بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 93

و قد علمت انّ علمه عندك، و اسبابه بيدك، و انت الّذى تقسمه بلطفك، و تسبّبه برحمتك. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و اجعل لى يا ربّ رزقك واسعا، و مطلبه سهلا، و مأخذه قريبا، و لا تعنّنى بطلب ما لم تقدّر لى فيه رزقا فانّك غنىّ عن عذابى و انا فقير الى رحمتك، فصلّ على محمّد و آل محمّد وجد على عبدك انّك ذو فضل عظيم».

يعنى: «بار الها! من محل روزى خود را نمى‌دانم و بر اساس گمانهايى كه به قلبم خطور مى‌كند، شهرها را جستجو مى‌كنم (تا بدان برسم)، در اين قضيه حيران و سرگردان مانده‌ام كه (روزى من كجاست) آيا در دشت و صحراست يا در كوهها؟

در زمين است يا در آسمان؟ در خشكى است يا در دريا؟ به دست چه كسى است و به جانب چه كسى بايد رفت؟ اما مى‌دانم كه تو هم محلّش را مى‌دانى و هم موجبات و اسبابش به دست تو است. و آن را بر اساس لطف و رحمتت تقسيم مى‌كنى.

خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزى مرا وسيع گردان، طلب آن را آسان و محل دريافتش را نزديك قرار بده و براى آنچه برايم مقدّر نشده مرا به رنج نينداز (تا زحمت بيهوده در طلبش نكشم) همانا تو از عذاب من بى‌نيازى ولى من به رحمت تو محتاج هستم، پس بر محمد و آل محمد درود بفرست و بر بنده‌ات ببخشاى كه تو صاحب فضل و عنايتى عظيم هستى»[1]

ح- براى دفع ترس از ظالم و وارد شدن بر سلطان (جائر) خوب است‌

[1]-« عبيد بن زراره» گويد: نزد حضرت صادق-7- بودم كه فردى از شيعيان حضرت وارد شد و از فقر و تنگدستى خود به ايشان شكايت برد و ابراز داشت كه براى طلب روزى، شهرها را مى‌گردد ولى جز فقر بر او افزون نمى‌گردد. امام صادق-7- به او فرمود: وقتى نماز عشاء را گزاردى، با دقت و حوصله بگو:

ُ اللهم انه ليس لى علم‌

... مدتى نگذشت كه ديديم فقر از او زايل گشته و احوالش رو به راه گرديده است»،( فلاح السائل، سيد بن طاوس فصل 26، تعقيبات نماز عشاء ص 7- 256).


صفحه 94

خواندن آن دعايى كه حضرت صادق-7- هنگام ورود بر منصور مى‌خواند كه:

103-«يا عدّتى عند شدّتى، و يا غوثى عند كربتى، احرسنى بعينك الّتى لا تنام، و اكنفنى بركنك الّذى لا يرام»

. يعنى: «اى ذخيره و سرمايه من در شدايد! و اى فريادرس من در سختيها! مرا با آن چشمت كه خواب در آن راه ندارد، حراست كن و با آن تكيه‌گاهت كه شكست ندارد محافظت نما».

ط- براى پرداخت شدن بدهكارى و اداى دين، مناسب است خواندن آنچه «معاذ بن جبل» نقل كرده كه گفت:

روز جمعه‌اى با رسول اللَّه نماز جمعه نخواندم، به من فرمود:

104-«يا معاذ، ما منعك عن الصّلوة الجمعة؟»

. يعنى: چه چيزى مانع حضور تو در نماز جمعه شده؟».

گفتم: يا رسول اللَّه-6- يوحناى يهودى از من يك اوقيه‌[1]طلا، طلبكار است و كنار در منزل كشيك مرا مى‌كشيد، ترسيدم اگر بيرون بيايم مرا بگيرد و نتوانم به نماز جمعه بيايم، فرمود:

«أ تحبّ يا معاذ ان يقضى اللَّه دينك؟»

يعنى: «آيا دوست دارى كه خدا دينت را ادا، كند؟».

گفتم بلى يا رسول اللَّه! فرمود: بگو:

«اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ، تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ، وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ، وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ، وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ، بِيَدِكَ الْخَيْرُ، إِنَّكَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ، تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ، وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ، وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ، وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ‌

[1]- تقريبا برابر است با 5/ 7 مثقال.


صفحه 95

الْحَيِّ، وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ‌[1]، يا رحمان الدّنيا و الآخرة و رحيمهما تعطى منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء، صلّ على محمّد و آل محمّد اقض عنّى دينى يا كريم».

يعنى: «بار خدايا! ملك و حكومت در عالم هستى از آن تو است، آن را به هر كه بخواهى مى‌دهى و از هر كه بخواهى مى‌گيرى، هر كس را بخواهى عزيز و هر كس را بخواهى ذليل مى‌كنى. همه نيكيها به دست تو است و بر هر چيزى قادرى. شب را در روز نهان مى‌سازى و روز را در شب. زنده را از مرده بيرون مى‌آورى و مرده را از زنده و به هر كه بخواهى، بى‌حساب روزى مى‌دهى. اى كسى كه در دنيا و آخرت دو رحمت دارى، (يكى رحمت واسعه كه همه موجودات از آن بهره مى‌برند و ديگر رحمتى مخصوص بندگان شايسته‌ات)، اين دو رحمت را به هر كه بخواهى مى‌دهى و از هر كه بخواهى منع مى‌نمايى (بار الها!) بر محمد و آل محمد درود فرست و دين مرا ادا كن اى كريم!».

آنگاه فرمود:

«فلو كان عليك‌مِلْ‌ءُ الْأَرْضِ ذَهَباًلادّاه اللَّه عنك».

يعنى: «اگر به اندازه كره زمين طلا بدهكار باشى، ذات اقدس الهى از طرف تو آن را پرداخت خواهد كرد».

ى- براى تقويت قوه حافظه و حفظ نمودن هر آنچه انسان مى‌شنود، مناسب است دعاى مروى از رسول خدا-6- كه فرمود:

105-«يا عليّ، اذا اردت ان تحفظ كلّما تسمع فقل في دبر كلّ صلاة:

«سبحان من لا يعتدى على اهل مملكته! سبحان من لا يؤاخذ اهل الارض بانواع العذاب! سبحان الرّؤوف الرّحيم! اللّهمّ اجعل لى في قلبى نورا و بصرا و فهما و علما انّك على كلّ شي‌ء قدير».

[1]- برگرفته از سوره آل عمران، آيه 26- 27.


صفحه 96

يعنى: «اى على! هر گاه خواسته باشى آنچه را مى‌شنوى حفظ كنى، بعد از هر نماز بگو: سبحان من ... پاك و منزه است خدايى كه بر اهل مملكتش ستم روا نمى‌دارد. پاك و منزه است خدايى كه ساكنين زمين را با عذابهاى گوناگون، گرفتار نمى‌كند. پاك و منزه است خداى مهربان و رحيم، خدايا! در قلبم براى من نور و ديد و فهم و علم قرار بده كه تو بر هر چيزى قادرى».

ك- براى دفع آزار همسايه:

فردى نزد امام حسن بن على- عليهما السّلام- شكايت كرد كه همسايه‌ام مرا آزار مى‌دهد، حضرت فرمود:

106-«إذا صلّيت المغرب فصلّ ركعتين ثمّ قل: يا شديد المحال، يا عزيز اذللت بعزّتك جميع ما خلقت، اكفنى شرّ فلان بما شئت»

يعنى: «پس از نماز مغرب، دو ركعت نماز بگزار و بعد از آن بگو: يا شديد المحال ... اى آن كه مكرت شديد است! اى آن كه جميع مخلوقات را در برابر عزّتت خوار و ذليل قرار دادى! شرّ فلانى را از من بردار هر طور كه خودت خواسته باشى».

اين شخصى، طبق دستور حضرت عمل كرد، نيمه شب صداى فرياد و شيون شنيد، به او خبر دادند كه فلان كس (يعنى همان همسايه) مرد.

نظير اين سرى ادعيه و اخبار، زياد است كه با ذكر آن، بحث طولانى مى‌شود.

براى اطلاع از آنها به كتابهاى دعا مراجعه شود.


صفحه 97

سبب چهارم: نقش زمان در دعا

الف- دعاى سمات‌[1]:

107- مستحب است خواندن «دعاى سمات» در آخرين لحظات روز جمعه و نيز بعد از آن گفته شود:

- «اللّهمّ انّى اسألك بحرمة هذا الدّعاء و بما فات منه من الاسماء و بما يشتمل عليه من التّفسير و التّدبير الّذى لا يحيط به الّا انت ان تفعل بى كذا و كذا».

يعنى: «خدايا! تو را به حرمت اين دعا و به حرمت آن اسمهائى كه در آن نيامده، و به تفسير و تدبير آن اسمها كه غير از تو احدى آن را نمى‌داند، سوگندت مى‌دهم كه حاجات مرا به اين شرح برآورى ...».

ب- از امام باقر-7- روايت شده كه در ثلث دوم ماه مبارك رمضان (يعنى از يازدهم تا بيستم) قرآن كريم را گرفته مى‌گشايى و مى‌گويى:

108-«اللّهمّ انى اسألك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الاعظم الاكبر و اسماؤك الحسنى و ما يخاف و يرجى ان تجعلنى من عتقائك من النّار».

يعنى: «خدايا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند مى‌دهم به قرآنى كه نازلش كردى و به هر آنچه در آن است از اسم اعظم و ساير اسماء حسنايت گرفته تا آياتى كه موجب خوف و رجاست كه مرا جزء رهايى يافتگان از آتش جهنّم قرار دهى».

سپس هر حاجت كه مى‌خواهى طلب كن.

[1]- ر. ك: كتاب مفاتيح الجنان.


صفحه 98

ج- خواندن «سوره قدر» در ثلث آخر شب جمعه:

109- در روايت فضيلت پانزده مرتبه خواندن سوره قدر در يك سوم باقى مانده از شب جمعه‌[1]، ذكر شده است و بعد از آن هر دعايى كه مى‌خواهد بنمايد.

.

[1]-

ُ« قال الصّادق7‌: من قرأها بعد عشاء الآخرة خمس عشرة مرّة كان في امان اللَّه الى تلك الليلة الاخرى»( البرهان في تفسير القرآن، ج 4 سوره قدر)

.


صفحه 99

سبب پنجم: نقش مكان در دعا

الف- دعاى مخصوص كنار قبر امام حسين-7-:

از امام صادق-7- روايت شده است كه فرمود:

110-«من كان له حاجة الى اللَّه عزّ و جلّ فليقف عند رأس الحسين7و ليقل: يا ابا عبد اللَّه، اشهد انّك تشهد مقامى، و تسمع كلامى، و انّك حىّ عند ربّك ترزق، فاسأل ربّك و ربّى في قضاء حوائجى».

يعنى: «اگر كسى، حاجتى دارد، برود بالاى سر مقدس امام حسين-7- و بگويد: اى ابا عبد اللَّه! شهادت مى‌دهم كه تو شاهد موقعيت من هستى، سخن مرا مى‌شنوى، زنده مى‌باشى و از روزى خاص الهى بهره‌مندى، پس از خدا تقاضا كن كه حوايج مرا بر آورده سازد». (كه ان شاء اللَّه برآورده خواهد شد).

ب- دعاى مخصوص نزد قبر امام هادى-7-:

روايت شده است كه فردى هر سال مبلغى از خليفه دريافت مى‌كرد، ولى چند سال بود كه خليفه آن را قطع كرده بود. اين فرد، نزد امام هادى-7- آمده ماجرا را نقل كرد و از او خواست هر گاه نزد خليفه رفت، قضيه را به او بگويد و برايش شفاعت كند. سپس از نزد امام-7- خارج شد. هنگام شب، فردى از طرف خليفه نزد او آمد و احضارش كرد، مرد آماده شد و به سوى دربار خليفه به راه افتاد، در بين راه چند فرستاده را مشاهده كرد كه همه مى‌گفتند: نزد خليفه برو ... وقتى به دربار رسيد از دربان پرسيد. آيا على بن محمد هادى- عليهما السّلام- اينجا آمد.


صفحه 100

گفت: خير.

بالأخره وارد شد و خليفه از او به گرمى استقبال كرد و در نزديكى خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت اين چند سال از او دريغ داشته‌اند به او بدهند.

مرد، از نزد خليفه به سوى خانه حركت كرده ناگاه ديد همان دربان كه نامش «فتح» بود به او مى‌گويد: به امام هادى-7- بگو آن دعايى را كه براى تو كرده به من نيز ياد بدهد.

آن فرد، بعدا خدمت امام-7- رسيد، وقتى حضرت چهره بشّاش او را مشاهده كرد، فرمود: خوشحال به نظر مى‌رسى گويا راضى شدى؟

گفت: بلى ... ولى مى‌گويند شما نزد خليفه نرفته‌ايد؟ فرمود:

111-«انّ اللَّه عوّدنا ان لا نلجأ في المهمّات الّا اليه، و لا نسأل سواه، فخفت ان اغيّر فيغيّر ما بى».

يعنى: «خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنيم و از او چيز بطلبيم، من ترسيدم كه اگر بر طبق وعده عمل نكنم، او نيز عمل ننمايد».

آن مرد گفت: فتح (دربان دربار خليفه) مى‌گويد: آن دعايى را كه شما بدان دعا كرده‌ايد، به من بياموزانيد.

فرمود:

- «انّ الفتح يوالينا بظاهره دون باطنه، الدّعاء لمن دعا به بشرط ان يوالينا اهل البيت، لكن هذا الدّعاء كثيرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضى، و قد سألت اللَّه عزّ و جلّ ان لا يدعو به بعدى احد عند قبرى الّا استجيب له، و هو».

يعنى: «فتح، فقط در ظاهر ابراز دوستى ما را مى‌كند، اما در باطنش خير. دعا شرط دارد و شرطش دوستى ما اهل بيت است. اما اينكه از دعا پرسيدى، دعايى است كه من در بسيارى از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را مى‌طلبم و برآورده مى‌شود. از خداوند عزيز و جليل، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم اين دعا را خواند، اجابت شود و آن دعا اين است:».