هفدهم- روايت شده است كه رسول خدا-6- از منزل به سوى اصحابش خارج شده، فرموده است:
641-«ارتعوا في رياض الجنّة».
يعنى: «در باغهاى بهشت بچرخيد».
اصحاب گفتند: يا رسول اللَّه! باغهاى بهشت چيست؟ فرمود:
- «مجالس الذّكر، اغدوا و روحوا و اذكروا و من كان يحبّ ان يعلم منزلته عند اللَّه فلينظر كيف منزلة اللَّه عنده فانّ اللَّه تعالى ينزّل العبد حيث انزل العبد اللَّه من نفسه»
. يعنى: « (باغهاى بهشت) مجالس ذكر است، صبح و شام كنيد و ذكر نماييد، آن كس كه مىخواهد بداند مقام و منزلتش نزد خدا چه مقدار است، ببيند خدا نزد او چه منزلتى دارد كه خداوند متعال به اندازه جايگاهش نزد بنده، او را مقام و منزلت مىدهد».
«و اعلموا انّ خير اعمالكم و ازكاها و ارفعها في درجاتكم و خير ما طلعت عليه الشّمس ذكر اللَّه سبحانه فانّه اخبر عن نفسه فقال: انا جليس من ذكرنى، و قال سبحانه: فاذكرونى اذكركم[1]بنعمتى و اذكرونى بالطّاعة و العبادة اذكركم بالنّعم و الاحسان و الرّحمة و الرّضوان»
. يعنى: «و بدانيد كه بهترين اعمال و پاكترين و رفيعترين آنها در درجات و بهترين چيزى كه آفتاب بر آن طلوع كرد، ذكر خداوند سبحان است كه خود فرموده: من همنشين كسى هستم كه مرا ذكر كند و فرموده: مرا به ياد بياوريد تا با نعمت شما را به ياد بياورم، با طاعت و عبادت مرا ياد كنيد تا با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان، به يادتان بياورم».
[1]- سوره بقره، آيه 152.
هجدهم- از معصومين- عليهم السّلام- رسيده است كه:
642-«انّ في الجنّة قيعانا فاذا اخذ الذّاكر في الذّكر اخذت الملائكة في
غرس الاشجار، فربّما وقف بعض الملائكة فيقال له: لم وقفت؟ فيقول: انّ صاحبى قد فتر- يعنى عن الذّكر-»
. يعنى: «در بهشت، سرزمينهايى است كه وقتى ذاكر، ذكرش را شروع مىكند، ملائكه شروع به كاشتن درخت مىكنند، گاهى اوقات، ملكى از درختكارى باز مىايستد، به او گفته مىشود: چرا ايستادى؟ مىگويد: رفيق من درنگ كرد، يعنى از «ذكر» درنگ نمود».
فصل: استحباب ذكر در هر وقت
«ذكر» در هر زمانى استحباب دارد و در هيچ حالتى مكروه نيست.
«حلبى» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
643-«لا بأس بذكر اللَّه و انت تبول، فانّ ذكر اللَّه حسن على كلّ حال، و لا تسأم من ذكر اللَّه».
يعنى: «اشكالى ندارد كه در حال بول كردن به ياد خدا باشى كه ذكر او در هر حالتى پسنديده است و مبادا از ياد خدا ملول گردى».
و از آن حضرت است كه:
644-«فيما اوحى اللَّه تعالى الى موسى: يا موسى، لا تفرح بكثرة المال و لا تدع بذكرى على كلّ حال، فانّ كثرة المال تنسى الذّنوب، و انّ ترك ذكرى يقسى القلب»
. يعنى: «در وحى خداوند متعال بر حضرت موسى-7- آمده است:
از مال زياد خوشحال نشو و ذكر مرا در هيچ حالتى ترك ننما، كه مال زياد، موجب فراموشى گناهان مىگردد و ترك ذكر من، موجب قساوت قلب مىشود».
از «ابى حمزه» از امام باقر-7- آمده است كه فرمود:
645-«مكتوب في التّوراة الّتى لم تغيّر انّ موسى سأل ربّه فقال: الهى يأتى علىّ مجالس اعزّك و اجلّك ان اذكرك فيها. فقال: يا موسى، انّ ذكرى حسن على كلّ حال»
.
يعنى: «در توراتى كه تحريف نشده آمده است: موسى-7- از خداوند متعال پرسيد: الها! من در مجالس مىروم كه تو را عزيزتر و بزرگتر از آن مىدانم كه در آنجا ذكرت نمايم، خداوند متعال فرمود: اى موسى! ذكر من در هر حالى نيكوست».
و بدان كه خداوند سبحان چه بسا بنده را به بلايى دچار مىكند تا او خدا را به ياد بياورد و دعا كند، البته به شرط اينكه ذكر چنين بندهاى را دوست داشته باشد، آنچنان كه در باب دعا گذشت[1].
«ابو الصباح» گويد به حضرت صادق-7- عرض كردم: آيا بلايى كه به مؤمن مىرسد، به خاطر گناه اوست؟ فرمود:
646-«لا و لكن يسمع اللَّه انينه و شكواه و دعاءه ليكتب له الحسنات و يحطّ عنه السّيّئات»
. يعنى: «نه بلكه به خاطر اين است كه خداوند متعال ناله و شكايت و دعايش را بشنود تا برايش حسنه بنويسد و گناهانش را محو نمايد».
«و انّ اللَّه ليعتذر الى عبده المؤمن كما يعتذر الاخ الى اخيه فيقول: لا و عزّتى ما افقرتك لهوانك علىّ فارفع هذا الغطاء فيكشف فينظر ما في عوضه فيقول: ما ضرّنى يا ربّ ما زويت عنّى»
[2].
يعنى: «همچنان كه برادر مؤمن از برادرش عذر خواهى مىكند، خداوند متعال نيز از بنده مؤمنش عذر خواهى كرده مىفرمايد: به عزّتم قسم! كه تو را به خاطر حقارت و ذلّتت فقير نكردم، پرده را كنار بزن، در اين هنگام پرده را كنار زده، پاداش الهى را كه مىبيند، مىگويد: پروردگارا! آنچه را كه از من بازداشتى، بر ضررم تمام نشده است».
[1]- ر. ك: حديث 37.
[2]- شبيه اين حديث در حديث 289 گذشت.
«و ما احبّ اللَّه قوما الّا ابتلاهم».
يعنى: «هيچ قومى را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنكه آنها را به بلا مبتلا مىنمايد».
«و انّ عظيم الاجر لمع عظيم البلاء».
يعنى: «همانا پاداش بزرگ، با بلاى بزرگ همراه است».
«و انّ اللَّه يقول: انّ من عبادى المؤمنين لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالغنى و الصّحّة في البدن فابلوهم به، و انّ من العباد لمن لا يصلح لهم امر دينهم الّا بالفاقة و المسكنة و السّقم في ابدانهم فابلوهم فيه فيصلح لهم امر دينهم».
يعنى: «خداوند متعال مىفرمايد: برخى از بندگان من دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه غنى و تندرست باشند، من هم از اين راه، آنان را مىآزمايم در مقابل برخى از بندگانم، دينشان پايدار نمىماند مگر آنكه فقير و مسكين و داراى بدنى مريض باشند، اينان را هم از اين راه آزمايش مىنمايم، در نتيجه دينشان برايشان برقرار مىماند».
«و انّ اللَّه اخذ ميثاق المؤمن ان لا يصدّق في مقالته و لا ينتصر من عدوّه»
. يعنى: «خداوند سبحان از مؤمن عهد گرفت كه سخنش تصديق نشود و از دشمنش انتقام نگيرد».
«و انّ اللَّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء، فاذا دعا قال له: لبّيك عبدى انّى على ما سألت لقادر، و انّ ما ادّخرت لك فهو خير لك».
يعنى: «هر گاه خداوند متعال بندهاى را دوست بدارد، او را در بلا غوطهور مىسازد كه وقتى دعا كرد مىگويد: لبيك اى بندهام! من بر درخواست تو قدرت دارم اما آنچه برايت ذخيره ساختهام بهتر است».
«و انّ حواريّى عيسى شكوا اليه ما يلقون من النّاس فقال: انّ المؤمنين لا يزالون في الدّنيا منغصّين
». يعنى: «حواريين حضرت عيسى-7- در مورد آزارهايى كه از
مردم به آنان مىرسيد به آن حضرت شكايت كردند، فرمود: مؤمنين در دنيا هميشه غصه دارند».
از پيامبر اكرم-6- روايت است كه فرمود:
647-«انّ في الجنّة منازل لا ينالها العباد باعمالهم، ليس لها علاقة من فوقها و لا عماد من تحتها. قيل: يا رسول اللَّه، من اهلها؟ فقال-6-: هم اهل البلاء و الهموم»
. يعنى: «در بهشت، منزلهايى است كه نه از طرف بالا به چيزى بند است و نه از طرف پائين ستونى دارد و بندگان خدا با اعمالشان بدان نخواهند رسيد، سؤال شد:
اى رسول خدا-6- اهالى آنجا كيانند؟ فرمود: اهل بلا و سختيها».
فصل: استحباب ذكر در هر مجلس
سزاوار نيست كه هيچ يك از مجالس انسان، از «ذكر» خالى باشد و بدون آن از جايش برخيزد.
«ابو بصير» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
648-«ما اجتمع قوم في مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الّا كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة، ثمّ قال: قال ابو جعفر-7-: انّ ذكرنا من ذكر اللَّه، و ذكر عدوّنا من ذكر الشّيطان»
. يعنى: «هيچ قومى در مجلسى گردهم جمع نشدند كه نه خدا ياد شود و نه ما (اهل بيت) مگر اينكه روز قيامت، آن مجلس، موجب حسرتشان مىگردد. آنگاه گفت: امام باقر-7- فرمود: ذكر ما، ذكر خداست و ذكر دشمنان ما ذكر شيطان است».
و از آن حضرت است كه:
649-«من اراد ان يكتال بالمكيال الاوفى فليقل اذا اراد القيام من مجلسه:
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»
. يعنى: «هر كس كه مىخواهد پيمانه اعمالش پر باشد، هنگام برخاستن از جايش بگويد: منزه است خداى عزيز از اينكه به وصف در آيد. و سلام بر فرستادگانش. و حمد و ستايش مخصوص خداوند رب العالمين است».
«حسن بن ابى الحسن ديلمى» از پيامبر اكرم-6- روايت كرده است كه فرمود:
650-«انّ الملائكة يمرّون على حلق الذّكر فيقومون على رؤوسهم و يبكون لبكائهم و يؤمّنون لدعائهم، فاذا صعدوا السّماء يقول اللَّه تعالى: يا ملائكتى، اين كنتم؟ و هو اعلم، فيقولون: يا ربّنا، انّا حضرنا مجلسا من مجالس الذّكر فرأينا اقواما يسبّحونك و يمجّدونك و يقدّسونك و يخافون نارك، فيقول اللَّه سبحانه: يا ملائكتى، ازووها عنهم و اشهدكم انّى قد غفرت لهم و امنتهم ممّا يخافون فيقولون: ربّنا انّ فيهم فلانا و انّه لم يذكرك، فيقول: قد غفرت له بمجالسته لهم فانّ الذّاكرين من لا يشقى بهم جليسهم»
. يعنى: «ملائكه الهى بر حلقههاى ذكر كه مىگذرند، بالاى سرشان مىايستند، با گريه آنها گريه مىكنند و بر دعاهايشان آمين مىگويند. و وقتى كه به سوى آسمان مىروند، خداوند متعال مىگويد: اى ملائكه من! كجا بوديد؟- با اينكه خود بهتر مىداند- مىگويند: ما در مجلسى از مجالس ذكر حاضر شديم، گروههايى را ديديم كه تو را تسبيح و تمجيد و تقديس كرده، از آتشت مىهراسيدند.
در اينجا خداوند سبحان مىگويد: اى ملائكه من! آتش را از آنان دور كنيد و شاهد باشيد كه من اينان را آمرزيدم و از آنچه كه مىهراسند، ايمنشان دادم. ملائكه مىگويند: پروردگارا! در بين اينان فلان كس هست كه ذكر تو را نداشت. ذات اقدس الهى مىفرمايد: او را هم بخشيدم، چون با اين جمعيت همنشين شد، هرگز كسى كه همنشين ذاكرين باشد، به شقاوت نخواهد رسيد».