این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
ديگران بيان كنيد.
پرسش
1. رابطه صدر و ذيل اين آيه را كه مىفرمايد: «اگر تقوا پيشه كنيد، خداوند به شما قدرت تشخيص حق از باطل را مىدهد» به طور دقيق تبيين نماييد.
2. موانع و لغزشگاههاى اخلاقىِ تحصيل علم حقيقى كداماند؟
3. آيا مىتوان تقليد را به دوگونه ممدوح و مذموم تقسيم كرد؟ اگر پاسخ منفى است دليل آن را بيان كنيد و اگر مثبت است، تفاوتهاى اين دو نوع تقليد را به دقت بيان كنيد.
4. نقش نيت و حُسن فاعلى را در ارزشگذارى كارها تبيين كنيد. آيا مىتوان گفت رابطه نيت و ارزش كار، رابطهاى قراردادى و اعتبارى است؟ چرا؟
5. امانوئل كانت نيز در نظريه اخلاقى خود بر نقش نيت، تأكيد مىكند، ضمن توضيح ديدگاه او، تفاوت آن را با ديدگاه اسلام بيان كنيد.
6. نقش استاد در شكلگيرى شخصيت دانشجو را با ذكر نمونههايى توضيح دهيد.
7. آيا شما تقسيم علوم به دينى و غيردينى را مىپذيريد؟ چرا؟
براى پژوهش
1. علل روحى و روانى و همچنين عوامل اجتماعى بىانگيزگى برخى از دانشجويان در دانشاندوزى را بررسى كنيد و راهكارهاى ايجاد انگيزه و نشاط علمى در دانشجويان و همچنين علمى كردن فضاى دانشگاههاى كشور را تبيين نماييد.
2. بهرغم تأكيدها و توصيههاى فراوان اسلام به دانش و دانشاندوزى و بهرغم پيشرفتهاى اوليه مسلمانان در عرصههاى مختلف دانش، همگى مىدانيم كه از حدود قرن ششم هجرى به بعد با افول و انحطاط علمى در جهان اسلام مواجه شدهايم. به نظر شما چرا مسلمانان پس از آن همه پيشرفت علمى، اينگونه از كاروان علم عقب ماندند؟ نقش عوامل داخلى را در اين عقبماندگى چگونه ارزيابى مىكنيد؟ عوامل بيرونى، همچون حمله مغول و استعمار و امثال آن، در اين رابطه چه نقشى داشتند؟ و به هر حال، راه رهايى از اين وضعيت و رسيدن به جايگاه علمى شايسته را چه مىدانيد؟ هر يك از ما براى تحقق نهضت توليد علم و جنبش نرمافزارى كه مقام معظم رهبرى در سالهاى اخير آن را مطرح كردهاند، چه نقشى برعهده داريم؟
براى مطالعه بيشتر
1. دهگفتار، مرتضى مطهرى، بحث «فريضه علم»، تهران: صدرا، ششم، 1369.
2. علم و حكمت در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه عبدالهادى مسعودى، قم:
دارالحديث 1379.
3. المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، محسن فيض كاشانى، قم: جامعه مدرسين، بىتا. ج 1، كتاب العلم. اين اثر را اسدالله ناصح به فارسى ترجمه كرده و انتشارات نهضت زنان مسلمان آن را با عنوان ارزش دانش و دانشمند در اسلام، در سال 1361 به چاپ رسانده است.
فصل دوم: اخلاق پژوهش: اهداف
از دانشجو انتظار مىرود پس از فراگيرى اين فصل:
1. با وظايف اخلاقى خود در مقام يك پژوهشگر يا نويسنده آشنا شود؛
2. ضمن آشنايى با نقش پيشفرضهاى ارزشى در پژوهشهاى علمى، در تصحيح و تقويت نظام ارزشى خود بكوشد؛
3. آسيبهاى اخلاقى در مقام پژوهش را شناسايى كرده و انگيزهاى قوى براى اجتناب از آنها كسب نمايد.
سفيد
علم تقليدى بود بهر فروخت
چون بيابد مشترى خوش برفروخت
مشترى علم تحقيقى حق است
دايماً بازار او با رونق است[1]
از محقق تا مقلد فرقهاست
كاين چو داوود است و آن ديگر صداست
منبع گفتار اين سوزى بود
و آن مقلّد كهنه آموزى بود[2]
1. اهميت و جايگاه
پيامبر اكرم6فرمود:
اگر مؤمنى، پيش از مرگ، برگهاى از علم از خود برجاى گذاشته باشد، همين يك برگ روز قيامت ميان او و آتش جهنم مانع مىشود و خداوند در ازاى هر حرفى كه بر آن برگه نوشته شده باشد، شهرى، هفت برابر بزرگتر از وسعت كل دنيا، به او عطا مىكند.[3]
اهميت تحقيق و پژوهش علمى بر كسى پوشيده نيست. اصولًا هدف اصلى، يا دستكم يكى از اهداف اصلىِ نظامهاى آموزشى در هر جامعهاى، پرورش پژوهشگر و محقق است. يكى از شاخصهها و مؤلّفههاى مهم براى ارزيابى ميزان موفقيت نظامهاى آموزشى، شمار پژوهشگرانى است كه تربيت كرده و در خدمت جامعه قرار مىدهند. از سوى ديگر، رشد علمى در هر جامعهاى مرهون
[1]- جلالالدين محمد بلخى، مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات 3266 و 3267.
[2]- همان، دفتر دوم، ابيات 494 و 495.
[3]- المؤمن اذا ماتَ و تَرَكَ ورقةً واحدةً عليها علمٌ تكونُ تلكَ الورقةُ يومَ القيامةِ ستراً فيما بينَه و بين النارِ و أَعطاهُ اللَّهُ تباركَ و تعالى بكلِّ حرفٍ مكتوبٍ عليها مدينةً اوسعُ من الدنيا سبعَ مرّاتٍ.( محمدباقرمجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 19، ص 144، حديث 1)
پژوهشهاى جديد و نو است. كمرونقى پژوهش و تحقيق در هر رشتهاى به كمرونقى و ناكارآمدى آن رشته خواهد انجاميد. با پژوهش و تحقيق است كه درخت دانش جان مىگيرد، رشد مىكند و ثمر مىدهد و به طور كلى، پيشرفت و ترقى مادى و معنوى جوامع انسانى، مديون پژوهش و تحقيق است.
در عين حال، ضربههايى كه بشر از تحقيقات و پژوهشهاى برخى از دانشمندان ديده است و مىبيند، آن قدر فراوان است كه با كمتر چيزى قابل مقايسه است. بىدينىها، حقيقتستيزىها و جنگهاى مدرن و حقكشىهاى جديد، همه محصول پژوهشها و تحقيقات نادرست، مخرب و ويرانگر پارهاى از عالمان و انديشمندان است. پژوهش و تحقيق اگر به درستى جهتگيرى نشود و اگر در مسير توسعه معنويت و رشد اخلاق نباشد، نه تنها در خدمت آبادانى دين و دنياى بشريت نيست، كه عاملى براىتخريب و نابودى حيات آدميان نيز خواهد شد. همچنان كه امروزه شاهد هستيم، پارهاى از پژوهشها و تحقيقات علمى، صرفاً در خدمت زر و زور و تزوير، يا به تعبيرى در خدمت شهوتِ ثروت و قدرت و نيرنگِ پارهاى از افراد و گروهها و حكومتهاست. چه فراواناند انديشمندان و محققانى كه فكر و انديشه و پژوهش خود را در خدمتِ توسعه و ترويج فرهنگ شيطانى قرار مىدهند. چه فراواناند كسانى كه ماهها و سالها براى مبارزه با توحيد و تخريب فرهنگ ايمانى انديشه مىكنند. حتى اگر از كسانى كه با فرهنگ ايمانى و الاهى مخالفاند و در خدمت فرهنگ الحادى هستند، بگذريم، متأسفانه در ميان دينداران و كسانى كه خود را اهل ايمان مىدانند نيز اين آسيب و آفت وجود دارد. يعنى پژوهشهاى آنان به گونهاى است كه به جاى آنكه آنان را به سعادت برساند، از حق و حقيقت دورشان مىسازد، چرا كه جهتگيرى تحقيق آنان نهايتاً در خدمت گسترش كفر و الحاد و تخريب ايمان و توحيد است. اينجاست كه به اهميت و نقش فوقالعاده اخلاق در پژوهش بيش از پيش پى مىبريم. اگر معيارها و موازين اخلاقى اسلام را در تحقيق دخالت ندهيم، حاصل پژوهشهاى ما چيزى جز تخريب دين و معنويت و تخريب فرهنگ اسلامى و دور شدن از سعادت حقيقى بشريت نخواهد بود.
2. فضايل اخلاقى در پژوهش
2- 1. تصحيح انگيزه و نيت
پيشتر در بحث اخلاق دانشجويى، در باره نقش مهم و ويژه نيت، در نظام اخلاقى اسلام و در وصول به سعادت حقيقى و قرب الاهى به تفصيل سخن گفتيم. در اينجا با تكيه بر آن مباحث به
همين اندازه بسنده مىكنيم كه تحقيقات ما زمانى حقيقتاً معنادار و مفيد به حال خودمان و جامعه خواهد بود كه با انگيزه الاهى و نيت درست صورت گيرد، وگرنه اگر به انگيزه شهرت و كسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممكن است دنياى ما و ديگران را آباد كند، اما چون در راستاى زندگى حقيقى ما نيست، فاقد ارزش حقيقى خواهد بود. البته روشن است كه هر كارى را نمىتوان به انگيزه الهى انجام داد. براى نمونه نمىتوان با انگيزه الاهى دست به سرقت و خيانت زد و يا با انگيزه الاهى به خود يا ديگران ستم كرد. همانگونه كه حُسن فعلى، نيازمند حُسن فاعلى است، يعنى يك كار خوب تا با انگيزهاى خوب انجام نگيرد، ارزش اخلاقى ندارد، عكس اين رابطه نيز درست است؛ يعنى نيت خوب زمانى كارساز و ارزشآفرين است كه به عمل خوب تعلق گيرد. بنابراين، وقتى گفته مىشود پژوهشگر بايد با نيت الاهى دست به پژوهش بزند، به اين معناست كه پژوهشها و تحقيقات او نيز بايد در خدمت اهداف الاهى و در جهت خدمت به خلق خدا، دين خدا و به طور كلى سعادت واقعى و حقيقى بشر باشد.
2- 2. توجه به نقش پيشفرضهاى ارزشى
يكى از مهمترين موضوعات در تحقيق و پژوهش، تأثير پيشفرضها، فرهنگ، جامعه، ارزشها و امثال آن در تحقيق است. تحقيق علمىِ صرف و فارغ از هر گونه پيشفرض و پيشزمينهاى اگرچه ذاتاً محال نيست، اما به اعتقاد بسيارى از انديشمندان، وقوعاً محال است. به تعبير فنىتر، علم، به طور كلى، بهويژه علوم انسانى و اجتماعى، داراى بار ارزشى[1]است؛ يعنى پژوهشگر نمىتواند فارغ از نظام ارزشى مورد قبولش دست به تحقيق بزند. هيچ پژوهشى در خلأ رخ نمىدهد، و شخصيت پژوهشگر و نظام حاكم بر جهانبينى و ايدئولوژى شخص در فرايند تحقيق او فعالانه ايفاى نقش مىكنند.
انديشههاى فلسفى، عرفانى، دينى، اجتماعى و تاريخى محقق، در ساختار و هندسه علمى و پژوهشى او نقشى تعيين كننده دارند. مثلًا روانشناس مسلمان، هرگز نمىتواند عوامل وراثتى را بهعنوان علت تامه شكلگيرى شخصيت انسان بپذيرد، و يا جامعهشناس مسلمان، هرگز نمىتواند همچون دوركيم، به جبرِ اجتماعى قائل شود. بنابراين، پيشفرضهاى دينى و بهطور كلى، نظام ارزشى انديشمند و پژوهشگر در «استنتاجات علمى» او از پژوهشها و آزمايشهايش بسيار تأثيرگذار است. همچنين نقش پيشفرض را در «تعيين موضوع پژوهش» نمىتوان ناديده گرفت. به راستى،
[1]-
1.-
اگر انديشمندان مسيحى، تثليث و تجسّد و مرگ فديهوار مسيح را جزء تعاليم قطعى مسيح نمىدانستند، آيا باز هم حاضر بودند حدود دو هزار سال بر سر حل آنها و براى تبيين اين آموزهها، انديشهسوزى كنند و انرژىهاى فراوانى را هدر دهند؟ بنابراين، پيشفرضهاى ارزشى و دينى، هم در انتخاب موضوع پژوهش مؤثرند، هم در استنتاجات پژوهشى و هم در «تفسير و تبيين يافتههاى پژوهشى».[1]
2- 3. آشنايى با پيشينه پژوهش
خردمند آن است كه چون كارش پديد آيد، همه رأىها را جمع كند و به بصيرت در آن نگرد، تا آنچه صواب است، از او بيرون كند و ديگر را يله كند، همچنان كه كسى را دينارى گم شود اندر ميان خاك، اگر زيرك باشد، همه خاك را كه در آن حوالى بود، جمع كند و به غربالى فروگذارد تا دينار پديد آيد.
هر چند پژوهشهاى جديد و نوآورىها، محصول انديشه و تحقيق يك فرد يا گروه هستند؛ اما در حقيقت، اگر نيك بنگريم خواهيم ديد كه نتيجه و محصول زحمات و پژوهشهاى پيشينياناند.
پژوهشگران در هر دورهاى با بهرهگيرى از يافتهها و پژوهشهاى پيشينيان، مىكوشند تا كاروان دانش را چند قدمى جلوتر برده و افقهاى تازهتر و نوترى را بر روى بشريت بگشايند. جمله مشهور نيوتن كه «اگر توانستهام [افق را] اندكى دورتر از ديگران بنگرم، بدان سبب است كه بر شانههاى غولان ايستادهام»[2]بيانگر همين حقيقت است. در هر تحقيقى، اگر مىخواهيم دست به نوآورى بزنيم و افقهاى تازهترى را ببينيم، بايد با پژوهشهاى پيشينيان در آن موضوع آشنا شويم؛ وگرنه به احتمال بسيار، پس از سالها تحقيق دوباره به همان نقطهاى خواهيم رسيد كه ممكن است سالها و بلكه قرنها پيش، ديگران رسيده بودند.
2- 4. گزينش مسئله
يكى از مهمترين گامها و مراحل مقدماتى هر تحقيقى، «مسئلهگزينى» است. جهتگيرى هر تحقيقى با توجه به مسئله آن مشخص مىشود. به همين دليل است كه انتخاب مسئله از جمله
[1]- بنگريد به: همان، ص 35- 33
[2]- ا. ح. آريانپور، پژوهش، ص 25 و 26