بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

معرفي هاي گزارشي



كليات
كتابشناسى حضرت على(ع)
به اهتمام زهرا ميرزاخانى, تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, سازمان چاپ و انتشارات, 144ص, رقعى.
مجموعه حاضر كه به مناسبت سال اميرالمؤمنان على(ع) تهيه شده, مشتمل بر معرفى كتاب هايى است كه درباره آن حضرت به زبان فارسى منتشر شده است. اين مجموعه با استناد به كتاب شناسى ملى ايران (سال هاى 1342 ـ 1377) و كتابنامه (فهرست موضوعى كتاب هاى منتشره سال هاى 1357 ـ 1375) تدوين شده است. تعداد كتاب هاى معرفى شده در اين مجموعه 790 عنوان است كه در 24 موضوع سامان يافته و كليه مدخل هاى آن بر اساس نام نويسنده به ترتيب الفبايى نظام يافته است. درباره هر كتاب, اين اطلاعات به چشم مى خورد: نام نگارنده, عنوان كتاب, اطلاعات نشر (ناشر, سال نشر و محل نشر), صفحه و نام نويسنده همكار و مترجم. عناوين برخى موضوعات بيست و چهار گانه مجموعه بدين قرار است: كليات, شيعه, خوارج, على(ع) و اهل سنت, مدايح و مراثى, خاندان على(ع), اصحاب, قرآن و على(ع), شهادت و احاديث. در پايان نمايه اشخاص و عنوان آمده است.

مجموعه مقالات اولين اجلاس دانشگاه آزاد اسلامى, جمعى از نويسندگان, اول, تهران, دانشگاه آزاد اسلامى, 1378, 273ص, رقعى.
مقالات مندرج در مجموعه حاضر, مقالاتى است كه براى اولين اجلاس عملكرد و خدمات دانشگاه آزاد اسلامى ارسال و يا ايراد شده است. مطالب و نظريات ارائه شده در اين مجموعه, ديدگاه پژوهشگرانى است كه هر يك از زاويه اى دانشگاه آزاد اسلامى را بررسى كرده اند.
عنوان پاره اى از مقالات, بدين قرار است: دانشگاه آزاد اسلامى, ضرورتى در عصر مديريت گرايى; نقش دانشگاه آزاد اسلامى در ايجاد عزت نفس; تكنولوژى آموزشى از منظر دانشجويان; نگرش دانشجويان نسبت به نقش دانشگاه آزاد اسلامى. پيش از مقالات, سخنرانى چند تن از شخصيت هاى كشورى و دانشگاهى گنجانده شده است.

اسلام و مسلمانان در امريكا
محمود خداقلى پور ـ فهيمه وزيرى, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 416ص, وزيرى.
مسلمانان يكى از اقليت هاى بزرگ در امريكا است و روز به روز نيز بر جمعيّت آنان افزوده مى شود. بررسى ابعاد گوناگون زندگى مسلمانان در امريكا و نيز سازمان هاى اسلامى, فرقه هاى اسلامى, وضعيت فعلى و چالش هاى فراروى مسلمانان اين كشور, دلايل گرايش به اسلام, فعاليت هاى سياسى مسلمانان و آينده اسلام در امريكا قلمرو مطالعه و بررسى اين كتاب است. كتابْ داراى چهارده فصل است كه عناوين فصول آن به شرح زير است: پيشينه ورود مسلمانان به امريكا, تركيب و پراكندگى جمعيت مسلمان امريكا, سازمان ها و تشكل هاى اسلامى, تشكل هاى فرقه اى و قومى, شيعه در امريكا, رشد اسلام در بين سياهان, زندگى و مشاركت در جامعه امريكا, قوانين اسلام, آداب اسلامى و فرهنگ امريكايى, مسأله جنسيت, وضعيت كنونى مسلمانان, فعاليت سياسى مسلمانان, مسايل و چالش هاى فراروى مسلمانان, آينده اسلام در امريكا و جمهورى اسلامى ايران و مسلمانان امريكا.

مفهوم آزادى از ديدگاه مسلمانان
روزنتال ـ مترجم ـ ميراحمدى, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 223ص, رقعى.
نويسنده در اين كتاب تلاش كرده (ابعاد گوناگون مفهوم آزادى را از ديدگاه انديشمندان اسلامى بررسى كند. وى با گردآورى عبارات و سخنان صريح درباره مفهوم آزادى, در آثار انديشمندان و متون اسلامى به طرح نظريه اى درباره ديدگاه مسلمانان درباره مفهوم آزادى اقدام كرده است.)
كتاب داراى شش فصل است: در فصل اوّل به تاريخچه مفهوم آزادى و تفكيك سطوح مختلف آن پرداخته. در فصل دوم با نگرش واژه شناسى ريشه آزادى را در زمان هاى عبرى, سريانى, كلدانى, سامى و فارسى, بررسى كرده است. در فصل سوم به تعريف هاى ارائه شده از آزادى در ميان مسلمانان مى پردازد. در فصل چهارم, بحثى جامعه شناسانه و حقوقى از مفهوم آزادى ارائه كرده است. در فصل پنجم نظريه هاى فلسفى در اين باره را بررسى مى كند و در فصل ششم مطالب را جمع بندى مى كند. فلسفه و كلام
شواهد النبوة
عبدالرحمان بن احمد جامى, به كوششِ امين, حسن, چاپ اول, تهران و قم, ميركسرى (تهران) و طيب (قم), 606ص.
موضوع كتاب حاضر, اثبات نبوت حضرت محمّد بن عبداللّه(ص) است. نويسنده در آغاز, شواهد و دلايل نبوت پيامبر را به صورت تاريخى, از پيش از ولادت تا بعد از رحلت, طبقه بندى كرده و بعضى از معجزات و خوارق عادات آن حضرت را آورده است. آنگاه به گزارش احوال و فضايل خلفاى ثلاثه راشدين (ابوبكر و عمر و عثمان) و كرامات و مناقب امامان شيعه و ياران و تابعان آنها پرداخته است.

اوتوپى و عصر تجدد
رضا داورى اردكانى, تهران, ساقى, 92ص, وزيرى.
مؤلف كتاب كوشيده است دستاوردهاى جديد و سير فلسفه را ـ به ويژه فلسفه تاريخ و نگرش به گذشته بشر و انديشه فلسفى غرب در قرون معاصر ـ حول مقوله (اوتوپى) بررسى و ارزيابى كند. وى درباره (اتوپى) مى گويد: (در دوره جديد, بشر خود را در آيينه حق مى بيند [اومانيسم] و با خود عهد مى بندد و با اين عهد است كه خانه عقل او ويران مى شود و زمامش به دست وهم مى افتد. اين وهم بايد بشر را مالك الرقاب عالم سازد و بهشتى را كه اديان وعده داده اند در زمين متحقق كند. به اين جهت عصر جديد را عصر اوتوپى خوانده ام). مؤلف بر اين اساس, مباحث كتاب را ذيل سه عنوان مطرح مى سازد: 1. اوتوپى و بحران تفكر (ولادت بشرى ديگر); 2. اوتوپى و علم تاريخ (پيدايش نحوه تلقى جديد نسبت به گذشته و تاريخ); 3. علم تاريخ و تمدن جديد.

مباحث پلوراليسم دينى
جان هيك, مترجم: عبدالرحيم گواهى, تهران, تبيان, 304ص, رقعى.
(جان هيك) در (مباحث پلوراليسم دينى) بر آن است كه در باب كثرت گرايى دينى ـ كه از مهم ترين مباحث دين پژوهشى است ـ مطالبى را مطرح نمايد و از اين راه به نقاط اشتراك و افتراق آنها دست يابد. مؤلف براى نيل به اين هدف ـ كه خود يك متكلم مسيحى است ـ ابتدا با خرده گيرى بر پاره اى از باورهاى مسيحيت, مسير حركت به سوى يك چشم انداز جهانى را مطرح مى سازد. وى در اين اثر از مفهوم معرفت دينى (ويتگنشتاين) در تحصيل تجربه و ايمان دينى بهره جسته و از منظر دينى به تفسيرى كلى از تكثرگرايى سنت هاى دينى دست زده است. وى همچنين مباحثى كه در خصوص پلوراليسم در گروه هاى دين و فلسفه پاره اى از دانشگاه هاى آمريكا مطرح مى گردد, انتقاد مى نمايد. نگارنده از سنت هاى چهار دين اسلام, مسيحيت, هندوئيسم و بوديسم در حوزه هاى كاوش هاى عقلى و سير و سلوك مطالبى را عرضه داشته است. (فلسفه اى از پلوراليسم دينى), (در باب درجه بندى اديان), (بازنگرى اثبات معادشناختى) و (در دفاع از پلوراليسم دينى) از مباحث اصلى اين كتاب است.

منهج الرشاد لمن اراد السداد
جعفر كاشف الغطاء, تهران, مركز الغدير للدراسات الاسلاميه, 124ص, وزيرى.
اين كتاب به زبان عربى شامل متن مكاتبات بين دو تن از شخصيت هاى مذهبى است: (شيخ جعفر كاشف الغطاء) از رهبران مذهب شيعه و (امير عبدالعزيز بن سعود) از رهبران جنبش وهابى. از جمله موضوعات اين مكاتيب عبارتند از: (اختلاف ظواهر آيات و روايات), (معنى عبادت), (ذبح, نذر و قسم براى غير خدا), (شفاعت), (توسل), (زندگى پيامبر اكرم(ص) بعد از مرگ) (زندگى شهيدان و انبيا پس از مرگ) و (زيارت قبر پيامبر اكرم(ص)).
تكمله شوارق الالهام: للمولى عبدالرزاق اللاهيجى, محمّدمحمّدى گيلانى, قم, دفتر تبليغات اسلامى, مركز انتشارات دفتر تبليغات, 196ص, وزيرى.
كتاب حاضر تتمه اى بر (شوارق الالهام فى شرح تجريد الكلام) عبدالرزاق لاهيجى است كه خود شرحى بر (تجريد الكلام فى تحرير العقائد الاسلام) خواجه نصيرالدين طوسى است. در اين كتاب كه به زبان عربى نگارش يافته, برخى اصول عقايد اسلامى به اختصار ذكر گرديده است. صفات خداوند تبارك و تعالى, در افعال خداوند, نبوت, امامت و معاد از جمله موضوعات اين كتاب است.

الصواعق الالهيه فى الرد على الوهابيه
سليمان بن عبدالوهاب, تهران, دارالهدايه, 224ص, وزيرى.
در اين كتاب برخى آموزه هاى مذهبى فرقه (وهابى), با استناد به آيات, روايات و اصول فقهى, شرح, تفسير و نقد شده است. نگارنده طى 26 فصل سعى كرده علاوه بر انتقاد از آموزه هاى مذكور برخى از آنها را رد نمايد. تقليد و اجتهاد, كفر و اسلام, كفر و عدم كفر خوارج, عدم كفر اهل رده, عدم كفر معتزله, اجتماع ايمان و كفر و نفاق در مسلمانان, دلايل عدم جواز كفر مسلمانان و ويژگى هاى مسلمانان از منظر رسول اكرم(ص) از موضوعاتى است كه در اين كتاب به زبان عربى, شرح و بسط يافته است.

نقد عقل اسلامى
محمّد اركون, مترجم, محمّدمهدى خلجى, تهران, ايده, 116ص, رقعى.
اين كتاب متضمن انديشه هاى (محمّد اركون) ـ متفكر الجزايرى ـ در باب تبيين انديشه (نقد عقل اسلامى) است. (اركون) در اين رساله سعى دارد بر پايه تفكر مدرن, نظام انديشه انتقادى معطوف به سنت را پايه ريزى نمايد. به نظر وى (مشكل اساسى تفكر دينى و تجديد حيات فكرى مسلمانان, تمايز ميان عقل دينى و عقل علمى نيست, بلكه دشوارى اصلى در اين است كه چگونه مى توان عقل نقاد را از قيد و بندهاى معرفت شناختى اى كه عقل جزمى بر همه فعاليت هاى فكرى و فرهنگى آدمى مى افكند, رهانيد. اين چالش ميان عقل نقاد و عقل جزمى است كه شالوده دشوارى ها است. بنابر آنچه گذشت, مترجم اذعان مى دارد كه (انديشه اصلى اركون نقد عقل اسلامى است. او نيت واقعى خود را از نقد عقل اسلامى, كشف عواملى مى داند كه بر كنش و آفرينش عقل حاكم اند. همچنين اين كتاب در شمار نخستين كوشش ها براى تفسير فمينيستى از قرآن است). (قرائت ها و چالش ها), (اجماع و راست كيشى) و (عقل الهى و گفتمان هاى بشرى) عناوين اصلى اين كتابند.

اسلام شناسى دين تطبيقى
دكتر منوچهر خدايار محبى, چاپ اوّل, تهران, توس, 1378, 507ص, وزيرى.
كتاب, مجموعه مقالات و سخنرانى هاى نويسنده در حوزه تاريخ اديان است و مجموع آن در دو محور و يك ضميمه فرهنگ دينى, فرهنگ شناسى و سنجش دينى و پيوست هاى اقتصادى ـ اجتماعى تنظيم يافته است.
در محور نخست, مقاله هايى با عناوين افسانگان اديان نخستين در شاهنامه, آيين نخستين در افسانگان دينى در ايران پيش از دوران هخامنشى فردوسى, فره ايزدى و نماد رهبرى, دين هندو در شاهنامه, دين مصريان قديم, اديان چين, اديان هندوستان, اصول بنيادين شيعه و تمدن اسلام در آثار گوستاوفون, به چشم مى خورد.
مقالات قلمروى نو در تاريخ اديان, روش تحقيق در علم اديان, دين تطبيقى, افسانگان فرهنگى, مهريشت مظهر عدالت و نيكوكارى, مسيحيت و اسلام, برخورد مانويت و اسلام, خدا در اسلام و دين هاى ديگر, ويژگى هاى خلفاى راشدين, تعاون در اسلام و جامعه صنعتى, جامعه شناسى و فلسفه اجتماعى, در محور دوم كتاب وجود دارد.

شبى در برزخ
حسن عسكرى راد, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 255ص, رقعى.
كتاب, به دنياى برزخ و چگونگى انعكاس رفتارها و كردارهاى انسانى در آن عالم مى پردازد. دنياى برزخ در شكل داستان رؤياى جوانى با نام مستعار سيدصادق ترسيم شده است و در آن به كيفر رشوه خوارى, غيبت, زنا و ديگر گناهان پرداخته شده است.

گامى در مسير
جواد محدثى, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 227ص, رقعى.
كتاب, مجموعه مقالات كوتاه بازنگرى شده اى است كه بين سال هاى 1375 تا 1378 در صفحه جوانان روزنامه جمهورى اسلامى به صورت هفتگى نشر مى يافت. جهت گيرى مقالات, جوانان است و هدفْ آشناسازى آنان با زبانى ساده با معارف والا و ژرف اسلام در زمينه خودسازى و سلوك و عرفان مى باشد. در هنگام تنظيم 135 متن روزنامه اى با ادغام و دسته بندى جديد به 56 مقاله تبديل شده و در پنج محور, هستى در نگاه عارفانه, در قلمرو دل, خودسازى, سلوك اجتماعى و منزل واپسين تنظيم شده است و استنادات قرآنى و روايى آن در مرحله تنظيم نهايى ضميمه گشته است.
كتاب خدا و تفسير در عصر اوّل شيعه امامى, بارـ آشِر, مِير, م. (Bar-Asher, Meir M.), انتشارات بريل « ماگنز, مجموعه فلسفه, كلام و دانش اسلامى, ليدن, 1998, 274ص.
تحرير تكميل شده و روزآمد شده يك رساله دكترى به زبان عبرى است كه در سال 1991 در دانشگاه عبرى اورشليم از آن دفاع شده است. اين اثر ممتاز, نخستين تحقيقِ تك نگارى گرانمايه در باب تفاسير نخستين اماميّه است و بنابراين به دوران پيش از آل بويه, يعنى قرن هاى 3و4هـ/9و10م متعلّق است. مفسّران بزرگ اين زمان عبارتند از: فرات بن فرات كوفى, على بن ابراهيم قمى, محمّد بن مسعود عيّاشى و محمّد بن ابراهيم نعمانى.
سه فصل نخستين كتاب به همين مفسّران و آثار آنان, مكتب تفسيرى پيش از بُوَيهيان و روش هاى تفسيرى آنها اختصاص دارد; سپس, دو فصل به پاره اى از نظريه هاى اساسى كه در اين تفاسير ملحوظ بوده است, پرداخته و مشتمل است بر: ساخت و ريخت امامت و مفاهيم مرتبط با آن, موضع گيرى اماميه در برابر مخالفانشان, به ويژه امويان و عباسيان. فصل ششم, كه در واقع يك پيوست به شمار مى آيد, به دو حديث شاذّ اختصاص دارد كه در آثار تفسيرى اين دوره مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. قرآن و حديث
شرح الاربعين
محمّدسعيد بن محمّدمفيد قاضى, سعيد قمى, مصحح, نجفقلى حبيبى, تهران, مركز نشر ميراث مكتوب, 572ص, وزيرى.
كتاب حاضر كه به عربى تدوين شده يكى از تأليفات قاضى سعيد قمى (1049 ـ 1103 هـ.ق) است كه در شرح احاديث مندرج در كتاب هاى مختلف, به ويژه (توحيد) صدوق و (اصول كافى) كلينى نگارش يافته است. گفتنى است از اين كتاب با عنوان هاى (الاربعون حديثا), (شرح اربعين) و (اربعين قاضى سعيد) در كتب تراجم و فهرست هاى كتب خطى, ياد شده است. در تصحيح متن حاضر, مصحح به چهار نسخه كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, كتابخانه آيت اللّه مرعشى نجفى, كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران و چاپ سنگى على آبادى استناد كرده است. در صفحات پايانى, تصويرى از نسخه هاى مذكور و 7 فهرست ـ آيات, احاديث, فرق و امكنه, مفردات, اعلام, كتاب ها و منابع ـ به طبع رسيده است.

قرآن و فرهنگ زمانه
محمّدعلى ايازى, رشت, كتاب مبين, 216ص, رقعى.
مبحث نخست اين كتاب درباره بازتاب مسائل و ويژگى هاى خاص فرهنگى, سياسى, اقتصادى, اجتماعى عصر بعثت در قرآن است كه طى آن به اين پرسش پاسخ داده شده كه قرآن چگونه مى تواند با خواسته ها, آمال و نيازهاى عصرهاى ديگر مطابقت داشته باشد. در ادامه, سه نظريه در ارتباط با نزول قرآن بررسى و ارزيابى مى شود كه عبارتند از: 1. به زبان قوم سخن گفتن قرآن ; 2. نظريه بازتاب فرهنگ زمانه 3. نظريه تأثر از فرهنگ زمانه.

شناخت نامه تفاسير: نگاهى اجمالى به 130 تفسير برجسته از مفسران شيعه و اهل سنت
محمّدعلى ايازى, رشت, كتاب مبين, 328ص, رقعى.
هدف از اين نوشتار, آشنايى با تفاسير چاپ شده و رايج است; به گونه اى كه هر علاقه مند به تفسير بتواند دورنمايى اجمالى با تفسير, جهت گيرى نويسنده و مشخصات كتاب و چاپ آن پيدا كند. اين مجموعه براساس ترتيب الفبايى نام كتاب تنظيم يافته و متضمن اطلاعاتى است درباره نام كتاب, مؤلف, تاريخ تولد, وفات, مذهب مفسر, مشخصات نثر, تعداد مجلدات, زبان تأليف, تاريخ تأليف, ويژگى هاى عمده چاپ در اين مجموعه, همچنين توضيحات اجمالى درباره شيوه ورود در تفسير, روش مفسر, منابع مؤلف, تأثيرپذيرى مؤلف از تفاسير پيشين و برخى نكات ديگر بازگو شده است.

تدوين قرآن
على كورانى, مترجم: محمود عظيمى, تهران, سروش, قم, مؤسسه فرهنگى طه, 216ص, رقعى.
اين كتاب شامل مباحثى در خصوص تحريف ناپذيرى قرآن, خصوصاً از ديدگاه شيعيان است كه در شش فصل تدوين شده است. در فصل اول كتاب اتهاماتى كه در زمينه تحريف تأويلى و تفسير به رأى به شيعيان نسبت داده شده, بررسى مى شود. فصل دوم به مقوله (سنت از ديدگاه خلفا) و موضع گيرى سران اين فرقه در خصوص احاديث پيامبر اسلام(ص), اختصاص مى يابد. فصل سوم شامل بررسى تحريف قرآن در منابع اهل سنت است و در سه فصل بعدى, (روند شكل گيرى تدوين قرآن كريم), (رابطه خليفه دوم و سنى ها با يهوديان) و (قرآن در كلام رسول خدا و اهل بيت و خلفا) تشريح مى شود.

دراسة حول الأسراف
محمّدعلى انصارى, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 199ص, رقعى.
در اين كتاب اسراف از ديدگاه آيات قرآنى و روايت هاى اسلامى مورد بحث قرار گرفته است.
حقيقت اسراف و مفاهيم مرتبط با آن بحث شده است. حكم كل اسراف بررسى شده و حكم اسراف در موارد خاص تبيين گشته است.

تأثير قرآن در جسم و جان
نعمت اللّه صالحى حاجى آبادى, چاپ اوّل, قم, مؤلف, 1379, 327ص, رقعى.
نويسنده با توجّه به رويكردى كه امروزه در جهان اسلام و به ويژه در ايران اسلامى به قرآن و معارف قرآنى شده, مصمّم گشته كتابى درباره قرآن بنويسد تا (تلاوت كنندگان و شفاعت خواهان و تأثيرپذيرندگان استفاده بهينه ببرند).
فصل اوّل درباره تعريف و شناخت قرآن, فصل دوم درباره آداب ظاهرى و باطنى تلاوت. آيات مطابق نيّت, انس با قرآن, تأثير قرآن در جسم و جان و تأثير قرآن بر قلب و جان, بر روح و روان انسان و ديگر موجودات, عنوان فصل هاى بعدى كتاب است.

آشنايى با نهج البلاغه, جمعى از نويسندگان, چاپ اول, قم, انتشارات شهريار, 1379, 312ص, وزيرى.
كتاب حاضر, مجموعه اى از مقالات علمى درباره نهج البلاغه است كه به قلم چند تن از محققان نگارش يافته است. مقاله نخست به (تدوين نهج البلاغه و پيشينه آن) مى پردازد. سيدرضى, شرح هاى نهج البلاغه, سيرى در مسائل اعتقادى نهج البلاغه, سيرى در مسائل سياسى و حكومتى نهج البلاغه, سيماى على در كلام على, عدالت در نهج البلاغه, سيرى در مسائل اقتصادى نهج البلاغه, عنوان پاره اى از مقالات كتاب حاضر است.
اين اثر زير نظر مركز مطالعات و تحقيقات حوزه نمايندگى وليّ فقيه در جهاد سازندگى سامان يافته است و به عنوان متن درسى براى جهادگران تدوين شده است.

مطالعاتى درباره اصول و كاربردهاى حديث اسلامى, يوين بُل, گ.ه.ا, شركت چاپ و انتشارات واريوم, آشگيت, آلدرشوت (بريتانياى كبير), ورمونت (ايالات متحده امريكا), 1996, XII « 354ص « 17ص فهرست.
يازده مقاله از اين كارشناس بزرگ حديث ـ كه طى سال هاى 1972و 1994 منتشر گشته ـ در اين مجلّد گردآمده و وجوه مختلف پيدايش, تاريخ و بهره بردارى هاى تاريخى و عقيدتى از حديث و علم الحديث را مورد بررسى قرار داده است. فهرست عناوين عبارت است از: (نقش حديث در بحث كنترل مواليد), (احمد محمّدشاكر (1892 ـ 1958) و ويرايش مسند ابن حنبل توسط او), (مقدمه مسلم بر الصحيحِ خود, ترجمه و شرح و تفسير همراه با استطرادى درباره سال شمار فتنه و بدعت), (رنگ كردن موى سر و صورت در صدر اسلام), (بررسى تحليلى يك حديث), (چند نظر نوين درباره ظهور و گسترش سنّت به عنوان يك اصطلاح فنّى در صدر اسلام), (چند شيوه تحليليِ اِسنادى بر اساس گفتارهايى تحقيرآميز درباره زن ـ كه از متون حديث استخراج شده), (نقش مُعَمَّرين در ظهور و تكامل اِسناد), (يادداشت هايى درباره نخستين فقهاى اسلام, برگرفته از نخستين احاديث نبوى), (نافع, مولاى ابن عمرو جايگاه او در احاديث اسلامى), (درباره ريشه هاى شعر عربى در ادبيات حديث), (جامعه صدر اسلام آن گونه كه در نحوه بهره گيرى آن از اسانيد انعكاس يافته است). فقه و حقوق
حقوق كيفرى در اسلام
محمّدمحمّدى گيلانى, چاپ اوّل, تهران, سايه, 352ص.
در اين كتاب حقوق كيفرى از ديدگاه اسلام همراه با مآخذ و مدارك مربوط, و با نقل آراء و ديدگاه هاى برخى از فقهاى شيعه و سنّى نقد و بررسى شده است. نويسنده در مقدمه از ماهيت حق و موضوع قانون جزا و حقوق كيفرى سخن گفته است. سپس كتاب را در هشت فصل ترتيب داده است. عناوين فصل ها چنين است: آثار شوم زنا; حدّ لواط; مساحقه و قيادت; حدّ قذف; حدّ و كيفر ميگسار; حدّ سرقت; حدّ و كيفر محارب و مفسد; حدّ مرتد و احكام آن; و كيفرهاى دفاعى و تزاحمات حقوقى.

قضا و قضاوت در اسلام
محمّد محمّدى گيلانى, چاپ اول, تهران, سايه, 216 ص.
در مقدمه كتاب بر اين نكته تأكيد شده است كه احكام قضا در اسلام بر مبناى اصول فطرى ـ انسانى تشريع شده است. سپس در فصل اول از صفات قاضى در اسلام; قاضى تحكيم; حرمتِ گرفتن رشوه و هديه بر قاضى; احكام حكومتى و قضاوت; فرق بين فتوا و حكم, سخن رفته است. در فصل دوم نيز به وظايف و مسئوليت هاى قاضى به اجمال پرداخته شده است. در فصول بعدى از شرايط استماع دعوا در اسلام; بررسى وضع مدّعى عليه در دادگاه اسلامى; مسئله سوگند در دادگاه; موارد قضاوت با شاهد واحد و سوگند, سخن رفته است در دو فصل پايانى نيز از موارد وجوب مرافعه نزد حاكم شرع در استيفاى حقوق و احكام يد به تفصيل بحث شده است.

قاعده عسر و حرج و حق زنان در طلاق: تحليل حقوقى و فقهى ماده 1130 قانون مدنى.
حاجى على موگوئى, چاپ اول, تهران, روزنامه اطلاعات, 137ص.
موضوع كتاب تبيين و تحليل حقوقى و فقهى ماده 1130 قانون مدنى است. بر مبناى اين قانون در صورتى كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد, وى مى تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاى طلاق كند. نويسنده, اين هدف را در دو بخش دنبال نموده است: بخش نخست مشتمل بر چهار فصل است و در آن به ترتيب: تعاريف لغوى و اصطلاحى عسر و حرج, مبانى و اركان عسر و حرج در فقه اسلامى, قاعده عسر و حرج در حقوق تطبيقى و مبانى اختصاصى قاعده نفى عسر و حرج مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. عنوان بخش دوم كاربرد عسر و حرج در طلاق به درخواست زوجه مى باشد. در اين فصل پس از تحليل و بررسى فقهى, حقوقى و تاريخى ماده 1130 قانون مدنى به تقسيم بندى عناوين عسر و حرج زوجه مى پردازد و عناوينى مانند اعتياد مضر غيرقابل تحمل, عقيم بودن, جلوگيرى از بچه دار شدن زن, غيبت يا حبس قطعى و طولانى, ترك زندگى خانوادگى و استنكاف يا عجز از دادن نفقه را از مصاديق آن مى شمارد. كتاب با دو ضميمه به پايان رسيده است: در ضميمه اول, نمونه هايى از اِعمال قاعده عسر و حرج در آراى قضايى را نشان داده است و در ضميمه دوم, گزارشى از طرح اصلاحى ماده 1130 قانون مدنى در كميسيون قضايى مجلس شوراى اسلامى و سرانجام اين طرح را آورده است.

شرح بر زادالمسافر ملاصدرا: معاد جسمانى
جلال الدين آشتيانى, تهران, اميركبير, 420ص, وزيرى.
در اين نوشتار, مقوله (معاد جسمانى) با استناد به كتاب (زادالمسافر) به تفصيل شرح و بررسى شده است. براى اين منظور, نگارنده, مبحث حركتِ جوهرى را كه اساس معاد جسمانى و روحانى است همراه با اين مسائل پى گرفته است: تحقيق در حقيقت معاد, ديدگاه حكيم ملاعبدالرزاق لاهيجى درباره معاد جسمانى, رد نظريات متكلمين و طبيعيون و متفلسفين, بررسى نظرات حكماى اشراق و رد نظريه تناسخ, مشرب حكماى اشراق و مشّا, ادله شيخ الرئيس در شفا و نجاة, ديدگاه ملاصدرا درباره مقدمات معاد جسمانى, نظر سيدمحقق داماد, ميرمحمّد باقر استرآبادى و برخى مباحث ديگر.

مسائل فقهيه
عبدالحسين شرف الدين, تهران, مجمع جهانى اهل بيت(ع), 132ص, وزيرى.
(مسائل فقهيه) مشتمل بر مباحثى در باب احكام و مسائل شرعى است كه با استناد به منابعى چون: (تفسير كبير), (صحيح البخارى), (بداية المجتهد) و (الكشاف) نگارش يافته است. احكام نماز, قرائت نماز, واجبات نماز, روزه و احكام افطار, ازدواج, متعه و مسح در وضو از جمله موضوعاتى است كه در كتاب با مقايسه احكام شيعه و اهل تسنن به زبان عربى فراهم آمده است.

فقها و حكومت: پژوهشى در تاريخ فقه سياسى شيعه
محمّدجعفر هرندى, تهران, روزنه, 304ص, وزيرى.
نوشتار حاضر در برگيرنده پژوهشى در تاريخ فقه سياسى شيعه است. از جمله عناوينى كه طرح شده: (مبانى مشروعيت حكومت دولت در اسلام), (وظايف حكومت اسلامى در امور عمومى) و… است. نگارنده كتاب با توجه به اين كه رخدادها و عوامل اجتماعى و جغرافيايى, همچنين روحيات مردمى در تشريع احكام آراى فقها تأثير بسزا داشته مباحث كتاب را در چند مقطع زمانى تشريح مى كند كه عبارت اند از: 1. دوره حضور پيامبر اسلام(ص) نزول وحى; 2. دوره صحابه انقراض حكومت امويان; 3. دوره حكومت عباسيان تا انقراض حكومت به دست مغولان; 4. دوره حكومت مغولان تا تشكيل دولت در سرزمين هاى اسلامى به شيوه اروپايى.

مجهول بودن مورد معامله
سيد حسن وحدتى شبيرى, چاپ اوّل, قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1379, 232ص, رقعى.
يكى از مباحث مهم حقوق قراردادها, مسأله لزوم رفع ابهام از مورد معامله است كه در فقه اسلامى زير عنوان (قاعده غرر) مورد مطالعه قرار مى گيرد. نويسنده موضوع را در چهار بخش كليات, اصل لزوم رفع ابهام از مورد معامله, چگونگى رفع ابهام و استثناءات وارد بر اصل, مورد بررسى قرار داده است. در كلياتْ تعاريف و تقسيم بندى ها و سابقه آن در فقه اماميه و اهل سنت و حقوق جديد مورد بررسى واقع شده است. در بخش دوم مبانى تحليلى و روايى لزوم رفع ابهام و نيز تأثير جهل بر وضعيت قرارداد بررسى شده. در بخش سوم معيار رفع ابهام و تئورى هاى موجود در اين زمينه بحث شده است. بخش چهارم موارد استثناء را بررسى كرده و مباحثى چون مجهول بودن توابع مورد معامله, عقود احسانى و قراردادهاى احتمالى در آن مطرح شده است. اخلاق و تعليم و تربيت
گزيده كيمياى سعادت
محمّدبن محمّد غزالى, حاشيه و گزيده سعيد يوسف نيا, چاپ اول, تهران, قديانى, 264ص.
كيمياى سعادت, در اخلاق و عرفان, كه از ميراث اسلامى قرن پنجم هجرى, با گرايش تسنن, به شمار مى آيد. كتاب, در ابتدا به گفتارى در شرح حال و بررسى انديشه ابوحامد محمّد غزّالى مى پردازد. سپس متن اثر او را كه حاوى برخى آيات, روايات و حكايات است, در دو باب جداگانه با نام عنوان مسلمانى و اركان مسلمانى ارائه مى دهد, كه اهم مطالب آن عبارت اند از: در شناختن نفس خويش, حقيقت دل, حقيقت نبوت و ولايت, در شناختن حق, در معرفت دنيا, در معرفت آخرت, حقيقت مرگ, معنى حشر و نشر و عذاب قبر, در طلب علم, فضيلت نماز, زكات و صدقه, روزه و حج, و قرآن, در آداب طعام, نكاح و تجارت و سفر, امر به معروف و نهى از منكر, رياضت نفس, در مهلكات نفس, بيان فضايل و رذايلى اخلاقى, در منجيات نفس, حقيقت رضا, ياد مرگ, محاسبه پس از عمل, خوف و رجا, فقر و زهد, محبت و شوق, و احوال مردگان.

حلية المتقين
محمّدباقر بن محمّدتقى مجلسى, به كوششِ جليل شاهرى لنگرودى, چاپ اول, تهران, فراهانى, 560ص.
نويسنده با استفاده از آيات و روايات, مطالبى را درباره آداب, سنن و اخلاق اسلامى بيان مى كند. كتاب در چهارده بخش و يك خاتمه تنظيم يافته كه هر بخش مشتمل بر دوازده فصل است. موضوعات مطرح شده در اين كتاب عبارت اند از: آداب پوشيدن جامه و كفش, آداب پوشيدن زيور براى مردان و زنان, سرمه كشيدن, در آينه نظر كردن و خضاب كردن, آداب خوردن و آشاميدن, فضيلت تزويج, آداب نكاح, كيفيت تربيت فرزندان و معاشران ايشان, آداب مسواك كردن, شانه كردن, ناخن و شارب گرفتن, سر تراشيدن و امثال اينها, آداب استعمال بوى خوش, بوييدن گل, آداب حمام رفتن, شستن سر و بدن, آداب برخى غسل ها, آداب خوابيدن, بيدار شدن و قضاى حاجت, آداب حجامت كردن, بعضى از ادويه, معالجه بعضى از امراض و ذكر بعضى از ادعيه, آداب معاشرت با مردم و حقوق اصناف ايشان, آداب مجالس: سلام, مصافحه (دست دادن), نشستن و برخاستن, سخن گفتن, آداب داخل شدن به خانه و بيرون رفتن, آداب پياده رفتن, سوار شدن, رفتن به بازار, تجارب, زراعت كردن و نگاهداشتن چهارپايان, آداب سفر و….

درس هاى اخلاق اسلامى
محمّد محمّدى گيلانى, به كوشش جعفر سعيدى, چاپ اول, تهران, سايه, 413ص.
نويسنده در اين كتاب به اخلاق و موضوع آن پرداخته است. مباحث اين كتاب در 35 جلسه (بين سال هاى 1362 تا 1363) به شيوه عرفانى ـ حديثى همراه با مثال و حكايت مطرح شده اند. موضوعات مورد بحث در اين كتاب عبارتند از: تعريف اخلاق, روش انبيا, در اخلاق, نفس, نيّت, راز آفرينش شيطان, فضايل و رذايل اخلاقى و دنيا. مطالب اين كتاب قبلا در 18 شماره مجله (مكتب انقلاب) منتشر شده است.

تربيت اسلامى
حاجى ده آبادى و صادق زاده, چاپ اوّل, تهران, معاونت پرورشى آموزش و پرورش, 1379, 192ص, وزيرى.
كتاب, مجموعه مقالاتى در زمينه تربيت اسلامى, و شامل مقالاتى با عناوين زير است:
تلاشى دوباره در عرصه تربيت اسلامى, امكان و معنا در اخلاق و تربيت اسلامى, گامى فراسوى گسترش تحقيقات تربيتى بر اساس آموزه هاى وحيانى اسلام, بررسى و ارزيابى كنفرانس هاى بين المللى تعليم و تربيت مسلمانان, تعليم ارزش ها, وظيفه گم شده در نظام هاى تربيتى, روش هاى استنباط آداب تعليم و تربيت و چشم اندازى به تربيت مدنى از ديدگاه اسلام.
اين كتاب شماره نخست از سلسله كتاب هايى است كه معاونت ياد شده در نظر دارد, تدوين و منتشر كند.

شيطان در كمين گاه
نعمت اللّه صالحى حاجى آبادى, چاپ اوّل, قم, مؤلف, 1379, 305ص, وزيرى.
نويسنده درباره انگيزه تأليف خود مى نويسد: (… به فكر افتادم كتابى را بنويسم كه هم جنبه داستانى داشته و هم سازنده باشد. اين بود كه موضوع شيطان شناسى را برگزيده ام. به عقيده من ايمان دو جزء دارد: يكى خداشناسى و ديگرى شيطان شناسى. اگر بخواهيم به درستى خداشناس و يكتاپرست باشيم, چاره اى نيست جز شناخت ضد خدا).
بر پايه چنين انگيزه اى نويسنده با بهره گيرى از آيات قرآنى, روايات دينى و داستان ها و قصص عاميانه, تلاش كرده است مباحث مربوط به شيطان را مورد بحث قرار دهد. مباحثى از قبيل تعريف و شناخت شيطان, اطرافيان شيطان, پيروان شيطان, ابزار شيطان, اعمال شيطان, و شيطان و صالحان, در كتاب وجود دارد.

تاريخ و شرح حال
روضة الشهدا, ملاحسين كاشفى سبزوارى, اول, قم, دفتر نشريه نويد اسلام, 1379, 544ص, وزيرى.
كتاب حاضر در دو باب و يك خاتمه ترتيب داده شده است. به گفته علامه تهرانى, برخى احتمال داده اند اين كتاب, نخستين نصّ فارسى است كه در ميان فارسى زبانان انتشار يافته است. مصحح كتاب, در مقدمه اى, نقاط ضعف و قوت روضة الشهدا را بر شمرده و نظر تنى چند از دانشمندان اسلامى و كتابشناسان بزرگ را ضميمه آن كرده است. نثر كتاب فارسى فصيح است و هر از گاه در آن عبارات غربى نيز به چشم مى خورد.
خاتمه كتاب, در ذكر اولاد سبطين و سلسله نسب بعضى از ايشان است.

مفاخر آذربايجان (ج5), عقيقى بخشايشى, اول, قم, دفتر نشر نويد اسلام, 1379, 616ص, وزيرى.
جلد پنجم مجلدات (مفاخر آذربايجان) با معرفى و گزارشى از (نوآورى هاى آذربايجان از منظر سياحان و جهانگردان) آغاز مى شود و اين موضوع در دو محور بررسى مى گردد. پس از آن مؤلف به (استدراكات و بازيافته ها) مى پردازد و نقايص مجلدات پيشين را تدارك مى كند. در پايان كتاب, فهرست اعلام و اشخاص در مجلدات پنج گانه كتاب, پيوست شده است.

مولود كعبه
محمّدعلى اردوبادى, ترجمه عيسى سليم پور اهرى, شرح و حاشيه على اكبر مهدى پور, چاپ اول, قم, موسسه انتشارات رسالت, 368ص.
عنوان متن اصلى كتاب, على وليد الكعبه است كه با قلمى بس استوار و اديبانه به زبان عربى نوشته شده است. ترجمه فارسى اين اثر چنين تدوين يافته است: در بخش اول به تفصيل از زندگى, آثار, اجازات و نيز از برجستگى هاى مصنف سخن به ميان آمده است. در بخش دوم نيز متن كتاب, ترجمه شده است كه در ضمن آن, نويسنده از تولد امام على(ع) در درون كعبه سخن مى گويد. با گردآورى اسناد و مدارك مربوط, نتيجه مى گيرد كه روايت ولادت اميرمؤمنان(ع) در درون كعبه از شهرت گذشته و به حد تواتر رسيده است. سپس چگونگى ولادت امام على(ع) را در كعبه, با نقل جزئيات, روايت مى كند. وى داستان ميلاد امام على را از ديدگاه محدثان, نسب شناسان, تاريخ نويسان و نيز از زبان شاعران عرب زبان و فارسى زبان, مطرح مى كند و در پايان نتيجه مى گيرد كه مسلمانان به اتفاق, ولادت امام على(ع) را در كعبه پذيرفته اند. در بخش سوم, به منظور جبران كاستى هاى موجود در مطالب متن كتاب, چند فصل ديگر از سوى ويراستار افزوده شده است; از آن جمله است فصل مربوط به ميلاد امام على از ديدگاه دانشمندان مسيحى.

الحجة السعادة فى حجة الشهادة
محمّدحسن بن على اعتمادالسلطنه, به كوششِ فريد پورمصطفى, چاپ اول, تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 186ص.
اين كتاب در پاسخ به اين پرسش كه هنگام شهادت امام حسين(ع) ـ به سال 61 هجرى قمرى ـ در دنيا و ممالك مختلف جهان چه مى گذشت, نوشته شده است. نويسنده كتاب, كه با زبان هاى گوناگون آشنا بوده و در باره تاريخ جهان, منابع و مآخذ بسيارى را در اختيار داشته است, سعى كرده تا اثرى ابتكارى و پر بار در مورد عاشورا تهيه كند. نويسنده پس از مقدمه, واقعه عاشورا را به اختصار و با دقتى در خور, گزارش مى كند. سپس در سه فصل از حوادث و وقايع همزمان با عاشورا سخن مى گويد. فصل نخست كتاب به بيان حوادث ممالك آسيا و كشورهاى مسلمان نشين اختصاص دارد كه شامل جزيرة العرب, عراقين, ايران, گرجستان, ارمنستان, تركستان شرقى و غربى, خوارزم, افغانستان, هندوستان, سند و ژاپن است. در فصل دوم به رخدادهاى آفريقا مى پردازد كه شامل مصر نيز مى گردد. در فصل سوم به وقايع مربوط به ممالك اروپايى پرداخته و از انگليس, فرانسه, آلمان, روس, جزاير اسكانديناوى, مجارستان و كرواسى, بلغارستان, رومانى, پرتغال, روم, اسپانيا و ايتاليا ياد كرده است.

در سوگ كوثر: زندگانى و مصائب حضرت فاطمه(س)
يداللّه بهتاش, چاپ اول, تهران, نشر سبحان, 239ص.
نويسنده با گردآورى سخنانى از ائمه معصومين(ع) درباره حضرت فاطمه(ع) به شرح حال زندگانى ايشان از ولادت تا شهادت مى پردازد. وى در پايان برخى فصول, اشعار مناسبى را آورده است. كتاب مشتمل بر يازده فصل است. عناوين اصلى و برخى عنوان هاى فرعى كتاب عبارتند از: توسل پيامبران به فاطمه(ع), گفتار ائمه معصومين(ع), مراجع شيعه و حضرت فاطمه(ع) (خاطره از آية اللّه مرعشى نجفى و حاج سيد احمد خوانسارى), سخنان رسول اكرم(ص), از ولادت تا ازدواج, سيره حضرت فاطمه(ع), احوال فاطمه در زمان رسول خدا(ص), بيان وفات حضرت فاطمه(ع) تا دفن ايشان, نوادر, لمعات الزهراء (ع) و اشعار مصيبت و نوحه. آخرين بخش كتاب در سوگ كوثر تا ظهور حضرت مهدى(ع) است. وى بر اين باور است كه پيروان مكتب اهل بيت(ع) بايد دين را از گزند انحرافات و تحريف ها حفظ كنند.

ايران در عصر ناصرالدين شاه
محمود حكيمى, چاپ اول, تهران, قلم, 335ص,.
پژوهشى است توصيفى درباره تاريخ ايران در عصر ناصرالدين شاه كه شامل يك مقدمه و يازده فصل است. نويسنده هدف از پژوهش خود را تبيين اين حقيقت اعلان مى كند كه به نظر او پيشرفت سريع فرهنگى و امور اقتصادى و تحقق عدالت اجتماعى تنها در جامعه اى امكان پذير است كه مردم آن از آزادى برخوردار باشند. لذا به چند موضوع كلى با اين عناوين مى پردازد: استفاده ابزارى از مذهب, چگونگى نفوذ بيگانگان و استبداد به عنوان عامل اصلى فساد و عقب ماندگى. اهم عناوين فصل هاى كتاب عبارت است از: بررسى تاريخ ايران از عصر اميركبير تا عصر امين السلطان, اميركبير و جانشين او ظل السلطان و جلال الدوله, دلقكان ولودگان دربار ناصرالدين شاه, ناصرالدين شاه و وزارت جنگ, نتايج استبداد در عصر ناصرالدين شاه, شرح ماجراى قتل ناصرالدين شاه.

عارض خورشيد, مقدمه اى بر انديشه سياسى امام خمينى
مصطفى دلشاد تهرانى, چاپ اول, تهران, خانه انديشه جوان, 378ص.
مؤلف كتاب بر اين عقيده است كه پس از پيشوايان معصوم دينى, كسى به مرتبه امام خمينى نمى رسد, و بر مبناى همين عقيده به تأليف اين كتاب پرداخته است. كتاب شامل پنج فصل است: فصل اول, جايگاه انديشه سياسى امام خمينى را نشان مى دهد; بخش دوم از تمهيدات و مقوّمات انديشه سياسى امام خمينى سخن مى گويد. بخش سوم خاستگاه انديشه سياسى امام خمينى را نشان مى دهد. بخش چهارم ريشه هاى انديشه سياسى امام خمينى را توضيح مى دهد و بخش پنجم كه مفصل ترين بخش كتاب است به بررسى مبانى انديشه سياسى امام خمينى مى پردازد و برخى مسائل مربوط را بيان مى كند; مسائلى چون: سياست, مبارزه, حكومت, فرهنگ, آزادى, قانون.

نقش ائمه در احياء دين: امام حسين(ع) وصى پيامبر(ص) احياى دين
مرتضى عسكرى, جلد16, چاپ اول, قم, دانشكده اصول الدين, 200 ص.
اين پژوهش به صورت توصيفى, ابعاد نهضت و انگيزه هاى قيام امام حسين(ع) را مورد بررسى قرار داده است. ابتدا اوضاع اجتماعى عرب پيش از اسلام و نيز اوضاع اجتماعى مسلمانان پيش از قيام شرح شده است. سپس روش ابوبكر و عمر پس از وفات پيامبر(ص) و ماجراهايى از قبيل فدك, سكوت انصار, آغاز نظام طبقاتى در اسلام, چگونگى مقابله معاويه با اسلام و اطاعت از خليفه مورد بررسى قرار گرفته است. همچنين علت قيام امام حسين, عزيمت به كربلا, چگونگى شهادت ياران امام حسين(ع), اسارت اهل بيت امام حسين(ع) و برخى از حوادث پس از شهادت آن حضرت از جمله سخنرانى امام سجاد(ع) و سخنرانى حضرت زينب(ع) بررسى شده است.

ابن بطوطه از موثرترين شخصيت هاى تاريخ جهان
ميش اچ.هارت, مترجم: محمّدحسين آهوئى, تهران, روزنه, 522ص, وزيرى.
در اين مجموعه زندگى نامه و آثار و اقدامات يك صد تن از شخصيت هاى برجسته و اثرگذار تاريخ بشر بازگو شده است. از جمله اين افراد كه طيف وسيعى از چهره هاى دينى, سياسى, اجتماعى, فكرى, هنرى, علمى, تاريخى و نظاير آن را شامل مى شوند, عبارتند از: حضرت محمّد(ص), اسحاق نيوتون, عيسى مسيح, بودا, كنفوسيوس, سنت پل, گوتمبرگ, كريستف كلمب, اينشتاين, پاستور, گاليله, ارسطو, اقليدس, موسى(ع), داروين, كوپرنيك, كنستانتين كبير, جيمز وات, مايكل فاراده, مارتين لوتر, جرج واشنگتن, كارل ماركس, برادران رايت, چنگيزخان مغول, آدام اسميت, ويليام شكسپير, اسكندر كبير, ناپلئون, توماس اديسون, آدلف هيتلر, افلاطون و ديگران. گفتنى است هر زندگى نامه با طرح يا تصويرى از معرفى شونده همراه است. مؤلف در خاتمه نگاهى كلى و آمارى به برخى ويژگى هاى يك صد شخصيت معرفى شده افكنده و از جمله توزيع جغرافيايى دوران حيات و زمينه فعاليت آنها را در قالب جدول نشان داده است.

كيش و تمدن مصر باستان
ركس وارنر, هانرى استيرلين; مترجم: محمّد نجفى, امير امجد, تهران, نيلا, 112ص, رقعى.
كتابچه حاضر تحقيقى است درباره جنبه هاى مختلف تمدن مصر باستان, به ويژه اعتقادات و خدايان اين تمدن كه همزمان با گفت و گوى چهار تمدن باستانى: مصر, ايران, يونان و ايتاليا, در پاييز 1378, منتشر شده است. موضوعات و مقولات مورد بحث در اين كتاب عبارتند از: كيش هاى مصر باستان, خدايان مصر, هوروس, ايزيس, اوزيريس, سراپيس, ست, ميراث مصر باستان و پيدايش و تاريخچه مصرشناسى; خوراك و نوشيدنى ها و خانه ها و شهرهاى مصر باستان; خلاصه تاريخ مصر باستان, نوشتار در مصر باستان; صنايع زندگى (شامل فلزكارى, چوبگرى, شيشه گرى و بدل چينى, سفالگرى, سبدبافى, اسباب بازى ها و بازى ها, آرايه ها و لوازم آرايش, جواهرات, تنديس هاى سنگى, نقاشى); آيين ها و جشن هاى مذهبى; مصريان باستان و زندگى پس از مرگ; موميايى; تابوت ها; تعويذات و طلسمات; سينى هاى نذر; روح خانه ها; سنگ هاى يادبود; اهرام و مقابر پادشاهان; استادان معمار فراعنه.

سرزمين و مردم پاكستان
قاسم صافى, تهران, حسينيه ارشاد, 150ص, وزيرى.
در كتاب حاضر طى دوازده فصل, اطلاعاتى درباره جغرافياى طبيعى و انسانى, تاريخ, زبان, دين, آداب و رسوم, صنايع و فنون, تعليم و تربيت, ادبيات و هنر, سياست و حكومت, عرفان و فلسفه و مرادن بزرگ كشور پاكستان فراهم آمده است. عناوين فصل هاى كتاب عبارتند از: 1. سوابق تاريخى; 2. سياست و حكومت (و ساختار ارتش); 3. موقعيت و عوامل طبيعى (و رودخانه ها); 4. نماد ملى, مذهبى و اقتصادى (زبان, مذهب, پرچم, واحد پول, سرود ملى); 5. وضعيت عمومى, اجتماعى, هنرى و آموزشى; 6. سيماى ايالات (سرحد, پنجاب, سند, بلوچستان); 7. شهرهاى بزرگ (اسلام آباد, راولپندى, پيشاور, تاكسيلا, كويته, كراچى, تته, حيدرآباد, لاهور); 8. شاخه هاى مذهبى و مكاتب دينى (اهل سنت, وهابيان, مكتب ديوبندى, اهل تشيع, آقاخانى ها, اقليت هاى دينى: هندوان, سيك ها, زرتشتيان و مسيحيان); 9. كشمير (موقعيت, مساحت, جمعيت, تاريخ); 10. آزاد كشمير; 11. مناطق شمالى; 12. پانوشت ها و يادداشت ها, نهضت نافرمانى (ساتياگراها), احزاب عمده پاكستان, برخوردها و رخدادهاى مذهبى, سياسى و نژادى. كتاب با كتاب نامه و فهرست منابع به پايان مى رسد.

تمدن هاى نخستين كرمان
محمودرضا ماهرى, كرمان, مركز كرمان شناسى, 320ص, وزيرى.
مؤلف كتاب با كاوش در آثار به جاى مانده از تمدن هاى پيش از تاريخ منطقه كرمان, كوشيده است شيوه زندگى و زواياى مختلف زندگى مردمى را شرح دهد كه در آن روزگار در مناطقى همچون ميمند, تپه يحيى و تل ابليس و شهداد ساكن بوده اند. كتاب در چهار (گفتار) سامان يافته است. در گفتار اول, خلاصه اى از تاريخچه و پژوهش هاى باستان شناسى در كرمان فراهم آمده در پى آن, به حفارى در تل ابليس كشف تپه يحيى و كاوش در شهداد اشاره شده است. در گفتار دوم وضعيت تمدن كهن كرمان در دوران نوسنگى (9000 ـ 4000 قبل از ميلاد) بررسى شده است. در اين گفتار از مراحل و تحولاتى همچون انقلاب كشاورزى, شروع دامدارى, آغاز ده نشينى, پيدايش سفال, دگرگونى در خانه سازى, داد و ستد, فلزكارى, هنر و اعتقادات در دوران نوسنگى سخن رفته است. موضوع گفتار سوم, شناخت و بررسى تمدن تپه يحيى (4000 ـ 3000 قبل از ميلاد) است كه با اين مباحث سامان يافته است. ازدياد جمعيت, به سوى شهرنشينى, تمدن ماقبل از ايلام يحيى, پيدايش خط, هنر سفال در هزاره چهارم قبل از ميلاد, سنگ تراشان يحيى, و سقوط جمعيت. آخرين گفتار كتاب به شناخت و بررسى تمدن شهداد (3000 تا 2000 قبل از ميلاد) اختصاص دارد. برخى از مباحث كتاب از اين قرارند: تمدن چشمگير شهداد, دنياى مردگان, الهه هاى نگهبان, هنر فلزكاران شهداد, سومرى ها, سرزمين گم گشته و خداوند آراتا, آب مقدس و ويرانگر. كتاب با عكس هاى متعددى از آثار باستانى مناطق مورد بحث همراه شده و با فهرست منابع و سه پيوست به پايان مى رسد.

استاد فرامرزى و قضيه آذربايجان
حسن فرامرزى, تهران, دستان, 604ص, وزيرى.
كتاب, متضمن 145 نوشته و مقاله از (استاد عبدالرحمن فرامرزى) است كه محتواى اصلى آنها را وقايع بعد از 1320 شمسى, خصوصا غائله جدايى آذربايجان از ايران, تشكيل مى دهد. مقالات حاضر در كتاب بر اساس ترتيب تاريخى از بيست و دوم مرداد ماه 1324 تا سوم بهمن 1325 كه در روزنامه كيهان به چاپ رسيده بود, فراهم آمده است. عناوين برخى از مقالات بدين قرار است: (ميهن در ميان دو دسته خائن), (اخبار شوم آذربايجان), (چند كلمه با حزب توده), (پيام به پيشه ورى), (آذربايجان و انتخابات), (چند كلمه با مردم آذربايجان), (اعلان خطر), (عاقبت ايران چه خواهد شد؟), (آزادى چيست و آزادى خواه كيست؟), (دخالت به نام روابط حسنه), (مطبوعات شوروى و ايران), (حركت قوا به آذربايجان), (خيانت كبرى), و (كدام آذربايجان؟). در تمامى اين مقالات حس وطن دوستى, عدم تجزيه ايران, وحدت ملى, و انزجار از دخالت بيگانگان در امور داخلى, و راه كارهايى به منظور اعتلاى ايران و استقلال كشور به خوبى آشكار است.

ره توشه انقلاب: مرورى اجمالى بر دستاوردهاى انقلاب اسلامى
تهران, شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى, هماهنگ, 612ص, وزيرى.
(ره توشته انقلاب) گزارشى است اجمالى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى كه در چهار بخش تدوين شده است. بخش اول با عنوان (تاريخچه انقلاب اسلامى) در سه فصل به روز شمار, و مرور دستاوردها و محورها و خطوط تبليغى استكبار بر ضد انقلاب اسلامى اختصاص يافته و در بخش دوم به روزهاى دهه فجر اشاره شده است. در اين بخش متناسب با عنوان هر روز, برخى محورها و موضوعات مربوط به آن به همراه شمارى آيه و روايت بازگو شده است. در پايان هر روز نيز تعدادى منبع مرتبط با موضوع ذكر شده است. بخش سوم كه در دو فصل تنظيم شده شامل گزيده اى از سخنان امام خمينى(ره) و آيت اللّه خامنه اى درباره موضوعاتى چون حكومت اسلامى و ولايت فقيه, دانشگاه و دانشگاهيان, وحدت اسلامى, استكبار جهانى, جوانان و زنان, فرهنگ انقلاب اسلامى و مذاكره و رابطه با امريكا است. در بخش چهارم بر اساس عناوين روزهاى دهه فجر مقالاتى با اين موضوعات به چاپ رسيده است: الفباى انقلاب اسلامى, شگفتى هاى انقلاب اسلامى, حكومت و رهبرى در اسلام, ولايت فقيه, توسعه و امنيت, جهاد, ايثار و شهادت, نقش اجتماعى زن, استكبار, رابطه با امريكا, استقلال, آزادى و جمهورى اسلامى.

انقلاب اسلامى ايران از نگاه ديگران
وحيدالزمان صديقى, مترجم: مجيد روئين تن, تهران, اطلاعات, 256ص, رقعى.
نويسنده كه همزمان با اوج گيرى و پيروزى انقلاب اسلامى در مقام مسئول بخش فرهنگى پيمان همكارى هاى منطقه اى (RCD) مأموريتى سه ساله را در تهران گذرانده, در كتاب حاضر به تجزيه و تحليل اين رويداد بزرگ, انگيزه و علل پيدايش آن اهتمام ورزيده است. مباحث كتاب از هشت فصل تشكيل شده است: فصل اول با عنوان (


صفحه 13

مجله هاي پژوهشي


آينه ميراث
سال دوم, شماره3 و 4 (پياپى 7و8), زمستان 78 و بهار79
هنجار تصحيح متن (منطق الطير); راهيابى خطا در عنوان كتاب; كتاب (المسامره)ى بيرونى; كلمات عليّه مكتبى شيرازى; سعادت نامه; كليات محتشم كاشانى; جوامع احكام النجوم; نظرى بر دو فهرست تازه انتشار; شرح خمريه ابن فارض; آشنايى با (مؤسسه شرق شناسى آلمان) در بيروت و …. اسلامية المعرفة
السنة الخامسة, العدد العشرون, ربيع 1421/2000
الاسلام و الغرب; التحولات السياسية في عهد معاوية بن ابي سفيان; فى اهمية الدرس المعرفي; انثربولوجيا الاسلام: قراءة فى (الاسلام و السلطان و الملك); الاثر الارسطي في و البلاغة العربيين و …. اصلاح و تربيت
سال6, شماره66, تير79
حديث ولايت; بررسى سيستم جنايى كشور مالزى; پرورش اجتماعى كودكان و نوجوانان بزهكار و …. با معارف اسلامى آشنا شويم
سال 19, شماره 46, مرداد, شهريور, مهر, آبان 79
(ويژه نامه سال امام على(ع))
على(ع) اسطوره تاريخ; على(ع) الگوى خوبى ها; نگاهى به وصاياى امام على(ع) به جوانان; دوستان راستين از نگاه امام على(ع); توحيد در نگاه امام على(ع) و …. برنامه و بودجه
سال5, شمار3 (پياپى51), 79
چكيده پايان نامه هاى دوره كارشناسى ارشد مهندسى سيستم هاى اقتصادى ـ اجتماعى مؤسسه عالى پژوهش در برنامه ريزى و توسعه در سال 78 و…. پاسدار اسلام
سال19, شماره224, مرداد79
دانستنى هايى از قرآن (سخن سنجيده بگوييد); بيانات مقام معظم رهبرى در جمع مسؤولان و كارگزاران; انسان و دين(2); پيروى از امام در كلام شهيدان; در مسير صفين; مفسدين اصلاح طلب; دورى شديد از هر گونه شرك; الگوى پرستارى; نگاهى به رويدادها و …. پاسدار اسلام
سال 19, شماره 225, شهريور 79
سخنان معصومان (حقوق برادران); گوهر و صدف دين; فرهنگ علوى; پرهيز شديد از آدم كشى; دفاع مقدس در كلام شهيدان; صهيونيسم و تزوير تاريخ; شهريور و شهادت; فقيه عارف سيد ابوالقاسم دهكردى و …. پيام حوزه
سال7, شماره1 (پياپى25), بهار 79
امام و حوزه, در گفتار آيت اللّه هاشمى رفسنجانى; خردورزى در معارف دينى از ديدگاه علامه طباطبايى; نسبيت اخلاق از ديدگاه شهيد مطهرى; علم آموزى زن در اسلام; زندگينامه عالم ربانى حضرت آيت اللّه كشميرى; شايعه در قرآن و روايات; معرفى كتابهاى: ميراث فقهى ج3, رسائل فقهى علامه جعفرى و …. پيام زن
سال9, شماره5 (پياپى 101), مرداد79
كتابشناسى زن در قرآن; گفتگو با شاعر معاصر, خانم سميندخت وحيدى; حقوق و وظايف دو جانبه; مادر نمونه; مشاور شما; تازه هاى پژوهش; ظرافت در نگهدارى كودكان و …. پيام زن
سال9, شماره6 (پياپى102), شهريور 79
زن پژوهى, آفاق تازه و تحولات فكرى (گفتگو با آيت اللّه فضل اللّه); تاريخ ولادت حضرت زهرا(س) از ديدگاهى نو; زن و عرفان; پكن «5, نگاهى به پشت سر, نگاهى به پيش رو; شوراى خانوادگى; خانه شيخ انصارى, خانه فقاهت, خانه پرهيزكارى; مشاور شما; تازه هاى پژوهش; نمايه مسايل زنان و خانواده در مطبوعات (بهار 79) و …. پيام ارتباطات
شماره11, تير 79
كاركرد نوفه در سيستم هاى مخابراتى; اينترنت و مراكز برخوانى; مطالعه مجانى كتب موجود در بازار آمريكا و اروپا; وضعيت ارتباطات در كشورهاى عرب و …. پگاه حوزه
پيش شماره4, اول شهريور79
مسايل ملى در محاق منازعات جناحى; موج دوم اصلاحات; برنامه ريزى استراتژيك در حوزه ها; لايه هاى موجود در فرهنگ ايران, تعامل ها و پيامدها؟ گفت و گوى اسلام و مدرنيته; انديشه ها و جنبشهاى اسلامى در مغرب و …. پيام صادق
سال5, شماره29, خرداد و تير79
آداب معاشرت از نظر اسلام; علامه امينى محيى حقانيت غدير; دادگاههاى عمومى و انقلاب, بايدها و نبايدها و …. تراثنا
السنة السادسة عشرة, العدد الاول (61), محرم 1421هـ
تشييه المراجعات و تفنيد المكابرات; عدالة الصحابة; معجم مورخي الشيعة; مصطلحات نحويه; من أنباء التراث و …. جهان كتاب
سال5, شماره9 و 10 (105 ـ 106), مرداد79
كم و كيف كتابهاى منتشر شده در سال 78; سه سنت فلسفى يا دو راهى ترجمه; قبله, سير و سياحت در جهان اسلام; چند نشريه فارسى زبان چاپ استراليا; تازه هاى بازار كتاب و …. جهان كتاب
سال5, شماره11 و 12, (پياپى 107و 108), شهريور79
بگذار آمار و ارقام سخن بگويد; بازشناسى انديشه خشونت, هابز باوم و سده پر محنت بيستم; تازه هاى كتاب و …. حرم
سال دهم, شماره68, تير79
در رواق نور ـ ديدارها, فعاليتهاى آستان قدس رضوى; وقف و نقش آن در عدالت اجتماعى; اسناد آستان قدس رضوى; معرفى قديمى ترين روزنامه هاى موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى و …. حوزه
سال17, شماره2 (پياپى98), خرداد و تير79
آفاق اصلاح; مصاحبه با آيت اللّه مروج; امام و توسعه; سياست و حكومت در رويكرد امام به سيره پيامبر; سالشمار زندگانى امام خمينى(3); راهبرد تفسيرى آيت اللّه سيدعبدالاعلى سبزوارى و …. حوزه اصفهان
سال اول, دفتر دوم, تابستان79
رساله (تنزيه الصفوة); اعجاز; نسخ از ديدگاه ابوالفتوح رازى; ضرورت استخراج و…; فن خوشخوانى قرآن كريم; تلفيق ميان شريعت و حكمت در حكمت متعاليه صدرايى; مجددان مذهب و ويژگى هاى بارز ايشان; فقيه شهيدان يا شهيد فقيهان; مدرسه چهارباغ اصفهان; مقبره شهيدان يا شهيد فقيهان; مدرسه چهارباغ اصفهان; مقبره ابوعلى مسكويه در اصفهان; تاريخچه پيدايش بابيت و بهائيت; حوزه و هنر; حوزه و انديشه اصلاح; قصيده غديريه و…. دانشگاه اسلامى
سال3, شماره11, زمستان78
راهبردهاى شيوه اجتهادى امام خمينى(ره) در حل معضلات نظام اسلامى; امام خمينى(ره) و راهبردهاى سياست خارجى; رابطه مرجعيت و رهبرى در نظريه ولايت فقيه; سياست و مبانى حكومت مطلوب در وصيت نامه امام خمينى(ره); امام خمينى(ره) و نظام سازى مبتنى بر فقه شيعه; نظام سياسى و دولت در انديشه امام خمينى(ره); دانشگاه اسلامى و امام خمينى(ره); كتاب شناسى آثار امام خمينى(ره); امام و انقلاب در آيينه پژوهش و …. دادرسى
سال4, شماره20, خرداد و تير79
مسوؤليت كيفرى نائم در قانون مجازات اسلامى; شرح و تفسير مواد قانون مجازات اسلامى; بررسى حكم فقهى عده زنان بدون رحم; قانون جزائى فرانسه و …. درسهائى از مكتب اسلام
سال 40, شماره 5, مرداد 79
مَثَل و مِثْل در لغت و قرآن; جهان بينى مادى در انكار روح مجرد; به قدرت رسيدن آل بويه; چون و چرا در كار خدا; تاريخ وهابيت; اسلام و چين و …. درسهائى از مكتب اسلام
سال 40, شماره 6, شهريور 79
(مَثَل)هاى رايج در محاورات مردم; تجربه دينى; اوضاع مملكت اسلامى در آغاز عهد آل بويه; روانشناسى اسلامى; تاريخ وهابيت و …. ره آورد نور
سال2, شماره12, خرداد79
تغيير محور فرهنگى از مكتوب به رايانه; پايگاه مجلس شوراى اسلامى; روشهاى نوين در معرفى فقه اسلامى و …. صنعت چاپ
سال18, شماره212, مرداد79
ديدنى ترين دروپايى كه ديدم; نبايد فقط به انتظار دروپا نشست; روزنامه نگاران 17 كشور جهان در اتحاديه نويسندگان صنعت چاپ; ايمپرينتا 2002; كانون تحولات پيش رسانه و پيش از چاپ و …. صنعت چاپ
سال18, شماره213, شهريور79
اتحاديه چاپخانه داران آلمان چگونه فعاليت مى كند؟; سير تكاملى خط بريل و …. علوم حديث
سال5, شماره اول (پياپى15), بهار79
نوروز در روايات اسلامى; رابطه متقابل كتاب و سنّت; از نقد سند تا نقد متن; تصحيح و تحقيق متون حديثى; فضايل اهل بيت(ع) در معجم هاى سه گانه طبرانى; رساله حاج بابا قزوينى در شرح يك حديث نبوى; مأخذشناسى (نقد محتوايى حديث); نگاهى به (التعليقة على الكافى); دانش نامه حديثى (نضرة النعيم); معرّفى نرم افزار (قلم) و …. علوم الحديث
السنة الرابعة, العدد السابع, محرم الحرام ـ جمادى الاخره 1421 هـ
التأثير المتبادل بين القرآن و الحديث فى مجالي التأكيد و التحديد; الحشوية نشأة و تأريخاً; كتاب فيه خواص القرآن العظيم (منافع القرآن العظيم); اطراف الحديث النبوي في مجلة (رسالة الاسلام) القاهريّة; ضرورة النقد العلمي في مجال تحقيق التراث; (عيون الحكم و المواعظ) للواسطي و …. فرهنگ جهاد
سال5, شماره3 (پياپى19), بهار79
مديريت تربيتى; كشاورزى در قرآن و سخنان معصومان(ع); دنياى حيوانات از ديدگاه علم و قرآن; احكام شناسى; كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى; شهيد مطهرى در مكتب تاريخ; اسلام و تربيت فرزند; آيين سلوك و …. فقه اهل البيت(ع)
السنة الخامسة, العدد السابع عشر, 1421هـ/2000م
ملكية الخمس و مصرفه; التأمين; احكام اللجوء و الهجرة; الارضون الموات; الاثبات القضائي ـ حجية الإقرار; مراحل تطور الاجتهاد; في رحاب المكتبة الفقهية ـ جواهر الفرائض; من فقهائنا: زرارة بن أعين و…. فقه
سال7, شماره23, بهار79
فقه در چشم انداز شهيد مطهرى; موضوع شناسى در سيرى تاريخى; سيرى در آيات حجاب; نگاهى فقهى به ماده قانونى نفقه زوجه; پيوستن علم قاضى به بيّنه يا اقرار; بررسى فقهى اقتصادى اوراق قرضه; دولت اسلامى و خمس معادن; گذرى بر انديشه هاى سياسى شيعه; نقدى بر ديدگاههاى فقهى سبزوارى; تازه هاى نشر; فقه در مطبوعات و …. فصلنامه مصباح
سال8, شماره31, پاييز78
فرايند تغيير و تحول در فرهنگ سازمانى; نوع شناسى تغيير و تحول سازمانى; گونه شناسى فرهنگ سازمانى; تعامل فرهنگى و يادگيرى سازمانى; مكانيزم ها و الگوهاى تغيير و مديريت فرهنگ سازمانى; معرفى پايان نامه و …. فصلنامه كتاب
دوره يازدهم, شماره اول (پياپى 41), بهار 79
بررسى ميزان رضايت كاربران خدمات اطلاع رسانى اينترنت; بررسى امكان سنجى طرح نظام اطلاعاتى مديريت در مراكز اطلاع رسانى; طرح نظام ملى اشاعه گزينشى اطلاعات; ماوراء النهر در منابع ايرانى: تاريخى سياسى نظامى; تأليف و تدوين كتاب در كتابخانه هاى دوره تيمورى; چگونه به منابع الكترونيكى استناد كنيم؟ و…. كتاب نقد
سال4, شماره1 (پياپى13), زمستان78
عقلانيت تاريخى و تاريخنگارى معاصر; امام خمينى, نه مثل ديگران; دكتر مصدق در گذر تاريخ; بررسى تطبيقى انقلاب هاى ايران, فرانسه, روسيه; ولايت مطلقه, ثبات يا تجديد نظرطلبى؟; دستبرد به تاريخ; كسروى و رفورماسيون دينى; شيخ فضل اللّه ورقص بر چوبه دار; هندسه سياسى در انديشه امام; نظريه دولت در فقه شيعه و …. كيهان فرهنگى
سال17, شماره166, مرداد79
نظر از ديدگاه فلوطين و حافظ; بررسى روشهاى سبك شناسى شعر فارسى; نگاهى به جمال شناسى نثر صوفيه; مراتب عرفانى شيخ ابوالحسن خرقانى; فلسفه چيست؟ فيلسوف كيست؟; بازتاب محيط و فرهنگ در نام كسان; گستره شريعت در حكومت; به سوى اخلاقياتى جديد در دنياى جديد; امام خمينى, طبيبى حاذق بر دردهاى انسان معاصر; هويت ايرانى, پيوند موزون ميان اسلام و ايران و …. كيهان فرهنگى
سال17, شماره167, شهريور79
شهريار از نگاه رهبر; شهريار به اين شيوه سخن مى گويد; شرحى بر تصاوير حيدربابا; خردگرايى سنايى در حديقه الحقيقه; ضرورتهاى نقد ادبى معاصر; سرورى بر فلسفه پوئثيوس; مبادى تفكر هندو در عصر ودايى; در باب روشنفكرى و روشنفكران; نترسيم از مرگ; مفاهيم مختلف ترجمه; نگاهى ديگر به تازيانه هاى سلوك; رويدادهاى فرهنگى ايران و جهان و…. گلستان قرآن
سال سوم, شماره16 (پياپى 60), 27 تير 79
درباره فعاليت هاى قرآنى بانوان; استغاثه در قرآن; گلستان قرآن به زبان هاى عربى و انگليسى; گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمين محمدعلى مهدوى راد و…. گلستان قرآن
سال سوم, شماره17 (پياپى 61), 3 مرداد79
نگاهى به كتاب (مفاهيم اخلاقى ـ دينى در قرآن مجيد); جامعه شناسى عصر نزول وحى و…. گلستان قرآن
سال سوم, شماره18 (پياپى62), 10 مرداد79
آيات علوى; بايد دردمندانه به سراغ قرآن رفت; تازه هاى كتاب در بازارهاى جهانى و…. گلستان قرآن
سال سوم, شماره19 (پياپى63), 17 مرداد79 گلستان قرآن
سال3, شماره20 (پياپى64), 24 مرداد79
نگاهى به امور قرآنى كشور; جان ـ مايه هاى آهنگ آيات در نقش نواهاى مسجد كبود; روش هاى تازه اخلاقى در برابرى پرسش كهن; گواه نبوت; آنكه علم كتاب نزد اوست و…. گلستان قرآن
سال3, شماره 21 (پياپى 65), 31 مرداد79
گام به گام با نسخ قرآن در ايران; گلچينى از قرآن هاى خطى; (ايزوتسو) و مفاهيم اخلاقى قرآن و…. گلستان قرآن
سال3, شماره22 (پياپى66), 7شهريور79
چگونگى خواندن قرآن; بنياد قرآن در گذر زمان; فعاليت هاى قرآنى در دانشگاه ها; هر دو سال بايد تفسير جديدى بر قرآن نوشته شود; به خيال آهنگين شدن ترجمه نبايد قرآن را فداى شعر كرد و …. گلستان قرآن
سال سوم, شماره 23 (پياپى 67), 14 شهريور 79
آداب باطنى تلاوت قرآن; گنجينه اى دردل تاريخ; آيا مى توان خدا را آزرد؟; كتابشناسى بيست سال حضرت زهرا(س) و …. معرفت
سال9, شماره3 (پياپى35), مرداد و شهريور79
قرآن و زبان نمادى; زبان قرآن ساختار و ويژگى ها; رابطه فكر و قلب با فهم قرآن; هرمنوتيك و تأثير انتظارات بر فهم قرآن; تفسير موضوعى قرآن كريم از ديدگاه شهيد آية اللّه سيدمحمد باقر صدر; قول به صرفه از ديدگاه آية اللّه مصطفى خمينى درباره تحدى قرآن; نقش قرآن در دين دارى اسلامى; تأملى در مستندات قرآنى پلوراليسم; آسيب شناسى فرهنگى; تساهل و تسامح از منظر دين; تأويل و تفسير در علم اجتماعى و …. مديريت دولتى
شماره45 و 46, پاييز و زمستان78
سيره امام(ره) در مديريت, الگويى براى موفقيت مديران; بررسى تطبيقى سبكهاى رهبرى; تازه هاى نشر و …. مسجد
سال9, شماره50, خرداد و تير79
مبدأشناسى در انديشه استاد محمدتقى جعفرى; اصول و مبانى آموزش نماز به كودكان و نوجوانان; فراغت و تعليم و تربيت; اقدامات فرمانروايان سلجوقى در دگرگونى معمارى مساجد; مسجد و سازماندهى نهضتهاى اسلامى; مسجد جامع زواره و …. موعود
شماره 21 مرداد و شهريور 79
درآمدى بر استراتژى انتظار; سفير نامدار; عصر امام خمينى; مهدويت و فرقه ها; حماسه دينى در ادب پارسى; آه سحر; غفلت و غيبت و …. ميقات الحج
السنة السابعة, العدد الثالث عشر, 1421 هـ.
جهة القبلة; عجالة موجزة في فروض المناسك; قرن المنازل(3); حسّان بن ثابت يرثي رسول الله(ص); لقاء و حوار مع سماحة الشيخ الرفسنجاني; الحج عبر الحضارات و الامم; مهمات مشبوهة فى الديار المقدسة; معجم ما كتب فى الحجّ و …; الفهرس العام (9 ـ 13) و …. نمايه
سال دهم, شماره4 (پياپى100), تير79
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز. نمايه
سال دهم, شماره 5 (پياپى 101), مرداد 79
نمايه نشريات علمى, فرهنگى و كتابهاى روز. نقد و نظر
سال6, شماره اول و دوم, زمستان78 و بهار79
(عرفان و حكمت امام خمينى(ره))
بازنگرى عرفان: خمينى و ميراث; حكمت عرفانى اسلام; وحدت وجود آيت اللّه خمينى و ولايت فقيه به منزله خويشتن شناسى; رهبرى فره مندانه در آسياى امروزى; عرفى شدن دين, خرد, جامعه; خداى عرفان و خداى فلسفه; نظريه (دين حداكثر); تحول نهاد وقف و …. هفت آسمان
سال دوم, شماره پنجم, بهار79
دين و دين پژوهى در روزگار ما; متكلمان مسلمان و ضرورت آشنايى با الهيات نوين مسيحى; كتاب هاى اپوكريفايى عهد قديم; زمينه هاى بحث فلسفى در آيين بودا; نقش احمد بن حنبل در تعديل مذهب اهل سنت; انديشه هاى نظام تحت تأثير شيعه; معرفى مجله المشرق; دانش نامه دين (آيين بودا) و ….



صفحه 14

نامه ها




آنچه در پى مى آيد يادآورى بحق, و از سر سوز جناب غلامرضا كرباسچى است كه به دست چاپ مى سپاريم, با آرزوى پذيرش عذرِ تقصير از روح بلند روانشاد استاد جليل, نويسنده دردمند, على حجتى كرمانى. اين بنده گواينكه دير, اما سال ها بود كه با وى آشنا بودم و در ديدارهاى كوتاه و بلند, بدو ارادت مى ورزيدم و دردمندى, تعهّدشناسى و سوز او را مى ستودم. آينه پژوهش نيز مشمول لطف بزرگوارانه وى بود كه از بيان و گاه بنان وى مى تراويد.به هرحال با چاپ اين يادآورى, اميدواريم كوتاهى ناخواسته در شرح حال و مبارزات آن بزرگوار اندكى جبران شود. سردبير
بسم اللّه الرحمن الرحيم
دوستان عزيزم در آينه پژوهش
سلام عليكم
اميد است همچنان آينه دار پژوهش, به ويژه آينه دار پژوهشگران مبارز باشيد و چهره تابناك پژوهشگران (مبارز) هيچ گاه در آينه شفاف شما كدر نباشد. همچنين اميد است بتوانيد تمامى زواياى زندگى آن مبارزان (پژوهشگر) را هرچه شفاف تر بنمايانيد.
آنگاه كه مجله گرانقدر شما را در لفاف پلاستيك آن بر خاك پشت دريافتم, با اشتياق آن را به محل كار بردم و به تورّق نشستم. در آخرين صفحات, تصوير استادى گرانقدر, حكايت از نهفتن مردى ديگر از تبار مبارزان در دل خاك مى داد. اكنون غم از دست رفتن استادْ تازه مى شد; امّا آنچه در شرح حال استاد آورده بوديد, حكايتى بود جانكاه تر. دوست عزيزى از پژوهشگران آئينه پژوهش, زندگى نامه استاد را در يك صفحه (سه ستون) آورده بود. در ظاهر چيزى از قلم نيفتاده بود; حتى اينكه پدر مرحوم استاد سابقاً از زرتشتى گرى به اسلام گرويده اند(!؟) نيز در زندگى نامه قيد شده بود. واقعاً به دوست عزيزمان مرحبا گفتم!
اما اى پژوهشگران عزيز; آيا سوابق مبارزاتى يك فرد جزئى از زندگى او نيست؟ آيا فردى همچون حجت الاسلام على حجتى كرمانى كه بارها در زندان رژيم شاه مورد شكنجه واقع شده, سال ها در تبعيد به سر برده و براى اسلام و انقلاب از تمام هستى خود بهره برده, زيبنده است كه در زندگى نامه او حتى اشاره اى به مبارزات وى نشود؟
دوستان پژوهشگر! منابع مكتوب و غيرمكتوب بسيارى در مورد شخصيت هايى همچون مرحوم حجت الاسلام على حجتى كرمانى موجود است. توصيه خالصانه من آن است كه پيش از آنكه در چنين مواردى داورى كنيم, دريابيم كه چگونه مى توانيم كاستى هاى روش تحقيق را بشناسيم. براى نمونه نگاهى گذرا بر منابع مكتوب و غير مكتوب اطلاعاتى موجود به راحتى مى تواند اطلاعات بسيارى در مورد مرحوم حجت الاسلام حجتى كرمانى را فرا روى ما بگشايد. بهره گيرى از منابع نانوشته اى همچون حافظه ياران ديرين انقلاب در چنين مواردى بسى ارزشمند است.
به كتابخانه ها و بانك اطلاعات مجهّز به نرم افزار و سخت افزار مراجعه نكنيد,مسافت هاى دور را نپيماييد! پا از تشكيلات خودتان بيرون نگذاريد; آسان ترين راه يك پرسش ساده است, نيازى هم به فراخوان و پژوهشگر ندارد. ده ها تن از ياران, شاهدان و راويان انقلاب در معاونت هاى دفتر تبليغات و از آن جمله مديريت محترم دفتر, مديرمسؤولتان حجت الاسلام والمسلمين محمّد جعفرى گيلانى كه از ياران ديرين آقاى حجتى به شمار مى آيد, آماده پاسخگويى به شما هستند. از او درباره مبارزات و شخصيت على حجتى به ويژه آن شب به ياد ماندنى, پس از سخنرانى تاريخى على حجتى كرمانى در كوچه حكيم در محضر امام بپرسيد! بپرسيد كه در آن شب تاريخى, در خانه آقاى خسروشاهى همراه دوستان چه خاطرات شيرينى داشتند؟ اما منابع مكتوب:
بدون شك در يك بررسى فراگير منابع مكتوبِ بسيارى درباره شخصيت چنان مبارزى خواهيد يافت; اما آنچه من در يك جستجوى شتابزده از آثار منتشر شده و نشده درباره وى يافتم:
1. آرشيو خاطرات بنياد تاريخ انقلاب اسلامى ايران كه صدها مورد خاطرات و اطلاعات درباره مبارزات وى, در آنجا نقل شده است.
2. فصلنامه ياد, شماره ششم, صفحه 56 ـ60.
3. فصلنامه ياد, شماره يازدهم, صفحه 55 و52.
4. فصلنامه ياد, شماره بيستم, صفحه 45 تا50.
5. فصلنامه ياد, شماره بيست وسوم, صفحه 24 تا26.
6. فصلنامه ياد, شماره 42ـ41, صفحات 64 تا 72.
در پايان اميدوارم دوستان انقلاب به خود آيند و جهت نگارش تاريخ انقلاب و معرفى چهره هاى ناشناخته آن سعى بيشترى مبذول دارند.
والسلام غلامرضا كرباسچى
5/6/1379


صفحه 15

اخبار



درگذشتگانآيت اللّه وحيدى
فقيه معظّم حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيّد محمّد وحيدى شبسترى, يكى از علماى مشهور و مراجع حوزه علميه قم به شمار مى رفت. معظم له در ماه رجب 1335ق (1295ش) در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش آيت اللّه حاج سيّد رضى الدين (فرزند حاج سيّد محمّد فرزند آيت اللّه علامه حاج سيّد اسماعيل شبسترى) از علماى شبستر بوده و جدّش آيت اللّه العظمى حاج سيّد اسماعيل, از شاگردان آيات عظام: صاحب جواهر و شيخ حسن كاشف الغطاء و داراى اجازه از آن دو بوده و قبرش هم اينك در شبستر, مزار خاص و عام است.
معظم له, پس از فراگيرى خواندن و نوشتن در 12 سالگى به يادگيرى ادبيات پرداخت و در 15 سالگى, به تبريز رفت و در مدرسه طالبيه ساكن شد. در سال 1353ق, به قم آمد و به فراگيرى سطوح عاليه نزد آيات عظام: شيخ محمّدعلى حايرى قمى, سيّد محمّد تقى خوانسارى و ميرسيّد على يثربى كاشانى پرداخت و همزمان فلسفه, كلام و عرفان را از حضرات آيات: شيخ مهدى مازندرانى, ميرزا آقادامغانى و ميرزا محمّدعلى شاه آبادى فرا گرفت. پس از فراغت از سطوح, يكسره به درس خارج فقه و اصول آيت اللّه حاج سيّد محمّد حجت كوهكمرى حاضر شد و به مدت 8 سال بهره هاى فراوان برد. در سال 1363ق, بنا بر دعوت مكرر مردم زادگاهش و دستور آيت اللّه حجت, به شبستر بازگشت و قريب ده سال در آن سامان به خدمات بزرگ علمى و دينى پرداخت و پس از بازگشت به حوزه علميه قم نيز, مردم شهرش را از ياد نبرد و نزديك چهل سال, در ايام تعطيل حوزه به آذربايجان مسافرت مى نمود و در شهرهاى شبستر و مياندوآب و مناطق اطراف, به تأسيس مدارس و مساجد و حسينيه هاى بسيار اقدام مى فرمود. معظم له, در سال 1372ق به حوزه علميه قم بازگشت و به تدريس خارج فقه و اصول و نيز شركت در درس آيت اللّه العظمى بروجردى پرداخت. پس از وفات آيت اللّه بروجردى (13 شوال 1380ق) رساله عمليه اش به چاپ رسيد و بخشى از شهريه حوزه را بر عهده گرفت و مدرسه وحيديه (همراه با كتابخانه اى بزرگ) را بنياد نهاد. معظم له از استادش آيت اللّه حجت و آيت اللّه سيّد ابوالحسن اصفهانى اجازه اجتهاد داشت و در نشر مذهب اهل بيت در استان هاى آذربايجان غربى و كردستان كوشش بسيار مى نمود و هماره مبلّغين بسيار به آن سامان مى فرستاد و بنا بر دستورشان, مساجد و حسينيه هاى فراوان در شهرها و روستاهاى آن دو استان, بنياد نهاده شد. با آغاز نهضت اسلامى, فقيه فقيد نيز همگام با ديگر مراجع تقليد به سخنرانى و صدور اعلاميه ها و پيام هاى متعدد پرداخت, كه مجموعه آنها در كتابى گرد آمده است. به زيارت جامعه كبيره و عاشورا علاقه فراوان و تقيد به قرائت داشت و بر زيارت جامعه شرحى نگاشت.
برخى از تاليفات معظم له, عبارتند از:
1. توضيح المسائل.
2. مناسك حج.
3. حاشيه عروة الوثقى.
4. حاشيه منهاج الصالحين.
5. مجمع المسائل (استفتائات).
6. اللئالى المنتظمة فى المسائل المستحدثة.
7. الهداية الى مسائل الاجارة.
8. الوجيزة النافعة فى احكام القضا و الشهادة.
9. تحفة الولاة فى احكام القصاص و الديات.
10. النقد و التفريعات فى الحدود و التعزيرات.
11. الفلاح فى مسائل النكاح.
12. مستمكات الاحكام (در استئنائات احكام در ابواب مختلف فقه).
13. الولاية الساطعة فى شرح زيارة الجامعة.
14. كشف السترة عن وجه الغيبة.
15. احقاق عقائد الشيعة.
16. شرح زيارت جامعه كبيره.
17. ردود عقائدية.
18. الموجز (در بيان مسائل اقتصاد اسلام).
19. حاكميت پيرامون خاتميت و رفع شبهات.
20. پيام انقلاب (مجموعه اعلاميه ها, سخنرانى ها و مصاحبه ها پيرامون انقلاب اسلامى از سال 40 تا 1360).
و كتابهاى مخطوط ايشان, عبارت است از:
1. تفسير قرآن كريم (تا جزء پنجم).
2. ترجمه و شرح خصال صدوق.
3. پنجاه مجلس.
4. اجوبة المسائل الارومية.
5. شرح وسيلة النجاة (اجتهاد و تقليد, و طهارت).
نيز از آثار ماندگارش در قم بناى حسينيه قائم ـ عليه السلام ـ است.
سرانجام آن فقيه بزرگوار پس از 85 سال زندگى, در روز چهارشنبه 10 ربيع الثانى 1421ق (22 تيرماه 1379ش) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با حضور هزاران نفر, صبح پنجشنبه تشييع و پس از نماز آيت اللّه سيّد موسى شبيرى زنجانى بر آن, در مسجد بالا سر حرم حضرت فاطمه معصومه ـ سلام اللّه عليها ـ به خاك سپرده شد و مراسم تجليل از مقام علمى اش تا مدّت ها ادامه يافت.
* استاد اديب
دانشمند محترم, حاج محمّدحسين اديب حايرى, در سال 1341ق در كربلا زاده شد. پس از اخذ ديپلم به تدريس در مدارس ابتدايى شهر حلّه و مديريت مدارس كربلا روى آورد و همزمان علوم دينى را از حضرات حجج اسلام: شيخ جعفر رشتى, شيخ حسن حايرى, شيخ محمّد خطيب و شيخ على فرزندى, آموخت و پس از آن به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس هاى فقه و اصول آيت اللّه العظمى خويى حاضر شد و علاوه بر تحصل, به تأليف كتاب ها و مقالات بسيار (در مجلات دينى و ادبى عراق) پرداخت. پس از چند سال, بر اثر فشار حزب بعث عراق به تهران و سپس به قم آمد و به خدمات دينى و علمى خود ادامه داد.
برخى از آثار چاپ شده وى, عبارتند از:
1. المنتظر على ضوء الحقايق.
2. منهج التربية عند الامام الصادق (ع).
3. زينب اخت الحسين (ع).
4. الدين و الحياة.
5. المنتخباب من احسن القصص.
6. الروابط الاجتماعية فى الاسلام.
7. زينة الرجال (در حرمت ريش تراشى).
8. الطواف: واجباته وادعيته.
9. كيف تحجّ الى بيت اللّه الحرام؟
10. كيف تصلّى اليومية؟
11. كيف تصوم رمضان؟
12. لمحات فى التربية الاسلامية.
13. مبادئ الدين و التهذيب.
14. المحمل فى الشيعة و معتقداتهم.
15. مكارم الاخلاق فى الشريعة.
16. الايمان و العلم الحديث.
استاد فقيد, پس از 80 سال زندگى در روز دوشنبه 15 ربيع الثانى 1421ق (27 تيرماه 1379ش) بدرود حيات گفت و پس از تشييع در خور و شايسته, در قبرستان باغ بهشت قم, به خاك سپرده شد.
* آيت اللّه شيرازى
حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ ابوالحسن شيرازى, يكى از فقهاى بزرگ مشهد مقدس به شمار بود. معظم له, به سال 1326ق در يكى از روستاهاى (داراب) زاده شد و پس از يادگيرى خواندن و نوشتن, در اوان نوجوانى (16 سالگى) به تحصيل علوم دينى روى آورد و در داراب و اصطهبانات, مقدمات و ادبيات و سطوح را فرا گرفت. در 19 سالگى (1345ق) به شيراز آمد و نزد حضرات آيات: سيّد عبداللّه شيرازى و سيّد نورالدين شيرازى به فراگيرى سطوح عاليه پرداخت, و نزد ميرزا محمّدعلى حكيم شيرازى (شرح تجريد) و شيخ عبدالكريم (شرح منظومه), علوم حكمى و عقلى را آموخت. در سال 1349ق, رهسپار مشهد مقدس شد و در محضر حضرات آيات: ميرزا مهدى اصفهانى (خارج فقه و اصول و تفسير), آقا بزرگ حكيم (خارج شواهد الربوبية) و ميرزا مهدى شهيدى (اسفار) زانوى ادب به زمين زد و بهره هاى فراوان بُرد. سپس در سال 1354ق, با تحمل مشكلات فراوان به نجف اشرف مهاجرت كرد و ساليان فراوان در درس حضرات آيات عظام: شيخ محمّدكاظم شيرازى, آقا ضياء عراقى, شيخ محمّدحسين غروى اصفهانى, سيّد ابوالحسن اصفهانى و سيّد عبدالهادى شيرازى حاضر شد و بنيه علمى خويش را استوار ساخت, و همزمان به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه پرداخت. در حدود سال 1367ق به قم آمد و به تدريس مكاسب و كفايه مشغول شد و پس از چندى (1375ق), به مشهد مقدس مهاجرت كرد و به تدريس و تأليف و بنيان نهادن مدارس علميه پرداخت. معظم له, در جريان انقلاب اسلامى, فعالانه شركت جُست و علاوه بر همكارى و تقويت مبارزين و مخالفين رژيم و همفكرى با روحانيت بيدار, به فعاليت هاى فرهنگى پرداخت و چند مدرسه علميه براى خواهران و برادران تأسيس كرد و نخستين راهپيمايى بانوان عليه رژيم ستمشاهى (در 17 دى 1356) را سازماندهى كرد. وى در سال هاى اوج مبارزه, در صف مقدّم قرار داشت و اخذ امضاى علماى مشهد در اعلاميه هاى ضد رژيم, بر عهده وى بود. پس از پيروزى انقلاب به امامت جمعه مشهد و نمايندگى مجلس خبرگان قانون اساسى و خبرگان رهبرى برگزيده شد. فقيدِ معظّم از زندگى ساده و بى پيرايه و روحيه زهد و قناعت برخوردار بود و همين روح بلندش, او را از وابستگى به بيوت دور نگاه داشته بود. استاد علامه محمّدتقى جعفرى(ره) درباره وى مى گفت: تبحرّ ايشان در فقه, به گونه اى است كه قابل مقايسه با بسيارى از هم سلكان خود نيست). (مجله حوزه, ش17, آبان 1365, ص 20) تاليفات
معظم له عبارتند از:
1. توضيح المسائل; 2. كتاب الزكاة; 3. كتابى در معاد.
وى, پس از عمرى 95 ساله, در روز دوشنبه 17 مرداد 1379 (6 جمادى الاول 1421ق) بدرود زندگى گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز آيت اللّه بهجت بر آن, در دارالزهد حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السلام ـ به خاك سپرده شد.
* حجةالاسلام غفارى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج ميرزا حسن غفارى تبريزى, يكى از افاضل دانشمندان حوزه علميه قم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال 1345ق (1305ش) در تبريز به دنيا آمد و پس از تحصيلات جديد به فراگيرى علوم دينى روى آورد و ادبيات را از آقا شيخ على اكبر نحوى و سطوح عاليه را از آيات عظام: ميرزا محمود دوزدوزانى, ميرزا رضى مجتهد زنوزى, ميرزا فتاح شهيدى و ميرزا مهدى انگجى فرا گرفت و با علوم و فنون مختلف آشنا شد. سپس در سال 1365ق, به حوزه علميه قم مهاجرت نمود و در درس خارج فقه و اصول آيات عظام: بروجردى, نجفى مرعشى و سيّد محمّد محقق داماد حاضر شد و پس از وفات آيت اللّه العظمى بروجردى, به آيت اللّه نجفى مرعشى پيوست و علاوه بر شركت در بحث فقه معظم له, در جلسه لجنه (احقاق الحق) و هيأت استفتاى آن مرجع فقيد نيز شركت مداوم داشت و به غير از آن, به تدريس سطوح عالى نيز مى پرداخت. در سال 1400ق به تهران مهاجرت كرد و امامت جماعت مسجد (الزهراء) ـ عليهاالسلام ـ در (آرياشهر) و تدريس متون اسلامى در (جامعة الامام الصادق عليه السلام) را بر عهده گرفت و از رهگذر تدريس و تاليف و اقامه جماعت, خدماتى را به عالَم دين, تقديم نمود.
برخى از تاليفات وى, عبارتند از:
1. شركت در تدوين (ملحقات احقاق الحق).
2. حديث از نظر شيعه (چاپ شده).
3. كاوشهاى علمى: بررسى رجال و اسانيد روايات اهل سنّت در صحاح ستّه ـ كه در نوع خود كتاب ارزنده اى است.
4. تعيين مبانى المختلفة بين العلمين: شيخ انصارى و آخوند خراسانى.
5. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى.
سرانجام آن عالم خدمتگزار در 75 سالگى به تاريخ 20 جمادى الاولى 1421 ق (30 مرداد 1379ش) بدرود حيات گفت و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
* حجةالاسلام نصراللهى
استاد ارجمند و خطيب توانمند, حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمّد نصراللهى خراسانى, يكى از بزرگان خطبا و مدرّسين مشهد مقدس به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در سال 1304ش (1344ق) در مشهد مقدس به دنيا آمد و پس از خواندن دروس جديد, به تحصيل علوم دينى رو ى آورد و در اوان نوجوانى اش, در مدرسه علميه نواب به همراه هم درس و هم بحث خويش ـ آيت اللّه ابوالقاسم خزعلى ـ به فراگيرى ادبيات عرب نزد مرحوم عابدزاده پرداخت. سپس به قم آمد و سطوح عاليه را نزد مرحوم آيت اللّه محقق داماد و حضرت امام خمينى فرا گرفت و پس از آن به درس خارج فقه و اصول آيات عظام: آقاى بروجردى (12 سال), آيت اللّه حجت, حاج سيّد محمّدتقى خوانسارى و در آخر به درس فقه و اصول امام خمينى و فلسفه و تفسير مرحوم علامه طباطبائى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. آنگاه به مشهد بازگشت و به تدريس علوم عقلى و نقلى و تبليغ دين پرداخت و در اين راستا علاوه بر زادگاهش هر ساله در ماه مبارك رمضان به شهرهاى ديگر و كويت مهاجرت مى كرد و مبانى دين را به همگان مى آموخت. معظم له, بسيار فروتن و بخشنده بود و دستى گشاده, بيانى شيرين, طبعى روان و ذوق سرشار داشت و تا حدّ امكان به فكر گره گشايى از كارِ مردم و به ويژه طلاّب بود. آثار قلمى اش عبارت است از:
1. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى.
2. تقريرات درس اصول امام خمينى.
3. ترجمه (اثباة الهداة) شيخ حرّ عاملى , 7 جلد (همراه با اصل و با همكارى آيت اللّه احمد جنتى), چاپ شده.
4. مجموعه شعر.
فقيد سعيد, پس از عمرى 75 ساله, در تاريخ چهارشنبه 5 مرداد 1379ش (24 ربيع الثانى 1421ق) در مشهد مقدس چشم از جهان فرو بَست و پس از تشييع, در صحنِ حرمِ خواجه ربيع در خاك آرميد. ناصرالدين انصارى
* دكتر يحيى مهدوى
دكتر يحيى مهدوى, به سال 1287 در تهران ديده به جهان گشود. وى پس از سپرى كردن دوران ابتدايى و متوسطه و خواندن جامع المقدمات, الفيه و سيوطى در منزل, وارد دارالفنون شد و موفق به كسب ديپلم گرديد. سپس تحصيلات عالى را در رشته ادبيات و فلسفه در دارالمعلمين پى گرفت و در سال 1310 پس از گرفتن ليسانس ادبيات و فلسفه براى ادامه تحصيل عازم فرانسه شد. درگذشت پدر در سال 1311 تأثيرى در روند فراگيرى علم و دانش وى نداشت.
استاد مهدوى با كوششى خستگى ناپذير و عشق سرشار و علاقه وافر به يادگيرى و دانش اندوزى موفق به گرفتن گواهينامه هاى عالى متعددى از دانشگاه هاى خارج از كشور شد; از جمله:
1. گواهينامه عالى (ريشه شناسى زبان عربى) از دانشگاه استراسبورگ, سال 1932.
2. گواهينامه عالى (تحقيقات ايرانى) از دانشگاه استراسبورگ, سال1932.
3. گواهينامه عالى (روان شناسى) از دانشكده مون پليه, سال1933.
4. گواهينامه عالى (روان شناسى و آموزش و پرورش) از دانشگاه پاريس, سال1935.
5. گواهينامه عالى (علم اخلاق و علم الاجتماع) از دانشگاه پاريس, سال1935.
6. گواهينامه عالى (فلسفه عمومى و منطق) از دانشگاه پاريس, سال1937.
7. گواهينامه عالى (روانشناسى) از دانشگاه پاريس, سال1937.
در سال 1319 در شورايى با حضور آقايان مرحوم دكتر سيد ولى اللّه خان نصر, رئيس دانشكده ادبيات, و دكتر غلامحسين صديقى استاد فلسفه, دكتراى ايشان به تصويب شوراى عالى وزارت فرهنگ رسيد. استاد مهدوى در سال 1320 رسماً با عنوان دانشيار فلسفه, وارد خدمت دانشگاهى شد.
مسؤوليت ها
1. عضويت در شوراى دانشگاه به مدت 20 سال.
2. شركت در دومين كنگره بين المللى فلسفه در كلن, سال 1334.
3. عضويت در هيئت نمايندگى ايران در كنفرانس بين المللى تعليم و تربيت, ژنو, سال 1342.
4. رياست هيئت مديره چاپخانه دانشگاه تهران.
5. مدير گروه فلسفه دانشگاه تهران, از سال 1342 تا بازنشستگى.
6. عضو انجمن تأليف و ترجمه دانشگاه تهران.
اساتيد
استاد مهدوى از سرچشمه هاى زلال علم و دانش بسيار نيوشيد و حتى براى طلب علم به ديگر كشورها و ممالك سفر كرد. از اساتيد ايشان مى توان بديع الزمان فروزانفر, ميرزا عبدالعظيم خان قريب, مسعود كيهان و ميرزا كاظم خان شيمى را نام برد.
شاگردان
دانشجويان بسيارى مستقيم يا غيرمستقيم خوشه چين خرمن علم و دانش استاد مهدوى بودند; از جمله:
1. دكتر احمد احمدى
2. دكتر غلامرضا اعوانى
3. دكتر نصراللّه پورجوادى
4. دكتر محسن جهانگيرى
5. دكتر غلامعلى حداد عادل
6. دكتر على مراد داورى
7. دكتر رضا داورى
8. دكتر جلال الدين مجتبوى
9. دكتر مير عبدالحسين نقيب زاده
10. دكتر فاطمه مظاهرى
11. دكتر مهتاب مستعان
12. دكتر محمّدرضا شفيعى كدكنى
13. دكتر محمّد ابراهيم باستانى پاريزى
14. دكتر سيّد جعفر شهيدى
15. دكتر على شيخ الاسلام.
سجاياى اخلاقى
(استاد دكتر مهدوى گذشته از مقام علمى, مَثل اعلاى فضايل اخلاقى است. مجموعه مكارم است. رعايت اعتدال در گفتار و كردار, اهتمام شديد در نشر علم و فضيلت و حقيقت, تواضع جبلى توأم با وقار و متانت. محبت و شفقت نسبت به ديگران, گره گشايى از كارهاى فروبسته, دفاع از حق و حقيقت, صدق و صفا و حيا و امانت, مراقبت بى حد در ارزشيابى كارهاى تحقيقى دانشجويان, دقت شديد در نمره دادن, تشويق دانشجويان ممتاز و حمايت از آنان, ورقى است از كتاب مكارم ايشان.) (مهدوى نامه, ص9).
آثار
1. جامعه شناسى يا علم الاجتماع, سال 1322.
2. شناخت روش علوم يا فلسفه علمى, سال 1323, (ترجمه)
3. مصنفات افضل الدين محمد مرقى كاشانى, سال 1331ـ1337, (با همكارى مجتبى مينوى)
4. فهرست نسخه هاى مصنفات ابن سينا, سال 1338.
5. تصحيح ترجمه قصه هاى قرآن, سال 1338.
6. قصص قرآن مجيد, سال 1347.
7. مابعدالطبيعه, سال 1347, (ترجمه).
8. فلسفه عمومى يا مابعدالطبيعه, سال 1370, (ترجمه).
9. هفتاد مقاله, 2جلد, سال 1370ـ1371 (با همكارى ايرج افشار).
10. نگاهى به پديدارشناسى و فلسفه هاى هست بودن (ترجمه).
11. منادولوژى از لايب نيتس, سال 1375.
12. شكاكان يونان, سال 1376.
13. تاريخ فلسفه قرون وسطى, سال 1376, (ترجمه و تلخيص). (براى اطلاع بيشتر, ر.ك: مهدوى نامه, به اهتمام حسن سيد عرب و على اصغر محمدخانى, انتشارات هرمس, 1378)
استاد مهدوى از ابتداى راه اندازى دوره دكتراى فلسفه كه به همت خود ايشان تأسيس شده بود, به تدريس در آن دوره مشغول شد. وى پس از عمرى تلاش و درخششى سبز در مهر 1352 بازنشسته شد. نام دكتر مهدوى در زمره نخستين آموزگاران خردورزى و فلسفه رسمى در عصر اخير هميشه ماندگار خواهد بود.
وى در سن 92 سالگى حيات را بدرود گفت و در صبح گاه روز 26 تيرماه 79 بر روى دستان اساتيد و دانشجويان و مردم قدرشناس تهران تشييع شد. يداللّه جنّتى
* آيت اللّه سيّد محمّدرضا كشفى
فيلسوف بزرگوار, آيت اللّه حاج سيّد محمّدرضا كشفى (ره) در سال 1311 شمسى در تهران و در خانواده اى روحانى ديده به جهان گشود. پدرش آيت اللّه حاج سيّد مهدى فرزند آيت اللّه سيّد ريحان اللّه كشفى, فرزند علامه سيّد جعفر كشفى بوده است.
وى تحصيلات مقدماتى را در تهران و در مدرسه مروى پشت سر نهاد و پس از آن در سال 1327 ش به قم مهاجرت نمود و تحصيلاتش را پيش برد و پس از آن در درس خارج آيت اللّه شيخ عبدالنبى عراقى شركت كرد.
وى در سال 1331 به نجف اشرف سفر كرد و از محضر آيات عظام: خوئى, سيّد نصراللّه مستنبط, ميرزا هاشم آملى,سيّد يحيى يزدى و ميرزا باقر زنجانى استفاده نمود.
معظم له بعد از اتمام تحصيلات خود در فقه و اصول و رسيدن به مرتبه اجتهاد, به تهران بازگشت و در درس فلسفه آيت اللّه آقاى حاج سيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى و علامه شعرانى و آيت اللّه ميرزا احمد آشتيانى و در درس عرفان حكيم شيرازى و استاد الهى قمشه اى حاضر شد و در فلسفه از آيت اللّه رفيعى قزوينى اجازه دريافت كرد.
ايشان داراى اجازات متعددى از آيات عظام: سيّد يحيى يزدى, سيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى, امام خمينى, خويى و سيّد احمد خوانسارى مى باشد.
آثار قلمى ايشان حدود بيست جلد كتاب در فلسفه متعاليه و ديگر علوم اسلامى است كه برخى از آنها عبارتند از:
1. كنكاش عقل نظرى;
2. چرا آئينه ها نشان نمى دهند؟ (4 ج)
3. كتاب ناب در نقد آراء فلسفى و عرفانى گذشتگان از نظر عقلى و تأسيس يك مكتب جديد. (2 ج)
سرانجام معظم له در سن 68 سالگى, در روز دوشنبه 26 ارديبهشت 1379 (دهم صفر 1421 قمرى) زندگى را وداع گفت و پس از تشييع در تهران و قم و نماز آيت اللّه جوادى آملى, در قبرستان باغ بهشت سر به تيره تراب نهاد.
* آيت اللّه سيّد محمّد تقى كشفى
آيت اللّه آقاى حاج سيّد محمّد تقى كشفى (ره) از ائمه جماعات و علماى تهران به شمار مى رفت. ايشان در سال 1304 شمسى در بروجرد در بيت علامه بزرگوار آيت اللّه سيّد جعفر كشفى ديده به جهان گشود.
در سال 1320 به تحصيل علوم دينى روى آورد. مقدمات را در بروجرد ,نزد مرحوم فيضى و مرحوم مجاهدى فراگرفت و در زمان مهاجرت آيت اللّه بروجردى به قم (سال 1326) به قم رفت و لمعتين را نزد آيت اللّه شهيد صدوقى (ره) و رسائل را نزد آيت اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى يزدى (ره) و مكاسب را نزد آيت اللّه سلطانى طباطبايى و كفايتين را نزد مرحوم مجاهدى و مرحوم آيت اللّه شيخ عبدالجواد اصفهانى و خارج اصول را نزد آيات عظام: امام خمينى(ره) و محقق داماد(ره) و حجت كوه كمره اى(ره) و خارج فقه را نزد آيات عظام: بروجردى و امام خمينى و حجت كوه كمره اى فرا گرفت و به درجه اجتهاد نايل آمد. همزمان فلسفه و كلام و تفسير را نزد آيت اللّه علامه طباطبايى آموخت.
وى تا سال 1334 شمسى در قم به تحصيل و تدريس سطوح عاليه اشتغال داشت; تا اينكه به دستور آيت اللّه بروجردى و به درخواست عده اى از مردم تهران, براى اقامه نماز و تصدى امور شرعيه به آن شهر رفت و 45 سال در مسجد سادات, واقع در ميدان زندان قصر به اقامه نماز و تدريس پرداخت و آن مسجد را به طرز باشكوهى تجديد بنا نمود.
معظم له از بسيارى از بزرگان شيعه اجازات متعدد روايى, اجتهادى و امور حسبيه دريافت داشت كه از جمله آنها آيات عظام: شيخ آقا بزرگ تهرانى, شيخ عبدالنبى عراقى, خويى, امام خمينى, شريعتمدارى, سيّد عبدالهادى شيرازى,شاهرودى, گلپايگانى, حكيم, ميرسيّدعلى يثربى, به خصوص آيت اللّه بروجردى بوده اند.
ايشان سراسر عمرش را به تحصيل, تدريس, تحقيق و تبليغ دين گذراند و موفق شد تا شاگردان ممتازى تربيت و كتاب هاى ارزنده اى را تصحيح و احياء كند كه برخى از آنها عبارتند از:
1. مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى (ره).
2. تحفه طوسيه.
3. هدية الزائرين.
4. بهج الصباغه فى شرح نهج البلاغه, علامه شوشترى (ره).
5. مسالك الافهام.
6. مبسوط شيخ طوسى (ره).
7. مغنى المغنى آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمّد بروجردى (ره).
8. سنابرق, علامه سيّد جعفر كشفى (ره).
9. اجابة المضطرين.
10. تنظيم فهرست تذكره علامه.
11. الجلد اول و دوم روضات الجنات.
12. بينات الفريد, علامه فريد گلپايگانى.
13. تفسير سوره حشر.
14. تفسير سوره حديد, صف, تغابن و رساله اى در ولايت.
15. اثبات صانع و مراتب توحيد.
16. تفسير سوره اسراء, مؤمنون, ملك.
17. العقد المنير فى مايتعلّق بدراهم و الدّنانير, آيت اللّه آقاى حاج سيّد موسى مازندرانى (ره).
18. شرح ابن ميثم بر نهج البلاغه.
19. شرح حال آيت اللّه علامه سيّدجعفر كشفى (ره).
سرانجام در سن 75 سالگى در روز دوشنبه 26 ارديبهشت 1379 (دهم صفر 1421 قمرى) بدرود حيات گفت و پس از تشييع با شكوهى در تهران و پس از آن در قم و نماز آيت اللّه جوادى آملى در قبرستان باغ بهشت به خاك سپرده شد.
سيّد محمّدصالح صدر آل داوود
***اخبار علمى فرهنگى* انتشار نشريه ذهن
(ذهن) به صاحب امتيازى پژوهشگاه فرهنگ و انديشه, نخستين شماره فصلنامه تخصصى معرفت شناسى و دانش هاى همگن اسلامى و به مدير مسوؤلى على اكبر رشاد و با همكارى شوراى نويسندگان منتشر شد.
در بخشى از سرمقاله, اهداف اين نشريه چنين آمده است:
1. بازپژوهى و بازپيرايى, تنسيق و ساماندهى, تعميق و توسعه مبانى و مباحث معرفت شناسى اسلامى و اهتمام در جهت دستيابى به تبيين هايى تازه در اين حوزه, با لحاظ مكاتب و مناظر و مباحث معرفت شناختى معاصر و جديد;
2. مطالعه تطبيقى و ارزيابى علمى نحله ها و نظريه هاى معرفت شناختى كلاسيك, جديد و معاصر با هم, از سويى و با نظريه هاى اسلامى از ديگر سو;
3. گسترش زمينه تعاطى آراء و تضارب افكار در قلمرو معرفت شناسى, از طريق طرح عالمانه مباحث و نظرات گوناگون و برقرارى ارتباط زنده و سازنده ميان صاحب نظران در داخل و خارج;
4. تبيين نقاط, مبانى و لوازم تلاقى آراء و نظريه هاى معرفت شناختى با انديشه دينى ـ فلسفى اسلامى و پاسخ گويى به شبهات و تشكيكات مطرح.
همچنين محورهاى درج مقالات اين فصلنامه, چنين تعريف شده است: تعاريف و اطلاقات, پيشينه و تطورات, موضوع و مسائل, هدف و كاركردها و اقسام معرفت شناسى و رويكردهاى مختلف معرفت شناختى. همچنين تحليل معرفت (اطلاقات و تعاريف معرفت و واژگان معادل, تئورى هاى معنا …), مبدأ و كيفيت تكوين معرفت, امكان و گستره معرفت (رئاليسم ساده, رئاليسم پيچيده, شكاكيت, نسبى گرايى, ايدآليسم), اقسام معرفت, تئورى هاى صدق و تئورى هاى توجيه.
در نخستين شماره (ذهن) با موضوعاتى از جمله: معرفت شناسى, پيشينه و تعاريف; علم حضورى و علم حصولى; صورت طبيعى دادن به معرفت شناسى; با آثارى از آيت اللّه مصباح يزدى, مصطفى ملكيان, آيت اللّه دكتر مهدى حائرى يزدى, كارل پوپر, آلوين پلنتينجا و كواين پرداخته شده است.
آينه پژوهش ورود (ذهن) را به خانواده مطبوعات تخصصى, تبريك گفته, دوام نشر آن را از خداوند عليم مسئلت مى نمايد.