قريب به سيصد نفر از اساتيد معظم و طراز اول حوزه علميه قم، شوراى عالى انقلاب فرهنگى، دانشگاههاى تهران، مشهد، صنعتى شريف، صنعتى اميركبير، علم و صنعت، شهيد بهشتى، تربيت مدرس، علامه طباطبائى، امام صادق (ع)، مركز نشر دانشگاهى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، مؤسسه تحقيقات آفات و بيماريهاى گياهى، بانك مركزى ايران و ديگر صاحبنظران علمى و فرهنگى به عهده داشته‌اند.
از ميان صدها كتاب بررسى شده، كتابهاى ذيل به عنوان كتابهاى ممتاز سال شناخته شد و از پديد آورندگان آن قدردانى شد.
1. المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم. تأليف و تحقيق دكتر محمود روحانى.
2. نهج البلاغة. ترجمه دكر سيد جعفر شهيدى.
3. منية المريد فى ادب المفيد و المستفيد. تحقيق رضا مختارى.
4. شرح حكمت متعاليه اسفار اربعه. تأليف آيت اللَّه عبداللَّه جوادى آملى.
5. الأغانى. ترجمه و تلخيص و شرح از مرحوم دكتر محمد حسين مشايخ فريدنى.
6. فلسفه كانت. ترجمه عزت اللَّه فولادوند.
7. درآمدى به منطق جديد. تأليف ضياء موحد.
8.حقوق اساسى و نهادهاى سياسى. (جلد اول). تأليف دكتر ابوالفضل قاضى.
همچنين چند كتاب ديگر در رشته زبان، علوم خالص، علوم عملى و ادبيات به عنوان كتاب سال برگزيده شد. درگذشت‌ حجت الإسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ مصطفى زمانى
نويسنده سختكوش و پرسوز حضرت حجت الإسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ مصطفى زمانى در صبحگاه روز اوّل اسفند 1369 زندگى را بدرود گفت.
مرحوم زمانى در بيستم شعبان سال 1353 در نجف آباد اصفهان به دنيا آمد و در همان ديار باليد و رشد كرد. وى درسهاى ابتدايى حوزوى را همراه با كسب و كار و تلاش در زادگاه خويش و با هدايت و راهنمايى مرحوم آيت اللَّه شيخ ابراهيم رياضى فرا گرفت. آنگاه براى تكميل علوم اسلامى به حوزه علميه قم وارد شد و درسهاى سطوح را در محضر حضرات آيات آقايان ستوده، حسين نورى، مصطفى اعتمادى، على مشكينى و آيت اللَّه العظمى منتظرى فرا گرفت. آنگاه به مدّت دو سال از محضر پر فيض مرحوم آيت اللَّه العظمى بروجردى بهره‌مند گرديد و متجاوز از هشت سال در حوزه درس حضرت امام خمينى - رضوان اللَّه عليه - شركت كرد و بحث مكاسب آن بزرگوار را تقرير نمود.
وى در كشاكش هجوم فرهنگى استعمار و استبداد عليه ارزشهاى اسلامى در جلسات اسلام‌شناسى مرحوم شهيد دكتر محمد مفتح كه از جريانهاى راهگشاى فرهنگى بود، سختكوشانه شركت كرد و دو كتاب زيبا و بسيار مؤثر ابراهيم بت شكن يا قهرمان توحيد و كودك نيل يا مرد انقلاب را نگاشت. و ترجمه الشيعة و الحاكمون را با عنوان شيعه و زمامداران خودسر با مقدمه‌اى شورانگيز و پرهيجان در همين دوره منتشر كرد. با تعطيلى اين مجمع شعله‌هاى فروزان تعهد و ايثار در آن خدمتگزار هوشمند فروكش نكرد و با مشورت و رايزنى با تنى چند از عالمان حوزه در اسفند ماه سال 1349، سالنامه پيام اسلام را بنياد گذارد و با همت و هميارى گروهى از فاضلان، افزون بر سالنامه پيام اسلام، به اقدام و نشر دهها اثر سودمند و رهگشا همت گمارد.
*115* اين مركز زمينه ارتباط بسيار گسترده مرحوم زمانى را با نسل جوان فراهم مى‌آورد و گشاده رويى و ايثارگرى و توجه شگرف او به مشكلات آنان و پاسخهاى مناسب در جهت گشودن عقده‌ها و گرههاى زندگيشان از او ملجأى مى‌سازد كه روزانه دهها نامه از نقاط مختلف به ساختمان بى رياى پيام اسلام سرازير مى‌شود. در شهرها و آباديها معلمان و دبيران بسيارى با راهنماييهاى اين استاد دلسوز و ياريهاى بى دريغ او، هدايت نسل جوان را به دست مى‌گيرند و با ارائه كتاب و پاسخ به سؤالهاى آنان در هدايت آنها مى‌كوشند.
آشنايى عميق او با دردها و رنجها و مشكلات مردم باعث شده بود تا مرحوم زمانى بخش عظيمى و گاه تمام حق التأليف كتابهايش را براى خريدن و اهداء كردن كتاب به كتاب خانه‌ها و افراد جستجوگر نيازمند اختصاص دهد. اطلاع از چگونگى ارتباط آن مرحوم با دردها و مشكلات و گرهها نشانگر آن است كه او هرگز سطرى و جزوه‌اى و كتابى را بدون توجه به آنچه ياد شد ننگاشته و چنان بسيارى فارغ از دردها و مشكلات جامعه، به تحقيقات انتزاعى نپرداخته بود. او گندم نمايى و جو فروشى نمى‌كرد و با نثرى ساده و بى پيرايه براى مخاطبانى كه برگزيده بود و دردمندانى كه احساس كرده بود از سر درد و سوز مى‌نوشت و فضل فروشى را براى داعيه داران آن وا مى‌نهاد. براى تربيت فاضلانى كارآمد كه بتوانند قلم به دست بگيرند و براى گسترش آرمانهاى مقدس تلاش كنند، از هيچ كوششى دريغ نمى‌ورزيدند. او اهل رزم بود، و گريزان از بزم. رزمى در تمام ابعاد. از اين روى در راه هدفش نه از گرفتار آمدن در بند دژخيمان هراسى به دل راه مى‌داد - كه بارها گرفتار آمد - و نه از درگيرى با متحجران و نه از حسادت ورزى حسودان.
او براى نوشتن از جان مايه مى‌گذاشت و با همه وجود مى‌نوشت. بدين سان بيش از چهل اثر از خود بر جاى نهاد كه برخى از آنها بيش از بيست بار به چاپ رسيده است. و اين همه در كنار پاسخهاى هزاران نامه دردمندان و جستجوگران بود كه روزانه شخصاً به پاسخ آنها مى‌پرداخت.
شمارى از آثار وى بدين قرار است:
اسلام و خدمات اجتماعى، نقش كليسا در ممالك اسلامى، شيعه و زمامداران خودسر، اسلام و تمدن جديد، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ترجمه ديوان منسوب به امام على(ع)، مذهب و رهبر ما، نقشه‌هاى استعمار و نقشه‌هاى شوم، قصه‌هاى قرآن، دوستى‌هاى تلخ و شيرين، وسواس: پيدايش، رشد و درمان، على بن ابيطالب پيشواى مسلمين، حدود خسارات جهان و انحطاط مسلمين.

شايسته است دوستان و همراهان آن بزرگوار مشعل فروزان «پيام اسلام» را روشن بدارند و در جهت تداوم هدف آن مرحوم بجدّ بكوشند.
*116* به دنبال چاپ نقدكتاب «مردان علم در ميدان عمل» در شماره سوّم اين مجله، جوابيه زير نوشته مؤلف كتاب مذكور به دفتر مجله رسيد. از آنجا كه نويسنده جوابيه طى نامه جداگانه‌اى تأكيد كرده‌اند كه «عيناً و بدون دخل و تصرف» درج شود، لذا بدون اصلاح و ويرايش - با حذف قسمتهايى كه متضمّن نقدِ نقد نبوده و لحنى گزنده و آميخته به ناسزا داشته - عيناً در ذيل مى‌آيد. تقاضا مى‌شود خوانندگان به هنگام خواندن اين جوابيه، اصل نقد مردان علم را در پيش رو داشته باشند. روشن است كه حق جناب اميرى در پاسخ به اين نقدها محفوظ است. لازم به يادآورى است كه مؤلف محترم كتاب، پاسخ نقد را با عنوان «نگاهى به يك نقد چاروادارى»! فرستاده بودند. آينه پژوهش‌


صفحه 17

نامه ها


پاسخى بر مقاله «ببرى رونق مسلمانى»
....در حدّى كه اين مقال و مجال اجازه دهد به برخى از آنچه كه آن فاضل معاصر تحت عنوان «اغلاط و خطاهاى علمى و تاريخى» و «نقائص و تسامحات كلّى و عمده» در كتاب «مردان علم در ميدان عمل» برشمرده است و آنها را موجب بى رونقى مسلمانى دانسته مى‌پردازيم. خواننده گرامى خود مفصّل بخواند از اين مجمل:
1 و 2- جناب ناقد از نقل اين كه مقدس اردبيلى - رحمه اللَّه - را پس از رحلت او در عالم رؤيا ديدند و او در جواب اين سؤال كه عالم آخرت را چگونه ديدى و با تو چه معامله‌اى شد؟ گفت: «بازار عمل كساد است و نفع نداد ما را مگر صاحب اين قبر (امير المؤمنين عليه السلام)» بسيار برآشفته آن را مخالف با محكمات و نصوص دين دانسته فرموده‌اند: «درست است كه دون ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام مطلقاً عبادات قبول نيست و ارزشى ندارد، ولى اين به معنى آن نيست كه «بازار عمل كساد است». اگر بازار عمل كساد است پس بازار چه چيز داغ است... آيا در برابر آن همه آيات و ورايات مى‌توان به يك رؤياى مجعول كه صددرصد مخالف قرآن و روايات است اعتماد كرد؟ مگر نه اينست كه از نظر اسلام رؤيا حجيّت ندارد؟ بالخصوص رؤيايى اينچنين كه مخالف ادلّه قطعى است».
در پاسخ، نخست براى اين كه «جاعل» و «مجعول»! خوب شناخته و دانسته شوند [يادآورى مى‌شود كه‌] مرحوم محدّث قمى در «فوائد الرّضويه» صفحه 25 [آن را آورده اند]. حال از جناب ناقد بايد پرسيد كجاى اين داستان «مخالف با محكمات و نصوص دين»، «مجعول» و «صددرصد مخالف قرآن و روايات» است؟ و اين چه محكمات و نصوصى و كدام قرآن و رواياتى است كه جناب ناقد بدانها واقف بوده و مرحوم محدّث قمى از آن غافل، و در نتيجه - به گفته جناب ناقد - جاعل.
مگر نه اينست كه «انّما يتقبّل اللَّه من المتقين» و مگرنه اينست كه حتى انبياء و ائمّه عليهم الصلاة و السّلام از اين كه «كما هو حقّه» خدا را عبادت كنند اظهار عجز نموده، استغفار و استغاثه مى‌نموده‌اند؟ مگر آن حضرات عامل نبوده‌اند يا مگر بازار عمل ايشان داغ نبوده است؟.
جالب اينكه افاضه فرموده‌اند: «مگر نه اينست كه از نظر اسلام رؤيا حجيّت ندارد...» آنچه به گوش جناب ناقد خورده اينست كه براى اثبات حكم شرعى رؤيا حجيّت ندارد. و گرنه در جايى كه كسى در مقام اثبات حكم شرعى نيست و صرفاً در مقام نقل واقعه‌اى است كه روات آن علماء عدول طائفه هستند، سخن گفتن از حجيّت يا عدم حجيّت مضحك و افتضاح‌آميز است.
در ذيل حكايتى ديگر كه در آن آمده است: فرزند مرحوم علاّمه حلّى او را در عالم رؤيا ديد و علاّمه فرمود «لولا كتاب الألفين و زيارة الحسين لاهلكتنى الفتاوى» افاده فرموده‌اند «اگر هيچ دليلى بر مجعول بودن اين قصّه نداشتيم باز چون خواب و خيال است و رؤيا حجيّت ندارد، نمى‌توانستيم آن را بپذيريم».
آيا اين فاضل معاصر (!) مى‌دانسته كه با اين گونه سخنان كسى را مى‌ماند كه بر شاخه‌اى نشسته آن را از بن مى‌برد؟ مگر هرگز قرآن نخوانده يا نشنيده است كه در موارد مختلف *117* بعض رؤياها را حكايت فرموده است؟ مگر روايات متعدّد راجع به رؤيا و منام به سمع مباركشان نرسيده است؟ حتماً خبر ندارد از اين كه مرحوم محدث نورى كتابى به نام «دارالسّلام فيما يتعلّق بالرؤيا و المنام» نوشته است.
تنها وجه محتمل اينست كه ناقد محترم از اين همه دليل و شاهد بر صحّت و اعتبار بعضى از رؤياها (رؤياهاى صادقه) هيچ به گوشش نخورده است، و گرنه اينچنين جرأت و جسارت نمى‌فرمودند: «چون خواب و خيال است و رؤيا حجيّت (؟!) ندارد نمى‌توانيم آن را بپذيريم». والعياذ باللَّه.
برگرديم به افاضات جناب ناقد در ذيل حكايت كلام مرحوم علاّمه حلّى در عالم رؤيا. جناب ناقد فرموده‌اند: «اين مخالف ادلّه قطعى ماست. مگر فتواى مجتهد فحل و باورعى همچون علاّمه كه سرآمد فقيهان شيعه است موجب هلاكت مى‌شود؟... ثالثاً به احتمال زياد برخى از اخباريها اين رؤيا را ساخته و پرداخته‌اند... افزون بر اينها محدّث قمى به نقل از سيد محمد مجاهد اين رؤيا را از اغلاط مشهور دانسته است...».
اقول: اولاً از فاضل معاصرى كه از آن همه آيات و روايات مربوط به «رؤيا» هيچ به گوشش نخورده و مطلقا رؤيا و منام را با چوب خواب و خيال رانده، دور از انتظار نيست كه هيچ يك از رواياتى را كه در مقام بيان اهميت و خطر عظيم افتاء، و حثّ بر دقّت و احتياط در آن وارد گشته، تا آنجا كه از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: «... اهرب من الفتيا هربك من الاسد و لاتجعل رقبتك للنّاس جسراً»، (سفينة البحار، ج 2، ص 346) به سمع مباركشان نخورده مفاد و مضمون آنها را نفهميده باشد و نتواند بين جواز (بل وجوب) افتاء و اين دسته روايات و قضايا جمع كند و آنچنان نامربوط و بى معنى بنويسد.
ثانياً، فحل و باورع بودن كسى همچون علاّمه از نظر ما، با اين كه او خود را در معرض خطر و مرتكب قصور و تقصيرى ديده باشد منافاتى ندارد. وگرنه بايد مثلاً - صدور دعاى كميل از جانب امير المؤمنين عليه السلام را نيز به اين دليل كه آن حضرت امام المتقين و معصوم از هر خطا و لغزشى بوده تكذيب بفرمايند!!
ثالثاً، نزد اهل تحقيق، بو كشيدن و احتمال دادن و سپس تكذيب و انكار كردن پشيزى ارزش ندارد.
رابعاً، اين عبارت كه ناقد محترم فرموده‌اند: «محدّث قمى به نقل از سيد محمد مجاهد اين رؤيا را از اغلاط مشهور دانسته است» علاوه بر اين كه به وضوح نشان دهنده ناآشنايى نويسنده آن با ادب و دستور زبان فارسى است متضمّن يك دروغ است و آن عبارتست از انتساب غلط مشهور دانستن رؤياى مورد بحث، به مرحوم محدّث قمى. چرا كه مبتداى جمله «محدّث قمى» است و خبر آن «... دانسته است». در حالى كه مرحوم محدّث قمى فقط از كتاب بيان اغلاط مشهوره سيد محمد مجاهد نقل كرده كه در آن كتاب قصّه رؤياى فرزند علاّمه از اغلاط مشهوره شمرده شده است. عبارت محدّث قمى در فوائدالرّضويه، صفحه 580 چنين است: «... و آن جناب را كتابهاى ديگر است مانند... و كتاب بيان اغلاط مشهوره. و از اغلاط مشهوره «شمردن» گيسوان داشتن حسنين عليهما السلام را و حكايت خواب فخرالمحققين علاّمه را... .
جالب اينست كه اين رؤياى «مجعول» و «مخالف ادله قطعيه» را صاحب روضات الجنان (ج 2، ص 282) قدس سرّه هم نقل نموده است.
3- فرموده‌اند: با توجه به عصر امام عسكرى عليه السلام و [عصر] ابن بابويه ممكن نيست از جانب امام عسكرى عليه السلام توقيعى كه در صفحه 346 كتاب نقل شده براى ابن بابويه صادر شده باشد.
اقول: كفى لنا سنداً اين كه مرحوم قاضى نوراللَّه شوشترى در مجالس المؤمنين ج 1، ص 453 آن توقيع را بتمامه نقل كرده و مرحوم محدّث قمى در فوائدالرّضويه، ص 281 آن را از مجالس المؤمنين نقل نموده و در سفينةالبحار راجع به ابن بابويه نوشته است: «... و هول الذى كتب اليه ابومحمّد العسكرى التوقيع الشريف كما فى المناقب (مناقب ابن شهر آشوب)». و مرحوم صدر نيز در تأسيس الشيعه، ص 331 فرموده است: «و انّه ممّن كاتبه مولانا ابومحمد العسكرى.» در كتاب «نهجة الآمال فى شرح زيدة المقال» ج 5، ص 419 نيز صدور توقيع مذكور از طبرسى در «احتجاج» و جز آن نقل شده است.
4- راجع به داستانى كه تحت عنوان «بخشش سيد رضى» در صفحه 230 كتاب نقل شده، افاده فرموده‌اند: «اين قصّه مربوط به سيد مرتضى است و نه سيد رضى.» و سپس به تفصيل، طبق نقل «ابن خلكان شافعى» آن داستان را - منسوباً به سيد مرتضى «ره» - نقل كرده است.
*118* اقول: در روضات الجنات (ج 6، ص 204) پس از آن كه شمّه‌اى از عفت نفس و بلند طبعى و سخاوت سيد رضى قدس سره سخن گفته، نوشته است: «كيف لا و قد نقل عن الشريف عطّراللَّه مرقده انّه الشترى كتبا قيمتها عشرة ألاف دينار و ازيد فلمّا حُملت اليه و تصفّحها راى فى ظهر كتابٍ منها مكتوباً»:
و قد تحوج الحاجات يا امّ مالك‌
الى بيع اوراق بهنّ ضنين
فامر بارجاعها الى صاحبها و وهبه الثّمن.
حال بر چه مبنا و معيارى نزد ناقد انديشمند ما نقل ابن خلكان بر نقل سيد محمد باقر خوانسارى (صاحب روضات) كه از بزرگان علماء طائفه رضوان اللَّه عليهم بوده است ترجيح و تقدم دارد و بهتر به مذاق مبارك ايشان چسبيده است به طورى كه نقل ابن خلكان را شيرين و زيبا دانسته و بر نقلى كه در كتاب مردان علم به عمل آمده طعن و لعن نثار فرموده‌اند؟ اللَّه اعلم.
5- راجع به اقامه نماز «طبق فتواى برخى از مذاهب اهل سنّت» [كذا] به وسيله مرحوم ملاّ حسن كاشى در حضور علاّمه حلى و شاه خدابنده، كه در كتاب آمده است، نيز با ترجيح منبع مقتداى خود (وفيات الأعيان ابن خلكان) منقول اين حقير از «قصص العلماء» را قاطعانه ردّ و تكذيب فرموده‌اند!.
6- از نقل اين كه شهيد اول رضوان اللَّه عليه در ايام تحصيل جامى از مس داشت كه شبها آن را كنار آتش مى‌نهاد، چون او را خواب مى‌گرفت آن جام را بالاى سر خود مى‌نهاد و خواب از سرش مى‌رفت و به مطالعه ادامه مى‌داد و آخرالامر به نحوى شد كه سرش صاف شده بود و ديگر مو بر نياورد» بسيار برآشفته و مفصلاً مانور داده‌اند و نوشته‌اند: «گذشته از اين كه در منابع معتبر نيامده و از متفردات مآخذ سستى همچون قصص العلماء است اساساً خلاف عقل و شرح است». آنگاه در مقام اثبات خلاف عقل بودن چنين كارى چنين استدلال فرموده‌اند: «مگر شهيد نمى‌توانست هر وقت او را خواب مى‌گرفت دست و صورتش بشويد تا خوابش نبرد؟ و آيا اساساً نهادن جام مسين داغ بر سر ممكن است و انسان تحمل آن را دارد؟» و در مقام استدلال براى حرمت شرعى اين عمل افاده فرموده‌اند: «آيا شهيد نمى‌دانست كه اضرار معتنى بر بر بدن حرام است و شرعاً جايز نيست كارى كرد كه سر مو برنياورد؟»
راستى چه منطق استوار و چه استدلالات محكمى! آدمى از اين همه هوش و ذكاوت و عقل و حكمت تلنبار شده در اين ناقد توانمند به شگفت مى‌آيد! به خصوص كه تفرّس فرموده‌اند كه شهيد - بنا به نقل كتاب - با علم به كاسه داغ بر سر نهادن موجب ريزش مو مى‌شود و به قصد اين كه ديگر سرش «مو بر نياورد»! كاسه داغ بر سر مى‌نهاد است! جلّ الخالق.
7- در ذيل قضيه‌اى كه از خواجه نصير طوسى در كتاب نقل شده مرقوم فرموده‌اند. «مأخذ اصلى اين مطلب كتاب آداب المتعلمين است كه به غلط به خواجه منسوب شده است. حال آن كه...» و سپس داستان را مربوط به محمد بن حسن شيبانى دانسته‌اند كه در آداب المتعلمين تحريف و به خواجه نصير نسبت داده شده است.
اولاً جناب ناقد مى‌توانستند اين مورد را نيز به مواردى كه مآخذ آنها ذكر نشده عطف بفرمايند. چرا خود را به زحمت انداخته منبع اصلى - به نظر خود - را نام برده و سپس در اصالت آن خدشه وارد كرده‌اند و بالاخره داستان را به محمد بن حسن شيبانى مربوط دانسته و...؟ يك بحث خارجى مربوط به اين كه مؤلف آداب المتعلمين كيست چه ربطى به نقد كتاب «مردان علم در ميدان عمل» داشته است؟ جز اين كه بگوييم در اينجا جناب ناقد فرصتى يافته‌اند كه مقدارى از «فضل تقليدى» خويشتن را اظهار بفرمايند.
ثانياً، مأخذ نويسنده كتاب «شخصيت و زندگانى خواجه نصيرالدين طوسى» بوده و نه آداب المتعلمين.
ثالثاً، كسى چون مرحوم شيخ آقا بزرگ «در الذريعه» كتاب آداب المتعلمين را تأليف خواجه طوسى دانسته و مرحوم صدر نيز در تأسيس الشيعه، ص 417، آن را متعلّق به خواجه دانسته است.
8- از داستان مشهور خروج مرحوم طبرسى از قبر و تأليف مجمع البيان پس از آن، كه داستان مشهورى است و در مقدمه مجمع البيان از قول صاحب رياض (ره) نقل شده نيز غضبناك گشته فرموده‌اند: «پايه و اساسى ندارد و پا در هوا» [كذا] است». و طبق معمول خواننده را به كتابى در اين باره حوالت فرموده‌اند!!.
9- در مقام ردّ بر اين كه «نظريه وخامت فتوى سيد بن طاووس كتابى در فقه ننوشت» فرموده‌اند اين درست نيست و ابن طاووس به تصريح خودش كتاب «غياث سلطان الورى لسكّان الثرى» را در دانش فقه [كذا] نوشته است.
*119* حال اگر به حكم «الغريق يتشبّث بكل حشيش» جناب ناقد، رساله كوچكى را كه ابن طاووس «فى قضاء الصلوة عن الاموات» نوشته، تأليف ابن طاووس در دانش فق! مى‌شمارد خود داند. امّا خوب است آن‌چه را كه راجع به «وخامت فتوى» مرحوم محدث قمى (در فوائدالرضويّه، ص 335) از وى نقل كرده را بخوانند.
10- در قضيّه‌اى كه حجةالاسلام سيد محمدباقر موسوى همدانى، از شاگردان معروف مرحوم علاّمه طباطبايى و مترجم تفسير الميزان در جلد يكم ترجمه الميزان (ص 458) از قول مرحوم علامه نقل كرده‌اند و در كتاب مردان علم در ميدان عمل نقل گرديده نيز «خطاى روشنى» ديده‌اند.
خوشبخاته هم منبع منقول عنه در دسترس است و هم جناب آقاى موسوى همدانى حىّ و حاضرند و جناب ناقد مى‌توانند با راوى قضيّه تصفيه حساب كنند.
11- راجع به اين كه «نخستين مصنّفات شهيد اول «روض» و آخرين آنها «روضه» است» فرموده‌اند: البته هر دو مطلب نادرست است.
اقول: مرحوم محدث قمى در سفينة البحار، ج 1، ص 724 فرموده‌اند: «مصنّفاته كثيرة اولها الرّوض و آخرها الرّوضة». و در مقدمّه «آصفى» بر شرح لمعه، ص 177، آمده است: «.. والّذى يظهر من رسالة ابن‌العودى انّ هذا الكتاب (روض) هو اول كتاب كتبه الشيهيد فى الفقه الاستدلالى...».
12- و فرموده‌اند: اين كه شرح لمعه در مدت شش ماه و شش روز تأليف شده باشد نيز نادرست است.
اقول: در روضات الجنات ج 3، ص 377 آمده است: «... و يظهر من نسخة الاصل انه الّفه فى ستة اشهر و ستة ايام كما ذكره صاحب الامل (أمل الآمل) و صرّح به ايضاً صاحب الحدائق و غيره». محدث قمى رحمةاللَّه عليه نيز در سفينةالبحار، ج 1، ص 724 فرموده‌اند: «الّفها فى ستة اشهرٍ و ستة ايامٍ. در «شهداء الفضيلة» ص 135 نيز كلام امل الآمل در اين باب نقل شده است.
13- فرموده‌اند: شهيد لمعه را در حبس تأليف نكرده است.
اقول: شيخ حرّ عاملى قدس سره د رامل الآمل طبع قديم، ص 30 نوشته است: «... و فى مدةالحبس الّف اللمعة الدمشقية فى سبعة ايامٍ».
14- فرموده‌اند: عبدالرحيم عباسى دو سال پيش از شهادت شهيد ثانى از دنيا رفته. و اين را كه «سيد عبدالرحيم عباسى سعى در قتل قاتل شهيد ثانى كرد و سلطان او را كشت» نادرست اعلام فرموده‌اند.
اقول: مرحوم علاّمه امينى در «شهداء الفضيلة» ص 136 به نقل از امل الآمل شيخ حرّعاملى نوشته است: «و سعى السيد عبدالرحيم العباسى فى قتل ذلك الرجل (قاتل شهيد الثانى) فقتله السلطان». محدّث قمى نيز در سفينةالبحار ج 1، ص 724 فرموده است: «و سعى السيد عبدالرحيم العباسى فى قتل قاتله فقتله السلطان».
15- بدين ترتيب، واهى و بى اساس بودن ادّعا و شعار بعدى جناب ناقد نيز در مورد رفتن سيد عبدالرحيم عباسى نزد سلطان بعد از شهادت شهيد و... آشكار م يشود.
16- فرموده‌اند بعضى از داستانهاى كتاب بدآموزى دارد، از جمله قضيه‌اى كه از مرحوم علامه امينى حكايت شده است. جناب ناقد بدون نام بردن از مرحوم علامه امينى(؟!) نوشته‌اند: «از قول يكى از بيدارگران اقاليم قبله [!] نقل كرده‌اند كه به شخصى فرمود: «اگر من كه نوكر آن حضرتم (حضر ابى الفضل سلام اللَّه عليه) به بند كفش من توهين و بى احترامى كنى، خداوند تو را به رو در آتش جهنّم مى‌اندازد» و سپس چنين افاضه فرموده‌اند: «نگارنه بسيار بعيد مى‌داند آن بزرگ مصلح آگاه [ايضاً نام نمى‌برد؟!] چنين سخنى فرموده باشد. عالمان خدا ترس هميشه از خود غافل بوده و تنها به فكر دين خدا و نواميس او [كذا] و پيرو آن بزرگ ابر مردى [كذا] بوده‌اند كه فرموده است: «لقد امرّ على اللّئيم يسبنى / فمضيت ثمة قلت لا يعنينى». از سوى ديگر مى‌دانيم كه چقدر زشت است كه يك روحانى به كسى بگويد «اگر به بند كفش من توهين كنى خداوند تو را به رو در آتش جهنم مى‌اندازد»! آيا جامعه تاب و تحمّل [كذا] چنين سخنى، يا نقل آن را دارد؟!».
اقول: جناب ناقد معاصر در اين نقطه از «نقد چاروادارى» خود سنگ تمام گذاشته در حدّ كمال افاده فرموده آب در هاون كوبيده‌اند. جناب ناقد شجاعت و صداقت خود را نشان داده! اولاً از ذكر نام مرحوم علامه امينى خوددارى كرده و به اشاره و كنايه مطلب را برگزار كرده است. ثانياً داستان را از نيمه نقل كرده *120* سپس به تاخت و تاز پرداخته است. لذا لازم است نخست 124 و عين داستان منقول در صفحه 199 كتاب مردان علم در ميدان عمل آورده و سپس در افادات و افاضات جناب ناقد اندكى تأمل شود. قضيه چنين است:
در ايامى كه مرحوم امينى صاحب كتاب ارزنده الغدير به ايران تشريف آورده بود در يك مجلسى كه چند نفر در خدمت ايشان نشسته بودند يك كسى به ايشان عرض كرد آقا من اگر به حضرت اباالفضل عقيده نداشته باشم چه ضررى به حال من دارد و حال آنكه آن حضرت نه پيغمبر و نه امام است و نه معصوم است؟. آن عالم جليل وقتى اين سؤال را شنيد حركتى به خود داد و با ناراحتى فرمود: ابوالفضل‌العباس عليه السلام كه سهل است اگر من كه نوكر آن حضرت هستم به بند كفش من توهين و بى احترامى كنى خداوند تو را به رو در آتش جهنم مى‌اندازد».
حال بدان فاضل معاصر (جناب ناقد) بايد گفت: بسيار كند ذهنى بايد كه كسى از صدر و ذيل اين حكايت نفهمد كه مقصود مرحوم علامه امينى اين بوده است كه اگر بند كفش من «بما انّى عبد من عبيد ابى الفضل سلام اللَّه عليه» نه «بما انّى أنا» اهانت كنى خدا تو را به رو در آتش جهنم مى‌اندازد.
بفرماييد كجاى اين معنى «بعيد» و «زشت» است و با «به فكر دين خدا و نواميس او [كذا] بودن» منافات دارد؟.
اين جانب ناقد كه از اين قضيّه اينچنين برآشفته و آن را «بعيد»، «زشت» و «ناسازگار با به فكر دين خدا و نواميس او بودن» دانسته، اگر بشنود كه قتل دشنام دهنده به معصومين عليهم الصلاة و السلام - حتى بدون اذن حاكم - واجب است و روايات صحيحه‌اى بر اين حكم دلالت دارند و بين فقهاء اماميه در اين‌باره اختلافى نيست و حتى وجود هر دو قسم اجماع بر آن ادّعا شده است، چقدر برآشفته و خشمگين خواهد شد؟.
سخن دراز شد. اين بود درنگى در قسمتى از خزعبلاتى كه تحت عنوان نقد كتاب مردان علم در ميدان عمل در شماره سوم مجله آينه پژوهش منعكس شده بود.
حال بد نيست در اينجا روى سخن به جناب ناقد كرده و از او بپرسيم:
اى فاضل معاصر! آيا اعتماد به آنچه در كتب علمايى چون شيخ حرّ عاملى، علامه امينى، صاحب روضات الجنات يا محدث قمى و امثالهم رضوان اللَّه عليهم آمده و نقل آنها، به جاى تقليد محض از جرائد و كتب دست اوّلى (!) كه جناب شما از آنها تقليد مى‌فرماييد، رونق مسلمانى را مى‌برد؟.
طبيعى است كه در يك كتاب پانصد و بيست و پنج صفحه‌اى دو سه اشكال وارد هم شما بيابيد كه يا ناشى از اشتباه مأخذ يا مؤلف باشد يا در يكى از مراحل آماده سازى و چاپ (استنساخ، حروفچينى، مقابله، مونتاژ و...) پديد آمده باشد آيا با دو سه اشكال وارد كذايى رونق مسلمانى از بين مى‌رود؟
نه برادر جان!
آنچه رونق مسلمانى را مى‌برد اينست كه كسى چون آن جناب بر اساس اغراض و امراض وى شايستگى علمى و اخلاقى، كنار گود بنشيند و به كس يا كسانى كه درصدد خدمت بوده كارى - هر چند نه به صورت تام و كامل - انجام داده ارائه مى‌دهند بتازد و آن‌چنان «تنابز به القاب» كند كه روى اراذل و اوباش چاله ميدانى را سفيد كند!. وفّقنا اللَّه لما يحبّ و يرضى
سيد نعمت اللَّه حسينى
1/11/69 سخنى با يك ناشر آمريكايى‌
راقم اين سطور گرچه اغلب از راست به چپ مى‌خواند؛ امّا گهگاه در حد بضاعت مزجاتى كه در انبان است هوس مى‌كند از چپ به راست هم بخواند. از قضا اين بار كتابى را تورق مى‌كرد با نام فهم زبان. ( LanguageUnderstanding). اين كتاب در باب اصول علم كامپيوتر نگارش يافته است. نويسنده اين كتاب دانشمندى است ايرانى و يزدى الاصل به نام آقاى محمد جواد معين كه ساليانى است در آمريكا رحل اقامت افكند ه و در سطوح عالى علمى مشغول تحقيق، تأليف و تدريس است. (البته اسم ايشان در ديار فرنگ مبدّل به «جان» شده است: (John A. Moyne). در سفرى كه در آبان 69 در معيت عده‌اى از اخوان الصفا و خلاّن الوفاء به كشور كانادا داشتيم، با ايشان نشستهايى صورت گرفت و از حاصل تلاشها و تحقيقاتش بهره برديم. ناشر كتاب ايشان شركت انتشاراتى پلنوم ( Publishing CorporationPlenum) *121* در نيويورك آمريكاست. ناشر در داخل جلد كتاب به معرفى كوتاهى از نويسنده پرداخته است؛ بدين گونه:
جان. ا. معين پروفسور و استاد علوم كامپيوتر و زبانشناسى در دانشگاه كوبنز و دانشكده «سيستى يونيورسيتى» شهر نيويورك و مدير دوره دكتراى زبانشناسى در دانشكده CUNY است. وى دكتراى خود را از دانشگاه هارواد دريافت داشته است. از سال 1973 تا كنون به عنوان مدير دپارتمان علوم كامپيوتر در كالج CUNY و در بخش علوم رياضى و طبيعى و نيز به عنوان استاد رشته زبانشناسى در دانشكده مزبور مشغول فعاليت بوده است.
پروفسور معين در رشته‌هايى همچون زبان كامپيوتر، ترجمه ماشينى و هوش مصنوعى در بخشهاى خصوصى و نيز در آژانسهاى دولتى كاركرده است.او همچنين بورسيه‌هاى زيادى براى چندين دانشگاه در آمريكا، در اروپا و در خاورميانه دريافت كرده است.
وى عضو مجمع زبانشناسى آمريكا و مؤسسه ماشينهاى كامپيوترى و آكادمى علوم نيويورك است و در ديگر مجامع فرهنگى و علمى نيز نوشته‌هاى زيادى در موضوعات مختلف منتشر كرده است. علاوه بر همه اينها او در رشته خود، منتقد فعال و پخته‌اى است.
چنان كه ملاحظه مى‌شود ناشر آمريكايى در اين معرفى نامه اصلاً اشاره‌اى به موطن و مولد نويسنده نكرده است و حال آنكه هر معرفى نامه ولو مختصر، اولين چيزى كه بدان اشاره مى‌شود هويت و مليّت و زادگاه شخصيت مورد نظر است. در ديار ما پاره‌اى مترجمان و ناشران به هر زحمتى كه شده در صددند بيوگرافى مختصرى از نويسندگان غربى و خارجى را در آغاز كتابان در معرض ديد خواننده قرار دهند و اين - بويژه آن‌جا كه كتاب، كتابى وزين و پر محتواست - تأثير وضعى خاص خودش را در ذهن خواننده نسبت به نويسنده و زادگاه او خواهد گذاشت. اگر بخواهم نمونه به دست دهم، فراوان است. مثلاً نگاه كنيد به معرفى نامه اجمالى كارل پوپر در ابتداى «حدسها و ابطالها». البته مرادم هرگز آن نيست كه ما نبايد چنين كنيم. سخن من با مدعيان ليبراليسم فكرى است؛ كسانى كه نيويورك و منچستر و واشنگتن را مهد آزادى مى‌دانند و صبح و شام داد آزادى و حريّت سر مى‌دهند و ما شرقيها را متعصب و خشك مى‌دانند و فرنگ نشينان را آزاد انديش و غير متعصب. سخن من با ناشر آمريكايى است كه چرا در اين معرفى نامه پرطمطراق از آقاى معين، اين اندازه انصاف و مروّت نداشته كه از زادگاه نويسنده يعنى «ايران» هم نامى ببرد؟! به ناشران خارجى اى از اين دست نصيحت مى‌كنم كه بياييد تنها مرد حرف نباشيد و صرفاً شعار آزادى و عدم تعصب ندهيد؛ بلكه مرد عمل باشيد. و هم به ناشران و مترجمان خودى عرض مى‌كنم كه: فاعتبروا يا اولى الابصار.
محسن غرويان‌ محضر مبارك مدير محترم مجله ارزشمند آينه پژوهش‌
پس از عرض سلام و آرزوى موفقيت، زيارت مجله آينه پژوهش موجب تجديد عرض ارادت و ابراز آروزهاى قلبى شد. مى‌بينم كه هر چه زمان به پيش مى‌رود، انسانها بر روى كره خاكى لياقتهاى بيشترى را براى جلب نعمتهاى الهى به دست مى‌آوردند و ظرفيتهاى خوبى در حال تحقق است كه اميدواريم شاهد عصر شكوفايى همه جوانب علوم در حكومت الهى حضرت مهدى - عجل اللَّه تعالى فرجه الشرف - باشيم. زيرا در آن عصر، علم به مراحل تكاملى خود مى‌رسد و همه ابعادش با حضور آن نور الهى كشف مى‌گردد. و مسلّم است كه اين كشف و شهود، مقدماتى را مى‌طلبد و اميدواريم «آينه پژوهش»ها نشان دهنده همه افكار و آراء بشرى بوده و دست همه پژوهشگران را بگيرد و تا عاليترين مراحل تحقيق و كشف و ارزيابى رهنمون گرداند. دفتر نشر امام على(ع)
محمد دشتى‌ برادران عزيز و پژوهشگر آينه پژوهش
سلام عليكم بما صبرتم‌
سوّمين شماره نشريه جديد، بى سابقه و مبتكرانه شما عزيزان را همراه با شوق و ذوق و در عين حال شگفتى و تحسين ملاحظه كردم و بر آن شدم طى چند سطرى به سهم خود سپاسگوى شما باشم. به راستى كارى است درخشان و بديع و در نوع خود بى نظير كه اميد است با همكارى همه دست اندركاران كار پژوهش و *122* نگارش و نشر، به ويژه مؤسسات و وزارتخانه‌هاى مربوطه دولت جمهورى اسلامى ايران، اين نشريه بتواند در رسالت حياتى بهسازى پژوهش و نگارش به توفيقاتى چشمگير و درخشان نائل آيد.
شما در راهى هموار گام بر مى‌داريد و در جوى مساعد و محيطى موافق به چنين كار بديعى دست يازيده‌ايد. بايد از عزيزان بحق مجاهد و بزرگان بحق مصلحى ياد نمود و خاطره آنها را گرامى داشت كه در طى نيم قرن اخير حوزه علميه قم در راهى دشوار و ناهموار و عليرغم جوّ نامساعد و بسته و محيط تاريك و بى فروغ آن روز گام نهادند و تحول فكرى ميمونى را در نسل جوان حوزه ايجاد كردند. شما ادامه دهندگان و تكميل كنندگان همان رسالت و تحوّليد. هنيئاً لكم و جزاكم اللَّه عن العلم و الاسلام احسن الجزاء. على حجتى كرمانى‌ مسئول محترم و گردانندگان و تهيه كنندگان آينه پژوهش‌
با سلام و آرزوى موفقيت كامل شما دومين شماره چندى قبل واصل از تأخير جواب معذرت خواسته و تذكرى چند عرضه مى‌دارد:
- دومين شماره كامل‌تر از قبل بود كه طبيعى است و انشاءاللَّه اين روند ادامه يابد.
- سرمقاله جالب بود بويژه مسئله كتب حوزوى كه بعضاً در حال تنزل است.
- «عنوان كتاب و انتخاب» جال بود. مقدارى طولانى بود كه شيرينى مطلب را كم مى‌كند.
-اعلام وفيات علما جز در موارد خيلى مهم درخور موضوع مجله نيست كه در اين شماره مواردى داشت.
- مناسب است از ارزش كار تحقيقى و مهمتر از آن ارزش پژوهشگران كه در اين جامعه قدرناشناس ناشناخته مانده‌اند بحثهائى بشود.
- معرفى عناوين جديد پيشنهادى جهت تحقيق محققان شايد بى تناسب نباشد زيرا مسائلى است كه با همه حرفها كه در پيرامون آن زده شده باز هم حدود و ثغور آن ناشناخته است. در مسائل اسلامى از اين قبيل مسائل داريم.
- در دانشگاه امام صادق(ع) واحدى بنام تحقيقات روى «مسئله تبليغ» و شاخه‌هاى آن داريم كه تاكنون دست آوردهاى نو و جالبى داشته و ان شاءاللَّه در مناسبتى ديگر خلاصه گزارش كارهاى تحقيقى اين واحد جهت مجله ارسال خواهد شد. ان شاءاللَّه. محمد تقى رهبر تاراج ميراث فرهنگى
حفظ و پاسدارى ميراث فرهنگى از چنان اهميتى برخوردار است كه اساساً هويت هر كشور در گرو آن است. تأثير بسزايى كه ادب و هنر و فرهنگ غنى ما در پيشرفت علوم و فنون ساير ملل داشته، بخش وسيعى از فعاليتهاى مؤسسات شرق‌شناسى را به خود اختصاص داده است. مانند مؤسسه ايران‌شناسى فرانسه، مؤسسه ايتاليايى خاور نزديك و دور (I.S.M.E.O)، مؤسسه باستان‌شناسى ايران و آلمان، مؤسسه بريتانيايى مطالعات ايرانى، مؤسسه امريكايى مطالعات ايرانى، مؤسسات علمى و فرهنگى اتحاد جماهير شوروى، و غير آن.
اهميت علم و دانش و هنر در اين سرزمين به حدى بود كه با سربلندى مى‌توان از آن نام برد. ظهور شخصيتهاى علمى بزرگ مانند فارابى، ابن سينا، بيرونى، شيخ الطائفه، خواجه طوسى و امثال آنان، و تأسيس مراكز علمى و بناهاى تاريخى و كتابخانه‌هاى عظيم، بهترين گواه آن است.
آنچه در اين مختصر منظور نظر است، مطالبى در باره كتاب و كتابخانه و آثار هنرى است. پيشتر در ميهن عزيز ما كتابخانه‌هايى وجود داشته است كه عظمت و اهميت آن را مورّخين مورد گوشزد قرار داده‌اند. مانند كتابخانه عظيم رى كه بسيارى از كتابهاى آن توسط سلطان محمود غزنوى پس از هجوم به اين شهر به آتش كشيده شد. و هكذا بسيارى ديگر از كتابخانه‌ها. ابوالحسن بيهقى در وصف اين كتابخانه مى‌گويد: من بيت الكتب رى را بعد از آنكه سلطان محمود بن سبكتكين آن را به آتش كشيد، جستجو كردم. آنچه بعد از آتش سوزى به جاى مانده بود، فهرستهاى آن به ده مجلّد مى‌رسيد.
اينها مربوط به گذشته است. در اين دو قرن اخير نيز ميراث فرهنگى ما از دستبرد تاراجگران و سوداگران داخلى و خارجى در امان نبوده است. هم اكنون بسيارى از نفيسترين نسخه‌هاى خطى و آثار هنرى كه سند اصالت فرهنگ مذهبى و ملّى ماست، *123* زينت بخش كتابخانه‌ها و موزه‌هاى كشورهاى غربى است.
ديدار از موزه بريتانيا و كتابخانه آن، كتابخانه ديوان هند، بادليان، كمبريج، موزه ويكتوريا و آلبرت در انگلستان، مجموعه چستربيتى در ايرلند جنوبى، كتابخانه ملى و موزه لوور در پاريس، كتابخانه برلين در آلمان، و موزه‌ها و كتابخانه‌هاى امريكا، هر ايرانى مسلمان غيورى را غرق در تأثّر مى‌سازد. نمونه‌هايى كه نگارنده خود بسيارى از آنها را ديده، يا منحصر و يا از ارزشمندترين آثار باقيمانده ميراث ماست. مثلاً مى‌توان اشاره كرد به بيش از سه هزار نسخه خطى نفيس در موزه بريتانيا كه هشتصد مجلّد آن توسط كلوديوس جميس ريچ، نماينده كمپانى هند شرقى از ايران خريدارى شده است. همچنين همراهان سرجان ملكم در ايران (جميس موريه و سرجان مكدانالد كنير) نسخه‌هاى نفيسى براى آن موزه تهيه كرده‌اند؛ از جمله نسخه بسيار نفيس شاهنامه به تاريخ 994 شمسى كه حاج محمد حسين خان صدر اصفهانى وزير فتحعلى شاه قاجار آن را به ارل گرى نخست وزير وقت بريتانيا اهدا كرده است. و نسخه نفيس تاريخ وصاف و جغرافياى حافظ ابرو به تاريخ 820 شمسى، نسخه ظفرنامه شرف الدين على يزدى كه توسط سرچالز مرى وزير مختار انگليس در ايران تهيه شده است. و همچنين مينياتورهاى نفيس كار استاد كمال الدين بهزاد، استاد قاسم على، محمد زمان و غير آن. و نيز آنچه در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن موجود است؛ مانند نسخه خسرو و شيرين نظامى به خط عبدالجبار با هفده مجلس نقاشى رضا عباسى و تجليد و تذهيب محمد محسن تبريزى (صحاف معروف عصر صفوى)، و صدها نمونه ديگر از صنايع مستظرفه مانند فرش اردبيل و غير آن كه پروفسور پوپ در كتاب هنر و صنايع ايران به تفصيل آنها را درج نموده است.
اينها مشتى از خروار است كه سرنوشت ديگرى پيدا كرد است. اما آنچه از ميراث فرهنگى ما فعلاً باقى مانده، حائز اهميت فراوان است و اولياء امور بايد اهتمام بيشترى نموده و دست سوداگران خائن را قطع كنند و در حفظ اين ثروت ملى كه حراست از آن فقط به اهتمام دولت ممكن است، بكوشند.
نمونه‌هايى از اين سوداگريها كه در سال اخير با هوشياى مسئوولين كشف گرديده است و رسانه‌ها خبر آن را پخش نمودند، زنگ خطرى است كه هم اكنون ميراث فرهنگى ما را تهديد مى‌كند. راه علاج‌
در دو دهه اخير بعضى از كشورهاى عربى، قوانين نسبتاً جامعى براى حراست و محافظت از كتابهاى خطى، و مجازاتهاى بسيار سختى براى متخلفين وضع نموده‌اند. بنابراين پيشنهاد مى‌شود:
1- تأسيس مركزى جهت صدور شناسنامه براى نسخه‌هاى خطى، و تعيين هيئتى مركب از متخصصين نسخه شناس و دانشمندان كتابشناس.
2- هر شخصى كه نسخه خطى (اعم از كتاب و وقفنامه و تابلو و مينياتور) در اختيار دارد، موظف باشد براى صدور شناسنامه و ثبت آن به نام خود، نسخه را به اين مركز ارائه نمايد تا دولت از وجود نسخه‌هايى كه در تملك اشخاص است، آگاه باشد.
3- صاحبان نسخه‌ها موظف باشند به بهترين نحو از آنها مراقبت نمايند.
4- تعيين مدت معقولى براى ارائه كتابها به مركز تعيين شده.
5- دارندگان نسخه‌ها بتوانند نسخه خود را به اشخاص و مؤسسات داخلى انتقال دهند؛ به شرط آنكه سند آن به طور رسمى به نام خريدار ثبت گردد.
6- دارندگان نسخه‌ها در صورتى كه از نگهدارى آن عاجز باشند و خطرى مانند پوسيدگى و سرقت متوجه كتابها باشد، موظف باشند مسؤولين را در جريان امر قرار دهند.
7- هيچيك از اشخاص حقيقى و حقوقى مجاز به خارج نمودن نسخه خطى از كشور نباشند؛ مگر در مواردى كه طبق اجازه رسمى دولت با مراقبتهاى ويژه براى نمايش در مناسبتهاى مخصوص لازم باشد.
8- تصويب قانون مجازات بسيار شديد براى متخلفين از حفظ نسخه‌هاى خطى.
9- تأمين اعتبار مناسب از طرف دولت براى خريد مخطوطات و نگهدارى آنها در يكى از كتابخانه‌هاى ويژه.
10- تبيين ارزش و اهميت دست نوشته‌ها و امثال آن توسط رسانه‌هاى گروهى، مخصوصاً تلويزيون. و نيز آگاهى دادن به مردم براى حفظ و نگهدارى نسخه‌هاى خطى تا بر اثر جهل و بى اطلاعى سر از قصابيها و عطاريها در نياورد.
*124* كتابخانه‌ها
كتابخانه‌هاى عظيم و ارزشمندى در كشور ما وجود دارد كه بخش وسيعى از ميراث فرهنگى گرانبهاى ما را در خود جاى داده است. خوشبختانه نسخه‌هاى خطى اين كتابخانه‌ها تقريباً شناخته شده و تاكنون حدود 120 جلد فهرست مخطوطات آنها با زحمت و كوشش طاقت فرساى دانشمندان منتشر شده است. اما اين كتابخانه با مشكلات فراوانى دست به گريبان هستند:
1- بزرگترين مشكل كتابخانه‌هاى ايران ساختمان آن‌هاست كه از استانداردهاى لازم برخوردار نيست و خطرات غير مترقبه‌اى از قبيل زلزله و آتش سوزى و بمباران آنها را تهديد مى‌كند.
فراموش نمى‌كنم روزى در ايام موشك باران به محضر مرحوم آيت اللَّه العظمى مرعشى نجفى - قدس سره - رسيدم. ايشان را بسيار مضطرب ديدم؛ سبب را جويا شدم، فرمودند: عمرى براى حفظ ميراث فرهنگى و آثار مشايخ عظام و دانشمندان مرارت كشيدم و هر چه بود، همه را براى استفاده طلاب علوم اهل بيت - عليهم السلام - و محققين وقف نمودم؛ حال نمى‌دانم در اين بمباران و موشك‌باران چه بلايى بر سر اين گنجينه ارزشمند خواهد آمد.
2- كتابخانه بايد با مدرنترين سيستمهاى آتش نشانى مجهر باشند تا - خداى ناخواسته - بار ديگر شاهد فاجعه ديگرى نظير آتش سوزى كتابخانه اصفهان نباشيم.
3- كتابخانه‌ها بايد به ماشين‌هاى آفت زدايى مدرن مجهر باشند تا خطرى كه نسخه‌هاى خطى را از درون تهديد مى‌كند، مهار شود.
4- كتابخانه‌ها بايد هر كدام به تناسب موقعيت خود به وسائل عكاسى و تهيه ميكروفيلم مجهز باشد و اين، خود در استفاده و تبادل فرهنگى نقش مهمى دارد.
5- كتابخانه‌ها بايد توسط مديران دانشمند و لايق و دلسوز و علاقمند و دانش دوست اداره شود تا هم در حفظ ثروت ملى كوشا باشند و هم برخورد مناسبى با مراجعه كنندگان داشته باشند.
6- كتابخانه‌هاى كوچكى در بسيارى از شهرستانها وجود دارد كه اكثراً موقوفه و جزء مدارس علميه هستند كه داراى مخطوطات ارزشمندى هستند؛ مانند كتابخانه مدرسه نمازى خوى، و كتابخانه مدرسه مسجد جامع اروميه و غير آن كه تا كنون نسخه‌هاى اين كتابخانه‌ها فهرست نشده است. مقتضى است جهت فهرست شدن اين نسخه‌ها اهتمام لازم مبذول شود.
و خلاصه اينكه كتاب و كتابخانه، فرهنگ ملى و مذهبى ماست، تاريخ ماست، ثروت ملى ماست و افتخار ماست. و بر همه لازم است در حفظ حراست و دوام و بقاى آن بكوشند و اجازه داده نشود سوداگران بيش از اين، ميراث فرهنگى ما را تاراج كنند.
***
آنچه گفته شد يك شرط هم دارد، و آن اينكه كتابخانه‌ها تسهيلات لازم را براى استفاده دانشمندان و محققان و طالبان علم و مبادله فرهنگى فراهم نمايند. هم اكنون اكثر امكانات بعضى از كتابخانه‌هاى تخصصى صرف ارباب رجوع عادى مى‌شود. بسيارى از محققين و دانش پژوهان در مراجعه به بعضى كتابخانه‌ها با مشكلات فراوانى مواجه مى‌شوند و سرانجام از طريق روابط بايد به مقصود برسند. بنابراين بايد تدابير لازم براى رفع اين مشكلات بشود.
دو سال قبل به اتفاق چند نفر از فضلاى ايران به مجمع علمى دمشق رفتيم. بحث راجع به كتاب و كتابخانه و خارج شدن مخطوطات از كشورهاى اسلامى در گرفت. دكتر عدنان الخطيب كه خود از محققين دانشمند عرب است، گفت: من چندى قبل مقاله‌اى در همين زمينه در يكى از مجلات نوشتم؛ بعد از مدتى يكى از محققين ضمن مقاله‌اى در جواب من نوشته بود: اى كاش همه نسخه‌هاى خطى در كتابخانه‌هاى غرب بود؛ چون من هر نسخه‌اى كه از مخطوطات آنها درخواست مى‌كنم، در كمترين مدت فيلم آن را در اين گوشه دنيا برايم مى‌فرستند. اما خدا نكند به يك نسخه در دمشق يا قاهره يا بغداد يا استانبول محتاج بشوم؛ جان من به لب مى‌رسد و تازه بعد از چند ماه انتظار بايد با صرف وقت و هزينه بسيار از اين كشور به آن كشور بروم؛ آن هم آيا بشود يا نشود!
البته منظور نگارنده اين نيست كه هر نسخه خطى را در اختيار اشخاص بى صلاحيت قرار دهند؛ اما طورى هم نباشد كه همان افراد بى صلاحيت به نسخه‌ها دست يابند و دانشمندان فرزانه كه عمر شريف خود را در راه احياء و تحقيق آثار گذشتگان صرف مى‌نمايند، با مشكلات مواجه شوند. محمدعلى حائرى خرم آبادى‌