آن را نگفته باشد».
شيخ كلينى (ره) از حضرت صادق-7- اين چنين روايت كرده است:
3-«من سمع شيئا من الثّواب على شيء فصنعه، كان له اجره و ان لم يكن على ما بلغه».
يعنى: «اگر كسى ثوابى را بر چيزى بشنود و آن را انجام دهد، ثوابش را خواهد برد، اگر چه در واقع، خبر مطابق آنچه شنيده، نباشد».
اهل سنت نيز از جابر بن عبد اللَّه انصارى (ره) روايت كردهاند كه پيامبر-6- فرمود:
4-«من بلغه عن اللَّه فضيلة فاخذها و عمل بما فيها ايمانا باللَّه و رجاء ثوابه، اعطاه اللَّه تعالى ذلك و ان لم يكن كذلك».
يعنى: «اگر به فردى بگويند فلان عمل نيك نزد خداوند متعال فلان اندازه فضيلت و ثواب دارد و او هم آن را به قصد رسيدن به اين فضيلت، انجام بدهد، ذات اقدس الهى، آن ثواب را به او خواهد داد، اگر چه واقع، امر اين چنين نباشد».
بنا بر اين، هم شيعه و هم اهل سنت بر اين مطلب اتفاق نظر دارند[1].
[1]- ناگفته نماند كه منظور، اعمالى است كه از نظر شرع مقدّس اسلام، رجحان و فضيلت داشته باشد، مثلا بشنود كه روزه آخر هر ماه، اين قدر ثواب دارد كه در واقع اين روزه گرفتن خوب هست، ولى مقدار ثوابش شايد به اين ميزان كه شنيده، نباشد، اينجا ذات اقدس الهى، از فضل و كرمش همان مقدار ثواب را كه شنيده به او خواهد داد.
باب أوّل تشويق به دعا
تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن- تشويق بر دعا در آيات و روايات* آيات اسرار محروميت از اجابت دعا تلفظ غلط در دعا فوايد دعا تنبيه نصيحت (اگر دعا اجابت نشد) روايات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
تحريص بر دعا و تشويق عقل بر آن
عقل هر عاقلى حكم مىكند كه وقتى انسان قدرت دارد، بايد ضرر را از خودش دفع نمايد و از طرف ديگر مىدانيم كه زندگى در اين دنيا براى هيچ انسانى بدون ضرر و زيان و تشويش خاطره نيست چون:
- يا درد و مرضى در اندرون خود دارد.
- يا ظالمى از خارج او را مىآزارد.
- يا در شغل و كارش گرفتارى دارد.
- يا همسايه به او آزار مىرساند.
- و يا ...
و اگر فعلا هيچ يك از اين گرفتاريها پيش نيامده باشد، باز عقل محال نمىداند كه در آينده گرفتاريهايى برايش پديد آيد، چگونه پديد نيايد و حال آنكه دنيا محل حوادث است و هيچ وقت بر يك منوال، ثابت و برقرار نمىماند و كسى از سختيها و مصيبتهاى آن در امان نيست. منتها سختيهايش براى بعضيها به فعليت رسيده و محقق شده و براى عده ديگر در آينده محقق خواهد شد، اما عقل حكم به وجوب و لزوم برطرف نمودن هر دو قسم از مصيبتها و گرفتاريها مىكند، اين از يك سوى از سوى ديگر، دعا وسيلهاى است كه مىتواند اين مشكل را برطرف سازد و آن را براى انسان حلّ كند، پس عقلا لازم است كه دست به دامان دعا بياويزيم و از آن براى حلّ مشكلاتمان كمك بگيريم.
همين معنا در كلام امير المؤمنين و سيد الوصيّين- عليه و على آله افضل صلوات المصلّين- آمده، آنجا كه مىفرمايد:
5-«ما من احد ابتلي و ان عظمت بلواه باحقّ بالدّعاء من المعافى الّذى لا يأمن من البلاء».
يعنى: «مبادا كسى كه فعلا بلايى به او روى نياورده و در عافيت زندگى مىكند ولى در آينده از آن در امان نيست، گمان كند كه انسان گرفتار- هر چند گرفتاريش بزرگ باشد- بيشتر از او به دعا نيازمند است. (بلكه وى نيز براى دفع بلاهاى آتيه به دعا نياز دار)».
از اين حديث، فهميده مىشود كه هر فردى به دعا نياز دارد، چه آن كسى كه در عافيت است و چه آن كس كه مبتلاست، منتها دومى براى برطرف ساختن بلايى كه هست و اوّلى براى جلوگيرى از نزول آن.
علاوه بر اين، دعا سبب جلب منفعت و يا بقاى نعمتهاى موجود نيز مىگردد، چون معصومين- عليهم السّلام- از آن به «سلاح و ترس» تعبير كردند، «سلاح» وسيلهاى است كه انسان را به منفعتى برساند، يا ضررى را از او دفع كند و «ترس به «سپر» مىگويند كه موجب حفظ و نگهدارى انسان از مشكلات و سختيها مىشود.
رسول خدا-6- فرمود:
6-«الا ادلّكم على سلاح ينجيكم من اعدائكم و يدرّ ارزاقكم؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه-6- قال: تدعون ربّكم بالليل و النّهار فإنّ سلاح المؤمن الدّعاء».
يعنى: «آيا اسلحهاى را به شما معرفى كنم كه هم شما را از شرّ دشمنانتان نجات ميدهد و هم روزيتان را زياد مىنمايد؟ گفتند: بلى يا رسول اللَّه-6- فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد، چون دعا، اسلحه مؤمن است».
امام على-7- مىفرمايد:
7-«الدّعاء ترس المؤمن و متى تكثر قرع الباب يفتح لك».
يعنى: «دعا، سپر مؤمن است، اگر باب رحمت الهى را زياد بكوبى (و نااميد نشوى، عاقبت) آن در، به رويت گشوده خواهد شد».
امام جعفر بن محمد صادق-7- فرمود:
8-«الدّعاء انفذ من السّنان الحديد».
يعنى: «دعا از سر نيزه آهنى، برّندهتر و نافذتر است».
امام موسى بن جعفر-7- فرمود:
9-«انّ الدّعاء يردّ ما قدّر و ما لم يقدّر. قال: قلت: و ما قد قدّر فقد عرفته فما لم يقدّر؟ قال: حتّى لا يكون».
يعنى: «دعا، هم آنچه مقدّر شده و هم آنچه مقدّر نشده، هر دو را بر مىگرداند و سبب تغييرش مىشود. راوى (يعنى عمر بن يزيد) مىگويد، گفتم:
آنچه مقدّر شده، معيّن و معلوم است كه دعا موجب تغييرش مىشود، اما آنچه مقدّر نشده، چطور؟ فرمود: دعا موجب مىشود كه اصلا مقدّر نشود».
و نيز آن حضرت فرمود:
10-«عليكم بالدّعاء فانّ الدّعاء و الطّلب الى اللَّه تعالى يردّ البلاء و قد قدّر و قضي فلم يبق الّا إمضاؤه فاذا دعى اللَّه و سئل صرفه صرفه».
يعنى: «دعا كنيد، چون دعا و طلب كردن از خداوند تعالى، بلا را دفع مىكند حتّى اگر مقدّر شده و بدان حكم گرديده و بجز اجرايش چيزى نمانده باشد، در اين صورت اگر از خدا بخواهيد كه آن را برگرداند، برمىگرداند».
زرارة از امام محمد باقر-7- نقل مىكند كه فرمود:
11-«الا ادلّكم على شيء لم يستثن فيه رسول اللَّه6؟ قلت: بلى، قال: الدّعاء يردّ القضاء و قد ابرم ابراما- و ضمّ اصابعه-»
.
يعنى: «آيا مىخواهيد چيزى را به شما معرفى كنم كه رسول اللَّه-6- از آن استثناء نكرد (يعنى نفرمود ان شاء اللَّه) زراره مىگويد گفتم:
بلى، فرمود: آن چيز، دعاست كه قضاى الهى را بر مىگرداند اگر چه محكم و حتمى شده باشد. آنگاه حضرت از باب تشبيه قضاى حتمى الهى، انگشتان دستهايشان را درهم فرو بردند».
امام زين العابدين-7- فرمود:
12-«انّ الدّعاء و البلاء ليتوافقان الى يوم القيامة انّ الدّعاء ليردّ البلاء و قد ابرم ابراما».
يعنى: «دعا و بلا، تا روز قيامت با هم در مبارزهاند و در اين ميدان، دعا پيروزمندانه بيرون مىآيد اگر چه آن بلا حتمى بوده باشد».
و نيز از آن حضرت است كه فرمود:
13-«الدّعاء يردّ البلاء النّازل و ما لم ينزل».
يعنى: «دعا، هم بلاى فرود آمده را بر مىدارد و هم، بلاى نيامده را».
با توجه به اين احاديث و احاديث مشابه ديگرى كه به خاطر پرهيز از طولانى شدن بحث از ذكر آنها خوددارى كرديم، روشن مىشود كه بايد ضررها را به واسطه دعا دفع كرد.
و دافع ضرر بودن دعا، از طريق اخبار معصومين- عليهم السّلام- كه علم به راستگويى آنان داريم، ثابت مىشود.
تشويق بر دعا در آيات و روايات
آيات
قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ[1].
يعنى: «اى پيامبر! بگو اگر دعايتان نبود، پروردگار من به شما اهميتى نمىداد».
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ[2].
يعنى: «پروردگارتان مىگويد: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم. مسلّما آنانى كه از پرستش و عبادت من سركشى مىكنند، بزودى با خوارى به جهنّم در مىآيند».
در اين آيه شريفه، خداوند متعال «دعا» را عبادت خوانده (يعنى اگر كسى با خدايش سخن بگويد، عبادت كرده) و سركشان از عبادت را به منزله كافر قرار داده است.
وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[3].
يعنى: «خداى را از روى بيم و اميد، بخوانيد».
-وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي
[1]- سوره فرقان، آيه 77.
[2]- سوره مؤمن، آيه 60.
[3]- سوره اعراف، آيه 56.