اسامى كتابهايش سؤال كرد، وقتى ابن فهد (ره) نام كتبش را شرح داد، سيد (ره) به او گفت:
«كتابى بنويس كه حاوى تحرير مسائل و آسانكننده راهها و دلايل باشد و آن كتاب را با اين جملات آغاز كن: «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه المقدّس بكماله عن مشابهة المخلوقات».
وقتى از خواب بيدار شد شروع به نوشتن كتاب «تحرير» نموده افتتاحش را همان جملات سيد مرتضى (ره) قرار داد.
ابن فهد (ره) و كتاب عدّة الدّاعى و نجاح الساعى
در اين كتاب، آداب و كيفيّت دعا از نظر زمان، مكان، شخص دعاكننده و ...
بررسى شده و يكى از سؤالهاى عمده اين باب كه «چرا دعاهايمان مستجاب نمىشود و حال آنكه خداوند متعال وعده اجابت داده؟» به بهترين وجه پاسخ داده شده است. مضافا به اينكه به مناسبت، مباحثى از جمله: آداب صدقه دادن، فضيلت كسب علم، وظيفه علما، وظيفه دانشپژوهان، وظايف متقابل فرزند و والدين، آداب كسبوكار، حق همسر بر شوهر و .. نيز در آن آمده است خلاصه كلام اينكه:
خواننده محترم در پايان، قضاوت خواهد كرد كه اين كتاب اگر در نوع خود بىنظير نباشد، لااقل كمنظير است.
اين كتاب، داراى يك مقدمه، شش باب، يك ارشاد و يك خاتمه به شرح ذيل مىباشد:
مقدمه: تعريف دعا.
باب اوّل: تشويق به دعا.
باب دوّم: اسباب اجابت.
باب سوّم: اوصاف دعاكننده.
باب چهارم: كيفيت دعا.
باب پنجم: ذكر.
باب ششم: تلاوت قرآن.
ارشاد: اهميت تقوا و ترك گناه.
خاتمه: اسماء حسناى الهى.
همانگونه كه در پايان كتاب خواهد آمد، مؤلّف محترم در شب دوشنبه شانزدهم جمادى الاولى، سال 801 هجرى قمرى «يعنى در سن 44 سالگى» از نوشتن آن فارغ شدهاند.
ناگفته نماند كه ايشان، كتاب «عدّة الداعى» را تلخيص نيز نمودهاند.
وفات و مدفن شريفش
علّامه ابن فهد حلى (ره) در سال 841 هجرى يعنى در سن 84 سالگى، آفتاب وجود شريفش در عالم ديگر طلوع كرد. پيكر پاكش در جوار خيمگاه سالارش، حضرت ابا عبد اللّه الحسين-7- در كربلا به خاك سپرده شد.
بارگاهش، زيارتگاه عاشقان است. اخيرا ساختمان آن تجديد بنا شده در كنارش خيابانى به نام او احداث گرديده است.
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
سپاس و ستايش
سپاس و ستايش مخصوص خدائى است كه نداها را مىشنود، بلاها را دفع مىكند، تاريكى را برداشته نور مىبخشد. به دل اميد مىدهد و نعمتهايش را ناقص نگذاشته كامل مىنمايد. بخشش او بسيار و روزىهايش بىشمار است.
آسمان را برافراشت و زمين را (براى زندگى بشر) هموار نگاهداشت.
درود بر خاتم پيامبران محمد مصطفى-6- كه خداوند او را از ميان ساير انبياء برگزيد و حجّت خود در بين اهل آسمان و زمين قرار داد. و بر آل او كه از پدران و مادرانى پاك زائيده شدند و مردم، به پيروى از ايشان مأمور گرديدهاند.
درود بر آنان تا آسمان و زمين برجاست و تا روزى كه قيامت برپا مىشود.
*** مسلّما يكى از بزرگترين نعمتها و الطاف ذات اقدس الهى اين است كه نهتنها دعا كردن و سخن گفتن با خودش را به ما آموخت، بلكه بدان دعوت و تحريك هم نمود. ميل و كشش درونى را در انسان جهت اقدام به اين كار قرار داد. و علاوه بر آن، اسباب نجات از شيطان درون و برون را در مناجات و كليدهاى بخششها و هدايايش را در سؤال و درخواست از او، به وديعت نهاد.
و براى اجابت دعا و پذيرفته شدن خواستههاى بندگان، اسباب و عللى همچون دعاهاى مخصوص، خصوصيات دعاكنندگان، حالات دعا و مكانها
و زمانهايى كه در آن بايد دعا كرد، مقرّر نمود.
اين كتاب را به همين جهت (يعنى تبيين آن اسباب و علل) در يك مقدمه و شش باب، نگاشتيم و نامش را «عدّة الداعى و نجاح الساعى»[1]نهاديم.
[1]- يعنى: سرمايه دعاكننده و راه پيروزى انسان تلاشگر و كوشنده.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدمه تعريف دعا و ترغيب به آن
تعريف دعا و ترغيب به آن «دعا يك معناى لغوى و يك معناى اصطلاحى دارد».
در لغت به معناى «ندا و صدا زدن» است: «دعوت فلانا، يعنى: او را صدا زدم». و در اصطلاح بدين معناست كه فرد پست و پايين، از فرد برتر و بالا، با حالت خضوع و سرافكندگى، چيزى را طلب كند.
چون هدف و مقصود از نوشتن كتاب حاضر، اين است كه خواننده محترم نسبت به دعا كردن، تشويق شود و به پروردگار و عطايايش حسن ظنّ پيدا كند لذا در اينجا چند حديث، پيرامون همين موضوع ذكر مىكنيم: شيخ صدوق (ره) از ائمه اطهار-7- روايت كرده كه فرمودند:
1-«من بلغه شيء من الخير فعمل به كان له من الثّواب ما بلغه و ان لم يكن الامر كما نقل اليه»
. يعنى: «اگر به كسى خبر برسد كه مثلا فلان عمل، فلان مقدار ثواب دارد و او آن را انجام بدهد، خداوند متعال همان مقدار ثواب را خواهد داد، اگر چه در واقع اين چنين نباشد».
و نيز صفوان از امام صادق-7- روايت كرده كه حضرت فرمود:
2-«من بلغه شيء من الخير فعمل به كان له اجر ذلك و ان كان رسول اللَّه-6- لم يقله».
يعنى: «اگر به كسى خبر برسد كه فلان كار چه مقدار ثواب دارد و بدان عمل كند، پروردگار منّان همان ثواب را به او خواهد داد اگر چه پيامبر-6-
آن را نگفته باشد».
شيخ كلينى (ره) از حضرت صادق-7- اين چنين روايت كرده است:
3-«من سمع شيئا من الثّواب على شيء فصنعه، كان له اجره و ان لم يكن على ما بلغه».
يعنى: «اگر كسى ثوابى را بر چيزى بشنود و آن را انجام دهد، ثوابش را خواهد برد، اگر چه در واقع، خبر مطابق آنچه شنيده، نباشد».
اهل سنت نيز از جابر بن عبد اللَّه انصارى (ره) روايت كردهاند كه پيامبر-6- فرمود:
4-«من بلغه عن اللَّه فضيلة فاخذها و عمل بما فيها ايمانا باللَّه و رجاء ثوابه، اعطاه اللَّه تعالى ذلك و ان لم يكن كذلك».
يعنى: «اگر به فردى بگويند فلان عمل نيك نزد خداوند متعال فلان اندازه فضيلت و ثواب دارد و او هم آن را به قصد رسيدن به اين فضيلت، انجام بدهد، ذات اقدس الهى، آن ثواب را به او خواهد داد، اگر چه واقع، امر اين چنين نباشد».
بنا بر اين، هم شيعه و هم اهل سنت بر اين مطلب اتفاق نظر دارند[1].
[1]- ناگفته نماند كه منظور، اعمالى است كه از نظر شرع مقدّس اسلام، رجحان و فضيلت داشته باشد، مثلا بشنود كه روزه آخر هر ماه، اين قدر ثواب دارد كه در واقع اين روزه گرفتن خوب هست، ولى مقدار ثوابش شايد به اين ميزان كه شنيده، نباشد، اينجا ذات اقدس الهى، از فضل و كرمش همان مقدار ثواب را كه شنيده به او خواهد داد.