بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 284

ميان شب، از ترس خدا بگريد».

449-«ما من شي‌ء الّا و له كيل او وزن الّا الدّموع فانّ القطرة تطفى‌ء بحارا من النّار، فاذا اغرورقت العين بمائها لم يرهق وجهه قتر و لا ذلّة، فاذا فاضت حرّمه اللَّه على النّار، و لو انّ باكيا بكى في امّة لرحموا»

. يعنى: «هر چيزى وزن و اندازه‌اى دارد مگر اشك كه يك قطره از آن، درياهايى از آتش را خاموش مى‌كند، آنگاه كه چشم از اشك پر شود، آن صورت در قيامت نه سختى مى‌بيند و نه خوارى را. و وقتى كه آن اشك از چشمها جارى شد، خداوند متعال آن صورت را بر آتش حرام مى‌كند و اگر گريه‌كننده‌اى بر امتى بگريد، خداوند متعال تمام آنان را مشمول رحمت خويش مى‌گرداند».

450- «ما من عين الّا و هى باكية يوم القيامة الّا عين بكت من خوف اللَّه، و ما اغرورقت عين بمائها من خشية اللَّه الّا حرّم اللَّه سائر جسده على النّار، و لا فاضت على خدّه فزهق ذلك الوجه قتر و لا ذلّة، و ما من شي‌ء الّا و له كيل او وزن الّا الدّمعة فانّ اللَّه يطفى‌ء باليسير منها البحار من النّار، و لو انّ عبدا بكى في امّة لرحم اللَّه تلك الامّة ببكاء ذلك العبد».

يعنى: «هيچ چشمى نيست مگر آنكه در روز قيامت گريان است بجز چشمى كه از ترس خدا گريه كرده باشد، هرگز چشمى از ترس خدا با اشك پر نشد مگر آنكه ذات اقدس الهى ساير اعضاى بدنش را بر آتش حرام گردانيد و نشد اين اشك جارى شود و آن چهره سختى و ذلت ببيند.

هر چيزى وزن و اندازه‌اى دارد مگر اشك كه خداوند متعال با مقدار كمى از آن، درياهايى از آتش را خاموش مى‌كند اگر بنده‌اى در باره امتى بگريد، خداوند منّان آن امت را به واسطه گريه همين بنده مشمول رحمت خويش مى‌نمايد».


صفحه 285

از «معاوية بن عمار» نقل شده است كه گفت: از حضرت صادق-7- شنيدم:

451-«كان في وصيّة رسول اللَّه-6- لعلىّ-7- انّه قال: يا علىّ، اوصيك في نفسك بخصال فاحفظها ثمّ قال: اللّهمّ اعنه و عدّ خصالا و الرّابعة كثرة البكاء من خشية اللَّه عزّ و جلّ يبنى لك بكلّ دمعة الف بيت في الجنّة»

. يعنى: «در وصيت رسول خدا-6- به على-7- آمده است كه: اى على! تو را به چند خصلت سفارش مى‌كنم كه بايد آنها را حفظ نمايى. سپس فرمود: خدايا! على را بر اين كار كمك كن. آنگاه حضرت آن خصال را بر شمرد تا اينكه فرمود: صفت چهارم، گريه زياد از ترس خداوند عزيز و جليل است كه در برابر هر قطره اشكى، برايت هزار خانه در بهشت ساخته مى‌شود».

ابو حمزه از امام باقر-7- روايت كرده است كه فرمود:

452-«ما من قطرة احبّ الى اللَّه من قطرة دموع في سواد الليل مخافة من اللَّه لا يراد بها غيره»

. يعنى: «قطره‌اى نزد خدا دوست داشتنى‌تر نيست از قطره اشكى در سياهى شب كه فقط به خاطر ترس از او باشد».

«كعب الاحبار» گويد: قسم به آن كس كه جانم در دست اوست! اگر از ترس خدا بگريم و اشكم بر رخسارم سيلان كند، نزد من محبوبتر از آن است كه يك كوه طلا را در راه خدا صدقه بدهم.

«ابن ابى عمير» از يكى از يارانش روايت كرده است كه امام صادق-7- فرمود:

453-«اوحى اللَّه عزّ و جلّ الى موسى-7-: انّ عبادى لم يتقرّبوا الىّ بشي‌ء احبّ الىّ من ثلاث خصال، قال موسى: يا ربّ، و ما هنّ؟ قال:

يا موسى، الزّهد في الدّنيا، و الورع عن المعاصى، و البكاء من خشيتى. قال موسى، يا ربّ، فلمن صنع ذا؟ فاوحى اللَّه اليه: يا موسى، امّا الزّاهدون في الدّنيا»


صفحه 286

«ففي الجنّة، و امّا البكّاؤون من خشيتى ففي الرّفيع الاعلى لا يشاركهم فيه احد غيرهم، و امّا الورعون عن المعاصى فانّى افتّش النّاس و لا افتّشهم»

. يعنى: «خداوند عزيز و جليل به موسى-7- وحى كرد كه: بندگان من به چيزى محبوبتر از سه صفت به من تقرب نجستند. موسى-7- گفت: پروردگارا! آن سه صفت چيست؟ فرمود: اى موسى! آن سه، زهد در دنيا، دورى از گناهان و گريه از ترس من است.

موسى-7- گفت: پروردگارا! براى كسى كه اين چنين باشد چه خواهد بود؟ فرمود: اى موسى! زاهدان دنيا در بهشت من بسر مى‌برند، گريه‌كنندگان از ترس من، در مقام برترى قرار دارند كه غير از آنان احدى شريكشان نيست و آنان كه گناه را ترك كرده‌اند، من (در قيامت) همه را تفتيش و بازرسى مى‌كنم، اما آنان را بازرسى نخواهم كرد».

در خطبه وداع رسول اللَّه-6- آمده است كه:

454-«و من ذرفت عيناه من خشية اللَّه كان له بكلّ قطرة من دموعه مثل جبل احد تكون في ميزانه من الاجر، و كان له بكلّ قطرة عين من الجنّة على حافّتيها من المدائن و القصور ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر بقلب بشر»

. يعنى: «كسى كه از ترس خدا اشك چشمش جارى گردد، در برابر هر قطره از آن اشكها به مقدار كوه احد در پرونده اعمالش اجر و پاداش ثبت مى‌گردد و در مقابل هر قطره، چشمه‌اى در بهشت براى او خواهد بود، در دو طرف اين چشمه، شهرها و قصرهايى قرار دارد كه نه چشمت آن را ديده و نه گوشى شنيده و نه به قلب بشرى خطور كرده است».

از امام باقر-7- روايت شده است كه فرمود:

455-«انّ ابراهيم النّبىّ-7- قال: الهى ما لعبد بلّ وجهه بالدّموع من مخافتك؟ قال اللَّه تعالى: جزاءه مغفرتى و رضوانى يوم القيامة».


صفحه 287

يعنى: «ابراهيم نبى-7- از ذات اقدس الهى پرسيد: خدايا! براى بنده‌اى كه چهره‌اش را با اشكهايى كه از خوف تو ريخته شده، تر گرداند چه خواهد بود؟ خداوند متعال پاسخ داد: پاداشش، آمرزش و مقام رضوان من در قيامت خواهد بود».

«اسحاق بن عمار» گويد: به امام صادق-7- عرض كردم: دعا مى‌كنم و دلم مى‌خواهد گريه بكنم ولى اشكى نمى‌آيد، اما وقتى بعضى از نزديكانم كه وفات يافته‌اند را به ياد مى‌آورم، دلم مى‌شكند و اشكم جارى مى‌گردد، آيا چنين كارى جايز است؟ فرمود:

456-«نعم، تذكّرهم، فاذا رققت فابك لربّك تبارك و تعالى‌

». يعنى: «بلد جايز است، آن اموات را به ياد بياور و وقتى قلبت شكست، براى خداوند تبارك و تعالى گريه كن».


صفحه 288

تباكى‌[1]

اگر گريه‌اى نكردى، خودت را وادار كن و سعى نما تا شايد اشكى بيايد، اين حالت را «تباكى» گويند كه امام صادق-7- فرمود:

457-«و ان لم يكن بك بكاء فلتتباك»

. يعنى: «اگر گريه‌اى نكردى لا اقل تباكى داشته باش».

«سعيد بن يسار» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم: اگر در حال دعا اشكى از چشمانم جارى نشد، آيا مى‌توانم تباكى داشته باشم؟ فرمود:

458-«نعم و لو مثل رأس الذّباب».

يعنى: «بله حتى اگر به اندازه سر مگسى باشد».

از «ابى حمزه» نقل شده است كه امام صادق-7- به ابى بصير فرمود:

459-«ان خفت امرا يكون او حاجة تريدها فابدأ باللَّه فمجّده و اثن عليه كما هو اهله، و صلّ على النّبىّ و اله- عليهم السّلام- و تباك و لو مثل رأس الذّباب، انّ ابى كان يقول: اقرب ما يكون العبد من الرّبّ و هو ساجد يبكى»

. يعنى: «اگر از وقوع حادثه‌اى مى‌ترسى يا حاجتى دارى، اول خداوند متعال را تمجيد كن و آنچنان كه سزاوار است او را حمد و ثنا نما، بعد بر پيامبر و آلش صلوات بفرست و پس از آن، اشكى بريز حتى اگر به مقدار سر مگسى باشد، چون‌

[1]- يعنى وادار كردن خود به گريستن.


صفحه 289

پدرم مى‌فرمود: نزديكترين حالات بنده به پروردگارش اين است كه به سجده رود و در آن حال، گريه كند».

و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

460-«ان لم يجبك البكاء فتباك فان خرج منك مثل رأس الذّباب فبخّ بخّ».

يعنى: «اگر گريه به تو پاسخ مثبت نمى‌دهد و اشكى نمى‌آيد، تباكى داشته باش كه اگر به اندازه سر مگسى هم اشك از تو خارج شد، خوشا به حالت!».

نصيحت‌

هنگام دعا مى‌توانى از طرق زير چشمانت را با خود همراه كرده تا اشكهايت سرازير شود:

- به ياد گناهان بزرگ و آبرو ريزيهاى روز قيامت خوش باش كه همه مخلوقات عالم از خدايى كه هم حاكم آن روز است و هم عالم به همه چيز، مى‌هراسند.

- صحنه قيامت در برابرت تمثل پيدا كند كه زبانها لال مى‌شوند و سخنرانان فصيح، خاموش مى‌گردند ولى اعضاى بدن شهادت مى‌دهند و صحبت مى‌كنند، آنان كه در دنيا صداهايى نرم و نازك داشتند، در آنجا صدايشان بزرگ و گوش خراش مى‌شود، در اين حال، عرق، سر و روى مردم را مى‌گيرد به طورى كه از نرمى گوشها بر زمين مى‌ريزد.

روزى كه رازهاى نهان فاش مى‌شود و باطن و اندرون انسان آشكار مى‌گردد، از زشتيها پرده بردارى مى‌شود و كسى به كسى توجهى ندارد.


صفحه 290

از رسول خدا روايت است كه فرمود:

461-«يحشر النّاس يوم القيامة حفاة عراة عزلاء قد الجمهم العرق و بلغ شحوم الاذان»

يعنى: «روز قيامت مردم با پاى برهنه عريان و دست خالى از هر سلاحى محشور مى‌شوند، در حالى كه عرق سر و رويشان را گرفته و به نرمى گوشها رسيده است».

«سوده» همسر پيامبر اكرم تا اين را شنيد گفت: اى واى! پس مردم همديگر را مى‌بينند، فرمود:

- «شغل النّاس عن ذلك».

يعنى: «مردم به اين توجهى ندارند». آنگاه به اين آيه قرآن استناد كرد كه مى‌فرمايد:

-لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ‌[1].

يعنى: «هر كس را در آن روز، كارى است كه به خود مشغولش دارد».

سپس فرمود:

- «و كيف و انّى لهم بالنّظر؟ و منهم المسحوب على وجهه و الماشى على بطنه و منهم من يوطأ بالاقدام مثل الذّرّ، و منهم المصلوب على شفير النّار حتّى يفرغ النّاس من الحساب، و منهم المطوّق بشجاع في رقبته تنهشه حتّى يفرغ النّاس من الحساب، و منهم من تسلّط عليه الماشية ذوات الاخفاف فتطأه باخفافها و ذوات الاظلاف فتنطحه بقرونها و تطأه باظلافها»

. يعنى: «چگونه مى‌توانند بر همديگر نظر كنند در حالى كه عده‌اى را به صورت، بر زمين مى‌كشند عده‌اى روى شكمشان حركت مى‌كنند، دسته ديگر چون خاك، زير دست و پا لگدمال مى‌شوند، گروه ديگر را در كنار آتش بر صليب مى‌كشند تا مردم از حساب فارغ گردند، عده ديگر، بر گردنشان مارهايى آويزان مى‌كنند كه اينان را بگزند تا حسابرسى مردم تمام شود، گروه ديگر زير دست و پاى چهار پايان لگدمال مى‌شوند و حيوانات شاخدار به آنان شاخ مى‌زنند و لگدكوبشان مينمايند».

[1]- سوره عبس، آيه 37.


صفحه 291

بايد در احوالات مردم در روز قيامت و قبل و بعد از آن، فكر كنى كه چه كسانى اهل سعادتند و چه كسانى اهل شقاوت، در اين صورت حتما برايت سبب خوف و انگيزه اشك و رقت و اخلاص قلب، حاصل مى‌شود.

هر گاه به چنين حالتى رسيدى، آن را غنيمت بشمار و بدان كه چنين ساعاتى از نفيس‌ترين لحظات عمر توست، در اين حالت است كه بايد سؤالات و نيازهايت را به درگاه خداوند صاحب جلال، عرضه بدارى و از اهم حاجاتت اين باشد كه:

اولا- اقبال و توجه خداوند سبحان به تو دوام يابد.

ثانيا- اقبال و توجه توبه او نيز ادامه داشته باشد.

ثالثا- ادب حضورش را به نيكوترين وجه درك كرده باشى.

و رابعا- اگر حاجاتت را خواستى طلب كنى، چيزى بخواه كه جمال و زيبايى واقعى و حقيقى برايت بياورد و گرفتارى و وبال را از تو دفع كند، نه اينكه مال (دنيا) طلب كنى، چون نه او براى تو باقى مى‌ماند و نه تو براى آن.

تنبيه‌

بدان كه گريه كردن و ضجّه و ناله زدن به درگاه الهى، از گناهان و طلب رها شدن از آن، صفت خوبى است اما تا جدايى از گناه و توبه از معاصى نباشد، فايده‌اى ندارد كه جناب سيد العابدين على بن الحسين-7- فرمود:

462-«و ليس الخوف من بكى و جرت دموعه ما لم يكن له ورع يحجزه عن معاصى اللَّه، و انّما ذلك خوف كاذب»

. يعنى: «خوف اين نيست كه كسى گريه كند و اشك بريزد، اما ورعى كه او را از گناهان دور كند، در وى نباشد، اين خوف دروغ است».