بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 345

ب- كشيدن دستها بر صورت:

«ابن القداح» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

550-«ما ابرز عبد يده الى اللَّه العزيز الجبّار الّا استحيى اللَّه عزّ و جلّ ان يردّها صفرا، فاذا دعا احدكم فلا يردّ يده حتّى يمسح على وجهه و رأسه»

. يعنى: «هيچ بنده‌اى دستش را به سوى خداوند عزيز و جبار آشكار نمى‌كند مگر آنكه خداوند عزيز و جليل، شرم دارد از اينكه آن را خالى برگرداند، پس هر يك از شما كه دعا كرد، دستش را بر صورت و سرش نكشيده، برنگرداند».

از حضرت باقر-7- روايت است كه فرمود:

551-«ما بسط عبد يده الى اللَّه عزّ و جلّ الّا استحيى اللَّه ان يردّها صفرا حتّى يجعل فيها من فضله و رحمته ما يشاء، فاذا دعا احدكم فلا يردّ يده حتّى يمسح بها على رأسه و وجهه»

. يعنى: «هيچ بنده‌اى دستش را به سوى خداى عزيز و جليل نمى‌گشايد مگر آنكه ذات اقدس الهى شرم مى‌كند از اينكه آن را خالى برگرداند و قدرى از فضل و رحمتش- آن مقدار كه خود مى‌خواهد- در آن قرار ندهد، پس هر گاه يكى از شما دعا كرد، دستش را بر سر و صورتش نكشيده، بر نگرداند».

در خبر ديگر آمده است كه: «به صورت و سينه‌اش بكشد».

و در دعاى معصومين است- عليهم السّلام- آمده است كه:

552-«و لم ترجع يد طالبة صفرا من عطائك و لا خائبة من نحل هباتك»

. يعنى: «دست هيچ طلب‌كننده‌اى، خالى از عطايت و نااميد از بخشش تو باز نگشت».

ج- دعا را با صلوات بر پيامبر و آلش- عليهم السّلام- پايان بدهد:

كه حضرت صادق-7- فرمود


صفحه 346

«من كان له الى اللَّه حاجة فليبدأ بالصّلاة على محمّد و اله-6- ثمّ يسأل حاجته ثمّ يختم بالصّلاة على محمّد و اله فانّ اللَّه عزّ و جلّ اكرم من ان يقبل الطّرفين و يدع الوسط اذا كانت الصّلاة على محمّد و اله تحجب عنه»

[1].

يعنى: «كسى كه حاجتى به درگاه الهى دارد، قبل از آن بر محمد و آلش صلوات بفرستد، آنگاه حاجتش را بخواهد، بعد دعايش را با صلوات بر محمد و آلش به پايان ببرد، چون خداوند عزيز و جليل كريم‌تر از آن است كه دو طرف دعا را قبول كند و وسطش را رها نمايد كه صلوات بر محمد و آل محمد از او پوشيده نمى‌ماند (و مستجاب مى‌گردد)».

د- بعد از دعايش‌

آنچه از حضرت صادق-7- روايت شده را بگويد كه فرمود:

553-«اذا دعا الرّجل فقال بعد ما يدعو:ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌العلىّ العظيم، قال اللَّه: استبتل عبدى و استسلم لامرى اقضوا حاجته»

. يعنى: «هر گاه فردى دعا كند و بعد از آن بگويد: هر چه خدا بخواهد كه هيچ قدرتى جز از طريق خداوند على و عظيم وجود ندارد، خداوند سبحانه مى‌گويد:

بنده‌ام از خلق، بريده و تسليم فرمان من گرديده است، حاجتش را بر آوريد».

در خبر ديگرى از حضرت على-7- روايت شده است كه فرمود:

554-«من احبّ ان يجاب دعاءه فليقل بعد ما يفرغ: ما شاء اللَّه استكانة للَّه، ما شاء اللَّه تضرّعا الى اللَّه، ما شاء اللَّه توجّها الى اللَّه، ما شاء اللَّه لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم»

. يعنى: «هر كس دوست دارد دعايش مستجاب شود، پس از فراغت از آن بگويد: هر چه خدا بخواهد كه ما در برابرش خاضعيم، هر چه خدا بخواهد كه ما در

[1]- در حديث 437 گذشت.


صفحه 347

برابرش متواضعيم، هر چه خدا بخواهد كه توجه ما به اوست، هر چه خدا بخواهد كه هيچ تحوّل و قدرتى جز به واسطه آن ذات علىّ و عظيم وجود ندارد».

ه- حالات بعد از دعايش بهتر از قبل باشد

چون چه بسا گناهان بعدى مانع از نفوذ دعا گردند مگر نشنيده‌اى كه در دعاى معصومين- عليهم السّلام- آمده است:

555-«و اعوذ بك من الذّنوب الّتى تردّ الدّعاء، و اعوذ بك من الذّنوب الّتى تحبس القسم»

. يعنى: «از گناهانى كه دعا را بر مى‌گرداند به تو پناه مى‌برم، از گناهانى كه قسم را حبس مى‌كند به تو پناهنده مى‌شوم».

«ابن مسعود» از پيامبر-6- روايت كرده است كه فرمود:

556-«اتّقوا الذّنوب فانّها ممحقة للخيرات، انّ العبد ليذنب الذّنب فينسى به العلم الّذى كان قد علمه، و انّ العبد ليذنب الذّنب فيمتنع به من قيام الليل، و انّ العبد ليذنب الذّنب فيحرم به الرّزق و قد كان هيّنا له ثمّ تلا هذه:إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ ...

[1].

يعنى: «از گناهان پرهيز كنيد، چون موجب نابودى خيرات مى‌شوند. بنده گناه مى‌كند و در اثر آن، علمى را كه مى‌دانسته فراموش مى‌نمايد. بنده گناه مى‌كند و به واسطه آن از نماز شب، باز مى‌ماند. بنده گناه مى‌كند و از آن روزى كه به آسانى بايد به او برسد، محروم مى‌شود. آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: ما ايشان را به قحطى و سختى مبتلا مى‌كنيم همچنان كه اهل آن بستان را مبتلا ساختيم كه شبى قسم خوردند تا صبحگاهان ميوه‌ها را بچينند ولى حقى براى فقرا قرار ندهند، به همين خاطر شبانه آتش عذابى از جانب خداوند متعال بر آن باغ وارد

[1]- سوره قلم، آيه 17 به بعد.


صفحه 348

شد ...».

روايت شده است كه خداوند متعال در زبور حضرت داود-7- فرمود:

557-«يا ابن آدم! تسألنى لعلمى بما ينفعك ثمّ تلحّ علىّ بالمسألة فاعطيك ما سألت فتستعين به على معصيتى فاهمّ بهتك سترك فتدعونى فاستر عليك فكم من جميل اصنع معك و كم من قبيح تصنع معى يوشك ان اغضب عليك غضبة لا ارضى بعدها ابدا».

يعنى: «اى فرزند آدم! از من درخواست مى‌كنى تا آنچه را كه من مى‌دانم برايت منفعت دارد به تو بدهم و اصرار نيز مى‌نمايى، من هم آن را به تو مى‌دهم اما تو از آن در راه معصيت من كمك مى‌گيرى، من هم پرده درى مى‌كنم و گناهانت را آشكار مى‌سازم كه تو دعا مى‌كنى و من نيز گناهانت را بر تو مى‌پوشانم، پس چه كارهاى زيبايى كه من با تو انجام مى‌دهم و چه رفتار زشتى تو با من مى‌نمايى، نزديك است آنچنان بر تو غضب كنم كه ديگر بعد از آن هرگز از تو راضى نگردم».

در آنچه بر حضرت عيسى-7- وحى شده، آمده است:

558-«و لا يغرّنّك المتمرّد علىّ بالعصيان يأكل رزقى و يعبد غيرى ثمّ يدعونى عند الكرب فاجيبه ثمّ يرجع الى ما كان عليه فعلىّ يتمرّد ام لسخطى يتعرّض؟ فبي حلفت لآخذنّه اخذة ليس منها منجا و لا دونى ملجأ اين يهرب؟ من سمائى و ارضى؟».

يعنى: «مبادا فريبت بدهد كه فردى با عصيان و گناه بر من گردنكشى مى‌كند و روزى مرا هم مى‌خورد، اما بنده غير من است، با اين حال هر گاه در سختيها مرا بخواند اجابتش مى‌كنم ولى باز به همان تمرّد و گردنكشى سابقش باز مى‌گردد، آيا در برابر من گردنكشى مى‌كند يا خشم مرا بر مى‌انگيزاند؟ به خودم قسم ياد مى‌كنم كه آنچنان او را بگيرم كه راه گريزى نداشته، غير از من پناهگاهى برايش نباشد، كجا فرار مى‌كند؟ از آسمان و زمين من؟».


صفحه 349

از حضرت باقر-7- روايت است كه فرمود:

559-«انّ العبد ليسأل اللَّه تعالى حاجة من حوائج الدّنيا فيكون من شأن اللَّه تعالى قضاؤها الى اجل قريب او بطى‌ء فيذنب العبد عند ذلك الوقت ذنبا فيقول للملك الموكّل بحاجته: لا تنجّزها فانّه قد تعرّض لسخطى و قد استوجب الحرمان منّى».

يعنى: «بنده‌اى، از خدا حاجتى از حوايج دنيا را طلب مى‌كند و از شأن و مقام خداوند متعال هم اين است كه آن را زود يا دير برآورده سازد، اما در اين ميان، آن بنده گناه مى‌كند، در اينجا ذات اقدس الهى به فرشته‌اى كه مأمور بر آوردن آن حاجت بوده مى‌گويد: حاجتش را روا نساز، چون او مرا خشمگين ساخته و استحقاق محروميت از من را دارد».


صفحه 350

آثار گناهان‌

معصومين- عليهم السّلام- در دعاهايشان، از انواع گناهان، به ذات اقدس الهى پناه مى‌بردند، اما تفسير (و توضيح آثار) آنها در روايتى كه از امام زين العابدين-7- وارد شده اين گونه آمده است:

560-«انّ الذّنوب الّتى تغيّر النّعم البغى على النّاس، و الزّوال عن العادة في الخير، و اصطناع المعروف، و كفران النّعم، و ترك الشّكر، قال اللَّه تعالى:»

. يعنى: «گناهانى كه موجب تغيير نعمت الهى مى‌شوند، عبارتند از: ظلم بر مردم، كار خيرى را كه به آن عادت كرده يا عمل معروفى را ترك كند. و كفران نعمت و ترك شكر نمايد كه خداوند متعال مى‌فرمايد:».

-إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ‌[1].

يعنى: «خداوند متعال، حال هيچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم، حالشان را تغيير دهند».

«و الذّنوب الّتى تورث النّدم: قتل النّفس الّتى حرّم اللَّه، قال اللَّه تعالى في قصّة قابيل حين قتل اخاه فعجز عن دفنه:فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ‌

[2].

يعنى: «گناهانى كه پشيمانى بر جاى مى‌گذارند عبارتند از: كشتن كسى كه قتلش حرام است، خداوند متعال در مورد قابيل كه برادرش را كشت و از دفنش‌

[1]- سوره رعد، آيه 11.

[2]- سوره مائدة، آيه 31.


صفحه 351

عاجز ماند مى‌فرمايد: (قابيل) پشيمان گرديد».

«و ترك صلة الرّحم حين يقدر، و ترك الصّلاة حتّى يخرج وقتها، و ترك الوصيّة و ردّ المظالم و منع الزّكاة حتّى يحضر الموت و ينغلق اللسان».

يعنى: «و ترك صله رحم- در صورتى كه قادر بدان باشد-، نماز را نخواند تا وقتش بگذرد، ترك وصيّت و ردّ مظالم، و ندادن زكات تا زمانى كه مرگ فرا برسد و زبان بسته گردد».

«و الذّنوب الّتى تزيل النّعم عصيان العارف، و التّطاول على النّاس و الاستهزاء بهم و السّخريّة منهم»

. يعنى: «گناهانى كه نعمت را از بين مى‌برند عبارتند از: معصيت كردن انسان خداشناس، گردنكشى بر مردم و مسخره كردن و ريشخند نمودن آنان».

«و الذّنوب الّتى تدفع القسم: اظهار الافتقار، و النّوم عن صلاة العتمة، و عن صلاة الغداة، و استحقار النّعم و الشّكوى على المعبود عزّ و جلّ»

. يعنى: «گناهانى كه بهره و نصيب انسان (از فيوضات الهى) را دفع مى‌نمايد عبارتند از: اظهار فقر و احتياج نمودن، در وقت نماز عشاء و نماز صبح، خوابيدن (و آن دو را به جاى نياورند)، نعمتهاى الهى را كوچك شمردن. و از خداوند عزيز و جليل، شكايت كردن».

«و الذّنوب الّتى تهتك العصم: شرب الخمر، و لعب القمار، و تعاطى ما يضحك النّاس، و اللغو و المزاح، و ذكر عيوب النّاس، و مجالسة اهل الرّيب»

. يعنى: «گناهانى كه پرده عصمت را مى‌درند عبارتند از: شرابخوارى، قمار بازى، انجام دادن كارى كه مردم را بخنداند، سخن بيهوده، شوخى كردن، ذكر عيبهاى مردم. و با كسانى كه عقايد و اعمالشان مشكوك است، نشست و برخاست داشتن».


صفحه 352

«و الذّنوب الّتى تنزل البلاء: ترك اغاثة الملهوف، و ترك اعانة المظلوم، و تضييع الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر»

. يعنى: «گناهانى كه موجب نزول بلاست عبارتند از: يارى نكردن كسى كه دادرس مى‌طلبد، كمك نكردن مظلوم، و امر به معروف و نهى از منكر را ضايع نمودن».

«و الذّنوب الّتى تديل الاعداء: المجاهرة بالظّلم، و اعلان الفجور، و اباحة المحظور، و عصيان الاخيار، و الانقياد الى الاشرار»

. يعنى: «گناهانى كه دشمنان را پيروز مى‌كند عبارتند از: آشكارا ظلم نمودن، علنى مرتكب گناه شدن، حرام را حلال شمرند، در برابر نيكان سركشى نمودن. و از اشرار و بدان، اطاعت كردن».

«و الذّنوب الّتى تعجّل الفناء: قطيعة الرّحم، و اليمين الفاجرة، و الاقاويل الكاذبة، و الزّنا، و سدّ طرق المسلمين، و ادّعاء الامامة بغير حقّ»

. يعنى: «گناهانى كه موجب تعجيل مرگ مى‌گردند عبارتند از: قطع رحم نمودن، قسم ناحق خوردن، سخن دروغ گفتن: زنا كردن، راههاى مسلمانان را بستن‌[1]و به ناحق ادعاى رهبرى داشتن».

«و الذّنوب الّتى تقطع الرّجاء: اليأس من روح اللَّه، و القنوط من رحمة اللَّه، و الثّقة بغير اللَّه تعالى، و التّكذيب بوعد اللَّه تعالى»

. يعنى: «گناهانى كه موجب قطع اميد مى‌گردد عبارتند از: مأيوس شدن از لطف خداوند، نااميد گشتن از رحمت خدا، به غير خداوند متعال تكيه كردن و وعده‌هاى الهى را دروغ پنداشتن».

«و الذّنوب الّتى تظلم الهواء: السّحر و الكهانة و الايمان بالنّجوم و التّكذيب بالقدر و عقوق الوالدين».

يعنى: «گناهانى كه آسمان را تيره مى‌سازند (و موجب سلب قدرت تشخيص حق از باطل مى‌گردند) عبارتند از: جادوگرى، پيشگويى، ايمان به ستارگان (بدين‌

[1]- ممكن است منظور، سدّ راه خير شدن باشد.