بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

اخبار


درگذشتگانآيةاللّه سبط الشيخ
فقيه بزرگوار حضرت آيةاللّه آقاى حاج شيخ على سبط الشيخ انصارى, عالم و فقيه بزرگ دزفول به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1344هـ.ق (1304هـ.ش) در بيت علم و فضيلت, در دزفول زاده شد. پدرش مرحوم آيةاللّه شيخ منصور سبط الشيخ (1307ـ1393هـ.ق), فرزند آيةاللّه شيخ محمد, فرزند آيةاللّه شيخ محمدحسن انصارى ـ برادرزاده و داماد خاتم الفقهاء والمجتهدين شيخ مرتضى انصارى ـ از علماى بزرگ خوزستان بوده است.
معظم له, در 12سالگى فراگيرى ادبيات و سطوح را آغاز كرد و در محضر پدر بزرگوارش بسيارى از كتاب ها را آموخت. در 18سالگى راهى نجف شد, اما پس از مدتى به قم مهاجرت كرد و دروس فقه و اصول را در محضر آيات عظام: بروجردى, سيد صدرالدين صدر و امام خمينى فرا گرفت. او در جريان نهضت اسلامى, به خاطر پيروى و حمايت از امام خمينى و ايراد سخنرانى عليه رژيم, دستگير شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او از حضرات آيات: آقا بزرگ تهرانى, شيخ منصور سبط الشيخ, شيخ محمدمهدى بيگدلى دزفولى, شيخ محمدصالح حائرى سمنانى اجازه روايت گرفته, و به تنى چند نيز اجازه روايت داده است. او در علوم عقلى و نقلى و هم طبّ سنّتى آگاه, و صاحب نظر بود و به فارسى و عربى هم شعر مى سرود.
آثار معظم له, عبارتند از:
1. توضيح المسائل
2. مناسك حج
3. حاشيه عروةالوثقى
4. حاشيه استدلالى عروةالوثقى
5. حاشيه رسائل و مكاسب و كفايه
6. حاشيه بر اعتقادات مفيد
7. الدلائل والمسائل
8. خلاصة الاصول و شرح آن
9. آيات الاحكام
10. اصول و فروع منظوم
11. تهذيب الفيه و تهذيب المنطق
12. احكام وصيت
13. نجات و شرح نجات
14. الحجة من فقه آل محمد(ص)
15. اقتباس از فقه آل محمد(ص)
16. ادلة المستحدثات
17. الروضة
18. النجاح فى طبّ الارواح
19. خواص الادوية
20. رساله در علم درايه
آن فقيه بزرگوار, در 79سالگى, در روز پنجشنبه 14خرداد 1383ش (14ربيع الثانى 1425هـ.ق) درگذشت و پيكر پاكش در روز شنبه 16خرداد با شركت هزاران نفر از مقابل مسجد جامع دزفول تشييع, و در مدرسه علميه ـ كه سال ها در آن تدريس مى نمود ـ به خاك سپرده شد. آيةاللّه بياضى عاملى
مرحوم آيةاللّه شيخ ابراهيم سليمان بياضى عاملى, يكى از علماى جبل عامل به شمار بود.
فقيد سعيد در 23 محرم الحرام 1328هـ.ق (1910م) در شهر بياض ـ از شهرهاى جبل عامل در جنوب لبنان ـ به دنيا آمد. پس از دوران كودكى, نزد پدرش شيخ على, قرآن و ادبيات را فرا گرفت و پس از آن, در 1340هـ.ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح را فرا گرفت. به دنبال بيمارى اش, به زادگاهش بازگشت و در سال 1351هـ.ق, مجدداً به نجف رفت و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ ابراهيم كرباسى, سيد حسين حمامى, شيخ محمدرضا كاشف الغطاء و شيخ غلامعلى قمى آموخت و پس از آن دروس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: ميرزاى نائينى, سيد محسن حكيم ـ كه بيشترين استفاده علمى اش را از محضر پر فيض او آموخت ـ و سيد حسين حمامى فرا گرفت و از آنان به دريافت اجازه اجتهاد نائل آمد. در سال 1370هـ.ق, از سوى آيةاللّه حكيم براى تصدى منصب قضاوت به كشور كويت مهاجرت كرد و مدت 11سال در آنجا ماند. در سال 1381هـ.ق, به زادگاهش بازگشت و به تأليف, تدريس, وعظ و ارشاد و اقامه جماعت پرداخت و موفق شد در آن شهر حوزه علميه (امام الحجة) و كتابخانه عمومى ـ با ده هزار جلد كتاب ـ بنياد گذارد. او مؤلف ده ها جلد كتاب در فقه, اصول, كلام, هيأت و منطق بود كه اكثر آنها مخطوط مانده, و كتاب هاى چاپى اش عبارتند از:
1. الاوزان والمقادير
2. حرمة حلق اللحية
3. المسائل الستينية
4. جبل عامل
او اديبى قوى دست و شاعرى زبردست بود كه اشعار بسيار در مواضع مختلف سروده است, و نمونه عالى يك عالم و فقيه خدمتگذار مردم و كوشا در حلّ مشكلات و اصلاح امور ايشان به شمار مى رفت.
آن عالم بزرگوار, در 97سالگى در روز دوشنبه 8صفرالخير 1425هـ.ق در زادگاهش بدرود حيات گفت و پيكر پاكش به نجف اشرف انتقال داده شد و در روز چهارشنبه 10صفر, در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
(علماء ثغور الاسلام, ج1, ص22ـ23) آيةاللّه مهدوى دامغانى
مرحوم آيةاللّه حاج شيخ محمدرضا مهدوى دامغانى, يكى از علماى مشهور مشهد مقدس به شمار بود.
فقيد سعيد در آخر ماه صفر 1352هـ.ق (7تير ماه 1312هـ.ش), در مشهد مقدس, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش حضرت آيةاللّه حاج شيخ محمدكاظم دامغانى (1316ـ1402), از اعاظم شاگردان آيات عظام: ميرزا مهدى اصفهانى, ميرزا محمد آقازاده خراسانى و حاج آقا حسين طباطبايى قمى, و از بزرگانِ علماى مشهد مقدس بوده است.
آن مرحوم, پس از رشد و دوران نوجوانى, ادبيات عرب را از اديب نيشابورى ثانى آموخته و در سال 1370هـ.ق به فراگيرى سطوح (معالم و قوانين و شرح لمعه) در محضر آيات: شيخ عبدالنبى كجورى و حاج ميرزا احمد مدرس يزدى پرداخت و در سال 1373ق, سطوح عاليه را از پدر بزرگوارش و حاج شيخ هاشم قزوينى فرا گرفت و همزمان به تدريس ادبيات و دروس سطح پرداخت. با ورود آيةاللّه العظمى ميلانى به مشهد مقدس در سال 1373هـ.ق, يكسره به بحث فقه و اصول آن فقيه بزرگ حاضر شد و تا پايان عمرش (رجب 1395هـ.ق), به مدت 22سال از معظم له بهره برد و زندگى خود را يكسره وقفِ تدريس و تحصيل نمود. او از سال 1390هـ.ق به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و گروه فراوانى از فضلاى حوزه مشهد را تربيت كرد و همزمان به اقامه جماعت در (مسجد الحجة) و بيان تفسير قرآن ـ تا آخرين روزهاى عمر شريفش ـ اشتغال داشت. وى از آيةاللّه العظمى سيد محمود شاهرودى, اجازه اجتهاد داشت و پس از وفات آيةاللّه خويى, گروهى از مؤمنين از او درخواست رساله عمليه نمودند كه او با مناعت طبع, از آن صرف نظر كرد و آنان را به علماى ديگر ارجاع مى داد. فقيد سعيد, نزديك به 40سال, در شب هاى شنبه به تفسير قرآن كريم اشتغال داشت, كه دوره اول آن 34سال به طول انجاميد و در ابتداى دوره دوم تفسير بود كه بر فراز منبر جان به جان آفرين تسليم كرد. او در 10سال آخر عمر مباركش, ماه هاى رجب و شعبان را روزه مى گرفت و به ماه مبارك رمضان متصل مى كرد و حالات دعا و گريه او زبانزد همگان بود. مكرر به زيارت حج بيت الله الحرام به نيابت از پيامبر(ص), مشرف شد و جلسات متعدد در اسرار و مناسك حج, سخنرانى نمود كه همه آنها در قالب سى دى و كاست منتشر شده است. برخى از تأليفات او عبارتند از:
1. تفسير سوره انسان
2. تفسير سوره احزاب
3. تفسير سوره اعلى
4. تقريرات درس اصول آيةاللّه ميلانى
5. صدها نوار سخنرانى در تفسير قرآن
6. نوارهاى درس خارج فقه (مباحث: حج, وصيت, نكاح)
آن عالم بزرگوار, در 70سالگى, در شب شهادت رئيس مذهب امام جعفر صادق(ع), در شب 25شوال المكرم 1424هـ.ق (28 آذر 1382هـ.ش) بر فراز منبر و در حال گفتن تفسير قرآن, بدرود حيات گفت و بنابر وصيت خويش, در كتابخانه شخصى خويش مدفون شد. حجةالاسلام شمس گيلانى
استادِ سخن مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ حسن اعتماد شمس گيلانى, يكى از خطباى مشهور تهران به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال 1347هـ.ق (1307هـ.ش), در رشت, در بيت علم و تقوا و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين, حاج شيخ على رشتى ملقّب به اعتماد الواعظين (1313ـ 1389هـ.ق), يكى از مشهورترين خطبا و وعاظ گيلان و از شاگردان آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حايرى, مير سيد على يثربى كاشانى و ميرزا مهدى آشتيانى, و او هم فرزند عالم جليل و واعظ نامى حاج ملا آقاجان شمس بود.
آن مرحوم, پس از دوران كودكى و فراگيرى قرآن و كمى از مقدمات و ادبيات و معالم نزد پدر بزرگوارش و آيةاللّه شيخ مهدى لاكانى, در شهريور 1320هـ.ش به قم آمد و پس از آموختن معانى بيان و شرح لمعه, در 1321هـ.ش به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ عبدالحسين رشتى, سيد احمد اشكورى, شيخ عبدالنبى عراقى به پايان رسانيد و سپس به درس خارج آيات عظام: ميرزا آقاى اصطهباناتى, سيد جمال گلپايگانى, شيخ محمدعلى كاظمينى و سيد ابوالقاسم خويى حاضر شد و با جديّت و كوشش فراوان در تكميل مبانى علمى اش, كوشيد تا سرانجام در اواخر سال 1325هـ.ش به قم بازگشت و به تحصيل در محضر آيةاللّه حاج سيد محمدتقى خوانسارى و تبليغ دين در مساجد مختلف پرداخت. در سال 1329هـ.ش به تهران رفت و به عنوان سخنگوى (اتحاديه مسلمين) با حاج سراج انصارى به همكارى و فعاليت سياسى پرداخت و براى تبليغات, به شهرهاى مختلف ايران سفر كرد. اما پس از كودتاى 28مرداد 1332هـ.ش, يكباره دست از فعاليت هاى سياسى برداشت و يكسره به تأليف و تبليغ دين پرداخت. در سال 1342هـ.ش, همراه با وعاظ تهران دستگير و چند ماهى در زندان قزل قلعه به سر برد. او, پس از آزادى, به تأليف و تبليغ در داخل و خارج كشور (انگليس, فرانسه, آمريكا و كشورهاى اسلامى) اشتغال داشت و در اين عرصه, دمى نياسود.
از آن واعظ نامى, تأليفات فراوانى بر جاى مانده است, كه عبارتند از:
1. تاريخ علما و شعراى گيلان
2. كشكول شمس
3. ترجمه مكالمات حضرت رضا(ع)
4. شرح و ترجمه 201 حديث اخلاقى و اجتماعى
5. اوراق سياه يا گوشه اى از جنايات بنى اميه
6. ترجمه قصيده تائيه دعبل خزاعى
7. باغ وحش: دورنماى دنياى امروز
8. شعله هاى آتش: سخنان حسين(ع) و يارانش
9. نهج البلاغه: نامه هاى اميرالمؤمنين به دوستان و دشمنان
10. شرح و ترجمه زيارت عاشورا
11. حكومت منهاى دين (ترجمه (العلمانية)) نوشته محمدمهدى شمس الدين
12. انديشه مادى و معنوى (ترجمه (مطارحات فى الفكر المادى والمعنوى))
13. خيام رياضى دان, خيام لاابالى نيست
14. نامه آدميت: شرح و تفصيل نامه 31 نهج البلاغه (2ج)
15. آفت اجتماع: زندگينامه خودنوشت
سرانجام آن عالم واعظ دلسوز جامعه, در 75سالگى, در 27 جمادى الثانى 1424هـ.ق (4شهريور 1382هـ.ش) بدرود حيات گفت, و پس از تشييع در تهران, در قبرستان ابوحسين قم به خاك سپرده شد. آية الله مولانا
حضرت آية الله آقاى حاج سيد ابوالحسن مولانا يكى از علماى مشهور تبريز بود.
معظم له, در روز چهارشنبه 27 جمادى الاول 1343ق (سوّم دى 1303ش), در نجف اشرف, در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آية الله حاج سيد على مولانا (1320ـ1392ق) از اعاظم علماى تبريز و از شاگردان آيات عظام: آقا ضياء عراقى, شيخ محمدحسين اصفهانى, شيخ احمد و شيخ محمدحسين كاشف الغطاء و نويسنده ده ها كتاب, مانند: مرآة الحج, درّ منظوم, نصايح المعصومين, تعديل الميزان و آثار المعاصى, و او فرزند آية الله العظمى سيد محمد مولانا (1294ـ1363ق) ـ از شاگردان آيات عظام: فاضل شرابيانى, شريعت اصفهانى, شيخ هادى طهرانى و آقا رضا تبريزى ـ و مؤلف ده ها كتاب علمى مانند: مفتاح المطالب (شرح مكاسب), مصباح الوسائل (شرح رسائل), تفسير الوجيز و مصباح السالكين و او فرزند عالم ربانى مرحوم آقا سيد عبدالكريم بوده است.
فقيد سعيد در كودكى (1346ق) همراه پدر بزرگوارش به تبريز مهاجرت كرد و پس از دوران كودكى, مقدمات و ادبيات را از والدش و ميرزا على اكبر نحوى اهرى فرا گرفت (1360ق) و پس از آن در سال 1362ق, به حوزه علميه قم آمد و دروس سطح را نزد حضرات آيات: شيخ موسى زنجانى (شرح لمعه و رسائل), سيد محمدباقر سلطانى (مكاسب), آية الله خوانسارى, آية الله گلپايگانى و آية الله مرعشى نجفى (جلدين كفايةالاصول) را بياموخت و همزمان اسفار و شرح منظومه را هم از علامه طباطبايى فرا گرفت, و پس از آن به درس هاى خارج فقه و اصول آيات عظام: بروجردى, حجت كوهكمرى, امام خمينى و محقق داماد حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. او از حضرات آيات: خويى, نجفى مرعشى, محمد صالح حائرى سمنانى و شيخ آقا بزرگ تهرانى اجازه روايت حديث گرفته بود. معظم له, در سال 1376ق, به موطن پدرى اش بازگشت و به خدمات علمى و دينى همانند: تأليف, تدريس, امامت جماعت در مسجد استاد و شاگرد و افتاء پرداخت و حدود نيم قرن به جهاد علمى و خدمت به مردم اشتغال داشت.
از آن فقيه والا مقام آثارى بر جاى مانده, كه برخى از آنها عبارتند از:
1. توضيح المسائل
2. حاشيه بر منهاج الصالحين
3. حاشيه رسائل
4. حاشيه مكاسب: درر المطالب
5. داستان هاى راستين (2ج)
6. مهدى نجات دهنده بشر
7. راهنماى دين در اصول دين
8. پيامبر اسلام و كثرت همسران
9. الحلية فى حرمة حلق اللحية
10. النجم الزاهر فى صلاة المسافر: تقرير بحث آية الله حجت
11. چهل حديث
12. انيس الابرار در وظائف اخيار
13. درس هايى از اخلاق اسلامى
14. درّ تابناك در كلمات 14معصوم
15. مسأله ولايت فقيه
16. پاسخ به سؤالات
17. تحقيق و تعليق بر احسن الدلالاتِ علامه حائرى
آن فقيه بزرگوار, در 80سالگى, در روز پنجشنبه 7خرداد 1383ش (7 ربيع الثانى 1425ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش روز جمعه با حضور هزاران نفر, تشييع و پس از نماز برادرش حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد ابوالقاسم مولانا بر آن, در وادى رحمت به خاك سپرده شد. آية الله ميلانى
آية الله حاج سيد نور الدين حسينى ميلانى, يكى از علماى مشهور شهر رى و امام جماعت حرم حضرت عبدالعظم(ع) بود. فقيد سعيد در 14شوال المكرم 1336ق (1296ش) در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرجع بزرگ شيعه آية الله العظمى سيد محمدهادى ميلانى (1313ـ 1395ق), مشهورتر از آن است كه در اين مختصر بگنجد.
معظم له, در 1355ق, همراه والد بزرگوارش به كربلا رفت, و پس از فراگيرى ادبيات و سطوح از اساتيد زمان, سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: سيد زين العابدين كاشانى (رسائل), حاج آقا حسن قمى و شيخ محمدعلى اردبيلى (مكاسب), آية الله ميلانى و آية الله شيخ على محمد بروجردى (كفايه) فرا گرفت و همزمان حكمت و فلسفه را از آقا ميرزا غلامحسين تبريزى و شيخ على محمد بروجردى آموخت. سپس به درس خارج فقه پدر بزرگوارش و خارج اصول آية الله خويى ـ كه آن زمان در كربلا به سر مى برد ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. پس از مهاجرت والد گراميش به مشهد مقدس (1374ق), او جانشين پدر در اقامه جماعت در حرم مطهر امام حسين(ع) گرديد و منزلش مركز مراجعات و محل بحث و تجمع علما و فضلا و قاطبه مردم شد و او از اين موقعيت براى پيشبرد اهداف اسلامى و اجتماعى مردم نهايت استفاده را كرد و بارها در جهت حمايت از حقوق مردم فلسطين و كشمير سخنرانى (به زبان هاى مختلف) كرد و اعلاميه صادر نمود. او بارها در جهت احقاق حقوق شيعيان, در كشورهاى مختلف به راه افتاد و با مقامات آنها ديدار كرد و باعث آزادى بسيارى از زندانيان شيعه در پاكستان و عراق شد. سخنرانى ها و اعلاميه هاى گوناگون وى, خود كتاب مفصّلى را تشكيل مى دهد كه به زودى به چاپ خواهد رسيد. وى در كربلا, به غير از اقامه جماعت و سخنرانى, به تربيت نسل جوان همت گماشت و (مكتبة الامام الحسين(ع)) را در جهت نشر و گسترش فرهنگ اسلامى بنياد گذاشت و در آنجا به تعليم دانش آموزان و دانشجويان پرداخت. تا آنكه رژيم بعثى عراق تاب فعاليت هاى او را نياورد و در سال 1393ق, او را به ايران اخراج كرد, و او, شهر رى و حرم حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) را كانون فعاليت هاى خويش قرار داد و در آن شهر, به اقامه جماعت, تدريس و تأليف و رسيدگى به مشكلات مردم مؤمن پرداخت.
از تأليفات اوست:
1. شرح زيارت جامعه كبيره (ناتمام)
2. لحظه اى با امام عصر(ع) ـ كتابى است مفصّل و در 25باب تنظيم شده و در باب تشرّفات بى نظير است ـ
3. مجموعه اشعار
4. مجموعه اعلاميه ها و سخنرانى ها
5. تقريرات درس اساتيد.
او, در فروردين 1383ش (صفر 1425ق) در 86 سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز آية الله العظمى وحيد خراسانى بر آن, در قبرستان شيخيان قم آرام گرفت. آية الله مقدس نجفى
مرحوم آية الله حاج شيخ محمدهادى حسين زاده مقدّس, يكى از عالمان حوزه علميه قم بود.
فقيد سعيد, در ربيع الثانى 1344ق, در نجف اشرف, در بيت علم ـ در خانه مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ على رشتى نجفى ـ زاده شد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و سطوح را در نجف فرا گرفت. سپس به قم آمد و ساليانى در درس آية الله العظمى بروجردى شركت كرد و پس از وفات معظم له, يكسره به درس آية الله گلپايگانى رفت و تقريرات درس ايشان را ـ منظم و مرتب ـ نگاشت و به جز آن, كتاب هاى متعدد از خود به يادگار نهاد, كه عبارتند از:
1. منية الاحباب
2. مرقاة الكمال (2ج)
3. احسن الحكايات
4. كتاب الطهارة ـ تقرير درس آية الله گلپايگانى
5. خودسازى انسان (5ج), ترجمه مرقاة الكمال
6. بهترين داستان ها, ترجمه احسن الحكايات
كتاب هاى غير چاپى اش عبارتند از:
7. تقرير درس فقه آية الله بروجردى
8 تا 12. تقريرات درس فقه آية الله گلپايگانى (حج, بيع, قضا, شهادات و حدود)
او, در روز شنبه 15شهريور 1382ش (9رجب 1424ق), در 80سالگى بدرود حيات گفت. استاد فقيهى
مورّخ نامدار قم, اديب و مترجم نامى, استاد على اصغر فقيهى يكى از مفاخر شهر قم به شمار مى رفت.
فقيد سعيد, در سال 1336ق (1297ش) در قم, در خانواده علم و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام شيخ ابوالحسن فقيهى (م1302ـ1359ق), از شاگردان آية الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آية الله حاج ميرزا محمد ارباب قمى, و نويسنده حاشيه بر (درر الاصول) مرحوم آية الله حايرى و از مدرّسان سطوح عاليه بوده است. استاد فقيهى, در 5سالگى به مكتبخانه رفت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت و پس از دوران كودكى, در مدرسه (جانى خان) ـ نزديك مسجد جامع ـ به فراگيرى ادبيات و دروس ديگر پرداخت, و پس از آن سطوح عاليه را در محضر آيات عظام: امام خمينى, مرعشى نجفى و فيض قمى آموخت و درس خارج فقه و اصول را نيز از آية الله العظمى حاج سيد محمدتقى خوانسارى فرا گرفت. از اوان تشكيل دانشكده معقول و منقول ـ الهيات و معارف اسلامى كنونى ـ وارد آن شد, و در محضر اساتيد و بزرگانى مانند: دكتر محمود شهابى, بديع الزمان فروزانفر, سيد نصرالله تقوى, ميرزا يدالله نظرپاك و الهى قمشه اى به كسب علم و معرفت پرداخت و در اين ميان به مرحوم استاد محمود شهابى دل بست و تحت تأثير وى بود. در سال 1319ش (1359ق), پس از فراغت از تحصيل به قم بازگشت و در مدرسه حكيم نظامى به تدريس ادبيات فارسى و عربى و تاريخ و جغرافيا پرداخت و در دوران تصدّى مديريت اين دبيرستان (1327ـ 1330ش), به دستور آية الله بروجردى, هفته اى يكبار جلسه وعظ و ارشاد تشكيل مى داد و از خطباى نامى براى تقويت مبانى دينى دانش آموزان دعوت مى نمود. در سال 1330ش, كه دبيرستان دين و دانش در قم به همّت آية الله حاج آقا مرتضى حايرى و به مديريت شهيد مظلوم آية الله دكتر بهشتى تأسيس شد, از آن فقيد براى همكارى و تدريس دعوت گرديد كه او ساليان دراز در معيّت شهيد بهشتى به كارهاى فرهنگى پرداخت. او مردى سختكوش و متواضع بود كه تا پايان عمر پر بارش به تحقيق و تأليف و تدريس پرداخت و در كمال زهد و قناعت زندگى كرد و هماره در مساجد و محافل مذهبى و نماز جماعت, حضورى هميشگى داشت. از فضلا و نويسندگان جوان بسيار تقدير مى كرد و پاس زحمات آنان را مى داشت. او زبان عربى و فرانسه را خوب مى دانست و اديبى بزرگ و مترجمى چيره دست به شمار مى رفت. از نخستين كارهايش, تدوين رساله (توضيح المسائل) آية الله العظمى بروجردى ـ با همكارى مرحوم شيخ محمدصادق كرباسچيان معروف به علامه, مؤسس مدارس علوى تهران ـ بود, كه بعدها, همان پايه و اساس رساله هاى عمليه مراجع تقليد ـ تا زمان كنونى ـ گرديد. او به سفر علاقه فراوان داشت و بسيارى از كشورهاى جهان را از نزديك ديده و سفرنامه نگاشته بود. در سال 1380ش, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى قم, مجلس بزرگداشتى در تجليل از مقام علمى وى برگزار, و كتاب (ارج نامه فقيهى) را منتشر كرد. برخى از تأليفات وى ـ كه همگى به چاپ رسيده است ـ عبارتند از:
1. ترجمه نهج البلاغه (همراه با شرح عبده)
2. آل بويه و اوضاع زمان ايشان
3. تاريخ مذهبى قم
4. تاريخ و عقايد وهابيان
5. وهابيان
6. سفرنامه آفريقا
7. حج, آن طور كه من رفتم
8. فرمانروايى عضدالدوله ديلمى
9. دستور املا و انشا
10. مجموعه مقالات (در روزنامه ها و مجلات قم)
11. تاريخ اجتماعى قم (ناتمام و چاپ نشده)
12. تاريخ علمى قم (ناتمام و مخطوط)
13. ايران در جنگ گذشته
14. تاريخ و جغرافياى بحرين
15. جغرافياى كشورهاى اسلامى
16. راه خداشناسى (توحيد مفضّل)
17. دستور زبان فارسى
18. سير القاب و عناوين در اسلام و ايران
19. عهدنامه مالك اشتر
20. گذشته خوزستان (سلسله مقالات در هفته نامه (سرچشمه))
سرانجام آن دانشمند عاليقدر, در 95سالگى, در روز يكشنبه 12آذر ماه 1382ش (28 رمضان المبارك 1424ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش, پس از تشييع پر شكوه و نماز آية الله صافى گلپايگانى بر آن, در صحن حرم مطهر حضرت معصومه به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى دكتر اصغر مهدوى
دكتر مهدوى فرزند محمدحسين در بهمن 1294 خورشيدى در تهران ديده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه, از دانشكده حقوق, ليسانس حقوق را اخذ كرده و در سال 1315ش موفق به اخذ ليسانس فلسفه از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گرديد. وى سپس رهسپار پاريس شد و دوره هاى مدرسه علوم سياسى پاريس و تحصيلات عالى روانشناسى از دانشگاه سوربن پاريس و تحصيلات عالى حقوق عمومى و اقتصاد سياسى را گذراند و موفق به اخذ دكتراى دولتى حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاريس در سال 1320ش گرديد.
دكتر مهدوى به مدت چهل سال عضو گروه تشخيص نسخه هاى خطى كتابخانه هاى مجلس, ملى, مركزى دانشگاه تهران و پژوهشكده اسناد بود. وى در هيأت امناى كتابخانه دكتر مجتبى مينوى, شوراى توليت موقوفات دكتر محمود افشار يزدى, هيأت گزينش كتاب موقوفات دكتر افشار, هيأت امناى دانش گستر, شوراى كتابخانه مجلس, شوراى علمى مجله نامه بهارستان و در هيأت امناى شمارى از مؤسسات فرهنگى و عام المنفعه عضويت داشت و به تدريس در دانشكده اقتصاد و مديريت گروه اقتصاد سياسى و نمايندگى دانشكده اقتصاد در شوراى دانشگاه تهران نيز اشتغال داشت و تمامى حقوق و دريافتى خود را وقف چاپ كتاب كرد و در سلسله انتشاراتى كه با نام (اهدائى اصغر مهدوى) به چاپ رسيد, ده ها كتاب ارزنده را به جامعه فرهنگى هديه كرد.
دكتر مهدوى از فعالان در كنگره هاى تحقيقات ايرانى و مدعوين كنگره هاى جهانى در زمينه نسخه هاى خطى بود. از ديگر خدمات ايشان مى توان به تنظيم آرشيو خانوادگى اشاره كرد كه دربردارنده اسناد منحصر به فرد از زمان ناصرالدين شاه تا رضاخان مى باشد.
از ايشان تأليفات متعددى در زمينه اقتصاد و اسناد تاريخى بر جاى مانده است كه عبارتند از:
1. ديوان محاسبات ايران كه رساله دكتراى ايشان مى باشد.
2. علم اقتصاد. تهران, دانشگاه تهران, 1342.
3. يزد در اسناد امين الضرب (1288ـ 1330هـ) (با همكارى ايرج افشار) كه مشتمل بر مجموعه اى از مهم ترين اسناد و نامه هاى بازرگانى و نمايندگان طرف معاملات حاج محمدحسين امين الضرب مشهور به كمپانى و فرزند او حاج آقا حسين آقا امين الضرب مى باشد. تهران, طلايه, 1380, وزيرى, 574ص.
4. برگ هاى جنگل. (با همكارى ديگران) مجموعه اى از گزارش ها, اسناد و مدارك مربوط به نهضت جنگل و قيام ميرزا كوچك خان جنگلى, تهران, فرزان روز, 1380, رقعى, 364ص.
5. اسناد تجارت ايران در سال 1287. (با همكارى ايرج افشار), تهران, علمى و فرهنگى, 1379, وزيرى, 338ص.
6. مجموعه اسناد و مدارك چاپ نشده درباره سيد جمال الدين اسدآبادى. (با همكارى ايرج افشار), تهران, دانشگاه تهران, 1342, 217ص.
7. تصحيح ترجمه فارسى سيرت رسول الله(ص).
سرانجام در صبح گاه سه شنبه 22 ارديبهشت سال 1383ش اين استاد مبرز نسخه شناسى و كتابشناسى در تهران چشم از جهان فرو بست. روحش شاد. حجةالاسلام اسدالله داستانى بنيسى
حجةالاسلام حاج شيخ اسدالله فرزند اسماعيل در سال 1325هـ.ش در روستاى بنيس كه در 5كيلومترى شبستر در استان آذربايجان شرقى قرار دارد, به دنيا آمد. وى از شش سالگى در محضر پدر ,حاج اسماعيل داستانى و روحانى روستايشان شيخ اسدالله بنيسى مشغول به تحصيل گرديد و در دبستان و دبيرستان درخشانى بنيس تحصيل را ادامه داده و در سال 1340 به تهران آمد و ديپلم خود را در آنجا اخذ كرد. سپس به قم آمد و دروس مقدمات و سطوح را از جمعى از اساتيد اين حوزه فرا گرفت كه از جمله آنان آيات: حاج شيخ محمدعلى مدرس افغانى و شيخ احمد پايانى و شيخ مصطفى اعتمادى و شيخ قدرت الله وجدانى فخر مى باشند. سپس دروس خارج حوزه را از اساتيدى چند مانند آيات: سيد محمد وحيدى و سيد محمدرضا گلپايگانى و سيد محمدكاظم شريعتمدارى فرا گرفت. به غير از فعاليت هاى تبليغى, ايشان انتشارات بنيس را تأسيس كرده و بسيارى از كتاب هاى مذهبى و اسلامى را منتشر كرده اند. وى داراى طبع شعر بوده و اشعار بسيارى به زبان فارسى و تركى و عربى سروده اند. عمده فعاليت ايشان نويسندگى و ارائه كتاب هاى اخلاقى و آموزنده براى كودكان و جوانان بوده است و از اين رهگذر, يكى از پر كارترين نويسندگان حوزه علميه گرديده اند:
كتاب هاى چاپ شده ايشان عبارتند از:
1. آدم و حوا, 1365, 87ص.
2. آلاله هاى بنيسى يا سرودهاى مذهبى به سبك جديد, 1375, 160ص.
3. ارمغان شب هاى شادى, 1379, 160ص.
4. امامت, 32ص.
5. اميد آينده, 1380, 320ص.
6. اولين زن پيامبر(ص), 32ص.
7. بانوى كنيزان, 1399ق, 32ص.
8. پدر و مادر خود را دعا كنيم, 40ص.
9. پنج تن آل عبا, 40ص.
10. پيام سنگين عاشورا1, 1371, 88ص.
11. تقوا چيست و چگونه تقوا داشته باشيم؟, 1361, 88ص.
12. تقوا چيست و يكصد سخن درباره تقوا, 1361, 108ص.
13. توحيد, 32ص.
14. تولد فرزند اسرارآميز, 1400ق, 40ص.
15. جوانان مى پرسند: چگونه و با چه كسى ازدواج كنيم؟, 1374, 96ص.
16. خدايا پدر و مادر مرا بيامرز, 40ص.
17. خديجه مادر يتيم ها2, 32ص.
18. داستان شجاعان در تاريخ اسلام (مجموعه داستان مشتاقان), 1370, 109«96ص, 2جلد.
19. دختر سر تا پا طلا, پسر سر تا پا نقره3, 1371, 64ص.
20. ديدار نور المهدى(ع), 1375, 208ص.
21. راه بازگشت به سوى خدا, 1371, 136ص.
22. رسالة العقوق و الحقوق يا پنجاه و پنج حديث, 1369, 64ص.
23. روز خوب خدا, 1369, 64ص.
24. زنى در داخل كعبه, 32ص.
25. سفرى بر پايگاه حضرت زينب كبرى(ع), 1371, 88ص.
26. شهيدى كه جنازه اش را خاك قبول نكرد, 32ص.
27. شير خداى آذربايجان, 1376, 288ص.
28. عدل, 32ص.
29. على(ع) از ديدگاه على بن ابى طالب(ع), 1371, 142ص.
30. على در كنار حوض كوثر, 1369, 64ص.
31. على در معراج پيغمبر(ص), 1369, 64ص.
32. فرشيم هاى تكبر و انگيزه هاى تواضع,1371, 288ص.
33. قرآن و دعا, راه ارتباط با خدا, 1375, 160ص.
34. قيام رنگين عاشورا4, 1371, 104ص.
35. كودك آواره, 32ص.
36. گنج كجاست؟, 24ص.
37. گنجينه دعا, 1380, 80ص.
38. مالك اشتر شمشيرى از شمشيرهاى خدا, 32ص.
39. محبوب دل ها, 1380, 96ص.
40. محبوبه يكتا, 1380, 96ص.
41. مراسم عروسى و معجزات حضرت فاطمه زهرا(ع), 1376, 144ص.
42. معاد, 32ص.
43. مليكه, 32ص.
44. من مادر اويم, 1399ق, 32ص.
45. مهمان و مهمان دارى در اسلام, 1376, 80ص.
46. نبوت, قم, 32ص.
47. نواى نينوا (مجموعه اشعار ايشان در مدح و رثاء امام حسين(ع)), 1380, 96ص.
48.نوحه در شب هاى غم, 1379, 160ص.
49. وظيفه دو همسر شايسته: يك زن و يك مرد5, 1371, 64ص.
50. وعده, به سر خواهد رسيد, 1371, 88ص.
51. هابيل و قابيل, 1365, 88ص.
52. هماى آسمانى, 1380, 160ص.
53. يك پايم در بهشت است, 1375, 64ص.
54. يكصد سؤال, يكصد هزار ريال جايزه, 64ص.

اكثر اين كتاب ها توسط انتشارات بنيس به چاپ رسيده اند.
كتاب هاى منتشر نشده ايشان عبارتند از:

1. آداب تبليغ از ديدگاه قرآن و پيامبران
2. آفت شناسى
3. اسم اعظم خدا
4. امر به معروف و نهى از منكر
5. انسان افضل موجودات
6. باغستان بنيسى
7. باقيات الصالحات
8. بدعت حرام است و قياس باطل
9. بردگى يا بندگى؟
10. برگستان بنيسى
11. بهشت كجاست؟
12. پند پيران بر پوران
13. تمناى وصال
14. تولى و تبرى
15. جرعه مهر
16. حج و جهاد
17. حرف هاى طلايى
18. خمس و زكات
19. خوديابى و خودسازى
20. درياى مهربانى
21. دست به دامان چهارده معصوم(ع)
22. شرح دعاى حضرت حجة(ع)
23. شهيدى كه جگرش را درآوردند
24. شهيدى كه خواستند در كاسه سرش شراب بنوشند
25. شهيدى كه فرشتگان غسلش دادند
26. طالوت و جالوت
27. فصيحة الصحيفة
28. قاموس الشعراء
29. كرامات امام كاظم(ع)
30. كرامات حسنين(ع)
31. كربلا بهشت روى زمين
32. كيمياى بنيسى
33. گلستان ائمه
34. گنجينه لؤلؤ و مرجان
35. مفاتيح الرزق
36. من كيستم و چيستم؟
37. نماز و روزه
38. هاروت و ماروت
39. يأجوج و مأجوج و ذو القرنين

سرانجام اين عالم ربانى در روز سه شنبه 12/3/83 به علت ايست قلبى, دار فانى را وداع گفتند و بعد از تشييع جنازه باشكوهى و اقامه نماز توسط آيةاللّه سيد يوسف مدنى تبريزى, در گلزارى شهداى على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد. روحش شاد.6 شهيد حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى
حجةالاسلام محمدحسن ابراهيمى در سال 1346 در كربلا بدنيا آمد و سپس به همراه پدر حجت الاسلام شيخ حسين ابراهيمى به شهر قم مهاجرت نموده و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در اين شهر گذراند. در سال 1369 دروس حوزوى را با جديت آغاز نمود و دروس مقدماتى و سطح را به سرعت سپرى نموده و چند سالى در درس خارج آيات و مراجع عظام سيد محمدعلى علوى گرگانى و شيخ جواد تبريزى و شيخ حسين وحيد خراسانى حاضر گشت. همزمان با فراگيرى دروس حوزوى به تقويت زبان انگليسى و عربى پرداخت به گونه اى كه در تدريس فقه و اصول به زبان انگليسى تسلطى كامل يافت. وى همچنين موفق گرديد كه دروس دانشگاهى را گذرانده و ليسانس حقوق را از مجتمع قضايى قم و فوق ليسانس حقوق بين الملل را از دانشگاه مفيد قم اخذ كند. سوابق اجرايى و تدريس ايشان به شرح ذيل مى باشد: تدريس ادبيات عرب و اصول فقه و مكاسب محرمه در مدارس حوزه علميه قم و تدريس در مدرسه حجتيه براى طلاب خارجى, تدريس زبان انگليسى, در مجتمع پرورش مربى سپاه پاسداران, مترجمى سايت هاى سپاه در دوران دفاع مقدس, كارشناس امور حقوقى كميته امداد امام خمينى(ره) كارشناس امور حقوقى مركز جهانى علوم اسلامى, مترجم همزمان در كنفرانس ها, ميزگردها و سمينارهاى مختلف. تأليفات و تحقيقاتى كه از اين شهيد بزرگوار به انجام رسيده است عبارتند از:
1. نقش سازمان هاى غير دولتى در نگهدارى از محيط زيست (پايان نامه كارشناسى ارشد به زبان انگليسى)
2. تحقيق و پژوهش در مورد چگونگى استرداد اموال بلوكه شده دولت جمهورى اسلامى ايران در آمريكا (به زبان انگليسى)
3. تقريرات دروس خارج فقه و اصول (به زبان فارسى)
از آنجا كه ايشان به تبليغ دين خدا و ترويج تشيع عشق مى ورزيد, به امر تبليغ در داخل و خارج كشور پرداخت و براى دستيابى به اين هدف, هجرت به كشور گويان را در آمريكايى جنوبى كه فاصله زيادى با وطنش داشت, برگزيد تا در زمره علماى مهاجر قرار گيرد. اطلاعات وسيع علمى و ايمان و تقوا و عشق به اهل بيت و تسلط به زبان انگليسى از او شخصيتى جالب و جذاب براى جوانان مشتاق و تشنه گويان و ترينيداد ساخته بود. در مدتى كه در اين سرزمين مشغول فعاليت تبليغى بود با شجاعت و مردانگى رسالت خود را انجام داد و از تهديد دشمنان ترسى به دل راه نداد تا آنجا كه در اين راه مورد ضرب و شتم نيز قرار گرفت, اما از رسالت خود دست نكشيد. وى در مدت حضورش در گويان به عنوان امام جمعه و مدير كالج بين المللى مطالعات اسلامى نقش بارزى در ساماندهى و تجديد حيات دوباره شيعيان اين كشور بر عهده گرفت. برخى از فعاليت هاى ايشان در آمريكاى جنوبى از اين قرار است:
1. ثبت رسمى مدرسه امام محمدباقر(ع) و اخذ مجوز فعاليت كالج بين المللى مطالعات اسلامى از دولت گويان;
2. اقامه نماز جمعه و جماعت و احياى مناسبت هاى اسلامى و برگزارى مراسم دعاى كميل و توسل و زيارت عاشورا و كساء و…;
3. فعاليت هاى راديويى و تلويزيونى در جهت نشر معارف اسلامى و سخنرانى و پاسخ به سؤالات در مساجد و مدارس برادران اهل سنت;
4. برگزارى كنفرانس هاى متعدد و نمايشگاه قرآنى و راه اندازى دارالقرآن;
5. تدريس و مديريت كالج بين المللى مطالعات اسلامى;
6. نظم و انتظام بخشيدن به كلاس هاى درس مدارس امام حسين(ع) در ترينيداد و توباگو و مدرسه امام على(ع) در كشور سورينام و مدرسه امام محمدباقر(ع) در شهر ليندن گويان و مدرسه امام صادق(ع) در شهر باربيس گويان.
فعاليت هاى چشمگير او و جذب جوانان به مكتب اهل بيت(ع) دشمنان كوردل و سنگدل را بر آن داشت كه اين شمع فروزان هدايت در كشور گويان را خاموش كنند و نيت پليد خود را با ربودن ايشان و شكنجه هاى فراوان عملى ساختند. سرانجام جنازه مطهر ايشان در گودالى در خارج شهر كيپ تاون پايتخت گويان به دست آمد و بعد از مدتى به ايران منتقل گرديد. بنا بر اظهارنظر مقامات پزشكى قانونى در ايران زمان تقريبى شهادت تاريخ 16/2/83 بوده است كه نشان از آن داشت كه وى 2 الى 3 هفته بعد از ربودن با شليك دو گلوله در سر و شكنجه هاى فراوان به شهادت رسيده است. بعد از تشييع باشكوهى كه در تهران از ايشان صورت گرفت, پيكر غرق به خون ايشان به قم منتقل گرديد و در روز 28/2/83 و بعد از اقامه نماز توسط آية الله العظمى مكارم شيرازى, و با حضور شكوهمند مردم و روحانيت معظم تشييع جنازه ايشان تا گلزار شهداى على بن جعفر(ع) صورت گرفت و در كنار شهداى گرانقدر جنگ تحميلى به خاك سپرده شد. درود بيكران خداوند و ملائكه و اولياى خدا بر او باد كه از جمله علماى مهاجر و مهاجران شهيد و اولين شهيد تبليغى در خارج كشور بود. راهش پر رهرو باد. پيام تسليت مقام معظم رهبرى بسم الله الرحمن الرحيم
با تأسف و تأثر از حادثه درگذشت دلخراش مجاهد جبهه تعليم و تبليغ, حجت الاسلام محمدحسن ابراهيمى اطلاع يافتم. جنايتكاران كه دست خود را به خون اين جوان با ايمان و فداكار آلوده اند, وابسته به هر دولت و سازمان جاسوسى كه باشند با اين جنايت خود ثابت كرده اند كه اهريمنانى سنگدل و ضد دانش و روشنگرى و ايمانند. اين مصيبت را به والدين, همسر و داغ ديدگان آن عزيز تسليت مى گويم و مقام و پاداش شهيدان را به روح او تهنيت عرض مى كنم. والسلام عليكم و رحمةالله
سيد على خامنه اى امرالله شجاعى
پى نوشت ها: 1. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام پيام عاشورا در شهر لاهور در سال 1998م به چاپ رسانده است. 2. اين كتاب به انگليسى ترجمه شده و با نام Khadijeh of the orphans در امريكا در سال 1985م به چاپ رسيده است. 3. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (لركى سونالر كاچاندى) در لاهور در سال 1998م به چاپ رسيده است. 4. اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (قيام عاشورا) در لاهور به چاپ رسانده است. 5.اين كتاب را آقاى رياض حسين جعفرى به زبان اردو ترجمه كرده است و با نام (حقوق زوجين) در لاهور به سال 1998م به چاپ رسانده است. 6. در تهيه اين زندگى نامه از اطلاعات با ارزش كتاب گرانقدر (موسوعة مولفى الامامية) و همچنين از خانواده بزرگوار ايشان استفاده گرديد.


صفحه 14
Array