بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

تأليفات ملاصدرا
استادى‌ رضا


از سال 1050 كه ملاصدرا به رحمت خدا پيوست, تا زمان ما آثار و تأليفات او به طور پراكنده, در بيش از صد كتاب از كتب تراجم و فهارس و غيره ياد شده است. از حدود چهل سال پيش تاكنون, در مورد شناسايى آثار وى, تحقيقات خوب و جامعى انجام گرفته و فهرست آثار اوبدين شرح نگاشته شده است:
1. در مقاله حكيم متأله آقا سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى در يادنامه ملاصدرا, سى وپنج كتاب و رساله ياد شده, و در پايان فرموده اند: شايد هم بعضى از نوشته هاى ديگر داشته كه از بين رفته است.
2. حضرت آقاى خواجوى در پيش گفتار جلد اول ترجمه شرح اصول كافى, فهرستى شامل پنجاه اثر ارائه داده است و متأسفانه نگارنده جز شرح اصول كافى و ترجمه آن, و جزء اول تفسير ملاصدرا( چاپ قم), ديگر آثارى را كه ايشان تصحيح و يا ترجمه كرده اند; نديده ام شايد در مقدمه آن كتاب ها نيز فهرستى از تأليفات ملاصدرا نوشته باشند.
3. در مقاله مرحوم علامه طباطبائى در همان يادنامه, پنجاه و سه رساله ياد شده كه در صحت نسبت چهارفقره از آنها اظهار ترديد و تأمل كرده اند.
4. حضرت آقاى بيدار در مقدمه جلد اول تفسير ملاصدرا (چاپ دوم 1366) 58 اثر را ذكر, و از عنوان كردن كتاب ها و رساله هايى كه نسبت آنها به ملاصدرا مشكوك مى باشد, خوددارى نموده است.
5. آقاى دكتر نصر در پيش گفتار كتاب (سه اصل) ملاصدرا فهرستى شامل 59 كتاب و رساله ارائه داده و گفته اند: نسبت شش كتاب از آنها به ملاصدرا مشكوك است.
6. استاد معظم حضرت آقاى آشتيانى در كتاب ارزنده شرح حال و آراء ملاصدرا 65 تأليف را يادكرده و فرموده اند: 49 تاى آنها مسلم از ملاصدرا است و بقيه و چند رساله ديگر [كه ياد نشد] به ملاصدرا نسبت داده شده, اما بيشتر آنها قطعاً از وى نيست.
7. نيز استاد آشتيانى در مقدمه رسائل فلسفى ملاصدرا , 65 اثر را يادكرده و فرموده اند:
52 تاى آنها از تأليفات مسلم ملاصدرا است.
8. در مقاله مرحوم آقاى دانش پژوه در يادنامه ملاصدرا هفتاد اثر ياد شده است كه در استناد هجده عنوان آن به ملاصدرا ترديد و يا قطع به عدم داشته اند.
9. آقاى دكتر شفيعيها در پيش گفتار رساله الواردات القلبية ملاصدرا فهرستى شامل 73 اثر تنظيم كرده اند.
10. اميد است توسط دست اندركاران محترم كنگره ملاصدرا جامع ترين و دقيق ترين كتاب شناسى و نسخه شناسى آثار ملاصدرا به زودى منتشر شود.
با وجود اين فهارس شايد به ذهن خواننده گرامى بيايد كه فهرستى كه اين جانب تهيه كرده ام كارى زائد باشد. در عين حال كه گمان مزبور را نفى نمى كنم, اين يادآورى را لازم مى دانم كه حقير چند سال پيش به درخواست بعضى از عزيزان دست به اين كار زدم و براى تهيه يادداشت ها, وقت فراوانى صرف شد. اين روزها كه در آستانه برگزارى كنگره ملاصدرا هستيم به فكر افتادم كه به آن يادداشت ها سر و صورتى داده منتشر سازم; شايد بى فايده اى نباشد.
اين فهرست شامل 111 عنوان است كه نسبت تعدادى از آنها به ملاصدرا نياز به تحقيق و بررسى دارد:
1. اتحاد العاقل والمعقول: نسخه خطى آن در كتابخانه آيةاللّه مرعشى, قم با شماره 1948 و كتابخانه استان قدس رضوى با شماره 7068 موجود است. اين رساله در ذريعه (1/81 ) ياد و گفته شده كه چاپ شده است.
2. اتّصاف الماهيّة بالوجود = اصالة الوجود: در اين رساله از اسفار مؤلف ياد شده است. و نسخه آن در كتابخانه مرعشى با شماره 6717 و 7577 و كتابخانه استان قدس با شماره 6408 و كتابخانه مركزى دانشگاه تهران با شماره 2/2608 و 3638 و 3/870 و 4/227 نگهدارى مى شود.
3. اثبات شوق الهيولى الى الصورة: اين رساله در الفيلسوف الفارسى زنجانى ص20 و اعلام الشيعة, سده يازدهم علامه تهرانى ص291 ياد شده و عبارتى از ص78 شواهد ربوبيه تحقيق آقاى آشتيانى اشاره به همين رساله دانسته شده است.
4. اسرار الآيات: نسخه مورخ 1106 از روى خط مؤلف در ذريعه (2/39 ) ياد شده است. نسخه آن در كتابخانه هاى آستان قدس, مرعشى, دانشگاه, مجلس, وزيرى يزد موجود است و مكرر چاپ شده است.
5. الاسفار الاربعة = الحكمة المتعالية: در سال 1282 چاپ سنگى و سپس در نه جلد چاپ حروفى شده است و اينكه برخى نوشته اند سه بار چاپ سنگى شده, بايد اشتباه باشد. نسخه آن در كتابخانه هاى مرعشى, دانشگاه مجلس, آستان قدس, وزيرى و غيره موجود است.
6. اسئلة الجيلانية واجوبتها = جوابات المسائل الجيلانية = اجوبة المسائل: در ذريعه (2/81 و 5/208) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و دانشگاه تهران موجود است. به فهرست رضوى 4/10 ش304 و فهرست دانشگاه 3/180ش 11/1030 رجوع شود. اين رساله با مبدأ و معاد ملاصدرا چاپ شده است.
7. اسئلة مظفّر حسين القاسانى واجوبتها: نسخه آن در كتابخانه مركزى دانشگاه موجود است. به فهرست ج3, ص179 ش10/1030 رجوع شود.
8. اسئلة النصيرية واجوبتها= جوابات المسائل النصيرية= الاجوبة عن الاسئلة النصيرية: در ذريعه (2/93 و 5/203) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه مركزى دانشگاه و كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است و با شرح هدايه و مبدأ و معاد ملاصدرا چاپ شده است.
9. اكسير العارفين فى معرفة طريق الحق واليقين: در ذريعه (2/279) ياد شده و نسخه هاى متعدد آن در كتابخانه آستان قدس رضوى, مرعشى, مجلس, دانشگاه موجود است و با تعدادى از رسائل ملاصدرا چاپ شده كه به رسائل ملاصدرا معروف است.
10. الالواح العمادية: اين رساله در كتاب الفيلسوف الفارسى ص21 ياد شده, و نياز به بررسى دارد.
11. الامامة: در ذريعه ياد شده و شايد همان رساله (الامانة) باشد و در هر صورت در اينكه ملاصدرا رساله اى در اين موضوع داشته باشد, ترديد شده است.
12. الامانة: در كشف الحجب (ص238) گويد: (ذكر فيها أنّ فى الانسان شيئاً ملكوتياً و أمراً ربّانياً… وتلك الخاصية هى الامانة). نسخه اى از آن در كتابخانه دانشگاه با شماره 5/3901 موجود است.
13. بدء وجود الانسان= جوابات المسائل فى بدء وجود الانسان= رسالة في… در ذريعه(3/51 و 5/215 و 11/127) ياد شده. اين رساله را علامه طباطبائى از ملاصدرا دانسته, اما آقاى دانش پژوه و آقاى آشتيانى در نسبت اين رساله به ملاصدرا اظهار ترديد كرده اند.
14. التصور والتصديق: در ذريعه (4/198) ياد شده است. نسخه آن در كتابخانه آستان قدس موجود است و همراه با جوهر النضيد علامه حلى چاپ شده است.
15. تفسير سوره حمد.
16. تفسير سوره بقره (ناتمام).
17. تفسير آيةالكرسى.
18. تفسير آيه نور.
19. تفسير سوره سجده.
20. تفسير سوره يس.
21. تفسير سوره حديد.
22. تفسير سوره واقعه.
23. تفسير سوره جمعه.
24. تفسير سوره زلزال.
25. تفسير سوره ضحى.
26. تفسير سوره طارق.
27. تفسير سوره اعلى.
28. تفسير آيه وترى الجبال تحسبها….
از شماره پانزده تا بيست و هشت در ذريعه و مصادر ديگر ياد شده و مجموعاً در يك جلد چاپ سنگى و هفت جلد چاپ حروفى شده و نيز بخش هايى از اين مجموعه چاپ جداگانه دارد.
در كتاب ابوعبدالله زنجانى ص21 آمده است: (نسخه تفسير آيه نور به خط مؤلف در شيراز در كتابخانه ذوالرياستين و نسخه تفسير سوره واقعه به خط مؤلف در كتابخانه صاحب روضات الجنات بوده است).
در مقاله علامه طباطبائى آمده:( تفسير آيه شريفه و ترى الجبال… به صدرالمتألهين نسبت داده شده كه نظر به سنخ مطالبى كه در آن است, صحّت نسبت محل تأمّل است).
نسخه هاى اين تفاسير در كتابخانه آستان قدس, وزيرى يزد, دانشگاه تهران, دانشكده الهيات مشهد, مجلس, مرعشى و غيره موجود است.
در شرح اصول كافى ج3, ص116 فرمود:( اول سوره اى كه تفسير آن را نوشتم سوره حديد است).
و نيز در شرح اصول كافى ج3, ص311 تفسير آيةالكرسى خود را ياد كرده است.
29. الجبر والتفويض= نفى الجبر والتفويض: اين رساله در ذريعه (5/84 و 24/268) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و كتابخانه آيةاللّه مرعشى موجود است و چاپ شده است.
30. جوابات المسائل العويصة: در ذريعه (5/228) ياد شده و نياز به بررسى دارد.
31. الحاشية على التجريد: در ذريعه (6/32 ) ياد شده و علامه طهرانى فرموده است: (نسخه آن در كتابخانه سبط حجةالاسلام شفتى بوده است). نگارنده اين رساله را محتاج بررسى مى داند.
32. الحاشية على تفسير البيضاوى= حاشيه بر انوار التنزيل: در ذريعه (6/43) ياد و فرموده است: (نسخه اى از آن در فهرست كتابخانه خديويه مصر معرفى شده است).
33. الحاشيه على الرواشح السماوية للمحقق الداماد: در ذريعه (6/90) ياد شده و به گفته زنجانى در الفيلسوف الفارسى الكبير (ص22 ) نسخه اى از آن به خط مؤلف نزد صاحب روضات بوده است.
34. الحاشية على شرح اللمعة: در ذريعه (6/91 و 96) و در كشف الحجب (ص175 ) ياد شده. استاد آشتيانى فرموده اند اين حاشيه از آقا ميرزا ابراهيم پسر صدرالمتألهين است.
35. الحاشية على شرح التجريد و حاشية الخفرى عليه: در ذريعه (6/64 و 116) و كشف الحجب (ص178) ياد شده و علامه طهرانى فرموده است: (ظاهراً اين حاشيه از پسر ملاصدرا است). در كتابخانه مرعشى چند نسخه از آن هست, و در فهرست كتابخانه مرعشى هم از پسر ملاصدرا دانسته شده است. و اينكه در تفسير ملاصدرا (1/56) آمده است: (ولهذا الكلام زيادة تحقيق مذكورة في حواشى التجريد) دليل نيست كه ملاصدرا حاشيه تجريد يا شرح تجريد داشته است.
36. الحاشية على شرح حكمة الاشراق…: در ذريعه (6/121) و كشف الحجب(ص 179) ياد, و با شرح حكمة الاشراق چاپ شده است. در مقاله علامه طباطبايى با اينكه حاشيه شرح حكمة الاشراق در تأليفات ملاصدرا ياد شده, در پايانش فرموده اند:( و دو كتاب ديگر نيز به نام حاشيه بر شفا و شرح حكمة الاشراق به وى نسبت داده شده… صحت نسبت محل كلام است). شايد دو حاشيه به نظر ايشان رسيده بوده است.
37. الحاشية على الشفا= شرح الشفا: در ذريعه (6/143 و 13/335) و كشف الحجب (ص182 ) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و دانشگاه تهران و مرعشى موجود است و با اصل شفا چاپ شده است.
در ذريعه( 6/141) حاشيه ديگرى بر شفا از پسر ملاصدرا ياد شده است.
در ذيل شماره 36 گذشت كه علامه طباطبايى در نسبت حاشيه شفا به ملاصدرا ترديد كرده اند. البته خود ايشان حاشيه الهيات شفا را از تأليفات ملاصدرا دانسته اند. پس حتماً دو حاشيه مورد نظر ايشان بوده است.
38. الحاشية على القبسات: در ذريعه( 17/32 ) ياد شده و نياز به بررسى دارد.
39. حدوث العالم: در ذريعه (6/295) ياد شده است. نسخه به خط مؤلف در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, و چند نسخه ديگر آن در همان كتابخانه و كتابخانه آستان قدس و كتابخانه مرعشى موجود است و همراه چند رساله ديگر ملاصدرا چاپ شده است.
40. الحركة الجوهرية= رسالة في…: در كتاب الفيلسوف الفارسى الكبير (ص20) ياد شده و نياز به بررسى دارد.
41. حشر الاشياء= حشر العوالم: در ذريعه (7/22) ياد شده و با چند رساله ديگر مؤلف و نيز با مبدأ و معاد مؤلف چاپ شده است.
در نوشته آقاى دانش پژوه و به پيروى از ايشان در برخى نوشته هاى ديگر اين رساله با رساله طرح الكونين يكى دانسته شده است, امّا اين طور نيست و سرآغاز رساله حشر الاشياء كه چاپ شده با سرآغاز رساله طرح الكونين كه در ذريعه ياد شده يكى نيست و همين طور محتواى دو رساله.
علامه طباطبايى در مقاله خود, رساله در حشر را با رساله طرح الكونين جدا از هم ذكر كرده اند.
42. حقيقة الكفر والايمان= الكفر والايمان: نسخه آن در كتابخانه مرعشى موجود است و در فهرست آنجا 19/385 ياد شده است.
43. الحكمة العرشية= العرشية: در ذريعه( 7/58 و 6/149 و 13/368 و 15/244) ياد و مكرر چاپ شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و مرعشى و دانشگاه تهران و وزيرى يزد موجود است.
44. حلّ الاشكالات الفلكية= حلّ المشكلات الفلكية: در كتاب الفيلسوف الفارسى (ص20) ياد شده و نياز به بررسى دارد.
45. حلّ شبهة الجذر الاصم: نسخه آن در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران با شماره 16 و 18/1257 موجود است.
گفته شده تحرير نسخه اى از آن مربوط به پيش از تولد ملاصدرا است, پس از ملاصدرا نيست. در عين حال نياز به بررسى دارد.
46. خلق الاعمال: در ذريعه( 7/243 ) و كشف الحجب (ص261) ياد و مكرر چاپ شده است. نسخه هاى آن در كتابخانه مركزى دانشگاه و كتابخانه مرعشى موجود است. شايد با رساله (الجبر والتفويض) يكى باشد. بايد نسخه ها با هم تطبيق گردد.
47. دفع شبهه ابن كمونه: در ذريعه (8/229 ) ياد و گفته شده نسخه آن در كتابخانه خوانسارى در نجف بوده است.
48. ديباجة عرش التقديس للمحقق الداماد: نسخه اى از آن در كتابخانه مركزى دانشگاه است. به مقاله آقاى دانش پژوه در يادنامه ملاصدرا رجوع شود.
49. ديوان ملاصدرا= اشعار…: نسخه اى از ديوان ملاصدرا كه گردآورنده آن فيض كاشانى است به خط او در كرمانشاه موجود بوده است. در پايان رساله سه اصل هم اشعارى از ملاصدرا چاپ شده است. رجوع كنيد به ذريعه 9/600 و 19/171 و 207 و نسخه شماره 2/849 كتابخانه مركزى دانشگاه.
50. ردّ قول الرازى فى إثبات الفاعل المختار: در اعلام الشيعة قرن يازدهم, (ص291) ياد شده. نياز به بررسى دارد.
51. الرسائل العرشية: در ذريعه (10/249) ياد شده, و فرموده اند:( نسخه آن با عرشيه [ملاصدرا] در كتابخانه راجه فيض آباد هند بوده است). نياز به بررسى دارد.
52. رسالة فى آداب البحث و المناظرة= آداب البحث: در ذريعه (ج11, ص4) ياد شده و گفته اند نسخه آن در كتابخانه (قولة) هست. به فهرست آن كتابخانه (2/313 )رجوع شود. اين رساله هم نياز به بررسى دارد.
53. رسالة فى التشخص= التشخّص: با چند رساله ديگر ملاصدرا چاپ شده است. در ذريعه (11/147) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه مرعشى, ش7577 و كتابخانه مركزى دانشگاه ,ش3638 و 3/2608 موجود است.
54. الزمان= مقالة فى الزمان: در كتابخانه مركزى دانشگاه, ش2788 موجود است و گفته شده است شايد از ملاصدرا باشد. بايد اصل نسخه ديده و بررسى شود.
55. سرّ النقطة= الرسالة القدسية فى اسرار النقطة الحسيّة: با مبدأ و معاد ملاصدرا چاپ شده است. نسخه آن گويا در كتابخانه آستان قدس باشد. در ذريعه (12/170) ياد شده و علامه طباطبايى و برخى ديگر از اساتيد در نسبت اين رساله به ملاصدرا ترديد كرده اند.
56. سريان الوجود= رسالة فى المعيّة= المعيّة: در ذريعه (12/178 و 21/288) ياد شده است. نسخه آن در كتابخانه مركزى دانشگاه, ش4/2608 و 7/3238 و كتابخانه مجلس و آستان قدس موجود است و استاد آشتيانى فرموده اند:( نسبت اين رساله به فيض كاشانى صحيح نيست و معلوم مى شود ملاصدرا در جوانى كه قائل به اصالت ماهيت بوده اين رساله را نوشته است).
در ذريعه آمده: (كتب على نسخه منه انه لملاصدرا). همراه با چند رساله يگر ملاصدرا چاپ شده است.
57. سه اصل= سه فصل: در ذريعه (12/261 و 263) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و مجلس و در كتابخانه مدرس رضوى و كتابخانه شيخ جعفر سلطان العلماء در طهران بوده است و نسخه اى از آن هم در موزه بريتانيا است. اين كتاب چاپ شده است و تنها اين كتاب و ديوان اشعار و مثنوى ملاصدرا و برخى نامه هاى او به زبان فارسى است.
58. شرح اصول كافى: پايان تأليف بخشى از آن سال 1044 است. در سال 1282 چاپ شده و چاپ جديد آن در 4 جلد است كه سه جلد آن منتشر شده است. نسخه نيمه اوّل اين كتاب به خط مؤلف در كتابخانه آيةاللّه مرعشى موجود است. نسخه هاى متعددى نيز در كتابخانه هاى آستان قدس, مرعشى, وزيرى يزد, دانشكده ادبيات, مجلس و غيره موجود است. در ذريعه (13/99 و 154) ياد و نسخه هايى از آن معرفى شده است.
59. شرح حديث الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا= رساله در…: در مقاله علامه طباطبايى در يادنامه ملاصدرا ياد شده است.
60. شرح حديث فضل العالم: در ذريعه (13/25) ياد شده و نسخه آن ضميمه اكمال الدين صدوق در كتابخانه آستان قدس رضوى است. شايد قطعه اى از شرح كافى باشد. بايد بررسى شود.
61. شرح حديث ما امر يختلف…: در ذريعه (13/206) ياد شده است. نسخه آن ضميمه اكمال الدين صدوق در كتابخانه آستان قدس رضوى است. نياز به بررسى دارد. شايد قطعه اى از شرح كافى باشد.
62. شرح حديث مابين قبرى و منبرى روضة…: در ذريعه( 13/206 )و كشف الحجب (ص285) ياد شده و مؤلف كشف الحجب احتمال داده است كه از ملاصدرا باشد. نياز به بررسى دارد.
63. شرح حديث كنت كنزاً مخفيّاً: نسخه آن در كتابخانه مركزى دانشگاه, ش9/2830 موجود است.
64. شرح رسالة الاكسير فى الكيميا: در ذريعه (13/284 ) ياد شده است. نياز به بررسى دارد.
65. شرح النجاة: در ذريعه (14/100 و 24/56) ياد شده و دو نسخه از آن معرفى شده است.
66. شرح الهداية الاثيرية: مكرر چاپ شده است. نسخه به خط مؤلف آن در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است. در ذريعه( 6/138 و 14/175 و 20/6) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه آستان قدس, مرعشى, مجلس, وزيرى, دانشگاه تهران و كتابخانه اميرالمؤمنين نجف و غيره موجود است.
67. الشواهد الربوبيه: شامل فهرست مسائل فلسفى است. در فهرست كتابخانه سپهسالار (شهيد مطهرى) به ش5/6319 ياد شده است. نياز به بررسى دارد كه آيا همان كتاب معروف ملاصدرا است يا نه. چون آن هم مسائل فلسفى را دارد, اما نه اينكه فهرست مسائل فلسفى باشد. آقاى دانش پژوه در مقاله خود در يادنامه ملاصدرا گفته اند دو كتاب است.
68. الشواهد الربوبيّة: در ذريعه( 6/144 و 14/243 ) ياد, و مكرر چاپ شده است. نسخه هاى خطى آن در كتابخانه هاى آستان قدس, مجلس, مرعشى, دانشگاه, وزيرى و غيره موجود است.
69. طرح الكونين: در ذريعه (15/160) ياد شده و غير از رساله حشر الاشياء است كه پيشتر ياد شده و دومى همراه چند رساله وى چاپ شده است. در اسفار (ج1, ص47) با نام طرح الكونين ياد شده است.
70. العروة الوثقى= تفسير آيةالكرسى: به زبان فارسى است و در ذريعه (15/252) ياد شده است. اما در فهرست مرعشى (ج16, ص31 ) از پسر ملاصدرا دانسته شده است. در عين حال جاى بررسى دارد.
71. العلم الالهى وتحقيق موضوعه= رسالة فى العلم الالهى: در ذريعه (15/318 ) و كشف الحجب(ص247 ) ياد شده است. نياز به بررسى دارد.
72. الفلسفة الاولى: در اعلام الشيعة قرن يازدهم, ص291 ياد شده و نياز به بررسى دارد.
73. فهم متشابه القرآن: در ذريعه (16/400) ياد شده است. شايد با متشابه القرآن كه پس از اين ذكر مى شود يكى باشد.
74. القضاء والقدر: در ذريعه (17/49 و 147) ياد و همراه با چند رساله ملاصدرا چاپ شده است. نسخه آن در كتابخانه مرعشى, ش1430 و 1999 و كتابخانه مركزى دانشگاه, ش1/2812 و 4/2812 و 30/318 و 7/2068 و 5/849 و در مجلس, ش3976 يا 3076 و در كتابخانه مدرسه سپهسالار (شهيد مطهرى) ش6527 با حاشيه نورى موجود است.
بايد ديد نسخه ش1 و 4 با مجموعه 2812 كتابخانه دانشگاه چه فرقى دارد.
* القواعد الملكوتيّة: در ذريعه (17/191) ياد شده, و در كتاب الفيلسوف الفارسى ص20 با رساله مسائل قدسيه يكى دانسته شده است. از آغاز رساله مسائل قدسيه برمى آيد كه نام ديگرش قواعد ملكوتيه است.
75. كسر اصنام الجاهلية: در ذريعه( 17/293 ) ياد شده و نسخه آن در كتابخانه مرعشى, ش880 موجود است . در سال 1340 شمسى چاپ شده و تاريخ تأليف آن 1027 مى باشد.
76. اللمعات المشرقية: در ذريعه (18/346) ياد شده است. نسخه اى از آن نزد ميرزا طاهر تنكابنى بوده است و از روى آن نسخه ديگرى نوشته شده است. در نسبت اين رساله به ملاصدرا ترديد شده است, اما آقاى آشتيانى فرموده اند جاى شك نيست و نام آن هم التنقية نيست.
77. لميّة اختصاص المنطقة بموضع معيّن فى الفلك= مقالة في…: نسخه آن ضميمه شفا در كتابخانه آستان قدس موجود است; به فهرست آنجا 4/201 رجوع شود.
78. المبدء والمعاد: اگر اشتباه نكنم نسخه اصل آن در شيراز موجود است. در ذريعه (6/190 و 19/52) يادشده, و نسخه به خط ملا عبدالرزاق لاهيجى در كتابخانه علامه طباطبايى در قم بوده, مكرر چاپ شده, و نسخه هايى از آن در كتابخانه آستان قدس, دانشگاه تهران, وزيرى يزد و غيره موجود است.
79. متشابه القرآن: در ذريعه( 19/62) ياد, و چاپ شده و نسخه آن در كتابخانه مشكاة و سيد نصرالله تقوى بوده و در كتابخانه مرعشى, ش7577 و دانشگاه ش4/870 و 7/2638 و 3/2273 موجود است.
80. مثنوى: در ذريعه (19/207 و 171 و 22/373 ) ياد شده است. منتخب آن چاپ شده است و بايد ديد جزء ديوان اوست يا نه. به نسخه شماره 2/849 كتابخانه مركزى دانشگاه تهران رجوع شود.
81. المزاج: نسخه آن در فهرست كتابخانه آستان قدس 4/143 ياد شده است و در استناد اين رساله به ملاصدرا ترديد است.
82. المسائل المتفرقات= رسالة في…: در ذريعه (20/365) ياد شده است. نياز به بررسى دارد.
83. المسائل القدسية: در ذريعه (20/362) ياد و چاپ شده است.
ابوعبدالله زنجانى در كتاب خود( ص20) و نيز استاد آشتيانى, اين رساله را با قواعد ملكوتيه يكى دانسته اند و همين طور است.
84. المشاعر: در ذريعه (6/200 و 14/65 و 15/121 و 21/38 و 25/288) ياد, و مكرر چاپ شده است. نسخه هاى متعدد آن در كتابخانه هاى آستان قدس, مجلس, مرعشى, دانشكده حقوق, دانشگاه تهران و وزيرى يزد و غيره موجود است.
* المطالع والاشراقات: در فهرست مرعشى ج2, ص107 و ج20, ص91 ياد شده است و گفته شده همان تفسير سوره جمعه ملاصدرا است.
85. المظاهر الالهيّة: در ذريعه (21/162 ) ياد و مكرر چاپ شده است. نسخه آن در كتابخانه آستان قدس و دانشگاه تهران موجود است.
86. المعاد الجسمانى= زاد المسافر: نسخه آن در كتابخانه آستان قدس, كتابخانه الهيات مشهد موجود و چاپ شده است.
87. معانى الفاظ القرآن: نسخه آن به شماره 3638 در كتابخانه مركزى دانشگاه هست و گفته شده شايد از ملاصدرا باشد.
88. مفتاح الغيب= احديّة الغيب: در ذريعه (21/337 ) ياد و گفته شده با تمهيد تركه اى چاپ شده است.
89. مفاتيح الغيب: در ذريعه (21/305) ياد, و با شرح اصول كافى در سال 1282 چاپ شده است. نسخه هاى متعددى از آن در كتابخانه مركزى دانشگاه, آستان قدس, مجلس, وزيرى و گوهرشاد و الهيات مشهد و غيره موجود است.
90. نامه ملاصدرا به ميرداماد: در مجله راهنماى كتاب (5/757 ) چاپ شده است.
91. نامه ملاصدرا به ميرداماد: در پايان شرح حال ملاصدرا تأليف آقاى آشتيانى چاپ شده است.
92. نامه ديگر ملاصدرا به ميرداماد: در فهرست رضوى 4/109 (ضميمه نسخه ش590) ياد شده است.
93. نامه ديگرى كه در مجله دانشكده ادبيات شماره 17 ذكر شده است. بايد بررسى شود كه با نامه هاى ديگر فرق دارد يا نه.
94و95. دو نامه ديگر كه در فرهنگ ايران زمين ج13, ص84 چاپ شده است.
96. الواردات القلبية= الشبيحات القلبية: در ذريعه (25/10) ياد, و مكرر چاپ شده است. نسخه هاى آن در كتابخانه هاى مرعشى, آستان قدس, مجلس, دانشگاه تهران, دانشكده حقوق و غيره موجود است.
97. الهداية فى الحكمة: در ذريعه (25/165) ياد شده و نياز به بررسى دارد.
98. الوجود: نسخه آن در كتابخانه دانشكده حقوق هست. به فهرست آنجا ص500 رجوع شود.
پس از تنظيم اين فهرست به نظر رسيد كه:
حضرت آقاى دكتر يزدى مطلق (فاضل) در مقاله اى كه از ايشان در مجله خردنامه صدرا شماره دوم چاپ شده نسخه هاى اين رساله ها را نيز ياد كرده اند:
99. تحقيق فى لفظ الله: كتابخانه آستان قدس.
100. رساله در حكمت: كتابخانه آستان قدس. احتمال دارد از ملاصدرا باشد.
101. خلق الاسماء: كتابخانه ملك. نياز به بررسى دارد.
102. اجوبةالمسائل الحكمة: كتابخانه ملك. شايد يكى از همان (اجوبة المسائل)هايى باشد كه پيش تر ياد شد, يا همان كه آقاى آشتيانى تحقيق و چاپ كرده اند.
آقاى دانش پژوه در مقاله خود در يادنامه ملاصدرا اين رساله ها را نيز به عنوان (منحول و مشكوك) ياد كرده اند.
103. اثبات الواجب: گفته اند بايد از صدرالدين دشتكى باشد.
104. رسالة فى بحث المغالطات.
105. تجريد مقالات ارسطو.
106. رسالة فى رموز القران.
107. رسالة فى الفوائد.
108. رسالة فى المباحث الاعتقادية.
109. استاد معظم حضرت آقاى آشتيانى رساله اى به نام: اجوبة مسائل بعض الخلان از ملاصدرا تحقيق و چاپ كرده اند كه غير از چند اجوبة المسائل ديگر است كه پيشتر ياد شد.
حضرت آقاى بيدار نيز در مقدمه تفسير ملاصدرا به آنچه ذكر شد افزوده اند:
110. ايقاظ النائمين: دو نسخه از اين رساله يافت و براساس آن چاپ شده است.
111. شرح حديث خلق الارواح قبل الاجساد بالفى عام أو اربعة آلاف: اين رساله در تفسير ملاصدرا ج2, ص243 ياد شده است.
در اينجا لازم است يادآورى شود كه عمده تأليفات ملاصدرا شناخته شده است و آنچه از اين تفحص و تتبع ها به دست مى آيد نوشتارهاى كوتاهى است كه نسخه هاى آن معروف و فراوان نبوده است و ممكن است به نظر برخى ها ارزش چندانى هم نداشته باشد. امّا از آنجا كه از برخى از همين رساله هاى كوچك مطالبى بكر و ارزنده استفاده مى شود, بسيار مناسب است كه برخى از فضلا با پيگيرى جدّى همه اين رساله ها را (كه گفته شده: از ملاصدرا نيست, يا مشكوك است, يا عدم انتساب آن قطعى است يا شناخته نشده و مجهول است) شناسايى و نسخه هاى آنها را تحصيل و با مقايسه و تطبيق و مطالعه اصل رساله ها وضع آنها را روشن كند. اين تلاش خدمتى ارزنده به ارباب حكمت و فلسفه و حوزه هاى علمى خواهد بود.
در پايان بار ديگر از اينكه اين فهرست را به صورت غير كامل (به خاطر اينكه تكميل آن را كار لازمى ندانستم) منتشر ساختم پوزش مى طلبم و اگر اهل فضل اشتباهاتش را تذكر دهند ممكن است در آينده از آن بهره مند شوم.1پى نوشت ها 1. در تعداد رساله ها, تفسير ملاصدرا سيزده عدد به حساب آمده است. اگر مجموعه تفاسير را يك شماره حساب كنيم, از عدد فهرست ها و ساير فهرست هاى نه گانه كه در آغاز مقاله ياد شد 12 شماره كم مى شود.


صفحه 14

اخبار


درگذشتگان:درگذشت آيت الله رضوانى زنجانى
حضرت آيت الله شيخ احمد رضوانى زنجانى, يكى از فقهاى حوزه علميه قم به شمار ميرفت. فقيد سعيد در سال 1302ش (1342) زاده شد وى تحصيلات دينى و مقدمات و ادبيات را در زنجان فرا گرفت.سيس در سال 1359ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و سطوح را در محضر عالمانى چون: مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم خوئينى زنجانى و ديگران بياموخت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى و سيد محمد حجت كوهكمرى حاضر شد و اين همه 9 سال به طول انجاميد. آنگاه در سال1369ق رهسپار نجف اشرف شد و از محضر حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم خويى و به ويژه از درسهاى فقه و اصول ابوالزوجه گرامى اش آيت الله ميرزا باقر زنجانى بهره هاى فراوان برد و همزمان به تدريس سطوح عاليه پرداخت. در سال1394ق بود كه در اثر فشار رژيم بعثى عراق از نجف اخراج شد و اقامت در قم را برگزيد و به تأليف و تدريس اشتغال ورزيد.
برخى از كتابها و آثارش ـ كه همگى مخطوط مانده است ـ عبارتند از:
1ـ تقريرات درس اصول آيت الله ميرزا باقر زنجانى (دوره كامل)
13ـ2ـ تقريرات درس فقه آيت الله ميرزا باقر زنجانى (طهارت (4ج), زكات ,خمس,صوم,حج,اجاره,مضاربه,شركت,مكاسب,نكاح(3ج),لباس مصلّى)
14ـ دوره اصول(3ج)
15 ـ رساله در رضاع
16 ـ رساله در متنجّس
17ـ رساله در عصيرعبنى
18ـ رساله در حكم فقاع
19ـ رساله در طهارت و نجاست اهل كتاب
20 ـ رساله در تحقق وطن شرعى
21 ـ كتاب الصلاة
22 ـ كتاب الحج
23 ـ كتاب الاجارة
24 ـ رساله در عموم حجية البينّة
25 ـ رساله در اعتبار قول عدل واحد
26 ـ رساله در قول ذى اليد
27 ـ رساله در حديث لاتعاد
28 ـ حاشيه بر شرح تجريد
29 ـ حاشيه بر شرح منظومه(تا بحث جواهر و اعراض)
30 ـ رساله در علم جفر
معظم له, پس از عمرى 78ساله در روز جمعه 9ربيع الثانى1420ق (اوّل مرداد1378ش) بدرود حيات گفت و پيكرش در روز شنبه 10ربيع الثانى, پس از تشييع و نماز آيت الله صافى گلپايگانى بر آن در قبرستان شيخان كبير قم به خاك سپرده شد.
* درگذشت آيةاللّه حايرى يزدى
حضرت آيةاللّه آقاى دكتر حاج شيخ مهدى حائرى يزدى, يكى از بزرگ ترين فيلسوفان اسلامى عصر كنونى به شمار مى رفت. معظمٌ له در سال 1342ق. در بيت علم و تقوا و فضيلت در قم زاده شد. پدرش مرجع بزرگوار شيعه حضرت آيةاللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى (1276ـ 1355ق.) ـ مؤسس حوزه علميه قم و از شاگردان بنام آيات عظام: سيد محمد فشاركى, ميرزاى شيرازى, آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و مرجع احتياطات آيةاللّه ميرزا محمد تقى شيرازى, و صاحب (دررالاصول) و كتاب الصلاة ـ بود.
فقيد سعيد ادبيات را نزد مرحوم حجةالاسلام آقاى حاج شيخ ابوالقاسم نحوى و سطوح اوّليه را در محضر برادر بزرگوارش آيةاللّه حاج شيخ مرتضى حائرى, و سطوح عاليه را نزد آيةاللّه العظمى گلپايگانى و ديگران آموخت. پس از آن در محضر پرفيض حضرت امام خمينى(ره) به آموختن متون كلامى و فلسفى, و نزد آيات عظام: حاج سيد محمد حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى و آقاى بروجردى به فراگيرى خارج فقه و اصول پرداخت و مبانى علمى خويش را استوار ساخت. در سال 1370ق. با تصويب آيةاللّه بروجردى, براى نظارت بر متون درس دينى فرهنگ كشور به تهران رفت و همزمان به تحصيل فقه در محضر آيةاللّه حاج سيد احمد خوانسارى و فلسفه اسلامى نزد حكيم علامه آيةاللّه ميرزا مهدى آشتيانى ـ قدس سرهما ـ و تدريس فلسفه در مدرسه سپهسالار پرداخت. در سال 1379ق. (1339ش.) به نمايندگى مرحوم آيةاللّه العظمى بروجردى, رهسپار آمريكا (واشنگتن) شد و رسيدگى به امور شيعيان آنجا را بر عهده گرفت. وى در امريكا به تأليف, تدريس و تحصيل و انجام وظايف مذهبى خويش اشتغال ورزيد و موفق شد مدارج تحصيل فلسفه غرب را تا سطوح عالى طيّ نمايد. معظمٌ له دوره ليسانس را در دانشگاه جرج تاون, فوق ليسانس را در دانشگاه هاروارد و دوره دكترا را در دانشگاه ميشيگان و تورنتو با درجه ممتاز گذرانيد و رساله اى با نام علم حضورى يا اصول معرفت شناسى در فلسفه اسلامى ـ در مدت 9 سال و با نظارت 6 تن از بزرگ ترين اساتيد فلسفه غرب ـ نوشت كه از جامع ترين آثار فلسفى به شمار مى آيد. معظمٌ له در سال هاى اقامت خويش در آمريكا به تدريس فقه, فلسفه, ادبيات فارسى, فلسفه اخلاق در دانشگاه هاى آمريكا و كانادا پرداخت و در ده ها سمينار و كنگره هاى علمى و فلسفى شركت جُست و به ايراد سخنرانى پرداخت و استوارى و عظمت فلسفه و كلام اسلامى را در محافل غرب به همگان نماياند و موفق شد زبان انگليسى را به طور كامل فراگيرد.
استاد در سال 1358 به ايران بازگشت و به تدريس فلسفه و كلام اسلامى پرداخت و گروه بسيارى از انديشمندان را در مكتب فلسفى خويش پرورش داد و شمارى از تأليفات خويش را به سامان رساند.
تأليفات معظم له عبارتند از:
1. تقريرات درس اصول آيةاللّه بروجردى, چهار جلد. جلد نخست آن با نام (الحجة فى الفقه) به چاپ رسيده است.
2. تقريرات درس فقه آيةاللّه حجت.
3. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى.
4. كودك اندلسى.
5. علوم قرآن. (بخش نخست آن گفتارى از برادرش آيةاللّه حاج آقا مرتضى حائرى, پيرامون اعجاز قرآن است)
6. هرم هستى: تحليلى از مبادى هستى شناسى تطبيقى.
7. علم كلى يا فلسفه مابعدالطبيعة. (پيرامون بحث هاى مهم و كاربردى فلسفى از جمله: اتحاد عاقل و معقول, اصالت وجود, حدوث و قدم)
8. كاوش هاى عقل نظرى. (تقرير فلسفه اسلامى و الهيات بالمعنى الاخص)
9. كاوش هاى عقل عملى. (در فلسفه اخلاق)
10. آگاهى و گواهى. (ترجمه , شرح رساله (تصور و تصديق) ملاصدرا)
11. متافيزيك. ( شامل 12 مقاله و سخنرانى در مقولات فلسفه)
12. علم حضورى. (رساله دكتراى ايشان است و پيرامون معرفت حضورى و ارتباط آن با علم الهى به هستى و گيتى بوده, و در برگيرنده مناقشات و بحث هاى بسيار با فلاسفه اى مانند كانت, راسل و ويتگنشتاين است)
13. آفاق فلسفه و تفكر. (مجموعه مصاحبه ها و گفتگوها)
14. حكمت و حكومت. (درباره فلسفه سياسى و تئورى ولايت فقيه. خلاصه اى از اين كتاب نيز در مجلد (حكومت اسلامى) به چاپ رسيده و بر آن نقدى از سوى حضرت آيةاللّه جوادى آملى نگاشته شده است. در اين كتاب دموكراسى غربى و نظرات ژان ژاك روسو و ديگران نيز به نقد كشيده شده است)
سرانجام آن فيلسوف بزرگ, پس از يك بيمارى در 76 سالگى در ظهر پنجشنبه 17 تيرماه 1378 (24 ربيع الاول 1420ق) چشم از جهان فروبست و پيكرش در روز شنبه (19 تير) پس از تشييع در تهران و قم, و نماز آيةاللّه سيد موسى شبيرى زنجانى بر آن, در حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه شبسترى
آيةاللّه حاج سيد عبدالله موسوى شبسترى از دانشمندان و مفسران كتاب الهى در پى بيمارى و كهولت سن در تهران درگذشت.
ايشان در سال 1334ق. در شهرستان شبستر ـ هشت فرسخى تبريز ـ در خانواده اى دانا و مؤمن ديده به جهان گشود. پدرش ثقةالاسلام سيد اسدالله فرزند ميربابا شبسترى از روحانيان و فرهنگيان معروف خطه شبستر به شمار مى رفت.
وى پس از طى تحصيلات دوره ابتدائى در سال 1350ق. به تحصيل علوم دينى رو آورد و مقدمات و علوم ادبى را نزد پدر خود و علامه ميرزا رسول هريسى, و كتاب هاى مطول, شرح شمسيه و شرح منظومه را نزد آيةاللّه سيد مرتضى وحيدى فراگرفت.
در سال 1356ق. به حوزه علميه تبريز پيوست و در مدرسه طالبيه مشغول تحصيل دروس سطح گرديد. وى شرح لمعه را نزد علامه شيخ ابراهيم بادكوبه اى و علامه سيد على مولانا تبريزى خواند و كتاب قوانين الاصول و متون كتب درسى ديگر را نزد حضرات آيات: ميرزا محمود دوزدوزانى, سيد مرتضى خسروشاهى, شيخ حسين شنب غازانى و ميرزا محمد توتونچى به پايان برد.
آيةاللّه شبسترى در اواخر سال 1360ق. به حوزه علميه قم رهسپار شد و باقى دروس شرح لمعه را نزد آيةاللّه سيد شهاب الدين مرعشى به پايان رساند و دروس خارج فقه و اصول را در محضر فقهايى چون: سيد محمد حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى, ميرزا محمد فيض قمى, سيد صدرالدين صدر, شيخ محمد قمى (كبير), شيخ عباسعلى شاهرودى و شيخ عبدالنبى اراكى و دروس كلام و حكمت را از محضر علامه سيد حسين قاضى طباطبائى تبريزى به نحو احسن استفاده نمود.
در سال 1366ق. جهت معالجه به تهران رفت و در پى درخواست عده اى از مؤمنين در مسجد حاج ميرزا احمد واقع در خيابان مولوى به وظايف دينى اشتغال ورزيد. وى در تهران از تحصيل باز نماند و در دروس فقهى و اصولى حضرات آيات: شيخ على مدرس تهرانى (خارج كفايه), شيخ محمدتقى آملى, سيد احمد خوانسارى و سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى (علاوه بر فقه و اصول, در دروس حكمت نيز) استفاده كرد.
نامبرده علاوه بر اشتغال به وعظ و ارشاد در مركز ,در شهرهاى قزوين و شبستر و حومه آنها به انجام فعاليت هاى مذهبى مى پرداخت, و در تهران همراه با آيةاللّه سيد مرتضى وحيدى شبسترى و افراد خيّر اقدام به تجديد بناى (مسجد سپهسالار) واقع در خيابان چراغ برق نمود.
علامه شبسترى در سال 1394ق. و پس از گذشت 28 سال خدمت و ارشاد در تهران به مشهد مقدس رهسپار شد. ايشان پس از ورود اقدام به تدريس فقه و اصول و گفتن تفسير قرآن مجيد نمود. مدتى هم در حرم مطهر (دارالسلام ) به اقامه جماعت و هدايت اشتغال داشت.
آيةاللّه شبسترى پس از 22 سال آستانه بوسى ثامن الحجج(ع) در اوايل سال 1416ق. حوزه علميه قم را مسكن برگزيد و فقط به گفتن تفسير و اقامه مراسم مذهبى اشتغال داشت و غالباً بر اثر كسالت و شدت بيمارى در منزل بسترى بود.
آثار قلمى ايشان به شرح زير است:
1. مصباح الهداية يا مفتاح السعادة, انتشارات مصطفوى تهران, رقعى, 80ص. جلد اول اين اثر پيرامون نبوت است, و جلد دوم آن كه خطى است, پيرامون امامت مى باشد.
2. زبدةالأحكام (رساله عمليه ). در سال 1389ق. در تهران به چاپ رسيد.
3 ـ كتاب الأربعين: شرح چهل حديث عرفانى و اخلاقى , 1414ق., رقعى, قم, 159ص.
4. الألطاف الالهية فى الخطابات القرآنية, 1416ق, انتشارات رسالت قم, وزيرى, 288ص.
5. دراية الحديث.
6. صيغ العقود.
7. نماز شب.
8. النكاح و الطلاق.
9. سوانح حيات, گزيده اى در شرح حال خود و بخشى از خاطرات.
آيةاللّه شبسترى سرانجام در صبح روز چهارشنبه 17صفر 1420ق./ 12 خرداد 1378ش. در يكى از بيمارستان هاى تهران درگذشت. پيكرش عصر روز پنجشنبه در قم تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط آيةاللّه سيد محمد وحيد شبسترى در ابتداى قبرستان ابوحسين به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى

* دكتر روشن ضمير
استاد دكتر مهدى روشن ضمير, اديب و زبانشناس معاصر, پس از عمرى خدمات اجتماعى و فرهنگى در 82 سالگى در تهران ديده از جهان فروبست.
وى در سال 1337ق./ 1298ش. در شهر تبريز ديده به جهان گشود. در پنج سالگى به مكتب خانه ميرزا خانم راه يافت و در هفت سالگى در دبستان مشغول تحصيل شد. در شانزده سالگى دوره دبيرستان را در رشته هاى رياضى و طبيعى به پايان رساند و در دروس ادبى اين دوره از محضر اساتيدى چون: مرحوم حسين اميد و آقاى دكتر غلامعلى رعدى آذرخشى بهره مند شد. آنگاه جهت طى دوره هاى عالى در سال 1316ش. به تهران رهسپار شد و به مدت سه سال دوره ليسانس زبان ـ زبان و ادبيات فرانسه ـ را در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران سپرى كرد. وى در سال 1319ش. پس از پايان تحصيلات به تبريز بازگشت و در فرهنگ آن سامان به خدمات فرهنگى اهتمام ورزيد; انجام مأموريت هاى فرهنگى, تدريس در دبيرستان ها و… از آن جمله است. به هر حال پس از چند سال به انگلستان عزيمت كرد و در دانشگاه اكسيتر رشته علوم تربيتى را دنبال كرد. آنگاه در سال 1330ش. به فرانسه رفت و در دانشگاه پاريس از دروس استاد پروفسور هانرى ماسه استفاده كرد و در سال 1336ش. موفق به دريافت دكترا گرديد و به ايران بازگشت . در زادگاه خود مدت سيزده سال در دبيرستان ها و نزديك به بيست و هفت سال در دانشگاه تبريز, زبان و ادبيات فرانسه تدريس نمود. و پس از سال ها خدمت در 1358ش. باز نشسته گرديد. در سال 1359ش. در فرديس كرج سكنى گزيد و به تأليف و نگارش روآورد. پاره اى از مشاغل و خدمات ديگر ايشان بدين شرح است:
عضويت در هيئت علمى دانشگاه تبريز; مسؤوليت كتابخانه دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز; معاونت همان دانشكده و اخيراً رياست همان دانشكده.
1. روش تازه در ادبيات ما: رساله ليسانس در سال 1317ش, 143ص.
2. مشكلات زبان فرانسه (حروف اضافه), سه جلد.
3. معتقدات و آداب ايرانى, ترجمه, دو جلد, 1355ش, انتشارات دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز.
4. فردوسى و حماسه ملّى, ترجمه.
5. يادِ ياران ـ نامه ها و يادنامه ها ـ 1371ش, تهران, 456ص.
6. ديار خوبان: نوشته هاى پراكنده.
7. دو شاعر بزرگ: مولانا و شهريار.
8. بررسى هاى ادبى.
9. ترجمه ها : از فرانسه, انگليسى و تركى.
10. برگزيده هاى ادبى, دو جلد.
11. ارتيكل ها (از سرى مشكلات زبان فرانسه).
12. زمان ها (از سرى مشكلات زبان فرانسه).
13. جمله هاى فرانسه.
14. خنده (و پژوهشى درباره خنده), ترجمه.
15. قائم مقام فراهانى و تأثير او در نظم و نثر فارسى: رساله دكترا به زبان فرانسه.
16. ديوان اشعار.
17. اصطلاحات فرانسه, 1322ش, تبريز.
18. تاريخ سياسى و نظامى دودمان غورى, 1357ش, دانشگاه ملى تهران, 219ص.
استاد روشن ضمير پس از عمرى تلاش و خدمت در روز سه شنبه 16 صفر 1420ق./ 11 خرداد 1378ش. براثر بيمارى در يكى از بيمارستان هاى تهران درگذشت. پيكر ايشان جهت خاكسپارى به تبريز انتقال و پس از تشييع باشكوهى در مقبرة الشعرا به خاك سپرده شد.
*

* استاد سيد طالب خرسان
حجةالاسلام استاد سيد طالب خرسان, از جمله پُركارترين نويسندگان و محققان عرب زبان معاصر بر اثر سكته قلبى در 52 سالگى درگذشت.
وى در روز پنجشنبه 13/ رجب/ 1368ق. مطابق با 22/ ارديبهشت/ 1328ش. در شهر على غربى از توابع استان عماره عراق ديده به جهان گشود.
پدرش سيد على حسينى (متوفاى 1401ق.) از بزرگان شهر على غربى بود كه از محدث گرانقدر علامه شيخ عباس قمى (متوفاى 1359ق.) اجازه روايت داشت, و در شهر ياد شده به اشتغالات دينى و رسيدگى به مراجعات اجتماعى اهتمام داشت. پدر سيد على, مرحوم آيةاللّه سيد حسينعلى حسين دشتكى (1261ـ1337ق.) از دانشمندان معروف شهر كاظمين بود. وى با چند واسطه به علامه محقق سيد صدرالدين محمد فرزند غياث الدين دشتكى شيرازيمى رسد. (828 ـ903ق.) مى رسد.
استاد خرسان پس از پشت سر گذاشتن مراحل اوليه و دوره دبيرستان در على غربى جهت ورود به دانشگاه به بغداد رفت و در دانشكده حقوق ثبت نام كرد و پس از چندى موفق به اخذ مدرك علمى گرديد. در ضمن شب ها در دارالمعلمين تحصيل نمود و از آنجا دانشنامه دريافت كرد. در اين مرحله از محضر محقق گرامى استاد احمد امين ـ زنجامى الأصل ـ (1320ـ1390ق.) در علوم رياضى و فنون ديگر بهره مند شد.
خرسان پس از انجام تحصيلات به امر تربيت و تعليم در مدارس بغداد اشتغال ورزيد و برخى از فعاليت هاى فرهنگى خود را در همانجا آغاز نمود. ولى پس از مدت كوتاهى گرفتار حساسيت ها و فشارهاى سياسى گرديد, و در سال 1400ق. به ايران مهاجرت كرد و در شهر علم و اجتهاد, قم سُكني§ گزيد. و از محضر اساتيدى چون: علامه شيخ مصطفى نورانى اردبيلى و علامه سيد محمد على طبسى حائرى و دروس عالى خارج را از محضر آيات: سيد محمد مفتى الشيعه اردبيلى و شيخ محمد فاضل لنكرانى بهره مند شد.
زنده ياد خرسان, كار نويسندگى و تحقيق متون اسلامى را در اين دوره با جديت تمام و با سرعت لازم پيش گرفت و آثار گرانبهايى از خود به يادگار گذاشت. متأسفانه به دليل عائله مندى مجبور به فروختن آثار قلمى و نتاجات تحقيقى خود مى شد. بسيارى از مقالات و مطالب تاريخى نيز به مجلات و روزنامه هاى عربى زبان با نام مستعار ارسال مى كرد. بخشى از آثار قلمى اش از سوى افراد فرصت طلب و سودجو و بى سواد مورد سؤاستفاده قرار گرفت.
آثار فكرى و ترشحات قلمى محقق گرانقدر و پژوهشگر توانا زنده ياد سيد طالب خرسان به شرح زير است:
1. اللؤلؤة البيضاء فى فضائل فاطمة الزهراء(ع), 1411ق, أنوار الهدى قم, 256ص.
2. الشهاب المنير فى تواتر حديث الغدير, 1411ق, دارالنشر قم, 101ص.
3. الولاية (يا رحيق الكوثر فى ولاية حيدرـ ع ـ), 1413ق, الشريف الرضى قم, 86ص.
4. ثورة الطّف, 1413ق, أنوار الهدى قم, 200ص.
5. نشأة التشيّع, 1412ق, الشريف الرضى قم, 144ص.
6. الاسلام السعودى الممسوخ, 1410ق, جامعه مدرسين قم, 322ص.
7. مقتل الحسين(ع), اثر خوارزمى حنفى, تحقيق, ق, أنوار الهدى.
8. الفكر الشيوعى والنزعات الصهيونية.
و اما آثار خطى:
9. المقلة العبراء فى تظلم فاطمة الزهراء(ع).
10. فريدة الزمن فى مناقب الامام الحسن(ع).
11. الجوهر الفريد فى مناقب السبط الشهيد(ع).
12. تاج الأشعار فى رثاء أبى الأحرار(ع).
13. تحفة الأمجاد فى مسند الامام السجاد(ع).
14. شرح ديوان الامام زين العابدين(ع).
15. الهادي الى امامة علي الهادي(ع).
16. الياقوتة الحمراء فى ايمان أبى طالب سيّد البطحاء(رض).
17. التحفة الطالبية فى مناظرات علماء الشافعية.
18. مغيث الخلق فى اختيار الحق.
19. فيض البارى فى الطعن بأحاديث مسلم والبخارى.
20. الروض الأربض فى الجبر والتفويض.
21. ريحان المجالس و تحفة المؤانس (يا كشكول طالب).
22. الأثر الحميد فى ذرية زيد الشهيد (رض), در سه جلد.
23. التعريف والاعلام بما فى الامامية من الأعلام.
24. البراهين الباهرة فى ذم الدنيا و مدح الآخرة.
25. التذكرة فى الفوائد النحوية النادرة.
26. بغية النبلاء فى من استبصر من العلماء.
27. العقد الباهر فى وصيتى لقرة العين ولدى ياسر.
28. العقد الثمين فى أحوال العلامة أحمد أمين. (صاحب التكامل فى الاسلام)
29. النور الشعشعانى فى أحوال العلامة السيد عباس الكاشانى.
30. صدق الخبر فى خوارج القرن الخامس عشر.
31. الاسلام وتأثيره على الأخلاق.
32. وصايا الى الشباب المسلم فى الخارج.
33. الصلة بين التصوف والتسنن.
34. ديوان السيد طالب الخرسان. (مجموعه اشعار)
35. تفسير سورة الاسراء.
36. القصة فى القرآن الكريم.
37. مشاهداتى فى ايران.
38. وجاء دور الحَجّاج.
39. حكم الاسلام فى القومية.
40. المرأة بين الماوية والاسلام.
41. زيف التوحيد الوهابى.
42. محن العلماء.
43. شخصيات عايشتها.
44. أخلاقيات المجتمع الاسلامى.
45. الرياض المستطابة فى الصحبة والصحابة.
46. سفير الحسين(ع) مسلم بن عقيل(رض).
47. زيد الشهيد(رض).
48. عقيلة بنى هاشم(س).
49. نشأة المذاهب والفرق.
50. وارث النبى(ص).
51. مباحث البسملة.
52.أعيان المالكية.
53. نشأة الخوارج.
54. سِرّ تشابه القرآن.
55. بذل الحبا فى فضل آل العبا(ع).
56. قسيم النار.
57. لمحات عن سيرة أطغى الطغاة (صدام).
58. مسند الامام سليمان بن مهران الأعمش,در چند جلد.
59. نُخب المناقب: مناقب الامام على(ع), در چند جلد.
60. عهد الامام اميرالمؤمنين(ع) الى حذيفة بن اليمان, اثر حسن بن ابى الحسن محمد ديلمى, تحقيق.
61. الاجتهاد والتقليد: تقريرات مفتى الشيعة.
مرحوم خرسان هنگام اقامت خود در ايران جهت انجام وظايف دينى و ارشاد و هدايت مردم سال هايى چند به شهر (پُل دختر) از توابع استان لرستان رفت و آمد داشت.
استاد خرسان سال هاى آخر عمر خود در كمال غربت در شامگاه روز شنبه 6/صفر/ 1420ق. مطابق با اول/ خرداد/ 1378ش. در اثر سكته قلبى در بيمارستان آيةاللّه گلپايگانى زندگى را بدرود گفت. پيكرش عصر روز دوشنبه از مسجد امام رضا(ع) (هيئت نجفيها) تشييع و پس از اداى نماز ميت توسط استاد گرانقدر حوزه علميه حاج سيد محمد جواد طباطبائى علوى بروجردى به سمت حرم مطهر بدرقه شد و در قبرستان باغ بهشت قم به خاك سپرده شد. رحمةالله عليه.
* استاد بقّال
پژوهشگر توانا استاد شيخ عبدالحسين محمد على بقّال, در 65 سالگى در پى بيمارى در لندن زندگى را بدرود گفت.
استاد حاج شيخ عبدالحسين فرزند حاج محمدعلى و نوه حاج حسين بهبهانى محسنى كه به بقّال اشتهار يافت, در 1355ق. مطابق با 1315ش. در شهر نجف اشرف متولد گرديد. وى پس از دوره دبيرستان, ادبيات عرب را از محضر دانشمند و اديب بزرگ استاد حاج يحيى جواهرى (1317ـ1400ق. ) استفاده نمود. آنگاه جهت ادامه تحصيلات عالى خود وارد دانشكده فقه (كلية الفقه) نجف اشرف شد و دروس دينى را از محضر اساتيدى چون: آيةاللّه شيخ محمد تقى ايروانى (دام ظله), علامه سيد محمد تقى طباطبائى حكيم (دام ظله) و علامه شيخ كاظم شمشاد فراگرفت. در سال 1387ق. با درجه عالى موفق به دريافت ليسانس ادبيات عرب و علوم اسلامى گرديد.
بقّال خدمات فرهنگى خود را در وزارت آموزش و پرورش آغاز كرد و در شهرهاى مختلف عراق (نجف اشرف, بغداد و بصره) به تربيت و تعليم نوباوگان و دانش آموزان پرداخت. او در ضمن كار آثار ارزشمندى نيز از خود يادگار گذاشت.
ايشان در سال 1401ق. در اثر فشارهاى دولت عراق به ايران تبعيد شد و ابتدا در تهران سكونت اختيار و با وزارت ارشاد اسلامى همكارى كرد. سپس در اثر عشق وافر و علاقه بى پايانش به ساحت قدسى اهل بيت(ع) قم را به عنوان مسكن برگزيد. دروس مكاسب را از محضر آيةاللّه شيخ محمد غروى (دام ظله) استفاده كرد و به تأليف و گردآورى موسوعه هاى بزرگى در لغت, جغرافيا و رجال اهتمام ورزيد. مجموعه لغت ايشان از سوى انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسيد و مجموعه جغرافيا و مكان شناسى در دست چاپ و مجموعه رجالى اش همچنان مخطوط مانده است.
كوشش و تلاش فراوان, دقت زياد, احساس مسؤوليت شرعى و اخلاقى و معاشرات با دانشمندان و پژوهشگران از جمله ويژگى هاى ايشان بود.
فهرست آثار تأليفى و پژوهش استاد بقال به شرح زير است:
1. الاسلوب الأمثل فى خدمة المذهب, 1385ق. مطبعة الآداب النجف, 31ص.
2. التربية, 1386ق. چاپ نجف اشرف.
3. كيف ونحن صامتون؟ 1385ق. مطبعة الآداب النجف, 29ص.
4. واقعنا المعاصر, 1385ق, چاپ نجف اشرف.
5. الامامة حتى ولاية الفقيه, 1402ق, وزارت ارشاد, 90ص.
6. الشهيد الصدر, الفيلسوف الفقيه, 1401ق. وزارت ارشاد, 79ص.
7. دور الصادق(ع) فى امامة الاسلام والمسلمين, 1401ق. وزارت ارشاد, 101ص.
8. مسألة فى بيع مَن له نصف الدّار, اخراج, 1410ق. كتابخانه چهلستون تهران, 64ص.
9. رسالة ايران الثورة فى عيد ميلاد المسيح(ع), اخراج و مراجعة, 1402ق. وزارت ارشاد, 54ص.
10. الرسالة السعدية فى اصول الدّين و فروعه, اثر علامه حلّى, تحقيق و تعليق, 1411ق. كتابخانه آيةاللّه مرعشى, 172ص.
11. معالم الدّين وملاذ المجتهدين, اثر ابومنصور حسن فرزند شهيد ثانى, تحقيق و تعليق, 1392ق. مطبعة الآداب النجف, 471ص.
12. الرعاية فى علم الدراية, اثر شهيد ثانى, تحقيق, 1408ق. كتابخانه آيةاللّه مرعشى, 406ص.
13. شرح البداية فى علم الدراية, اثر شهيد ثانى, تحقيق و تعليق, 1402ق. كتابخانه چهلستون تهران, 168ص.
14. الشيخ البهائى عميد الفقهاء وفقيه الادباء.
15. مبادئ الوصول الى علم الاصول, اثر علامه حلّى, تحقيق, 1391ق. مطبعة الآداب النجف, 279ص.
16. شرائع الاسلام فى مسائل الحلال والحرام, اثر محقق حلّى, تحقيق و تعليق, چهار جلد.
17. الفهرسة فى بداياتها وتطوراتها.
18. مفردات لغوية.
19. ايضاح الاشتباه فى ضبط تراجم الرجال, اثر علامه حلى, تحقيق, خطى.
20. المعجم المفهرس فى مفردات يفعول, در مجله المورد, سال 1400ق, مجلد9, شماره2, در 36ص رحلى چاپ شد.
21. المعجم المفهرس فى مفردات تفعال, در مجله المورد چاپ شده است.
22. المعجم المفهرس لما فى اللغة من صيغ فعللة.
23. المعجم المفهرس لمجامع الحديث الشريف.
24. المعجم الجغرافى, در چند جلد, در دست چاپ است.
25. المعجم الرجالى, در چند جلد, خطى.
26. المعجم المجمعى.
استاد بقال سال هاى پايان عمر خويش را در تنهايى و غربت سپرى كرد و به طور شبانه روزى در حال نگارش و پژوهش بود.
متأسفانه بيمارى مزمن او شدت پيدا كرد و معالجات دايم سودى نبخشيد. سرانجام قبل از ظهر پنج شنبه 26/ محرم/ 1420ق. مطابق با 23/ ارديبهشت/ 1378ش. در 65 سالگى ديده از جهان فروبست. پيكرش سه روز بعد به ايران انتقال و در عصر روز دوشنبه اول ماه صفر در قم تشييع و در يكى از اطاق هاى قبرستان باغ بهشت قم به خاك سپرده شد.
* محمدعلى مردانى
استاد حاج محمدعلى مردانى شاعر توانا و افزون اثر ادبيات دينى معاصر و يكى از پير غلامان آستان مطهر اهل بيت (ع) در 79 سالگى ,در تهران درگذشت.
مردانى در سال 1341ق. مطابق به 1301ش. در روستاى (آشميسان سادات) از توابع خمين, چشم به جهان گشود. پدرش بهرام مردانى, كشاورز بود و از طرف مادر, خاندانش همه از عالمان دين و بزرگان شريعت بودند.
او تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش و خمين فراگرفت, از آن پس به اراك رفت و چندى به تحصيل صرف و نحو پرداخت و از استاد دكتر محمد خزائلى ـ دانشمند روشندل ـ كسب فيض كرد.
مردانى از كودكى به شعر علاقه مند شد. در ده سالگى به مرثيه و مديحه سرايى پرداخت و در تكايا و مجالس سوگوارى حضرت اباعبدالله الحسين(ع) مرثيه سرايى مى كرد و به تدريج شعرش شكوفايى يافت و براى مداحان و دسته هاى عزادار مرثيه مى ساخت. در شهر خمين به تشكيل مجمع مداحان همت گماشت, ولى مورد غضب رژيم شاهى قرار گرفت و خانه اش توسط مزدوران محلى به آتش كشيده شد و خود متوارى گرديد.
ايشان در سال 1331ش. به تهران عزيمت كرد و پس از چهار سال اقامت اقدام به تشكيل انجمن مداحان نمود. در آغاز انجمن به طور سيّار در منازل تشكيل مى شد و از سال 1350ش. به طور ثابت در منزل مرحوم مردانى استقرار يافت و به انجمن نغمه سرايان مذهبى شرق تهران نامگذارى و معروف شد.
پس از پيروزى انقلاب فعاليت خود را شدت بخشيد و به عضويت شوراى شعر وزارت ارشاد اسلامى و واحد ادبيات حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى درآمد و در چندين مسابقه شعرى شركت جست و برنده گرديد .
مردانى در طول جنگ تحميلى در جبهه ها حضور داشت و دچار عوارض جسمى شد.
مردانى شاعرى اخلاص پيشه و عارفى وارسته بود و نسبت به چهارده معصوم(ع) اخلاص كامل داشت. استاد در طول عمر خود توفيق تأليف و گردآورى حدود هفتاد مجموعه شعر را يافت كه اغلب آنها به چاپ رسيد و چند اثر خطى باقى ماند.
1. مجموعه قتاب, 1372ش. چاپ اوّل, انتشارات تربيت, 72ص.
2. ادبيات عاشورا, انتشارات سوره.
3. شهره بازار, انتشارات سوره.
4. همراه با كاروان, انتشارات سوره.
5. پرتوى از خورشيد, 1373ش. چاپ اوّل, انتشارات ياسين, 189ص.
6. حريم عشق (شامل جديدترين غزل ها و نوحه هاى سينه زنى و…), 1373ش. چاپ دوم, انتشارات ياسين, 182ص.
7. راهيان عاشورا, 1373ش. چاپ دوم, انتشارات ياسين.
8. خلوت دل (مجموعه شعر شامل قصيده و غزل و قطعات ادبى), 1377ش. چاپ اوّل, 196ص.
9. رباعيات ائمه معصومين(ع), 1377ش. چاپ اوّل, 160ص.
10. پژواك عشق: گردآورى; شامل قطعاتى از سروده هاى شاعران مختلف درباره نماز. 1377ش. ستاد اقامه نماز, 72ص.
11. نواى نينوا: گرداوى; نوحه و مرثيه سينه زنى عاشورا. 1377ش. چاپ اوّل, 120ص.
12. گلگشت: ترجمه; سيرى دوباره در احاديث مجموعه نصيحت. 1377ش. چاپ اول, انتشارات آريا, 208ص.
13. جنگ جنگ (گردآورى), 1363ش. انتشارات موسوى, 166ص.
14. نواى رزمندگان: شامل احاديث و مراثى آل عصمت(ع) و نوحه و سرودهاى انقلابى. 1363ش. انتشارات كلينى, 191ص.
15. دو درياى رحمت: على(ع) مظهر عدل و فاطمه(ع) مظهر تقوا, 1366ش. اميركبير, 373ص.
16. فروغ ايمان (مجموعه اشعار), 1367ش. اميركبير, 742ص.
17. يوسف دل (مجموعه اشعار), 1368ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, 347ص.
18. چشم بيمار (گردآورى مجموعه اشعار), با همكارى عباس براتى پور و سيميندخت وحيدى, 1368ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, 126ص.
19. احتجاج بانوى بزرگ اسلام (حضرت زهرا(ع)).
20. شكوه ايمان.
21. طلوع خورشيدها.
22. على(ع) مظهر تقوا.
23. گلزار شهيدان.
24. در معبر نور, انتشارات پيام آزادى.
25. لاله هاى جاويدان.
26. مجموعه نور.
27. هديه صيام.
28. آثار بهيگان.
29. گل انتظار.
30. كاروان عاشورا.
31. ادبيات جنگ, در چند جلد.
32. سربداران عشق.
33. ضيافت عشق (در فضيلت ماه مبارك رمضان), 1373ش. سازمان تبليغات, حوزه هنرى, 71ص.
34. سرود فضل (اشعارى در فضيلت نماز), سازمان تبليغات, حوزه هنرى, 1374ش. 96ص.
استاد مردانى , پس از سال ها تحمل رنج و بيمارى سرانجام در روز چهارشنبه 18/ محرم/ 1420ق. مطابق با 15/ ارديبهشت/ 1378ق. به علت عارضه مغزى در بيمارستان ايران در 79 سالگى در تهران بدرود حيات گفت. پيكرش صبح روز جمعه از حسينيه ثارالله واقع در ميدان هفت تير به سوى بهشت زهرا تشييع و در قطعه 88 (ويژه فرهيختگان و هنرمندان) به خاك سپرده شد. عبدالحسين جواهر كلام

*