بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

معرّفيهاى گزارشى



كليات
1. دانشنامه ايران و اسلام. (چاپ اول: تهران, انتشارات علمى و فرهنگى, 1370). ج 11, 1486ص, وزيرى.
2. راهنماى مجله هاى ايران , 1347 ـ 1368.تنظيم پورى سلطانى با همكارى رضا اقتدار. (چاپ اول: تهران, كتابخانه ملى ايران, 1369). 513«6 ص, وزيرى.
3. روزنامه قانون. ميرزا ملكم خان ناظم الدوله. (چاپ اول: تهران, انتشارات كوير, 1369). رحلى.
روزنامه قانون در تاريخ مطبوعات ايران, از نخستين جرايدى بوده كه منتشر شده و از آن پس تاكنون, بحثهاى گوناگونى در سنجش آن و نيز سنجش افكار گرداننده آن (ملكم خان), اظهار شده است. نخستين شماره اين روزنامه در تاريخ رجب 1307 (برابر با فوريه 1890) و آخرين شماره آن در 1898, منتشر شد. اين جريده, پيشتر نيز يكبار به همت خانم هما ناطق منتشر گرديد كه شماره هاى 30 تا 33 آن را فاقد بود. در اين چاپ نيز چون شماره هاى مزبور يافت نشده, لذا به چاپ نرسيده است. با انتشار چاپ جديد اين كتاب, فرصت مناسبى براى پژوهندگان سياسى ايران فراهم آمده كه افكار ملكم را از آينه (قانون) او بكاوند و بشناسند.
4. فرهنگ اساطير و اشارات داستانى در ادبيات فارسى. محمد جعفر ياحقى. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش و مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى, 1369). 471ص, وزيرى, مصور.
اساطير و اشارات داستانى در ادبيات فارسى به صورت الفبايى در كتاب حاضر آورده شده است. در پايان هر مدخل, منابع آن (يك يا چند منبع) به دست داده شده است. زمينه تحقيق اين اثر, بسيار گسترده تر است و درخور تحقيق بيشتر. اميد است ويرايش بعدى آن, كاملتر و كم عيبتر باشد و كتابى جامع و پرمايه در دست پژوهشگران قرار داده شود.
5. فرهنگ جغرافيا. پريدخت فشاركى. (چاپ اول: تهران, انتشارات امير كبير, 1369). 437ص, وزيرى.
6 ـ فرهنگ علوم مطبوعات و ارتباطات (فارسى ـ انگليسى). ع . مهاجرى. (چاپ اول: تهران, انتشارات مژده, 1369). 971ص, رقعى.
7. فرهنگنامه لغات و اصطلاحات دينى. حسين وحيد دستجردى. (چاپ اول: تهران, انتشارات وحيد, 1368). 80+79ص, رقعى.
8. فهرست گزيده مندرجات مجله هاى جارى (كتابخانه مركزى) آستان قدس رضوى. بخش آرشيو مطبوعات و اسناد. (مشهد, 1369). 148ص, وزيرى.
9. فهرست مقالات فارسى. ايرج افشار. (تهران شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1369). ج 4, 670ص, وزيرى.
چهارمين جلد از مجموعه كارآمد و گرانقدر فهرست مقالات فارسى است داراى عناوين و مشخصات 11486 مقاله و گفتار كه ميان سالهاى 1351 ـ 1360 در مجله ها و مجموعه ها و سالنامه هاى فارسى و مربوط به مطالعات ايران (چاپ شده در ايران يا كشورهاى ديگر) به چاپ رسيده است.
عناوين كلى آن عبارت است از: كليات, علوم خالص, فلسفه, اديان مذاهب, قوم شناسى و مردم شناسى, هنر, جغرافيا, باستانشناسى, تاريخ و سرگذشت, زبانشناسى و ادبيات.
در پايان فهرستهاى فنى است شامل: فهرست موضوعات و مدنيّات, جغرافيايى, گروههاى تاريخى و كتابها و مجله ها و روزنامه ها.
10. فهرست مقالات فارسى در مطبوعات جمهورى اسلامى ايران. (دوره ششم, بهار 1366). (تهران: سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى, 1369). 37ص, وزيرى.
در اين مجلد مجموعاً 4615 مقاله در موضوعات مختلف فهرست شده است. كتاب مقدمه اى دارد در چگونگى بهره ورى از اين فهرست و مؤخره اى در فهرست الفبايى مقالات, كتابها و اعلام.
كار سازمان مدارك فرهنگى در اين تلاش عظيم فرهنگى سودمند است و ستودنى. توفيق تداوم آن را با سرعت عمل و دقت بيشتر و زدايش كاستيها و نارساييهاى آن آرزومنديم.
11. كتابشناسى موضوعى زبان و ادبيات فارسى, تصوف و عرفان. اسماعيل شفيعى سروستانى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه تحقيقات و انتشارات هلال, 1369). 156ص, وزيرى.
12. گنجينه خطوط علما و دانشمندان. به اهتمام فخرالدين نصيرى امينى. (تهران, فخرالدين نصيرى امينى, 1367 ـ 1369). 5ج, 4450ص, وزيرى.
اين مجموعه سودمند حاوى تصاوير خطوط علما و فقها و بزرگان دين و دانش, همراه با اطلاعات سودمند و فراوانى در تراجم و رجال و غير آنهاست. اين كار در خاورميانه, براى نخستين بار انجام شده است.
13. مديريت اطلاعات و اطلاع رسانى. سيد محمدحسين شاهنگيان. (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه امام حسين, 1369). 237ص, وزيرى. تفسير
1. بحارالانوار فى تفسير الماثور للقرآن. محمد باقر المجلسى. تأليف كاظم المراد خانى. (چاپ اول: تهران, مؤسسة الطور للنشر, 1411). الجزء 1و2, 1342ص. وزيرى.
فهرست دقيق آياتى است كه در مجلّدات بحارالانوار به وسيله روايات تفسير شده است. در اين فهرست بر اساس ترتيب سوره ها و آيه هاى آنها ابتداء آيه مى آيد و در مقابلش شماره جلد, صفحه و حديث در كتاب بحارالانوار.
2. آشنايى با قرآن, تفسير سوره نور. مرتضى مطهرى. (چاپ اول: قم, تهران, انتشارات صدرا, 1369). 226ص, رقعى.
3. تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب. الشيخ محمد بن محمدرضا القمى المشهدى. تحقيق حسين درگاهى. (چاپ اول: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1411). ج8, 488ص, وزريرى.
4 ـ قوائد التجويد في تلاوة القران . زهير سليمان. (چاپ اول: 1411). 116ص, رقعى. حديث
1. ترجمه و تفسير نهج البلاغه. محمدتقى جعفرى. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). ج 21, 31ص, وزيرى.
ادامه تفسير و شرح نهج البلاغه است كه با تفسير خطبه صد و سيزده مى آغازد و با تفسير خطبه صد و بيست و يكم مى فرجامد. در اين مجلّد از دنيا و موضع على (ع) در قبال آن, على (ع) در ديدگاه مولوى, چگونگى قانون اسلام, تلاش پيامبر در تعليم و تربيت انسانها و چگونگى آن, تبيين هدف على (ع) در حكومت و… سخن رفته است.
2. ترجمه و شرح من لايحضره الفقيه. شيخ صدوق ـ ابن بابويه. ترجمه صدربلاغى و على اكبر غفارى. (چاپ اول: تهران, نشر صدوق, 1369). ج 1 ـ 6, وزيرى.
3. تلخيص مقباس الهدايه. تلخيص و تحقيق على اكبر غفارى. (تهران, جامعة الإمام الصادق ـ ع, 1369). 280 ص, وزيرى.
مقباس الهدايه يكى از مفصل ترين و سودمندترين و دقيق ترين آثارى است كه درباره (دراية الحديث) سامان يافته است. استاد غفّارى آن را براى تدريس در دانشگاه امام صادق ـ ع ـ تلخيص كرده و متن محقق آن را با اعرابگذارى دقيق عرضه كرده است. متن مقباس الدرايه اينك در چهار جلد با تحقيقى گسترده نشر يافته است. (ر.ك: معرفيهاى اجمالى همين شماره,ص 100).
4. صحيفه سجاديه. ترجمه اسداللّه مبشرى. (چاپ اول: تهران, نشر نى, 1370). 327 ص, رقعى.
5. معجم احاديث الإمام المهدى (ع). (قم, مؤسسة المعارف الإسلامى, 1411). جزء 4, 513 ص, وزيرى.
ادامه احاديث امامان (ع) است درباره حضرت مهدى (عج) به شيوه اى كه پيشتر از آن ياد كرده ايم. (آينه پژوهش, شماره 5, ص77 ). اين مجلّد باقيمانده احاديث امام صادق (ع) و ائمه ديگر و در پايان توقيعات امام زمان (ع).
6. منتخب الاحاديث (من آل الرسول). سيد مجيد عادلى نجفـى. (چاپ اول: تهران, انتشـــارات كتابخانه مدرسه چهل ستون مســجد جامع, 1369). 167 ص, وزيرى. 800 ريال. فلسفه و كلام
1. انسان از آغاز تا انجام. علامه طباطبايى ـ ره. ترجمه صادق لاريجانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات الزهرا, 1369). 373ص, وزيرى.
2. درسهاى الهيات شفا. شهيد مرتضى مطهرى. (تهران, انتشارات حكمت, 1369). ج1, 470ص, وزيرى.
با تنظيم و انتشار درسهاى الهيات شفا جستجوگران معارف فلسفى, با بخش ديگرى از ميراث فلسفى استاد عديم النظير فلسفه و معارف اسلامى, شهيد مرتضى مطهرى آشنا مى شوند. متاسفانه آنچه اينك نشر يافته و بخشهايى كه پس از اين نشر خواهد يافت شامل تمام درسهاى استاد در تفسير و توضيح الهيات شفا نيست. اين جلد شامل شرح مقاله چهارم, پنجم, ششم و هفتم است. برخى از عناوين كلى آن بدين قرار است: تام و ناقص و ماندن تمام و كل و جميع, امور عامّه و كيفيت وجود آن, كيفيت لحوق كلى به طبايع كلّى, بخت و اتفاق, لواحق وحدت و كثرت و مثُُل افلاطونى.
3. شرح مبسوط منظومه. شهيد مرتضى مطهرى. (تهران, انتشارات حكمت, 1369). ج4, 373ص, وزيرى.
با انتشار اين جلد اثر گرانقدر و بى مانند استاد شهيد در شرح و تبيين فلسفه اسلامى پايان مى پذيرد. شرح استاد متأسفانه حاوى تمام مباحث منظومه حاج ملا هادى نيست. امّا آنچه آمده است نيز مباحث مهم و اساسى فلسفه اسلامى را با توجه به انديشه ها و آراء فيلسوفان و متكلمان اسلامى به گونه اى بنيادى و كارآمد به نقد و تحليل كشانده است. اين جلد شامل شرح فريده سومّ و چهارم و پنجم است كه مباحث مهم و سنگين حدوث و قدم, قوّه و فعل و نيز ماهيت و لواحق آن را به بحث گذاشته است. برخى از عناوين آن چنين است: تعريف و تقسيم حدوث و قدم, حدوث دهرى, حدوث اسمى, حدوث جوهرى, اقوال متكلمان در مورد مرجع حدوث عالم در لايزال, سبق و لحوق يا تقدم و تأخر, تعيين ملاك در هر يك از اقسام هشتگانه قوة و فعل, تعريف ماهيت, و بعضى از احكام آن, و اعتبارات ماهيت.
4. فلسفه ايرانى و فلسفه تطبيقى. هانرى كوربن. ترجمه سيد جواد طباطبايى. (تهران, انتشارات توس, 1369). 144ص, وزيرى.
اين كتاب حاوى چهار سخنرانى مؤلف است كه در طى سالهاى 1975, 1976 در ايران ايراد كرده است. كوربن تلاش مى كند تا نتايج زيانبار غيبت فلسفه ايرانى را در افق فلسفه جهانى بنماياند و جايگاه والاى فيلسوفان ايرانى را در تعالى مطالعات فلسفى نشان دهد.
جدايى ناپذير بودن تحقيقات تطبيقى از پديدار شناسى و بررسى انديشه و آراء ميرداماد, ملاصدرا, رجبعلى تبريزى و شاگردان آنان موضوع دو فصل اوّل كتاب است. در فصلهاى سوّم و چهارم مؤلف به بررسى آثار او و سه فيلسوف بزرگ آذربايجانى: سهروردى, ودود بن محمد تبريزى و رجبعلى تبريزى پرداخته است و آنگاه از فلسفه ايرانى پس از ابن رشد و فلسفه ايرانى دوره اسلام سخن گفته است. بحث نهايى مؤلف بررسى تطبيقى ديدگاههاى ابن رشد, ابن عربى, سهروردى و ابن سيناست.
5 ـ لذّات فلسفه. ويل دورانت. ترجمه عباس زرياب. (چاپ پنجم: تهران, سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, 1369). 519ص, وزيرى.
6 ـ اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان. على آل اسحق خوئينى. (قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1370). ج1,651ص, وزيرى.
كتاب با عنوان اسلام و مبارزه همه جانبه استكبار جهانى به رويارويى مستكبران و كافران با اسلام پرداخته و موضع آنان را در قبال اسلام روشن مى كند, در بخش چهارم از دفاع پيامبر و ائمه معصومين از جايگاه بلند نبوت سخن رفته و فتواى قتل سلمان رشدى در پرتو اين آگاهيها ارزيابى شده است. بخش اوّل كتاب با نقد و بررسى ماجراى سلمان رشدى و تبيين موضع قاطعانه حضرت امام رضوان الله عليه پايان مى پذيرد و در بخش دوّم ديدگاهها و آراء دانشمندان جهان درباره پيامبر و اسلام عرضه مى شود.
7 ـ امام شناسى. محمد حسين حسينى طهرانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات حكمت, 1370).ج11, 356ص, وزيرى.
8 ـ حق با على است. مهدى فقيه ايمانى. (قم, مؤلف, 1369). 225ص, وزيرى.
كتاب, تحقيقى است بنيادين, استوار و ژرفنگرانه به ابعاد گونه گون حديث (على مع الحق و الحق مع على …). دراين كتاب ابتداء از رهبرى در ديدگاه سنّى و شيعه سخن رفته و آنگاه نقش پيامبر در آن بازنگرى شده است. سپس حديث (الحق مع على) و احاديث مشابه آن آمده و پس از آن اسامى 129 نفر از ناقلان آن بر اساس منابع گونه گون اهل سنت. در ادامه كتاب از محتواى حديث بحث شده و با دقت از استناد على ـ ع, و صحابه امامان معصوم به اين حديث در اثبات حق خلافت و خلافت حق سخن رفته و به مناسبتهايى دستهاى جعل و تزوير نشان داده شده است و مؤلف جاى جاى, مظلوميت على ـ ع ـ را فرياد مى كند و نتايج زيانبار دورى مردم از على ـ ع ـ و خاندانش را عرضه مى كند. كتاب اولين اثر مفرد و تحقيقى است درباره اين حديث. مؤلف خاطر نشان كرده اند كه ترجمه عربى آن بااضافات و تحقيقات بيشترى منتشر خواهد شد.
9 ـ خيرالأثر در ردّ جبر و قدر.حسن حسن زاده آملى. (چاپ اول: تهران, انتشارات قبله, 1369). 210ص, وزيرى.
بحثى است دقيق و مشروح به زبان فارسى درباره موضوع پر جنجال جبر و تفويض. از موضوعات كتاب است: اختيار و اراده و قدرت, كلامى با متكلم, مناظره ابوالحسن اشعرى با استادش ابوعلى جبائى, انكار عليت و معلوليت در سلسله موجودات, كسب چيست؟ قدرى كيست؟ تعريف اقسام فاعل, كدام قسم از اقسام فاعل را بر حق سبحانه بايد اطلاق كرد؟
10 ـ مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى. (چاپ اول: قم, تهران, انتشارات صدرا, 1369). ج2, 566ص, وزيرى.
جلد دوم از بخش اصول عقايد شامل اين شش كتاب است: انسان و ايمان, جهان بينى توحيدى, وحى و نبوت, انسان در قرآن, جامعه و تاريخ, زندگى جاويد يا حيات اخروى. مجموعه آثار به شكلى بسيار زيبا و جالب منتشر شده است.
11 ـ معاد.شهيد دستغيب. (چاپ اول: تهران, انتشارات فؤاد ـ ناس, 1366). 140ص, جيبى.
12 ـ نقش ائمه در احياء دين. سيد مرتضى عسكرى. (چاپ اول: 1369). ج 12, 232ص, رقعى
13 ـ مفاز الآخرة حول الموت و الحياة بعد الموت. شيخ عباس قمى. ترجمه عبدالمهدى يادگارى. (قم, منشورات الرضى, 1411). 132ص, وزيرى.
ترجمه كتاب خواندنى و تنبه آفرين محدث بزرگوار مرحوم حاج شيخ عباس قمى است, مباحث آن عبارت است از: مرگ, قبر و چگونگى آن , برزخ, خروج از قبر, قيامت, ميزان, و…. مترجم افزون بر ترجمه متن, احاديث آن را نيز تخريج كرده است. فقه و اصول
1. الأسير. على احمدى ميانجى. (قم, مؤسسه انتشارات اسلامى, 1411). 318ص, رقعى.
بحثى گسترده و بسيار سودمند درباره مسأله اسراى جنگى كه با بحثى درباره جنگ از ديدگاه اسلام و چگونگى آن مى آغازد و با سير تاريخى اسراى جنگى ادامه مى يابد. آنگاه زمنيه ها و انگيزه هاى جنگ بررسى مى شود و در پرتو بحثى تفسيرى, اسير گرفتن, احكام اسيران باغيان و حقوق اسيران به تفصيل بررسى مى گردد. بحثهاى كتاب تاريخى, تفسيرى و فقهى است و بر روى هم خواندنى و سودمند است.
2. ايصال الطالب. السيد محمد الشيرازى. (تهران: مطبعة الاحمدى). ج 15, 334ص, وزيرى.
3 ـ اصالة البرائة. عبدالكريم عبداللّهى. (مشهد, انتشارات جعفرى, 1369). 146ص, وزيرى. اخلاق و عرفان
1. اخلاق خانواده. احمد صادقى اردستانى. (تهران, انتشارات حافظ نوين, 1369). 424ص, رقعى.
كتاب سوّمين جلد از مجموعه اخلاق خانواده است كه به بررسى مسائل اخلاقى و حقوقى و تربيتى خانواده پرداخته است. در پايان فصلهاى يازده گانه كتاب بحث جالبى را از چشم زخم, بيمارى روانى وسواس و تقليد آمده است.
نثر روان, تمثيلهاى كارآمد در توضيح مطالب, بهره ورى كارآمد از متون اسلامى و توجه به واقعيتهاى ملموس زندگى از ويژگيهاى برجسته كتاب است. عناوين برخى از فصول آن چنين است: شيوه تشكيل و تحكيم بنياد خانواده, آداب عقد و عروسى و زناشويى, شرايط و منافع شير مادر, منافع متقابل و مشترك زن و شوهر, معايب اخلاقى فاجعه آفرين در خانواده, بيمارى روانى وسواس, تقليدهاى آگاهى بخش و تقليدهاى ويرانگر.
2. اخلاق مديريت در اسلام.محمد محمدى رى شهرى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى). 190ص, رقعى.
3. آداب الصلوة. امام خمينى (ره). (چاپ اول: تهران, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ـ س ـ). سى و هفت « 421ص, وزيرى.
4. در شبستان عرفان. نجيب مايل هروى. (چاپ اول: تهران, نشر گفتار, 1369). 358ص, وزيرى.
5. كلمات طريفه: پنجاه درس اخلاقى. شيخ عباس قمى. (قم, مؤسسه در راه حق, 1370). 64ص, رقعى.
مجموعه اى ست به زبان فارسى و نثر شيرين, در اخلاق. از آنجا كه مؤلف بزرگوار آن محدث قمى ـ قدس سره ـ خود مخلص و متقى و زاهد و عامل به آن بوده, مطالب كتاب بر دل مى نشيند و در اعماق جان نفوذ مى كند. تاريخ و سيره
1. اسرار قتل رزم آرا. محمّد تركمان. (چاپ اول: تهران, مؤسسه خدمات فرهنگى رسا, 1370). 514ص, وزيرى.
متأسفانه حوادث تاريخى و سياسى هنگامى در كشور ما چند و چون آن آشكار مى شود كه چند دهه از تاريخ وقوع آن حادثه گذشته است. از آن جمله است حادثه بسيار مهمّ قتل رزم آرا, از نخست وزيران پيشين ايران. اينك به همت بلند جناب آقاى محمّد تركمان در به دست آوردن اسناد مربوط به قتل رزم آرا, مسلّم گرديده است كه قاتل رزم آرا, مرحوم خليل طهماسبى نبوده است و حقايق, غير از آنچه بوده كه تاكنون گفته و شنيده مى شد. در اين كتاب, اقرارهاى متهمين و مطلعين و اسناد موجود درباره چگونگى قتل رزم آرا و متن بازجوييها و گزارشهاى در اين باره, به تفصيل آورده شده است.
2. امام صادق (ع) و مذاهب چهارگانه. اسد حيدر. ترجمه حسين يوسفى اشكورى. (چاپ اول: تهران, شركت سهامى انتشار, 1369). ج1, 454ص, وزيرى.
3. افغانستان, اسلام و نوگرايى سياسى. اوليور روا. ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم. (چاپ اول: مشهد, معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى, 1369). 358ص, رقعى.
4. البقيع. يوسف هاجرى. (مؤسسة البقيع لإحياء التراث, 1411). 238ص, وزيرى.
كتاب گزارش قصه پر غصّه ويرانى آثار و مآثر اسلامى است در حجاز و به دست حاكمان آل سعود. در فصل اوّل تاريخچه بقيع آمده است از پيش از اسلام تا آل سعود, و در فصل دوّم چگونگى ويرانى آن به وسيله حاكمان جبّار و اسلام ستيز آل سعود. در فصل سوّم عكس العمل مراكز فرهنگى و قانونى و موضع مردم مسلمان در مقابل اين جنايت گزارش شده و در پايان ملحقات كتاب است حاوى اسناد و تصاوير از بقيع قبل از ويرانى و پس از آن. كتاب بر روى هم خواندنى و سودمند است.
5 ـ حروفيه در تاريخ. يعقوب آژند. (چاپ اول: تهران, نشر نى, 1369). 193ص, وزيرى.
6 ـ حماسه مقاومت. (چاپ اول: تهران, معاونت فرهنگى و تبليغات جنگ ستاد فرماندهى كل قوا, 1369). ج2, 379ص, مصور. رحلى.
7. تاريخ ايوبيان. (مفرج الكروب). جمال الدين محمد بن سالم بن واصل. ترجمه پرويز اتابكى. (چاپ اول: تهران, سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, 1369). 390ص, وزيرى.
8. تقويم تاريخ انقلاب اسلامى ايران: خبرها و رويدادهاى روزانه محرمانه و غير محرمانه. گروه تحقيق انتشارات سروش. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, 1369). 303ص, رحلى. مصور.
خبرها و رويدادهاى محرمانه انقلاب اسلامى از مرداد 1356 تا فرودين 1358 بر اساس گزارش خبرگزاريهاى داخلى و خارجى و نيز راديوهاى خارجى در كتاب حاضر گردآورى شده است. متن پيامها و اعلاميه هاى امام خمينى و تصاويرى از دوران انقلاب نيز در لابلاى كتاب آورده شده است.
9. تهران در تصوير. يحيى ذكاء و محمد حسن سمسار. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1369). 456ص, رحلى, مصور.
ييك ضرب المثل چينى مى گويد: (يك تصوير گوياتر از هزار واژه است). صدق اين مثل را در ملاحظه تصاوير اين اثر مى توان دريافت. در كتاب حاضر تصاوير شهر تهران در طول نزديك به دو سده آمده است. با ملاحظه اين تصاوير مى توان دريافت كه شهر تهران در اين مدت چه دگرگونيهاى عظيمى را در بناها و خيابانها برتابيده است. تأمل در كتاب حاضر از جهات گونه گونى سودمند است: از جمله پژوهشگران تاريخ را نيز كارآمد خواهد افتاد و نمونه هايى ازهنر ايرانى ـ اسلامى را نشان خواهد داد. همراه با هر تصوير, توضيحى مختصر و مفيد آمده است. تصاوير كتاب شامل قصرها, نماهاى داخلى آن, دروازه هاى شهر, خيابانها, كاروانسراها, دارالفنون, امامزاده ها, مساجد, نماى داخلى تالارهاى سلطنتى و… است. دريغا كه تصاوير محله هاى فقيرنشين و خانه هاى گلين توده هاى مردم پابرهنه و گرسنه در دست نبوده است تا در كتاب حاضر آورده شود و نشان دهد كه قصرها وتالارهاى با شكوه سلطنتى به بهاى گرسنگى توده هاى مردم ساخته شده است. ارزش كتاب حاضر بيش از آن است كه بتوان در اين سطور كوتاه از آن ياد كرد. سعى آقايان يحيى ذكاء و محمد حسن سمسار مشكور است و اميد است هر چه زودتر جلد دومّ اين اثر گرانسنگ در دسترس پژوهشگران قرار گيرد.
10. راه اصفهان (سرگذشت ابن سينا). ژيلبر سينوئه. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى. (چاپ اول: تهران, نشر گفتار, 1369). 583ص, رقعى.
11. سلمان فارسى. عباس ملكى. (تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1369). 50ص, وزيرى.
گزارشى است شيرين, خواندنى و جذاب از زندگانى سلمان فارسى. كتاب با چگونگى وضع فرهنگى و سياسى ايران در آستانه ظهور اسلام مى آغازد و با ترسيمى از چهره سلمان, به سير تحوّل فكرى و عقيدتى وى پرداخته و چگونگى تشرف آن بزرگوار را به اسلام باز گفته است.
بردگى سلمان, حضورش در محضر پر فيض پيامبر, چگونگى زندگانى وى پس ازپيامبر و موضعش در دفاع از ولايت ازبحثهاى ديگر كتاب است. (سلمان فارسى) با گزيده گويى, نثر روان و زيبا براى جوانان خواندنى و عبرت آموز است.
12. سيماى جوانان در قرآن و تاريخ اسلام. على دوانى. (دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 310ص, رقعى.
مؤلف محترم با تتبع در قرآن و تاريخ اسلام چهره بلند, زيبا و گرانقدرى از جوانان را ترسيم كرده است كه هر كدام در فضايل انسانى و مكارم اخلاق نمونه اى بودند والا. مؤلف در ضمن گزارش زندگانى چهره هاى دلرباى فرازمندان تاريخ بشريت حقايق بسيارى از تاريخ انبياء, امتهاى پيشين و اسلام را در پيشديد نسل جوان مى نهد و با گزارش زندگانى سراسر فضيلت اين بزرگواران آنان را به قلّه سانى, رادى, فضيلت پرورى و تباهى ستيزى فرا مى خواند.
13. رويارويى تبليغاتى. حسن صفّار. ترجمه سعيد خاكوند. (نشر بقيع, 1369). 80ص, رقعى.
اين كتاب در پى آن است كه شيوه هاى رويارويى با تبليغات شيطانى و روشهاى مخرّب آنان را با تكيه بر آيات قرآن و روايات معصومان ـ ع ـ تبيين كند. كتاب هوشمندانه و روشمند تنظيم شده است و با حجم كوچكى كه دارد از محتوا و عمق شايسته اى برخوردار است. برخى از عناوين آن چنين است: خطرها و پيامدها, منابع بوقهاى تبليغاتى, چه كسانى آماج شايعات قرار مى گيرند, اهداف تبليغات مخالف, ضرورت تبليغ براى اولياء الهى.
14. شيخ فضل الله و مشروطيت (رويارويى دو انديشه). مهدى انصارى. (تهران, انتشارات اميركبير, 1369). 291ص, وزيرى.
مؤلف در آغاز از اهميت بحث درباره مشروطيت سخن مى گويد و آنگاه منابع عمده اش رادر تدوين كتاب بر مى شمارد. سپس در فصل اوّل كتاب از زندگانى شيخ, آثار علمى و تلاشهاى اجتماعى او ياد مى كند و در فصل دوّم به بازشناسى مقدمات و زمينه هاى فكرى مشروطيت مى پردازد. انقلاب عدالتخواهى فصل ديگر كتاب است كه در ضمن آن به قيام مردم عليه استبداد و با جهت گيرى عدالتخواهى اشاره شده و پس از گزارش چگونگى قيام, رابطه شعارهاى مردم و هدف گيرى پيشتازان قيام با مشروطه بازنگرى شده است.
در فصل ديگر موضع روشنفكران در مشروطيت به نقد و بررسى نهاده شده و تفاوت بنيادين انديشه آنان با عالمان و دين مداران بويژه شيخ فضل الله نورى روشن شده است.
در فصلهاى بعدى از انديشه هاى شيخ درباره تدوين قانون, چگونگى حكومت, اصل نظارت شوراى مجتهدان سخن رفته و در ضمن اين فصول به انديشه سياسى متفكران اسلامى و فقيهان شيعى و ولايت فقيه پرداخته شده است. در ديگر بخشهاى كتاب از سقوط مشروطيت, دستگيرى و محاكمه شيخ شهيدو ديگر مسايل مربوط بحث به ميان آمده است. مؤلف با تنبّعى وسيع و دقّتى درخور كوشيده است تا موضع مرحوم شيخ فضل الله نورى را در جريان مشروطيت بازشناسى كرده و به نقد داوريهاى متعصبانه و مغرضانه پاسخ گويد.
15. گزارشهاى تلگرافى آخرين سالهاى عمر ناصرالدين شاه. شهريار ضرغام. (چاپ اول: شهريار ضرغام, 1369). 338ص, رقعى.
16. مسائل مرزى ايران و عراق و تأثير آن در مناسبات دو كشور. (تهران, انتشارات اميركبير, 1369). 295ص, وزيرى.
ماهيت و خاستگاه اختلافات مرزى ايران و عراق و سير آن از آغاز تا كودتاى 1958 عراق موضوع اصلى كتاب است. نويسنده در ضمن مقدمه اى كوشيده است تا زمينه هاى توجه ايرانيان به عراق را بازگويد. و مظاهر مختلف رويارويى دو مذهب و دو مليت را در طول تاريخ به اجمال ارزيابى كرده پاره اى از مشكلاتى را كه در روابط ايران و عراق تأثير گذاشته اند بازشناسى كند. بررسى مؤلف از قراردادهاى مرزى ارز روم بين ايران و عثمانى آغاز مى شود.نويسنده بر اين باور است كه استقلال عراق از قيد استعمار انگليس و ايجاد روابط سياسى و بازرگانى و كنسولى و… بين ايران و عراق اهميت بنيادينى را از نظر روابط خارجى به اين دوره بخشيده است. مؤلف پژوهش خود را بر مدارك و اسناد موجود در آرشيو و دفتر حقوقى وزارت خارجه نهاده است اما افزون بر آن از مراجعه به دهها منبع و مصدر دريغ نورزيده و بدين سان توان گفت كه بلحاظ تتبع در مصادر اثرى شاخص و ممتاز است. كتاب افزون بر موضوع اصلى كه بدان اشاره رفت مسائل متعدد تاريخى و اجتماعى را مطرح و ارزيابى كرده است و در پايان با عنوان ضــمائم متن بسـيارى از قراردادها, عهدنامه ها, پروتكلها و نظامنامه ها را آورده است. گفتنى است كه فهرست موضوعات كتاب بســيار مختصر و به هيچ روى گويا نيست. لازم بود عناوين فصلها و عهدنامه ها و… در فهرست بدقت مى آمد.
17. مسلمانان هند بريتانيا. پى. هاردى. ترجمه حسن لاهوتى. (چاپ اول: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1369). 385ص, وزيرى.
18. هزار و يك حكايت. محمود حكيمى. (چاپ اول: تهران, انتشارات قلم, 1370). 239ص, وزيرى. حقوق
1. حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران: قوه قضائيه. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, 1369). 471ص, رقعى.
قوه قضائيه, شوراى عالى قضايى, رئيس قوه قضائيه, ديوان عالى كشور, ديوان عدالت ادارى, دادگاهها, دادسراها, بازرسى كل كشور و مجموعه نظريات شوراى نگهبان درباره مصوبات مجلس و قانون اساسى, موضوع مطالعه و تدوين كتاب حاضر است.
2. حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران. سيد جلال الدين مدنى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). ج 7, 282ص, رقعى.
3. زمينه حقوق جزاى عمومى. رضا نوربها. (چاپ اول: تهران, كانون وكلاى دادگسترى مركزى, 1369). 371ص, وزيرى.
4. مبانى و كليات علم حقوق. سيد جلال الدين مدنى. (چاپ اول: تهران, نشر همراه, 1370). 300ص, وزيرى. اقتصاد
1. اقتصاد سنجى عمومى. عباس عرب مازار. (چاپ اول: تهران, نشر كوير, 1369). 503ص, وزيرى.
2. اينكو ترمز 1990. ترجمه مسعود طارم سرى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1370). 68ص, رقعى.
3. پوست, چرم و كفش چرمى. (تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1370). 668ص, رحلى.
اين كتاب در نه فصل به بررسى مسائلى چون تعريف و مشخصات پوست و چرم, توزيع منابع دامى در جهان, توليد پوست و چرم (بر حسب انواع) و كفش چرمى در كشورهاى عمده توليد كننده, مصرف ظاهرى پوست و چرم و كفش چرمى بر حسب انواع در مناطق, گروه كشورها و كشورهاى عمده مصرف كننده, صادرات پوست و چرم و كفش چرمى, واردات پوست و چرم و كفش چرمى, قيمت انواع پوست و چرم وكفش, همكاريهاى بين المللى و منطقه اى در زمينه پوست و چرم و در فصل آخر به وضعيت پوست و چرم در ايران مى پردازد.
4. قيمت و قيمت گذارى: مبانى, روشها و سياستها. على عسگرى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1369). 290ص, رحلى.
قيمت و قيمت گذارى حاوى مجموعه مطالب منسجم و متمركزى در رابطه با مبانى, روشها و سياستهاى قيمت و قيمت گذارى مى باشد. اين مجموعه ضمن بررسى و تحليل نقطه نظرات متفاوت در رابطه با اساس و عوامل تشكيل قيمت و انحاء و آثار قيمت گذارى, شيوه هاى اجرائى مديران اقتصادى كشور را در اين زمينه به طور خاص مورد عنايت قرار داده به نقد مى كشد و بنابراين قادر مى گردد ضمن ارائه مجموعه اى تازه و كامل از اطلاعات لازم در زمينه هاى فوق, مولفه هاى سودمندى را در رابطه با سياستگذارى و كنترل قيمتها معرفى نمايد; ضمن اينكه انواع سياستها و روشها را در ارتباط با نظامهاى مختلف سرمايه دارى, سوسياليسم و اسلام مورد مطالعه قرار مى دهد. زندگينامه و خاطرات
1. مرآت الأحوال جهان نما. بخش يكم. آقا احمدبن محمد على بهبهانى. به انضمام انساب خاندان مجلسى. ميرزا حيدر على مجلسى. تصحيح على دوانى. (چاپ اول: تهران, اميركبير, 1370). 311ص, وزيرى.
اميد است در آينده اين كتاب سودمند را تفصيلاً معرفى كنيم. زبان و ادبيات
1. اشك خون (مناقب و مراثى حضرت سيدالشهداء عليه السلام). احمد احمدى بيرجندى. (انتشارات اسوه, وابسته به سازمان حج و اوقاف و امور خيريه, 1369). 240ص, وزيرى.
كتاب با مقدمه اى آغاز مى شود درباره حادثه كربلا و جايگاه بلند قيام شكوهمند اباعبدالله الحسين در تاريخ تشيع. آنگاه عرضه شعر شاعران است با اشاراتى كوتاه به زندگانى شاعر و چگونگيهاى شعرش. استاد احمدى كه از استادان مسلّم ادبيات فارسى و از شيفتگان اهل البيت هستند اكنون سومين كتاب را درباره رثا و منقبت آل على نشر مى دهند. استاد تأكيد كرده اند كه (در اين كتاب تنها به نمونه هايى اكتفا كرده و در سير زمان نحوه احساس و انديشه شاعران را باز نموده است). افزون بر آنچه ياد كرديم مؤلف در پايان اشعار واژه دشوار آن را توضيح داده اند.
2. تاريخ ادبيات در ايران و در قلمرو زبان پارسى. ذبيح الله صفا. (چاپ اول: تهران, انتشارات فردوس, 1370). 1996ص, وزيرى.
3. زبان و ادب فارسى در قلمرو عثمانى. محمد امين رياحى. (چاپ اول: تهران, انشارات پاژنگ, 1369). 308ص, وزيرى.
4. طنز سرايان ايران از مشروطه تا انقلاب. مرتضى فرجيان. محمد باقر نجف زاده بارفروش. (چاپ اول: تهران, چاپ و نشر بنياد, 1370). 404ص, وزيرى.
5. مضامين مشترك در شعر فارسى. احمد گلچين معانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات پاژنگ, 1369). 297ص, وزيرى.
6. آثار آل قلم, منتخب يازده قرن نظم و نثر فارسى. (چاپ اول: تهران, سازمان پژوهش و برنامه ريزى, انتشارات مدرسه, 1369). وزيرى.
7. بينش اساطيرى در شعر معاصر فارسى. بهزاد رشيديان. (چاپ اول: تهران, نشر گستره, 1370). 161ص. رقعى.
8. در رثاى استاد. جمعى از شاعران. (چاپ اول: قم و تهران, انتشارات صدرا, 1369). 171ص, رقعى.
9. ديوان صدرالافاضل. لطفعلى نصيرى امينى (دانش). (چاپ اول: تهران, فخرالدين نصيرى امينى (فخرى), 1365). دويست و هشتاد و دو « 894«184 ص, وزيرى.
حاوى اشعار فيلسوف الهى مرحوم صدرالافاضل دانش, همراه با رساله ها و فوائد و مطالب گوناگون و بسيار سودمند ديگر است.
10. رباعيات اوحدالدين كرمانى. (چاپ اول: انتشارات فرهنگسرا, 1369). 68ص, رحلى.
11. زبان شعر (بديع, عروض, قافيه). اميد مسعودى. (چاپ اول: تهران, نشر ارغوان, 1370). 142ص, رقعى.
12. سوگنامه امام: مجموعه شعر شاعران. گردآورنده محمود شاهرخى و عباس مشفق كاشانى. (چاپ اول: تهران, انتشارات سروش, 1369). 451ص, رقعى.
شمارى از اشعار شاعران در سوگ ارتحال امام خمينى ـ رحمه الله ـ در كتاب حاضر گردآورى شده است. در گردآورى اشعار, به گزينى نشده و گاه تصرّفى در برخى از اشعار اعمال شده است.
13. گزيده سروده هاى شيخ الرئيس قاجار. ويراسته ميرجلال الدين كزازى. (تهران, نشر مركز, 1369). 190ص, رقعى.
اين كتاب بر اساس نسخه اى از منتخب شعرهاى شاعر كه در ساليان گذشته در هندوستان (بمبئى) به چاپ سنگى رسيده, نشر يافته است.
ويراستار در ضمن مقدمه اى سودمند و زيبا از چگونگى كتاب و اهميت آن سخن گفته, و زندگينامه شيخ الرئيس را به قلم خودش آورده است. پى نوشتهاى كتاب به همراه دو نمونه از نثر شيخ الرئيس حاوى توضيحات, اشارات و تلميعات شاعر است. كوشش ويراستار در عرضه چشم نواز و دقيق اين مجموعه ستودنى است.
14. لباب غزليات شمس. (تهران, انتشارات آتليه هنر, 1369). 150ص, رقعى.
15. افسانه تروآ. بازنوشته راجرنسلين گرين. ترجمه عباس آقاجانى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 194ص, رقعى. مصور.
16. امپراتور ژنده پوش. على ذكاوتى قراگزلو. (چاپ اول: تهران, سروش, 1368). 79ص, رقعى. مصور.
17. پروانه ها. محمد رضا يوسفى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 87ص, رقعى.
18. پسران دهكده. حسين مسيحى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 55ص, رقعى.
19. خالو نكيسا, بنات النعش و يوزپلنگ. ايرج صغيرى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 161ص, رقعى.
20. داستانهاى كوتاه. به همت فريدون عموزاده خليلى. حسن احمدى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 144ص, رقعى. مصور.
21. روزينيا, قايق من. ژوزه مائورو دِ واسكونسلوس. ترجمه قاسم صنعوى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 244ص, رقعى.
22. زنده باد مرگ. ناصر ايرانى. (چاپ دوم: تهران, سروش, 1369). 277ص, رقعى.
23. سكوتهاى سرهنگ برامبل. آندره موروا. ترجمه دكتر عباس آگاهى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 140ص, رقعى.
24. هديه اى با گلهاى آبى و دو قصه ديگر. فريبا كلهر. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 34ص, رقعى.
25. المعجم الوجيز. جمعى از اديبان. (قم, دارالثقافة, 1370). 687ص, رقعى.
جمعى از اديبان و محققان عرب سالها پيش در (مجمع اللغة العربيه) مصر تصميم مى گيرند فرهنگى روزآمد با توجه به نيازهاى نشرهاى مختلف جامعه فراهم آورند. اين طرح درسه مرحله (وجيز), (وسيط) و (بسيط) تدوين مى شود. در معجم وجيز محققان كوشيده اند فرهنگى فراهم آورند براى مراجعه دانشجويان و كسانى كه نيازمند پژوهش گسترده در بازشناسى واژه ها هستند. اين مجموعه در جهان عرب با استقبال عظيمى روبرو شد و بارهاى بار به دست چاپ سپرده شد. (معجم وسيط) را به سال 1367 دفتر نشر فرهنگ اسلامى به گونه اى شايسته افست كرد و اكنون (معجم وجيز) نشر مى يابد با تجليدى زيبا چشم نواز. اميد است نشر اين معجمها جاى خالى فرهنگهاى روزآمد عربى را پر كند و جستجوگران را از مراجعه به فرهنگهايى مانند (المنجد) كه اغلاط فاحش آن بر آگاهان پوشيده نيست, بى نياز سازد. هنر
1. تئاتر تجربى از استانيسلاوسكى تا پيتربروك. جيمز روز ـ اونز. ترجمه مصطفى اسلاميه. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 300ص, رقعى.
2. تراژدى سينماى كمدى در ايران. علامه حيدرى. (چاپ اول: تهران, دفتر پژوهشهاى فرهنگى وابسته به مراكز فرهنگى, سينمايى, 1370). 208ص, رقعى.
اين كتاب در پى آن است كه با عرضه گونه و قالبهاى فيلمهاى كمدى و خنده دار, اندشه ها و آراء مختلف را درباره چگونگيهاى آن به نقد بكشد.
در بخش پايانى فيلمهاى خنده دار پس از انقلاب از فيلم (خانه آقاى حق دوست) تا آپارتمان شماره 13 نقد و بررسى شده است.
3. زندگى و فيلمهاى من. ژان رنوار. ترجمه بهروز تورانى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 303ص, رقعى.
4. طراحى صحنه در فيلم. ترنس سنت جان مارنر. ترجمه مهدى رحيميان. (چاپ دوم: تهران, سروش, 1369). 190ص, رقعى. مصور.
5. كار هنر پيشه روى خود در جريان تأثر. استانيسلاوسكى. ترجمه امين اسكوئى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 560ص, رقعى.
6. نشانه ها و معنا در سينما. پيتر وولن. ترجمه عبدالله تربيت, بهمن طاهرى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 174ص, رقعى.
7. هنر مقدس. تيتوس بوركهارت. ترجمه جلال ستارى. (چاپ اول: تهران, سروش, 1369). 211ص, رقعى. سياسى
1. امپرياليسم: تئورى ـ تاريخ ـ جهان سوّم. هرى مگراف و تام كمپ. ترجمه و اقتباس هوشنگ مقتدر. (چاپ اول: تهران, نشر كوير, 1369). 159ص, رقعى.
در بخش اول كتاب به كالبد شكافى مفهوم امپرياليسم و تئورى ماركسيستى امپرياليسم و مفهوم امپرياليسم نو پرداخته شده است. بخش دوّم عهده دار بحث از تاريخچه امپرياليسم است و در بخش سوّم به نقش شركتهاى چند مليتى در جهان سوّم اشاره شده است.
2. انديشه و عمل سياسى مسلمين, مقاومت در برابر غرب. كليم صديقى. سيدهادى خسروشاهى. (نشر خرم, 1370). 224ص, رقعى.
كليم صديقى از چهره هاى برجسته جهان اسلام و انديشوران و سياستمداران گرانقدر معاصر است. در اين كتاب در فصلهاى 1 ـ 3 وى از شرح حال, تحول انديشه, سوابق افكار خود و چگونگى بنياد نهادن مؤسسه مطالعات اسلامى, اهداف و طرحهاى آن سخن گفته است. و در فصلهاى بعدى از انديشه و عمل سياسى مسلمانان در دوران سلطه استعمار, چگونگى موضع جوامع اسلامى در مقابل فرهگ غرب, ناسازگارى اسلام با غرب و نبرد دائم بين اسلام و ضد اسلام بحث كرده و تئوريها و پيشنهادهاى قابل توجهى را مطرح كرده است. اين كتاب كه جلد دوّمى نيز خواهد داشت در آشنايى با انديشه ها و آراء متفكرى سختكوش كه اينك جريان قابل توجهى را در كشاكش فرهنگها و انديشه ها رهبرى مى كند, سودمند است و كارآمد.
3. پيشينه سياسى فكرى وهابيت. محمد ابراهيم انصارى لارى. (قم, بنياد معارف اسلامى, 1369). 71ص, رقعى.
مؤلف در اين كتاب مى كوشد تا بازشناسى ريشه ها و زمينه هاى فكرى وهابيّان در تاريخ اسلام, ابعاد انديشه بنيانگذار وهابيگرى و شخصيت وى را بازشناساند.
در بخش اوّل كتاب از سير تاريخى افكار و عقايد محمد بن عبدالوهاب سخن رفته است و در بخش دوّم از شخصيت فكرى و سياسى و روابط وى با قدرتها و استعمارگران.
بخش سوم عهده دار بررسى وضع وهابيت در قرن حاضر است با مقايسه بين آنچه اينك در حجاز در جريان است با ريشه ها و روندهاى اين جريان فكرى.
4.چند خاطره سياسى. شمس الدين امير علائى. (چاپ اول: تهران, شركت سهامى انتشار, 1370). 491ص, وزيرى.
5. حاكميت: فرشتگان محافظ مدنيت. گوليلمو فررو. ترجمه عباس آگاهى. (چاپ اول: تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى, 1370). 399ص, رقعى.
كتاب حاضر از متون مهمّ درباره انديشه سياسى است و نويسنده آن حاصل بيش از شصت سال تجربه, مبارزه, تحليل سياسى و خاطرات خود را گردآورده است. مهمترين بحث اين كتاب درباره (اصول مشروعيت رژيمهاى سياسى) است كه نويسنده با اين اهرم, مشروعيت برخى از رژيمهاى سياسى را مردود دانسته است. آشنايى با تحولات سياسى رژيمهاى غربى, از ديگر مباحث كتاب حاضر است كه در سراسر كتاب مورد كاوش نويسنده قرار گرفته است.
6. مدلهاى دمكراسى. ديويد هلد. ترجمه عباس مخبر. (چاپ اول: تهران, انتشارات روشنگران, 1369). 469ص, رقعى. 2100 ريال.




صفحه 13

فهرست گزينه مقالات علمى و تحقيقى
ميرآقائى سيد جلال



* اطلاعات سياسى اقتصادى. سال پنجم, شماره 6و7, شماره مسلسل 44 ـ 43, فروردين و ارديبهشت 1370.
*اطلاعات علمى. سال پنجم, شماره 24, شماره مسلسل 121, 15 اسفند 1369. سال ششم, شماره 2, پانزدهم ارديبهشت ماه 1370.
* انديشه, نشريه مؤسسه فرهنگى حوزه علميه مشهد. (مشهد, ص. پ 571/91735). شماره اوّل, بهار 1370.
* 15 خرداد. (تهران, صندوق پستى 1569/19395). شماره اوّل, فروردين ـ ارديبهشت 1370, رمضان ـ شوال 1411.
* حضور, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى. (جماران, خيابان ياسر, ساختمان شماره 2). شماره اوّل ,خرداد 1370.
* حوزه. سال هفتم, شماره ششم, شماره مسلسل 42, بهمن و اسفند 1369.
* رسانه. سال اوّل, شماره 4, شماره مسلسل 4, زمستان 1369
* سروش. شماره 553, شنبه 14 ارديبهشت 1370.. شماره 555, شنبه 28 ارديبهشت 1370. شماره 556, شنبه 4 خرداد 1370. شماره 558, شنبه 25 خرداد 1370.
*كيهان انديشه. شماره 35, فروردين و ارديبهشت 1370.
*نامه فرهنگ. شماره 2, سال اوّل, زمستان 1369.
* ندا. شماره 4, سال اوّل, زمستان 1369.
* نشر دانش. شماره سوّم, سال 11, فروردين و ارديبهشت 1370.
*نور علم. شماره سّوم ـ دوره چهارم خرداد 1370, ذوالقعده 1411, شماره مسلسل 39
* البعث الاسلامى, نشرة مؤسسه الصحافة و النشر. (ندوة العلماء, ص. ب 93, لكنهو ,الهند). العدد الخامس, المجلد 35, محرم الحرام 1411, اغسيطس 1990 م.العدد السادس,المجلد 35, صفر1411 سيتمر1990 م. العدد السابع, المجلد 35, ربع الاوّل 1411, اكتوبر 1990 م
* بحوث استراتيجيه, سياسيه, فصليه تعنى بقضايا العالم الاسلامى, يصدرها مركز الوحدة الاسلامى للدراسات و التوثيق. (بيروت, لبنان, ص. پ 113/6449). العدد الصفر, شتاء 1991
* البلاد. العدد 37, السنة الاولى, السبت, 20 شوال 1411 هـ. 4 اير 1991 م. العدد 38, السنة الاولى, السبت 27 شوال 1411 هـ. 11 ايار 1991 م. العدد 39, السنة الاولى, السبت 4 ذوالقعده 1411 هـ. 18 ايار 1991 م. العدد 41, السنة الولى, السبت 18 ذوالقعده 1411 هـ اخزيران 1991 م. العدد 42, السنة الاولى, السبت 25 ذوالقعده 1411 هـ. 8 احزيران 1991 م
* تراثنا. العدد الثانى, السنة السادسه, ربيع الثانى 1411 هـ الرقم المسلسل 23
*التوحيد . العدد 51, السنة التاسعه, رجب / شعبان 1411 ـ شباط / آذار 1991 م. العدد 52, السنة التاسع, رمضان / شوال 14411 هـ نيسان / ايار 1991 م
* الثقافة السلاميه. العدد 35, رجب / شعبان 1411 هـ, كانون الثانى / شباط 1991 م. العدد 36, رمضان / شوال 1411 هـ, آذار / نيسان 1991 م
* الرائد, مجلة الطلائع الاسلاميه, تصدرها الدار السلاميه للاعلام.
(AL - Raid, P.O.BOX 120263 . 4060 _ Viersen 12 _Gernany)
.العدد 133, رمضان 1411 هـ. نيسان / ابريل 1991 م
* الراصد, نشرة شهريه تصدرها المستشارية الثقافية للجمهورية الاسلامية الايرانية فى بيروت. ( بيروت, برج ابى حيدر, شارع سليم سلام). العدد السادس, نيسان 1991 م. العدد السابع, ايار 1991 م. العدد الثامن, حزيران 19919 م
* رسالة الحسين, فكريه, اسلاميه, فصليه, متخصصه بالشئون الحسينيه, يصدرها مركز دراسات نهضة الامام الحسين. (قم. ص. ب 36185/3641). العدد الاوّل ـ السنة الاولى
* العالم. العدد 377, السنة الثامنه, السبت 4 ايار (مايو) 1991 م ـ 19 شوال 1411 هـ. . العدد 378, السنة الثامنه, السبت 4 ايار (مايو) 1991 م ـ 26 شوال 1411 هـ.
* المنطلق. العدد 73 ـ 74 جمادى الخرى /رجب 1411 هـ. كانون الاوّل /كانون الثانى 1990/1991 م
* النصر, صوت الاسلام المحمدى الخالص. الكويت, تصدر عن المركز الكويتى للاعلام الاسلامى. العدد 27, السنة الثالث, ذوالقعده 1411 كليات
* بررسى بخشى از يك كتاب (از سيد ضياء تا بختيار). ايرج وامقى. (اطلاعات سياسى اقتصادى, 44 ـ 43).
آشنايى با مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى.(حضور, 1).
* تكلمةٌ الخيار, مأخذى در تاريخ اوائل صفويان. سيد كاضم روحانى.(كيهان انديشه, 35).
* ديدار با دائرة المعارف بزرگ اسلامى. (نامه فرهنگ, 2).
* پاره اى از مبادى مابعدالطبيعى علوم نوين. سيد حسين كمالى. (نشر دانش, 3).
* ترجمه جديدى از قرآن كريم. بهاء الدين خرمشاهى. (همان).
* كتابنامه منابع شرح حال علامه مجلسى. (نور علم, 39).
* نقدى بر اسلام شناسى. محمد رضا قضاوى. (همان).
* (پژوهشى در رساله هاى نماز جمعه) دوران صفويان. رسول جعفريان. (همان).
* فهرس مخطوطات المدرسه الباقريه مشهد المقدس (2). محمود الفاضل. (تراثنا, 23).
* اهل البيت في المكتبة العربية. السيد عبدالعزيز الطباطبائى. (همان).
* الوحدة الاسلاميه فى مؤتمرها الرابع. طهران17 ـ 19 ربيع الاوّل 1411 هـ. (التوحيد, 51).
* ملف المؤتمر السلامى حول فلسطين. (التوحيد, 52).
* جامعة الزهراء مجمع للعلوم الاسلامية خاص بالمرأة. (همان).
* قراءة فى كتاب (الاسلام يقود الحياة). عبدالكريم آل نجف. (همان).
* قراءة فى كتاب (قصة الانتصار الكبير ـ تاريخ الثورة السلامية فى ايران. نزيه الحسن .(الثقافة الاسلامية, 35).
* فهرس المخطوطات فى مكتبات اللاذقيه الخاص. على اكبر ضيائى. (الثقافة الاسلامية, 36).
* معجم المؤلفات حول الامام الحجه صاحب العصر و الزمان. عبداله المنتفق. (همان).
* ملف شامل عن اللغة الفارسيه و الثقافة الايرانية فى الجامعات البريطانيه. (الراصد, 7).
* دائرة المعارف الاسلامية الكبرى فى الجمهورية الاسلاميه الايرانيه. (همان).
* المؤتمر الدولى لدراسة افكار العلامه مرتضى المطهرى بدمشق. (الراصد, 8).
* كشاف بالكتابات العربية حول ثورة الامام الحسين و آثارها. عبدالجبار الرفاعى. (رسالة الحسين, 1). تفسير و علوم قرآن
* نگرشى دوباره بر نظريه كيفيت نزول قرآن. محمد سعيدى مهر. (كيهان انديشه, 35).
*اعجاز قرآن. حسين يزدى. (نور علم, 39).
* جواب النسخ فى القران. راشد عبدالله الفرحان. (البعث الاسلامى, 5و7).
* عالم الذرة و سورة الكافرون. عبدالعزيز العلى المطوع. (البعث الاسلامى, 5).
* المواصلات البريه و البحريه فى ضوء القران الكريم. عبدالعزيز العلى المطوع. (البعث الاسلامى, 6).
* بحث حول آية البسمله (بسم الله الرحم الرحيم). على اكبر الهى الخراسانى. (الثفاقة السلامية,36).
* نظرة الى الصدم فى تفسير الميزان. كمال مصطفى شاكر. (همان). حديث
* تدوين حديث. (انديشه, 1).
* علم الجرح و التعديل. سلمان الحسنى الندوى. (البعث الاسلامى, 5و6).
* من الاحاديث الموضوعه, حديث خطبة على بنت ابى جهل. السيد على الحسينى الميلانى. (تراثنا, 23).
* فضائل الحسن و الحسين لاحمد بن حنبل. السيد باسم الموسوى. (رسالة الحسين, 1). فلسفه و كلام
* حقيقت و شناخت. مرتضى مطهرى. (سروش, 553).
* يونان و دين. قسمت اوّل: مسئله اثبات خدا. رضا برنجكار. (كيهان انديشه, 35).
* آرمان انسانى و انسان آرمانى. سيد عباس حسينى قائم مقامى. (همان).
* سيرى در كلام جديد. جواد شكيب.(نامه فرهنگ, 2).
* روايات معراج در آثار نظامى. شارل هانرى دو فوشه كور. ترجمه احمد سميعى گيلانى. (نشر دانش, 3).
* ذهن شناسى و فلسفه از ديدگاه شهيد مطهرى. على ربانى گلپايگانى. (نور علم, 39).
* الأنتربيولوجيا و المعيار الاسلامى. محمد بن سعد الشويعر. (البعث السلامى, 5).
* البيولوجيا التناسليه. منور احمد انيس. (البعث الاسلامى, 5و6).
* الانسان ذلك المجهول. محمد بن سعد الشويعر. (البعث الاسلامى, 7).
* فلسفة التوحيد فى الاسلام. قاسم حبيب جابر. (الثقافة الاسلامية, 36).
* الفلسفه خلال القرون الاربعة الاخيرة فى ايران. محمدتقى دانش بجوه (همان).
* حول الامام المهدى. السيد محمد حسين فضل الله. (التوحيد, 51).
* حوارمع العلامه الشيخ جعفر السبحانى. (التوحيد, 52). فقه و اصول
* نگاهى ديگر به مباحث اجتهاد. (حوزه, 42).
* روزه و مسئله رؤيت هلال از ديدگاه فاطميان. احمد ابراهيم. ترجمه سعيد عليزاده. (همان).
*حجاب شرعى. محمد باقر بهبودى. (همان).
* آزادى بيان, ارتداد. (همان).
* نخستين دوره از ادوار اجتهاد. محمد ابراهيم جناتى. (كيهان انديشه, 35).
* تعريف نظام الحكم و طبيعته و غايته. فؤاد عبدالمنعم احمد. (البعث الاسلامى, 5).
* الاستصلاح فى ضوء الكتاب و السنة. القاضى مجاهد الاسلام القاسمى. (البعث الاسلامى, 6).
* العلاقات التى يحكمها نظام الحكم. فؤاد عبدالمنعم. (البعث السلامى, 7).
* الاستحسان فى ضوء الكتاب و السنة. القاضى مجاهد الاسلام القاسمى. (همان).
* حكم اجراء العقود بوسائل الاتصال الحديثة. محمد على التسخيرى. (التوحيد, 52).
الحكومة فى الاسلام. عرفان محمود. (الراصد, 8). اخلاق و عرفان
* زهد: زيستى شايسته. (حوزه, 42).
* دستورالعملى از فقيه و عارف متفكر آيت الله شاه آبادى (قدس سره). (همان).
* گزيده آراى نقادانه امام خمينى در عرفان. محمد هادى مؤذن جامى. (كيهان انديشه, 35).
* امام خمينى و تهذيب نفس. محمد رضا امين زاده. (نور علم, 39).
* ارتباط نظرية الغزالى فى الاخلاق و التربية بعقيدة التوحيد. الحافظ احسان الحق. (البعث الاسلامى, 5).
* الاربعون حديثا. الامام الخمينى (قدس سره). ترجمة ج. ص. الخليلى. (التوحيد 5,2 ـ 51)
* الاخلاق عند الامام خمينى (قده). محمد توفيق المقداد. (الراصد, 8). تاريخ و سيره
* سوريه و عراق, ديروز و امروز. محمد على امامى. (اطلاعات سياسى اقتصادى, 44 ـ 43).
* پيدايش مراكز علمى دنياى اسلام. (انديشه, 1).
*روابط سياسى پيامبر. (همان).
*نگرشى بر ماركسيسم, از ابتدا تا كنون. (همان).
*روشنفكران در پيشگاه تاريخ. (15 خرداد, 1).
*تاريخچه اى از توطئه رژيم شاه براى اشغال مدرسه فيضيه قم. (همان).
*ريشه يابى تاريخ گرايش به مكاتب الحادى و لائيك در كشورهاى اسلامى. (همان).
*از خرداد تا خرداد. (حضور, 1).
*حكومت مسلمانان ايرانى الاصل در بنگلادش. دكتر عبدالكريم. ترجمه مرضيه دشتكى. (نامه فرهنگ, 2).
* الامام الطبرى فى حديثه عن السيرة النبويه. عبدالرشيد. (البعث الاسلامى, 6).
* الحركة الصهيونية (موليدت) و مؤسسها. (الراصد, 7).
* الابعاد السياسية و الحركية لثورة الامام الحسين (ع). الشيخ محمد مهدى الاصفى. (رسالة الحسين, 1).
* تاملات فى حركة ذكرى عاشوراء. السيد محمد حسين فضل اله. (همان).
* كيف ندرس النهضة الحسينية. السيد عبدالامير عليخان. (همان).
* انصار الحسين: مواقف رائده. الشيخ عفيف النابلسى. (همان).
* ترقب الرسول لمولد الحسين. محمد على عابدين. (همان).
* حول ولادة الامام الحسين. السيد جعفر مرتضى العاملى. (همان). حقوق
* نـــامزدى و حقــوق قانونى آن. عبـاس منـتهايى. (ندا, 4).
* استئناف الحكم و موعده فى فقه الامامية و فى القوانين الايرانية .حسين مهرپور. (التوحيد, 51). جامعه شناسى
* مسلمانان شوروى. على اصغر شعردوست. (نامه فرهنگ, 2)
* المجتمع الاسلامى بين النفى و الاثبات. على يوسف. (البلاد, 39).
* المجتمع و التاريخ فى المنظور القرانى. محمد تقى مصباح اليزدى. ترجمه. ج. ص. الخليلى. (التوحيد, 52 ـ 51).
* الثورة الاسلاميه و سقوط تيجان السيادة الورقيه. كمال مصطفى شاكر. (الثقافة الاسلامية, 35).
* الثورة الاسلامية بين بنت كسرى و بنت محمد. هدى محمد. (همان).
* حقيقة الثورة الاسلامية فى ايران و عواملها. مرتضى مطهرى. (همان).
* الابعاد المعنوية للثورة الاسلامية. محمد واعظ زاده الخراسانى. (همان).
* العقيده و الثورة دراسة مقارنة فى الثورات الرسالية و غير الرسالية. (همان). اقتصاد
* جمعيت و ديدگاهها. (انديشه, 1).
* الانفجار السكانى بين الحقيقه و الخيال. الشيخ على القاضى (البعث السلامى, 6).
* التخطيط التنموى و العالم الاسلامى. احمد فتحى بدرخان. (الثقافة الاسلامية, 36). زندگينامه و خاطرات
* زندگينامه سياسى ـ اجتماعى حضرت آية الله سيد يونس اردبيلى و واقعه مسجد گوهر شاد. (انديشه, 1).
* امام خمينى مبارزى آگاه از آغاز. محمد دهقانى آرانى. (حضور, 1).
* عرفان, در دايره فقه و فقه در جريان انقلاب و انقلاب اسلامى در گسترده گيتى. محمد حسين فضل الله. ترجمه رضا ناظميان. (همان).
* جنبه هاى مذهبى و روحانى آثار امام خمينى. پروفسور دسارت. (همان).
* كتابها و آثار علمى امام خمينى. رضا استادى. (همان).
* امام خمينى سياستمدارى بزرگ و بزرگ سياستمدار. عليمحمد بشارتى. (همان).
* امام خمينى, حوزه و سياست. سيد احمد خمينى. (همان).
* امام مصداق انسان كامل. فاضل لنكرانى. (همان).
* اوستا, ملك الشعراى ثانى. محمد حسين رحمانى. (سروش, 558).
* فيض و تصوف. رسول جعفريان. (كيهان انديشه, 35).
* نجوم امت, آية الله العظمى حاج سيد على موسوى بهبهانى. ناصر باقرى بيدهندى. (نور علم, 39).
* السلطان صلاح الدين الايوبى. شيخ ابى الحسن على الحسنى الندوى. (البعث الاسلامى, 5).
* ليصنع المجتمع الاسلامى اكثر من مطهرى فنحن بحاجة للعظماء. السيد محمد حسين فضل الله. (البلاد, 39).
* الامام (قده) فى ايامه الاخيره. (البلاد, 41).
* لمحات من سيرة الامام (قده). (همان).
* نهج الامام الخمينى فى التغيير. حسن جابر. (البلاد, 42).
* الامام السيد عبدالحسين شرف الدين. عبدالكريم آل نجف. (التوحيد, 51).
* لمحات من حياة الامام اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب. (التوحيد, 52).
* السيد محسن الامين العاملى. عبدالكريم سلمان. (همان).
* الامام و الحركة الاسلامية فى ايران. هاشم عبدالحميد. (الثقافة الاسلامى, 35).
* قيادة الامام الخمينى (قده) للثورة الاسلامية المباركة.الشيخ محمد يزبك. (همان).
* الامام على و منهجه فى مواجهة الاحداث. صادق عبدالله. (الثقافة الاسلامية, 36).
* مدرسة فقه القلوب, 1 ـ الحسن البصرى, د. أ. عدنان. (الرائد, 133).
* فى الذكرى السنوية الثانية لرحيل امام الخمينى (قده). السيد محمدحسين فضل الله. (الراصد, 8).
* تحقيق عن الذخيرة الاسلامية و الفكرية فى مؤلفات الامام الخمينى (قده) و ما جمعه تلامذته من خطبه. (همان).
* حياة الخطيب الشيخ كاظم بستى 1258 ـ 1342 هـ. السيد مضرحلو. (رسالة الحسين, 1).
* اربع ساعات من الحوار الساخن مع المحتشمى. (النصر, 27).
* الشعاع المقدس الشهيد السعيد راغب حرب. (همان). زبان و ادبيات
* جامعه شناسى ادبيات, سايه روشن شعر شهريار. على اكبر ترابى. (اطلاعات علمى, 2).
* فرهنگستان و تغيير اسامى جغرافيائى در ايران. كاوه بيات. (نشر دانش, 3).
* اثر العروبة و الاسلام فى ادب سعدى الشيرازى. شفيق احمد الندوى. (البعث الاسلامى, 7).
* الرواية الفلسطينيه نموذجاً. فاطمه عبدالله. (البلاد, 39).
* الامام الشافعى و قصيدته فى ريحانة الرسول (ص). محمد جهاد. (رسالة الحسين, 1).
* الالتزام و اثره فى المكانة الادبية لدعبل الخزاعى. وجيه فانوس. (همان).
* اشكالية الابداع فى الشعر العربى الحديث. محمد توفيق ابوعلى. (همام).
* الابداع الفنى و الادبى. فاطمه العبدالله. (همان).
* الشعر العاملى و اشكالية النهضة, رؤية الشيخ عبدالحسين صادق. عبدالمجيد رزاقط. (همان).
* الادب و الغزو الثقافى العربى. زينب جمعه. (همان).
* حوار ادبى مع العلامه السيد محمد حسين فضل الله. قيس العلى. (همان).
* قراءة فى هاشميات الكميت بن زيد الاسدى. عاطف جميل عواد. (همان). فرهنگ و هنر
* انديشه و روحيه علمى ـ نياز, آفريننده تكنيك. حسن حبيبى. (اطلاعات علمى, 24).
* مصاحبه با آية الله زنجانى. (انديشه, 1).
* فرهنگ عرصه اى ديگر براى ضد انقلاب. (بيان, 9).
* ريشه هاى انقلاب اسلامى. (15 خرداد, 1).
* تاريخ صدر اسلام در پيشديد امام. صادق آئينه وند. (حضور, 1).
* حكم امام و بن بست فرهنگى غرب. اميد مسعودى. (همان).
* ضرورت و چگونگى حضور حوزه در دانشگاهها. عبدالله تهرانى. (حوزه, 42).
* مصاحبه با فقيه مجاهد آيت الله كاشانى (قده) در زمينه تشكيلات حوزه. (همان).
* وضعيت موجود حوزه ها. (همان).
* نگاهى به فرهنگ انقلاب. (همان).
* بررسى ديوار نوشته هاى دوران انقلاب. مهدى محسنيان راد. (رسانه, 4).
* تاريخچه و سير تكوين موسيقى نظامى. كامبيز روشن روان. (سروش, 555).
* عصر تكنى ترانيك. زبيگنيو برژينسكى. ترجمه عليرضا محمدخانى. (سروش, 556).
* هدف هنرمند رسيدن به حقيقت است. مهرداد اوستا. (سروش, 558).
* مبانى انديشه اصلاح طلبى. محمدجواد صاحبى. (كيهان انديشه, 35).
عوامل مؤثر در انتقال فرهنگ ايران (دوره اسلامى). يعقوب آژند. (نامه فرهنگ, 2).
* گذرى بر عاشوراى لكنهو. اميرحسين ذكرگو. (همان).
* احياء تفكر دينى, گفتگو با امام محمد غزالى. (همان).
* خوشنويسى و تحولات آن در ايران. (همان).
* زنان در اندونزى. (ندا, 4).
*حاجة العالم الى مجتمع اسلامى مثالى افضل. ابو الحسن على الحسنى الندوى. (البعث الاسلامى, 5).
* ولادة الحداثة و نشأتها. عدنان على رضا النحوى. (البعث الاسلامى, 7).
* دولة المدينه و النظام العلمانى. روجيه عساف. (البلا, 37).
* الذاتية الاسلامية فى البناء الاقتصادى, نموذج جهاد البناء. احمد فتحى بدرخان. (الثقافة الاسلامية, 35).
* الصحوة الاسلاميه آفاق و تطلعات. السيد محمد حسين فضل الله. (همان). سياسى
* گفت و شنودى درباره منافع ملى. هوشنگ مقتدر. (اطلاعات سياسى اقتصادى, 44 ـ 43).
* ليبراليسم نو: گرايش هاى اخير در تفكر سياسى و اقتصادى در غرب.حسين بشيريه. (همان).
* آوارگى, ريشه ها و پيامدها. عباس ملكى, عبدالناصر همتى, حميدرضا جلالى پور, هوشمند ميرفخرايى. (سروش, 556 ـ 555).
* نظم نو, سياست كهنه. كمال خرازى. (سروش, 558).
* مستقبل العالم الجديد, قطب, قطبان ثلاثة. ماجد حمدان. (بحوث استراتيجيه, صفر)
* حول الحكومة الاسلاميه. آية الله السيد على خامنه اى. (الثقافة الاسلاميه, 35).
* موقف الثورة الاسلاميه من الارهاب الاميركى. رياض سليمان عوّاد. (همان).
* تقرير عن موقف الامام الخمينى (قده) من القضيه الفلسطينيه. (الراصد, 6).
* الحركة الاسلاميه و النظام العالمى الجديد. زكى احمد. (العالم, 377).
* خط الامام و تحديات الردّه. جاسم العبدالله. (النصر, 27).


صفحه 14

اخبار



نرم افزار قرآنى تبيان
إن هذا القران يهدى للتى هى أقوم
قرآن كريم اصلى ترين منبع براى دستيابى انسان به حقائق, و برترين راه سعادت است.
در اين راستا, بايد متناسب با شرائط زمان, و ابزارها و روشهاى بهتر, حركت كرده و قرآن را در همه صحنه ها مطرح كرد.
مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم كه پژوهش در ابعاد تعاليم قرآن را وجهه اصلى همت خويش قرار داده, با بكارگيرى روشهاى متنوع سعى دارد تعاليم قرآن را در سطوح مختلف مطرح و ارائه نمايد.
براى انجام بخشى از اين هدف, اين مركز در صدد تهيه سلسله بسته هاى نرم افزارى كامپيوترى تحت عنوان (تبيان) برآمد.
تبيان (2) كه دومين برنامه از اين مجموعه مى باشد تهيه گرديده و آماده ارائه به مراكز فرهنگى و ساير علاقمندان مى باشد.
خصوصيات اين نرم افزار
1 ـ با در اختيار داشتن اين نرم افزار بر روى كامپيوتر, مجموعه معجم كلمات ـ حروف ـ جملات متن عربى قرآن و يا ترجمه آن در اختيار شماست. علاوه بر اينكه امكان آمارگيرى از هر قسمت نيز پيش بينى شده است و مى توان به سهولت به همه اطلاعات فوق دست يافت.
2 ـ با اجراى اين نرم افزار مى توان همزمان با متن قرآن, ترجمه آن را نيز در هر قسمت مشاهده نمود.
3 ـ در اين نرم افزار, مى توان علاوه بر انتخاب كلمه يا جمله يا حرف به وسيله تايپ قطعه يا قطعات مورد نظر را از خود متن موجود بر روى (مانيتور) نيز انتخاب نمود.
4 ـ پيش بينى امكان خواندن قرآن و مشاهده مجموعه آيات با خط درشت.
5 ـ خط مورد استفاده در اين نرم افزارها خوانا و زيبا انتخاب شده است.
6 ـ سرعت مطلوب براى دسترسى به كلمات خواسته شده, بويژه در قسمت حروف.
7 ـ امكان جستجوى چند قطعه از متن (تا 30 قطعه) به طور همزمان.
8 ـ فرمهاى زيبا و متنوع و امكان تغيير رنگ متن و زمينه.
9 ـ فايلهاى قرآن و ترجمه در اين مجموعه به صورت (تكست) بوده و لذا مى توان آن را در كارهاى تحقيقاتى ديگر نيز به كار گرفت.
10 ـ امكان جستجو در ترجمه آيات قرآن همانند متن اصلى.
11 ـ امكان انتخاب در برنامه تحقيق و يافتن به دو صورت OR و END .
12 ـ امكان استفاده از فايلهاى آماده عبارات براى يافتن مشتركات 3 يا 4 كلمه اى هر آيه. برگزارى كنگره بزرگداشت حكيم نظامى گنجوى
كنگره بين المللى بزرگداشت نهمين سده تولد حكيم نظامى, شاعر بزرگ پارسى سرا, از تاريخ اوّل تا چهارم تير ماه سال 1370 در دانشگاه تبريز برگزار گرديد. اين كنگره با حضور استادان و پژوهشگران داخلى و خارجى و با شركت دوستداران شعر و ادب در دو نوبت صبح و عصر برگزار گرديد. اسامى برخى از سخنرانان و عناوين سخنرانيهاى آنان به قرار ذيل است: استاد محمدتقى جعفرى: حكمت و عرفان در مناجات نظامى گنجوى, حجت الاسلام دكتر احمدى: مناجات نظامى; زخمه روح, دكتر ميرجلال الدين كزّازى: دو چهرگى اسكندر در ادب ايران, دكتر ساسان سپنتا: شرح سى لحن در خسرو و شيرين, دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى: اسكندر نظامى و نظام اسكندرى, دكتر نصرالله پورجوادى: شيرين در چشمه, دكتر جعفر شعار: ليلى و مجنون و مجنون و ليلى, پروفسور مسيح آقامحمّدى: مقايسه مخزن الاسرار با كيمياى سعادت, دكتر حسين رزمجو: جمال و جلال خداوند در آئينه پنج گنج نظامى, دكتر رحيم نژاد سليم: حمد و ستايش نظامى, دكتر احمد رنجبر: بازتاب محيط اجتماعى و سياسى در آثار نظامى, دكتر سيد جعفر حميدى: اخلاق از نظر نظامى, دكتر جعفر ثامنى: نظامى و قرآن. برگزارى سمينار تاريخ
سمينار تاريخ در اوّل خرداد ماه سال جارى در محل معاونت پژوهشى وزارت فرهنگ و آموزش عالى و به اهتمام اين وزارتخانه برگزار گرديد. در اين سمينار كه به مديريت آقاى زرگرنژاد برگزار گرديد, استادان تاريخ به اهميت اين رشته علمى و مشكلات آن در كشور اشاره كردند.
اين سمينار كه به مدت دو روز و در چند كميسيون برگزار گرديد, فرصت مناسبى براى استادان تاريخ بود كه در آن به تبادل نظر و ايراد سخن بپردازند. سخنرانان اين سمينار عبارت بودند از: استاد محيط طباطبائى, دكتر عبدالهادى حائرى, دكتر اشراقى (مدير گروه تاريخ دانشگاه تهران), دكتر عميدزاده, دكتر خواجويان و برخى ديگر از استادان نامدار تاريخ.
در پايان, قطعنامه اين سمينار در ده ماده صادر گرديد و در آن ضمن اشاره به اهميت رشته تاريخ در محافل علمى جهان, بر ضرورت حذف موانع تحقيق در تاريخ و فراهم كردن امكانات تحقيق در تاريخ در سراسر كشور, تأكيد شده است. انتشار نخستين شماره مجله رسالة الحسين
فصلنامه اى است كه مركز (دراسات نهضة الإمام الحسين (ع)) به انگيزه بررسى و تحقيق درباره زندگانى و مسائل مربوط به اباعبدالله الحسين ـ ع ـ و قيام شكوهمند آن بزرگوار منتشر كرده است.
در اين شماره از چگونگى بهره ورى از قيام اباعبدالله و ابعاد سياسى و اجتماعى آن, چگونگى بررسى نهضت حسينى و ياران وى سخن رفته است. در فصلى ديگر از ولادت امام (ع) بحث شده و بخشى از كتاب فضائل الصحابة از احمد بن حنبل با تصحيح و تحقيق عرضه شده است. اشعارى درباره امام (ع), خطابه حسينى, ويژگيهاى ذاكران, مراسم عاشورا در جهان و كتابشناسى امام حسين ـ ع ـ از ديگر مطالب اين شماره است.
اميد است اين نشريه كه شماره آغازين آن نشانگر همت بلند بانيان آن است, در گسترش ابعاد پژوهشهاى حسينى سودمند افتد.
انتشار نخستين شماره مجله حضور
مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى آغازين شماره حضور را به عنوان يادواره اى براى دومين سالگرد رحلت حضرت امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ منتشر كرده است. در اين شماره, تنى چند از شاگردان حضرت امام در ابعاد انديشه امام سخن گفته اند كه داراى نكات سودمند و خواندنى است.
در بخشهاى ديگر آن از آثار علمى امام, عرفان و سياست امام و تحليلى از موضع امام در مقابل غرب و گوشه هايى از قيام امام بحث شده است. معرفى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى ـ ره ـ و چگونگى آن نيز خواندنى و سودمند است. زندگى امام به روايت امام, امام: حوزه و سياست, امام خمينى: سياستمدارى بزرگ, ابعاد علمى و جامعه ساز, در عرفان امام و… عناوين برخى از مقالات آن است.
ظهور (حضور) در خانواده مطبوعات را مى ستاييم و اميدواريم در گسترش انديشه امام گامهاى بلندى بردارد . اانتخاب يك هموطن به عضويت
هيئت داوران جايزه جهانى كتاب كودك
جايزه جهانى هانس كريستيان اندرسن (HCA) كه هر دو سال يك بار توسط دفتر بين المللى كتاب براى نسل جوان (IBBY) به دو نفر از برجسته ترين نويسندگان و تصويرگران آثار كودكان و نوجوانان اعطا مى گردد, به عنوان مهمترين جايزه جهانى در اين زمينه شناخته شده است.
در انتخابات آوريل 1991 (فروردين 1370 ) در بولونيا (ايتاليا), خانم ثريا قزل اياغ (بهروزى) عضو هيئت علمى گروه آموزش كتابدارى دانشگاه تهران و متخصص ادبيات كودكان به عنوان عضو هيئت داوران انتخاب شد. ساير اعضا از كشورهاى آلمان, اسپانيا, اتريش, ايالات متحده, دانمارك, ژاپن, سويس و شوروى هستند.

حجت الاسلام عليرضا جمالى نسب از همكاران اين نشريه و همراهان پر تلاش واحد (ترجمه و روابط بين الملل) دفتر تبليغات اسلامى قم به لقاء الله پيوست. وى طلبه اى فاضل بود كه درسهاى خارج حوزه را مى گذراند و دانشجويى متعهد كه مراحل پايانى دوره فوق ليسانس خود را در رشته فلسفه غرب, طى مى كرد; بسيجى عاشقى بود كه در جبهه هاى جنگ, حضورى فعّال داشت و افتخار جانبازى انقلاب را هم پيدا كرده بود; و مترجم پرتلاشى بود كه به دو زبان انگليسى و عربى, تسلط داشت.
او به خاطر آشنايى با زبان, به زيارت خانه خدا اعزام شده كه در راه مدينه به مكه بر اثر حادثه تصادف, جان به جان آفرين تسليم كرد.
از ايشان دو ترجمه به جاى مانده است:
1 ) براهين اثبات وجود خدا از دايرة المعارف پل ادوارد (انگليسى به فارسى)
2 ) ترجمه مقاله (كتابى تازه در علم رجال با سبكى جديد) در شماره 6 مجله آينه پژوهش (عربى به فارسى).


صفحه 15

نامه ها



سپاس, پيشنهاد و گلايه
شماره پنجم مجله آينه پژوهش را كه دريافت و مطالعه كردم, به اين فكر افتادم ضمن تشكر از مديران مجله, مطالبى را عرض كنم. شايد در سير تكاملى اين نشريه وزين, در آستانه سال دوّم آن سودمند باشد.
سالهاى اولى كه به حوزه علميه قم مشرف شديم, مجله راهنماى كتاب از نشرياتى بود كه محققان و نويسندگان را به خود جلب كرده و براى دريافت شماره هاى جديد آن روز شمارى مى كردند. ولى متأسفانه محدوده و محموله آن مجله جز در موارد بسيار اندك, با حوزه و كارهاى حوزوى ارتباطى نداشت. از اين رو شايد يكى از آرزوها, انتشار مجله اى مانند آن, در ارتباط با حوزه هاى علميه بود. سپاس خداى را كه اين مهم, در سايه امكانات جمهورى اسلامى به همت شما جامه عمل پوشيد.
تأسيس و اداره چنين مجله اى, به ويژه توسط كسانى كه به حكم جوان بودن, سابقه طولانى در اين قبيل كارها نداشته اند, براى برخى, كارى نزديك به محال تصور مى شد و فكر مى كردند در همان شماره هاى اوّل و دوم, اين ماشين پر سر و صدا متوقف مى شود و يا در جا مى زند; اما به عنايات صاحب حوزه و جدّيت و پشتكار شما, مجله سير تكاملى داشته و دارد. نامه هاى تقريط دانشمندان و محققان كه يكى پس از ديگرى مى رسد و زيارت مى شود, گواه صدق اين مطلب است. بنده هم به نوبه خود اين موفقيت را به دوستان تبريك مى گويم و سپاس مى گزارم.
از امتيازات مهمى كه مجلات قم و همه حوزه هاى علميه بايد داشته باشد, اين است كه دانشگاههاى كشور و حتى خارج از كشور را هم زير پوشش بگيرد و دانشگاهيان عزيز را به خود جذب و جلب كند. فقدان اين خصيصه, به نظر بنده نقصى است غير قابل چشم پوشى. بحمدالله و منّه نشريه شما اين امتياز را تا حدّى واجد است; شكرالله مساعيكم. به اميد پيشرفت بيشتر در اين بعد بسيار مهم.
كم نيستند كسانى كه از روى ناآگاهى و يا خداى نخواسته غرض ورزى, در محامل و مجالس, اينجا و آنجا, تا از قم و حوزه علميه صحبت مى شود, مى گويند كه متأسفانه در حوزه چيزى به چشم نمى خورد, مشغول خواندن و تدريس كتابهاى مربوط به چند سده پيش هستند و مكررات را تكرار, و احياناً نوشته ها را بازنويسى مى نمايند. فراموش نمى كنم در محفلى با حضور علامه بزرگوار طباطبائى ـ رضوان الله عليه ـ و افرادى چون مرحوم آيت الله شهيد مطهرى, گوينده اى از دانشگاهيان, به ظاهر از باب دلسوزى گفته بود كه حوزه ها, به بحثهاى حيض و نفاس اشتغال دارند. با اينكه در همان زمان, علامه طباطبايى و شاگردانش, به جدّ, مشغول مهمترين كارهاى علمى ـ فرهنگى بودند و آيت الله العظمى بروجردى و امام خمينى و ديگران هم به تربيت مجتهدين و فقها اشتغال داشتند.
براى پاسخ منطقى و عينى به اين قبيل اشخاص و اين گونه برداشتهاى اشتباه از محتواى حوزه, مجله اى لازم بود كه قم و حوزه هاى علميه و كارهاى علمى ـ فرهنگى آنها را به صورتى گويا مطرح سازد. هدف آينه پژوهش نيز همين است. از ارواح پاك معصومين ـ عليهم السلام ـ خواستاريم كه با عناياتشان, شما را در اين راه, مستقيم و پايدار بدارد.
از بركات نشريه هاى هر حوزه اين است كه براى طلاب و دانشجويان مستعد, زمينه كارهاى تحقيقى, و نيز توانا شدن در نويسندگى را آماده مى سازد; اما به نظر مى رسد آينه پژوهش در اين راه بيشتر مؤثر افتد. زيرا مديران جوان كم ادعاى آن, حتماً با جوانان بيشتر جوش مى خورند. توفيق روز افزونشان را در راه پرورش دانشجويان و طلاب خواستارم.
همان طور كه در آغاز شماره اول توضيح داده بوديد, محتواى مجله, چهارچوب مشخصى دارد و نبايد به هيچ وجه از آن محدوده خارج شود. بحمدالله تا اين شماره كه ملاحظه شد, مشى ترسيم شده, به خوبى پيگيرى, و از مسير اصلى, انحرافى پيش نيامده است. اميدواريم اين راه همين طور ادامه يابد و توجه داشته باشيم كه با متمايل شدن از هدف اصلى به برخى از خواسته هاى شخصى, و يا استفاده كردن از اين نشريه براى پيشبرد برخى اهداف ديگر, كم كم علاقه مندان اصيل و اهل تشخيص را از دست مى دهيم.
سليقه ها مختلف است; بنده اگر جاى دوستان بودم, حتماً در هر شماره اى, مطلبى كه بُعد آموزش تديّن هم داشته باشد, مى گذاشتم تا مجله براى خوانندگان ضمناً آموزنده تديّن و اخلاق هم باشد. مقصودم اين نيست كه مثلاً رساله اى از فلان نويسنده بيگانه از اهل بيت طهارت ـ سلام الله عليهم ـ فقط به خاطر اينكه تا حال چاپ نشده و يا اسم عرفان دارد, تصحيح و چاپ گردد. بلكه مقاله يا رساله اى باشد كه در حدّ قابل توجهى بتواند در عموم خوانندگان, به ويژه محققان و نويسندگان اثر ديانتى بگذارد و آنان را به اهل بيت و مكتبشان نزديكتر سازد; كه همه بركات, مولود تديّن يك ملت و همه بدبختيها هم زاييده بى دينى و لااباليگرى است. خداوند ما و شما را حفظ فرمايد.
اين بود سپاسگزارى صميمانه و ساده; گرچه عبارات آن ممكن است به نظر برخى از ناقدين, اشكالات املائى و انشائى داشته باشد.
و امّا پيشنهــــــــــــاد:به نظر مى رسد كه از ميان همه مطالب مجله, (نقدها) اگر مهمترين نباشد, حتماً از مهمترين است. از اين رو بايد بهاى بيشترى به آن داد و براى پر محتوا شدن و كم نقصتر شدن آن, و حتى شيوه صحيح و كامل آن از نظر كسانى كه مى توانند در اين جهت كمك كنند, بهره گرفت.
بنده فكر مى كنم كه نقد كتاب, نقد تحقيق يك اثر, نقد فهرستهاى يك تأليف و نقد چاپ آن, كاملاً از هم جدا هستند. در قسم اول, ناقد بايد مطالبى له و عليه محتواى كتاب عرضه كند, و در قسم دوم بايد از كم و كيف كار محقق آن اثر بحث كند و در قسم سوّم و چهارم كه در خيلى از موارد هيچ ربطى به مؤلف و محقق ندارد, صحبت از كارى است كه اصطلاحاً به آن كار علمى گفته نمى شود و آنچه مى تواند ارزش علمى داشته باشد, كار اول و دوم است نه كار سوّم و چهارم. بلكه گاهى از تقاط ضعف و قوّت سوم و چهارم صحبت به ميان آوردن, و خواه و ناخواه به حساب مؤلف و محقق گذاردن, تمجيد بى جا از سويى, و اهانت ناآگاهانه از سوى ديگر است.
مثلاً كتاب كشف المراد علامه حلّى به تصحيح و تحقيق آيت الله حسن زاده آملى كه در همين مجله در موردش چنين اظهار نظر شده است: (استادان و دانش پژوهان اينك بايد خرسند باشند كه با توجه به باريك بينيها و دقتهاى استاد در امر تصحيح ـ كه نمونه اى از آن را در تصحيح كشف المراد ديده اند ….) اگر ناقدى بخواهد اين اثر را نقد نمايد و در نقد خود فهرستى از غلطهاى چاپى آن را (كه متأسفانه هنگام تدريس اين كتاب معلوم شده است كه بى غلط و يا كم غلط هم نيست) ارائه دهد, به نظر حقير ناآگاهانه به اين محقق و استاد ارجمند اهانت كرده است. زيرا غلطهاى چاپى, مولود عدم دقت مصححان چاپخانه است و به استاد چه ربطى دارد. و در مقابل اگر در معرفى اثرى ديگر بى غلط بودن آن را كه مولود كوششها و دقتهاى مصحح چاپخانه است, وسيله و بهانه تمجيد از مؤلف قرار دهيم, بى جا تمجيد شده است.
حتى اگر شرائط اشخاص در نظر گرفته نشود, احياناً قضاوتها, غير عادلانه خواهد بود. حقير براى تصحيح دو جلد جواهر كه سالها پيش انجام داده ام, رنجها برده ام. روش كار ما آن روز چنين بود كه مطالب تصحيح شده را براى ناشر مى فرستاديم و آنجا زير نظر عالمى بزرگوار و سيدى عاليقدر چاپ مى شد. فرمهاى چاپ شده را كه مى ديديم, كاملاً راضى بوديم, در اثناء متوجه شديم كه چند فرم از كتاب پر از غلط چاپ شده است. بعد از تماس با آن عالم جليل و گله كردن از اين وضع, پاسخ داد: (دقت كنيد) (بنده به حج مشرف شدم تا در مراجعت كار را ادامه دهم; ولى ناشر به خاطر اينكه چاپخانه اش لنگ نشود, صبر نكرده و زير نظر ديگرى چند فرم را اين طور مغلوط به چاپ رسانده است). شما اين مطلب را با سخن حضرت آقاى دكتر گرجى ـ دامت افاداته ـ كه در همين مجله آمده است مقايسه كنيد: (گاهى براى شكل و يا اعراب يك كلمه روزهايى فرم را معطل گذاشته ام). آيا انصاف است كه كسى آن جلد جواهر را نقد كند و در نقد خود يك غلطنامه دو صفحه اى تنظيم و مصحح اصلى را زير سؤال برد و در مورد دوم, آن امكانات وسيع را ناديده بگيرد؟
و همين طور موضوع فهرستها و تنظيم آن به نظر بنده گاهى مورد سوء استفاده مى شود و بود و نبود آن بهانه كوچك جلوه دادن كار و يا مبالغه در قدردانى مى شود. مثلاً مى بينيم يك جزوه چند فرمى توسط يك محقق با تنظيم فهرستها و غيره, كتابى حجيم شده و توسط يكى از نهادها يا شبه نهادها, با حق التأليف مناسب چاپ مى شود و مورد تحسين قرار مى گيرد. در مقابل, محقق ديگر در اثر عدم موافقت ناشر, از تنظيم فهرستها صرفنظر مى كند, و گاهى پس از تنظيم, از چاپ آن خودارى مى شود, و ناقدى بى اطلاع كار دوم را تحقير مى نمايد. باز بد نيست از خود بگويم: فهرست نسخه هاى خطى مدرسه فيضيه توسط بنده و فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آستانه قم توسط استاد دانش پژوه در يك زمان تهيه مى شد و هر دو چاپ گرديد. قطعاً رنجى كه در فهرست فيضيه برده شد دهها برابر زحمت فهرست آستانه بود, امّا چاپها را با هم مقايسه كنيد: يكى پر از عكس, كاغذ گلاسه, چاپ و جلد زيبا, حق التأليف مناسب چاپ آن با بودجه آستانه مقدسه; و ديگرى بدون حتى يك عكس از يك نسخه, و چاپ نا همگون, و جلد معمولى و از نظر حق التأليف هم به معنى واقعى كلمه, مجّانى, و براى انجام چاپ هم از اين و آن استمداد خواستن, حال اگر كسى اين دو كتاب را معرفى و اوّلى را به خاطر چاپ و شكل و داشتن عكس صفحاتى از نسخه ها و… تمجيد, و دومى را به باد انتقاد بگيرد, جز بى انصافى نام ديگر ندارد.
پيشنهاد حقير اين است كه مجله نقد هايى رابه چاپ رساند كه يا بر محتواى كتاب, و يا كار محقق را بررسى كرده باشد, و در اين دو محدوده هم حرفى قابل ذكر داشته باشند; نه اينكه صفحاتى را با مطالب جزئى و پيش پا افتاده پر كنند و به عبارت شما, يك فرهيخته سختكوش را بى جهت زير سؤال برده و ناآگاهانه تحقير نمايند.
اگر بنا باشد هر مطلب جزئى و غلط چاپى و نظاير آن به نام نقد ارائه شود, حتماً هر شماره از مجله آينه پژوهش, و هر نقدى از نقدهاى چاپ شده در آن, مى تواند نقدى مفصّل داشته باشد.
مثلاً در شماره اوّل خواندم كه حضرت جعفريان ـ دامت افاضاته ـ مرقوم داشته اند: (مؤلف تبصرة العوام مشخص نيست) امّا در مقاله اى كه حدود سى سال پيش حضرت دانش پژوه با عنوان كتابشناسى فرق و اديان نوشته و در فرهنگ ايران زمين چاپ شده ادعا اين است كه مؤلف را شناخته اند و گويا جناب جعفريان آن مقاله را نديده اند.
باز در همين مقاله خواندم: (ترجمه ملل و نحل با عنوان توضيح الملل منتشر شده است). در صورتى كه گويند ملل و نحل, چهار ترجمه فارسى دارد كه دومى آن هم به تصحيح آقاى جلالى نائينى چاپ شده و در اختيار است.
در شماره دوم مجله خواندم كه عزيزى چنين اظهار داشته (غاية المراد يك دوره كامل فقه است گرچه شامل همه مسائل تمامى ابواب فقه نيست). در صورتى كه شرح نكته هاى ارشاد نمى تواند دوره فقه كامل باشد: ايشان بايد دقيقاً بررسى كند كه آيا شهيد ـ رضوان الله عليه ـ حتى يك پنجم مسائل ارشاد را شرح كرده است يا نه؟ و نيز فرموده اند (جالب است بدانيم نخستين كتابى كه در كتاب عظيم مفتاح الكرامه از آن مطلب نقل شده غاية المراد است).
بنده هر چه فكر مى كنم, مى بينم اين موضوع هيچ امتيازى به حساب نمى آيد; مگر اينكه كسى قائل باشد كه ترتب مراتب و اهميت كتابها, به ترتيب ذكر آنهاست!!
در شماره پنجم حضرت مختارى ـ دامت توفيقاته ـ نوشته اند (برخى معتقدند ابن ادريس غير از تلخيص تبيان, كتاب ديگرى دارد به نام تعليق تبيان … بحث تفصيلى در اين موضوع را (اين زمان بگذار تا وقت دگر). چون (آسوده شبى خواهد و خوش مهتابى). مناسب بود مصحح تلخيص تبيان, در مقدمه, بحث مستوفايى در اين زمينه مطرح مى كرد كه متأسفانه چـنين نكرده اسـت. اجمالاً اشاره مى كنم…)
اگر جناب مختارى آسوده شبى هم پيدا كنند, قطعاً سخنى جز همين سخن كه اينجا گفته اند, نخواهند داشت; مگر بناى برف انبار داشته باشيم.
مقصودم از ياد كردن اين مطالب جزئى غير قابل ذكر, اين بود كه با اين شيوه كتابها را نقد كردن, جز وقتكشى و اشغال صفحاتى از مجله و از همه بدتر بى جهت دانشمندى را رنجاندن, ثمرى ديگر نخواهد داشت. اين قبيل اشكالات را بايد با صميميت به خود مؤلف و محقق تذكر داد تا در چاپ بعد استفاده كند و ممنون گردد; نه اينكه در مجله چاپ شود.
براى اينكه پيشنهادم بهتر جا بيفتد, يكى از نقدهاى چاپ شده در مجله را به همان سبكى كه خود نمى پسندم, بررسى مى كنم تا مطلبى كه مطرح كردم, خوب روشن شود:
حضرت آقاى ميرشريفى, تحقيق كتاب پر ارج (بناء المقالة الفاطمية فى نقض الرسالة العثمانية) را كه توسط يكى از محققان مؤسسه آل البيت ـ دامت افاضاته ـ انجام شده, نقد كرده و آن را داراى بيست و هفت اشكال دانسته اند.
با يكى ـ دوبار مرور و مطالعه به اين نتيجه رسيدم كه بسيارى اشكالها جزئى, و در بقيه كه تا حدّى مى تواند قابل عرضه باشد, متأسفانه يا خوشبختانه در مهمترين آنها, ناقد محترم راه خطا را پيموده است. در آغاز اشكالات جزئى را با علامت س و توضيح خود را ـ به نيابت از محقق كه شايد احياناً توجيه بما لا يرضاه هم باشد ـ با علامت ج ياد مى نمايم:
1 ـ س: چرا با اينكه در هشت مورد در افزودن هشت كلمه براى اصلاح عبارت از چاپ آقاى دكتر سامرائى پيروى كرده ايد نامى از آن چاپ نبرده ايد؟
ج: احتمال بدهيد كه محقق, آن قدرها هم ضعيف نبوده كه خود به لزوم افزودن چند كلمه از قبيل هو, هم, انا, فى پى نبرد و اين كشف عظيم را از دكتر سامرائى گرفته و به نام خود جا زده باشد. و اما ياد نكردن چاپ دكتر سامرائى, شايد به خاطر بى لطفيهاى او در مورد اهل بيت بوده كه اگر كار او ياد مى شد, لازم بود توأم با انتقاد و بدگويى باشد و محقق از اين كار, به عدم ذكر اكتفا نموده است.
2 ـ س: با اينكه نقض اسكافى دو بار چاپ شده چرا شما از يك چاپ فقط ياد كرديد؟
ج: چون آن را نديده بودم و نخواستم بى اطلاع به پيروى از معجم مطبوعات يا مقدمه سامرائى, چيزى گفته باشم.
3 ـ س: چرا از رد عثمانيه شيخ مفيد نامى نياورده ايد؟
ج: براى اينكه در رجال نجاشى(تصحيح آيت الله شبيرى) آمده است: (كتاب الرد على الجاحظ العثمانية) نه (كتاب الرد على العثمانية للجاحظ). اگر ياد مى كردم, شايد ناقد ديگرى ياد كردن آن را ايراد مى گرفت.
4 ـ س: چرا كتاب از اول تا آخر حتى يك عنوان و سرفصل ندارد كه اين نقص محسوب مى شود.
ج: چون مؤلف ـ رحمة الله عليه ـ اين كار را نكرده بود, و افزودن سر فصل و تيتر و چيزهايى از اين قبيل, به نظر برخى از صاحبنظران, تصرّف بيجا در تأليف ديگران است. ما براى سهل الوصول بودن مطالب, عناوين لازم را در سر صفحه ها گذاشته ايم.
5 ـ س: چرا در برخى صفحه ها, تتمه آيات را در پاورقى آورده ايد؟
ج: اين كارچه ضررى دارد تا اشكال به حساب آيد.
6 ـ س: در پاورقى شماره يك صفحه 443 گفته شده: (الى هنا تمت النسخة ن.اما در پاورقى صفحه 450 (يعنى صفحه آخر كتاب گفته شده: (ن: نبنى) معنايش اين است كه نسخه ن تا اينجا هست, اين دو با هم سازگار نيست.
ج: احتمال بدهيد (ن: نبنى) (ق: نبنى) باشد و (ق) به غلط (ن) چاپ شده است و نسخه ق تا آخر را دارد.
7 ـ س: در پاورقى شماره 2, شرح حال عبدالكريم بن طاووس آمده كه تكرارى است:
ج: پس از نوشتن اين پاورقى و صفحه بندى آن, مقدمه تنظيم و صفحه بندى شد و حذف آن مشكل بود.
8 ـ س:چرا عمرواً را با واو نوشته ايد؟
ج: پوزش مى طلبيم.
اين مواردى بود كه به پيشنهاد بنده در نقد علمى, ياد كردن آنها بيجاست و پاسخهاى بنده هم احياناً براى شيرينى بحث, جنبه مزاح داشت. (البته نه در تمام موارد)
امّا موارد قابل ذكر كه خيلى معدود و محدود است, و متأسفانه در قسمتى از آنها كه از مهمترين موارد نقد بوده, ناقد محترم اشتباه كرده است:
1 ـ در صفحه 20 مجله, ناقد عبارتى را از محقق كتاب درباره عبدالكريم بن طاووس نقل كرده و سپس اين طور نوشته است: (اين سخن كه سيد عبدالكريم بن طاووس در چهار سالگى مطلقا از استاد و درس بى نياز شد, اشتباه است).
از ناقد مى پرسيم از كجاى عبارت محقق, اين سخن را استفاده كرده ايد.
محقق فقط عبارت ابن داود را نقل, و به احتمال قوى ايشان هم همان طور كه شما معنى كرده ايد, به ذهنش آمده است.
2 ـ در صفحه 21 مجله, ناقد مى گويد در اين عبارت: فلو صنعت كتبا فى الفقه يعمل بعدى عليها كان ذلك نقضا لتوّرعى عن الفتوى و دخولا تحت حظر الآية المشاراليها (ولو تقول علينا بعض الاقاويل …). كلمه حظر نادرست, و خطر درست است. زيرا اگر مفهوم آيه (ولو تقول …) حظر بود,اجتنهاد حرام و ممنوع بود.
عرض مى شود: مگر اجتهاد و فتوا دادن, تقول على اللّه است كه به حكم آيه, حرام و ممنوع باشد. مقصود ابن طاووس اين است كه شايد اجتهاد و استنباطم, اشتباه باشد و ناآگاهانه تقول على الله گردد و تقول على الله, محظور است و يا خطرناك, و هر دو صحيح است.
اكنون به اصل مقاله حضرت آقاى ميرشريفى مى پردازم و به همان سبك كه خود نمى پسندم, مطالبى را يادآور مى شوم:
1 ـ در صفحه 11 مرقوم داشته اند: (عباسيان با طرفدارى صورى از علويان پيروان آنان را سركوب, و با سرگرم ساختن علماء و دانشمندان به بحثهاى حاشيه اى عقايد و كلام و مجادله و گاه منازعه آنان را از پرداختن به مسائل اساسى و سرنوشت ساز زعامت و خلافت باز داشته بودند.)
بار ديگر همين عبارت را بخوانيد و ببينيد درباره محيط علمى و بحثهاى علمى آن روزگار كه يك بعد گسترده اش توسط امام باقر و امام صادق ـ عليهما السلام ـ اداره شد, چگونه داورى كرده ايد, آيا آنها را هم سرگرم كرده بودند؟!!
2 ـ در صفحه 13 نوشته اند: (نامى از فرقه عثمانيه در كتابهاى فرق و مذاهب نيامده است).
دكتر مشكور در كتاب فرهنگ فرق اسلامى عثمانيه را ياد كرده است. حتما مقصود ايشان كتابهاى فرق و مذاهب قديمى است و بنابراين عبارتشان قاصر است و نيز معلوم نيست در كتب قديمى هم ياد نشده باشند.
3 ـ به محقق بناءالمقاله اشكال كرده اند كه چرا طاووس را گاهى با دو واو و گاهى با يك واو نوشته ايد؟
عرض مى كنم همين مقاله شما به همين سرنوشت گرفتار شده است. بخوانيد و عبرت گيريد.
4 ـ در صفحه 15 نوشته اند: جاحظ كه مردى هرهرى مذهب بود …. سپس مرقوم داشته اند: هنگامى كه مطلع شد اسكافى عثمانيه او را نقض كرده بسيار ناراحت شد. با اين حال چگونه مى توان پذيرفت كه خود, رد بر عثمانيه خود نگاشته باشد.
عرض مى كنم: خودتان فرموديد هرهرى مذهب بود; يعنى يك روز از يك سخن و تأليف ناراحت مى شد. روز ديگر براى جهات مادى همان سخن را خود مى گفت.
5 ـ در ص 17 نوشته اند: بارى اهميت كتاب ابن طاووس از اين جهت است كه ردهايى كه بر عثمانيه نوشته شده در دست نيست.
عرض مى كنم: به چه اطمينانى ردّ ديگران را بر ردّ او ترجيح داده ايد؟ شما كه فقط بندهايى از رد اسكافى را شايد ديده باشيد; آيا اين داورى بى احترامى به آن عالم بزرگوار تلقى نمى گردد.
6 ـ در صفحه 16 نوشته اند: با نقضى كه اسكافى بر عثمانيه نوشت, نيازى به نقض ديگر نبود.
آيا اين عبارت ايهام نمى كند كه افرادى چون شيخ مفيد با نوشتن نقض عثمانيه كارى لغو كرده اند; وانگهى پس از چند سطر مى گويند: بى شك نقض شيخ مفيد و مسعودى بسيار مفيد و سودمند بوده است. تناقض صدر و ذيل كه شنيده ايد, همين است. (البته خودم توجيه اين عبارت را مى دانم ولى اكنون به همان سبك كه خود نمى پسندم, بررسى مى نمايم.)
7 ـ در صفحه 17 مرقوم داشته اند: نقض عظيم المرتبة و عديم الرتبه اسكافى.
بهتر نبود كه فارسى اين عبارت را مى آورند تا معنى جمله دوم بخصوص روشن شود؟
8 ـ در صفحه 25 در پاورقى شماره 34 اين عبارت از شيخ مفيد نقل شده: (اما الاموية و العثمانية فسبب جحودهم لفضائل اميرالمؤمنين عليه السلام معروف و هوالحرص لدولتهم و المعصيته لملوكهم). و سپس گفته شده شيخ مفيد در اين عبارت, به اينكه اين گونه كتابهاى فرقه عثمانيه دست پرورده سياست و حكام جور است, تصريح دارد).
عرض مى كنم: كجاى عبارت به اين مطلب تصريح دارد؟
در پايان اين بخش از عرايضم, باز تكرار مى كنم كه اين يك پيشنهاد است نه چيزى بيشتر; تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد. پيشنهاد اين است: نقدها بايد مربوط به محتواى كتاب و يا كيفيت كار علمى محقق باشد, نه بيان مطالب جزئى غير مهم, مطالب جزئى و تزيينى بايد به خود مؤلف تذكر داده شود نه اينكه در مجلّه چاپ گردد. اينكه در بيان پيشنهادم از نوشته دوستان خودم كه بسيار به من لطف دارند شاهد آوردم از باب اين است كه:
اگر بــــا ديگرانش بود ميلى
چرا ظرف مرا بشكست ليلى

علاقه دارم دوستانم به كارهاى عميقترى بپردازند, نه اين قبيل كارها كه يحسبون انهم يحسنون صنعا.
از خداوند توفيق و استقامت براى خود و ايشان خواستارم.
و امّا گلايه ام از مجله نيست; بلكه از كنترل كنندگان مطالب مجله و نيز از برخى برخوردهاست. مثلاً:
1 ـ اين مجله همان طور كه آينه پژوهشهاى حوزه است, بايد آينه تمام نماى اخلاق و وقار حوزه, و نيز نمايشگر كارهاى تحقيقى عميق اين مهد علم و عمل باشد. پس چرا نقدى در مجله چاپ شود كه شخص نقد شده به خود جرأت دهد در پاسخ بنويسد: نگاهى به يك نقد چاروادارى.
آيا اين نقد و پاسخ آن موجب آبروى حوزه است يا خداى نكرده باعث وهن!
به چه مرجحى كتابى از انتشارات يك نهاد نامى حوزه مانند دفتر تبليغات و يا نهاد مشهور ديگر مانند جامعه مدرسين مورد نقد قرار مى گيرد و مؤلف و ناقد, يكديگر را به باد مسخره مى گيرند؟! آيا تصديق نمى كنيد كه تصور مردم از حوزه و نهادهاى حوزه و اتقان و احكام كار آنها جز اين است؟
آيا صلاح است دو كتاب بازارى از اين دو انتشارات را به نقد بكشيم. با اينكه همه مى دانند هر ناشرى كتاب بازارى معمولى هم دارد. آيا نقد و استهزاء فرق ندارند. و آيا هر كتابى سزاوار نقد, و هر نقدى سزاوار چاپ در اين مجله وزين است.
خلاصه خواهش من از مديران مجله و چك كنندگان مقالات و نقدها اين است كه با دقت و عنايت بيشتر مقالات وارده را كنترل كنند و هميشه اين جمله را به ياد داشته باشند: كونوا للحوزة زيناً.
بار ديگر مراتب سپاس خود را اعلام و موفقيت و استقامت دوستان را از خداى منّان خواستارم. رضا استادى
***
با سلام و تشكر فراوان, شماره 6 از سال اول آينه پژوهش به دستم رسيد. اين شماره همچون شماره هاى پيشين پربار و مشحون بود از مقالات و نقدهاى سودمند. در بخش پژوهشهاى در آستانه نشر (ص61) گفته شده كه مخطوط (تهذيب الانساب و نهاية الاعقاب) به تحقيق آقاى محمد كاظم محمودى آماده چاپ شده است. در ذكر اين خبر دو لغزش مشاهده مى شود كه ذيلاً بدانها اشاره مى كند:
1. از مؤلف (تهذيب الانساب …) با نام (شرف الدين عبيدى) ياد شده و حال آنكه نام مؤلف آن, شيخ الشرف العبيدلى است.
شيخ الشرف العبيدلى از علماى مبرز نسب شناسى در قرن چهارم و پنجم هجرى است. او قريب صد سال در سلك حيات بوده و يكصد جلد كتاب مختصر و مطوّل در علم الانساب نگاشته است. از مؤلفات اوست كتاب (الإنتصار لبنى فاطمة الأبرار)
2. گفته شده كه علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى, در اثر گرانقدرش (الذريعه) از كتاب (تهذيب الانساب …) ياد نكرده است. اين در حالى است كه علامه مذكور در (الذريعه) (ماده ت, هـ, ذ) به تفصيل از اين كتاب و مؤلف گرانقدر آن ياد كرده است. همو مى گويد: در نجف اشرف و در كتابخانه شيخ محمد جواد جزايرى, نسختى از (تهذيب الانساب و نهاية الاعقاب) ديدم كه در تاريخ عصر پنجشنبه (23 ـ ج1 ـ 969) در حله و به خط محمد بن على بن اسدالحلّى استنساخ شده بود. با احترام, سيدصفر رجبى
***
چند شماره از مجله وزين و تحسين برانگيز شما را خواندم و در اعماق قلبم آفرينها گفتم. حوزه علميه قم با تمام بركاتى كه از خود بروز داده است, از دير زمان چنين خلأ را در خود مى ديد كه اكنون به وسيله شما, اين خلأ جبران شده و چنين خدمت ارزنده و مخلصانه را به جامعه علم و تحقيق عرضه داشته است. ضمن تشكر از اين خلاقيت و معرفت, بايد عرض كنم كه از شاهكارهاى اين مجله تحقيقى, حفظ اصول بى طرفى و اجتناب از بازيهاى وحدت شكن سياسى در مسائل فرهنگى است.
مصاحبه هاى روشنگرانه با اساتيد گمنام و نامدار, احياء و شناساندن ميراثهاى گرانبار فرهنگى پيشينيان و معاصران, واقعگرايى, صداقت و صراحت در نقد و تحليل كتاب, انتقال ذخاير تجربه پژوهشگران معمّر به پژوهندگان نوپا, از ديگر امتيازات اين مجله است. آرى آينه پژوهش, آينه وار نقاط ضعف و قوت تأليفات را به مؤلفان بصير و كمالجو و نقـدپذير و ارائه مى دهد تا نخــست بينديشند و سنگينى بار گران تحقيق را تحمل كرده و تلخى تتبّع را بچشند و سپس به تأليف و تصنيف بپردازند. در خاتمه دعا و آرزوى توفيق براى عزيزان نويسنده آن مجله دارم. محمد باقر شريعتى سبزوارى
***
پژوهشيان , سلام عليكم
شماره سوم مجلّه گرانقدر و بسيار سودمند شما را هم خواندم. دست مريزاد. همه بخشهاى آن خواندنى, جالب و جاذب بود. من مطمئن هستم كه اين مجله در پيرايش آثار نويسندگان اسلامى تأثير بسزايى خواهد داشت.
نقد كتاب (مردان علم در ميدان عمل) نشانگر اطلاعات دقيق و گسترده جناب اميرى است; امّا كسانى كه تا اين حد از فنون نويسندگى, بويژه تراجم بى خبرند, بايد بدانند كه اين وادى نبايد ميدان قلم فرسايى آنها باشد. نويسنده اى كه تا اين اندازه از روش تحقيق بدور است, چگونه به خود حق مى دهد اثرى به اين بزرگى عرضه كند. و ناشر چرا؟
بخش بايسته هاى پژوهشى نيز بسيار خوب و رهگشاست. مجموعه سؤ الهاى فقهى پزشكى را حضرت آيت الله صانعى مورد بحث قرار دادند كه بسيار سودمند بود. گويا برخى ديگر از فقيهان نيز در جلسات درس به پاسخ فقهى اين سؤالها پرداخته اند. اگر در موضوعات مختلف ديگرى نيز مسائل مستحدثه به همين گونه عنوان شود, بسيار سودمند خواهد بود.
حتماً مى دانيد آنهايى كه ولنگارى نگارش و نشر را مى پسندند تا خود نيز از تيغ نقد در امان باشند, از كار شما ناخرسند خواهند بود. امّا آنانكه مى كوشند افكار سالم و آثار پيراسته به دست خواننده برسد, استقبال خواهند كرد. بايد نقد و بررسى گسترش يابد تا بدانجا كه از صحنه نگارش و نشر, سرقت ادبى و علمى و سربهوانويسى رخت بر بندد. و كوشندگان اين راه حتماً مورد رضايت خداوند خواهند بود.
تلاشتان مأجور و سعيتان مشكور باد عليمحمد خليلى


صفحه 16

مرآة التحقيق



الافتتاحية
في افتتاحية العدد المعنونة بـ [(مرآة التحقيق) في العام الماضي), و ضمن جردنا لحصيلة نشاطات المجلة في العام المنصرم, تحدثنا باسهاب عن توجهات المجلة و خصائصها.
نلفت نظر القراء و من بصدد المشاركة بمقالاتهم إلى ضرورة التمعّن في افتتاحية العدد ييسر لهم هذه المهمة. اقتراح
يتصدر المقال المعنون بهذا الاسم ]باباَ جديدا[ في مجلة مرآة التحقيق (آينه پژوهش). و ابتداءً من هذا العدد, تلفت المجلة انظار الكُتّاب الى الموضوعات المصدّرة بهذا العنوان, و تطلب منهم أن يرسلوا مقالاتهم الي ادارة المجلة.
والموضوعات المقترحة في هذا العدد هي: اهمية و ضرورة التسامح في المجال الفكري و الثقافي, طريقة نقد الافكار ]مناشيء [ المعارضة لنقد آثار كبار العلماء, التعصب و التسامح, النقد العلمي و اللاعلمي, خصائص النّفس العلمي. المنهج الفقهي للمصلح الكبير آية اللّه البروجردي
في هذا المقالة بُحِثَ في المنج الفقهي لسماحة آية اللّه العظمي السيد حسين الطباطبائي البروجردي و قد استهلّ الكاتب بحثه بعرض سريع لحياة المرحوم تعرض خلاله لمنهجه الفقهي.
ثم القي نظرات فاحصة علي أحد كتب المغفور له في الفقه الاستدلالي تفصيلياً و بشكل تطبيقي. أثر نفيس في الفقه الشيعي
هذه المقالة كفيلة بتعريف القاري على كتاب (النجعة في شرح اللمعة), و هو من المؤلفات القيمة لآية اللّه العلامة الحاج الشيخ محمد تقي الشوشتري المعروف في اوساط الباحثين في العلوم الإسلامية.
في هذه المقالة, و ضمن الإشارة الى مصنفات العلامة الشوشتري, تحدّث الكاتب تفصيلياً عن كتاب النجعة, و نوّه بمكانته بين كتب الفقه الشيعي, و اختتم مقاله بسردٍ لإمتيازات الكتاب. من (نهج البلاغة) الأول الى (نهج البلاغة) الثاني
في هذا المقال, و بعد امعان النظر في (نهج البلاغة) الذي جمعه الشريف الرضي (رحمه اللّه), شرح الكاتب في تقييم كتاب (نهج البلاغة) الثاني الصادر حديثاً.
و ضمن عرضه لمحتويات هذا الكتاب, نبّه الي بعض الأخطاء التي وقعت لجامع الكتاب في عمله هذا.
عشرون خطأ في ستّاً و اربعين صفحةً
المقالة المشار اليها تقيّم كتاب التاريخ للصف الثاني من المرحلة الدراسية التوجيهية, و اثناء نقده للكتاب اشار كاتب المقال الي عشرين خطأً تاريخياً فاحشاً وقعت ضمن ستّاً و اربعين صفحه. درسات في طور الاصدار
ذُيّل هذا العنوان بعدد من الكتب المرتقب صدورها و قد ألقيت نظرة سريعة علي محتوياتها و منهج البحث فيها, و هذا الكتب هي: فهرست الاعمال المصنفة حول القران الكريم, التاريخ الاجتماعي و الثقافي لشيعة الهند, تحقيق جواهر الكلام, المعجم المفهرس لالفاظ من لايحضره الفقيه, الهداية القرانية, و كتب اخري. مستلزمات البحث
تاريخ فرشته
في هذا المقال, و اثناء عرض الكاتب لما تضمنّه كتاب (تاريخ فرشته) من تأليف (محمد بن قاسم هندوشاه), و بعد التأكيد علي قيمة الكتاب في اماطة اللثام عن تاريخ سلاطين الهند المسلمين, أوصى الكاتب بضرورة اخراج الكتاب في طبعة علميه محققة.
و في نهاية المقال, اشار الكاتب الى نسخ الكتاب الخطية منها و المطبوعة. التجارب
لقاء مع العلامة السيد محمد حسين فضل اللّه
يُعَدُّ آية الله السيد محمد حسين فضل اللّه من الكتّاب الإسلاميين المعروفين و المنهمكين بالعمل الرسالي, و شخصيةً بارزةً في مجال التوعية و التوجيه. و قد التقيناه في هذا العدد و تطرّق الحديث معه الى الموضوعات التالية:
مؤلفاته و منهجه في التفسير, تاريخ الشيعة, الكتب الدراسية المقرّرة في الحوزة العلمية, اسهاماته الكتابية في الصحف و الدوريات العربية, و قضايا مشابهة اخرى. المؤسسات العلمية و الثقافية
في هذا القسم نعرّف مركز الدراسات و البحوث الإسلامية التابع لـ (دفتر تبليغات اسلامي في حوزة العلمية ـ قم). في تعريفنا بهذا المركز نقدم تقريراً مفصلاً عن اقسامه و نشاطاته المختلفة. الاصدارات و الاعمال الجديدة
هذا الفصل من المجلة يتألف من ثلاثة اقسام:
1 ـ بيانات مجملة
تحت هذا العنوان قدم عرض ٌسريع ٌللكتب التالية:
مفردات القران الكريم, الغيبة, ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية, دروس في الفقه المقارن, مقباس الهداية, في ذكرى الراحل محمد تقي شريعتي, عشائرالعراق, المبادئ الفلسفية للعلوم الحديثة. مجموعة من المقالات عن الخليج الفارس
2 ـ بيانات وصفية
تحت هذا العنوان تمّ عرضُ الخصائص الببلوغرافية لعشرات الكتب ضمن فهارس (= كشافات) موضوعية.
3 ـ نخبة من البحوث و المقالات العلمية
و اخيراً, تحت هذا العنوان تم عرض (فهرس = كشاف) بالمقالات العلمية و الثقافية لعدد من الاصدارت.


صفحه 17

EDITORIAL




The editorial in this issue is devoted a review of Ayeneh pazhoohesh in the past year.
Policies of the magazine are also discussed in detail. Reading of this editorial is highly recommended for all readers, particularly those who want to send articles to the magazine. IMPROVIS ATION
Starting in this issue a new section called "Improvisation" is added to the magazine. In each issue variety of subjects are listed so that the interested writers can send in their relevant articles to the magazine for printing. AYATULLAH BOROUJERDI'S METHOD IN JURISPRUDENCE
In this article, first a brief biography of that great man and his method in jurisprudence is given, then, a book written from his lessons in jurisprudence is used to analyze his method. NOJAH, A RARE WORK IN SHI'A JURISPRU DENCE
An introduction to the book "AlذNojat ذoذ fiذ sharhذelذ Lomeh is presented in this article.
This book was written by Ayatullah
Allameh Haj sheikh Mohammad Taghi Shushtari. He is well known in the research community of theological centers. while referring to his other works, the article analyzes the above mentioned book and shows it's place in the books written on shia jurisprudence. Finally, special characteristics of the book are mentioned. FROM THE FIRST NAHJUL BALAGHA TO THE SECOND
After an examination of the original Nahjul Balagha by Seyyed Razi, the newly published book "Nahjul Balaghaذal Thani" is evaluated and some of the errors of the writer are shown. TWENTY ERRORS IN FORTY SIX PAGES
In this article, the second year of junior High school History book is reviewed and some twenty blatant historical errors are pointed out. READY TO BE PUBLISHED RESEARCH WORKS
In this section, a number of books that are ready for publication are mentioned, and a digest of each book along with an explanation of the method of research used in each one is given.
The books in this issue are:
* The Great Bibliography of the Quran.
* The sociological And the Intellectual History of the Indian shias.
* Tahghighذeذ Jawaherذulذ kalam
*AlذMoejamذulذMofahresذleذ Alfaz ذ eذ Manlaذ yahsoroholذFaghihe.
* Alذ Hedayatذulذ Qurannieh, and few other books. MUST BE RESEARCHED
The book "Tarikhذeذ Fereshteh" written by MuhammadذibnذGhasem Hendushah is presented in this issue, and the importance of this book in writing the history of Islamic kings is shown. The article also shows the necessity of research to be under taken on this book. At the end, some of the hand written and printed copies of the book are named.

AN INTERVIEW WITH SEYYED MOHAMMAD HOSSEIN FAZLULLAH
Ayattullah Seyyed Mohammad Hossein Fazlullah is a famous Islamic writer and combatant whose presence is enlightening to all.
In this issue, we were fortunate to have an interview with him and talk about the following points, his books and his method of interpretation, shia history, study books in the theological centers, his cooperations with Arabic publications, and some other issues. SCIENTIFIC AND CULTURAL CENTERS
Islamic Research AND Studies Center of the Propagation Office in Qom is introduced in this issue. Different departments and their activities are mentioned.
NEWLY PUBLISHED
This section of the magazine contains three parts:
1ذ Brief introductions, A Dictionary of the Quran, AlذGhaiba, Welayatذul ذFaghih ذwaذFeghhذuذDulatذelذIslamieh, Dorusذ Fel Feghhذelذ Mogharen, Meghbasذulذ Hedaya, In Memory of the late Mohammad Taghi Shariati, AshaerذulذAragh, A collection of articles on the persian Gulf.
2ذ Reporting: in this part bibliographical listing of tens of books is provided.
3ذ A selection of scientific and research articles is presented.


ص 522