بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 405

ناشطات!».

«أ فتدري ما النّاشطات؟ انّها كلاب اهل النّار تنشط اللحم و العظم»

. يعنى: «آيا مى‌دانى «ناشطات» كيانند؟ آنها سگهاى اهل جهنم‌اند كه گوشت و استخوان را مى‌گزند».

عرض كردم: چه كسى طاقت حمل اين اوصاف را دارد؟ فرمود:

- «يا معاذ، انّه يسير على من يسّره اللَّه تعالى عليه».

يعنى: «اى معاذ! اين كارها براى كسى كه خداوند آنها را برايش آسان كند، سهل خواهد بود».

راوى گويد: آنقدر كه «معاذ» اين حديث را تلاوت مى‌كرد، قرآن را تلاوت نمى‌نمود.


صفحه 406

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 407

باب پنجم‌

ذكر- تشويق به ذكر- فصل: استحباب ذكر در هر وقت- فصل: استحباب ذكر در هر مجلس- فصل: تأكيد استحباب ذكر در ميان غافلين- فصل: بهترين اوقات ذكر[1]- فصل: استحباب مخفى نمودن ذكر- فصل: انواع ذكر- فصل: بهترين اوقات ذكر[2]- فصل: دعاهاى مختص به اوقات مخصوص- فصل: شفا خواستن به واسطه دعا و نوشتن آن‌

[1]- مؤلف محترم دو فصل تحت همين عنوان به همين ترتيبى كه ذكر شده، آورده است.

[2]- مؤلف محترم دو فصل تحت همين عنوان به همين ترتيبى كه ذكر شده، آورده است.


صفحه 408

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 409

ذكر

چون هدف از نوشتن اين كتاب، تنبيه بر فضيلت دعا و اشاره به وظايف دعاكننده بود كه بر اين اساس، مطالب به حدّ كفايت بيان شد، لذا مناسب ديديم بعد از آن، اشاره‌اى هم به مسأله «ذكر» داشته باشيم كه خود در فضيلت، همرتبه دعاست و تشويقاتى همانند «تشويق به دعا» بدان رسيده است. و نيز ذكر فوايد دعا را هم در بردارد، خواسته‌هاى انسان را برآورده مى‌كند و بلاها را از او دور مى‌نمايد.


صفحه 410

تشويق به ذكر

همچنان كه عقل و نقل هر دو ما را به «لزوم دعا» راهنمايى مى‌كردند، نسبت به «ذكر» نيز اين حكم را دارند. گذشت كه دعا موجب از بين رفتن بلاهاى موجود و دفع بديهاى موعود است. به واسطه دعاست كه منفعت براى انسان به دست مى‌آيد و از همين طريق، دوام مى‌يابد، «ذكر» هم همين فوايد را در بردارد، پس هم عقل و هم نقل ما را بدان تشويق مى‌نمايند:

اما عقل‌

هر انسانى كه به او نعمتى رسيده، عقلش حكم به لزوم شكرگزارى مى‌نمايد و «شكر» هم خود قسمى از اقسام «ذكر» است. علاوه بر اين، «ذكر» موجب دفع ضررا احتمالى است و عقلا ضرورى است كه دفع ضرر احتمالى در صورت وجود قدرت، واجب است. دفع ضرر به واسطه «ذكر» را از روايات زير مى‌توان به دست آورد: «حسين بن زيد» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

621-«قال رسول اللَّه-6-: ما من قوم اجتمعوا في مجلس فلم يذكروا اللَّه و لم يصلّوا على نبيّهم الّا كان ذلك المجلس حسرة و وبالا عليهم يوم القيامة

». يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: هيچ قومى در مجلسى گرد هم جمع نشدند در حالى كه نه خدا را ياد كنند و نه بر پيامبرشان درود


صفحه 411

بفرستند مگر آنكه در روز قيامت، آن مجلس موجب حسرت و وبالشان خواهد گرديد».

از امام صادق-7- روايت است كه فرمود:

- «ما اجتمع قوم في مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الّا كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة»

[1].

يعنى: «هيچ قومى در مجلسى گرد هم جمع نشدند كه نه خداوند ياد شود و نه ما (اهل بيت) مگر آنكه روز قيامت، آن مجلس، موجب حسرتشان مى‌گردد».

و فرمود:

622-«يموت المؤمن بكلّ ميتة الّا الصّاعقة لا تأخذه و هو يذكر اللَّه‌

». يعنى: «مؤمن به هر شكلى ممكن است بميرد مگر صاعقه‌[2]، كه اگر در حال ذكر خدا باشد، او را نمى‌گيرد».

اما نقل‌

از آيات قرآن:

قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ‌[3].

يعنى: «بگو خدا، سپس آنان را در گفتگوهاى لجاجت آميزشان رها كن تا بازى كنند».

وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً[4].

يعنى: «پروردگارت را در دل خود، به تضرع و ترس ياد كن».

[1]- در حديث 648 خواهد آمد.

[2]- به آتشى كه بر اثر رعد و برق شديد پديد آيد« صاعقه» گويند.

[3]- سوره انعام، آيه 91.

[4]- سوره اعراف، آيه 205.


صفحه 412

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ‌[1].

يعنى: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم».

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا[2].

يعنى: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خدا را فراوان ياد كنيد و هر بامداد و شبانگاه، تسبيحش نماييد».

از سنّت‌

روايات زيادى در اين باب هست كه به خاطر طولانى نشدن مبحث، به ذكر تعدادى از آنها كفايت مى‌كنيم: اوّل- «محمد بن ابى عمير» از «هشام بن سالم» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

623-«انّ اللَّه تعالى يقول: من شغل بذكرى عن مسألتى اعطيته افضل ما اعطى من سألنى»

. يعنى: «خداوند متعال مى‌فرمايد: اگر كسى به جاى درخواست از من، به ذكرم مشغول شود، به او بهترين چيزى كه به انسان درخواست‌كننده مى‌دهم، خواهم داد».

بدان كه اين خبر، به تنهايى براى رساندن مقصود ما كافى است، چون بر فضيلت «ذكر» بر «دعا» دلالت دارد، پس هر فايده‌اى در دعا باشد در ذكر نيز وجود دارد.

[1]- سوره بقره، آيه 152.

[2]- سوره احزاب، آيه 41- 42.