از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:
463-«مرّ موسى برجل من اصحابه و هو ساجد و انصرف من حاجته و هو ساجد، فقال-7- لو كانت حاجتك بيدى لقضيتها لك، فاوحى اللَّه عزّ و جلّ اليه يا موسى، لو سجد حتّى ينقطع عنقه ما قبلته او يتحوّل عمّا اكره الى ما احبّ»
. يعنى: «حضرت موسى-7- بر سر راهى، فردى از يارانش را ديد كه در سجده است (از آنجا رفت و) كارش را انجام داد و برگشت، ديد هنوز در سجده است، گفت: اگر حاجت تو در دست من بود آن را برايت برآورده مىساختم. خداوند عزيز و جليل به او وحى كرد كه: اى موسى! اگر آنقدر سجده كند تا گردنش قطع شود، او را نخواهم پذيرفت مگر آنكه دست از كارهاى زشتش برداشته به چيزهايى كه من آن را دوست دارم، روى نمايد».
در روايت ديگر آمده است كه:
464-«انّ موسى مرّ برجل و هو يبكى ثمّ رجع و هو يبكى قال: الهى عبدك يبكى من مخافتك، قال اللَّه تعالى: يا موسى، لو بكى حتّى نزل دماغه مع دموع عينيه لم اغفر له و هو يحبّ الدّنيا»
. يعنى: «حضرت موسى-7- بر سر راهش مردى را ديد كه گريه مىكند، رفت و برگشت، ديد هنوز گريه مىكند، گفت: خدايا بندهات از ترس تو است كه اشك مىريزد. خداوند متعال فرمود: اى موسى! اگر اين فرد آنقدر گريه كند تا مغز سرش به همراه اشك چشمش خارج شود تا وقتى كه دنيا را دوست دارد، او را نخواهم آمرزيد».
و در آنچه كه بر حضرت موسى-7- وحى فرستاد، آمده است:
465-«يا موسى، ادعنى بالقلب التّقىّ و اللّسان الصّادق»
. يعنى: «اى موسى! مرا با قلبى بىگناه و پاك و زبانى صادق و راستگو بخوان».
از امير المؤمنين على بن ابى طالب-7- نقل است كه فرمود:
466-«الدّعاء مفاتيح النّجاح و مقاليد الفلاح، و خير الدّعاء ما صدر عن صدر نقىّ و قلب تقىّ، و في المناجاة سبب النّجاة، و بالاخلاص يكون الخلاص، فاذا اشتدّ الفزع فالى اللَّه المفزع».
يعنى: «دعا، كليد كاميابى و رستگارى است و بهترين دعا آن است كه از سينهاى پاك و قلبى داراى تقوا صادر شود مناجات، سبب نجات است و اخلاص، موجب خلاصى، پس آنگاه كه سختيها شدّت يافت، بايد به سوى خدا فزع و زارى نمود».
ك- اعتراف به گناه قبل از درخواست و ذكر حاجات:
اولا- اين عمل نشانه اين است كه بنده از همه چيز غير از خدا قطع اميد كرده است.
ثانيا- اين عمل نشانه تواضع است و هر كس كه تواضع پيشه كند، خداوند متعال درجاتش را بالا مىبرد.
در روايت آمده:
467- «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مىايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود ولى روا نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مىبود، حاجتت روا مىشد، در اين هنگام خداوند متعال فرشتهاى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظهاى كه خودت را كوچك شمردى، از تمامى عبادتهاى گذشتهات بهتر است».
از امام باقر-7- روايت است كه فرمود:
468-«اوحى اللَّه تعالى الى موسى-7- أ تدري لم اصطفيتك بكلامى من دون خلقى؟ قال: لا يا ربّ، قال: يا موسى، انّى قلّبت عبادى ظهرا لبطن فلم ار اذلّ لى نفسا منك، انّك اذا صلّيت وضعت خدّيك على التّراب»
. يعنى: «خداوند متعال بر حضرت موسى-7- وحى فرستاد كه: آيا مىدانى چرا تو را براى سخن خود انتخاب كردم نه ديگران را؟ گفت: نه، اى پروردگار من! فرمود: اى موسى، من بندگانم را زير و رو كردم، ولى كسى را نيافتم كه در برابر من از تو خاضعتر باشد، چون تو هر گاه نماز مىگزارى، چهرهات را نيز بر خاك قرار مىدهى».
در روايت ديگر آمده است كه:
469-«انّى قلّبت عبادى ظهرا لبطن فلم ار اذلّ لى نفسا منك فاحببت ان ارفعك من بين خلقى»
. يعنى: «من بندگانم را زير و رو كردم ولى كسى را نيافتم كه در برابر من از تو خاضعتر باشد، به همين خاطر دوست دارم كه از ميان مخلوقاتم، مقام تو را برتر گردانم».
در روايت آمده است كه:
470- «خداوند سبحان بر حضرت موسى-7- وحى فرستاد كه بالاى كوهى برو و با من مناجات كن، در آنجا چندين كوه بودند، هر يك طمع داشتند كه كليم حق، بر روى آن برود مگر كوه كوچكى كه خود را خرد و كوچك شمرد و گفت: من كمتر از آنم كه پيامبر خدا براى مناجات با رب العالمين، بر من بالا برود، در اين هنگام خداوند متعال بر موسى-7- وحى فرستاد كه بالاى همان كوه برو، چون او خود را چيزى به حساب نياورد».
از رسول خدا-6- نقل است كه فرمود:
471-«ثلاثة لا يزيد اللَّه بهنّ الّا خيرا: التّواضع لا يزيد اللَّه به الّا ارتفاعا، و ذلّ النّفس لا يزيد اللَّه به الّا عزّا، و التّعفّف لا يزيد اللَّه به الّا غنىّ»
. يعنى: «سه چيز است كه خداوند متعال در برابر آن، جز خير نمىدهد:
تواضع: خداوند سبحان در برابرش مقام انسان را رفيع مىگرداند. فروتنى:
خداوند منان در برابرش عزت نفس عطا مىكند. دست كشيدن از محرمات: ذات اقدس الهى در برابرش، غنا و بىنيازى مىدهد».
و نيز فرموده است:
472-«في وضع النّفس و كسرها و اسخاطها رضى اللَّه سبحانه»
. يعنى: «در تواضع و شكاندن نفس و نارضايتى او، رضاى خداى سبحان نهفته است».
در آنچه خداوند متعال بر حضرت داود-7- وحى فرستاده، آمده است:
473-«يا داود، انّى وضعت خمسة في خمسة و النّاس يطلبونها في خمسة غيرها فلا يجدونها»
. يعنى: «اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم، ولى مردم آنها را در پنج چيز ديگر مىجويند و نمىيابند:».
«وضعت العلم في الجوع و الجهد و هم يطلبونه في الشّبع و الرّاحة، فلا يجدونه»
. يعنى: «علم را در گرسنگى و تلاش و كوشش قرار دادم، ولى مردم آن را در سيرى و راحتى مىجويند و نمىيابند».
«و وضعت العزّ في طاعتى و هم يطلبونه في خدمة السّلطان، فلا يجدونه»
. يعنى: «عزّت را در اطاعت از خودم نهادهام ولى مردم آن را در خدمت به سلاطين طلب مىكنند و نمىيابند».
«و وضعت الغنى في القناعة و هم يطلبونه في كثرة المال، فلا يجدونه»
. يعنى: «بىنيازى را در قناعت قرار دادم، ولى مردم آن را در مال زياد مىجويند و نمىيابند».
«و وضعت رضائى في سخط النّفس و هم يطلبونه في رضى النّفس، فلا يجدونه».
يعنى: «رضايت خودم را در نارضايتى نفس نهادهام، ولى مردم آن را در رضايت نفس طلب مىكنند و نمىيابند».
«و وضعت الرّاحة في الجنّة و هم يطلبونها في الدّنيا، فلا يجدونها»
. يعنى: «و راحتى و آسايش را در بهشت قرار دادهام، اما مردم آن را در دنيا مىجويند و نمىيابند».
ثالثا: ديگر از فوايد ذكر گناهان، خوف و ترس از ذات اقدس الهى و رقّت قلب است كه حضرت صادق-7- فرمود:
- «اذا رقّ احدكم فليدع، فانّ القلب لا يرقّ حتّى يخلص»
[1].
يعنى: «هر يك از شما آنگاه كه قلبش شكست، حتما دعا كند، چون قلب تا صاف نشود، نمىشكند».
رابعا- چه بسا شكستن قلب موجب ريزش اشك گردد كه اين نيز خود ادبى از آداب دعاست، بنا بر اين، ادبى، موجب فراهم شدن ادب ديگر گرديد.
و خامسا- فرمان امام صادق-7- است كه فرمود:
- «انّما هى المدحة ثمّ الثّناء ثمّ الاقرار بالذّنب ثمّ المسألة انّه و اللَّه ما خرج عبد من الذّنب الّا بالاقرار»
[2].
يعنى: «اوّل مدح الهى، بعد ثنا و ستايش، سپس اقرار به گناهان، آنگاه سؤال و درخواست كه به خدا سوگند! هيچ بندهاى از گناه خارج نشد، مگر به سبب اقرار به آن».
بنا بر اين، اقرار به گناه پنج فايده دارد:
اوّل- منقطع شدن به سوى خداوند متعال.
دوّم- شكسته شدن قلب (كه فضايلش گذشت).
سوّم- سبب رقّت قلب است كه خود دليل بر اخلاص است و در نتيجه موجب اجابت دعا مىگردد.
چهارم- چه بسا موجب گريه نيز گردد كه گريه كردن، خود سيد الآداب است.
پنجم- موافقت نمودن با فرمان حضرت صادق-7-.
[1]- در حديث 307 گذشت.
[2]- در حديث 424 گذشت.
ل- با قلب به سوى خدا روى آوردن:
بسيار واضح است كه اگر كسى با تو صحبت كند و بدانى او از صحبتش غافل بوده فقط يك سرى كلماتى را از بر كرده (يا از رو مىخواند) ولى توجهش به جاى ديگر است، چنين فردى سزاوار اين است كه تو هم از خطاب با او روى برگردانى و جوابش صادق آل محمد- عليهم الصلاة و السّلام- فرمود:
474-«من اراد ان ينظر منزلته عند اللَّه فلينظر منزلة اللَّه عنده، فانّ اللَّه ينزّل العبد مثل ما ينزّل العبد اللَّه من نفسه»
. يعنى: «كسى كه مىخواهد ببيند رتبهاش نزد خدا چگونه است، ببيند رتبه خدا نزد او چطور مىباشد، چون خداوند سبحان، بنده را در همان مقامى جاى مىدهد كه بنده، آن مقام را به خدا مىدهد».
و امير المؤمنين- عليه افضل صلوات المصلين- فرمود:
475-«لا يقبل اللَّه دعاء قلب لاه»
. يعنى: «خداوند متعال دعاى قلب غافل را قبول نمىكند».
«سيف بن عميره» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
476-«اذا دعوت اللَّه فاقبل بقلبك»
. يعنى: «هر گاه خدا را مىخوانى، با قلبت به او روى كن».
در آنچه خداوند سبحان بر حضرت عيسى-7- وحى فرستاد، آمده است:
- «لا تدعنى الّا متضرّعا الىّ و همّك همّا واحدا فانّك متى تدعنى كذلك اجبك»
[1].
يعنى: «دعا نكن مگر با حالت تضرع و تمام همّتت را صرف اين امر بنما كه
[1]- در حديث 343 گذشت.
هر گاه اين گونه مرا خواندى، تو را اجابت خواهم نمود».
و از معصومين- عليهم السّلام- روايت شده است كه:
477-«صلاة ركعتين بتدبّر خير من قيام ليلة و القلب ساه»
. يعنى: «دو ركعت نماز با تفكر و تدبر، بهتر است از نماز در طول شب در حالى كه دل به غير حق مشغول باشد».
478-«ليس لك من صلاتك الّا ما احضرت فيه قلبك»
. يعنى: «از نماز فقط آن مقدار كه حضور قلب داشتى، بهرهات خواهد بود».
از سنن حضرت ادريس-7- نقل شده است كه:
479-«اذا دخلتم في الصّلاة فاصرفوا اليها خواطركم و افكاركم، و ادعوا اللَّه دعاء طاهرا متفرّجا، و اسألوه مصالحكم و منافعكم بخضوع و خشوع و طاعة و استكانة»
. يعنى: «وقتى وارد نماز شديد، خاطرات و افكارتان را از چيزهاى ديگر، به نماز برگردانيد، خدا را با طهارت و شادابى بخوانيد و از او اصلاح و منفعت خود را خاضعانه، خاشعانه و مطيعانه و در حالت فروتنى بخواهيد».
480-«اذا دخلتم في الصّيام فطهّروا انفسكم من كلّ دنس و نجس و صوموا للَّه بقلوب خالصة صافية منزّهة عن الافكار السّيّئة و الهواجس المنكرة، فانّ اللَّه يستنجس القلوب اللّطخة و النّيّات المدخولة»
. يعنى: «هر گاه روزه مىگيريد، جان خود را از هر پليدى و نجاستى پاك سازيد و براى خدا با قلبهايى خالص و صاف، روزه بگيريد، حتى خود را از فكر گناهان نيز پاك گردانيد، چون خداوند متعال، قلبهاى آلوده و نيتهاى ناخالص را نجس مىداند».
م- دعا كردن قبل از آنكه احتياجى پيدا شود (يعنى در دوران بىنيازى):
رسول خدا-6- به ابى ذر فرمود:
- «يا ابا ذرّ، الا اعلّمك كلمات ينفعك اللَّه عزّ و جلّ بهنّ؟ قال: بلى يا رسول»
«اللَّه، قال: احفظ اللَّه يحفظك، احفظ اللَّه تجده امامك، تعرّف الى اللَّه في الرّخاء يعرفك في الشّدّة، و اذا سألت فاسأل اللَّه، و اذا استعنت فاستعن باللَّه، فقد جرى القلم بما هو كائن الى يوم القيامة، و لو انّ الخلق كلّهم جهدوا على ان ينفعوك بما لم يكتبه اللَّه لك ما قدروا عليه»
[1].
يعنى: «اى ابا ذرّ! آيا كلماتى به تو بياموزم كه برايت منفعت داشته باشد؟ (ابا ذر مىگويد:) گفتم: بلى اى رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت كن تا خدا از تو حفاظت كند. اگر از خدا حفاظت نمايى، او را در جلو خود، خواهى يافت، در روز راحتى و آسايش، معروف و شناخته شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدّت و نيازت بشناسد. اگر درخواستى دارى از خدا بطلب و اگر كمك مىخواهى از او بخواه، همانا مقدّرات عالم تا روز قيامت تحت قلم ذات اقدس الهى است، اگر تمام خلق بكوشند تا نفعى به تو برسانند كه خدا آن را برايت ثبت نكرده است، هرگز قدرت چنين كارى را نخواهند داشت».
«هارون بن خارجه» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
- «انّ الدّعاء في الرّخاء ليستخرج الحوائج في البلاء»
[2].
يعنى: «دعا، در زمان راحتى و آسايش، براى بر آورده شدن حوايج در روز نيازمندى است».
و از آن حضرت است كه فرمود:
- «من تخوّف من بلاء يصيبه فتقدّم فيه بالدّعاء لم يره اللَّه عزّ و جلّ ذلك البلاء ابدا»
[3].
يعنى: «كسى كه از رسيدن بلايى هراسناك است، اگر قبل از آن دعا كند،
[1]- در حديث 334 گذشت.
[2]- در حديث 337 گذشت.
[3]- در حديث 336 گذشت.