این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
باب پنجم
ذكر- تشويق به ذكر- فصل: استحباب ذكر در هر وقت- فصل: استحباب ذكر در هر مجلس- فصل: تأكيد استحباب ذكر در ميان غافلين- فصل: بهترين اوقات ذكر[1]- فصل: استحباب مخفى نمودن ذكر- فصل: انواع ذكر- فصل: بهترين اوقات ذكر[2]- فصل: دعاهاى مختص به اوقات مخصوص- فصل: شفا خواستن به واسطه دعا و نوشتن آن
[1]- مؤلف محترم دو فصل تحت همين عنوان به همين ترتيبى كه ذكر شده، آورده است.
[2]- مؤلف محترم دو فصل تحت همين عنوان به همين ترتيبى كه ذكر شده، آورده است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
ذكر
چون هدف از نوشتن اين كتاب، تنبيه بر فضيلت دعا و اشاره به وظايف دعاكننده بود كه بر اين اساس، مطالب به حدّ كفايت بيان شد، لذا مناسب ديديم بعد از آن، اشارهاى هم به مسأله «ذكر» داشته باشيم كه خود در فضيلت، همرتبه دعاست و تشويقاتى همانند «تشويق به دعا» بدان رسيده است. و نيز ذكر فوايد دعا را هم در بردارد، خواستههاى انسان را برآورده مىكند و بلاها را از او دور مىنمايد.
تشويق به ذكر
همچنان كه عقل و نقل هر دو ما را به «لزوم دعا» راهنمايى مىكردند، نسبت به «ذكر» نيز اين حكم را دارند. گذشت كه دعا موجب از بين رفتن بلاهاى موجود و دفع بديهاى موعود است. به واسطه دعاست كه منفعت براى انسان به دست مىآيد و از همين طريق، دوام مىيابد، «ذكر» هم همين فوايد را در بردارد، پس هم عقل و هم نقل ما را بدان تشويق مىنمايند:
اما عقل
هر انسانى كه به او نعمتى رسيده، عقلش حكم به لزوم شكرگزارى مىنمايد و «شكر» هم خود قسمى از اقسام «ذكر» است. علاوه بر اين، «ذكر» موجب دفع ضررا احتمالى است و عقلا ضرورى است كه دفع ضرر احتمالى در صورت وجود قدرت، واجب است. دفع ضرر به واسطه «ذكر» را از روايات زير مىتوان به دست آورد: «حسين بن زيد» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
621-«قال رسول اللَّه-6-: ما من قوم اجتمعوا في مجلس فلم يذكروا اللَّه و لم يصلّوا على نبيّهم الّا كان ذلك المجلس حسرة و وبالا عليهم يوم القيامة
». يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هيچ قومى در مجلسى گرد هم جمع نشدند در حالى كه نه خدا را ياد كنند و نه بر پيامبرشان درود
بفرستند مگر آنكه در روز قيامت، آن مجلس موجب حسرت و وبالشان خواهد گرديد».
از امام صادق-7- روايت است كه فرمود:
- «ما اجتمع قوم في مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الّا كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة»
[1].
يعنى: «هيچ قومى در مجلسى گرد هم جمع نشدند كه نه خداوند ياد شود و نه ما (اهل بيت) مگر آنكه روز قيامت، آن مجلس، موجب حسرتشان مىگردد».
و فرمود:
622-«يموت المؤمن بكلّ ميتة الّا الصّاعقة لا تأخذه و هو يذكر اللَّه
». يعنى: «مؤمن به هر شكلى ممكن است بميرد مگر صاعقه[2]، كه اگر در حال ذكر خدا باشد، او را نمىگيرد».
اما نقل
از آيات قرآن:
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ[3].
يعنى: «بگو خدا، سپس آنان را در گفتگوهاى لجاجت آميزشان رها كن تا بازى كنند».
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً[4].
يعنى: «پروردگارت را در دل خود، به تضرع و ترس ياد كن».
[1]- در حديث 648 خواهد آمد.
[2]- به آتشى كه بر اثر رعد و برق شديد پديد آيد« صاعقه» گويند.
[3]- سوره انعام، آيه 91.
[4]- سوره اعراف، آيه 205.
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ[1].
يعنى: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم».
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا[2].
يعنى: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را فراوان ياد كنيد و هر بامداد و شبانگاه، تسبيحش نماييد».
از سنّت
روايات زيادى در اين باب هست كه به خاطر طولانى نشدن مبحث، به ذكر تعدادى از آنها كفايت مىكنيم: اوّل- «محمد بن ابى عمير» از «هشام بن سالم» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
623-«انّ اللَّه تعالى يقول: من شغل بذكرى عن مسألتى اعطيته افضل ما اعطى من سألنى»
. يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: اگر كسى به جاى درخواست از من، به ذكرم مشغول شود، به او بهترين چيزى كه به انسان درخواستكننده مىدهم، خواهم داد».
بدان كه اين خبر، به تنهايى براى رساندن مقصود ما كافى است، چون بر فضيلت «ذكر» بر «دعا» دلالت دارد، پس هر فايدهاى در دعا باشد در ذكر نيز وجود دارد.
[1]- سوره بقره، آيه 152.
[2]- سوره احزاب، آيه 41- 42.
دوّم- «هارون بن خارجه» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
624-«انّ العبد ليكون له الحاجة الى اللَّه عزّ و جلّ فيبدأ بالثّناء و الصّلاة على محمّد و آل محمّد حتّى ينسى حاجته فيقضيها اللَّه من غير ان يسأله»
. يعنى: «گاهى اوقات بندهاى جهت طلب حاجت به درگاه خداوند عزيز و جليل مىرود و شروع به ثناى الهى و صلوات بر محمد و آل محمد مىكند تا جايى كه اصل حاجت خود را فراموش مىنمايد، در اينجا خداوند سبحان حاجتش را روا مىنمايد بدون اينكه او چيزى خواسته باشد».
سوّم- از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:
625-«من شغلته عبادة اللَّه عن مسألته اعطاه اللَّه افضل ما يعطى السّائلين»
. يعنى: «كسى كه عبادت خداوند متعال او را از تقاضاى از آن ذات مقدس باز دارد، خداوند سبحان، بهترين چيزى كه به درخواستكنندگان مىدهد به او خواهد داد».
چهارم- از امام صادق-7- روايت شده است كه فرمود:
626-«قال اللَّه تعالى: من ذكرنى في ملأ النّاس، ذكرته في ملأ من الملائكة»
. يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: اگر كسى مرا در ميان جمع انسانها ياد آورى كند، من در ميان جمع ملائكه او را ياد آورى مىنمايم».
پنجم- «ابن القداح» از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:
627-«ما من شيء الّا و له حدّ ينتهى اليه الّا الذّكر، فليس له حدّ ينتهى اليه، فرض اللَّه الفرائض فمن ادّاهنّ فهو حدّهنّ، و شهر رمضان فمن صامه فهو حدّه، و الحجّ فمن حجّ فهو حدّه الّا الذّكر فانّ اللَّه لم يرض فيه بالقليل و لم يجعل له حدّا ينتهى اليه»
. يعنى: «هر چيزى حدّى دارد كه بدان منتهى مىگردد مگر «ذكر» كه برايش حدّ و انتهايى نيست، خداوند متعال نمازهاى واجب را قرار داد كه هر كس آنها را ادا