بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 34

«طبقه‌بندى اطّلاعات» هر نوع گزارشى را فرد يا افراد خاصّى مى‌دانند كه فراتر از آنان نبايد در جريان آن قرار بگيرند، به‌گونه‌اى كه حتّى جستجو براى دستيابى به آن، خارج از محدوده مشخّص، جرم محسوب مى‌شود.
در همين ارتباط سخن زيبايى از حضرت على7نقل شده است. آن حضرت در برابر سؤال يكى از كاوشگران فرمود: «سرّ اللّه فلا تبحث عنه»[1]و در جاى ديگر مى‌فرمايد: «سرّ اللّه فَلا تَتَكَلَّفُوه»[2]: راز الهى است، از آن جستجو نكنيد، يا راز خداست، در مورد يافتن آن به خود زحمت ندهيد.
همان‌گونه كه از روايات قبلى مشخص است، امام ضمن اشاره به طبقه‌بندى يك راز، افراد را نسبت به طبقه اطّلاعاتى خود اقناع كرده و بدين باور مى‌رساند كه نبايد فراتر از حدّ مجاز خويش در پى كسب اطّلاعات باشند.
همچنان‌كه در سيره سياسى و حكومتى پيامبر اكرم6ملاحظه مى‌شود، برخى از اطّلاعات در ديدگاه آن بزرگوار آنقدر از حيث طبقه‌بندى محدود و به تعبير امروز «به‌كلّى سرّى» بود كه حتّى نزديكان آن حضرت على‌رغم جستجو و سؤال هيچ‌گونه اطّلاعى از كمّ و كيف آن نداشتند. اين‌گونه موارد، بيشتر در هنگام تدارك يك حمله ديده مى‌شود.

[1]بحارالانوار، ج5، ص57.

[2]همان، ج1، ص210.


صفحه 35

در فتح مكه، پيامبر اكرم6به همسرشان عايشه فرمودند:
وسايل سفر مرا آماده كن و آن را به كسى گزارش نكن. پدرش ابوبكر بر وى وارد شد و چون او را در تدارك لوازم سفر پيامبر6ديد، پرسيد: عايشه! آيا رسول‌اللّه تصميم سفرِ جنگى دارد؟ عايشه گفت: نمى‌دانم ابوبكر افزود: اگر آن حضرت تصميم مسافرتى دارد، از وى اجازه بگير، ما هم همراه او باشيم.[1]

در جنگ احُد، پيامبر اكرم6، سعد بن ابى‌وقّاص را به‌دنبال جمع‌آورى اخبار دشمن فرستاد و به او فرمود:
اگر مطّلع شدى كه دشمن عزم حمله به مدينه را دارد، فقط به خودِ من خبر بده.[2]

در همين غزوه، مشابه اين توصيه را به مأمور اطلاعاتى ديگر خويش، حباب بن منذر، نيز مى‌فرمايد و به وى يادآور مى‌شود:
چون برگشتى، نزد هيچ يك از مسلمانان به من گزارش نده، مگر اينكه بگويى دشمن را اندك ديدم. وقتى حباب بن منذر گزارشى مبنى بر كثرت عِدّه و عُدّه آنان ارائه كرد، حضرت فرمود: به من هم همين اخبار رسيده است، از ايشان چيزى بازگو نكن، خداى ما را بسنده و بهترين وكيل است.[3]

[1]مغازی، ج2، ص 796.

[2]همان، ج1، ص298.

[3]همان، ص207.


صفحه 36

امام صادق7به يكى از يارانش فرمود:
قسم به خدا ما اطّلاعاتى داريم كه جز فرشتگان و پيامبران محرم آن نيستند ... و اطّلاعاتى هم هست كه خداوند ما را به تبليغ آن فرمان داد آيين رازدارى در اسلام 43 پيامدهاى افشاى راز ص : 42 ه است، پس آنچه كه بايد پنهان داشته شود، آشكار نسازيد.[1]

امام باقر7دو نامه را به «جابر» سپرد و در ارتباط با طبقه‌بندى يكى از آنها، او را از افشاى مفاد آن تا زمان خاصّى (نابودى بنى‌اميّه) منع كرد و درباره ديگرى كه فاقد هرگونه طبقه‌بندى، بلكه لازم‌الافشا بود، او را از عاقبت مخفى داشتن محتواى آن نامه برحذر داشت.[2]

اسلام حتّى براى گفت و گوهاى عادى كه در مجلسى بين دو دوست يا فاميل انجام مى‌شود، طبقه‌بندى خاصّى قائل است؛ پيامبر اكرم6در اين باره فرمود:
«الَمجالِسُ بِالْامانَةِ»[3]

امروزه اخبار مختلف را به ترتيب زير طبقه‌بندى مى‌كنند: عادى، محرمانه، خيلى محرمانه، سرى و به‌كلّى سرى.

[1]قال ابو عبدالله(ع):" یا ابا محمد! ان عندنا والله سر من اسرار الله و علما من علم الله ما یحتمله ملک مقرب و لا نبی مرسل، امرالله بالستر والکتمان عنه" ( اصول کافی، ج1، ص402)

[2]معجم رجال الحدیث، ج4، ص21.

[3]بحارالانوار، ج72، ص427.


صفحه 37

اقسام رازدارى‌ رازها را مى‌توان به سه قسم شخصى، اجتماعى و تشكيلاتى- حكومتى تقسيم كرد:
1- رازدارى شخصى:
هركس از نظر اخلاقى و عملى، خصوصياتى دارد كه ديگران نمى‌بينند و از آن اطلاعى ندارند، اين ويژگى‌ها، رازهاى شخصى انسان محسوب مى‌شود، چنان‌كه كارهاى زشتى كه از فرد سر زده و يا مسائل سرّى كه در منزل دارد، جزو رازهاى فرد به‌حساب مى‌آيد. حال سخن در اين است كه آيا انسان مى‌تواند رازهايش را براى ديگران بازگو كند؟
انسان عاقل سينه خود را صندوقچه اسرارش قرار مى‌دهد و از طريق رازدارى، خود را از پيامدهاى ناگوار افشاى اسرار، مصون مى‌دارد.
امام على7مى‌فرمايد:
«سِرُّكَ اسيرُكَ، فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ»[1]

راز تو، مادامى كه آن را برمَلا نكردى، اسير تو است، ولى اگر آن را فاش كردى تو اسيرش مى‌شوى.
زيان افشاى راز به حدّى است كه به فرموده امام على7حتى‌

[1]شرح غررالحکم، ج4، ص146.


صفحه 38

اگر انسان آن را به همسر و يا زيردستش بگويد، ناخواسته خود را برده آنها ساخته است.[1]

نقش رازدارى شخصى در موفقيت: هرگاه انسان هدفى را دنبال مى‌كند، لازم است اطراف و جوانب آن را مخفى بدارد تا به نتيجه مطلوب برسد، آنگاه اگر افشاى آن بى‌ضرر بود، مى‌تواند آن را فاش سازد، ولى اگر كارش استحكام نيافته و به نتيجه نرسيده باشد، آن‌را بازگو كند، سنگ‌اندازى‌ها نمى‌گذارد او به‌هدفش برسد.
امير مؤمنان على7مى‌فرمود:
«انْجَحُ الْامُورِ ما احاطَ بِهِ الْكِتمانُ»[2]

امرى كه اطراف آن را كتمان گرفته باشد، به نجات و موفقيت نزديك‌تر است.
امام جواد7مى‌فرمايد:
«اظْهارُ الشَّىْ‌ءِ قَبْلَ انْ يَسْتَحْكِمَ مَفْسَدَةً لَهُ»[3]

اظهار كردن چيزى كه هنوز استوار نشده، موجب تباهى آن مى‌گردد.
امام صادق7، معيارى را براى ميزان و مقدارِ آشكار نمودن راز، بيان فرموده‌اند:

[1]همان، ج6، ص271.

[2]شرح غررالحکم، ج2، ص 458.

[3]بحارالانوار، ج72، ص71.


صفحه 39

«لا تُطْلِعْ صَديقَكَ مِنْ سِرِّكَ الَّا عَلى‌ ما لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرُّكَ فَانَّ الصَّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوَّكَ يَوْماً ما»[1]

دوست خود را از رازهاى شخصى خودآگاه مساز، مگر درباره امورى كه اگر دشمنت از آنها آگاهى يافت، زيانى براى تو نداشته باشد؛ زيرا چه بسا دوست انسان روزى دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را مى‌داند، با آن انسان را بكوبد.] به همان مقدار كه راز دارى شخصى در موفقيت انسان، نقش دارد، افشاى رازهاى شخصى نيز موجب ناكامى انسان در رسيدن به هدف‌ها مى‌شود و موجبات پشيمانى انسان را فراهم مى‌سازد و غم و اندوه را با خود به‌ارمغان مى‌آورد. امير مؤمنان على7مى‌فرمود:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثَبُورَكَ»[2]

راز تو شادى توست، اگر آن را پنهان دارى، و اگر فاش كردى (سبب) ناله و جزع تو خواهد شد.
همچنين مى‌فرمايد:
«مَنْ افْشى‌ سِرَّكَ ضَيَّعَ امْرَكَ»[3]

هر كس رازى از تو فاش كند، كار تو را تباه ساخته است.

[1]سفینه البحار، ج7، ص436.

[2]شرح غررالحکم، ج4، ص141.

[3]شرح غررالحکم، ج5، ص226.


صفحه 40

2- رازدارى اجتماعى:
منظور از رازدارى اجتماعى، حفظ اسرار مردم در مسائل مربوط به آن‌ها و بيان نكردن نقطه ضعف‌هاى آنان در اين زمينه است.
افشاى اينگونه رازها جايز نيست، ولى چنانچه اسرار اجتماعى و سياسى افراد ازقبيل اشاعه فحشا، تشكيل باندهاى فساد و تباهى و اين‌گونه كارهاى خلاف باشد، نزد مسؤولان امر جهت اتخاذ تصميم و اقدامات لازم مانعى ندارد و چه‌بسا واجب و ضرورى باشد.
درمسائل اطلاعاتى، امنيتى نيز افشاى اسرار ديگران دراجتماع و براى مردم جايز نيست، بلكه گاهى زيان‌آور است، ولى اگر اين اسرار از امورى باشد كه كتمان آن خطرى را متوجه نظام مى‌كند، لازم است نزد مراجع صلاحيتدار بازگو شود و سكوت درمقابل آن جايز نيست.
بنابراين، حفظ اسرار ديگران (جز در مواردى كه افشاگرى مهم‌تر و ضرورى‌تر است) امرى ضرورى مى‌باشد، بويژه از ناحيه كسانى كه زودتر و بيشتر از ديگران رازها در اختيارشان قرار مى‌گيرد، مانند كسانى كه در رابطه با امنيت داخلى يا خارجى كار مى‌كنند و يا كسانى كه در قسمت جذب و گزينش نهادها، ادارات و ساير مراكز هستند و درباره نيروهايى كه مى‌خواهند به‌كار بگيرند، اطلاعاتى كسب مى‌كنند.


صفحه 41

3- رازدارى تشكيلاتى- حكومتى:
بخشى از رازهاى تشكيلاتى- حكومتى مربوط به رازهايى است كه قبل از تشكيل حكومت و در حال انقلاب و مبارزه با دشمنان صورت مى‌گيرد، مانند آنچه مورد ابتلاى اصحاب امامان بود و نيز آنچه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى وجود داشت.
بخش ديگر آن نيز مربوط به رازهايى است كه بعد از تشكيل حكومت اسلامى مطرح است و حفظ آنها در بقاى نظام مؤثر است؛ اين بخش مورد ابتلاى نيروهاى اطلاعاتى و همه مردم است و بايستى در اين زمينه هوشيارى و دقت كافى به خرج داده، از افشاى مطالب سرّى نظام اسلامى و با خبر ساختن دشمنان از آن به‌شدّت اجتناب نمود.
حفظ اين نوع رازها به مراتب مهم‌تر از ساير اسرار است. از اين رو، پيامدهاى افشاى آن نيز ناگوارتر و زيانبارتر از ساير رازهاست.
رازدارى حكومتى از ديدگاه اسلام يكى از اصول مهم اخلاق اطلاعاتى است كه مى‌توان به‌وسيله آن امكان بسيارى از زيان‌ها از ناحيه دشمن را سلب و همواره ابتكار عمل را در دست داشت، ولى بى‌توجهى به آن، چه بسا اصل حكومت را زير و رو كند. امام على7مى‌فرمايد:
«يُسْتَدَلُّ عَلى‌ ادْبارِ الدُّوَلِ بِارْبَعٍ، تَضْييعِ الْاصُولِ ...»[1]

[1]شرح غررالحکم، ج6، ص450.