بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 462

در مدينه مرض شديدى مرا فرا گرفت اين خبر كه به حضرت صادق-7- رسيد برايم نوشت:

702-«قد بلغنى علّتك فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق على قفاك و انثره على صدرك كيف ما انتشر و قل:»

. يعنى: «مرض تو به من رسيده است، يك صاع‌[1]گندم خريدارى كن و بر پشت بخواب و آن گندمها را بر سينه‌ات بريز- هر طور ريخته شود- آنگاه بگو:».

«اللّهمّ انّى اسألك باسمك الّذى اذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ، و مكّنت له في الارض، و جعلته خليفتك على خلقك، ان تصلّى على محمّد و اهل بيته، و ان تعافينى من علّتى»

. يعنى: «بار خدايا! از تو درخواست مى‌كنم و تو را سوگند مى‌دهم به آن نامت كه اگر انسان مضطرّى تو را بدان بخواند، ضرر را از او دفع مى‌نمايى و بر زمين، جايگاه مناسبى به او مى‌دهى و جانشين خود در زمينش مى‌نمايى، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا از مرضم عافيت ببخشاى».

«ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولك و قل مثل ذلك و اقسمه مدّا مدّا لكلّ مسكين و قل مثل ذلك».

يعنى: «آنگاه بنشين و گندمها را از اطراف خود جمع نما و همان را دوباره بگو، بعد آن را ده سير ده سير تقسيم كن و به هر مسكينى بده و همان دعا را مجدّدا بگو».

داود گويد: من اين را گفتم، گويا از عقال‌[2]رهايى يافتم و افراد ديگر نيز آن را گفتند و از آن بهره بردند.

ج- (دعاى ذيل:)

[1]- تقريبا برابر با يك من تبريز است.

[2]-« عقال» ريسمانى است كه با آن ساعد شتر را مى‌بندند.


صفحه 463

703-«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌، حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‌،فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‌، لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم».

يعنى: «به نام خداوند رحمان و رحيم، سپاس مخصوص خدايى است كه پروردگار عالمين است، خدا ما را كافى است و خوب وكيلى است، تبريك باد بر خدا كه بهترين خلق‌كننده است، هيچ تحول و نيرويى جز به واسطه خداوند على و عظيم وجود ندارد».

اين دعا را چهل مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و بر محل درد بكشد كه هر چه باشد خصوصا شكافتگى و پارگى، به اذن خداوند متعال خوب خواهد شد كه اين عمل انجام گرديد و از آن بهره‌ها برده شد.

د- «يونس بن عمار» گويد: به حضرت صادق-7- عرض كردم:

فدايت شوم! مردم گمان مى‌كنند اين چيزى كه در چهره‌ام ظاهر گرديده، خداوند متعال بنده‌اى را كه به او حاجتى دارد، بدان مبتلا نمى‌سازد، فرمود:

704-«قد كان مؤمن آل فرعون مكنّع الاصابع و كان يقول هكذا و يمدّ يده و يقول:يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ‌

[1]».

يعنى: «آن مرد مؤمن از آل فرعون، انگشتانش بريده بود، دست خود را مى‌كشيد و مى‌گفت: اى مردم! از انبيا تبعيت كنيد».

سپس فرمود:

«اذا كان الثّلث الاخير من الليل في اوّله فتوضّأ و قم الى صلاتك الّتى تصلّيها فاذا كنت في السّجدة الاخيرة من الرّكعتين الاوليين فقل و انت ساجد: يا على، يا عظيم، يا رحمان، يا رحيم، يا سامع الدّعوات، يا معطى الخيرات، صلّ على محمّد و آل محمّد و اعطنى من خير الدّنيا و الآخرة ما انت اهله، و اصرف عنّى من شرّ الدّنيا و الآخرة ما انت اهله، و اذهب عنّى هذا الوجع فانّه قد اغاظنى و احزننى،

[1]- سوره يس، آيه 20.


صفحه 464

و الحّ في الدّعاء

». يعنى: «در ابتداى يك سوم آخر شب، وضو بساز و به نمازت بايست، به آخرين سجده از دو ركعت اول كه رسيدى در حال سجده بگو: يا على يا عظيم ...

اى بلند مرتبه! اى با عظمت! اى رحمان! اى رحيم! اى شنونده دعاها! و اى بخشنده خيرها! بر محمد و آل محمد درود فرست و از خير دنيا و آخرت آنچه خودت سزاوار آنى به من عطا فرما و از شرّ دنيا و آخرت نيز آنچنان كه خودت سزاوار آنى از من دور بگردان و اين درد را هم از من بردار كه مرا خشمگين ساخته و ناراحت كرده است. بايد در دعايت مصرّ باشى».

«يونس بن عمار» گويد: هنوز به كوفه نرسيده بودم كه خداوند متعال تمام آن را از من برداشت.

ه- «داود بن زربى» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

705-«تضع يدك على الموضع الّذى فيه الوجع و تقول ثلاث مرّات: اللَّه، اللَّه، اللَّه ربّى حقّا لا اشرك به شيئا، اللّهمّ انت لها و لكلّ عظيمة ففرّقها عنّى».

يعنى: «دست خود را بر محلى كه درد در آن است بگذار و سه بار بگو: اللَّه! اللَّه! اللَّه خدا! خدا! خدا پروردگار حقيقى من است! كه چيزى را شريكش قرار نمى‌دهم، خدايا! براى اين كار و هر كار بزرگى، تو ملجأ و پناهى، پس آن را از من جدا نما».

و- «مفضل» از حضرت صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:

706-«قل للاوجاع: بسم اللَّه و باللَّه كم من نعمة للَّه في عرق ساكن و غير ساكن على عبد شاكر و غير شاكر. و تأخذ بلحيتك اليمنى بعد الصّلاة المفروضة و تقول: اللّهمّ فرّج عنّى كربتى، و عجّل عافيتى، و اكشف ضرّى- ثلاث مرّات- و احرص ان يكون ذلك مع بكاء و دموع».


صفحه 465

يعنى: «براى دردها بگو: بسم اللَّه و باللَّه به نام خدا و بيارى او چه بسا نعمتى كه در رگهاى ساكن و غير ساكن بنده شاكر و غير شاكر موجود است!. و بعد از نماز واجب، محاسنت را با دست راست خود بگير و سه مرتبه بگو: اللّهم ... خدايا! اندوه را از من برطرف ساز و در سلامتى‌ام عجله بفرما و سختى‌ام را برطرف نما.

و سعى كن اين كار تو با گريه و اشك همراه باشد».

ز- «ابو حمزه» گويد در زانويم دردى عارضم شد آن را به حضرت باقر-7- عرضه داشتم، فرمود:

707-«اذا انت صلّيت فقل: يا اجود من اعطى، و يا خير من سئل، و يا ارحم من استرحم، ارحم ضعفى و قلّة حيلتى و اعفنى من وجعى».

يعنى: «وقتى نماز گزاردى بگو: يا اجود ... اى بخشنده‌ترين عطاكننده! اى بهترين درخواست‌شونده! و اى رحيم‌ترين كسى كه از او طلب رحمت مى‌شود! بر ضعف و بيچارگى من رحم كن و مرا از دردم معاف فرما».

«ابو حمزه» گويد: اين را گفتم و عافيت يافتم.

ح- امام باقر-7- فرمود:

708-«مرض علىّ-7- فاتاه رسول اللَّه-6- فقال له: قل: اللّهمّ انّى اسألك تعجيل عافيتك، او صبرا على بليّتك، او خروجا الى رحمتك».

يعنى: «على-7- مريض شد، رسول خدا-6- نزدش آمده فرمود بگو: بار الها! يا عافيتت را تسريع گردان، يا به من صبر در بلايت را عنايت كن و يا روح مرا به سوى جوار رحمتت خارج فرما».

ط- «ابراهيم بن عبد الحميد» از مردى نقل كرده است كه گفت: بر حضرت صادق-7- وارد شدم و از دردى كه داشتم به حضرت شكايت بردم، فرمود:


صفحه 466

709-«قل: بسم اللَّه، ثمّ امسح يدك عليه ثمّ قل: اعوذ بعزّة اللَّه، و اعوذ بقدرة اللَّه، و اعوذ برحمة اللَّه، و اعوذ بجلال اللَّه، و اعوذ بعظمة اللَّه، و اعوذ بجمع اللَّه، و اعوذ برسول اللَّه، و اعوذ باسماء اللَّه، من شرّ ما احذر و من شرّ ما اخاف على نفسى، تقولها سبع مرّات»

. يعنى: «بگو بسم اللَّه، آنگاه دست را بر آن بكش و سپس هفت مرتبه بگو:

اعوذ پناه مى‌برم به عزت خدا! پناه مى‌برم به قدرت خدا! پناه مى‌برم به رحمت خدا! پناه مى‌برم به جلال خدا! پناه مى‌برم به عظمت خدا! پناه مى‌برم به جمع خدا! پناه مى‌برم به رسول خدا! و پناه مى‌برم به اسمهاى خدا از شر هر چه از آن حذر دارم و از شر هر چه كه از آن بر خود بيمناكم!».

آن مرد گويد: اين كار را كردم و درد از من رخت بربست.

ى- «ابراهيم بن اسرائيل» از حضرت رضا-7- نقل كرده است كه فرمود:

710-«خرج بجارية لنا خنازير في عنقها فاتانى آت فقال لى: يا علىّ، قل لها فلتقل: يا رؤوف، يا رحيم، يا ربّ، يا سيدى، قال: فقالته فاذهب اللَّه عنها.

قال: و قال: هذا الدّعاء الّذى دعا به جعفر بن سليمان‌

». يعنى: «در گردن كنيزى از كنيزان ما غدّه‌هايى پديدار شد، ندايى غيبى به سوى من آمد و گفت: اى على! به آن كنيز بگو كه بگويد: يا رؤوف! يا رحيم! يا ربّ! يا سيّدى! كنيز اين را گفت و خداوند سبحان نيز آن مرض را از او دفع كرد.

آنگاه فرمود: اين همان دعايى است كه جعفر بن سليمان، خدا را بدان مى‌خواند».

دوّم- دعاهايى كه به واسطه آنها اندوهها و سختيها دفع مى‌گردند:

الف- «ابن مسكان» از ابى حمزه روايت كرده است كه حضرت باقر-7- به او فرمود:

711-«يا ابا حمزة، ما لك اذا انابك امر تخافه الّا تتوجّه الى بعض زوايا بيتك- يعنى القبلة- فتصلّي ركعتين ثمّ تقول: يا ابصر النّاظرين، و يا اسمع»


صفحه 467

«السّامعين، و يا اسرع الحاسبين، و يا ارحم الرّاحمين. سبعين مرّة كلّما دعوت اللَّه مرّة بهذه الكلمات سل حاجتك»

. يعنى: «اى ابا حمزه! چه مى‌شود كه هر گاه امر هراسناكى به تو رسيد، به طرف گوشه‌اى از اتاق- يعنى به سوى قبله- نمى‌روى تا دور ركعت نماز بگزارى و سپس هفتاد مرتبه بگويى: يا ابصر الناظرين ... اى بيننده‌ترين نظركننده‌ها! اى شنونده‌ترين شنونده‌ها! اى سريعترين حسابرسها! و اى با رحمت‌ترين رحيمان! هر بار كه با اين كلمات، دعا كردى، حاجت خود را درخواست نما».

ب- از حضرت باقر-7- روايت شده است كه فرمود:

712- مردى كه «شيبه هذلى» گفته مى‌شد، نزد پيامبر اكرم-6- آمد و عرضه داشت:

اى رسول خدا! من پير مرد كهنسالى هستم و نيروى كار ندارم، تاكنون خود را به نماز و روزه و حج و جهاد، عادت داده بودم، كلامى به من بياموز كه خداوند متعال به واسطه آن به من نفع برساند و سبك هم باشد، اى رسول خدا! پيامبر-6- فرمود: دو باره بگو.

آن مرد سه مرتبه اين را گفت. رسول خدا-6و سلّم- فرمود: هيچ درخت و كلوخى در گرد تو نيست مگر آنكه از باب رحمت بر تو گريه كرده است، هر گاه نماز صبح را گزاردى بگو:

«سبحان اللَّه العظيم و بحمده و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم»

كه خداوند عزيز و جليل به واسطه آن تو را از كورى و ديوانگى و جذام و فقر و ضعف، معاف مى‌دارد.

آن مرد گفت: يا رسول اللَّه! اين براى دنيا، براى آخرت چه؟ فرمود: بعد از هر نمازى مى‌گويى:

«اللّهمّ اهدنى من عندك، و افض علىّ من فضلك، و انشر علىّ من رحمتك، و انزل علىّ من بركاتك»

. يعنى: «خدايا! مرا از جانب خودت هدايت نماز و از بخشش مخصوصت بر من افاضه فرما و رحمتت را بر من بگشاى و بركاتت را بر من نازل فرما».


صفحه 468

آن مرد اين دستور را گرفت و بر آن مداومت نمود، فردى به «ابن عباس» گفت: اين رفيقت چه محكم اين دستور را گرفت.

رسول خدا-6- فرمود: اگر اين مرد بتواند اين عمل را در قيامت با خود بياورد و عمدا آن را ترك نكند، هشت درب بهشت بر رويش گشوده خواهد شد به طورى كه از هر كدام بخواهد مى‌تواند داخل گردد».

ج- «شيخ كلينى» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

713-«كان من دعاء ابى-7- في امر يحدث: اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اغفر لى، و ارحمنى، و زكّ عملى، و يسّر منقلبى، و اهد قلبى، و امن خوفى، و عافنى في عمرى كلّه، و ثبّت حجّتى، و اغسل خطاياى، و بيّض وجهى، و اعصمنى في دينى، و سهّل مطلبى، و وسّع علىّ في رزقى، فانّى ضعيف، و تجاوز عن سيّئ ما عندى بحسن ما عندك، و لا تفجعنى بنفسى، و لا تفجع بى‌حميمى.

و هب لى يا الهى لحظة من لحظاتك تكشف بها ما به ابتليتنى و تردّنى بها الى احسن عاداتك عندى، فقد ضعفت قوّتى، و قلّت حيلتى، و انقطع من خلقك رجائى، و لم يبق لى الّا رجاؤك و توكّلى عليك، و قدرتك يا ربّ على ان ترحمنى و تعافينى كقدرتك على ان تعذّبنى و تبتلينى، الهى ذكر عوائدك يؤنسنى، و الرّجاء لانعامك يقوينى، و لم اخل من نعمتك منذ خلقتنى، فانت ربّى و سيّدى، و مفزعى و ملجئي، و الحافظ و الذّاب عنّى، و الرّحيم بى، و المتكفّل برزقى، و عن قضائك و قدرك كلّما قدّرت لى فليكن سيّدى و مولاى فيما قضيت و قدّرت و حتمت تعجيل خلاصى ممّا انا فيه جميعه و العافية فانّى لا اجد لدفع ذلك احدا غيرك، و لا اعتمد فيه الّا عليك، فكن يا ذا الجلال و الاكرام عند حسن ظنّى بك و رجائى لك، و ارحم تضرّعى و استكانتى و ضعف ركنى و امنن بذلك علىّ و على كلّ داع دعاك يا ارحم الرّاحمين، و صلّى اللَّه على محمّد و اله اجمعين»

.


صفحه 469

يعنى: «از دعاهاى پدرم هنگام پديد آمدن حادثه اين بود: اللهم ... خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا بيامرز و رحمت كن، عملم را پاك نما و بازگشتم را آسان گردان، قلبم را هدايت كن و ترسم را به ايمن مبدل فرما، در تمام عمرم به من عافيت عطا كن و حجت و دليلم را پا برجا قرار ده‌[1]خطاهايم را بشوى، چهره‌ام را (در قيامت) سفيد گردان، مرا در دينم حفظ فرما و كارم را آسان بگردان، روزى‌ام را گشايش ده كه من ضعيفم و از بديهاى من به خوبى خودت در گذر، با دستم، نه بر سر خودم مصيبت وارد كن و نه بر سر فاميلم.

اى معبود من! گوشه چشمى به من نظر كن تا با آن، بلاهايت را از من برطرف سازى و به واسطه آن، مرا به سوى بهترين عادتها بكشانى. نيرويم ضعيف و چاره‌ام اندك گشته است، از تمام خلق تو اميدم قطع گرديد. پروردگار من! تنها اميد به تو و توكل بر تو و قدرتت برايم باقى مانده كه بر من رحم كنى و معافم گردانى، همچنان كه قدرت بر عذاب و مبتلا كردن من دارى.

بار خدايا! ياد آورى نيكيهاى تو، مأنوسم مى‌كند و اميد به نعمت دادنت، تقويتم مى‌نمايد كه از ابتداى خلقتم، لحظه‌اى از نعمت تو خالى نبوده‌ام. تو پروردگار من، آقاى من، دادرس من، پناهگاه من، حافظ من، مدافع من، رحيم بر من و كفيل روزى من هستى.

هر آنچه بر من مقدر كردى، از قضا و قدر تو سرچشمه مى‌گيرد، بنا بر اين، اى آقا و مولاى من! تعجيل در رهايى- از تمام آنچه در آنم- و عافيت را در قضا و قدر حتمى‌ات قرار ده كه من براى دفع آن، كسى جز تو را نمى‌يابم و بر كسى جز تو تكيه نمى‌كنم، اى صاحب جلال و كرامت! با من بر اساس خوش‌گمانى و اميدم، رفتار نما و بر زارى و زمينگيرى و سستى‌ام رحم كن و با اين كارت بر من و بر هر كس كه تو را مى‌خوند، منّت بگذار اى ارحم الراحمين! درود خدا بر محمد و تمام خاندانش باد».

[1]- يعنى اعتقاداتم استوار باشد.