بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 14

كتابشناسى بحارالانوار
انصارى قمى‌ ناصر الدين


(بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار) ـ عليهم السلام ـ بزرگ ترين دايرةالمعارف علمى شيعه است كه علامه مجلسى با گردآورى و نگارش آن شيعه اماميه را وامدار خود كرد.
اين كتاب در 25 جلد تدوين يافته و به وسيله مرحوم حاج محمد حسن امين الضرب اصفهانى ـ كمپانى ـ به چاپ رسيده و در چاپ جديد در 110 جلد چاپ شده است.
فهرست اين دايرةالمعارف بدين قرار است:
* جلد اول (ج1و ج2 چاپ جديد)
كتاب عقل و جهل و فضيلت علم و علماء و طبقات آنها, حجيت اخبار و قواعد كليه اى كه از اخبار به دست آمده است و نكوهش قياس.
مقدمه كتاب در بيان اصول و كتاب هايى است كه بحار از آنها فراهم گشته و توثيق مصادر و اختلافى كه در مصادر است و بيان رموزى كه در كتاب به كار رفته و خواننده بايد از آن رموز آگاه باشد و اصطلاحات مؤلف در اختصار اسناد و غير اينها.
* جلد دوّم (ج3 و ج4 چاپ جديد)
كتاب توحيد, صفات سلبيه و ثبوتيه (غير عدل) و اسماء حسنى خداوند و شرح برخى خطبه ها و كتاب توحيد مفضّل و رساله اهليلجه ـ منسوب به امام صادق(ع).
* جلد سوم (ج5 تا ج8 چاپ جديد)
كتاب عدل و مشيّت و اراده و قضا و قدر, هدايت و ضلالت, امتحان و طينت و ميثاق, و آنچه مربوط به آنها است و توبه, فلسفه احكام, مقدمات مرگ و برزخ و قيامت, وحشت از عالم برزخ و قيامت, شفاعت و وسيله, بهشت و دوزخ.
* جلد چهارم (ج9 و ج10 چاپ جديد)
كتاب احتجاجات و مناظرات پيامبر اكرم و ائمه اطهار(ع) و برخى دانشمندان و تمام كتاب على بن جعفر.
* جلد پنجم (ج11 تا ج14 چاپ جديد)
داستان پيامبران ـ از حضرت آدم تا پيامبر خاتم ـ و اثبات عصمت انبياء و پاسخ به اشكالات مطرح شده پيرامون عصمت پيامبران.
* جلد ششم (ج15 تا ج22 چاپ جديد)
زندگانى پيامبر اكرم از هنگام ولادت تا وفات و داستان اجداد آن حضرت و شرح حقيقت معجزه و اعجاز قرآن و شرح حال ابوذر و مقداد و عمار و سلمان و برخى ديگر از اصحاب پيامبر.
* جلد هفتم (ج23 تا ج27 چاپ جديد)
در مشتركات زندگانى ائمه اطهار(ع) و شرايط امامت, و آياتى كه در وصف آنان نازل شده است, چگونگى تولد ائمه دين و عجايب شؤون آنها, دانش آنان و برترى ايشان بر پيامبران گذشته, ثواب دوستى آنان و فضيلت فرزندان ايشان و در آخر كتاب برخى از مناظرات شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى در تفضيل ائمه.
* جلد هشتم (جلد28ـ34 چاپ جديد)
در فتنه هايى كه پس از پيامبر ـ صلى الله عليه وآله ـ روى داد; شرح حال خلفاى سه گانه و آنچه در روزگار آنان رخ داد, داستان جنگ هاى جمل, صفين, نهروان و غارت هاى معاويه در نواحى عراق, شرح حال برخى ياران على(ع) و شرح قسمتى از اشعار منسوب به اميرالمؤمنين و شرح بعضى از نامه هاى حضرت.
* جلد نهم (ج35 تا ج42 چاپ جديد)
در احوال اميرالمؤمنين از ولادت تا شهادت, سرگذشت ابوطالب و ايمان آن حضرت(ع) و نصوص بر ائمه اطهار و اينكه دوازده نفر هستند و احوال گروهى از اصحاب على(ع).
* جلد دهم (ج43 تا ج45 چاپ جديد)
سرگذشت حضرت فاطمه زهرا, امام حسن و امام حسين ـ عليهم السلام ـ و خونخواهى مختار از قاتلين كربلا.
* جلد يازدهم (ج46 تا ج48 چاپ جديد)
داستان زندگى حضرات: امام سجاد, امام باقر, امام صادق و امام كاظم ـ عليهم السلام ـ و برخى از اصحاب و فرزندان آن بزرگواران.
* جلد دوازدهم (ج49 و ج50 چاپ جديد)
شرح حال حضرت امام على بن موسى الرضا, محمد بن على الجواد, امام هادى و امام عسكرى ـ عليهم السلام ـ و زندگانى برخى از ياران و شاگردان ايشان.
* جلد سيزدهم (ج51 تا ج53 چاپ جديد)
شرح زندگانى حضرت بقيةالله الاعظم ـ ارواح من سواه فداه ـ و اثبات رجعت.
* جلد چهاردهم (ج54 تا ج63 چاپ جديد)
آسمان و جهان, لوح, قلم, عرش, كرسى, پرده هاى حجاب, اثبات حدوث جهان, آسمان ها, ستارگان, سيّارات, جنّ و ملائكه و اقسام آنها, زمين, عناصر, مواليد, معادن, گياهان, جانوران و خواص آنها, صيد و ذبح حيوانات, حلال و حرام آنها, منافع ادويه, ميوه جات, سبزيجات, عقاقير و خواص طبّى آنها, انسان, نفس, روح, تشريح بدن, علم طب, وضع جغرافيايى شهرها, بقعه ها, صحراها, درياها و نقاط مختلف زمين, احكام ظروف از نظر فقه اسلامى, كتاب طبّ النبى و طب الرضا.
* جلد پانزدهم (ج64 تا ج72 چاپ جديد)
در ايمان و كفر و صفات مؤمنين و فضايل ايشان و كفر و اخلاق ناپسند در چهار قسمت:
الف. شرايط ايمان, صفات مؤمنين و فضيلت هاى شيعيان و صفات آنها (ج64 و ج65).
ب. اخلاق شايسته و اسباب نجات انسان (ج66 تا ج68).
ج. اخلاق ناشايست, كفر و شاخه هاى آن (ج69 و ج70).
د. آداب معاشرت (ج71 و 72).
* جلد شانزدهم (ج73چاپ جديد)
در آداب و سنن, زينت ها, تجملات, پاكيزگى و سرمه كشيدن, استعمال عطريات و روغن ها, مسكن, خواب و بيدارى, مسافرت, نواهى و گناهان و حدود آنها.
* جلد هفدهم (ج74 و ج75 چاپ جديد)
اين مجلد در بر گيرنده مواعظ و حكمت هاى خداوند در قرآن كريم و گفتار گهربار پيامبر اكرم و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و رساله مفضل بن عمر به شيعيان و حكايت بلوهر و بوذاسف است.
* جلد هجدهم (ج77 تا ج88 چاپ جديد)
اين جلد در دو بخش است:
الف. در طهارت و مسائل آن.
ب. در صلاة و احكام آن, همراه با رساله (ازاحة العلة) شاذان بن جبرئيل قمى در شناخت قبله و دعاهاى هفته و صلوات مخصوصه و نمازهاى عيد فطر و قربان و آيات و حاجت.
* جلد نوزدهم (ج89 تا ج92 چاپ جديد)
اين جلد نيز در دو بخش تدوين شده است:
الف. فضايل قرآن, آداب و ثواب قرائت آن, اعجاز قرآن و تمام تفسير نعمانى.
ب. ذكر و اقسام آن, دعا و شرايط آن, تعويذات, حرزها, دعاى دردها, ادعيه هفته, ماه و سال و صحيفه ادريس پيامبر ـ عليه السلام.
* جلد بيستم (ج93 تا ج95 چاپ جديد)
در زكات و صدقه, خمس, كتاب روزه و اعمال سال
* جلد بيست ويكم (ج96 و قسمتى از ج97 چاپ جديد)
در اعمال حج و عمره, احوال مدينه, جهاد و مرابطه, امر به معروف و نهى از منكر.
* جلد بيست ودوم (ادامه ج97 تا ج99 چاپ جديد)
در آداب زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و كتاب المزار.
* جلد بيست وسوم (ج100 و بخشى از ج101 چاپ جديد)
در احكام عقود و ايقاعات از: مكاسب, تجارات, دين و قرض, وصيت, ازدواج, طلاق و عتق.
* جلد بيست و چهارم (ادامه ج101چاپ جديد)
در احكام لقطه, ميراث, قصاص و ديات.
* جلد بيست وپنجم (ج102 تا ج107 چاپ جديد)
فهرست مصادر, اجازات, تمام فهرست منتجب الدين رازى, منتخب كتاب (سلافة العصر) سيد على خان شيرازى, اوايل كتاب هاى اجازات سيد بن طاووس, اجازه بزرگ علامه حلّى براى بنى زهره, اجازه شهيد اول و دوم و غير ايشان تا زمان مؤلف بزرگوار ـ رحمةالله عليهم اجمعين.
اينك در اين مقاله, به معرفى كتاب هايى كه پيرامون بحار نگاشته شده است, مى پردازيم. اين كتاب ها اعم از ترجمه ها, تلخيص ها, مستدرك ها, معاجم و فهرست ها, شرح ها و حاشيه هاست و سعى بر آن شده است كه از كتابى فروگذار نشود.
ترتيب كتاب ها بدين قرار است:
الف. تلخيص ها
ب. مستدرك ها
ج. معاجم و فهارس
د. حاشيه ها و تعليق ها
هـ. ترجمه ها
لازم به يادآورى است كه:
در اين نوشتار 130 عنوان كتاب ها اعمّ از چاپى و خطى ـ كه بعضى از آنها در چند مجلّدند ـ معرفى گرديده است.
*
الف. تلخيص ها:
توضيح: جلد 103 چاپ بيروت, فهرست بحارالانوار به خط مبارك علامه مجلسى است كه به همان صورت افست شده است.
الف. تلخيص بحارالانوار:
1. بنادر البحار (تلخيص و ترجمه جلد اول بحار)
سيد علينقى فيض الاسلام اصفهانى (م1406ق)
انتشارات فقيه, تهران, بى تا, وزيرى, 367ص.
2. غوص البحار (تلخيص جلد اول تا چهارم بحار ـ از عقل و علم تا احتجاجات ـ)
رضا معينى اصفهانى, چاپ قم, 1363ش, وزيرى, 440ص.

3. انوارالبحار (تلخيص جلد اول تا پنجم بحار)
ميرزا محمد بن محمد هادى نائينى (فائض)
(نابغه فقه و حديث: ص98).

4. جامع الانوار (تلخيص جلد هفتم بحار)
شيخ محمد تقى بن محمد باقر اصفهانى معروف به آقانجفى (م1332ق), به اهتمام: سيد محمود حسينى تويسركانى, چاپ اصفهان, 1297ق.

5. تلخيص جلد هفتم بحار
آقا رضى بن محمد نصير بن ملاّ عبدالله مجلسى اصفهانى ـ نوه برادر علامه مجلسى ـ
(الذريعة, ج20, ص197).

6. تلخيص جلد هفتم بحار
آقا شيخ حسن ميانجى
الذريعة, ج4, ص423.

7. تلخيص جلد هشتم بحار
شيخ حسن ميانجى
(الذريعة, ج4, ص423).

8. تلخيص جلد يازدهم بحار
محدث بزرگوار حاج شيخ عباس قمى (1294ـ1359ق)
(فوائد الرضويه, ص222).

9. تلخيص جلد سيزدهم بحار
از مؤلفى ناشناخته, نسخه خطى ش 3268 كتابخانه وزيريِ يزد,
فهرست كتابخانه وزيرى, ج , ص.

10. تلخيص جلد چهاردهم بحار (كتاب (السماء والعالم))
شيخ محمد باقر شريعتى اصفهانى (م1408ق), قم, 1406ق. ج1, وزيرى, 492ص. ج2, وزيرى, 472ص. ج3,وزيرى, 480ص.

11. جوامع الحقوق (تلخيص ج16 بحار ـ كتاب العشرة ـ)
آقانجفى اصفهانى: شيخ محمد تقى بن شيخ محمد باقر بن شيخ محمد تقى صاحب (هداية المسترشدين)
(م 11 شعبان 1332ق), چاپ اصفهان, 1297ق

12. تلخيص ربع چهارم جلد هجدهم بحار
ملا محمد حسين بن يحيى نورى ـ از شاگردان علامه مجلسى, با تحقيقات و اضافات ديگر به ويژه در شرح دعاى سمات, تاريخ تأليف: 1127ق
(الذريعة, ج22, ص206)

13. تلخيص جلد نوزدهم بحار (كتاب الدعاء)
ملا محمد تقى نجفى گلپايگانى (م1293ق)
الذريعة, ج20, ص109

14. تلخيص جلد بيست ودوم بحار (كتاب المزار)
اثرِ يكى از دانشمندان گرگان
(الذريعة, ج20, ص208)

15. تلخيص بحارالانوار
شهيد ميرزا ابراهيم بن حسين بن على بن عبدالغفار دنبلى خويى (1247ـ 1325ق)
نسخه خطى ش278 كتابخانه مرحوم آيت اللّه مرعشى ـ قم
(فهرست كتابخانه مرعشى, ج1, ص306).

16. تلخيص بحارالانوار
ميرزا محمد صادق شيرازى (م1349ق) ـ شاگرد آخوند خراسانى و استاد اجازه آيت اللّه نجفى مرعشى ـ مؤلف در اين كتاب مكررات و اخبارى را كه عقل هاى مردم تحمّل آن را ندارند, حذف كرده است.
(الذريعه, ج4, ص421)

17. حديقة الازهار فى تلخيص البحار
ميرزا محمد بن عبدالنبى نيشابورى ـ اخبارى مقتول ـ (م1232ق)
(الذريعة, ج6, ص380)

18. درر البحار (منتخب بحارالانوار)
ملا محمد تقى بن محمد نورى
نسخه خطى ش66596 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, تاريخ نگارش: 1272ق
(فهرست كتابخانه مجلس, ج15, ص214).
19. سفنن النجاة (سفر النجاة) فى احوال السادة الهداة,
شيخ غلامحسين نجف آبادى اصفهانى روضه خوان (م1345ق)
اين كتاب در 14 جلد ـ ويژه حضرات معصومين عليهم السلام ـ و تلخيص بحار بوده است.
ج5: سفينه النجاة (زندگانى امام حسين عليه السلام), در 2جلد
ج14: الشمس الطالعة فى ظهور صاحب الانوار الساطعة ـ زندگانى امام عصر عليه السلام ـ
(الذريعة, ج12, ص192 و202, ج14, ص223).

20. شرح نهج البلاغه المقتطف من بحارالانوار
تنظيم: على انصاريان, تصحيح: مرتضى حاجعلى فرد, تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1408ق, 3ج, وزيرى: 522ص (خطبه ها)«576ص (خطبه ها)«597ص (نامه ها و حكمتها)

21. كشف الاسرار و هو الموذجة من بحارالانوار
(در عجايب مخلوقات و سودها و زيان هاى آنان)
شيخ محمد تقى آقا نجفى اصفهانى (م1322ق)

22. منتخب بحارالانوار
ملا محمد صادق بن محمد زمان كاشانى اصفهانى (ق12هـ)
در اين كتاب آيات و اسناد احاديث و برخى از روايات حذف و بيانات علامه مجلسى مختصر شده و آنچه را كه اهميت بيشترى داشته, نقل شده است.
پايان تاليف: 1130ق.
نسخه خطى ش2364 كتابخانه آيت اللّه نجفى ـ قم
(فهرست كتابخانه مرعشى, ج6, ص341).

23. منتخب بحارالانوار الجامع لماورد من الاخبار الخاصة بآثار الاخيار
مولى محمد هادى بن مرتضى بن محمد مؤمن بن شاه مرتضى ـ نوه برادر محدث فيض كاشانى ـ
وى در زمان زندگانى علامه مجلسى آنرا انتخاب نموده و مكررات و اسانيد و بسيارى از بيان هاى بحار را اسقاط كرده و در يك مقدمه (در دو بخش) و دوازده كتاب, آن را تدوين نموده است. برخى مجلدات آن در كتابخانه مدرسه سپهسالار (شهيد مطهرى) موجود است.
(فهرست كتابخانه مدرسه سپهسالار, ج1, ص316 و الذريعة, ج22, ص376).

24. نورالانوار= دررالبحار
ملا نورالدين اخبارى: محمد بن مرتضى بن محمد مؤمن بن شاه مرتضى ـ نوه برادر ملا محسن فيض كاشانى ـ (زنده در 1115ق)
اين كتاب در سه جلد بوده است:
ج1: ابواب عقل و جهل تا آخر معاد
نسخه خطى ش3104 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى
ج2: مناقب پنج تن تا آخر رجعت
نسخه خطى كتابخانه حسينيه شوشتريها ـ نجف
ج3: در امامت
چاپ تهران, 1301ق
(الذريعة, ج8, ص119).

25. وجيزة البحار= جواهر اخبار الانوار فى مناقب الائمة الاطهار عليهم السلام
ملا محمد بن على اصغر قاينى
در اين كتاب تنها اسناد احاديث حذف و ترتيب بحار مراعات شده است.
نسخه خطى آن ـ مورّخ 1258ق ـ به ش2028 در كتابخانه مرحوم آيت اللّه نجفى موجود است.
(فهرست كتابخانه مرعشى, ج6, ص35).

26. شمائل على عليه السلام فى القرآن و السّنة (المستخرج من بحارالانوار)
شيخ طالب سنجرى,چاپ بيروت, 1414ق/ 1994م.

27. معارك الاسلام الكبرى

28. السيرة النبوية ـ صلى اللّه عليه وآله ـ

29. السيرة العلوية ـ عليه السلام ـ
اين سه كتاب نيز نگاشته نويسنده فوق بوده و در بيروت, به زودى به چاپ مى رسد.

ب. مستدركات بحار:
1. جنّة المأوى فى من فاز بلقاء الحجة و معجزاته فى الغيبة الكبرى
حاج ميرزا حسين نورى طبرسى (م1320ق) صاحب (مستدرك الوسائل), اين كتاب مستدرك جلد13 بحار و شامل 51 حكايت مى باشد.
تاريخ تاليف: 1302ق, چاپ دوم, تهران, 1333ق (تصحيح: ميرزا موسى تهرانى)
2. دارالسلام فى من فاز بسلام الامام
شيخ محمود ميثمى عراقى (م ح 1310ق) صاحب (قوامع, جوامع و لوامع) اين كتاب مستدرك باب (من رأى الحجة(ع)) جلد سيزدهم بحار است.
تهران, اسلاميه, 1374ق, وزيرى, 565ص.
3. معالم العبر فى استدراك البحار السابع عشر
محدث نورى: حاج ميرزا حسين طبرسى مازندرانى (م27 جمادى الثانى 1320ق)
تاريخ تاليف: 1296ق
تصحيح: حاج ميرزا محمد ارباب قمى (1273ـ1341ق) ايشان يكى از علماى بزرگ و محدثين مشهور بود و دوره بحارالانوار ـ چاپ امين الضرب ـ را به دقت تصحيح نمود.
تهران, 1303ق (همراه با جلد 17 بحار چاپ كمپانى), رحلى, سنگى, 177ص (خط نسخ زين العابدين قمى)
4. مستدرك مزار البحار (جلد بيست و دوم)
حاج ميرزا حسين نورى مازندرانى (متوفى 27 جمادى الثانى 1320ق)
(الذريعة, ج21, ص5).
5. مستدرك اجازات بحار (جلد بيست وپنجم)
ميرزا محمد بن رجبعلى عسكرى تهرانى (1281ـ1371ق)
اين كتاب در شش مجلد بزرگ تدوين شده است.
(الذريعة, ج21, ص4).
6. رياض الابرار (مستدرك اجازات بحار)
سيد محمد على روضاتى اصفهانى
اين كتاب در بر گيرنده اجازات علما و مستدرك جلد 25 بحار است.
7. مستدرك بحارالانوار
ميرزا محمد عسكرى تهرانى (1281ـ1371ق)
ايشان بسيارى از مجلدات و ابواب گوناگون بحار را استدراك نموده است.
(الذريعة, ج21, ص4).
8. مستدرك البحار
آيت اللّه سيد محمد حجت كوهكمرى (1310ـ1372ق)
(مستدرك اعيان الشيعه, ج1, ص155).
9. حدايق العارفين
ملا فضلعلى تبريزى ايروانى ـ صفا ـ (1278ـ1339ق)
ج1: در عقل و جهل
ج2: در علم و جهد
چاپ 1324ق
اين كتاب مستدرك بحار با استفاده از كتب اربعه (كافى, فقيه, تهذيب و استبصار) و كتابهاى: وافى, وسائل و مستدرك الوسائل است.
(الذريعة, ج6, ص289).
10. الشافى الجامع بين البحار والوافى= الشفافى اخبار آل المصطفى(ص)
ملاّ محمد رضا بن عبدالمطلب تبريزى ـ قاضى عسكر سلطان ـ از شاگردان شيخ مهدى فتونى عاملى
تاريخ تاليف: 1178هـ.ق
مؤلف در ابتداى هر حديث صفت خبر, و پس از ذكر راوى خبر حال او را نيز معلوم مى نمايد. اين كتاب در هفت جلد بزرگ بوده و جلد هشتم آن ناتمام بوده و شيخ عبدالنبى قزوينى صاحب (تتميم امل الآمل) بر آن تقريظى در 60 سطر نگاشته است.
(الذريعة, ج13, ص7 و ج14, ص199ـ200).
11. عوالم العلوم والمعارف والاحوال من الآيات والاخبار والاقوال
شيخ عبدالله بن نورالله بحرانى اصفهانى ـ از افاضل شاگردان علامه مجلسى ـ
اين كتاب ترتيب و تنقيح و تتميم (بحارالانوار) است.
عوالم ـ حديث الغدير ـ, ص30 (چاپ 1413ق, قم)
12. مستدرك الوافى
ملا محمد هادى بن شاه مرتضى بن محمد مؤمن كاشانى ـ نوه برادر ملا محسن فيض ـ در آن تمام اخبارى را كه در وافى نبوده, تنها با استفاده از بحار استدراك كرده است و از آنجا كه وافى منحصر بر كتب اربعه و بحار مشتمل بر اخبار غير كتب اربعه است, در حقيقت اين كتاب مستدرك بحار نيز شمرده مى شود.
(الذريعة, ج21, ص6 ـ7).

ج. معاجم و فهارس بحار:
1. التطبيق بين السفينة والبحار بالطبعة الجديدة
سيد جواد مصطفوى (م1409ق)
مشهد, آستان قدس رضوى, 1403ق/ 1361ش
وزيرى, 300ص
2. دررالاخبار فى فهرس بحارالانوار
سيد مهدى حجازى اصفهانى
ر.ك: معجم رجال الافكر والادب, ص130.
3. دليل الآيات واسماء السور فى احاديث بحارالانوار
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى
قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1412ق
وزيرى, 304ص.
4. سفينة البحار و مدينة الحكم والآثار
حاج شيخ عباس محدث قمى (1290 يا 1294 ـ 13ذى الحجة 1359ش) از بزرگان شاگردان محدث نورى صاحب (مستدرك)
وزيرى, سنگى (نسخ, به خط احمد نجفى زنجانى), 2ج: 736 (أـش)« 741 (ص ـ ى)
تهران, انتشارات عابدى, بى تا
(جلد اول اين كتاب در دو جلد وسيله محمد باقر ساعدى خراسانى به فارسى ترجمه و توسط انتشارات اسلاميه منتشر گرديده است. نيز كتابى به نام (متاع السفينة) از الهى طالخونچه اى به چاپ رسيده, كه منتخبى از مطالب سفينه است).
اين كتاب براى چندمين بار, با تصحيح و اضافات و تطبيق بحارالانوار چاپ كمپانى و چاپ انتشارات اسلاميه تهران, به همت انتشارات اسوه (وابسته به سازمان اوقاف و امور خيريه) در 8 جلد, به سال 1374ش منتشر شد. امّا پس از چندى, مقالتى با نام (كشتى شكسته) به قلم آقاى على محمد علوى, در نقدِ تصحيح آن, در مجله آينه پژوهش ش41 (دى 1375ش), ص48ـ 58 نگاشته شد و مواردى از اغلاط, تصحيف واژه ها, اشتباه در آدرس ها, كاستى ها و افتادگى ها, لغزش ها در تحقيق و تصحيح, اشتباهات در نام كتاب ها و رجال, افزونى هاى نابجا, اشتباهات رسم الخطى, دگرگونى ها, خطاهاى اعرابگزارى و تصرف هاى نابجا را برنمود.
اينها باعث شد تا بار ديگر, بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى به اشراف آقاى على اكبر الهى خراسانى به تحقيق اين كتاب دست زند.
در اين تحقيق, كتاب سفينة البحار با نسخه مؤلف تطبيق و مقابله گشته و حواشى وى ـ كه پس از چاپ كتاب در حاشيه آن نگاشته بود ـ در اين چاپ اضافه شده و مطالب سفينه با بحار چاپ كمپانى و چاپ بيروت و منابع اصلى آن تطبيق گشته و همراه با مزاياى فراوان 2جلد آن ـ تاكنون به چاپ رسيده است. (جلد اول [ا ـ ح]: 850« جلد دوم [خ ـ س]: 950ص) اين كتاب در سال 1376ش, به عنوان كتاب سال برگزيده شد.
5. فهرست احاديث بحار
با تعيين مآخذ آنها از كتب حديث
ر.ك: بحار (چاپ جديد), المدخل,ص17.
6. موضوعات الاخبار من كتاب سفينةالبحار سيد مهدى شمس الدين
وى در اين كتاب موضوعات كتاب سفينه را بر حسب حروف الفبا مرتب گردانيده است.
دارالنشر اسلام, قم, 1371ش
وزيرى, 128ص.
7. فهرست بحارالانوار
علامه مولى محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على مجلسى اصفهانى
(رمضان 1037ـ27 رمضان 1410ق)
اين كتاب از پايه هاى اصليِ بناى عظيم بحار بوده كه در 1070ق تاليف شده و فهرستى از احاديث كتب دهگانه اخبار شامل: 1. خصال 2. عيون اخبار الرضا(ع) 3. علل الشرايع 4. معانى الاخبار 5. توحيد 6. امالى (شيخ صدوق) 7. احتجاج (احمد بن على طبرسى) 8. قرب الاسناد (ابوجعفر حميرى) 9. تفسير (على بن ابراهيم قمى) 10. امالى (شيخ طوسى) است.اين فهرست در جلد 106 بحار, به خط علامه مندرج است.
ر.ك: الذريعة, ج16, ص377ـ 388.
8. فهرست برخى مضامين بحار
از مؤلفى ناشناخته
ر.ك: بحار, المدخل, ص17.
9. مستدركات علم رجال الحديث
علامه حاج شيخ على نمازى شاهرودى (1332ـ 1405ق)
وى در اين كتاب نام أعلامى را كه در بحار به شكلى خاص مورد بحث و گفتگو قرار گرفته اند, برحسب حروف الفبا مرتب گردانيده و جاى آنها را در كتابهاى ديگر رجالى نشان داده و رجالى را كه در بحار و ديگر كتب رجالى ياد نشده, نيز ذكر نموده است.
حسينيه عمادزاده, اصفهان, 1412ق, وزيرى, 10 جلد.
10. فهرست الكتب المأخوذ منها البحار
سيد محمد بن احمد حسينى لاهيجى
تاريخ تاليف: 1127ق
در 27 باب (به عدد حروف الفبا غير از (ظ)) كه مؤلف پس از ذكر نام هر كتاب اجمالى از شرح حال مؤلف نيز مى آورد.
نسخه خطى آن ضمن مجموعه ش635 كتابخانه مرحوم آيت اللّه مرعشى ـ قم موجود است.
(فهرست كتابخانه مرعشى, ج18, ص46).
11. مستدرك سفينةالبحار
حاج شيخ على نمازى شاهرودى (1332ـ 1405ق)
تهران, بنياد بعثت,وزيرى, حروفى, 10جلد.
12. فهرست ابواب مجلدات (مستدرك الوافى)
حاج محمد امين
تاريخ تأليف: 1183ق
ر.ك: الذريعة 21, ص7.
13. كشف الرموز كتاب المزار (جلد بيست ودوم بحار)
صادق بن حاج مسيح
تاريخ تأليف: 1247ق
ر.ك: فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى, ج5, ص34.
14. مصابيح الانوار فى فهرس ابواب جميع مجلدات (بحارالانوار)
ميرزا محمد عسكرى تهرانى صاحب مستدرك البحار (1281ـ1371ق)
(مؤلف پس از تنظيم اين فهرست, به فكر مى افتد تا براى جميع ابواب بحار نيز استدراك تدوين نمايد.)
ر.ك: الذريعة, ج21, ص86.
15. معجم احاديث الشيعة
سيد محمد حسين حسينى جلالى
در اين كتاب احاديث (بحارالانوار) و (وسائل الشيعة) و (مستدرك الوسائل) طبق حروف تهجّى ذكر شده است.
ر.ك: الذريعة, ج21, ص217.
16. المعجم المفهرس لالفاظ احاديث البحار
اشراف: على رضا برازش, تهران, خانه كتاب ايران, 1373ش/1415ق, رحلى, 30 جلد (22800 صفحه).
بر اين كتاب نقدى در مجله آينه پژوهش, ش28 (دى 1373), ص8 ـ 16 به قلم آقاى عبدالله ابراهيمى به چاپ رسيده و موارد كمى و كاستى و خطاهاى آن روشن شده است.
17. المعجم المفهرس لالفاظ احاديث البحار
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم
مقدمه: احمد عابدى و محمد على مهدوى راد
رحلى, 14 جلد
چاپ اين كتاب از سال 1372 تا سال 1376ش به طول انجاميد و در ـ حدود ـ 12000 صفحه به چاپ رسيده است.
در اين مركز تقريبا يك ميليون و ششصد هزار فيش از بحار تهيه گرديده است كه علاوه بر الفاظ احاديث شامل:
18. آياتى كه در بحار تفسير گرديده اند (كه بنام (دليل الآيات المفسّرة فى احاديث البحار) به چاپ رسيده است).
19. احاديثى كه بر مبناى عددى خاص وارد شده اند (كارى است شبيه (خصال) صدوق و (المواعظ العددية)).
20. اشعار بحار كه مورد انشاء و انشاد ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ قرار گرفته اند.
21. أعلام بحار كه شامل اسماء امكنه, رجال و قبائل (كه در ضمن اقوال و سيره ائمه طاهرين مطرح شده اند) است.
22. بحارالانوار فى تفسير المأثور بالقرآن
تنظيم: كاظم مرادخانى (م1404ق), تهران, مؤسسه طور, 1411ق. وزيرى, 2ج: 1340ص
(اين كتاب معجم آيات بحارالانوار است).
23. المعجم المفهرس لالفاظ عناوين ابواب بحارالانوار
كاظم مرادخانى (1363ـ1404هـ.ق)
انتشارات طور, تهران, 1365ش. رقعى, حروفى, 360ص.
و نيز همو:
24. معجم ابواب بحارالانوار, را در 2 جلد به نگارش درآورده است, كه از چاپ آن اطلاعى نداريم.
25. مفتاح الابواب
شيخ جواد روضه خوان اصفهانى
(تنظيم و تطبيق: سيد محمود دهسرخى اصفهانى, چاپ قم, 1410ق), جيبى, سنگى, 223ص.
چاپخانه علمى, تهران, 1352ق (به كوشش حاج ميرزا احمد فرهومند)
26. هداية الاخيار الى فهرس بحارالانوار
سيد هدايت الله مسترحمى اصفهانى
مؤسسة الوفاء, بيروت,وزيرى, حروفى, 3ج: 405«259«428ص
(اين فهرست در ضمن مجلدات 108, 109, 110 بحارالانوار آمده است).
27. الترتيب الموضوعى لآيات القرآن الكريم (المستخرج من بحارالانوار)
محمد جعفر امامى شيرازى
مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1375ش.
28.فهارس بحارالانوار
مركز الدراسات والبحوث العلمية
اشراف: سيد محسن خاتمى
مؤسسة البلاغ, بيروت, 1412ق. وزيرى, 10جلد.
اين فهرست مشتمل بر: آيات, اماكن, مصادر, كتب, اشعار, اقوام, اعلام و رجال سند است.
(مجلد تراثنا, ش29, ص259ـ260).

د. حواشى بحار:
(مقصود از حواشى اعمّ از حاشيه و تعليقه است.)
1. حاشيه بر جلد دهم بحار
مولى محمد مهدى حجّار (م قبل از 1295ق)
مدرس سطوح در مدرسه مروى ـ تهران
ر.ك: الذريعه, ج6, ص27.
2. حاشيه بر جلد بيست ودوم بحار
سيد شمس الدين محمود بن سيد على حكيم باشى حسينى طباطبائى تبريزى (1270ـ 1338ق)
والد مرحوم آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (قده)
ر.ك: اعيان الشيعه, ج10, ص107.
3. حاشيه بر مجلّدات مختلف بحارالانوار
سيد عبدالحسين موسوى نجفى لارى (1264ـ1342ق)
مجله پيام حوزه, ش16 (زمستان 1376ش), ص10 و25
4. حاشيه و تحقيق بحارالانوار
سيد ميرزا محمد باقر مدرس رضوى (1270ـ1342ق)
مرحوم مدرس, دوره كتاب بحارالانوار را با اغلب منابع آن مقابله و با مركّب قرمز تصحيح و اختلاف نسخه ها را در حاشيه ثبت نموده است.
مجله نگاه حوزه, ش33 (آذرماه 1376ش), ص22
5. حاشيه بر بحارالانوار
آيت اللّه سيد عبدالاعلى سبزوارى (1328ـ1414ق), از مراجع تقليد نجف اشرف و از شاگردان آيات عظام: نائينى و اصفهانى و آقا ضياء عراقى.
ر.ك: گنجينه دانشمندان, ج7, ص283.
6. حاشيه بر بحارالانوار
سيد محمد حسين طباطبايى (1321ـ 18 محرم 1402ق) صاحب تفسير الميزان از شاگردان حضرات: نائينى, كمپانى, سيد ابوالحسن اصفهانى.
7. حاشيه بر بحارالانوار
عبدالرحيم ربانى شيرازى (م1402ق) از شاگردان آيت اللّه بروجردى و امام خمينى. او بر كتاب (وسائل الشيعة) نيز تعليقات و حواشى نگاشته و بر چاپ جديد بحار نيز مقدمه اى در 242 صفحه نوشته است.
8. حاشيه بر بحارالانوار
محمد باقر بهبودى (متولد: 1308ش)
ـ وى بيش از هفت هزار صفحه بر چاپ جديد بحارالانوار (در 110 جلد) تعليقه و حاشيه نگاشته است.

هـ. ترجمه هاى بحار:
1. جلد اوّل
1. ترجمه يكى از علماء هندوستان براى شاهزاده سلطان محمد بلند اختر.
شيخ آقا بزرگ در كتابخانه سيد محمد مهدى صدر نسخه خطى آن را ديده است.
ر.ك: الذريعة, ج3, ص18.
(در آن گويد: ظاهراً او سلطان محمد بن محمد شاه هندى (م1191ق) روشن اختر فرزند جهان شاه خجسته اختر مى باشد).
2. عين اليقين
حاج شيخ محمدتقى آقا نجفى اصفهانى (م1332ق)
تهران, 1275 و 1297ق
ر.ك: الذريعة, ج15, ص373.
3. كشف الاسرار
سيد اسماعيل موسوى زنجانى
ر.ك: الذريعة, ج18, ص3.

2. جلد دوم
1. ترجمه يكى از دانشمندان هند براى سلطان محمد بلند اختر
نسخه خطى آن را علامه تهرانى در كتابخانه سيد محمد مهدى صدر ديده است.
ر.ك: الذريعة, ج3, ص18 و ج4, ص82.
2. جامع المعارف
شيخ محمد تقى آقانجفى اصفهانى (م 11شعبان 1332ق)
تبريز, 1300ق
ر.ك: الذريعة, ج5, ص70, فهرست كتابهاى چاپى فارسى, ج2, ص1503.
3. ترجمه رساله اهليلجة
وسيله يكى از دانشمندان متأخر
علامه تهرانى در كتابخانه شيخ محمد سلطان المتكلمين, نسخه خطى آن را ديده است. مؤلف احاديثى در توحيد از ائمه اطهار بدان منضمّ نموده است.
ر.ك: الذريعة, ج4, ص82.
4. ترجمه رساله اهليلجة
ميرزا محمد رضا كلباسى اصفهانى صاحب (انيس الليل فى شرح دعاء الكميل)
ر.ك: الذريعة, ج4,ص83.
5. ترجمه توحيد مفضّل
علامه مولى محمد باقر بن محمد تقى مجلسى اصفهانى (رمضان 1037ـ 27 رمضان 1110ق)
چاپ ايران, 1287ق
ر.ك: الذريعة 4/91
6. ترجمه توحيد مفضل
ملا محمد طاهر قمى (م 1098ق) از اساتيد اجازه علامه مجلسى صاحب (شرح تهذيب) و (تحفة الاخيار) و (حكمة العارفين) و…
(با تحقيق محدث ارموى به انضمام پنج رساله ديگر بنام (شش رساله) چاپ گرديده است).
7. راه خداشناسى يا خلاصه توحيد مفضّل (با تصاوير)
على اصغر فقيهى
قم, كتابفروشى علامه, 1341ش (چاپ پنجم) رقعى, 95ص
8. توحيدنامه= ترجمه توحيد مفضل به نظم فارسى
شيخ اسماعيل ارومى تبريزى مسئله گو (تائب)
(الذريعة, ج4, ص488).

* جلد ششم:
1. ترجمه يكى از دانشمندان ناشناخته
نسخه خطى آن نزد مرحوم حاج حبيب الله محسنى (م1360ق) ـ عموى علامه شيخ آقابزرگ تهرانى ـ بوده است.
(الذريعة, ج3, ص19 و ج4, ص107)
* جلد هفتم
1. ترجمه جلد هفتم بحار (امامت)
موسى خسروى
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1357ـ1360ش, وزيرى, 5ج (1450ص).

* جلد هشتم
1. ترجمه سيد محمد على موسوى شمس آبادى اصفهانى (ح1220ـ 1288ق)
(دانشمندان و بزرگان اصفهان, ص450; تحفةالابرار, ج2, ص530.
2. ترجمه مولى محمد نصير بن مولى عبدالله مجلسى (برادرزاده علامه مجلسى)
الذريعة, ج3, ص20 و ج4, ص92
3. مجارى الانهار
ميرزا محمد مهدى بن محمد شفيع مازندرانى استرابادى (م1259ق)
سيد اعجاز حسين در (كشف الحجب) مى نويسد:
چون نسخه صحيحى از بحار نزد وى نبوده, لذا دچار خطاهايى شده و در برخى موارد تاويلات نابجايى نموده است.
(الذريعة, ج19, ص350).
4. ترجمه از مترجمى ناشناخته
نسخه خطى ناقصى از آن در كتابخانه آيت اللّه گلپايگانى به ش449 موجود است.
(فهرست كتابخانه گلپايگانى, ج2, ص30).
* جلد نهم
1. ترجمه آقا رضى بن ملاّ محمد نصير بن مولى عبدالله مجلسى اصفهانى
(الذريعة, ج4, ص88).
2. كشف الانوار فى فضائل سيد الابرار
شيخ محمد تقى آقانجفى اصفهانى (م1332ق)
چاپ تهران, 1259ق
(الذريعة, ج18, ص21).
* جلد دهم
1. ترجمه مفتى مير محمد عباس لكهنوى جزايرى (1224ـ1306ق)
(الذريعة, ج4, ص115).
2. ترجمه ميرزا محمد على مازندرانى شمس آبادى اصفهانى (1220ـ 1288ق)
(الذريعة, ج4, ص115 و تحفةالابرار, ج2, ص530)
3. مصائب امام سوم ـ عليه السلام ـ
تلخيص و ترجمه دانشمندى ناشناس از جلد دهم بحار
نسخه خطى آن ضمن مجموعه ش3059 كتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود است.
4. محن الابرار در ترجمه مقتل بحارالانوار
شيخ محمد حسن هشترودى تبريزى (م1304ق)
تاريخ تأليف: 1292ق. چاپ تهران, 1295ق.
(الذريعة, ج20, ص160).
5. ترجمه جلد دهم بحارالانوار: قسم اول
(تاريخ زندگانى حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ)
محمد جواد نجفى
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1354ش, وزيرى, 411ص.
6. ترجمه جلد دهم بحارالانوار: قسم دوم
(زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ـ عليه السلام ـ)
محمد جواد نجفى
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1355ش. وزيرى, 453ص.
7. ترجمه جلد دهم بحارالانوار: قسم سوم
(زندگانى حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ)
محمد جواد نجفى
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1355ش/ 1396ق. وزيرى, 402ص.
8. منظور الائمة
(ترجمه و تفسير جلد دهم بحار به نظم و نثر)
حاج ميرزا احمد منظور خوانسارى اصفهانى
اين كتاب در 4 جلد تنظيم شده كه مؤلف آن را به نام (عمدة المصائب و زبدة النوائب) تلخيص نموده و در 1310ق با تقريظ آقانجفى اصفهانى و ملا محمد حسين كرمانى, در دو جلد به چاپ رسانيده است.
(الذريعة, ج23, ص81).
9. ترجمه به زبان اردو
سيد حامد حسين فيض آبادى جنفورى
در 3جلد:
الف. مجالس الابرار (زندگانى حضرت زهرا)
تقريظ: سيد ابوصاحب رضوى كشميرى
چاپ هند, 1311ق
(الذريعة, ج19, ص357).
ب. محاسن الابرار (زندگانى امام مجتبى ـ عليه السلام ـ)
چاپ هند, 1316ق
(الذريعة, ج20, ص125).
ج. مصائب الابرار (زندگانى امام حسين ـ عليه السلام ـ)
چاپ هند
(الذريعة, ج21, ص73).
10. ترجمه به زبان اردو
سيد طيب موسوى جزايرى
در 3جلد:
1. سوانح الزهراء
2. سوانح كربلا
3. سوانح شام
(مستدرك اعيان الشيعه, ج1, ص299).
11. مصائب الابرار
(ترجمه جلد دهم بحار به زبان اردو)
حكيم سيد حسين گريان لكهنوى
چاپ هند
(الذريعة, ج21, ص74).
* جلد يازدهم
1. ترجمه جلد يازدهم بحارالانوار ـ قسم اول
(زندگانى امام سجاد و امام باقر ـ عليهما السلام ـ)
موسى خسروى, تهران, اسلاميه, 1355ش/ 1396ق. وزيرى, 267ص.
2. ترجمه جلد يازدهم بحارالانوار ـ قسم دوم
(زندگانى امام صادق ـ عليه السلام ـ)
موسى خسروى, تهران, اسلاميه, 1355ش
3. ترجمه جلد يازدهم بحارالانوار
(زندگانى امام كاظم عليه السلام)
موسى خسروى, تهران, اسلاميه, 1355ش
وزيرى, 300ص.
* ترجمه جلد دوازدهم
1. ترجمه جلد 12 بحارالانوار ـ قسم اول
(زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ)
موسى خسروى, تهران, اسلاميه, 1356ش/ 1398ق.
وزيرى, 306ص
2. ترجمه جلد 12 بحارالانوار ـ قسم دوم
(زندگانى امام جواد و عسكريين ـ عليهم السلام ـ)
موسى خسروى, تهران, اسلاميه, 1356ش/ 1398ق.
وزيرى, 300ص
3. ترجمه حياةالرضا ـ عليه السلام ـ
سيد اسماعيل موسوى زنجانى
(ترجمه و تلخيص جلد12 بحار بوده, كه به نام احتشام السلطنه نگارش يافته است)
(الذريعة, ج18, ص13).
نسخه خطى آن به ش552 در كتابخانه مجلس موجود بوده و تاريخ نگارش آن 1309ق است.
* جلد سيزدهم
1. ترجمه يكى از دانشمندان هند به درخواست (پادشاه بيگم) همسر سلطان نصيرالدين حيدر
(الذريعة, ج4, ص92).
2. ترجمه جلد سيزدهم بحار
ميرزا على اكبر ارومى
(الذريعة, ج4, ص92).
3. كتاب الغيبة
شيخ حسن بن محمد ولى ارومى (ق13هـ)
(آن را براى محمد شاه قاجار ترجمه كرده است).
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1361ش. وزيرى, 838ص.
4. مهدى موعود
(ترجه جلد سيزدهم بحار)
ترجمه, مقدمه, پاورقى و فهارس از: على دوانى
چاپ بيستم, تهران, دارالكتب الاسلامية, 1361ش. وزيرى, 1263ص.
(اين كتاب بهترين ترجمه جلد سيزدهم است).
*
6 و5. (بغية الطالب فى من رأى الامام الغائب) از حاج شيخ محمد باقر بيرجندى (1276ـ1352ق) و (العبقرى الحسان فى تواريخ صاحب الزمان) از حاج شيخ على اكبر نهاوندى (م1367ق) ـ هر دو به فارسى ـ ترجمه و مستدرك جلد سيزده بحار محسوب مى شوند.
* جلد چهاردهم:
1. آسمان و جهان
(ترجمه كتاب (السماء والعالم) بحار)
محمد باقر كمره اى (1320ـ1416ق)
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1351ش. وزيرى, 10ج: 3000ص.
2. ترجمه جلد چهاردهم بحار
مرحوم آقانجفى اصفهانى (م1332ق)
(الذريعة, ج3, ص22).
3. نجم العلوم فى معرفة النجوم
(ترجمه دو باب از كتاب (السماء والعالم))
سيد محمد مرتضى حسينى جنفورى (م1333ق)
(الذريعة, ج24, ص70).
4. ترجمه جلد56 بحارالانوار
(قسمتى از (السماء و العالم))
نفيسه فياض بخش
* جلد پانزدهم:
1. بحر المعارف والانوار فى ترجمة المجلد الخامس عشر من كتب البحار (فى الايمان والكفر)
آقانجفى اصفهانى شيخ محمد تقى بن شيخ محمد باقر بن شيخ محمد تقى (صاحب (هداية المسترشدين))
چاپ اصفهان, 1296ق. رحلى, 187ص (به خط حسين بن ابى القاسم)
2. اخلاق اسلامى
(ترجمه قسمت دوم جلد 15 بحار)
محمد باقر كمره اى (1320ـ1416ق)
تهران, كتابخانه مسجد ولى عصر, 1354ش
وزيرى, 312ص
3. ترجمه جلد پانزدهم بحارالانوار
مترجم: عزيزالله عطاردى قوچانى
4. ترجمه بحارالانوار
(ترجمه قسمت چهارم ج15 بحار)
سيد ابوالحسن موسوى همدانى
مقدمه: سيد احمد ميرخانى (م1415ق)
تهران, كتابخانه مسجد ولى عصر, 1364ش
وزيرى, 406ص
5. شيعه در پيشگاه قرآن و اهلبيت ـ عليهم السلام ـ
(ترجمه قسمتى از ج15 بحار)
مترجم: على تهرانى, تهران, كتابخانه ولى عصر, 1356ش.
وزيرى, 535ص
* جلد شانزدهم
1. ترجمه جلد شانزدهم بحار
محمد باقر كمره اى (1320ـ1416هـ.ق)
تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1365ش
ج1 (آداب معاشرت): 372ص
ج2 (آداب و سنن): 250ص
* جلد هفدهم
1. جواهر المواعظ
سيد محمد هاشم يزدى طباطبايى
چاپ اصفهان
2. حقايق الاسرار فى ترجمة سابع عشر البحار
شيخ محمد تقى آقا نجفى اصفهانى (م 1332ق)
شيراز, چاپخانه نور, 1330ش. رقعى, 130ص (بدون حكايت بلوهر و بوذاسف)
(علامه تهرانى در الذريعة, ج7, ص29, نام آن را (حقايق الاسرار) مى نويسد, اما در نسخه چاپى اشاره اى به اين نام نشده و حقايق الاسرار را در شرح زيارت جامعه از همو دانسته كه در 1296ق به چاپ رسيده است).
3. درج گهر (درياى نور)
در وصاياى حضرت پيغمبر ـ صلى الله عليه وآله ـ به ابوذر ـ رضوان الله عليه ـ
حاج شيخ محمد على انصارى قمى (1329ـ 7 صفر 1405ق)
چاپ بيستم: قم, 1404ق. وزيرى,170ص.
مترجم محترم ابتدا احاديث را به فارسى ترجمه كرده و سپس آنها را به نظم در آورده است. تعداد ابيات كتاب در حدود سه هزار شعر و بر وزن منظومه (خسرو شيرين) نظامى است.
مترجم از نظم آن در (هزار و سيصد و شصت و يكم سال, ز هجرت رفته اندر ماه شوّال) فارغ گشته و نخستين بار در 1362ق به چاپ رسيده است.
(الذريعة, ج8, ص148, گنجينه دانشمندان, ج2, ص341)
نيز برادر بزرگوارش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ مرتضى انصارى (1323ـ1392ق) ـ كه محدّثى مشهور و واعظى كم نظير و معروف بود ـ بيش از سى هزار حديث از احاديث بحار را در حفظ داشت و گلچينى از احاديث آن را در چهار دفتر قطور نگاشته و مخطوط مانده است.
(گنجينه دانشمندان, ج2, ص339ـ340 و آثار الحجة, ج2, ص144 و رجال قم, ص158).
4. ترجمه جلد هفدهم بحار (كتاب الروضة)
سيد عبدالحسين رضايى, تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1358ش. وزيرى, 444ص.
5. ترجمه جلد هفدهم بحار
(در مواعظ امامان ـ عليهم السلام ـ)
موسى خسروى, تهران, كتابفروشى اسلاميه, 1362ش. وزيرى, 407ص.
6. ترجمه قصّه (بلوهر و بوذاسف)
علامه محمد باقر مجلسى اصفهانى (1037ـ1110ق)
اين ترجمه در (عين الحياة) ص276ـ341 نقل شده است.
(همين ترجمه را سيد قريش بن محمد قزوينى حسينى (م1260ق) در (حيات الابرار) نقل كرده است).
7. ترجمه سيد عليرضا ريحان الله يزدى
چاپ تهران, 1355ق
(الذريعة, ج17, ص270).
8. ترجمه, تحقيق و بررسى: سيد ابوطالب مير عابدينى
تهران, انتشارات اميركبير, 1366ش. رقعى, 144ص.
9. تهذيب حكايت (بلوهر و بوذاسف)
علامه سيد محسن امين عاملى (م 1371ق) صاحب (اعيان الشيعه)
(الذريعة, ج4, ص515).
(در جلد17, ص97 از آن به (قصه كسرى و بهرام) ياد مى شود)
10. ترجمه حاج غلامعلى بها و نگرى هندى (م ح 1367ق) به گجراتى
(الذريعة, ج3, ص149).
11. ترجمه محمد ثقلين كاظمى ـ به اردو
مقدمه: سيد حسين عارف نقوى, چاپ پاكستان, تذكره علماى اماميه پاكستان, ص272.
* جلد بيست و دوّم
1. حج از ديدگاه اهلبيت ـ عليهم السلام ـ (ترجمه و تهذيب, جلد 99 چاپ جديد), سيد محمدرضا علم الهدى.
l


صفحه 15

اخبار


درگذشتگانشهادت آيت اللّه غروى تبريزى
فقيه پر آوازه و مرجع بلند پايه شيعه, حضرت آيت اللّه العظمى آقاى حاج ميرزا على غروى تبريزى ـ قدس سرّه الشريف ـ يكى از مفاخر فقهاى نجف اشرف به شمار مى رفت. آن بزرگوار در سال 1349ق (1309ش) در تبريز در خانواده اى مشهور و تجارت پيشه زاده شد. دو ساله بود كه گرد يتيمى بر سرش نشست. در شش سالگى به فراگيرى علم همّت گماشت و پس از يادگيرى خواندن و نوشتن و تحصيل مقدمات, به آموختن علوم دينى روى آورد. حاشيه, معالم و مقدارى از شرح لمعه را در محضر مرحوم حجة الاسلام آقا شيخ على اصغر باغميشه اى فرا گرفت و پس از چندى به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و مكاسب را نزد آيت اللّه مجاهدى و رسائل را در محضر آيت اللّه سيد حسين قاضى و كفايه را در درس آيت اللّه العظمى حاج سيد احمد خوانسارى فرا گرفت. 16 ساله بود كه در درس خارج فقه و اصول مرحوم آيت اللّه بروجردى, آيت اللّه سيد محمد حجت كوهكمرى, آيت اللّه خوانسارى و آيت اللّه شيخ عباسعلى شاهرودى شركت جُست و پس از آشنايى با مبانى فقهى اساتيد خويش, در سال 1370ق به نجف اشرف كوچيد و با جديّت تمام در درسهاى فقه و اصول آيات عظام: حاج سيد ابوالقاسم خويى, ميرزا محمد باقر زنجانى و آقا شيخ حسين حلّى حاضر شد و علاوه بر فقه و اصول, از بحث هاى تفسيرى آيت اللّه خويى نيز بهره برد و مورد توجه بسيار اساتيد خويش ـ به ويژه آيت اللّه خويى ـ قرار گرفت و از آنان به دريافت اجازات متعدد روايى و اجتهادى مفتخر گرديد.
معظم له در خلال تحصيل, به تدريس سطوح عاليه پرداخت و پس از چندى به تدريس خارج فقه و اصول در مسجد شيخ انصارى و مدرسه دارالحكمة روى آورد و اين, بيش از چهل سال از دوران زندگى پر بارش را تشكيل داد كه حاصل آن تربيت شاگردان بسيار و تأليفات گوناگون فقهى و اصولى است. فقيد سعيد, پس از درگذشت آيت اللّه العظمى خويى به عنوان يكى از مراجع تقليد طراز اول نجف اشرف مطرح گشت و حلقه درس او گروه بسيارى از فضلاى حوزه را به سوى خويش جلب نمود و درسش يكى از بزرگترين و سودمندترين بحث هاى فقهى نجف به شمار مى رفت, كه همه روزه صبح و عصر در مسجد جواهرى تشكيل مى شد و صدها نفر در آن شركت مى نمودند. آيت اللّه فقيد در نظم و ترتيب زبانزد همگان بود, و اوقاتش مصروف تدريس, تأليف, مطالعه, عبادت, اقامه نماز جماعت در حرم مطهر اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و پاسخ به استفتائات مى گرديد. رعايت ورع و تقوا و التزام به آداب و مستحبات و رعايت مكروهات و زهد و ساده زيستى و دقّت در مصرف وجوهات شرعيه در زندگانى اش مشهود همگان بود. همه روزه زيارت عاشورا را پس از اقامه نماز صبح قرائت مى كرد و همه هفته, شب هاى جمعه به زيارت مرقد مقدّس ابيعبدالله الحسين عليه السلام مى شتافت و سرانجام در همين راه, به شرف شهادت نايل آمد. تاليفات آن مرجع بزرگوار عبارت است از:
1. التنقيح فى شرح العروة الوثقى (12ج تاكنون). اين كتاب تقريرات بحث فقه آيت اللّه العظمى خويى است كه در حوزه هاى علميه مورد توجه فراوان قرار گرفته و استادشان بر آن تقريظ گران بهايى نگاشته و از قلم شيوا و بيان زيباى او تمجيد نموده است. از اين كتاب بحث هاى: اجتهاد و تقليد, طهارت (9جلد) و صلاة نگاشته شده است و بقيه آن ادامه دارد.
2. توضيح المسائل
3. الفتاوى المستنبطه
4. مناسك حج
5. حاشيه عروةالوثقى
6. تقريرات درس اصول آيت اللّه شيخ حسين حلّى
7. تقريرات درس اصول آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى
8. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى (به جز آنچه به چاپ رسيده است ـ بحث صلاة)
9. شرح استدلالى بر مكاسب (2 جلد آن به چاپ رسيده است).
10. حاشيه بر كفايه
11. كتاب المكاسب
12. كتاب البيع
13. كتاب الخيارات
14. دوره كامل علم اصول
15. فروع علم اجمالى
16. صلاة المسافر
17. القواعد الفقهية: قاعده يد, قاعده طهارت, قاعده تجاوز و رضاع
18. تسنيد الفتاوى المستنبطه. در اين كتاب به ادلّه و مستندات فتاواى خويش پرداخته و چند جلد از آن برآمده است.
19. موجز الفتاوى المستنبطه.
سرانجام آن فقيه بزرگ در شب جمعه 24 صفرالخير 1419ق (29 خرداد 1377ش), در 70 سالگى در راه بازگشت از زيارت كربلا, مورد بغض و كينه دشمنان اسلام قرار گرفت و به همراه خادم و داماد و راننده اش به شهادت رسيد. و پيكر پاكش را مخفيانه و بدون تشييع, در وادى السلام به خاك سپردند. با انتشار خبر شهادت آن مرجع عاليقدر موجى از غم و اندوه در ميان شيعيان جهان سايه افكند و پيام هاى تسليت متعدد از سوى مقام معظم رهبرى, مراجع تقليد, علماى اعلام, نهادها و سازمان هاى گوناگون صادر شد و مجالس بزرگداشت مقام علمى و عملى اش تا مدت ها در ايران و ساير نقاط ادامه يافت. عاش سعيدا و مات سعيدا. ناصرالدين انصارى شهادت آيت اللّه نجفى بروجردى
فقيد زاهد, عالم عابد و شهيد شاهد حضرت مستطاب آيت اللّه حاج شيخ مرتضى نجفى بروجردى ـ قدس سره الشريف ـ يكى از علماى بزرگ نجف اشرف به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1348ق (1307ش) در نجف اشرف, در بيت علم و فقاهت زاده شد.
پدرش مرحوم آيت اللّه العظمى حاج شيخ عليمحمد بروجردى (1315ـ 1395ق) يكى از مراجع تقليد شيعه و از برترين تلامذه آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, آقا ضياء عراقى, محقق اصفهانى و آقا سيد على قاضى به شمار مى رفت. كتاب هاى: توضيح المسائل, مناسك حج, انيس المقلدين, حاشيه عروه, كتاب الخمس از آثار وى است. فقيد سعيد در شش سالگى به مكتب رفت و خواندن و نوشتن بياموخت, و پس از آن به تحصيل علوم دينى روى آورد. سطوح فقه و اصول و حكمت را در محضر والد بزرگوارش و اساتيد ديگر (همچون مرحوم آيت اللّه حاج سيد سجاد علوى گرگانى و مرحوم آيت اللّه شيخ صدرا بادكوبه اى) بياموخت و پس از آن در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: سيد محسن حكيم و شيخ حسين حلّى و آيت اللّه العظمى خويى شركت جُست و از خرمن فيض آن بزرگوار, در بيش از چهل سال استفاده بسيار بُرد. و درس هاى فقه و اصول استادش را در حدود 40 جلد به رشته تحرير درآورد.
معظم له ساليان فراوان در حوزه علميه نجف به تدريس سطوح عالى و خارج فقه و اصول, تاليف, امامت جماعت پرداخت و شاگردان بسيارى را تربيت نمود. وى اقامت در نجف و ادامه درس و بحث را در حوزه نجف بر خويش واجب مى دانست و از معدود علمايِ بنامِ حوزه علميه به شمار مى رفت كه ماندن در آنجا و تحمل سختى ها و گرفتارى ها را بر جان خريد و از مشكلات نهراسيد تا حوزه هزارساله نجف از هم مپاشد و چراغ علم و فقاهت را همچنان تابان و فروزان نگاهداشت. با اينكه تمام وسائل مهاجرتش به ايران آماده بود و بدون شك, تمام مناصب و مقدمات شهرت در حوزه علميه قم, در انتظارش بود اما به ايران مهاجرت نكرد. او مى گفت: من مجوزى براى حركت نمى بينم, زيرا حفظ و ابقاء اين حوزه مقدسه را كه اينك به وديعت به دست چند نفر معدود (و انا اقلّهم) سپرده شده, در شرايط كنونى فرض و لازم مى دانم…).
فقيد سعيد از بيانى شيوا و قلمى زيبا برخوردار بود و درسش يكى از درس هاى پر رونق حوزه نجف در دهه اخير بود. پس از وفات آيت اللّه خويى, از او تقاضاى بسيارى بر چاپ رساله اش و نشر فتاوايش مى شد, كه وى با فروتنى فراوان اين تقاضا را نپذيرفت و براى حفظ وحدت, ديگران را به يكى از مراجع تقليد نجف اشرف ارجاع مى داد. از ويژگى هايش صراحت لهجه و شجاعت ذاتى اش بود, به گونه اى كه به تقاضاى مكرر رژيم بعثى عراق مبنى بر ترك نماز جماعت در حرم مطهر اميرالمؤمنين على(ع) و ارتباط كمتر با جوانان, وقعى نمى نهاد و همين باعث خشم و دشمنى رژيم بعثى با ايشان گشته بود, به گونه اى كه چند بار مورد سوء قصد آنان قرار گرفته بود و يكبار در اثر شدّت جراحات, در بيمارستان (حيّ السعد) نجف بسترى گرديد (و تا آخر عمر از عوارض ناشى از آن رنج مى برد).
از ديگر ويژگى هايش وارستگى و بى اعتنايى به زخارف دنيا, عشق فراوان به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) به خصوص امام حسين(ع) بود. وى هر روز زيارت عاشورا قرائت مى كرد و هر شب جمعه, خود به همراه خانواده هاى علماى زندانى در عراق, به كربلا مشرف مى شد (و در رفت و برگشت, هزينه سفر را بر عهده مى گرفت) و هر از چندگاه, عده اى را به نفقه خويش رهسپار سامراء و زيارت مرقد مقدس عسكريين(ع) مى نمود (تا حرم مطهر ايشان هم خلوت نباشد). وى به انقلاب اسلامى ايران عشق مى ورزيد و از زائران ايرانى به گرمى استقبال مى نمود و بديشان مى گفت: (سلام مرا به حضرت آيت اللّه خامنه اى برسانيد و بگوئيد كه من براى شما در اينجا دعا مى كنم…)
معظم له در سرپرستى و يارى رساندن به خانواده هاى زندانيان عراق نقش بسيار داشت و به طور ناشناس و مرتّب مايحتاج زندگى ايشان را تامين مى نمود.
برخى از تاليفات معظم له عبارت است از:
1. مستند العروة الوثقى ـ تقريرات درس فقه آيت اللّه العظمى خويى ـ (30ج)
بخش هايى از اين كتاب در مباحث: صلاة, زكات, خمس, صوم و اجاره در 16 جلد ـ تاكنون ـ به چاپ رسيده و مباحث: طهارت, حج, مكاسب, مضاربه, مزارعه, شركت, نكاح و… به صورت مخطوط باقى مانده است.
2. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى
3. حاشيه بر عروةالوثقى
سرانجام آن فقيه فقيد, در 70سالگى, در تاريخ يكم ارديبهشت 1377ش (23ذيحجةالحرام 1418ق) در راه بازگشت از زيارت اميرالمؤمنين و اقامه نماز جماعت مغرب و عشا مورد هجوم ناجوانمردانه گروهى از دشمنان دين و مذهب قرار گرفت و با اصابت چند گلوله, به درجه رفيعه شهادت نائل آمد و روح شريفش به مواليان طاهرينش پيوست. پيكر پاكش پس از يك تشييع باشكوه و نماز آيت اللّه جعفر مرعشى بر آن, در وادى السلام به خاك سپرده شد. به مجرّد پخش خبر شهادت ايشان, از سوى مقام معظم رهبرى حضرت آيت اللّه خامنه اى و مراجع معظم تقليد پيام هاى تسليت صادر گرديد و مجالس بزرگداشت وى, تا مدت ها ادامه يافت. عاش سعيدا و مات سعيدا. ناصرالدين انصارى درگذشت آيت اللّه ملكى ميانجى
عالم ربّانى حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمد باقر ملكى ميانجى ـ قدّس سرّه ـ يكى از محدثان و مفسّران مشهور حوزه علميه قم به شمار مى رفت. معظم له در سال 1324ق (حدود 1285هـ ش) در روستاى (تَرك) از توابع شهرستان ميانه به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و فراگيريى خواندن و نوشتن و دروس مكتبى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و در محضر آيت اللّه سيد واسع كاظمى تركى (م1353ق) ـ از فضلاى شاگردان آخوند خراسانى ـ به تحصيل فنون ادب و ادبيات عرب, منطق, فقه و اصول (رياض و قوانين) پرداخت و در 25 سالگى (اواخر 1349ق) به مشهد مقدس هجرت گزيد و سطوح عالى فقه و اصول (رسائل, مكاسب و كفايه) را نزد آيت اللّه شيخ هاشم قزوينى و فلسفه و كلام را نيز در محضر آيت اللّه شيخ مجتبى قزوينى و هيئت را هم در جلسات درس آيت اللّه شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى فراگرفت و پس از آن ساليان بسيار در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: مرحوم حاج ميرزا محمد آقازاده ـ فرزند آخوند خراسانى و زعيم حوزه علميه مشهد ـ و علامه ميرزا مهدى غروى اصفهانى شركت كرد و علاوه بر آنها, درس معارف قرآنى را نيز از استاد اخيرش فرا گرفت و در شمار يكى از تلامذه برجسته آن مرحوم به شمار آمد.
فقيد سعيد در سال 1362ق پس از اخذ اجازه اجتهاد و روايت از استادش غروى اصفهانى (كه مورد تاييد آيت اللّه حجت كوهكمرى هم قرار گرفت) به زادگاهش بازگشت و به ارشاد و راهنمايى مردم پرداخت و همزمان به مبارزه بر عليه كمونيستها و ايادى پيشه ورى برخاست و پس از ختم آن غائله شوم, رهبرى مذهبى منطقه را بر عهده گرفت و به جلوگيرى از منكرات و ترويج فضائل اخلاقى و رسيدگى به نيازمندان و محرومان همت گمارد. اين اقدامات براى گروهى از خوانين و مالكين منطقه گران آمد و به مبارزه عملى و اذيت و آزار وى پرداختند و فضاى رعب و وحشت بر عليه او و هوادارانش ايجاد كردند, تا بدانجا كه وى پس از شانزده سال اقامت در زادگاهش, در 1378ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و مورد تكريم آيت اللّه العظمى بروجردى قرار گرفت و در آن حوزه مقدسه به تدريس فقه و تفسير و كلام و اصول و معارف اهل البيت عليهم السلام پرداخت و اين, بيش از چهل سال از عمر پر بارش را تشكيل داد. وى در ايام تبليغى و تابستان ها به وطنش تشريف مى برد و با تمام توان به ترويج شعائر دينى, فصل دعاوى و رفع خصومات, رسيدگى به مسمندان و عمران بناهاى خيريه (بنياد كتابخانه عمومى, تعمير مسجد (ترك), احياء قنوات و چشمه ها, كمك به احداث مساجد و شركت در تأسيس دانشسراى دولتى) مى پرداخت. معظم له داراى خطى خوش و محضريى نيكو و حافظه اى قوى بود, بسيارى از قرآن مجيد و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و اشعار بسيار را در حفظ داشت و در تفسير قرآن, فراوان از صحيفه بهره مى برد. به اداى نوافل و تهجد شبانه و قرائت مستمر قرآن و ادعيه و رعايت آداب شرع مقيد بود و مراسم عزادارى امام حسين(ع) را با شكوه خاصى برگزار مى كرد. از تظاهر و خودنمايى سخت به دور بود و عزّت نفس توأم با زهد و تقوى در زندگانى اش مشهود بود. علم را دوست مى داشت و آنرا ـ حتى در كهولت سن و بيمارى ـ دنبال مى كرد. وى از بازماندگان و مروّجان مكتب معارفى خراسان بود و مبانى استادش آيت اللّه ميرزا مهدى اصفهانى را با بيان و بنان خود ترويج مى كرد, اما در مسلك تفسيرى خويش, بر اجتهاد و استنباط خود تكيه مى كرد و فكرش برگرفته از انوار مقدس قرآن و حديث و عقل بود.
معظم له به جز تدريس و تربيت شاگردانى چند, به تأليف كتابهايى دست زد, كه برخى از آنها عبارتند از:
1. بدايع الكلام فى تفسير آيات الاحكام ـ موضوع طهارت و صلاة ـ
2. تفسير فاتحة الكتاب
3. مناهج البيان فى تفسير القرآن (6جلد. تفسير اجزاء چهارگانه نخست و دو جزء 29 و30)
4. توحيد الامامية
5. رساله (روح در قرآن) و (شفاعت) ـ همراه با تفسير جزء سى ام قرآن و بدايع الكلام به چاپ رسيده است ـ
(نيز كتاب (نگاهى به علوم قرآنى) از آثار آيت اللّه ملكى ميانجى توسط علينقى خدايارى نگاشته شده و به چاپ رسيده است).
و آثار مخطوط ايشان عبارت است از:
6. الرشاد فى المعاد
7. رساله در (حبط و تكفير)
8. رساله در (خمس)
9. رساله در (نكاح و طلاق)
10. رساله در (مواريث)
11. رساله در (احكام ميت)
12. تقريرات درس اصول آيت اللّه ميرزا ,مهدى اصفهانى
13. رساله هايى در معارف اهلبيت و تفسير قرآن
14. احكام الصلاة.
سرانجام آن فقيه والا مقام پس از عمرى تلاش و كوشش در اعتلاى كلمه حق, در شب جمعه 10 صفر 1419ق (15خرداد 1377هـ ش) در 95 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در روز شنبه پس از يك تشييع گسترده و نماز آيت اللّه وحيد خراسانى ـ مد ظله العالى ـ بر آن, در قبرستان شيخان به خاك آرميد و مجالس يادبودش در شهرهاى متعدد برگزار شد. درگذشت آيت اللّه شيخ محمّد امين زين الدين
فقيد بزرگوار و عالم عامل عاليمقدار مستطاب آيت اللّه شيخ محمد امين زين الدين ـ طاب ثراه ـ يكى از علماى بزرگ و فقهاى مشهور نجف به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1333ق (1914م) در (نهرخوز) از توابع بصره, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدر بزرگوارش شيخ عبدالعزيز (م1347ق) از علماى بصره و نياى او شيخ زين الدين ثانى از علماى بزرگ بحرين و نخستين كسى بود كه از خانواده او, از بحرين به بصره مهاجرت كرد. نيز جدّ اعلايش شيخ زين الدين اول از علماى بحرين در زمان خود بوده است. وى ادبيات و مقدمات علوم دينى را در زادگاه خود نزد پدر و ديگران فرا گرفت و پس از وفات پدرش بود كه آهنگ نجف كرد و در سال 1351ق (18 سالگى) به حوزه علميه نجف درآمد و با تمام تلاش, در پى كسب كمالات و آموختن دانش اهلبيت(ع) برآمد. وى ساليان بسيار در محضر آيات عظام: آقا سيد ابوالحسن اصفهانى, آقا شيخ ضياءالدين عراقى, شيخ محمد حسين غروى اصفهانى, آقا سيد حسين بادكوبه اى, سيد محسن حكيم ـ قدّس الله اسرارهم ـ زانوى ادب به زمين زد و از آنان فقه, اصول, حكمت و كلام را بياموخت و در آن به مرتبه رفيع و باشكوه اجتهاد دست يافت. فقيد سعيد علاوه بر تحصيل, به تدريس بسيارى از متون فقه, اصول, ادب و اخلاق و علوم لغوى و فلسفى پرداخت و بسيارى از فضلا را پرورش داد, كه برخى از آنها عبارتند از: حضرات آقايان: شيخ محمد مهدى آصفى, شيخ احمد بهادلى, دكتر عبدالهادى فضلى, شيخ على زين الدين, شهيد سيد محمد مهدى حكيم, شهيد شيخ مهدى سماوى, دكتر سيد محمد بحرالعلوم, دكترسيد مصطفى جمال الدين, سيد روُف جمال الدين, شيخ ضياءالدين زين الدين فرزندش).
فقيد سعيد افزون بر تحصيل و تدريس, هر ساله براى تبليغ دين به بحرين و بصره و قطيف و احساء مى رفت و از اين رهگذر مؤمنان را ارشاد و راهنمايى مى كرد, او به ويژه در بحرين ـ در قريه (كرزكان) ـ داراى مقلّدين بسيارى بود كه در سفرهاى خويش ـ كه حداقل سه ماه به طول مى انجاميد ـ به اقامه نماز جماعت روزانه, القاء دروس و محاضرات براى جوانان, فصل خصومات و رفع دعاوى قبيله اى و از همه مهمتر به اقامه نماز جمعه مى پرداخت, كه در آن مردمان بسيارى از گوشه و كنار بحرين حاضر مى شدند. وى در آن روز, از چند ساعت پيش از اذان ظهر به مسجد مى آمد و به پاسخگويى و سخنرانى براى جوانان مى پرداخت و پس از ظهر به ايراد سخن با اسلوب رفيع ادبى مى پرداخت. سخن او ـ كه مشتمل بر مواعظ و نصائح برگرفته از قرآن و حديث بود ـ در دل شنوندگان شررى مى انگيخت و اشك را از ديدگان ايشان جارى مى ساخت. فقيد سعيد مثال مجسّم زهد و تقويى بود, از مظاهر تشخص و خودنمايى دورى مى كرد و به رعايت مكارم اخلاق پاى مى فشرد. با ضعف و پيرى اش در جلو پاى واردين, تمام قد برمى خاست و در مجلس خود از غيبت افراد جلوگيرى مى نمود. او به جوانان اهميت بسيار مى داد و براى آنان جلسات هفتگى مى گذاشت و به پرسش ها و نامه هاى آنان, پاسخ مكتوب مى داد و تابش (الى الطليعة المؤمنة) نمونه اى روشن از محبت و علاقه او به جوانان است, وى با كلامى پدرانه و نثرى احساسى ـ كه برخاسته از قلبى رؤف و مهربان است ـ به پند و اندرز جوانان برخاسته و راه درمان دردهاى آنان را نمايانده است.
او در حوزه نجف به نظم و نثر و تأليف و اخلاق و تقوى و خوش رفتارى مشهور بود و مورد احترام تمام علماى نجف در علوم لغوى و ادبى دستى توانا داشت و شعر را خوب مى سرود و نثرش بسيار زيبا بود. در ميان اساتيد نجف, تنها او بود كه درسى در ادب براى تربيت نويسندگان و شاعران تشكيل داده بود خطّش نيكو بود و در بحث علمى جانب انصاف را رعايت مى كرد و با تمام خبرويت و مهارت در فقه و اصول, در صدد ظهور و بروز برنيامد. وى در جهت ايجاد تقريب و وحدت بين دو مدرسه اصولى و اخبارى بسيار كوشيد و از انديشه (تقريب بين مذاهب اسلامى) سخت حمايت مى كرد (كه نامه اش به شيخ احمد حسن باقورى ـ وزير اوقاف مصر ـ مشهور است).
او با اينكه از مطرح شدن و مرجعيت و فتوا دورى مى كرد, اما اهالى بحرين بر تقليد از وى اصرار ورزيدند و از او درخواست رساله عمليه مى كردند تا بدانجا كه وى اين تقاضا را ـ مبنى بر اينكه از او هيچ ترويج نشود ـ پذيرفت, و روز به روز بر تعداد مقلّدين معظم له در بحرين و مناطق شرقى جزيرةالعرب و خوزستان و جنوب عراق افزوده گشت.
برخى از تاليفات آن فقيه فقيد عبارت است از:
1. كلمة التقوى (10جلد) ـ رساله فتوايى ايشان كه در بر گيرنده استقصاء فروع فقهى, تعبّد محض به روايات ائمه اطهار, تقارب استنباطات با ذوق عرفى, امتزاج فروع فقهى با مسائل اخلاقى و اشاره اجمالى به دليل فتوا است.
2. تعليقه بر عروة الوثقى
3. مناسك حج (تعليقه بر مناسك حج آيت اللّه حكيم)
4. تعليقه بر رساله صلاتيه شيخ يوسف بحرانى
5. تعليقه بر نهاية الافكار (تقريرات بحث اصول آقا ضياءالدين عراقى) ـ مخطوط ـ
6. الاخلاق عند الامام الصادق(ع)
7. الاسلام ينابيعه, مناهجه, غايته
8. الى الطليعة المؤمنه ـ مجموعه اى از نامه هاى جوانان به او و پاسخش بدان ها ـ
9. مع الدكتور احمد امين فى حديث المهدى و المهدوية
10. العفاف بين السلب و الايجاب
11. من اشعة القرآن
12. امالى الحياة ـ ديوان شعر ـ
13. رسالات السماء
سرانجام آن فقيه بزرگ, پس از عمرى 85ساله, در روز چهارشنبه 29 صفرالخير 1419ق (3تيرماه 1377ش) در نجف اشرف بدرود زندگى گفت و پس از تشييعى باشكوه و نماز فرزندش ـ آقا ضياءالدين ـ بر پيكر پاكش, در خانه خويش به خاك خُفت و عالَمى از علم و معرفت را با خود مدفون ساخت. درگذشت حجةالاسلام والمسلمين قرنى گلپايگانى
دانشمند بزرگوار و عالم عامل عاليمقدار حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ على قرنى گلپايگانى ـ رحمةالله عليه ـ در سال 1333ق در بيت علم و تقوا در (گوگد) ـ يك فرسخى گلپايگان ديده به جهان گشود. پدرش عالم جليل و فاضل نبيل مرحوم آقا شيخ محمد ابراهيم قرنى ـ منسوب به تابعى بزرگوار اويس قرنى (شهيد جنگ صفين) ـ بوده است.
فقيد سعيد پس از فرا گرفتن خواندن و نوشتن و بهره ورى از دروس مكتبخانه, به تحصيل علوم دينى روى آورد و در محضر پدر بزرگوارش فنون ادب و ادبيات عرب را فرا گرفت, سپس در 24سالگى (1357ق) به حوزه علميه قم آمد و باقيمانده سطوح را از محضر آيات عظام: آقاى گلپايگانى و آيت اللّه نجفى مرعشى آموخت. در سال 1363ق به نجف اشرف رفت و به مدت سه سال از بحث هاى فقه و اصول آيت اللّه خويى و آيت اللّه شيخ محمد على كاظمينى بهره برد و در سال 1366ق به قم بازگشت و ساليان فراوان از محضر آيت اللّه العظمى بروجردى و آيت اللّه سيد محمد تقى خوانسارى توشه برگرفت و پس از چند سال اقامت, به دستور آيت اللّه بروجردى براى ترويج دين به (عليشاه عوض) از توابع شهريار مهاجرت كرد و در مسجد حاج حسن به اقامه جماعت (صبح و ظهر و شب) و بزرگداشت شعائر مذهبى پرداخت و در خلال آن به تأليف و تصنيف و راهنمايى مردم اشتغال داشت. وى در مدّت چهل سال اقامتش در آنجا, با وعظ و ارشاد خويش توانست نسلى از مردم متدين را پرورش دهد و برخى از كتاب هايش را به رشته تحرير درآورد. او بر انجام مستحبات ـ به ويژه انجام نوافل شبانه ـ و پرهيز از مكروهات پاى مى فشرد و از اوقاتش به كمال استفاده مى كرد و از زندگى ساده و توام با قناعت برخوردار بود و در حديث و تفسير و تاريخ دستى توانا داشت.
برخى از تأليفات معظم له ـ كه اغلب آنها به چاپ رسيده است ـ عبارت است از:
1. منهاج السرور يا يكصد و ده حكايت (4جلد) ـ در مواعظ و حكايات و اشعار اخلاقى ـ
2. منهاج الدموع ـ در مقتل امام حسين عليه السلام ـ
3. منهاج الولاية (2ج) ـ در تاريخ زندگى چهارده معصوم عليهم السلام ـ
4. منهاج الجنان ـ در ادعيه ـ
5. زبدة المنهاج ـ در اسرار معراج پيامبر اكرم(ص) ـ
6. سوقات سفر (تحفة الرائد) ـ (2ج)
7. منتهى المقال فى اكتساب الفضائل والكمال ـ در اخلاق و مواعظ ـ
8. پيوند دو گل ـ درباره آداب ازدواج ـ
9. درّالمنظوم يا آينه عمر ـ داستان زندگانى اش به نظم ـ
10. ديوان اشعار ـ به چاپ نرسيده است.
سرانجام آن عالم بزرگوار پس از عمرى 85ساله, در 25 ذيحجةالحرام 1418ق (سوم ارديبهشت 1377ش) بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه و نماز آيت اللّه محمودى گلپايگانى بر پيكرش, در امامزاده اسماعيل شهريار به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمىفرهنگىانتشار نشريه گفتمان
سردبير اين نشريه در معرفى و بيان اهداف نشريه مى نويسند:
(گفتمان تلاشى است براى آشنايى با صداهاى مختلف و مسكوت نگاه داشته شده. قرائتى است از تاريخ نانبشته و بازخوانى ايده هاى آرشيو شده. گفتمان مجالى است براى طرح آموزه ها و گفتمان هاى نوين در عرصه سياست و اجتماع. دعوتى است براى تعريف مدلول ها و مصداق هاى زمينه پرورده و نياز پرورده براى دال ها و مفاهيم دير آشنا و در نتيجه باز تعريف كلمه نهايى اى براى روايت خود و ديگرى.
گفتمان حركتى است شالوده شكنانه و واسازانه در برخورد با فرا روايت هاى مدرنيته, غرب و…. و در مجموع گفتمان پاسخى است به نيازهاى معرفت شناسانه زمان خود و جستجويى است براى دست يافتن به نگاهى دگر در تحليل و تبيين مسائل جديد سياسى ـ اجتماعى).
برخى از مقالات شماره صفر گفتمان عبارتند از متن, وانموده و تحليل گفتمان(1); گفتمان به ديده كريستوفر نوريس; كانت و مدرنيته; قدرت و امنيت در عصر پسامدرن; سياست پسامدرن; مبناى انتصاب(1) و….
مديرمسؤول و سردبيرى گفتمان را آقاى محمدرضا تاجيك عهده دارند. آينه پژوهش ورود گفتمان را به عرصه مطبوعات تبريك گفته براى دست اندركاران آن موفقيت آرزو مى كند.