بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 147

2. گفتارشان بر دانش انسان بيفزايد؛

3. رفتارشان ياد آخرت را در دل انسان زنده كند.[1]

همچنين در روايات متعددى به ما توصيه شده است كه با انسان‌هاى خردمند معاشرت داشته باشيم؛ چرا كه مصاحبت و دوستى با خردمندان حيات و زندگى روح و جان آدمى بوده‌[2]و موجب امنيت و آسايش و آرامش نفس است.[3]

از خردمندان طلب كن دوستى‌

زانكه يارى را نشايد بى هنر

صحبت نيكان بود مانند مشك‌

كز نسيمش مغز جان يابد اثر

هر كه از ناكس طمع دارد وفا

از درخت خشك مى‌جويد ثمر

8

- 2. اعتدال در دوستى‌

نكته مهمى كه در زمينه روابط ميان دوستان، تذكر آن و توجه به آن بسيار مهم است حد نگه داشتن در دوستى است. همواره بايد به اين اصل توجه داشت كه «كلُ سرّ جاوَزَ الاثنين شاع‌». پس نبايد همه اسرار خود را براى‌دوستان، هر چند دوستان بسيار نزديك، فاش كرد؛ زيرا هر دوستى‌اى ممكن است روزى به دشمنى تبديل شود. به همين دليل، امامان معصوم:سفارش كرده‌اند كه اسرار خود را براى دوستان فاش نكنيد، مگر مسائلى را كه اگر دشمنان شما نيز از آنها مطلع شوند، ضررى نداشته باشد.[4]امام على7، مى‌فرمايد:

دوستت را چندان دوست مدار! مبادا كه روزى دشمنت شود و دشمنت را چندان كينه مورز كه بود روزى دوستت گردد.[5]

[1]- عن ابن عباس، قال: قيل: يا رسول‌اللَّه اىُّ الجلساء خيرٌ؟ قال: مَن ذَكَّركم باللَّهِ رؤيَتُه، و زادَكُم فى عِلْمِكم مَنطِقُهُ و ذَكَّرَكم بالاخرةِ عَمَلُهُ.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 71، باب 13، ص 186، حديث 3)؛ شبيه همين سفارش‌ها از حضرت عيسى7نيز نقل شده است.( بنگريد به: همان، ص 189، حديث 18)

[2]- صُحبةُ الولىّ اللبيبِ حياةُ الروح.( عبدالواحد الآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج 1، فصل 44، ص 414، حديث 32)

[3]- مصاحبةُ العاقلِ مأمونةٌ.( همان، ج 2، فصل 80، ص 281، حديث 54)

[4]- امام صادق7قال لبعض اصحابه: لاتَطَّلِعْ صديقَك مِن سرّك إلّاعلى ما لو اطلَعَ عليه عدوُّك لم يَضُرُّك فان الصديقَ قد يكون عدواً يوماً.( بنگريد به: محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 71، باب 11، ص 177، حديث 15)

[5]- احبِبْ حبَيبَك هوناً ما عسى ان يكونَ بَغَيضَك يوماً ما و ابغِضْ بغيضَك هوناً ما عسى ان يكونَ حبيبَك يوماً ما.( نهج البلاغة، ترجمه سيدجعفر شهيدى، حكمت 268، ص 410؛ محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 71، باب 11، ص 177، حديث 14؛ همچنين نگاه كنيد به ص 178، حديث 18)


صفحه 148

در دشمنى نيز بايد همين نكته را مراعات كرد. اگر با كسى اختلافى پيدا كرديم، نبايد كارى كنيم كه هر گونه راه رجوع و بازگشت را بر روى خود و او ببنديم. تجربه نشان داده است كه بسيارى از دشمنى‌ها به دوستى تبديل خواهد شد؛ بنابراين نبايد به گونه‌اى رفتار كرد كه روى بازگشت نداشته باشيم. امام صادق7مى‌فرمايد:

پس از قطع ارتباط با دوستت، چندان از او بدگويى نكن كه راه بازگشت را بر او ببندى؛ شايد كه تجارب زندگى او را به سوى تو باز گرداند.[1]

8

- 3. با كه دوستى نورزيم؟

هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى‌كنند، از آنان روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيت ستمگر منشين. و (اگر) افراد با تقوا (براى ارشاد و اندرز با آنان بنشينند)، چيزى از حساب (و گناه) آنان بر ايشان نيست؛ ولى (اين كار، بايد تنها) براى يادآورى آنها باشد، شايد (بشنوند و) تقوا پيشه كنند.[2]

و (به خاطرآور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان مى‌گزد و مى‌گويد:

«اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! او مرا از يادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آن كه (ياد حق) به سراغ من آمده بود.» و شيطان هميشه خواركننده انسان بوده است.[3]

منشين با بدان كه صحبت بد

گر چه پاكى تو را پليد كند

آفتاب ار چه روشن است او را

پاره‌اى ابر ناپديد كند[4]

مسجد است آن دل‌كه جسمش ساجد است‌

يار بد خروب هر جا مسجد است‌

يار بد چون رست در تو مهر او

هين از و بگريز و كم كن گفتگو

[1]- لاتتبع اخاك بعد القطيعةِ وقيعةً فيه فَتَسُدَّ عليه طريقَ الرجوعِ اليك فلَعَلَّ التجاربَ تردُّه عليك.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 71، كتاب العشرة، ص 166، باب 10، حديث 31)

[2]- وَ إذا رَأيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ فى آياتِنا فَأعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فى حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إمّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى‌ مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ* وَ ما عَلَى الَّذينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَىْ‌ءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى‌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ.( انعام( 6): 68 و 69)

[3]- وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى‌ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلًا* يا وَيْلَتى‌ لَيْتَنى لَمْ أتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا* لَقَدْ أضَلَّنى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إذْ جاءَنى وَ كانَ الشَّيْطانُ لْلإِنْسانِ خَذُولًا.( فرقان( 25): 29- 27)

[4]- حكيم سنائى غزنوى، ديوان اشعار، ص 619.


صفحه 149

بركن از بيخش كه گر سر برزند

مر ترا و مسجدت را بركند[1]

اميرمؤمنان7، در پاسخ به اين پرسش كه «بدترين دوستان كيان‌اند؟» فرمود: «كسى كه گناه را در چشم انسان زيبا جلوه مى‌دهد.»[2]آن حضرت از همنشينى و دوستى با افراد چاپلوس نيز برحذر داشته است و مى‌فرمايد:

با چاپلوس معاشرت نكن، چرا كه كارش را در نظر تو زيبا جلوه مى‌دهد و دوست دارد كه تو هم مثل او باشى.[3]

از صحبت دوستى برنجم‌

كاخلاق بدم حسن نمايد

عيبم هنر و كمال گويد

خارم گل و ياسمن نمايد

گو دشمن شوخ چشم چالاك‌

تا عيب مرا به من نمايد

امام باقر7، مى‌فرمايد:

پدرم، امام سجاد، به من فرمود: «پسرم، مواظب باش كه با پنج گروه نه دوستى داشته باشى و نه همسخن شوى و نه در راهى با آنان همراه شوى.»

گفتم: «پدر! آنان كيان‌اند؟»

فرمود: «از دوستى با دروغگو بپرهيز، زيرا دروغگو همچون سراب است، دور را براى تو نزديك جلوه مى‌دهد و نزديك را برايت دور مى‌نماياند. از دوستى با فاسق بپرهيز، چرا كه تو را به لقمه‌اى يا كمتر از لقمه‌اى مى‌فروشد. از دوستى با بخيل بپرهيز، زيرا تو را در زمانى كه بيشترين نيازمندى را به مال او دارى، رها مى‌كند. از دوستى با احمق بپرهيز، چرا كه احمق هر چند اراده سودرسانى به تو را دارد، اما به تو زيان مى‌رساند. از دوستى با كسى كه رابطه‌اش را با خويشان خود قطع كرده است بپرهيز، چرا كه در سه آيه از قرآن مورد لعن قرار گرفته است ....»[4]

گر از زحمت همى ترسى ز نااهلان ببر صحبت‌

كه از دام زبون گيران به عزلت رسته شد عنقا[5]

پرسش‌

1. معاشرت با ديگران چه فوايد فردى، اجتماعى و دينى‌اى براى انسان در پى دارد؟

2. انواع معاشرت را نام برده و حداقل يك وظيفه اخلاقى مربوط به هر كدام بيان كنيد.

3. آيا مى‌توان امر مطلق كانت يا تعيم‌پذيرى هير را به عنوان معيار فضايل و رذايل اخلاقى پذيرفت يا نه؟ چرا؟

4. آيا با استناد به حديث «هرچه براى خود مى‌پسندى، براى ديگران هم بپسند» مى‌توان گفت كسى كه دزدى يا خيانت و امثال آن را براى خود مى‌پسندد اگر حاضر باشد كه آنها را براى همه مردمان نيز بپسندد، به اين توصيه عمل كرده است؟ چرا؟

[1]- جلال‌الدين محمد بلخى، مثنوى معنوى، دفتر چهارم، ابيات 1385- 1383.

[2]- محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 71، باب 14، ص 190، حديث 3.

[3]- لاتَصَحبْ المالقَ فَيزِينُ لك فعلَه و يَوَدُّ انك مثلُه.( عبدالواحد الآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج 2، فصل 85، ص 328، حديث 157)

[4]- محمدبن‌يعقوب كلينى، اصول الكافى، ج 2، كتاب العشرة، باب« من تكره مجالسته و مرافقته»، حديث 7؛ همچنين بنگريد به: حديث 1 از همين باب.

[5]- حكيم سنائى غزنوى، ديوان اشعار، ص 62.


صفحه 150

5. چرا ما اخلاقاً وظيفه داريم به نيازمندان كمك كنيم؟

6. در اختلافاتى كه ميان برادران دينى پديد مى‌آيد، وظيفه اخلاقى ما چيست؟ (پاسخ خود را با ذكر يك روايت بيان كنيد.)

7. منظور از اين جمله كه «امر به معروف و نهى از منكر وظايفى عام هستند و به هيچ وجه استثنا نمى‌پذيرند» چيست؟ توضيح دهيد.

8. گفته شده است كه يكى از شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر «احتمال تأثير» است؛ به نظر شما از كجا مى‌توان فهميد كه در فلان مورد، احتمال تأثير هست يا نه؟

9. مراتب امر به معروف و نهى از منكر را ذكر كرده و توضيح دهيد.

10. منظور از مبارزه منفى و مبارزه مثبت با منكرات را با ذكر مثال بيان كنيد.

11. نقش دوست را در زندگى و شخصيت انسان تبيين نماييد.

12. چرا از دوستى ورزيدن با چاپلوسان و بى‌تقوايان و احمقان نهى شده است؟ تحليل خود را در اين باره بنويسد.

براى پژوهش بيشتر

1. يكى ديگر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر كه در بسيارى از كتاب‌هاى فقهى ذكر شده است،[1]اين است كه براى آمر به معروف و ناهى از منكر مفسده و ضرر جانى، مالى، حيثيتى و

[1]- بنگريد به: محمدحسن نجفى، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج 21، ص 371 و 372


صفحه 151

امثال آن در پى نداشته باشد. نظر شما در اين‌باره چيست؟ اگر چنين است پس چرا امام حسين7، و اهل‌بيت او به هدف اجراى همين فريضه، آن همه مصيبت و درد و رنج را متحمل شدند؟

2. در باره اخلاق بين‌المللى از ديدگاه اسلام تحقيق كرده و با توجه به آيات و روايات، وظايف اخلاقى ما را، به‌عنوان يك كشور اسلامى، با ساير كشورها و ملت‌ها تبيين كنيد.

براى مطالعه بيشتر

1. دوستى در قرآن و حديث، محمد محمدى رى‌شهرى، ترجمه سيدحسن اسلامى، قم:

دارالحديث، 1379.

2. اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح يزدى، تحقيق و نگارش محمدحسين اسكندرى، قم:

مؤسسه امام خمينى قدس سره، 1378، ج 3، ص 285- 247 و ص 423- 413.


صفحه 152

سفيد


صفحه 153

فصل ششم: اخلاق جنسى: اهداف‌

از دانشجو انتظار مى‌رود پس از فراگيرى اين فصل:

1. ضمن آشنايى با ديدگاه اسلام در باره غريزه جنسى، توانايى نقد و رد ديدگاه‌هايى چون رهبانيت مسيحى و رياضت‌هاى جنسى افراطى برخى از آيين‌هاى مشرق زمين و همچنين ديدگاه‌هايى چون آزادى بى‌قيد و شرط جنسى فرويد و پيروانش را كسب نمايد؛

2. با توجه به اهميت ازدواج، هم خود در انجام آن، سخت‌گيرى‌هاى بى‌مورد به خرج ندهد و هم در ترويج اين امر مقدس در جامعه اسلامى بكوشد؛

3. در انتخاب همسر، اصالت را به تقوا و تديّن دهد و نه زيبايى‌هاى ظاهرى و ثروت و مقام؛

4. ضمن آشنايى با فضايلى مانند عفت، غيرت و پوشش مناسب در رعايت آنها و ترويج و تبليغ آنها كوشا باشد.


صفحه 154

سفيد