اى داود! من تنها ذاكر كسانى هستم كه آنان نيز ذاكر من باشند، بهشت من مخصوص مطيعين بوده، دوستىام براى مشتاقان است و خودم به محبّين و دوست داران اختصاص دارم».
خداوند متعال فرمود:
639-«اهل طاعتى في ضيافتى، و اهل شكرى في زيادتى، و اهل ذكرى في نعمتى، و اهل معصيتى أويسهم من رحمتى، ان تابوا فأنا حبيبهم، و ان دعوا فأنا مجيبهم، و ان مرضوا فأنا طبيبهم اداويهم بالمحن و المصائب و لاطهّرهم من الذّنوب و المعائب».
يعنى: «آنان كه اهل طاعت من هستند، در ميهمانى من بسر مىبرند آنان كه شكر مرا به جاى مىآورند، نعمتشان افزون است، آنان كه اهل ذكر من مىباشند در نعمت من بسر مىبرند و آنان كه معصيت مرا مرتكب مىشوند، از رحمتم من مأيوسشان مىنمايم (اما) اگر توبه كنند و باز گردند، من دوستشان خواهم بود و اگر دعا كنند، اجابتشان مىنمايم، اگر مريض شوند، خود طبيبشان مىشوم و با سختيها و مصائب، درمانشان مىنمايم و از گناهان و عيبها پاكشان مىسازم».
شانزدهم- از رسول خدا-6- روايت شده است كه فرمود:
640-«ما جلس قوم يذكرون اللَّه الّا ناداهم مناد من السّماء: قوموا فقد بدّلت سيّئاتكم حسنات و غفرت لكم جميعا و ما قعد عدّة من اهل الارض يذكرون اللَّه الّا قعد معهم عدّة من الملائكة»
. يعنى: «هيچ قومى براى ذكر خدا كرد هم ننشستند مگر آنكه منادى از آسمان به ايشان ندا در داد: برخيزيد كه گناهانتان به حسنات تبديل شد و تمام شما بخشيده شدهايد، هرگز عدهاى از اهل زمين براى ذكر خدا ننشستند مگر آنكه عدهاى از ملائكه با آنان همنشين گشتند».
هفدهم- روايت شده است كه رسول خدا-6- از منزل به سوى اصحابش خارج شده، فرموده است:
641-«ارتعوا في رياض الجنّة».
يعنى: «در باغهاى بهشت بچرخيد».
اصحاب گفتند: يا رسول اللَّه! باغهاى بهشت چيست؟ فرمود:
- «مجالس الذّكر، اغدوا و روحوا و اذكروا و من كان يحبّ ان يعلم منزلته عند اللَّه فلينظر كيف منزلة اللَّه عنده فانّ اللَّه تعالى ينزّل العبد حيث انزل العبد اللَّه من نفسه»
. يعنى: « (باغهاى بهشت) مجالس ذكر است، صبح و شام كنيد و ذكر نماييد، آن كس كه مىخواهد بداند مقام و منزلتش نزد خدا چه مقدار است، ببيند خدا نزد او چه منزلتى دارد كه خداوند متعال به اندازه جايگاهش نزد بنده، او را مقام و منزلت مىدهد».
«و اعلموا انّ خير اعمالكم و ازكاها و ارفعها في درجاتكم و خير ما طلعت عليه الشّمس ذكر اللَّه سبحانه فانّه اخبر عن نفسه فقال: انا جليس من ذكرنى، و قال سبحانه: فاذكرونى اذكركم[1]بنعمتى و اذكرونى بالطّاعة و العبادة اذكركم بالنّعم و الاحسان و الرّحمة و الرّضوان»
. يعنى: «و بدانيد كه بهترين اعمال و پاكترين و رفيعترين آنها در درجات و بهترين چيزى كه آفتاب بر آن طلوع كرد، ذكر خداوند سبحان است كه خود فرموده: من همنشين كسى هستم كه مرا ذكر كند و فرموده: مرا به ياد بياوريد تا با نعمت شما را به ياد بياورم، با طاعت و عبادت مرا ياد كنيد تا با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان، به يادتان بياورم».
[1]- سوره بقره، آيه 152.
هجدهم- از معصومين- عليهم السّلام- رسيده است كه:
642-«انّ في الجنّة قيعانا فاذا اخذ الذّاكر في الذّكر اخذت الملائكة في
غرس الاشجار، فربّما وقف بعض الملائكة فيقال له: لم وقفت؟ فيقول: انّ صاحبى قد فتر- يعنى عن الذّكر-»
. يعنى: «در بهشت، سرزمينهايى است كه وقتى ذاكر، ذكرش را شروع مىكند، ملائكه شروع به كاشتن درخت مىكنند، گاهى اوقات، ملكى از درختكارى باز مىايستد، به او گفته مىشود: چرا ايستادى؟ مىگويد: رفيق من درنگ كرد، يعنى از «ذكر» درنگ نمود».
فصل: استحباب ذكر در هر وقت
«ذكر» در هر زمانى استحباب دارد و در هيچ حالتى مكروه نيست.
«حلبى» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
643-«لا بأس بذكر اللَّه و انت تبول، فانّ ذكر اللَّه حسن على كلّ حال، و لا تسأم من ذكر اللَّه».
يعنى: «اشكالى ندارد كه در حال بول كردن به ياد خدا باشى كه ذكر او در هر حالتى پسنديده است و مبادا از ياد خدا ملول گردى».
و از آن حضرت است كه:
644-«فيما اوحى اللَّه تعالى الى موسى: يا موسى، لا تفرح بكثرة المال و لا تدع بذكرى على كلّ حال، فانّ كثرة المال تنسى الذّنوب، و انّ ترك ذكرى يقسى القلب»
. يعنى: «در وحى خداوند متعال بر حضرت موسى-7- آمده است:
از مال زياد خوشحال نشو و ذكر مرا در هيچ حالتى ترك ننما، كه مال زياد، موجب فراموشى گناهان مىگردد و ترك ذكر من، موجب قساوت قلب مىشود».
از «ابى حمزه» از امام باقر-7- آمده است كه فرمود:
645-«مكتوب في التّوراة الّتى لم تغيّر انّ موسى سأل ربّه فقال: الهى يأتى علىّ مجالس اعزّك و اجلّك ان اذكرك فيها. فقال: يا موسى، انّ ذكرى حسن على كلّ حال»
.
يعنى: «در توراتى كه تحريف نشده آمده است: موسى-7- از خداوند متعال پرسيد: الها! من در مجالس مىروم كه تو را عزيزتر و بزرگتر از آن مىدانم كه در آنجا ذكرت نمايم، خداوند متعال فرمود: اى موسى! ذكر من در هر حالى نيكوست».
و بدان كه خداوند سبحان چه بسا بنده را به بلايى دچار مىكند تا او خدا را به ياد بياورد و دعا كند، البته به شرط اينكه ذكر چنين بندهاى را دوست داشته باشد، آنچنان كه در باب دعا گذشت[1].
«ابو الصباح» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم: آيا بلايى كه به مؤمن مىرسد، به خاطر گناه اوست؟ فرمود:
646-«لا و لكن يسمع اللَّه انينه و شكواه و دعاءه ليكتب له الحسنات و يحطّ عنه السّيّئات»
. يعنى: «نه بلكه به خاطر اين است كه خداوند متعال ناله و شكايت و دعايش را بشنود تا برايش حسنه بنويسد و گناهانش را محو نمايد».
«و انّ اللَّه ليعتذر الى عبده المؤمن كما يعتذر الاخ الى اخيه فيقول: لا و عزّتى ما افقرتك لهوانك علىّ فارفع هذا الغطاء فيكشف فينظر ما في عوضه فيقول: ما ضرّنى يا ربّ ما زويت عنّى»
[2].
يعنى: «همچنان كه برادر مؤمن از برادرش عذر خواهى مىكند، خداوند متعال نيز از بنده مؤمنش عذر خواهى كرده مىفرمايد: به عزّتم قسم! كه تو را به خاطر حقارت و ذلّتت فقير نكردم، پرده را كنار بزن، در اين هنگام پرده را كنار زده، پاداش الهى را كه مىبيند، مىگويد: پروردگارا! آنچه را كه از من بازداشتى، بر ضررم تمام نشده است».
[1]- ر. ك: حديث 37.
[2]- شبيه اين حديث در حديث 289 گذشت.
«و ما احبّ اللَّه قوما الّا ابتلاهم».
يعنى: «هيچ قومى را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنكه آنها را به بلا مبتلا مىنمايد».
«و انّ عظيم الاجر لمع عظيم البلاء».
يعنى: «همانا پاداش بزرگ، با بلاى بزرگ همراه است».
«و انّ اللَّه يقول: انّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالغنى و الصّحّة في البدن فابلوهم به، و انّ من العباد لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالفاقة و المسكنة و السّقم في ابدانهم فابلوهم فيه فيصلح لهم امر دينهم».
يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: برخى از بندگان من دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه غنى و تندرست باشند، من هم از اين راه، آنان را مىآزمايم در مقابل برخى از بندگانم، دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه فقير و مسكين و داراى بدنى مريض باشند، اينان را هم از اين راه آزمايش مىنمايم، در نتيجه دينشان برايشان برقرار مىماند».
«و انّ اللَّه اخذ ميثاق المؤمن ان لا يصدّق في مقالته و لا ينتصر من عدوّه»
. يعنى: «خداوند سبحان از مؤمن عهد گرفت كه سخنش تصديق نشود و از دشمنش انتقام نگيرد».
«و انّ اللَّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء، فاذا دعا قال له: لبّيك عبدى انّى على ما سألت لقادر، و انّ ما ادّخرت لك فهو خير لك».
يعنى: «هر گاه خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد، او را در بلا غوطهور مىسازد كه وقتى دعا كرد مىگويد: لبيك اى بندهام! من بر درخواست تو قدرت دارم اما آنچه برايت ذخيره ساختهام بهتر است».
«و انّ حواريّى عيسى شكوا اليه ما يلقون من النّاس فقال: انّ المؤمنين لا يزالون في الدّنيا منغصّين
». يعنى: «حواريين حضرت عيسى-7- در مورد آزارهايى كه از
مردم به آنان مىرسيد به آن حضرت شكايت كردند، فرمود: مؤمنين در دنيا هميشه غصه دارند».
از پيامبر اكرم-6- روايت است كه فرمود:
647-«انّ في الجنّة منازل لا ينالها العباد باعمالهم، ليس لها علاقة من فوقها و لا عماد من تحتها. قيل: يا رسول اللَّه، من اهلها؟ فقال-6-: هم اهل البلاء و الهموم»
. يعنى: «در بهشت، منزلهايى است كه نه از طرف بالا به چيزى بند است و نه از طرف پائين ستونى دارد و بندگان خدا با اعمالشان بدان نخواهند رسيد، سؤال شد:
اى رسول خدا-6- اهالى آنجا كيانند؟ فرمود: اهل بلا و سختيها».
فصل: استحباب ذكر در هر مجلس
سزاوار نيست كه هيچ يك از مجالس انسان، از «ذكر» خالى باشد و بدون آن از جايش برخيزد.
«ابو بصير» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
648-«ما اجتمع قوم في مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الّا كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة، ثمّ قال: قال ابو جعفر-7-: انّ ذكرنا من ذكر اللَّه، و ذكر عدوّنا من ذكر الشّيطان»
. يعنى: «هيچ قومى در مجلسى گردهم جمع نشدند كه نه خدا ياد شود و نه ما (اهل بيت) مگر اينكه روز قيامت، آن مجلس، موجب حسرتشان مىگردد. آنگاه گفت: امام باقر-7- فرمود: ذكر ما، ذكر خداست و ذكر دشمنان ما ذكر شيطان است».
و از آن حضرت است كه:
649-«من اراد ان يكتال بالمكيال الاوفى فليقل اذا اراد القيام من مجلسه:
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»
. يعنى: «هر كس كه مىخواهد پيمانه اعمالش پر باشد، هنگام برخاستن از جايش بگويد: منزه است خداى عزيز از اينكه به وصف در آيد. و سلام بر فرستادگانش. و حمد و ستايش مخصوص خداوند رب العالمين است».