بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 219

يعنى: «چرا انگشتر عقيق به دست نكردى؟ اين انگشتر (انسان را) از هر بدى حراست مى‌كند، هر كس عقيق بر دست كند تا وقتى كه در دستش باشد، نظرش به عواقب نيك است. و نگاهدار هميشگى‌اش خداست. هر كس انگشتر عقيق بسازد و روى آن، جمله: محمد نبىّ اللَّه و على ولىّ اللَّه را نقش كند، خداوند متعال او را از مرگ بد نگاهدارى مى‌فرمايد و با ايمان از دنيا مى‌رود. هيچ دستى به سوى خدا بالا نرفت كه محبوبتر باشد از دستى كه در آن عقيق است و كسى كه در حال قرعه زدن در دستش عقيق باشد، بهره‌اش بيشتر خواهد بود».

پس از مناجات حضرت موسى-7- بر طور سينا، خداوند متعال عقيق را خلق كرد و فرمود:

326-«آليت على نفسى ان لا اعذّب كفّا لبسته بالنّار اذا يوالى عليّا صلوات اللَّه عليه».

يعنى: «سوگند مى‌خورم به خودم كه دستى را كه در آن عقيق باشد با آتش عذاب نكنم، به شرط آنكه داراى ولايت على درود خدا بر او باشد».

و فرمود:

327-«صلاة ركعتين بفصّ عقيق تعدل الف ركعة بغيره».

يعنى: «دو ركعت نماز با نگين عقيق، مساوى است با هزار ركعت بدون آن».

328-«التّختّم بالفيروز و نقشه اللَّه الملك النّظر اليه حسنة، و هو من الجنّة اهداه جبرئيل الى النّبىّ-6- فوهبه لأمير المؤمنين، و اسمه بالعربيّة الظّفر»

. يعنى: «نگاه كردن به انگشتر فيروزه‌اى كه بر آن اللَّه الملك نوشته شده باشد، حسنه است، فيروزه اصلش از بهشت است كه جبرئيل آن را براى رسول خدا-6- هديه آورد و ايشان هم آن را به امير المؤمنين-7- هديه نمود كه در عربى به آن «ظفر» مى‌گويند».


صفحه 220

امير المؤمنين على-7- فرمود:

329-«تختّموا بالجزع اليمانى فانّه يردّ كيد مردة الشّياطين».

يعنى: «جزع يمانى‌[1]را انگشتر كنيد كه حيله‌هاى شيطان را برمى‌گرداند».

و نيز فرمود:

330- «التّختّم بالزّمرّد يسر لا عسر فيه، و التّختّم باليواقيت ينفى الفقر».

يعنى: «انگشتر زمرّد در دست كردن، موجب سهولت (كارهاست) و سختى (به همراه) ندارد و انگشتر ياقوت، فقر را از بين مى‌برد».

و فرمود:

331-«نعم الفصّ البلّور»

. يعنى: «بلور، خوب نگينى است».

[1]-« الجزع» يعنى نگين سياه و سفيد.


صفحه 221

باب سوّم اوصاف دعاكننده‌

- كسانى كه دعايشان مستجاب است- تنبيه- نصيحت- كسانى كه دعايشان مستجاب نيست‌


صفحه 222

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 223

كسانى كه دعايشان مستجاب است‌

الف- روزه‌دار.

ب- حاجى (كسى كه اعمال حج انجام مى‌دهد).

ج- معتمر (كسى كه عمره به جاى مى‌آورد).

د- جنگ‌كننده (در راه خدا).

ه- امام و رهبر عادل.

و- مظلوم.

ز- كسى كه پشت سر برادر مؤمن برايش دعا كند.

ح- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.

ط- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.

«عبد اللَّه بن سنان» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

332-«خمس دعوات لا يحجبنّ عن الرّبّ تبارك و تعالى: دعوة الامام المقسط، و دعوة المظلوم، يقول اللَّه عزّ و جلّ: لانتقمنّ لك و لو بعد حين، و الولد الصّالح لوالديه، و الوالد الصّالح لولده، و دعوة المؤمن لاخيه بظهر الغيب فيقول: و لك مثله»

. يعنى: «پنج دعاست كه از پروردگار متعال مخفى نمى‌ماند[1]:

[1]- يعنى اجابت مى‌شود.


صفحه 224

- دعاى امام و رهبر عادل.

- دعاى مظلوم كه خداوند عزيز و جليل مى‌گويد: حتما انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدّتى.

- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش.

- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند.

- دعاى مؤمن براى برادر مؤمن در پشت سرش كه خداوند متعال مى‌فرمايد:

براى تو نيز مانند آن خواهد بود».

روايت شده است كه:

333-«انّ اللَّه سبحانه قال لموسى: ادعنى على لسان لم تعصنى به، فقال:

يا ربّ، انّى لى بذلك؟ فقال: ادعنى على لسان غيرك»

. يعنى: «خداوند سبحان به حضرت موسى-7- فرمود: اى موسى! مرا بر زبانى كه با آن گناه نكردى بخوان، گفت: اين چنين زبانى كجا دارم؟ فرمود:

مرا بر زبان ديگران بخوان».

ى- كسى كه دعايش را تعميم بدهد، (يعنى تنها براى خود دعا نكند).

ك- كسى كه قبل از نزول بلا دعا كرده باشد.

«هارون بن خارجه» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

334-«انّ الدّعاء في الرّخاء ليستخرج الحوائج في البلاء»

. يعنى: «دعا در زمان راحتى و آسايش، براى برآورده شدن حوايج روز نيازمندى است».

«محمد بن مسلم» نيز از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:

335-«كان جدّى يقول: تقدّموا في الدّعاء فانّ العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قيل: صوت معروف، فاذا لم يكن دعا فنزل به البلاء قيل: اين كنت قبل اليوم؟»

.


صفحه 225

يعنى: «جدم مى‌فرمود: در دعا پيشى بگيريد، چون هر وقت بنده‌اى دعا كند، بعد بلايى نازل شود، پس از بلا نيز دعا كند، گفته مى‌شود: صدايى است آشنا، اما اگر دعا نكرده، بلا نازل گردد، گفته مى‌شود: تا امروز كجا بودى؟».

و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

336-«من تخوّف من البلاء يصيبه فتقدّم فيه بالدّعاء لم يره اللَّه ذلك البلاء ابدا»

. يعنى: «كسى كه از رسيدن بلايى هراسناك است، اگر قبل از آن دعا كند، خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد».

از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:

337-«يا ابا ذرّ، الا اعلّمك كلمات ينفعك اللَّه بها؟ قلت: بلى يا رسول اللَّه، قال: احفظ اللَّه يحفظك اللَّه، احفظ اللَّه تجده امامك، تعرّف الى اللَّه في الرّخاء يعرفك في الشّدّة، و اذا سألت فاسأل اللَّه، و اذا استعنت فاستعن باللَّه، فقد جرى القلم بما هو كائن، و لو انّ الخلق كلّهم جهدوا ان ينفعوك بشي‌ء لم يكتبه اللَّه لك ما قدروا عليه»

. يعنى: «اى ابا ذر! آيا كلماتى به تو بياموزم كه برايت منفعت داشته باشد؟

(ابا ذر مى‌گويد:) گفتم: بلى اى رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت كن تا خدا از تو حفاظت كند، اگر از خدا حفاظت نمايى، او را در جلو خودخواهى يافت، در روز راحتى و آسايش، معروف و شناخته‌شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدّت و نيازت، بشناسد. اگر درخواستى دارى از خدا بطلب و اگر كمك مى‌خواهى از او بخواه، همانا مقدّرات عالم تحت قلم ذات اقدس الهى است، اگر تمام خلق بكوشند تا نفعى به تو برسانند كه خدا آن را برايت ثبت نكرده است، هرگز قدرت چنين كارى را نخواهند داشت».


صفحه 226

«سكونى» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

338-«قال رسول اللَّه-6-: ايّاكم و دعوة المظلوم فانّها ترفع فوق السّحاب حتّى ينظر اللَّه اليها فيقول ارفعوها حتّى استجيب له، و ايّاكم و دعوة الوالد فانّها احدّ من السّيف»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: خود را از نفرين مظلوم دور نگه داريد (يعنى مبادا مظلومى عليه شما دعا كند) چون اين دعا از ابرها فراتر خواهد رفت تا جايى كه خداوند متعال بدان نظر كرده مى‌فرمايد: آن را بالا بياوريد تا برايش اجابت كنم. و خود را از نفرين پدر و مادر نيز نگه‌دارى نماييد، چون اين دعا از شمشير تيزتر است».

از حضرت صادق-7- روايت شده است كه فرمود:

339-«ثلاث دعوات لا يحجبن عن اللَّه عزّ و جلّ: دعاء الوالد اذا برّه، و عليه اذا عقّه، و دعاء المظلوم على ظالمه، و دعاؤه لمن انتصر له منه، و رجل مؤمن دعا لاخيه المؤمن اذا واساه فينا، و دعاؤه عليه اذا لم يواسه مع القدرة عليه و اضطرار اخيه اليه».

يعنى: «سه دعاست كه از خداوند عزيز و جليل مخفى نمى‌ماند:

اوّل- دعاى پدر و مادر براى فرزندش، زمانى كه به او نيكى كنند و نفرينشان بر او وقتى كه ايشان را بيازارد.

دوّم- نفرين مظلوم عليه ظالم و دعايش براى كسى كه وى را عليه ظالم يارى كرده است.

سوّم- دعاى مؤمن براى برادر مؤمنى كه او را در راه ما يارى كرده باشد و نفرينش عليه او زمانى كه او را يارى نكرده باشد با اينكه هم او قدرت اين كار را داشت و هم برادر مؤمنش بدان نيازمند بود».

در حديث ديگر آمده:

340-«اتّقوا دعوة الوالد فانّها ترفع فوق السّحاب، و اتّقوا دعوة الوالد فانّها احدّ من السّيف»

.