بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 9

معرفى هاى گزارشى


كليات غدير در آئينه كتاب: معرفى 511 كتاب مستقل درباره غدير.
محمد انصارى,چاپ اوّل, قم, دليل ما, 1380, 504ص, وزيرى.
مجموعه حاضر مشتمل بر معرفى 511 عنوان است كه درباره حضرت على(ع) و غديرخم در كشورهاى ايران, هند, پاكستان, عراق, لبنان, بحرين, بنگلادش, تانزانيا, انگلستان, مصر و نروژ به چاپ رسيده است. اين كتاب به ترتيب حروف الفباى فارسى, حاوى اين اطلاعات است: عنوان كتاب (به فارسى و معادل آن به زبان چاپ شده), نگارنده, سال نشر, محل نشر, ناشر, زبان كتاب, نوع چاپ, توضيحى درباره كتاب و موضوع هاى اصلى آن, و تصويرى از جلد كتاب. در ابتداى كتاب, گردآورنده, هدف خويش, و همچنين مراحل گردآورى را شرح داده و در خاتمه كتاب فهرست كتاب ها, فهرست اعلام, اماكن و منابع آمده است.فقه و اصول ارتداد در اسلام عيسى ولائى,چاپ اوّل, تهران, نشر نى, 1380, 278ص, رقعى.
در اين كتاب, مبحث ارتداد در اسلام از منظر حقوقى بررسى و تبيين مى شود. نگارنده در بخشى از كتاب اذعان مى دارد كه در مفهوم ارتداد و مصاديق آن و نيز احكام ارتداد و كيفيت اجرا, اتفاق نظرى وجود ندارد و نويسنده بر اين باور است كه در جهان امروز كه علم و دانش تكامل پيدا كرده و نوعاً اشكالات را صاحبان نظر و انديشه براساس شبهات معقول مطرح مى كنند, زمينه اى براى ارتداد وجود ندارد. وى ادامه مى دهد كه امروز غفلت متوليان امور دينى از اين حقيقت كه دين نيازمند زبان جديد است و بايد زبان نسل جديد را فهميد و با زبان آنان دين را عرضه كرد, باعث ابتلاى عده اى به ترديد و انكار شده است. مباحث كتاب از اين قرار است: تعاريف و سابقه موضوع; موجبات; انواع و شرايط ارتداد; حدود و تعزيرات; واكنش ها و آيين دادرسى, و علل سخت گيرى اسلام در باب ارتداد.
تحليلى حقوقى شهادت در مذهب اماميه
عباس قاسمى حامد,چاپ اوّل, تهران, ققنوس, 1380, 120ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب ضمن بررسى مبانى و علل تأييد شهادت در فقه اماميه, كوشيده است قلمرو و اقسام شهادت را با استناد به منابع فقهى تبيين كند. كتاب در سه بخش سامان يافته است: در بخش نخست كه كليات عنوان گرفته ابتدا به تعريف و مشخصات, سپس كيفيت اثبات شهادت و قلمرو آن بازگو مى شود. در بخش دوم انواع شهادت ـ قطعيه و ظنيه ـ تشريح مى گردد. بخش سوم به علل تفاوت ارزش شهادت در موضوعات مختلف اختصاص مى يابد.
مبانى فقهى اقتصاد اسلامى
محمدمهدى كرمى, محمد پورمند,چاپ اوّل, تهران, سمت, 1380, 252ص, وزيرى.
كتاب حاضر با كليات و تعاريفى درباره علم اقتصاد و اقتصاد اسلامى آغاز مى شود. سپس شرحى از قواعد فقهى و احكام و قوانين اسلامى در خصوص مالكيت, بازرگانى, قراردادهاى بازرگانى, محيط زيست, منابع طبيعى و بخش عمومى اقتصاد فراهم مى آيد, ضمن آن كه مقايسه اى ميان نظام اقتصاد اسلامى با ديگر نظام هاى اقتصادى صورت مى گيرد. در ادامه مؤلف با بررسى عدالت از ديدگاه اسلام, به راهكارهاى تحقق عدالت اقتصادى اشاره مى كند. كتاب با مطالبى در باب نظام مالى اسلام, مبانى فقهى احكام مربوط به امور مالى و نظام بانكدارى اسلامى به پايان مى رسد.

رسائل فقهى
محمدتقى جعفرى تبريزى,چاپ اوّل, قم, تهذيب, مؤسسه علامه جعفرى, كرامت, 1380, 360ص, وزيرى.
رسائل فقهى, شامل مجموعه اى از مقالات و سخنرانى هاى مرحوم محمدتقى جعفرى در باب مسائل فقهى است كه برخى از آن ها, پيش از اين در كتاب منابع فقه منتشر شده بود. كتاب در يازده فصل سامان يافته كه برخى از عناوين آن بدين قرار است: طهارت اهل كتاب; حكم ذبايح اهل كتاب; عدم انحصار مواد نه گانه زكات; قاعده لاضرر و لاضرار; حليت و حرمت گوشت انواع حيوانات; بحثى درباره امر به معروف و نهى از منكر; حرمت سقط جنين و مسئوليت مدنى ناشى از جرم كودكان بزهكار در فقه و حقوق اسلامى.
فقه زندگى) گفت وگوهايى با آيةاللّه العظمى سيد محمدحسين فضل الله
احمد احمد, عادل قاضى, مترجم: مجيد مرادى,چاپ اوّل, قم, 1380, 292ص, وزيرى.
كتاب, حاوى گفت وگويى است با آيةاللّه سيد محمدحسين فضل الله درباره مسائل و موضوعات مختلف فقهى. مطالب كتاب ذيل اين عناوين سامان يافته است: فقه تقليد; فقه پاكى و ناپاكى; فقه خانواده; فقه هجرت; فقه مطبوعات; فقه بازار; فقه روابط; فقه پزشكى; فقه هنر; فقه امور جنسى; فقه ادبيات; فقه انتخابات; فقه ورزش; فقه شعائر و فقه اعتقادات.
مطالعه تطبيقى حقوق جزاى عمومى اسلام و حقوق موضوعه
جلال الدين قياسى, حميد دهقان, قدرت الله خسروشاهى,چاپ اوّل, قم, پژوهشكده حوزه و دانشگاه, 1380, 408ص, وزيرى.
نوشتار حاضر, جلد نخست از مجموعه مطالعه تطبيقى حقوق جزاى عمومى است كه طى آن كلياتى در باب حقوق جزا بيان شده است. در مقدمه كتاب آمده است: مطالب كتاب حاضر (جلد اول) نسبت به مجلدات آينده وجه اشتراك كم ترى با فقه اسلامى دارد; زيرا اين جلد به مباحث عمومى اختصاص دارد. در پاره اى از مباحث مانند: تقسيمات حقوق جزا, تاريخ حقوق جزا, تعريف حقوق جزا و امثال آن, به واقع حقوق شناسى است نه حقوق, به همين جهت اين گونه مباحث وجه مشتركى با فقه ندارد و اصولاً تقسيم آن به اسلامى و غير اسلامى صحيح نيست; زيرا علمى است كه نگاه پسينى به حقوق دارد و از علوم درجه دوم محسوب مى شود. … نو بودن بسيارى از مباحث كه هيچ سابقه فقهى روشنى ندارد و نيز پيچيده بودن برخى مسائل مانند: صلاحيت قانون كيفرى در مكان ـ كه در كتب فقهى با معيارهاى ديگرى مطرح و در حال حاضر عناصر فراوانى به موضوع آن اضافه شده است ـ بحث و بررسى در خصوص آن را دشوار مى سازد. كتاب با اين موضوعات تدوين شده است: كليات; تاريخ تحولات حقوق كيفرى; تقسيمات حقوق جزا و شعبه هاى آن; قلمرو حقوق جزا در زمان و مكان; نظام كيفرى اسلام, فلسفه مجازات. فلسفه و كلام
دين ستيزى نافرجام (نقد كتاب تولدى ديگر)
مصطفى حسينى طباطبايى,چاپ اوّل, تهران, روزنه, 1380, 194ص, رقعى.
دين ستيزى نافرجام نقدى است بر كتاب (تولدى ديگر) نوشته شجاع الدين شفا. در كتاب تولدى ديگر ـ كه در حوزه اديان به ويژه دين اسلام به نگارش درآمده ـ نويسنده كتاب خود را چنين معرفى مى كند: (كتاب حاضر با اين انگيزه نوشته شده است كه تا آن جا كه بتواند راهنماى فكرى نسل نوخاسته اى باشد كه در كوتاه زمانى پا به قرنى تازه خواهند گذاشت.) اما منتقد كتاب: نشان داده است كه در هيچ يك از اديان الهى حتى يك نقطه روشن و آموزش صحيح نمى بيند, هيچ كمالى در پيامبران بزرگ و شخصيت هاى برجسته دينى ملاحظه نمى كند,به آيين هاى سه گانه يهود و مسيحيت و اسلام جز دروغ سازى و افسانه سرايى سخنى را نسبت نمى دهد و با اين روش مى خواهد جامعه ايرانى را به تولدى ديگر فراخواند! نويسنده تولدى ديگر تعصب ضد اسلامى را به جايى رسانده است كه امور روشن تاريخى را انكار مى كند. به عنوان نمونه, درباره فرهنگ درخشان اسلامى در قرون اوليه مى نويسد: (جهان اسلامى در قرن دوم تا ششم تاريخ خود, كانون فرهنگى شكوفا بود كه دانشمندان اسلام شناس قرن اخير, بدان عنوان خودساخته فرهنگ اسلامى داده اند! بى آن كه اين شكوفايى با مذهب ارتباطى داشته باشد)… وى سعى مى كند گزارش هاى تحريف شده يهوديان را به حساب آموزش هاى پاك قرآن گذارد و آيات متعدد قرآنى و آثار اسلامى را كه از تحريف هاى اهل كتاب خبر مى دهند به كلى ناديده مى گيرد. نويسنده در اين نگاشته كوتاه به درستى نشان داده است كه نويسنده (تولدّى ديگر) از مسائل ابتدايى آيين هاى الهى بى خبر است و شگفتا كه با اين همه به نقد آموزه هاى اين اديان پرداخته واسفا بر كسانى كه بدين (تار عنكبوت ها) چنگ مى زنند.معرفت دينى
محمد نصر اصفهانى,چاپ اوّل, اصفهان, فرهنگ مردم, 1380, 144ص, رقعى.
معرفت دينى ـ در دو بخش ـ به مباحثى در باب شناخت و فلسفه دين اختصاص دارد. در بخش نخست مقوله معرفت شناسى با موضوعاتى از اين دست تبيين مى شود: تجربه گرايى, عقل گرايى, شهودگرايى, وحى گرايى, حقانيت اديان, و روش هاى فهم دين. در بخش دوم ذيل عنوان معرفت دينى اين مباحث فراهم مى آيد: مبدأشناسى, اوصاف خداوند, عدل الهى, و جبر و اختيار.

نقد و بررسى هايى درباره انديشه هاى نصر حامد ابوزيد
به اهتمام: سعيد عدالت نژاد,چاپ اوّل, تهران, مشق امروز, 1380, 218ص, وزيرى.
مجموعه حاضر مشتمل بر مقالاتى است در معرفى و نقد نصر حامد ابوزيد, يكى از متفكران نوانديش دينى معاصر. ابوزيد پس از محكوميت در دادگاه مصر به هلند عزيمت كرد و اينك در مؤسسه مطالعات اسلامى لايدن به تحقيق و تدريس مشغول است. مقالات كتاب عبارت اند از: مفهوم النص و تفكر اعتزالى جديد; امام شافعى و بنيان گذارى ايدئولوژى ميانه رو با علم اصول فقه; نقد گفتمان دينى با تحليل گفتمان معاصر; اجتهاد نوين: بررسى كتاب نقد الخطاب دينى; پاسخ به شبهات ابوزيد; رويكرد عقلانى به تفسير قرآن; نگاهى به زندگى و آثار نصر حامد ابوزيد.

اماميه و سياست در نخستين سده هاى غيبت
محمد كريمى زنجانى اصل,چاپ اوّل, تهران, نشر نى, 1380, 280ص, رقعى.
مقالات اين كتاب عمدتاً به ارتباط سياست و دين و تاريخ انديشه هاى اماميه در حوزه سياست مربوط مى شود. افزون بر آن, نگارنده به پاره اى از شبهات موجود در آراى علماى شيعه درباره حكومت, دولت, نظام سياسى و ارتباط آن با مقوله مذهب, پاسخ مى گويد. عنوان برخى از مباحث كتاب از اين قرار است: تاريخ نگارى از منظرى متفاوت; خلافت: ماهيت و مشروعيت آن; فقه سياسى اماميه; تأملى بر نخستين دوران تدوين; سيد مرتضى و مشروعيت همكارى با سلطان جائر; نصيرالدين طوسى و ورطه دو مدعا; جايگاه ولايت در فقه سياسى اماميه و ظهور دولت صفوى; ولايت و نمازجمعه و حليت خراج.

از شور و شكفتن
به اهتمام: رضا اسدپور,چاپ اوّل, تهران, اهل قلم, 1380, 160ص, رقعى.
نوشتار حاضر بازنويسى كتاب تمهيدات اثر عين القضاة همدانى است كه در قرن ششم هجرى تأليف شده است. عين القضاة همدانى در تمهيدات طى ده تمهيد, اصول طريقت و اسرار عرفانى را شرح نموده است. وى ضمن اين مطالب, شرح و تفسيرى نيز از آيات قرآن و احاديث نبوى به دست داده, افزون بر آن, مطالب كتاب را با تشبيهات, تمثيلات و اشعار فارسى و عربى مشحون ساخته است. ده تمهيد كتاب بدين شرح است: فرق علم مكتسب با علم لدنى; شرط هاى سالك در راه خدا; آدميان بر سه گونه فطرت آفريده شده اند; خود را بشناس تا خدا را بشناسى; شرح اركان پنج گانه اسلام; حقيقت و حالات عشق; حقيقت روح و دل; اسرار قرآن و حكمت خلقت قرآن; بيان حقيقت ايمان و كفر; اصل و حقيقت آسمان و زمين. فلسفه اخلاق در قرن بيستم
مرى وارنوك, مترجم: ابوالقاسم فنايى, چاپ اوّل, قم, بوستان كتاب قم, 1380, 376ص, وزيرى.
مخاطبان در اين كتاب, گزارشى تاريخى, تحليلى و انتقادى در باب اهم مباحث فلسفه اخلاق را از سال 1903 به بعد مطالعه خواهند كرد. در ابتداى كتاب آمده است: بررسى فلسفى موضوعات اخلاقى و به تعبير ديگر اخلاق فلسفى عمرى طولانى دارد و همواره مورد توجه فيلسوفان و متفكران بوده است. اما توجه به مسائلى از قبيل: تعريف و تحليل مفاهيم اخلاقى, سرشت گزاره هاى اخلاقى, زبان اخلاق و كاركرد آن, و رابطه علم و اخلاق… كه در حقيقت مبادى تصورى و تصديقى علم اخلاق را تشكيل مى دهند, كارى بيرون از حوزه علم اخلاق و متعلق به معرفت هاى درجه دوم است. فلسفه اخلاق به معنى بررسى مسائل مذكور, گرچه به لحاظ تاريخى از علم اخلاق متأخر است, اما به لحاظ منطقى بر آن مقدم است و در حقيقت فلسفه اخلاق, منطق علم اخلاق است… پس به همان دليلى كه علم اخلاق ضرورى است, فلسفه اخلاق نيز ضرورى است. خانم مرى وارنوك (از فيلسوفان اخلاق معاصر) عمدتاً اين موضوعات را در كتاب مطرح كرده است: احساس گرايى; در پى احساس گرايى; روان شناسى اخلاق و اگزيستانسياليزم: ژان پل سارتر. در انتهاى كتاب يادداشت هاى فصل ها, همچنين ارزيابى مترجم از ديدگاه هاى خانم وارنوك به چاپ رسيده است. اخلاق و تعليم و تربيت
اخلاق در قرآن: فروع مسائل اخلاقى
ناصر مكارم شيرازى,چاپ اوّل, قم, مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع), 1380, 468ص, وزيرى.
مباحث جلد سوم از مجموعه (اخلاق در قرآن) در باب فروع مسائل اخلاقى است. در اين كتاب پاره اى از فضايل و رذايل اخلاقى با استناد به آيات قرآن كريم تبيين گرديده, سپس آثار و پيامدهاى هر يك از آن ها در دنيا و آخرت توضيح داده شده است. براى مثال, ذيل عبارت (حلم و غضب) ابتدا متن عربى آيات مربوط به حلم و غضب, سپس ترجمه و تفسير آن آمده است. در ادامه, مبحث مذكور در روايت اسلامى پى جويى شده, پيامدهاى منفى غضب, اسباب و انگيزه هاى آن و در خاتمه نحوه درمان آن ذكر شده است. عناوين ساير موضوعات از اين قرار است: جاه طلبى, بهانه جويى و لجاجت, كفران نعمت و سپاسگزارى, غيبت, حسن خلق و كج خلقى, امانت و خيانت, صدق و راستى, دروغ و آثار و عواقب آن, وفاى به عهد و پيمان شكنى و غيره. قرآن و تفسير
پژوهشى پيرامون تاريخ علم تجويد
مرادعلى شمس,چاپ اوّل, تهران, قديانى, 1380, 176ص, رقعى.
پژوهش حاضر در سه فصل و يك پيوست تدوين شده است: فصل نخست به معناى لغوى و اصطلاحى تجويد, قرائت و آواشناسى اختصاص دارد. تطورات و ابداعات در زمينه آواشناسى و تجويد, نگاهى به تاريخچه علم قرائت و ديدگاه فقها نسبت به تجويد از ديگر مباحث فصل اول است. در فصل دوم تاريخچه دانش تجويد, در سه دوره ذيل اين عناوين بازگو مى شود: تجويد با قرائت, دوره استقلال تجويد و اختلاط تجويد با آواشناسى. فصل سوم به كتابشناسى تاريخى دانش تجويد اختصاص مى يابد كه طى آن بيش از دويست كتاب تجويدى از اوايل قرن چهارم تا به حال معرفى مى گردد. سيرى در تاريخچه وقف و ابتدا مبحثى است كه در پيوست كتاب به طبع مى رسد.ظاهر قرآن; باطن قرآن
محسن ميرباقرى,چاپ اوّل, تهران, رايزن, 1380, 320ص, وزيرى.
در اين كتاب نخست مؤلف بر اين نكته تأكيد مى كند كه عبارات قرآنى براى همگان قابل فهم است, سپس به اين مطلب مى پردازد كه آرايه هاى ادبى همچون مجاز و استعاره در حوزه ظاهرند و ارتباطى الزامى با معانى باطنى ندارند. در ادامه نيز رهنمودهايى براى درك و فهم عبارت قرآن ارائه مى كند. كتاب با بررسى و تبيين دو مبحث ذيل به پايان مى رسد: 1. باطن قرآن, منافاتى با ظاهر آن ندارد و معنى باطنى نبايد به گونه اى تلقى شود كه موجب نفى ظاهر و يا حتى بى اهميتى آن گردد; 2. نسبت دادن معنايى خارج از دلالت لفظ ـ اعم از دلالت هاى حقيقى, مجازى, تطبيقى, تضمينى, التزامى و… ـ به قرآن كريم براى عموم روا نمى باشد. عيار نقد بر ترجمان وحى
هادى حجت,چاپ اوّل, تهران, فرهنگ گستر, 1380, 170ص, رقعى.
در اين كتاب ضمن مرورى بر ترجمه هاى قرآن كريم, برخى از آن ها, معرفى و نقد شده اند. نگارنده ابتدا تعريفى از ترجمه, و تاريخچه ترجمه قرآن كريم را عرضه كرده است; سپس معرفى و نقد برخى ترجمه هاى كهن قرآن كريم را گزارش كرده است از جمله ترجمه تفسير طبرى, قرآن قدس, تفسير و ترجمه قرآن پاك, ترجمه نسخه كمبريج و…. در ادامه آنچه آمد نقد برخى از ترجمه هاى فارسى معاصر قرآن كريم است مانند: ترجمه الهى قمشه اى, ترجمه بصيرالملك, ترجمه معزى, ترجمه پاينده, ترجمه ياسرى, ترجمه مصباح زاده و…. در انتهاى كتاب فهرست مقالات و نمايه موضوعى مقالات منتشر شده درباره ترجمه قرآن كريم در نشريات ايران تا سال 1378 به چاپ رسيده است. آيات الاحكام (حقوقى و جزايى)
ابوالقاسم گرجى,چاپ اوّل, تهران, ميزان, 1380, 324ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب به توضيح و تفسير پاره اى از آيات قرآن پرداخته كه مضمون آن ها بيان احكام و تكاليف شرعى است. علاوه بر اين, ديدگاه علماى شيعه اماميه درباره آيات حقوقى و احكام مربوط به آن, بررسى شده است. احكام حقوقى مورد بحث در ارتباط با موضوعاتى از اين قبيل است: بيع و ربا, كم فروشى, رهن, صلح, امانت, وصيت, شهادت, عهد و پيمان و ارث. احكام جزايى مورد بحث نيز عبارت اند از: حدود, قصاص, ديه و قضاء و شهادات. تفسير الهادى الى الحق المبين: خطابات خدا در قرآن به اهل ايمان
حسن صراف زاده كاشانى,چاپ اوّل, قم, دارالغدير, 1380, 680ص, وزيرى.
اين كتاب ترجمه و تفسيرى است از تعدادى از آيات قرآن كريم (سوره بقره, مجادله, روم, آل عمران و مائده) كه نگارنده علاوه بر آن شأن نزول آيات, پرسش و پاسخ هايى را ذيل هر يك از آيات تفسير شده, آورده است. اين كتاب با استناد به آيات قرآن كريم, روايات و تفاسير قرآن (الكشاف, الجواهر فى تفسير قرآن طنطاوى, تفسير كبير, تفسير نورالثقلين, مجمع البيان و…) تدوين شده است. تفسير راهنما: روشى نو در ارائه مفاهيم و موضوعات قرآن
اكبر هاشمى رفسنجانى, [و ديگران],چاپ اوّل, قم, بوستان كتاب قم, 1380, 650ص, وزيرى.
در جلد چهاردهم از مجموعه تفسير راهنما ترجمه و تفسير سوره عنكبوت, روم, لقمان, سجده و احزاب به طبع رسيده است. در اين تفسير, ابتدا متن عربى آيات, سپس ترجمه و تفسير كوتاه آن گزارش مى شود, آن گاه برداشت هاى مختلف ادبى, لغوى, و شأن نزول آيات درج مى شود. كتاب همانند جلدهاى پيش همراه است با نمايه موضوعى دقيق و كارآمد. علامه شُبّر(ره) و تفاسير سه گانه
محمدعلى رضايى كرمانى,چاپ اوّل, تهران, تابان, 1380, 264ص, وزيرى.
اين كتاب داراى چهار فصل است: در فصل نخست كتاب, شرح احوال و آثار علامه شُبّر به طبع رسيده است. همچنين بخشى از آن مربوط به فهرست منابع و مأخذى است درباره علامه شبّر و آثار وى. در فصل دوم و سوم درباره دو كتاب ايشان يعنى صفوه التفاسير (تفسير كبير) و الجوهر الثمين (تفسير وسيط) اين مباحث مطرح مى گردد: ساختار تفسير, ويژگى هاى نسخه هاى خطى اين تفاسير, روش تفسيرى, گرايش فقهى و كلامى در تفاسير, علوم قرآن و منابع و مأخذ. فصل چهارم نيز مشتمل بر 12 مبحث درباره تفسير وجيز است. اين مباحث عبارتند از: نگاهى گذرا به تفسير وجيز; درباره نسخه هاى خطى و چاپى تفسير وجيز; ديدگاه برخى از دانشمندان و قرآن پژوهان درباره تفسير وجيز; مبنا و روش ادبى در تفسير وجيز; تفسير وجيز و ويژگى هاى تفسير مزجى; چگونگى شرح جمله ها و آيه هاى تكرارى در تفسير وجيز; جايگاه روايت در تفسير وجيز; جايگاه كلام در تفسير وجيز; جايگاه فقه در تفسير وجيز; علوم قرآن در تفسير وجيز; منابع و ماخذ تفسير وجيز و بررسى تطبيقى به تفسير كبير, وسيط و وجيز علامه شبّر(ره). المدرسه القرآنيه يحتوى على التفسير الموضوعى للقرآن الكريم: وبحوث فى علوم القرآن و مقالات قرآنيه
محمدباقر صدر,چاپ اوّل, قم, پژوهشگاه علمى تخصصى شهيد صدر(ره), 1380, 376ص, وزيرى.
اين مجموعه مشتمل است بر تمام مباحث قرآنى كه از بيان و بنان متفكر بزرگ معاصر, شهيد آيت اللّه سيد محمدباقر صدر تراويده است. گسترده ترين آنها بحث بسيار مهم وى درباره تفسير موضوعى و چگونگى هاى آن و به دنبال تبيين بحث ارجمند سنت هاى تاريخى از ديگاه قرآنى به عنوان نمونه بحث است, سپس بحث هايى است كه وى به عنوان متن درسى و يا به گونه مقاله نگاشته بودند, كه عناوين برخى از آنها چنين است: سنن تاريخى در قرآن كريم; حب خداوند و حب دنيا; نزول قرآن كريم; اسباب نزول قرآن كريم; تحرير قرآن كريم; مكى و مدنى بودن سوره هاى قرآن; تاريخ گردآورى قرآن كريم; اعجاز قرآن كريم; تفسير و تأويل قرآن كريم; ويژگى هاى مفسران قرآن; تفسير در عصر رسول خدا(ص) و عمل صالح در قرآن كريم. بارى, اين كتاب اثرى است عميق و دقيق و در مجموعه نگاشته هاى قرآنى اثرى ممتاز. باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن
عبدالكريم بى آزار شيرازى,چاپ اوّل, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1380, 526ص, وزيرى.
نگارنده در اين كتاب به جايگاه علم باستان شناسى و اهميت آن در شناسايى آن دسته از محيط هاى جغرافيايى اشاره مى كند كه در قرآن كريم گاه به اجمال با عنوان مطلع الشمس و مغرب الشمس و ادنى الارض و گاه به طور معين ـ مانند مصر, سينا, مكه, بدر, حنين, سبا و ـ از آن ها ياد شده است. به باور نگارنده: اهميت و شناخت جغرافياى تاريخى, وقتى روشن مى شود كه بدانيم در گذشته به علت عدم شناخت جغرافياى تاريخى قرآن, مفسران و مورخان اماكن گوناگونى را براى هريك از قصص قرآن ذكر كرده اند; چنان كه براى محل فرود كشتى نوح و غار اصحاب كهف, نقاط مختلفى را نقل كرده اند كه بعضى از آن ها با آيات قرآنى منطبق نيست. نگارنده در اين كتاب, مكان هاى تاريخى را برحسب محل كاوش باستان شناسان به ده ناحيه تقسيم كرده, ذيل هريك داستان هايى را كه در قرآن كريم درباره آن ها نقل شده, درج مى كند. اسامى ده ناحيه مذكور از اين قرار است: باستان شناسى و جغرافياى تاريخى قرآن در فنقيه, اردن, مصر, عربستان, احقاف و سبا, تركيه, آسياى ميانه, ايران و باستان شناسى كهن ترين نسخ تورات و انجيل و قرآن و نامه هاى پيامبر(ص). گفت وگو و تفاهم در قرآن كريم: روش ها, الگوها و دستاوردهاى گفت وگو
محمدحسين فضل الله; مترجم: حسين ميردامادى,چاپ اوّل, تهران, هرمس, مركز بين المللى گفتگوى تمدن ها, 1380, 452ص, وزيرى.
كتاب حاضر ترجمانى است از الحوار فى القرآن الكريم, تأليف آيةاللّه سيد محمدحسين فضل الله ـ رهبر شيعيان لبنان ـ كه با موضوع روش گفت وگو از ديدگاه اسلام به طبع رسيده است. نگارنده در اين كتاب با استناد به آيات قرآن كريم و روايات, كوشش كرده است تا ضمن به دست دادن الگويى از روش هاى بحث و گفت وگوى پيامبر اسلام(ص) با ملحدان, بت پرستان, اهل كتاب و مخالفان, دست آوردها و پيامدهاى آن را تشريح كند. كتاب به نوعى, روش شناسى گفت وگو, روش تبليغ دينى و روش مناظره محسوب مى شود. همچنين مى توان آن را منبعى براى تهيه سمينارها و همايش هاى مختلف با موضوعاتى از اين قبيل تلقى كرد: مدارا و نرمش, اسلام و عدم خشونت, جامعه شناسى توحيدى, جامعه شناسى الحادى و جامعه شناسى سرمايه دارى و استكبارى. عناوين برخى مباحث كتاب بدين قرار است: گفت وگو و جدل; فضاى طبيعى گفت وگو; جريان گفت وگو با اصول عقيده اسلامى; گفت وگو در قالب پرسش و گفت وگوى داستانى در قرآن كريم. معاد در قرآن
عبدالله جوادى آملى,چاپ اوّل, قم, اسراء, 1380, 528ص, وزيرى.
در چهارمين جلد از مجموعه تفسير موضوعى قرآن كريم كه با عنوان معاد در قرآن به طبع رسيده, شرح و تفسيرى از آيات مرتبط با معاد با استناد به روايات و آيات قرآن فراهم آمده است. افزون بر آن, نظرات برخى از مفسران شيعه و سنى از جمله شيخ طوسى, شيخ بهايى, ملاصدرا, ابراهيم قمى, سيوطى, شاه آبادى, قمشه اى, فيض كاشانى, هاشم بحرانى و عياشى سمرقندى در اين باب ذكر شده است. طلاب حوزه هاى علميه و علاقه مندان به تفسير, كتاب را با اين موضوعات مطالعه مى كنند: معاد; دنيا و آخرت; منكران معاد; امكان معاد; ضرورت وقوع معاد; مرگ, قبر و برزخ; شهيد و شهادت; نشانه هاى قيامت; نام و حوادث قيامت; گواهان رستاخيز; سؤال در قيامت و نامه اعمال. پايان بخش كتاب فهرست تفصيلى موضوعات, آيات, روايات, اشعار, اعلام, كتب و منابع به چاپ رسيده است. تبليغ در قرآن و حديث
محمد محمدى رى شهرى; مترجم: على نصيرى,چاپ اوّل, قم, دارالحديث, 1380, 472ص, وزيرى.
در اين كتاب, با استناد به آيات قرآن كريم و روايات معصومين, مبانى تبليغ دينى و جايگاه آن در اسلام بيان شده است. افزون بر آن, مؤلف با اشاره به منزلت مبلغ, رهنمودهايى براى موفقيت مبلغان فراهم آورده است. عناوين كتاب بدين قرار است: رسالت اصلى مبلغ, ابزارهاى تبليغ (شعر, گفت وگو, قلم, سخنرانى و اندرز دادن), آداب تبليغ, آفات تبليغ (ناهمگونى كردار با گفتار, دروغ گويى, كتمان علم, طولانى كردن و درخواست مزد), و آثار تبليغ عملى. التنميه الاقتصاديه فى الكتاب والسنه
محمد محمدى رى شهرى,چاپ اوّل, قم, دارالحديث, 1380, 692ص, وزيرى.
در اين كتاب, بخشى از آيات قرآن كريم, روايات, و ديدگاه هاى فقها در باب اقتصاد اسلامى با شرح و توضيحاتى از مؤلف به طبع رسيده است. عناوين تعدادى از مباحث كتاب از اين قرار است: تعريف اقتصاد و اقتصاد اسلامى, ويژگى هاى اقتصاد اسلامى; نقش دولت در اقتصاد اسلامى; مبادى حقوقى ـ اعتقادى ـ اجتماعى رشد اقتصادى; مبادى عبادى رشد اقتصاد اسلامى; و موانع و آفات رشد اقتصادى. كتاب به زبان عربى به طبع رسيده است. المجازات النبويه
محمد بن حسين شريف الرضى,چاپ اوّل, قم, دارالحديث, 1380, 464ص, وزيرى.
شريف رضى در اين كتاب 363 حديث نبوى را بحث و بررسى نموده و طى آن مفاهيم هر حديث و معانى استعارى آن را يادآور شده است. همچنين نكات بلاغى احاديث مورد نظر را خاطرنشان كرده است. نگارنده همچنين در خصوص هريك از احاديث, سلسله روايت و اقوال مختلف آن را نقل كرده, همچنين كوشيده است با پيش كشيدن فنون بلاغت, منظور اصلى احاديث را آشكار سازد. در تصحيح اين كتاب, ارجاعات و منابع مختلف در پانوشت آمده است. فهرست مصادر و منابع در انتهاى كتاب جمع شده است. تاريخ و شرح حال سيلان, بابك, مشكين
مقصود اثنى عشرى خياوى,چاپ اوّل, اردبيل, باغ انديشه, 1380, 326ص, وزيرى.
كتاب حاوى اطلاعاتى است درباره ويژگى هاى جغرافيايى منطقه سبلان و جنبه هاى مختلف اجتماعى, تاريخى, مذهبى و فرهنگى مشكين شهر. مهم ترين مطالب كتاب از اين قرار است: سبلان در حماسه و ادبيات و افسانه, سبلان در تاريخ و كتاب ها, آثار تاريخى و ديدنى سبلان, كوه هاى سبلان, معادن سبلان, آب هاى گرم سبلان, محيط زيست سبلان, آبادى هاى مهم مشگين شهر, آثار باستانى و قلعه ها و تپه هاى مشگين شهر, فرقه دمكرات در مشگين شهر, علما و روحانيان و سادات, مكتب خانه هاى قديمى, تاريخ آموزش نوين در مشگين شهر, شاعران و نويسندگان, مشاهير و بزرگان معاصر مشگين شهر, آداب و رسوم و اعتقادات مذهبى, كشاورزى, شعر مشگين, زبان و مذهب, زبان هاى تركى, زرتشت و…. كتاب با عكس هايى از مناطق تاريخى و ديدنى مشگين شهر و سبلان همراه شده و با فهرست منابع به پايان مى رسد.هزاره هاى گم شده: هخامنشيان به روايتى ديگر
پرويز رجبى,چاپ اوّل, تهران, توس, 1380, 496ص, وزيرى.
جلد دوم مجموعه (هزاره هاى گم شده) به بازگويى تاريخ و تمدن هخامنشيان اختصاص يافته است. كتاب از شش فصل تشكيل يافته است: فصل اول نگاهى است به چگونگى تأسيس و سقوط دولت هاى آشور, ايلام و ماد, با ذكر دوره هاى تاريخى, موقعيت جغرافيايى, ويژگى هاى تمدن و آثار باستانى آن ها. مطالب فصل دوم به چگونگى ظهور, سرگذشت و اقدامات كورش, مؤسس سلسله هخامنشى اختصاص دارد. اين فصل با روايت افسانه هاى مربوط به تولد و زندگى كورش آغاز مى شود و با جنگ هاى او با ليدى, بابل و لشكركشى هايش به خراسان و سوريه و فينيقيه و مناطق ديگر ادامه مى يابد و با مرگش در جنگ با ماساگت ها خاتمه مى پذيرد. در فصل سوم از آرامگاه كورش و موقعيت سياسى و اقتصادى ايران در آغاز دوره هخامنشى صحبت مى شود. فصل چهارم درباره كمبوجيه, لشكركشى او به مصر, ماجراى بردياى دروغين و مرگ ناگهانى كمبوجيه در راه بازگشت به ايران است. فصل پنجم درباره دوران پادشاهى داريوش است. اصل و ريشه خانوادگى داريوش, شورش هاى متعددى كه در آغاز فرمانروايى داريوش درگرفت, ساتراپى هاى داريوش, بازسازى معبد اورشليم, بناى كاخ شوش, گسترش قلمرو به مصر و هند, نبردهاى داريوش در مناطق مختلف, ساخت كانال سوئز, نبرد ماراتن, آرامگاه, همسران و فرزندان و پايتخت هاى داريوش, مطالب فصل پنجم را تشكيل مى دهند. در فصل ششم نظام اجتماعى و سازمان ادارى ايران در زمان داريوش بررسى شده است. در اين فصل به ويژه درباره بناى تخت جمشيد و تاريخچه اختراع و سپس رمزگشايى خط ميخى مطالبى آمده است. كتاب, با نمايه اعلام و فهرست منابع به پايان مى رسد. كوروش كبير (ذوالقرنين)
ابوالكلام آزاد, مترجم: محمدابراهيم باستانى پاريزى,چاپ اوّل, تهران, علم, 1380, 320ص, رقعى.
كتاب تحقيق و ترجمه اى است درباره كورش و ذوالقرنين (مذكور در قرآن) و نظريه يكى دانستن آن دو. كتاب از سه بخش اصلى تشكيل شده است: در بخش اول با عنوان (مقدمه) نويسنده براساس شواهد تاريخى و باستان شناسى نيز نقد و بررسى روايات ايرانى و مورخان غربى به تبيين مشخصات كورش و انطباق آن با ويژگى هاى (ذوالقرنين) برآمده است. مطالب اين بخش عبارت اند از: چرا كورش؟, راز و رمز كودكى كورش, ذوالقرنين ها, كورش آزادى بخش, كورش در روايات ما, نسبت كورش با بنى اسرائيل, تاجگذارى كورش, كورش و مشرق, جانشينان كورش, تولد و مرگ يك سردار, آرامگاه كورش در پارس, دسته هاى گل بر مزار كورش بخش دوم و سوم ترجمه اى است از كتاب (شخصيت ذى القرنين مذكور در قرآن) نوشته ابوالكلام آزاد, وزير معارف هند ـ در حدود سال هاى پايانى دهه 1320ش ـ كه با پيش گفتار مرحوم سعيد نفيسى بر ترجمه ياد شده در باب شرح احوال مولانا ابوالكلام آزاد همراه است. در بخش سوم ترجمه كتاب از عربى به فارسى به اهتمام دكتر باستانى پاريزى در شش فصل فراهم آمده است: 1. ذوالقرنين در قرآن, 2. مجملى از تاريخ يهود, 3. خاندان هخامنشى و كورش, 4. ذوالقرنين مذكور در قرآن, 5. معتقدات ذوالقرنين, 6. سدّ ياجوج و ماجوج. كتاب با عكس هاى متعددى از آثار مربوط به هخامنشيان و طرح هايى مربوط به موضوع, همراه شده با نمايه اسامى به پايان مى رسد. تاريخ تحولات سياسى, اجتماعى, اقتصادى و فرهنگى ايران در دوره صفاريان و علويان
پروين تركمنى آذر, صالح پرگارى,چاپ اوّل, تهران, سمت, 1380, 168ص, وزيرى.
اين كتاب, منبع اصلى بخشى از درس (تاريخ تحولات سياسى, اجتماعى, اقتصادى و فرهنگى ايران از ورود اسلام تا پايان حكومت علويان) به شمار مى آيد كه در مقطع كارشناسى رشته تاريخ تدريس مى شود. بخش نخست كتاب كه به تاريخ ايران در دوره صفاريان اختصاص دارد, دربردارنده هشت فصل است: وضع جغرافيايى سيستان; سابقه تاريخى سيستان قبل از صفاريان; ظهور و شكل گيرى قدرت نظامى و سياسى يعقوب; توسعه قدرت نظامى و سياسى يعقوب; روابط يعقوب با خلفاى عباسى; ايران در دوران حاكميت يعقوب; حكومت صفاريان بعد از يعقوب ليث; نقش صفاريان در فرهنگ و آبادانى ايران. بخش دوم مربوط به تاريخ ايران در دوره علويان است. در فصل نخست اين بخش, كلياتى درباره جغرافياى تاريخى و اوضاع سياسى طبرستان تا نيمه قرن سوم هجرى مطرح شده, مطالبى درباره حكومت هاى قارنيان, پادوسپانيان, آل دابويه, باونديان, جستانيان و واليان خلفاى عباسى به طبع رسيده است. فصل دوم به بررسى نهضت علويان در طبرستان اختصاص دارد كه پاره اى از مباحث آن بدين قرار است: مهاجرت علويان به طبرستان و قيام يحيى بن عبدالله; رهبرى داعى كبير; گسترش نهضت به خارج از طبرستان; يورش يعقوب; تلاش براى بقاى نهضت; داعى محمد و دشوارى هاى نخستين; سامانيان در طبرستان; نهضت دوم و ناصر كبير; اقدامات فرهنگى و مذهبى ناصر كبير; داعى صغير; سقوط حكومت علويان در طبرستان. كتاب با فهرست منابع و ماخذ به پايان مى رسد. تاريخ احزاب سياسى در ايران
عزت الله نوذرى,چاپ اوّل, شيراز, نويد شيراز, 1380, 440ص, وزيرى.
در اين كتاب, تاريخچه, مرامنامه, نظام نامه, گزارش كنگره ها, مباحث مطبوعاتى مخالف و موافق, پاره اى از گزارش هاى دولتى و اطلاعات ديگرى از احزاب و تشكيلات و گروه هاى سياسى مهم دوران معاصر ايران ـ از مجلس دوم مشروطيت تا مجلس ششم انقلاب اسلامى ـ فراهم آمده و در 24 فصل تنظيم شده است. فصل اول, تحليل و نگاه كوتاهى است به روند حيات احزاب از مشروطيت تا سقوط محمدرضا پهلوى كه متضمن اشاره اى به چگونگى تأسيس و عملكرد احزاب دموكرات, اجتماعيون و اعتداليون نيز هست. از فصل دوم به بعد, هر فصل به يك, دو يا چند حزب يا تشكّل سياسى اختصاص يافته كه عبارت اند از: 1. حزب توده ايران, 2. فرقه دموكرات كردستان (كوموله), 3. جبهه ملى, 4. حزب ايران, 5. حزب زحمتكشان ملت ايران, 6. نهضت آزادى, 7. فداييان اسلام, 8. انجمن خيريه, حجتيه, مهدويه, 9. جمعيت هيأت هاى موتلفه اسلامى, 10. سازمان مجاهدين خلق ايران, 11 .سازمان چريك هاى فدايى خلق, 12. حزب نوين ايران, 13. حزب رستاخيز, 14. كنفدراسيون, 15. پيدايش فراماسونرى در تاريخ معاصر ايران, 16. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى, 17. حزب كارگزاران سازندگى, 18. جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز, 19. جمعيت دفاع از ارزش هاى انقلاب اسلامى, 20. جبهه مشاركت ايران اسلامى, 21. حزب اسلامى كار, 22. گروه هاى فشار و لمينيسم, 23 . حزب سبزهاى ايران. پايان بخش كتاب, فهرست اعلام است. ايران از برآمدن رضاخان تا برافتادن قاجار و نقش انگليسى ها
سيروس غنى; مترجم: حسن كامشاد,چاپ اوّل, تهران, نيلوفر, 1380, 516ص, وزيرى.
مؤلف در اين تحقيق حوادث سال هاى 1299 تا 1305 را تجزيه و تحليل مى كند. اين دوره شامل واقعه كودتاى رضاخان تا تاج گذارى او و انقراض قطعى سلسله قاجار است. در كتاب همچنين اقدامات رضاخان و نقش و دخالت انگليسى ها در جريان كودتا, نيز همدستان رضاشاه در براندازى خاندان قاجار و نقش بعدى اينان در تنظيم و اجراى برنامه هاى تازه كشور, براساس مجموعه اى از اسناد و منابع جديد ارزيابى مى شود. مباحثى كه در كتاب گنجانده شده عبارت اند از: ايران در دوره سلطنت قاجار; قرارداد 1919; قرارداد در سراشيب زوال; كناره گيرى وثوق الدوله; نخست وزيرى سپهدار; مقدمه كودتا; رضاخان و كودتاى سوم اسفند 1299; صد روز حكومت سيد ضياء; دولت اول قوام; نخست وزيرى نوبتى; نخست وزيرى رضاخان و جنبش جمهورى; وحدت ايران; انقراض سلسله قاجار و آغاز عصر پهلوى. كتاب با عكس هايى از شخصيت هاى سياسى دوران مورد بحث همراه گشته و در بخش پايانى با عنوان (سخن آخر) شرح اجمالى رويدادهاى مهم دوران رضاشاه تا كناره گيرى او در 1320ش درج گرديده است. صفحات پايانى كتاب به يادداشت ها, مراجع كتاب شناسى فارسى و خارجى و فهرست نام ها اختصاص يافته است. خورشيد كوير (سرگذشت نامه شهيد باهنر)
محمدصادق بصيرى, عباسعلى رستمى نسب, محمدرضا صرفى,چاپ اوّل, كرمان, ستاد كنگره بزرگداشت شهيد حجةالاسلام دكتر محمدجواد باهنر, 1380, 424ص, رقعى.
در اين كتاب شرح حال شهيد محمدجواد باهنر با اين موضوعات بازگو شده است: زادگاه و مهد تربيت شهيد باهنر; زندگى نامه شهيد باهنر از زبان خود; اطلاعات و اسناد ساواك درباره شهيد باهنر; شهيد باهنر به روايت همسر و فرزند و برادر; سخنان و ديدگاه هاى امام خمينى(ره), آيةاللّه خامنه اى (مقام معظم رهبرى), آيةاللّه رفسنجانى, ميرحسين موسوى و گروهى ديگر از مسئولان نظام جمهورى اسلامى و ياران و همكاران و دوستان و آشنايان شهيد باهنر درباره ايشان; مرثيه ها; فهرست سخنرانى هاى قبل از انقلاب; فهرست آثار و فهرست سخنرانى هاى شهيد باهنر. فرهنگ جبهه: تابلو نوشته ها
مهدى فهيمى,چاپ اوّل, تهران, سروش, فرهنگ گستر, 1380, 486ص, رقعى.
كتاب حاضر جلد دوم موضوع تابلو نوشته ها از مجموعه فرهنگ جبهه است. در اين جلد, متن تابلونوشته هايى كه به گونه شعار در جبهه هاى جنگ نصب مى شد, به صورت الفبايى, از حرف (ل) تا (ى) گردآورى و چاپ شده است. در بخش دوم اين جلد, تعدادى از خاطرات رزمندگان درباره تابلونوشته ها, شعارها و نوشته هاى آن ها فراهم آمده است. در بخش پايانى, نام و مشخصات راويان خاطرات مجموعه فرهنگ جبهه و عكس هايى از رزمندگان اسلام به چاپ رسيده است. خاندان آل آقا: شجره و نوادگان علامه مجدد, آقا محمد باقر وحيد بهبهانى(ره)…
نظام الدين آل آقا,چاپ اوّل, قم, فرهنگ آفتاب, 1380, 648ص, وزيرى.
اين كتاب شجره نامه تفصيلى و شرح حال و آثار و نام و نشان فرزندان و نوادگان خاندان آل آقا است كه سرسلسله آن, علامه مجدد آقا محمدباقر وحيد بهبهانى است; خاندانى كه جد اعلاى آن شيخ مفيد, علامه مجلسى اول و علامه مجلسى ثانى هستند. نويسنده خود نيز از نوادگان علامه مجددآقا محمدباقر وحيد بهبهانى است. بخش عمده كتاب به شرح احوال و آثار و اقدامات علماى بزرگ اين خاندان, از جمله علامه وحيد, علامه بحرالعلوم, آقا سيد على طباطبايى (صاحب كتاب رياض), آقا محمدعلى و فرزند ايشان اختصاص دارد. كتاب با ذكر نام و مشخصات فرزندان و نوادگان و بزرگان خاندان ياد شده, همچنين افرادى از خاندان آل آقا كه در ادارات شاغل بوده و هستند, نيز معرفى وابستگان نسبى و سببى اين خاندان به پايان مى رسد. تذكره حسين حزين يا دورنمايى از شهرستان بروجرد
حسين حزين بروجردى,چاپ اوّل, كاشان, حسينيه آيةاللّه امامت كاشانى, مجمع متوسلين به آل محمد(ص), 1380, 772ص, وزيرى.
در اين مجموعه اطلاعاتى درباره تاريخ, فرهنگ, زندگى, مشاهير و آثار شهرستان بروجرد فراهم آمده است. كتاب كه به قلم نويسنده و محققى محلى به رشته تحرير درآمده, حاصل سال ها مشاهده و تحقيق اوست. بخش اول كتاب به توصيف موقعيت جغرافيايى انسانى, اقتصادى و طبيعى شهرستان بروجرد اختصاص يافته و با سروده هايى از نويسنده در توصيف اين شهر همراه است. بخش دوم مرورى است بر حوادث و تحولات بروجرد در طول و بستر تاريخ ايران و معرفى آثار و بناهاى مربوط به هر دوره كه عكس تعدادى از آن ها نيز به چاپ رسيده است. اين بخش از تاريخ بروجرد, كهن ترين زمان ها تا دوران معاصر را شامل مى شود. در پايان اين بخش, مجموعه اى از آداب و رسوم و بازى هاى رايج در حال و گذشته بروجرد معرفى شده است. بخش سوم كتاب كه مفصل ترين بخش كتاب را تشكيل مى دهد, شامل احوال و آثار بزرگان و سرايندگان و نويسندگان و مشاهير متقدم بروجرد است. در بخش چهارم نيز احوال و آثار مشاهير معاصر بروجرد بازگو شده است. آخرين بخش كتاب به شرح حال و گزيده هايى از اشعار مؤلف كتاب ـ حسين حزين بروجردى ـ اختصاص يافته است. قيام هاى شيعه در عصر عباسى
محمد كاظمى پوران,چاپ اوّل, تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, سازمان چاپ و انتشارات, 1380, 324ص, وزيرى.
در اين كتاب, حركت هاى انقلابى و قيام هاى اسلامى علويان و شيعيان از برآمدن عباسيان تا روى كار آمدن مأمون عباسى (132 تا 193ق) بررسى مى شود. كتاب در سه بخش عمده با ملحقاتى در ابتدا و انتها تنظيم شده است. ابتدا در فصلى مستقل از منابع و ماخذ پژوهش سخن رفته است. سپس در بخش مقدماتى, مباحثى درباره ساختار حكومت اموى و عباسى و دلايل قيام هاى مردمى در آن روزگار فراهم آمده, در پى آن, به قيام هاى حجر بن عدى, حسين بن على(ع), مردم مدينه, توابين, مختار, زيد بن على در دوره اموى اشاره شده است. معرفى جناح هاى سياسى و گروه هاى قدرت در دوره اموى و عباسى, چگونگى انتقال قدرت به عباسيان و اهرم هاى سياسى ـ اجتماعى در حكومتدارى, مباحثى است كه در پى آمده است. آن گاه بخش اصلى در شش فصل به شرح و تبيين حركت ها و قيام هاى مختلف شيعيان در دوره عباسيان تا زمان مأمون اختصاص يافته كه عبارت اند از: برخورد سادات حسنى با حكومت عباسى; قيام محمد بن عبدالله در سال 45 هجرى; قيام ابراهيم بن عبدالله در سال 45هـ; قيام حسين بن على در سال 69هـ; قيام يحيى بن عبدالله در سال 75هـ; قيام ادريس بن عبدالله در سال 72هـ. بخش پايانى, نگاهى است به تاريخ تشيع و ائمه اطهار(ع) كه در آن ابتدا دوره هاى مختلف شيعه و امامت آن بازگو مى شود. سپس حيات سياسى ـ اجتماعى امام صادق(ع) و كاظم(ع) بررسى و تبيين مى گردد. در ادامه اين بخش, نظر ائمه درباره قيام هاى علوى و اهداف و نتايج قيام هاى علوى در عهد عباسى درج مى شود. كتاب با ضمايمى شامل مجموعه اى از نامه ها و شجره نامه ها, نيز فهرست منابع و نمايه اسامى به پايان مى رسد. راويان مشترك: پژوهشى در بازشناسى راويان مشترك شيعه و اهل سنت
حسين عزيزى, پرويز رستگار, يوسف بيات,چاپ اوّل, قم, بوستان كتاب قم, 1380, 548ص, وزيرى.
در جلد نخست از مجموعه راويان مشترك 168تن از محدثان بنام شيعه و سنى معرفى مى شوند. ذيل هريك از مدخل ها (اسامى) اين اطلاعات درج شده است: شماره مدخل, نام و نام خانوادگى, سال وفات و تولد, كنيه, نسب, لقب, طبقه (طبقه افراد براساس كتاب تقريب التهذيب ابن حجر است و مفهوم آن اين است كه اين محدث, آيا از صحابه بوده يا از تابعان, يا از شاگردان تابعان,…), شرح كوتاهى از زندگى و سبك و روش كار, آثار و تأليفات, نظريات ساير محدثان درباره وى, و منابع ديگرى كه نام محدث در آن ها ذكر شده است.
در جلد دوم اين مجموعه كه از سوى مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى فراهم گرديده, 106تن از محدثان اسلامى كه اولين آن ها عبدالله بن حارث بن نوفل و آخرين آن ها يونس بن بكير بن واصل است, به اختصار معرفى شده اند. اسامى مذكور به ترتيب حروف الفباى عربى مرتب شده و ذيل هريك از شخصيت ها, اين اطلاعات درج شده است: شماره, نام و نام خانوادگى, كنيه, لقب و شرح كوتاهى از زندگى (تاريخ زندگى و وفات), آثار, نوع و روش كار, منزلت روايى فرد, و منابع ديگرى كه نام فرد مربوطه در آن ها قيد شده است. در انتهاى كتاب فهرست الفبايى كليه اسامى جلد نخست و جلد حاضر به چاپ رسيده است. تاريخ امام حسين(ع)= موسوعة الامام الحسين(ع)
چاپ اوّل, تهران, سازمان پژوهش و برنامه ريزى آموزشى, دفتر انتشارات كمك آموزشى, 1380, 910ص, وزيرى.
كتاب حاضر جلد چهارم از موسوعه الامام الحسين(ع) است كه طى آن, بخش هايى از زندگى امام حسين(ع) به زبان عربى بازگو مى شود. تأكيد نگارنده در اين جلد بر وقايع شب تاسوعا و روز عاشورا است. نبردهاى تن به تن و رجزخوان ها, نحوه شهادت ياران امام حسين(ع) اسامى شهداى كربلا, وضعيت سپاه دو طرف, و نحوه شهادت امام حسين(ع) موضوعات اصلى كتاب را تشكيل مى دهد. اين مطالب از منابع متعددى چون: مقتل الحسين, تهذيب التهذيب, الحسين(ع) ابن عساكر, الحسين بن على ابن العديم, و تهذيب اكمال, اقتباس شده است. كتاب با فهرست تفصيلى موضوعات و فهرست منابع به پايان مى رسد. نقش ايرانيان در تدوين و نشر حديث
فاطمه سادات تهامى,چاپ اوّل, تهران, سازمان تبليغات اسلامى, حوزه هنرى, 1380, 648ص, رحلى.
كتاب پژوهشى است در سير حديث در ايران و شرح حال و آثار بيش از 6250 راوى و محدث ايرانى كه طى آن, نقش ايرانيان در تدوين و نشر احاديث معصومين(ع) تبيين مى شود. كتاب متشكل از سه بخش است: بخش اول با عنوان كليات با اين موضوعات تدوين شده است: تعريف واژگان, سير گسترش اسلام در ايران, حضور ايرانيان در جزيرةالعرب پيش از اسلام, و ايرانيان در يمن, مطالب بخش دوم به سير حديث و علوم حديثى در ايران اختصاص دارد. در بخش سوم, راويان و محدثان ايرانى براساس نام شهرهاى محل سكونت, معرفى مى شوند. در پايان كتاب نيز, نام ديگر محدثان ايرانى ـ بدون انتساب به شهرى خاص ـ درج گرديده است. خلاصة الغدير در قرآن, سنّت و ادبيات تاريخى اسلام
عبدالحسين امينى; مترجم: محمودرضا افتخارزاده,چاپ اوّل, تهران, مهام, 1380, 856ص, وزيرى.
متن حاضر, گزيده و خلاصه اى از مجموعه يازده جلدى الغدير است كه در يك جلد براساس كتاب الغدير فى الكتاب والسنه والادب, تحقيق مركز الغدير للدراسات الاسلاميه, الطبعه الاولى 1416هـ/ 1995م به طبع رسيده است. الغدير مجموعه اى با بيش از شش هزار صفحه است كه طى آن, مؤلف كوشيده است به استناد آيات قرآن كريم, روايات, اشعار, ادبيات و ديدگاه هاى علماى بزرگ, مسئله ولايت و خلافت حضرت على(ع) را به اثبات رساند. تراجم الرجال: مجموعه تراجم لاعلام اكثرهم مغمورون تنشر موادها التاريخيه لاول مره
احمد حسينى اشكورى,چاپ اوّل, قم, دليل ما, 1380, 360ص, وزيرى.
مجموعه چهار جلدى تراجم الرجال مشتمل بر شرح حال مختصر 2978 تن از علما و محدثان شيعه به زبان عربى است كه از منابع مختلف استخراج شده است. شرح حال افراد با اين اطلاعات درج شده است: نام و نام خانوادگى, شماره مدخل, سال يا قرن زندگى آن ها, ويژگى هاى شخصيتى و آثار به جاى مانده از وى. در جلد چهارم اين مجموعه, چهار فهرست با اين عناوين به چاپ رسيده است: اسما, اعلام المترجمين, اعلام المذكورون ضمنا; مؤلفات اصحاب التراجم و فهرس امكنه و بقاع. يادنامه مفاخر كرمان(2)
داريوش كاظمى,چاپ اوّل, كرمان, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى استان كرمان, عماد كرمانى, 1380, 460ص, وزيرى.
يادنامه شمس بردسيرى (شاعر عارف قرن هفتم و هشتم هجرى) دومين دفتر از مجموعه يادنامه مفاخر كرمان است كه در سه بخش تدوين شده است: بخش نخست متضمن پنج مقاله درباره زندگى, احوال و شرح آثار شمس بردسيرى است. در بخش دوم نيز تحت عنوان پژوهش هاى ايران شناسى پنج مقاله جمع آمده. در بخش سوم متن مصباح الارواح به چاپ رسيده است. اين مثنوى عرفانى در بحر هزج مسدس اخرب (مفعول مفاعلن فعولن) سروده شده است. شاعر بعد از توصيف صبح و مجلس اهل درد, از ورود ناگهانى پيرى خوش لهجه, خوش روى و نورانى سخن مى گويد كه همان حضرت خضر(ع) است. فيلسوف شيرازى در هند
اكبر ثبوت,چاپ اوّل, تهران, مركز بين المللى گفتگوى تمدن ها, هرمس, 1380, 342ص, وزيرى.
فيلسوف شيرازى در هند كتابى است در معرفى 90 تن از علما و فيلسوفان كشور هند كه به نوعى تحت تأثير آموزه هاى فلسفى صدرالدين شيرازى (ملقب به ملاصدرا) بوده اند. به عبارت ديگر آثارى در شرح رسائل ملاصدرا نگاشته يا در نوشته هاى خويش به او اقتدا كرده اند. درباره هر شخصيت اين اطلاعات درج شده است: نام و نام خانوادگى, آثار و كتاب هاى چاپ كرده, شاگردان و استادان. ادبيات شعر زندان: برگزيده و شرح اشعار مسعود سعد سلمان
پرويز ا


صفحه 10

مجله هاى پژوهشى


اشراق انديشه شماره10, فروردين و ارديبهشت81
موانع و مشكلات حكومت امام على(ع); مغالطات ژورناليستى; امام خمينى(ره) و سازش ناپذيرى; چرا حتماً دين اسلام؟! و….
انديشه حوزه
(ويژه مديريت علوى)
سال7, شماره 4و5 (پياپى32و33), بهمن و اسفند80 ـ فروردين و ارديبهشت81
امام على(ع) الگوى مديريتى براى جامعه دينى از منظر رهبرى; تعامل دين و مديريت در انديشه علوى; مديريت سياسى علوى; بايستگى هاى مديريت از نگاه امام على(ع); مديريت سياسى علوى; اخلاق حرفه اى در مديريت علوى; نظام دادرسى علوى; انديشه و مديريت على(ع) نماد مردم سالارى دينى; شايسته سالارى در نظام علوى; مديريت دينى و چالش هاى اجتماعى; رجعت فرهنگى چالشى در مديريت علوى; عبرت ها و آموزه هاى عصر علوى و….
بخارا
شماره 33, فروردين و ارديبهشت81
خطاپذيرى در اجتهاد; حقيقت در تاريخ; تازه ها و پاره هاى ايرانشناسى; اختلاس و سرقت ادبى; تداعى معانى; جدل هاى سعدى; روزنامچه مطبوعات; تاريخ شفاهى مطبوعات ايران و….
پاسدار اسلام
سال21, شماره 245, ارديبهشت81
زبان قرآن; شرح دعاى كميل; يادها و خاطره ها; جامعيت و كمال قرآن; مديريت منابع انسانى از ديدگاه امام على(ع) و….
پاسدار اسلام
سال21, شماره 246, خرداد81
دانستنى هايى از قرآن (وظيفه ما در برابر فتنه ها); سخنان معصومان; زبان دين; سلام بر اهل بيت(ع); شرح دعاى كميل; بازشناسى توطئه هاى فرهنگى و مسؤوليت امروز; برداشتى از يك روايت و….
پژوهش هاى فلسفى ـ كلامى
سال2, شماره 3و4 (پياپى 7و 8), بهار و تابستان81
مؤلفه هاى تفسير عقلى ـ اجتهادى قرآن; نگاهى به مسئله درون گرايى و برون گرايى در معرفت شناسى معاصر; معرفت شناسى علوم طبيعى; آيا مى توانيم درباره خدا سخن بگوييم; رابطه مابعدالطبيعه با طبيعيات; ابن عربى, مولانا و انديشه وحدت وجود; سعادت و شقاوت از نگاه فلسفه و دين; يقين و استلزام و….
پژوهش هاى قرآنى
سال7, شماره 27 و28, پاييز و زمستان80
(ويژه زن در قرآن(2))
نكته ها و يادداشت هايى درباره زن در قرآن; زن در نگاه قرآن و در فرهنگ زمان نزول; قرآن و مشاركت اجتماعى زنان; تنبيه بدنى زن در نگاه هاى گوناگون; گفت وگو با علامه سيد محمدحسين فضل الله; روش شناسى تفسير (الكاشف); معنى شناسى و فهم متن; نقش سياق در تفسير و….
پگاه حوزه
شماره 51, شنبه 11خرداد81, 19ربيع الاول 1423, 1ژوئن 2002
با امام عشق; غرب و عرفى شدن مسيحيت; واكنش جوامع دينى به خلق انسان جديد; بسط تأثير انديشه هاى سياسى; نفى وحدت تاكتيكى و تأكيد بر وحدت استراتژيك; خوانش انسان در هندسه فكرى امام و….
پگاه حوزه
شماره 52, شنبه 18خرداد81, 26ربيع الاول 1423, 8ژوئن 2002
آسيب شناسى فساد مالى در جامعه ايران; وفاق سياسى, ضرورت ها و نيازها; دايرة المعارف نويسى و ضرورت پيرايش با نگرش شيعى; جامعه شناسى معرفت و نسبت هاى آن با دين و اسطوره; سرزمين ژرمن ها دومين مسلمان نشين اروپاى غربى و….
پگاه حوزه
شماره 54, شنبه 1تير81, 10ربيع الثانى 1423, 22ژوئن 2002
خليج فارس و تكاپوى جهانى; عقلانيت تفاهمى يا عقلانيت تفهيمى; مفاهيم و درون مايه هاى استقلال در تطبيق با عوامل و زمينه ها; پديدارشناسى و گرايش توصيفى ـ تبيينى در دين پژوهى; رهيافتى به نظرات صدرالمتألهين; نقدى بر (آقاى رئيس جمهور) جنگ و روايتى ديگر از جنس فرامتن ها و….
پگاه حوزه
شماره 55, شنبه 8تير81, 17ربيع الثانى 1423, 29ژوئن 2002
تأويلى تراژيك از روح خدا; انقلاب اسلامى و ابعادى متفاوت براى جهان امروز; آپارتايد جديد و گستره اى به وسعت جهان; جهان آينده و پيش بينى هايى باورمندانه; قرآن پژوهى با رويكرد خبرى; انديشه سياسى افلاطون و پارادوكس ثبات و تغيير; چشم انداز فمينيسم در سينماى ايران و….
پيام حوزه
سال9, شماره 1 (پياپى33), بهار81
سعادت در ديدگاه علامه نراقى و ارسطو; سيرى در طاقديس; رهنمودها و ارشاداتى در تحصيلات دينى; تسامح و غيرت دينى از منظر فاضلين نراقى(ره); معراج السعاده در آيينه تاريخ; نفس و انسان شناسى از منظر فاضلين نراقى(ره); شميم طاقديس و…
پيام زن
سال11, شماره 3 (پياپى123), خرداد81
از برلين تا هلسينكى; چرا حضرت زهرا(ع) اين گونه خطبه خواند؟; حضرت آمنه, مادر هدايت و سعادت; بانوى اصفهانى; عدالت سالارى در خانواده; نيازهاى عاطفى اعضاى خانواده; تازه هاى پژوهش; مشاور شما; اهميت شناخت و پيشگيرى از تالاسمى; نمايه مسائل زنان و خانواده در مطبوعات و….
پيام صادق
سال7, شماره 40, فروردين و ارديبهشت81
نامه به تحصيل كردگان دلسوز; شهيد مطهرى اصلاح گر دينى; مواجهه فرهنگ و تمدن ايرانى با ظهور و ورود اسلام و….
تابران
سال2, شماره 9, فروردين و ارديبهشت81
رسالت شعر و شاعرى; بخش بندى شاهنامه; چگونگى برآمدن و برافتادن سامانيان; كاوشى در شعر فارسى امروز و….
تاريخ اسلام
سال2, شماره 8, زمستان80
پيمان مؤاخات; الرضا من آل محمد(ص); تحول انديشه هاى فلسفى ـ كلامى در دوره مرابطين; ترجمه متون علمى مسلمانان در اروپا; مكتب تاريخنگارى مدينه; معرفى و نقد كتاب (جهاد الشيعه فى العصر العباسى الاوّل) و….
تراثنا
السنة السابعة عشرة, العدد الرابع (68), شوال 1422هـ
عدالة الصحابة; اللآلى الخوارزمية; فهرست المخطوطات مكتبة اميرالمؤمنين العامة; مصطلحات نحوية; مقتل الامام الحسين(ع) من كتاب (تاريخ الخلفا), لمؤلف مجهول, القرن (الثالث ـ الخامس) الهجرى و….
حرم
سال12, شماره 80
(ويژه سال عزت و افتخار حسينى)
دليل ترغيب ائمه(ع) به اقامه عزادارى حسينى; تحليلى از حادثه عاشورا; تا تاريخ زنده است عاشورا زنده است; حسين(ع) بيدارگر وجدان هاى خفته و….
حكومت اسلامى
سال6, شماره 4 (پياپى22), زمستان80
حكومت دينى, پرسش ها و پاسخ ها; دين تمام زندگى; استقلال قوا در قانون اساسى جمهورى اسلامى; مشورت حق مردم و وظيفه حكومت; واژه ارباب و نقش آن در دانش و فلسفه سياست; بازخوانى امامت, حكومت و توزيع قدرت و….
حوزه
سال18, شماره 107ـ 108, آذر ـ اسفند80
(ويژه نامه فاضلين نراقى)
نراقى و درك زمان; انگيزه رويكرد علامه نراقى به بحث ولايت فقيه; اقتدار و مشروعيت سياسى در نگاه نراقى; نسبت علم و دين در انديشه فاضل و محقق نراقى; سه حوزه تلاش عالمان دينى در عصر نراقى ها; جايگاه مردم در حكومت از نظر محقق نراقى; رويارويى عالمان دين با فرقه هاى انحرافى در دوره قاجار و….
حوزه اصفهان
سال2, شماره 7و8, پاييز و زمستان80
سخنان مقام معظم رهبرى در جمع روحانيون و طلاب اصفهان; توجيهى نااستوار از فهمى نااستوارتر; پرسمان آقامحمد بيدآبادى و ملامحمد قزوينى; بررسى و تبيين رابطه دين و فلسفه; زن, پاره گم شده در گفتمان دينى; اصفهان, تشيع خود را مرهون چه كسانى است؟ و….
حوزه و دانشگاه
سال8, شماره 30, بهار81
پيوند نامبارك پوزيتيويسم و انديشه سياسى; كالبدشناسى مفهوم قدرت; امام خمينى, احياى دين و نظريه ولايت مطلقه فقيه; درآمدى بر انديشه سياسى قطب الدين شيرازى; نقد و بررسى كتاب (فلسفه قدرت) اخلاق اصالت و….
دانشگاه امام صادق(ع)
شماره 13ـ14, بهار و تابستان80
خط يا تصوير شخصيت; مبناى تعهد در حقوق ايران و فرانسه; نقدى بر سرقفلى و حق كسب و پيشه و تجارت; در قانون روابط موجر و مستاجر; جنبه هاى فقهى پول; بررسى اصول (اقتصاد) قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران; جستارى در تفكر سياسى علماى شيعه و….
درس هايى از مكتب اسلام
سال42, شماره 3, خرداد81
انفاق هاى كافران در دنيا; بررسى مسئله همكارى با حكام و سلاطين; پادشاهان ساسانى آگاه به امر پيامبر(ص) و….
درس هايى از مكتب اسلام
سال42, شماره4, تير81
قابليت و شايستگى افراد و مربى لايق; محاسن و مكارم الاخلاق; عقل و ويژگى هاى آن و ديدگاه ابن سينا; ويژگى هاى جغرافيايى و مختصات فرهنگى و….
خبرنامه دين پژوهان
سال1, شماره 6, بهمن ـ اسفند80
سكولاريسم; تعامل دين و هنر; قرائت پذيرى دين; دين و دنياى جديد; جامعه شناسى دينى; نسبت دين و دموكراسى; نقد و بررسى دموكراسى دينى و….
راه سوم
سال1, شماره 2, بهمن 80
روشنفكرى دينى, نوانديشى دينى; نوگرايى دينى علامه اقبال; رازدانى روشنفكرى; احياگرى مطهرى; غايات شريعت و ضرورت هاى نوين; انقلاب اسلامى در ترازو; سفرنامه افغانستان و….
راه سوم
سال1, شماره 3, فروردين81
ما كه هستيم؟; دين, علم و مدرنيته; حكم ذبايح اهل كتاب; صورت گرايى و وظيفه گرايى كانت; اخلاق سعديايى; دين و توسعه; سفرنامه افغانستان; بحرين بر ضد شورش; امام على(ع), دموكراسى دينى و گرايش هاى سياسى و….
صحيفه مبين
سال9, شماره 2 (پياپى70),تابستان80
روش قصه پردازى در قرآن; الميزان و قصص قرآن; تولد عيسى(ع) در قرآن; تولد حضرت مسيح در قرآن و عهد جديد; زن در قصه هاى قرآن و….
صنعت چاپ
سال20, شماره 234, ارديبهشت81
تكاپوهاى خانواده چاپ در آغاز سال جديد; از اتحاديه مطبعه تا سنديكاى كارگران چاپخانه هاى تهران; پل ارتباطى كارگران و مديران; چاپ و نشر در جهان, سناريوى دهه آينده; پست بين الملل; كتابخانه; مدخل چاپ و چاپخانه و دانشنامه جهان اسلام و….
صنعت چاپ
سال20, شماره 236, تير81
خانواده چاپ, فضاى جديد و مسؤوليت ها; گوتنبرگ دوم در ايتالياى مدرن; چاپ پس از پيروزى انقلاب و….
طلوع
سال1, شماره 1, بهار81
بدعت و جنبش هاى احياى دين در جهان اسلام; سير تطور مصلحت در فقه شيعه; نگاهى به مآخذ و مصادر تفسير قرآن كريم; روش تفسير علمى قرآن كريم; دين و بحران هويت جوانان; بررسى علل رشد اسلام گرايى در تركيه; بازخوانى مدارك و اسناد شأن نزول آيه ولايت و….
فرهنگ جهاد
سال7, شماره 2و1 (پياپى 25و26),پاييز و زمستان80
حريم در فقه و حقوق; نگاهى به پديده سيل و كشاورزى; اندر سلوك دهاقين; زراعت وجود; نگاهى گذرا به كشاورزى از ديدگاه قرآن و….
فقه اهل بيت(ع)
سال8, شماره 29, بهار81
ميراث غيرمسلمان; صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى; ولايت فقيه و نراقى; نراقى و خبر واحد; تبعيت احكام از مصالح و مفاسد; نگاه فقهى ملااحمد نراقى به اسراف و….
فقه اهل البيت(ع)
السنة السابعة, العدد الخامس والعشرون, 1423هـ/2002م
(بمناسبة انعقاد مؤتمر تخليد ذكرى الفاضلين النراقيين)
دور المحقق النراقي في تطوير نظرية ولاية الفقيه; نظرية ولاية الفقيه; صلاحيات الفقيه; المحقق محمدمهدي النراقي سيرته وعطاؤه العلمي و….
كاما
سال3, شماره 14و15, فروردين و ارديبهشت81
تعطيلات و كتابخانه ها در ايران; فهرست نويسى و رده بندى براى كتابداران فنى; كتابخانه ديجيتالى; كتابخانه مجازى چيست؟; كتابخانه بيمارستان سينا و….
كتاب ماه (دين)
سال5, شماره5و6 (پياپى 53و54), اسفند 80, فروردين81
(ويژه بزرگداشت فاضلين نراقى)
آثار علمى ـ فرهنگى ملااحمد و ملامهدى نراقى; امام على(ع) از ولادت تا شهادت; ارزيابى انقلاب امام حسين(ع); كتابشناسى صحيفه سجاديه; تكاپوى خاورشناسان و….
كتاب ماه (تاريخ و جغرافيا)
سال5, شماره 6و7 (پياپى 54و55), فروردين و ارديبهشت81
(مآثر مهديه) نخستين اثر فارسى در قواعد ديپلماسى و حقوق بين الملل; (تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در اسلام); تاريخ طبرى; معرفى, نقد و بررسى كتاب (اخبار الطوال); نقد و نظرى در باب تاريخ نويسى ميرخواند و خواندمير; معرفى كتاب (نظريه دولت در ايران); تاريخ در اينترنت; كتاب هاى تازه و….
كتاب ماه (ادبيات و فلسفه)
سال5, شماره 6و7 (پياپى 54و55), فروردين و ارديبهشت81
مطالعات دانشمندان مسلمان در زبان شناسى; روش نقد ادبيات داستانى; انواع ادبى; كتاب منطق دبيرستان; فرهنگواره هاى داستانى فارسى; پشت لايه نخست داستان و….
كلام اسلامى
سال11, شماره41, بهار81
انتظار بشر از دين; ويلهلم ديلتاى و علم هرمنوتيك; پرسشگرى در حوزه پلوراليزم; ايمان; فرقه اباضيه; اعتقادات اباضيه; معجزه در عهدين; ارتداد, آزادى انديشه و آزادى بيان; ديدگاه هاى استاد سبحانى در فلسفه اخلاق و….
كوثر
سال5, شماره49, بهار81
(ويژه نامه نبوى1)
درود بر پيامبر(ص) از زبان امام سجاد(ع); كوثر هميشه مى جوشد; نام هاى پيامبر اكرم(ص); صفت اعضاى رسول در قرآن; پيامبر(ص) در نگاه امام خمينى(ره); سيماى نبوى در خطبه رهبرى; (سيره شناسى) نياز هميشه امت; از اخلاق او آورده اند; اخلاق نبوى(ص) در نگاه شهيد مطهرى; عوامل ماندگارى سنت نبوى(ص); محور وحدت اسلامى; پيامبر(ص) و رهبرى آينده و….
كيهان فرهنگى
سال19, شماره 187, ارديبهشت81
يادگار شهيد مدرس; كتاب شناسى دكتر على مدرسى; مدرس و تمدن غرب; تأملى در فلسفه تحليلى; دكتر سحابى و تربيت معلمان دينى; نقد اجتماعى در مثنوى جام جم; معرفى كتاب هاى تازه; رويدادهاى فرهنگى ايران و جهان و….
كيهان فرهنگى
سال19, شماره 188, خرداد81
ميزگرد درباره مرحوم مهدى الهى قمشه اى; نغمه عاشقانه; شرح غزلى از حافظ; رثاى حسينى در كلام امام خمينى(ره); انديشه اجتماعى شهيد مطهرى; فرهنگ عاميانه; كاستى هاى ترجمه گلستان و….
مسجد
سال11, شماره 61, فروردين, ارديبهشت81
چشم انداز فرهنگ دينى در جهان معاصر; فريضه امر به معروف و نهى از منكر; مسجد آرمانى از منظر قرآن; تأثير كتابخانه هاى مساجد در شكوفايى فرهنگى; مساجد تاريخى دشت جوين و….
معرفت
سال11, شماره 3 (پياپى54), خرداد81
(ويژه نامه فلسفه اسلامى)
ميزگرد فلسفه اسلامى و فلسفه غرب; مبانى و ادله فكرى و فلسفى كثرت گرايى; نكاتى در باب انديشه هاى تطبيقى علامه طباطبايى و فلاسفه غرب; تأثير رياضيات بر فلسفه دكارت; انسان شناسى اخلاق و سياسى نزد فارابى; عقل و دين از منظر ابوحامد غزالى; فلسطين, انتفاضه و انقلاب اسلامى ايران و….
معرفت
سال11, شماره4, تير81
ابعاد فرهنگى و سياسى جهانى شدن; تجلى عملى ولايت فقيه در ادوار پيشين; دولت كارآمد در انديشه سياسى; نگاهى به مفهوم مقبوليت در نظام سياسى اسلام; دين و فلسفه سياسى; انديشه سياسى ميشل فوكو و….
موعود
سال6, شماره 31, فروردين و ارديبهشت81
درآمدى بر شناخت توقيعات; در تعزيت حضرت ثاراللهى; دجال در كتاب مقدس; حضرت صاحب الزمان(ع) در دنياى امروز; آخرالزمان, منجى گرايى و ظهور, در شبكه جهانى اينترنت و….
ميقات حج
سال10, شماره 39, بهار81
تحقيقى جديد درباره (رمى جمرات); عرفان عرفه; مناسبات اصفهان و حجاز; حج در رهگذر تمدن ها; پژوهشى درباره كعبه و اشياى هنرى ـ تاريخى آن; تحقيق و بررسى متن تاريخى (يادداشت هاى سفر به خانه خدا) و….
ميقات الحج
السنه الثامنة, العدد السادس عشر, 1422هـ
فكرة المؤتمر الحكّي; رسالة كاشف الغطاء إلى عبدالعزيز آل سعود; مناسك الحج لصاحب المعالم; طواف النساء; حوار مع رئيس بنك التنمية الإسلامي; تعليق على رسالة ابن باز; معجم ماكتب في الحج و…; علل الحج في كتب الشيخ الصدوق و….
نامه ميبد
سال2, شماره 4, زمستان80 و بهار81
تكليف در فلسفه اخلاق كانت; حقوق بشر دينى در سنّت يهود; فلسفه معاصر و حقوق بشر; حقوق بشر در گفتگو با دكتر مهرپور و دكتر قربان نيا; قانون اساسى و آزادى انديشه و بيان و….
نمايه
سال12, شماره 121, فروردين81
سال12, شماره 122, ارديبهشت81
فهرست موضوعى مقالات نشريات فارسى; فهرست نقد آثار; فهرست گفتگوها; معرفى كتاب هاى روز.
هنر دينى
شماره 10, زمستان80
تحليلى پيرامون نهضت حسينى(ع); رسالت مطبوعات و رسانه ها در كلام امام خمينى(ره); شعر در كلام رهبرى; هنر و دين از نگاه علامه جعفرى; حكمت سينما; فردوسى, اسلام ستاى, نه اسلام ستيز(2) و….
ياس
پيش شماره 9, فروردين81, محرم 1423
زن امروز تجددگرايى يا واپسگرايى؟; زنان و اشتغال; كابينه افغانستان و وزراء زن; فمينيسم در ايران و عدم كارايى آن; روزشمار دفاع مقدس; عاشورا در انديشه امام خمينى و….
ياس
پيش شماره 11, خرداد81, ربيع الاول1423
جوان مسلمان ايرانى در عرصه الگودهى; الگوپذيرى زنان ايرانى از حضرت زينب(ع); تربيت و آموزه هاى دينى; نقد فيلم: من ترانه 15سال دارم و….


صفحه 11

درنگى در نقد كتاب تعليم اللغة العربيّة


باسمه تعالى در نخستين شماره مجله آينه پژوهش در سال 1380 مقاله اى با عنوان (نقدى بر كتاب تعليم اللغة العربيّة) به چاپ رسيده كه از جهاتى درخور تأمل است:
1. آورده اند كه در عبارت (أجِبْ عن الاسئلة الآتية) (بهتر بود به جاى كلمه عن از علي§ استفاده مى شد كه در عربى در چنين مواردى على به كار مى برند و مى گويند (اجِبْ على الاسئلة الآتية.) فعل (اجاب) هم با حرف جرّ (عن) و هم با (على) به كار مى رود با اين تفاوت كه (على) بر سر مفعول شخصى و (عن) بر سر مفعول شيئى درمى آيد و در مورد فوق, تنها حرف جرّ (عن) به كار مى رود. فرهنگ هاى معتبر عربى نيز مؤيّدِ اين مدّعاست; به ويژه در اين موارد فرهنگ كاربرديِ (معجم امّهات الافعال معانيها و اوجه استعمالها) (تأليف احمد عبدالوهاب تكبير, دارالغرب الاسلامى, بيروت, 1997م.) راهگشاست.
2. نوشته اند عبارت (ولايخافون البحرَ وأمواجَهُ) بايد به صورت (ولايخافون من البحر وامواجِه) تصحيح شود, (زيرا يخافون فعل لازم است و مفعول باواسطه مى گيرد.)
فعل (خاف ــَـ) هم با حرف جرّ (مِن) و هم بدونِ آن به كار مى رود. در قرآن كريم هردو كاربرد ديده مى شود, فرهنگ هاى معاصر نيز بر اين موضوع تصريح دارند.
3. با يادكرد عبارتى از صفحه 48 كتاب مورد نقد, كلمه (رحلة) را در معناى (نيمكت) و به جاى كلمه (مصطبة) پيشنهاد كرده اند و هيچ مأخذى براى معناى مذكور نشان نداده اند.
نگارنده اين سطور دست كم به ده لغتنامه معاصر (اعم از عربى به عربى, عربى ـ فارسى, فارسى ـ عربى, عربى ـ انگليسى, و انگليسى ـ عربى) مراجعه كرده و در هيچ كدام چنين معنايى را براى كلمه (رحله) نيافته است, بل به رغم ناقد, اين معنا را در ضمن معانى (مصطبه) مشاهده كرده است, هرچند واژگانِ عربى رايج ترى هم وجود دارد.
4. گفته اند در عباراتى همچون (هذا الذى صَحِبَنى فى سفرى) و (هذه التي رَبَّتنى), (بايد ضمير فصل (هو) يا قصه (هي) آورد تا خبر با صفت اشتباه نشود.)
اولاً ضمير (قصه) قسيمِ ضمير (شأن) است نه ضمير (فصل), و ضمير فصل مى تواند مذكر و يا مؤنث باشد. ثانياً در كتب نحو, ذكر ضمير فصل را در مواردى مثل عبارت هاى فوق وجوبى ندانسته اند.
5. عبارت (يا لَهُ مِنْ ذكيّ) را نادرست انگاشته و آن را به (يا له مِنْ ذكاءٍ) تصحيح كرده اند. (ذكيّ) در عبارت فوق دقيقاً مثل (فارِس) در عبارت (للّه دَرُّه مِنْ فارسٍ) است كه تمييز در چنين عبارت هايى استثناءاً به صورتِ مشتق به كار مى رود و مجرورِ حرفِ (مِنْ) هم واقع مى شود. اما عبارتِ پيشنهاديِ ناقد محترم اصلاً كاربردى ندارد و از نظر نحوى قابل توجيه نيست.
6. حرف جرّ (الى) را در عبارت (وفى الطريق تَعَرَّف الى شخص) به (على) تغيير داده و مدّعى شده اند: (تعرّف با على متعدى مى شود نه با الى.)
آنچه در لغتنامه هاى معتبر عربى و فرهنگ كاربردى پيشگفته (معجم امّهات الافعال) مى بينيم كاربردِ فعل (تعرّف) تنها با حرف جرّ (الى) به معناى آشنا شدن با كسى يا چيزى است. البته در فرهنگ هاى معاصر, اين فعل با حرف جرّ (على) نيز به همين معنا آمده است, ولى به طور قطع, به كار بردن حرف (الى) در موارد فوق غلط نيست, بلكه صحيح تر و فصيح تر است.
7. كلمه (مَعِدَة) را در چند جا به (مِعْدَة) تصحيح كرده اند. اندك مراجعه اى به يكى از لغتنامه هاى معتبر عربى روشن مى كند كه ضبط كلمه به هر دو صورت صحيح است.
اميدوارم نويسنده محترم مقاله (نقدى بر كتاب تعليم اللغة العربيّة) از يادآورى هايِ اين بنده نرنجند و ناقدان بزرگوار كتاب, به ويژه آنان كه در ويرايش زبانى و دستورى دستى به قلم مى برند, با اشراف و دقّت بيش ترى به اين كار بپردازند و كم تر به حافظه و شنيده هاى خود اعتماد كنند و هيچ گاه از مراجعه مكرّر به منابع معتبر به ستوه نيايند.
وهو وليّ التوفيق
سيّد محمّدرضا ابن الرّسول
1380
پاسخ نقد ترجمه (جواهرالبلاغه)*

بسمه تعالى
سردبير محترم آينه پژوهش
با سلام و احترام
به عرض مى رساند در شماره 70, سال دوازدهم, شماره چهارم مهر و آبان 80 آن مجله, آقاى محمدحسين شفيعى شاهرودى انتقادى بر ترجمه كتاب جواهرالبلاغه اين جانب نوشته اند. شايد تذكر نكاتى چند, برخى شائبه هاى بى اساس را از ذهن خوانندگان عزيز مجله شما دور كند. لازم به ذكر است كه نامبرده در صفحه 50 ستون دوم سطر بيست و دوم نوشته اند (قطعاً اگر بخواهيم تمام لغزش هاى اين دو جلد را برشماريم, بيش از دو جلد مى شود), به نظر مى رسد سخنى به گزاف رانده اند. براى اين كه همان نكاتى را هم كه مطرح كرده اند خود نمايانگر عدم استحكام سخن علمى و فنّى وى است. اولاً به اطلاع مى رساند كه ترجمه اين جانب از كتاب (جواهرالبلاغه) چاپ سيزدهم آن كتاب از مصر سنه 1383 هجرى ـ سنه 1963 ميلادى است و اساس كار در ترجمه اين بوده است كه حتى الامكان معادل جمله هاى عربى متن به زبان فارسى برگردانده شود و ضمن رعايت ايجاز سخن, كتاب از اصالت دور نيفتد و منظور از توضيح كه ناشر اضافه كرده است, توضيح پاورقى ها و حلّ تمرين هاى كتاب مى باشد. چنانچه منظور منتقد اين باشد كه توضيح كلمه ها و اصطلاحات بلاغى داده شود, حجم كتاب با توضيح و حلّ تمرين ها بسيار سنگين مى شد و هزينه استفاده كنندگان را بالا مى برد. لذا اين كار به مدرّسان اين درس تا حدّى واگذار مى شود. اما در آن كتاب ياد شده در بالا و نيز جواهرالبلاغه چاپ قم, خيابان آيةاللّه نجفى, پاساژ قدس, نشر قدس رضوى, متن درسى, ص7: عبارت عربى (فصح اللّسان, اذا عبر عما فى نفسه واظهره على وجه الصّواب دون الخطا) مى باشد نه (فصح اللّحّان) كه در چاپ ديگرى از جواهرالبلاغه (مؤسسه مطبوعات دينى قم) آمده كه گويا از روى چاپ سوم انتشار يافته است.
پس ترجمه فارسى آن برابر جمله عربى درست مى نمايد. به نظر مى رسد, (فصح اللّسان از فصح اللّحّان) با ذوق سليم سازگارتر باشد; زيرا فردوسى مى گويد:
جوانى بيامد گشاده زبان
سخن گفتن خوب و طبع روان
و يا:
سخن گفت مرد گشاده زبان
جهاندار شد زان سخن بدگمان
و يا:
شكر او گويدى جهان شب روز
همچو ما باشد از گشاده زبان
(فرخى)
در متون فارسى گشاده زبانى را از فصاحت مى دانند و (گشاده زبان) را فصيح و بليغ دانند. بدين سبب (فَصُح اللّحّان) نه در مختصر المعانى آمده و نه در لسان العرب و نه در ديگر كتب بلاغى, اما در كتاب مطوّل چنين آمده است:
(الفصاحه وهى فى الاصل تُنبوئ عن الإبانة والظهور يقال قَصُحَ الأعجمى وأفصَحَ اذا انْطلق لسانه وخلصت لغته من اللّكنة وجادت فلم يلحن وأفصح به اى صرّح.1
(فصاحت و آن در اصل از آشكار ساختن و ظهور خبر است. گويند گنگ, فصيح شد و أفصح وقتى كه زبانش روان شود و زبان وى از لكنت رهايى يابد و نيكو شود و اشتباه نكند و أفْصَحَ بِه, يعنى آن را به شيوايى بيان كرد.)
در صفحه 51 مجله نوشته اند: (فصاحت در اصطلاح اهل معانى يك جمله است نه دو جمله.) اگر چنين باشد, ترجمه وى هم دو جمله خواهد بود, با تفاوت اين كه عبارت (به كار بردن) را در اوّل قرار داده است.
در صفحه 51 دو مورد الف و ب صحّت ندارد. و در صفحه 51 مجله ذيل الف: چون (المفرد العلم, و جواهرالادب) دو نام و اسم خاصّ اند, براى دو كتاب عيناً ذكر شده و نياز به ترجمه نيست, بلكه ترجمه وى اشتباه است به (يگانه معروف) و با (جواهرالادب) آراستيم (ترجمه كرده است آيا تفاوتى ميان مزيّن كرديم) و (آراستيم) وجود دارد كه با آن بتوان ادّعاى فضل كرد؟
در آخر صفحه 51 كلمه (هى) به (آن) ترجمه شده و نامبرده, (فصاحت) كه مرجع ضمير (هى) است به كار برده و يك توضيح اضافه كرده كه در متن عربى نيست و آن اين است (كه در اين صورت مى گويند آن واژه فصيح است.)
در صفحه 52 معنى تنافر حروف برابر متن عربى آن است, با تفاوت اين كه ايشان توضيحى از مختصر آورده است, و در همان صفحه كلمه (حتى) بهتر است (تا اينكه) ترجمه شود و درباره (غدائره مستشزراتٌ) الى (الغُلا…) در پاورقى كتاب جواهرالبلاغه همه اين واژه ها معنى شده است و اهل نظر با يك نگرش آن ها را درمى يابند.
در ص52 ستون دوم سطر سوم, (عِقاص) صحيح است نه (عُقاص) و آن جمع عقيصه: دسته موى سر كه بافته يا پيچيده شده و به هم پيوسته باشد و غدائر جمع غديره: گيسوى بسته, و مثنّى: موى تابيده و مرسل: موى باز است و بقيه توضيحات اضافى است كه كار مدرّس اين درس است.
در صفحه 52 آقاى منتقد معنى (ناجمين) را كه در ترجمه به وضوح آمده است, تشخيص نداده, زيرا كلمه (ناجمين) اسم فاعل از (نَجَم) است و آن به معنى (ظاهر شد ـ طلوع كرد ـ نابغه شد ـ توليد و پى گيرى كرد) و پى درپى در سخن بلغا بنگرند كه معنى (ناجمين) در ترجمه آمده است.
در پايان اضافه مى كند كه شايد تنها عيب من اين باشد كه هم در فارسى و هم در عربى مطالعه و تحقيقاتى دارم و ديگران يك جانبه مى انديشند. نمونه آن اين است كه حضرت ايشان در همين به اصطلاح نقد خود كلمه (نموده اند) را به جاى (كرده اند) به كار برده است (صفحه 50, سطر14) و نيز در ص51, سطر3. (بلاغت كسب نموده اند) و (دقّت كافى نموده) و (دورى نمايند) از نمونه آن ها است. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل و اميد است كه در كار تحقيقى از تعصّب پرهيز شود كه اين نيز براى تحقيق خطرى بزرگ خواهد بود.
عضو هيئت علمى دانشگاه تربيت معلم تهراندكتر على اوسط ابراهيمى
ارديبهشت81
* از آن جا كه بسيارى از عبارات اين نامه, مفهوم و روشن نبود, اصل نامه را حتى المقدور, با كم ترين ويرايش درج كرديم. آينه پژوهش
1. كتاب المطوّل فى شرح تلخيص المفتاح, لسعدالدين مسعود التفتازانى الهروى و بهامشه حاشيه مير سيّد شريف منشورات مكتبه الدّاورى قم ـ ايران ـ 1409 هجريه, ص15.


صفحه 12

درگذشتگان


آيةاللّه مظفّرى
فقيه معظم حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ محمد مظفرى قزوينى, اعلمِ علماى قزوين و يكى از چهره هاى مشهور علم و فقاهت بود.
فقيد سعيد در سال 1344ق (1304ش) در قزوين زاده شد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, در 20 سالگى به تحصيل علوم دينى روى آورد و سطوح متوسطه را نزد آقا شيخ مهدى قاضى, و سطوح عاليه را نزد مرحوم آيةاللّه العظمى سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى فرا گرفت. سپس در سال 1330ش به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و در درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى و آيةاللّه مرعشى نجفى حاضر شد و بهره هاى فراوان بُرد. در سال 1332ش, به نجف اشرف كوچيد و ساليان فراوان در مجلس درس آيات عظام: خويى (20سال از درس هاى فقه و اصول و رجال و تفسير معظم له بهره برد), حكيم, شاهرودى و امام خمينى شركت جُست و در زمره يكى از فضلاى محصلين نجف درآمد و در تأليف (معجم رجال الحديث) آيةاللّه خويى, از آغاز تا انجامِ آن, يار و ياور استادش بود. وى در سال 1352ش, پس از كسب اجازات متعدد از اساتيدش و علماى ديگر, به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, اقامه جماعت و بيان مسائل و ترويج شرع مبين اشتغال ورزيد. معظم له يكى از علماى بزرگ قزوين بود كه تدريس منظم فقه و اصول و تأليف كتاب هاى فراوان را وجهه همت خويش ساخته بود و از اين رهگذر, شاگردان بسيار و كتاب هاى پر فايده علمى از خود به يادگار نهاد.
كتاب هاى چاپى ايشان عبارتند از:
1. ايضاح الحجة فى شرح العروة ـ كتاب طهارت ـ (8ج)
2. پرسش ها و پاسخ ها (2ج)
3. طيّبات ـ كشكول ـ (2ج)
4. خاتميت آخرين پيامبر
5. اسلام و فلسفه احكام
6. رساله در خلقت بهشت و جهنم
7. اسلام و قانون بردگى
8. شهادت ثالثه در اذان و اقامه
9. اصطلاحات منطقى
10. دانستنى هايى از قرآن
11. اثبات صانع
12. قربانى در منى
13. حرمت بازى با شطرنج
14. البلغة فى بلوغ المرأة
15. الشيعة والسنة
16. الفوائد الرجالية
17. القطرة فى فضائل على(ع)
18. خلاصة البيان فى احوال شاه زنان
و كتاب هاى غير چاپى معظم له نيز عبارتند از:
19. تقريرات درس اصول آيةاللّه خويى (4ج)
20. تقريرات درس فقه آيةاللّه خويى (12ج) ـ طهارت و صلاة ـ
21. طبقات رجال (16ج)
22. علوم مختلف
سرانجام آن فقيه بزرگ در روز دوشنبه 3محرم الحرام 1423ق (27اسفند 1380ش) در 76 سالگى چشم از جهان فرو بست و پيكر پاكش, پس از تشييع باشكوه و نماز آيةاللّه شيخ هادى باريك بين بر آن, در حياط حرم مطهر حضرت شاهزاده حسين(ع) به خاك سپرده شد.
*

آيةاللّه امامى كاشانى
حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ حسين امامى كاشانى يكى از علما و فقهاى بزرگ كاشان به شمار مى رفت.
معظم له در حدود سال 1305ش در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش عالم جليل آقا حسام الدين امامى از فضلاى حوزه و از شاگردان ملا عبدالرسول مدنى كاشانى بود. وى, در زادگاهش مقدمات و سطوح را فراگرفت و پس از آن به قم آمد و در درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى شركت كرد و با صحبت هايى كه در اثناى درس مى كرد, مورد توجه استاد قرار گرفت, و پس از ساليانى چند به نجف اشرف مهاجرت كرد و در درس هاى فقه و اصول آيات عظام: حكيم و خويى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. سپس به زادگاهش بازگشت و به تدريس و تأليف و اقامه جماعت (در مسجد ميرعماد, كه آن را از نو بنا نهاد) و راهنمايى مردم پرداخت. وى, داماد مرحوم آيةاللّه مدنى كاشانى بود و پس از وفات معظم له, بسيارى از مؤمنان كاشان به تقليد از ايشان روى آوردند. از آثار وجودى اش, بنياد مدرسه علميه اماميه و تعمير اساسى مسجد ميرعماد است.
تأليفات ايشان عبارتند از:
1. اصول الاماميه ـ در اصول فقه ـ
2. قاعده لاضرر و تقيه
3. رساله در شناخت اعلم
4. حاشيه عروة الوثقى
5. ترجمه عروةالوثقى ـ منطبق با فتاواى خويش ـ
اين پنج كتاب به چاپ رسيده است.
6. فقه الاماميه (3ج)
7. متفرّدات الامامية
8. دراسات الاصول
معظم له, در روز پنجشنبه اول فروردين 1381ش (6محرم الحرام 1423ق) در 75سالگى چشم از جهان فرو بست و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه در كاشان, به قم انتقال داده شد و پس از تشييع مجدد و نماز پسرعمويش آيةاللّه محمد امامى كاشانى بر آن, در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد.
*

آيةاللّه حجت طباطبايى
مرحوم آيةاللّه حاج سيد محمدباقر حجت طباطبايى حايرى, يكى از علماى مشهد مقدس بود.

فقيد سعيد, در سال 1337ق, در كربلا در بيت علم و تقوا به دنيا آمد. پدرش آيةاللّه سيد محمدصادق حجت (م1337ق) از نوادگان علامه كبير آيةاللّه سيد على طباطبايى صاحب رياض, و از علماى معروف كربلا بود كه پيش از ولادت فرزندش, چشم از جهان فرو بست و تربيت و پرورش او را, پسرعمويش آيةاللّه سيد عبدالحسين حجت (م1363ق) ـ از مراجع تقليد كربلا ـ بر عهده گرفت و مادرش نيز, از نوادگان سيد بحرالعلوم بود. فقيد سعيد, پس از كودكى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و نزد حجج اسلام: شيخ جعفر فومنى, سيد جعفر شيرازى, شيخ على اكبر سيبويه و شيخ ابى القاسم خويى, ادبيات و سطوح را فراگرفت.
سپس به نجف اشرف رفت و در دوره نخست درس خارج آيةاللّه العظمى خويى شركت جست و پس از ساليانى چند به كربلا بازگشت و در درس هاى آيات عظام: سيد محمدهادى ميلانى, سيد عبدالحسين حجت, شيخ مرتضى آشتيانى و سيد محمدحسن آقامير قزوينى و نيز آيةاللّه خويى ـ كه براى مدتى به كربلا آمد و به تدريس پرداخت ـ شركت كرد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و همزمان به تدريس و تأليف و اقامه جماعت ـ در پايين پاى صحن حرم امام حسين(ع) ـ پرداخت (كه پس از مدتى آن را ترك كرد). او به بيمارى ريه دچار شد و بر اثر توصيه پزشكان: كربلا را ترك نمود و براى زيارت و تغيير آب و هوا, در سال 1364ق به مشهد مقدس آمد و تا آخر عمرش در آن جا ماندگار شد و به تدريس و تحصيل در محضر مرحوم آيةاللّه العظمى ميلانى پرداخت. فقيد سعيد از آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى و آقاى بروجردى اجازه اجتهاد داشت و حسن خلق و فروتنى, و زهد و سادگى در زندگى اش نمايان بود. كلامش اندك, و خاموشى اش بسيار بود و جز در فضائل اهل بيت(ع) و درس و بحث علمى سخن نمى گفت و در مجالس عزاى امام حسين سخت مى گريست. او وقتِ آزادش را به نسخه بردارى و كتابتِ كتاب هاى فقه و اصول و لغت و ادب مى گذرانيد و كتابخانه اى مهم ـ كه از اجدادش بدو رسيده بود ـ فراهم آورده بود.
كتاب ها و تأليفات او عبارتند از:
1. انيس الشعراء (گردآورى اشعار شعراى عرب و عجم)
2. تقريرات درس فقه آيةاللّه ميلانى
3. تقريرات درس اصول آيةاللّه ميلانى
4. تقريرات درس تفسير معظم له.
معظم له, پس از گذشتِ 85سال از عمر مباركش, در روز چهارشنبه 9ذيقعدة الحرام 1422ق (3بهمن 1380ش) بدرود حيات گفت و پس از تشييعى شايسته و نماز بر پيكرش, به خاك سپرده شد.
*

آيةاللّه عارفى
حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ محمدجواد عارفى بيرجندى, از علماى مشهور خراسان و بزرگِ عالمان بيرجند به شمار بود. فقيد سعيد در سال 1311ق, در بيرجند به دنيا آمد. مقدمات و ادبيات را نزد برادرش مرحوم حجةالاسلام شيخ محمدعلى عارفى خواند, و پس از آن شرح لمعه را در محضر آيةاللّه العظمى شيخ محمدباقر بيرجندى صاحب (كبريت احمر) (م1352ق) و رسائل, مكاسب و كفايه را هم نزد آيةاللّه حاج شيخ هادى هادوى فراگرفت. سپس در سال 1333ق راهى مشهد مقدس شد و دگرباره كفايه را در محضر آيةاللّه حاج شيخ محمد آقازاده ـ فرزند آخوند خراسانى ـ بياموخت و در ضمن از مرحوم فاضل بسطامى صاحب فردوس التواريخ و عمويش حاج شيخ اسماعيل ايمانى بهره برد.
در حدود سال 1336ق به حوزه علميه قم مهاجرت كرد و خارج فقه و اصول را از آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى, شيخ محمدعلى حايرى قمى, حاج شيخ مهدى حكمى قمى, حاج شيخ ابوالقاسم قمى و آيةاللّه سيد محمد حجت كوهكمرى فراگرفت و در تابستان ها نيز به اصفهان مى رفت و از محضر آيات عظام: حاج سيد على نجف آبادى و شيخ محمدحسين مسجز شاهى بهره فراوان مى برد. او يكى از شاگردان كوشا و سختكوش حاج شيخ عبدالكريم بود كه حدود 10 سال از بحث هاى معظم له استفاده شايان برد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. وى در زمان استبداد رضاخانى در اراك به علت سخنرانى عليه بى حجابى و تأكيد بر شعائر اسلامى, تحت تعقيب قرار گرفت و در بيرجند مدت ها به زندگى مخفيانه روى آورد تا سرانجام دستگير و زندانى شد, و پس از آزادى از زندان در زادگاهش اقامت گزيد و بيش از نيم قرن به بزرگداشت و ترويج شعائر دينى و تدريس و پرورش شاگردان, و اقامه جماعت (كه حتى تا چند روز پيش از وفاتش, و با وجود كهولت سن, نماز جماعت سه وعده اش ترك نشد) و تبليغ دين پرداخت و با كوشش بسيار, مدرسه علميه معصوميه را كه مخروبه و تحت تصرف غير اهلش بود, زندگى اش ساده و بى آلايش بود و از وجوهات مصرف نمى كرد و اندك هزينه زندگى اش از ملك شخصى اش تأمين مى شد. از هر گونه تشريفات و تجملات به دور بود و چيزى از عبادت ها, رياضت ها, تكليف ها, تهجد و روزه و قرائت قرآن و ادعيه را فروگذار نمى كرد.
آثار بجا مانده اش تقريرات درس فقه و اصول آيةاللّه حايرى يزدى بود.
آن فقيه بزرگ, در نيمه شب عيد قربان 1422ق در 111 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه در مدرسه معصوميه بيرجند به خاك سپرده شد و در غم فقدانش, از سوى مقام معظم رهبرى پيام تسليتى صادر شد.
*

حجةالاسلام والمسلمين مديرشانه چى
استاد معظم مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ كاظم مديرشانه چى, يكى از عالمان بنام عرصه حديث و روايت به شمار مى رفت.
فقيد سعيد در حدود سال 1306ش (1346ق) در مشهد مقدس زاده شد و پس از فراگيرى دوره دبستان و دبيرستان, به تحصيل علوم دينى روى آورد. نخست در محضر اديب نيشابورى و حاج محقق نوغانى, مطوّل و در محضر حاج ميرزا احمد مدرس يزدى (ابوالزوجه محترمشان), شرح لمعه و قوانين الاصول را فراگرفت. سپس با تقاضا از آيةاللّه شيخ هاشم قزوينى, ايشان در مشهد ماندگار شد و براى نخستين بار تدريس رسائل و مكاسب و كفايه را در حوزه مشهد آغاز كرد كه مرحوم استاد به هر سه درس معظم له حاضر شد و سطوح عاليه را تكميل نمود. آن گاه ساليان فراوان, در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات: شيخ هاشم قزوينى, شيخ مجتبى قزوينى, حاج سيد يونس اردبيلى, حاج ميرزا احمد كفايى خراسانى ـ فرزند آخوند خراسانى ـ و آيةاللّه ميلانى شركت جست و مبانى علمى اش را استوار ساخت. همچنين علوم معقول را نزد حضرات آيات: حاج شيخ مجتبى قزوينى (شرح اشارات خواجه, شرح هدايه و اسفار شيخ سيف الله ايسى و مرحوم الهى قمشه اى ـ كه تابستان ها به مشهد مى آمد ـ فراگرفت و از تحصيل فراغت جست.
او همزمان با تحصيل به تدريس سطوح به ويژه شرح لمعه و مكاسب, و تقرير درس آيةاللّه ميلانى براى ديگران, و شركت در جلسات استفتاى آيةاللّه ميلانى ـ در شب هاى ماه رمضان پرداخت و جزو فضلاى معروف و شناخته شده حوزه به شمار آمد. در سال 1337ش ـ كه دانشكده الهيات مشهد افتتاح شد ـ معظم له به امر و فتواى صريح استادش حاج شيخ هاشم قزوينى عهده دار تدريس در دانشكده گرديد و اين تا واپسين سال هاى عمرش ادامه داشت. ايشان, دروس علم حديث, تاريخ اسلام, تاريخ اديان, آيات الاحكام و ادوار فقه را تدريس نمود و مقالات فراوان در اين زمينه ها نگاشت. يكى ديگر از رشته هاى كارى معظم له, كتابشناسى, نسخه شناسى و نگارش فهرست مخطوطات كتابخانه هاى مشهد بود كه چند فهرست از او منتشر گرديد. بدون شك وى يكى از معدود عالمان و فرزانگانى بود كه علوم عقلى و نقلى را در وجود خويش گرد آورده بود و علاوه بر آن, به حُليه وقار و اخلاق خوش و تواضع, تقوا و سيماى صالحان آراسته بود و همين ها باعث گرديد تا در سال 1380ش به عنوان يكى از نام آوران عرصه علم و فرهنگ و يكى از (چهره هاى ماندگار) برگزيده شود.
معظم له, به غير از تدريس در دانشكده الهيات, در دانشگاه علوم اسلامى رضوى و بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى, سمَت تدريس و رياست گروه حديث را بر عهده داشت و در حوزه و دانشگاه هاى كشور از نامى عالى و مقامى والا برخوردار بود. وى در راستاى شناسايى كتب خطى و نسخه شناسى, سفرهاى متعدد به كشورهاى روسيه, آذربايجان, ازبكستان, تاجيكستان, مصر, تركيه, سوريه, اردن, حجاز, لبنان, مراكش, واتيكان, اسپانيا و پاكستان نمود و از نسخه هاى نفيس عكسبردارى و فيش بردارى نمود و خود نيز كتابخانه اى نفيس با حدود 700 جلد كتاب خطى ارزشمند و گرانسنگ تهيه نمود كه سرانجام آن ها را به كتابخانه دانشگاه مشهد اهدا كرد. وى از حضرات آيات: شيخ آقابزرگ تهرانى, شيخ هاشم قزوينى, شيخ مهدى الهى قمشه اى و ابوالعباس عمرانى ـ استاد دارالحديث حسنى رباط مغرب ـ اجازه روايت حديث و از مرحوم آيةاللّه حاج ميرزا حسين فقيه سبزوارى هم اجازه اجتهاد داشت.
برخى از آثار وى عبارتند از:
الف. چاپ شده ها:
1. تاريخ حديث
2. درايةالحديث
3. علم الحديث
4. ترجمه و شرح تبصرةالمتعلمين
5. روش استنباط
6. كتب قديمى چاپى
7. آيات الاحكام (2ج)
8. تاريخ فقه مذاهب اسلامى
9. مزارات خراسان
10. تاريخچه ادوار منطق
11. پژوهشى در فقه و حديث (مجموعه مقالات و مصاحبه ها)
12. فهرست كتاب هاى خطى مدرسه نواب
13. فهرست كتاب هاى خطى چهار كتابخانه مشهد (با همكارى استاد عبدالله نورانى)
14. فهرست كتاب هاى خطى كتابخانه مسجد گوهرشاد (با همكارى استاد نورانى)
ب. چاپ نشده ها:
15. مختصر وفيات الاعيان ابن خلكان
16. رساله در استصحاب
17. رساله در مبانى فقه
18. حاشيه بر كفايه
19. حاشيه بر مكاسب
20. تاريخ اسلام
21. تاريخ اديان
22. كتب اربعه شيعه
نيز كتاب هاى بسيارى را با مقدمه, تحقيق و اشراف خويش به چاپ رسانيد كه برخى از آن ها عبارتند از:
1. چهل حديث نبوى ـ جامى ـ با مقدمه اى در اربعين نويسى منثور و منظوم در اسلام.
2. چهل حديث اميرالمؤمنين, با مقدمه اى در تدوين و نظم احاديث على(ع).
3. چهل حديث امام رضا(ع), همراه با شرح حال و گزارش سياسى و فرهنگى دوران حضرت.
4. المجموع من حكم اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ 2ج.
5. سنن النبى(ص) ـ 9ج ـ (احاديث مسند فقهى نبوى).
6. صحيفه سجاديه.
7. هداية الامة ـ شيخ حرّ عاملى.
8. تاريخ فرق اسلامى دكتر مشكور.
9. الانوار البهية ـ محدث قمى.
10. المسائل الجارودية ـ شيخ مفيد.
11. المؤتلف من المختلف.
12. شرح جمل العلم والعمل ـ ابن برّاج طرابلسى.
سرانجام آن عالم بزرگوار, در 75 سالگى, روز سه شنبه 24 ارديبهشت 1381ش (اول ربيع الاول 1423ق) بدرود حيات گفت و با تشييعى شايسته, در حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به خاك سپرده شد.
*

آيةاللّه ايازى
مرحوم آيةاللّه آقاى حاج شيخ قوام الدين ابوالحسن ايازى, يكى از علماى مشهور استان مازندران به شمار بود.

فقيد سعيد در سال 1310ش (1350ق) در روستاى (رستمكلا) ـ يازده كيلومترى بهشهر ـ در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجةالاسلام شيخ حيدر ايازى, نخستين آموزگار وى بود.
معظم له, پس از تحصيل و تكميل ادبيات, در سال 1322ش به قم آمد و مدت 12سال از درس اساتيد بزرگ حوزه علميه قم مانند آيةاللّه العظمى بروجردى, امام خمينى و علامه طباطبايى بهره مند شد و پس از آن به شوق تحصيل در حوزه علميه نجف, در سال 1334ش رهسپار نجف اشرف شد و مبانى علمى اش را نزد آيات عظام: شاهرودى, حكيم, خويى, ميرزا باقر زنجانى و ميرزا هاشم آملى ـ رحمةالله عليهم ـ استوار ساخت و پس از آن, در سال 1342ش (1383ق) به درخواست اهالى زادگاهش به وطن خويش بازگشت و با بنياد مدرسه علميه جعفريه, به آموزش و تربيت طلاب علوم دينى پرداخت و ده ها نفر را پرورش داد و به حوزه علميه قم فرستاد كه اينك, بسيارى از آنان از علما و فضلاى قم و مازندران به شمار مى روند. آن عالم بزرگوار در طول 40سال اقامت خويش در زادگاهش, به اقامه جماعت, تأليف و تدريس, وعظ و تبليغ دين پرداخت و با كمال تواضع و فروتنى به خدمت صادقانه به مذهب اشتغال داشت.
از كتاب هاى ايشان است:
1. تقريرات فقه و اصول اساتيدش در نجف.
2. منظومه هديةالانوار ـ تضمين اشعار الفيه ابن مالك در اخلاق و تاريخ.
3. ديوان شعر فارسى.
4. روان شناسى.
5. شرح زندگى آيةاللّه كوهستانى.
6. تفسير برخى از سوره هاى قرآن مجيد.
سرانجام آن عالم خدمتگذار دين, در اول فروردين 1381ش (6 محرم الحرام 1423ق) در 70سالگى چشم از جهان فرو بست و پيكر پاكش با حضور هزاران نفر از علما و مردم شريف مازندران تشييع و پس از نماز فرزندش بر آن, در مدرسه جعفريه به خاك سپرده و در سوك فقدان وى, پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى صادر شد.
*

آيةاللّه حكيم
متفكر بزرگ اسلامى عراق حضرت آيةاللّه آقاى حاج سيد محمدتقى طباطبايى حكيم, يكى از انديشمندان نامى حوزه علميه بود.
آن مرحوم در سال 1341ق, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم علامه فقيد سيد محمد سعيد حكيم (م1395ق), از علماى حوزه نجف بود. فقيد سعيد پس از كودكى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات و سطوح را نزد حضرات آيات: سيد محمد سعيد حكيم (والدش), سيد محمدعلى حكيم, سيد يوسف حكيم و پس از آن خارج فقه و اصول را در محضر آيات عظام: حكيم, خويى و شيخ حسين حلّى فرا گرفت و مبانى علمى اش را استوار ساخت و همزمان با تحصيل به تدريس ادبيات و سطوح پرداخت و شاگردان بسيار (مانند حضرات آقايان: شيخ محمدعلى تسخيرى, شيخ احمد وائلى, شيخ عبدالهادى فضلى, سيد عبدالهادى حكيم و سيد عدنان بكّاء) پرورش داد. در سال 1361ق همراه با گروهى از علماى حوزه (جمعيت منتدى النشر) و در سال 1372ق, (كلّية الفقه) را بنياد نهاد و ساليان فراوان در آن دو مركز مهم علمى به تدريس و تأليف و سخنرانى در مناسبت هاى دينى و فرهنگى پرداخت و در سال 1380ق, به رياست كليةالفقه برگزيده شد و اين تا سال 1385ق ادامه يافت. در سال 1381ق به درجه استادى دانشگاه بغداد رسيد و در آن جا به تدريس فقه, اصول و ادبيات عرب پرداخت و بر ده ها رساله فوق ليسانس و دكترا نظارت كرد و با راهنمايى وى كتاب هاى بسيار نگاشته شد. در سال 1381ق به عضويت مجمع علمى عراق و در سال 1384ق به عضويت مجمع اللغة العربية در قاهره و در سال 1390ق به عضويت مجمع اللغة العربية در دمشق, و در سال 1396به عضويت مجمع اللغه العربيه در اردن برگزيده شد و در راستاى ايفاى وظايف علمى اش سفرهاى متعدد به كشورهاى: مصر, سوريه, مراكش و الجزاير نمود و نامش در ميدان هاى علمى جهان عرب طنين افكن شد. وى در كنار اين فعاليت ها, در تقريب مذاهب اسلامى كوشش فراوان داشت و موسوعه بزرگى به نام (الفقه المقارن) پديد آورد و در حوزه نجف, به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت كه تقريرات بحث اصولى اش در مبحث (طلب و اراده), به قلم سيد هاشم هاشمى نگاشته شده و به چاپ رسيده است. از آن جا كه وى, يك چهره اصلاحگر و انديشمند شيعى در جهان عرب به شمار مى رفت, چند كتاب درباره او نگاشته شد كه عبارتند از:
1. من ثمرات النجف: السيد محمدتقى الحكيم, به قلم دكتر محمدكاظم مكّى
2. التنظير المنهجى عند السيد محمدتقى الحكيم, به قلم دكتر عبدالامير زاهد.
آثار وى عبارتند از:
الف. كتاب هاى چاپى:
1. مالك الاشتر.
2. شاعر العقيدة السيد الحميرى.
3. للفقه المقارن ـ كه در جهان اسلام, از معروفيت بسزا و شهرتى فراوان برخوردار است.
4. الزواج الموقت و دوره فى حلّ مشكلات الجنس.
5. الوضع: تحديده, تقسيماته, مصادر العلم به.
6. الاشتراك والترادف.
7. المعنى الحرفى فى اللغة والنحو والفلسفة والاصول.
8. سنة اهل البيت.
9. فكرة التقريب بين المذاهب.
10. مناهج البحث فى التاريخ.
11. حبرالامة عبدالله بن عباس (2ج).
12. القواعد العامة فى الفقه المقارن.
13. مقالات فراوان در مجلات: البذرة, النجف, الهاتف, الايمان, البيان, الدليل, الغرى, النهج, العرفان, البلد, الحياة, مجله المجمع العلمى العراق.
ب. كتاب هاى غيرچاپى:
14. حاشيه بر كفايه
15. حاشيه بر مستمسك العروة الوثقى
16. تاريخ التشريع الاسلامى
17. زرارة بن اعين
18. القواعد العامة فى الفقه المقارن
19. زين الشباب: دراسة عن ابى فراس الحمدانى
20. موسوعة (الفقه المقارن)
آن عالم بزرگوار پس از تحمل رنج ها و اذيت هاى فراوان ـ كه از سوى رژيم بعثى عراق متحمل شد ـ و نيز اعدام دسته جمعى خاندان آيةاللّه حكيم و هم زندانى شدن خودِ او, سرانجام در روز پنج شنبه 12ارديبهشت 1381 (18 صفر 1423ق) در 82 سالگى چشم از جهان فرو بست و به مواليان و اجداد طاهرينش پيوست.
پيكر پاكش پس از تشييع با شكوه, و زيارت مرقد مطهر امام حسين(ع) در كربلا, و نماز آيةاللّه سيد محمدسعيد حكيم در صحن مطهر حرم اميرالمؤمنين ـ در مقبره علماى خاندان حكيم ـ به خاك سپرده شد.ناصرالدين انصارى قمى فرهنگى گزارشى از برگزارى همايش الصحيح
همايش يك روزه (جايگاه كتاب الصحيح در سيره نگارى پس از انقلاب اسلامى) در تاريخ 22/12/1380 در قم از سوى گروه تاريخ پژوهشكده حوزه و دانشگاه برگزار گرديد. هدف از برگزارى اين همايش, علاوه بر نكوداشت و تجليل از شخصيت علمى علامه جعفر مرتضى عاملى مؤلف كتاب الصحيح كه مدت ها است در حوزه هاى علمى قم و لبنان در زمينه تاريخ اسلام مشغول تحقيق مى باشند, جلب توجه انظار به تلاش هايى است كه در سيره نگارى انجام گرفته است.
جلسه با گزارشى از دبير همايش آغاز شد و در بخش اول اين همايش آقايان: اعرافى (رئيس پژوهشكده حوزه و دانشگاه) به مقايسه علومى همچون فقه و اصول با تاريخ پرداخت. سپس يوسفى غروى در سخنانى به بررسى تاريخچه منشورات اخير حوزه هاى نجف و قم در سيره نبوى پرداخت و سپس مقاله اى با عنوان (بررسى اختلاف روايات در الصحيح) توسط آقاى محمدرضا بارانى ارائه شد.
سخنران ديگر آقاى پيشوايى بود كه با عنوان جايگاه الصحيح در سيره نگارى به سخنرانى پرداخت. ايشان با ذكر اين نكته كه جريان سيره نگارى مسلط و غالب تاكنون در دست مورخان اهل سنت, همچون ابن هشام و طبرى بوده كه معمولاً بر پايه دروغ نيز تدوين شده اند, از كتاب الصحيح به عنوان نقطه عطفى در سيره نگارى نام برده كه مرعوب مشهورات نشده و از نظر تاريخى هيچ حادثه اى را مسلم نگرفته و همواره با استفهام سراغ آن رفته است. در ادامه آقاى اصغر منتظرالقائم در سخنانى با عنوان (راه هاى تشخيص اخبار صحيح از ديدگاه علامه مرتضى و ابن خلدون) ابتدا مهم ترين نظرات ابن خلدون و راه هاى پيشنهادى ايشان براى تشخيص اخبار صحيح را كه 11مورد بود, برشمرد. مقاله ديگر با عنوان (ملاك ها و ضوابط تشخيص اخبار صحيح در الصحيح) توسط حجةالاسلام والمسلمين محمدرضا هدايت پناه ارائه شد.
آقاى صادق آيينه وند سخنران بعدى همايش بود كه با تجليل از شخصيت استاد, خاطراتى از آشنايى خود با استاد مرتضى را بيان كرد. دكتر آيينه وند, با اشاره به تأسيس دانشگاه تربيت مدرس, علامه مرتضى را مهم ترين شخصيت حوزوى دانست كه در ايام انقلاب فرهنگى به كمك دانشگاه شتافته و نقشى درخور در احياى تاريخ در دانشگاه داشته است.
مقاله ديگر با عنوان (نگرش الصحيح به جعل و تحريف در سيره نبوى) نوشته آقاى منصور داداش نژاد است كه با ياد از تحريفات به عنوان يكى از مشكلات اساسى در نگارش تاريخ اسلام, از عوامل تحريف مانند سيره نگاران, گروه ها و خاندان ها و خلفا و دولت هاى پس از پيامبر ياد كرده است.
مقاله بعدى با عنوان (بهره گيرى از منابع شيعه در كتاب الصحيح) به قلم حجةالاسلام حسين مرادى نسب بود. وى ابتدا ضمن اشاره به روش علامه مرتضى در تاريخ نگارى, كه روشى تحقيقى است مى گويد: يك سوم منابع استفاده شده در الصحيح منابع شيعى مانند وقعه صفين, تاريخ يعقوبى, اصول كافى, تفسير قمى, مناقب ابن شهرآشوب, كشف الغمه و مجمع البيان است. سپس ديدگاه علامه درباره منابع شيعه, بيان شده كه اين منابع را حاوى غنى ترين ميراث سيره پيامبر گرامى دانسته كه اخبار قطعى الصدور در آن ها يافت مى شود. سپس حجةالاسلام رمضان محمدى با عنوان (تأثير باورهاى كلامى بر گزاره هاى تاريخى در كتاب الصحيح) به اين مسئله مهم كه در وقوع تعارض بين گزارش هاى تاريخى و كلامى, حق تقدم با كدام است, پرداخته است. مقاله ديگر با عنوان (چشم اندازى به زوايايى از سيره پيامبر خدا با نگرشى تطبيقى به دو اثر علامه مرتضى و محمدحسين هيكل) توسط سيد احمد رهنمايى ارائه شد.
سخنران ديگر سردار محمدباقر ذوالقدر با عنوان كيفيت بسيج نيروها در زمان رسول خدا, به نظرات علامه مرتضى در اين زمينه پرداخت. محتواى سخنرانى ايشان گزارش نوشته اى از علامه مرتضى بود كه در زمان جنگ براى بسيج نيروها تدوين شده, اما به جهت خاتمه يافتن جنگ مجال انتشار نيافت.
از سخنرانان ديگر اين نشست حجةالاسلام والمسلمين نواب بود كه با تجليل از شخصيت اخلاقى علامه مرتضى به خدمات علمى و اجتماعى ايشان اشاره كرد. سپس ميزگردى با حضور اساتيد محترم رسول جعفريان, سيد على ميرشريفى و محمد سپهرى و على پور تشكيل گرديد.
در پايان استاد علامه مرتضى به سخنرانى پرداخت و با تشكر از برگزاركنندگان اين همايش, به كمبود علما و مجتهدين در اين دوران اشاره كرد و به طلاب سفارش كرد با استفاده از مباحث علمى براى پاسخ به نيازها روى آورند. استاد با ياد از اهل قم, آنان را كسانى دانست كه در روايات وعده داده شده در علم پيش گام خواهند بود و به اين مطلب مهم همت خواهند گماشت.
نكاتى در مورد سه نسخه خطى عربى
در كتابخانه بريتيش ميوزيوم
اين مقاله ترجمه اى است از:
M. J. Kister, Notes on three Arabic Manuscripts in the British Museum, BSOAS, 23 (1960) pp. 390-392.
نوشته م.ج. كيسنز, ترجمه محمدكاظم رحمتى.
1. نسخه خطى Or. 7698 را كه آداب المريدين نام دارد, الف. جى. الياس (A. G. Ellis) و اى. ادوارز (E. Edwards) به عبيدالله بن محمد بن عبدالعزيز سمرقندى نسبت داده است(A descriptive list of the Arabic Mss in the (British Museum, London, 1912.
متن در برگ 13 الف آغاز مى گردد و قبل از آن عجائب القلوب سمرقندى قرار دارد. تذكرى به خطى متأخرتر در صفحه آغاز, با دست خطى متفاوت از خط كاتب دو رساله, محتوى نسخه را اين گونه ياد كرده است:
(رساله فى عجائب القلوب لعبيدالله محمد بن عبدالعزيز السمرقندى قدس سره, كتاب آداب المريدين). الياس و ادوارز به خطا پنداشته اند كه آداب المريدين همچون عجائب القلوب, از آن سمرقندى است.
اما مؤلف آداب المريدين, ضياءالدين ابوالنجيب عبدالقاهر السهروردى (563 ـ 490ق) است. با مقايسه انجام نسخه بريتيش ميوزيوم با انجام نسخه دانشگاه توبينگن i 89 و محتويات نسخه با توصيف اثر سهروردى كه هلموت ريتر در Der Islam, xxv, 1934, p.35 ارائه كرده, مى توان به قطع سهروردى را مؤلف اين رساله دانست. انجام نسخه بريتيش ميوزيوم اين گونه است:
(…وعصمنا من الفواحش ماظهر منها و ما بطن و وفّقنا لطلب مرضاته ما خفى منها وعلن ونفعنا وجميع المسلمين بما جمعنا ولايجعل علينا من نظر فيه وبلاً ولايجعل حظَّنا من ذلك جمعه وحفظه, دون استعماله ومتابعته بجوده وسعت رحمته انه عزَّ اسمه, قريب, مجيب).
چند برگى از آغاز نسخه افتاده است. متن در برگ 13 الف اين گونه آغاز شده است: (…وإن قلت اَين؟ فقد تقدم هو على المكان…).
نسخه به ابعاد (cm 12ھ16) توسط هبةالله بن محمد الانطاقى در 743ق آن گونه كه در آخر نسخه (برگ 56ب) آمده, استنساخ شده است.
ريتر نوشته است كه آداب المريدين يكى از مهم ترين رسائل و مشهورترين اثر سهروردى است)در مجله Der Islam, شماره 25, سال 1939, ص35, آن گونه كه درقبل از سخن رفت). فرانتس موير آن را توصيف جامعى از تصوف, از نقطه نظر آداب(Fr. Meier, صEin Knigge fur sufisص, Rivista di studi Orientali, xxx II, 1957, 401; cf. the quotations given in Meierصs article.) معرفى مى كند (برخلاف نجم الدين كبرى كه تنها به شيوه هاى رفتار توجه دارد.)
2. نسخه خطى كتاب الفاضل Or. 6444 (برگ هاى b143ـ a94) توسط الياس و ادوارز به عنوان اثرى مشتمل بر اقوال شوخ طبعانه نثر و شعر كه در حدود 300ق تأليف شده, معرفى شده است.
عنوان كتاب در نسخه برگ b 93 اين گونه آمده است: (هذا الكتاب المسمى بكتاب الفاضل(در نسخه الفاضل) فى فنون البلاغه و البرائه وانواع الايجاز والفصاحه); گرچه عنوانى كه در آخر كتاب (برگ b143) آمده, متفاوت از عنوان برگ اول است: الكتاب المسمى بكتاب الفاضل فى صفة الادب الكامل. عنوان آمده در برگ b 93 منطبق با توصيف كتاب است كه مؤلف در مقدمه اش ارائه كرده است: …فصنعت لك كتاباً فى البلاغه والايجاز والبرائه (برگ 194 الف). عنوان در آخر كتاب ظاهراً برگرفته از گفته مؤلف در برگ 94 ب, بند اول, سطر اول است كه گفته: (…و ترجمته بكتاب الفاضل لفضله على كل كتاب كامل….)
نسخه به ابعاد cm 19ھ29 در سال 1217ق در بصره به خط خوانا و واضح استنساخ شده است. كتاب به دو بخش تقسيم شده و هر صفحه حاوى 25 سطر است. نسخه با چنين عبارتى آغاز شده است: (اطال الله فى ظل انيال السلامه بقاك وحجب عن غير نوائب الدهر نعمائك وجعلك لمتوكلين سبوغ النعم معكلٍ).
متن همان نسخه ذكر شده محمد ابوالفضل ابراهيم در مقدمه اش بر كتاب الفاضل المبرد است(تحقيق الميمنى, قاهره 1956, ص دال). گرچه كتاب الفاضل مبرد كاملاً متفاوت از نسخه كتاب الفاضل موجود در كتابخانه بريتيش ميويزيوم و استانبول است. نسخه هاى بريتيش ميوزيوم و استانبول, همانند متن نسخه اى هستند كه مجله لغةالعرب, شماره نهم, ص282, 337, 647 وصف شده است(ر.ك: بروكلمان GAL, ج1, ص124, تكمله, ج1, ص189). بعد از بررسى نسخه بريتيش ميوزيوم و مقايسه آن با توصيف ذكر شده در مجله لغة العرب مى توان گفت كه مؤلف كتاب الوشاء (متونى 325ق), مؤلف كتاب الموشاء است.
عنوان هاى متفاوت اين كتاب را مى توان اين گونه ذكر كرد: الفاضل من الادب الشامل والفاضل من الادب الكامل )بروكلمان, GAL, ج1, ص124).
3. نسخه خطى مكارم الاخلاق, شماره 7598 كه در فهرست الياس و ادوارز به ابن ابى الدنيا نسبت داده شده است, در حقيقت كتاب مكارم الاخلاق, رضى الدين ابونصر بن امين الدين الطبرسى است(بروكلمان, تكلمه, ج1, ص189). آغاز نسخه چنين است: (الباب الاول فى خَلفِه و خُلقه: خمسة فصول, الفصل الاول فى خَلقه و خُلقه وسيرته مع جُلسائُه بروايته الحسن والحسين كه منطبق با ص5 از متن چاپى قاهره 1300ق است. مطالب پنج برگ برابر با متن چاپى, از نسخه خطى افتاده است. در برگ 85ب, كاتب ميرزا على سلطانى مى گويد نه فصل كتاب مكارم الاخلاق طبرسى را در ماه محرم 966 استنساخ كرده است. سه فصل از ديگر فصول كتاب در برگ هاى b110ـ a97 و a201ـ a115 قرار دارد. كاتب مى گويد كه او استنساخ كل كتاب را در روز نوروز 966 به اتمام رسانده است; زمانى كه از خانواده و اقوام خود دور بوده است. كاتب در برگ b 89 گفته كه كتابت نسخه را در شهر موحدان (بلدة الموحدين) قزوين انجام داده است.
برگ هاى 96ـ a86 و 14ـ111 برخى احاديث جالب توجه شيعى را دربر دارد كه منابع آنها نيز ذكر شده است. اين احاديث كه در نسخه آمده اند, در متن هاى چاپى مأخذشان موجودند. برگ a86 حاوى منقولاتى از تفسير و كتاب الخرائج و الجرائح قطب الدين راوندى است (بروكلمان, GAL, ج1, ص405 (الطبرسى, 5); تكمله, ج1, ص709). برگ هاى b89 a87 حاوى احاديثى درباره رفتار آدمى در سفر است. برگ a90 حاوى حديثى خوانده شده توسط ابو داوود سجستانى در بغداد به سال 307ق در مجلس وعظى است. حديث به نقل از اصبغ بن نباته از على(ع) درباره سرانجام ابن ملجم است. حديث از كتاب رياض الظاهر برگرفته شده است. برگ 91 حاوى تذكرات على(ع) درباره تجار در بازار و از طريق ابن نباته روايت شده است. مطالب برگ 92 حاوى ويژگى هاى ميوه ها و سبزيجات متفاوت است و از كتاب الفردوس (نوشته ابوشجاع شيرويه الديلمى؟) كتابت شده اند. برگ 93 حاوى جزئياتى درباره رفتارهاى پيامبر است و از كتاب النبوه رونويسى شده اند. حديثى درباره شيوه صرف غذا به نقل از محمد بن جعفر العاصم از كتاب البصائر (برگ94) استنساخ شده است.
حديثى نيز درباره على(ع) در برگ 95 از كتاب زهد اميرالمؤمنين نقل شده است. برگ 96 حاوى احاديثى درباره بركات گوسفند, خروس و مرغ است. برگ 112 حاوى مطالبى درباره بخشايش گناهان از سوى خدا و نصيحت به مؤمنان است. برگ 114 درباره فضيلت غذا و سبزيجات است.
برگ هاى 10ـ202 رساله اى در باب نمازهاى مختلف است و شيوه نگارش ادعيه از سه خط نسخه اندكى متفاوت است, اما همان كاتب يعنى ميرزا على سلطانى آن را كتابت كرده است. رساله از كتاب منهاج الصالح فى مختصر المصباح رونويسى شده است. برگ هاى آخر (13ـ211) آغاز رساله اى است در توبه.
اين نسخه مختصر (cm 17ھ9) به خط زيبا و رسم الخط مينياتورى جلى ايرانى تحرير شده است. در حاشيه, كاتب توضيحاتى درباره برخى كلمات و عبارات افزوده است.
برگزارى كنگره فاضلين نراقى
دبيرخانه كنگره فاضلين نراقى به منظور نكوداشت جايگاه بلند علامه محمدمهدى نراقى و فرزند ملااحمد نراقى, طى روزهاى اول تا سوم خرداد ماه سال جارى در شهرهاى قم, كاشان و نراق, همايشى را با هدف بازكاوى انديشه ها, نشر آثار و بازشناسى بيش تر ايشان برگزار كرد. در اين همايش سه روزه جمع فراوانى از فرهيختگان, انديشمندان, استادان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه, همچنين شخصيت هاى فرهنگى و سياسى كشور حضور داشتند.

نخستين روز كنگره فاضلين نراقى, هم زمان با اول خرداد در تالار شيخ مفيد دانشگاه قم برپا گرديد. در آغاز اين مراسم آيةاللّه استادى دبير كنگره, ضمن عرض خيرمقدم, از كليه اساتيد, آيات و شخصيت هايى كه در اين همايش شركت كرده بودند, تشكر نمود. سپس حجةالاسلام سيد محمدرضا حسينى مسئول كميته علمى كنگره, گزارش مبسوطى از فعاليت هاى انجام يافته, شامل احيا و تصحيح آثار, چاپ مقالات كنگره,چاپ و نشر انديشه هاى فاضلين, ارائه برنامه هاى نرم افزارى و ايجاد سايت اينترنتى, ارائه داد.
نخستين سخنران اين مراسم حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى بود كه در سخنان مبسوطى بر مقام رفيع فاضلين نراقى تأكيد كرد. ايشان با بيان مراتب علمى و عرفانى فاضلين نراقى ابراز داشت: (نكته جالب, جامعيت اين پدر و پسر است كه هوشيارانه مسائل زمان خود را درك كرده بودند و كار كردند و به موقع هم اقدام مى نمودند). رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام, در ادامه به مقايسه اوضاع زمانى فاضلين نراقى با اين زمان پرداخت.
حضرت آيةاللّه جوادى آملى دومين سخنران اين همايش بود كه طى سخنانى جايگاه انديشه فاضلين نراقى را در عرصه هاى گوناگون علوم اسلامى, رفيع برشمرد و با ستودن شخصيت علمى و عملى ايشان اظهار داشت: (اين دو عالم بزرگ عمرى در معقول و منقول كار كردند و سپس به تأليف كتاب در رشته هاى مختلف كلام, عرفان و فقه پرداختند.) وى در ادامه افزود: (نقش مرحوم ملااحمد نراقى در شكل گيرى انديشه انقلاب اسلامى ايران, انكارناپذير است. اين عالم ربانى با طرح مسئله (ولايت فقيه) سهم عظيمى در اين جهت ايفا كرد و انديشه او پايه اى براى انقلاب و نهضت امام خمينى(ره) شد.)
در ادامه همايش, صبح و بعدازظهر مقاله هاى برتر به وسيله پديدآورندگان آن ها: محمدجواد فاضل, على دوانى, احمد مبلغى, دكتر احمد احمدى, حسينى خراسانى, على زمانى قمشه اى, دكتر موسى نجفى و دكتر رحيم پور ازغدى قرائت شد. در پايان مراسم روز نخست, مسئول كميته علمى كنگره به جمع بندى مباحث ارائه شده پرداخت و از نهادها و ارگان هايى كه در برگزارى كنگره همكارى داشته اند, تشكر كرد. در حاشيه مراسم نخستين روز كنگره فاضلين نراقى نمايشگاهى برپا شد كه در آن آثار احياشده فاضلين نراقى, نسخه هاى خطى, ويژه نامه ها در مطبوعات, برنامه هاى نرم افزارى و پايگاه اطلاع رسانى فاضلين نراقى در ديدرس شركت كنندگان كنگره قرار گرفت.
دومين روز كنگره فاضلين نراقى در شهر كاشان و در محل مدرسه علميه امام خمينى(ره) برپا گرديد. در آغاز اين مراسم آيةاللّه يثربى امام جمعه كاشان ضمن خيرمقدم به شركت كنندگان, در سخنان كوتاهى از دست اندركاران كنگره و كميته علمى آن تشكر و قدردانى كرد. آن گاه آيةاللّه مكارم شيرازى پيرامون مقام فقهى ملا محمدمهدى و ملااحمد نراقى و موقعيت حوزه هاى علميه آن زمان به ايراد سخن پرداخت و پس از بيانات ايشان, آيةاللّه مشكينى در خصوص مباحث اخلاقى سخنرانى كرد.
در ادامه اين مراسم حجج اسلام آقايان: راغبى, ورعى, مهاجرنيا, و دكتر سليمان پور مقاله هاى خود را خواندند و در پايان حجةالاسلام حسينى مسئول كميته علمى كنگره ضمن ارائه گزارشى از برنامه ها و فعاليت هاى اجرا شده و در دست اجراى كنگره به جمع بندى مباحث دومين روز پرداخت.
سومين روز از مراسم كنگره فاضلين نراقى هم زمان با سوم خرداد در شهر نراق, زادگاه اين دو عالم بزرگ اسلامى, برگزار گرديد. در اين مراسم حجةالاسلام حيدرى امام جمعه نراق به شركت كنندگان خوش آمد گفت. پس از آن حجةالاسلام محمد فروغى مسؤول كميته اجرايى كنگره, گزارشى از روند فعاليت هاى اجرايى ارائه داد و در ادامه حضرت آيةاللّه مظاهرى سخنرانى فرمودند. پس از بيانات ايشان, آيةاللّه سبحانى به ايراد سخن پرداخت.
در پايان اين مراسم آيةاللّه استادى دبير كنگره فاضلين نراقى, به جمع بندى نهايى از سه روز برپايى كنگره پرداخت و از تمام دست اندركاران و نهادها و ارگان هايى كه در برگزارى اين كنگره همكارى كردند, تشكر كرد.
كنگره مقدماتى انديشه هاى اخلاقى ـ عرفانى امام خمينى(ره)

به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمينى(ره) همايش مقدماتى (كنگره انديشه هاى اخلاقى ـ عرفانى امام خمينى(ره)) روز دوشنبه سيزدهم خرداد سال جارى در سالن اجتماعات مدرسه دارالشفاء قم برگزار شد. در اين همايش كه شخصيت هاى علمى حوزه و دانشگاه و مشتاقان انديشه هاى امام خمينى(ره) حضور داشتند, آيةاللّه محمدهادى معرفت سخنرانى كرد. وى كه بر محور (اخلاق زمامدارى) سخن مى گفت, با تأكيد بر انديشه هاى امام خمينى(ره) به شرح و بسط اين موضوع پرداخت و به ساده زيستى امام و تأكيد او بر ساده زيستى مسؤولان نظام جمهورى اسلامى اشاره كرد. آيةاللّه معرفت در بخش ديگرى از سخنان خود با قرائت نامه امام على(ع) به عثمان بن حنيف, اين دستورات را محورهاى عمده اخلاق زمامدارى معرفى كرد و به تطبيق سيره امام خمينى(ره) در اين زمينه پرداخت.
سپس سه اثر از مقاله هاى برگزيده كنگره قرائت شد. نخست حجةالاسلام والمسلمين دكتر احمد بهشتى طى سخنانى به بيان ديدگاه امام خمينى(ره) در هماهنگى سه عرصه عرفان, برهان و قرآن پرداخت و پاره اى ديدگاه هاى محى الدين عربى را نيز نقد كرد. سپس آقاى عبدالوهاب فراتى مقاله خود را قرائت كرد. در ادامه حجةالاسلام والمسلمين سيد جواد ورعى با قرائت مقاله خود, نقش خودسازى در عرصه زمامدارى را بررسيد.
در بخش ديگرى از اين همايش ميزگردى با موضوع (رابطه اخلاق و سياست از منظر امام خمينى(ره) برگزار شد.
بزرگداشت حكيم ملاصدرا(ره)
به مناسبت فرارسيدن اول خرداد, روز ملاصدرا, همايش بزرگداشتى روزهاى اول و دوم خرداد سال جارى در مركز همايش هاى بين المللى صدا وسيما برگزار شد. در اين همايش دو روزه استادان فلسفه و حكمت كشور, مقاله ها و ديدگاه هاى خود را درباره حكمت متعاليه و فلسفه معاصر جهان ارائه كردند. از ميان مقالات رسيده به دبيرخانه همايش تعداد چهارده مقاله برگزيده شد كه در روز اول و صبح روز دوم قرائت گرديد. بعدازظهر روز دوم, نشست عمومى اعضاى انجمن ملى ملاصدرا(ره) با حضور برخى از اساتيد دانشگاه و حوزه, برگزار گرديد.
گفتنى است بنياد حكمت اسلامى صدرا به عنوان مركز عمده تحقيقات فلسفه اسلامى و حكمت متعاليه در كشور است كه سال 1378 هم زمان با برگزارى همايش جهانى ملاصدرا(ره) تأسيس شد. اين بنياد با هدف نشر و ترويج انديشه اسلامى و معرفى بزرگان حكمت متعاليه, همايش هاى سالانه منطقه اى و بين المللى در داخل و خارج كشور برپا كرده است كه (همايش بين المللى حكمت متعاليه و اثر آن در فلسفه جهان غرب) در سال 1379 و برگزارى همايش هايى در دانشگاه كشورهاى اسپانيا, انگلستان و ايتاليا برخى برنامه هاى انجام يافته آن است.


صفحه 13
Array

صفحه 14

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 15

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة