يعنى: «خداوند عزيز و جليل مىفرمايد: هر كه از من چيزى بخواهد و يقين داشته باشد كه ضرر و منفعت در دست من است، اجابتش خواهم نمود».
و- حسن ظن به خدا داشتن به اينكه اجابتش خواهد نمود.
رجا و اميدوارى به رحمت حق
خداوند متعال مىفرمايد:
-وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[1].
يعنى: «خداى را از روى بيم و اميد بخوانيد».
367-«انا عند ظنّ عبدى بى فلا يظنّ عبدى بى الّا خيرا»
. يعنى: «گمان بندهام به من هر چه باشد، من نيز همان طور هستم، پس سزاوار نيست كه به من جز حسن ظن داشته باشد».
رسول خدا-6- فرمود:
368-«ادعوا اللَّه و انتم موقنون بالاجابة»
. يعنى: «در حالى كه يقين به اجابت خدا داريد، او را بخوانيد».
در آنچه خداوند متعال بر حضرت موسى-7- وحى فرستاد آمده است:
369-«يا موسى، ما دعوتنى و رجوتنى فانّى ساغفر لك»
. يعنى: «اى موسى! اگر در حالت اميدوارى مرا بخوانى، بزودى تو را خواهم آمرزيد».
«سليمان بن فرّاء» از راويان حديث از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
[1]- سوره اعراف، آيه 56.
- «اذا دعوت فظنّ حاجتك بالباب»
[1].
يعنى: «هر گاه دعا مىكنى، گمانت اين باشد كه حاجتت پشت در آماده است».
و در روايت ديگر آمده است كه فرمود:
370-«فاقبل بقلبك و ظنّ حاجتك بالباب»
. يعنى: «با قلبت به او روى كن و گمانت اين باشد كه حاجتت پشت در آماده است».
چگونه انسان حسن ظنّ به خدا پيدا نكند در حالى كه او اكرم الاكرمين و ارحم الراحمين مىباشد و اوست كه رحمتش بر غضبش پيشى گرفته است.
روايت شده است كه:
371-«انّ اللَّه سبحانه لمّا نفخ في آدم من روحه و صار بشرا فعند ما استوى جالسا عطس فالهم ان قال:الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، فقال اللَّه تعالى: يرحمك اللَّه يا آدم»
. يعنى: «هنگامى كه خداوند متعال از روحش در آدم دميد و آدم به صورت بشر در آمد، نشست و عطسهاى كرد، به او الهام شد كه بگويد:الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، خداوند متعال در پاسخش گفت: يرحمك اللَّه يا آدم، يعنى: اى آدم خدا! تو را رحمت كند».
بنا بر اين، اولين خطاب خداوند متعال به حضرت آدم-7- توأم با رحمت بود.
در روايت آمده است كه:
372-«انّ اللَّه سبحانه قال لموسى حين ارسله الى فرعون يتوعّده و اخبره انّى الى العفو و المغفرة اسرع منّى الى الغضب و العقوبة»
[1]- در حديث 17 گذشت.
يعنى: «خداوند سبحان حضرت موسى-7- را به سوى فرعون فرستاد تا تهديدش كند و به او بگويد: سرعت من به رحمت و مغفرت بيشتر است تا به خشم و عقوبت».
در روايت ديگر آمده است:
373-«انّه استغاث بموسى حين ادركه الغرق و لم يستغث باللَّه فاوحى اليه:
يا موسى، لم تغث فرعون لانّك لم تخلقه و لو استغاث بى لاغثته»
. يعنى: «فرعون هنگام غرق شدن، به جاى كمك خواستن از خداوند متعال، از حضرت موسى-7- كمك خواست، خداوند متعال به او وحى كرد كه:
اى موسى! او را يارى ننمودى، چون تو او را خلق نكردهاى اما اگر از من يارى مىطلبيد، كمكش مىكردم».
«محمد بن خالد» در كتابش از رسول خدا-6و سلّم- روايت كرده است كه فرمود:
374- «وقتى حضرت يونس-7- به دريايى رسيد كه «قارون» در آن بود، قارون به فرشتهاى كه مأمور او بود گفت: اين صدا و ترس و وحشت چيست كه مىشنوم؟
فرشته گفت: اين يونس است كه خداوند او را در شكم ماهى زندانى كرده و در درياهاى هفتگانه او را گردانده تا به اين دريا رسيده است، اين صدا و وحشت به خاطر وجود اوست.
قارون گفت: آيا اجازه مىدهى با او سخن بگويم؟
فرشته گفت: اجازه دادم.
آنگاه قارون به حضرت يونس-7- گفت: چرا به سوى پروردگارت توبه نمىكنى؟
يونس در جواب گفت: چرا تو به سوى پروردگارت توبه نكردى؟
قارون گفت: من به سوى موسى-7- توبه كردم ولى از من
نپذيرفت، اما اگر تو به سوى خدا توبه كنى و بازگردى، در اولين قدمى كه به سويش بردارى، رحمتش را مىيابى. مگر نمىبينى كه او با بندگانش چه نيك رفتار مىكند و چگونه احسان و رحمتش را بر آنان ارزانى مىدارد؟».
از جمله نشانههاى رحمتش اين است كه مؤمنين را تحريك كرده كه براى برادران ايمانى خود دعا كنند و فرموده است كه: با زبانى كه مرا با آن معصيت نكردهاى دعا كن و آن زبان ديگران است[1].
هم آن دعا را مستجاب مىكند و هم چندين برابرش را به تو مىدهد، كه اين مطلب ان شاء اللَّه به طور مفصل خواهد آمد»[2].
از ديگر نشانههاى رحمتش، رواياتى است كه در ترغيب اهداى ثواب طاعات و عبادات براى مردگان آمده و ثواب آن را چندين برابر قرار داده تا جايى كه از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:
375-«من دخل المقابر فقرأ سورة يس خفّف اللَّه عنهم يومئذ و كان له بعدد من فيها حسنات»
. يعنى: «اگر كسى وارد قبرستان شود و سوره يس بخواند، خداوند متعال در آن روز (عذاب را) بر مردگان آن قبرستان تخفيف مىدهد و در مقابل، به تعداد آن مردهها براى اين فرد، حسنه خواهد بود».
امام صادق-7- فرمود:
376-«تدخل على الميّت في قبره الصّلاة و الصّوم و الحجّ و الصّدقة و الدّعاء و البرّ و يكتب اجره للّذي يفعله و للميّت»
. يعنى: «بعد از مرگ، ثوابهاى نماز و روزه و حج و صدقه و دعا و نيكهايى كه براى ميت انجام مىگيرد به او مىرسد و پاداشش هم براى كسى كه آنها را انجام
[1]- در حديث 333 گذشت.
[2]- از حديث شماره 483 تا شماره 491.
داده، نوشته مىشود و هم براى آن مرده».
و نيز فرمود:
377-«من عمل من المسلمين عن ميّت عمل خير اضعف اللَّه اجره، و نفع اللَّه به الميّت»
. يعنى: «هر مسلمانى كه به نيابت از طرف ميتى، عمل خيرى انجام دهد، خداوند متعال پاداش او را دو برابر كرده به آن مرده نيز بهرهاى مىرساند».
علامت سوم براى رحمت واسعه حق، فرمان او به پيامبر-6- است كه فرمود:
-فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
[1].
يعنى: «پس بدان كه هيچ خدايى جز اللَّه نيست، براى گناه خود و گناه مردان و زنان با ايمان، آمرزش بخواه».
در اين آيه كريمه دقت كن و ببين كه چگونه ذات اقدس الهى، فرمان به استغفار را در كنار شهادت به توحيد كه اساس اسلام است و احكام الهى، حول آن محور دور مىزند قرار داد؟ آيا اين جز نهايت عنايت و توجه و كمال رحمت و تفضل اوست؟ به اين مقدار هم اكتفاء نكرد و در جاى ديگر فرمود:
- «انا عند ظنّ عبدى بى»
[2].
يعنى: «گمان بندهام هر چه باشد، من همان جا هستم».
و نيز كسى را كه به او سوء ظنّ داشته باشد و بر او غضب كند، ترسانيده است.
واضحتر از همه دليلها بر فراوانى لطف و محبتش نسبت به كسى كه به او حسن ظن دارد و اينكه اگر گمان بنده به او نيك باشد، هرگز خلافش را انجام نمىدهد، آيه شريفه قرآن است كه فرمان به توكل مىدهد و مىفرمايد:
[1]- سوره محمد6، آيه 19.
[2]- حديث 367 گذشت.
-وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
[1].
يعنى: «تنها بر خدا توكل كنيد اگر مؤمن هستيد».
اگر جز اين آيه، چيز ديگرى ما را بر توكل، تحريك نمىكرد كافى بود، چون توكل را شرط ايمان قرار داده است.
سپس اين كلام را با بشارت به جزاى نيك و تفضّل و ... براى كسانى كه گرد آن جمع شوند تأكيد كرد و فرمود:
-وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ
[2].
يعنى: «گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نيكو ياورى است، آنگاه از جنگ بازگشتند در حالى كه نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هيچ آسيبى به آنان نرسيده بود، اينان به راه خشنودى و رضايت خدا رفتند».
علاوه بر آن بشارت داده كه متوكلين را دوست دارد.
-إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
[3].
يعنى: «خدا توكّلكنندگان را دوست دارد».
از حضرت صادق-7- سؤال شد كه ميزان توكل چيست؟ فرمود:
378-«الّا يخاف مع اللَّه شيئا»
. يعنى: «وقتى با خدا بود، ديگر از غير او هراسى نداشته باشد».
بنا بر اين، مدار و مركز توكل، حسن ظن به خداست، چون تنها، كسى كه به خدا حسن ظن داشته باشد، از غير او ترسى ندارد.
پس از بررسى آيات قرآنى، نظرى به روايات وارده از معصومين- عليهم صلوات اللَّه اجمعين- نما كه در اين باره چه فرمودهاند؟
[1]- سوره مائده، آيه 23.
[2]- سوره آل عمران، آيات 173- 174.
[3]- سوره آل عمران، آيه 159.
از امام كاظم-7- روايت شده است كه فرمود:
379-«و اللَّه ما اعطى مؤمن قطّ خير الدّنيا و الآخرة الّا بحسن ظنّه باللَّه عزّ و جلّ و رجائه له و حسن خلقه و الكفّ عن اغتياب المؤمنين، و اللَّه تعالى لا يعذّب عبدا بعد التّوبة و الاستغفار الّا بسوء ظنّه و تقصيره في رجائه اللَّه عزّ و جلّ و سوء خلقه و اغتيابه المؤمنين»
. يعنى: «به خدا قسم به هيچ مؤمنى، خير دنيا و آخرت داده نشد مگر به خاطر:
- حسن ظنّ به خداوند عزيز و جليل و اميدش به او.
- اخلاق نيكويش.
- و دست برداشتن از غيبت مؤمنين.
و خدا بندهاى را بعد از توبه و استغفارش عذاب نكرد مگر به خاطر:
- سوء ظن و اميد نداشتن به خداوند عزيز و جليل.
- بد اخلاقى.
- و غيبت مؤمنين را نمودن».
«و ليس يحسن ظنّ عبد مؤمن باللَّه عزّ و جلّ الّا كان اللَّه عند ظنّه لانّ اللَّه كريم يستحى ان يخلف ظنّ عبده و رجاءه فاحسنوا الظّنّ باللَّه و ارغبوا اليه فانّ اللَّه تعالى يقول:»
. يعنى: «هرگز بنده مؤمنى به خداوند عزيز و جليل حسن ظن نشان نمىدهد مگر آنكه خداوند متعال با او بر اساس همان ظن و گمان نيكش رفتارى نمايد، چون خداوند، كريم است و شرم دارد از اينكه با گمان و اميد بندهاش مخالفت كند، بنا بر اين گمانتان را به خداوند نيك گردانيد و به سوى او ميل و رغبت نشان دهيد كه خودش مىفرمايد:».
الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
[1].
[1]- سوره فتح، آيه 6.
يعنى: « (منافقين و مشركين) بر خدا گمان بد دارند و (بدين سبب) بدى برگردشان حلقه زد و خداوند نيز بر آنان خشم گرفت».
در روايت آمده است كه:
380-«انّ اللَّه تعالى اذا حاسب الخلق يبقى رجل قد فضلت سيّئاته على حسناته فتأخذه الملائكة الى النّار و هو يلتفت فيأمر اللَّه تعالى بردّه فيقول له: لم تلتفت- و هو اعلم به-؟ فيقول: يا ربّ، ما كان هذا حسن ظنّى بك، فيقول اللَّه تعالى: ملائكتى و عزّتى و جلالى ما احسن ظنّه بى يوما و لكن انطلقوا به الى الجنّة لادّعائه حسن الظّنّ بى»
. يعنى: «خداوند متعال حساب خلق را كه رسيد، يك نفر باقى مىماند كه سيئاتش بر حسناتش فزونى دارد، ملائكه او را مىگيرند تا به سوى آتش ببرند در حالى كه او پشت سر خود را نگاه مىكند، در اين هنگام خداوند متعال فرمان مىدهد او را برگردانند آنگاه به او مىگويد: چرا پشت سر خود را نگاه كردى؟- البته ذات اقدس الهى خود علت آن را مىداند- آن فرد مىگويد: خدايا! گمان نيكوى من به تو اين نبود (كه مرا به آتش بسوزانى)، در اينجا خداوند سبحان مىفرمايد:
ملائكه من، به عزت و جلالم سوگند! اين بنده حتى يك روز هم به من حسن ظن نداشت، اما او را به بهشت ببريد، چون ادعا كرد كه به من حسن ظنّ دارد».
«عطاء بن يسار» مىگويد: امير المؤمنين- عليه افضل صلوات المصلّين- فرمود:
381-«يوقف العبد يوم القيامة بين يدى اللَّه سبحانه و تعالى فيقول: قيسوا بين نعمتى عليه و بين عمله، فيستغرق النّعم العمل، فيقول اللَّه: و قد وهبت له نعمتى له فقيسوا بين الخير و الشّرّ، فان استوى العملان اذهب اللَّه تعالى الشّر بالخير و ادخله الجنّة، و ان كان له فضل اعطاه اللَّه بفضله، و ان كان عليه فضل و هو من اهل التّقوى لم يشرك باللَّه تعالى و اتّقى الشّرك فهو من اهل المغفرة يغفر له ربّه برحمته و يدخله الجنّة ان شاء بعفوه»
.