امير المؤمنين على-7- فرمود:
329-«تختّموا بالجزع اليمانى فانّه يردّ كيد مردة الشّياطين».
يعنى: «جزع يمانى[1]را انگشتر كنيد كه حيلههاى شيطان را برمىگرداند».
و نيز فرمود:
330- «التّختّم بالزّمرّد يسر لا عسر فيه، و التّختّم باليواقيت ينفى الفقر».
يعنى: «انگشتر زمرّد در دست كردن، موجب سهولت (كارهاست) و سختى (به همراه) ندارد و انگشتر ياقوت، فقر را از بين مىبرد».
و فرمود:
331-«نعم الفصّ البلّور»
. يعنى: «بلور، خوب نگينى است».
[1]-« الجزع» يعنى نگين سياه و سفيد.
باب سوّم اوصاف دعاكننده
- كسانى كه دعايشان مستجاب است- تنبيه- نصيحت- كسانى كه دعايشان مستجاب نيست
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
كسانى كه دعايشان مستجاب است
الف- روزهدار.
ب- حاجى (كسى كه اعمال حج انجام مىدهد).
ج- معتمر (كسى كه عمره به جاى مىآورد).
د- جنگكننده (در راه خدا).
ه- امام و رهبر عادل.
و- مظلوم.
ز- كسى كه پشت سر برادر مؤمن برايش دعا كند.
ح- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.
ط- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.
«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
332-«خمس دعوات لا يحجبنّ عن الرّبّ تبارك و تعالى: دعوة الامام المقسط، و دعوة المظلوم، يقول اللَّه عزّ و جلّ: لانتقمنّ لك و لو بعد حين، و الولد الصّالح لوالديه، و الوالد الصّالح لولده، و دعوة المؤمن لاخيه بظهر الغيب فيقول: و لك مثله»
. يعنى: «پنج دعاست كه از پروردگار متعال مخفى نمىماند[1]:
[1]- يعنى اجابت مىشود.
- دعاى امام و رهبر عادل.
- دعاى مظلوم كه خداوند عزيز و جليل مىگويد: حتما انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدّتى.
- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.
- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.
- دعاى مؤمن براى برادر مؤمن در پشت سرش كه خداوند متعال مىفرمايد:
براى تو نيز مانند آن خواهد بود».
روايت شده است كه:
333-«انّ اللَّه سبحانه قال لموسى: ادعنى على لسان لم تعصنى به، فقال:
يا ربّ، انّى لى بذلك؟ فقال: ادعنى على لسان غيرك»
. يعنى: «خداوند سبحان به حضرت موسى-7- فرمود: اى موسى! مرا بر زبانى كه با آن گناه نكردى بخوان، گفت: اين چنين زبانى كجا دارم؟ فرمود:
مرا بر زبان ديگران بخوان».
ى- كسى كه دعايش را تعميم بدهد، (يعنى تنها براى خود دعا نكند).
ك- كسى كه قبل از نزول بلا دعا كرده باشد.
«هارون بن خارجه» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
334-«انّ الدّعاء في الرّخاء ليستخرج الحوائج في البلاء»
. يعنى: «دعا در زمان راحتى و آسايش، براى برآورده شدن حوايج روز نيازمندى است».
«محمد بن مسلم» نيز از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:
335-«كان جدّى يقول: تقدّموا في الدّعاء فانّ العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قيل: صوت معروف، فاذا لم يكن دعا فنزل به البلاء قيل: اين كنت قبل اليوم؟»
.
يعنى: «جدم مىفرمود: در دعا پيشى بگيريد، چون هر وقت بندهاى دعا كند، بعد بلايى نازل شود، پس از بلا نيز دعا كند، گفته مىشود: صدايى است آشنا، اما اگر دعا نكرده، بلا نازل گردد، گفته مىشود: تا امروز كجا بودى؟».
و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
336-«من تخوّف من البلاء يصيبه فتقدّم فيه بالدّعاء لم يره اللَّه ذلك البلاء ابدا»
. يعنى: «كسى كه از رسيدن بلايى هراسناك است، اگر قبل از آن دعا كند، خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد».
از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:
337-«يا ابا ذرّ، الا اعلّمك كلمات ينفعك اللَّه بها؟ قلت: بلى يا رسول اللَّه، قال: احفظ اللَّه يحفظك اللَّه، احفظ اللَّه تجده امامك، تعرّف الى اللَّه في الرّخاء يعرفك في الشّدّة، و اذا سألت فاسأل اللَّه، و اذا استعنت فاستعن باللَّه، فقد جرى القلم بما هو كائن، و لو انّ الخلق كلّهم جهدوا ان ينفعوك بشيء لم يكتبه اللَّه لك ما قدروا عليه»
. يعنى: «اى ابا ذر! آيا كلماتى به تو بياموزم كه برايت منفعت داشته باشد؟
(ابا ذر مىگويد:) گفتم: بلى اى رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت كن تا خدا از تو حفاظت كند، اگر از خدا حفاظت نمايى، او را در جلو خودخواهى يافت، در روز راحتى و آسايش، معروف و شناختهشده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدّت و نيازت، بشناسد. اگر درخواستى دارى از خدا بطلب و اگر كمك مىخواهى از او بخواه، همانا مقدّرات عالم تحت قلم ذات اقدس الهى است، اگر تمام خلق بكوشند تا نفعى به تو برسانند كه خدا آن را برايت ثبت نكرده است، هرگز قدرت چنين كارى را نخواهند داشت».
«سكونى» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
338-«قال رسول اللَّه-6-: ايّاكم و دعوة المظلوم فانّها ترفع فوق السّحاب حتّى ينظر اللَّه اليها فيقول ارفعوها حتّى استجيب له، و ايّاكم و دعوة الوالد فانّها احدّ من السّيف»
. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: خود را از نفرين مظلوم دور نگه داريد (يعنى مبادا مظلومى عليه شما دعا كند) چون اين دعا از ابرها فراتر خواهد رفت تا جايى كه خداوند متعال بدان نظر كرده مىفرمايد: آن را بالا بياوريد تا برايش اجابت كنم. و خود را از نفرين پدر و مادر نيز نگهدارى نماييد، چون اين دعا از شمشير تيزتر است».
از حضرت صادق-7- روايت شده است كه فرمود:
339-«ثلاث دعوات لا يحجبن عن اللَّه عزّ و جلّ: دعاء الوالد اذا برّه، و عليه اذا عقّه، و دعاء المظلوم على ظالمه، و دعاؤه لمن انتصر له منه، و رجل مؤمن دعا لاخيه المؤمن اذا واساه فينا، و دعاؤه عليه اذا لم يواسه مع القدرة عليه و اضطرار اخيه اليه».
يعنى: «سه دعاست كه از خداوند عزيز و جليل مخفى نمىماند:
اوّل- دعاى پدر و مادر براى فرزندش، زمانى كه به او نيكى كنند و نفرينشان بر او وقتى كه ايشان را بيازارد.
دوّم- نفرين مظلوم عليه ظالم و دعايش براى كسى كه وى را عليه ظالم يارى كرده است.
سوّم- دعاى مؤمن براى برادر مؤمنى كه او را در راه ما يارى كرده باشد و نفرينش عليه او زمانى كه او را يارى نكرده باشد با اينكه هم او قدرت اين كار را داشت و هم برادر مؤمنش بدان نيازمند بود».
در حديث ديگر آمده:
340-«اتّقوا دعوة الوالد فانّها ترفع فوق السّحاب، و اتّقوا دعوة الوالد فانّها احدّ من السّيف»
.
يعنى: «خود را از نفرين پدر و مادر نگهدارى كنيد، چون اين نفرين به بالاى ابرها مىرود، خود را از نفرين پدر و مادر نگهدارى كنيد، براى اينكه اين نفرين از شمشير تيزتر است».
در روايت آمده است:
341-«انّ الولد اذا مرض ترقّى امّه السّطح و تكشف عن قناعها حتّى يبرز شعرها نحو السّماء فتقول:»
. يعنى: «وقتى فرزند مريض مىشود، مادرش به پشت بام برود و روسرى را از سر خود بردارد تا موهايش به سوى آسمان آشكار شود، آنگاه بگويد:».
«اللّهمّ انت اعطيتنيه و انت وهبته لى اللّهمّ فاجعل هبتك اليوم لى جديدة انّك قادر مقتدر»
. يعنى: «خدايا! تو اين فرزند را به من عطا كردى و بخشيدى، خدايا! امروز هديهات را تجديد كن كه تو قادرى».
«ثمّ تسجد فانّها لا ترفع رأسها الّا قد برأ ابنها»
. يعنى: «سپس سجده كند كه از آن سجده سر برنمىدارد مگر اينكه فرزندش از آن مرض بهبودى يافته است».
ل- كسى كه در حوايجش بر غير خداوند سبحان تكيه نمىكند.
پروردگار متعال مىفرمايد:
-وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً[1].
يعنى: «كسى كه بر خدا توكل كند، خداوند او را كافى است، او كار خود را به اجرا مىرساند و براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است».
[1]- سوره طلاق، آيه 3.