مجله هاى پژوهشى
اسلامية المعرفة السنة السابعة, العدد السابع والعشرون, شتا 1422هـ/2002م
الاستحسان الاصولي والاجتهاد الفقهي المعاصر; انفتاح الدلالة على النص القرآني; عبدالرزاق السنهوري ومشروعه في التقنين; بناء النظريات في الاقتصاد الإسلامي; العلوم الشرعية بين المدارسة فى الممارسة; استخدام المناهج الحديثه في دراسة الإسلام و….انديشه حوزه سال7, شماره 6 (پياپى34), خرداد و تير81
(ويژه نسبت علم و دين)
زنگار جاهليت بر چهره حقيقت, دفاع از كيان حوزه و مرجعيت; درآمدى روش شناختى بر مسئله (نسبت علم و دين); ساختارشناختى علم و دين; موضوع شناسى فقهى و رابطه آن با علوم; نگاهى به (تعامل فقه و علوم انسانى); گستره فقه و لزوم تخصصى شدن آن و….انديشه صادق
شماره 5, زمستان80
آسيب شناسى جهانى شدن دين; جهانى شدن خطر يا رؤيا, الزام يا انتخاب; جنبه هاى فرهنگى جهانى شدن; ديدگاه هاى مختلف در باب جهانى شد ن; نظريه مصلحت از ديدگاه امام خمينى(ره); جهانى شدن يا امريكايى شدن و….
بخارا
شماره 24, خرداد و تير81
گاهشمارى در ايران باستان; فلسفه و تاريخ; تازه ها و پاره هاى ايرانشناسى; درباره كتاب مستطاب…; يادداشت هاى پراكنده; تداعى معانى; اصلاحات ادارى در ايران و….
پاسدار اسلام
سال21, شماره 248, مرداد81
شرح دعاى كميل; در آستان امامان; ولايت فقيه و اختيارات او از ديدگاه مرجع بزرگ, نراقى; هدف امريكا از بزرگسازى تروريسم; نقش عوامل معنوى در رفاه اقتصادى و….
پاسدار اسلام
سال21, شماره 249, شهريور81
دانستنى هايى از قرآن; عقل و دين; امامان(ع) و نزول وحى; سيرت پيشوايان در عزت و كرامت نفس; زن از نگاهى ديگر; اعتكاف و….
پگاه حوزه
شماره 61, شنبه 19مرداد81, 1جمادى الثانى 1423, 10آگوست 2002
از انزواگرايى تا نظم نوين جهانى; مشاوران, از پرستيژ تا عمل; دهكده اى با تمدن قارچى; تجاوز و دفاع مشروع; جهانى شدن از منظر مذهب; سايبر دموكراسى و پست پارلمانيسم; كاغذ بى خط و خط كشى مدرن; از واقعيت تا رؤيا و….
پگاه حوزه
شماره 62, شنبه 26مرداد81, 8جمادى الثانى 1423, 7آگوست 2002
امريكا و انتقال هزينه هاى سياسى به خاورميانه; افغانستان و حقوق شيعيان; تجارت و مزاياى نسبى; علوم قرآنى, عوامل ركود و راهكارهاى پيشبرد; توتم پرستى و تمايز امور مقدس از عرفى; فلسفه آموزش; تحليل نظرى سينما و نشانه هاى تصويرى و….
پگاه حوزه
شماره 63, شنبه 2 شهريور81, 15 جمادى الثانى 1423, 24 آگوست 2002
بازشناسى يك گره رفتارى كالبدشكافى يك متن; لبنان, شيعه و مناسبات قدرت; مديريت اسلامى و سيستم كشف و اثبات; اسلامى سازى نظام آموزشى; دين تلويزيونى و تلويزيون دينى; (در راه) راست داستان نويسى و….
پگاه حوزه
شماره 64, شنبه 9شهريور81, 22جمادى الثانى 1423, 31 آگوست 2002
دل واپسى هاى نسل فردا; پيشگامان فلسفه در دوران معاصر; جزاير پروتستان ها; افشاگرى در منطقه بى طرف; جامعه قانونمند; و انسجام اجتماعى; كالبدشكافى يك متن; نظام سرمايه دارى, بحران هاى اجتماعى و ضرورت ظرفيت سازى در حوزه هاى فرهنگى; نظام سلطه در جهان چند تمدنى و….
پگاه حوزه
شماره 65, شنبه 16شهريور81, 29جمادى الثانى 1423, 7 سپتامبر 2002
منشور چند وجهى واشنگتن و نظم سياسى منطقه; شبه جزيره ترديدها; كالبدشكافى يك متن; روشنفكرى دينى و دين ورزى روشنفكرانه; بازيافت كليشه ها در بستر اجتماعى; گفت وگوى ميراث و ابداع و….
پيام زن
سال11, شماره 6 (پياپى126), شهريور81
ادب پوشش; شيعيان, شرايط, شايستگى ها; آموزش زنان در صدر اسلام; نامه اى به پدر و مادرم; مشاور شما; همه با هم كتاب نخوانيم; افسردگى چيست؟ و چه نشانه هايى دارد؟ نمايه مسائل زنان و خانواده در مطبوعات (بهار81) و….
جهان كتاب
سال7, شماره 7و8 (پياپى152ـ151), مرداد81
نشر كتاب در سال 1380; بيرونى و ابزار ستاره شناسى; زلال انديشه و زبان; دو سال سكوت, نقدى بر كتاب (دوازده قرن سكوت); تئورى توطئه در فرانسه خريدار دارد, (درباره كتاب (جعل وحشتناك)); تازه هاى كتاب و…
حضور
شماره 41, تابستان81
اسلام و مردم, دو ركن اساسى جمهورى اسلامى و نكاتى پيرامون ولايت فقيه و نقش مردم; انقلاب اسلامى ايران و تأسيس نظام مردم سالارى دينى; شيخ فضل الله نورى; كارنامه نور; به ياد امام خمينى(ره) و….
درس هايى از مكتب اسلام
سال42, شماره 5, مرداد81
دانشمند بدفرجام; وجود عقل و ويژگى هاى آن از ديدگاه غزالى; تقسيم بندى علوم; نداها و خطاب هاى الهى قرآن; ازدواج مايه آرامش و سعادت; چند داروى مفيد طبيعى و….
درس هايى از مكتب اسلام
سال42, شماره6, شهريور81
بناى استوار و بناى ناپايدار; پاسداران رسالت نبوى و ولايت علوى!; مراتب چهارگانه عقلا نزد ارسطو و غزالى; معيار انتخاب همسر; پادشاهان ساسانى آگاه از امر پيامبر(ص) و….
دين پژوهان
سال2, شماره 8 ـ7, فروردين ـ تير81
بايسته هاى پژوهش در علوم حديث; ماتريديه در يك نگاه; نظريه هاى فمينيستى در جهان و ايران; اجتهاد زنده و پويا, موتور محرك اسلام; مذهب و جهانى شدن; دين پژوهى در جهان معاصر (ابزار جديد, شبهات جديد); قرآن و پلوراليزم دينى; انديشه سياسى فارابى; فقه مقارن در گفتگو با آيةاللّه جناتى و….
صف
سال24, شماره 267,مرداد81
جنگ هاى فضايى (روى خط اينترنت); ايدز, بلاى قرن; مديريت رفتار سازمانى در استفاده از منابع انسانى و….
صف
سال24, شماره 268, شهريور81
نيروهاى مسلح محبوب و اميد مردم هستند; شهدا براى هميشه گرامى هستند; امام على(ع) صداى عدالت خواهى انسانيت; نقش مسائل جغرافيايى و تاريخى در روابط ايران و عراق; فرهنگ واژه هاى نظامى; با كلام مولاى عشق, در سال عزت و افتخار حسينى(ع) و….
صنعت چاپ
سال20, شماره 238, شهريور81
برنامه ريزى براى صنعت چاپ و تأثير شرايط اجتماعى; ديدگاه هاى مديركل جديد چاپ و نشر; سمپوزيوم تاريخ چاپ و نشر در خاورميانه; كتابخانه و….
فرهنگ پايدارى
سال1, شماره 2,تير81
فرهنگ پايدارى, بايدها و نبايدها; دائرةالمعارف دفاع مقدس, موانع و چالش ها; انفجار اطلاعات, توسعه فناورى و ارزش هاى دفاع مقدس و….
فرهنگ و تعاون
شماره 16, خرداد و تير81
تعاون و نقش آن در توسعه ملى; ارزش هاى تعاونى و تحولات سياسى و اجتماعى; نقش تأثيرگذار مديريت مالى بر شركت هاى تعاونى و….
فصلنامه مصباح
سال10, شماره 39, پاييز80
(ويژه كتابشناسى حسابدارى)
كتابشناسى حسابدارى; كتابشناسى حسابرسى, كتابشناسى بودجه; كتابشناسى مديريت مالى و….
فقه
سال8, شماره 29ـ30, پاييز و زمستان80
انديشيدن رمز شكوفايى; كندوكاوى در مكتب ملا احمد نراقى; طبقه بندى بيماران روانى و احكام آنان از ديدگاه محقق نراقى; روش ملا احمد نراقى در فقه الحديث; احتياط, يا راه سوم; پيشينه ولايت فقيه و….
فقه اهل البيت(ع)
السنة السابعة, العدد السادس والعشرون, 1423هـ/2002م
الأوراق النقدية; ملكية الأرض; نظرات في مسألة القياس الفقهي; قاعده الانصراف; الفقه والعرف; العلاقة بين ادلة الأحكام الاولية والثانوية; من فقهائنا: محمد بن ابي عمير و….
كاما
سال3, شماره 17, تير81
فهرست نويسى و رده بندى براى كتابداران فنى; كتابخانه هاى ديجيتال, توسعه و چالش ها; توصيه هايى در نگارش مقاله علمى و پژوهشى; اينترنت و نشريات ادوارى كتابخانه ها; انتخاب و سفارش كتب فارسى و….
كتاب ماه (دين)
سال5, شماره7 (پياپى55), ارديبهشت81
يادى از آيةاللّه شيخ محمدمهدى شمس الدين; جامعه سياسى اسلامى مبانى فقهى و تاريخى; قرآن و پلوراليزم دينى; اثرى ارزشمند از سيوطى; تجربه دينى و مكاشفه عرفانى; فهرست مؤلفات و مصنفات حديثى علامه حلى; دو كتاب ارزنده در اخلاق حوزويان; معارف اسلامى; معرفى, نقد و بررسى نسخه هاى تعزيه حضرت على اكبر(ع) و….
كتاب ماه (دين)
سال5, شماره 8و9 (پياپى 57 ـ56), خرداد و تير81
اثرى ارزشمند در تاريخ صفويه; موسوعة الامام على(ع); منتهى الامام; فقدان تحليل و چارچوب روشمند در كتابشناسى اساطير و اديان; ارمغانى از ميراث شهيد ثانى; المعتمد فى اصول دين; نواى ناى چكاوك; عيسى اسطوره يا تاريخ; گزيده اى از شرح حال هاى خودنوشت; تبيين آيات خداوند; وقف در عرفان و ادب فارسى, گزارش ديباچه نهج البلاغه و….
كيهان فرهنگى
سال19, شماره 190, مرداد81
زبان فارسى در هند; فرقه نقطويه; رسانه هاى گروهى و تأثير آن ها بر هويت مسلمانان; فروغ, صداقت, عشق; تأملى كوتاه در زبان لرى; داستايفسكى, معمار چند آوايى; معرفى كتاب هاى تازه و….
كيهان فرهنگى
سال19, شماره 191, شهريور81
روايتگر حماسه هاى انقلاب; گزيده اشعار حميد سبزوارى; ذوق شاعرى و موسيقيايى; نگاهى به مسجد تاريخى شوق; تلاش تيموريان براى حفظ خراسان; مشتركات زبان فارسى و آذرى; گلگشتى در انديشه هاى بهار; روان شناسى مرگ; رويدادهاى فرهنگى ايران و جهان; معرفى كتاب هاى تازه و….
گلستان قرآن
سال5, شماره پياپى 165, شانزدهم مرداد81
ساختار سوره جمعه; صفحه هاى ماندگار; درس تفسير قرآن آيةاللّه طالقانى; جلوه هاى از عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم; فعاليت هاى قرآنى در روسيه و….
گلستان قرآن
سال5, شماره پياپى 166, يكم شهريور81
راز هبوط اجتماعى در تخته سياه تاريخ; بازگشت اصلاحگرانه به قرآن; قرآن در روسيه; مكتب خانه هاى قرآن و آموزش نسل به نسل كلام وحى; مجاز سيوطى و حقيقت زبان و….
مجله تخصصى دانشگاه علوم اسلامى رضوى
سال2, شماره 1, بهار81
(ويژه فلسفه و كلام)
مبانى مشروعيت حكومت ها; مقدمه اى بر مسئله الزام سياسى; نظريه هاى اختيارگرايانه در تبيين و توجيه الزام سياسى; مدنيت بالطبع انسان از ديدگاه فلاسفه; امامت, روش شناختى و چيستى; هرمنوتيك, دين, چالش; (كثرت گرايى دينى) در بوته نقد و….
مشكوة
شماره74 و75, بهار و تابستان81
تحريم خمر در قرآن; تأملى در حديث هفتاد و سه ملت; سنت نبوى و جوانان; نگاهى به جريان نوظهور صهيونيسم مسيحى در پروتستانيسم; فهرست موضوعى ويژه نامه هاى منتشر شده در نشريات فارسى زبانان ايران; نگاهى به كتاب هاى حديثى شادروان استاد كاظم مديرشانه چى; جايگاه و نمود مذهب در قنديل هاى ايرانى و….
معرفت
سال11, شماره 5 (پياپى56), مرداد81
(ويژه نامه جامعه شناسى)
نيازهاى زمان و جامعه مطلوب از ديدگاه قرآن و حديث; عاشورا پيامد تغيير ارزش ها; سنت هاى مردم شناختى; نظريه جامعه شناسى دين; انحرافات و مسائل اجتماعى ايران; بررسى ميزان بى اعتمادى مردم به مسؤولان; نظارت اجتماعى, انحراف و جرم و….
معرفت
سال11, شماره 6 (پياپى57), شهريور81
جايگاه تربيت دينى در ساختار نظام آموزش و پرورش; پيش نيازهاى تربيتى ارتباط با متربى از نگاه اميرالمؤمنين(ع); نگاهى به: مبانى اصول, روش ها و اهداف تربيتى در صحيفه سجاديه; نگاهى به تعامل فقه و تربيت; اصول و مبانى راهنمايى و مشاوره از ديدگاه اسلام; نقش دين و خانواده در آموزش و پرورش كودك; تربيت زيبايى شناختى و….
موعود
سال6, شماره 32, تير81
آيا واقعه آرماگدون پايان جهان است؟; جهانى شدن از واقعيت تا رويا; آسيب شناسى آخرالزمان; سيماى موعود در قرآن; گزارشى از دومين جشنواره برترين هاى فرهنگ مهدويت; چگونه فرزندان مهدوى تربيت كنيم; و….
ميقات الحج
السنة التاسعة, العدد السابع عشر, 1423هـ
تعريف بكتاب (الحرم المكي…); رمي الجمرات في بحث جديد; خيبر; مشاكل الحجاج; بلال; مناسك الحج لصاحب المعالم; علل الحج في كتب الشيخ الصدوق في رحاب آيةالحج; معجم ماكتب في الحج و….
نامه مفيد
سال8, شماره 29, بهار81(حقوق)
قرارداد عدم تجارت; نظريات اخلاقى در آيينه حقوق; سرقت مال مشاع; حق چون برگ برنده; خسارت عدم النفع در حقوق ايران و كنوانسيون بيع بين المللى كالا, مصوب 1980; مطالعه تطبيقى ارث زن; ترتيب اموال زوجين در حقوق ايران و فرانسه و….
نشر دانش
سال19, شماره 2, تابستان81
خط فارسى و رايانه; تغيير كمّيت مصوّت هاى فارسى و تحول وزن شعر در دوران معاصر; نقد و نظرى درباره مقاله (جام عدل); عقل بسيط و مركب در زبان فارسى; (ژيل بلاس) بعد از 25سال; دو كتاب درباره (طالش) و مشاهير آن; پژوهشى در تعزيه خوانى; ادبيات پهلوى; روايتى روسى از دستور زبان فارسى; معرفى كتاب ها و نشريه هاى تازه و….
نگاه حوزه
شماره 81 ـ80, ارديبهشت81
(ويژه آسيب شناسى فرهنگى و رسانه ها)
نگاهى به اينترنت در فرهنگ سازى جهانى; آسيب هاى فرهنگى در فرايند سيطره رسانه ها; تلويزيون يا شرابخانه فراموشى; آسيب شناسى فرهنگى و مطبوعات; ماهواره و جاده هاى يك طرفه و….
نمايه
سال12, شماره 124, تير81
سال12, شماره 125, مرداد81
فهرست موضوعى مقالات نشريات جارى; فهرست نقد آثار; فهرست گفتگوها و معرفى كتاب هاى روز و….
وقف, ميراث جاويدان
سال 10, شماره37, بهار81
وقف نامه غازى اورخان بيگ; سندى كهن از بقعه شاه بابا ولى بهبهان; مسجد مدرسه معمارباشى تهران; شيوه اداره مدارس براساس وقف نامه ها در دوره صفوى; زندگى و تكاپوى سياسى خواندمير; اعتبار قصد قربت در وقف; وقف در ايران باستان; تجديد وقف نامه; موزه وقفى مقدم و….
ياس
پيش شماره 13, مرداد81
بانوى آفتاب; كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان; فرهنگ دينى و چالش هاى پيش رو; نانوشته ها; ايدز, بلاى قرن را بهتر بشناسيم و….
درنگى در ذيلى بر يك مقاله
اسفنديارى محمد
در شماره 74 مجله آينه پژوهش مقاله اى مشترك به قلم استاد بهاءالدين خرّمشاهى و دكتر حجّت الله جودكى درباره كتابشناسى تاريخى امام حسين(ع) درج شده بود كه ملاحظه و استفاده شد. اين دانشورانِ گران ارج ـ كه در كتابشناسى و مقتل نگارى چيره دست هستند ـ چندان به حسن ظن در كتاب فوق نگريستند و ذرّه پرورى كردند كه نويسنده آن را شرمنده ساختند و ـ در عين حال ـ پشتگرم به ادامه تلاش.
با سپاس از ايشان, توضيحاتى درباره برخى از ملاحظاتِ آن مقاله ـ كه به قلم جناب دكتر جودكى است ـ آورده مى شود.
* مرقوم فرموده اند: (در صفحه 31 كتابشناسى از رساله تسمية من قتل مع الحسين (تأليف فضيل بن زبير), به عنوان كهن ترين كتاب ياد شده است و حال آن كه نخستين مقتل مكتوب, از آن ابومخنف (م157ق) است.)
به استحضار مى رسانم كه اين بنده در صفحه 31 كتابشناسى آورده ام:
(كهن ترين كتابى كه درباره امام حسين(ع) نوشته شده و موجود است, عبارت است از تسمية من قتل مع الحسين…) بنابراين قيد (موجود است), مقتل ابومخنف را خارج مى كند.
* مرقوم فرموده اند: (كتاب مقتل الحسين ابومخنف, متوفى به سال 157 هجرى, كه در رديف 7 معرفى شده, بايد در رديف اول يا دوم معرفى مى شد.)
به استحضار مى رسانم آنچه در رديف هفتم كتابشناسى معرفى شده است, نه مقتلِ ابومخنف, كه مقتل مجعول و منسوب به اوست و چون احتمال داده ام كه (در قرن ششم ساخته و پرداخته شده است), آن را در رديف هفتم و در كتاب هاى قرن ششم معرفى كرده ام. پس در آنجا هرگز سخن درباره مقتل ابومخنف نبود.
* مرقوم فرموده اند: (طبرى تاريخ خود را در سال 303 تمام كرده است. پس بايد قبل از كتاب الفتوح ابن اعثم ـ كه در رديف2 معرفى شده ـ مى آمد.)
گفتنى است طبرى اثر مستقلى درباره امام حسين ندارد و آنچه هم از وى در اين كتابشناسى معرفى شده, تدوين و تصحيح سيد جميلى و چاپ اول آن به سال 1406 است و بنابراين پس از الفتوح آمده است. الفتوح ابن اعثم نيز بدين رو معرفى شده كه ترجمه آن قرن ها پيش فراهم آمده است.
* مرقوم فرموده اند كه لازم بود مقاتل الطالبيين و الارشاد و مناقب ابن شهرآشوب و روضة الواعظين و امالى صدوق و تذكرة الخواص معرفى مى شد.
به استحضار مى رسانم كه در اين كتابشناسى فقط كتاب هاى مستقل درباره امام حسين معرفى شده و نه كتاب هايى كه بخشى از آن درباره آن حضرت است; مگر كتاب هايى كه همان بخش آن به صورت مستقل چاپ شده باشد. بنابراين كتاب هاى فوق خارج از موضوع است.
* مرقوم فرموده اند كه بهتر بود كتاب هاى رديف 80 و82, و نيز 7 و 70 و75 در هم ادغام مى شد.
به استحضار مى رسانم كه اين كار, خروج از اصول و ضوابطى بود كه در مقدمه كتابشناسى آورده ام. من اصل را بر اين گذاشته بودم كه همه كتاب هاى مهم ـ كه مابين الدفتين چاپ شده بود ـ معرفى شود.
* مرقوم فرموده اند كه مسلك دوم لهوف را شيخ عباس قمى ترجمه كرده است.
نويسنده اين موضوع را انكار نكرده است, بلكه از ميان ترجمه هاى متعدد آن, به دو ترجمه مشهور (از صحفى و فهرى) اشاره كرده است.
* مرقوم فرموده اند جاى كتاب فيض الدّموع, به دلايل متعدد, در اين كتابشناسى خالى است.
مناسب مى نمود لااقل يك دليل آن ذكر مى شد. به هر حال, اين كتاب بيش تر صبغه ادبى دارد و با معيارهاى ارائه شده در مقدمه اين كتابشناسى منطبق نبود و هرگز در رديف يكصد كتاب مهم قلمداد نمى شود.
* مرقوم فرموده اند كتابشناسى امام حسين از جناب عبدالجبار رفاعى, خارج از موضوع اين كتابشناسى است.
چنان كه اين جانب ذكر كرده ام, اين اثر از ميان بيش از چهل كتابشناسى درباره امام حسين, مهم ترين آن ها است و بدين رو معرفى شده است.
* درباره (نگاه عاطفى) و (نگاه سياسى) به رخداد عاشورا, توضيح بيش ترى طلبيده شده است. بايد اضافه كنم كه اين دو نگاه بيش تر در آثار تحليلى به چشم مى خورد و الارشاد و مقتل الحسين فقط گزارش تاريخى است.
* درباره (نظر رايج) شيعه در كتاب ها, توضيح بيش ترى طلبيده شده است. بايد اضافه كنم كه نظر رايج عبارت است از آنچه در ميان عالمان شيعه, شياع و رواج داشته است.
* از چهار مورد غلط مطبعى در كتاب كه ذكر شده, فقط يك مورد آن (فضيل ت به جاى فضيلت) بجاست و سه مورد ديگر غلط مطبعى نيست و آنچه در كتاب آمده, درست است.
اخبار
درگذشتگانحجةالاسلام رضوى
استاد علامه حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد سعيد اختر رضوى, يكى از مبلغين بزرگ اسلام و تشيع در قاره آفريقا و دانشمندى متعهد و دردآشنا و مسؤل بود.
فقيد سعيد در اول ماه رجب 1345ق, در يكى از روستاهاى منطقه (بيهار) در شرقِ هند, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش عالم طبيب حاج سيد ابوالحسن رضوى (1309ـ1394ق) يكى از روحانيان معروف و خوش فكر منطقه بود كه چند مدرسه را در شهر عظيم آباد اداره مى كرد و به وظائف روحانى خويش هم مى پرداخت. سيد سعيد اختر, نخست تحصصيلات مقدماتى را نزد پدرش آموخت و پس از چندى در سال 1360ق, به مدرسه جامع العلوم جواديه در بنارس رفت و تا سال 1365ق در آنجا اقامت گزيد و سطوح عاليه و زبان هاى اردو, انگليسى و فارسى را هم آموخت و درجه فخرالافاضل را دريافت كرد. استادانش در اين زمان آقايان: پدرش (حاشيه, مختصر, شرايع), شيخ محمد مصطفى جوهر (باب حاديعشر و مقامات حريرى), سيد ظفرحسن رضوى (معالم, شرح لمعه, رياض, قوانين, رسائل, نهج البلاغه و اصول كافى) و سيد محمدرضى زنكى پورى (شرح تجريد, شرح هداية الحكمة و عمادالاسلام) بودند, او در اين مدت اغلب مدارك رسمى دولتى را از دانشگاه عليگره اخذ كرد و زبان هاى هفتگانه: عربى, فارسى, انگليسى, اردو, هندى, گجراتى, سواحيلى را به خوبى فرا گرفت. آن گاه به تبليغ دين و مذهب اهل بيت در بنارس و حسين كنج پرداخت و در شهر حسين كنج ساكن شد و در انجمن وظيفه سادات و مؤمنين و انجمن ترقى اردو به فعاليت پرداخت و مسجد جامع آن را بنياد نهاد و در كوپال بور, متولى اوقاف مسجد و حسينيه شهر بود و زمين هاى موقوفه را كه دولت هند به تصرف خود درآورده بود, با تلاش فراوان از چنگ دولت خارج كرد و به وقف برگرداند.
در سال 1381ق, به تانزانيا رفت و در مدت 7سال به تبليغ تشيع ـ كه در آن زمان اسمى و رسمى از آن در آن كشور به چشم نمى خورد ـ پرداخت و با قدمى استوار, به نشر معارف اهل بيت اقدام كرد و از همه مخالفت ها و مانع تراشى ها نهراسيد و يكتنه و مردانه در منابر و مساجد خويش, نام اهل بيت را زنده گردانيد و با تشكيل جلسات و نامه نگارى هاى فراوان با علماى شيعه در ساير مناطق آفريقا, آنان را به تشكيل يك مؤسسه فراگير و هيئت تبليغى, تشويق كرد با آن كه در سال 1384ق, در كنگره خوجه اثناعشريه آفريقا تشكيل اين مؤسسه تصويب شد و در سال 1387ق, در ادارات دولتى تانزانيا, مؤسسه (بلال مسلم ميشن) به تصويب رسيد و از آن پس اين مؤسسه فخيم و ارزشمند در ساير كشورهاى آفريقايى مانند: كنيا, نيجريه, غنا, موزامبيك, ماداگاسكار و جزاير ترى نى داد به تصويب رسيد و شمار فعاليت هايش افزايش يافت و موفق شد بيش از پنجاه هزار نفر را به مذهب تشيع رهنمون سازد و حدود 200 كتاب (از جمله تفسير الميزان والغدير) را به زبان هاى گوناگون منتشر نمايد و ده ها مسجد, مدرسه, كتابخانه, حوزه علميه, مهد كودك, خانه هاى مسكونى و درمانگاه بنا نهد و مجلات انگليسى و سواحيلى را چاپ و نشر نمايد.
آن مرد بزرگ, عمرش را يكسره به تحقيق و تأليف و تبليغ گذرانيد و در هند و آفريقا, فعاليت هاى نمايانى نمود و يادگارهاى ارزشمند از خود به جاى نهاد. وى عضو هيئت مناى (رابطة اهل البيت الاسلامية) در لندن, (بلال مسلم ميشن) در آفريقا و (مجمع جهانى اهل بيت) در ايران بود و از تمام مراجع تقليد گذشته و حال قم و نجف اشرف, اجازه حسبيه داشت و در راه تبليغ دين به اكثر كشورهاى آسيا, اروپا, آمريكا و آفريقا سفر كرد و آرام و قرار نداشت. از او بيش از 40تأليف به زبان هاى انگليسى و سواحيلى بر جاى مانده و به زبان هاى ديگر نيز ترجمه شده است) كه برخى از آن ها عبارتند از:
1. رسائل (البداء, التقية, مسألة تحريف القرآن)
2. الحجاب
3. الاسلام
4. معنى التشيع و بدءه
5. كشف فتنة الوهابية
6. فرق الشيعة
7. مصونية القرآن عن التحريف
8. محمد(ص) هو آخر الانبياء
9. يوم القيامة
10. النظام العائلى فى الاسلام
11. منشور الحقوق (شرح رساله حقوق امام سجاد)
12. حرمة لحم الخنزير
13. مبادئ دروس الاسلام
14. مالابدّ منه للمسلم ان يعرف ويعتقد
15. ماهى الحاجة الى الدين
16. ترجمه تفسير الميزان (انگليسى)
17. اله الاسلام
18. العدل الالهى
19. النبى الاقدس والنبوة
20. الامامة.
او, پس از 43 سال اقامت در تانزانيا و در 78 سالگى, در روز پنجشنبه 30 خرداد 1381ش (8ربيع الثانى 1423ق) در دارالسلام درگذشت و پيكر پاكش در روز دهم ربيع الثانى, پس از تشييع باشكوه و نماز فرزندش حجةالاسلام سيد محمد رضوى, در قبرستان شيعيان به خاك سپرده شد و در غم فقدانش پيام هاى تسليت فراوان از سوى: مقام معظم رهبرى, مراجع معظم تقليد, مجامع فرهنگى و مذهبى جهان تشيع صادر شد و براى بزرگداشت مقام علمى اش, مجالس متعدد در كشورهاى گوناگون برگزار گرديد.
استاد احمد بيرشك
مترجم و رياضيدان نامى, استاد احمد بى رشك, يكى از مفاخر علمى كشور به شمار مى رفت.
وى در 4بهمن 1285ش (1324ق) در تهران زاده شد. نزد پدرش خواندن و نوشتن و قدرى از زبان فرانسه را فرا گرفت, سپس در سال 1296ش به مشهد مقدس رفت و در مدرسه ابتدايى احمديه مشغول تحصيل شد و در سال 1300ش (1340ق) به تهران آمد و در مدرسه (آليانس فرانسه) به تحصيل ادامه داد و زبان فرانسه را به خوبى فرا گرفت و از همان آغاز به ترجمه كتاب هاى فرانسوى مشغول شد. در 1354ق از دانشسراى عالى معلمان فارغ التحصيل شد و از آن جا ليسانس رياضيات دريافت كرد. سپس در رشته معمارى دانشكده هنرهاى زيبا به تدريس هندسه و رياضيات پرداخت و اين, مدت 19 سال (1324ـ 1343ش) به طول انجاميد. او در طول زندگى اش سمت هاى متعدد همچون: معاون وزير آموزش و پرورش, بانى و معلم گروه فرهنگى هدف و رئيس كارگزينى دانشگاه و وزارت فرهنگ, را بر عهده داشت.
وى به شايستگى لقب (پدر رياضيات ايران) را داشت و از سوى وزارت علوم, از او تقدير به عمل آمد و در واپسين ماه هاى عمرش, جزو مفاخر فرهنگى و (چهره هاى ماندگار) از سوى سيماى جمهورى اسلامى ايران معرفى گرديد. يكى از كارهاى ارزنده و ماندنى اش تدوين (زندگينامه علمى دانشوران) مى باشد, كه دائرةالمعارفى از زندگى علماى فنون اسلامى است و ديگر, كتاب (گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله) است كه تواريخ سه گانه شمسى, قمرى و ميلادى را با هم تطبيق نموده است.
برخى از آثارش عبارتند از:
الف. داستان ها:
1. آقا و نوكر
2. پهلوان شيرافكن
3. مردى كه طلا مى سازد
4. شش روز در زير دريا
5. پنجه فيل
6. تاجر ونيزى
ب. تاريخ و زندگينامه
1. آن باسيس ـ يونان ـ
2. تاريخ عمومى آفريقا
3. سلطنت قباد و ظهور مزدك (نوشته: آمانوئل كريستنسن)
4. شناخت ژاپن
5. زندگينامه برتراند راسل به قلم خودش (نوشته: راسل)
6. انيشتين (نوشته جرمى برناشتاين)
7. زندگينامه علمى دانشوران (10جلد ـ با همكارى احمد آرام و فاضل لاريجانى)
8. خلاصه زندگى علمى دانشوران
9. سباستوپول
10. يادنامه ايرج جهانشاهى قاجار
ج. رياضيات و هندسه:
1. يك, دو, سه… بى نهايت (ترجمه كتاب جورج گاموف)
2. هندسه و رسم
3. هندسه نااقليدسى
4. هندسه مقدماتى
5. هندسه مسطحه
6. هندسه لباچفسكى
7. هندسه فضايى
8. هندسه رقومى و ترسيمى
9. هندسه (با همكارى محمدطاهر معيرى)
10. فلسفه رياضى
11. اصول مناظر و مرايا: پرسپكتيو
12. جبر
13. جدول هاى لگاريتم
14. حساب (با همكارى باقر نحوى)
15. حساب و دفتردارى
16. حساب و هندسه
17. خلاصه رياضيات متوسطه (با همكارى انوارى)
18. رياضيات نوين (نوشته رنه بزار)
19. فلسفه رياضى (نوشته: باركر استيفن)
20. مثلثات
21. جهان و انيشتين
22. رياضيات براى خانم ها
د. موضوعات ديگر:
1. آموزش در جريان پيشرفت (نوشته پايولو فريره)
2. آموزش ستمديدگان
3. آموزش و پرورش براى آزادى
4. از ايوان ايليچ
5. پرسش و پاسخ (از زمين و آسمان و گياهان و انسان)
6. رهبر علم (ترجمه كتاب ايزاك آسيموف)
7. سرگذشت علم (ترجمه كتاب جورج سارتون) ـ بهترين ترجمه سال 1333ش شد ـ
8. علم و زندگى (با همكارى رضا قلى زاده و نوروزيان)
9. علم قديم و تمدن جديد
10. فرض و اسطوره در فيزيك نظرى (با همكارى رضا منصورى, ترجمه از كتاب هرمان باندى)
11. فرهنگ انديشه نو (ترجمه كتاب آلن بولاك)
12. فرهنگ علم (ترجمه كتاب آلن آيزاكس)
13. كتاب هايى كه دنيا را تغيير داد (نوشته: روبرت دوتر)
14. كمون پاريس
15. گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله
16. مجموعه خرد
17. مجموعه علمى جهان
18. مدرسه زدايى
19. ميراث ايران (با همكارى بهاءالدين پازارگاد و محمد معين)
20. والترشناس (نوشته موپاسان)
21. ربنون هاى زيردريا
وى, پس از عمرى تحقيق و پژوهش, سرانجام در اوايل سال 1381ش در 95سالگى درگذشت و در سوك فقدانش, از سوى مقامات علمى و سياسى كشور پيام هاى تسليت متعدد صادر و ياد و نامش گرامى داشته شد.
آيةاللّه مرعشى
فقيه معظم حضرت آيةاللّه حاج سيد كاظم اخوان مرعشى, يكى از علماى مشهور مشهد مقدس به شمار مى رفت.
معظم له در نيمه شعبان المعظم 1337ق ـ توأم با برادرش آيةاللّه حاج سيد مهدى مرعشى ـ در نجف اشرفبيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش آيةاللّه حاج سيد محمدرضا مرعشى رفسنجانى (1286ـ1342ق) از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى, سيد محمدكاظم يزدى و شريعت اصفهانى و از علما و اساتيد حوزه نجف و مادرش صبيه محترمه حكيم و طبيب مشهور سيد اسدالله شيرازى (برادر ميرزاى شيرازى) بود.
وى پنج ساله بود كه پدر از دست داد و پس از آن در سال 1347ق, به رفسنجان آمد و دروس مقدماتى را آموخت و سپس در سال 1353ق به قم آمد و ادبيات و سطوح را نزد اساتيدى چون: آيةاللّه مرعشى نجفى و اديب تهرانى فرا گرفت و پس از آن به درس هاى آيات عظام: حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى, امام خمينى و بيش از همه به درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى ـ و چندى هم در كاشان به درس آيةاللّه مير سيد على يثربى كاشانى ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و مورد توجه اساتيدش قرار گرفت.
در سال 1370ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و به تدريس سطوح عاليه و تحصيل در محضر فقهى آيةاللّه سيد عبدالهادى شيرازى (ابوالزوجه محترمشان) اشتغال داشت و در آن جا, در شمار يكى از اساتيد مشهور درآمد. در سال 1392ق, به قم آمد و به تدريس فقه و اصول پرداخت و در سال 1394ق, به عزم مجاورت مرقد حضرت ثامن الائمة(ع) به مشهد مقدس مهاجرت كرد و به تأليف و تدريس و افتاء و اقامه جماعت پرداخت.
معظم له, در اوجگيرى نهضت اسلامى مردم مشهد بر عليه رژيم پهلوى نقش اساسى داشت و خانه اش كانون رايزنى ها و تصميم گيرى ها بود و در شكستن محاصره بيمارستان امام رضا(ع), مردانه اقدام نمود و پس از پيروزى انقلاب هم, چند بار به جبهه هاى نبرد حق عليه باطل شتافت و در تقويت روحيه رزمندگان اسلام, تلاش فراوان نمود.
برخى از آثارش عبارتند از:
1. توضيح المسائل
2. مناسك حج
3. حاشيه بر عروة الوثقى
4. حاشيه بر وسيلة النجاة
5. شرح عروة الوثقى
6. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى
آن فقيه بزرگوار, در 85سالگى, در روز دوشنبه 27 ربيع الثانى 1423ق بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با حضور هزاران نفر از علما و مردم مشهد تشييع و پس از نماز برادرش آيةاللّه سيد مهدى مرعشى بر آن, در دارالزهد حرم مطهر امام رضا(ع) به خاك سپرده شد. در غم فقدانش, پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى صادر شد.
حجةالاسلام نائينى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدحسن نائينى, يكى از خطباى مشهور عرب به شمار بود. فقيد سعيد در سال 1340ق (1300ش) در كربلا زاده شد. پدرش معلّم قرآن و داراى مكتبخانه بود, كه فرزندش را پس از نوجوانى به تحصيل علوم دينى تشويق نمود و او هم در حوزه علميه كربلا به فراگيرى علوم حوزوى نزد حضرات آقايان: شيخ على معرفت, شيخ محمد طهرانى, سيد مصطفى شيرازى, و سيد عبدالله خويى و ديگران پرداخت, و خارج فقه و اصول را هم نزد آيةاللّه شيخ محمدرضا جرقويه اصفهانى تلمذ كرد. سپس رشته وعظ و خطابه را برگزيد و ساليان فراوان در ايران و عراق و كويت و كشورهاى عربى به ارشاد مؤمنان و دفاع از مكتب اهل بيت(ع) پرداخت و در كنار آن, به تأليف كتب متعدد و بنياد مدارس حسينه (در كربلا) و حسينيه (در قم) و كمك به ساختمان مساجد و مدارس و كتابخانه ها پرداخت. از ديگر فعاليت هاى اجتماعى اش كمك به نيازمندان و يارى جوانان در امر ازدواج (از طريق كانون هاى خيريه) و احياى مجالس اهل بيت در منزل خود و خويشان و دوستانش بود. وى در حمايت از انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى از هيچ كوششى در كويت فروگذار نكرد و بارها در اين راستا سخنرانى كرد, در سفارت ايران حضور دائم و مستمر داشت و از راهنمايى مسؤلان و مراجعه كنندگان دريغ نداشت و در جريان جنگ تحميلى كمك هاى نقدى و غير نقدى فراوان گرد آورد و همراه خويش به جبهه هاى نبرد انتقال داد تا سرانجام منجر به دستگيرى وى و تبعيدش به ايران گرديد.
آثار وى عبارتند از:
1. العترة فى القرآن والسنّة
2. على(ع) و فضائله من الصحاح الستة
3. على(ع) و فضائله من كتاب العقد الفريد
4. فاطمة الزهراء امّ الائمة و سيدة النساء
5. هل تعرف الامام الحسن؟
6. مولد السبط الامام الحسن
7. الامام الحسين ملتقى المكرمات
8. حسين(ع) شهيد حق و عدالت
9. الكلمات الدرر للمعصومين الاربعة عشر
10. الاسلام وحقوق الوالدين
11. السؤال فى الاسلام
12. زناشويى از ديدگاه اسلام
13. تعاليم الاسلام فى الزواج
14. الارشاد لمن طلب الرشاد
15. مختصر حقائق الصوم
16. اقض حوائج الناس
17. الصلاة عمودالدين
18. المتعة من متطلباب العصر
19. اغتنم الفرصة
20. يوم عيدالفطر, يوم توزيع الجوائز
21. اقرأ وصايا لقمان
22. الدعاء سلاح المؤمن
23. هدية الزائرين
24. ادعية الحج
25. روائع مختارة من الحج
26. برگزيده اى از ويژگى هاى حج
27. على ضفاف القلوب
28. الماثور فى زيارة اهل القبور
29. سنابل الحكمة (كشكول)
30. قصص الحلم والغضب
31. الانسان فى ظلّ الاخلاق
32. اعرف كيف تعيش؟
33. حكم ومواعظ
34. شمّه اى از جرائم حزب بعث عراق
35. الفرائض اليومية
36. اعمال شهر رمضان
سرانجام آن روحانى خدمتگذار در 81 سالگى, در سى ام صفر 1423ق (1381) در پايان مجلس عزاى اهل بيت ـ كه در خانه اش برگزار بود ـ بدرود حيات گفت و پس از تشييع و نماز آيةاللّه محمدهادى معرفت بر پيكر پاكش, در قبرستان بقيع (قم) به خاك سپرده شد.ناصرالدين انصارى قمىفرهنگىلورنس الول ـ ساتن
ايران شناس ايران دوست
زنده يـاد پروفسـور لورنس پل الول ـ سـاتن L. P. Elwell- Sutton (1912ـ1984 ميلادى) استاد فقيد زبان و ادبيات فارسى و رئيس بخش مطالعات ايران شناسى دانشگاه ادينبورا Edinburgh مركز ايالت اسكاتلند در شمال كشور انگليس بود كه من دوساله پايانى عمر او را دريافتم. شهر ادينبورا كه فرانسوى ها و آلمانى ها آن را ادينبورگ و عرب ها ادينبورغ تلفظ و كتابت مى كنند, يكى از زيباترين و بهترين شهرهاى انگليسى زبان جهان و فستيوال هنر ساليانه آن در تابستان ها معروف ترين فستيوال هنر جهان است. دانشگاه معروف و معتبر اين شهر نيز از قديم بخش عربى و فارسى و اسلام شناسى و ايران شناسى فعالى داشته است. چنان كه هم دانشجويان ايرانى زيادى مانند مرحوم دكتر احمد طاهرى عراقى در آنجا درس خواندند و هم استادان برجسته اى در اسلام شناسى داشت كه نامورترين ايشان ويليام مونتگمرى وات W. Montgomery - Watt رئيس پيشين بخش عربى و اسلام شناسى آن دانشگاه بود كه كتاب معروف او را (با عنوان (آن عظمت كه اسلام داشت), چاپ لندن, 1974) من قبل از انقلاب در مجله وحيد مخصوصاً از جهت اظهارنظرى كه در خصوص امام دوازدهم شيعيان و نواب خاص او در آن كتاب كرده بود, نقد كردم.
هدف از مقاله حاضر, ذكر چند نكته ناشناخته از خدمت هاى الول ـ ساتن به ايران و ايران شناسى است كه پس از مونتگمرى ـ وات به رياست بخش ايران شناسى و اسلام شناسى دانشگاه ادينبورا رسيد و نويسنده پس از ارتباطات مستمر و مفاوضه و مناظره ساليان با او, او را انسانى معتدل و متعادل و در مسائل ايران و روابط ايران و انگليس پژوهشگرى واقع بين و بى غرض شناختم و با آن كه وى قبل از اشتغال به كار تمام وقت دانشگاهى مدتى وابسته مطبوعاتى سفارت انگليس در تهران بوده است, او را ايران شناسى ايران دوست يافتم. چنان كه مسلم است وى در دو مقطع مهم سياسى ـ هم زمان با خدمت به دولت متبوع خود, به ايران نيز خدمت كرده است:
الف ـ الول ساتن كه به فارسى و تركى آشنايى داشت, در غائله تجزيه آذربايجان از سوى شوروى سابق, با جسارت تمام, در سمت (والسته مطبوعاتى سفارت انگليس) ضمن خدمت مطبوعاتى بر ضد شوروى و عوامل آن در داخل ايران, شخصاً به آذربايجان و كردستان, يكّه و تنها, بى محافظ و (بادى گارد), آمد و شد داشت و جوياى شناسايى و ارتباط با ايرانيانى بود كه آماده مبارزه و جنگ چريكى با ادامه اشغال ايران از سوى شوروى سابق و يا به هر نوع ديگر مبارزه براى فروپاشى جمهورى هاى خلق السعه آذربايجان و مهاباد باشند. رحيم زهتاب فرد (نماينده سابق مجلس شوراى ملى از بناب و سپس تبريز) كه در آن سال ها عضو شبكه جوانان (حزب اراده ملى) سيد ضياءالدين طباطبايى و بعدها مدير روزنامه اراده آذربايجان بود, در خاطرات خود تصريح مى كند كه روزى در يكى از روستاهاى آذربايجان به جوان بلند قد لاغر اندام انگليسى پرشورى به نام الول ساتن برخورد مى كند كه با تسلط نسبى به زبان هاى فارسى و تركى آذربايجانى در آن اوضاع سخت به آن منطقه آمده و با او به صحبت نشسته است و مهم تر آن كه حتى به مجلس روضه اى هم رفته و در آن جا در برابر سخنان نامعقول روضه خوان محل, نتوانسته زبان خود را نگاه دارد و اعتراض خود را كه هيچ بن مايه سياسى هم نداشته است با لهجه غليظ انگليسى به تركى به آن روضه خوان منتقل كرده است. منوچهر فرمانفرماييان نيز تصريح مى كند كه سفارت انگليس بين چريك ها اسلحه پخش مى كرد. البته مسلم است كه اول ساتن و ديگر مأموران وظيفه شناس انگليس (يا آلمان همچون واسموس) در ايران (محل مأموريت خود) در مرحله نخست به خدمت به كشور متبوع خودشان مشغول بوده اند و دلفشان به حال ما نمى سوخته است. اما بى شك در آن مقطع منافع ايران (حفظ تماميت ارضى كشور) با منافع دولت هاى انگليس در ايالات متحده آمريكا (جلوگيرى از نفوذ كمونيزم در ايران) هم خوانى و هم سويى كامل داشته است. افزون بر آن, براى ما ايرانيان كه خود در حق خود گفته ايم:
روزى كه شيپور عدو, آواز زير و بم كند
سردار اكرم رم كند, سردار افخم, خم كند
عبرت آموز است كه يك مأمور وظيفه شناس انگليسى در مقام اطاعت از دستور دولت متبوع خود در شرايط سخت آن روز در كشور ما ايران) با پاى پياده, از اين روستا به آن روستا سفر مى كرده و از اين كه هر لحظه در آن اوضاع خطرناك از سوى كسى يا گروهى, گروگان گرفته شود, يا زندانى گردد, يا كشته شود, بيمى به خود راه نمى داده است! در حالى كه خود ما ايرانيان با گرفتن اضافه حقوق براى بدى آب و هوا و مأموريت خارج از مركز و استفاده از مزاياى خداداده اى همچون طبيعت دست نخورده يا نزديكى به آثار باستانى, حاضر به خدمت در آن مناطق نبوده و نيستيم.
هركه نامُخت از گذشت روزگار
مى نياموزد ز هيچ آموزگار
ب. دومين خدمت الول ساتن به ايران, در مقطع نهضت ملى شدن نفت ايران به پيشنهاد شادروان دكتر حسين فاطمى و زيرنظر زنده ياد دكتر محمد مصدق بود كه در كتاب (نفت ايران) Persian Oil, الول ـ ساتن به دفاع از حقوق ايران پرداخت و در آن جا از حقوق كارگران ايرانى و بدى شرايط كارى و استخدامى و وضع محيط كار و مسكن آنان سخن گفت. الول ـ ساتن, با نشان دادن آمار و ارقام, از بى عدالتى شركت نفت ايران و انگليس سخن راند و در مثل نشان داد كه ميزان مالياتى كه اين شركت به دولت انگليس مى دهد, بيست برابر حقوقى است كه به دولت ايران داده مى شده و لذا او ايران را در ملى كردن نفت محق دانست و دولت انگليس را در نپذيرفتن اصل ملى كردن صنعت نفت از سوى ايران به باد انتقاد گرفت و هم از جهت اين كه پس از پنجاه سال استفاده از نفت ايران, انگليسى ها در تعليم و تربيت كارگران ايرانى به عمد مسامحه روا داشتند و به اصطلاح امروز براى (انتقال تكنولوژى) كم ترين اقدامى معمول نداشتند, از كشور خود انتقاد كرد. اين دفاع جانانه از موضع ايران, در حالى است كه بعضى ايرانيان (همچون منوچهر فرمانفرماييان, ابراهيم صفايى, محمود طلوعى, رحيم زهتاب فرد و…) ملى شدن نفت را اشتباه دانسته و هركدام به نوعى به دكتر مصدق حمله كرده اند.
تأليفات الول ساتن را مى توان به دو بخش تقسيم كرد:
اول. تأليفاتى كه باس ياست و تاريخ سياسى ايران پيوندى دارد و آن ها عبارتند از:
1. نفت ايران Persian Oil كه چاپ اخير آن در 1975 در آمريكا در 344 صفحه به طبع رسيده است و چاپ اول آن در 1955 درست پس از وقايع 28 مرداد, به دفاع از حقوق از دست رفته ايران پرداخته است.
2. ايران نو Modern Iran چاپ 1941 در 234 صفحه كه نشانى از فعاليت ايران در عصر رضاشاه براى نوسازى ساختار اجتماعى ـ اقتصادى كشور به سليقه مدرنيست هاى تجددگراى آن زمان است. به عقيده الول ـ ساتن, ايران در ده ساله نوسازى اش در عهد رضاشاه بيش از چندين قرن عوض شد.
در دو كتاب بالا, الول ساتن, از سويى رضاشاه پهلوى را براى خدماتش در ساختن (ايران نوين) و از سوى ديگر دكتر مصدق را براى خدماتش در جهت احقاق حقوق ملت ايران و كارگران ايرانى, مى ستايد.
دوم, كتاب ها و آثار الول ساتن در آفاق زبان و ادب فارسى است كه عبارتند از:
1. راهنماى شناسايى ايران: Guide to Iranian Area Study چاپ 1951 شامل مقالات و كتاب هايى كه در باره ايران شناسى مفيد تواند بود.
2. راهنماى كتاب شناسانه ايران:
Bibliographical Guide to Iran اين كتاب آخرين تأليف الول ساتن است و در 1983, هم زمان در انگلستان و ايالات متحده آمريكا, منتشر شد. در اين كتاب, بعضى از تأليفات صاحب اين قلم نيز معرفى شده است. اگرچه اين كتاب نه مانع است و نه جامع, باز هم براى هر ايران شناس ابزار مطالعه مفيدى در جهت معرفى منابع مناسب در زمينه هاى مختلف ايران شناسى است.
3. اسطرلاب اسدالله ميرزا: اسطرلابى از قرن نوزدهم ميلادى The Horoscope of Asadullah چاپ 1977
4. دستور زبان فارسى ساده Persian Grammar چاپ 1963
5. فارسى محاوره اى Colloquial Persian چاپ 1941
6. اوزان شعر فارسى Persian Metres چاپ 1976
7. ضرب المثل هاى فارسى Persian Proverbs
در اين جا شايد بى مناسبت نباشد كه بگوييم الول ساتن در تكميل بخش فارسى كتابخانه مركزى دانشگاه ادينبورا بسيار مؤثر بود و افزون بر آن تمام نسخه هاى خطى فارسى مهم موجود در كتابخانه هاى ايالت اسكاتلند را فهرست نگارى كرد كه بخشى از آن ها به صورت مقاله در مجله راهنماى كتاب چاپ شد.
ترجمه ها
الول ساتن, چند كتاب نثر فارسى معاصر را نيز به انگليسى ترجمه كرده است كه از جمله آن ها در اين مقاله به دو كتاب اشاره مى شود:
1. پيامبر, تأليف زين العابدين رهنما
2. دمى با خيام, تأليف على دشتىمقالات
از الول ساتن, قريب يكصد مقاله مختلف نشر شده است. از جمله مقاله اى چند در دايرةالمعارف اسلام (چاپ دوم) از او ديده مى شود. به علاوه در كتاب هايى چند كه به صورت (جموعه مقالات) منتشر شده است, او نيز مقاله دارد و نمونه آن, كتاب (ايران و اسلام) Iran & Islam چاپ 1971 از انتشارات دانشگاه ادينبوراست كه به عنوان يادنامه مينورسكى Vladimir Minorsky چاپ شده است. هم در نشريات ادوارى, از او مقالاتى در دست است كه نمونه آن ها مقاله هايى است كه در باب (تاريخ مطبوعات در ايران) در مجله ايران IRAN (ارگان انجمن ايران شناسى انگلستان) نوشته است و نيز مقالاتى چند در مجله راهنماى كتاب و غيره در ايران.
در سال هاى اخير نشر كتاب مجعول (تحفه حافظ) (پنجاه غزل حافظ) به نام مستعار يا مفروض (فقير صاحب علو) (؟) در لندن در 1374 موضوع بحث مقاله اى چند در مجله هاى ادبى درون مرزى و برون مرزى شد كه از جمله مهم ترين آن ها در مقاله زير بود:
الف. مقاله اى به قلم كريم امامى در ماهنامه كلك (شماره بهمن و اسفند 1374), چاپ تهران.
ب. مقاله اى به قلم دكتر جلال متينى در فصلنامه ايران شناسى (شماره پاييز 1375), چاپ امريكا.
اين مقالات ثابت كرد كه سى سال پيش از آن, يعنى در 1967م, الول ساتن در پى انتشار ترجمه انگليسى تازه اى از رباعيات خيام, مجعول بودن منبع آن ترجمه جديد را بر كرسى اثبات نشانده بود. (امامى, كريم, كلك, بهمن و اسفند 1374, ص193) چنان كه اين كشف عالمانه الول ساتن, در مقاله اى به قلم اسكات جرمين Scott Jermyn (ترجمه حسن لاهوتى) تأكيد و تأييد شده است. (جرمين, اسكات, معماى خيام, ترجمه حسن لاهوتى, فصلنامه مترجم, بهار و تابستان 1374, ص48ـ62, در ص60)
اميد است كه اين مختصر, گزارد حقى از الول ساتن استاد فقيد زبان فارسى دانشگاه ادينبورا باشد كه ايران شناسى ايران دوست بود. سيد حسن امين قمقام زخّار (قمقام زخّار و صمصام بتار (نامى آشنا بر تمامى مبلغان و ذاكران شيعى است.
مؤلف اين كتاب جليل, فرهاد ميرزا فرزند عباس ميرزا, فرزند فتحعلى شاه قاجار است. وى مردى دانشمند, اديب, نويسنده, شاعر و سياستمدار بود كه در كنار خدمات دولتى, آثارى در زمينه هاى مختلف عمرانى (مانند تعمير صحن حرم كاظمين) و علمى از خود به يادگار گذاشته است كه سياهه آثار برجاى مانده از ايشان بدين شرح است:
1. منشأت, حاوى 47 نام ادبى و تاريخى بوده و بارها به چاپ رسيده است;
2. جام جم, ترجمه جغرافياى ويليام پيناك;
3. سفرنامه فرهاد ميرزا, نام ديگر اين كتاب, هداية السبيل و كفاية الدليل است و به چاپ رسيده است;
4. رساله اى در آداب حج;
5. نصاب انگليسى به فارسى, مركب از دوهزار كلمه;
6. كنزالحساب, ترجمه خلاصة الحساب مرحوم شيخ بهايى. ايشان اين كتاب را در بيست و سه سالگى به هنگامى كه حاكم لرستان بود, ترجمه كرد;
7. زنبيل;
8. جمع آورى و انتشار مراسلات ميرزا ابوالقاسم قائم مقام;
9. حواشى بر وفيات الاعيان;
10. تصحيح ديوان منوچهرى دامغانى;
11. تحشيه و تصحيح ديوان خاقانى;
12. رساله اى در احوال عباس ميرزا و فتحعلى شاه;
13. حواشى بر تذكرةالخواص;
14. قمقام زخار
وى كتاب ياد شده را در پى تفألى كه به قرآن زده بود و نذرى كه كرده بود, تأليف كرد. تاريخ آغاز تأليف كتاب 1303ق و تاريخ پايان بيست و پنجم ذى حجة سال 1304ق است.
تا آن جا كه ما اطلاع داريم, اين كتاب, يكى از جامع ترين و كامل ترين كتاب ها درباره نهضت مقدس امام حسين(ع) است كه با انشايى فصيح و نثرى دل انگيز نگارش يافته و (نظر رايج) شيعه را در اين باره به دست داده است. مؤلف در اين اثر گران بها كوشيده است به زندگانى و نهضت جاويد رادمرد عالم اسلام, حسين بن على و ياران باوفايش از جنبه هاى گوناگون بنگرد.
محاسن و مزاياى كتاب, نسبت به كتاب هاى مقتل, موجب شده است كه عالمان, واعظان و اهل ذكر و دوستداران اهل بيت(ع) از زمان تأليف, تاكنون به اين كتاب استناد كنند و از مطالب و محتويات آن بهره ها جويند.
صاحب فارسنامه ناصرى درباره كتاب مى نويسد:
تاكنون كتابى در اين باب مانندش تأليف نگشته, احاديث مجعوله را كه عقول سليمه از قبول آن ها ممتنع است, ذكرى نفرموده, بلكه همان روايات متقدمين را مندرج فرموده است و بس…(فارسنامه ناصرى, ج1, ص246).
در فهرست آستان قدس رضوى 5/201 آمده است: قمقام از بهترين تأليف مرحوم حاج معتمدالدوله ـ و شرح حال مفصل حضرت سيدالشهداء(ع) است كه مقتل صحيح فارسى و دقيق و معتبر است كه از منابع معتبر احاديث و تواريخ فريقين گرفته
نويسنده در آغاز كتاب به بيان روش تأليف خود پرداخته و گفته است: خداى داناست كه با قلت بضاعت و عدم استطاعت به قدر وسع و طاقت در ترجيح اقوال و تنقيح اخبار, كه متون كتب فرق اسلاميه از احاديث صحيحه و تواريخ معتبره براى محتوى و منطوى است, اغفالى نرفت و در جمع و ذكر آن اهمالى نيفتاد و از كتب محدثين و مورخين كه از سنه يك هزار هجرى و بعد به رشته تأليف درآورده اند, درج و نقل كرديم (ص8).
وى در ادامه مى نويسد: (ما در اين كتاب مستطاب آنچه از كتب معتبره فريقين و متفق عليه طرفين به دست آورديم, نگاشتيم كه حاسد و طاعن را مجال انكار نباشد. و در تنقيح اخبار و تصحيح آثار بذل جهد كرديم و با وجود قصر باع و قلت بضاعت اقتدا و اقتفا به صدوق(ره) نموده, بدان نهج كه در كتاب من لايحضره الفقيه گفته, همى گويم: واعتقد فيه انه حجة فيما بينى وبين ربّى ـ تقدّس ذكره وتعالت قدرته ـ وجميع مافيه مستخرجة من كتب مشهورة عليها المعوّل واليها المرجع) (ص24)
چون چاپ هاى قبلى اين كتاب هريك به گونه اى دچار غلط هاى چاپى و اغلاط ديگر بود, راقم اين سطور بر آن شد تا با يارى جستن از توفيقات خداى سبحان به تصحيح كتاب اقدام كند.
اين كتاب علاوه بر تخريج منابع, ويرايش, و تصحيح متن داراى فهارس فنى مى باشد كه در جهت استفاده محققين و خوانندگان مى تواند مؤثر باشد.
براى دريافت اطلاع بيش تر از زندگانى مؤلف, ر.ك: اثرآفرينان, ج4, ص282, از صبا تا نيما, ج1, ص156ـ 165, چهل سال تاريخ ايران (المآثر والآثار) ج1; حديقةالشعرا, ج2, ص1348ـ1359; الذريعه, ج5, ص24; ج9, ص828 ـ829; ج16, ص197; ج17, ص171; ريحانةالادب, ج5, ص331ـ 333; سفرنامه فرهادميرزا, تصحيح و تحشيه غلامرضا طباطبائى مجد; شرح حال رجال, ج3, ص86 ـ92; شرح حال فرهادميرزا معتمدالدوله, اسماعيل نواب صفا; لغت نامه دهخدا (ذيل/فرهادميرزا); مجمع الفصحا, ج1, ص95ـ106; مكاتبات ايران و انگليس درباره پناهنگدى فرهادميرزا; ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى (ج2, ص863 ـ866).ناصر باقرى بيدهندى برگزارى چهارمين دوره كتاب سال ولايت
روز شنبه 18/7/1381, 3شعبان 1423 مصادف با ميلاد امام حسين(ع) چهارمين دوره كتاب سال ولايت در يزد در جمع اساتيد حوزه و دانشگاه, محققين و نويسندگان برگزار شد.پس از سرود جمهورى اسلامى ايران و تلاوت آياتى چند از قرآن كريم,ابتدا مسؤول بنياد فرهنگى صدوق و امام جمعه محترم يزد به حاضران خوش آمد گفتند. پس از سخنرانى ايشان وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى, معاون فرهنگى ايشان و دبير كتاب سال ولايت حجةالاسلام والمسلمين محمدعلى مهدوى راد به ارائه گزارشى از نحوه گزينش آثار پرداختند. در خاتمه بيانيه هيئت داوران قرائت شد كه بخشى از آن چنين است:
محور كار در چهارمين دوره كتاب سال ولايت, بررسى آثار منتشر شده در سال 1380 بود و بخش ويژه اين دوره نيز به آثار تأليفى و ترجمه اى و تحقيقى درباره سالار شهيدان حضرت حسين بن على(ع) اختصاص داشت, آثارى كه در طول 23سال پس از انقلاب اسلامى نگاشته و منتشر شده است.
دبيرخانه كتاب سال ولايت با همكارى بنياد فرهنگى صدوق در يزد و معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, همدلانه و به انگيزه خدمتى معنوى به آستان شهيد كربلا و اولياى عظيم الشأن اسلام كوششى ارجمند به كار بستند و مساهمه صميمى بزرگوارانى از حوزه و دانشگاه در داورى و گزينش آثار برگزيده و درخور تشويق, اتقان و اعتبار كار را دو چندان كرد.
گردآورى آثار از طريق بررسى فهرست هاى متعدد حاوى كتاب هاى منتشر شده در ايران, فراخوان ارسال كتاب از طريق روزنامه ها و نشريات و شبكه هاى رايانه اى در داخل و خارج از كشور, مكاتبه با مراكز پژوهشى داخلى و خارجى و نمايندگى هاى فرهنگى ايران در كشورهاى مختلف صورت گرفت و پاسخ مثبت و استقبال نيكوى همگان حجمى از كتاب ها را پيش رو فراهم ساخت.
ـ 1450 عنوان كتاب در موضوع عام ولايت منتشر شده در سال 1380
ـ 2000 عنوان در موضوع امام حسين(ع) منتشر شده در طول 23 سال گذشته
حاصل نخستين گزينش داوران بدين قرار شد:
180 عنوان در موضوع ولايت
120 عنوان در موضوع امام حسين(ع)
اين تعداد در دومين گزينش به ترتيب به 35 و 25 تقليل يافت و در آخرين مرحله از مجموع آثار منتخب در دو حوزه مذكور 16 كتاب به عنوان آثار برگزيده و تشويقى تعيين شد كه بدين شرح است:
الف: كتاب هاى برگزيده:
1 . كتاب زفَرات الثقلين فى مَأثم الحسين. تأليف علامه مِفضال حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ محمدباقر محمودى
2 .كتاب الله واهل البيت فى حديث الثقلين. تأليف و تدوين مؤسسه باقرالعلوم قم
3 .سيماى مهدى موعود در آينه شعر فارسى. تأليف شاعر ارجمند, استاد محمدعلى مجاهدى. با التفات به كتاب شكوه شعر عاشورا در ادب فارسى
4 . ترتيب الامالى. تحقيق و تأليف فاضل محترم حضرت حجت الاسلام آقاى محمدجواد محمودى
5 . معارج نهج البلاغه در شرح نهج البلاغه. تصحيح محقق گرامى آقاى اسعد طيب
ب. كتاب هاى تشويقى
1. فرهنگ عاشورا. تأليف شاعر و فاضل محترم حضرت حجةالاسلام آقاى جواد محدثى
2. كتابشناسى تاريخى امام حسين(ع). تأليف نويسنده ارجمند آقاى محمد اسفنديارى
3. جلوه هاى ولايت در شعر فارسى. گردآورى اديب فرزانه مرحوم احمد احمدى بيرجندى
4. الفصول المهمة فى معرفة الائمة. تحقيق فاضل گرامى آقاى سامى القريرى
5. استقصاء الاعتبار فى شرح الاستبصار. تحقيق مؤسسه آل البيت(ع)
6. اللئالى العبقرية فى شرح العينية الحميرية. تصحيح و تحقيق مؤسسه تحقيقاتى امام صادق(ع)
7. ارشاد المؤمنين. تحقيق حجةالاسلام والمسلمين سيد محمدجواد جلالى
همچنين از ميان آثار نويسندگان خارج از كشور, 3اثر به مرحله نهايى رسيد و به عنوان اثر برگزيده انتخاب شد:
1. رساله تحقيقى با عنوان انديشه هاى شيعى نخستين: تعاليم امام محمدباقر(ع) به زبان انگليسى تأليف سركار خانم دكتر آرزينا لالانى
سركار خانم لالائى از شيعيان تانزانيا و مقيم انگلستان است. اين كتاب, در اصل رساله دكترى ايشان در دانشگاه ادينبورو بوده است كه با تتبعى وافر روش و بيان علمى دقيق به تبيين آراى امام باقر(ع) پرداخته است.
2. ترجمه نهج البلاغه به زبان بنگالى ترجمه دكتر زهادالاسلام, دكتر زهادالاسلام اهل بنگلادش است.
3. تحقيق و تصحيح صحيفه سجاديه همراه مطالب تحقيقى عميق و دقيق درباره سند و متن, تأليف و تحقيق حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى سيد محمدحسين جلالى.
در شاخه ادبيات كودكان و نوجوانان, هيأت داوران نتيجه بررسى خود را به اين شرح اعلام كرده است.
با نگاهى اجمالى بر آثار منتشره, به رغم كاستى هاى مشهود در ادبيات دينى كودك و نوجوان, در سال 1380 بارقه تحولى آشكار به چشم مى خورد. اين تحول در دو جنبه كمى و كيفى روى داده است و براساس چند شاخص قابل بررسى است.
1. برخورد خلاق نويسندگان با موضوع و به كارگيرى عناصر داستانى
2. انتقال احساس و تجربه نويسنده به خواننده
3. عبور از برخى موانع كه همواره بر سر راه پديدآورندگان قرار داشته است.
در هر حال, شماره آثار منتشره در حوزه ادبيات ولايى براى كودكان و نوجوانان در سال 1380 بالغ بر يكصد وسه بود كه توسط داوران بررسى شد و از آن ميان چهار اثر به مرحله نيمه نهايى رسيد. در مرحله نهايى, كتاب عصر آن روز نوشته آقاى ابراهيم حسن بيگى شايسته تقدير و تشويق تشخيص داده شد. ويژگى هاى اين اثر عبارت است از برخورد خلاق با موضوع, به كارگيرى مناسب عنصر تخيل, تناسب ميان موضوع و زبان, و نيز شكل و طراحى زيبا. همچنين هيأت داوران از ميان افاضل و عالمانى كه هم خود را مصروف نشر معارف علوى كرده اند, كتابشناس و مؤلف پرتوان و بلند همت, حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عزيزالله عطاردى قوچانى را كه با پشتكار و شور وصف ناپذير به تأليف و تدوين آثار امامان(ع) به ويژه مسندهاى امامان, پرداخته اند, درخور تقدير و تكريم مى داند و براى ايشان دوام توفيق و خدمت را از درگاه بارى مسئلت دارد.