بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 21

باب أوّل تشويق به دعا

تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن- تشويق بر دعا در آيات و روايات* آيات اسرار محروميت از اجابت دعا تلفظ غلط در دعا فوايد دعا تنبيه نصيحت (اگر دعا اجابت نشد) روايات‌


صفحه 22

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 23

تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن‌

عقل هر عاقلى حكم مى‌كند كه وقتى انسان قدرت دارد، بايد ضرر را از خودش دفع نمايد و از طرف ديگر مى‌دانيم كه زندگى در اين دنيا براى هيچ انسانى بدون ضرر و زيان و تشويش خاطره نيست چون:

- يا درد و مرضى در اندرون خود دارد.

- يا ظالمى از خارج او را مى‌آزارد.

- يا در شغل و كارش گرفتارى دارد.

- يا همسايه به او آزار مى‌رساند.

- و يا ...

و اگر فعلا هيچ يك از اين گرفتاريها پيش نيامده باشد، باز عقل محال نمى‌داند كه در آينده گرفتاريهايى برايش پديد آيد، چگونه پديد نيايد و حال آنكه دنيا محل حوادث است و هيچ وقت بر يك منوال، ثابت و برقرار نمى‌ماند و كسى از سختيها و مصيبتهاى آن در امان نيست. منتها سختيهايش براى بعضيها به فعليت رسيده و محقق شده و براى عده ديگر در آينده محقق خواهد شد، اما عقل حكم به وجوب و لزوم برطرف نمودن هر دو قسم از مصيبتها و گرفتاريها مى‌كند، اين از يك سوى از سوى ديگر، دعا وسيله‌اى است كه مى‌تواند اين مشكل را برطرف سازد و آن را براى انسان حلّ كند، پس عقلا لازم است كه دست به دامان دعا بياويزيم و از آن براى حلّ مشكلاتمان كمك بگيريم.


صفحه 24

همين معنا در كلام امير المؤمنين و سيد الوصيّين- عليه و على آله افضل صلوات المصلّين- آمده، آنجا كه مى‌فرمايد:

5-«ما من احد ابتلي و ان عظمت بلواه باحقّ بالدّعاء من المعافى الّذى لا يأمن من البلاء».

يعنى: «مبادا كسى كه فعلا بلايى به او روى نياورده و در عافيت زندگى مى‌كند ولى در آينده از آن در امان نيست، گمان كند كه انسان گرفتار- هر چند گرفتاريش بزرگ باشد- بيشتر از او به دعا نيازمند است. (بلكه وى نيز براى دفع بلاهاى آتيه به دعا نياز دار)».

از اين حديث، فهميده مى‌شود كه هر فردى به دعا نياز دارد، چه آن كسى كه در عافيت است و چه آن كس كه مبتلاست، منتها دومى براى برطرف ساختن بلايى كه هست و اوّلى براى جلوگيرى از نزول آن.

علاوه بر اين، دعا سبب جلب منفعت و يا بقاى نعمتهاى موجود نيز مى‌گردد، چون معصومين- عليهم السّلام- از آن به «سلاح و ترس» تعبير كردند، «سلاح» وسيله‌اى است كه انسان را به منفعتى برساند، يا ضررى را از او دفع كند و «ترس به «سپر» مى‌گويند كه موجب حفظ و نگهدارى انسان از مشكلات و سختيها مى‌شود.

رسول خدا-6- فرمود:

6-«الا ادلّكم على سلاح ينجيكم من اعدائكم و يدرّ ارزاقكم؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه-6- قال: تدعون ربّكم بالليل و النّهار فإنّ سلاح المؤمن الدّعاء».

يعنى: «آيا اسلحه‌اى را به شما معرفى كنم كه هم شما را از شرّ دشمنانتان نجات ميدهد و هم روزيتان را زياد مى‌نمايد؟ گفتند: بلى يا رسول اللَّه-6- فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد، چون دعا، اسلحه مؤمن است».


صفحه 25

امام على-7- مى‌فرمايد:

7-«الدّعاء ترس المؤمن و متى تكثر قرع الباب يفتح لك».

يعنى: «دعا، سپر مؤمن است، اگر باب رحمت الهى را زياد بكوبى (و نااميد نشوى، عاقبت) آن در، به رويت گشوده خواهد شد».

امام جعفر بن محمد صادق-7- فرمود:

8-«الدّعاء انفذ من السّنان الحديد».

يعنى: «دعا از سر نيزه آهنى، برّنده‌تر و نافذتر است».

امام موسى بن جعفر-7- فرمود:

9-«انّ الدّعاء يردّ ما قدّر و ما لم يقدّر. قال: قلت: و ما قد قدّر فقد عرفته فما لم يقدّر؟ قال: حتّى لا يكون».

يعنى: «دعا، هم آنچه مقدّر شده و هم آنچه مقدّر نشده، هر دو را بر مى‌گرداند و سبب تغييرش مى‌شود. راوى (يعنى عمر بن يزيد) مى‌گويد، گفتم:

آنچه مقدّر شده، معيّن و معلوم است كه دعا موجب تغييرش مى‌شود، اما آنچه مقدّر نشده، چطور؟ فرمود: دعا موجب مى‌شود كه اصلا مقدّر نشود».

و نيز آن حضرت فرمود:

10-«عليكم بالدّعاء فانّ الدّعاء و الطّلب الى اللَّه تعالى يردّ البلاء و قد قدّر و قضي فلم يبق الّا إمضاؤه فاذا دعى اللَّه و سئل صرفه صرفه».

يعنى: «دعا كنيد، چون دعا و طلب كردن از خداوند تعالى، بلا را دفع مى‌كند حتّى اگر مقدّر شده و بدان حكم گرديده و بجز اجرايش چيزى نمانده باشد، در اين صورت اگر از خدا بخواهيد كه آن را برگرداند، برمى‌گرداند».

زرارة از امام محمد باقر-7- نقل مى‌كند كه فرمود:

11-«الا ادلّكم على شي‌ء لم يستثن فيه رسول اللَّه6؟ قلت: بلى، قال: الدّعاء يردّ القضاء و قد ابرم ابراما- و ضمّ اصابعه-»

.


صفحه 26

يعنى: «آيا مى‌خواهيد چيزى را به شما معرفى كنم كه رسول اللَّه-6- از آن استثناء نكرد (يعنى نفرمود ان شاء اللَّه) زراره مى‌گويد گفتم:

بلى، فرمود: آن چيز، دعاست كه قضاى الهى را بر مى‌گرداند اگر چه محكم و حتمى شده باشد. آنگاه حضرت از باب تشبيه قضاى حتمى الهى، انگشتان دستهايشان را درهم فرو بردند».

امام زين العابدين-7- فرمود:

12-«انّ الدّعاء و البلاء ليتوافقان الى يوم القيامة انّ الدّعاء ليردّ البلاء و قد ابرم ابراما».

يعنى: «دعا و بلا، تا روز قيامت با هم در مبارزه‌اند و در اين ميدان، دعا پيروزمندانه بيرون مى‌آيد اگر چه آن بلا حتمى بوده باشد».

و نيز از آن حضرت است كه فرمود:

13-«الدّعاء يردّ البلاء النّازل و ما لم ينزل».

يعنى: «دعا، هم بلاى فرود آمده را بر مى‌دارد و هم، بلاى نيامده را».

با توجه به اين احاديث و احاديث مشابه ديگرى كه به خاطر پرهيز از طولانى شدن بحث از ذكر آنها خوددارى كرديم، روشن مى‌شود كه بايد ضررها را به واسطه دعا دفع كرد.

و دافع ضرر بودن دعا، از طريق اخبار معصومين- عليهم السّلام- كه علم به راستگويى آنان داريم، ثابت مى‌شود.


صفحه 27

تشويق بر دعا در آيات و روايات‌

آيات‌

قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ‌[1].

يعنى: «اى پيامبر! بگو اگر دعايتان نبود، پروردگار من به شما اهميتى نمى‌داد».

وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‌[2].

يعنى: «پروردگارتان مى‌گويد: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم. مسلّما آنانى كه از پرستش و عبادت من سركشى مى‌كنند، بزودى با خوارى به جهنّم در مى‌آيند».

در اين آيه شريفه، خداوند متعال «دعا» را عبادت خوانده (يعنى اگر كسى با خدايش سخن بگويد، عبادت كرده) و سركشان از عبادت را به منزله كافر قرار داده است.

وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[3].

يعنى: «خداى را از روى بيم و اميد، بخوانيد».

-وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي‌

[1]- سوره فرقان، آيه 77.

[2]- سوره مؤمن، آيه 60.

[3]- سوره اعراف، آيه 56.


صفحه 28

وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‌[1].

يعنى: «هر گاه بندگانم در باره من از تو سؤال كردند (بگو كه) من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند، پاسخ مى‌دهم، پس اينان بايد مرا بخوانند و به من ايمان بياورند تا ارشاد گردند».

حال كه كلام به اين آيه شريفه از قرآن كريم رسيد، خوب است نكاتى را در باره آن متذكر شويم:

اوّل- جمله: «هر گاه بندگانم از تو در باره من سؤال كردند»، كنايه است به اينكه خوب است بندگان من، از من سؤال كنند.

دوّم- خداوند متعال در پاسخ نفرمود: «بگو من نزديكم» (به مناسبت اينكه اوّل آيه خطاب به پيامبر است) بلكه جهت تسريع در پاسخ بندگان، كلمه «بگو» را حذف كرده مستقيما فرمود: «من نزديكم».

سوّم- بر سر جواب، حرف «فاء» در آورد كه دلالت بر عدم فاصله دارد.

چهارم- پروردگار سبحان خودش مستقيما پاسخ داد و اين نشانه منزلت و شرف دعا نزد ذات اقدس اللَّه است.

در همين باره امام باقر-7- مى‌فرمايد:

«لا تملّ من الدّعاء فانّه من اللَّه بمكان»

[2].

يعنى: «از دعا خسته مشو، چون نزد خدا ارزش دارد».

و در پاسخ «بريد بن معاويه» كه از آن حضرت پرسيده بود آيا دعاى بيشتر بهتر است يا قرائت قرآن بيشتر؟ فرمود:

14-كثرة الدّعاء افضل ثمّ قرأ:قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ».

يعنى: «دعاى بيشتر بهتر است، چون خداوند فرمود: اى پيامبر-6- بگو اگر دعايتان نبود، پروردگار من به شما اهميتى نمى‌داد».

[1]- سوره بقره، آيه 186.

[2]- در حديث 526 خواهد آمد.