بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 507

ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً[1].

يعنى: «به نام خداوند رحمان و رحيم، ما براى تو فتحى آشكار قرار داديم تا خدا نسبت گناهى كه مشركين به تو مى‌داده‌اند و خواهند داد را برطرف سازد و نعمتش را بر تو به اتمام رسانده، تو را به صراط مستقيم هدايت نمايد».

سپس «سوره نصر»[2]و بعد از آن، آيات ذيل نوشته شود:وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‌[3].

يعنى: «از نشانه‌هاى خدا اين است كه برايتان از جنس خودتان همسر آفريد تا در كنارش آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت قرار داد كه در آن نشانه‌هايى است براى قومى كه فكر مى‌كنند».

ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ‌[4].

يعنى: «شما بر آنان از اين در، در آييد، چون در آمديد محققا بر آنان غالب خواهيد شد»[5].

فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ[6].

يعنى: «درهاى آسمان را گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم و در زمين چشمه‌ها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين بر اساس تقدير الهى پيوستند».

[1]- سوره فتح، آيه 1- 2.

[2]- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً.

[3]- سوره روم، آيه 21.

[4]- سوره مائده، آيه 23.

[5]- از سخنان يوشع و كالب است به بنى اسرائيل.

[6]- سوره قمر، آيه 11- 12.


صفحه 508

قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‌[1].

يعنى: « (موسى) گفت: پروردگارا! سينه‌ام را فراخ گردان، كارم را برايم آسان كن و گره از زبانم بگشا، تا سخن مرا دريابند».

وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً[2].

يعنى: «در آن روز، گروهى از ايشان را رها مى‌كنيم تا بر گروه ديگر موج زنند و در صور كه دميده شد، آنان را جمع مى‌نمايم».

«كذلك حلّلت فلان بن فلانة بنت فلانة».

يعنى «اين چنين فلانى فرزند فلان زن، دختر فلان زن را آزاد كردم».

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ‌[3].

يعنى: «از ميان خودتان پيامبرى نزدتان آمد كه رنج بردنتان بر او گران بوده، بر نجات شما حرص مى‌ورزد و نسبت به مؤمنين رئوف و رحيم است، اگر روى بر تافتند بگو: اللَّه مرا كافى است كه جز او معبودى نيست، بر وى توكل مى‌كنم كه پروردگار عرش عظيم است».

سوّم- آياتى كه مربوط به اجابت دعا است‌

هر جاى قرآن صلاحيت اين را دارد كه بعد از آن، دعا مستجاب گردد كه در باب آداب دعا گذشت‌[4]با اين وصف، در بعضى از مواضع قرآن، استجابت دعا تأكيد شده كه از اين قرار است:

[1]- سوره طه، آيه 25- 28.

[2]- سوره كهف، آيه 99.

[3]- سوره توبه، آيه 128- 129.

[4]- رجوع شود به ص ...


صفحه 509

الف- حضرت صادق از پدرش از پدرانش از پيامبر اكرم- عليهم السّلام- نقل كرده است كه فرمود:

778-«لمّا اراد اللَّه عزّ و جلّ ان ينزّل فاتحة الكتاب و آية الكرسىّ و شهد اللَّه وقُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ‌الى قوله‌بِغَيْرِ حِسابٍ‌تعلّقن بالعرش و ليس بينهنّ و بين اللَّه حجاب فقلن: يا ربّ، تهبطنا الى دار الذّنوب و الى من يعصيك و نحن بالطّهور و القدس متعلّقات! فقال سبحانه: و عزّتى و جلالى ما من عبد قرأكنّ في دبر كلّ صلاة الّا اسكنته حظيرة القدس على ما كان فيه، و الّا نظرت اليه بعينى المكنونة في كلّ يوم سبعين نظرة، و الّا قضيت له في كلّ يوم سبعين حاجة ادناها المغفرة، و الّا اعذته من كلّ عدوّ و نصرته عليه، و لا يمنعه دخول الجنّة الّا الموت»

. يعنى: «چون خداوند عزيز و جليل خواست فاتحة الكتاب و آية الكرسى و شهد اللَّه‌[1]وقُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ‌تابِغَيْرِ حِسابٍ‌[2]را نازل كند، بر عرش معلّق شدند در حالى كه بينشان و خدا هيچ حجابى نبود، گفتند: پروردگارا! ما را به ديار گناهان به سوى كسانى كه تو را معصيت مى‌كنند فرود مى‌آورى و حال آنكه ما به طهارت و نزاهت معلّقيم. خداوند سبحان فرمود: به عزت و جلالم قسم! كه هيچ بنده‌اى بعد از هر نمازش شما را نخواند مگر آنكه: او را در بهشت- با هر چه در آن است- سكنى مى‌دهم، با نظر مخصوص خود، هر روز هفتاد مرتبه به او مى‌نگرم، هر روز هفتاد حاجت را برايش روا مى‌كنم كه كمترينش آمرزش است، از هر دشمنى پناهش داده و بر او ياريش مى‌دهم، و جز مرگ، چيزى مانع ورود او به بهشت نمى‌گردد».

[1]- سوره آل عمران، آيه 18:شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‌.

[2]- سوره آل عمران، آيه 26- 27:قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ. تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ‌.


صفحه 510

ب- در روايتى ديدم آمده است:

779-«انّ الدّعاء بعد قراءة الجحد عشر مرّات عند طلوع الشّمس من يوم الجمعة، مستجاب»

. يعنى: «دعا بعد از ده مرتبه خواندن سوره جحد[1]هنگام طلوع آفتاب روز جمعه، مستجاب است».

ج- از امير المؤمنين-7- نقل شده است كه فرمود:

780-«من قرأ مائة آية من اىّ اى القران شاء ثمّ قال: يا اللَّه- سبع مرّات- فلو دعا على صخرة لفلقها اللَّه تعالى»

. يعنى: «هر كس كه صد آيه از هر جاى قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه بگويد:

يا اللَّه! اگر بر صخره هم دعا كند، خداوند متعال آن را مى‌شكافد».

[1]- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ‌.


صفحه 511

فصل: خاصيتهاى مختلف‌

الف- «درست» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

781-«قال رسول اللَّه-6‌-: من قرأ الهيكم التّكاثر عند النّوم وقى فتنة القبر»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: كسى كه هنگام خواب‌أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ[1]را بخواند، از عذاب قبر در امان خواهد بود».

ب- از حضرت صادق-7- روايت شده است كه فرمود:

782-«وقع مصحف في البحر فوجدوه و قد ذهب ما فيه الّا هذه الآية:أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ»

[2].

يعنى: «نوشته‌اى در دريا افتاده بود، آن را گرفتند (ديدند) هر چه در آن بود رفته است مگر اين آيه (كه مى‌گويد): آگاه باشيد! كه همه چيز به سوى خدا بر مى‌گردد».

ج- از حضرت صادق-7- سؤال شد كه آيا قرآن و فرقان دو چيزند يا يك چيز؟ فرمود:

783-«القران جملة الكتاب و الفرقان المحكم الواجب العمل به»

[1]- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‌.

[2]- سوره شورى، آيه 53.


صفحه 512

يعنى: «قرآن، به تمام كتاب گفته مى‌شود و فرقان، به آيات محكمى كه عمل بدان واجب است».

د- اولين چيزى كه نازل شد اين آيه است:

- بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ‌[1].

و آخرينش:

-إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‌[2].

ه- امير المؤمنين-7- فرمود:

784-«من قرأقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌحين يأخذ مضجعه ثلاث مرّات وكّل اللَّه به خمسين الف ملك يحرسونه ليلته»

. يعنى: «هر كس كه‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ[3]را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملك را بر او موكّل مى‌نمايد تا در آن شب حراستش كنند».

و «شيخ صدوق» در كتاب «توحيد» نقل كرده است كه:

785-«انّها كفّارة خمسين سنة»

. يعنى: «اين كار، كفاره پنجاه سال خواهد بود».

و- «ابو بكر خضرمى» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

786-«مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِفلا يدع ان يقرأ في دبر الفريضة بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌفانّه من قرأها جمع اللَّه له خير الدّنيا و خير الآخرة، و غفر له و لوالديه و ما تولّد»

. يعنى: «كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، خواندن‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا بعد از نماز واجب ترك نكند كه هر كس آن را بخواند، خداوند خير دنيا

[1]- سوره علق.

[2]- سوره نصر.

[3]- منظور، تمام سوره است.


صفحه 513

و آخرت را برايش جمع كرده، خودش و والدينش و فرزندانش بخشيده خواهند شد».

ز- «حماد بن عيسى» از امير المؤمنين-7- روايت كرده است كه فرمود:

787-«قال رسول اللَّه: الا اعلّمك دعاء لا تنسى القران؟ قل: اللّهمّ ارحمنى بترك معاصيك ابدا ما ابقيتنى، و ارحمنى من تكلّف ما لا يعنينى، و ارزقنى حسن النّظر فيما يرضيك، و الزم قلبى حفظ كتابك كما علّمتنى، و ارزقنى ان اتلوه على النّحو الّذى يرضيك عنّى. اللّهمّ نوّر بكتابك بصرى، و اشرح به صدرى، و اطلق به لسانى، و استعمل به بدنى، و قوّنى به على ذلك و اعنّى عليه، انّه لا يعين عليه الّا انت لا اله الّا انت»

. يعنى: «رسول خدا-6- فرمود: آيا دعايى به تو بياموزم كه قرآن را فراموش نكنى؟ بگو: خدايا! بر منم رحم كن كه گناهانت را تا زنده‌ام هميشه ترك نمايم و رحم نما براى زحمت و رنج چيزى كه برايم اهميت و فايده‌اى ندارد. خوش بينى در چيزهايى كه تو را از من راضى مى‌سازد، روزى‌ام فرما و قلب مرا ملزم به حفظ كتاب خودت نما، همان گونه كه آن را به من آموختى تلاوت آن را به شكلى كه تو از من راضى باشى، روزى‌ام كن. خدايا! با كتابت، ديده‌ام را نورانى، سينه‌ام را به آن گشاده، زبانم را بدان گويا و بدنم را عامل بدان قرار ده و بر اين كار تقويتم فرما و كمكم كن كه كمك كارى بر اين امر جز تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد».

«حماد» گويد: يكى از ياران ما اين روايت را از «وليد بن صبيح» از «حفص اعور» از حضرت صادق-7- نقل كرده است.

ح- از حضرت صادق-7- نقل است كه فرمود:

788-«من مضى عليه يوم واحد و لم يصلّ فيه بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌقيل له يوم القيامة: يا عبد اللَّه، لست من المصلّين»

.


صفحه 514

يعنى: «كسى كه يك روز بر او بگذرد ولى در آن روز نمازى باقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌنخواند، روز قيامت به او گفته مى‌شود: اى بنده خدا! تو از نمازگزاران نيستى».

ط- و از آن حضرت است كه:

789-«من مرّت له جمعة لم يقرأ فيها بقل‌هُوَ اللَّهُ أَحَدٌثمّ مات مات على دين ابى لهب»

. يعنى: «كسى كه جمعه‌اى بر او بگذرد (و هفته‌اش بسر آيد) ولى در آن باقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(نمازى) نخواند، بعد بميرد، بر دين ابى لهب مرده است».

ى- و نيز از آن حضرت است كه فرمود:

790-«من اصابه مرض او شدّة و لم يقرأ في مرضه او شدّته‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌثمّ مات في مرضه او شدّته فهو من اهل النّار»

. يعنى: «كسى كه سختى يا مرضى به او برسد و در آن مرض يا سختى،قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌرا نخواند و در آن بميرد، از اهل آتش خواهد بود».

ك- «ابو القاسم بن سليمان» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:

791-«قال ابى-7-: ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الّا كفر».

يعنى: «پدرم فرمود: كسى پاره‌اى از قرآن را به پاره ديگر نزد، مگر آنكه كافر گشت»[1].

[1]- رسول خدا-6- عده‌اى را ديد كه بينشان راجع به قرآن گفتگو شده و بر عليه يك ديگر با آيات قرآنى مجادله مى‌كنند، حضرت خشمناك شد و فرمود: امم گذشته به مثل همين كارها گمراه شدند، زيرا با پيغمبران خود اختلاف كرده، پاره‌اى از كتاب آسمانى خود را به پاره ديگر زدند.

بعد فرمود: قرآن نازل نشد كه پاره‌اى از آن، پاره ديگر را تكذيب كند بلكه بالعكس تصديق‌كننده آن است، شما به آنچه برايتان روشن است و دانايى داريد عمل نماييد و در آنچه برايتان مشتبه مى‌باشد به ايمان تنها قناعت كنيد( الدر المنثور، ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران).

مرحوم علامه طباطبائى( ره) ضمن نقل اين حديث از سيوطى، حديثى از امام صادق-7- از تفسير نعمانى آورده كه« ضرب بعض قرآن ببعض ديگر» معنا شده است.