ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و المسلّمات » ميفرمايد :
معناى قضيّه مسلّمه
قضاياى مسلّمه عبارتند از قضايا و احكامى كه در مقام مناظره خصم خود آنرا قبول داشته و در مقابلش تسليم است و يا بآندسته از قضايائى گويند كه برهان اثباتش در علمى ديگر آورده شده و از آن در علم ديگر بعنوان امر مسلّم و مفروغ عنه استفاده مىكنند .
متن : و امّا خطابى، يتألّف من المقبولات و المظنونات.
ترجمه : مصنّف گويد :
و يا قياس خطابى است كه از قضاياى مقبوله و مظنونه مركّب ميشود .
حاشيه : قوله : من المقبولات :
هى القضايا الّتى تؤخذ ممّن يعتقد فيه كالاولياء و الحكمآء .
ترجمه :
معناى قضاياى مقبوله
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « من المقبولات » ميفرمايد :
قضاياى مقبوله عبارتند از قضايائيكه از افرادى گرفته شود كه مورد اعتقاد مردم باشند همچون اولياء خدا كه مردم معتقدند كلام ايشان مرتبط با عالم معنا است يا اطباء وم حكماء كه چون از نظر مردم ايشان افراد متخصّص و كارشناسى هستند از اينرو مورد اعتقاد آنها مىباشند .
حاشيه : قوله : و المظنونات :
هى قضايآء يحكم بها العقل حكما راجحا غير جازم و مقابلته بالمقبولات من قبيل مقابلة العامّ بالخاصّ، فالمراد به ما سوى الخاصّ .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :419««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
ترجمه :
معناى قضاياى مظنونه
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و المظنونات » ميفرمايد :
قضاياى مظنونه عبارتند از آنهائيكه عقل بطور حكم راجح بدون اينكه جازم باشد بآنها حكم مىكند .
تبصره
مصنّف قضاياى مظنونه را در مقابل مقبوله قرار داد و مخفى نباشد كه چون قضاياى مظنونه از مقبوله اعم هستند لاجرم اين تقابل، تقابل عامّ و خاصّ است بنابراين مقصود از قضاياى مظنونه در اينجا خصوص آن قضايائى است كه غير مقبوله باشند نه معناى عامّش كه شامل مقبولات نيز بشود .
متن : و امّا شعرى يتألف من المخيّلات.
ترجمه : و يا قياس شعرى است كه از امور خيالى تركيب ميشود .
حاشيه : قوله : من المخيّلات :
هى قضاياء لا تذعن بها النّفس و لكن تتأثّر منها ترغيبا و ترهيبا كما اذا قيل :
الخمر ياقوتيّة سيّالة تنشط النّفس و ترغب بشربها .
و اذا قيل :
العسل مرّة مهوعّه، انقبضت و تنفّرت عنه .
و اذا قرن بها سجع او وزن كما هو المتعارف الان ازداد تأثيرا .
ترجمه :
معناى قضيّه مخيّله
مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف يعنى « من المخيّلات » ميفرمايد :
قضاياى مخيّله عبارتند از قضايائيكه نفس اذعان و اعتقاد بآنها
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :420««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
نداشته ولى از شنيدن آن متأثّر ميشود باينكه يا در آن رغبت و ميل حاصل شده و يا خوف و ترس بر آن عارض ميگردد .
مثلا وقتى گفته شود :
« شراب مايعى است ياقوتى رنگ » نفس نشاطى پيدا نموده و در شرب آن ميل و رغبت پيدا مىكند چنانچه وقتى بگويند :
« عسل معجونى تلخ است كه باعث بهم خوردن مزاج ميشود » نفس گرفته شده و از آن متنفّر ميگردد .
ناگفته نماند كه دو مثال فوق را اگر در قالب سجع يا قافيه بياورند و آنرا بصورت نثر مسجّع يا شعر ارائه دهند اثرش در نفس بيشتر است .
متن : و امّا سفسطىّ يتألف من الوهميّات و المشبّهات.
ترجمه : و يا قياس سفسطى است و آن از امور وهمى و مشبّهات تركيب ميشود .
حاشيه : قوله : و امّا سفسطى :
منسوب الى سفسطة و هى مشتقّة من سوفسطا معرّب سوفا اسطالغد يونانيّة يعنى الحكمة المموّهه المدلّسّة .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « و امّا سفسطى » ميفرمايد :
كلمه « سفسطى » منسوب است به « سفسطه » و آن مشتق است از « سوفسطا » كه معرّب كلمه « سوفا اسطا » مىباشد و آن كلمه يونانى بوده بمعناى حكمت دروغين و غير مطابق با واقع .
حاشيه : قوله : من الوهميّات .
هى القضاياء الّتى يحكم بها الوهم فى غير المحسوس قياسا على المحسوس كما يقال :
كلّ موجود متحيّز .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :421««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « من الوهميّات » ميفرمايد :
معناى قضاياى وهميّه
قضاياى وهميّه عبارتند از امور غير محسوسى كه وهم آنها را به امور محسوسه تشبيه نموده و بآنها حكم مىكند چنانچه گفته ميشود :
هر موجودى فضائى را اشغال مىكند .
كه در اين مثال « هر موجودى » شامل محسوسات و غير آنها ميشود و حكم به اشغال فضا در غير محسوسات بجهت اينستكه از نظر وجود با امور محسوسه شبيه هستند .
حاشيه : قوله : و المشبّهات :
هى القضاياء الكاذبه الشبيهة بالصّادقة الاوّليّة او المشهورة لاشتباه لفظىّ او معنوى .
ترجمه :
معناى قضاياى مشبهه
مرحوم محشّى در ذيل « و المشبهات » كه كلام مصنّف است ميفرمايد :
قضاياى مشبّهه امور دروغى است كه با قضاياى راست اوّليّه يا مشهورات شباهت دارند و شباهت آنها يا در لفظ است و يا از حيث معنا مىباشد .
شارح گويد :
مشبّهات در لفظ مثل اينكه بگويند :
اين شير است ( و اشاره به شير خوردنى كنند ) و هر شيرى هم درنده است، پس اين شير درنده مىباشد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :422««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
مشبّهات در معنا هفت سبب دارد كه در كتاب فصول المنطق ج 2 ص 340 آنها را آوردهايم طالبين بآنجا رجوع كنند .
حاشيه : و اعلم انّ ما ذكره المتأخّرون فى الصّناعات الخمس اقتصار مخلّ قد اجملوه و اهملوه مع كونه من المهمّات و طوّلوا فى الاقترانيّات الشّرطيّات و لوازم الشّرطيّات مع قلّة الجدوى و عليك بمطالعة كتب القدماء، فانّ فيها شفاء العليل و نجاة الغليل .
ترجمه : مرحوم محشّى ميفرمايد :
متأخرين از اهل منطق در صناعات خمس قواعد و مسائل آنرا خيلى مجمل و مختصر بيان كرده و با اينكه از ابواب مهمّ منطق بشمار ميرود معذلك بسيارى از امورى كه ذكرش لازم بنظر مىآيد مهمل گذاشتهاند و در عوض در مبحث قياسات اقترانى شرطى و لوازم اين قضايا داد سخن داده و كلام را طولانى نمودهاند با اينكه اين سنخ مباحث منفعت چندانى ندارد از اينرو بشما قارئين سفارش مىكنم كه براى فراگرفتن امّهات مسائل منطق به كتب قدماء از اهل اين فنّ مراجعه نموده چه آنكه مطالعه اين كتب مرض جهل را شفاء داده و گمراه را هدايت مىنمايد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :423««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
متن :
خاتمة
اجزاء العلوم ثلاثة:
الموضوعات و هى الّتى يبحث فى العلم عن اعراضها الذاتيّة.
و المبادى و هى حدود الموضوعات و اجزائها و اعراضها و مقدّمات بيّنة او مأخوذه يبتنى عليها قياسات العلم.
و المسائل و هى قضايا تطلب فى العلم.
ترجمه :
خاتمه كتاب و مبحث اجزاء علوم
مصنّف گويد : اجزاء علوم سه تا است :
1- موضوعات و آن امورى است كه در علم از عوارض ذاتيّهاش بحث ميشود .
2- مبادى و آن عبارتست از تعريف موضوعات و اجزاء واعراض آن و نيز مقدّماتى كه بيّن و آشكاربوده و يا مقدّماتى است كه بايد از طريق نظر و فكر اخذ شود كه قياسات و براهين واقع در علم بر آنها بنا ميشود .
3- مسائل و آن قضايائى است كه در علم مطلوب و مقصود مىباشند .
حاشيه : قوله : و اجزاء العلوم :
كلّ علم من العلوم المدوّنة لا بدّ فيه من امور ثلاثة :
احدها : ما يبحث فيه عن خصائصه و الآثار المطلوبة منه اى يرجع جميع ابحاث العلم اليه و هو الموضوع و تلك الآثار هى الاعراض الذّاتيّة .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :424««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
الثّانى : القضاياء الّتى يقع فيها هذا البحث و هى المسائل و هى تكون نظريّة فى الاغلب و قد تكون بديهيّة محتاجة الى تنبيه كما صرّحوا به .
و قوله : « تطلب » فى العلم يعمّ القبيلتين .
و امّا ما وجد فى بعض النّسخ من التخصيص بقوله « بالبرهان » فمن زيادة النّاسخ .
على انّه يمكن توجيهه بانّه بناء على الغالب او بانّ المراد بالبرهان ما يشمل التنبيه فتنبّه .
الثالث : ما يبنى عليه المسائل ممّا يفيد تصوّرات اطرافها و التّصديقات بالقضاياء المأخوذة فى دلائلها .
فالاولى هى المبادى التّصوريّة و الثّانية هى المبادى التّصديقيّة .
ترجمه :
اجزاء علوم
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « اجزاء العلوم » ميفرمايد :
هر علمى از علوم كه برشتته تحرير درآمده و تدوين شده است بناچار مىبايد مشتمل بر سه امر ذيل باشد :
1- امرى كه در آن علم از خصائص و صفات و آثارش كه مورد غرض و قصد است بحث شود و بعبارت ديگر امرى كه تمام ابحاث آن علم بآن برگردند و آن موضوع علم بوده و آثار مبحوثه اعراض ذاتى آن هستند .
2- قضايائى كه در ضمن آن بحث از عوارض ذاتى موضوع واقع ميشود و آنها عبارتند از مسائل علم كه غالبا امور نظرى و اكتسابى هستند البته گاهى نيز اين مسائل امور بديهى و ضرورى بوده كه تنها نيازشان به تنبيه و تذكّر مىباشد .
سپس مرحوم محشّى ميفرمايد :
مصنّف در شرح « مسائل » چنين گفت :
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :425««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
« المسائل و هى قضايا تطلب فى العلم » يعنى مسائل قضايائى هستند كه در علم مطلوب و مقصود مىباشند مخفى نباشد كه اين عبارت هردو قسم از مسائل ( چه نظرى و چه ضرورى و بديهى ) را شامل ميشود و امّا اينكه در بعضى از نسخ متن كه بعد از « فى العلم » كلمه « بالبرهان » اضافه شده و بنابراين مسائل فقط اختصاص به مسائل نظرى پيدا مىكنند قطعا ناسخ اينكلمه را در متن اضافه كرده و ميتوان گفت يقينا از عبارت كتاب نيست .
سپس ميفرمايد :
و ميتوان گفت با وجود اين قيد باز عبارت اعم از هردو قسم مسائل بوده و هردو را شامل ميشود زيرا دو توجيه در آن ممكنست بشود بشرح ذيل :
الف : آنكه بگوئيم قيد « بالبرهان » از باب غالب است و الّا با قطع نظر از اينجهت برخى از مسائل در پارهاى از اوقات بديهى بوده كه در اطلاق مسائل داخلند .
ب : مقصود از « برهان » معناى خاص آن نيست كه صرفا ناظر به مسائل نظرى باشد بلكه معناى عام آن بوده كه باين اعتبار شامل مسائل بديهى كه نياز به تنبيه دارند ميگردد .
سوّم : عبارتست از امورى كه مسائل بر آن مبتنى هستند يعنى مطالبى كه تصوّر موضوعات و محمولات يا تصديق باحكام واقعه در مسائل وابسته بآنها بوده و در دلائل مسائل از آنها استفاده ميشود باينمعنا كه صحّت و سقم مسائل بستگى بآنها دارد و اين امور عبارتند از مبادى تصوّرى و تصديقى .
شارح گويد :
مبادى تصوّرى عبارتند از امورى كه تصوّر موضوعات و محمولات بآنها وابسته است و مبادى تصديقيّه آنهائى هستند كه تصديق مسائل و صحّت و سقمشان بمناط و ملاك آنها مشخّص و معيّن ميشود .
آثار الباقية في شرح الحاشية، صنام کتاب :آثار الباقية في شرح الحاشيةنویسنده :ذهنی تهرانی، سید محمد جوادجلد :1صفحه :426««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست