ارشاد
تا كنون «فضيلت دعا و ذكر»، شناخته شد و روشن كشت كه بين دعاها و ذكرها. آن كه مخفيانه باشد با فضيلتتر است و هفتاد برابر ذكر و دعاى آشكارا مىباشد در اينجا بايد بدانى سخن امام-7- در روايت «زراره» كه فرمود: «كسى جز خدا ثواب اين ذكر را به خاطر عظمتش نمىداند»[1]، اشاره به قسم سومى از اقسام ذكر دارد كه از دو تاى اوّلى- يعنى آشكار و نهان- برتر است و آن چيزى است كه در جان انسان قرار دارد و غير از خدا، احدى از آن آگاه نمىباشد.
[1]- ر. ك: حديث شماره 660.
برترين قسم از اقسام ذكر
به علاوه، بايد بدانى كه غير از اين سه، قسم چهارمى هم براى «ذكر» وجود دارد كه آن يكى، از تمام اقسام ذكر برتر است و آن «به ياد خداوند سبحان بودن در مواقع امرها و نهىهاى اوست كه به خاطر خوف از خدا و مراقبت او، فرمانها را انجام دهد و نهىها را ترك نمايد».
«ابو عبيده خزاعى» از حضرت صادق-7- نقل كرده است كه فرمود:
799-«الا اخبرك باشدّ ما فرض اللَّه على خلقه؟».
يعنى: «آيا تو را از شديدترين چيزى كه خداوند بر خلقش واجب كرده با خبر بسازم؟».
گفت: آرى فرمود:
«من اشدّ ما فرض اللَّه ان صافك النّاس من نفسك، و مواساتك اخاك المسلم في مالك، و ذكر اللَّه كثيرا، اما انّى لا اعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر و ان كان منه و لكن ذكر اللَّه تعالى عند ما احلّ و حرّم ان كان طاعة عمل بها و ان كان معصية تركها»
. يعنى: «از شديدترين چيزهايى كه خداوند سبحان بر خلقش واجب فرمود، اين سه چيز است: با مردم به انصاف برخورد كنى، برادر دينى را در مالت با خود مساوى قرار بدهى و ذكر خدا را بسيار داشته باشى. آگاه باش كه منظور من،
سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر
گفتن نيست، اگر چه اين هم از ذكر است، بلكه
منظور، ذكر خداوند متعال است در برخورد با حلالها و حرامها كه اگر اطاعت الهى بود، آن را انجام بدهد و اگر معصيت بود، تركش نمايد».
مانند اين گفتار سخن جدش سيد المرسلين است كه فرمود:
800-«من اطاع اللَّه فقد ذكر اللَّه كثيرا و ان قلّت صلاته و صيامه و تلاوته القران»
[1].
يعنى: «كسى كه خدا را اطاعت كند، ذكر كثير دارد اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد».
بنا بر اين، آن حضرت طاعت خدا را ذكر كثير قرار داده اگر چه نماز و روزه و تلاوت، كم باشد.
نظير اين فرموده (حديث ذيل است كه مىفرمايد):
801-«انّ اللَّه جلّ ثناؤه يقول: لست كلّ كلام الحكيم اتقبّل و لكن هواه و همّه، و ان كان هواه فيما احبّ و ارضى جعلت صمته حمدا لى و وقارا و ان لم يتكلّم»
. يعنى: «خداوند جليل مىفرمايد:
هر سخن فرد حكيم را باور نمىكنم بلكه آنچه باور دارم خواهش و همّت اوست، اگر خواسته قلبى او چيزى باشد كه محبوب و مرضىّ من است، سكوتش را حمد خود و نشانه وقار و عظمت قرار مىدهم اگر چه كلامى نگويد».
پس ببين چگونه ياد قلبى و اطمينان و مراقبتش را محور قبولى و ثواب و پاداش قرار داده است و هر سخنى را نميپذيرد بلكه آن را مىپذيرد كه مطابق با كشش قلبى به سوى خداوند سبحان باشد و منجرّ به برپاداشتن دستورات او و ترك
[1]- دنباله حديث چنين است:
ُ« و من عصى اللَّه فقد نسى اللَّه و ان كثرت صلاته و صيامه و تلاوته للقرآن»
. يعنى:« و كسى كه معصيت خدا را مرتكب شود، او را فراموش كرده اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش زياد باشد»،( معانى الاخبار صدوق( ره)، باب النوادر، ح 56).
چيزهايى كه موجب خشم و سخطش مىشود، گردد، اگر كسى به اين اوصاف متصف گرديد، سكوتش، حمد است.
اين مانند سخن رسول خدا-6- است كه فرمود:
«اگر چه نمازش كم باشد»[1].
قريب به اين مضمون، حديث شريف آن حضرت است كه فرمود: «به نسبت نمكى كه غذا احتياج دارد، عمل هم به دعا نيازمند است»[2].
پس به دعاى كم، همراه با كارهاى نيك، اكتفا گرديده است. و نيز خبر داده كه دعا و ذكر زياد بدون ترك منهيّات فايدهاى ندارد همچنان كه در حديث شريف آمده است:
- «مثل الّذى يدعو بغير عمل كمثل الّذى يرمى بغير وتر»
[3].
- يعنى: «كسى كه بدون عمل (خير) دعا مىكند مانند كسى است كه بدون زه كمان، مىخواهد تيراندازى نمايد».
و نيز مانند سخن آن حضرت است كه فرمود:
802-«الدّعاء مع اكل الحرام كالبناء على الماء».
يعنى: «دعا همراه با حرامخوارى مانند ساختمان سازى بر آب است».
در وحى قديم آمده است:
803-«و العمل مع اكل الحرام كناقل الماء في المنخل»
. يعنى: «عمل، همراه با حرامخوارى مانند آب در غربال كردن است».
[1]- در حديث شماره 800 گذشت.
[2]- در حديث شماره 397 گذشت.
[3]- در حديث شماره 355 گذشت.
و فرمود:
804-«و اعلم انّكم لو صلّيتم حتّى تكونوا كالحنايا و صمتم حتّى تكونوا كالاوتار ما نفعكم ذلك الّا بورع حاجز»
. يعنى: «بدانيد اگر آنقدر نماز بگذاريد تا جايى كه مانند كمان شويد و روزه بگيريد تا جايى كه مانند وتر آن گرديد، هيچ نفعى برايتان نخواهد داشت مگر آنكه ورعى باز دارنده از محرمات داشته باشيد».
و فرمود:
805-«اصل الدّين الورع، كن ورعا تكن اعبد النّاس، كن بالعمل بالتّقوى اشدّ اهتماما منك بالعمل بغيره فانّه لا يقلّ عمل بالتّقوى و كيف يقلّ عمل يتقبّل؟
لقول اللَّه عزّ و جلّ:إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ[1]»
. يعنى: «اساس و ريشه دين، ترك محرمات است، تارك محرمات باش تا عابدترين مردم گردى، كار نيك همراه با تقوا را بيشتر اهميت بده تا كار نيك بدون آن، كه عمل همراه با تقوا كم شمرده نمىشود و چگونه كم شمرده گردد عملى كه مورد قبول ذات اقدس الهى است، چون خداوند عزيز و جليل فرموده: من تنها از متقين قبول مىكنم».
پس تقوا محور قبول كار است.
[1]- سوره مائده، آيه 27.
تقوا و آثار آن
از حضرت صادق-7- در مورد تفسير «تقوا» سؤال شد، فرمود:
806-«ان لا يفقدك اللَّه حيث امرك و لا يراك حيث نهاك»
. يعنى: «در جايى كه خداوند تو را امر كرده، مفقود و در جايى كه تو را نهى نموده، پيدا نباشى».
عينا همين معنا را در حديث كه ابتداى اين باب آمده فرموده است كه: «...
بلكه ياد خدا در برخورد با حلال و حرامش كه اگر طاعت بود انجامش بدهد و اگر معصيت بود تركش نمايد»[1].
اين معناى تقواست كه سرمايهاى است كافى براى پيمودن راه بهشت، بلكه سپرى است كه انسان را از مهلكههاى دنيا و آخرت نگاه مىدارد.
«تقوا» را هر زبانى مىستايد و براى هر انسانى، شرافت مىآورد، قرآن هم پر است از مدح آن، همين سخن خداوند متعال در شرافتش بس كه مىفرمايد:
-وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ[2].
يعنى: «هم به شما و هم به اهل كتاب، قبل از شما سفارش كرديم كه تقواى الهى را مراعات نماييد».
اگر در عالم براى بنده صفتى اصلح و داراى خيرى بيشتر و منزلتى عظيمتر و به
[1]- ر. ك: حديث شماره 799.
[2]- سوره نساء، آيه 131.
ايجاد بيم و ترس در بندگان سزاوارتر و نيز حاجت رواكنندهتر از اين صفت- يعنى تقوا- وجود مىداشت، حتما خداوند سبحان به وسيله وحى به بندگانش خبر ميداد، زيرا او حكيم و رحيم است.
پس از اينكه او همه انسانها از اول تا آخر را به اين خصلت سفارش كرد و بدان اكتفا نمود، معلوم مىشود كه «تقوا» هدفى است كه از آن نمىتوان گذشت كرد و به غير آن نمىتوان اكتفا نمود.
قرآن كريم مملو است از مدح تقوا و براى آن خصوصياتى را بر شمرده، از جمله:
1- مدح و ثناى تقوا:
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ[1].
يعنى: «اگر صبر كنيد و تقوا را پيشه خود سازيد، اين چنين حالتى نشانهاى از قوّت اراده در كارها خواهد بود».
2- حفظ و حراست از دشمنان:
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً[2].
يعنى: «اگر صبر كنيد و با تقوا باشيد، حيله آنان هيچ ضررى به شما نخواهد رساند».
3- تأييد و يارى:
...أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ[3].
يعنى: «همانا خدا با متقين است».
4- اصلاح عمل:
[1]- سوره آل عمران، آيه 186.
[2]- سوره آل عمران، آيه 120.
[3]- سوره بقره، آيه 194.
-يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ[1].
يعنى: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! با تقوا باشيد و سخنى محكم و استوار بگوييد تا خدا كارهايتان را اصلاح كند».
5- آمرزش گناهان:
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ[2].
يعنى: «و گناهان شما را بيامرزد».
6- محبت خدا:
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ[3].
يعنى: «همانا خدا متقين را دوست دارد».
7- قبول شدن اعمال:
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ[4].
يعنى: «خدا تنها از متقين قبول مىكند».
8- كرامت و بزرگوارى:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ[5].
يعنى: «با تقواترين شما، با كرامتترينتان نزد خداست».
9- بشارت هنگام مرگ:
الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ[6].
يعنى: «كسانى كه ايمان آوردند و هميشه اهل تقوا بودند، هم در دنيا و هم در
[1]- سوره احزاب، آيه 70- 71.
[2]- سوره احزاب، آيه 71.
[3]- سوره توبه، آيه 4.
[4]- سوره مائده، آيه 27.
[5]- سوره حجرات، آيه 13.
[6]- سوره يونس، آيه 63- 64.