بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

معرفى هاى گزارشى


فلسفه و كلامتحليلى بر تاريخ و عقايد فرقه شيخيه
احمد خدايى, چاپ اول, قم, اميرالعلم, 1382, 304ص, وزيرى
نگارنده در اين كتاب عقايد و افكار فرقه شيخيه و تاريخ پيدايى آن را بررسى و تحليل مى كند. (فرقه شيخيه اساس اعتقادشان غلو است. به عقيده آنان امامان و پيامبر اسلام(ص) علت هاى چهارگانه جهان هستى هستند). تاريخ زندگى سران فرقه شيخيه, شيخ احمد و عقايد شيخيه, مرورى بر كتاب ارشاد العلوم, امامت, و خرافات در عقايد فرقه شيخيه از مباحث اصلى اين كتاب هستند. جايگاه مبانى كلامى در اجتهاد
سعيد ضيائى فر, چاپ اول, قم, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1382, 1024ص, وزيرى
نگارنده در اين تحقيق كوشيده است مسائل كلامى تأثيرگذار بر نظريه هاى فقهى را از ميان مسائل كلامى استخراج نمايد; همچنين ادله اى را كه براى اثبات يا نفى هر يك از اين مسائل كلامى مطرح گرديده, طرح و تبيين كند. البته هدف اصلى اين تحقيق بررسى مبانى كلامى اى است كه مورد قبول طايفه اماميه است. مباحث گسترده كتاب در پنج عنوان تدوين شده است: مباحث عقلى; افعال و صفات الهى; نوبت; امامت; ويژگى هاى شريعت. در پايان كتاب انواع فهرست ها (اعم از آيات, روايات, كسان, فرقه ها و گروه ها و طوايف, كتاب ها, زمان و مكان, اصطلاحات, منابع و فهرست تفصيلى) درج گرديده است. سيرى در انديشه هاى شريعتى
سيد جمال سجادى, چاپ اول, تهران, مركز اسناد انقلاب اسلامى, 1382, 136ص, پالتويى
آغاز اين كتابچه شامل زندگى نامه, آثار و فعاليت هاى دكتر على شريعتى است كه پس از آن ديدگاه هاى فكرى و فلسفى همچنين اعتقادات مذهبى او به اختصار بررسى مى شود. پايان كتاب شامل بررسى انديشه هاى سياسى و مبارزاتى دكتر على شريعتى است. در بخش نتيجه گيرى, انديشه هاى انقلابى و مبارزات سياسى دكتر على شريعتى اين گونه خلاصه شده است: 1ـ شريعتى نخست با تحليل و ارزيابى مكاتب فكرى مادى و ايدئولوژى هاى الحادى و نشان دادن انحراف ها و خطاهاى آن مكاتب, عدم قابليت و كارايى آنها را براى نجات خلق هاى تحت ستم روشن ساخت. 2ـ وى با ارائه افقى وسيع و روشن از يك جهان بينى و ايدئولوژى فراگير و كارآمد براساس تعليمات اسلام, توجه روشنفكران و عناصر آگاه و آرمان جوى جامعه را به اصالت انقلابى مكتب تشيع معطوف داشت و نشان داد كه تشيع راديكال تنها راه و ايدئولوژى جامع و كارآمد و مؤثر براى نجات توده هاى تحت ستم و برقرارى يك نظام مبتنى بر قسط و عدل حقيقى است. 3ـ شريعتى براى معرفى دقيق و درست مكتب تشيع به توضيح و تفسير مفاهيم و اصطلاحات و پيراستن آن از انحرافات و خرافات و كج فهمى ما پرداخت و خط هاى انحرافى را كه در اسلام پديد آمده بود مشخص كرد و تشيع راستين انقلابى را از خط هاى انحراف باز شناساند. 4ـ در انتقاد از نظام هاى ظالمانه موجود و متبلور كردن ستمكارى ها و ناهنجارى هاى جامعه, شريعتى از طريق سخنرانى ها و نوشته هاى خود, اساس و بنياد حكومت ديكتاورى و شرايط ظالمانه آن را مورد نقد قرار داد و با ايجاد ادراك ذهنى از نظام موجود در ميان نسل جوان دانشگاهى, نارضايتى و زمينه انقلاب را پديد آورد. مطهرى و شريعتى: نقد و نگاهى گذرا بر انديشه هاى دو روشنفكر معاصر
رحيم مؤيدى, چاپ اول, تبريز, فروغ آزادى, 1382, 160ص, وزيرى
در اين كتاب انديشه هاى مطهرى و شريعتى در دو حوزه جهان بينى و اصول عقايد, نقد و مقايسه مى شود. در ميان آثار مطهرى كمتر مى توان طنين حماسى را يافت و بيشتر رنگ و بوى فلسفى دارد و در قالب كلاسيك و با مطالعه در آثار كهن گذشتگان, جان گرفته است. مطهرى تندترين حملات فلسفى ـ عقيدتى اش را با طمأنينه و آرامش ويژه خود به روى كاغذ مى آورد و در نقد ادبى ـ فلسفى از روشى مودبانه, سود مى جويد… نثر رمانتيك و تند و آتشينى كه در نوشته هاى دكتر نمايان است در آثار مطهرى ديده نمى شود. مطالعه دكتر در زمينه فلسفه, فقه و اصول و كلام طورى است كه نمى توان مانند آثار مطهرى, به صراحت صفت كلاسيك را به آن نسبت داد. دكتر اصول دين اسلام را برخلاف مطهرى ـ كه با واژه هاى فلسفى و كلاسيك توجيه مى كند ـ از ديد جامعه شناسى و بينش اجتماعى تحليل مى نمايد. شرك طبقاتى, توحيد اجتماعى و عدالت اجتماعى از اصطلاحات رايج وى در اسلام شناسى است. در مقابل, جهان بينى توحيدى, توحيد افعالى, توحيد ذاتى, توحيد عبادى, عدل الهى از اصطلاحات علمى ـ دينى مطهرى است…. نوگرايى اسلامى و مدرنيزم غربى
محمد عماره, چاپ اول, شيراز, ايلاف, 1382, 80ص, رقعى
در اين كتاب, سعى شده به اين پرسش پاسخ داده شود كه مسلمانان در بازخوانش و باز توليد انديشه خود چه كرده اند؟ و سئوال اصلى اين است كه آيا مسلمانان اصولاً مى بايد در باز توليد انديشه خود تلاش كنند؟ به نحوى كه اصول و مبانى ثابت چنان حفظ شود كه در درجه نخست بر روش درستى استوار باشد كه در نگاه عموم فرهيختگان جامعه اسلامى حركتى پذيرفتنى تلقى شود و در عين حال حساسيت هاى اجتماعى را به نحوى در نظر داشته باشد كه بر جريحه دار شدن احساسات مردم نينجامد؟ مؤلف در بخشى از كتاب خاطرنشان مى كند كه مدرنيته غربى كه همان فرهنگ روشنگرى و تجربه باورى غربى است به روشنى هرچه تمام تر اعلام كرده و مى كند كه مى خواسته و مى خواهد بين خود و دين, گسست معرفت شناختى بزرگى ايجاد كند. از اين روى هرگاه هم كه بخواهد مصطلحات قاموس دينى را به كار برد, تلاش مى كند كه آنها را از مضامين دينى و ايمانى اش تهى كند و محتواى دينى را از آن باز ستاند, يعنى اين كه حتى وقتى بخواهد زبان دين را هم به كار گيرد, مشاهده مى شود كه دين را از دين بودن تهى مى كند, روش او هم اين است كه با تأويل دين آن را انسانى مى كند و آن را در نظام فكرى انسان درمى آورد, به گونه اى كه با جهان غيب و با آسمان هيچ رابطه اى ندارد! انديشه هاى كلامى شيخ طوسى
پژوهشگران گروه فلسفه و كلام اسلامى, چاپ اول, مشهد, دانشگاه علوم اسلامى رضوى, 1382, 328ص, وزيرى
كتاب حاضر به مطالعه و بررسى عقايد و انديشه هاى كلامى يكى از علماى برجسته اماميه به نام شيخ طوسى پرداخته است. در اين مجموعه سعى شده بيشتر آراى كلامى اين شخصيت بزرگ براى آگاهى بيشتر علاقه مندان مورد تفسير قرار گيرد. برخى از مباحث اثر مذكور بدين شرح مى باشد: ايمان و كفر; امر به معروف و نهى از منكر; معاد, شفاعت; تناسخ; جبر و اختيار و…. درآمدى بر تصوف و عرفان اسلامى
ويليام چيتيك; مترجم: جليل پروين, چاپ اول, تهران, پژوهشكده امام خمينى(س) و انقلاب اسلامى معاونت پژوهشى, 1382, 272ص, وزيرى
مؤلف, اين كتاب را بيشتر براى غربى ها و افرادى كه در جست وجوى انديشه هاى تصوف و عرفان اسلامى هستند, نگاشته است. مؤلف با بررسى آثار برخى از بزرگان تصوف عرفان اسلامى از جمله ابن عربى, بهاءولد, مولوى و… برخلاف بعضى از اسلام شناسان غربى تصويرى پويا و شاداب از تعاليم تصوف و عرفان اسلامى ارائه مى دهد. اين كتاب در ده فصل تدوين گرديده. مؤلف در هر فصل به جنبه هاى مختلفى از تصوف و طريق و آداب تصوف پرداخته است. مفاهيمى چون ماهيت تصوف, طريق عشق, سماع و رقص حقيقى, پارادوكس حجاب و… را شرح داده به ابعاد مختلف آن و نمونه هاى تاريخى آنها اشاره نموده تعاريف و تفاسير خود را از آنها بيان كرده است. راه عرفانى عشق: تعاليم معنوى مولوى
ويليام چيتيك; مترجم: شهاب الدين عباسى, چاپ اول, تهران, نشر پيكان, 1382, 522ص, وزيرى
نويسنده در كتاب پس از مقدمه اى درباره زندگى, آثار, تعاليم و ابعاد سه گانه تصوف, سه مبحث: نظريه, سلوك و وصال با خدا را طرح نموده و طى آن به شرح و بيان عقايد صوفيانه و تعاليم معنوى مولوى بلخى اهتمام نموده است. وى خاطرنشان مى كند: در اين كتاب سعى كرده ام تا حد امكان از خود چيزى نگويم, اشعارى از مولوى را از نو ترجمه كردم و توضيح دادم كه شرح ابيات مولانا در خود آنهاست و برخى, برخى ديگر را شرح و تفسير مى كند. با تأمل در آثار اين عارف و شاعر روشن مى شود كه او كمتر به عقايد ديگران پرداخته و سخن و عقيده خود را بيان داشته است. مولوى شرح مفصلى از روان شناسى صوفيانه به دست مى دهد, اما نه برحسب طرح هاى نظام مند موجود در كتب درسى كلاسيك. از اين رو پژوهشگر آثار او بايد چارچوبى فراهم كند كه در درون آن اين تعاليم را بتواند مورد بررسى قرار دهد.قرآن, حديث و تفسيرموسوعة الاحاديث الطبية
محمد محمدى رى شهرى, با همكارى خوش نصيب, سبحانى نيا, افقى و سعادتفر, قم: دارالحديث, چاپ اول, 1383, 2جلد, 935ص, وزيرى
در حوزه علوم بشرى, دانش طب سرآمد دانش هاست; چرا كه فلسفه ساير علوم, بهره ورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف جز در پرتو سلامتى جسم و جان ميسر نيست و دانش پزشكى عهده دار اين مهم است. نظر به اهميتى كه دانش پزشكى در اسلام دارد مركز تحقيقات دارالحديث به جمع آورى و تدوين اين احاديث در مجموعه اى با نام موسوعة الاحاديث الطبّية (دانش نامه حديث هاى پزشكى) همّت گمارده است. در اين كتاب احاديثى درباره بهداشت و درمان بيمارى هاى جسمى مطرح شده است. هدف از تدوين اين كتاب آماده سازى مجموعه احاديث مرتبط با طب براى استفاده محققان و ارزيابى دقيق از راه آزمايش و در نتيجه بهره گيرى از آن از سوى پژوهشگران و متخصصان است.
مطالب اين كتاب در پنج فصل سامان يافته است: فصل نخست درباره طبابت از ديدگاه اسلام و آداب و مسئوليت اين حرفه است. فصل دوم بيمارى و حكمت آن و پرستارى و عيادت از بيمار را تبيين مى كند. آشنايى با دستگاه هاى مختلف بدن و چگونگى عملكرد و نگهدارى آن در سومين فصل آمده است. فصل چهارم كتاب عهده دار بيان نقش خوردن و آشاميدن در سلامتى و بيمارى است كه در آن از آداب خوردن و آشاميدن نيز سخن رفته است. درمان با غذاها, ميوه ها و گياهان دارويى مطالب آخرين فصل كتاب را تشكيل مى دهد. امثال قرآن
على اصغر حكمت, چاپ اول, آبادان, نشر پرستش, 1382, 336ص, وزيرى
در كتاب ابتدا اطلاعات ويژه اى در خصوص داستان ها و امثال سائره و تمثيلات ملل مختلف ـ با استناد به اقوال صاحب نظران ـ به دست داده مى شود. در پى آن, تمثيلات قرآن مجيد بررسى شده و سپس 53 تمثيل قرآن ـ با اشاره به اشعار فارسى, امثال و شواهد ديگر ـ با ترتيب موجود در قرآن ـ شرح و توضيح داده شده است. نويسنده يادآور مى شود: …روش ما آن است كه نخست نص آيات شريفه را كه هر يك متضمن تمثيلى است نقل مى نماييم, سپس براى هر يك ترجمه اى فارسى از دو تفسير فصيح و لطيف روح الجنان و كشف الاسرار آورده, بعد از آن عقايد مفسران را استخراج مى كنيم و در زير آن قرار مى دهيم و حتى المقدور به ذكر آرا و عقايد علماى عامه و خاصه و اقوال حكما و صوفيه و محققين خارجى مى پردازيم. تحليل قصص: رويكردى تحليلى به قصه هاى قرآن
محمد شريفانى, چاپ اول, قم, مهر اميرالمؤمنين(ع), 1382, 648ص, وزيرى
بخش آغازين كتاب حاوى نكاتى است درباره قصه هاى قرآن و كاركردها و انگاره هاى آن كه پس از آن قصه هاى مربوط به بعضى پيامبران تشريح و تحليل مى گردد كه از آن جمله اند: آدم, نوح, ابراهيم, موسى و عيسى(ع). در هر فصل از كتاب پس از ورود به اصل بحث, اين مطالب جمع آمده است: 1ـ اوصاف و مقامات پيامبر مورد نظر, 2ـ نبوت و ماجراهاى مربوط به نبوت 3ـ شيوه هاى دعوت هر پيامبر 4ـ حوادث مهم و معرفى مورد بحث. گفتنى است ترجمه آيات (ترجمه لغات) هر آيه در پاورقى آمده است. اين كتاب براى رشته هاى علوم قرآن و حديث در نظر گرفته شده است. دوره كامل طبقات مفسران شيعه
مشتمل بر معرفى بيش از 2000 تن از مفسران و مترجمان
عبدالرحيم عقيقى بخشايشى, چاپ اول, قم, نويد اسلام, 1382, 1344ص, وزيرى
نگارنده هدف از تدوين اين كتاب را گردآورى انديشه ها و آراى مختلف و متنوع در حوزه قرآن معرفى مى كند. بر همين اساس, در آغاز كتاب به منابع گوناگون تفسير قرآن در تأليفات مربوط به قرآن پژوهى, و تأثير قرآن در ميان ساير ملل و دانشمندان جهان اشاره مى شود. پس از آن, تفاسير گوناگون قرآن براساس ترتيب زمان, به تفصيل ـ با اين مختصات ـ معرفى شده است كه عبارتند از: قرن اول, سرآغاز نگارش تفسير; قرن دوم, دوران تدوين تفسير; قرن سوم, دوران شكوفايى; قرن چهارم, دوران تكامل تفسير; قرن پنجم, عصر علمى و ادبى; قرن ششم, عصر مجمع البيان طبرسى; قرن هفتم, عصر تاتارها و مغول و ركود محافل علمى; قرن هشتم, عصر ركود و افول تفسيرنگارى; قرن نهم, گامى در مسير احكام عملى و اجتماعى قرآن مجيد; قرن دهم, عصر تفاسير فارسى قرآن; قرن يازدهم, عصر رشد و گسترش تفاسير قرآن; قرن دوازدهم عصر رشد و شكوفايى تفسير; قرن سيزدهم, قرن ركود و خمود تفاسير قرآن و قرن چهارم, رشد و شكوفايى تفاسير قرآن.اخلاق و تعليم و تربيتآينه ها در كوير
ييونس باقرى, حسين حداد, چاپ اول, تهران, ستاد اقامه نماز, 1382, 212ص, رقعى
اين مجموعه حاوى مقالات برگزيده چهارمين دوره مسابقات سراسرى كتاب نماز در سال 1380 است. اين مقالات عبارتند از: نماز در سيره عملى و نظرى امام حسين(ع); تسنيم وصال; پيوند نماز و زكات در آموزه هاى دينى; نقش نماز در اصلاحات اجتماعى; نقش نماز در اصلاحات اجتماعى و فرهنگى و…; نقش نماز در اصلاحات اجتماعى, سياسى و…; تجلى نماز در نهضت عاشورا; سرود آينه ها در كوير; نماز در ميدان هاى جهاد و شهادت.تاريخ و شرح حالتاريخ اسلام از بعثت نبوى تا حكومت علوى
محمد ابراهيمى وركيانى, چاپ اول, قم, دفتر نشر معارف, 1382, 404ص, وزيرى
اين كتاب از دو بخش تشكيل شده است. در بخش اول اوضاع جزيره العرب از نظر اقليمى, مردمى و مذهبى, آغاز پيدايش تمدن در جزيره العرب و سرگذشت متوليان كعبه, سرگذشت پيامبر(ص) از تولد تا بعثت, نيز از بعثت تا آغاز هجرت; همچنين دوران هجرت به مدينه تا رحلت پيامبر(ص), بررسى مى شود. در بخش دوم, در سه فصل حوادث مربوط به بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص), پيروزى هاى مسلمانان و سياست اقتصادى خليفه دوم, اصلاحات اجتماعات على(ع) و عكس العمل گروه هاى مخالف تحليل مى گردد. تاريخ تحقيقى اسلام (موسوعه التاريخ الاسلامى): حوادث سال سوم تا ششم هجرت
محمدهادى يوسفى غروى; مترجم: حسينعلى عربى, چاپ اول, قم, مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره), 1382, 368ص, وزيرى
در آغاز كتاب اذعان شده كه شيوه نگارش آن تنها جمع آورى و تبويب گزارش هاى تاريخى از كتاب هاى مختلف نيست, بلكه مؤلف كوشيده است هرگونه حادثه اى را تبيين نمايد…. مباحث اصلى كتاب شرح و بررسى حوادث برجسته سال هاى سوم, چهارم, پنجم و ششم هجرى, يعنى وقايع مهم صدر اسلام است. جمال دولت محمود: حكومت امام على(ع), حكومت موفق تاريخ
مصطفى دلشاد تهرانى, چاپ اول, تهران, دريا, 1382, 425ص, رقعى
نگارنده در كتاب در باب شاخصه هاى موفق حكومت امام على(ع) ـ اغلب با استناد به نهج البلاغه ـ بحث مى كند كه از آن جمله است: آزادى و آزادى گرايى; عدالت و عدالت گرايى; انسانيت و انسان گرايى; مردم سالارى; نفى خودكامگى و خودكامگى پذيرى; مرزبانى و قانون گرايى; نفى اباحى گرى; حقوق مدارى; رحمت و محبت ورزى; مدارا و رفق ورزى و اعتدال و ميانه روى. در كتاب تصريح شده است: بنى اميه بسيار تلاش كرده اند تا نام على(ع) و ياد او جلوه هاى زيبا و انسانى حكومت امام را محو سازند يا تحريف نمايند, اما على(ع) بر چنان افقى ايستاده بود, و حكومت آن حضرت چنان حق مدارى و عدالت خواهى را جلوه بخشيده بود كه پوشاندن آن يا دگرگون نمودن آن على رغم آن همه دسيسه ها ـ در طول تاريخ ـ ناممكن بود…. انديشه سياسى شهيد ثانى(ره)
محمدرضا موسويان, چاپ اول, قم, بوستان كتاب قم, 1382, 304ص, رقعى
نگارنده در اين كتاب بر آن است زندگى و عقايد زين الدين بن نورالدين على معروف به شهيد ثانى را بررسى كند كه البته در اين ميان, شرح و تبيين انديشه هاى سياسى وى بيشتر مطمح نظر است. در آغاز كتاب پس از بررسى زندگى شهيد ثانى و اوضاع سياسى, اجتماعى و مذهبى عهد صفوى و عثمانى, مبانى فكرى ـ سياسى شهيد ثانى شرح و تبيين مى شود. فصل سوم كتاب درباره انواع حكومت, به ويژه حكومت مطلوب از ديدگاه شهيد ثانى است. حكومت نامطلوب يا جور موضوع فصل پنجم, وظايف متقابل مردم حكومت تشريح مى شود. در فصل ششم به سياست داخلى و مبانى و اصول آن اشاره شده است. همچنين جريان هاى معارض با حكومت و نحوه تعامل با آنها از منظر شهيد ثانى بررسى شده است. مبانى سياست داخلى از ديدگاه شهيد ثانى عبارت است از: حفاظت از دين و شريعت; بازدارى مردم از مفاسد و ترغيب به انجام مصالح; تأمين مصالح عمومى جامعه; رسيدگى به امور دنيوى و منابع مادى مردم; احترام به افراد و جايگاه آنان در جامعه; تقدم مصالح عمومى بر منافع فردى; استقرار نظم و امنيت; تساهل و عدم سخت گيرى بر مردم. موضوع فصل پايانى كتاب تبيين سياست خارجى از ديدگاه شهيد ثانى است كه عبارتند از: حفظ دارالاسلام; دعوت به اسلام; نفى سبيل (استقلال و عزت); همزيستى مسالمت آميز و عدم مداخله در امور كشورها. مرغ بهشتى: زندگى و شعر سيد محمدحسين بهجت تبريزى (شهريار)
مريم مشرف, چاپ اول, تهران, نشر ثالث, 1382, 350ص, رقعى
در آغاز كتاب نويسنده به جنبه هاى رمانتيكى شعر شهريار اشاره كرده مى گويد: شهريار نيز مثل رمانتيك ها نقطه شروع را در احساسات شاعر قرار مى دهد. اين شاعر است كه با سرريز كردن نيرومند احساسات, جهان شعر را مى آفريند. وى معتقد است كه شهريار از چهار ويژگى شعر سخن گفته است: 1ـ قدرت نفوذ و تأثير 2ـ تابلوسازى رمانتيك 3ـ نزديكى شعر به زبان مردم 4ـ تازگى روح و موضوع نگارنده بر پايه مختصات ياد شده. ويژگى هاى شعر شهريار را بررسى مى كند و در اين ميان ـ در دو قالب كلى تغزل و رمانتيسم اجتماعى ـ مشخصات جزئى شعر شهريار را يادآور مى شود. بخش پايانى كتاب مشتمل بر گزيده اى از اشعار شهريار است. براى نمونه در كتاب خاطرنشان شده است: …زبان عاميانه در شعر او بازتاب هر دو مرحله تجدد در شعر فارسى است, هم مرحله رئاليسم صريح اجتماعى كه مرحله نخست تحول زبان شعر در عرصه مشروطه را مى نماياند و هم مرحله دوم, يعنى رئاليسم چند لايه و غير صريح كه شاعر در عين به كارگيرى زبان عاميانه و نقل يك ماجرا, مدلول هاى ديگرى هم براى كلمات در نظر مى گيرد و بدين وسيله با چند لايگى زبان, غناى معنايى شعر را بيشتر مى كند…. روزشمار تاريخ اسلام: ربيع الاول و ربيع الثانى
سيد تقى واردى, چاپ اول, قم, دارالثقلين, 1382, 240ص, وزيرى
در كتاب روزشمار تاريخ اسلام رويدادهاى مهم تاريخ اسلام از مقطع عام الفيل (سال تولد پيامبر اكرم(ص) و 53 سال پيش از هجرت) تا پايان غيبت صغرا و آغاز غيبت كبراى امام زمان(عج) (سال 229هـ.ق), به اختصار بازگو شده است. جلد حاضر, شامل رويدادهاى مهم دو ماه قمرى ربيع الاول و ربيع الثانى است. برخى از رويدادهاى مهم اين جلد از اين قرار است: هجرت رسول خدا(ص); شهادت امام حسن عسكرى(ع); مرگ هشام بن عبدالملك; رحلت عبدالمطلب; ازدواج حضرت محمد(ص) با خديجه(ع); قيام مختار ثقفى; آغاز خلافت هارون الرشيد; تولد مأمون; آغاز خلافت معاويه بن يزيد اموى; ميلاد امام جعفر صادق(ع); ميلاد پيامبر اسلام(ص); وقوع غزوه بنى نظير; صلح امام حسن مجتبى(ع); برگزارى نخستين نماز جمعه در اسلام; وقوع غزوه بدر نخستين; آغاز قيام توابين; پيمان شكنى امين در برابر مأمون; ميلاد امام حسن عسگرى(ع); وفات معتضد بالله عباسى; آغاز خلافت مكتفى عباسى. در پايان فهرست منابع آمده است. دائره المعارف شهرهاى جهان: شهرهاى بلند آوازه ـ شهرهايى كه دنيا را تغيير داد.
عبدالحسين سعيديان, چاپ اول, تهران, علم و زندگى, 1382, 952ص, وزيرى
در اين مجموعه اطلاعات مختلفى درباره شهرهاى مهم و بزرگ دنيا فراهم آمده است. كتاب براساس الفباى نام شهرها تنظيم شده و در مقابل نام هر شهر, نگارش لاتين آن نيز ثبت شده است. اطلاعاتى كه براى معرفى هر شهر درج گرديده عبارتند از: وجه تسميه, سابقه تاريخى, موقعيت جغرافيايى, سيماى طبيعى, آثار تاريخى و مشهور, جمعيت, ويژگى هاى مهم, و اقتصاد. در ابتداى كتاب, مقاله مفصلى درباره مفهوم شهر, شهرهاى نخستين, گسترش شهر, انواع شهرها, عرصه هاى زندگى شهرى, ويژگى هاى شهر, پديده هاى شهرنشينى, شهرسازى, سازماندهى فضا در شهرها, معمارى شهرها, اصطلاحات هنر معمارى آورده شده است; همچنين كتاب با صدها عكس رنگى و سياه و سفيد از شهرهاى مختلف و آثار مشهور آنها همراه است. فهرست منابع مربوط به شهرهاى معرفى شده در هر حرف الفبا, در پايان همان قسمت آمده است. شناسنامه كشورهاى جهان
سعيد بختيارى, چاپ اول, تهران, مؤسسه جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى, 1382, 128ص, خشتى
كتاب حاضر حاوى خلاصه اى از تازه ترين آمارها و اطلاعات عمومى در زمينه اوضاع سياسى, اقتصادى و اجتماعى 195 كشور جهان است كه در قالب جدول هاى اطلاعاتى و نقشه درج شده است. تنظيم مطالب براساس الفباى نام كشورها است. در پايان, چند نقشه رنگى از قاره ها و تقسيمات ايران به چاپ رسيده است. اطلاعاتى كه براى هر كشور فراهم آمده از اين قرارند: نام رسمى و محلى كشور, موقعيت جغرافيايى, پايتخت, تاريخ استقلال, روز ملى, نوع حكومت, رئيس حكومت, رئيس دولت, قوه مقننه, مساحت, جمعيت, تراكم جمعيت, ميزان رشد طبيعى جمعيت, توزيع سنى, جمعيت شهرى, ميزان باسواد, تعداد پزشك, نژاد, دين, زبان, واحد پول, توليد ناخالص ملى, سرانه توليد ناخالص ملى, نرخ تورم, نيروى كار, ميزان بيكارى, واردات, صادرات و جهانگردى. گفتنى است آمار و اطلاعات اين كتاب حداقل مربوط به سال 1995 و حداكثر مربوط به سال 2002 است. تاريخ مبارك شاهى
يحيى بن احمد سرهندى, چاپ اول, تهران, اساطير, 1382, 288ص, وزيرى
كتاب حاضر كه در سال 838هـ.ق در هند, به زبان فارسى, به رشته تحرير درآمده و در سال 1931 در كلكته تصحيح و چاپ شده, يكى از منابع دست اول تاريخى براى اواخر دوران حكومت غوريان در شرق ايران و بخش عمده تاريخ سلاطين دهلى از قرن ششم تا نهم هجرى قمرى است. خاستگاه سلاطين ياد شده, غلامان و اميران ترك در دربار غوريان بودند كه در اواخر قرن ششم هجرى قلمرو خود را از لاهور به نواحى شمالى هند و گاهى تا شمال دكن توسعه بخشيدند و با مركزيت دهلى, طى دو قرن و نيم به حكمرانى پرداختند تا اين كه عاقبت به دست مغولان هند (بازماندگان تيمور… بابريان) منقرض شدند. كتاب با ذكرى از دوران سلطنت معزالدين محمد غزنوى از پادشاهان مشهور غورى آغاز مى شود; سپس نحوه قدرت گيرى و حكومت قطب الدين ايبك تشريح مى گردد. قطب الدين كه در اصل از غلامان ترك آسياى مركزى بود و در دربار غوريان به مدارج سپهسالارى و اميرى سپاه رسيد, آغازگر حكومت سلاطين دهلى بود. محتواى كتاب را اخبار جنگ ها, لشكركشى ها, پيروزى ها و شكست ها, دست به دست گشتن قدرت و سرنوشت سلاطين دهلى تا زمان نگارش كتاب (838ق) تشكيل مى دهد. سلاطينى كه اخبار آنها در اين اثر آمده بيست و شش تن است كه به چند سلاله از امراى ترك دربار غورى منتسب بودند و شامل چند خانواده و شاخه مختلف مى شدند. متن اصلى كتاب با نمايه اسامى و مكان ها و فهرست مطالب و مقدمه اى به زبان انگليسى پايان مى پذيرد. كتاب حاضر از چاپ اصلى هند افست شده است. دانشنامه ايرانشناسى (برگزيده مقالات تحقيقى درباره تاريخ, تمدن و فرهنگ ايران)
مجتبى انورى, شيرين محمدلى, چاپ اول, تهران, ستاوند يزد, 1382, 422ص, وزيرى
جلد نخست از دانشنامه ايران شناسى حاوى گزيده مقالات نويسندگان ايرانى و خارجى در باب مباحث و موضوع هاى مرتبط با تاريخ تمدن و فرهنگ ايران, همچنين سرگذشت ايران شناسان, شعرا, ادبا, رياضى دانان, موسيقى دانان, مورخان و ديگر شخصيت هاى فرهنگى است كه به ترتيب الفباى فارسى مداخل تنظيم شده است. جلد نخست حاوى 39مقاله است كه ذيل 26 مدخل (حروف الف و ب) و با اين عناوين به طبع رسيده است: آب در ايران باستان; آب در آيين ايران باستان; آب و آبيارى در ايران; ابن سينا: نگاهى به زندگى نامه ابن سينا; اخلاق ايرانيان: اخلاق در ايران باستان; اخلاق ايرانيان; ادبيات ايران: ادبيات ايران; اهميت و ارزش ادبيات ايران; احمد آرام: احمد آرام را بشناسيد; احمد آرام يك فرهنگى انقلابى; نگاهى به زندگى نامه و كتاب شناسى استاد احمد آرام; ارتش در ايران: ارتش در ايران; ارموى, صفى الدين: صفى الدين ارموى (موسيقيدان برجسته ايرانى); اقبال, عباس: عباس اقبال; آموزش و پرورش در ايران: آموزش و پرورش در ايران; آموزش و پرورش در ايران جديد; اندرزنامه در ايران باستان: اندرز يا حكمت عملى در ادبيات پهلوى; اهوازى, على بن عباس: على بن عباس اهوازى ـ پزشك معروف ايرانى; ايرانشهر; نگاهى به زندگى نامه ايرانشهر; ايران و ايران شناسى: ايرانويج; ايرانويج خاستگاه ايرانيان; ايران و ايران شناسى; آيينه كارى در ايران; آيينه و سرگذشت آن; باربد: باربد (شاعر و نغمه پرداز ايرانى); بازى هاى ايرانى; بانك و بانكدارى در ايران; بديع, اميرمهدى; براون, ادوارد: ادوارد براون و خدمات او به ايران; بركشلى, مهدى: مهدى بركشلى (محقق و موسيقى دان معاصر); بوزجانى, ابوالوفا محمد: بوزجانى (رياضى دان و منجم معروف ايرانى); بويس, مرى: نگاهى به زندگى نامه پروفسور مرى بويس; بهار, ملك الشعرا: ستايشگر آزادى; پادشاه شعر; بهزاد حسين: نگاهى به زندگى نامه استاد شعر نقاشى; گفت وگو با استاد حسين بهزاد; بنان, غلامحسين: غلامحسين بنان; بيرونى, ابوريحان: بررسى كوتاهى در مقام و روش علمى ابوريحان بيرونى; بيرونى و بنيانگذار علم زمين پيمايى; عصر بيرونى. گفتنى است برخى مقالات با طرح ها و عكس هايى مرتبط با موضوع و يا آثارى از معرفى شدگان همراه است. ابومسلم نامه و نقش آن در تاريخ اجتماعى عصر صفوى
محجوب وزيرى, چاپ اول, تهران, نشر بقعه, 1382, 226ص, رقعى
نويسنده در اين نوشتار كوشيده است جايگاه و نقش داستان حماسى ابومسلم نامه را در فرهنگ عامه و تاريخ اجتماعى ايران عصر صفوى روشن سازد. كتاب, از مقدمه, پنج فصل, نتيجه گيرى و چند پيوست تشكيل شده است. بخشى از مقدمه كتاب به نقد و بررسى منابع اختصاص دارد كه در آن منابع تاريخى, داستانى, ادبى, دينى و تحقيقات جديد مورد استفاده نويسنده معرفى و ارزيابى شده اند. در فصل اول پس از اشاره اى به مفهوم تاريخ اجتماعى و تاريخچه ظهور آن, تلاش شده مفهوم تاريخ اجتماعى عصر صفوى تبيين گردد. در فصل دوم, پيشينه تاريخى ابومسلم و ابومسلم نامه, قبل از عصر صفوى بازگو مى شود و طى آن از شخصيت ابومسلم و ظهور نخستين آثار مكتوب درباره او و استقبال عمومى از اين شخصيت تاريخى و جايگاه اين قصه به عنوان داستانى حماسى ـ تاريخى, در فرهنگ مردمى ايران پيش از صفويه سخن مى رود. در اين فصل همچنين ابوطاهر طرطوسى و ابومسلم نامه او معرفى مى شود. در فصل سوم, موضوع قهوه خانه و قصه خوانى و نقالى و گسترش آن در جامعه صفوى مطرح شده است. در فصل چهارم ابومسلم نامه از جنبه زمانى, مكانى و شخصيت پردازى بررسى شده, افزون بر آن, در اين فصل از طبقات اجتماعى كه در ابومسلم نامه از آنها ذكرى به ميان آمده, سخن رفته است. در فصل پنجم, موضوع تحريم داستان ابومسلم نامه, پيامدهاى آن, برخورد فقها و صوفيان با ابومسلم نامه و ظهور مجدد اين داستان از دوره شاه عباس اول و نقش و كاركرد آن در ظهور مجددش بررسى و تبيين مى شود. نويسنده در پايان كتاب تحت عنوان نتيجه نتايج تحقيق را برمى شمرد. در ضميمه كتاب, گزيده هايى از چند داستان ابومسلم آورده شده است. صفحات پايانى به كتاب شناسى و نمايه اسامى اختصاص دارد. گفتنى است ابومسلم نامه, يكى از داستان هاى حماسى و عاميانه ايرانى است كه تحت تأثير زندگى و اقدامات و سرنوشت ابومسلم خراسانى شكل گرفته و در طول تاريخ, با تغيير روايت ها و فراز و فرود بسيار توأم بوده است. آيت الله حاج شيخ عطاءالله اشرفى اصفهانى
چاپ اول, تهران, وزارت اطلاعات, مركز بررسى اسناد تاريخى, 1382, 254ص, وزيرى
بيست و پنجمين كتاب از مجموعه ياران امام به روايت اسناد ساواك حاوى اسناد ساواك درباره شهيد محراب, آيت الله عطاءالله اشرفى اصفهانى است. در اين كتاب, متن حروفچينى شده اسناد در كنار تصوير آنها به طبع رسيده, در پانويس ها توضيحات مربوط به اسامى و رويدادهاى مندرج در متن آمده است. در ابتداى كتاب زندگى نامه و اقدامات مهم آيت الله اشرفى اصفهانى ذيل اين عناوين بازگو شده است: ولادت (1322ق/ 1281ش ـ خمينى شهر اصفهان); اعقاب و نسب; مراحل تحصيل; هجرت به حوزه علميه قم; دوران اقامت در قم; اعزام به باختران; فعاليت هاى سياسى شهيد اشرفى اصفهانى; امامت جمعه باختران; نقش شهيد اشرفى اصفهانى در دفاع مقدس; فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى شهيد اشرفى اصفهانى; ويژگى هاى اخلاقى; شهادت (1361, حمله تروريستى منافقين به شهيد اشرفى اصفهانى در محراب مسجد كرمانشاه). در پايان, نمايه اسامى, عكس هايى از شهيد اشرفى اصفهانى و تصاويرى از اسنادى كه در زيرنويس ها به آنها ارجاع داده شده, آمده است. تاريخ شفاهى گروه ابوذر
رزا ناظم, چاپ اول, تهران, مركز اسناد انقلاب اسلامى, 1382, 268ص, رقعى
در سال 1351, چند تن از دانش آموزان دبيرستانى در شهر نهاوند كه فعاليت هاى مذهبى خود را از جلسات قرآن, هيأت هاى مذهبى, انجمن دينى دانش آموزى و نظاير آن آغاز كرده بودند, به تدريج گروهى مخفى عليه رژيم پهلوى به نام گروه ابوذر تشكيل دادند كه مبارزاتشان مبتنى بر مشى مسلحانه بود. معرفى اين گروه و زمينه هاى شكل گيرى, ساختار تشكيلاتى و چگونگى پى بردن ساواك به فعاليت آنها, دستگيرى, محاكمه و شهادت رهبران آن از زبان برخى اعضا و عده اى از دوستداران آنها به شيوه تاريخ شفاهى و مصاحبه در اين كتاب فراهم آمده و در چهار بخش تدوين شده است. در پيش گفتار سخنى درباره شكل گيرى فعاليت هاى مبارزاتى در ايران, قيام پانزده خرداد, سازمان ها و گروه هاى چريكى و كلياتى درباره شهر نهاوند آمده است. در بخش نخست زندگى نامه اعضاى اصلى و عملياتى گروه ابوذر و همچنين آقاى محمد طالبيان به عنوان عالم و هدايتگر فكرى ـ اعتقادى گروه بيان شده است. در بخش دوم از فعاليت ها و جلسات اوليه در مساجد و سپس جلسات خصوصى و در نهايت از فعاليت هاى فكرى ـ اعتقادى در مدارس ياد شده و در ادامه به انديشه ها و چهره هاى مهم و مؤثر روحانيت مبارزه به رهبرى امام خمينى(ره) و همچنين نقش انديشه هاى دكتر على شريعتى اشاره رفته است. در پايان اين بخش به زمينه ها, انگيزه ها, رهبرى, تشكيلات و مبانى اعتقادى گروه ابوذر توجه شده است. در بخش سوم تحت عنوان اقدامات و عمليات, به ترتيب زمانى از چگونگى انجام عمليات مختلف گروه ياد شده است. اين سير تا عمليات 25/4/1352 در قم (خلع سلاح پاسبان شهربانى) كه منجر به دستگيرى تيم عملياتى و ساير اعضا و مرتبطين گروه شد, ادامه مى يابد. در بخش چهارم از چگونگى و مراحل دستگيرى, زندان و شهادت اعضاى گروه سخن به ميان آمده است. در صفحات پايانى, گاهشمار حوادث مهم ايران از سال 1320 تا انقلاب اسلامى, فهرست منابع, تصاوير و نمونه هايى از اسناد و سرانجام فهرست اعلام به چاپ رسيده است. شهيد آيت الله دكتر محمد مفتح
چاپ اول, تهران, وزارت اطلاعات, مركز بررسى اسناد تاريخى, 1382, 656ص, وزيرى
بيست و ششمين مجلد از مجموعه ياران امام به روايت اسناد ساواك, حاوى اسناد ساواك درباره شهيد آيت الله دكتر محمد مفتح است. در اين كتاب, متن حروفچينى شده اسناد در كنار تصوير اصل سند به طبع رسيده با زيرنويس هايى درباره افراد يا رويدادهاى مهم مندرج در سند همراه است. كتاب با خلاصه اى از زندگى, آثار, اقدامات و انديشه هاى شهيد مفتح آغاز مى شود, سپس اسناد مذكور به چاپ مى رسد. شهيد مفتح در سال 1308 در شهر همدان و در خانواده اى روحانى متولد شد و پس از سال ها تلاش در زمينه تحصيل و مبارزات سياسى, در سال 1358 به دست منافقين به شهادت رسيد. در صفحات پايانى, عكس هايى از شهيد مفتح و نمايه اسامى آمده است. شهيد حجةالاسلام فضل الله مهديزاده محلاتى
چاپ اول, تهران, وزارت اطلاعات, مركز بررسى اسناد تاريخى, 1382, 646ص, وزيرى
شهيد حجت الاسلام فضل الله مهدى زاده محلاتى, يكى از ياران امام خمينى(ره) در مبارزه با رژيم شاه بود. در اين كتاب مجموعه اى از اسناد ساواك ـ نزديك به هزار برگ سند ـ درباره شهيد محلاتى چاپ شده است. كتاب حاضر جلد نخست از اين مجموعه است كه سير مبارزات نامبرده را از سال 1330 تا اوايل 1349 نشان مى دهد. كتاب با زندگى نامه كوتاه و شرح مختصرى از اقدامات و آثار شهيد محلاتى آغاز مى شود كه شامل اين عناوين است: تولد, (هجدهم تير 1309ـ محلات), ورود به حوزه علميه قم (1324ـ1340ش), تشكيل خانواده, هجرت به تهران (1340ـ1364), مبارزات سياسى, همكارى با فدائيان اسلام, حمايت از فلسطين همگام با آيت الله كاشانى, مقابله با جريان انحرافى, لايحه انجمن هاى ايالتى و ولايتى, لوايح ششگانه (انقلاب سفيد), فاجعه مدرسه فيضيه, دستگيرى امام خمينى(ره), مقاله روزنامه اطلاعات, كاپيتولاسيون, دستگيرى مجدد, اعتراض به جشن تاجگذارى, جشن هاى 2500ساله, تشكيل جلسات هفتگى, آخرين دستگيرى, در آستانه انقلاب اسلامى, مسئوليت هاى پس از انقلاب: معاون كميته مركزى انقلاب اسلامى, نماينده امام(ره) و سرپرست صندوق تعاون اصناف, اولين نماينده امام و سرپرست حجاج ايرانى در سال 1358, نماينده امام در شوراى عالى حج و اوقاف, دبير كل جامعه روحانيت مبارز, نماينده مردم محلات در اولين دوره مجلس, نماينده امام در سپاه پاسداران. شهيد محلاتى در سال 1364 در هواپيمايى كه عازم اهواز بود, بر اثر اصابت موشك هاى عراقى به شهادت رسيد. در صفحات پايانى, نمايه اسامى و عكس هايى از شهيد محلاتى چاپ شده است. عالم جاودان استاد شهيد مرتضى مطهرى
چاپ اول, تهران, وزارت اطلاعات, مركز بررسى اسناد تاريخى, 1382, 728ص, وزيرى
سى ويكمين كتاب از مجموعه ياران امام به روايت اسناد ساواك حاوى اسناد ساواك درباره شهيد مرتضى مطهرى است. در ابتداى كتاب, زندگى نامه و شرح كوتاهى از فعاليت هاى علمى و فرهنگى و سياسى شهيد مطهرى ذيل اين عناوين آمده است: تولد (1298ـ فريمان ـ خراسان), در وصف پدر, تحصيل و فراگيرى علوم در مشهد و قم, طرح ايدئولوژى اسلامى, تنوع مطالعات, آشنايى با نهج البلاغه, در محضر آقا نجفى قوچانى, آشنايى با مكاتب مادى جديد, آشنايى با علامه طباطبايى, ازدواج, مهاجرت به تهران, تدريس در دانشگاه, سفرهاى تبليغى, مقابله با ناسيوناليسم منفى, فعاليت هاى سياسى ـ مبارزاتى, فدائيان اسلام, دعوت نامه شاه, همكارى با هيئت هاى مؤتلفه اسلامى, وكالت از سوى امام خمينى در سال 1347, كمك به فلسطين, رد صلاحيت توسط ساواك, حادثه فيضيهدر سال 1354, تحت مراقبت كامل ساواك, جشن هاى 2500ساله, آزار و اهانت ساواك, فوت پدر, ممنوعيت خروج از كشور, انجمن فلسفه ايران, سازمان دادن به مجامع روشنفكرى, ايستادگى در برابر التقاط, سازمان دادن به روحانيت مبارز, رابط بين امام و گروه هاى مبارز, تلاش در جهت پيشبرد اهداف انقلاب, شوراى انقلاب, تحصن دانشگاه تهران, كميته استقبال, ترور قره نى, شهادت در 1358 در اثر ترور منافقين, كارنامه علمى, آثار مكتوب, راهنمايى پايان نامه ها, مقالات, نوارهاى سخنرانى, در بخش دوم, اسناد ساواك درباره شهيد مطهرى آمده كه مانند ديگر كتاب هاى اين مجموعه, متن حروفچينى شده در كنار تصوير متن اصلى قرار گرفته و يادداشت هايى به صورت زيرنويس درباره اسامى و رويدادهاى مندرج در اسناد آمده است. در پايان, نمايه اسامى و عكس هايى از شهيد مطهرى چاپ شده است. انقلاب اسلامى در مقايسه با انقلاب هاى فرانسه و روسيه
منوچهر محمدى,چاپ اول, قم, دفتر نشر معارف, 1382, 380ص, وزيرى
نويسنده در كتاب حاضر به بررسى و تطبيق انقلاب اسلامى با انقلاب هاى روسيه و فرانسه پرداخته است. او سعى كرده ابتدا همگونى هاى انقلاب هاى تحت بررسى را مشخص كند و براساس آن, كليت چارچوب تئوريكى خود را مورد نقد قرار دهد. آنگاه سعى مى كند ناهمگونى ها را شناسايى و علت يابى كند تا از اين طريق انقلاب ها را از يك ديگر متمايز سازد. كتاب از سه فصل تشكيل شده است. در فصل اول حوزه و قلمرو مطالعه و چارچوب موضوع مورد بحث تبيين مى شود. در اين فصل, سه مرحله براى انقلاب متصور شده است: 1. اوضاع سياسى ـ اجتماعى قبل از انقلاب 2. عوامل پيروزى انقلاب 3. بعد از پيروزى انقلاب (مرحله سازندگى). در اين فصل همچنين به برخى آفت هاى انقلاب نيز اشاره شده است. در فصل دوم كه به بررسى اوضاع سياسى ـ اجتماعى قبل از انقلاب اختصاص يافته, سه انقلاب ايران, فرانسه و روسيه از منظر شاخص هايى چون قدرت سياسى, شرايط اقتصادى, قدرت نظامى, حمايت بين المللى, مديريت سياسى, مشاركت مردمى, رهبرى, ايدئولوژى بررسيِ تطبيقى مى شوند. فصل سوم به مرحله سوم انقلاب ها, يعنى بعد از پيروزى اختصاص دارد. در اين فصل نيز سه انقلاب ياد شده, از جنبه فعاليت گروه هاى سياسى و مراحل چيرگى بر قدرت و استقرار دولت جديد (پس از انقلاب) بررسى مقايسه اى مى شوند. آخرين مطلب كتاب به جمع بندى و نتيجه گيرى اختصاص دارد. در صفحات پايانى فهرست منابع آمده است. دارالفنون تبريز (دومين مركز آموزش عالى ايران)
صمد سردارى نيا, چاپ اول, تبريز, نداى شمس, 1382, 108ص, وزيرى
نگارنده در كتاب از چگونگى تأسيس دارالفنون تبريز, (مؤسسه آموزش عالى در دوران قاجاريه), ادامه كار و فرجام اين مؤسسه سخن مى گويد: دارالفنون در تبريز كه در دوران ولايتعهدى مظفرالدين ميرزا به سبك دارالفنون تهران, در شهر تبريز تأسيس گرديد, نخستين مدرسه عالى جديد در آذربايجان و دومين مدرسه عالى در ايران بود كه به نام هاى دارالفنون, مظفرى و مظفريه ناميده مى شده است و هر سال حدود 50 ـ70 نفر شاگرد مى پذيرفته كه تعدادى از آنها به طور رايگان و شبانه روزى تحصيل مى كرده اند. اين مدرسه عالى, سهم ارزنده اى در تربيت نسلى از روشنفكران آذربايجان داشته… موضوعات كتاب عبارتند از: دارالفنون يا مدرسه مظفريه, دارالفنون تبريز در خاطرات سليمان خان, رشته هاى تحصيلى, مديران و مدرسان دارالفنون تبريز, ميرزا حسن رشديه و دارالفنون, شاگردان دارالفنون, ورقه ارگان دارالفنون و نخستين نشريه دانشگاهى تبريز, ايرج ميرزا, افتتاح دوم, ميرزا محمد نديم باشى, ميرزا جهانگير خان ناظم الملك, پايان كار دارالفنون, برخى از فارغ التحصيلان دارالفنون تبريز و فكر تأسيس دارالفنون. در پايان كتاب به پيشينه تدريس زبان تركى در مدارس آذربايجان اشاره شده است. جنبش حزب الله لبنان, گذشته و حال
مسعود اسدللهى, چاپ اول, تهران, پژوهشكده مطالعات راهبردى, 1382, 292ص, رقعى
موضوع كتاب حاضر, بررسى مواضع و عملكردها, مشى و تحولات حزب الله در دو دهه هشتاد و نود ميلادى و عوامل مؤثر بر گرايش هاى اين حزب است. كتاب از پنج فصل تشكيل شده است. در فصل نخست, با توجه به نظريه هاى اقدام جمعى, موضوع اقدام جمعى در ميان گروه هاى اسلام گرا مطرح مى شود; آن گاه با استفاده از چارچوب نظرى مذكور, مدل يا شيوه تحليلى خاص براى تبيين علل و عوامل مؤثر بر گرايش هاى حزب الله در دو دهه عمر اين حزب, طرح شده است. در فصل دوم, عملكرد و مواضع حزب الله در دهه هشتاد ميلادى و علل و عوامل مؤثر بر آنها بررسى مى شود. ويژگى عملكرد اين دوره حزب الله, كاربرد اعمال قهرآميز در برخورد با دشمن بود. در فصل سوم عوامل تسهيل كننده گرايش حزب الله به اعمال قهرآميز برشمرده شده كه عبارتند از: تجاوز نظامى اسرائيل به لبنان; جنگ داخلى لبنان; محروميت و فقدان عدالت اجتماعى; مداخله كشورهاى غربى در لبنان; جنگ سرد و منازعات منطقه اى; اقتدار سازمانى و رهبرى; آموزه هاى انقلاب اسلامى ايران. فصل چهارم به بررسى مواضع و عملكردهاى حزب الله در دهه نود ميلادى مقايسه آن با مواضع و عملكردهاى اين حزب در دهه هشتاد اختصاص دارد. ويژگى عملكرد و مواضع حزب الله در دهه نود, واقع بينى, اصلاحات درونى, مشاركت در نظام سياسى و فعاليت هاى سنديكايى, تحول در روش هاى تبليغاتى حزب الله بيان شده است. در اين فصل همچنين مواضع عملى حزب الله ارزيابى و بررسى مى شود. نويسنده در فصل پايانى از دلايل تغيير مواضع و عملكرد قهرآميز دهه هشتاد حزب الله كه در دهه نود به مواضع منطقى و واقع بينانه بدل شد, ياد مى كند كه عبارتند از: تحولات ايران; پايان جنگ سرد; احياى مذاكرات صلح اعراب و اسرائيل; تحولات تشكيلاتى; هيمنه سوريه بر لبنان; پيمان طائف و احياى نظام دموكراسى اجتماعى. كتاب با نتيجه گيرى و فهرست منابع به پايان مى رسد. جهانى شدن فرهنگى: آزمونى براى تمدن ها
ژرار لوكر; مترجم: سعيد كامران, چاپ اول, تهران, وزارت امور خارجه, مركز چاپ و انتشارات, 1382, 548ص, وزيرى
موضوع كتاب حاضر, بررسى فرايند تاريخى پديده جهانى شدن است. نويسنده با تحليل سير تاريخى و تحولات مهم جوامع و تمدن هاى مختلف سرزمين ها و مردم متعدد, تلاش مى كند نشان دهد كه انسان ها از چه زمانى قدم در مسير جهانى شدن گذاشته اند, چه تغييرات و تحولاتى زمينه ساز اين روند شده و اين پديده چه مسيرى را طى كرده است. البته مقصود نويسنده, جهانى شدن فرهنگى است كه از نظر وى با مفهوم جهانى شدن اقتصادى متفاوت و در قياس با آن بسيار پيچيده تر و قديمى تر است. وى مى نويسد: ما بدون آن كه متوجه باشيم در حال گذار از دنياى انزواى فرهنگى به دنياى ديگر هستيم كه روابط ميان ـ فرهنگى در آن حاكم است و از دورانى كه مشخصه آن استقلال فرهنگى جزيره گونه اى سنتى است به دوران تعميم روابط متقابل و ارتباطات قدم مى گذاريم. بنابراين بايد منظر بررسى و تحليل خود را از جهانى شدن اقتصادى به جهانى بودن فرهنگى تغيير دهيم. نويسنده معتقد است جهانى شدن ابتدا از امپرياليسم آغاز شد. كشف سرزمين هاى جديد همچون آمريكا و استراليا, كشف تمدن هاى شرقى, تهيه نقشه كامل جهان و به دست آمدن شناخت جامع از كره زمين از قرون شانزدهم و هفدهم, جوامع انسانى را به سوى جهانى شدن سوق داد. وى پس از بررسى رفتار و منش فرهنگى تمدن هاى بزرگ آسيايى نسبت به همسايگان و ديگران, نقش تمدن هاى بزرگ را در روند جهانى شدن ارزيابى مى كند. در ادامه از تولد و رشد اسلام شناسى, هنرشناسى, چين شناسى, علل ظهور و تكامل اين شاخه هاى شرق شناسى و مستشرقان معروف سخن مى گويد و نقش آنها را در سير تاريخى جهانى شدن تبيين مى كند. مباحث بعدى كتاب, بحث و بررسى در باب غرب شناسى شرقيان, همچنين رويكرد روشنفكران شرقى, ملل و تمدن هاى اسلام, هندى, چينى و ژاپنى نسبت به غرب و پديده هاى غربى و به طور كلى مدرنيته و سرانجام نقش تعامل شرق و غرب, به ويژه روشنفكران آنها در جهانى شدن است. سياست عباسيان
عزت الله رادمنش, چاپ اول, تهران, رسا, 1382, 160ص, رقعى
نويسنده, كتاب را با طرح اين دو سؤال آغاز مى كند كه چگونه, خلافت عباسى با آن همه فسق و فساد و تجمل و رفاه, 524 سال تداوم داشت؟ و تمدن اسلامى در عصرى چنين آميخته به فساد و فتور و سستى, چگونه و به دست چه كسانى به وجود آمد؟ نويسنده سپس در طول كتاب تلاش مى كند اصول سياست و ويژگى هاى حكومت دارى و شيوه هاى حكومت گرى عباسيان را كه موجب حكومت طولانى آنها شد, شرح دهد. بدين منظور, شاخصه هاى سياست عباسيان را با اين موضوعات نقد و بررسى مى كند: شناخت دقيق عباسيان از اوضاع و احوال زمان خود; همراهى و اتحاد با علويان; حكمت دانى, تأكيد بر مشيت به جاى نقش مردم; تفوق طلبى و شقاوت; تفرقه اندازى و نفاق افكنى; ماكياوليسم; استفاده از اتهام ها و انگ هاى مختلف; سياست داهيانه و مزورانه مأمون; تلاش براى مشروعيت بخشى به حكومت خويش; استفاده از شعارهاى متناسب با شرايط و منافع خود; مستمسك ساختن نقش و اهميت حرمين شريفين; نامگذارى ها, به ويژه با تركيب كلمه الله; جشن هاى مذهبى; آيين دست بوسى; انضباط سخت و خشك دربار خلفا همچون درگاه خسرو; ازدواج هاى مصلحتى در جهت مشروعيت بخشى; نقش مردانى مزور و سياسى همچون ابن فرات; خطبه هاى عباسيان; القاب; مجلس ندامت, رواج انديشه صوفيانه; استفاده از حربه مهدويت; اقتصاد و اتراف و افساد; عوايد فراوان و خزائن سرشار از ثروت; كاخ ها; تجمل گرايى و نقابت دينى; نقش زنان ذى نفوذ; بردگان; علما و دانشمندان و متفكران. مشكله هويت ايرانيان امروز: ايفاى نقش در عصر يك تمدن و چند فرهنگ
فرهنگ رجايى, چاپ اول, تهران, نشر نى, 1382, 264ص, رقعى
نويسنده در اين كتاب, هويت ايرانى را به مثابه رودخانه اى توصيف مى كند كه در بسترى متشكل از ايران, اسلام, سنت, و تجدد و روزآمدى در جريان است. به گفته وى: هر آن كس و يا گروهى كه اين هويت پيچيده را تشويق كند مورد احترام ايرانى و در واقع قهرمان وى است. و هر آن كس كه آنان را به وجهى مورد بى مهرى قرار دهد, مورد بى توجهى ايرانيان قرار مى گيرد. از طرفى در صورت جارى بودن اين هويت در ميان ايرانيان توليد عصبيت از يك سو و امكان توليد تمدنى از سوى ديگر از نتايج مستقيم آن خواهد بود. بدين سان, نويسنده يافته هاى پژوهش خويش را در شش گفتار فر


صفحه 11

مجله هاى پژوهشى


آينه ميراث
دوره جديد, سال اول, شماره4 (پياپى23), زمستان82
بررسى و نقد (معرفى ميراث مخطوط); موضوع (تفكيك) حكيم رازى; حاشيه يا بهتر بگويم: شرح…; جامع التواريخ و تاريخ عالم; تصحيح يا تضييع; نامه نگارى دو دوست; بنيان كعبه; حظيات و…. اسلامية المعرفة
السنة التاسعه, العدد35, شتاء 1425/2004م
عربية القرآن و مستقبل الامه القطب; التفسير العلمي للقرآن; المفاهيم والمصطلحات القرآنية; رؤية اسلامية نحو العلوة; مدارسة في كتاب نظرية التقريب والتغليب; قراءة في كتاب: المداولة في اعمال عمادالدين خليل: دراسة في التنظير والابداع و…. انديشه حوزه
سال9, شماره5, فروردين و ارديبهشت83
(آسيب شناسى فرهنگ دينى)
پراكسيس در آسيب شناسى فرهنگ; تغييرات فرهنگى از نگاه جامعه شناختى بحران هويت; سير تاريخى پيدايش آسيب ها در فرهنگ; آسيب شناسى تربيت و معرفت دينى; شبهه شناسى در فرهنگ اسلامى; ناهمگونى داشته شهيد مطهرى; احياگرى در انديشه شهيد مطهرى; اخلاق و فرهنگ آفرينى و…. بينات
سال10, شماره3و4 (پياپى39ـ40), پاييز و زمستان
(شناختنامه الحياة/2)
درنگى در ترجمه الحياة; نظرى بر الحياتة و شناخت نامه آن; معجم آيات الحياة; نوآورى هاى الحياة; ابعادى زندگى ساز, از الحياة; شناخت قرآن; انسان مدارى در الحياة; مكتب تفكيك; از تفكيك تا الحياة; اعجاز قرآن از ديدگاه شيخ مجتبى قزوينى; الحياة از نگاه دانشوران و…. پاسدار اسلام
سال23, شماره270, خرداد83
دانستنى هايى از قرآن; سخنان معصومان; امامان هدايت; برخى انتظارات امام حسن عسكرى(ع) از شيعيان; ضرورت و خاستگاه دين از ديدگاه قرآن; انسان از منظر امام خمينى(س); رشوه پديده شوم اجتماعى; بر ساحل معرفت و…. پاسدار اسلام
سال23, شماره271, تير83
دانستنى هايى از قرآن (چگونه پاكان از ناپاكان شناخته شوند؟); مديريت اسلامى و علوم بشرى; امامان چراغ هاى فروزان زندگى; هنر و زيبايى در سيره پيشوايان; انسان از منظر امام خمينى(س); منافقان در قرآن و…. پژوهش حقوق و سياست
سال5, شماره9, پاييز و زمستان82
چالش هاى حقوقى ميان ايران و آژانس بين المللى انرژى اتمى; نظام قضايى ايران از آغاز قاجار تا انقلاب مشروطيت; حق موضوع بيع; ديوان بين المللى دادگسترى اسلامى; عدالت ترميمى, الگوى جديد تفكر در امور كيفرى; راهنماى منابع حقوقى در شبكه اينترنت و…. پگاه حوزه
شماره120, شنبه 19 ارديبهشت83/ 18 ربيع الاول 1425/ 8 مى 2004
پايان مردم سالارى; تصويرهايى از آينده نخبه گرايى; مرگ مدرن; دشوارتر از (مصائب مسيح); سكولاريسم بهداشتى; نقدى بر لايه هاى پنهان مارمولك; مطهرى و اصلاح در فرهنگ عاشورا; انديشه وحدت در عرصه سياست خارجى و…. پيام زن
سال13, شماره13 (پياپى147), خرداد83
نقش تربيتى بانوان در مقابله با آسيب هاى فرهنگى و اجتماعى; مسلمانان فرانسه; شرحى بر زندگى بانوى فرهيخته مرحوم فاطمه ايروانى; قرآن, زنان, نكته ها و پيامها; هنر تربيت; خانواده, عشق و استوارى; تازه هاى پژوهش; كتابخانه پيام زن و…. پيام زن
سال13, شماره14 (پياپى148), تير83
آينه محبت (نامه هاى خانوادگى امام خمينى); گزارشى از مراسم نكوداشت دكتر زهرا رهنورد, رئيس دانشگاه الزهراء; بازخوانى تاريخى عملكرد بانوان در امور كشوردارى ايران; مادر مؤمنان و فتنه جمل; آرامش و محبت در سايه همسرى; با زنان در نشريات زنان; همايش زن و جهانى سازى; كودك و همبازى هايش و…. پيام صادق
سال9, شماره50, بهمن و اسفند82
آسيب هاى جامعه دينى; آمريكا به كجا مى رود؟; تحولات انقلاب اسلامى از دى تا 22بهمن 57; تازه هاى كتاب; چكيده رساله هاى دكترى; چكيده پايان نامه هاى كارشناسى ارشد و…. تاريخ اسلام
سال4, شماره16, زمستان82
جامعه ايرانى در مواجهه با اعراب مسلمان; برآورد كمى غنايم عصر خلفاى راشدين و برخى پيامدهاى آن; منازعه محمد بن حنفيه با عبداللّه بن زبير و ظهور خشبيه; (بيعت) و كاركردهاى آن در عصر جاهلى و صدر اسلام; جنگ صليبى هشتم; سفرهاى زيارتى پادشاهان صفوى; تحول حكومت در قرون اوليه اسلام; فرنگى ها و…. تراثنا
السنة التاسعة عشرة, العددان الاول والثانى (73ـ74), محرم الحرام ـ جمادى الاخره 1424هـ.
النجف الاشرف حاضرة العلم والتراث; مثابرة اعلام الاماميه في حفظ و احياء تراث الطائفه… الشيخ الهمداني نموذجاً; الكواكب الدرية في النصوص على امامة خير البرية ـ السيد صلاح بن ابراهيم بن احمد الحسني الزيدى, المتوفى اوائل القرن الثامن الهجرى; من انباء التراث و…. جهان كتاب
سال9, شماره1 (پياپى181), ارديبهشت83
وايكينك دانشمند در درياى كوير ايران; صور الاقاليم بطلميوس; تابلوهايى از تاريخ روشنفكرى معاصر ايران; حكايت هاى بى پايان; راز و نيازهاى هزار ساله; كتاب سوخته: نشر و فرهنگ در چچنستان; تازه هاى كتاب و…. جهان كتاب
سال9, شماره3 (پياپى183), تير83
(قند پارسى) در شبكه جهانى; صحبت از زندگى و مرگ; (قاموس) بديع الزمانى كجاست; نقدى بر كتاب (آتشى در مسير زندگى); نقدى بر كتاب (شناخت فرقه اهل حق); بازيگر ناشناخته بازى بزرگ; تازه هاى كتاب و…. حكومت اسلامى
سال9, شماره1 (پياپى31), بهار83
بازخوانى انديشه سياسى شهيد مطهرى; عدالت, فلسفه حكومت; سكولاريزم و نقد مبانى آن; ماهيت حكومت اسلامى; مبانى مشروعيت نظام اسلامى در نگاه شهيد مطهرى; ارزش عدالت; رهبرى در فرهنگ اسلامى; آزادى در حكومت اسلامى از منظر شهيد مطهرى; نقش اخلاق و عرفان در نظام سياسى اسلام و…. حوزه
سال20, شماره6 (پياپى120), بهمن و اسفند82
جريان شناسى عرفانى; همانندى هاى عرفان اسلامى و آيين هندو; عرفان شرقى; جريان عرفانى در كريشنامورتى; فلسفه اوپانيشادها و عرفان بهاگودگيتا; عرفان سرخ پوستى و…. حوزه
سال21, شماره1 (پياپى121), فروردين و ارديبهشت83
(ويژه جاذبه هاى فكرى شهيد مطهرى)
برگى از جاذبه هاى فكرى شهيد مطهرى; مطهرى, انگيزه, علت ها و سبب هاى دگرگونى فهم و معرفت دينى; بررسى عناصر معرفتى در نوانديشى دينى از ديدگاه استاد مطهرى; دادوستد ايران و تشيع از ديدگاه مرتضى مطهرى; رويكرد شهيد مطهرى به ادبيات شعرى در ساحت معرفت دينى و…. دانش پژوهان
سال2, شماره4, زمستان82
هابز و دين مدنى; تطور بنيادهاى دكتر سروش; آيت الله بروجردى و سياست; موت فرضى غايب; نظريه شناخت در فلسفه آكويناس; منطق رياضى; بازنمايى در فلسفه هنر; بررسى فقهى بورس اوراق بهادار; بازار صادراتى ايران; فرار مغزها و تأثير آن بر اقتصاد ايران; كلام جديد و قديم; شبيه سازى از منظر فقه; همايش نيازسنجى و موانع پژوهش; ادوارد سعيد و… درس هايى از مكتب اسلام
سال44, شماره2, ارديبهشت83
وضع نابسامان پرستندگان خدايان متعدد; از ازليت تا ابديت; ايمان در قرآن; روش هاى تربيتى در نهج البلاغه; رهبرى درخشان امام موسى صدر براى لبنان; چگونه اعتماد به نفس ايجاد كنيم؟ و…. درس هايى از مكتب اسلام
سال44, شماره3, خرداد83
پاسخگويى يا مسؤوليت پذيرى; خشم و عذاب خدا در مورد كافران در…; جهان را بازى نگيريم; سرنوشت جامعه هاى ستمگر و…; بر كرانه جبل الطارق; رنسانس اسلامى در غرب و…. درس هايى از مكتب اسلام
سال44, شماره4, تير83
خداوند به هركس كه بخواهد حكمت مى دهد; رهبرى درخشان امام موسى صدر براى لبنان; حالات چشم در قرآن; توطئه اى ديگر عليه مكتب تشيّع و…. رسالة التقريب
التعايش الفقهي بين المذاهب والاديان المختلفة; الاسلام في مواجهة التكفير والاستحلال; ثورة الامام الخميني… المصادر التاريخية والتجديد الاسلامي; الملف: الصحوة الاسلامية و…. رسانه
سال4, شماره4 (پياپى56), زمستان82
دشوارى هاى استقلال و تكثر مطبوعات; ايران, جامعه اطلاعاتى و چشم اندازهاى آينده; نشريه هاى رايگان, فرصت يا تهديد; نگاهى به روند تداوم و ماندگارى مطبوعات در ايران; عناصر ارتباطات بين فرهنگى و خاورميانه; نشريات علمى چين در آغاز عصر جديد; نشريه هاى تازه فارسى; فهرست گزيده مقالات ارتباطات جمعى در مطبوعات و…. رسانه
سال اول, شماره2, نيمه اول تير83
نبرد خبرگزارى ها در ايران; انجمن جهانى روزنامه ها در يك نگاه; مطبوعات استان كردستان در آينه (رسانه); تصور زيان ده بودن انتشار روزنامه غلط است; مسؤوليت مدنى مطبوعات و…. صنعت چاپ
سال22, شماره261, خرداد83
ورود به بازار جهانى; پست بين الملل; مقدمه اى بر تكنولوژى چاپ; شاهنامه قاسمى; چاپ, يك غايب حاضر و…. صنعت چاپ
سال22, شماره262, تير83
بازگشت به دروپا; درس هاى يك حضور جهانى; برداشت ايران از رويداد جهانى; اروپا, گردهمايى دانشگاه ها و كالج هاى چاپ و…. علوم حديث
سال9, شماره1 (پياپى31), بهار83
انديشه هاى حديثى علامه شوشترى در كتاب (النجعة) عدالت از ديدگاه امام على(ع); فاطمه(س), كوثر قرآن; سهم زنان در نشر حديث; استشهاد به حديث در زبان عربى; گذرى بر كتاب (معالم العلماء); بررسى روش كتاب (الموضوعات فى الآثار والاخبار) و…. فروغ انديشه
سال2, شماره6, زمستان82
غزالى را بيشتر بشناسيم; فلسفه اسلامى يا غرب؟; پلوراليزم؟!; توحيد خالق و رب و معبود; فقه پويا!; پايگاه هاى اينترنتى فلسفه; تفكيك مكتب در مكتب تفكيك!؟; هرمنوتيك را رد كنيم يا بپذيريم؟; استنتاج هاى مباشر و جايگاه آن در منطق و…. فروغ وحدت
شماره14, بهار83
الصحوة الاسلامية, حاضرها و ماضيها ومستقبل الامة فى لقاء مع سماحة آيةالله التسخيرى; الصحوة الاسلامية و حوار الثقافات والاديان; الاسلام ومقتضيات العصر فى لسان الشهيد مطهرى; كارنامه تقريب; جريان نو محافظه كارى در آمريكا; مدينه فاضله اديان و مذاهب و…. فرهنگ جهاد
سال9, شماره1و2 (پياپى33و34), پاييز و زمستان82
اخلاق قرآنى; جوان و قرآن; مراحل شكل گيرى قيام خونين سيدالشهداء; ولايت فقيه از ديدگاه فقيهان دوره مشروطه; كاستى ها, كفايت ها و بايدها در توسعه كشاورزى و…. فصلنامه پژوهشى
شماره18و19, تابستان و پاييز82
(ويژه علوم سياسى)
بازسازى انديشه دينى و تأثير آن بر گفتمان سياسى شيعه در ايران معاصر; بسترهاى تاريخى و ايدئولوژيك بر آمدن روشنفكران دينى, وضع حقوق بشر و قانون عقل جهاندارى در ليبراليسم لاك; مؤلفه هاى سياست اخلاقى از ديدگاه حضرت اميرالمؤمنين على(ع); جامعه بين المللى و منع گسترش سلاح هاى هسته اى; نظريه همگرايى و سازمان كنفرانس اسلامى و…. كتابدارى و اطلاع رسانى
شماره4 (پياپى24), زمستان82
مديريت دانش, عاملى راهبردى براى توسعه سازمانى; تحليل محتواى كتاب هاى داستانى مناسب كودكان در…; نظام هاى هوشمند و كاربرد آنها در كتابدارى و اطلاع رسانى; نقش كتابدار ديجيتالى در مديريت نظام هاى اطلاعات ديجيتالى; دست نويس هاى آثار شيخ طوسى در كتابخانه مركزي… و…. كلام اسلامى
سال13, شماره49, بهار83
عرفى شدن دين; دين مدنى و مدنيت دينى; رنگ سحرگاه ز وحشت پريد; تحقيقى پيرامون برهان صديقين; حديث امام صادق در قالب نظم فارسى; آجال; انجيل; كلياتى از علم كلام; پلوراليسم اجتماعى از نظر شهيد مطهرى; ارجوزه اى در عقايد; نقد و بررسى كتاب (هرمنوتيك كتاب و سنت) و…. كيهان فرهنگى
سال21, شماره212, خرداد83
حديث كارآمدى و دانش گسترى; اخلاق و عرفان از ديدگاه امام خمينى(ره); جان و جهان در آفرينش انسان; آغاز نقد ادبى; مالزى و شاعران معاصر; نگاهى به تازه هاى كتاب; پيش نيازهاى حديث شناسى; كتاب شناسى حجت الاسلام والمسلمين رى شهرى و…. مسجد
سال13, شماره79, تير83
بررسى تاريخى مساجد ويران در عربستان; تحليلى بر الگوهاى مواجهه با پديده ماهواره; مساجد و اماكن اسلامى در شبه جزيره بالكان; رويارويى ديكتاتورى دموكراتيك! با حجاب اسلامى; كنكاشى در راه كارهاى گسترش فرهنگ نماز در مدارس; گزارش عملكرد مركز رسيدگى به امور مساجد در سال 1382, امور حوزه ها و…. مشكوة
شماره81, زمستان82
جايگاه حضرت فاطمه و مريم(ع) در آيات و روايات; آسيب شناسى مطالعات قرآنى خاورشناسان; كاركرد مراسم عزادارى عاشورا در رسمى شدن مذهب شيعه در زمان صفويه; طب اسلامى و جايگاه آن در ميان نظام هاى بزرگ طب سنتى و…. مطالعات اسلامى
شماره59, بهار82
(ويژه فلسفه)
بررسى تطبيقى ختم ولايت از ديدگاه ابن عربى و سيد حيدر آملى; براهمه در آثار متكلمان مسلمان; بررسى منشأ دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايى; انسان آرمانى از منظر مكاتب خاور دور; دگرگونى ساختن و فرو كاستن مغالطات; گرايش هاى معاصر معرفت شناختى و برون رفت هاى فكر دينى و…. مطالعات اسلامى
شماره60, تابستان82
(ويژه علوم قرآن و حديث)
راه هاى تقريب مذاهب اسلامى و وحدت مسلمانان; اعجاز تشريعى قرآن; پژوهشى درباره سليم بن قيس هلالى; تأثير نظم زبانى و نظم زمانى در ترجمه هاى قرآن كريم; حروف مقطعه از منظر قرآن شناسان غربى; فال بد زدن از ديدگاه قرآن و روايات; نگاه بلاغى مفسران به جمله هاى خبرى در آيات قرآن و…. مطالعات اسلامى
شماره61, پاييز82
(ويژه فقه و حقوق اسلامى)
جبران خسارت بدنى در فقه اسلامى; فقه حنفى در عهد ايلك خانيان; بررسى تطبيقى ديدگاه هاى نايينى و امام خمينى در علم اصول; مقارنه آراى اماميه و اهل سنت در حسبه و امور حسبيه; تغليظ ديه; شرط عدم ازدواج مجدد در ضمن عقد زناشويى و…. معرفت
سال13, شماره3, خرداد83
(ويژه نامه دين شناسى)
تأملى در باب جاودانگى; عقل گرايى حداكثر و معتدل در دين شناسى; سرشت انسان, خير يا شر؟; خودگرايى و دگرگرايى در فلسفه اخلاق; اخلاق و عرفان اسلامى; عناصر خردورزى در تعبير دينى; پژوهشى در باب ماتريديه; مأخذشناسى (دين شناسى) و…. معرفت
سال13, شماره4 (پياپى79), تير83
(ويژه نامه علوم سياسى)
جهانى سازى, اسلام و آينده بشريت; نظريه انتقادى در روابط بين الملل; نظريه عدالت رالز, عدالت خواهى يا عدالت ستيزى; خاستگاه و جايگاه سكولاريسم در غرب و ايران; تأملاتى فلسفى ارسطو در باب سياست; فلسفه سياسى فارابى و…. معرفت فلسفى
سال1, شماره1و2, پاييز و زمستان82
چيستى فلسفه; آيا فلسفه اسلامى داريم; الحاد, شك, يا ايمان؟; تجربه گرايى معتدل و ناكامى آن در تبيين توجيه پيشين; مفاهيم كلى; دين, عقلانيت, و تحول معرفت; اصالت وجود; كلى و جزئى; تقسيم تحليلى و تركيبى قضايا و…. موعود
سال8, شماره43, فروردين و ارديبهشت83
القاعده يا زمينه سازان شورش سفيانى; عصر ظهور تجلى ولايت ولى الله; بن لادن و ادعاى مهدويت; نقش يهود در دوران ظهور; چيستى و حقيقت امامت; آخر الزمان را باور كنيم و…. موعود
سال8, شماره44, خرداد83
اين جماعت گستاخ!…; خانه مهدى كجاست؟; مهدى منتظر و پايان سير تاريخ; جاده مستقيم به سوى صلح!؟; چگونه امام شايسته امامت مى شود؟; چهل ميليون مسيحى صهيونيست; زائر غريب و…. ميقات حج
سال12, شماره47, بهار83
ويژگى هاى حج82 در گفت وگو با امير الحاج; مكه مكرمه مركز فرهنگى جهان اسلام; سفرهاى حج (زبان گوياى اسلام); شهر خدا در كلام خدا; برترى مكه يا مدينه؟; هجرت سراى پيامبر(ص); خانه دوست و…. نامه فرهنگستان
دوره6, شماره2 (پياپى22), بهمن82
درآمدى بر واژه گزينى مردمى; همگون سازى و ناهمگون سازى يا مماله در زبان فارسى درى; فوايد لغوى غازان نامه منظوم; هنر و اخلاق; شخصيت باباطاهر; رحيق التحقيق و جايگاه عرفانى ـ حكمى آن; درباره فناورى واژه گزينى انبوه در صنعت واژه گزينى; تازه هاى نشر و اخبار علمى و فرهنگى و…. نامه فرهنگستان علوم
شماره22 و23, پاييز و زمستان82
پوپر و ابطال پذيرى; وضعيت علمى, تحقيقاتى و فناورى رشته هاى مختلف شيلات كشور; نگاهى به جايگاه علم زبانشناسى در ايران; تلاشى براى دانشى كردن روانشناسى بالينى و…. نامه مفيد
سال10, شماره41, فروردين و ارديبهشت83
(فلسفه)
جايگاه وجودشناختى و معرفت شناختى عقل فعال در فلسفه مشاء; هندسه نااقليدسى, انقلابى پارادايمى در رياضيات; بررسى پارادكس نيوكوم; جهان هاى ممكن, بررسى ديدگاه سول كريپكى, الوين پلنتينگا و ديويد لوئيس; بررسى و تحليل نظريه مطابقت صدق در فلسفه اسلامى; ماهيت اراده در آثار اسپينوزا; نسبيت رئاليسم و حقيقت از نظر گادامر و…. نداى صادق
سال8, شماره32, زمستان82
(ويژه همايش سراسرى حقوق اطفال)
كودكان در آينه مهر و قهر; جنگ و حقوق كودكان آواره و بى سرپرست; نظريه جبران خسارت به حقوق معنوى كودكان; مسؤوليت كيفرى اطفال در مكاتب مختلف; حمايت از اطفال در برابر بهره كشى هاى اقتصادى و جنسى و…. نمايه
سال14, شماره151, خرداد83
فهرست مقالات, نقد آثار, گفتگوها, تحليل ها و گزارش هاى مندرج در روزنامه ها و نشريات علمى و فرهنگى ايران. نور
شماره16, بهار83
اوصاف عباد الرحمن; مرورى بر تفسير مجمع البيان; پيامبر و قرآن; آموزه هاى كلام وحى در عرصه خدمت رسانى; بحر يقين و…. هفت آسمان
سال6, شماره21, بهار83
فلسفه مسيحى; گونه شناسى انديشه منجى موعود در اسلام; جايگاه اعتقادى امامت از منظر امام خمينى(ره); گفت وگوى اسلام و مسيحيت; نو دينى در يهوديت; ويژگى و امكان الاهيات مسيحى در روزگار ما; الاهيات در زمان معاصر; ميتريه, موعود بودايى; فلسفه بودايى در هند; دانش نامه دين و…. ياد
سال18, شماره67 ـ 80, بهار و تابستان82
خواندنى هاى مطبوعات رژيم پيشين در آيينه خواندنى ها; محور اين شماره: ايران شناسى.


صفحه 12

كتاب شناسى شادروان پروفسور عبدالجواد فلاطورى
محمدى فشارکى محسن


انگيزه اوليه نگاشتن اين كتاب شناسى, معرفى كتب و مقالات مرحوم فلاطورى براى محققين است و عامل دوم آن بود كه آقاى ناصرالدين انصارى در بخش (درگذشتگان) مجله آينه پژوهش (سال هفتم, شماره41, ص120) مرقوم فرموده بودند كه كتاب هاى وى بسيار است, اما از نام آنها اطلاع دقيقى در دست نيست. زندگى
شادروان پرفسور دكتر عبدالجواد فلاطورى در 29دى ماه 1304ش مطابق با 24جمادى الثانى 1343هـ.ق. در شهر اصفهان ديده به جهان گشود.
او كه از نوادگان حكيم فرزانه مرحوم آخوند ملا اسماعيل اصفهانى ـ استاد حاج ملاهادى سبزوارى ـ به شمار بود و از محضر استادان گرانقدرى چون حاج شيخ محمدتقى قمشه اى و آيةاللّه حاج شيخ محمدتقى شاه آبادى در تهران, و از مجلس درس دانشمندانى همچون اديب نيشابورى, حاج شيخ محمدرضا ترابى خراسانى, آقا شيخ هادى كدكنى نيشابورى, حاج محمدرضا كلباسى و حجةالاسلام ممجّد, حاج شيخ هاشم مدرّس قزوينى در شهر مقدس مشهد بهره ها برد.
در 24سالگى از حاج شيخ محمدرضا كلباسى اجازه روايت و اجتهاد گرفت و همزمان با تحصيل در علوم دينى موفق به اخذ ليسانس از دانشكده معقول و منقول تهران شد.
از سال 1954م برابر با 1333ش, براى آشنايى با فلسفه غرب به تحصيل فلسفه و جامعه شناسى, روان شناسى و اسلام شناسى از منظر غربيان به آلمان رفت. پس از آن مدتى (1961ـ1964) براى تدريس زبان فارسى با دانشگاه هامبورگ همكارى كرد و در سال 1962 رساله دكتراى خويش را با عنوان (فلسفه اخلاق كانت) به پايان رساند و از سال 1964 به بعد مدرس زبان و ادبيات فارسى دانشگاه كلن بود.
فلاطورى در سال 1973 رساله استادى خويش (تحول بنيادى فلسفه يونان در پرتو انديشه اسلامى) را به انجام رساند و در سال 1975 به عضويت شوراى علمى دانشگاه كلن پذيرفته شد و رسماً به عنوان (استاد) تصدى كرسى اسلام شناسى دانشگاه كلن را برعهده گرفت و تا زمان بازنشستگى (سال 1991) به تتبع و تدريس پرداخت.
مرحوم فلاطورى با افتتاح كتابخانه شيعه در بخش شرق شناسى دانشگاه هامبورگ, سنگ بناى يك مركز علمى براى شناخت شيعه را گذاشت و شخصاً كتاب هاى آن كتابخانه را از ايران و جاهاى ديگر تهيه كرد كه در نوع خود يكى از مهم ترين كتابخانه هاى شيعى خارج از ايران محسوب مى شود و فهرست چند جلدى آن كتابخانه موجود است.
پرفسور فلاطورى در سال 1978م آكادمى علوم اسلامى را ايجاد كرد و هدفش از آن در درجه اول گفت وگوى بين اديان بود تا بتواند تصوير اسلام را كه در اروپا به نوعى وارونه جلوه داده مى شود, اصلاح كند. براى تحقق اين هدف با سخنرانى ها, چه از طريق كنفرانس ها و چه از بخش پروژه هاى كتب درسى, به تصحيح مطالب اسلامى كتب آموزشى آلمانى پرداخت. وى با مجامع علمى ايران نيز بى ارتباط نبود كه حاصل آن مقالات و مباحثه هايى است كه در مجلات مختلف آمده است.
فلاطورى در 9دى ماه 1375ش در 71سالگى هنگام تدريس در آلمان درگذشت و در 21دى ماه 1375 در تكيه (فاضل) زادگاهش اصفهان به خاك سپرده شد. مصاحبه ها
1. (رابطه دين و فلسفه) (مصاحبه با مجله دانشگاه انقلاب), دانشگاه انقلاب, دوره جديد, تابستان و پاييز, 1372, ش98 و99, ص39ـ53; و نيز در: ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, انتشارات دانشگاه اصفهان, 1377ش, ص45ـ61.
2. (براى عرضه به غرب چه داريم؟ با كدام شيوه؟), كيهان فرهنگى, سال اول, 1363ش, ش3, ص3ـ 18 و نيز ميراث ماندگار (مجموعه مصاحبه هاى سال اول و دوم كيهان فرهنگى), تهران, مؤسسه كيهان, چاپ دوم, پاييز 1369ش, ص25ـ42 و نيز در: ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, ص3ـ 45. درباره او
1. جعفرى, سيد محمدمهدى. پروفسور فلاطورى, طبعى والا, همتى بلند و دلى دردمند, روزنامه اطلاعات, 29 دى 1375ش.
2. اعوانى, شهين. سخنرانى در مراسم بزرگداشت پروفسور فلاطورى در آلمان, روزنامه اطلاعات, ضميمه2, 4و5, اسفند 1375ش.
3. فلاطورى نامه. (يادنامه بزرگداشت پروفسور عبدالجواد فلاطورى), كلن (آلمان), اوت 1998م, (مردادماه 1377ش), 271ص, رقعى, مصور; مجموعه اى است از دوازده مقاله از دوستان و همكاران مرحوم فلاطورى در دانشگاه كلن در گراميداشت ايشان و ترجمه بخشى از مقالات وى.
ارجمند, امير. سخنرانى در مراسم بزرگداشت پروفسور فلاطورى در آلمان, روزنامه اطلاعات, ضميمه, مورخ29 و30 بهمن و اسفند 1375ش.
4. محقق, مهدى. فلاطورى هم رفت, روزنامه اطلاعات, 24 دى ماه 1375ش, ص4.
5. شريعت, محمدجواد. فلاطورى, فردى از سلاله حكمت, ميراث جاويدان, سال پنجم, ش3و4.
6. حكيمى, ابوالفضل. گزارشى به نقل از ايشان درباره فلاطورى, روزنامه اطلاعات, 18 دى ماه 1375.
7. ديم, ورنر (Werner Diem). سخنرانى درباره زندگى, دوران تحصيل و فعاليت هاى علمى مرحوم فلاطورى, فلاطورى نامه, ص11ـ17, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
8. حاج حسينى, مرتضى. در جست وجوى فلاطورى از اصفهان تا هامبورگ, ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, ص هفت ـ نوزده.
9. بيانيه اولريش ماتس (Ulrich mats). رئيس دانشگاه كلن (به مناسبت درگذشت مرحوم پروفسور فلاطورى), فلاطورى نامه, ص18ـ23, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
10. شيمل, آنه مارى (Anne marie Schmmel). سخنرانى در مراسم بزرگداشت پرفسور فلاطورى, فلاطورى نامه, ص18ـ23, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
11. تووروشكا (Tworaschka). سخنرانى درباره دوستى و همكارى خود با مرحوم فلاطورى در امر تدوين اسلام در كتاب هاى درسى مدارس آلمان, فلاطورى نامه, ص24ـ36, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
12. گزل, شتفانى (Stefanie Gsell). (استاد سخنران به نمايندگى از دانشجويان درباره مقام علمى و اخلاقى استاد), فلاطورى نامه, ص36ـ 38, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
13. باخم, كاترين و. (Katrin Dorothea Bachem). از دانشجويان پرفسور فلاطورى, سخنرانى درباره شخصيت ايشان, فلاطورى نامه, ص38ـ41, (ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه).
14. ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها1. دانشگاه اصفهان, 1377ش, مجموعه مقالات و مصاحبه هاى مرحوم عبدالجواد فلاطورى و مباحثات فلسفى ايشان با مرحوم علامه طباطبايى. كتاب ها (ترجمه, تصحيح و تأليف)
1. تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى: برتولد اشپولر, ترجمه از آلمانى: عبدالجواد فلاطورى, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, تهران, 2ج, چاپ اول 1349ش, چاپ سوم 1369ش.
2. جبهه آزاد: درباره مصلح مسلمان سيد جمال الدين اسدآبادى, تهران, 1323ش, (97ـ 1838م).
3. نصاب آموز: (لغت نامه فارسى ـ عربى براى مدارس): تهران, 1331ق.
4. مشاعر ملاصدراى شيرازى (1942م), شرح و ترجمه از عربى به فارسى, تهران, 1332ق.
5. كتاب الخمسين مسئله فى كسر المنطق: ابونجاة الفريد, به اهتمام عبدالجواد فلاطورى, (مجموعه متون و مقالات تحقيقى, به اهتمام دكتر مهدى محقق و توشى هيكو ايزوتسو, تهران, مؤسسه مطالعات اسلامى, دانشگاه مك گيل كانادا, 1353ش, ص هفت ـ يازده و 11ـ60. مقالات
1. اسلام در مدارس آلمان. كيهان فرهنگى, سال سوم, ش3, خرداد 1363, ص28ـ30 و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, دانشگاه اصفهان, ص30ـ121.
2. انديشه فلسفى بيرونى براساس اصل تكامل تدريجى: يادنامه بيرونى, تهران, 1353ش, ص511 ـ 525 و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, ص162ـ171, گفتار حاضر متن سخنرانى پرفسور فلاطورى است كه در روز شنبه 31 شهريور 1352ش ايراد شده است.
3. ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها: كيهان فرهنگى, سال اول, ش3, خرداد 1363, ص16ـ17; و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, دانشگاه اصفهان, ص63 ـ 68.
4. دو انديشه شرق و غرب: مقالات و بررسى ها, ش35 و36, 1360ش, ص127ـ151; و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, ص61 ـ69.
5. تحول بنيادى فلسفه يونان در پرتو انديشه اسلامى: يادنامه علامه طباطبايى, مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى, تهران, 1363ش; و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, ص146ـ160.
6. تحقيق عقايد و علوم شيعى: يادنامه علامه امينى (مجموعه مقالات تحقيقى به اهتمام سيد جعفر شهيدى و محمدرضا حكيمى, كتاب اول, تهران, 1352ش, ص431ـ 448; و نيز در: ضرورت تبادل كليد تفاهم فرهنگ ها, ص131ـ 145; و نيز در: هزاره شيخ طوسى (شامل مقاله ها و خطابه هاى تحقيقى درباره شخصيت شيخ طوسى) به اهتمام على دوانى, تهران, 1349ش, ص158ـ167.
7. روش ابتكارى مهندس بازرگان در پژوهش هاى قرآنى: مجله كيان, ش28, اين گفتار متن سخنرانى پرفسور فلاطورى است كه در تالار بزرگ كتابخانه مركزى شهر كلن در روز شنبه 30 دى ماه 1374ش ايراد شده است.
8. در صحنه كنونى نبرد عقايد, ضامن پايدارى هر عقيده اى جهانى شدن آن مى باشد. فلاطورى نامه, ص46ـ 75.
9. نظرى اجمالى بر فضاى سياسى, علمى, فرهنگى و اجتماعى و ملى ايران در عصر فردوسى, فلاطورى نامه, ص76ـ92.
10. آيا اسلام با سكولاريسم (دنيوى گرى) سازگار است؟ فلاطورى نامه, ص93ـ132, اصل مقاله به زبان آلمانى است و توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه ترجمه شده است.
11. اسلام امروز و رابطه آن با شرق و غرب. فلاطورى نامه, ص133ـ151, ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه.
12. تأويل علمى گفتگو از ديدگاه اسلامى. فلاطورى نامه, ص152ـ183.
13. حجيّت اصل عقل در استنباط احكام شرعى در مذهب شيعه. فلاطورى نامه, ص186ـ223, ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه.
14. تجربه زمان و تاريخ نگرى در اسلام. فلاطورى نامه, ص258ـ240, ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه.
15. آيا مسيحيان و مسلمانان با وجود اشتراكات فراوانشان از درك يكديگر عاجزند؟ فلاطورى نامه, ص224ـ239, ترجمه توسط فراهم كنندگان فلاطورى نامه.
16. رودى باريت خاورشناس معروف آلمانى درگذشت. كيهان فرهنگى, سال اول, ش3, خرداد 1363, ص45.
17. نظر فارابى درباره تبادل فرهنگ ها. ابونصر فارابى (مجموعه خطابه هاى تحقيقى), به كوشش ايرج افشار, تهران, كتابخانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران, 1354ش, ص38ـ42; و نيز در: ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, دانشگاه اصفهان, ص105ـ119; و نيز در: نامه فرهنگ, سال چهارم, 1373, ش2و3. مباحثات با علامه طباطبايى و ديگران
بخشى از مباحثاتى كه مرحوم فلاطورى آنها را براى محققان, مفيد مى دانست مربوط به اختلاف ايشان با مرحوم علامه طباطبايى(ره) در باب حركت جوهرى بود كه عده اى ديگر از محققان نيز در آن بحث شركت كردند. اين مباحث با نقد مرحوم فلاطورى: (انتقاد بر يادنامه ملاصدرا) (راهنماى كتاب, سال چهارم, ش10, 1340ش, ص913ـ914) آغاز شد كه به نقد مقاله اى از مرحوم علامه طباطبايى(ره) در يادنامه ملاصدرا (دانشكده معقول و منقول, تهران, 1340ش, ص15ـ16) پرداخته بود; پس از آن پاسخ مرحوم علامه طباطبايى (راهنماى كتاب, سال پنجم, ش1, 1341ش, ص29ـ32), و سپس مقاله آقاى امير دانا سرشت (راهنماى كتاب, سال پنجم, ش6, شهريور1341ش, ص483ـ 488) به جانبدارى از مرحوم فلاطورى و آن گاه مقاله مرحوم فلاطورى (راهنماى كتاب, سال پنجم, ش8و9, آبان و آذر 1341ش, ص807 ـ 808) در توضيح و تحرير بحث (تحرير محل نزاع), و در ادامه مقاله استاد سيد جلال آشتيانى (راهنماى كتاب, سال ششم, ش1و2, فروردين و ارديبهشت 1342ش, ص82 ـ 88) در پاسخ به انتقادات آقاى اكبر دانا سرشت, و گفتار حميد شمس المعالى (راهنماى كتاب, سال پنجم, ش11و12, 1341ش, ص99ـ100) باز هم در اشكال به نظر آقاى دانا سرشت و آن گاه پاسخ آقاى دانا سرشت (راهنماى كتاب, سال ششم, ش4و5, مرداد 1342ش, ص298ـ304) و مجدداً پاسخ علامه طباطبايى (راهنماى كتاب, سال هفتم و هشتم, ش1, 1343 و1344ش, ص189ـ196).
در انجام اين بحث با ارزش بايد گفت به جهت دامنه دار شدن بيش از حد آن, و حتى در مواردى خروج از مسير اصلى, در نهايت در شماره هشتم از سال ششم راهنماى كتاب, ص603 رشته بحث به صلاحديد مسئولان وقت آن مجله قطع شد كه اين انقطاع ناگهانى بحث آن هم در زمانى كه ـ به زعم شادروان فلاطورى ـ موجب مى شد تا (دو نوع طرز انديشه را در مقابل هم قرار گرفته و پايه زنده اى براى فلسفه در ايران گردد), ايرادات و اعتراضات برخى از خوانندگان ادامه بحث را در پى داشت; بنابراين مجله راهنماى كتاب در راستاى احترام گذاشتن به خواسته ها و عقايد خوانندگان خود, مقاله علامه طباطبايى را پس از وقفه اى طولانى چاپ نمود, و متأسفانه آن شور و حرارت اوليه در پاسخ دهندگان از ميان رفت و مباحثات ادامه نيافت; مجموعه آن مقالات و مباحثات در ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, ص181ـ291 آمده است.
1. [انتقاد بر] يادنامه ملاصدرا. راهنماى كتاب, سال چهارم, ش10, دى ماه 1340ش, ص614 ـ 623; و نيز: ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها, دانشگاه اصفهان, ص195ـ 205.
2. درباره حركت جوهرى. راهنماى كتاب, سال پنجم, ش8و9, آبان و آذر 1341ش, ص807 ـ 808.
3. مقصود از تحقيقات علمى. راهنماى كتاب, سال پنجم, ش8و9, آبان و آذر 1341ش, ص676 ـ 683; اين مقاله در دو قسمت چاپ شده است, قسمت دوم: راهنماى كتاب, سال پنجم, ش10, دى ماه 1341ش, ص854 ـ 863.
4. تذكر به ناقدان انتقاد بر يادنامه ملاصدرا. راهنماى كتاب, سال ششم, ش8, آبان 1342ش, ص603. مقالات و كتاب ها به زبان آلمانى (ترجمه و تأليف)
1. حجيت عقل در استنباط احكام شرعى در مذهب شيعه:
Die Vemunft als Letztbegrundung des Rechts in der Schiitixchen Lehre In: Archiv fur Rechts-und Sozialphilosphie XLV/3. Luchterhand Verlag Neuwied/Rh. 1959, s369-388.
2. تفسير اخلاق كانت در پرتو احترام (رساله دكترى), بن 1965
Zur Interpretation der Kantischen Ethik im Lichte der Achtung, Diss. Bonn 1965.
3. شيعه اثنى عشرى از ديد يك مسلمان شيعه (در رساله يادبود ورنر كاسكل Wemer Caskel), ليدن 1968م.
Die Zwolfer-Schia aus der sicht eines shiiten: probleme ihrer Untersuchung In: Festschrift Werner Caskel. Leiden 1968, ms62-95.
4. فخرالدين الرازى, نقدى بر منطق در يادنامه ايرانى مينورسكى, تهران 1969م (به زبان آلمانى).
5. اهميت شيعه پژوهى در علوم اسلامى, به انضمام گزارشى درباره تحقيقات شيعى در كلن: در مجله ZDMG, هفدهمين كنگره شرق شناسان در Wrzburg 1968 و يسبادن 1969:
Die Bedeutung der Schia-Forschung fur die islamischen-Wissenschaften. Samt einem Bericht uber, die Schia Forschung in Koln In: ZDMG Supplemental I. Vortrage des XVII. Deutschen Orientalistentages in Wurzburg-1968, Teil 2. Steiner Verlag Wiesbaden,. 1969, s604.
6. تكيه گاه مقدسى براى آدميان:
Einheiliger Halt fur alle Menschen, S. 42-44y Der Islam Mutst auch dem Atheisten, s.61-63. In: Glauben alle an denselben Gott? Hrsg.v. EWrich Boyens, Kreuz- Verlag Stuttgart, (Rote ReiheBand 24), 1. Auflage 1969.
7. مقدمه اى بر آموزش زبان فارسى:
Einfuhrungskurs in die persische Sprache, Hrsg: Deutsche Stiftung Fur Entwicklung slander, (heute: Deutsche Stiftung Fr internaionale Entwicklung, Bad Honnef), Kln 1971.
8. تحول بنيادى فلسفه يونانى در پرتو انديشه اسلامى (رساله استادى):
Umgestaltung der griechischen philosophie durch die islamische Denkweise. Habilitationsschrift. Kln 1973.
9. ابونجاة الفريد: كتاب الخمسين المسئله فى كسر المنطق (ترجمه به آلمانى):
Beitage zu verschiedenen Stichiedenen, In: Lexikon der Islamischen Welt. 3Bde., Hrsg.: K. Kreisery W. Diem H.G. Majer. Verlah W. Kohlhammer, Stuttgart/Berlin Koln/Mainz 1974.
10. اعتقاد به خداى واحد, ادراك خداوند در مسيحيت و اسلام:
Glauben an den einen Gott. Menschliche Gotteserfahrung im Christentum und im Islam, hrsg. zusammen mit Walter Strolz u.a., (Veroffentlicheungen der Stiftung Oratio Dominica) Freburg Basel/Wien 1975 Darin: Zeit und Geschichtserfahrung im Islam, s85-101.
11. سه راه به سوى خداى واحد:
Drei Wege zu dem einen Gott-Glaubenserfahrung in den monotheistischen Religionen, hrsg. Zusammen mit Walter strolz u.a, Freiburg/Base/Wien/1976. Darin: Wie ist menschliche Gotteserfahrung trotz des strengen islamischen Monotheismus moglich?, s.45-59.
12. طرح برنامه شيعه پژوهى به انضمام گزارشى درباره كتابخانه شيعه در كلن:
Programmentwurg fur die Schia-Forschung mit einem Berich uber die Kolne Schia-Bibiothek. In: ZDMG Sonderdruck, Supplement III, 1, XIX. Wiesbaden 1977, s.367-373.
13. درباره اقتصاد در اسلام:
uber die Geldwirtschaft im Islam: In: Capital 10/1979, S.226.
14. دانشجويان ايرانى خارج از كشور پشتيبان انقلاب در ايران بودند:
Die persischen Studenten im Ausland waren das Ruckgrat der Revolution im Inland. In: HPI-Hochschulpolititsche Informationen 4/1979, S.3.
15. محمد(ص) عفو, و نه انتقام را تبليغ مى كند:
Muhammad perdigt Vergebung nicht Rache. In: Die welt 144/23, 1979, S.18.
16. زمينه هاى فرهنگى و دينى حوادث ايران:
Die Kulturellen und religion Hintergrunde der Ereignisse im Iran, bearbeitet und zitiert in: Der Spiegel 4/22. 1, 1979, 33.Jg, unter dem Titel Die Heimat von Ausbeutern reinigen, S.94-109.
17. انگيزه هاى وجودى احياء اسلام:
Existentielle Motive der Reislamisierung, bearbeitet und zitiert in: Der spiegel 7/1979, 33. Jg, unter dem Titel Wenn der Teufel geht, Kommt der Engel, S.1012-112.
18. درباره نجات اسلام:
Zur Rettung des Menschen, (Dialog der Religionen) Islam, Judentum und Christentum vor neuen Aufgaben. In: Publik Forum 3/9. 2. ,1979, 8.Jg.
19. دانشگاه هاى ايران و انقلاب:
Die persischen Universitaten und die Revolution, veroffentlicht als Leitartikel Hochschulen waren die Keimzellen der persischen Revolution. In: Hochschulpolitische Informationen 4/23. 2.1979, 10.Jg.
20. ساختار دولت نوين ايران اين گونه بايستى باشد:
So soll das neue iranische Staatsgeb aude ausehen. In: 1 Die Wilt 12.7.1979, S.
21. اسلام در گفتگوى دوجانبه:
Islam im Dialog, Aufsatze von A. Falaturi, Hrsg. V. Islamische Wissenchaftliche Akademiee. V, Koln 1979.
22. روى ديگر تحول و توسعه به بيراهه رفته:
Kehrseite der fehlgelaufenen Entwicklung. In: Auslandskurier-Diplomatischer Kurier 5/1980, S.22-23.
23. آمادگى مردم ايران براى پذيرش مذهب شيعه در دوره صفويه:
Die Vorbereitung des Iranischen Volkes fur die Annahme der Schia zu Beginn der Safawidenzeit. In: Die islamische Welt zwischen Mittelalter und Neuzeit. Festschrift fuur Hans Roobert Roemer. Beiruter Texte und Studien, Band, 22, Beirut 1979, S.132-145.
24. دانشجويان در ايران چه مى كنند؟:
Was machn die Studenten im Uran?. In: Hoschschulpolitische Informationen 1/1980.
25. اسلام ـ دينى با تعهد اجتماعى و سياسى:
Der Islam-dine Religion mot gesellschaftlichem und politischem Engagement. In: Beitrage zur Konfliktforschung, 1/1980. Koln, S.49-70.
26. رويه هاى حقوقى و حقوق جزا در اسلام:
Rechtstraditionen und Strafrechtsjustiz im Islam. In: Im Namen Allahs. Der Islam-eine im Religion Aufbruch: Ullstein-Verlag, 2.Aufl. 1980, S.59-6.
27. جامعه ايران تحت نفوذ فرهنگ غرب:
Die iranische Gesellschaftliche Wirklichkeit. In: SOWI. Sozialwissenschaftliche Informationen fur. Unterrichr und Studium, Hrsg. V.Max Planck-Institut fur Geschichte in Gottingen 2/April 1981, Jg 10, S.57-64.
28. يادداشت هاى تاريخى و سياسى درباره طرح قانون اساسى جديد ايران:
Historische und politische Bemerkungen zum Entwurf der neuen iranischen Verfassung. In: Zeitgenossiche Rechtskonzeption. ARSP, Supplementa, Vol.I, part.2 Steiner-Verlag Wiesbaden 1982, S.87-92.
29. سنت پيامبر اسلام محمد به مثابه اساس حقوق اسلامى:
Die Sunna des Propheten Muhammas als Grunslage des islamischen Rechts. In: Die bedeutunge der Sunna fur uns. Haus des Islam, Aachen 1983 S.53-70.
30. مسلمانان در بين مسيحيان:
Muslime unter Christen, Beitrag der Christen und Muslime, niteinander ins Gesprœch zu. Kommen. In: Entwurf, Religionsp*dagogische Mittrilungen 3/83. Hrsg-Fachgemeinschaftevangelischer Religionslehrer in Baden Wuttemberg, S.20.
31. مرگ, دادگاه الهى و معاد:
Tod-Gericht-Auferstehung in Koranischer Sicht. In: Zukunftshoffnung und Heilserwartung in. den 12monotheistischen Religionen, Hrsg. A. Falaturi, W. Strolz u.a. Weltgespr*ch der Religionen, Schriftenreihe zur groBen okumene, Band 9 Verlag Herder, Freiburg 1983, S.121-138.
32. آمادگى و موانع در برخورد اديان از ديدگاه اسلام:
Bereitschaft und Hemmissse in der Relionsbegegnung aus der Sicht des Islam In: Kultribegegnung in Schule uns-Studium, Hrsg. V. J. Lahnemann. Hamburg 1983, S.67. In:
33. خدا و انسان از ديدگاه اسلام:
- Gott und Mensch aus islamischer Sicht In: Im Gesprach Islam und Christentum, Hrsg. Arabisches Kulturzentrum Koln. Koln 1983, S.57-83.
34. درباره كوزانوس و اسلام:
Zum Thema "Gusanus uns Islam". In: Der Friede unter den Religionen Nikolaus von Kues, Akten des Sumposiums in Trier vom, 13-15, 10, 1982, Hrsg. R-Haubst. Mitteilungen und Forschungsbeitrage der Cusanus Gesellschaft 16, S.22, 66, 172 f, 269f. 276, 278-281, 291-296, Matthias-Grunewald- Verlag Mainz 1984.
35. رحمانيّت خداوندى:
Die Barmherzihkeit Allahs, Der Artilel wurde ins Niederlandische ubersetzt (De islam, religie der barmahrtigheid). In: prana 38/1084, S.37-40.
36. مقالاتى درباره انديشه حقوقى اسلامى:
Beitrage zum islamischen Rechtsdenken, A. Falaturi u.a., Hrsg. Theodor Viehweg und Reinhars. May, Verlag, Wiesbaden 1985 Darin: Rechtstradition und Strafrechtsjustiz im Islam, S.32-35.
1. تحليل كتب تاريخى درباره اسلام
2. تحليل كتاب دينى پروتستانى درباره اسلام
3. تحليل كتاب جغرافيايى درباره اسلام
4. تحليل كتب مذهب كاتوليك درباره اسلام
5. تحليلى از خطوط آموزش و طرح تدريسى استان هاى آلمان درباره اسلام
6. فهرست و منابع درباره طرح كلى
Hrsg:.1. Analyse der Geschichtsbucher zum Thema Islam (1986);
2. Analyse der Evangelischein;. (Religelischen Religionsbucher zum Thema Islam. (1986);
3. Analyse der Geographiebucher zum) Thema Islam. Analyse (1987);
4. Analyse der katholischen Religionsbucher zum Thema Islam (1988). Darin: verschiedene Beitrage;
5. der Richtlinien und Lehrplane der Bundeslander zum; Thema Islam zur (1988);
6. Register und Literatur zum Gesamtprojeckt (1988);
7. Nachtrage 1986-1988 Analyse der Schulbucher in der Bundesrepu.
37. اهميت سيماى انسان در اسلام در آموزش و پرورش:
Die Bedeutung des islamischen Menchenbildes fur Erziehung. In: Erziehung zur Kulturbegenung. Hrsg: J. L*hnemann. Hamburg 1986, S.43-50.
38. ما همه به يك خدا معتقديم ـ مسلمانان در آلمان:
Wir glauben an den Einen Gott. Muslime in Deutschland Tonbidschau. Berater und Hrsg. Islamische Wissenschaftliche Akademie-Verlag, Koln 1985.
39. آيا فرهنگ اسلامى ـ شرقى مى تواند به عبث گرايى اى, از نوع غربى آن منتهى شود؟:
Konnte die islamische-motgenlandische Kultur zu einem dem abenslandischen ,ahnelnden Nihilismus fuhren? In: Der Islam im Dialog mot dem Christentum. In: Katholisches Bildungswerk in der Stadt Kohn, S. (Hrsg) Lindenthaler Gesprache 1979-1985, Koln 1986 66-72.
40. اسلام در گفتگوى با مسيحيت:
Der Islam im Dialog mot dem Christentum. In: Katholisches Bildungswerk in der Stadt K,oln, S. (Hrsg) Lindenthaler Gesprache 1979-1985, Koln 1986 55-72.
41. چگونه پذيرش جهانشمول تمدن تكنيكى غرب, بر فرهنگ هاى جهان در حال رشد تأثير مى گذارد:
Wie wirkt die weltweite Rezeption westlicher technischer Zivilisation auf die Kulturen der Dritten Welt? In: Entwichlungspolitisches Symposium, Dokumentation S.25-31, Duisburg 1986.
42. اَبُوَّت كيهانى خداوند ـ برخورد اديان:
Uinversale Vaterschaft Gottes. Brgrgnung der Relegionen. Mitherausgeber, Herder, Freiburg/Basel/Wien 1987.
43. شاگردان آلمانى چه چيزهايى در كلاس هاى درس درباره اسلام بايد بياموزند؟:
Was sollen deutsche Schuler im Unterricht uber Muslime und Islam lernen In: Bildungsinhalt: .Weltreligionen. Grundlagen and Anregungen fur den Unterricht. Hrsg: M Kwiran, H. Schultze Munster 1988, S.111-116.
44. مذاهب اسلامى از ديدگاه فلسفه دين:
Die islamischen Glaubenstichtungen aus religionsphilosophischer Sicht. In: Religionsphilosophie heute. Chancen und Beseurung in Philosophie und Theologie. Patmos Verlag, Dusseldorf 1988.
45. اسلام تا چه اندازه تحول پذير است:
Wie wandlungsf*hig ist der Islam? In: Reinhard Kirste, paul Schwarzenau, Udo Tworuschka (Hrsg), Gemeinsam vor Gott-Religionen im Gesprach. Jahrbuch fur interreligiose Begegnung JIB, Bd. 1, Hamburg 1990.
46. اسلام: فضا ـ تاريخ ـ دين:
Islam: Raum-Geschichte-Religion. Bd. 1: Der Islamische-Orient. Grundlagen zur Landerkunde eines Kulturraumes. Mitherausgeber. Koln 1990 Darin Diverse Aufsatze und Exkurse.
47. امكانات و حدود گفتگوى بين فرهنگ ها:
Moglichkeiten und Grenzen eines interkulturellen Dialogs. In Miteinander-was sonst? Multikulturelle Gesellschaft im Brennpunkt. Hrsg: M. Klocker, U. Tworuschka. Koln/Wein 1990, S.45-47.1 . اين كتاب كه حقير مسئوليّت گردآورى و ويرايش آن را به عده داشت, به مناسبت (كنگره بزدرگداشت شادروان فلاطورى) (اصفهان, 24و25 شهريورماه) فراهم گرديد و عنوان آن را نيز (نامه فلاطورى) انتخاب كردم كه در داخل كتاب در صفحات زوج نيز همين نام خورده است, ولى در آخرين لحظات, شتابزده, عنوان طولانى (ضرورت تبادل و كليد تفاهم فرهنگ ها) را كه نام يكى از مقالات بود و بيانگر موضوع كتاب نيست, برگزيدند و عناوين چند صفحه را نيز تغيير دادند كه خود باعث آشفتگى بيشترى شد.


صفحه 13

اخبار


درگذشتگانآيةاللّه سبط الشيخ
فقيه بزرگوار حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ على سبط الشيخ انصارى, عالم و فقيه بزرگ دزفول به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1344هـ.ق (1304هـ.ش) در بيت علم و فضيلت, در دزفول زاده شد. پدرش مرحوم آيةاللّه شيخ منصور سبط الشيخ (1307ـ1393هـ.ق), فرزند آيةاللّه شيخ محمد, فرزند آيةاللّه شيخ محمدحسن انصارى ـ برادرزاده و داماد خاتم الفقهاء والمجتهدين شيخ مرتضى انصارى ـ از علماى بزرگ خوزستان بوده است.
معظم له, در 12سالگى فراگيرى ادبيات و سطوح را آغاز كرد و در محضر پدر بزرگوارش بسيارى از كتاب ها را آموخت. در 18سالگى راهى نجف شد, اما پس از مدتى به قم مهاجرت كرد و دروس فقه و اصول را در محضر آيات عظام: بروجردى, سيد صدرالدين صدر و امام خمينى فرا گرفت. او در جريان نهضت اسلامى, به خاطر پيروى و حمايت از امام خمينى و ايراد سخنرانى عليه رژيم, دستگير شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او از حضرات آيات: آقا بزرگ تهرانى, شيخ منصور سبط الشيخ, شيخ محمدمهدى بيگدلى دزفولى, شيخ محمدصالح حائرى سمنانى اجازه روايت گرفته, و به تنى چند نيز اجازه روايت داده است. او در علوم عقلى و نقلى و هم طبّ سنّتى آگاه, و صاحب نظر بود و به فارسى و عربى هم شعر مى سرود.
آثار معظم له, عبارتند از:
1. توضيح المسائل
2. مناسك حج
3. حاشيه عروةالوثقى
4. حاشيه استدلالى عروةالوثقى
5. حاشيه رسائل و مكاسب و كفايه
6. حاشيه بر اعتقادات مفيد
7. الدلائل والمسائل
8. خلاصة الاصول و شرح آن
9. آيات الاحكام
10. اصول و فروع منظوم
11. تهذيب الفيه و تهذيب المنطق
12. احكام وصيت
13. نجات و شرح نجات
14. الحجة من فقه آل محمد(ص)
15. اقتباس از فقه آل محمد(ص)
16. ادلة المستحدثات
17. الروضة
18. النجاح فى طبّ الارواح
19. خواص الادوية
20. رساله در علم درايه
آن فقيه بزرگوار, در 79سالگى, در روز پنجشنبه 14خرداد 1383ش (14ربيع الثانى 1425هـ.ق) درگذشت و پيكر پاكش در روز شنبه 16خرداد با شركت هزاران نفر از مقابل مسجد جامع دزفول تشييع, و در مدرسه علميه ـ كه سال ها در آن تدريس مى نمود ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه بياضى عاملى
مرحوم آيةاللّه شيخ ابراهيم سليمان بياضى عاملى, يكى از علماى جبل عامل به شمار بود.
فقيد سعيد در 23 محرم الحرام 1328هـ.ق (1910م) در شهر بياض ـ از شهرهاى جبل عامل در جنوب لبنان ـ به دنيا آمد. پس از دوران كودكى, نزد پدرش شيخ على, قرآن و ادبيات را فرا گرفت و پس از آن, در 1340هـ.ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح را فرا گرفت. به دنبال بيمارى اش, به زادگاهش بازگشت و در سال 1351هـ.ق, مجدداً به نجف رفت و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ ابراهيم كرباسى, سيد حسين حمامى, شيخ محمدرضا كاشف الغطاء و شيخ غلامعلى قمى آموخت و پس از آن دروس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: ميرزاى نائينى, سيد محسن حكيم ـ كه بيشترين استفاده علمى اش را از محضر پر فيض او آموخت ـ و سيد حسين حمامى فرا گرفت و از آنان به دريافت اجازه اجتهاد نائل آمد. در سال 1370هـ.ق, از سوى آيةاللّه حكيم براى تصدى منصب قضاوت به كشور كويت مهاجرت كرد و مدت 11سال در آنجا ماند. در سال 1381هـ.ق, به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, وعظ و ارشاد و اقامه جماعت پرداخت و موفق شد در آن شهر حوزه علميه (امام الحجة) و كتابخانه عمومى ـ با ده هزار جلد كتاب ـ بنياد گذارد. او مؤلف ده ها جلد كتاب در فقه, اصول, كلام, هيأت و منطق بود كه اكثر آنها مخطوط مانده, و كتاب هاى چاپى اش عبارتند از:
1. الاوزان والمقادير
2. حرمة حلق اللحية
3. المسائل الستينية
4. جبل عامل
او اديبى قوى دست و شاعرى زبردست بود كه اشعار بسيار در مواضع مختلف سروده است, و نمونه عالى يك عالم و فقيه خدمتگذار مردم و كوشا در حلّ مشكلات و اصلاح امور ايشان به شمار مى رفت.
آن عالم بزرگوار, در 97سالگى در روز دوشنبه 8صفرالخير 1425هـ.ق در زادگاهش بدرود حيات گفت و پيكر پاكش به نجف اشرف انتقال داده شد و در روز چهارشنبه 10صفر, در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
(علماء ثغور الاسلام, ج1, ص22ـ23) آيةاللّه مهدوى دامغانى
مرحوم آيةاللّه حاج شيخ محمدرضا مهدوى دامغانى, يكى از علماى مشهور مشهد مقدس به شمار بود.
فقيد سعيد در آخر ماه صفر 1352هـ.ق (7تير ماه 1312هـ.ش), در مشهد مقدس, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش حضرت آيةاللّه حاج شيخ محمدكاظم دامغانى (1316ـ1402), از اعاظم شاگردان آيات عظام: ميرزا مهدى اصفهانى, ميرزا محمد آقازاده خراسانى و حاج آقا حسين طباطبايى قمى, و از بزرگانِ علماى مشهد مقدس بوده است.
آن مرحوم, پس از رشد و دوران نوجوانى, ادبيات عرب را از اديب نيشابورى ثانى آموخته و در سال 1370هـ.ق به فراگيرى سطوح (معالم و قوانين و شرح لمعه) در محضر آيات: شيخ عبدالنبى كجورى و حاج ميرزا احمد مدرس يزدى پرداخت و در سال 1373ق, سطوح عاليه را از پدر بزرگوارش و حاج شيخ هاشم قزوينى فرا گرفت و همزمان به تدريس ادبيات و دروس سطح پرداخت. با ورود آيةاللّه العظمى ميلانى به مشهد مقدس در سال 1373هـ.ق, يكسره به بحث فقه و اصول آن فقيه بزرگ حاضر شد و تا پايان عمرش (رجب 1395هـ.ق), به مدت 22سال از معظم له بهره برد و زندگى خود را يكسره وقفِ تدريس و تحصيل نمود. او از سال 1390هـ.ق به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و گروه فراوانى از فضلاى حوزه مشهد را تربيت كرد و همزمان به اقامه جماعت در (مسجد الحجة) و بيان تفسير قرآن ـ تا آخرين روزهاى عمر شريفش ـ اشتغال داشت. وى از آيةاللّه العظمى سيد محمود شاهرودى, اجازه اجتهاد داشت و پس از وفات آيةاللّه خويى, گروهى از مؤمنين از او درخواست رساله عمليه نمودند كه او با مناعت طبع, از آن صرف نظر كرد و آنان را به علماى ديگر ارجاع مى داد. فقيد سعيد, نزديك به 40سال, در شب هاى شنبه به تفسير قرآن كريم اشتغال داشت, كه دوره اول آن 34سال به طول انجاميد و در ابتداى دوره دوم تفسير بود كه بر فراز منبر جان به جان آفرين تسليم كرد. او در 10سال آخر عمر مباركش, ماه هاى رجب و شعبان را روزه مى گرفت و به ماه مبارك رمضان متصل مى كرد و حالات دعا و گريه او زبانزد همگان بود. مكرر به زيارت حج بيت الله الحرام به نيابت از پيامبر(ص), مشرف شد و جلسات متعدد در اسرار و مناسك حج, سخنرانى نمود كه همه آنها در قالب سى دى و كاست منتشر شده است. برخى از تأليفات او عبارتند از:
1. تفسير سوره انسان
2. تفسير سوره احزاب
3. تفسير سوره اعلى
4. تقريرات درس اصول آيةاللّه ميلانى
5. صدها نوار سخنرانى در تفسير قرآن
6. نوارهاى درس خارج فقه (مباحث: حج, وصيت, نكاح)
آن عالم بزرگوار, در 70سالگى, در شب شهادت رئيس مذهب امام جعفر صادق(ع), در شب 25شوال المكرم 1424هـ.ق (28 آذر 1382هـ.ش) بر فراز منبر و در حال گفتن تفسير قرآن, بدرود حيات گفت و بنابر وصيت خويش, در كتابخانه شخصى خويش مدفون شد. حجةالاسلام شمس گيلانى
استادِ سخن مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ حسن اعتماد شمس گيلانى, يكى از خطباى مشهور تهران به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال 1347هـ.ق (1307هـ.ش), در رشت, در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين, حاج شيخ على رشتى ملقّب به اعتماد الواعظين (1313ـ 1389هـ.ق), يكى از مشهورترين خطبا و وعاظ گيلان و از شاگردان آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حايرى, مير سيد على يثربى كاشانى و ميرزا مهدى آشتيانى, و او هم فرزند عالم جليل و واعظ نامى حاج ملا آقاجان شمس بود.
آن مرحوم, پس از دوران كودكى و فراگيرى قرآن و كمى از مقدمات و ادبيات و معالم نزد پدر بزرگوارش و آيةاللّه شيخ مهدى لاكانى, در شهريور 1320هـ.ش به قم آمد و پس از آموختن معانى بيان و شرح لمعه, در 1321هـ.ش به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ عبدالحسين رشتى, سيد احمد اشكورى, شيخ عبدالنبى عراقى به پايان رسانيد و سپس به درس خارج آيات عظام: ميرزا آقاى اصطهباناتى, سيد جمال گلپايگانى, شيخ محمدعلى كاظمينى و سيد ابوالقاسم خويى حاضر شد و با جديّت و كوشش فراوان در تكميل مبانى علمى اش, كوشيد تا سرانجام در اواخر سال 1325هـ.ش به قم بازگشت و به تحصيل در محضر آيةاللّه حاج سيد محمدتقى خوانسارى و تبليغ دين در مساجد مختلف پرداخت. در سال 1329هـ.ش به تهران رفت و به عنوان سخنگوى (اتحاديه مسلمين) با حاج سراج انصارى به همكارى و فعاليت سياسى پرداخت و براى تبليغات, به شهرهاى مختلف ايران سفر كرد. اما پس از كودتاى 28مرداد 1332هـ.ش, يكباره دست از فعاليت هاى سياسى برداشت و يكسره به تأليف و تبليغ دين پرداخت. در سال 1342هـ.ش, همراه با وعاظ تهران دستگير و چند ماهى در زندان قزل قلعه به سر برد. او, پس از آزادى, به تأليف و تبليغ در داخل و خارج كشور (انگليس, فرانسه, آمريكا و كشورهاى اسلامى) اشتغال داشت و در اين عرصه, دمى نياسود.
از آن واعظ نامى, تأليفات فراوانى بر جاى مانده است, كه عبارتند از:
1. تاريخ علما و شعراى گيلان
2. كشكول شمس
3. ترجمه مكالمات حضرت رضا(ع)
4. شرح و ترجمه 201 حديث اخلاقى و اجتماعى
5. اوراق سياه يا گوشه اى از جنايات بنى اميه
6. ترجمه قصيده تائيه دعبل خزاعى
7. باغ وحش: دورنماى دنياى امروز
8. شعله هاى آتش: سخنان حسين(ع) و يارانش
9. نهج البلاغه: نامه هاى اميرالمؤمنين به دوستان و دشمنان
10. شرح و ترجمه زيارت عاشورا
11. حكومت منهاى دين (ترجمه (العلمانية)) نوشته محمدمهدى شمس الدين
12. انديشه مادى و معنوى (ترجمه (مطارحات فى الفكر المادى والمعنوى))
13. خيام رياضى دان, خيام لاابالى نيست
14. نامه آدميت: شرح و تفصيل نامه 31 نهج البلاغه (2ج)
15. آفت اجتماع: زندگينامه خودنوشت
سرانجام آن عالم واعظ دلسوز جامعه, در 75سالگى, در 27 جمادى الثانى 1424هـ.ق (4شهريور 1382هـ.ش) بدرود حيات گفت, و پس از تشييع در تهران, در قبرستان ابوحسين قم به خاك سپرده شد. آية الله مولانا
حضرت آية الله آقاى حاج سيد ابوالحسن مولانا يكى از علماى مشهور تبريز بود.
معظم له, در روز چهارشنبه 27 جمادى الاول 1343ق (سوّم دى 1303ش), در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آية الله حاج سيد على مولانا (1320ـ1392ق) از اعاظم علماى تبريز و از شاگردان آيات عظام: آقا ضياء عراقى, شيخ محمدحسين اصفهانى, شيخ احمد و شيخ محمدحسين كاشف الغطاء و نويسنده ده ها كتاب, مانند: مرآة الحج, درّ منظوم, نصايح المعصومين, تعديل الميزان و آثار المعاصى, و او فرزند آية الله العظمى سيد محمد مولانا (1294ـ1363ق) ـ از شاگردان آيات عظام: فاضل شرابيانى, شريعت اصفهانى, شيخ هادى طهرانى و آقا رضا تبريزى ـ و مؤلف ده ها كتاب علمى مانند: مفتاح المطالب (شرح مكاسب), مصباح الوسائل (شرح رسائل), تفسير الوجيز و مصباح السالكين و او فرزند عالم ربانى مرحوم آقا سيد عبدالكريم بوده است.
فقيد سعيد در كودكى (1346ق) همراه پدر بزرگوارش به تبريز مهاجرت كرد و پس از دوران كودكى, مقدمات و ادبيات را از والدش و ميرزا على اكبر نحوى اهرى فرا گرفت (1360ق) و پس از آن در سال 1362ق, به حوزه علميه قم آمد و دروس سطح را نزد حضرات آيات: شيخ موسى زنجانى (شرح لمعه و رسائل), سيد محمدباقر سلطانى (مكاسب), آية الله خوانسارى, آية الله گلپايگانى و آية الله مرعشى نجفى (جلدين كفايةالاصول) را بياموخت و همزمان اسفار و شرح منظومه را هم از علامه طباطبايى فرا گرفت, و پس از آن به درس هاى خارج فقه و اصول آيات عظام: بروجردى, حجت كوهكمرى, امام خمينى و محقق داماد حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. او از حضرات آيات: خويى, نجفى مرعشى, محمد صالح حائرى سمنانى و شيخ آقا بزرگ تهرانى اجازه روايت حديث گرفته بود. معظم له, در سال 1376ق, به موطن پدرى اش بازگشت و به خدمات علمى و دينى همانند: تأليف, تدريس, امامت جماعت در مسجد استاد و شاگرد و افتاء پرداخت و حدود نيم قرن به جهاد علمى و خدمت به مردم اشتغال داشت.
از آن فقيه والا مقام آثارى بر جاى مانده, كه برخى از آنها عبارتند از:
1. توضيح المسائل
2. حاشيه بر منهاج الصالحين
3. حاشيه رسائل
4. حاشيه مكاسب: درر المطالب
5. داستان هاى راستين (2ج)
6. مهدى نجات دهنده بشر
7. راهنماى دين در اصول دين
8. پيامبر اسلام و كثرت همسران
9. الحلية فى حرمة حلق اللحية
10. النجم الزاهر فى صلاة المسافر: تقرير بحث آية الله حجت
11. چهل حديث
12. انيس الابرار در وظائف اخيار
13. درس هايى از اخلاق اسلامى
14. درّ تابناك در كلمات 14معصوم
15. مسأله ولايت فقيه
16. پاسخ به سؤالات
17. تحقيق و تعليق بر احسن الدلالاتِ علامه حائرى
آن فقيه بزرگوار, در 80سالگى, در روز پنجشنبه 7خرداد 1383ش (7 ربيع الثانى 1425ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش روز جمعه با حضور هزاران نفر, تشييع و پس از نماز برادرش حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد ابوالقاسم مولانا بر آن, در وادى رحمت به خاك سپرده شد. آية الله ميلانى
آية الله حاج سيد نور الدين حسينى ميلانى, يكى از علماى مشهور شهر رى و امام جماعت حرم حضرت عبدالعظم(ع) بود. فقيد سعيد در 14شوال المكرم 1336ق (1296ش) در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرجع بزرگ شيعه آية الله العظمى سيد محمدهادى ميلانى (1313ـ 1395ق), مشهورتر از آن است كه در اين مختصر بگنجد.
معظم له, در 1355ق, همراه والد بزرگوارش به كربلا رفت, و پس از فراگيرى ادبيات و سطوح از اساتيد زمان, سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: سيد زين العابدين كاشانى (رسائل), حاج آقا حسن قمى و شيخ محمدعلى اردبيلى (مكاسب), آية الله ميلانى و آية الله شيخ على محمد بروجردى (كفايه) فرا گرفت و همزمان حكمت و فلسفه را از آقا ميرزا غلامحسين تبريزى و شيخ على محمد بروجردى آموخت. سپس به درس خارج فقه پدر بزرگوارش و خارج اصول آية الله خويى ـ كه آن زمان در كربلا به سر مى برد ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. پس از مهاجرت والد گراميش به مشهد مقدس (1374ق), او جانشين پدر در اقامه جماعت در حرم مطهر امام حسين(ع) گرديد و منزلش مركز مراجعات و محل بحث و تجمع علما و فضلا و قاطبه مردم شد و او از اين موقعيت براى پيشبرد اهداف اسلامى و اجتماعى مردم نهايت استفاده را كرد و بارها در جهت حمايت از حقوق مردم فلسطين و كشمير سخنرانى (به زبان هاى مختلف) كرد و اعلاميه صادر نمود. او بارها در جهت احقاق حقوق شيعيان, در كشورهاى مختلف به راه افتاد و با مقامات آنها ديدار كرد و باعث آزادى بسيارى از زندانيان شيعه در پاكستان و عراق شد. سخنرانى ها و اعلاميه هاى گوناگون وى, خود كتاب مفصّلى را تشكيل مى دهد كه به زودى به چاپ خواهد رسيد. وى در كربلا, به غير از اقامه جماعت و سخنرانى, به تربيت نسل جوان همت گماشت و (مكتبة الامام الحسين(ع)) را در جهت نشر و گسترش فرهنگ اسلامى بنياد گذاشت و در آنجا به تعليم دانش آموزان و دانشجويان پرداخت. تا آنكه رژيم بعثى عراق تاب فعاليت هاى او را نياورد و در سال 1393ق, او را به ايران اخراج كرد, و او, شهر رى و حرم حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) را كانون فعاليت هاى خويش قرار داد و در آن شهر, به اقامه جماعت, تدريس و تأليف و رسيدگى به مشكلات مردم مؤمن پرداخت.
از تأليفات اوست:
1. شرح زيارت جامعه كبيره (ناتمام)
2. لحظه اى با امام عصر(ع) ـ كتابى است مفصّل و در 25باب تنظيم شده و در باب تشرّفات بى نظير است ـ
3. مجموعه اشعار
4. مجموعه اعلاميه ها و سخنرانى ها
5. تقريرات درس اساتيد.
او, در فروردين 1383ش (صفر 1425ق) در 86 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز آية الله العظمى وحيد خراسانى بر آن, در قبرستان شيخيان قم آرام گرفت. آية الله مقدس نجفى
مرحوم آية الله حاج شيخ محمدهادى حسين زاده مقدّس, يكى از عالمان حوزه علميه قم بود.
فقيد سعيد, در ربيع الثانى 1344ق, در نجف اشرف, در بيت علم ـ در خانه مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ على رشتى نجفى ـ زاده شد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و سطوح را در نجف فرا گرفت. سپس به قم آمد و ساليانى در درس آية الله العظمى بروجردى شركت كرد و پس از وفات معظم له, يكسره به درس آية الله گلپايگانى رفت و تقريرات درس ايشان را ـ منظم و مرتب ـ نگاشت و به جز آن, كتاب هاى متعدد از خود به يادگار نهاد, كه عبارتند از:
1. منية الاحباب
2. مرقاة الكمال (2ج)
3. احسن الحكايات
4. كتاب الطهارة ـ تقرير درس آية الله گلپايگانى
5. خودسازى انسان (5ج), ترجمه مرقاة الكمال
6. بهترين داستان ها, ترجمه احسن الحكايات
كتاب هاى غير چاپى اش عبارتند از:
7. تقرير درس فقه آية الله بروجردى
8 تا 12. تقريرات درس فقه آية الله گلپايگانى (حج, بيع, قضا, شهادات و حدود)
او, در روز شنبه 15شهريور 1382ش (9رجب 1424ق), در 80سالگى بدرود حيات گفت. استاد فقيهى
مورّخ نامدار قم, اديب و مترجم نامى, استاد على اصغر فقيهى يكى از مفاخر شهر قم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال 1336ق (1297ش) در قم, در خانواده علم و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام شيخ ابوالحسن فقيهى (م1302ـ1359ق), از شاگردان آية الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آية الله حاج ميرزا محمد ارباب قمى, و نويسنده حاشيه بر (درر الاصول) مرحوم آية الله حايرى و از مدرّسان سطوح عاليه بوده است. استاد فقيهى, در 5سالگى به مكتبخانه رفت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت و پس از دوران كودكى, در مدرسه (جانى خان) ـ نزديك مسجد جامع ـ به فراگيرى ادبيات و دروس ديگر پرداخت, و پس از آن سطوح عاليه را در محضر آيات عظام: امام خمينى, مرعشى نجفى و فيض قمى آموخت و درس خارج فقه و اصول را نيز از آية الله العظمى حاج سيد محمدتقى خوانسارى فرا گرفت. از اوان تشكيل دانشكده معقول و منقول ـ الهيات و معارف اسلامى كنونى ـ وارد آن شد, و در محضر اساتيد و بزرگانى مانند: دكتر محمود شهابى, بديع الزمان فروزانفر, سيد نصرالله تقوى, ميرزا يدالله نظرپاك و الهى قمشه اى به كسب علم و معرفت پرداخت و در اين ميان به مرحوم استاد محمود شهابى دل بست و تحت تأثير وى بود. در سال 1319ش (1359ق), پس از فراغت از تحصيل به قم بازگشت و در مدرسه حكيم نظامى به تدريس ادبيات فارسى و عربى و تاريخ و جغرافيا پرداخت و در دوران تصدّى مديريت اين دبيرستان (1327ـ 1330ش), به دستور آية الله بروجردى, هفته اى يكبار جلسه وعظ و ارشاد تشكيل مى داد و از خطباى نامى براى تقويت مبانى دينى دانش آموزان دعوت مى نمود. در سال 1330ش, كه دبيرستان دين و دانش در قم به همّت آية الله حاج آقا مرتضى حايرى و به مديريت شهيد مظلوم آية الله دكتر بهشتى تأسيس شد, از آن فقيد براى همكارى و تدريس دعوت گرديد كه او ساليان دراز در معيّت شهيد بهشتى به كارهاى فرهنگى پرداخت. او مردى سختكوش و متواضع بود كه تا پايان عمر پر بارش به تحقيق و تأليف و تدريس پرداخت و در كمال زهد و قناعت زندگى كرد و هماره در مساجد و محافل مذهبى و نماز جماعت, حضورى هميشگى داشت. از فضلا و نويسندگان جوان بسيار تقدير مى كرد و پاس زحمات آنان را مى داشت. او زبان عربى و فرانسه را خوب مى دانست و اديبى بزرگ و مترجمى چيره دست به شمار مى رفت. از نخستين كارهايش, تدوين رساله (توضيح المسائل) آية الله العظمى بروجردى ـ با همكارى مرحوم شيخ محمدصادق كرباسچيان معروف به علامه, مؤسس مدارس علوى تهران ـ بود, كه بعدها, همان پايه و اساس رساله هاى عمليه مراجع تقليد ـ تا زمان كنونى ـ گرديد. او به سفر علاقه فراوان داشت و بسيارى از كشورهاى جهان را از نزديك ديده و سفرنامه نگاشته بود. در سال 1380ش, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى قم, مجلس بزرگداشتى در تجليل از مقام علمى وى برگزار, و كتاب (ارج نامه فقيهى) را منتشر كرد. برخى از تأليفات وى ـ كه همگى به چاپ رسيده است ـ عبارتند از:
1. ترجمه نهج البلاغه (همراه با شرح عبده)
2. آل بويه و اوضاع زمان ايشان
3. تاريخ مذهبى قم
4. تاريخ و عقايد وهابيان
5. وهابيان
6. سفرنامه آفريقا
7. حج, آن طور كه من رفتم
8. فرمانروايى عضدالدوله ديلمى
9. دستور املا و انشا
10. مجموعه مقالات (در روزنامه ها و مجلات قم)
11. تاريخ اجتماعى قم (ناتمام و چاپ نشده)
12. تاريخ علمى قم (ناتمام و مخطوط)
13. ايران در جنگ گذشته
14. تاريخ و جغرافياى بحرين
15. جغرافياى كشورهاى اسلامى
16. راه خداشناسى (توحيد مفضّل)
17. دستور زبان فارسى
18. سير القاب و عناوين در اسلام و ايران
19. عهدنامه مالك اشتر
20. گذشته خوزستان (سلسله مقالات در هفته نامه (سرچشمه))
سرانجام آن دانشمند عاليقدر, در 95سالگى, در روز يكشنبه 12آذر ماه 1382ش (28 رمضان المبارك 1424ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش, پس از تشييع پر شكوه و نماز آية الله صافى گلپايگانى بر آن, در صحن حرم مطهر حضرت معصومه به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى دكتر اصغر مهدوى
دكتر مهدوى فرزند محمدحسين در بهمن 1294 خورشيدى در تهران ديده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه, از دانشكده حقوق, ليسانس حقوق را اخذ كرده و در سال 1315ش موفق به اخذ ليسانس فلسفه از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گرديد. وى سپس رهسپار پاريس شد و دوره هاى مدرسه علوم سياسى پاريس و تحصيلات عالى روانشناسى از دانشگاه سوربن پاريس و تحصيلات عالى حقوق عمومى و اقتصاد سياسى را گذراند و موفق به اخذ دكتراى دولتى حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاريس در سال 1320ش گرديد.
دكتر مهدوى به مدت چهل سال عضو گروه تشخيص نسخه هاى خطى كتابخانه هاى مجلس, ملى, مركزى دانشگاه تهران و پژوهشكده اسناد بود. وى در هيأت امناى كتابخانه دكتر مجتبى مينوى, شوراى توليت موقوفات دكتر محمود افشار يزدى, هيأت گزينش كتاب موقوفات دكتر افشار, هيأت امناى دانش گستر, شوراى كتابخانه مجلس, شوراى علمى مجله نامه بهارستان و در هيأت امناى شمارى از مؤسسات فرهنگى و عام المنفعه عضويت داشت و به تدريس در دانشكده اقتصاد و مديريت گروه اقتصاد سياسى و نمايندگى دانشكده اقتصاد در شوراى دانشگاه تهران نيز اشتغال داشت و تمامى حقوق و دريافتى خود را وقف چاپ كتاب كرد و در سلسله انتشاراتى كه با نام (اهدائى اصغر مهدوى) به چاپ رسيد, ده ها كتاب ارزنده را به جامعه فرهنگى هديه كرد.
دكتر مهدوى از فعالان در كنگره هاى تحقيقات ايرانى و مدعوين كنگره هاى جهانى در زمينه نسخه هاى خطى بود. از ديگر خدمات ايشان مى توان به تنظيم آرشيو خانوادگى اشاره كرد كه دربردارنده اسناد منحصر به فرد از زمان ناصرالدين شاه تا رضاخان مى باشد.
از ايشان تأليفات متعددى در زمينه اقتصاد و اسناد تاريخى بر جاى مانده است كه عبارتند از:
1. ديوان محاسبات ايران كه رساله دكتراى ايشان مى باشد.
2. علم اقتصاد. تهران, دانشگاه تهران, 1342.
3. يزد در اسناد امين الضرب (1288ـ 1330هـ) (با همكارى ايرج افشار) كه مشتمل بر مجموعه اى از مهم ترين اسناد و نامه هاى بازرگانى و نمايندگان طرف معاملات حاج محمدحسين امين الضرب مشهور به كمپانى و فرزند او حاج آقا حسين آقا امين الضرب مى باشد. تهران, طلايه, 1380, وزيرى, 574ص.
4. برگ هاى جنگل. (با همكارى ديگران) مجموعه اى از گزارش ها, اسناد و مدارك مربوط به نهضت جنگل و قيام ميرزا كوچك خان جنگلى, تهران, فرزان روز, 1380, رقعى, 364ص.
5. اسناد تجارت ايران در سال 1287. (با همكارى ايرج افشار), تهران, علمى و فرهنگى, 1379, وزيرى, 338ص.
6. مجموعه اسناد و مدارك چاپ نشده درباره سيد جمال الدين اسدآبادى. (با همكارى ايرج افشار), تهران, دانشگاه تهران, 1342, 217ص.
7. تصحيح ترجمه فارسى سيرت رسول الله(ص).
سرانجام در صبح گاه سه شنبه 22 ارديبهشت سال 1383ش اين استاد مبرز نسخه شناسى و كتابشناسى در تهران چشم از جهان فرو بست. روحش شاد. حجةالاسلام اسدالله داستانى بنيسى
حجةالاسلام حاج شيخ اسدالله فرزند اسماعيل در سال 1325هـ.ش در روستاى بنيس كه در 5كيلومترى شبستر در استان آذربايجان شرقى قرار دارد, به دنيا آمد. وى از شش سالگى در محضر پدر ,حاج اسماعيل داستانى و روحانى روستايشان شيخ اسدالله بنيسى مشغول به تحصيل گرديد و در دبستان و دبيرستان درخشانى بنيس تحصيل را ادامه داده و در سال 1340 به تهران آمد و ديپلم خود را در آنجا اخذ كرد. سپس به قم آمد و دروس مقدمات و سطوح را از جمعى از اساتيد اين حوزه فرا گرفت كه از جمله آنان آيات: حاج شيخ محمدعلى مدرس افغانى و شيخ احمد پايانى و شيخ مصطفى اعتمادى و شيخ قدرت الله وجدانى فخر مى باشند. سپس دروس خارج حوزه را از اساتيدى چند مانند آيات: سيد محمد وحيدى و سيد محمدرضا گلپايگانى و سيد محمدكاظم شريعتمدارى فرا گرفت. به غير از فعاليت هاى تبليغى, ايشان انتشارات بنيس را تأسيس كرده و بسيارى از كتاب هاى مذهبى و اسلامى را منتشر كرده اند. وى داراى طبع شعر بوده و اشعار بسيارى به زبان فارسى و تركى و عربى سروده اند. عمده فعاليت ايشان نويسندگى و ارائه كتاب هاى اخلاقى و آموزنده براى كودكان و جوانان بوده است و از اين رهگذر, يكى از پر كارترين نويسندگان حوزه علميه گرديده اند:
كتاب هاى چاپ شده ايشان عبارتند از:
1. آدم و حوا, 1365, 87ص.
2. آلاله هاى بنيسى يا سرودهاى مذهبى به سبك جديد, 1375, 160ص.
3. ارمغان شب هاى شادى, 1379, 160ص.
4. امامت, 32ص.
5. اميد آينده, 1380, 320ص.
6. اولين زن پيامبر(ص), 32ص.
7. بانوى كنيزان, 1399ق, 32ص.
8. پدر و مادر خود را دعا كنيم, 40ص.
9. پنج تن آل عبا, 40ص.
10. پيام سنگين عاشورا1, 1371, 88ص.
11. تقوا چيست و چگونه تقوا داشته باشيم؟, 1361, 88ص.
12. تقوا چيست و يكصد سخن درباره تقوا, 1361, 108ص.
13. توحيد, 32ص.
14. تولد فرزند اسرارآميز, 1400ق, 40ص.
15. جوانان مى پرسند: چگونه و با چه كسى ازدواج كنيم؟, 1374, 96ص.
16. خدايا پدر و مادر مرا بيامرز, 40ص.
17. خديجه مادر يتيم ها2, 32ص.
18. داستان شجاعان در تاريخ اسلام (مجموعه داستان مشتاقان), 1370, 109«96ص, 2جلد.
19. دختر سر تا پا طلا, پسر سر تا پا نقره3, 1371, 64ص.
20. ديدار نور المهدى(ع), 1375, 208ص.
21. راه بازگشت به سوى خدا, 1371, 136ص.
22. رسالة العقوق و الحقوق يا پنجاه و پنج حديث, 1369, 64ص.
23. روز خوب خدا, 1369, 64ص.
24. زنى در داخل كعبه, 32ص.
25. سفرى بر پايگاه حضرت زينب كبرى(ع), 1371, 88ص.
26. شهيدى كه جنازه اش را خاك قبول نكرد, 32ص.
27. شير خداى آذربايجان, 1376, 288ص.
28. عدل, 32ص.
29. على(ع) از ديدگاه على بن ابى طالب(ع), 1371, 142ص.
30. على در كنار حوض كوثر, 1369, 64ص.
31. على در معراج پيغمبر(ص), 1369, 64ص.
32. فرشيم هاى تكبر و انگيزه هاى تواضع,1371, 288ص.
33. قرآن و دعا, راه ارتباط با خدا, 1375, 160ص.
34. قيام رنگين عاشورا4, 1371, 104ص.
35. كودك آواره, 32ص.
36. گنج كجاست؟, 24ص.
37. گنجينه دعا, 1380, 80ص.
38. مالك اشتر شمشيرى از شمشيرهاى خدا, 32ص.
39. محبوب دل ها, 1380, 96ص.
40. محبوبه يكتا, 1380, 96ص.
41. مراسم عروسى و معجزات حضرت فاطمه زهرا(ع), 1376, 144ص.
42. معاد, 32ص.
43. مليكه, 32ص.
44. من مادر اويم, 1399ق, 32ص.
45. مهمان و مهمان دارى در اسلام, 1376, 80ص.
46. نبوت, قم, 32ص.
47. نواى نينوا (مجموعه اشعار ايشان در مدح و رثاء امام حسين(ع)), 1380, 96ص.
48.نوحه در شب هاى غم, 1379, 160ص.
49. وظيفه دو همسر شايسته: يك زن و يك مرد5, 1371, 64ص.
50. وعده, به سر خواهد رسيد, 1371, 88ص.
51. هابيل و قابيل, 1365, 88ص.
52. هماى آسمانى, 1380, 160ص.
53. يك پايم در بهشت است, 1375, 64ص.
54. يكصد سؤال, يكصد هزار ريال جايزه, 64ص.

اكثر اين كتاب ها توسط انتشارات بنيس به چاپ رسيده اند.
كتاب هاى منتشر نشده ايشان عبارتند از:

1. آداب تبليغ از ديدگاه قرآن و پيامبران
2. آفت شناسى
3. اسم اعظم خدا
4. امر به معروف و نهى از منكر
5. انسان افضل موجودات
6. باغستان بنيسى
7. باقيات الصالحات
8. بدعت حرام است و قياس باطل
9. بردگى يا بندگى؟
10. برگستان بنيسى
11. بهشت كجاست؟
12. پند پيران بر پوران
13. تمناى وصال
14. تولى و تبرى
15. جرعه مهر
16. حج و جهاد
17. حرف هاى طلايى
18. خمس و زكات
19. خوديابى و خودسازى
20. درياى مهربانى
21. دست به دامان چهارده معصوم(ع)
22. شرح دعاى حضرت حجة(ع)
23. شهيدى كه جگرش را درآوردند
24. شهيدى كه خواستند در كاسه سرش شراب بنوشند
25. شهيدى كه فرشتگان غسلش دادند
26. طالوت و جالوت
27. فصيحة الصحيفة
28. قاموس الشعراء
29. كرامات امام كاظم(ع)
30. كرامات حسنين(ع)
31. كربلا بهشت روى زمين
32. كيمياى بنيسى
33. گلستان ائمه
34. گنجينه لؤلؤ و مرجان
35. مفاتيح الرزق
36. من كيستم و چيستم؟
37. نماز و روزه
38. هاروت و ماروت
39. يأجوج و مأجوج و ذو القرنين

سرانجام اين عالم ربانى در روز سه شنبه 12/3/83 به علت ايست قلبى, دار فانى را وداع گفتند و بعد از تشييع جنازه باشكوهى و اقامه نماز توسط آيةاللّه سيد يوسف مدنى تبريزى, در گلزارى شهداى على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد. روحش شاد.6 شهيد حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى
حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى در سال 1346 در كربلا بدنيا آمد و سپس به همراه پدر حجت الاسلام شيخ حسين ابراهيمى به شهر قم مهاجرت نموده و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در اين شهر گذراند. در سال 1369 دروس حوزوى را با جديت آغاز نمود و دروس مقدماتى و سطح را به سرعت سپرى نموده و چند سالى در درس خارج آيات و مراجع عظام سيد محمدعلى علوى گرگانى و شيخ جواد تبريزى و شيخ حسين وحيد خراسانى حاضر گشت. همزمان با فراگيرى دروس حوزوى به تقويت زبان انگليسى و عربى پرداخت به گونه اى كه در تدريس فقه و اصول به زبان انگليسى تسلطى كامل يافت. وى همچنين موفق گرديد كه دروس دانشگاهى را گذرانده و ليسانس حقوق را از مجتمع قضايى قم و فوق ليسانس حقوق بين الملل را از دانشگاه مفيد قم اخذ كند. سوابق اجرايى و تدريس ايشان به شرح ذيل مى باشد: تدريس ادبيات عرب و اصول فقه و مكاسب محرمه در مدارس حوزه علميه قم و تدريس در مدرسه حجتيه براى طلاب خارجى, تدريس زبان انگليسى, در مجتمع پرورش مربى سپاه پاسداران, مترجمى سايت هاى سپاه در دوران دفاع مقدس, كارشناس امور حقوقى كميته امداد امام خمينى(ره) كارشناس امور حقوقى مركز جهانى علوم اسلامى, مترجم همزمان در كنفرانس ها, ميزگردها و سمينارهاى مختلف. تأليفات و تحقيقاتى كه از اين شهيد بزرگوار به انجام رسيده است عبارتند از:
1. نقش سازمان هاى غير دولتى در نگهدارى از محيط زيست (پايان نامه كارشناسى ارشد به زبان انگليسى)
2. تحقيق و پژوهش در مورد چگونگى استرداد اموال بلوكه شده دولت جمهورى اسلامى ايران در آمريكا (به زبان انگليسى)
3. تقريرات دروس خارج فقه و اصول (به زبان فارسى)
از آنجا كه ايشان به تبليغ دين خدا و ترويج تشيع عشق مى ورزيد, به امر تبليغ در داخل و خارج كشور پرداخت و براى دستيابى به اين هدف, هجرت به كشور گويان را در آمريكايى جنوبى كه فاصله زيادى با وطنش داشت, برگزيد تا در زمره علماى مهاجر قرار گيرد. اطلاعات وسيع علمى و ايمان و تقوا و عشق به اهل بيت و تسلط به زبان انگليسى از او شخصيتى جالب و جذاب براى جوانان مشتاق و تشنه گويان و ترينيداد ساخته بود. در مدتى كه در اين سرزمين مشغول فعاليت تبليغى بود با شجاعت و مردانگى رسالت خود را انجام داد و از تهديد دشمنان ترسى به دل راه نداد تا آنجا كه در اين راه مورد ضرب و شتم نيز قرار گرفت, اما از رسالت خود دست نكشيد. وى در مدت حضورش در گويان به عنوان امام جمعه و مدير كالج بين المللى مطالعات اسلامى نقش بارزى در ساماندهى و تجديد حيات دوباره شيعيان اين كشور بر عهده گرفت. برخى از فعاليت هاى ايشان در آمريكاى جنوبى از اين قرار است:
1. ثبت رسمى مدرسه امام محمدباقر(ع) و اخذ مجوز فعاليت كالج بين المللى مطالعات اسلامى از دولت گويان;
2. اقامه نماز جمعه و جماعت و احياى مناسبت هاى اسلامى و برگزارى مراسم دعاى كميل و توسل و زيارت عاشورا و كساء و…;
3. فعاليت هاى راديويى و تلويزيونى در جهت نشر معارف اسلامى و سخنرانى و پاسخ به سؤالات در مساجد و مدارس برادران اهل سنت;
4. برگزارى كنفرانس هاى متعدد و نمايشگاه قرآنى و راه اندازى دارالقرآن;
5. تدريس و مديريت كالج بين المللى مطالعات اسلامى;
6. نظم و انتظام بخشيدن به كلاس هاى درس مدارس امام حسين(ع) در ترينيداد و توباگو و مدرسه امام على(ع) در كشور سورينام و مدرسه امام محمدباقر(ع) در شهر ليندن گويان و مدرسه امام صادق(ع) در شهر باربيس گويان.
فعاليت هاى چشمگير او و جذب جوانان به مكتب اهل بيت(ع) دشمنان كوردل و سنگدل را بر آن داشت كه اين شمع فروزان هدايت در كشور گويان را خاموش كنند و نيت پليد خود را با ربودن ايشان و شكنجه هاى فراوان عملى ساختند. سرانجام جنازه مطهر ايشان در گودالى در خارج شهر كيپ تاون پايتخت گويان به دست آمد و بعد از مدتى به ايران منتقل گرديد. بنا بر اظهارنظر مقامات پزشكى قانونى در ايران زمان تقريبى شهادت تاريخ 16/2/83 بوده است كه نشان از آن داشت كه وى 2 الى 3 هفته بعد از ربودن با شليك دو گلوله در سر و شكنجه هاى فراوان به شهادت رسيده است. بعد از تشييع باشكوهى كه در تهران از ايشان صورت گرفت, پيكر غرق به خون ايشان به قم منتقل گرديد و در روز 28/2/83 و بعد از اقامه نماز توسط آية الله العظمى مكارم شيرازى, و با حضور شكوهمند مردم و روحانيت معظم تشييع جنازه ايشان تا گلزار شهداى على بن جعفر(ع) صورت گرفت و در كنار شهداى گرانقدر جنگ تحميلى به خاك سپرده شد. درود بيكران خداوند و ملائكه و اولياى خدا بر او باد كه از جمله علماى مهاجر و مهاجران شهيد و اولين شهيد تبليغى در خارج كشور بود. راهش پر رهرو باد. پيام تسليت مقام معظم رهبرى بسم الله الرحمن الرحيم
با تأسف و تأثر از حادثه درگذشت دلخراش مجاهد جبهه تعليم و تبليغ, حجت الاسلام محمدحسن ابراهيمى اطلاع يافتم. جنايتكاران كه دست خود را به خون اين جوان با ايمان و فداكار آلوده اند, وابسته به هر دولت و سازمان جاسوسى كه باشند با اين جنايت خود ثابت كرده اند كه اهريمنانى سنگدل و ضد دانش و روشنگرى و ايمانند. اين مصيبت را به والدين, همسر و داغ ديدگان آن عزيز تسليت مى گويم و مقام و پاداش شهيدان را به روح او تهنيت عرض مى كنم. والسلام عليكم و رحمةالله
سيد على خامنه اى امرالله شجاعى
پى نوشت ها: 1. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام پيام عاشورا در شهر لاهور در سال 1998م به چاپ رسانده است. 2. اين كتاب به انگليسى ترجمه شده و با نام Khadijeh of the orphans در امريكا در سال 1985م به چاپ رسيده است. 3. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (لركى سونالر كاچاندى) در لاهور در سال 1998م به چاپ رسيده است. 4. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (قيام عاشورا) در لاهور به چاپ رسانده است. 5.اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (حقوق زوجين) در لاهور به سال 1998م به چاپ رسانده است. 6. در تهيه اين زندگى نامه از اطلاعات با ارزش كتاب گرانقدر (موسوعة مولفى الامامية) و همچنين از خانواده بزرگوار ايشان استفاده گرديد.


صفحه 14
Array