بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 63

علم تقليدى بود بهر فروخت‌

چون بيابد مشترى خوش برفروخت‌

مشترى علم تحقيقى حق است‌

دايماً بازار او با رونق است‌[1]

از محقق تا مقلد فرق‌هاست‌

كاين چو داوود است و آن ديگر صداست‌

منبع گفتار اين سوزى بود

و آن مقلّد كهنه آموزى بود[2]

1. اهميت و جايگاه‌

پيامبر اكرم6فرمود:

اگر مؤمنى، پيش از مرگ، برگه‌اى از علم از خود برجاى گذاشته باشد، همين يك برگ روز قيامت ميان او و آتش جهنم مانع مى‌شود و خداوند در ازاى هر حرفى كه بر آن برگه نوشته شده باشد، شهرى، هفت برابر بزرگ‌تر از وسعت كل دنيا، به او عطا مى‌كند.[3]

اهميت تحقيق و پژوهش علمى بر كسى پوشيده نيست. اصولًا هدف اصلى، يا دست‌كم يكى از اهداف اصلىِ نظام‌هاى آموزشى در هر جامعه‌اى، پرورش پژوهشگر و محقق است. يكى از شاخصه‌ها و مؤلّفه‌هاى مهم براى ارزيابى ميزان موفقيت نظام‌هاى آموزشى، شمار پژوهشگرانى است كه تربيت كرده و در خدمت جامعه قرار مى‌دهند. از سوى ديگر، رشد علمى در هر جامعه‌اى مرهون‌

[1]- جلال‌الدين محمد بلخى، مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات 3266 و 3267.

[2]- همان، دفتر دوم، ابيات 494 و 495.

[3]- المؤمن اذا ماتَ و تَرَكَ ورقةً واحدةً عليها علمٌ تكونُ تلكَ الورقةُ يومَ القيامةِ ستراً فيما بينَه و بين النارِ و أَعطاهُ اللَّهُ تباركَ و تعالى بكلِّ حرفٍ مكتوبٍ عليها مدينةً اوسعُ من الدنيا سبعَ مرّاتٍ.( محمدباقرمجلسى، بحار الانوار، ج 2، باب 19، ص 144، حديث 1)


صفحه 64

پژوهش‌هاى جديد و نو است. كم‌رونقى پژوهش و تحقيق در هر رشته‌اى به كم‌رونقى و ناكارآمدى آن رشته خواهد انجاميد. با پژوهش و تحقيق است كه درخت دانش جان مى‌گيرد، رشد مى‌كند و ثمر مى‌دهد و به طور كلى، پيشرفت و ترقى مادى و معنوى جوامع انسانى، مديون پژوهش و تحقيق است.

در عين حال، ضربه‌هايى كه بشر از تحقيقات و پژوهش‌هاى برخى از دانشمندان ديده است و مى‌بيند، آن قدر فراوان است كه با كمتر چيزى قابل مقايسه است. بى‌دينى‌ها، حقيقت‌ستيزى‌ها و جنگ‌هاى مدرن و حق‌كشى‌هاى جديد، همه محصول پژوهش‌ها و تحقيقات نادرست، مخرب و ويرانگر پاره‌اى از عالمان و انديشمندان است. پژوهش و تحقيق اگر به درستى جهت‌گيرى نشود و اگر در مسير توسعه معنويت و رشد اخلاق نباشد، نه تنها در خدمت آبادانى دين و دنياى بشريت نيست، كه عاملى براى‌تخريب و نابودى حيات آدميان نيز خواهد شد. همچنان كه امروزه شاهد هستيم، پاره‌اى از پژوهش‌ها و تحقيقات علمى، صرفاً در خدمت زر و زور و تزوير، يا به تعبيرى در خدمت شهوتِ ثروت و قدرت و نيرنگِ پاره‌اى از افراد و گروه‌ها و حكومت‌هاست. چه فراوان‌اند انديشمندان و محققانى كه فكر و انديشه و پژوهش خود را در خدمتِ توسعه و ترويج فرهنگ شيطانى قرار مى‌دهند. چه فراوان‌اند كسانى كه ماه‌ها و سال‌ها براى مبارزه با توحيد و تخريب فرهنگ ايمانى انديشه مى‌كنند. حتى اگر از كسانى كه با فرهنگ ايمانى و الاهى مخالف‌اند و در خدمت فرهنگ الحادى هستند، بگذريم، متأسفانه در ميان دينداران و كسانى كه خود را اهل ايمان مى‌دانند نيز اين آسيب و آفت وجود دارد. يعنى پژوهش‌هاى آنان به گونه‌اى است كه به جاى آنكه آنان را به سعادت برساند، از حق و حقيقت دورشان مى‌سازد، چرا كه جهت‌گيرى تحقيق آنان نهايتاً در خدمت گسترش كفر و الحاد و تخريب ايمان و توحيد است. اينجاست كه به اهميت و نقش فوق‌العاده اخلاق در پژوهش بيش از پيش پى مى‌بريم. اگر معيارها و موازين اخلاقى اسلام را در تحقيق دخالت ندهيم، حاصل پژوهش‌هاى ما چيزى جز تخريب دين و معنويت و تخريب فرهنگ اسلامى و دور شدن از سعادت حقيقى بشريت نخواهد بود.

2. فضايل اخلاقى در پژوهش‌

2- 1. تصحيح انگيزه و نيت‌

پيش‌تر در بحث اخلاق دانشجويى، در باره نقش مهم و ويژه نيت، در نظام اخلاقى اسلام و در وصول به سعادت حقيقى و قرب الاهى به تفصيل سخن گفتيم. در اينجا با تكيه بر آن مباحث به‌


صفحه 65

همين اندازه بسنده مى‌كنيم كه تحقيقات ما زمانى حقيقتاً معنادار و مفيد به حال خودمان و جامعه خواهد بود كه با انگيزه الاهى و نيت درست صورت گيرد، وگرنه اگر به انگيزه شهرت و كسب ثروت و امثال آن باشد، هر چند ممكن است دنياى ما و ديگران را آباد كند، اما چون در راستاى زندگى حقيقى ما نيست، فاقد ارزش حقيقى خواهد بود. البته روشن است كه هر كارى را نمى‌توان به انگيزه الهى انجام داد. براى نمونه نمى‌توان با انگيزه الاهى دست به سرقت و خيانت زد و يا با انگيزه الاهى به خود يا ديگران ستم كرد. همان‌گونه كه حُسن فعلى، نيازمند حُسن فاعلى است، يعنى يك كار خوب تا با انگيزه‌اى خوب انجام نگيرد، ارزش اخلاقى ندارد، عكس اين رابطه نيز درست است؛ يعنى نيت خوب زمانى كارساز و ارزش‌آفرين است كه به عمل خوب تعلق گيرد. بنابراين، وقتى گفته مى‌شود پژوهشگر بايد با نيت الاهى دست به پژوهش بزند، به اين معناست كه پژوهش‌ها و تحقيقات او نيز بايد در خدمت اهداف الاهى و در جهت خدمت به خلق خدا، دين خدا و به طور كلى سعادت واقعى و حقيقى بشر باشد.

2- 2. توجه به نقش پيش‌فرض‌هاى ارزشى‌

يكى از مهم‌ترين موضوعات در تحقيق و پژوهش، تأثير پيش‌فرض‌ها، فرهنگ، جامعه، ارزش‌ها و امثال آن در تحقيق است. تحقيق علمىِ صرف و فارغ از هر گونه پيش‌فرض و پيش‌زمينه‌اى اگرچه ذاتاً محال نيست، اما به اعتقاد بسيارى از انديشمندان، وقوعاً محال است. به تعبير فنى‌تر، علم، به طور كلى، به‌ويژه علوم انسانى و اجتماعى، داراى بار ارزشى‌[1]است؛ يعنى پژوهشگر نمى‌تواند فارغ از نظام ارزشى مورد قبولش دست به تحقيق بزند. هيچ پژوهشى در خلأ رخ نمى‌دهد، و شخصيت پژوهشگر و نظام حاكم بر جهان‌بينى و ايدئولوژى شخص در فرايند تحقيق او فعالانه ايفاى نقش مى‌كنند.

انديشه‌هاى فلسفى، عرفانى، دينى، اجتماعى و تاريخى محقق، در ساختار و هندسه علمى و پژوهشى او نقشى تعيين كننده دارند. مثلًا روانشناس مسلمان، هرگز نمى‌تواند عوامل وراثتى را به‌عنوان علت تامه شكل‌گيرى شخصيت انسان بپذيرد، و يا جامعه‌شناس مسلمان، هرگز نمى‌تواند همچون دوركيم، به جبرِ اجتماعى قائل شود. بنابراين، پيش‌فرض‌هاى دينى و به‌طور كلى، نظام ارزشى انديشمند و پژوهشگر در «استنتاجات علمى» او از پژوهش‌ها و آزمايش‌هايش بسيار تأثيرگذار است. همچنين نقش پيش‌فرض را در «تعيين موضوع پژوهش» نمى‌توان ناديده گرفت. به راستى،

[1]-

1.-


صفحه 66

اگر انديشمندان مسيحى، تثليث و تجسّد و مرگ فديه‌وار مسيح را جزء تعاليم قطعى مسيح نمى‌دانستند، آيا باز هم حاضر بودند حدود دو هزار سال بر سر حل آنها و براى تبيين اين آموزه‌ها، انديشه‌سوزى كنند و انرژى‌هاى فراوانى را هدر دهند؟ بنابراين، پيش‌فرض‌هاى ارزشى و دينى، هم در انتخاب موضوع پژوهش مؤثرند، هم در استنتاجات پژوهشى و هم در «تفسير و تبيين يافته‌هاى پژوهشى».[1]

2- 3. آشنايى با پيشينه پژوهش‌

خردمند آن است كه چون كارش پديد آيد، همه رأى‌ها را جمع كند و به بصيرت در آن نگرد، تا آنچه صواب است، از او بيرون كند و ديگر را يله كند، همچنان كه كسى را دينارى گم شود اندر ميان خاك، اگر زيرك باشد، همه خاك را كه در آن حوالى بود، جمع كند و به غربالى فروگذارد تا دينار پديد آيد.

هر چند پژوهش‌هاى جديد و نوآورى‌ها، محصول انديشه و تحقيق يك فرد يا گروه هستند؛ اما در حقيقت، اگر نيك بنگريم خواهيم ديد كه نتيجه و محصول زحمات و پژوهش‌هاى پيشينيان‌اند.

پژوهشگران در هر دوره‌اى با بهره‌گيرى از يافته‌ها و پژوهش‌هاى پيشينيان، مى‌كوشند تا كاروان دانش را چند قدمى جلوتر برده و افق‌هاى تازه‌تر و نوترى را بر روى بشريت بگشايند. جمله مشهور نيوتن كه «اگر توانسته‌ام [افق را] اندكى دورتر از ديگران بنگرم، بدان سبب است كه بر شانه‌هاى غولان ايستاده‌ام»[2]بيانگر همين حقيقت است. در هر تحقيقى، اگر مى‌خواهيم دست به نوآورى بزنيم و افق‌هاى تازه‌ترى را ببينيم، بايد با پژوهش‌هاى پيشينيان در آن موضوع آشنا شويم؛ وگرنه به احتمال بسيار، پس از سال‌ها تحقيق دوباره به همان نقطه‌اى خواهيم رسيد كه ممكن است سال‌ها و بلكه قرن‌ها پيش، ديگران رسيده بودند.

2- 4. گزينش مسئله‌

يكى از مهم‌ترين گام‌ها و مراحل مقدماتى هر تحقيقى، «مسئله‌گزينى» است. جهت‌گيرى هر تحقيقى با توجه به مسئله آن مشخص مى‌شود. به همين دليل است كه انتخاب مسئله از جمله‌

[1]- بنگريد به: همان، ص 35- 33

[2]- ا. ح. آريان‌پور، پژوهش، ص 25 و 26


صفحه 67

مهم‌ترين و بنيادى‌ترين مراحل تحقيق است. هر اندازه كه بر دامنه مطالعات خود بيفزاييم، به همان ميزان نيز بر دقت‌هاى علمى ما در انتخاب مسئله افزوده خواهد شد؛ چرا كه انسانِ بى‌دغدغه و انسانِ بى‌مطالعه و ناآگاه، مشكلى را بر سر راه خود نمى‌بيند تا در انديشه حل آن برآيد. كسى كه آگاهى لازم از جهان پيرامونى خود نداشته باشد، مسائل او نيز مسائلى بسيار جزئى و سطحى خواهند بود. به تعبير مولوى:

هم سؤال از علم خيزد هم جواب‌

همچنان كه خار و گُل از خاك و آب‌[1]

نكته ديگرى كه در انتخاب موضوع و مسئله تحقيق بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه مسئله ما بايد به گونه‌اى باشد كه مشكلى از مشكلات علمى يا عملى جامعه بر طرف سازد و در عين حال، لازم است كه مورد علاقه پژوهشگر نيز باشد تا بتواند در برابر مشكلات و موانع احتمالى مقاومت كند.

2- 5. شهامت در پژوهش‌

بسيارى از افراد، تا زمانى كه اقدام به پژوهش نكرده و صرفاً در مرحله طرح و برنامه هستند، تصور درستى از پژوهش خود ندارند. از طرفى، امكانات و توانمندى‌هاى خود را كوچك و ناچيز تلقى مى‌كنند و از طرف ديگر، مشكلات و موانع احتمالىِ كوچك را بزرگ جلوه مى‌دهند و به همين دليل، يا اصلًا اقدام به انجام كار نمى‌كنند و يا با احتياط بيش از اندازه شروع به كار مى‌كنند. اما هم تجربه نشان داده است و هم اولياى دين به ما توصيه مى‌كنند كه هرگز نبايد از انجام كارهاى بزرگ به دليل ترس از ناتوانى و يا ترس از مشكلات احتمالى خوددارى كرد.

امام على7، در اين‌باره مى‌فرمايد:

چون از كارى ترسيدى خود را در آن بيفكن؛ زيرا سختى حذركردن بزرگ‌تر است از آنچه از آن ترس دارى.[2]

بنابراين، اگر با همان امكانات اندك، اما با عزمى راسخ و توكل بر خدا شروع به كار كنيم و تصميم بگيريم كه بر همه موانع و مشكلات فائق آييم، مشخص خواهد شد كه: اولًا، توانمندى‌ها و امكانات‌

[1]- جلال‌الدين محمد بلخى، مثنوى و معنوى، دفتر چهارم، بيت 3009.

[2]- اذا هبِتَ امراً فَقَعْ فيه، فِانَّ شدةَ توقيه اعظمُ مِمّا تَخافُ منه.( نهج البلاغه، كلمات قصار، حكمت 175)


صفحه 68

ما بسيار بيشتر از آن بود كه تصور مى‌كرديم و ثانياً، همه يا بيشتر امورى را كه به‌عنوان مشكل تصور مى‌كرديم، خودبه‌خود از ميان رفته‌اند.

نكته ديگرى كه پژوهشگر حق‌طلب لازم است به آن توجه كند، اين است كه اگر بر اساس مبانى درست و ضوابط و معيارهاى عقلانى پژوهش، به نتيجه‌اى رسيد كه ممكن است پذيرفته بسيارى از افراد نباشد، از طرح آن نهراسد و با شهامت و شجاعت از نظريه خود دفاع كند و هرگز تحت تأثير تهديد و تطميع از نتايج پژوهش خود دست بر ندارد.

نمونه‌اى اسف‌انگيز

محمدحسين هيكل، نويسنده نامدار مصرى، در چاپ نخست كتاب بسيار مشهور خود،حياة محمد، ماجراى يوم الدار را از كتاب‌هاى معتبر اهل سنت نقل كرده است؛ ماجرايى كه در نخستين روزهاى اعلان عمومى دعوت پيامبر رخ داد و پيامبر اكرم6در جمع بزرگان مكه، اميرمؤمنان را به‌عنوان «ولى»، «خليفه» و «امير» پس از خود معرفى كرد. اما برخى، اين كار محققانه هيكل را برنتافتند و او را تحت فشارهاى شديد روحى و روانى قرار دادند تا بخش‌هايى از كتاب‌

خود را كه نص در امامت و خلافت و رياست اميرمؤمنان بود، حذف كند. البته وى نخست مقاومت كرد و با انتشار مقالاتى در برخى از مجلات علمى به پاسخگويى پرداخت؛ اما در نهايت، تسليم تهديدها و تطميع‌ها شد و در چاپ‌هاى بعدى كتاب خود، آن بخش‌ها را حذف كرد؛ بى آنكه لااقل در پاورقى يا مقدمه كتاب به اين رفتار غير محققانه اشاره‌اى داشته باشد.[1]

2- 6. امانت‌دارى‌

خداوند به شما فرمان مى‌دهد كه امانت‌ها را به صاحبانشان بدهيد.[2]

[مؤمنان رستگار كسانى‌اند كه‌] امانت‌ها و عهد خود را رعايت مى‌كنند.[3]

امانتدارى، به طور كلى، يكى از ضرورت‌هاى زندگى اجتماعى است. عدم رعايت آن از سوى افراد يك جامعه، اگر به صورت فراگير درآيد، موجبات فروپاشى نظام اجتماعى را فراهم خواهد ساخت. در حقيقت، اساس زندگى اجتماعى بر پايه اعتماد افراد جامعه به يكديگر است و اگر به واسطه‌

[1]- بنگريد به: محسن امين، اعيان الشيعة، ج 1، ص 363

[2]- انَّ اللَّهَ يأْمُرُكم ان تُؤَدُّوا الاماناتِ الى اهلِها.( نساء( 4): 58)

[3]- والّذين هم لَاماناتِهِم و عَهدهِم راعُون.( مؤمنون( 23): 8)


صفحه 69

خيانت‌هاى مكرر افراد يك جامعه اين اعتماد از بين برود، در حقيقت آن جامعه از بين خواهد رفت.

امانت‌دارى در پژوهش و تأليف نيز، ركن مهمى از حيات علمى و تحقيقى يك جامعه را تشكيل مى‌دهد. هر نويسنده‌اى اخلاقاً موظف است منبع هر مطلبى را كه از هر كسى نقل مى‌كند، حتى اگر نقلِ به معنا باشد، دقيقاً ذكر كند. اهميت اين مطلب در تحقيقاتى كه بر پايه نقل استوارند، مانند تحقيقات تاريخى، دو چندان مى‌شود. اصولًا جوهره اصلى چنين تحقيقاتى، امانت‌دارى در نقل است.

اگر در چنين پژوهش‌ها و تأليفاتى امانت در نقل رعايت نشود، ارزشى نخواهند داشت.[1]امانت‌دارى در امر پژوهش اقتضا مى‌كند كه در نقد يا استناد به سخن ديگران از نقل تقطيعى‌[2]پرهيز كنيم. براى نقد و يا استناد به سخن يك انديشمند بايد همه سخن او را با دقت و امانت مطالعه كرد و استناد به او بايد در همان حد و اندازه‌اى باشد كه ادعا كرده است؛ نه بيش از آن و نه كمتر از آن.

2- 7. حقيقت‌جويى در پژوهش‌

زمانى به ارسطو اعتراض شد كه چرا حرمت استاد خود، افلاطون را نگه نداشته و ديدگاه‌هاى او را به نقد كشانده و در رد آنها سخن مى‌گويد. ارسطو در پاسخ، سخنى بسيار ارزشمند و جاودانه گفت:

«افلاطون را دوست دارم؛ اما به حقيقت، بيش از افلاطون علاقه دارم.»[3]انديشمندان بزرگى در عرصه علوم تجربى، كه علومى غيريقينى و ابطال‌پذيرند، هستند كه وقتى مى‌بينند شاگردانشان يا ديگران به نقد و بررسى تئورى‌ها و ديدگاه‌هاى آنان پرداخته‌اند، بسيار خوشحال و خرسند مى‌شوند.

حتى از برخى نقل شده است كه آرزو مى‌كردند تا زنده‌اند شاهد ابطال فرضيه‌ها و ديدگاه‌هايشان باشند.

آنچه مهم است و وظيفه اخلاقى پژوهشگر به شمار مى‌آيد، حقيقت‌طلبى و حقيقت‌جويى در پژوهش است. پژوهشگر بايد همه همّ و غم خود را كشف حقيقت بداند و هرگز از مشكلاتى كه ممكن است ديگران براى او پيش آورند، نهراسد.

[1]- بنگريد به: محمد رضا حكيمى، حماسه الغدير، ص 215

[2]- نقل تقطيعى، يعنى نقل يك مقدار از حديث، يا متن تاريخى، يا متن حديثى، يا متن فلسفى يا ... و حذف مقدارى ديگر، درجايى كه مطلب پيوسته و مرتبط است و نقل همه مطلب چيز ديگرى را مى‌رساند، يا ممكن است خواننده از نقل همه مطالب استنباط ديگرى بكند.( همان، پاورقى ص 215)

[3]- محمدعلى فروغى، سير حكمت در اروپا، تصحيح اميرجلال‌الدين اعلم، ص 31


صفحه 70

2- 8. نشاط در تحقيق‌

يكى از مسائل مهم، در امر تحقيق، نشاط و شادابى محقق در كار خود است.[1]محقق توانا و موفق كسى است كه با شوق و ذوق و نشاط در پى حل مسئله خود باشد و هرگز خستگى و كسالت به خود راه ندهد. به تعبير شهيد مطهرى: «انسان بايد به كارش عشق داشته باشد ... آن وقت است كه شاهكارها به وجود مى‌آورد كه شاهكار ساخته عشق است، نه پول و درآمد. با پول مى‌شود كار ايجاد كرد، ولى با پول نمى‌شود شاهكار ايجاد كرد.»[2]

نشاط در تحقيق، يعنى زندگى كردن و محبت ورزى با مسئله مورد نظر، و معلوم است كه انسان هرگز از زندگى و همراهى با دوست خود، احساس خستگى و كسالت و سستى نمى‌كند.

علم دريايى است بى حد و كنار

طالب علم است غواص بحار

گر هزاران سال باشد عمر او

او نگردد سير خود، از جستجو[3]

«دانشجويان به شوخى از استاد خود مى‌پرسند كه در كار علم چگونه مى‌توانند به مقام بزرگانى چون پاولوف رسند. استاد، به جدّ پاسخ مى‌دهد: بامداد در آغوش مسئله مطلوب خود از خواب بيدار شويد، با مسئله خود صبحانه بخوريد، با آن به آزمايشگاه بشتابيد، به هنگام ناهار خوردن همراه آن باشيد، پس از ناهار آن را نزد خود نگه داريد، با آن به بستر برويد، و آن را به خواب ببينيد.»[4]

لذات دنيوى همه هيچ است نزد من‌

در خاطر از تغير آن هيچ ترس نيست‌

روز تنعم و شب عيش و طرب مرا

همچون شب مطالعه و روز درس نيست‌

يكى از عوامل بى‌انگيزگى و سستى در تحقيق اين است كه اهميت كار براى محقق روشن نشده است. كسى كه دست به تحقيقى مى‌زند و پس از مدتى دچار كسالت و سستى مى‌شود، به اين معناست كه يا علاقه درونى و واقعى به آن موضوع نداشته و صرفاً به خاطر درآمد يا شهرت يا مسائل ديگرى دست به آن تحقيق زده است و يا اينكه هدف تحقيق خود و اهميت آن را از ابتدا به درستى‌

[1]- براى آشنايى بيشتر با علل و عوامل نشاط و تحرك در تحقيق و همچنين عوامل احساس نااميدى و سستى در تحقيق، بنگريد به: مسعود آذربايجانى،« ضعف و قوت انگيزه در پژوهش»، دو فصلنامه پژوهش، پيش‌شماره اول، ص 48- 37

[2]- مرتضى مطهرى، تعليم و تربيت در اسلام، ص 421

[3]- جلال‌الدين محمد بلخى، مثنوى معنوى، دفتر ششم، ابيات 3881 و 3882.

[4]- ا. ح. آريان‌پور، پژوهش، ص 23 به نقل از:.55 .p ,rekaB .R .J ,esat Sdennal PehtdnaecneicS