بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 187

فضايل اخلاقى است، اگر از حدش تجاوز كند، تبديل به رذيله‌اى اخلاقى خواهد شد. غيرت‌ورزى بى‌جا و افراطى، به سوءظن و بدگمانى نسبت به همسر كشيده مى‌شود كه آثار بسيار بدى را در پى دارد. امام‌على7مى‌فرمايد:

از غيرت نابجا بپرهيز؛ چرا كه اين كار درستكار را به نادرستى و پاكدامن را به بدگمانى خواهد كشاند.[1]

5- 3. حجاب و ترك خودآرايى در انظار عمومى‌

و به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را [از نگاه هوس‌آلود] فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را، جز آن مقدار كه نمايان است، آشكار ننمايند، و [اطراف‌] روسرى‌هاى خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشانده شود]، و زينت خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان همكيش‌شان، يا بردگانشان [كنيزانشان‌] يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند؛ و هنگام راه‌رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينتِ پنهانى‌شان دانسته شود [و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد]. و همگى به سوى خدا بازگرديد اى مؤمنان تا رستگار شويد.[2]

اى پيامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب‌ها [روسرى‌هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ [و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنان سر زده توبه كنند] خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.[3]

يكى ديگر از فضايل اخلاقى در عرصه اخلاق جنسى، «حجاب و پوشش زنان» است. البته، اين مسئله اختصاصى به زنان نداشته و شامل مردان نيز مى‌شود؛ اما نوع پوشش زنان به دليل ساختار خاص جسمانى‌شان، مورد تأكيد بيشتر قرار گرفته است. در باره حجاب مسائل بسيارى قابل طرح است كه در جاى خود نيز لازم است مورد بحث و بررسى قرار گيرند و بزرگان دينى ما نيز در دهه‌هاى اخير، به دليل مخالفت‌هايى كه از سوى برخى افراد، با اين حكم اسلامى شده است، در اين‌باره آثار

[1]- ايّاكَ و التَّغايُر فى غَيرِ مَوضِعِ غيرةٍ، فانَّ ذلك يَدعُوا الصَّحيحةَ الى السُّقمِ و البَرِيئَةَ الى الرَّيبِ.( نهج البلاغه، نامه 31، ص 307)

[2]- وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إلّاما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‌ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إلّالِبُعُولَتِهِنَّ أوْ آبائِهِنَّ أوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أوْ أبْنائِهِنَّ أوْ أبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أوْ إخْوانِهِنَّ أوْ بَنى إخْوانِهِنَّ أوْ بَنى أخَواتِهِنَّ أوْ نِسائِهِنَّ أوْ ما مَلَكَتْ أيْمانُهُنَّ أوِ التّابِعينَ غَيْرِ اولى اْلإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‌ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إلَى اللَّهِ جَميعاً أيُّها الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.( نور( 24): 31)

[3]- يا أيُّها النَّبِىُّ قُلْ لأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابيبِهِنَّ ذلِكَ أدْنى‌ أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحيماً


صفحه 188

ارزشمندى از خود بر جاى گذاشته و بسيارى از جوانب اين حقيقت اسلامى را آشكار ساخته‌اند كه در اين ميان مى‌توان به كتاب بسيار ارزشمند استاد شهيد مرتضى مطهرى اشاره كرد،[1]كه با بيانى مستدل و منطقى به دفاع از اين حكم اسلامى و تبيين ابعاد آن پرداخته است. ما در اين نوشتار نه امكان پرداختن همه جانبه به اين موضوع را داريم و نه چنين كارى با هدف اين نوشتار سازگار است؛ بنا براين صرفاً به توضيحى مختصر در باره فلسفه حجاب از ديدگاه اسلام بسنده كرده، خوانندگان عزيز را به مطالعه كتاب‌هاى مربوط ارجاع مى‌دهيم.

اسلام با تشريع حكم حجاب خواسته است كه:[2]

اولًا، به بهداشت روانى زنان و مردان كمك كند؛ زيرا اگر ميان زن و مرد حريمى وجود نداشته باشد و زنان همه زيبايى‌هاى خود را در منظر مردان قرار دهند، اين كار، از سويى آرامش روحى و روانى مردان را به هم مى‌ريزد و مردان همواره در انديشه اشباع اين عطش روحى و روانى‌اى هستند كه با مشاهده زنان برهنه و بى حجاب پديد مى‌آيد. از سويى ديگر مردان براى ارضاى تقاضاهاى جنسى تحريك‌شده خود، دست به هر كارى خواهند زد و آرامش و امنيت را از زنان خواهند گرفت؛

ثانياً، روابط خانوادگى را استوار كند و از فروپاشى نظام خانواده جلوگيرى نمايد. آزادى جنسى و بى‌حجابى زنان در جامعه، موجب سست‌شدن پايه‌هاى روابط خانوادگى خواهد شد. در آن صورت، زن و مرد به جاى آنكه موجب آرامش و آسايش يكديگر شوند، بيشتر به مثابه دو دشمن و رقيب در برابر ارضاى آزادانه غريزه جنسى جلوه مى‌كنند؛

ثالثاً، شخصيت و كرامت زن را تأمين كند و او را از يك شخصيت ابزارى به شخصيتى مستقل تبديل نمايد؛ زنان بى‌حجاب، در حقيقت خود را به‌عنوان ابزارى براى تأمين نگاه‌هاى آلوده مردان قرار مى‌دهند. زنان بى‌حجاب، براى‌خود به‌عنوان يك انسان، ارزشى قائل نيستند؛ بلكه نهايت ارزش خود را جلب توجه جنسى ديگران مى‌دانند.

رابعاً، حريم اجتماع را از بى‌عفتى و آلودگى‌هاى جنسى نگه‌دارد. اگر حريم اجتماع از نگاه‌ها و روابط آلوده جنسى حفظ شود، در آن صورت بهتر مى‌تواند به هدف خود نائل شود. بى‌حجابى موجب مى‌شود محيط اجتماع كه محيط كار و تلاش است، به محيطى براى ارضاى خواسته‌هاى جنسى و اميال شهوانى تبديل شود.

[1]- مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19،( حجاب)

[2]- براى توضيح بيشتر، بنگريد به: همان، ص 433 به بعد


صفحه 189

پرسش‌

1. اخلاق جنسى را تعريف و مهم‌ترين مسائل آن را بيان كنيد.

2. ديدگاه تفريطى در باره غريزه جنسى را ذكر و نقد نماييد.

3. دو دليل از ادله ديدگاه افراطى فرويد و فرويديسم را در باره غريزه جنسى بيان و نقد نماييد.

4. ديدگاه اسلام را در باره غريزه جنسى به طور دقيق توضيح دهيد.

5. ديدگاه خود را در باره نسبى‌گرايى در اخلاق جنسى، به صورت مستدل توضيح دهيد.

6. مهم‌ترين عوامل شهوت‌پرستى و شهوت‌رانى را ذكر كنيد.

7. مكتب لذت‌گرايى حسى را نقد كنيد.

8. پيامدهاى سوء فردى، اجتماعى و دينى تجرد را بشماريد.

9. ويژگى‌هاى همسر شايسته را بيان كرده و براى هر كدام از آنها يك مستَند قرآنى يا حديثى بياوريد.

10. فلسفه حجاب در اسلام را به اختصار بيان كنيد ديدگاه خود را در اين زمينه شرح دهيد.

براى پژوهش‌

1. با توجه به مسئله تجسم اعمال در روز قيامت، با مراجعه به احاديث مربوطه در باره شيوه و شكل تجسم اخروى رذايلى مانند چشم‌چرانى، بدحجابى، بى‌غيرتى، زنا، لواط و ساير رذايل مربوط به مسائل جنسى تحقيق كنيد.

2. اپيكور (271- 342 ق. م) از فيلسوفان يونان باستان و از طراحان و مدافعان نظريه لذت‌گرايى در يك تقسيم‌بندى لذت‌ها را به سه دسته كلى‌تقسيم مى‌كند:[1]لذت‌هاى طبيعى و ضرورى؛ لذت‌هاى طبيعى و غيرضرورى؛ لذت‌هاى غيرطبيعى و غيرضرورى.

لذت‌هاى طبيعى و ضرورى به لذت‌هايى گفته مى‌شود كه لازمه زندگى انسانى‌اند؛ به اين معنا كه نه تنها مقتضاى طبيعت آدمى‌اند، بلكه برخوردارى از آنها شرط بقا و ادامه حيات اوست. براى نمونه لذت‌هايى مانند خوردن، نوشيدن، خوابيدن، و به هنگام سرما خود را

[1]- بنگريد به: ژان برن، فلسفه اپيكور، ترجمه ابوالقاسم پورحسينى، ص 116- 111؛ اميل بريه، تاريخ فلسفه در دوره انتشارفرهنگ يونانى و دوره رومى، ترجمه عليمراد داودى، ج 2، ص 122 و 123؛ ژكس، فلسفه اخلاق( حكمت عملى)، ترجمه ابوالقاسم پورحسينى، ص 43 و 44


صفحه 190

پوشانيدن، از جمله لذت‌هايى هستند كه هر انسانى به مقتضاى طبيعتش به آنها گرايش دارد و افزون بر آن، شرط زنده ماندن انسان نيز هستند؛ البته ضرورى بودن اين دسته از لذت‌ها تا آنجاست كه واقعاً شرط زنده ماندن انسان باشند. تحصيل اين دسته از لذت‌ها امرى لازم و ضرورى است و به همين دليل انجام كارهايى كه به تحقق آنها بينجامد نيز ضرورى و حتمى خواهد بود. لذت‌هاى طبيعى و غيرضرورى به لذت‌هايى گفته مى‌شود كه هر چند براى حواس طبيعى ما دلپذيرند؛ اما لذت‌هايى زايد و غيرضرورى‌اند. اين نوع از لذت‌ها، معلول و مولود توجهى است كه انسان به تنوع‌طلبى دارد؛ مثلًا بهتر خوردن و بهتر نوشيدن از جمله لذت‌هايى هستند كه هر چند مقتضاى طبيعت انسان‌اند، اما حيات آدمى وابسته به آنها نيست. لذت جنسى نيز در همين دسته جاى مى‌گيرد. اپيكور در باره لذت جنسى مى‌گويد: «رابطه جنسى هرگز براى كسى فايده‌اى نداشته و اگر ضررى نرسانده از يارى بخت بوده است.»[1]«اگر به لذايذ ونوسى‌[2]گوشه چشمى دارى و قوانين و اخلاق را زير پا نمى‌گذارى و به جسم خود آسيب نمى‌رسانى و لاغر و نحيف نمى‌شوى و سلامت خود را از دست نمى‌دهى، هر چه مى‌خواهى بكن؛ اما بدان كه پرهيز از تمام اين عيوب بسى مشكل است و با ونوس، همين اندازه كه چيزى از دست ندهى كار مهمى‌كرده‌اى.»[3]در باره ارضا يا عدم ارضاى اين نوع تمايلات، بايد نخست اين پرسش را مطرح كرد كه اگر آنها را برآورده كنم يا نكنم چه پيامدى خواهد داشت. اپيكور معتقد است كه مى‌توان از اين دسته از لذت‌ها، به طور معتدل و با ميانه‌روى استفاده كرد و تأكيد مى‌كند كه بايد از افراط و تفريط در استفاده از آنها به شدت پرهيز نمود. بنابراين، نه بايد به طور كلى از اين گونه لذت‌ها چشم پوشيد و از آنها اجتناب كرد و نه بايد در برخوردارى از آنها زياده‌روى كرد. اعتدال و ميانه‌روى در استفاده از آنها خيرِ اخلاقى است و تعطيل و ناديده گرفتن آنها يا زياده‌روى در استفاده از آنها، شر اخلاقى است.

لذت‌هاى غيرطبيعى و غيرضرورى به لذت‌هايى گفته مى‌شود كه نه مقتضاى طبيعت انسان هستند و نه لازمه حيات او؛ بلكه لذت‌هايى بيهوده و عبث‌اند. اين نوع اميال، مولود «گمان» و

[1]- برتراند راسل، تاريخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دريابندرى، ج 1، ص 355

[2]- ونوس، الهه عشق در اساطير يونانى است

[3]- لوچانو دِكر شِنتزو، فيلسوفان بزرگ يونان باستان، ترجمه عباس باقرى، ص 340


صفحه 191

«پندار» است. لذت‌هايى مانند لذت جاه و مقام و لذت شهرت از اين دسته به‌شمار مى‌آيند.

اگر انسان مقام نداشته باشد و يا داراى شهرت نباشد، نه امرى خلاف طبيعتش رخ داده است و نه زندگى او به مخاطره مى‌افتد. اين نوع تمايلات را بايد به طور كلى رها كرد و هرگز نبايد برآورده ساخت؛ زيرا منشأ چشم و هم‌چشمى مى‌شوند و به جاى تأمين خوشى و لذت بر آلام و دردها و رنج‌هاى روحى و روانى انسان مى‌افزايند؛ بنا بر اين «بر توست كه زندگانى كنى بدون رنج و بخوابى بر تشكِ كاهى تا اينكه مضطرب و آشفته باشى و تكيه زنى بر تخت طلا و ميز فاخر.»[1]

در باره لذت‌گرايى اپيكور و تقسيم‌بندى او از لذت‌ها بيشتر تحقيق و مطالعه كرده و مشخص نماييد كه آيا مى‌توان از ديدگاه اسلام اين‌گونه لذت‌گرايى را پذيرفت يا نه؟ و آيا بر فرض پذيرش تقسيم‌بندى اپيكورى، آيا لذت جنسى، همان‌گونه كه اپيكور مى‌گويد، در طبقه لذت‌هاى طبيعى غيرضرورى جاى مى‌گيرد؟[2]

3. شوپنهاور، فيلسوف مشهور آلمانى، در باره ازدواج مى‌گويد:

بدفرجام‌ترين ازدواج‌ها آن است كه از روى عشق انجام گيرد .... نيمِ كتاب‌هايى كه در باره ازدواج نوشته شده است بيهوده است؛ براى آنكه اين كتاب‌ها به جاى آنكه ازدواج را براى حفظ نوع بدانند، بهر همكارى و دوستى مى‌دانند؛ ازدواج‌هايى كه به دستور پدر و مادر به خاطر ثروت و مقام انجام مى‌گيرد، غالباً از ازدواج‌هاى عشقى بادوام‌تر و سعادتمندتر است.[3]

ضمن تحقيق در باره فلسفه ازدواج از ديدگاه اسلام، ديدگاه شوپنهاور را در اين‌باره نقد و بررسى كنيد.

4. سرچشمه اخلاق جنسى مخصوص مرد و زن چيست؟ چرا و چگونه صفت حيا و عفت در زن پيدا شد؟ به چه دليل مردان نسبت به زنان خود غيرت مى‌ورزند؟ چرا مسائلى مانند كشف عورت، فحشا، ازدواج با محارم و امثال آن حرام و ناپسند دانسته شده‌اند؟ آيا مى‌توان گفت‌

[1]- ژان برن، فلسفه اپيكور، ترجمه ابوالقاسم پور حسينى، ص 113

[2]- براى آشنايى بيشتر با ديدگاه اخلاقى اپيكور و نقد و بررسى آن، بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، نقد و بررسى مكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، فصل لذت‌گرايى

[3]- ويل دورانت، تاريخ فلسفه، ترجمه عباس زرياب، ص 287


صفحه 192

زشتى و حرمت اين مسائل، امرى فطرى است؟

5. در باره علل و عوامل چشم‌چرانى مردان تحقيق كنيد.

براى مطالعه بيشتر

1. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، (اخلاق جنسى)، ج 19، تهران: صدرا، چاپ دوم، 1379.

2. غيرت‌مندى و آسيب‌ها، محمود اكبرى، قم: گلستان ادب، 1381.

3. اخلاق و رفتارهاى جنسى، يوسف غلامى، قم، نشر معارف، 1384.

4. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، (حجاب)، ج 19، تهران: صدرا، چاپ دوم، 1379.


صفحه 193

فصل هفتم: اخلاق سياست‌

(اخلاق زمامدارى)

اهداف‌

از دانشجو انتظار مى‌رود پس از فراگيرى اين فصل:

1. ضمن آشنايى با ديدگاه اسلام در باره رابطه اخلاق و سياست، توانايى نقد ديدگاه‌هاى رقيب را كسب نمايد؛

2. در انتخاب مسئولان حكومتى به معيارهاى اخلاقى توجه ويژه نمايد؛

3. ضمن آشنايى با وظايف اخلاقى حاكمانِ حكومت اسلامى در قبال مردم، توانايى نقد اخلاقى عملكرد حاكمان را كسب نمايد؛

4. ضمن آشنايى با وظايف اخلاقى مردم در قبال حاكمان و مسئولانِ حكومت اسلامى، نسبت به انجام آن وظايف ترغيب شود.


صفحه 194

سفيد