معرفىهاى گزارشى
كليات
تبيان
معاونت پژوهش مؤسسه تنظيم و نشر آثار
امام خمينى، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 280 ص، وزيرى.
«تبيان» مجموعهاى است سودمند و كارآمد كه به انگيزه موضوع بندى گفتارها و بيانيههاى امام خمينى(ره) سامان مىيابد. در اين كتاب كه مجلد بيست و يكم مجموعه ياد شده را شكل مىدهد، در سه بخش موضوعات كلى زير آمده است: اهميت و آثار امر به معروف و نهى از منكر، وجوب امر به معروف و نهى ازمنكر، معروفها، منكرها، شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر، مراتب آن، و لزوم رعايت مراتب در امر به معروف و نهى از منكر. كتاب مقدمهاى نيز دارد كه در ضمن آن از اهميت امر به معروف و نهى از منكر و جايگاه آن در تفكر دينى سخن رفته است. فلسفه و كلام
السلفيه بين اهل السنة و الاماميه
السيد محمد الكثيرى، بيروت، الغدير، 1418، 741 ص.
«سلفى گرى» كه اكنون در جهان اسلام كسان بسيارى از آن دم مىزنند، داعيه بازگشت به بن مايههاى آغازين دين دارد و به ديگر سخن برگرفتن تفكر دينى از سرچشمههاى اصيل و آغازين آن: كتاب و سنت.
اكنون بيشتر از همه «وهابى مسلكان» بر اين بوق مىدمند و ابن تيميه را احياگر اين جريان تلقى مىكنند و... گو اين كه اين داعيه دارىها از سوى برخى انديشوران اهل سنت نيز پذيرفته نشده و آنان از يك سوى به نقد جريان پرداختهاند (ر.ك نمونه را: السلفيه مرحله زمينة مباركة لامذهب اسلامى، محمد سعيد رمضان بوطى) وگاه به نقد افكار و آرا و انديشههاى ابن تيميه (ر.ك نمونه را: المقالات السنيه فى كشف ضلالات احمد بن تيميه، عبدالله الهروى) اما كسان بسيارى نيز در جلوهها و جاذبههاى كاذب آن مبهوت بودند و هستند. كتاب ياد شده گزارش و تحليل سودمند و هوشمندانهاى است از اين جريان، آغاز، گسترش، شعارها و چگونگىهاى آن.
در فصل اول جريان ياد شده تعريف شده است و در فصل دوم، مذهب حنبلى چونان پايه و مايه اين جريان به بحث نهاده شده است، و آنگاه زندگانى ابن تيميه و آرا و انديشههاى او بررسى شده است و سپس سخن محمد بن عبدالوهاب است وحركت او و پى آمدهاى آن، رويارويى اهل سنت و شيعه با اين جريان فكرى. در بخش دوم كتاب گزارش شده است.
حرية الاعتقاد فى ظل الاسلام، تيسير خميس العمر
دمشق، دارالفكر، 700 ص، وزيرى.
«آزادى» دلمشغولى هماره انسان بوده است و همزاد با او در گذرگاه تاريخ. مكتبها و مسلكهاى گونه گون درباره اين موضوع مواضع مختلفى داشتهاند، و در ابعاد مختلف آن ديدگاههاى متفاوتى ارائه دادهاند.
متفكران دينى از ديرباز اين موضوع را از منظر متون دينى به بحث نهاده و درباره آن بحثهاى مختلفى را سامان دادهاند.
مؤلف در اين كتاب «آزادى عقيده» را به بحث نهاده و از جهات مختلف بحث كرده است. در باب اول و پس از تعريف آزادى و ابعاد آن عقيده و تأثير آن در زندگى بشر را واگفته است. سرچشمههاى عقيده، بنيادهاى اعتقاد، آثار عقايد در زندگى بشر در اين باب آمده است. چگونگى موضع دين پس از پذيرش عقيده دينى و قبل از آن، شرك و انواع، ارتداد و پيوند آن با آزادى در عقيده و... بحث شده است.
المقالات السنيه فى كشف ضلالات احمد بن تيميه
عبدالله الهروى، چاپ چهارم، بيروت، دارالشاريع، 1419، 494 ص، وزيرى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا كژ انديشىها و وارونه گويىهاى ابن تيميه را وا گويد، و از گمراهىها و گمراهى آفرينىهاى وى پرده بر گيرد. مؤلف از عالمان اهل سنت و *80* از منتقدان جدى وهابيگرى است. شناخت ابن تيميه، آشنايى با ابن قيم جوزى، آشنايى با محمد بن عبد الوهاب، آراى ابن تيميه در عقايد و مسائل هستىشناسى تناقضها و تهافتهاى او در اين زمينه، ديدگاه ابن تيميه درباره شفاعت، توسل، زيارت، انحراف از على(ع) و انكار او فضايل مولى را، مخالفت وى در مسائلى با اجماع مسلمانان بدعتها و انحرافهاى وهابيان و... از جمله مطالبى است كه مؤلف در اين كتاب عرضه كرده است.
تسامح آرى يا نه؟!
جمعى از نويسندگان، چاپ اول، قم، مؤسسه فرهنگى انديشه معاصر - نشر خرم، 1377، 389 ص، وزيرى.
تسامح اكنون در شمار نظرياتى است كه توجه بسيارى از پژوهشيان را به خود جلب كرده است. اين موضوع بويژه در پيوند با اسلام از مباحث مهم اجتماعى و سياسى امروز است كه عالمان از منظرهاى مختلف بدان نگريستهاند. مؤسسه فرهنگى انديشه معاصر كه به نشر پژوهشها و انديشههاى گره گشاى روزآمد همت ورزيده است، آهنگ آن دارد كه مجموعه نگاشتههاى در حد مقاله را درباره تسامح و ابعاد آن نشر دهد. و اين نخستين مجلد از مجموعهاى است كه احتمالاً به چهار جلد فراز آيد. عناوين برخى از مقالات آن چنين است: در حكمت تساهل، آزادگى و تسامح، جمود در برخورد، تساهل و تسامح دينى، سيماى اسلام، مدارا و غلو در تعصب، دعوت بى چماق، تسامح ما در تمدن انسانى اسلام، روح سماحت در كالبد شريعت، تسامح در اسلام يا در دار السلام و...
پاسخ به شبهات پيرامون ولايت فقيه
على شيرازى، چاپ اول، قم، دارالصادقين، 1377، 113 ص، وزيرى.
مؤلف كوشيده است در اين مجموعه به برخى از سؤالها و شبههها درباره ولايت فقيه پاسخ گويد. مطالب كتاب چنين است: ولايت مطلقه چيست؟ نقش مردم و مشروعيت ولايت فقيه، اعتراض به ولايت فقيه، ولايت و استبداد دين و سياست، حكومت و تكليف، دين و اعمال ولايت، حكومت اسلامى و دموكراسى، عزل ولى فقيه، رهبرى و شورا احكام ولايى دين و سياست و... قرآن و حديث
البلاغه عند المفسرين
رابح دوب، چاپ اول، قاهره، دارالفجر للنشر و التوزيع، 1418، 568 ص، وزيرى.
قرآن كريم در اوج بلاغت است و بلاغت از جمله جلوههاى اعجاز و مانند ناپذيرى آن. اين ويژگى از قرآن كريم را عالمان و مفسران از ديرباز به بحث نهاده و درباره آن و چگونگىهايش قلم زدهاند. مؤلف در اين كتاب كششها و كوششهاى مفسران را درجهت بر نمودن جنبههاى بلاغى قرآن تا قرن چهارم گزارش كرده است.
وى ابتدا از بلاغت، چگونگى شكلگيرى پژوهشهاى بلاغى، نقش قرآن در تطور بحثهاى بلاغى بحث كرده و آنگاه نمونههاى عينى اين بحث را در آثار مفسران از جمله هود بن محكم هوارى، يحيى بن سلام بصرى، طبرى و... پىگيرى كرده است.
تسهيل الوصول الى المعرفة اسباب النزول
خالد عبدالرحمن على، چاپ اول، بيروت، دارالمعرفه، 1419، 407 ص، وزيرى.
مؤلف در اين كتاب روايات مرتبط با اسباب نزول را از تفسير طبرى و ابن جوزى و قرطبى و ابن كثير و اسباب النزول نيشابورى و سيوطى گردآورده و در هم آميخته، مكررات را حذف كرده و با استناد دقيق به منابع، گزارش كرده است. مؤلف گاه توضيحاتى كوتاه درباره روايات آورده و گاهى نقلهاى تفاسير ياد شده را با كتابهاى حديثى نيز سنجيده است.
اسلوب السخرية فى القرآن الكريم
عبدالحليم حفنى، چاپ اول، قاهره، الهيئة المصرية العامه للكتاب، 450 ص، وزيرى.
اديان الهى چون در جامعه حضور مىيافتند و پيامبران چون شعارهاى خود را فراز مىآوردند، معارضان در برابر آنان ايستاده با شيوههاى گونه گون مبارزه مىكردند تا مگر از گسترش آيين حق جلو گيرند. يكى از آموزندهترين آموزههاى قرآن بر نمودن شيوههاى مبارزه مخاصمان انبيا در مقابل حق و حقداران رسولان الهى است. «استهزاء»، «تمسخر» از جمله شيوههايى است كه معارضان در برابر انبيا به كار مىگرفتند.
مؤلف در اين كتاب ابعاد اين جريان را باز گفته و چگونگى آن را تحليل كرده است. انگيزههاى استهزاء، استهزاء و جنگ روانى، تمسخرهاى اجتماعى يهوديان و استهزاء منافقان، مشركان و تمسخر و... از جمله عناوين اين كتاب است.
المدخل الى التفسير
عبدالحميد جعرانه، چاپ اول، قاهره، مكتبة الزهراء، 546 ص، وزيرى.
اين كوششى است درباره مقدمات فهم قرآن و توضيح و تبيين از برخى مباحث علوم قرآنى و تفسير در ديدگاههاى مختلف، جمع قرآن و تدوين آن، اصول تفسير با عناوين بيان قرآن از قرآن، تبيين سنت از قرآن، مدارس تفسيرى قرائتها و پيوند آنها با تفسير، فرق بين تأويل و تفسير، حذف و تكرار در قرآن، ترجمه قرآن از جمله مباحثى است كه در اين كتاب آمده است.
سر الاعجاز
عودة الله منيع القيس، چاپ اول، اردن - بيروت، دارالبشير - مؤسسة الرساله، 368 ص، وزيرى.
در بلاغت قرآنى از جمله بحثهاى دلپذير و ارجمند تبيين چگونگى گزينش واژههاست. برخى از اديبان و قرآن پژوهان معاصر بدين نكته توجه كرده و حقايق بس آموزندهاى از *81* قرآن را عرضه كردهاند. از جمله بحثهاى مرتبط با اين موضوع چگونگى گزينش واژهها با ساختارهاى مختلف و از يك ماده است. به مثل از ماده «خ - س - ر» گاه «خسران» آمده است و ديگر گاه «خساره» و بالاخره «خسر» و... و يا «نِعمت، نَعمَت، نعيم - نعماء» و... مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا رمزها و رازهاى اين گزينشهاى گونه گون را برنمايد. مؤلف در آغاز كتاب از اعجاز قرآن بحث كرده است و از وجوه اعجاز و اعجاز بيانى قرآن.
المرثه فى القرآن و السنة
خالد عبدالرحمن عك، چاپ اول، دمشق، الحكم، 1419، 578 ص، وزيرى.
آقاى عبدالرحمن على از مفسران، قرآن پژوهان و فقيهان دمشق است و آثار سودمندى را رقم زده است. او در اين كتاب در دو بخش شخصيت زن را از ديدگاه قرآن و سنت به بحث نهاده است. در بخش اول از احكام مرتبط با زن در قرآن سخن گفته است و در باب دوم از احكام مرتبط با زن در سنت نبوى.
حقوق والدين در قرآن، حقوق زن در قرآن، آداب اجتماعى زن در قرآن، چگونگى پوشش و رفتار و رويارويى مردان با زبان در آيات قرآن و احكام طلاق در قرآن از جمله بحثهاى اين كتاب است.
ام القرآن و السبع المثانى
ابراهيم احمد شلبى، چاپ اول، مصر - طنطا، دارالبشير، 1418، 425 ص، وزيرى.
تفسيرى گسترده درباره سوره حمد كه جنبه فقهى آن غالب بر جنبههاى ديگر است. مؤلف در اين كتاب از نامهاى سوره حمد، مانند ام القرآن و سبع المثانى، سخن گفته است و آنگاه به مكى و يا مدنى بودن پرداخته و ذكر كرده است كه سوره حمد مكى است. مذاهب مختلف در چگونگى قرائت از ديگر مباحث كتاب است؛ همچنين بحثى كوتاه درباره ترجمه قرآن، روايى و ناروايى آن.
تفسير جامع آيات الاحكام
زين العابدين قربانى، چاپ اول، تهران، نشر سايه، 1377، 348 ص، وزيرى.
مؤلف به آهنگ نگاشتن تفسيرى جامع از «آيات الاحكام» اين مجموعه را رقم مىزند كه پيشتر چهار مجلد آن نشر يافته و به هنگام نشر به اجمال از آنها سخن گفتهايم.
اين مجلد را مؤلف يكسر به بحث از ولايت فقيه و حكومت اسلامى ويژه ساخته است، و در آن از رابطه دين، سياست، حكومت و چگونگى انطباق اسلام با مقتضيات زمان، ولايت و حكومت از ديدگاه قرآن، تفسير «اولو الامر»، شرح و تفسير رواياتى كه به «ولايت فقيه» دلالت مىكند، نقد و بررسى آرا در اين زمينه، پاسخ گفته است.
در پايان اشكالات مطرح شده بر ولايت فقيه است و پاسخ بدانها.
الحج و العمره فى الكتاب والسنه
محمدى الريشهرى، چاپ اول، قم، مؤسسه دار الحديث الثقافيه، 1377، 404 ص، وزيرى.
اين كتاب جمع و تدوينى است دقيق، سهل الوصول و كارآمد از آيات و روايات مرتبط با حج. در بخش اول آيات واحاديث مرتبط با مكه گزارش شده است و در بخش دوم آنچه مرتبط با مدينه است. فصل اول ويژه حرم است كه در آن نامهاى مكه، ويژگىهاى مكه، حدود حرم و آداب دخول مكه و... گزارش شده است. و در فصول بعدى از مسجد الحرام، بيت الله الحرام حج و چگونگى آن واجبات حج و چگونگى حج گزارى پيامبران بر اساس روايات تبيين شده است.
دربخش دوم، از مدينه النبى و فضيلت آن، مسجد النبى، زيارت پيامبر، زيارت حضرت زهرا، زيارت امامان(ع) و ثواب زيارت آنها بحث شده است. گزارش روايات منابع فريقين ديده شده و در نقلها، ضمن عرضه منابع بسيار اختلاف نقلها سنجيده شده و در پانوشتها ياد شده است.
الصلاة فى الكتاب و السنة
محمدى الريشهرى، چاپ اول، قم، مؤسسه فرهنگى دار الحديث، 1376، 256 ص، وزيرى.
اين كتاب جمع و تدوينى است از آيات و روايات مرتبط با وجوب نماز، حكمت نماز، نماز قبل از اسلام، فضيلت نماز، ويژگىهاى نماز، آداب ظاهرى و باطنى نماز، آداب ركوع و سجود در نماز، آثار نماز و آثار ترك آن، تعقيبات نماز از جمله عناوين فصول كتاب است. روايات بر اساس منابع فريقين و با تكيه بر منابع بسيارى گزارش شده است. در پانوشتها افزون بر توضيحاتى درباره بخشهايى از متن روايات، به اختلاف نقلها و نيز چگونگى و اسناد گاه توجه شده است.
مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
الطبرسى - تحقيق: مهدى هوشمند، چاپ اول، قم، مؤسسه فرهنگى دار الحديث، 1377، 616 ص، وزيرى.
«مشكاة الانوار» از آثار بس ارجمند و مهم اخلاقى - روايى است كه درده باب، روايات اخلاقى را گزارش كرده است. ايمان و اسلام، شيعه و چگونگى آنها و آداب شايستگىهاى آنها، محاسن و مساوى اخلاق، آداب معاشرت و... از جمله عناوين كتاب است.
محقق متن كتاب را بر اساس نسخه چاپ شده آن و دو نسخه خطى مقابله و تصحيح كرده و آنگاه به منبع يابى روايتها پرداخته و متن تصحيح شده را با منابع و مصادر احاديث نيز سنجيده، و اختلاف نقلها را در پانوشتها ياد كرده است و گاه نيز در پاورقىها توضيحاتى درباره متن و سند احاديث آورده است.
در پايان و در صفحه 587 عنوان فهارس آمده است، اما جز فهرست آيات و منابع، *82* فهرست ديگرى در كتاب نيست.
رساله فى بيان استجابة الدعا
السيد ابن الحسن الطباطبايى، چاپ اول، قم، مؤسسه الامام الهادى(ع)، 1376، 93 ص، رقعى.
رسالهاى است كوتاه درباره چگونگى دعا و استجابت آن و شرايط استجابت. محققان كتاب را بر اساس نسخه موجود در كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى تصحيح كرده و آيات و روايات و اقوال متن را منبع يابى كردهاند و در پانوشتها گاه توضيحاتى در تبيين مطالب متن آوردهاند و در مقدمهاى دراز دامن از شرح حال، آثار و سوانح زندگانى حكيم سخن گفتهاند. فقه و حقوق
تحقيق عن مسألة الغناء (الموسيقى)
فى نظرة الشيخ الاعظم المحقق الانصارى
محمد هادى معرفت، كنگره جهانى دويستمين سالگرد تولد شيخ انصارى، 1373 ش، 29 ص.
مؤلف در اين رساله، به بحث از حكم و موضوع غنا از نظر شيخ انصارى و نقد و بررسى آن پرداخته است.
مؤلف مىنويسد: شيخ انصارى از نظر حكم معتقد است كه غنا حرمت ذاتى ندارد و تنهاعناوين ديگرى از قبيل «لهو» و «باطل مضل» است؛ پس ملاك حرمت نزد شيخ انصارى عنوان «لهو مضل» است. و پس از نقل كلمات اله لغت غنا را تعريف مىكند.
سپس به بررسى دليل كسانى پرداخته كه حرمت غنا را ذاتى مىدانند و گويد: تنها دليل آنان رواياتى است كه قول زور را به غنا تفسير نموده است. سپس در پاسخ مىگويد اين روايات مطلق غنا را نمىگويد، بلكه غنايى كه مشتمل بر كلام باطل باشد. در اين بخش نويسنده كتاب با عقيده شيخ انصارى كاملاً موافق است.
سپس به بررسى موضوع غنا از نظر شيخ انصارى پرداخته و گويد: شيخ معتقد است كه غنا خارجاً هميشه همراه با لهو و باطل است و هيچ گاه از عناوين حرام منفك و جدا نيست، ولى اگر بر فرض غنايى وجود داشت كه لهوى نبود شيخ انصارى آن را حرام نمىداند.
مؤلف كتاب در اين جا به شدت با شيخ انصارى مخالفت ورزيده، مىگويد: از قديم گفتهاند «فقيه در حدس خود متهم است» و شيخ انصارى نيز در شهرهاى مذهبى دزفول و كاشان و نجف اشرف مىزيسته و اطرافيان او فقط عدهاى از مؤمنين و طلاب بودهاند، پس حدس او مطابق با واقع و خارج نيست؛ علاوه بر آن كه شيخ هيچ شاهدى بر اين حدس خود ندارد مخصوصاً كه اگر غنا مساوى با لهو باطل مضل باشد. در اين صورت هرگز قابل تخصيص و استثنا نيست، در حالى كه يقيناً غنا در بعضى موارد تخصيص خورده است و همين تخصيص دليل است كه غنا مساوى با باطل مضل نيست. همچنين احاديث مدح تحسين صوت و نيز ترجيع صورت را دليل قرار داده كه غنا در قراءات قرآن جايز است.
سپس به بحث از ماده پرداخته كه آيا محتواى كلام در غنا بودن يا نبودن صوت تأثيرى دارد يا خير.
به هر حال اين كتاب به رغم حجم اندك آن حرفهاى جديد و مهم و نكتههاى دقيق فقهى دارد.
قواعد فقهى - بخش قضايى
سيد مصطفى محقق داماد، چاپ اول،تهران، مركز نشر علوم اسلامى، 1377، 267 ص، وزيرى.
مؤلف پيشتر قواعد فقهى بخش مدنى را در دو جلد منتشر كرده بود و اكنون جلد سوم را در پيش روى داريم در بخش قضا.
مؤلف در بخش اول كتاب از آيين قضاء در تمدن اسلامى سخن گفته است و در بخش دوم از آيين دادرسى و منابع آن در روزگار رسول الله(ص)، خلفا و روزگار امويان و عباسيان. و در ادامه آناز شرايط و صفات قاضى و بالاخره از قضاوت در ايران از روزگار مغول تا پس از انقلاب اسلامى و در پايان بررسى ادله اثبات دعوى.
آنگاه فصلهاى بعدى است با بخشهاى مختلف و در تبيين توضيح قواعد فقهى - قضايى. قاعده بينه، قاعده اقرار، قاعده من ملك، ولايت حاكم بر ممتنع قاعده دادرسى غيابى، در بحث از همه اين قواعد. ابتدا اصل بحث و تعريف مسأله روشن مىشود و آنگاه مدارك آن گزارش مىشود، سپس ابعاد آن و در پايان نكات مرتبط با آن.
از جمله برجستگىهاى اين اثر مطالعه گسترده مؤلف و سامان بخشى به مباحث به گونهاى تطبيقى با فقه اسلام و نيز دستگاههاى حقوقى ديگر است.
مؤلف كه از حقوق دانان برجسته كشور و از دانش آموختگان حوزوى است، با اشراف به بحث در منابع دينى و افزون بر آن حقوقى ايرانى و غربى و... توانسته است اثرى خواندى ارائه دهد. تاريخ و شرح حال
تاريخ مختصر ادبيات ايران
عباس اقبال آشتيانى، چاپ اول، تهران، نشر هما، 1376، 210 ص، وزيرى.
اقبال آشتيانى از پژوهشگران و مؤلفان بلند آوازه اين ديار است، و آثارش به دقت و استوارى مشهور. وى آهنگ آن داشته است كه تاريخ ادبيات فارسى را از كهنترين روزگاران تا دوره معاصر به گونهاى فشرده در شش دوره بنگارد (ص 108)، اما فقط به نگارش دوره اول از آن شش دوره يعنى تا ظهور غزنويان توفيق مىيابد. مؤلف ابتدا از ادب، اقسام، فوايد و اهميت آن سخن گفته است و آنگاه از ادبيات در دوره هخامنشى، در دوران سلوكى و اشكانى ساسانى، زبانهاى دوره ساسانى و سپس ادبيات ايران *83* بعد از اسلام.
آغاز شعر فارسى، قديمىترين اشعار و اولين شعراى فارسى، آغاز نثر فارسى شعراى عصر سامانى، شاعران قبل از قرن پنجم هجرى، نثر و نثر نويسان و معرفى پارهاى از متون ادب فارسى از جمله مطالبى است كه در اين نوشتار كوتاه و سودمند آمده است. كتاب بر اساس نسخه دست نوشت آن و به همت آقاى مير هاشم محدث تصحيح و نشر يافته است.
ابى بن كعب
شحات السيد زغلول، چاپ اول، قاهره، الهيئه المصريه العامة للكتب، 365 ص، وزيرى.
اين كتاب پژوهشى است درباره ابى بن كعب، شخصيت، تفسير، مدرسه تفسير و قرائت و مصحف وى سامان يافته است.
زندگانى ابى بن كعب، ابى و حجيت نص قرآن، ابى و قرائت قرآن، ابى و حفظ قرآن، ابى و كتابت قرآن، ابى و حديث، ابى در محضر رسول الله(ص)، مدرسه تفسير ابى در مدينه، شاگردان ابى، مصاحف قرآن و مصحفهاى شهرها و آبادىها، چگونگى مصحف ابى از جمله عناوين و فصول اين كتاب است.
سيرى در زندگانى امير المؤمنين(ع)
سيد حسن امين، ترجمه رضا رجب زاده، انتشارات رستگار، مشهد، 1377، 232 ص، رقعى.
اين كتاب مجموعهاى است از مقالاتى كه تنى چند از متفكران در تبيين و تفسير زندگانى، سيره و مواضع امام على(ع) نگاشتهاند. اين مقالات درمجموعه ارجمند «دايرة المعارف الاسلاميه الشيعيه» به چاپ رسيده است. مباحث كتاب با گزارش چگونگى وفات ابوطالب(ع) آغاز شده و آنگاه با گزارش فرزندان امام(ع) و همراهى مولى با پيامبر(ص) و... ادامه يافته است. صفات امام(ع)، سياست علوى، مبانى و شيوههاى سيره امام(ع) و تبيين ابعاد حاكميت امام(ع)، چگونگى شكلگيرى جنگهاى روزگار امام(ع) و پى آمدهاى آن، خطبههاى امام(ع) در نهج البلاغه و آموزههاى طرح شده در نهج البلاغه، از جمله مباحث خواندنى اين كتاب است.
در بخش ديگرى از كتاب با عنوان «شيعه و جايگاه آن در ميان فرق اسلامى» از شيعه و چگونگى شكلگيرى آن سخن رفته و از سير تشيع در تاريخ بحث شده است و در بخشى از آن به نقد ديدگاه هاى كسانى چون احمد امين درباره تشيع پرداخته و نقد شده است.
تاريخ آثار نجومى در دوره عثمانى ج 1 و 2 به زبان تركى و با عناوين انگليسى
احسان اوغلو، رمضان چچن، جواد ايزقى، جميل آكپينار، احسان فضل اوغلو. استانبول، مركز مطالعات تاريخ، فرهنگ و هنر اسلامى، 1997.
كتاب نتيجه ده سال تحقيق در چهارچوب پروژه وسيع تحقيقاتى مركز مزبور درباره تاريخ علوم در جهان اسلام است. هدف اين پروژه نشان دادن و معرفى مشاركت دانشمندان مسلمان در پيشبرد دانش در حوزههاى مختلف علمى در طول سدههاى گذشته است. اين پروژه از روزهاى نخست فعاليت مركز، براى پوشش دادن به همه شاخههاى علوم طبيعى و رياضى تا آن جا كه ممكن بوده، فعاليت داشته و به سلسله شرح حالهايى از فهرست نگاران آثار علمى رشتههاى گوناگون منجر شده است.
نخستين مرحله اين پروژه مربوط به مجموعه آثار نجومى مىشود كه در دوره عثمانى (1922-1299) نوشته شده است. مجموع دستاوردها درباره تاريخ آثار علمى دوران عثمانى در دو جلد چاپ شده است.
مباحث كتاب شامل معرفى فضاى فرهنگى و علمى كه در سايه حكومت سلجوقيان آناتولى به وجود آمده بود، تلاش و فعاليت مدرسها، بيمارستانها، حاكمان علاقهمند به دانش، مراكز علوم نجوم، آثار پارهاى از منجمان آن دوره، تأثير مدرسه نجومى مراغه در سلجوقيان و عثمانيان، كارهاى منجمانى كه همزمان يا قبل از عثمانىها در خارج از حوزه جغرافيايى عثمانيان يا بيرون از نفوذ فعاليتهاى عثمانى زندگى مىكردند و نيز مؤسسات نجومى دوره عثمانيان است.
كتاب به دو بخش اصلى تقسيم مىشود. بخش نخست به معرفى آثارى مىپردازد كه نويسندگان آن شناخته شدهاند و از قديمىترين آثار تا كنون بر پايه تاريخ نشر، تنظيم شده است. اين بخش شامل شرح حال 582 نويسنده است.
بخش دوم آثار نويسندگانى را در بر دارد كه نويسندگان آنها ناشناسند.
مجموعه آثار منجمان كه در اين كتاب گزارش شدهاند 2438 است. كتاب ده نوع نمايه و فهرست دارد. اكثر مقالات در جلد اول است و جلد دوم شامل نمايهها و فهرستهاست.
اميد است اين پژوهش ژرف درباره تلاش علمى در ارتباط با نجوم در دوره عثمانى، خلأيى را كه در پژوهشهاى تاريخ علم و فرهنگ وجود دارد، پر كند.
خرد غربى و آموزش (مطالعات اسلامى قرن هفدهم در لندن)
ج. ج. تومر. لندن، گلرندم، آكسفورد، 1996، 381 ص
با توجه به پوشش وسيع و گسترده اين پژوهش و تكيه اصلى بر منابع اوليه، خلأ آگاهى از مطالعات اسلامى در عصر طلايى يعنى از قرن شانزدهم تا هفدهم ميلادى را پر كرده است.
پژوهش غالباً بر منابع اصلى از قبيل: دست آورد، همكارى و ديگر آثار دانشوران در حوزه پژوهشهاى اسلامى تكيه دارد و توسط منابع دست دوم از قبيل شرح حال دانشمندان و نخستين پژوهشها درباره موضوع مورد بحث، تأييد شده است.
نويسنده با نگاه گذرا به پس زمينههاى قرون وسطى، عوامل اصلى علاقه قابل توجه به *84* مطالعات اسلامى در انگلستان را - كه از اواخر قرن شانزدهم شروع شده - تبيين كرده است. در ضمن خلاصهاى از پيشرفتهاى همگون در ديگر كشورهاى اروپايى در دوره مورد پژوهش را مىآورد. هدف و محدوده اصلى كار وى قرن هفدهم انگلستان است و مراكز عمدهاى كه مطالعات اسلامى در آنها شكوفايى داشته از قبيل كمبريج، آكسفورد و ديگر دانشگاهها و نيز تلاش دانشمندان مهمى كه در اين حوزه پيشگام بودند. نويسنده در پى ارائه شرح حال دانشوران نيست، بجز چند شخصيت برجسته از قبيل راكوك و Grearest كه شرح حال آنان به طور دقيق تبيين نشده است. در اين پژوهش مهمترين گفتار، درباره توسعه و وفور كتب ادبى و مجموعههاى عربى و ديگر نسخ اصلى در كتابخانههاى انگليسى در دوره مورد بحث است. دو فصل اخير كتاب بحث و گفتگو درباره علل كاهش مطالعات اسلامى در انگلستان و ديگر كشورهاى اروپايى در سده هيجدهم است.
كتاب اطلاعات گرانقيمتى در بر دارد و درباره پيشرفت آگاهى در اروپا درباره فرهنگ اسلامى راهگشاست؛ موضوعى كه قبلاً اطلاعى درباره آن وجود نداشت.
تومر (Toomer) استاد دانشگاه ممتاز تاريخ رياضيات دانشگاه براون و وابسته به كرسى تاريخ علوم دانشگاه هاروارد است.
فصل صبر
حميد بصيرت منش، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 228 ص، رقعى.
مجموعهاى است از خاطرههاى پزشكان امام خمينى(ره) و منسوبين آن بزرگوار از روزهاى بيمارى وى. حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى(ره)، دكتر ايرج فاضل، دكتر على اشراقى، دكتر سيد محمد سيادتى از جمله كسانى هستند كه خاطرات آنها در اين مجموعه آمده است.
امام و دفاع مقدس
مجموعهاى از خاطرهها. چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 15 ص، رقعى.
بخش اول از مجموعه خاطرات رزمندگان است. كه پس از ويرايش و نزديك ساختن زبان گفتارى به نگارش با عنوان (يادها) نشر يافته است. در اين مجموعه تلاش بر اين است كه رزماوران و حاضران در جبههها از خاطراتى بگويند كه به گونهاى مرتبط با امام(ره) بوده است. اين مجموعه، بسيار خواندنى است و نشانى از صلابت، استوارى، شكستناپذيرى ،تدبير دقيق در اوج دشوارىها، حق نگرى و حق گرايى امام(ره) - رحمت بى كران الهى بر آن روح منور باد.
خمينى در انقلاب
محمد جواد مرادى نيا. چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 764 ص، رقعى.
در اين كتاب مؤلف بر اساس خاطرات شاهدان عينى و مشاهدات خود و اسناد موجود در ساواك رخدادهاى انقلاب اسلامى در خمين - زادگاه رهبر كبير انقلاب اسلامى امام خمينى(ره) - را از سال 1340 تا 1357 گزارش كرده است.
«خمينى در انقلاب» روايتى است دست اول از رخدادهاى انقلاب اسلامى در خمين كه بايد آن را يكى از نمونههاى شايسته و دقيق «تاريخ محلى» دانست. كتاب در دو بخش سامان يافته است، بخش اول حوادث 1340 تا 1355 با عناوين، از درگذشت آيت الله بروجردى تا تحريم عيد نوروز حوادث 1342، تبعيد امام و پىآمدهاى آن، زندگى و شهادت حجت الاسلام سيد كاظم قريشى، شكلگيرى محفلهاى انقلابى، بخش دوم گزارش حوادث 1355-1357 با عناوين فصول: گرايش وسيع جوانان به مسجد، در انتظار طوفان، مبارزه، مقاومت، پيروزى، بهمن طلوع خورشيد از غرب. ادبيات
ادبيات انقلاب، انقلاب ادبيات
جمعى از نويسندگان، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى،1377 268 ص، وزيرى.
در مهر ماه سال جارى (1377) كنگرهاى به انگيزه ارزيابى ادبيات معاصر و به عنوان تأثيرپذيرى آن از مرجعيت دينى و درك پرتوهاى روش و انديشه امام خمينى(ره) در گستره ادب معاصر سامان مىيابد. به اين كنگره بيش از صد مقاله علمى فرستاده مىشود كه اين مجموعه گزيدهاى است از آن مقاله و عناوين برخى از مقالهها بدين قرار است: بازتاب قيام مردمى پانزده خرداد 42 در ادبيات معاصر، امام خمينى و ادبيات عرفانى، سايه سبك هندى بر غزل عصر انقلاب، انقلاب اسلامى و ادبيات عاميانه تأثير انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى در ادبيات داستانى.
باغ ستارهها
جمعى از نويسندگان، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 504 ص، رقعى.
«باغ ستارهها» عنوانى است زيبا براى مجموعهاى از قطعات و مقالات ادبى در ستايش و رثاى امام خمينى(ره). مقالات و قطعه غالباً با نثرى روان، شكوهمند و احساسى به قلم آمده است و همه نشانگر حضور شگرف آن عزيز از دست رفته در اعماق جان اين امت است. بواقع اين نويسندگان اين همه را از جان و دل و ذهن و زبان همگان گفتهاند. سوزشى كه در مقالات و قطعههاى مرتبط با رثاى امام(ره) است، بسى دلپذير و جانسوز است و نشانى از تپيدن قلبها و به اشك نشستن چشمها و...
بررسى لغت نامه دهخدا
رضا استادى. چاپ اول، قم، ارزشمند، 1377، 184 ص، رقعى.
در اين كتاب مطالب لغت نامه دهخدا در ذيل *85* هشت عنوان بررسى شده و ناراستىهاى آن نموده شده است. غلطهاى واضح و مطالب نادرست، تجليل از افراد خائن، معرفىهاى بد و يا نارسا از شخصيتهاى دينى شناخته شده، يادكرد مطالبى كه به عقيده صريح شيعه درست نيست، مطالب زننده راجع به بنيادهاى دينى، تجليل از حاكمان ستم پيشه، زياده گويى نامناسب درباره بهائيت و يادكرد اشعار ناروا و ناهنجار ذيل همه اين عناوين موارد عيناً آورده شده و موارد آدرس داده شده است. مجموعهها
مجموعه مقالات ج 1
جمعى از نويسندگان. چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 638 ص، وزيرى.
در خرداد ماه سال 1376، و در هشتمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى - رضوان الله عليه - مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره) براى شناسايى و شناساندن آرا و انديشههاى امام(ره) كنگرهاى بين المللى برگزار كرد با عنوان «امام خمينى و احيا تفكر دينى». حضور عالمان، متفكران و انديشوران در اين مجمع چشم گير بوده است. آنان موضوع ياد شده را از زواياى مختلف و از منظرهاى گونه گون به بحث نهادهاند، احياء تفكر دينى از منظر تحول گفتمان ترقى در ايران معاصر، احيا «هويت اسلامى» در نهضت امام خمينى، امام خمينى در احياى انديشه انتظار، امام خمينى و احياى سنتهاى مذهبى، امام خمينى و احياى تفكر فقر ستيزى و عدالتخواهى اسلامى و... از جمله عناوين مقالات اين مجموعه است.
مجموعه مقالات ج 2
جمعى از نويسندگان، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 534 ص، وزيرى.
مجموعه دوم از مقالات كنگره ياد شده است، و عناوين برخى از مقالات آن بدين قرار است: احيا تفكر ظلم ستيزى و عدالتخواهى اسلام در انديشه سياسى امام خمينى، امام خمينى و احيا شخصيت زن مسلمان، اسلام، زن، فمينيسم به قرائت امام خمينى، امام خمينى محيى حكومت اسلامى، جامعهشناسى زن در مقايسه با مرد در ديدگاه امام خمينى، نظريه امام خمينى، احيا بندگى در پايان قرن بيستم، احيا شخصيت زن از ديدگاه امام خمينى، امام خمينى و احيا انتظار فرج، امام خمينى و احيا نماز جمعه، مقايسه ميان الهيات آزاديبخش و جهاد امام خمينى و...
مجموعه مقالات ج 3
جمعى از نويسندگان، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1377، 491 ص، وزيرى.
مجلد سوم از مجموعه مقالات ارائه شده در كنگره ياد شده است. عناوين برخى از مقالات آن بدين قرار است: رهيافتى بر روششناسى احياء دين، درآمدى بر الگوى نوين مرجعيت و رهبرى، انقلاب ادبى در پرتو مكتب امام، رويكرد غرب نسبت به پديده بنيادگرايى اسلامى، امام خمينى و انديشه پيوند حوزه و دانشگاه، موقعيت آينده اسلام و ديگر اديان در صحنه بين المللى، رسالت بين المللى انقلاب اسلامى و...
تأملى بر احياء تفكر دينى
گفتگوها. چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1376، 160 ص، وزيرى.
اين مجموعه نيز از آثار كنگره ياد شده است. در اين مجلد گفتگوها و ميزگردها در موضوع كنگره گزارش شده است.
در اين گفتگوها از مفهوم «احياء تفكر دينى و اصلاح تفكر دينى» نقش امام در احياء تفكر دينى. جايگاه مردم در نظام اسلامى در منظومه فكرى امام، احياء تفكر دينى از منظر فقه سياسى، احيا فكر دينى در واقعيت اجتماعى، احيا تفكر دينى از منظر جامعهشناسى سياسى سخن رفته است.
*
تدوين، چاپ و نشر مجموعهاى با عنوان «ميراث اسلامى ايران» حركتى بود ارزشمند در جهت بازآفرينى و نشر برخى از رسالههاى خرد فرهنگ اسلامى. پيشتر مجلدات متعددى از آن را معرفى كردهايم. اكنون فهرست شمارههاى 6-10 را براى آشنايى و اطلاع محققان يكجا مىآوريم و يادآور مىشويم كه اين مجموعه گرانقدر پس از شماره دهم ديگر نشر نخواهد يافت.
آينه پژوهش
فهرست رسالههاى جلد ششم
1. المعتمد من مذهب الشيعة الامامية. شيخ سديد الدين محمود بن على حمصى رازى(؟). به كوشش محمدرضا انصارى قمى، ص 11-34.
2. رسالة فى علم الكلام. نوشته يكى از متكلمين قرن نهم هجرى به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 35-47.
3. رساله (واجب الاعتقاد على جميع العباد) از علامه حلى(ره).
4. رساله (عقيدة محمد بن مكى) از شهيد اول(ره).
5. رساله (فى بيان ما يجب اعتقاده فى مذهب الامامية) از متكلمى گمنام.
6. رساله (رسالة فى العقيدة) از محقق حلى(ره)، به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 47-69.
7. رساله شكوائيه. سيد ذاكر بفرويى. به كوشش حسين مسرت، ص 70-81.
8. برگى از تاريخ زنجان. برگزيده از كتاب سرگذشت يك ساله. نگارش مرحوم آيت الله العظمى حاج سيد احمد حسينى زنجانى(قده) 10 ذى قعده الحرام 1331 - 10 ذى قعده الحرام 1332. انتخاب و تنظيم *86* سيد محمد جواد شبيرى، ص 83-126.
9. رساله خير الامور. آيت الله احمد زنجانى، به كوشش رسول جعفريان، ص 127-174.
10. رد بر رد قوانين الاصول. ميرزا ابوالقاسم بن حسن گيلانى قمى متوفاى 1231. به كوشش سيد مرتضى سيفى، ص 175-225.
11. مصائب العلماء. در شرح احوال آخوند ملا محمد حسين همدانى. تلخيص و تحرير محمود عالمى، ص 227-273.
12. متن فارسى نزهة الزاهد. به كوشش رسول جعفريان، ص 275-340.
13. دو وقفنامه از دو زن. زبيده بيگم و گوهرشاه. به كوشش نزهت احمدى، ص 341-358.
14. منتخب عقد الجمان فى حوادث الزمان. مفلح بن حسن الصيمرى. به كوشش منصور داداش نژاد، ص 359-398.
15. رساله در اثبات لزوم وجود مجتهد در عصر غيبت. شيخ على نقى كمرهاى. به كوشش سيد ابوالحسن مطلبى، ص 399-430.
16. تنزيه القميين عن المطاعن. ابوالحسن بن محمد طاهر شريف عاملى. به كوشش رسول جعفريان، ص 431-460.
17. فهرست نخسههاى خطى كتابخانه راجه محمود آباد لكهنو. على صدرائى نيا، ص 461-498.
18. راپورت مملكت خراسان با بعضى ملحقات آن. سياحت بنده درگاه عالم پناه حاجى محمد ميرزاى مهندس در ارض اقدس. به كوشش قدرت الله روشنى، ص 499-581.
19. كتابچه ثبت قرآنهاى نفيس خطى و كتب ادعيه كتابخانه حاج ميرزا محمد حسين خان سپهسالار. گردآورنده حاج سيد محمد بقاء اصفهانى «شرف المعالى». به كوشش سيد محمود مرعشى نجفى، ص 583-604.
20. شهر آشوب همدانى. ميرزا محمد شفيع همدانى. به كوشش ايرج افشار، ص 605-652.
سه رساله فلسفى در رد بر شيخيه:
21. رسالة الرد على عقائد الشيخيه.
22. محاكمة بالحجة و البرهان الى من له قلب و عينان و مكالمة بالعدل و الاتقان لاولى الافئدة و الايقان.
23. رد عقايد شيخ احمد احسائى. مولى حسن بن عبدالرحيم مراغى. به كوشش محمود طيار مراغى، ص 653-668.
24. نظم المحاسن و الغرر فى شمائل نبينا سيد البشر. العلامة ابن الحاج. ضبط نصه و قدم له و وضع فهرسه أسعد الطيب، ص 669-682.
دو رساله نوروزيه:
25. رساله نوروزيه. آقا رضى قزوينى.
26. رساله نوروزيه. محمد باقر خاتون آبادى. به كوشش رسول جعفريان، ص 683-712.
27. وقفنامه مدرسه علميه امام صادق كرمانشاه (عمادالدوله سابق). به كوشش اسماعيل محمدى، ص 713-718.
28. تحقيق در مقبره صدر الدين حموى. محمد حسن خان مراغى اعتماد السلطنه. به كوشش محمد سليمانى ساوجى، ص 719-727.
29. گزيده رساله خرنامه. به كوشش مهدى ارجمند، ص 729-738.
30. بزم غريب (سفرنامه مكه) به كوشش محمد مهدى معراجى، ص 739-803.
31. فوائد معزيه. ابوبكر عبدالله بن احمد اسفرزى. به كوشش ايرج افشار، ص 805-814.
فهرست رسالههاى جلد هفتم
32. ساله در رد بر جماعت صوفيان. على قلى جديد الاسلام (پدر آنتونيو دوژزو پرتغالى). به كوشش رسول جعفريان، ص 11.
33. زرنديه، داستان نظارت مأمورين شيره ترياك در زرند كرمان در قالب طنز به شيوه موش و گربه زاكانى به كوشش رسول جعفريان، ص 55.
34. احوال آيت الله ميرزا حسن سبزوارى. به قلم خودش روايت مرحوم معلم حبيب آبادى. به كوشش رسول جعفريان، ص 71.
35. رسالة فى بيان حكم شرب التتن و القهوة. محمد بن الحسن الحر العاملى. به كوشش رسول جعفريان، ص 81.
36. رساله در اخلاق. اقسام مدركات، منطق، الهيات و نجوم، مؤلف مجهول (تأليف در نيمه دوم قرن ششم تا نيمه اول قرن هفتم). به كوشش الهه روحى دل، ص 93.
37. اجازة الحاج محمد زمان الاصفهانى، تحقيق: محمد السمامى الحائرى، ص 155.
38. اشعار نصرت رازى، شهاب سمنانى و حمزه كوچك ورامينى، همراه با رساله منثور اماميه. به كوشش ايرج افشار، ص 189.
39. حالات و اخبار دار العلم شيراز و سفر به اصفهان. ميرزا جان شيرازى. به كوشش ايرج افشار، ص 241.
40. سفرنامه اصفهان، قم و طهران، ميرزا صالح شيرازى، به كوشش ايرج افشار، ص 255.
41. ديوان على نقى كمرهاى. دكتر ابوالقاسم سرى، ص 285.
42. مونس الابرار در رد صوفيان. شيخ الاسلام ملا محمد طاهر قمى. به كوشش محمد رضا ارجمند، ص 423.
43. اشعريان قم. محمد على معلم حبيب آبادى. به كوشش ناصر باقرى بيدهندى، ص 439.
44. فهرست صد و چهار نسخه خطى. على صدرائى خوئى، ص 463.
45. سفرنامه عتبات. امين الشرع خوئى. به كوشش على صدرائى خوئى، ص 489.
*87* 46. پنج رساله اعتقادى. به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 531.
47. زندگينامه دوازده امام در المقصد الاقصى فى ترجمة المستقصى. كمال الدين حسين خوارزمى. به كوشش ابوالفضل حافظيان، ص 579.
48. نضرة الناظرين و نزهة الباصرين. العالم الفاضل السيد اسماعيل التنكابنى رحمه الله. اعداد الشيخ احمد محمد رضا الحائرى، ص 655.
49. هفتاد و سه نسخه با ارزش در كتابخانه وزيرى يزد. حسين مسرت، ص 731.
50. سفرنامه كربلاى معلى. على نائينى صفاء السلطنه. به كوشش صادق برزگر، ص 751.
51. راههاى سيستان. به كوشش منصور صفت گل، ص 769.
52. اللمعة التايخية فى بيوتات كربلاء و الغاضرية. العلامة الاديب الشيخ محمد على القصير الحائرى. اعداد الشيخ احمد محمد رضا الحائرى، ص 811.
53. شرح حال ميرزا محمد حسن زنوزى و معاصران وى. از مؤلفى ناشناخته. به كوشش على رفيعى علامرودشتى، ص 855.
فهرست رسالههاى جلد هشتم
54. التحفة الجلالية فى انساب الطالبية. علامه نسابه سيد جمال الدين احمد بن على بن عنبه حسنى. به كوشش سيد محمود مرعشى نجفى، ص 13-123.
55. نخبة الزهرة الثمينة فى نسب اشراف المدينة. للعلامة النسابة السيد على بن الحسن بن شد قم الحسينى. به كوشش السيد مهدى الرجائى، ص 124-141.
56. ترجمه منظوم روضة الشهداء يا داستان سوزناك كربلا. سراينده روحانى و شاعر بلند پايه كرد عبدالله زيور. به كوشش رسول جعفريان، ص 143-236.
57. رسالهاى درباره حروف قرآن و اعجاز آن. فياض. به كوشش جويا جهانبخش، ص 237-255.
58. احتجاجاتى در استر آباد. فياض. به كوشش جويا جهانبخش، ص 256-295.
59. صد و يك سخن منظوم عادل. به كوشش جويا جهانبخش، ص 297-316.
60. رساله سير و سلوك. صدر الدين قونوى. ترجمه عبدالغفور لارى، به كوشش حامد ناجى اصفهانى، ص 317-332.
61. وجوب حكومت ميرزا محمد نايينى. به كوشش عليرضا دستگردى، ص 333-348.
62. پهلويات و رباعيات شيخ على نقى كمرهاى. على نقى كمرهاى. به كوشش دكتر سيد ابوالقاسم سرى، ص 349-380.
63. تذكرة المعاصرين. ميرزا ابوالقاسم امين الشرع خوئى. به كوشش على صدرائى خوئى، ص 381-427.
64. شصت و هفت نسخه خطى نفيس در يزد. سيد محمد كاظم مدرسى، ص 429-466.
65. قواعد العقائد او الرسالة الإعتقادية. خواجه نصير الدين الطوسى. به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 467-498.
66. الاعتقادات. على بن حسن بن على بن شدقم. زين الدين الحسينى المدنى. به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 499-508.
67. غنية المكلفين فى اصول الدين. متكلمى گمنام از قرن هشتم هجرى. به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 509-512.
68. أرجوزة فى شرح «الياقوت» فى علم الكلام. شهاب الدين اسماعيل ابن العودى الاسدى الحلى. به كوشش محمد رضا انصارى قمى، ص 513-533.
69. آگهى شهان از تاريخ جهان يا سالشمار تاريخ ايران (بخش رخدادهاى سالهاى 1194-1344 ق) «دوره قاجاريه». ميرزا حسن خان جابرى انصارى. به كوشش رسول جعفريان، ص 535-626.
70. علما و مزارات سمرقند. مؤلف؟ به كوشش م. ارجمند، ص 627-651.
71. كتابچه كلام الله و كتب كتابخانه آستان قدس رضوى. به كوشش سيد محمود مرعشى، ص 653-776.
فهرست رسالههاى جلد نهم
72. المسائل الاربعينية. تاليف شهيد اول (م 786) به كوشش رضا مختارى، ص 13-24.
73. سياحتنامه يك وقايع نگار روس در ايران (سال 1887م / 1305 ه) ترجمه سيد عبدالله مترجم روسى. به كوشش محمد گلبن، ص 25-54.
74. فتح قلعه گوك تپه در دوران فرمانروايى ركن الدوله در سيستان و بلوچستان به سال 1298 ه.ق. به كوشش محمد گلبن، ص 55-72.
75. فهرست نسخههاى خطى تازه مدرسه نمازى خوى. على صدرائى خوئى، ص 73-106.
76. تاريخ مشروطيت امين الشرع خويى. به كوشش على صدرائى خوئى، ص 107-177.
ثلاثة رسائل قزوينية:
77. مناظرات آيت الله السيد محمد تقى القزوينى مع العلامة الشيخ احمد الاحسائى.
78. حياة آيت الله السيد محمد تقى القزوينى. بقلمه الشريف.
79. حياة العلامة السيد ابوالقاسم التقوى حفيد السيد محمد تقى القزوينى. بقلمه الشريف ايضا. به كوشش عبدالحسين جواهر كلام، ص 179-198.
*شش رساله سياسى و اجتماعى مرحوم آيت الله سيد عبدالحسين لارى. به كوشش سيد على ميرشريفى.
80. ولاية الفقيه، ص 203.
81. قانون مشروطه مشروعه، ص 217.
82. قانون اتحاد ملت و دولت، ص 239.
*88* 83. رساله سؤال و جواب از مصرف اجناس خارجى، ص 249.
84. قانون اداره بلديه، ص 251.
85. بيانيه دفاعيه در جنگ بين الملل اول، ص 269.
86. نخبة البشر فى احوال علماء القرن الرابع عشر. محمد كاظم بن احمد بن محمد جعفر الجزائرى الموسوى، به كوش حسين متقى، ص 275-290.
87. سفرنامه قم (1300). جعفر قلى خان. به كوشش حسين متقى، ص 291-298.
88. فوائد رضويه يا مسافرت ارض اقدس خراسان. شيخ اسماعيل فرزند شيخ ابراهيم ديزجى زنجانى (1378-1309 ق). به كوشش حسين متقى، ص 299-336.
89. سفرنامه منظوم حج. زوجه ميرزا خليل. به كوشش رسول جعفريان، ص 337-391.
90. حوادث الايام القسم الاول من محرم سنة 1391 الى شوال سنة 1394 (از 23 اسفند 1349 تا آبان 1353). العلامة الجليل المرحوم الحاج الشيخ عباس الحائرى. اعداد الشيخ احمد محمدرضا الحائرى، ص 393-508.
91. دو شرح و سيزده جواب از قصيده بلند ابوالمفاخر رازى شاعر بلند پايه شيعى قرن ششم هجرى. به كوشش اصغر ارادتى، ص 509-563.
92. سفرنامه قم (از زنجان تا قم، 1335 ق). آيت الله سيد احمد شبيرى زنجانى. به كوشش سيد جواد شبيرى، ص 565-654.
93. سفرنامه قم. كامران ميرزا نايب السلطنه. به كوشش ايرج افشار، ص 655-664.
94. سفرنامه پطرز بورغ. ميرزا حسن منشى اسرار. به كوشش ايرج افشار، ص 665-670.
95. وقفنامه مدرسه اماميه شيراز. به كوشش ايرج افشار، ص 671-683.
فهرست رسالههاى جلد دهم
96. تاريخ تهاجمات و جنايات ارامنه. اسماعيل سيميتقو و سردار ماكو در آذربايجان. ميرزا ابوالقاسم امين الشرع خويى. به كوشش على صدرائى خويى، ص 11-80.
97. حوادث الايام، القسم الثانى، الشيخ عباس الحائرى. الشيخ احمد محمد رضا الحائرى، ص 81-176.
98. العقد الطهماسبى. شيخ حسين بن عبد الصمد. جبعى عاملى حارثى همدانى. به كوشش محمد حسين روحانى رودسرى، ص 177-222.
99. گزارش سرخس. سفرنامه عبدالله سرهنگ. به كوشش و با مقدمه محمد گلبن، ص 223-264.
100. نجاة الامراء، ميرشاهى بن محمد حاتمى. به كوشش ابوالفضل حافظيان، ص 265-352.
101. الرحلة العراقية. السيد محمد هارون الهندى. اعداد الشيخ احمد محمد رضا الحائرى، ص 453-420.
102. شرح مرموزات سخنان عطار. مؤلف، مجهول. به كوشش الهه روحى دل، ص 421-434.
103. رسالة الالفاظ المختصره. مؤلف، مجهول به كوشش الهه روحى، ص 435-448.
104. خاطرات اديب الملك حكمران قم. به كوشش على رفيعى علامرو دشتى، ص 449-496.
105. حاج ميراز محمد على بن احمد انصارى قراجه داغى. به كوشش محمد باقر بدوى، ص 497-520.
106. عراضة الاخوان در سفرنامه خراسان. محمد على معلم حبيب آبادى. به كوشش صادق برزگر، ص 521-564.
107. فهرست نسخههاى خطى. مدرسه امام صادق(ع) قزوين. محمود طيار مراغى، ص 565-693.
108. نسخههاى خطى مدرسه صاحب الامر و سيد الشهدا عليهما السلام (آشتيان). صادق حضرتى، ص 695-744.
109. نسخههاى خطى رجائى زفرهاى. محمد حسن رجائى زفرهاى. ص 745-754.
110. شصت و سه نسخه دگر از نسخ خطى مدرسه نمازى خوى. على صدرائى خويى، ص 755-781.
معرفى آثار شهيد مصطفى خم
مجلههاى پژوهشى
ارم (ضميمه بصائر)
شماره 3، مهر 77
خبرگان در صحيفه نور؛ خبرگان در كلام آفتاب؛ مردم و مشروعيت؛ حكومت دينى و دموكراسى؛ آشنايى با نحوه انتخاب و حدود اختيارات؛ رهبران چند كشور خارجى؛ شورا، اعلميت، مرجعيت و ولايت فقيه و....
برنامه و بودجه
سال سوم، شماره 4 و 5، مرداد و شهريور 77
الگوى بودجه عمومى دولت؛ اوضاع بازار جهانى و داخلى؛ فهرست مقالههاى مجله برنامه و...
پاسدار اسلام
شماره 202، مهر 77
محاسبه نفس؛ غروب گل محمدى؛ مفاتيح ترنم؛ حكومت فدرال؛ راه حل بحران افغانستان؛ با جوانان؛ گوشهاى از شخصيت صديقه كبرى(س) و...
پاسدار اسلام
شماره 203، آبان 77
سخنان معصومان (جهاد، لباس عزت)؛ نفس مسوله؛ در مكتب على(ع)؛ سيره امام على(ع)؛ ماهيت ولايت فقيه؛ پارساى پايدار؛ حكومت افغانستان و قوم پشتون و...
پيام حوزه
سال پنجم، شماره دوم (پياپى 18)، تابستان 77
مصوبات؛ كليات دينشناسى(4)؛ حضور دين در هميشه تاريخ؛ زهد در اسلام از ديد شهيد مطهرى؛ اسطورههاى تقوا؛ صحاح سته؛ نقد مبانى كثرت گرايى دينى؛ نكات درباره دعاى رجبيه؛ زندگى نامه خودنوشت مرحوم آيت الله سيد محمد عصار(ره)؛ دستورالعملى از محقق سبزوارى؛ آشنايى با مدرسه علميه دماوند؛ نگاهى به تازههاى نشر و...
پيام زن
سال هفتم، شماره هشتم (پياپى 80)، آبان 77
زاينده رود، سرود شكفتن زيبايى (گزارش)؛ گفتگو با فرشتگان ايثار و پرستاران شهادت(2)؛ تاريخ ولادت فاطمه(س)؛ زنان، مادران زمين؛ زنان در كابل؛ فرار به سوى جنون؛ در سايه همسايه؛ اخلاق معاشرت؛ مشاوره؛ قصههاى بىبى؛ روشهاى تربيت؛ نكاتى درباره قصه نويسى و...
تراثنا
السنة الثالثة عشرة، العدد الاول (49)، محرم 1418 ه
الابادة لحكم الوضع على حديث: «ذكر على (ع)»؛ فهرست مخطوطات مكتبة القائينى(1)؛ التعريف بوجوب حق الوالدين، من انباء التراث و...
ترجمان وحى
سال دوم، شماره سوم، شهريور 77
قرآن پژوهى پيشرو؛ نقد و بررسى ترجمه شاه ولى الله دهلوى؛ راه دستيابى به ترجمهاى مطلوب از قرآن؛ نقد و بررسى ترجمههاى آذرى قرآن كريم؛ مقدمه بر ترجمه قرآن؛ گزارش ترجمههاى قرآن كريم به زبان روسى؛ مصاحبه با دكتر ميرزا ملا احمد؛ اخبار ترجمه قرآن؛ ترجمهاى ديگر از قرآن مجيد به زبان انگليسى؛ ترجمهاى نوين از قرآن به زبان فرانسه و...
التوحيد
السنة السابعسة عشرة، رجب 1419 ه، تشرين الثانى، 1998 م
المجتمع المدنى... محاولة اولية لتبيئة المفهوم؛ المجتمع المدنى الاسلامى؛ الارضية الاجتماعية لنشوء المجتمع المدنى؛ الدين والمجتمع المدنى؛ المجتمع المدنى و اشكالية التغيير فى مجتمع الدولة الاسلامية؛ الامام الخمينى والمجتمع المدنى.. البعد القانونى؛ محمد الغزالى.. السيرة و الافكار و...
جهان كتاب
سال سوم، شماره 17 و 18 (پياپى 65 و 66)، مهر 77
رنگآميزىهاى خيال و ذهن؛ همچون باد نوشتن؛ در هزار توى خاطرات و داورىها؛ هويت، رمان جديد ميلان كوندرا؛ هنر طنز و وسوسه نوشتن: گفتگو با وودى آلن؛ آسيبشناسى نظام آموزشى از منظر *93* كتابهاى حل المسائل؛ درباره كتابهاى جنب درسى و آموزش جوانان؛ تب حل المسائل و بيمارىهاى نظام آموزشى؛ دردهاى نظام آموزشى ما؛ هدف، آموختن نيست؛ تازههاى بازار كتاب و...
جهان كتاب
سال سوم، شماره 19 و 20، آبان 77
آموزش، سر فصل تحول در نشر؛ لحظههايى به كميابى شعر؛ ترجمه جادويى؛ جاذبه مهلك، حكايت تو، حكايت من؛ روايت سه نظامى؛ توين بى و تاريخ تمدن؛ در شناساندن تاريخ، فرهنگ و ادبيات ارمنى؛ تازههاى بازار كتاب و...
حوزه
سال پانزدهم، شماره سوم (پياپى 87)، مرداد و شهريور 77
مصاحبه با آيت الله حاج عليرضا ممجد؛ پويايى اسلام در پويه زمان(2)؛ شيوه پرسازى خلأهاى قانونى(22)؛ حيات طيبه (پاك زيستى)؛ مدرسه كربلا پس از فروپاشى بغداد(4) و...
حرم
سال هشتم، شماره 53، شهريور 77
در رواق نور؛ كرامات رضوى؛ تاريخ آستان قدس رضوى؛ تجلى هنر در آستان قدس رضوى و...
دانشگاه اسلامى
سال دوم، شماره ششم، پاييز 77
امام خمينى و چالشهاى نظرى حكومت ولايى؛ نقدهايى بر دموكراسى از ديدگاه انديشمندان غرب؛ سياست وحكومت در نظريه سياسى امام خمينى(ره)؛ مبانى اسلامى حاكميت سياسى؛ انقلاب عدالت خواهى و دو انديشمند معاصر آبان انديشه سياسى شهيد مطهرى(ره)؛ اقتدار دينى؛ اقدامى اصولى در اسلامى كردن دانشگاهها؛ بررسى ميزان آگاهى كادر مامايى مراكز بهداشتى درمانى و آموزشى و...
دانشگاه علوم اسلامى رضوى
سال دوم، شماره چهارم
آزادى انديشه در قرآن؛ راز بروز تدريج در آفرينش؛ نقد نظريه نسخ از ديدگاه آيت الله خويى؛ دانش خداوند و فراز و فرودهاى زندگى تكرارهاى لفظى در تنزيل؛ سيماى زن در قرآن؛ كتابشناسى قرآن قلمرو شورا؛ بيعت و انتخابات در حكومت اسلامى و...
راهبرد
شماره 15 و 16، بهار و تابستان 77
مسؤوليت رييس جمهور در اجراى قانون اساسى و جايگاه هيأت پيگيرى و نظارت؛ مقدمهاى بر تحليل جامعه شناختى علم از ديدگاه ابن خلدون؛ روششناسى مطالعات استراتژيك؛ تحليلى بر بحران اقتصادى شرق آسيا؛ جامعه مدنى جهانى و حاكميت حقوق بين الملل؛ ظهور و سقوط آتى نظام جهانى سرمايهدارى؛ مفاهيمى براى تجزيه و تحليل مقايسهاى؛ شوراى امنيت: گذشته و حال...؛ جهانى شدن، منطقهاى شدن و توسعه جهان سوم؛ گزارشى در پنجاه و چهارمين اجلاس كميسيون حقوق بشر و...
رسالة التقريب
الدورة الخامسة، العدد التاسع عشر و العشرون، محرم - جمادى الثانية 1419 ه، 1998 م
التنسيق فى العمل الاسلامى المشترك؛ القصص القرآنى(7)؛ الهدنة؛ اثر المعتزلة على الادب العربى؛ التغيير؛ احياء الاسلام او لا؛ حقايق هامة فى الحوار الاسلامى - القومى؛ الحوار الايرانى - العربى؛ كلمة الامام الخامنئى فى المولد النبوى الشريف؛ الصحافة فى مرصد التقريب و...
رسانه
سال نهم، شماره 2، تابستان 77
روزنامه نگارى آرمانى در جامعه مدنى؛ ساختار نشريات سياسى - اجتماعى كشور؛ اركان حقوق آزادى مطبوعات؛ هيأت نظارت بر مطبوعات؛ انقلاب ارتباطات و افزايش تقاضا از نظام سياسى؛ روزنامه نظامى؛ ميثاق اخلاق حرفهاى روزنامه نگارى؛ كتابهاى تازه و...
رهيافت
شماره پانزدهم، بهار 77
روش تحقيق: كم و كيف و راهكارها؛ ارزشيابى تحقيقات؛ ابزارى براى ارزيابى مجلات علمى؛ وضعيت پژوهش ما چگونه است؟؛ سنجش عملكرد پژوهشگران؛ كيفيت وارزشيابى آن در آموزش عالى؛ خصوصيات ايجاد يك محيط پژوهشى بارور؛ خلاقيت و كلان علم؛ مؤسسه علمى - تحقيقاتى ماكس پلانك؛ شهرك علمى - تحقيقاتى اصفهان و...
شهاب
سال چهارم، شماره اول (پياپى 11)، بهار 77
ويژهنامه فرهنگبان اسلام: آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره) سرآمد تبارشناسان معاصر؛ جهانى است بنشسته در گوشهاى؛ در محضر استاد؛ درس خارج آيت الله العظمى مرعشى نجفى؛ دست به دامان اقيانوس؛ شيدايى و ولايت؛ امالى ديزجى؛ شيفته خدمت؛ رياض العلماء اين گونه به دست آمده؛ در سايه احقاق الحق؛ نگاهى به المسلسلات فى الاجازات؛ نسخههاى كهن و جديد نهج البلاغه؛ بهاى نسخههاى خطى؛ شيفتگان كتاب؛ كتاب و كتابخانه در قرآن و سنت؛ پاپيروس؛ از فراز و نشيب ويراستارى آشنايى با دفتر نشر ميراث مكتوب؛ از بهتر نويسى يا بيشتر نويسى؛ كتابخانههاى تخصصى؛ كتابخانه حرم مكى؛ سفر به تركمنستان و...
صنعت چاپ
شماره 189، شهريور 77
گشتى در بازار توليد، خريد و فروش دفتر؛ چاپخانه بود كه مرا به نويسندگى كشاند؛ شوراى صنعت بسته بندى و محيط زيست incpe؛ بنياد فنى هنرهاى گرافيكى آمريكا GATF؛ *94* ايرانشناسى، طبيعت و صنعت؛ طرح شهرك چاپ قم وارد مراحل اجرايى شد و...
صنعت چاپ
شماره 190، مهر 77
آينده صنعت چاپ از اين قرار است؛ تكنولوژى و روندهاى صنعت چاپ؛ مرورى بر صنايع چاپ ژاپن؛ گزارش يك ايرانى از آيپكس و...
العالم
السنة 14، العدد 640، 26 سپتمبر (ايلول) 1998 م، جمادى الثانية 1419 ه
الاسلاميون و التوجها الاميركية؛ المؤتمر الاول لطالب الدراسات الاسلامية فى بيروت؛ نعانى من دعاة الاجتهاد و تفسير هم الغريب للاسلام؛ بين ازدواجية القرارات الدولية و طموحات صدام حسين؛ ابتكار طرق جديدة لاعاده احياء الصحرا؛ اللوى اليهودى مصدر تهديد للسياسة الخارجية الاميركية(3) و...
علوم حديث
سال سوم، شماره دوم (پياپى 8)، تابستان 77
موانع فهم حديث؛ منع تدوين حديث؛ رازها و رمزها؛ مخالفان نگارش حديث در صدر اسلام؛ دروغ پردازان در حوزه حديث اهل سنت؛ جامعيت قرآن از نگاه احاديث؛ دوازده امام در منابع اهل سنت؛ گفتگو با استاد كاظم مدير شانه چى؛ كتابشناسى توصيفى كتب حديث شيعه؛ تحريف «مكارم الاخلاق»؛ الدر النظيم فى مناقب الائمه اللهاميم؛ نقد «نهج الحياة، يا فرهنگ سخنان فاطمه(س)»؛ نقدى بر نرمافزار «موسوعة الحديث الشريف» و...
فرهنگ همدان
سال چهارم، شماره 13 و 14، بهار و تابستان 77
آشيانهاى بر فراز درخت سپيدار؛ تحليل تاريخى صادرات همدان، تويسركان؛ نخستين گام در تدوين و نگارش حديث؛ برگى از سفرنامه منظوم سالك قزوينى و...
فصلنامه مصباح
شماره 25، بهار 77
چشم انداز به فرهنگ و رهبرى در سازمان؛ تعريف، كشف و توسعه رهبرى شخصى در سازمان؛ آمادگى مديران، عامل مؤثر در تعيين سبك تصميمگيرى؛ رهبرى تحول آفرين؛ ماهيت رهبرى سازمان؛ كتابشناسى رهبرى سازمانى؛ گزارش سمينار و معرفى پايان نامه و...
فقه
شماره پانزدهم و شانزدهم، بهار و تابستان 77
استقبال از شبههها؛ همسر در سراى شوهر؛ ارث زنان، از همه دارائى شوهر، يا بخشى از آن؛ حق سرپرستى و نگهدارى كودك؛ گزارشى از آراء و ديدگاهها، در باب داورى زنان؛ بحثى درباره كرّ؛ مرورى بر رسالههاى عمليه(2)؛ معرفى كتاب «غنا، موسيقى ج 1 و 2» و...
قبسات
سال دوم، شماره پنجم و ششم، پاييز و زمستان 76
خدا و آزادى؛ آزادى مذهبى و رشد تفكر در اسلام؛ آزادى در خاك؛ پيشينه تاريخى نظريه ولايت فقيه؛ جماعت گرايى؛ درآمدى بر دينشناسى يونگ؛ مبانى نظرى حقوق بشر در اسلام؛ جستارى در گونههاى آزادى، اصلاح جامعه در انديشه سيد جمال؛ معرفى كتاب و...
القضايا الاسلامية معاصرة
العدد الثالث، 1419-1998
العقلانية، التراث و المعاصرة، قراءة النص فى الفكر العربى المعاصر؛ المشهد الثقافى العربى: الماضى و الحاضر؛ المشهد الثقافى العربى: هموم و تطلعات؛ موقف الاسلام من العلولمة فى المجال الثقافى و السياسى؛ على الوردى عالم الاجتماع المثير للجدل؛ مقاربة فى النص: وقفة مع على حرب فى مشروعه؛ اواليات الجابرى بين النظرية و التطبيق و...
كلام اسلامى
سال هفتم، شماره 27، پاييز 77
دو نظريه ديگر در تبيين وحى؛ چالش فلسفى غزالى و ابن رشد(2)؛ صائبان در گذر تاريخ(3)؛ ايمان و عقلانيت؛ مساله شرور(2)؛ توحيديه (شعر)؛ محدود بودن شريعت حضرت موسى و مسيح(ع) به بنى اسرائيل؛ تضمين چكامه شيخ شهيد نورى در مدح امام زمان(عج)؛ سازگارى و همسويى علم و دين، سپاسنامه ملت مصر و جهان عرب از خدمات درخشان ملت ايران؛ احمد بن حنبل و جلوههاى تشيع در گفتار او، التصوف غايتاً واسلوباً و...
كوثر
سال دوم، شماره 19، مهر 77
هنرهاى زهرايى؛ ستارگان حرم؛ آئينه ايام؛ على بن مهزيار اهوازى؛ در سايه ضريح؛ سيماى ابو خالد كابلى؛ ارتباط مسجد و مدرسه؛ اولين مسجد؛ و...
كوثر
سال دوم، شماره 20، آبان 77
مولود كعبه؛ جانباز بهشتى؛ ستارگان حرم؛ گزارشى از عتبات عاليات؛ تنديس عدالت؛ امام سجاد و تربيت فرزند؛ ابوالاسود دوئلى؛ امامت متقين و مجلس خبرگان و...
كيهان انديشه
شماره 79، مرداد و شهريور 77
رويكردهاى نو در معرفت دينى؛ قرآن و عرفان از نگاه علامه طباطبايى؛ آگاهىهايى درباره دوره صفوى از زبان محمد تقى مجلسى؛ كريم خان زند وانگليس در خليج فارس؛ شرح خطبه توحيديه؛ كاستىها و ضعفها در لغت نامه دهخدا؛ معماى جديد استقراء؛ نقد و ارزيابى متون روايات تفسيرى؛ اوهام پيرامون نامتناهى و...
كيهان فرهنگى سال پانزدهم، شماره 144، مرداد 77
كانون نويسندگان ايران، از ظهور تا سقوط؛ *95* مسيحيت و مساله دنيوى شدن دين؛ صيد غرض در عرض؛ نقدى بر «شرح مشكلات تاريخ جهانگشاى جوينى»؛ موج و دريا در مثنوى؛ قربانى ايران باستان؛ شاملو از آغاز تا...؛ زبان فارسى حامل پيام انقلاب اسلامى؛ جلال را بايد دوباره شناخت و...
كيهان فرهنگى
سال پانزدهم، شماره 145، شهريور 77
دين و دمكراسى، همساز يا متباين؟ شرم و آزرم در دو اثر غنايى؛ فلسفه پوزيتيويسم منطقى و الهيات؛ سربداران سمرقند؛ هنر قدسى در مقابر برجى؛ بيان احساس در هنر؛ دست بر دوش تركيب، در سرزمين خط و...
كيهان فرهنگى
سال پانزدهم، شماره 146، مهر 77
پيشينه تاريخ اديان؛ سربداران سمرقند؛ دماوند، كوه مينوى واساطير؛ نقد نظريههاى اخلاقى در انديشه استاد مطهرى؛ سيرى در هنر آشورى؛ از قائم مقام فراهانى تا جمالزاده؛ گفتارى در باب فرهنگ(10)؛ اقبال، پيرو مولوى و....
گلستان
سال اول، شماره 1، بهار 76
زبان فارسى و هويت ملى؛ مثنوى، روشى آسان براى فهم برخى مشكلات قرآن؛ مسائل كلامى در شعر عطار؛ نثر فارسى امروز؛ نكتهاى در تأثير كلام الله مجيد بر شعر فارسى؛ هنروران و افقهاى روحانى و معنوى؛ نكاتى پيرامون شعر نيما؛ تازههاى كتاب و مجلات و...
مترجم
سال هفتم، شماره 26، بهار و تابستان 77
بازتابى از رخشندگىها؛ نقد ترجمه در ايران؛ جايگزينى و اهميت آن در ترجمه؛ نمره گذارى يانمره گزارى؟؛ بيانيه انجمن مترجمان آلمان؛ تبديل پاشاى ترك به آدمك چاق و بزرگ؛ عنوان و ترجمه آن؛ نقد ترجمه ادبى؛ تئورى ترجمه در غرب(3)؛ نكاتى در ترجمه؛ تجربه و تفنن در ترجمه و...
مجلس و پژوهش
سال پنجم، شماره 25، مرداد - شهريور 77
از قانون مدارى نهراسيم؛ استيضاح، ژرف كاوى يك پديده؛ كارنامه استيضاح، قبل و پس از انقلاب؛ استيضاح، نظارت و توازن قوا؛ بازشناسى مؤلفههاى مؤثر بر اختلاس در ايران؛ اقتصاد اسلامى؛ پيدايش الگويى نو؛ دو لايحه در بوته نقد؛ اخبار مجالس دنيا؛ تازههاى نشر درباره موضوعات حكومتى و...
مديريت دولتى
شماره 39، بهار 77
نقش سازنده زنان در ارتقاى دانش بهره ورى؛ نظرى بر مبانى نظام «مديريت منطقهاى»؛ تازههاى نشر و...
مسجد
سال هفتم، شماره 37 و 38، فروردين، ارديبهشت، خرداد و تير 77
رهبرى از ديدگاه مذاهب اسلامى؛ اسلام و نيازهاى زمان از ديد شهيد مطهرى؛ سيرى در نماسازى مساجد در ادوار اسلامى؛ تلاقى دين و هنر در معمارى اسلامى ايران؛ مسجد در جامعه اسلامى امروز؛ مسجد الاقصى؛ مسجد الرسول سعادت آباد تهران؛ شرايط موفقيت تبليغ و...
مسجد
سال هفتم، شماره 39، مرداد و شهريور 77
نقش مردم و جايگاه خبرگان در حكومت اسلامى؛ حكومت اسلامى بر اساس دين؛ زمان و مكان و تحول موضوعات احكام؛ فعاليت مساجد در عصر پيامبر(ص)؛ مسجد جامع دامغان؛ فضاى معنوى معمارى مسلمانان و...
معرفت
سال هفتم، شماره اول، تابستان 77
اخلاق و عرفان اسلامى، ميزگرد نظام سياسى اسلام؛ ليبراليسم؛ فلسفه علوم اجتماعى؛ دانش، ارزش و فرهنگ؛ بحثى پيرامون ماده از نظر فيزيك جديد و نتايج آن؛ نظم و مهار اجتماعى؛ ناسيوناليسم؛ مطالعه مردم شناسانه دين؛ پيامبر(ص) در عهدين و...
ميقات حج
سال ششم، شماره 24، تابستان 77
حج و رهبرى؛ ضيافتى با ميزبان خدا؛ توسعه جديد مسجد الحرام؛ در نشستى با العمراوى (عمروى)؛ افسانه غرانيق؛ ره آوردى از ديار دوست؛ آموزههايى از كعبه؛ موقعيت اقتصادى مدينه منوره در دوران جاهليت و اسلام؛ نشستى با رئيس محترم سازمان حج و زيارت؛ يك كتاب در يك مقاله؛ نگاهى به مطبوعات عربستان و...
نامه مفيد
سال چهارم، شماره اول (پياپى 13)، بهار 77
ربا از گناهان كبيره و استثناناپذير است؛ تحليلى بر: علمى نبودن اقتصاد اسلامى از نظر آيت الله صدر؛ وضعيت بازار ارز در اقتصاد امروز ايران؛ معيارهاى توزيع درآمد و عدالت؛ مقدمهاى بر منطق علمى پيشبينى؛ نظام تأمين مالى اسلامى و بسيج منابع انسانى در آن؛ مطالعهاى پيرامون مسؤوليت مدنى دولت در فقه اماميه و حقوق موضوعه؛ انسان در تاريخ، فلسفه سياسى و فلسفه و...
ندا
سال هشتم، شماره 24، تابستان 77
زن و دفاع مقدس؛ رويكرد به آموزههاى امام خمينى(ره) تنها راه مقابله با بدفهمىها و تحريفهاست؛ دادگاههاى عام، از تصور تا واقعيت؛ لطفاً بايستيد، اين جا آخر خط است! و...
نمايه
سال هشتم، شماره 6(پياپى 78)،شهريور 77
سال هشتم، شماره 7(پياپى 79)، مهر 77
نمايه نشريات علمى، فرهنگى، اجتماعى و كتابهاى روز.
فهرست آثار برنارد لوئيس1
مازن بن صلاح مطبقانى
## ترجمه رسول جعفريان ## توضيح مترجم:
برنارد لوئيس (Bernard Lewis) در 31 ماه مىسال 1916 در لندن متولد شد. او در دانشگاه لندن تحصيل كرد و به سال 1936 فوق ليسانس خود را در رشته تاريخ و سه سال بعد دكتراى خود را دريافت كرد. در همين مدت يك سال را (1937) در فرانسه بسر برد. پس از آن براى تحقيقات بيشتر به خاورميانه سفر كرد. وى سپس به عنوان دستيار در رشته تاريخ اسلامى در مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى به سال 1938 تعيين شد و به سال 1940 به مقام استادى رسيد. جنگ، رشته كارهاى علمى او را براى مدتى منقطع كرد و او در ارتش بريتانيا به خدمت پرداخت. در اين دوره جذب دفتر روابط خارجى شد تا با استفاده از توانايىهاى زبانى و قدرت تحليل و آگاهىهايى كه درباره خاورميانه داشت، به اين دفتر كمك كند. پس از پايان جنگ، وى به مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى بازگشت و در سال 1949 عنوان پروفسورى را در تاريخ خاور نزديك و ميانه به دست آورد. او افزون بر دانشگاه لندن، در تعدادى از دانشگاهها به عنوان استاد مدعو خدمت كرده است؛ از جمله: دانشگاه كلمبيا، اينديانا، پرينستون و كاليفرنيا. يك سال هم عضو مؤسسه مطالعات پيشرفته در دانشگاه پرينستون بوده است. وى در سال 1974 لندن را براى هميشه به قصد پرينستون ترك كرد و تا سال 1986 كه بازنشسته شد، در آن جا بود. وى عضو بسيارى از انجمنها و مراكز پژوهشى بوده است؛ از جمله در آكادمى انگليس در سال 1963، در Institue d;Egupte در 1969، جامعه تاريخ نگاران ترك، انجمن فيلسوفان امريكايى در سال 1973، آكادمى آمريكايى هنر و علم در سال 1983، مدرسه مطالعات آسيايى و افريقايى در لندن و مؤسسه آسيايى پاريس عضويت و همكارى داشته است. او در سال 1973 از دست وزير فرهنگ تركيه تقديرنامه دريافت كرد و از چندين مركز و دانشگاه دكتراى افتخارى گرفت؛ از جمله دانشگاه عبرى در اورشليم، دانشگاه تل آويو، دانشگاه دولتى نيويورك، دانشگاه پنسيلوانيا، و كالج مركزى عبرى(2). وى هم اكنون مسؤول مؤسسه اننبرگ براى تحقيقات يهودى است كه كارش پىگيرى و حمايت از تحقيقاتى است كه به نوعى با يهود و بنى اسرائيل ارتباط دارد.
همان گونه كه از اشارات موجود در معرفى بالا به دست مىآيد، لوئيس از مستشرقان بنام يهودى است كه در مهمترين *97* مراكز علمى در اروپا وامريكا، طى چند دهه گذشته فعال بوده و دهها كتاب و مقاله درباره اسلام، فرقههاى اسلامى، تاريخ خاورميانه و مسائل اعراب و اسرائيل تأليف كرده است. از ميان آثار وى چندى هم به فارسى درآمده كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد. در سال 1986 ميلادى، كه سال بازنشستگى وى هم بود، يادواره هفتادمين سال زندگى وى نشر شد. در آن جا فهرستى از آثار وى به زبانهايى كه خود به آنها نگاشته يا زبانهايى كه آثارش به آنها ترجمه شده، آمده است. اين آثار به طور عمده تابعى است از سه علقه اساسى مؤلف، نخست عربى بودن و مستشرق بودن، دوم يهودى بودن و سوم محقق بودن و البته مىتوان جاى ترتيب آنها را عوض كرد.
در فروردين ماه 1377 كه به حج تمتع مشرف شدم، يك پايان نامه دكتراى دانشگاهى يافتم با اين مشخصات:
الاستشراق و الاتجاهات الفكرية فى التاريخ الاسلامى، دراسة تطبيقية على كتابات برنارد لويس. تأليف الدكتور مازن بن صلاح مطبقانى، رياض، مطبوعات مكتبة الملك فهد الوطنيه، 1416/1995، 614 ص.
مرورى بر كتاب نشان داد كه وى به معرفى و نقد آثار لوئيس پرداخته و در طى كار با خود لوئيس هم ارتباط داشته و برخى از نامههاى وى را در كتاب خود آورده است. مؤلف نوشته خود را از روى تدين نگاشته و با علقه وسيعى كه با اسلام سنى و زاويه ديد عربى دارد، به نقد آثار لوئيس پرداخته است.
فصلهاى مهم اين كتاب عبارتند از:
باب اول درباره ماهيت شرقشناسى انگليسى و امريكايى، شامل سه فصل: فصل نخست در طبيعت شرقشناسى انگليسى و شرقشناسى امريكايى؛ فصل دوم درباره زندگى نامه علمى لوئيس و منابع فكرى او در نگاهش به شرق؛ فصل سوم آثار برنارد لوئيس (كه اين مقاله ترجمه اين فصل از كتاب است).
باب دوم درباره مواضع لوئيس نسبت به متون اسلامى، شامل چهار فصل: فصل نخست موضع لوئيس نسبت به قرآن كريم؛ فصل دوم موضع لوئيس نسبت به حديث نبوى؛ فصل سوم عقايد و آراى وى درباره فرق اسلامى؛ فصل چهارم آراى وى درباره برخى از مسائل فقهى.
باب سوم درباره لوئيس و تاريخ اسلام، شامل هفت فصل: فصل نخست درباره سيره نبوى؛ فصل دوم خلافت خلفاى چهار گانه نخست؛ فصل سوم درباره فتوحات؛ فصل چهارم تاريخ اسلامى جديد شامل دولت عثمانى و مسائل فلسطين؛ فصل پنجم درباره تمدن اسلامى؛ فصل ششم درباره جامعه اسلامى و فصل هفتم درباره شيوه لوئيس در بررسى تاريخ اسلام.
باب چهارم درباره نقد روش لوئيس در بررسى تاريخ اسلام و تمدن اسلامى، شامل سه فصل است: فصل نخست درباره ديدگاه لوئيس نسبت به مذاهب فكرى معاصر؛ فصل دوم درباره غرب زدگى در جهان اسلامى؛ فصل سوم موضع لوئيس نسبت به جنبشهاى اسلامى معاصر.
خاتمهاى در پايان كتاب آمده است و سپس چند ضميمه شامل دو نامه از لوئيس؛ گزارش ملاقات مؤلف با لوئيس در سال 1988 و سه نامه از سه نويسنده است.
تصميم گرفتم تا فصلى را كه نويسنده به تأليفات لوئيس اختصاص داده و در ذيل بيشتر آنها سعى كرده تا توضيحى درباره ماهيت هر عنوان و ديدگاههاى مؤلف به دست دهد، ترجمه كنم. كار ترجمه در همان مكه خاتمه يافت. در سفرى كه در اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد امسال به امريكا داشتم، شمارى از آثار لوئيس را نيز به دست آوردم. از تاليفات لوئيس چنين به دست مىآيد كه وى تحقيقات خود را در دايره وسيعى از مباحث تاريخ اسلام تا تاريخ معاصر خاورميانه و نيز درباره خلافت عثمانى تا تركيه جديد، توسعه داده و درباره بسيارى از مسائل عمده تمدن اسلامى اظهار نظر نموده است. اين مقدار توسعه، جداى از علايق شخصى مؤلف نسبت به اين مباحث، و صرف نظر از اين كه تا چه اندازه اصول پژوهش را مراعات كرده و يا جانب انصاف را رعايت كرده، نشان مىدهد كه لوئيس، پژوهش خود را در اختيار مسائل روز قرار داده و به نوعى كار سياسى كرده است. البته شايد برخى از كارهاى وى، از جمله رساله دكتراى او درباره اسماعيليه از اين مسأله مستثنى باشد. وى در سالهاى دوران خدمت خود در ارتش به خوبى ياد گرفته كه چگونه اطلاعات خود را در اختيار سياست قرار دهد. طبعا اين مسأله روى كارهاى بعدى وى تأثير گذاشته است. علاوه بر *98* اين، او يك يهودى است و علاقهمندبه بقاى اسرائيل. در اين صورت،تعهدى براى دفاع از اين اعتقاد خود داشته و نيز كارهاى علمى خود را، با همه تلاشى كه براى علمى كردن آنها مىكرده، به نوعى در خدمت اين تعهد قرار داده است. البته لوئيس متعلق به نسلى از مستشرقان است كه هيچ گاه به صراحت با مسائل شرق و دنياى اسلام برخورد نمىكنند، بلكه مىكوشند تا در قالب پژوهشهاى علمى و رعايت بى طرفى از نوع ويژه غربى، و با مراعات اين كه نوشتههايشان، خوانندگان و به ويژه خواننده شرقى را آزار ندهد، مسائل مورد علاقه خود را نشر دهند.
اما آنچه مىماند اين كه برخى از كارهاى وى به فارسى ترجمه شده كه به اجمال به آنها اشاره مىكنيم:
1. فدائيان اسماعيلى، ترجمه فريدون بدرهاى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1371.
2. تاريخ اسماعيليان، ترجمه فريدون بدرهاى، تهران، توس، 1362.
3. نخستين مسلمانان در اروپا، ترجمه م. قائد، تهران، نشر مركز، 1374، 426 ص. Discovery of EuropeThe Muslim اين كتاب يكى از كتابهاى قابل توجه لوئيس است كه به فارسى ترجمه شده است. يك مصاحبه نيز با لوئيس از سال 1984 در انتهاى كتاب آمده كه در شناخت لوئيس قابل توجه و مفيد است. متأسفانه مترجم فاضل كتاب، باتوجيهى نادرست، بخشى مهمى از ارجاعات كتاب را به بهانه آن كه «به زبانهاى مختلف از قبيل تركى و عربى و ايتاليايى و غيره است» حذف كرده تا «حجم آن را بيهوده» نيفزوده باشد. به يقين اين كار درستى نيست، زيرا مىدانيم كه همه ارجاعات تنها براى مراجعه خواننده نيست، بلكه براى اتقان كار مؤلف نيز هست. از سوى ديگر، در دنياى امروز نوشتهها به هر زبانى اعم از آثار عربى يا تركى يا حتى ايتاليايى ،قابل وصل است.
4. ظهور تركيه نوين، ترجمه محسن على سبحانى، تهران، ناشر مترجم، 1372، 671 ص. ترجمهاى است از: The Emergence Of Modern Turkey اين اثر يكى از مهمترين كتابهاى لوئيس و در موضوعى است كه زمينه كار تخصصى اوست.
5. مقاله «مفاهيم انقلاب در اسلام» Islamic Concepts Of Revolution از مجموعه in the Middle EastRevolution، مجله تحقيقات اسلامى، (گروه ترجمه)، (وابسته به بنياد دايرة المعارف اسلامى) سال هفتم، شماره 2، 1371، ص 85-99. مترجمان، ابتدا نقدى كوتاه بر مقاله زدهاند و سپس نقد ادوارد سعيد را بر اين مقاله در انتها (ص 101-104) آوردهاند. اينك فصل تأليفات لوئيس از استاد مطبقانى.
*** آثار و تأليفات لوئيس
كارهاى علمى و زمينه فعاليتهاى علمى برنارد لوئيس گسترده است. بنابراين به نظر مىرسد كه بايستى كارهاى وى را بر اساس زمينهها و موضوعات علمى تقسيم بندى كرد. برخى آثار تأليفى او را در زمينههاى عربى و اسلامى است؛ برخى مربوط به فعاليتهاى مختلف او در ارائه سخنرانى و شركت در كنفرانسها ياسخنرانىهاى راديويى و تلويزيونى و يا مشاورههاى سياسى و برخى ديگر به صورت اشراف به رسالههاى دانشگاهى. 1. تأليفات
لوئيس به تقريب در تمامى زمينههاى عربى و اسلامى تأليفاتى دارد كه به ديد مؤلف اين سطور، بهتر است به صورت موضوعى شناسانده شود. موضوعاتى چون تاريخ اسلام، جنبشهاى اسلامى معاصر، جامعه اسلامى، تحقيقات ويژه مربوط به عثمانى، نوشتهها و مقالاتى درباره يهود و فلسطين. الف. تاريخ اسلام
نخستين اثر او در اين زمينه «تاريخ عرب» اوست، با اين مشخصات:
1. The Arabs in History, (London, hutchinson, 1950), 5th edition, 1970 Reprints in 1975, 77, 81, 84
اين كتاب با عنوان «العرب فى التاريخ» توسط بنيه امين فارس و محمود يوسف زايد به عربى ترجمه شده است (بيروت، دارالعلم للملايين، 1954).
*99* مؤلف تصريح كردهاست كه هدفش در اين كتاب، يك بررسى تاريخى از وضعيت عرب نبوده، بلكه هدف ارائه نقطه نظرهاى خاصى بوده كه به نوعى نگرش وى را درباره جايگاه عرب در تاريخ نشان مىدهد. اين كتاب پنج بار چاپ شده كه در برخى از آنها، تنها اصلاحات جزئى به عمل آمده، اما مضمون كتاب تغيير نكرده است. مؤلف يادآور شده كه كتاب براى خواننده عادى نوشته شده كه چندان به ارجاعات و حواشى توجهى ندارد. به همين دليل، نقلها را به طور مستند نياورده و تنها در پايان فهرستى از منابع به دست داده كه به طور عمده آثار متشرقان اروپايى است كه به كار تاريخ اسلام پرداختهاند. او در بسيارى از مسائل از روشهاى آنان پيروى كرده و يك نمونه مهم از آن تشكيك در قرآن مجيد و اظهار اين نكته است كه قرآن از كتابهاى آسمانى پيشين بهره برده؛ همين طور ترديد در صحت احاديث و نقد روشهاى علماى حديث.
2. The Cambridge History Of Islam. 2Vols in 4.Cambrige: Cambrige University Press. 0791 )Co-editor with others(.
«تاريخ اسلام كمبريج» اين مجموعه دو جلدى در اصل چهار جزء است كه گروهى از نويسندگان آن را تأليف كردهاند. لوئيس دو مقاله در آن نوشته، يكى با عنوان «مصر و روسيه» كه از تطور دولت اسلامى در اين دو كشور سخن گفته و نقطه ثقل او در مصر بر موقعيت قبطىها نسبت به دولت اسلامى و فشارها و مالياتهايى است كه به نظر او از سوى حكومت بر آنها اعمال مىشده است. وى از جنبشهاى سياسى و فكرى مصر و سوريه نيز بحث كرده است. مقاله ديگر وى درباره «حكومت، جامعه و زندگى اقتصادى در دوره خلافت عباسى و فاطمى» است.
3. Islam in History. London: Alcove Press, 1973
سومين كتاب وى «اسلام در گذر تاريخ است». اين كتاب مجموعهاى از بحثها و بررسىهايى است كه لوئيس قبلاً به صورت مقاله منتشر كرده يا در كنفرانسها و گردهمايىهاى مختلف ارائه كرده كه موضوع آن برخى از مسائل تاريخ اسلام از صدر تا كنون است. برخى از مقالات جنبه فكرى و تعدادى نيز جنبه تاريخى دارد؛ به همين دليل كتاب فاقد يكدستى در موضوع و روش تأليف و نگارش است.(3)
4. History - Remembered. Recovered. Invented Princton: Printcon University Press, 1975. Reprintes New York: Simon and Schuster. 1987
عنوان چهارمين اثر «حافظه تاريخى، كشف و بازسازى آن» است. هدف لوئيس در اين كتاب بحث از فلسفه تاريخى است كه به طور ميدانى، براى تطبيق از تاريخ خاورميانه استفاده مىكند. همان طور كه عنوان اشاره دارد، لوئيس تاريخ را به سه نوع تقسيم مىكند. ياد از گذشته كه افراد، قبايل و دولتها در آن شريكند. دوم بازشناسى و باز اكتشاف تاريخ گذشته به مانند آنچه محمد رضا پهلوى تحت عنوان جشنهاى دو هزار و پانصد ساله براى تولد دولت هخامنشى برگزار كرد(4) و نيز مانند حادثه مسادا در تاريخ يهودى، سوم بازسازى تاريخ كه به هدف تحكيم سلطه و اهداف ديگر ارائه مىشود. يكى از حساسيتهاى ذهنى لوئيس طعن بر تلاشهاى مسلمانان درباره اندلس است، با اين تصور كه مسلمانان مىكوشند تا نقش تمدنى خود را در اين بلاد بزرگ نشان دهند.
5. The Muslim Discovery of Europe. New York: W.W.Norton, 1982
پنجمين عنوان «كشف اروپا توسط مسلمانان» است. اصل اين كتاب، بحثى است كه در مجله «الدراسات الشرقيه والافريقيه، 1957» ارائه شده است. مؤلف در اين بحث، به تلاش مورخان براى كشف اروپا برابر دنياى اسلام و موضع آنها نسبت به يكديگر پرداخته است. در اصل وى در صدد بحث از چگونگى موضع دنياى اسلام نسبت به اروپاست و اين كه چگونه اين موضع راهى از تجاهل تمام عيار تا خضوع و پذيرش غرب زدگى را طى كرده است. وى بر آن است كه عامل اين تجاهل، اين باور مسلمانان بوده كه اروپا چيزى براى عرضه به دنياى اسلام ندارد. ديگر آن كه مسلمانان به همان چيزى از انديشه و نظام كه دارند مىتوانند بسنده كنند. [در نقد لوئيس بايد گفت] درباره تجاهل مورد نظر مسلمانان نسبت به عادى بودن *100* وضعيت اروپا در قرون وسطى، بايد توجه داشت كه اين تنها نظر مسلمانان نيست، بلكه يك باور علمى رايج است. درباره اكتفاى به داشتها نيز ميان زمينههاى فكرى و نظامى كه اسلام عرضه كرده و بر هر آن چه كه بشر مىتواند بدان برسد برترى دارد، با اقتباس از علم و فن بايد تفاوت گذاشت. تاريخ نشان مىدهد كه مسلمانان باب بهرهگيرى از ساير تمدنها را گشوده بودند و كارهاى ترجمه در همه زمينهها مؤيد اين مسأله است. ب. انديشه سياسى اسلام و جنبشهاى اسلامى معاصر
مبحث انديشه سياسى، از مباحث مورد علاقه لوئيس است. تلاش وى نيز در بحث از جنبشهاى اسلم از دو زاويه است. نخست موضع آنها نسبت به فلسطين و ديگرى موضع آنها نسبت به غرب. از جمله نوشتههاى وى در اين زمينه موارد زير است:
1."Communism and Islam" in International Affairs, Vol.30 Jan. 1954, pp.1-12
«كمونيسم و اسلام» چاپ شده در مجله مسائل بين المللى، 1954. اصل اين نوشته، بحثى است كه او در Chatham House در ششم اكتبر سال 1953 ارائه كرده است. وى تلاش كرده تا قرابتى ميان انديشه كمونيسم و اسلام، به ويژه در زمينه سلطه و پذيرش آن به دست دهد.
2. Return of Islam in Commentary, jan 1967, pp. 89-101
«تفسيرى از بازگشت اسلام» اين مقاله بار ديگر در نشريه Middle East Review و براى بار سوم ضمن كتابى با عنوان زير چاپ شده است:
Religion and Politic in the Middle East, Princeton: Princeton University Press, 1981
مجله «الدعوة المصريه» كه در اطريش چاپ مىشود، اين نوشتار را ترجمه كرده و ضمن شمارههاى 84-89 از ذى قعده سال 1403 تا صفر 1404 آن را منتشر كرده است.
لوئيس در اين نوشتار، بر اهميت دين اسلام و نقش آن در رخدادهاى دنياى اسلام تأكيده كرده و از دولت اسلامى و اثرپذيرى آن از عقيده اسلامى با اشاره به دولتى كه پس از هجرت، توسط رسول خدا(ص) در مدنيه ايجاد شد، سخن گفته است. ادوارد سعيد در كتاب الاستشراق يادآور شده كه اين نوشتار، تكرار مقالهاى است كه پيش از آن لوئيس درباره «مفاهيم اسلامى درباره انقلاب» ( RvolutionIslamic Concept of) نوشته است.
*
3. Politics and war (In Islam) in the Legacy of Islam, edited by Joseph Schatcht, C. E. Bpsworth. (oxford: 1974) pp. 156-208
اين بحث نيز به عربى ترجمه شده است(5).
لوئيس در اين نوشتار، با اشاره به اين سخن منسوب به عيسى(ع) كه «مال قيصر را به قيصر بدهيد و مال خدا را به خدا» به بحث از ارتباط دين و سياست به صورت تطبيقى ميان انديشه اسلام و مسيحى پرداخته است. او همچنين از مسأله جهاد و فتوحات اسلامى سخن گفته، همان گونه كه درباره كلمه «امت» نيز به بحث پرداخته است، با اين تصور كه اصل كلمه عبرى است. وى همچنين از نامههاى پيامبر به رؤسا و شاهان زمانش بحث كرده، در حالى كه در درستى آنها اظهار ترديد كرده است!
4. الدولة والفرد فى المجتمع الاسلامى. بحثى است كه لوئيس در كنفرانسى كه يونسكو در اكتبر 1986 تحت عنوان «رؤية الاسلام السياسية و الاخلاق» در پاريس منعقد كرد، ارائه نمود. ترجمه آن در مجله «الثقافه» (الجزاير، سال نهم، صفر - ربيع الاول 1406 / نوامبر - دسامبر 1985، ص 71-87) به چاپ رسيد. لوئيس همين بحث را به گونهاى مختصر در مجله «مدرسة الدارسات الشرقية و الافريقية سال 1986 تحت عنوان
"On the Quietist and Activist Traditions in Islamic Political Writing" in Bulletin of the school of Oriental and african Studies, vol.49 (1986):pp.141-147
*101* چاپ كرد. مؤلف در اين بحث به برخى از مسائل مهم در انديشه سياسى اسلام پرداخته كه شاخصترين آنها پذيرش سلطه از سوى فرد است. وى فكر سياسى - اسلامى را در اين زمينه، به دو موضع تسليم و تمرد تقسيم كرده و با ارائه دلايلى تلاش كرده تا ثابت كند موضع غالب، موضع تسليم و خضوع بوده است. وى در اين بحث، آنچه را در جامعه اسلامى رخ داده به پاى باورهاى اسلامى گذاشته كه انسان مسلمان را به مجرد اظهار شهادتين از بندگى و ذلت در برابر هر چيزى جز خداى واحد خارج مىكند.
5. Usurpes and Tyrants: Notes on Some Islamic Political Terms in Logos Islamikos: Studia islamica in honorem Georgii Michaelis Wickens, edited by proger M.Savory and Dinisius A.Agius,pp.952-762, Papers nin Mediaeval Studies6.Toronto:1984.
«غاصبان و زورگويان» ملاحظاتى است درباره برخى از اصطلاحهاى سياسى - اسلامى (1984). چنين به دست مىآيد كه بحث از اصطلاحات و مفاهيم، از مسائل مورد توجه لوئيس است؛ به طورى كه در بسيارى از مقالات به آنها پرداخته و در نهايت كتابى با عنوان «زبان سياسى اسلام» منتشر كرده است:
Political language of islam, chicago and london, 1988
لوئيس در نظارت و اشراف بر محققى يهودى به نام Ami Ayolan بحثى را با عنوان «نظرة الشرق الا وسطيين للغرب: دراسة فى المصطلحات السياسة» در سال 1980 انجام داد.
«نگاه خاورميانهها به غرب، تحقيقى در اصطلاحات سياسى». پيش از آن لوئيس اندكى پس از جنگ جهانى دوم كتابى با عنوان
Handbook of diplomatic and political arabic (london: 1947)
reprinted in 1956
.دوب هدناسر پاچ هب )6591 پاچ ديدجت و 7391( »ىبرع ىسايس و كيتاملپيد تاحلاطصا ىامنهار«
6. Islamic political movements"in middle east insight.1954
3,(april 1984)pp.12-17.
جنبشهاى سياسى در اسلام. اين نوشتار بار ديگر در مجله Middle East Review تابستان 1985، (ص 23-27) چاپ شد. لوئيس در اين نوشتار، به تلاش دولتهاى اسلامى در همكارى و ايجاد مؤسسات و نشستهاى بين المللى مانند رابطة العالم الاسلامى و سازمان كنفرانس اسلامى اشاره كرده است. وى به طور غير مستقيم، مسأله حضور دين را در ميان دولتها به تمسخر گرفته و نمونههايى از دولتهاى اروپايى در ارتباط با ملتهايشان كه كاتوليك يا پروتستان بودهاند و نيز نشستهاى دولتهاى جنوب شرق آسيا كه بودايى هستند، ارائه داده است.
زمانى كه انقلاب ايران انجام شد، لوئيس بار ديگر به بحث از انقلاب در اسلام و انديشه سياسى در مقالات روزنامه به ويژه در مجله New York Review of book پرداخت. در اين جا بايد از كتاب او كه شهرت زيادى يافت و به زبان عربى هم ترجمه شد، يعنى كتاب الشرق الاوسط و العرب كه توسط نبيل صبحى ترجمه (بدون مشخصات محل نشر و ناشر و همان توسط دارالمختار الاسلامى) چاپ شد، اشاره كنيم. لوئيس در اين كتاب به مسائل مختلفى پرداخته كه از جمله آنها غرب گرايى و عقيده اسلامى است. ج: فرقههاى اسلامى
1. The Origins of islamism. (cambridge: 1940)reprinted in new york 1975.
«اصول الاسماعيلية» ترجمة خليل احمد جلو و جاسم محمد الرجب، بغداد مكتبة المثنى، 1954. اين كتاب رساله دكتراى لوئيس است كه آن را به مدرسه مطالعات شرقى و افريقايى در سال 1939 ارائه كرده و يك سال پس از آن منتشر شده است. رساله زير نظر هاميلتون گيب به انجام رسيده است. وى بحث را در دو قسمت عنوان كرده. قسمت نخست از مصادر سخن گفته و آنها را به مصادر شيعى و سنى تقسيم كرده و ارزش منابع سنى را، هم به دليل مسائل اختلافى ميان سنى و شيعه و هم از آن رو كه سنيان از منابع شيعى آگاهى نداشتهاند، اندك دانسته است. در قسمت دوم، از اصل موضوع سخن گفته *102* است. وى در اين باره، به بحثهاى فراوانى كه مستشرقان نوشتهاند، مراجعه كرده و گويا شاگردى لوئيس نسبت به ماسينسون سبب علاقه او به اين قبيل مباحث فرقهاى شده است. لوئيس مقالات ديگرى هم درباره فرقههاى اسلامى دارد. از جمله
2. "Saladin and the assassins" in buketin of the school of oriental and african studies, 15 (1952)pp.239-245.
صلاح الدين و حشاشين
3. "The sources of the history of the syrian assassins" in speculum 17 (1952)pp.475-486.
منابع تاريخ حشاشين در سوريه
4. Assassins of syria and islamilis of persia" in la persia nel medioevo (rome:1971) pp.573-580.
حشاشين در سوريه و اسماعيلىها در فارس
5. the assassins: a radical sect in islam (london:1967)new york:1968.
اين كتاب را سهيل زكار تحت عنوان «الحشيشه» (دمشق، 1971) و بار ديگر محمد العزب موسى (قاهره، 1968) ترجمه كردهاند. اين كتاب افزون بر آن كه به تاريخ اين فرقه افراطى پرداخته، تلاشى است از سوى لوئيس براى دادن جلوهاى زيبا به اين فرقه. با اين تصور كه فرقه مزبور صاحب انديشه سياسى و اقتصادى بوده و انگيزه آن مبارزه عليه فساد دولتهاى حاكم بوده است.
6. "Some observation on the significance of heresy in the history of islam" in studia islamica 1 (1952)pp.34-63.
ملاحظاتى درباره بدعت گرايى در تاريخ اسلام(1953). لوئيس در اين نوشتار به بحث از عقيده اسلامى و بنيادهاى آن پرداخته و به ويژه بر اجماع و عدم امكان آن سخن گفته است.
همين طور از اصطلاح «هرطقه» و ريشه مسيحى آن و نيز عدم اصالت آن در عقيده اسلامى و اين كه اصطلاح بدعت و غلو به آن نزديك است. لوئيس از رده و راههاى تطبيق ارتداد نيز بحث كرده است.
7. "The faith and faithful" in the world of islam (london:1967)pp.23-40.
اين كتاب در امريكا با عنوان«الاسلام و العالم العربى» چاپ شده است.
8. Islam and the arabic world, new york, 1976.
اين كتاب با اشراف و مقدمه شش صفحهاى لوئيس كه به مسائل مختلفى از تاريخ اسلام پرداخته، منتشر شده است. نقطه ثقل آن بحث، تاريخ سياسى است كه در ضمن عناوينى فرعىتر مانند طبيعت دولت اسلامى، نخستين وظايف، خلافت، گريز عرب از سلطه و جز آنها آمده است.(6)
اما اصل بحث را لوئيس به اختصار برگزار كرده پس از آن به اركان پنجگانه پرداخته، سپس از جوامع مختلف و مناسبات اهل ذمه و ديگر قضايايى سخن گفته كه در جاى ديگرى به آن پرداخته خواهد شد.(7) د: جامعه اسلامى
عبدالعزيز الدورى اين بحث را تحت عنوان «النقابات الاسلامية» ترجمه و در مجلة الرساله (مجلد 8، ص 696-698؛ 735-737؛ 786-788؛ 973-975) منتشر كرده است.
1. The islamic guids" in economic history review 8(1937)pp.20-37.
لوئيس اين مسأله را از زاويه اقتصادى و اجتماعى مورد بحث قرار داده است. نقابتها در دوره نخست برگرفته از جنبشها و فرقههاى منحرف بوده است. وى در ضمن بحث از نقابتها به نظام سازى اجتماعى و اقتصادى پرداخته و در بحث، به آنچه استادش ماسينيون نوشته، استناد كرده است. *103*
2. Men, women and traditions in turkey. the geographical magazine december,1959.pp.346-354.
«مردان، زنان و عادات در تركيه». اين بحث در «المجلة الجغرافية» در شماره دسامبر 1959 چاپ شده است. لوئيس در اين بحث روابط بين مرد و زن را در تركيه مورد بحث قرار داده و به عادتهاى تركى ناشى از ورود و يا تحكم تفكر لائيك، بر اين مناسبات بحث كرده است.
3. "Goverment, society and economic life under the abasids and fatmids" in the cambridge medieval history (new edition)vol.4.cambridge:1966.
حكومت، جامعه و زندگى اقتصادى در دولت عباسيان و فاطميان.
4. Sources for the economic history of the middle east in studies in the economic history of the middle east from the rise of islam to present day. )edited by m.a.cook(,london:1970)pp.78-92.
«منابع تاريخ اقتصادى خاورميانه از ظهور اسلام تا عصر حاضر (1966)»
ه. دولت عثمانى و تركيه جديد:
كار لوئيس روى دولت عثمانى و تركيه جديد با انتشار نخستين كار او در اين زمينه در سال 1950 با عنوان زير آغاز شد.
1. Notes and document from the turkish archives (jerusalem: israel oriental society:1952).
«يادداشتها و اسناد آرشيو تركيه. جمعيت شرقشناسى اسرائيلى، 1952.
لوئيس كتاب دومش را كه «ظهور تركيه جديد» نام داشت با عنوان زير منتشر كرد:
2. the emergence of modern turkey (london and new york:1961).
متن اصلاح شده آن در سال 1968 چاپ شد و پس از آن در سالهاى 1969 و 1987 تجديد چاپ شد. وى در سال 1963 كتاب ديگرى را درباره تمدن عثمانى منتشر كرد:
3. Istanbul and the civilization of the ottoman empire (norman: university of oklahoma press:1963).
«استانبول و تمدن امپراطورى عثمانى». اين كتاب به زبان عربى ترجمه شده و چاپ نخست آن در بنغازى در ليبى به سال 1974 و چاپ دوم آن با ترجمه رضوان سيد با عنوان «اسطانبول و حاضرة الخلافة الاسلاميه» (جده، الدار السعوديه، 1402/1982) به شكل خوبى چاپ شده است.
هدف لوئيس در اين تأليف، طعنه در انديشه سياسى اسلام، موقعيت علما در اسلام و نيز طعنه در عبادات است. مترجم، به رغم آن كه تخصصى در مورد مسائل دولت عثمانى ندارد، تعليقاتى در رد بر لوئيس در مسائل اسلامى نوشته كه خشم لوئيس را برانگيخته است. مترجم اين مطلب را در مقدمه آورده است. لوئيس درباره تركيه مقالات ديگرى هم دارد كه عبارتند از:
1. "The ottoman archives as source for the history of the arab lands"in journal of the royal asiatic society (1951)pp.139-155.
«آرشيو عثمانى، منبعى براى تاريخ سرزمينهاى عربى».
2. "Tecnet developments in turky" in international affairs,27 (1951)pp.320-331.
«تحولات جديد در تركيه» در مجله مسائل بين الملل (1951)
3. "The impact of the french revolution on turky" in journal of world history.1(1952)pp.105-125.
«تأثير انقلاب فرانسه در تركيه» در مجله تاريخ جهان (1952). لوئيس در اين مقاله تأثير انقلاب فرانسه را از زاويه فكرى با بحث از دلائل مقبوليت انقلاب فرانسه آغاز كرده و دليل آن را چنين عنوان كرده كه انقلاب به دليل اعتقادش به جدايى دين از سياست يا به تعبيرى عِلمانيت، با مسيحيت دشمنى مىكرده است. همچنين لوئيس برخى از انديشههايى به مانند آزادى و برابرى را كه معتقد است به تركيه انتقال يافته، مورد بحث قرار داده است.
4. "Islamic revival in turky" in international affairs,vol.18jan.1952,pp.38-48.
«احياى اسلام در تركيه» در مجله مسائل بين المللى، *104* مجلد 18، 1952.
لوئيس در اين مقاله، مظاهر احياى اسلام در تركيه بويژه بعد از مرگ مصطفى كمال را مورد بحث قرار داده است. نخستين مورد از نظر فرهنگى، برخورد تركها با ترجمه دايرة المعارف الاسلاميه مستشرقان به همان شكل غربى است. آنها ذيل هر مدخلى از مدخلها، تعليقات زيادى كه خطاها و اشتباهات مستشرقان را نشان مىدهد، افزودند. نمونه دوم از جنبش احياى اسلام، درخواست آموزشهاى اسلامى در مدارس است؛ اين حركت در گستردگى چاپ كتابهاى اسلامى رفت و شد در مساجد نيز خود را نشان مىدهد. على رغم وجود اين پديدهها، لوئيس بعيد مىداند كه تركها يا ساير مسلمانان بتوانند ميان بهترينهاى شرق و غرب جمع كنند، زيرا فايدهاى در اين كار وجود ندارد.
5. "Constantinople and the arabs "in the of constantinople: a sysposium )london(: uni-fall and african studies,1955)pp.versity school of oriental 12-17.
اين متن به تركى ترجمه شده است. موضوع آن «قسطنطنيه و عرب» است كه در كنفرانسى درباره سقوط قسطنطنيه ارائه شده و ضمن مجموعه بحثهاى كنفرانس مزبور توسط مدرسه مطالعات شرقى و افريقايى در سال 1955 چاپ شد. اين كنفرانس در ماه مى 1953 به مناسبت پانصدمين سالگرد فتح قسطنطنيه (سقوط قسطنطنيه) برگزار شد. لوئيس در اين بحث از تلاشهاى مكرر مسلمانان براى فتح اين شهر سخن گفته و برخى از احاديث پيشگويانه در فتح اين شهر را ياد كرده، اما به اسناد احاديث مزبور و درجه صحت آنها توجهى نكرده و تنها به ذكر آنها در كنزالعمال بسنده كرده است. وى عدم تحقق اين پيشگويىها را يادآور شده و آنها را به تمسخر گرفته است.
6. "sssome reflection on decline of the ottoman empire" in studia islamic 9 (1958)pp.11-24.
«بازتابهاى سقوط امپراتورى عثمانى» (1958). لوئيس در آغاز اين بحث يادآور شده كه در بررسى اضمحلال دولت عثمانى كوتاهى صورت گرفته است. پس از آن سه دسته عوامل را كه به نظر وى در سقوط دولت عثمانى مؤثر بوده، يادآور شده است. نخست عوامل حكومتى، دوم عوامل اقتصادى و اجتماعى، سوم تحولات اخلاقى، فرهنگى و فكرى.
7. Turkey: westernization" in unity and variety in muslim civilization, edited by g.evon grunebaun, chicago: university of chicago press,1956.
«تركيه و غرب گرايى» اين نوشتار ضمن كتابى با عنوان «وحدت و كثرت در تمدن اسلامى» در امريكا انتشار يافته است. اين مسأله نشانگر پيوند لوئيس از همان آغاز با آمريكا، مستشرقان آن و مؤسسات علمى آن ديار است. لوئيس در بحث خود درباره غرب گرايى در تركيه از ايجاد نظام پارلمانى و حزبى ياد كرده و به رغم آن كه سير غرب گرايى در تركيه همزمان با ساير بلاد اسلامى و از اواخر قرن نوزدهم ميلادى آغاز شده، اما در تركيه موفقيت بيشترى به دست آورده است. لوئيس پس از بحث از دلائل اين موفقيت، بر اين نكته تأكيد كرده است كه عقلانيت تركها تا آن جا از غرب تأثير پذيرفته كه گويى غربى شده است.
دليل اين امر، توانايى شموليت يك كل تركيب شده از اجزاء داخلى و مرتبط با هم، به جاى يك ديد جزئى به مسائل بود. وى در ضمن، به پيوند تركيه با اسلام و ارتباط آن با غرب نيز مىپردازد.
8. "What gave we done to ger lately: turkey turns away" in the new repubilc,february 18,1978.
«در نهايت كار چه كرديم؟ تركيه فاصله مىگيرد» لوئيس در اين نوشتار انتشار غرب گرايى تركيه را از نظر سياسى و فكرى دنبال كرده، اما اشاره كرده است كه در سر راه اين جهتگيرى، مشكلاتى پديد آمده كه برخى از آنها عبارتند از:
1. اسلام گرايان كه مخالف القاى خلافت بوده و حكومت شرعى را طالبند.
2. چپ گرايان.
لوئيس از مداخله تركيه در قبرس سخن گفته و اين كه امريكا در حالى كه يونان را مسلح مىكند، از مسلح كردن بيشتر تركيه امتناع مىورزد!
3. مبلغان دعوت اسلامى در تركيه كه على رغم علمانى بودن آن و رد مناسبات و روابط اسلامى، هنوز چهرههاى *105* برجستهاى را به جوامع اسلامى عرضه مىكنند. و: يهود، اسلام و فلسطين
يهودى بودن لوئيس به روشنى در ميان راهحلهايى كه وى در مباحث مختلف به دست مىدهد، آشكار است. اما روشنى بيشتر آن، در توجه خاص وى به تاريخ يهود و مسأله فلسطين از سال 1968 به بعد جلوه مىكند كه شامل كتابها، مقالات و بحثهايى بالغ بر بيست عنوان است. برخى از آنها را نام مىبريم:
1. "A jewish source on damascus just after the ottoman conquest" in bulletin of the school of oriental and african studies.vol.01(1939)pp.167-84.
«منبعى يهودى از دمشق بعد از فتح شهر توسط عثمانىها». لوئيس ترجمه و تعليقى بر اين منبع يهودى مجهول النسبة دارد؛ به طورى كه جهانگرد مزبور، دمشق را از زاويه اقتصادى مورد بحث قرار داده و به چگونگى وضع يهوديان در دمشق و معابد آنها و نيز وضع اقتصادى و رباخواريشان كه تا 24 درصد مىرسد، پرداخته است.
2. Note and documents from the trukish archives: a contribution to the history of the jews in the ottoman empire (jerusalec: israel orintal society,1952).
يادداشتها و اسنادى از آرشيو تركيه: «نقش يهود در دولت عثمانى» (قدس، انجمن شرقشناسى اسرائيلى، 1953).
از عنوان فرعى اين مقاله چنين به دست مىآيد كه هدف از اين نوشتار، عرضه تاريخ يهود با تكيه بر اسناد عثمانى است. مطلب مزبور از فصول كتاب، بيشتر روشن مىشود:
الف: آرشيو عثمانى منبعى براى تاريخ يهود
ب: يهود در فلسطين در قرن شانزدهم ميلادى
ج: يهود در شهرهاى سوريه در قرن شانزدهم
د: طرد يهوديان از صفه در سالهاى 1576-1577
3. "The arab-israeli war:the conseqences of defeat" in foreign affairs.vol.46 january 1968.
«جنگ عربى - اسرائيلى: پى آمدهاى شكست»
لوئيس مقاله خود را با شعار برخى از دولتهاى عربى پس از شكست جنگ 1967 آغاز مىكند كه چنين بود: «از بين بردن آثار دشمنى». وى تحقق چنين هدفى را در اين قرن كه جنگهاى زيادى در آن ايجاد شده بعيد مىداند، قرنى كه ميليونها نفر ديارشان را ترك كردهاند. تصور وى آن است كه امكان ابطال نتايج جنگ يا بازگردان شرايط گذشته نيست. پس از آن لوئيس از دفاع شوروى سابق از عربها - به تصور خودش - سخن مىگويد.
4. The pro-islamic jew"in judaism (new york) vol.17,no.4,fall isuue 1968.391-404.
«يهودى مدافع اسلام». منتشر شده در مجله فصلى حياة اليهود و فكرهم(1967).
لوئيس در اين مقاله از دزرائيلى - رئيس الوزرائى بريتانيا - (1806-1888) و موضع وى در حمايت از دولت عثمانى در برابر روسيه سخن مىگويد، در حالى كه وى به طور كلى از آنچه درباره دزرائيلى يا لرد نيكو نسفيلد و مواضع او در تحكيم استيلاى بريتانيا بر كانال سوئز در سال 1875 گفته شده، خوددارى كرده است. ترديدى نيست كه اقدامات دزرائيلى از روى دوستى با عثمانى يااستقرار كارها نبود، بلكه براى دستيابى به اهداف بريتانيا و در نتيجه حفظ منافع يهودىها بود.(8) لوئيس اين مقاله را با اين هدف نگاشته تا از برخى مستشرقان يهودى و سهم آنها در مطالعات عربى - اسلامى با تمجيد و تقدير از آنها ياد كند. وى از جمله، از مارجليوث سخن گفته است.
5. "The great powers,the arabs and the israeles" in the forign affaers, vol.46,no1969,pp.642-652.
«دولتهاى بزرگ، عرب و اسرائيلىها» چاپ شده در *106* مجله روابط بين الملل. لوئيس در اين مقاله از تلاشهايى كه دولتهاى بزرگ براى حل سياسى مناقشه اعراب و اسرائيل مىتوانند داشته باشند، سخن گفته و روشن كرده است كه چگونه شوروى از اين نزاع توانسته موفقيت خود را دراين منطقه افزايش دهد. او برخى مسائل را كه نشان مىدهد روسيه تمايل به شكست اعراب دارد تا بتواند اعتماد و تكيه آنها را بر خود به همراه داشته باشد، مطرح كرده است.
6. Semites and anti-semites: rase in the arab-israel conflict: in survey. no.2.spring1971,pp.169-84.
«سامىها و دشمنان ساميان، عصبيت در نزاع عربى - اسرائيلى» (1971). لوئيس با اين نوشته در قضيه نزاع اعراب و اسرائيل از زاويه سياسى به بحث نژادى مىرسد و بحث انتقال دشمنى با ساميان را از اروپا به دنياى عرب مطرح مىكند. اين مطلب موضوع كتابى مىشود كه وى در سال 1986 آن را نوشت. مقاله مزبور در اصل سخنرانى وى در معهد مناسبات اقوام در لندن در فوريه 1971 است.
7. The palestinians and the plo:a historical approach "in commentrary,jan.1957,pp.32-48.
اين كتاب دفاع از يهود و صهيونيسم و بر ضد سازمان فلسطينى الفتح است.
8. Hearings before the permanent subcommittee on inof the committee on government operation vestigations united ststes senate ninety-third congress second session-part3 with bernard lewis.
با توجه به كارهاى گسترده لوئيس در زمينه مناسبات عربى - يهودى و وسعت دامنه ارتباطهاى لوئيس با مراكز سياسى صهيونيستى، كميسيون روابط خارجى در كنگره آمريكا براى بار دوم او را دعوت كرد تا تحت عنوان «وضعيت فعلى نزاع عربى - اسرائيلى» سخنرانى كند. اين سخنرانى در هشتم مارس 1974 انجام شد. كميسيون روابط خارجى تحت رياست هنرى جاكسون بود كه در ابتدا به سخنران خوش آمد گفت و اشاره كرد كه وى به تازگى از سفر اسرائيل و مصر بازگشته است. جاكسون در نطق خوش آمد گويى خود به لوئيس گفت: من اعتقاد شديدى به تاريخ به عنوان راهنماى تصميمات عاقلانه در مسائل خارجى و دفاعى دارم، چرا كه بدين ترتيب مىتوان مسائل دشوارى مثل آن چه ما امروز در مسأله اعراب و اسرائيل با آن درگيريم، حل كرد. او افزود: كمتر كسى هست كه با لوئيس در فهمش از تاريخ در مسالهاى برابرى كند. او به عنوان يك مورخ برجسته و متخصص در مسائل خاورميانه، مىتواند پرتو جديدى در روابط شرق و غرب و تحولات خاورميانه بيفكند. پس از شناسايى مختصر از لوئيس و كارهاى علمى او، لوئيس سخنرانى خود را آغاز كرد و به دنبال آن، جلسه پرسش و پاسخ ادامه يافت. پس از آن بود كه همگى از لوئيس در شگفت شده و به خاطر سخنرانى و گستره اطلاعات و فهم عميقش از مسائل از وى تشكر كردند. اين سخنرانى با عنوان زير، در ضمن اسناد كميسيون روابط خارجى آمريكا آمده است:
The persent stage of the arab-israeli conglict.
لوئيس در اين سخنرانى، مساله گفتگو با اسرائيل را مطرح كرد و تأكيد نمود كه اين قبيل گفتگوها جز با اعتراف به وجود اسرائيل، به نتيجه نخواهد رسيد؛ پس از آن است كه بايد از حدود آن سخن گفت. بدون پذيرفتن اين شرط، گفتگوها به نتيجه نخواهد رسيد. بحث از تعيين حدود هم به رغم دشوارى، مىتواند با گفتگو و مناقشه و گاه ابزارهاى ديپلماتيك حل شود. لوئيس در طول سخنرانى، خود به معاهده صلح بين اعراب و اسرائيل به عنوان وسيلهاى براى طبيعى كردن مناسبات ميان تمام طرفهاى درگير دعوت مىكرد.
قابل توجه آن كه بخش فرهنگى وزارت خارجه اسرائيل در قدس، يك ماه پس از سخنرانى اقدام به نشر كامل آن كرد، اما لوئيس به اين قبيل اقدامات سياسى در كتابى كه به عنوان بزرگداشت وى در سن هفتاد سالگىاش نشر شده، اشارهاى نكرده است.(9)
9. "The anti-zionist resolution" in forwing affairs, vol.55 october 1967 pp: 54-64.
*107* زمانى كه سازمان ملل متحد قطعنامهاى را دائر بر نژادى بودن صهيونيسم صادر كرد، لوئيس با نوشتن مقالهاى كه با سرعت عجيبى در مجله Foreign Affairs منتشر شد به رد آن پرداخت و كوشيد تا صهيونيسم را از نژاد گرايى تبرئه كرده و اقدام مشترك روسيه و عرب را در صدور چنين قطعنامهاى يك توطئه عنوان كند.
01. "setting the arab-israeli conflict" in commentary. vol.36,june1977,pp.50-65.
حل نزاع عربى - اسرائيلى. اين نوشتار ادامه تلاشهاى لوئيس در اين زمينه است كه مىكوشد عنوان «تلاشگر براى اصلاح» را به خود بيفزايد.
11. "is peace still possible in the middle east: the egyotian perspective" in commentary. vol.66 july1976.37-54.
آيا صلح امكان تحقق در خاورميانه دارد؟ ديدگاه مصر در اين باره، در مجله كامنترى، 1987.
21. "the basase of political power and percption in the middle east" in the political economu of the mikkle east:1973-78,a comoendium of oaoers submitted to the joint economic committee,congress of the unitedstate,washington D.C.government printing office,21 aoril1980.
«مبانى نيروهاى سياسى و مفاهيم در خاورميانه» اين بحث ضمن مجموعهاى تحت عنوان اقتصاد سياسى در خاورميانه از سال 1973 تا 1978 از كميته مشترك در كنگره آمريكا فراهم آمده و از سوى چاپخانه حكومتى در واشنگتن در 21 آوريل 1980 منتشر شده است. اين بحث دو سال پيش از آن كه لوئيس تابعيت دولت آمريكا را بگيرد به حكومت آمريكا تقديم شده است.
31. the jews of islam(princeton:princeton university press,1984).
لوئيس در اين كتاب تلاش كرده تا نشان دهد دشمنى با يهود كه در اروپاى قرن نوزدهم بوده به توسط استعمار و برترى فكرى - سياسى غرب به سرزمينهاى عربى انتقال يافته است.
41.the new anti-semitisim" in new york review of book.aoril10,1986.
گرايش ضد سامى جديد
51.semites and anti semits (new york:1986).
«سامىها و دشمنان آنها» اين متن چاپ مجدد مطالبى است كه پيش از اين در برخى روزنامهها و نشريات چاپ شده است. قابل توجه آن كه لوئيس مقاله پيشين خود را با تغييرات مختصرى در اين كتاب آورده؛ معمولا با حذف و اضافه دو يا سه كلمه. شايد اين اقدام مربوط به حق نشر و مسائل مالى مربوط به آنها باشد.
روشن است كه اين قبيل اقدامات لوئيس در دفاع از اسرائيل و داشتن موضع صهيونيستى چندان بىفايده نبود. نتيجه آن كه مسؤوليت معهد اننبرگ Annenberg كه كارش تحقيقات يهودى و خاور نزديك است به او سپرده شد. اهداف اين مركز علمى در مجله فصلى يهود در ماه جولاى 1986 با مشخصات زير اعلام شد:
Annenberg reserch institute for judaic and near eastern studies: statement of purpose, in the jewish quaterly review,vol.lxxxvii,no 1(july1986)p.1-4
همان طور كه اشاره شد تلاشهاى لوئيس درباره يهود و تاريخ آن در ارتباط با حفظ دولت آنها، تنها به نوشتههاى پيشگفته - كه مشخصه سياسى دارد - خلاصه نمىشود، بلكه تحقيقات ديگرى نيز هست كه ضمن آن به مسائل ديگرى از تاريخ يهود توجه شده است از جمله:
61. )coauthor with amnon cohen( population and revenue in the towns of palestine in the sixteenth century (princeton: princeton university press,1978).
كارى مشترك با آمون كوهين «اقامت و اسكان در شهرهاى فلسطين در قرن شانزدهم» دانشگاه پرينستون، 1978
71. "palestine: on the history and geograohly of a name" in international history review,vol.11,january 1980 ,pp.1-2.
فلسطين، درباره تاريخ و جغرافياى اين نام
81.A Letter from Little Menahem in Studies in Judaism ank Islam in Honer of Professor S.D.Goiteins 08 Birthday )Jerusagem Magnes Press,1981)
*108* رسالهاى از مناحيم كوچك» در كتاب «دراسات فى اليهودية و الاسلام» انتشار يافته به عنوان بزرگداشت اس. دى جويتن به مناسبت هشتاد سالگى او. اين كتاب در سال 1981 در قدس چاپ شد.
91. Coiditor with Benjamin braude: Christians and Jews in the Ottoman Empire.2vol,(New York:1982).
كار مشترك با بنيامين برود در نگارش كتاب «مسيحيان و يهوديان در دوران عثمانى» كه در دو جلد به سال 1982 در نيويورك چاپ شد و مجموعه سخنرانىهايى است در كنفرانسى كه با همين عنوان برگزار شده است.
02. The Decline and Fall if Islamic Jewry "in Commentary ,Joue 1984 ,pp: 44-54.
از هم پاشيدگى و سقوط يهود در سرزمينهاى اسلامى كه بخشى از كتاب «يهود الاسلام» است. ز: لوئيس و استشراق
بحث از نوشتههاى لوئيس را با بحث از تلاشهاى او در نگارش آثارى درباره استشراق و دفاع وى از تحقيقات آنها به پايان مىبريم.
لوئيس نخستين بار، بحث در اين باره را در راديوى انگليس در زمان جنگ جهانى دوم با عنوان «تاريخ اهتمام انگليس درباره علوم عربى» آغاز كرد. متن انگليسى آن با مقدمه آربرى در سال 1941 انتشار يافت.(10)
اين مباحث ضمن شش مقاله، براى نخستين بار در مجله المستمع العربى چاپ شد.(11) اين كتاب 36 صفحه دارد، همراه با تصوير برخى از متشرقان و مراكزى از بريتانيا مانند موزه بريتانيا و برخى دانشگاههاى انگليس است كه زير آنها تعابير تبليغى آمده است؛ مثلاً: منظرهاى دلنشين از موزه بريتانيا در لندن... و يا: در سايه تاريخ و عادات (بخشى از كتابخانه دانشگاه آكسفورد) و چيزهاى ديگر. اين كتاب به صورت تبليغى به بحث تاريخى از مستشرقان انگليسى در زمينه علوم عربى نشسته است در حالى كه تنها جنبههاى مثبت را آورده. از جمله وقتى درباره Bedwel مستشرق بحث مىكند، از كتاب او درباره پيامبر كه سراسر آن حقد و كينه و عصبيت نسبت به آن حضرت است، بحثى نمىكند و تنها از تلاشهاى او درباره علوم عربى صحبت مىكند. در متن عربى آن وقتى نام پيامبر مىآيد، تعبير النبى الكريم - صلى الله عليه و سلم - آمده، اما در متن انگليسى چنين چيزى نيست.
تلاشهاى لوئيس در زمينه استشراق و دفاع از آن ادامه يافت. او در بيست و سومين كنفرانس بين المللى مستشرقان كه در جولاى 1973 در پاريس تشكيل شد، شركت كرد و رياست جلسههاى پژوهشى را درباره تركيه بر عهده گرفت. در همين نشست بود كه نام كنگره به «كنگره بين المللى علوم انسانى در آسيا و شمال آفريقا» تغيير يافت. لوئيس از طرفداران اين تغيير نام بود، به طورى كه در مقالهاى كه در رد بر كتاب «الاستشراق» ادوارد سعيد نوشته به اين مطلب اشاره كرده است.
لوئيس موضع ويژهاى درباره استشراق دارد كه در اين نكته خلاصه مىشود و آن اين كه غرب از مرحله امپرياليستى گذشته و بيشتر مستشرقان (اگر چه اكنون اين نام را نمىپذيرد) جز براى دستيابى به شناخت و معرفت تلاش نمىكنند. آنچه كه آنها را به تحقيق وا مىدارد تنها كسب معرفت است كه برگرفته از واقع نگرى آنها در شيوه پژوهش است. طبعاً آنها فاقد عصبيت نژادى يا سلطه جويىاند كه مستشرقان دوره ميانى اروپا نسبت به مسلمانان داشتند. عنوان مقاله وى چنين است:
1. "The study of Islam" in Fncounter (London) vol.83 January 1972.pp.31-39
لوئيس در اين مقاله به بحث درباره اسلام از قرون وسطى تا كنون مىپردازد. او به اهدافى مانند تلاشهاى بيشترى براى *109* رواج مسيحيت و استعمار و ساير اهداف اقتصادى اشاره مىكند. همچنين از تمايلات مختلف شرقشناسى. در عين حال شرق شناسان يهودى را استثنا مىكند، چرا كه ميان آنها و مسلمانان قديمى خصومتى همچون جنگهاى صليبى وجود نداشت. به علاوه به دليل آشنايى آنها با زبان عبرى، امكان بيشترى براى فراگيرى زبان عربىپىنوشت: 1. آنچه پس از مقدمه آمده، ترجمهاى است از فصل سوم باب اول كتاب الاستشراق و الاتجاهات الفكريه، از دكتر مازن بن صلاح مطبقانى، از استادان دانشگاه اسلامى مدينه. 2. برگرفته از مقدمه چارلز عيسوى بر يادنامه هفتادمين سال زندگى لوئيس. 3. عبداللطيف طيباوى در كتاب المستشرق الناطقون بالانجليزيه (ص 131) به اين مطلب اشاره كرده است. 4. در متن عربى به اشتباه تولد دولت ساسانى آمده است. (مترجم) 5. الحرب و السياسة فى الاسلام فى تراث الاسلام، نوشته جوزف شاخت و باسورث، ترجمه محمد زهير
اخبار
درگذشتگاندرگذشت آيت الله فاضل بهسودى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج سيد ابوالحسن فاضل بهسودى، يكى از علماى معروف و چهرههاى مشهور جهادى افغانستان به شمار مىرفت. وى در سال 1319 ش (1359 ق)، در كجاب بهسود - از توابع استان ميدان - در يك خانواده روحانى زاده شد و تحصيلات ابتدايى و مقدمات علوم دينى را در همان جا فرا گرفت و پس از بازگشت آيت الله شهيد سيد محمد سرور واعظ - صاحب مصباح الاصول (تقريرات درس آيت الله خويى) - و تأسيس حوزه علميه محمديه در كابل، بدان شهر شتافت و باقيمانده سطوح را نزد آن مرد بزرگ فرا گرفت و در رديف يكى از شاگردان ممتاز وى درآمد. فقيد سعيد در سال 1349 ش رهسپار نجف اشرف گرديد و در دروس آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى و سيد محمد باقر صدر شركت جست و مبانى فقهى و بنيه علمىاش را استوار ساخت و همزمان به تدريس رسائل و مكاسب پرداخت و شاگردانى را تربيت كرد. او در نجف با الهام از رهنمودهاى حضرت امام و آيت الله صدر، به تلاش براى اصلاح امور امت اسلامى پرداخت و با بسيارى از جريانهاى مبارز اسلامى و كشورهاى مسلمان ارتباط عميق برقرار نمود و پس از كودتاى ماركسيستى و اشغال نظامى افغانستان، به تلاش در جهت حمايت حوزه علميه و مراجع نجف از جهاد اسلامى افغانستان پرداخت (كه در نتيجه آن، آيت الله العظمى خويى و آيت الله صدر فتواى وجوب جهاد و حمايت مسلمانان از مجاهدين را صادر كردند و اين پيام به زبانهاى ديگر ترجمه گرديد و در سطح گستردهاى در ممالك اسلامى منتشر شد).
وى در نجف هماره مورد تعقيب و تحت پيگرد استخبارات عراق قرار گرفت. از اين رو در سال 1362 ش، به قصد حج خانه خدا از عراق خارج شد و پس از اعمال حج، در سوريه اقامت گزيد و در تأسيس حوزه علميه امام خمينى، نقش به سزايى ايفا كرد. وى پس از ده ماه به ايران آمد و پيوسته براى انسجام و وحدت گروههاى مبارز شيعى افغانستان اهتمام ورزيد و در سال 1364 ش براى خاموش كردن آتش اختلاف و جنگ داخلى، مردانه قد علم كرد و در كشورش به فعاليتهاى بسيار پرداخت و تا دورترين نقاط و پرخطرترين سنگرها با پاى پياده رفت و دستههاى متخاصم را به تفاهم و برادرى فرا خواند كه نتيجه آن صلح مناطق مركزى و شمال (1365 ش) و صلح جاغورى (1373 ش)، تاسيس *113* شوراى روحانيت مشترك احزاب براى اداره كل هزارهجات، نصب قضات براى حل مشكلات مردم، دستور آزادى اسيران و زندانيان و قطع جنگهاى داخلى بود. وى در راستاى وحدت و همبستگى اسلامى، از مؤسسان حزب وحدت اسلامى افغانستان و رئيس شوراى عالى نظارت و از اعضاى شوراى عالى قيادى دولت موقت افغانستان بود و هماره از عزت و عظمت شيعه حمايت كرد و در تلاش براى حضور مقتدرانه شيعيان در صحنه سياسى افغانستان، به كوشش در جهت اشتراك شيعيان در شوارى مشورتى لاهورپندى، جا اندازى انديشه رسميت مذهب جعفرى در قانون اساسى آينده در شوراى عالى قيادت، ايجاد هماهنگى در ميان سران احزاب جهادى شيعه و سنى، نمايندگى شيعيان در مذاكرات ايران، پاكستان و عربستان، اقامه نخستين نماز جمعه در كابل، تلاشهاى صلحجويانه در نبردهاى پايتخت، و بسيج شيعيان براى دفاع از مكتب جعفرى پرداخت و در اين راستا مصرانه بر احقاق حقوق شيعيان در شوراى عالى قيادى دولت موقت، پافشارى مىكرد.
وى در كنار اين مجاهدات و كوششهاى پيگير سياسى، لحظهاى از فكر محرومان و يتيمان جامعه نياسود و براى رسيدگى و سرپرستى خانوادههاى بى سرپرست و نيازمند، دارالايتام و مؤسسه خيريه خاتم الانبيا را در داخل افغانستان و برخى از شهرهاى ايران بنياد نهاد كه به خدمات چشمگيرى توفيق يافت و در صدد راه اندازى حوزه علميه خاتم الانبيا در كابل و شهرك اميرالمؤمنين در دامنههاى كوه قورق بود. او براى تحصيل و درس آموزى جوانان افغانى گامهاى بلندى برداشت و به راه اندازى و اداره مدارس علميه توحيد - در قم - و خاتم الانبيا در مشهد مقدس دست يازيد كه گروهى بسيار از جوانان و طلاب متدين افغانى پرورش يافته مدارس و مكتب وىاند. او خود روزانه به تدريس سطوح عالى (مكاسب و كفايه) و خارج فقه مىپرداخت و گروهى از فضلا را پرورانيد.
برخى از آثار آن عالم بزرگوار عبارتند از:
1. حوار حول المهدى الفاطمى
2. آراء الذريين (حول الذرة و الحركة)
3. الشبهات حول المعتقدات (پرسشها و پاسخها)
4. منتهى المطالب فى شرح المكاسب (كه همه به چاپ رسيده است).
5. شرح كفاية الاصول
6 و 7. تقريرات درس فقه و اصول آيت الله العظمى خويى
8 و 9. تقريرات درس فقه و اصول آيت الله سيد محمد باقر صدر
10. خاطرات دوران جهاد
آن فقيه بزرگوار، پس از عمرى تلاش در راه اعلاى كلمه توحيد و ترويج مكتب تشيع، در سحرگاه چهارشنبه 22 مهر ماه 1377 ش (23 جمادى الثانى 1419 ق) در 59 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در عصر جمعه 24 مهر ماه پس از تشييعى باشكوه و نماز آيت الله وحيد خراسانى - دام ظله - بر آن، در قبرستان شيخان به خاك سپرده شد. درگذشت آيت الله شراره
فقيه معظم حضرت مستطاب آيت الله شيخ موسى شراره عاملى، يكى از فقيهان و اديبان و دانشمندان مشهور لبنان، به شمار مىرفت. وى در 15 محرم الحرام 1326 ق، در نجف اشرف، در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش حجت الاسلام شيخ عبدالكريم شراره (1297-1332 ق)، از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى، سيد محمد كاظم يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى و جدش آيت الله علامه شيخ موسى شراره (1267-1304 ق) از شاگردان: حاج ملا على كنى، شيخ محمد حسين كاظمى، شيخ محمد طه نجف و آخوند خراسانى و ملا حسينقلى همدانى و صاحب كتابهايى در فقه، اصول، كلام و شعر و از پيشوايان بزرگ شيعه در جبل عامل بوده است. او در چهار سالگى (1330 ق) به همراه پدرش به «بنت جبيل» - يكى از مناطق جبل عامل - بازگشت و پس از درگذشت پدر بزرگوارش در 1332 ق، تحت تربيت مادرش به تحصيل علوم دينى روى آورد و قرائت قرآن، تجويد و ادبيات عرب را در همانجا فرا گرفت. سپس در سال 1345 ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و *114* با تلاش و كوشش بسيار همراه با شريك بحثش علامه بزرگوار شيخ محمد جواد مغنيه در درس منطق برادرش: علامه شيخ محسن شراره (1319-1365 ق) و درس مطول شيخ محمد على قبلان و شيخ محمد على صندوق، شركت جست و فرائد الاصول و كفاية الاصول را نيز نزد آيت الله سيد حسين حمامى و شيخ عبدالكريم مغنيه و سطح فقه (شرح لمعه، شرايع و مكاسب) را نزد حضرات آيات: شيخ عبدالرسول جواهرى، شيخ محمد حسين كربلايى و سيد محمد حسين كشميرى فرا گرفت. آنگاه به درس خارج فقه و اصول آيات عظام: سيد جمال الدين گلپايگانى، سيد ابوالقاسم خويى، سيد حسين حمامى و شيخ عبدالرسول جواهرى حاضر شد و ساليان بسيار از مجلس فيض آنان بهرهور شد و در عالم علم به مقام والايى دست يافت و از اساتيدش موفق به كسب اجازات متعدد اجتهاد گرديد. وى به مدت هشت ماه به وكالت از سوى آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى به حمزه شرقى رفت و به تبليغ دين پرداخت. سپس در سال 1360 ق به تقاضاى آيت الله شيخ حبيب آل ابراهيم عاملى به لبنان باز گشت و در منطقه «هرمل» به تعظيم شعاير دينى (اقامه جمعه و جماعت، تدريس، تربيت شاگردان، تاليف كتب و تاسيس مدارس، مساجد و حسينيهها) پرداخت.
وى از كسانى بود كه براى ترويج دين رنج سفر را بر خويش هموار مىكرد و در روستاها و كوهپايههاى «هرمل» به ارشاد مردمان مىپرداخت. او در اين سالها به اجراى عقود و ايقاعات و فصل خصومات و رفع دعاوى پرداخت و از بام تا شام به كار گره گشايى و حل مشكلات شيعيان اشتغال داشت. بنياد يازده مسجد، چهار حسينيه و دبيرستان «الامام على» - عليه السلام - كه به آموزش دروس جديد به جوانان شيعه مىپرداخت (بسيار جالب توجه است كه يك عالم شيعى در پنجاه سال پيش براى نجات نسل جوان از افكار ضد دين به تاسيس مدارس جديد دست مىزند) از جمله اقدامات اوست. وى به حركت حزب الله و اعضاى آن بسيار احترام مىنهاد و جوانان را به شركت در جهاد ضد صهيونيستى تشويق و ترغيب مىنمود. وى هر روز ورزش مىكرد و اوراد و اذكارى داشت كه بر انجام روزانه آنها اصرار داشت.
سراسر زندگىاش زهد و قناعت، تواضع و فروتنى و تقواى الهى بود و از سر تواضع، اجازات اجتهادش را به كسى نشان نمىداد.
از جمله تاليفات وى - به غير از ديوان شعرش - كه ويژگى ممتاز «آل شراره» شعر و ادب است - اينهاست:
1. شرح منظومه اصول فقه (سروده جدش آيت الله شيخ موسى شراره)
2. شرح منظومه ارث (سروده همو)
3. رساله در قضا و غيبت
4. تقريرات درس فقه آيت الله سيد جمال الدين گلپايگانى
آن عالم بزرگوار در روز دوشنبه 25 ربيع الاول 1419 ق (29 تير ماه 1377 ش) پس از 93 سال زندگى با بركت، در اثر بيمارى بدرود حيات گفت. با اعلام خبر وفات وى، منطقه «بقاع» و جنوب لبنان در ماتمى سخت فرو رفت و پرچمهاى سياه در همه جا برافراشته شد. پيكر پاكش پس از تشييعى باشكوه در «مدرسة الامام على» - در هرمل - به خاك سپرده شد و مجالس يادبودش تا مدتها ادامه يافت و مقالات و اشعار بسيار در رثاى وى سروده شد. درگذشت آيت الله جعفرى
فقيه بزرگوار حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ محمد صادق جعفرى - قدس سره - يكى از اعاظم علماى تهران به شمار مىرفت. وى در سال 1354 ق، در بيت علم و تقوا و فضيلت، در نجف اشرف زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله آقاى حاج شيخ نصرالله اشكورى (1300-1364 ق)، يكى از اعاظم شاگردان آيت الله العظمى ميرزاى نائينى و از مدرسين معروف سطوح در حوزه نجف بود. آن فقيد بزرگوار، پس از پشت سر نهادن دوران كودكى، در سيزده سالگى به فراگيرى علوم دينى روى آورد و مقدمات و ادبيات را به خوبى نزد اساتيد آموخت. سپس در محضر حضرات آيات: حاج ميرزا على فلسفى تنكابنى، شيخ عبدالحسين رشتى، ميرزا كاظم تبريزى، حاج سيد على فانى اصفهانى، شيخ مجتبى لنكرانى و شيخ صدرا بادكوبهاى زانوى ادب به زمين زد و سطوح عالى را *115* فرا گرفت. در سال 1377 ق به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام: حاج سيد ابوالقاسم خويى و حاج سيد محمد روحانى راه يافت و مبانى فقه و اصول و رجال خويش را استوار ساخت و همزمان به تدريس رسائل و مكاسب و كفايه پرداخت و بسيارى از فضلا را در دامان خويش پرورد و مسؤوليت پاسخگويى عربى استفتائات آيت الله خويى را بر عهده گرفت. در سال 1319 ق بر اثر فشار رژيم بعثى عراق، به تهران آمد و به تدريس فقه، اصول، تفسير و كلام اسلامى پرداخت و گروه بسيارى از علما و روحانيان و دانشگاهيان در اين درسها شركت جسته و از علوم بسيارش بهره بردند.
وى علاوه بر تدريس، سالهاى فراوان به تبليغ دين و تعظيم شعاير الهى از راه وعظ و ارشاد در هيئت عزاداران حسينى و هيأت زينبيه پرداخت و گروهى از مردمان متدين را پرورش داد. وى علاوه بر اداره جلسات متعدد، در سال 1350 ش همراه با گروهى از علماى تهران، مؤسسه جهانى خدمات اسلامى را در جهت ترويج مكتب شيعه بنياد نهاد كه خدمات ارزشمندى را در جهت معرفى شيعه در سطح جهان ارائه داده است.
برخى از تأليفات ايشان عبارتند از:
1. تفسير قرآن كريم (2 ج. تا اواسط سوره بقره) - آماده چاپ -
2. بحث امامت (به صورت كپى، تكثير شده است).
3. رساله در نماز جمعه.
4. الفقه و الاجتهاد من وجهة نظر الشيعة (در كنگره شيخ مفيد به چاپ رسيد).
5. شرح عروة الوثقى - كتاب الطلاق -
6. رساله در عدالت.
7. رساله در لباس مشكوك.
8. رساله در قاعده لاتعاد
9. ضوابط بررسى و تدوين تاريخ اسلام - آماده چاپ
10. معنىشناسى در مكتب آخوند خراسانى. تقريرات درس كفايه ايشان (مباحث الفاظ) - آماده چاپ -
11. تقريرات درس خارج اصول وى - آماده چاپ -
12. المرتقى الى الفقه الارقى. تقريرات درس زكاة آيت الله روحانى - 3 ج - به چاپ رسيده است.
13. تقريرات درس اصول آيت الله خويى.
14 و 15. تقريرات درس فقه آيت الله خويى (طهارت و صلاة)
16 و 17. تقريات درس فقه آيت الله روحانى (خمس (زير چاپ)، حج، صوم (آماده چاپ)، مكاسب محرمه، بيع، خيارات)
18. تقريرات درس اصول آيت الله روحانى
آن فقيه بزرگوار در 65 سالگى، در پنجشنبه 4 جمادى الاولى 1419 ق (3 شهريور 1377 ش) بدرود حيات گفت و پس از تشييعى شايسته و نماز آيت الله وحيد خراسانى بر پيكر پاكش، در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. ناصر الدين انصارى قمى درگذشت آيت الله شيخ محمد بروجردى
آيت الله حاج شيخ محمد بروجردى از دانشمندان بزرگ و برجسته خطه لرستان و از مشاهير عالمان شهرستان بروجرد بود.
پدرش مرحوم حضرت آيت الله ملا عبدالله بروجردى از شاگردان ملا اسد الله بروجردى و شيخ محمد بافر اصفهانى و يكى از اساتيد مرجع عالى قدر مرحوم آيت الله سيد حسين بروجردى (در مقطع سطح) بود كه در 28 صفر 1329 ق در بروجرد چشم از جهان فرو بست در حالى كه فرزندى در راه داشت.
محمد در همان سال در بروجرد زاده شد و پس از رشد و سپرى كردن دوران كودكى، تحت سرپرستى برادر ارشد و همنام خود (آيت الله مرحوم شيخ محمد بروجردى) دوره ابتدايى را در دبستان جمال به پايان رسانيد، آنگاه وارد حوزه علميه آن شهرستان شد.
وى دروس مقدماتى و برخى از كتب ادبيات را از محضر حجت الاسلام و المسلمين شيخ حسين آقا ابو فرا گرفت در اثر استعداد فراوانى كه داشت در سن شانزده سالگى (يعنى سال 1345 ق) به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و دروس را تحت نظارت خواهر فاضله خود و نزد اساتيدى همچون: ميرزا محمد على اديب تهرانى و شيخ على اصغر صالحى كرمانى به انجام رسانيد. شرح لمعه را نزد مرحوم آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى و رسائل را نزد آيت الله سيد محمدرضا گلپايگانى و مكاسب شيخ انصارى را از محضر آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى و كفاية الاصول را در *116* خدمت آيت الله ميرزا محمد همدانى آموخت.
نخستين درس خارج كه ايشان در آن شركت جست، بحث خارج اصول بر مبناى كتاب درر الاصول بود كه از محضر نويسنده آن كتاب گرانسنگ يعنى حضرت آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى بهره مىبرد و با فرزند ارشد استاد خود (يعنى حضرت آيت الله مرحوح حاج آقا مرتضى حائرى) درس مذكور را مباحثه مىكرد.
مرحوم شيخ محمد بروجردى در دروس خارج حضرات آيات: سيد محمد حجت كوهكمرى، سيدمحمد تقى خوانسارى، سيد حسين طباطبايى بروجردى و شيخ محمد على اراكى نيز شركت جست و از معارف و علوم آن بزرگان بهرهها جست. وى علاوه بر كسب دروس فقهى و اصولى، از دروس حكمت و اخلاق آيات عظام شيخ محمد على شاه آبادى و شيخ روح الله كمالوند خرم آبادى، و نيز دروس فلسفه رهبر معظم انقلاب امام خمينى و آيت الله حاج ميرزا خليل كمرهاى فيض گرفت.
مرحوم بروجردى پس از كسب علوم و طى مراحل عالى در حوزه قم مدتى چند در حوزه علميه نجف اشرف اقامت كردو از محضرت آيت الله ميرزا عبدالهادى شيرزاى بهرهمند گرديد. ايشان پس از بازگشت به زادگاه خود، به نشر معارف الهى و به تدريس علوم اسلامى پرداخت. چند سالى هم در مسجد رنگينه - كه از آثار پدر بزرگوار بود - به اقامه جماعت و هدايت مردم اشتغال داشت، آنگاه نماز جماعت را در مسجد جامع بروجرد اقامه كرد. وى علاوه بر تدريس علوم دينى (فقه و اصول)، مباحث اخلاقى و كتاب شريف نهج البلاغه و كتب علمى ديگر را نيز تدريس مىكرد و جمع كثيرى از جوانان و نوجوانان و ساير مؤمنين از بيانات پرفيض ايشان بهره مىبردند.
نامبرده در سالهاى آخر عمر خود به تدريس خارج پرداخت.
همچنين دانشكده پرستارى در اسلام آباد بروجرد، درمانگاه خيريه و كتابخانه آستان قدس رضوى در بروجرد با بيش از 20 هزار جلد كتاب از اعمال نيك آن رادمرد است.
وى همه روزه - صبح و بعد از ظهر - به رفع احتياجات نيازمندان و مشكلات ساير مؤمنين مىپرداخت و با بيان حقايق الهى و مشاركت در امور خيريه و عبادى و نوشتن مطالب علمى و اخلاقى در خدمت اسلام و مسلمين بود و با وجود كهولت سن و كسالتى كه برايشان عارض شده بود، در انجام امور مذكور همواره كوشا بود.
آثار قلمى ايشان به شرح زير است:
1. اخلاق جاويدان.
2. مرد ناشناخته.
3. اصول فقه (خطى).
4. رساله توضيح احكام.
5. مغنى المغنى فى الفقه على المذاهب الخمسة. دو جلد از اين كتاب كه شامل كتاب طهارت و كتاب صلاة است، در حدود هزار صفحه به چاپ رسانيد و جلد سوم آن زير چاپ است.
اين كتاب در حقيقت حاشيهاى است بر كتاب «المغنى فى الفقه على المذاهب الاربعة» از آثار قلمى موفق الدين شيخ عبدالله بن احمد معروف به ابن قدامه. مرحوم بروجردى سعى و تلاش زيادى نمود كه آراى مذهب شيعه اماميه در ساير مسائل فقهى به طور مفصل و به صورت روشن و مستدل بيان كند و اين كتاب را به صورت «فقه مقارن» در آورد.
ايشان در روز سه شنبه اول جمادى ثانى 1419 ق مطابق با 31 شهريور 1377 ش در 90 سالگى در بروجرد چشم از جهان فرو بست و مردم آن شهر را در سوگ نشاند. پيكر پاك ايشان صبح روز چهارشنبه با حضور جمعى از علما و روحانيون قم، تهرن و لرستان، ائمه جمعه و جماعت استان لرستان و جمعى از مسؤولين استان و شهرستان بروجرد و اقشار مختلف مردم منطقه، طى مراسم باشكوهى از مسجد جامع شهر تشييع و در كنار تربت پدر دانشمند خود در جوار مسجد رنگينه بروجرد به خاك سپرده شد. درگذشت علامه محقق شيخ محمد جواد نجفى
حاج شيخ محمد جواد نجفى از نويسندگان و عالمان بزرگ معاصر در سال 1342 ق در روستاى «فرنق» از توابع خمين متولد شد. وى در سن هيجده سالگى تحصيل علوم *117* دينى را آغاز كرد و در سال 1362 ق جهت ادامه تحصيل به حوزه علميه اراك رفت و در مدرسه حاج محمد ابراهيم با سرپرستى مرحوم حضرت آيت الله سيد كاظم گلپايگانى (كوشا) نزد اساتيد بزرگوارى ادبيات و مقدمات علوم دينى را آموخت.
تحصيلات عالى خود را در زمينه فقه، اصول، تفسير و معقول در تهران به پايان رسانيد و در ضمن به وعظ وارشاد و هدايت و تاليف پرداخت. ايشان از حضرات آيات: سيد محسن طباطبايى حكيم، سيد محمود شاهرودى، سيد ابوالقاسم خوئى و سيد محمد هادى ميلانى سمت نمايندگى و نيابت امور شرعيه داشت.
آثار قلمى استاد كه اغلب آنها در تهران به چاپ رسيده، به شرح زير است:
1. لطائف الصلوة.
2. مصباح الشيعة.
3. بهداشت اسلام از نظر علوم امروزى.
4. فلسفه احكام اسلام از نظر علم امروز.
5. خواص خوراكىها و گياهان از نظر اسلام و علوم جديد.
6. ترجمه كتاب ملاحم و فتن (از ابن طاووس).
7. ترجمه ديوان حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام).
8. ترجمه اثبات الوصيه (از مسعودى).
9. ترجمه كتاب المهدى (عج) (از آيت الله صدر).
10. زندگانى حضرت زينب كبرى(ع).
11. زندگانى محمد بن حنفيه. تاليف شاملى شيرازى، تلخيص و تنظيم از نجفى.
12. زندگانى حضرت عبدالعظيم(ع).
13. زندگانى سفير جليل حضرت مسلم بن عقيل(ع).
14. زندگانى مختار ثقفى.
15. زندگانى سيد مير محمد بن موسى بن جعفر(ع) (تلخيص و تنظيم از نجفى، اثرى از شاملى شيرازى).
16. سرگذشت حضرت قمر بنى هاشم(ع)
17. مصلح جهان حضرت مهدى صاحب الزمان(عج).
18. اختران جالب درباره شرح حال امامزادگان و علماى آل ابى طالب كه تلخيص و تنظيمى است از نگاشته نويسنده محقق مرحوم حاج شيخ ذبيح الله محلاتى.
19. ترجمه جلد دهم بحار الانوار به فارسى (در احوالات حضرت فاطمه زهرا(ع))
20. ستارگان درخشان، اين كتاب چهارده قسمت آن است كه در آن شرح حال چهارده معصوم(عليهم السلام) به صورت روان و ساده و قابل فهم براى عموم به قلم آمده است.
21. تفسير آسان. تا كنون شانزده جلد از اين اثر به چاپ رسيده است.
اين عالم ربانى و محقق گرانقدر، پس از 77 سال عمر با بركت، روز سه شنبه سوم شهريور، 1377 ش مطابق با دوم جمادى اول، 1419 ق در گذشت. درگذشت علامه شيخ محمد حسن مولوى قندهارى
حاج شيخ محمد حسن مولوى در هفدهم ربيع الاول سال 1319 ه.ق (1276 ش) در خانوادهاى مذهبى در شهر قندهار ديده به جهان گشود. پدرش ميرزا محمد اكبر و پدر بزرگش آقا يوسفعلى اصالتاً اهل شيراز بودند و سالها بعد به افغانستان مهاجرت كردند.
آغاز جوانى وى به فراگيرى مقدمات علوم دينى سپرى شد و از همان اوان به وعظ و ارشاد و هدايت مردم اشتغال ورزيد و همواره در خدمت دين مبين و شرع امين بود. در آن ديار نمايندگى تام الاختيارى از طرف مرجع و فقيه بزرگ جهان تشيع حضرت آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى (قدس سره) و نيز از ساير علماى بلاد آن زمان اجازاتى داشت. وى در سال 1379 ق به شهر علم و عرفان نجف اشرف مهاجرت كرد و به تكميل و تهذيب نفس و پرورش روح و دستگيرى و ارشاد طالبين پرداخت. ايشان همچنين به تاليف و تصنيف و سرودن اشعار علاقه داشت و توانست آثار ارزشمندى نيز از خود به يادگار بگذارد. اقامت او در جوار مولاى متقيان امير مؤمنان(ع) چند سالى *118*طول كشيد و در اين مدت توانست از محضر آيات عظامى چون: ميرزا محمد حسين نائينى، آقا ضيا عراقى، آقاى قاضى، شيخ محمد حسين كاشف الغطا و سيد ابوالحسن اصفهانى بهرههاى علمى جويد. وى پس از مدت تحصيل از سوى همين مراجع عظام به عنوان وكيل تام الاختيار روانه كشورهاى هند، پاكستان و افغانستان شد و طى چهل سال اقامت در اين كشورها، خدمات شايان توجهى ارائه كرد.
مرحوم مولوى پس از چهل سال، مجدداً راهى عتبات شد و اين بار از محضر آياتى چون: حاج سيد ابراهيم اصطهباناتى، سيد حسين حمامى، سيدعبدالهادى شيرازى، سيد محمود شاهرودى و سيد عبدالله شيرازى - اعلى الله مقامهم الشريف - كسب فيض كرد.
در سال 1391 ق در اثر فشارهاى دولت عراق، جهت بيرون راندن ايرانيان آن مرحوم نيز به سمت ايران مهاجرت كرد و در جوار امام هشتم(ع) در ارض اقدس خراسان اقامت گزيد و به وظايف دينى و علمى خود ادامه داد.
وى مجلس درس اخلاق و معارف الهى را هر روز در منزل خود واقع در جوار امامزاده گنبد خشتى برگزار مىنمود و سيل مشتاقان همچنان تا آخرين روزهاى حيات، به خانه ايشان سرازير بود و مردم از انفاس و بركات آن رادمرد بهرهمند مىگرديدند.
وى به ادبيات و اشعار عرب علاقه وافرى داشت. اشعار بسيارى از بزرگان ادب را به خاطر سپرده بود و از آنها به عنوان شاهد نصيحت و پند مىخواند.
خود او نيز در مناسبات مختلف اشعارى به زبان فارسى مىسرود و «حسن» تخلص مىكرد.
آثار قلمى استاد به شرح زير است:
1. بيست و ششم رجب: قصيدهاى است به زبان فارسى كه در احوالات امام همام على بن ابى طالب(ع) سروده شده، و چند مرتبه چاپ شده است.
2. جوان مرد پرنده، در شرح حال حضرت جعفر طيار -رضى الله عنه - كه به صورت منظوم چاپ شده است.
3. فهرست مراقد مقدسه شام و حلب و شرق اردن كه به صورت منظوم در اوايل انقلاب به چاپ رسيده است.
4. شكيات منظوم، قصيدهاى است به زبان فارسى در شرح و توضيح شكيات نماز و فروع آن.
5. غبار نجف، كتابى است به زبان فارسى كه درباره حقيقت معاد جسمانى به صورت مفصل و استدلالى به رشته تحرير در آورده است.
6. كوه ياقوت، رسالهاى است كه درباره تاريخ و عظمت كعبه شريفه نوشته شده و در پايان رساله نيز منظومهاى در مناسك و اعمال حج سروده است.
7. گلزار قندهار، كتابى است درباره مزارات متبركه موجود در قندهار و مناطق مجاور آن كه در دو جلد به چاپ رسيده است.
8. طاووس اهل الجنة فى الايات النازلة بالامام الحجة(عج).
9. روضات الفردوس فى مزارات العراق.
10. آب سناباد در مدايح اهل بيت(ع).
11. شانزده مقاله در حل مسائل مشكل.
12. رسالة السبع المثانى، در تفسير سوره حمد.
13. نظم زيارة الجامعة
14. ايمان ابوطالب (رض)
15. تربت كربلا.
اين عالم ربانى و فاضل صمدانى سرانجام پس از عمرى پربار و پس از يك قرن مجاهدت و ارشاد سرانجام در ربيع الثانى / 1419 ق مطابق با مرداد / 1377 ش در پى يكدوره بيمارى كوتاه مدت در مشهد مقدس چشم از جهان فرو بست و به ملكوت اعلا پيوست. پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و اقامه نماز توسط آيت الله شيخ محمد تقى بهجت - دام ظله - در جوار مولانا ثامن الحج(ع) در صحن مطهر آن حضرت به خاك سپرده شد. عبدالحسين جواهر كلام
*119*فرهنگىًانتشار نشريه علوم سياسى
مؤسسه آموزش عالى باقر العلوم(ع) وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم به منظور نيل به هدفها و برنامههاى فرهنگى خود فصلنامه علوم سياسى را منتشر نموده است.
فصلنامه علوم سياسى، عهدهدار عرضه تازهترين دستاوردهاى قابل طرح پژوهشگران در گستره مباحث مذهبى - سياسى و در قالب گفتگوها و مقالههاى علمى است.
محتواى فصلنامه علوم سياسى، شامل انتشار تازهترين مباحث فكرى - سياسى در قلمرو انديشه اسلامى، آشنايى با متون فقهى - سياسى علماى اماميه و در نهايت معرفى كتابها و مقالههاى جديد در رشته علوم سياسى از صاحب نظران داخلى و خارجى است.
صبغه دينى مسائل سياسى مطرح شده در فصلنامه از ويژگىهاى منحصر به فرد آن است. سؤالاتى نظير تعريف سياست، حكومت اسلامى، انقلاب اسلامى، حدود و وظايف درست اسلامى، حدود و ثغور مشاركت مردم در نظام اسلامى، و... و اين كه موضوعات فوق چگونه بر بنياد شريعت قابل تبيين و درك هستند، از جمله دغدغههاى مهم اين فصلنامه است.
برخى از مطالب شماره نخست آن عبارتند از: سياست و حكومت از ديدگاه فقهاى امروز، مفهوم و مشاركت سياسى، مفهوم آزادى در فقه سياسى شيعه، انديشه سياسى علامه طباطبايى، فقه و رهبرى در انديشه سياسى فارابى، زن و مشاركت سياسى، نوسازى و سنت، دين و حكومت و...
مدير مسؤول فصلنامه حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد تقى آل غفور است و سر دبيرى آن را داوود فيرحى، به عهده دارند. انتشار مجله بخارا
عاقبت سخنانى را كه «كلك» بر نمىتافت، راه به «بخارا» گشود و كاروان سخن پس از خستگىهاى فراوان در بخارا يكى از سرمنزلهاى اصلى زبان فارسى، رحل اقامت افكند. گويا ارباب كلك راه به سوى آبادى ديگرى مىجستهاند و سردبير سمت و سويى ديگر داشته و پس از چندى تعليق، هر يك سر خويش و حلقه خويش گرفتند.
در سر مقاله شماره نخست «بخارا» به اجمال از افت و خيز و گير و دار اين جا به جايى و دلايل اين جدايى سخن رفته است و تفصيل ماجرا به «كارنامه كلك» وانهاده شده است. سردبير محترم در همين سر مقاله اظهار اميدوارى مىكند كه در بخارا شكل متعالى خواستههايمان را عرضه كنيم و مىكوشيم تا مزاياى جديدى بر كارمان بيفزاييم. هدف اين مجله همچنان حفظ و توسعه زبان فارسى و مباحثى است كه به آن مربوط مىشود.
عنايت ويژه اهل قلم و دوستداران قديمى كلك، به شماره نخست «بخارا» از همين شماره نخست پيداست. نگاهى به عناوين اين شماره، گواه اين ادعا تواند بود.
مجله پس از مقاله و ذكر اسامى بخارا به نقل از «تاريخ بخارا» به شعرى بسيار زيبا از دكتر شفيعى كدكنى مزين است، به نام «شادى آغاز» كه به راستى در آغازين شماره يك مجله مىتواند شادى آفرين باشد.
در بخش مقالات فرهنگى، اين مقالات را مىخوانيم: فرهنگ چند صدايى و فرهنگ تك صدايى از دكتر *120* عبدالحسين زرين كوب؛ تفاسير ملاصدرا بر قرآن از دكتر سيد حسين نصر، ترجمه حسن لاهوتى.
مقاله «قانون گرايى و قانون گذارى در جامعه مدنى» از دكتر سيد مصطفى محقق داماد، در بخش پژوهش مجله آمده است. و در بخش نقد ادبى مجله، اين مقالات به چشم مىخورد: شعر جدولى (آسيبشناسى نسل خرد گريز) از دكتر محمد رضا شفيعى كدكنى؛ تعهد از آلن روب گرىيه و تئودور آدورنو، ترجمه دكتر عزت الله فولادوند؛ واى بر ما، درود بر ما، از داريوش آشورى؛ سايه سنتها در شعر حافظ از صادق همايونى.
بخشى ايرانشناسى مجله، شامل اين مقالات است: تازهها و پارههاى ايرانشناسى، از ايرج افشار؛ برابرى فرهنگى ايرانيان و تاجيكان، از صدر الدين عينى؛ نكتهها و تازههاى فرهنگى و تاريخى...، از رحيم مسلمانيان قباديانى؛ بينوايان در وطن غريب، از دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى.
«چرا مردم ما كتاب نمىخوانند؟» از دكتر على بهزادى، مقاله مفيدى است كه در بخش «كتاب و كتاب خوانى در ايران» درج شده است.
پس از بخش گزارش، به داستان و ادبيات داستانى مىرسيم با آثارى از سهراب شهيد ثالث، حسن مير عابدينى و آزاده آل محمد؛ و آنگاه به شعر ايران و آثار شاعران معاصر بر مىخوريم و در بخش بعد شعر جهان و نامههاى ماندگار و گفتگو را در مطالعه مىگيريم.
در بخش نقد و بررسى كتاب، نگاهى به كتاب «هستىشناسى حافظ» از بهاء الدين خرمشاهى؛ قرن مولوى، از دكتر شفيعى كدكنى؛ كوبيدن مصدق از بابت سيد ضياء، از مسعود بهنود؛ پيدايش رمان فارسى، از حميد رضا فتاحى؛ نگاهى به صد سال داستان نويسى ايران، از على دهباشى و... مجال چاپ يافتهاند.
ديگر بخشهاى مجله عبارت است از :نقاشى و گرافيك، ياد و يادبودها، خاطرات ادبى، عكسها و اسناد تاريخى. انتشار نامه قم
فصلنامه «قم» كه به تازگى به جمع اصحاب مطبوعات پيوسته، حاصل تلاش صادقانه شوارى پژوهشى است كه تحت مديريت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم مجال نشر يافته است.
آينه پژوهش ورود اين عضو جديد را خوش آمد گفته، پايداريشان را در عرصه تبادل و تبيين فرهنگ اسلامى، آرزومند است.
در بخشى از سر مقاله شماره اول و دوم كه توأمان نشر يافته برخى از اهداف نامه قم را چنين مىنمايد:
... اهتمام عالمان پيشين به بازشناسى هويت و جايگاه قم بايد ما را كه از پس آنان آمدهايم وا دارد تا اين مسير را به تناسب پيدايى ضررورتهاى تازه، شتابانتر ادامه دهيم... مسائلى همانند مهاجرت، بيكارى، آب و هوا، محدوديتهاى طبيعى و متغييرات فرهنگى و سياسى و اقتصادى قم نيازمند مطالعه و پژوهش جدى است و با توجه مو شكافانه به اين متغييرات است كه مىتوان آينده را پيش بينى كرد... از آن جا كه دامنه فرهنگ بسيار گسترده است مىتوانيم به خود اجازه دهيم كه همه پژوهشهايى را كه به نوعى به فرهنگ و اجتماع مربوط مىشود موضوع كار خود بدانيم؛ به عنوان نمونه وضعيت صنعت در استان قم و تأثيرات اجتماعى - فرهنگى سياستهاى صنعتى و يا مطالعه تأثيرات فرهنگى اجتماعى ايجاد منطقه آزاد تجارى و مسائلى از اين دست در حيطه پژوهشهاى نامه قم قرار دارد. بعضى از عناوين اين شماره عبارتند از: قم در مسير تاريخ؛ تذكره نويسان قمى؛ گزارشى از كتب گنجينه آثار قم؛ سير تاريخ فقها و محدثان قمى تا قرن چهارم؛ شاخصهاى فرهنگى توسعه و... .
صاحب امتياز اين نشريه را اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان قم دارد و مدير مسؤول آن جناب آقاى محمد مهدى احمدى است و سردبيرى آن را آقاى مجيد مرادى عهدهدار است. آينه پژوهش