بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 26

در بينش اسلامى، انسان موظّف است زمامدار زبان خود باشد و آن را با شدّت و دقّت در بند كشد.
امير مؤمنان7مى‌فرمايد:
«الِّلسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِىَّ عَنْهُ عَقَرَ»[1]

زبان درنده‌اى است كه اگر وانهاده شود، به انسان آسيب مى‌رساند.
در بيان ديگرى مى‌فرمايد: لِسَانُ الْعاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ.[2]

هيچ عاقلى قلب خود را ازطريق زبان ارائه و عرضه‌نمى‌كند. اين سيره و روش نادان است كه قلبش در دهانش قرار دارد، امّا عاقل زبان را از معبر قلب مى‌گذراند و سينه وى صندوق اسرار اوست.
فرهنگ رازدارى و مهار زبان يكى از اصول عمده مورد نظر و تأكيد اسلام است و نقض آن سخت مورد نكوهش رهبران دينى قرار گرفته است.
امام صادق7مى‌فرمايد:
«انَّ أَمْرَنَا مَسْتُورٌ مُقَنَّعٌ بِالْمِيثَاقِ، فَمَنْ هَتَكَ عَلَيْنا أَذَلَّهُ اللَّهُ»[3]

بدرستى كه امر ما زير پرده است، و به‌وسيله پيمانى كه خدا

[1]نهج البلاغه ، حکمت 57.

[2]نهج البلاغه ، حکمت 39.

[3]اصول کافی ، ج3 ، ص320.


صفحه 27

گرفته، روپوش دارد، هر كه پرده آن را به زبان بدرد، خدا خوارش كند.
همچنين فرمود:
در مسجد حلقه‌هايى تشكيل مى‌شود كه موجب معرّفى خودشان و ما مى‌شوند. آنان (عملًا) از ما نيستند و ما هم با آنان رابطه‌اى نداريم. من سعى بر پوشيده داشتن اطّلاعات خود دارم، ولى آنان راز ما را بر باد مى‌دهند. خداوند اسرارشان را آشكار نمايد. آنان به من مى‌گويند: امام.
(ولى) قسم به خدا! من جز براى كسانى كه از من اطاعت كنند، امام نيستم. چرا با اسم من تملّق مى‌كنند؟ آيا زبان از اسم من بازنمى‌دارند! قسم به خدا! خداوند بين من و آنان در يك خانه جمع نمى‌كند.[1]

امام صادق7به يكى از ياران خود به نام معلّى مى‌فرمايد:
راز ما را پنهان دار و آن را افشا مكن، زيرا آن كس كه راز ما را پنهان كند، خداوند او را در دنيا عزيز دارد و اين رازدارى‌اش، نورى فرا راهش باشد كه او را به بهشت رهنمون كند، امّا آن كس كه راز ما را افشا كند، خداوند او

[1]عن القاسم شریک المفضل...قال: سمعت ابا عبدالله (ع) یقول: حلق فی المسجد یشهرونا و یشهرون انفسهم الئک لیسوا منا و لا حن منهم. انطق فاواری و استر فیهتکو ستریهتک الله ستورهم، یقولون: امام، اما والله ما انا بامام الا لمن اطاعنی فامامن عصانی فلستله بامام، لم یتعلقون باسمی، الا یکفون اسمی من افواهمفوالله لا یجمعنی الله و اباهم فی دار. "روضه کافی، ج2، ص 228."


صفحه 28

را در دنيا ذليل مى‌كند و خيانتش به راز، راهش را در آخرت چنان تاريك گرداند كه به‌سوى دوزخ راه يابد.
رازدارى شيوه من و نياكان من است و آن كس كه رازدار نباشد، دين‌دار نيست.[1]ا

مام صادق7در تفسير آيه شريفه‌اى كه بنى‌اسرائيل را به جهت كشتن پيامبران مورد نكوهش قرار مى‌دهد[2]، مى‌فرمايد:
سوگند به خدا كه آنان پيامبرانشان را با دست و شمشير نكشتند، بلكه اسرار پيامبران را افشا كردند و سبب قتل آنان گرديدند، سپس قرآن از اين عمل تعبير به قتل و اعتدا نموده است.[3]

در جاى ديگر امام صادق7مى‌فرمايد:
خداوند افشا كنندگان راز را سرزنش كرد آيين رازدارى در اسلام 36 طبقه‌بندى اطلاعات ص : 33 ه و فرموده است:
«وَ اذا جاءَهُمْ امْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ اذاعُوا بِهِ»[4]

[1]امام صادق(ع) فرمود: یا محلی! اکتم امرنا و لا تذعه فانه من کتم امرنا و لم یذعه اعزه الله به فی الدنیا و جعله نورا بین عینیه فی الآخره یقوده الی الجنه. یا معلی! من اذاع امرنا و لم یکتمه اذله الله به فی الدنیا و نزع النور من بین عینیه فی الآخره و جعله ظلمه تقوده الی النار. یا معلی! انالتقیه دینی و دین آبائیو لا دین لمن لا تقیه له" ( اصول کافی، ج2، ص224).

[2]"و یقتلون النبیین بغیر حق" بقره(2)، آیه 61.

[3]"والله ما قتلوهم بایدیهم و لا ضربوهم باسیافهم و لکنهم سمعوا لاحادینهم فاذاعوها فاخذوا علیها فقتلوا فصار قتلا و اعتداه و معصیه(بحارالانوار، ج75، ص86).

[4]نساء (4)، آیه 83 و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنهابرسد،(بدون تحقیق) آن را شایع می سازند.


صفحه 29

پس خود را از اين ضايعه به‌دور داريد.[1]

در فرهنگ دينى ما هر كس امانتدار معتبرى باشد، اسرار بيشترى به او سپرده مى‌شود و انسان همواره در اين باره مورد آزمايش قرار مى‌گيرد و بايد محدوديت‌هاى دقيقى را در گفتار و رفتار رعايت كند و در افشاى راز و طرح صحبت‌هاى غيرضرورى به‌شدّت بخيل باشد.
امام كاظم7در سخنى به يكى از ياران خود مى‌فرمايد:
اگر در اين دست چيزى دارى كه مى‌توانى آن را از دست ديگر پنهان كنى، اين كار را انجام بده؛ سپس در ادامه مى‌افزايد: زبانت را حفظ كن تا عزيز باشى و خود را اسير مردم [از طريق سپردن رازت به آنها] قرار مده كه خوار مى‌شوى[2]
اولياى گرامى اسلام نيز با توجه به وضعيت ناهنجار سياسى و ستم حاكمان جور در روزگار خود، به اصل پنهان كارى اهميّت مى‌دادند و تنها عدّه اندكى از ياران و نزديكان را از اهداف خويش آگاه مى‌ساختند و ياران و نزديكان خود را به رازدارى سفارش كرده، اهميت آن را گوشزد مى‌نمودند.

[1]اصول کافی، مترجم، ج4، ص76.

[2]امام کاظم(ع) فرمود:" ان کان فی یدک هذهشیء فان استطعت ان لا تعلم هذه فافعل... فقال: احفظ لسانک تعز و لا تمکن الناس من قباد رقبتک فتذل"( اصول کافی، ص2، ص228).


صفحه 30

سخن امير مؤمنان على7در اين باره چنين است:
«انْجَحُ الْامُورِ مَا احَاطَ بِهِ الْكِتَمانُ»[1]

موفق‌ترين كارها آن است كه پنهان كارى آن را فرا گيرد.
اصولًا انسان اشياء قيمتى و با ارزش را در جايى دور از چشم ديگران پنهان مى‌كند. راز نيز گوهر گرانبهايى است كه بايد در جاى مطمئن، پنهان گردد. اگر جواهر گرانبها را درون صندوق‌هاى آهنين، پنهان مى‌كنند سينه هر كس نيز، محكم‌ترين صندوق راز اوست.
على7در اين باره فرمود:
«صَدْرُ الْعاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ»[2]

سينه خردمند، صندوق راز اوست.
انواع رازها رازها، گاه مربوط به يك مكتب و نظام فكرى مى‌شوند و گاه در گستره يك ملّت، يا در محدوده يك قوم و يا در انحصار يك يا چند شخص قرار مى‌گيرند. همان‌گونه كه از نظر حسّاسيتِ متن، هر يك با ديگرى تفاوتهايى دارند و در طبقه‌بندى خاصّى قرار مى‌گيرند، گستره راز نيز در تعيين نوع حسّاسيت سهيم مى‌باشد.

[1]شرح غررالحکم، امدی، ج2، ص458.

[2]بحارالانوار، ج72، ص71.


صفحه 31

برخى‌از رازها، بايد فاش‌شده، آن عمل پنهانى كه به ضرر جامعه است، افشاگردد، ولى گاهى افشاى يك راز مضرّ به‌جامعه تشخيص داده مى‌شود و از اين جهت بايد پوشيده بماند، چرا كه كمترين ضرر آن، كاستن زشتى كار زشت و عادى ساختن جرم است.[1]

در فرهنگ شيعه از رازدارى دينى و حفظ اسرار مذهب به «تقيّه» تعبير گرديده است و در اهميّت آن روايات زيادى به دست ما رسيده است.
امام صادق7مى‌فرمايد:
بر شما باد به تقيّه كردن، چرا كه از ما نيست آن كس كه تقيّه را شعار و شيوه خود درباره معتمدين خود قرار ندهد تا اين رازدارى سيره او قرار گيرد و نسبت به غيرمعتمدين نيز رعايت شود.[2]

در روايت ديگرى آن حضرت در تفسير آيه شريفه «فَمَا اسْتَطاعُوا انْ يَظْهَرُوه وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نُقْباً»[3]مى‌فرمايد: «مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نُقْباً اذا عَمِلَ بِالتَّقِيَّةِ، يعنى تقيّه راه نفوذ دشمن را مسدود مى‌كند.[4]

[1]خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:" ان الدین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الدین آمنوا لهم عذاب الیم" (نور/19) کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان است.

[2]امام صادق (ع) فرمود:" علیکم بالتقیه فانه لیس منا من یجعلها شعاره و ئثاره مع من یامنه لیکون سجیه مع من یحذره" (بحارالانوار، ج73، ص395).

[3]کهف(18)، آیه 97.

[4]وسائل الشیعه، ج11، ص467.


صفحه 32

برحسب روايات، تعيين امورى كه تقيّه، توجيه كننده آن است به درك انسان از وقايع نهاده شده است[1]، امّا ارتكاب برخى از گناهان همانند شرب خمر از قرار گرفتن در دايره ضرورت و تقيّه استثنا شده‌اند.[2]يعنى تقيّه نمى‌تواند توجيه كننده ارتكاب آنها باشد.
جايگاه تقيّه در بين دستورات اسلامى در روايات بدين‌گونه تعيين شده است كه امام صادق7فرمود:
نُه دهم [حفظِ] دين در تقيّه است و آن كس كه تقيّه نمى‌كند، دين ندارد.[3]

امير مؤمنان7ضمن توصيه يكى از ياران خود به رعايت تقيّه و پنهان داشتن اعتقاد خويش مى‌فرمايد:
بپرهيز و بگريز از فرو گذاشتن تقيّه‌اى كه بر آن مأمور شده‌اى، زيرا تو [با ترك تقيّه‌] در ريختن خون خود و برادرانت سهيم گشته‌اى.[4]

گذشته از تقيّه، گاهى انتقال راز، در مفهوم سخن‌چينى داخل‌

[1]امام باقر(ع) فرمود:" التقیه فی کل ضروره و صاحبها اعلم بها حین تنزل به"( اصول کافی، ج2، ص219).

[2]امام باقر(ع) فرمود:" ثلاثه لا اتقی فیهن احدا شرب المسکر و مسح الخفین و متعه الحج(فروع کافی، ج3، ص32).

[3]"تسعه اعشار الدین التقیه، لا دین لعن لا تقیه له" ( المحاسن، ص259، دارالکتاب الاسلامیه)

[4]"و ایاک ان تترک التقیه التی امرتک، فانک شائط بدمک و دماء اخوانک" (بحارالانوار، ج72، ص418).


صفحه 33

مى‌شود و گاهى شكل بدگويى به خود مى‌گيرد. گاهى راز مربوط به خود انسان است كه بايد آن را حفظ كند و گاه مربوط به ديگران است كه نبايد آن را افشا نمايد. گاه در افشاى آن احتمال ايجاد بدبينى داده مى‌شود و زمانى افشاى آن موجب قطع ارتباط بين فرد و ديگران مى‌شود و در مواردى به قتل و درگيرى عمومى منتهى مى‌گردد. طبيعى است كه براساس اهميّت تبعات افشاى راز عقوبت و زشتى آن بيشتر و الزام بر حفظ آن جدّى‌تر مى‌شود.
طبقه‌بندى اطّلاعات‌ امير مؤمنان7فرمود:
«كلّما كثر خزّان الأسرار كثر ضياعها»[1]

هر چه شمار رازداران بالا رود، ضايعات (و احتمال خطر) آن زيادتر خواهد بود.
شنيدم كه چيزى بود استوار كه او را نگهبان بود بى‌شمار مگر راز كانگاه پنهان بود كه او را يكى تن نگهبان بود از اين رو، براى حفظ بهينه اسرار بايد كوشش شود كه هر چه ممكن است تعداد آگاهان از يك راز محدودتر گردند. به‌منظور حفظ اين مصلحت، در نظام‌هاى امنيّتى و اطّلاعاتى تحت عنوان‌

[1]غررالحکم، ص320، دفتر تبلیغات اسلامی.