بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

صدقه و آداب آن‌

امام زين العابدين-7- وقتى صدقه‌اى مى‌داد، دست خود را مى‌بوسيد، علت آن را از حضرت جويا شدند، فرمود:

121-«انّها تقع في يد اللَّه قبل ان تقع في يد السّائل»

. يعنى: «قبل از اينكه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار مى‌گيرد».

امير المؤمنين-7- فرمود:

122-«اذا ناولتم السّائل فليردّ الّذى يناوله يده الى فيه فيقبّلها، فانّ اللَّه عزّ و جلّ يأخذها قبل ان تقع في يد السّائل، فانّه عزّ و جلّ يأخذ الصّدقات»

. يعنى: «وقتى به فقيرى چيزى مى‌دهيد، كسى كه داده، دست خود را به طرف لباس خويش برده آن را ببوسد، چون قبل از اينكه صدقه در دست سائل قرار گيرد، خداوند متعال آن را تحويل مى‌گيرد كه او تحويل‌گيرنده صدقات است».

رسول خدا-6- فرمود:

123-«ما تقع صدقة المؤمن في يد السّائل حتّى تقع في يد اللَّه تعالى».

يعنى: «صدقه‌اى كه مؤمن آن را مى‌دهد، قبل از اينكه در دست فقير واقع شود، در دست خداوند متعال قرار مى‌گيرد».

سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:


صفحه 107

أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‌

[1].

يعنى: «آيا نمى‌دانيد كه خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش مى‌پذيرد و صدقات را تحويل مى‌گيرد. و آيا نمى‌دانيد كه او توبه پذير و مهربان است».

از امام صادق-7- روايت شده است كه فرمود:

124-«انّ اللَّه تبارك و تعالى يقول: ما من شي‌ء إلّا و قد وكّلت من يقبضه غيرى الّا الصّدقة فانّى اتلقّفها بيدى تلقّفا حتّى انّ الرّجل ليتصدّق، او المرأة لتصدّق بالتّمرة، او بشق تمرة، فاربّيها له كما يربّى الرّجل فلوه و فصيله فيلقانى يوم القيامة و هى مثل جبل احد»

. يعنى: «براى هر عمل خيرى، كسى را وكيل كرده‌ام كه آن را تحويل بگيرد، غير از صدقه كه خودم با دستم فورا آن را مى‌گيرم‌[2]ممكن است مردى يا زنى يك دانه يا يك نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش مى‌كنم مانند بزرگ كردن كرّه اسب يا بچه شتر (كه چگونه در ابتدا بسيار كوچك است ولى بعدها به صورت حيوان عظيم الجثه در مى‌آيد) تا جايى كه روز قيامت مرا ملاقات مى‌كند در حالى كه آن يك دانه يا نيم دانه خرما به اندازه كوه احد گرديده است (يعنى كوه احد چند برابر يك دانه خرماست؟ به همين نسبت روز قيامت به او پاداش خواهم داد)».

امام صادق-7- فرمود:

125-«استنزلوا الرّزق بالصّدقة»

. يعنى: «از راه صدقه دادن روزيتان را بجوييد».

روزى آن حضرت به فرزندش «محمد» فرمودند:

[1]- سوره توبه، آيه 104.

[2]-« تلقّف» بمعناى قاپيدن است.


صفحه 108

126- فرزندم چه مقدار از آن خرجى نزد تو هست؟

گفت: چهل دينار.

فرمود: آن را بيرون بياور و در راه خدا صدقه بده.

گفت: غير از اين چيز ديگرى نداريم فرمود:

- «تصدّق بها فانّ اللَّه تعالى يخلفها، اما علمت انّ لكلّ شي‌ء مفتاحا و مفتاح الرّزق الصّدقة؟ فتصدّق بها»

. يعنى: «آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمى‌دانى كه هر چيزى كليدى دارد و كليد روزى، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده».

فرزند حضرت آن كار را انجام داد، ده روز نگذشت كه از طريقى، چهل هزار دينار به حضرت رسيد.

و نيز فرمود:

127-«الصّدقة تقضى الدّين و تخلف بالبركة»

. يعنى: «بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهكارى مى‌شود و بركت برجاى مى‌گذارد».

همچنين فرمود:

128-«اذا املقتم فتاجروا اللَّه بالصّدقة»

. يعنى: «هر گاه فقير و بى‌چيز شديد، از طريق صدقه دادن، با خدا معامله كنيد (يعنى شما در راه خدا صدقه بدهيد تا خداوند به شما بيشتر بدهد)».

اما باقر-7- فرمود:

129-«إنّ الصّدقة لتدفع سبعين علّة من بلايا الدّنيا مع ميته السّوء، إنّ صاحبها لا يموت ميتة السّوء ابدا»

. يعنى: «همانا صدقة هفتاد بلا و مرض از بلاهاى دنيا را دفع مى‌كند به اضافه مرگ بد كه صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمى‌ميرد».


صفحه 109

گفته شده روزى حضرت عيسى-7- با اصحابش نشسته بودند كه مردى از كنار آنان گذشت، حضرت به ياران خود فرمود:

130- «اين مرد خواهد مرد. پس از گذشت زمانى، ديدند آن مرد برگشت در حالى كه يك بار هيزم حمل مى‌كند. اصحاب پرسيدند: اى روح اللَّه! به ما خبر دادى كه او مى‌ميرد ولى الآن مى‌بينيم كه زنده است.

عيسى-7- به آن مرد گفت: بار خود را بر زمين بگذار. آن مرد بارش را بر زمين گذاشت و آن را باز كرد، ناگاه ديدند مار بزرگ سياهى در حالى كه سنگى در دهان دارد در بين هيزمهاست. حضرت به آن مرد گفت: امروز چكار كرده‌اى؟

او گفت: اى روح اللَّه! دو قرص نان داشتم، گدايى از كنارم گذشت، يكى از آن دو قرص را به او دادم (يعنى اگر تصدق آن يك قرص نان نبود، آن مار سياه، اين مرد را مى‌گزيد و مى‌كشت)».

امام صادق-7- فرمود:

131-«ما احسن عبد الصّدقة الّا احسن الخلافة على ولده من بعده»

. يعنى: «هر كس نيكو صدقه بدهد، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را براى فرزندانش جايگزين مى‌نمايد».

و نيز از آن حضرت نقل شده است كه (در مورد آيه كريمه‌وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ[1]. يعنى گوشت قربانى را به قانع و معتر بدهيد تا بخورند فرمود:

132-«القانع الّذى يسأل و المعترّ صديقك»

. يعنى: «قانع، آن فقيرى است كه درخواست مى‌كند و معترّ، دوست تو مى‌باشد».

[1]- سوره حج، آيه 36.


صفحه 110

133- «امام صادق-7- در سرزمين «منا» بودند كه فقيرى نزد آن حضرت آمد، ايشان دستور دادند يك خوشه انگور به او بدهند». فقير گفت: به اين نيازى ندارم، پول مى‌خواهم.

حضرت فرمودند: خدا برايت گشايشى قرار بدهد. آن فرد با دست خالى رفت، بعد فقير ديگرى آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقير آن سه دانه را گرفت و گفت:«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»كه به من روزى داد.

حضرت كه اين صحنه را ديدند، به او گفتند: صبر كن، آنگاه به اندازه دو كف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌».

حضرت فرمودند: صبر كن. به خدمتكارشان فرمودند. چند درهم همراه تو است؟

گفت: حدود بيست درهم.

فرمود: همه را به او بدهيد.

آن مرد درهم‌ها را گرفت و گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌» خدايا! اين بخشش از جانب تو است، تو واحدى و شريكى برايت نيست.

باز حضرت فرمود: بايست. آنگاه پيراهنى كه بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند اين را بپوش.

آن مرد پيراهن را پوشيد و گفت: «الحمد للَّه» كه مرا پوشانيد و خوشحالم كرد، اى بنده خدا! خدايت پاداش دهد. با همين جمله خداحافظى كرد و رفت.

راوى گويد: گمان ما اين بود كه اگر خداحافظى نمى‌كرد، حضرت همين طور به او مى‌بخشيد، چون هر وقت مى‌گفت «الحمد للَّه» چيزى به او مى‌داد».

امام صادق-7- فرمود:

134-«من تصدّق ثمّ ردّت فلا يبعها و لا يأكلها لانّه لا شريك له في شي‌ء ممّا جعل له انّما هى بمنزلة العتاقة لا يصلح له ردّها بعد ما يعتق»

.


صفحه 111

يعنى: «اگر كسى صدقه‌اى داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله‌اى انجام دهد و مصرفش نمايد، چون (اين صدقه مال خداست و) كسى را نبايد شريك خدا ساخت، اين مال، نظير برده آزادشده‌اى است كه بردگى مجدّدش صحيح نيست».

و از آن حضرت در مورد فردى كه تا مالش را جهت دادن صدقه خارج كند، فقير رفته بود، نقل است كه فرمود:

135-«فليعطها غيره و لا يردّها في ماله»

. يعنى: «آن مال را به ديگرى بدهد و به اموال خودش برنگرداند».


صفحه 112

اقسام صدقه صدقه بر پنج قسم است:

اوّل‌

- «صدقه مال» كه گذشت.

دوّم‌

- «صدقه جاه و مقام» است، كه انسان داراى مقام، براى نجات مؤمنين، شفاعت كند.

رسول خدا-6- فرمود:

136-«افضل الصّدقة صدقة اللسان. قيل: يا رسول اللَّه، و ما صدقة اللسان؟ قال: الشّفاعة تفكّ بها الاسير، و تحقن بها الدّم، و تجرّ بها المعروف الى اخيك، و تدفع بها الكريهة»

. يعنى: «برترين صدقه، صدقه زبان است. سؤال شد يا رسول اللَّه-6- صدقه زبان چيست؟ فرمود: شفاعت است كه از اين طريق مى‌توانى اسير را آزاد كنى، از خونريزى جلوگيرى نمايى، به برادر مؤمنت نيكى برسانى و بدى را از او دفع كنى».

اگر در مال و آبرو، با برادر دينى‌ات مواسات‌[1]داشته باشى، موجب بقاى! آن دو مى‌شود.

سوّم‌

- «صدقه دانايى و صاحب رأى و نظر بودن» است كه «مشورت» مى‌باشد.

از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:

137-«تصدّقوا على اخيكم بعلم يرشده، و رأى يسدّده»

[1]-« مواسات» يعنى برادر مؤمن را مانند خود دانستن است.


صفحه 113

يعنى: «با دانشتان برادر مؤمنتان را راهنمايى كنيد و با رأى و نظرتان او را حفظ نمائيد كه اين دو خود صدقه مى‌باشند».

چهارم‌

- «صدقه زبان» است كه ميان مردم واسطه شود و سعى نمايد آتش اختلافات را خاموش كرده، بين آنان صلح برقرار كند.

خداوند متعال مى‌فرمايد:

- «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ‌»[1].

يعنى: «در بسيارى از گفتگوهاى خصوصى اينان، خير و فايده‌اى نيست، مگر آنان كه به صدقه يا امر نيك يا اصلاح بين مردم، فرمان دهند».

پنجم:

- «صدقه علم» است از طريق بذل و انتشار آن در بين كسانى كه صلاحيت و استحقاقش را دارند.

از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:

138-«من الصّدقة ان يتعلّم الرّجل العلم و يعلّمه النّاس».

يعنى: «يكى از انواع صدقات اين است كه انسان دانش بياموزد و بعد به مردم بياموزاند».

و نيز فرمود:

139-«زكاة العلم تعليمه من لا يعلمه»

. يعنى: «زكات دانش اين است كه آن را به كسى كه نمى‌داند، بياموزى».

از امام صادق-7- نقل است كه فرمود:

140-«لكلّ شي‌ء زكاة و زكاة العلم ان يعلّمه اهله»

. يعنى: «هر چيزى زكات و مالياتى دارد و زكات و ماليات علم اين است كه آن را به اهلش بياموزد».

[1]- سوره نساء، آيه 114.