يعنى: «هر آينه ابراهيم اوّاه و بردبار بود فرمود: اوّاه يعنى بسيار دعاكننده».
سوّم
- «ابن قدّاح» از امام ششم-7- اين گونه روايت كرد:
52-«قال امير المؤمنين7: احبّ الاعمال الى اللَّه في الارض الدّعاء، و افضل العبادة العفاف، قال: و كان امير المؤمنين7رجلا دعّاء».
يعنى: «امير المؤمنين على بن ابى طالب-7- فرمود: محبوبترين كارها در روى زمين، نزد خداوند متعال، دعاست. و برترين عبادت، عفاف مىباشد. بعد حضرت صادق-7- فرمود: امير المؤمنين-7- بسيار اهل دعا بود».
چهارم
- «عبيد بن زراره» از پدرش و او هم از مردى نقل كرده كه حضرت جعفر بن محمد الصادق-7- فرمود:
53-«الدّعاء هو العبادة قال اللَّه: «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي... الآية ادع اللَّه و لا تقل انّ الامر قد فرغ».
يعنى: «دعا همان عبادتى است كه در آيه شريفه آمده: كسانى كه از عبادت من سركشى كنند ... خدا را بخوان و نگو كار از كار گذشته است».
پنجم
- «عبد اللَّه بن ميمون قدّاح» از امام صادق-7- روايت كرد كه فرمود:
54-«الدّعاء كهف الاجابة كما انّ السّحاب كهف المطر».
يعنى: «دعا معدن (و موجب) اجابت است همچنان كه ابر، معدن باران مىباشد».
ششم:
«هشام بن سالم» گويد امام صادق-7- فرمود:
55-«أ تعرفون طول البلاء من قصره؟ قلنا: لا. قال: اذا الهم احدكم الدّعاء فاعلموا انّ البلاء قصير».
يعنى: «آيا مىتوانيد بلاى طولانى را از بلاى كوتاه تشخيص بدهيد؟ گفتند:
نه. فرمود: هر گاه به يكى از شما دعا الهام گرديد (و بدان موفق شد) بدانيد كه بلا
كوتاه خواهد بود».
هفتم
«ابو ولّاد» گويد: امام موسى كاظم-7- فرمود:
56-«ما من بلاء ينزل على عبد مؤمن فيلهمه اللَّه الدّعاء الّا كان كشف ذلك البلاء وشيكا، و ما من بلاء ينزل على عبد مؤمن فيمسك عن الدّعاء الّا كان البلاء طويلا فاذا نزل البلاء فعليكم بالدّعاء و التّضرّع الى اللَّه عزّ و جلّ».
يعنى: «اگر بلا بر بنده مؤمنى كه خداوند او را موفّق به دعا كرده نازل شود، بزودى برطرف خواهد شد، اما اگر بر بنده مؤمنى كه از دعا كردن دست نگه داشته، بلايى نازل گردد، طولانى خواهد گرديد، پس هر گاه بلايى نازل شد، بر شماست كه به درگاه خداوند عزيز و جليل، دعا و تضرّع كنيد».
هشتم
- از وجود مقدّس حضرت رسول-6- روايت گرديد:
57-«افزعوا الى اللَّه في حوائجكم، و الجأوا اليه في ملمّاتكم، و تضرّعوا اليه و ادعوه فانّ الدّعاء مخّ العبادة، و ما من مؤمن يدعو اللَّه الّا استجاب له، فامّا ان يعجّل له في الدّنيا او يؤجّل له في الآخرة، و امّا ان يكفّر عنه من ذنوبه بقدر ما دعا ما لم يدع بمأثم».
يعنى: «در حوائجتان از خدا كمك بخواهيد، در شدايد و گرفتاريها به او پناه ببريد و به سوى او تضرع كنيد، او را بخوانيد و دعا كنيد، چون «دعا» مغز عبادت است، هيچ مؤمنى خدا را نمىخواند مگر آنكه به يكى از اين وجوه اجابت مىشود:
- يا در دنيا بزودى حاجتش را خواهد گرفت.
- يا در آخرت آن را دريافت خواهد كرد.
- و يا به مقدارى كه دعا كرده، گناهانش پرده پوشى خواهد شد به شرط آنكه براى گناه دعا نكرده باشد».
نهم
- و نيز از آن حضرت نقل گرديده است كه:
58-«اعجز النّاس من عجز عن الدّعاء، و ابخل النّاس من بخل بالسّلام».
يعنى: «عاجزترين مردم كسى است كه از دعا درمانده باشد و بخيلترين مردم كسى است كه در سلام كردن، بخل بورزد».
دهم
- همچنين فرمود:
59-«الا ادلّكم على ابخل النّاس، و اكسل النّاس، و اسرق النّاس، و اجفأ النّاس، و اعجز النّاس؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه، قال: امّا ابخل النّاس، فرجل يمرّ بمسلم و لم يسلّم عليه، و امّا اكسل النّاس، فعبد صحيح فارغ لا يذكر اللَّه بشفة و لا بلسان. و امّا اسرق النّاس، فالّذي يسرق من صلاته تلفّ كما يلفّ الثّوب الخلق فيضرب بها وجهه. و امّا اجفأ النّاس، فرجل ذكرت بين يديه فلم يصلّ علىّ. و امّا اعجز النّاس، فمن يعجز عن الدّعاء».
يعنى: «آيا بخيلترين، كسلترين، و دزدترين، و ستمكارترين و عاجزترين مردم را به شما معرفى كنم؟ گفتند: بلى يا رسول اللَّه-6و سلّم- فرمود:
- «بخيلترين» مردم كسى است كه گذارش بر مسلمانى مىافتد ولى به او سلام نمىكند.
- «كسلترين» مردم فردى است كه از صحت و سلامت برخوردار است ولى در اوقات بيكارى با لب و زبانش ذكر حق نمىگويد.
- «دزدترين» مردم كسى است كه از نمازش مىكاهد، چنين نمازى همانند لباس كهنه، درهم پيچيده شده به صورتش زده مىشود.
- «جفاكارترين» مردم كسى است كه نام من در برابرش برده مىشود، ولى بر من صلوات نمىفرستد.
- «عاجزترين» مردم كسى است كه از دعا، درمانده باشد».
يازدهم
- و نيز از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:
60-«افضل العبادات الدّعاء، و اذا اذن اللَّه للعبد في الدّعاء فتح له باب الرّحمة، انّه لن يهلك مع الدّعاء احد»
. يعنى: «برترين عبادت، دعاست، اجازه دعا كردن از سوى خداوند متعال و گفتگوى بنده با او مساوى است با گشودن در رحمت براى وى، كسى كه اهل دعا باشد، هرگز بدبخت نمىشود».
دوازدهم
- «معاوية بن عمار» گويد: به امام صادق-7- عرض كردم: دو نفر در يك لحظه نمازشان را آغاز مىكنند، يكى از آن دو در نمازش قرآن بيشترى تلاوت مىكند و ديگرى بيشتر دعا مىنمايد و سپس هر دو در يك لحظه نمازشان را پايان مىدهند، كداميك افضلند؟ فرمود:
61-«كلّ فيه فضل و كلّ حسن».
يعنى: «هر دو داراى فضيلت بوده و هر دو نيكند».
گفتم: مىدانم هر دو خوبند، ولى مىخواهم بدانم كداميك بهتر است؟ فرمود:
- «الدّعاء افضل، اما سمعت قول اللَّه عزّ و جلّ:وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ؟ هى و اللَّه العبادة، هى و اللَّه افضل، هى و اللَّه العبادة، هى و اللَّه اشدّهنّ».
يعنى: «دعا، برتر است، مگر سخن خداى متعال را نشنيدى كه فرمود: مرا بخوانيد تا اجابتتان كنم، همانا كسانى كه از عبادت من سركشى كردند، آنان را با خوارى داخل جهنّم خواهم كرد، به خدا قسم! منظور از عبادت، همان دعاست، به خدا قسم! دعا برتر است، به خدا قسم! دعا عبادت است، به خدا قسم! دعا شديدترين عبادت است».
سيزدهم:
«يعقوب بن شعيب» گويد: شنيدم كه امام صادق-7- فرمود:
62-«انّ اللَّه اوحى الى آدم-7- انّى ساجمع لك الكلام في اربع كلمات. قال: يا ربّ ما هنّ؟ قال: واحدة لى، واحدة لك، واحدة فيما بينى و بينك، واحدة بينك و بين النّاس، فقال آدم-7-: بينهنّ لى يا ربّ. فقال اللَّه تعالى: امّا الّتى هى لى فتعبدنى و لا تشرك بى شيئا، و امّا الّتى لك فاجزيك بعملك احوج ما تكون اليه، و امّا الّتى بينى و بينك فعليك الدّعاء و علىّ الاجابة، و امّا الّتى بينك و بين النّاس فترضى للنّاس ما ترضى لنفسك».
يعنى: «خداوند متعال بر حضرت آدم-7- وحى فرستاد كه من تمام سخنان را در چهار جمله براى تو گرد مىآورم.
گفت: پروردگارا! آن چهار جمله چيست؟
فرمود: يكى مال من، ديگرى مال تو، سومى مربوط به ما بين من و تو و آخرى مربوط به ما بين تو و مردم است.
حضرت آدم-7- گفت: پروردگارا! آنها را برايم روشن كن خداوند متعال فرمود:
- آنكه مال من است اين است كه بنده من باشى و چيزى را شريك من قرار ندهى.
- و آنكه مال تو است اين است كه جزاى عملت را به چيزى كه بيشترين احتياج را بدان دارى مىدهم.
- و آنكه مربوط به ما بين من و تو است اين است كه تو دعا كن، من اجابت مىنمايم.
- و آنكه مربوط به ما بين تو و مردم است اين است كه هر آنچه را كه براى خود مىپسندى براى ديگران نيز بپسند».
چهاردهم:
از كتاب دعاى «محمد بن حسن صفار» از رسول اللَّه-6- نقل شده كه فرمود:
63-«يدخل الجنّة رجلان كانا يعملان عملا واحدا فيرى احدهما صاحبه فوقه فيقول: يا ربّ، بما اعطيته و كان عملنا واحدا؟ فيقول اللَّه تبارك و تعالى:
سألنى و لم تسألنى، ثمّ قال-6-: اسألوا و اجزلوا فانّه لا يتعاظمه شيء».
يعنى: «دو نفر كه هر دو يك گونه عمل انجام دادهاند وارد بهشت مىشوند ولى يكى ديگرى را برتر از خود مىبيند، لذا مىگويد: پروردگارا! من و او عملمان يكى بود، اين مقام برتر او در برابر چيست؟ خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: او از من درخواست كرد ولى تو نخواستى. آنگاه حضرت فرمود: از خدا بخواهيد و زياد هم بخواهيد، چون در برابر ذات اقدس احديت، چيزى بزرگ نيست».
پانزدهم
- و نيز در همان كتاب آمده است كه رسول خدا-6و سلّم- فرمود:
64-«ليسألنّ اللَّه أو ليقضينّ عليكم، انّ اللَّه عبادا يعملون فيعطيهم، و آخرين يسألونه صادقين فيعطيهم ثمّ يجمعهم في الجنّة فيقول الّذين عملوا: ربّنا عملنا فاعطيتنا فبما اعطيت هؤلاء؟ فيقول: هؤلاء عبادى اعطيتكم اجوركم و لم التكم من اعمالكم شيئا، و سألنى هؤلاء فاعطيتهم، و هو فضلى أوتيه من اشاء».
يعنى: «از خدا بخواهيد تا او حكم كند، همانا خداوند متعال به يك سرى از بندگانش در مقابل اعمالشان بخشش دارد و به گروه ديگر در برابر درخواست صادقانهشان، سپس هر دو گروه را در بهشت جمع مىكند، گروه اول مىگويند:
پروردگارا! ما اهل عمل بوديم، به ما عطا كردى اما اينها را به چه سبب؟ مىفرمايد:
اينان بندگان من هستند، من اجر و پاداش شما را دادم و از آن چيزى كم نكردم، اما اينان از من درخواست كردند و من هم از فضل و رحمت فوق العاده خود به آنان دادم (بلكه) به هر كسى كه بخواهم، مىدهم».
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
باب دوّم اسباب اجابت
سبب اوّل: زمان دعا- سبب دوّم: مكان دعا- سبب سوّم: دعاهاى مستجاب- سبب چهارم: نقش زمان در دعا- سبب پنجم: نقش مكان در دعا- سبب ششم: رابطه كارهاى نيك با دعا- سبب هفتم: دعا در حالات مخصوص