آنان زير پاهاى من بودند، من پاهايم را كنار نمىبردم تا تو آنان را شناسايى نكنى و اگر تو مرا به قتل برسانى، مرا سعادتمند و خود را بدبخت ساختهاى. سرانجام، دشمن در برابر اين مقاومت مردانه به زانو درآمد و او را رها ساخت.[1]
قيس بن مسهّر كه مسؤوليت نامهرسانى امام حسين7به مردم كوفه را پذيرفته بود، وقتى در دام مأمور خونريز عبيداللّه بن زياد افتاد، از ارائه هرگونه اطّلاعاتى طفره رفت و جان خويش را در مسير حفظ اسرار اهدا كرد.[2]
محرومان از اسرار
خصلتها و شيوههاى رفتارى آنگاه كه جزء شخصيّت فرد يا افرادى شدند، جدا ساختن آن از آنان با هيچ نيرو و وسيلهاى ممكن نخواهد بود. خصلت راز نگهدارى يا اشاعه راز تا حدود زيادى به شخصيت افراد بستگى دارد. به همين جهت برخى از گروهها و اصناف در جامعه از ديدگاه اسلامى بهعنوان افراد محروم از هرگونه راز و سرّى معرفى شدهاند، چرا كه در شالوده شخصيّت آنان، اشاعه و مبادله بى قيد و شرط اخبار وجود دارد. در اينجا به معرّفى اين گروه مىپردازيم:
[1]مناقب، ج4، ص 225.
[2]بحارالانوار، ج44، ص370.
1- زنان:
سوئيسىها مىگويند: اگر مىخواهى مطلبى را همه مردم بدانند، كافى است كه آن را به يك زن بگويى، بهخصوص اگر تأكيد كنى كه اين يك مطلب سرّى است و نبايد كسى از آن آگاه شود! فرداى آن روز خواهى ديد كه همه مردم از آن مطلب باخبر شدهاند.
ابوالقاسم حالت در اين باره مىگويد:
رازى كه درون پرده خواهى مانَد گويى چو به زن نهفتنش نتواند آن كه به زنش هر آنچه داند، گويد از نيك و بد زمانه كم مىداند البته مطلب فوق عموميت ندارد و چه بسيارند زنانى در تاريخ جهان و اسلام مخصوصاً درتاريخ انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى كه با كتمان اسرار، گوى سبقت از مردان ربودهاند. امّا بىترديد بسيارى از اخبار و اطلاعات آشكار از طريق خانمها منتقل مىشود.
حضرت امير مؤمنان7سه گروه را محروم از راز معرّفى كرده كه نخستين آنان، زنان هستند.
شايد علّت اين رفتار در زنان، عواطف و احساسات شديد آنان باشد كه در پرتو آن بهسرعت و در اوّلين برخورد، رابطه خودى و يگانگى را بين خود و افراد مختلف برقرار مىبيند. از اين رو، از
بازگويى هرگونه اطّلاعاتى در فضاى محبّت دريغ نمىكنند. شاهد اين سخن آنكه اين حالت در مردانىكه موضع عاطفى شديد دارند، نيز بهروشنى ديده مىشود و آنان نيز در كنار برخوردارى از نعمت عاطفه، امتياز تسلّط بر حفظ اخبار و اطّلاعات را از دست مىدهند.
2- افراد نادان:
افرادى كه از ضريب هوشى مناسب برخوردار نباشند، نبايد بهعنوان امين اسرار انتخاب شوند. بنابراين، افراد نادان نمىتوانند راز دار باشند. پس بايد از دسترسى آنان به اخبار جلوگيرى شود.
امير مؤمنان7مىفرمايد:
«لا تُسر الَى الْجاهِلِ شَيْئاً لا يَطيقُ كِتمانَهُ»[1]
به نادان آنچه را توان پنهان داشتنش را ندارد، ابراز نكن.
امام صادق7مىفرمايد:
«ارْبَعَةٌ يُذْهِبْنَ ضياعاً، مَوَدَّةٌ تَمْنَحَها مَنْ لا وَفاءَ لَهُ وَ مَعْرُوفٌ عِنْدَ مَنْ لا يَشْكُرَ لَهُ وَ عِلْمٌ عِنْدَ مَنْ لَا اسْتماعَ لَهُ وَ سِرٌّ تُودِعَهُ عِنْدَ مَنْ لا حِصافَةَ لَهُ»[2]
چهار چيز بهسوى ضايع شدن مىروند: دوستى با بيوفا، نيكى به ناسپاس، موعظه به ناشنوا، رازگويى به نادان.
[1]غررالحکم، ج6،ص284، دانشگاه تهران.
[2]بحارالانوار، ج2، ص67.
حضرت على7فرمود:
«انْفَرِدْ بِسِرِّكَ وَ لا تُودِعْهُ خازِماً فَيَزِّلَ وَ لا جاهِلًا فَيَخُونَ»[1]
اسرار خود را پنهان نگهدار، و آن را به مرد محتاط مسپار كه مىلغزد و به نادان نيز كه خيانت مىكند.
علت اين توصيه حضرت على7آن است كه اگر چه چنين مردى در حال حاضر، مورد اطمينان و وثوق شما است، اما ممكن است روزى در معرض لغزش قرار گيرد و اسرار فاش نمايد.
3- بازگو كننده اسرار ديگران:
قبل از سپردن راز به ديگرى، چگونه مىتوان از رازداى او اطمينان حاصل كرد؟ يك بررسى كوتاه در اظهارات فرد، ميزان رازدارى او را روشن مىسازد. اگر انسان، در حفظ اسرار خود و ديگران مرزشناس و خويشتندار باشد و راز ديگران را نزد شما فاش نسازد، مىتوان اطمينان كرد كه در حفظ اسرار سپرده شده به او، دقّت خواهد داشت، امّا اگر به آسانى سفره دل خويش يا پرونده اسرار ديگران را نزد شما گشود و راز ديگران را نزد شما آورد، بهطور طبيعى براى باز كردن پرونده اسرار شما نيز پروايى نخواهد داشت.
[1]غررالحکم، ج2، ص183.
اميرالمؤمنين7مىفرمايد:
«مَنْ ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَمْ يُقَوِّ لِسِرِّ غَيْرِهِ»[1]
آن كس كه از حفظ سرّ خود ناتوان باشد، قدرت حفظ اسرار ديگران را نخواهد داشت.
شاعرى مىگويد:
آنكو نكند راز خود از خلق نهان راز تو به نزد غير گويد به عيان آن كس كه ز غير راز گويد به تو باز رازِ دل خود به نزد وى فاش مساز در روايت ديگرى، حضرت على7مىفرمايد:
«لا تَوْدِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا امانَةَ لَهُ»[2]
راز خود را بهكسىكه امانتدار (رازِ ديگران) نيست، مسپار.
امام صادق7نيز مىفرمايد:
سرّ خود را به نمّام و ظالم و خائن نسپار، زيرا آنان همانگونه كه نزد تو از ديگران سخنچينى مىكنند، نزد ديگران نيز از تو سخنچينى مىنمايند.[3]
[1]غررالحکم، ج2، ص697.
[2]همان، ج6، ص262، شماره 10166.
[3]بحارالانوار، ج75، ص229.
4- انسانهاى كم ظرفيت بعضى از افراد در حفظ اسرار خود و يا ديگران ناتوان بوده و به لحاظ روانى تمايل به افشاى راز دارند.
حضرت على7فرمود:
«لا تُسِرَّ الَى الْجاهِلِ شَيْئًا لا يُطيقُ كِتمانَهُ[1]
اسرار را به نادان كه طاقت پنهان كردن آ آيين رازدارى در اسلام 70 ويژگيهاى فردى افشاگران راز ص : 68 نرا ندارد، مگوى.
امام صادق7نيز فرمود:
«ارْبَعةٌ يُذْهِبْنَ ضِياعاً ... وَ سِرٌّ يُودَعُ مَنْ لا حِصانَةَ لَهُ»[2]
چهار چيز موجب بىآبرويى انسان مىشود (از جمله آن) راز سپردن به كسى است كه قادر به حفظ و صيانت از آن نيست.
امام على7در مورد كسى كه در حفظ اسرار خود ناتوان است مىفرمايد:
«مَنْ ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَمْ يَقْوَ لِسِرِّ غَيْرِهِ»[3]
آن كس كه از نگهدارى راز خود ناتوان باشد، قادر به حفظ اسرار غير نخواهد بود.
[1]غررالحکم، ج6، ص284.
[2]آثار الصادقین، ج8، ص426.
[3]غررالحکم، ص403.
5- سخنچين حضرت امير7فرمود:
«ثَلاثٌ لا يُسْتَوْدَعْنَ سِرّاً: الْمَرْأَةُ، وَالَّنمَّامُ، وَالْاحْمَقُ»[1]
به سه تن نبايد راز سپرد: زن، سخن چين و احمق.
گفتنى استكه آنچه حضرت امير7فرمود، در مقام تنقيص و عيبجويى از زن نبوده است، زيرا امام معصوم7به توانايىها و ظرفيتهاى انسان- چه زن و چه مرد- آشناست؛ شايد علت عدم رازسپارى به زن اين باشد كه معمولًا قدرت خود نگهدارى زن كمتر است و زودتر از مرد اسرار را فاش مىسازد. درست است كه زن و مرد از نوع واحدند، لكن تفاوتهايى دارند كه نمىتوان آنها را انكار كرد. فرد سخنچين و يا احمق نيز به جهت ويژگىهاى شخصيتى و روانى مورد اعتماد نيست و لازم است از آنها پرهيز گردد.
آخرين سخن حضرت على7فرمود:
«كُلَّما كَثُرَ خُزَّانُ الْأَسْرارِ كَثُرَ ضِياعُها»[2]
[1]همان، ج3، ص336.
[2]غررالحکم، ج4، ص318.
به هر اندازه راز داران بسيار گردند، رازها بيشتر در معرض فاش شدن قرار مىگيرد.
بهنظر مىرسد كه افزودن بر حجم كمّى مراكز و سازمانهاى خبرى و اطلاعاتى، به بهانه افزايش كارايى نه نتيجه بخش است و نه مقرون به صرفه. ضرورتى ندارد كه معيار موفقيت و كارآيى را در توسعه كمّى تشكيلات بدانيم. امروزه سازمانهاى اطّلاعاتى موفق، سازمانهايى هستند كه كمّيت را در حدّ معقول نگاه داشته و سعى خود را مصروف آموزش و رشد كيفى افراد مىكنند و از ابزارهاى پيچيده اطلاعگيرى و تجسّس نيز استفاده مىكنند.
امام جواد7فرمود:
«اظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ انْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ»[1]
اظهار و ابراز مطلبى كه هنوز استوار نشده است، موجب تباهى آن است.
چگونه اسرار را حفظ كنيم؟
در نظر داشتن موارد زير، مىتواند ما را در حفظ اسرار، كمك برساند:
1- توجه به فوائد رازدارى و مقام آن نزد خدا:
- امام صادق7مىفرمايد:
[1]بحارالانوار، ج72، ص71.