این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اسباب اجابت
سبب اوّل: زمان دعا
الف- شب و روز جمعه:
امام صادق-7- فرمود:
65-«ما طلعت الشّمس بيوم افضل من يوم الجمعة، و انّ كلام الطّير فيه اذا لقى بعضها بعضا: سلام سلام، يوم صالح».
يعنى: «خورشيد بر روزى برتر از روز جمعه طلوع نكرد، وقتى پرندگان آسمان در اين روز يك ديگر را ملاقات مىكنند، بر هم سلام مىفرستند و مىگويند:
روز خوبى است!».
66- «گفته شده كه رسول خدا-6- در ابتداى تابستان، وقتى مىخواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج مىشد و در ابتداى زمستان وقتى مىخواست داخل شود، روز جمعه داخل مىگرديد».
در همين رابطه از «ابن عباس» روايت شده است كه حضرت، شب جمعه خارج مىشد و شب جمعه داخل مىگرديد[1].
[1]- در تابستان به جهت شدّت گرما از اتاق خارج شده، در بيرون بسر مىبردند، ولى در زمستان به جهت سرما به آنجا برمىگشتند. مرحوم طبرسى( قده) در« مكارم الاخلاق» همين دو خبر را نقل كرده با اين تفاوت كه در خبر اوّل دارد:
ُ« عنه( اى الامام الصّادق-7- قال:كان رسول اللَّه-6- اذا خرج من البيت في الصّيف خرج يوم الخميس، و إذا اراد ان يدخل في الشّتاء من البرد دخل يوم الجمعة»،
( الفصل التاسع في المسكن، في وقت الدخول في البيت و الخروج عنه، ص 128).
از امام باقر-7- روايت شده است كه فرمود:
- «اذا اردت ان تتصدّق بشيء قبل الجمعة فأخّره الى يوم الجمعة»
[1].
يعنى: «اگر قبل از روز جمعه خواستى صدقهاى بدهى، آن را تا روز جمعه به تأخير بينداز».
و نيز از همان حضرت روايت شده است كه فرمود:
67-«انّ اللَّه تعالى لينادى كلّ ليلة جمعة من فوق عرشه من اوّل الليل الى اخره: ألا عبد مؤمن يدعونى لدينه أو دنياه قبل طلوع الفجر فاجيبه؟ الا عبد مؤمن يتوب إلىّ من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب اليه؟ الا عبد مؤمن قد قتر عليه رزقه فيسألنى الزّيادة في رزقه قبل طلوع الفجر فازيده و اوسّع عليه؟ الا عبد مؤمن سقيم فيسألنى ان اشفيه قبل طلوع الفجر فاعافيه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فيسألنى أن اطلقه من سجنه فأخلّى سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم يسألنى ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا يزال ينادى بهذا حتّى يطلع الفجر».
يعنى: ذات اقدس الهى هر شب جمعه از اول تا آخر شب اين گونه ندا مىدهد:
- آيا بنده مؤمنى نيست كه تا قبل از صبح مرا براى دين يا دنيايش بخواند تا من اجابتش كنم؟
- آيا بنده مؤمنين نيست كه تا قبل از صبح از گناهانش توبه كند و برگردد و من نيز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟
- آيا بنده مؤمنى نيست كه روزيش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زياد كنم و من هم حاجتش را برآورده روزيش را زياد و وسيع گردانم؟
- آيا بنده مؤمن مريضى نيست كه تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد كه شفايش بدهم و من هم او را عافيت و تندرستى عطا نمايم؟
[1]- در حديث 258 خواهد آمد.
- آيا بنده زندانى گرفتارى نيست كه از من بخواهد از زندان آزادش كنم و من نيز آزادش گردانم؟
- آيا بنده مؤمن مظلومى نيست كه تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نيز او را يارى كرده حقش را برگردانم؟
آنگاه حضرت فرمود: همين طور ذات اقدس الهى ندا مىدهد تا صبح شود».
از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- روايت شده است كه فرمود:
68-«انّ العبد المؤمن يسأل اللَّه الحاجة فيؤخّر اللَّه عزّ و جلّ قضاء حاجته الّتى سأل الى يوم الجمعة».
يعنى: «بنده مؤمن از خدا حاجتى طلب مىكند و خداوند عزيز و جليل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تأخير مىاندازد».
از رسول خدا-6- رسيده است كه فرمود:
69-«انّ يوم الجمعة سيّد الايّام و اعظمها عند اللَّه تعالى و اعظم من يوم الفطر و يوم الاضحى، و فيه خمس خصال: خلق اللَّه فيه آدم، و اهبط فيه آدم الى الارض، و فيه توفّي اللَّه آدم، و فيه ساعة لا يسأل اللَّه تعالى فيها احد شيئا الّا اعطاه ما لم يسأل حراما، و ما من ملك مقرّب و لا سماء و لا ارض و لا رياح و لا جبال و لا شجر الّا و هو يشفق يوم الجمعة ان تقوم السّاعة فيه».
يعنى: «همانا جمعه آقاى روزها و با عظمتترين آنها نزد خداوند تعالى است، بلكه از عيد فطر و قربان هم برتر است. اين روز، پنج خصلت دارد:
اوّل: خداوند متعال حضرت آدم-7- را در اين روز خلق فرمود.
دوّم: آن حضرت را در همين روز از بهشت بر زمين فرود آورد.
سوّم: در چنين روزى حضرت آدم-7- را قبض روح كرد.
چهارم: در اين روز ساعتى هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چيزى طلب كند به او خواهد داد به شرط اينكه چيز حرام نخواهد.
پنجم: ملائكه مقرّب، آسمان، زمين، بادها، كوهها و درختها همگى هراس دارند از اينكه قيامت در اين روز واقع شود».
فرزندان يعقوب از پدرشان خواستند كه از خداوند متعال برايشان طلب آمرزش و بخشش كند، آن حضرت اين گونه پاسخ دادند:
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي[1].
يعنى: «بزودى برايتان از پروردگارم تقاضاى مغفرت خواهم كرد».
در تفسير همين آيه از امام صادق-7- روايت شده است كه حضرت فرمود:
70-«اخّره الى السّحر من ليلة الجمعة».
يعنى «حضرت يعقوب-7- اين استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تأخير انداخت».
در روز جمعه دو ساعت هست كه زمان استجابت دعاست:
- يكى وقتى كه خطيب (و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.
- ديگرى آخرين لحظات روز جمعه است كه در روايت آمده:
71- «زمانى كه نصف قرص خورشيد پنهان شد»[2].
امام باقر-7- فرمود:
72-«اوّل وقت الجمعة ساعة تزول الشّمس الى ان تمضى ساعة يحافظ عليها فانّ رسول اللَّه-6- قال: لا يسأل اللَّه تعالى فيها عبد
[1]- سوره يوسف، آيه 98.
[2]-
ُعن عبد اللَّه بن سنان قالسألت ابا عبد اللَّه7عن الساعة التى يستجاب فيها الدعاء يوم الجمعة. قال: ما بين فراغ الامام من الخطبة الى ان تستوى الصفوف، و ساعة اخرى من آخر النهار الى غروب الشمس.
( دعوات راوندى ح 86.
خيرا الّا اعطاه».
يعنى: «در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعى) تا ساعتى را بايد محافظت كرد، چون رسول خدا-6- فرمود: هيچ بندهاى در اين ساعت از خداوند تعالى خيرى طلب نمىكند مگر آنكه آن را عطا مىنمايد».
ب- روز چهارشنبه بين ظهر و عصر:
«جابر بن عبد اللَّه انصارى (ره)» اين گونه روايت كرده است كه:
در جنگ احزاب (خندق) وجود مقدّس رسول اللَّه-6و سلّم- روزهاى دوشنبه و سه شنبه عليه كفار دعا كرد و روز چهارشنبه بين ظهر و عصر مستجاب گرديد كه در نتيجه آن، خوشحالى در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشكلى برايم پيش آمد و در اين وقت دعا كردم، دعايم مستجاب و مشكلم برطرف گرديد».
ج- وقت نماز عشاء:
از رسول خدا-6- روايت است كه فرمود:
73-«من كان له حاجة فليطلبها في العشاء الآخرة فانّها لم يعطها احد من الامم قبلكم».
يعنى: «هر يك از شما حاجتى دارد آن را به هنگام نماز عشا طلب كند، زيرا اين (مخصوص شماست و) به امتهاى پيش از شما داده نشده است.
د- يك ششم اوّل از نيمه شب
[1]:
اوّلا: رواياتى داريم كه بيانگر فضيلت نماز شب هستند در حالى كه مردم در خواب مىباشند.
ثانيا: رواياتى داريم كه بيانگر فضيلت ذكر خداوند متعال در ميان
[1]- اگر تمام طول شب را به دوازده قسمت تقسيم كنيم، هفتمين قسمت آن منظور است.
غافليناند[1].
شكى نيست كه در اين زمان مخصوص، اكثر مردم به خواب مىروند، به خلاف نيمه اول شب كه در تداوم بيدارى روز، بسيارى از مردم در آن هنگام بيدارند. از طرف ديگر، آخر شب (نزديكهاى طلوع فجر) نيز چه بسا مردم جهت رفتن به محل كار يا حركت براى سفر، بيدار شوند، پس لحظهاى كه اكثرا در خوابند همان اوايل نيمه دوم شب است، بيدار ماندن در آن لحظات، نتيجه مجاهده با نفس، ترك خواب، دورى از بستر نرم و خلوت با مالك عباد و سلطان دنيا و معاد است.
و ثالثا: عمر بن اذينه مىگويد: شنيدم حضرت صادق-7- مىفرمود:
74-«انّ في الليل ساعة ما يوافق فيها عبد مؤمن يصلّى و يدعو اللَّه فيها الّا استجاب له قلت: اصلحك اللَّه و اىّ ساعة من الليل هى؟ قال: اذا مضى نصف الليل و بقى السّدس الاوّل من اوّل النّصف».
يعنى: «در شب، ساعتى است كه اگر بنده مؤمنى آن را درك كرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتما اجابت خواهد شد. گفتم: خداى توفيقت دهد، آن ساعت كدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، يك ششم اوّل از نيمه دوم آن».
ه- يك سوم آخر شب:
روايات در اين مورد فراوان است منجمله: وجود مبارك رسول اللَّه-6- فرمود:
75-«اذا كان آخر الليل يقول اللَّه سبحانه و تعالى: هل من داع فاجيبه؟ هل من سائل فاعطيه سؤله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ هل من تائب فاتوب عليه؟».
يعنى: «ذات اقدس الهى، آخر هر شب اين چنين مىگويد:
[1]- ر. ك: روايات شماره 651، 652 و 653.
- آيا دعاكنندهاى هست تا من او را اجابت كنم؟
- آيا درخواستكنندهاى هست تا خواستهاش را عطا كنم؟
- آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزم؟
- آيا بنده توبه كارى هست تا توبهاش را بپذيريم؟».
«ابراهيم بن ابى محمود» مىگويد به امام رضا-7- عرض كردم:
مردم مىگويند رسول خدا-6- فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنيا مىآيد، نظر شما در اين رابطه چيست؟ فرمود:
76-«لعن اللَّه المحرّفين الكلم عن مواضعه، و اللَّه ما قال رسول اللَّه كذلك انّما قال-6و سلّم-: إنّ اللَّه تبارك و تعالى ينزّل ملكا الى السّماء الدّنيا كلّ ليلة في الثّلث الاخير و ليلة الجمعة من اوّل الليل فيأمره فينادى: هل من سائل فاعطيه سؤله؟ هل من تائب فاتوب عليه؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ يا طالب الخير اقبل، يا طالب الشّرّ اقصر، فلا يزال ينادى بها حتّى يطلع الفجر فاذا طلع عاد الى محلّه من ملكوت السّماء، حدّثنى بذلك ابى عن جدّى عن آبائه عن رسول اللَّه-6-»
. يعنى: «خدا لعنت كند كسانى را كه سخنان را تحريف مىكنند، به خدا قسم! رسول خدا-6- اين گونه (كه مىگويند) نگفت بلكه فرمود:
خداوند تبارك و تعالى در يك سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتداى آن فرشتهاى را به آسمان دنيا مىفرستد و اين چنين ندا مىدهد:
- آيا درخواستكنندهاى هست تا خواستهاش را بدهم؟
- آيا توبهكنندهاى هست تا توبهاش را بپذيرم؟
- آيا استغفاركنندهاى هست تا او را ببخشم؟
- اى طالب خير! بيا و اى طالب شرّ! دست بردار ...