بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 37

اقسام رازدارى‌ رازها را مى‌توان به سه قسم شخصى، اجتماعى و تشكيلاتى- حكومتى تقسيم كرد:
1- رازدارى شخصى:
هركس از نظر اخلاقى و عملى، خصوصياتى دارد كه ديگران نمى‌بينند و از آن اطلاعى ندارند، اين ويژگى‌ها، رازهاى شخصى انسان محسوب مى‌شود، چنان‌كه كارهاى زشتى كه از فرد سر زده و يا مسائل سرّى كه در منزل دارد، جزو رازهاى فرد به‌حساب مى‌آيد. حال سخن در اين است كه آيا انسان مى‌تواند رازهايش را براى ديگران بازگو كند؟
انسان عاقل سينه خود را صندوقچه اسرارش قرار مى‌دهد و از طريق رازدارى، خود را از پيامدهاى ناگوار افشاى اسرار، مصون مى‌دارد.
امام على7مى‌فرمايد:
«سِرُّكَ اسيرُكَ، فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ»[1]

راز تو، مادامى كه آن را برمَلا نكردى، اسير تو است، ولى اگر آن را فاش كردى تو اسيرش مى‌شوى.
زيان افشاى راز به حدّى است كه به فرموده امام على7حتى‌

[1]شرح غررالحکم، ج4، ص146.


صفحه 38

اگر انسان آن را به همسر و يا زيردستش بگويد، ناخواسته خود را برده آنها ساخته است.[1]

نقش رازدارى شخصى در موفقيت: هرگاه انسان هدفى را دنبال مى‌كند، لازم است اطراف و جوانب آن را مخفى بدارد تا به نتيجه مطلوب برسد، آنگاه اگر افشاى آن بى‌ضرر بود، مى‌تواند آن را فاش سازد، ولى اگر كارش استحكام نيافته و به نتيجه نرسيده باشد، آن‌را بازگو كند، سنگ‌اندازى‌ها نمى‌گذارد او به‌هدفش برسد.
امير مؤمنان على7مى‌فرمود:
«انْجَحُ الْامُورِ ما احاطَ بِهِ الْكِتمانُ»[2]

امرى كه اطراف آن را كتمان گرفته باشد، به نجات و موفقيت نزديك‌تر است.
امام جواد7مى‌فرمايد:
«اظْهارُ الشَّىْ‌ءِ قَبْلَ انْ يَسْتَحْكِمَ مَفْسَدَةً لَهُ»[3]

اظهار كردن چيزى كه هنوز استوار نشده، موجب تباهى آن مى‌گردد.
امام صادق7، معيارى را براى ميزان و مقدارِ آشكار نمودن راز، بيان فرموده‌اند:

[1]همان، ج6، ص271.

[2]شرح غررالحکم، ج2، ص 458.

[3]بحارالانوار، ج72، ص71.


صفحه 39

«لا تُطْلِعْ صَديقَكَ مِنْ سِرِّكَ الَّا عَلى‌ ما لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرُّكَ فَانَّ الصَّديقَ قَدْ يَكُونُ عَدُوَّكَ يَوْماً ما»[1]

دوست خود را از رازهاى شخصى خودآگاه مساز، مگر درباره امورى كه اگر دشمنت از آنها آگاهى يافت، زيانى براى تو نداشته باشد؛ زيرا چه بسا دوست انسان روزى دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را مى‌داند، با آن انسان را بكوبد.] به همان مقدار كه راز دارى شخصى در موفقيت انسان، نقش دارد، افشاى رازهاى شخصى نيز موجب ناكامى انسان در رسيدن به هدف‌ها مى‌شود و موجبات پشيمانى انسان را فراهم مى‌سازد و غم و اندوه را با خود به‌ارمغان مى‌آورد. امير مؤمنان على7مى‌فرمود:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثَبُورَكَ»[2]

راز تو شادى توست، اگر آن را پنهان دارى، و اگر فاش كردى (سبب) ناله و جزع تو خواهد شد.
همچنين مى‌فرمايد:
«مَنْ افْشى‌ سِرَّكَ ضَيَّعَ امْرَكَ»[3]

هر كس رازى از تو فاش كند، كار تو را تباه ساخته است.

[1]سفینه البحار، ج7، ص436.

[2]شرح غررالحکم، ج4، ص141.

[3]شرح غررالحکم، ج5، ص226.


صفحه 40

2- رازدارى اجتماعى:
منظور از رازدارى اجتماعى، حفظ اسرار مردم در مسائل مربوط به آن‌ها و بيان نكردن نقطه ضعف‌هاى آنان در اين زمينه است.
افشاى اينگونه رازها جايز نيست، ولى چنانچه اسرار اجتماعى و سياسى افراد ازقبيل اشاعه فحشا، تشكيل باندهاى فساد و تباهى و اين‌گونه كارهاى خلاف باشد، نزد مسؤولان امر جهت اتخاذ تصميم و اقدامات لازم مانعى ندارد و چه‌بسا واجب و ضرورى باشد.
درمسائل اطلاعاتى، امنيتى نيز افشاى اسرار ديگران دراجتماع و براى مردم جايز نيست، بلكه گاهى زيان‌آور است، ولى اگر اين اسرار از امورى باشد كه كتمان آن خطرى را متوجه نظام مى‌كند، لازم است نزد مراجع صلاحيتدار بازگو شود و سكوت درمقابل آن جايز نيست.
بنابراين، حفظ اسرار ديگران (جز در مواردى كه افشاگرى مهم‌تر و ضرورى‌تر است) امرى ضرورى مى‌باشد، بويژه از ناحيه كسانى كه زودتر و بيشتر از ديگران رازها در اختيارشان قرار مى‌گيرد، مانند كسانى كه در رابطه با امنيت داخلى يا خارجى كار مى‌كنند و يا كسانى كه در قسمت جذب و گزينش نهادها، ادارات و ساير مراكز هستند و درباره نيروهايى كه مى‌خواهند به‌كار بگيرند، اطلاعاتى كسب مى‌كنند.


صفحه 41

3- رازدارى تشكيلاتى- حكومتى:
بخشى از رازهاى تشكيلاتى- حكومتى مربوط به رازهايى است كه قبل از تشكيل حكومت و در حال انقلاب و مبارزه با دشمنان صورت مى‌گيرد، مانند آنچه مورد ابتلاى اصحاب امامان بود و نيز آنچه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى وجود داشت.
بخش ديگر آن نيز مربوط به رازهايى است كه بعد از تشكيل حكومت اسلامى مطرح است و حفظ آنها در بقاى نظام مؤثر است؛ اين بخش مورد ابتلاى نيروهاى اطلاعاتى و همه مردم است و بايستى در اين زمينه هوشيارى و دقت كافى به خرج داده، از افشاى مطالب سرّى نظام اسلامى و با خبر ساختن دشمنان از آن به‌شدّت اجتناب نمود.
حفظ اين نوع رازها به مراتب مهم‌تر از ساير اسرار است. از اين رو، پيامدهاى افشاى آن نيز ناگوارتر و زيانبارتر از ساير رازهاست.
رازدارى حكومتى از ديدگاه اسلام يكى از اصول مهم اخلاق اطلاعاتى است كه مى‌توان به‌وسيله آن امكان بسيارى از زيان‌ها از ناحيه دشمن را سلب و همواره ابتكار عمل را در دست داشت، ولى بى‌توجهى به آن، چه بسا اصل حكومت را زير و رو كند. امام على7مى‌فرمايد:
«يُسْتَدَلُّ عَلى‌ ادْبارِ الدُّوَلِ بِارْبَعٍ، تَضْييعِ الْاصُولِ ...»[1]

[1]شرح غررالحکم، ج6، ص450.


صفحه 42

چهار چيز نشانه افول دولت‌ها است؛ از جمله زير پا نهادن اصول (و ارزش‌ها).
همچنين فاش كردن اين‌گونه رازها در زمره بزرگ‌ترين خيانت‌ها به جامعه و نظام اسلامى است.
پيامدهاى افشاى راز اين قانون كلّى از زبان پيامبر اكرم6است كه فرمود: «الَمجالِسُ بِالْامانَةِ» مراد از يادآورى اين نكته مهم اخلاقى اين است كه در حلقه‌هاى دوستى، خانوادگى، ادارى و سازمانى، مذاكراتى انجام مى‌شود كه از ديدگاه اسلامى و براساس تعهدات اخلاقى پرونده اين گفت و گوها بايد در همان محفل و مجمع، بسته شود، چرا كه اين گفت و گوها، مناسب با فضاى آن محفل است و انتقال آن، ضايعاتى را به دنبال دارد كه گاه قابل جبران نخواهد بود. اينك به برخى از اين پيامدها اشاره مى‌كنيم:
الف- پيامدهاى افشاى گفت‌گوهاى دوستانه و خانوادگى:
1- رنجيدن دوستان و آسيب ديدن محيط دوستى.
2- ايجاد دشمنى و بدبينى.
3- از بين رفتن اطمينان و اعتماد بين افراد.
4- قطع روابط دوستانه و پيوندهاى فاميلى.
ب- پيامدهاى افشاى مذاكرات ادارى و سازمانى:
1- اختلال در تنفيذ و اجراى تصميم‌ها.


صفحه 43

2- ايجاد بدبينى، س آيين رازدارى در اسلام 50 - ثمرات حفظ اسرار ص : 46 لب انگيزه و شوق كارى.
3- به‌وجود آمدن زمينه براى سلطه ناصالحان.
4- مانع‌گذارى در مسير اصلاح سيستم.
5- انتقال اطلاعات حكومتى و ملّى به دشمنان از طريق سازمان‌هاى جاسوسى.
ج- پيامدهاى افشاى رازهاى ملّى و حكومتى: فعاليّت و تلاش گسترده سازمان‌هاى جاسوسى، حضور جاسوس‌هاى چند جانبه در صحنه فروش و مبادله اخبار سياسى، حكومتى و تعبيه سيستم‌هاى استراق سمع و تخليه اطّلاعات، موجب شده كه سرّى‌ترين تصميم‌هاى سران كشورها، مصوبه‌هاى كميسيون‌ها و كميته‌ها، به‌سرعت در اختيار دشمن قرار گيرد. در اين ميان، پل‌هاى اصلى كه معمولًا به‌طور رايگان در فعّال كردن سيستم‌هاى جاسوسى سهم ويژه دارند، افراد ناآگاه و عناصر اجرايى نظام ادارى كشور هستند كه از وقار خاصّ تشكيلاتى برخوردار نيستند و همه مسائل ادارى را به همه كس بويژه به خانواده خود منتقل مى‌نمايند. به‌طورى كه امروزه اين رويه به صورت يك فرهنگ غلط در قالب يك رفتارِ صميمى و دوستانه درآمده است، كه اگر فردى غير از اين عمل كند، مورد اعتراض همسر، همكار و همه افرادى كه به نوعى با آنان در ارتباط است، قرار مى‌گيرد. در حالى كه عرصه رازهاى ملّى و حكومتى از حيث اهميّت و خطر و


صفحه 44

پيامدهاى آن قابل مقايسه با موارد شخصى و فردى نيست و پاى ذلّت و اسارت يك ملّت و هويّت يك مكتب در ميان است.
امام صادق7به يكى از كارگزاران خود مى‌فرمايد:
«احْفِظْ لِسانِكَ وَ لا تَحْمِلَ النَّاسَ عَلى‌ رقابنا»[1]

زبانت را حفظ كن و موجب سلطه ديگران بر ما مشو! امام محمد باقر7مى‌فرمايد:
روز قيامت، فردى را به سبب مشاركت در خون افراد ديگر مؤاخذه مى‌كنند. او مى‌گويد: خدايا! تو مى‌دانى كه من خون كسى را نريخته‌ام. خداوند متعال مى‌فرمايد: بلى، چنين كارى به‌طور مستقيم از تو ديده نشده، امّا تو از فلانى، مطلبى را شنيدى و براى ديگران نقل كردى و اين مطلب به گوش ظالم جبّارى رسيد و آن فرد به همين دليل كشته شد و تو در خون او شريك شدى.[2]

آرى! دقّت در پيامدهاى افشاى راز، ديدگاه جديدى در نحوه حفظ و نگهدارى اسرار، فرا روى انسان مى‌گشايد. هشام بن سالم‌

[1]اصول کافی، ج2، ص113.

[2]همان (مترجم) ج4، ص77؛ عن محمد بن مسلم قال: سمعت ابا جعفر(ع) یقول: یحشر العبد یوم القیامه و ما ندی دما فیدفع الیه شبه المحجمه او فوق ذلک فیقال له: هذا سهمک من دم فلان، فیقول:

یا رب! انک لتعلم انک قبضتنی و ما سفکت دما، فیقول: بلی سمعت من فلان روایه کذا و کذا، فرویتها علیه فنقلت حتی صارتالی فلان الجبار فقتله علیها و هذا سهمک من دمه.