ج- خواندن «سوره قدر» در ثلث آخر شب جمعه:
109- در روايت فضيلت پانزده مرتبه خواندن سوره قدر در يك سوم باقى مانده از شب جمعه[1]، ذكر شده است و بعد از آن هر دعايى كه مىخواهد بنمايد.
.
[1]-
ُ« قال الصّادق7: من قرأها بعد عشاء الآخرة خمس عشرة مرّة كان في امان اللَّه الى تلك الليلة الاخرى»( البرهان في تفسير القرآن، ج 4 سوره قدر)
.
سبب پنجم: نقش مكان در دعا
الف- دعاى مخصوص كنار قبر امام حسين-7-:
از امام صادق-7- روايت شده است كه فرمود:
110-«من كان له حاجة الى اللَّه عزّ و جلّ فليقف عند رأس الحسين7و ليقل: يا ابا عبد اللَّه، اشهد انّك تشهد مقامى، و تسمع كلامى، و انّك حىّ عند ربّك ترزق، فاسأل ربّك و ربّى في قضاء حوائجى».
يعنى: «اگر كسى، حاجتى دارد، برود بالاى سر مقدس امام حسين-7- و بگويد: اى ابا عبد اللَّه! شهادت مىدهم كه تو شاهد موقعيت من هستى، سخن مرا مىشنوى، زنده مىباشى و از روزى خاص الهى بهرهمندى، پس از خدا تقاضا كن كه حوايج مرا بر آورده سازد». (كه ان شاء اللَّه برآورده خواهد شد).
ب- دعاى مخصوص نزد قبر امام هادى-7-:
روايت شده است كه فردى هر سال مبلغى از خليفه دريافت مىكرد، ولى چند سال بود كه خليفه آن را قطع كرده بود. اين فرد، نزد امام هادى-7- آمده ماجرا را نقل كرد و از او خواست هر گاه نزد خليفه رفت، قضيه را به او بگويد و برايش شفاعت كند. سپس از نزد امام-7- خارج شد. هنگام شب، فردى از طرف خليفه نزد او آمد و احضارش كرد، مرد آماده شد و به سوى دربار خليفه به راه افتاد، در بين راه چند فرستاده را مشاهده كرد كه همه مىگفتند: نزد خليفه برو ... وقتى به دربار رسيد از دربان پرسيد. آيا على بن محمد هادى- عليهما السّلام- اينجا آمد.
گفت: خير.
بالأخره وارد شد و خليفه از او به گرمى استقبال كرد و در نزديكى خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت اين چند سال از او دريغ داشتهاند به او بدهند.
مرد، از نزد خليفه به سوى خانه حركت كرده ناگاه ديد همان دربان كه نامش «فتح» بود به او مىگويد: به امام هادى-7- بگو آن دعايى را كه براى تو كرده به من نيز ياد بدهد.
آن فرد، بعدا خدمت امام-7- رسيد، وقتى حضرت چهره بشّاش او را مشاهده كرد، فرمود: خوشحال به نظر مىرسى گويا راضى شدى؟
گفت: بلى ... ولى مىگويند شما نزد خليفه نرفتهايد؟ فرمود:
111-«انّ اللَّه عوّدنا ان لا نلجأ في المهمّات الّا اليه، و لا نسأل سواه، فخفت ان اغيّر فيغيّر ما بى».
يعنى: «خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنيم و از او چيز بطلبيم، من ترسيدم كه اگر بر طبق وعده عمل نكنم، او نيز عمل ننمايد».
آن مرد گفت: فتح (دربان دربار خليفه) مىگويد: آن دعايى را كه شما بدان دعا كردهايد، به من بياموزانيد.
فرمود:
- «انّ الفتح يوالينا بظاهره دون باطنه، الدّعاء لمن دعا به بشرط ان يوالينا اهل البيت، لكن هذا الدّعاء كثيرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضى، و قد سألت اللَّه عزّ و جلّ ان لا يدعو به بعدى احد عند قبرى الّا استجيب له، و هو».
يعنى: «فتح، فقط در ظاهر ابراز دوستى ما را مىكند، اما در باطنش خير. دعا شرط دارد و شرطش دوستى ما اهل بيت است. اما اينكه از دعا پرسيدى، دعايى است كه من در بسيارى از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را مىطلبم و برآورده مىشود. از خداوند عزيز و جليل، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم اين دعا را خواند، اجابت شود و آن دعا اين است:».
«يا عدّتى عند العدد، و يا رجائى و المعتمد، و يا كهفى و السّند، و يا واحد، يا احد، و ياقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اسألك اللّهمّ بحقّ من خلقته من خلقك و لم تجعل في خلقك مثلهم احدا ان تصلّى عليهم و ان تفعل بى كذا و كذا».
يعنى: «اى سرمايه روزگار پيرىام! اى اميد و اعتمادم! اى ملجأ و تكيهگاهم! اى تنهاى بىهمتا! و اى كهقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌدر شأن تو است!» خدايا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات كه مانندشان نيافريدهاى (يعنى محمد و آلش (ع) سوگند مىدهم كه بر آنان درود فرست و حوايج مرا به اين شرح برآورده ساز ...».
امثال اين گونه دعاها بسيار است كه به همين مقدار كفايت مىكنيم.
توجه: اينكه حضرت فرمود: دعا به شرط ولايت ما اهل بيت است، اشاره به شرط قبولى دعاست، بلكه شرط قبولى همه اعمال چه واجب و چه مستحب مىباشد و آنچه محمد بن مسلم (ره) از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق- عليهما السّلام- نقل كرده، در همين معناست كه فرمود:
112- «اى ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند كه: هر گاه يكى از آنان چهل شب در راه خدا كوشش مىكرد و دعا مىنمود، اجابت مىشد، ولى يكى از آنان پس از چهل شب بندگى و ترك گناه، هر چه دعا كرد مستجاب نشد، نزد حضرت عيسى-7- آمد و از اين وضعش شكايت كرده از آن حضرت خواست كه برايش دعا كند، حضرت عيسى-7- تطهير كرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا كرد، وحى رسيد كه اى عيسى! بنده من از راهى كه مىبايست بيايد نيامد و به بيراهه رفت، چون او دعا كرد در حالى كه در قلبش نسبت به نبوت تو شك داشت، و اگر به همين حال دعا كند، حتى اگر گردنش هم قطع گردد و سر انگشتانش پراكنده شوند، او را اجابت نخواهم كرد.
عيسى-7- به آن فرد گفت: خداى را مىخوانى در حالى كه نسبت به پيامبرش شك دارى؟
گفت: اى روح خدا! اينكه مىگويى درست است (من نسبت به نبوت تو شك دارم) از خدا بخواه كه اين شك را از من برطرف نمايد.
در اينجا حضرت عيسى-7- برايش دعا كرد، خداوند متعال هم تفضّل نمود و او به سوى خاندانش برگشت و جزء آنان گرديد.
ما اهل بيت هم همين گونه هستيم، خداوند متعال عمل بندهاى را كه در ما شك داشته باشد، قبول نمىكند».
سبب ششم: رابطه كارهاى نيك با دعا
الف- بعد از نماز:
امير المؤمنين على-7- نقل كرده است كه رسول اللَّه-6- فرمود:
113-«من ادّى للَّه مكتوبة فله في اثرها دعوة مستجابة».
يعنى: «هر كس نماز واجبى به جاى آورد و پس از آن دعا كند، مستجاب خواهد شد».
«ابن فحام» گويد: امير المؤمنين-7- را در عالم خواب ديده از او در مورد صحت اين خبر سؤال كردم، فرمود: صحيح است، هر وقت نماز واجبى به جاى آوردى به سجده برو و بگو:
- «اللّهمّ انّى اسألك بحقّ من رواه، و بحقّ من روى عنه، صلّ على جماعتهم و افعل بى كيت و كيت»
. يعنى: «خدايا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند مىدهم به حق كسى كه اين حديث را روايت كرد (يعنى على (ع) و به حق كسى كه حديث از او روايت شده (يعنى رسول اللَّه6) كه بر گروه آنان درود بفرستى و اين كارها را برايم انجام دهى ...».
از امام صادق-7- روايت است كه فرمود:
114-«انّ اللَّه فرض عليكم الصّلوة في احبّ الاوقات اليه، فاسألوا اللَّه حوائجكم عقيب فرائضكم».
يعنى: «خداوند متعال در ساعاتى نماز را بر شما واجب ساخت كه محبوبترين اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست كنيد».
از امير المؤمنين على-7- نقل است كه فرمود:
115-«لا ينفتل العبد من صلاته حتّى يسأل اللَّه الجنّة، و يستجير به من النّار، و ان يزوّجه حور العين»
. يعنى: «بنده از نماز برنگردد مگر اينكه: از او بهشت را طلب كند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد كه حور العين را به تزويجش در آورد».
«ابى حمزه» گويد: شنيدم كه ابا جعفر امام محمد باقر-7- مىفرمود:
116-«اذا قام المؤمن في الصّلاة بعث اللَّه حور العين حتّى يحدقن به، فاذا انصرف و لم يسأل اللَّه منهنّ شيئا تفرّقن متعجّبات».
يعنى «وقتى مؤمنى به نماز مىايستد، خداوند متعال حور العين را مأمور مىكند كه دور او را بگيرند، اگر اين مؤمن بعد از نماز برخيزد و از خدا آنان را طلب نكند، آن حور العين با تعجّب متفرق مىشوند».
«فضل بقباق» از امام صادق-7- روايت كرده است كه فرمود:
117-«يستجاب الدّعاء في اربعة مواطن: في الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظّهر، و بعد المغرب»
. يعنى: «دعا در چهار موقعيت مستجاب مىشود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب».
و در روايتى آمده كه بعد از مغرب، سجده كند و در سجودش دعا نمايد.
ب- دعاى فقير:
وقتى چيزى به فقير مىدهند اگر فقير در حق آن دهنده، دعا كند، مستجاب است، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نمايد، مستجاب نيست.
امام زين العابدين-7- به خادم منزلشان كه مأمور دادن صدقه به فقرا بود، مىفرمودند:
118-«امسك قليلا حتّى يدعو»
. يعنى: «مقدارى نزد فقير مكث كن تا دعا كند».
و نيز فرمود:
119-«دعوة السّائل الفقير لا تردّ»
. يعنى: «دعاى فقير برگشت ندارد».
و نيز گفته شده است كه آن حضرت به خادمى كه مأمور صدقه دادن به فقير بود، امر مىكرد كه به فقير بگويد دعا كند.
از امام باقر يا امام صادق- عليهما السّلام- نقل است كه فرمود:
120-«اذا اعطيتموهم فلقّنوهم الدّعاء فانّه يستجاب لهم فيكم و لا يستجاب لهم في انفسهم»
. يعنى: «وقتى به فقرا چيزى مىدهيد به آنان تلقين كنيد كه دعا كنند، چون دعاى اينان در حق شما مستجاب مىشود ولى در حق خودشان، خير».