بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 111

يعنى: «اگر كسى صدقه‌اى داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله‌اى انجام دهد و مصرفش نمايد، چون (اين صدقه مال خداست و) كسى را نبايد شريك خدا ساخت، اين مال، نظير برده آزادشده‌اى است كه بردگى مجدّدش صحيح نيست».

و از آن حضرت در مورد فردى كه تا مالش را جهت دادن صدقه خارج كند، فقير رفته بود، نقل است كه فرمود:

135-«فليعطها غيره و لا يردّها في ماله»

. يعنى: «آن مال را به ديگرى بدهد و به اموال خودش برنگرداند».


صفحه 112

اقسام صدقه صدقه بر پنج قسم است:

اوّل‌

- «صدقه مال» كه گذشت.

دوّم‌

- «صدقه جاه و مقام» است، كه انسان داراى مقام، براى نجات مؤمنين، شفاعت كند.

رسول خدا-6- فرمود:

136-«افضل الصّدقة صدقة اللسان. قيل: يا رسول اللَّه، و ما صدقة اللسان؟ قال: الشّفاعة تفكّ بها الاسير، و تحقن بها الدّم، و تجرّ بها المعروف الى اخيك، و تدفع بها الكريهة»

. يعنى: «برترين صدقه، صدقه زبان است. سؤال شد يا رسول اللَّه-6- صدقه زبان چيست؟ فرمود: شفاعت است كه از اين طريق مى‌توانى اسير را آزاد كنى، از خونريزى جلوگيرى نمايى، به برادر مؤمنت نيكى برسانى و بدى را از او دفع كنى».

اگر در مال و آبرو، با برادر دينى‌ات مواسات‌[1]داشته باشى، موجب بقاى! آن دو مى‌شود.

سوّم‌

- «صدقه دانايى و صاحب رأى و نظر بودن» است كه «مشورت» مى‌باشد.

از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:

137-«تصدّقوا على اخيكم بعلم يرشده، و رأى يسدّده»

[1]-« مواسات» يعنى برادر مؤمن را مانند خود دانستن است.


صفحه 113

يعنى: «با دانشتان برادر مؤمنتان را راهنمايى كنيد و با رأى و نظرتان او را حفظ نمائيد كه اين دو خود صدقه مى‌باشند».

چهارم‌

- «صدقه زبان» است كه ميان مردم واسطه شود و سعى نمايد آتش اختلافات را خاموش كرده، بين آنان صلح برقرار كند.

خداوند متعال مى‌فرمايد:

- «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ‌»[1].

يعنى: «در بسيارى از گفتگوهاى خصوصى اينان، خير و فايده‌اى نيست، مگر آنان كه به صدقه يا امر نيك يا اصلاح بين مردم، فرمان دهند».

پنجم:

- «صدقه علم» است از طريق بذل و انتشار آن در بين كسانى كه صلاحيت و استحقاقش را دارند.

از رسول خدا-6- نقل شده است كه فرمود:

138-«من الصّدقة ان يتعلّم الرّجل العلم و يعلّمه النّاس».

يعنى: «يكى از انواع صدقات اين است كه انسان دانش بياموزد و بعد به مردم بياموزاند».

و نيز فرمود:

139-«زكاة العلم تعليمه من لا يعلمه»

. يعنى: «زكات دانش اين است كه آن را به كسى كه نمى‌داند، بياموزى».

از امام صادق-7- نقل است كه فرمود:

140-«لكلّ شي‌ء زكاة و زكاة العلم ان يعلّمه اهله»

. يعنى: «هر چيزى زكات و مالياتى دارد و زكات و ماليات علم اين است كه آن را به اهلش بياموزد».

[1]- سوره نساء، آيه 114.


صفحه 114

فضيلت دانش و وظايف دانشمندان‌

صاحب كتاب «منتهى اليواقيت» حديثى را از امام هشتم، على بن موسى الرضا-7- از پدرش از پدرانش تا امير المؤمنين- عليهم السّلام- و آن حضرت از رسول خدا-6- نقل كرده است كه فرمود:

141-«طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة»

. يعنى: «كسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است».

«فاطلبوا العلم من مظانّه و اقتبسوه من اهله».

- «پس علم را از مواضعش طلب كنيد و از اهلش فرا بگيريد».

«فانّ تعليمه للَّه سبحانه حسنة، و طلبه عبادة، و المذاكرة به تسبيح، و العمل به جهاد»

.- «چون يادگيرى آن علم اگر براى خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمى تسبيح حق مى‌باشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است».

«و تعليمه من لا يعلمه صدقة، و بذله لاهله قربة الى اللَّه تبارك و تعالى».

- «آموختن علم به نادانان يك نوع صدقه است و بخشيدنش به كسانى كه اهليتش را دارند، موجب نزديكى و تقرب به خداوند تعالى مى‌باشد».

«لانّه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبيل الجنّة، و المونس في الوحشة، و الصّاحب في الغربة و الوحدة، و المحدّث في الخلوة، و الدّليل على السّرّاء و الضّرّاء، و السّلاح على الاعداء، و الزّين على الاخلّاء»

.


صفحه 115

- «چون حلال و حرام را به واسطه علم مى‌توان تميز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، يار و همراه در غربت و تنهايى، همصحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحاليها و غمها، سلاح بر عليه دشمن و موجب زينت و زيبايى نزد دوستان مى‌باشد».

«يرفع اللَّه به اقواما فيجعلهم في الخير قادة يقتبس آثارهم، و يهتدى بفعالهم، و ينتهى الى رأيهم»

.- «خداوند متعال به وسيله علم، اقوامى را برتر مى‌سازد و بالا مى‌برد تا جايى كه آنان را در مقام رهبرى قرار مى‌دهد كه ديگران بايد از ايشان پيروى كنند و اعمال اينان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اينان رجوع نمايند».

«و ترغب الملائكة في خلّتهم و باجنحتها تمسحهم، و في صلاتهم تبارك عليهم»

.- «ملائكه آرزوى دوستى با ايشان را دارند و بالها را بر آنان مى‌مالند و در نمازشان بر اينان درود و تبريك مى‌فرستند».

«و يستغفر لهم كلّ رطب و يابس حتّى حيتان البحر و هوامّه، و سباع البرّ و انعامه»

.- «هر موجودتر و خشكى براى اينان طلب مغفرت و آمرزش مى‌كند، حتى ماهيان دريا و درندگان و چهار پايان صحرا».

«و انّ العلم حياة القلوب من الجهل، و ضياء الابصار من الظّلمة، و قوّة الابدان من الضّعف»

.- «علم موجب زنده شدن قلبها از (مرگ) جهالت و نادانى است، روشنى چشمها در تاريكى و سبب قوى شدن بدن در برابر ضعفهاست».

«يبلغ بالعبد منازل الاخيار، و مجالس الابرار، و الدّرجات العلى في الدّنيا و الآخرة»

.


صفحه 116

- «علم بنده را به درجات برگزيدگان و مجالس نيكان مى‌برد و در دنيا و آخرت موجب علوّ درجات مى‌گردد».

«و الفكرة فيه يعدل بالصّيام، و مدارسته بالقيام»

.- «فكر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوى با شب‌زنده‌دارى».

«و به يطاع الربّ عزّ و جلّ و يعبد و به توصل الارحام، و يعرف الحلال و الحرام»

.- «بندگى خداى عزيز و جليل، پيوند خويشاوندان و شناخت حلال و حرام الهى به واسطه دانش است».

«و العلم امام العمل، و العمل تابعه»

.- «علم پيشواى عمل است و عمل پيرو اوست».

«يلهمه السّعداء، و يحرّمه الاشقياء»

.- «خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت مى‌دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم مى‌دارد».

«فطوبى لمن لا يحرّمه اللَّه منه حظّه»

.- «پس خوشا به حال كسى كه خداوند او را از بركت دانش محروم نكرده باشد».

تنبيه: هماهنگى علم و عمل‌

خواننده گرامى!- كه خداوند تو را از رحمتش محروم نفرمايد- نظر به سخن حضرت بينداز كه مى‌فرمايد: «عمل تابع علم است» چگونه اين دو را همراه هم قرار داده و بيان فرموده كه هيچ يك از آن دو بدون ديگرى، نفعى نمى‌رسانند، پس عالم بايد اهل عمل باشد. و بداند كه علم به تنهايى (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد.

به اين مطلب تصريح دارد سخن حضرت كه مى‌فرمايد:


صفحه 117

142-«من ازداد علما و لم يزدد هدى لم يزدد من اللَّه الّا بعدا»

. يعنى: «كسى كه علمش زياد شود اما هدايت (و عملش) افزون نگردد، نفعى جز دورى از خدا نبرده است».

و عمل بدون علم نيز نفعى ندارد، به دليل كلام آن حضرت كه مى‌فرمايد:

143-«و العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير طريق لا يزيده سرعة السّير من الطّريق الّا بعدا»

. يعنى: «كسى كه بدون آگاهى و بصيرت عمل مى‌نمايد، مانند كسى است كه بيراهه حركت مى‌كند، هر چه سريعتر برود از راه اصلى دورتر مى‌گردد».

پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هيچ يك از آن دو نمى‌تواند بدون ديگرى روى پاى خود بايستد. هر كتابى كه نوشته شد. هر سخنرانى و موعظه‌اى كه گرديد و هر نظريه‌اى كه داده شد، حول محور اين دو گوهر بوده و هست، بلكه كتب آسمانى به اين خاطر نازل گرديدند و انبيا نيز به همين سبب فرستاده شده‌اند. حتى آسمانها و زمين و مخلوقاتى كه بين آن دو هستند هم به همين خاطر خلق گرديده‌اند. خوب است در دو آيه از قرآن كريم تأملى بكنى تا اين مطلب درست برايت جا بيفتد، اول اينكه مى‌فرمايد:

-اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً[1].

يعنى: «خدايى كه هفت آسمان و همانند آنها، زمين را آفريد، فرمانش بين آنها فرود مى‌آيد (و اجرا مى‌گردد) تا شما بدانيد كه او بر هر چيزى قادر است و علمش به هر چيزى احاطه دارد».

همين يك آيه در شرف علم خصوصا «علم توحيد» بسنده مى‌كند.

آيه ديگر آنجاست كه مى‌فرمايد:

[1]- سوره طلاق، آيه 12.


صفحه 118

-وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‌[1].

يعنى: «جن و انس را خلق نكردم مگر اينكه عبادت كنند (و بنده من باشند)».

همين يك آيه در شرف بندگى و عبادت كافى است، پس سزاوار است كه بنده جز به اين دو كار (يعنى علم و عمل) مشغول نگردد و جز براى اين دو زحمت نكشد و به چيز ديگر دل نبندد، چون غير از اين دو همه باطل و بيهوده‌اند و هيچ خير و حاصلى در آنها نيست.

اين را كه فهميدى بدان كه در بين اين دو گوهر، «گوهر علم» برتر از «گوهر عبادت» است كه رسول خدا-6- فرمود:

144-«فضل العلم احبّ الى اللَّه من فضل العبادة».

يعنى: «فضيلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضيلت عبادت».

145-«فضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر النّجوم ليلة البدر».

يعنى: «برترى عالم بر عابد مانند برترى مهتاب است بر ستارگان در شب بدر».

146-«يا عليّ، نوم العالم افضل من عبادة العابد، يا عليّ ركعتين يصلّيهما العالم افضل من سبعين ركعة يصلّيهما العابد»

. يعنى: «اى على!! خواب عالم برتر از عبادت عابد است. اى على! دو ركعت نمازى كه عالم بگزارد برتر است از هفتاد ركعت نماز عابد».

147-«يا علىّ، ساعة العالم يتّكى‌ء على فراشه ينظر في العلم خير من عبادة سبعين سنة»

. يعنى: «اى على! زمانى كه عالم به بستر خود تكيه مى‌دهد و در علم خود تفكر مى‌كند، از هفتاد سال عبادت برتر است».

[1]- سوره ذاريات، آيه 56.