سخنى با استادان و دانشجويان عزيز
1. كتاب اخلاق كاربردى در نخستين ويراست خود كه در سال گذشته 1384 به چاپ رسيد، توانست جايگاهى مناسب در ميان استادان بزرگوار و دانشجويان عزيز پيدا كند؛ به گونهاى كه در يك سال گذشته، بارها تجديد چاپ شد. در عين حال، خالى از اشكال نبود. استادان و دانشجويان عزيز نيز صاحب اين قلم را مورد لطف قرار داده و ديدگاههاى اصلاحى و انتقادى خود را به صورت كتبى و شفاهى به اين بنده هديه دادند. من نيز كوشيدم تا در ويراست دوم كتاب كه هم اكنون پيش روى شماست، در اندازه توان خويش به جبران كمبودهاى آن بپردازم. در ويراست دوم، بسيارى از اغلاط تايپى برطرف شد؛ برخى از فعاليتهاى تكميلى و جنبى كمفايده و نامناسب حذف شد و فعاليتها و كادرهاى دقيقتر و عميقترى جايگزين آنها گرديد؛ تغييراتى جدى در طراحى پرسشهاى پايانى انجام گرفت؛ برخى مطالب تكرارى و غيرضرور حذف و پارهاى مطالب ضرورى افزوده شد و بسيارى از اشعارى كه در ويراست نخست، منبع آنها ذكر نشده بود، اصلاح شد. مناسب است در همينجا از همه عزيزانى كه بهصورت مكتوب و يا با شركت در جلسات نقد، ديدگاههاى اصلاحى و انتقادى خود را مطرح كردند صميمانه سپاسگزارى كنم. همچنين از برادر عزيز جناب آقاى رضا مصطفوى كه زحمت ويراستارى ويراست دوم اين اثر را پذيرفتند تشكر مىكنم.
2. فصلهاى اين كتاب به گونهاى طراحى شدهاند كه از نظر محتوايى به يكديگر وابسته نيستند.
به همين دليل تقديم و تأخير آنها هيچ مشكلى را ايجاد نمىكند. از اين جهت دست استادان عزيز
كاملًا باز است كه به هر گونهاى كه تشخيص مىدهند مباحث را مطرح كنند. براى نمونه، ممكن است در فضاى انتخابات و مسائل حاد سياسى، تشخيص استاد اين باشد كه در جلسات نخستين به بحث اخلاق سياست بپردازد و يا در شرايط ديگرى تشخيص اين باشد كه نخست اخلاق نقد و مناظره و امثال آن را مطرح سازد. از اين جهت، كتاب كاملًا انعطافپذير است.
3. اين كتاب بر اساس شيوههاى نوين تدوين كتب درسى نگارش يافته است. به اين صورت كه در ابتداى هر فصل، اهداف كلى آن فصل بيان شده و در پايان هر فصل، اولًا پرسشهايى متناسب با مطالب مطرح شده استخراج گرديده است؛ ثانياً، براى مطالعه بيشتر، متناسب با موضوع خوانده شده، و براى تعميق دامنه مطالعات و آشنايى با نگاههاى ديگر، منابعى ذكر شده است؛ ثالثاً، مطالب يا موضوعاتى براى پژوهش بيشتر معرفى شده است. استادان عزيز مىتوانند به عنوان تحقيقات كلاسى، از دانشجويان بخواهند كه در آن موضوعات به تحقيق و مطالعه پرداخته و حاصل تحقيقات خود را در كلاس براى ديگران ارائه دهند. اين كار، نقش مهمى در كاربردى و تحقيقى كردن موضوع دارد. مهمتر از موارد مطرح شده اينكه در ضمن مباحث، مطالبى را در داخل كادر مطرح كردهايم كه اين كادرها از تنوع بسيارى برخوردارند. برخى از آنها توضيحىاند؛ به اين معنا كه مطلبى در داخل متن آمده است اما به جهاتى احساس كردهايم كه نياز به توضيح بيشتر دارد و چون ذكر آن توضيحات در متن، ممكن بود در سير منطقى مباحث خلل ايجاد كند و يا موجب خستگى برخى افراد گردد، آنها را در داخل كادر ذكر كرديم. اين دسته از كادرها، نياز به تدريس ندارد و براى مطالعه دانشجويان است.
برخى ديگر از كادرها به صورت بررسى مصداقى و تطبيقى هستند؛ به اين صورت كه نخست معيار كلى در متن ارائه شده و سپس در داخل كادر، موردى خاص را ذكر كرده و گفتهايم كه معيارى را كه خواندهايد، در آن مورد خاص تطبيق كرده و وظيفه اخلاقى خود را تشخيص دهيد. تدريس اين كادرها و تعمق در باره آنها را به همه استادان عزيز توصيه مىكنم. دسته سومى از كادرها طراحى شدهاند كه با عنوان بررسى مقايسهاى آمدهاند. در اينگونه كادرها، پس از طرح ديدگاه اخلاقى اسلام در حوزه خاصى، به طرح ديدگاهها و نظريات مكاتب ديگر پرداختهايم. در بعضى موارد نقد اجمالى آن را ذكر كرده و در مواردى نيز نقد آن را به استادان و دانشجويان عزيز واگذاردهايم. از نظر نويسنده، اين دسته از كادرها، از اهميت بسيارى برخوردارند. پيشنهاد مىشود استادان عزيز در تدريس اين كتاب، توجه ويژهاى به آنها مبذول دارند. اين دسته از فعاليتها، نه تنها دانشجويان را با مطالعه انتقادى
مكاتب اخلاقى ديگر آشنا مىسازد كه قدرت استدلال اخلاقى آنان را نيز تقويت مىكند.
4. با توجه به نكته پيشگفته، دانسته مىشود اين كتاب به گونهاى طراحى شده است كه از جهت قابليت تدريس در دو واحد درسى نيز از انعطاف برخوردار باشد؛ به اين صورت كه كشش تدريس در بيشتر از دو واحد درسى را نيز دارد. بنابراين، تدريس همه يا بخشى از فصول آن، به سليقه و خواست استادان و سطح علمى دانشجويان وابسته است.
5. با توجه به تنوع دانشجويان و گونهگونى سلايق دانشجويان و استادان، نويسنده كوشيده است كتاب حاضر را تا جايى كه ممكن است به گونهاى طراحى كند كه پاسخگوى سلايق گوناگون و سطوح علمى مختلف باشد. به همين دليل، كتاب اخلاق كاربردى به صورت سهل و ممتنع نگارش يافته است. ظاهر كتاب ساده و روان است، به گونهاى كه حتى ممكن است برخى از دانشجويان براى فهم آن نياز به استاد نداشته باشند؛ اما كتاب داراى پيچيدگىهاى خاصى است و براى دستيابى به اهداف اصلى آموزشى و تربيتى تدوين آن، دانشجو نيازمند استاد و حضور در كلاس است. در غير اين صورت، تنها به فهمى سطحى از آن دست خواهد يافت.
استادان عزيز با توجه به توانمندىهاى علمى دانشجويانِ خود و با ملاحظه انتظارات آنان مىتوانند به گونههاى مختلفى از مطالب كتاب بهرهگيرى كنند. براى نمونه، اگر دانشجويان طالب مباحث كاملًا استدلالى و عقلى و مقايسهاى باشند و بخواهند ديدگاههاى اخلاقى اسلام را در مقايسه با ساير مكاتب رايج و مطرح اخلاقى فراگيرند، در اين كتاب، اين امكان براى آنان و براى استادان فراهم شده است. همانگونه كه پيشتر اشاره كردم، در اغلب فصول اين كتاب كوشيدهام در ضمن فعاليتهاى تكميلى و با طراحى كادرهايى با عنوان بررسىهاى مقايسهاى و تطبيقى و يا نقد و بررسى مكاتب و نظريات ديگر، به اين نياز پاسخ دهم و دانشجويان را با مكاتب ديگر نيز آشنا ساخته و آنان را به مقايسه تحقيقى مكتب اخلاقى اسلام با ساير مكاتب تشويق كنم.
استادانى كه مايل به طرح مباحث استدلالى و فلسفى هستند، مىتوانند پس از ارائه توضيحاتى كلى و اجمالى در باره متن درس و يا واگذارى مطالعه متن درس به خود دانشجويان، در هر جلسه يكى از مطالب داخل كادرها را محور بحث خود قرار دهند، و با اخذ ديدگاه دانشجويان و تشويق آنان به مطالعه منابع معرفى شده در پاورقى كتاب، به راهنمايى دانشجويان در چگونگى فهم انديشه اخلاقى اسلام و نقد انديشههاى رقيب بپردازند. با وجود اين، اگر دانشجويان صرفاً خواستار آشنايى با
ديدگاه اصيل اسلامى در باره موضوعات مطرح شده باشند، استادان نيز مىتوانند به اصل متن بسنده كرده و از ورود به مباحث داخل كادر و مطالعات مقايسهاى و تطبيقى بپرهيزند؛ هر چند توصيه اينجانب به استادان عزيز اين است كه دستكم در برخى موارد با طرح ديدگاههاى رقيب، دانشجويان را به تفكر و تدبر تشويق كنند و بدين وسيله موجبات تقويت قدرت استدلال اخلاقى آنان را فراهم سازند؛ زيرا اگر بتوانيم استدلال اخلاقى فراگيران خود را تقويت كنيم و آنان را به تفكر و تأمل در مسائل اخلاقى عادت دهيم، به مراتب سودمندتر از آن است كه فهرستى بلند از فضايل و رذايل اخلاقى را به آنان معرفى كنيم. تقويت قدرت استدلال اخلاقى به مثابه ارائه فن ماهيگيرى به فراگيران است و ارائه توصيفى فضايل و رذايل به منزله ارائه ماهى صيد شده به آنان. روشن است استاد موفق كسى است كه بتواند در فرصت اندكى كه در اختيار دارد، استدلال اخلاقى دانشجويان را تقويت كرده و تور ماهيگيرى بهدست آنان دهد و نه ماهى آماده.
6. باز هم مشتاقانه و بىصبرانه منتظر ديدگاههاى انتقادى و اصلاحى استادان گرانمايه و دانشجويان عزيز خواهم بود.
پيشاپيش از همه عزيزانى كه با طرح ديدگاههاى خود موجب اصلاح كاستىهاى اين اثر مىشوند، صميمانه سپاسگزارم. از خداى بزرگ مىخواهم كه همه ما را در فهم و گسترش معارف الاهى و عمل به آنها يارى رساند.
احمدحسين شريفى
قم- تابستان 1385
مقدمه: معناشناسى و جايگاه اخلاق كاربردى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1. معناشناسى اخلاق و علم اخلاق
واژه «اخلاق» جمع «خلق» است كه در لغت به معناى «سرشت و سجيه» آمده است؛ اعم از سجاياى نيكو و پسنديده، مانند راستگويى و پاكدامنى، يا سجاياى زشت و ناپسند، مانند دروغگويى و آلودهدامنى. در عموم كتابهاى لغوى، اين واژه با واژه «خَلق» همريشه شمرده شده است. خُلق زيبا به معناى بهرهمندى از سرشت و سجيهاى زيبا و پسنديده و خَلق زيبا به معناى داشتن آفرينش و ظاهرى زيبا و اندامى موزون و هماهنگ است.[1]
دانشمندانِ اخلاق اين واژه را در معانى پرشمارى به كار بردهاند. رايجترين معناى اصطلاحى «اخلاق» در ميان انديشمندان اسلامى عبارت است از: «صفات و ويژگىهاى پايدار در نفس كه موجب مىشوند كارهايى متناسب با آن صفات، به طور خودجوش و بدون نياز به تفكر و تأمل، از انسان صادر شود.»[2]
ابو على مِسكَويه، در تعريف اخلاق مىگويد:
اخلاق حالتى نفسانى است كه بدون نياز به تفكر و تأمل، آدمى را به سمت انجام كار حركت مىدهد.[3]
[1]- بنگريد به: محمد مرتضى الزبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 6، ص 337؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج 4، ص 194؛ اسماعيل بن حماد الجوهرى، الصحاح، تحقيق احمد عبدالغفور عطار، ج 4، ص 1471؛ و همچنين بنگريد به: شيخ عباس قمى، سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار، ج 2، باب الخاء بعده اللام، ص 676
[2]- بنگريد به: محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 67، باب 59، ص 372، ذيل حديث 18؛ محسن فيض كاشانى، المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، تصحيح علىاكبر غفارى، ج 5، ص 95
[3]- ابو على مسكويه، كيمياى سعادت( ترجمه طهارة الاعراق)، ترجمه ميرزا ابوطالبزنجانى، تصحيح ابوالقاسم امامى، ص 57 و 58
اگر اين حالت نفسانى به گونهاى باشد كه كارهاى زيبا و پسنديده از آن صادر شود، آن را «اخلاق خوب» (اخلاق فضيلت) نامند و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر گردد، آن را «اخلاق بد» (اخلاق رذيلت) گويند.
انديشمندان مسلمان و غيرمسلمان، براى «علم اخلاق» نيز تعاريف گونهگونى برشمردهاند. از ميان اين تعاريف به نظر مىرسد جامعترين تعريف اين است كه بگوييم علم اخلاق علمى است كه با معرفى و شناساندن انواع خوبىها و بدىها، راههاى كسب خوبىها و رفع و دفع بدىها را به ما مىآموزد.[1]يعنى هم بُعد شناختى و معرفتى دارد و هم بُعد عملى و رفتارى. علم اخلاق، همانند فلسفه و علوم عقلىِ محض نيست كه صرفاً بُعد عقلانى و نظرى انسان را تقويت كند؛ بلكه هدف اصلى آن، آموزش شيوه رفتار است.
2. انواع پژوهشهاى اخلاقى
امروزه محققان و انديشمندان علوم مختلف، پژوهشها و تحقيقات متنوعى در باره اخلاق سامان دادهاند، در اين راستا مىتوان سه حوزه پژوهشى و مطالعاتى را از يكديگر بازشناخت:[2]مطالعات توصيفى، مطالعات هنجارى و مطالعات تحليلى يا فرااخلاقى. به اين اعتبار مىتوان اخلاق را نيز به سهگونه تقسيم كرد كه در ذيل به توضيح و تبيين آنها مىپردازيم:
2- 1. اخلاق توصيفى
اخلاق توصيفى، همان گونه كه از نامش پيدا است، به توصيف و معرفىِ اخلاقياتِ افراد، گروهها و جوامع مختلف مىپردازد. در پژوهشهاى توصيفى، صرفاً در پى توصيف و گزارش از اخلاقيات خاصى هستيم. اينگونه پژوهش با روش تاريخى و نقلى صورت مىگيرد و هدف از آن صرفاً آشنايى با نوع رفتار اخلاقى فرد يا جامعهاى خاص است و نه تحليل عقلى و فلسفىِ اخلاقيات گزارش شده و يا توصيه و ترغيب افراد به عمل بر طبق آنها و يا اجتناب از آنها. اين مطالعات را معمولًا، جامعهشناسان، مردمشناسان و مورخان صورت مىدهند.
[1]- بنگريد به: محمدتقى مصباح، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش احمد حسين شريفى، ص 18؛ محمدمهدى نراقى، جامعالسعادات، ج 1، ص 15- 9؛ محمدرضا مدرسى، فلسفه اخلاق، ص 17
[2]- براى توضيحات بيشتر، بنگريد به: ويليام كى. فرانكنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادى صادقى، ص 25 و 26؛ محسن جوادى، مسئله بايد و هست، ص 18- 15؛ محمدتقى مصباح، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، ص 23- 17