بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 547

يعنى: «اقوامى روز قيامت خواهند آمد كه به اندازه كوه تهامه حسنه دارند اما فرمان مى‌رسد كه آنان را به جهنم ببرند. پرسيدند: اى پيامبر خدا! آيا اينان اهل نمازند؟ فرمود: نماز مى‌خواندند، روزه مى‌گرفتند و نيمى از شب را به عبادت مشغول بودند، ولى اگر چيزى از دنيا برايشان عرضه مى‌شد، بدان خيز مى‌گرفتند».


صفحه 548

جهاد با نفس‌

بدان كه به اين مقام (يعنى مقام تقوا) نمى‌رسى مگر از راه جهاد با نفس امّاره‌ات كه او مضرّترين دشمن، پر بلا، هلاكت آور و پرشهوت مى‌باشد كه خداى تعالى فرمود:

-فَأَمَّا مَنْ طَغى‌ وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى‌ وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‌ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‌[1].

يعنى: «هر كس كه طغيان كرد و زندگى دنيا را برگزيد، جهنم جايگاه اوست، اما هر كس از عظمت پروردگارش ترسيد و نفس را از هوى بازداشت، بهشت جايگاه اوست».

رسول خدا-6- فرمود:

825-«اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك»

. يعنى: «دشمن‌ترين دشمنانت، همان نفس تو است كه با خوددارى».

از او غافل نباش و با زنجير «تقوا» آن را محكم ببند و چند چيز را مرتب بر او بخوان:

1- جلوگيرى از شهوتها كه حيوان سركش با كم شدن غذايش نرم خواهد شد.

2- عبادتهاى سنگين را بر دوشش بيفكن كه حيوان اگر بارش سنگين‌

[1]- سوره نازعات، آيه 37- 41.


صفحه 549

و آذوقه‌اش كم گردد، خوار گشته، رام مى‌شود.

3- از خدا كمك بخواه و به سوى او تضرع نما تا تو را در جنگ با نفس يارى دهد مگر سخن يوسف صديق را نشنيدى كه فرمود:

-إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي‌»[1].

يعنى: «همانا نفس، به بديها بسيار فرمان مى‌دهد مگر آنكه پروردگارم رحمى كند».

هر گاه اين سه كار را انجام دادى، به خواست خداوند متعال، نفس، فرمانبردار مى‌شود. تا جايى كه مى‌توانى مالكش شوى و لجام بر او افكنده از شرّش در امان بمانى. اما اگر رهايش سازى، مگر مى‌توانى در امان باشى و سالم بمانى با اينكه خودت انتخابهاى بد و پستى حالاتش را مشاهده مى‌كنى.

مگر او را نمى‌بينى كه در حال شهوت، حيوان، در حال غضب، درّنده، در حال مصيبت، بچه (و كم طاقت)، در حال نعمت، فرعون (و سركش)، در حال سيرى، خيالباف و در حال گرسنگى، ديوانه‌اى است كه اگر سيرش نمايى، سرپيچى و تكبر كرده و اگر گرسنه‌اش بدارى، فرياد مى‌كشد و جزع مى‌نمايد، پس او مانند الاغ بدى است كه اگر غذايش بدهى لگد مى‌زند و اگر گرسنه بدارى، عرعر مى‌كند.

يكى از علما گويد: از زبونى و نادانى نفس اين است كه:

هر گاه به انجام گناهى همّت كند يا شهوتش برانگيخته گردد، اگر خداوند تعالى، پيامبر اكرم، تمام انبيا، كتابهاى الهى و همه ملائكه مقرب را در برابرش واسطه قرار دهى و بعد مرگ و قبر و قيامت و بهشت و جهنم را بر او عرضه نمايى (تا دست از آن گناه يا شهوت بردارد) سر فرود نياورده، آرام نمى‌گردد و شهوتش را ترك نمى‌كند، اما اگر با جلوگيرى يك قرص نان يا بخشش آن با او برخورد نمايى، آرام مى‌گردد و شهوتش را ترك مى‌نمايد، پس بدان پستى و جهالتش را.

[1]- سوره يوسف، آيه 53.


صفحه 550

مبادا چشم برهم زدنى از او غافل بمانى همچنان كه خالقش فرمود: «نفس به بديها بسيار فرمان مى‌دهد مگر آنكه پروردگارم رحمى نمايد»[1].

همين مقدار براى آگاهاندن كسى كه عقل دارد كافى است، پس نفس را با «تقوا»، لجام كن و با ريسمان اميد او را به جلو بكش و با تازيانه هراس و خوف، او را بران:

«تقوا» براى اينكه او را از سركشى و رميدن، دربند كنى.

«هراس و خوف» نيز براى دو چيز است:

يكى اينكه- با ترس، نفس را از گناهان بازدارى، چون او به بديها فرمان مى‌دهد و به شرور، بسيار متمايل است و از كارش دست برنمى‌دارد مگر با ترساندن و تهديد بزرگ.

دوّم- براى اينكه با طاعتت به «عجب» نيفتى كه عجب، هلاكت‌كننده است بلكه با مذمت و يادآورى عيب و نقص و بار گناهانى كه موجب خوارى و آتش مى‌گردند، قلع و قمعش نمايى.

و «اميد» نيز براى دو چيز است:

اوّل- تا نفس براى انجام طاعات برانگيخته گردد، چون كار خير، سنگين است و شيطان از آن مانع و نفس هم به سوى كسالت و تنبلى مايل مى‌باشد.

دوّم- تا تحمّل سختيها را بر تو آسان گرداند، چون كسى كه با شناخت به دنبال مطلوبش باشد، هر چه در آن راه خرج نمايد بر او آسان خواهد بود، مگر آن كس كه عسل را از كندو جمع آورى مى‌كند را نديده‌اى كه توجهى به گزيدن زنبور ندارد چون او در فكر شيرينى عسل است. فردى كه در طول روز، كار مى‌كند و نهايت تلاش را مى‌نمايد (نه تنها مشقّتى احساس نكرده بلكه) در گرفتن مزد، احساس لذت مى‌نمايد، كشاورز در فكر سختى گرما و سرما و رنج طول سال‌

[1]- سوره يوسف، آيه 53.


صفحه 551

نيست، چون او به ياد محصول خود مى‌باشد. پس اى شنونده! تلاش نما تا به كمال مطلوب برسى و در اين راه بر رنج و گرفتارى صبر كن.

شاعر مى‌گويد:

ما ضرّ من كانت الفردوس مسكنه‌

ما ذا تحمّل من بؤس و اقتار

تراه يمشى كئيبا خائفا و جلا

الى المساجد يمشى بين اطمار

يعنى: «آن كس كه بهشت مسكن اوست، از سختى و فقرى كه تحمل مى‌كند، ضرر نمى‌نمايد».

«او را مى‌بينى كه ناراحت و هراسان در ميان كهنه پوشان به سوى مسجد حركت مى‌كند».

تا اينجا روشن شد كه اثر بندگى، برپائى فرمانهاى الهى و ترك گناه است و اين كار نيز با نفس امّاره انجام نمى‌پذيرد مگر آنكه تمايل و تشويق و ترس و هراسى در كار باشد، همان طورى كه حيوان سركش نياز به كسى دارد كه از جلو او را بكشد و كس ديگرى كه از پشت سر او را براند تا اگر در معرض درّه و سقوط قرار گرفت، از طرفى شلاق بر او بنوازند و از طرف ديگر «جو» به او بدهند تا حركت كند و از پرتگاه نجات يابد.

و نيز كودك مغرور، به مدرسه نمى‌رود و درس نمى‌خواند مگر آنكه از طرفى پدر و مادر تشويقش كنند و از آن طرف ديگر، معلم او را از تنبلى و درس نخواندن بترساند، همچنين اين «نفس» كه حيوانى سركش است، در كارهاى مهم دنيا قرار گرفته كه ترس و خوف شلّاق و راننده اوست و «اميد» مانند غذا و كشنده‌اش، ياد بهشت و ثواب آن، نفس را تشويق كرده و به نيكيها متمايلش مى‌سازد و آتش جهنم و عقوبتهايش، موجب هراس نفس و ترس او مى‌گردد.


صفحه 552

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 553

خاتمه: اسماى حسناى الهى‌

علت ذكر اسماى حسنى- شرح اسماى حسنى- علت عدم ذكر ساير اسماء- توحيد ذات اقدس الهى- فضيلت دعاى «يا من اظهر الجميل ...»- پايان‌


صفحه 554

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة